﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:10,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:11,000 --> 00:00:14,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

4
00:00:15,950 --> 00:00:17,940
‫ ♪ یه رازی دارم ♪

5
00:00:17,940 --> 00:00:19,340
‫ ♪ میشه پیش خودت نگهش داری؟ ♪

6
00:00:19,340 --> 00:00:22,240
‫ ♪ قسم بخوری به کسی نمیگی ♪

7
00:00:22,240 --> 00:00:24,960
‫ ♪ بهتره تو جیب‌ـت قایم‌ـش کنی ♪

8
00:00:24,960 --> 00:00:27,840
‫ ♪ و تا گور با خودت ببریش ♪

9
00:00:27,840 --> 00:00:30,600
‫ ♪ اگه بهت بگم
‫ باید مطمئن شم ♪

10
00:00:30,600 --> 00:00:33,520
‫ ♪ که حرفم رو به کسی نمیگی ♪

11
00:00:33,520 --> 00:00:36,380
‫ ♪ چون دو نفر فقط درصورتی
‫  می‌تونن یه راز رو نگه دارن ♪

12
00:00:36,380 --> 00:00:39,220
‫ ♪ که یکی‌شون مُرده باشه ♪

13
00:00:51,040 --> 00:00:56,620
‫ ♪ دو نفر فقط درصورتی
‫  می‌تونن یه راز رو نگه دارن... ♪

14
00:00:56,620 --> 00:00:59,420
‫« دروغگوهای کوچک زیبا»
‫« مدرسه تابستانی »

15
00:00:59,420 --> 00:01:02,420
‫♪ که یکی‌شون مُرده باشه ♪

16
00:01:11,540 --> 00:01:15,500
‫واقعاً معذرت می‌خوام آرچی.

17
00:01:16,960 --> 00:01:19,980
‫حقت نبود تو اون قفس باشی.

18
00:01:25,000 --> 00:01:26,580
‫رُز خبیث، واقعی‌ـه.

19
00:01:26,580 --> 00:01:28,100
‫خودم دیدمش.

20
00:01:28,100 --> 00:01:31,800
‫تو این بازی قایم باشک مزخرف
‫تعقیب‌ـم کرد.

21
00:01:31,800 --> 00:01:35,620
‫پس یعنی رُز واترز توی میلووده
‫و داره اذیت‌مون می‌کنه.

22
00:01:35,620 --> 00:01:37,030
‫- یا...
‫- یا این که مُرده،

23
00:01:37,030 --> 00:01:40,560
‫و یه روانی مثل رُز لباس پوشیده
‫و داره اذیت‌مون می‌کنه.

24
00:01:40,560 --> 00:01:42,820
‫درهرصورت کار یه هرزه‌ی پیر لاغرمردنی‌ـه.

25
00:01:42,820 --> 00:01:45,880
‫پس بذارین بیاد سراغ من
‫تا دمار از روزگارش در بیارم.

26
00:01:45,880 --> 00:01:49,820
‫وقتی به مغازه‌ی رزی ریکاتا رسیدم،
‫یه نوشته‌ی عجیب اونجا بود.

27
00:01:50,680 --> 00:01:52,380
‫«این امتحان روز تولدت‌ـه.

28
00:01:52,380 --> 00:01:54,960
‫یه دختر بازمانده باید بتونه
‫از هر تله‌ی مرگی فرار کنه.

29
00:01:54,960 --> 00:01:58,340
‫تو قایم شو.
‫من می‌گردم.»

30
00:01:58,340 --> 00:02:01,100
‫عملاً داره میگه که
‫ما همه‌مون دخترای بازمانده‌‌ایم.

31
00:02:01,100 --> 00:02:05,480
‫که یعنی یکی از ماها ممکنه نفر بعدی باشه.

32
00:02:05,480 --> 00:02:07,000
‫عجب وضع ریدمانی‌ـه.

33
00:02:07,000 --> 00:02:08,620
‫حالا چی‌کار باید بکنیم؟

34
00:02:08,620 --> 00:02:10,220
‫به‌نظرم باید با هم یه عهد بذاریم.

35
00:02:10,220 --> 00:02:12,480
‫که هیشکی جواب گوشی‌ـش رو نده.

36
00:02:13,560 --> 00:02:15,340
‫تو عمرم تاحالا در این حد رو فرم نبودم.

37
00:02:15,340 --> 00:02:16,860
‫خودم این هرزه رو ناکار می‌کنم.

38
00:02:16,860 --> 00:02:19,940
‫آروم باش «دختر میلیون دلاری».

39
00:02:19,940 --> 00:02:22,320
‫به‌نظرم جواب این سوال رو می‌دونم.

40
00:02:22,320 --> 00:02:27,280
‫اما... دکتر سالیوان.
‫درسته دیروقت‌ـه اما نباید یه امتحانی بکنیم؟

41
00:02:27,280 --> 00:02:29,540
.خودش گفت هر کار ضروری‌ای که پیش اومد

42
00:02:29,540 --> 00:02:31,740
‫خیلی‌خب.

43
00:02:33,280 --> 00:02:35,240
‫رفت رو پیغام‌گیر.

44
00:02:35,240 --> 00:02:37,540
‫سلام. این پیغام برای دکتر سالیوان‌ـه.

45
00:02:37,540 --> 00:02:39,280
‫ایموجن‌ و دختراییم.

46
00:02:39,280 --> 00:02:42,160
‫می‌خواستیم بدونیم امکانش هست
‫که یه جلسه فوری برامون بذارین؟

47
00:02:42,160 --> 00:02:44,720
‫هرچه سریعتر.

48
00:02:44,720 --> 00:02:49,180
‫ممنون میشم که زنگ بزنین
‫و بهمون اطلاع بدین لطفاً.

49
00:02:53,340 --> 00:02:56,920
‫لولا، باید درمورد کسی که
‫ بهت زنگ زد بهم بگی.

50
00:02:56,920 --> 00:03:00,860
‫همونی که ازت خواسته بود
‫من رو به اون مهمونی سورپرایزی ببری.

51
00:03:00,860 --> 00:03:02,280
‫کی بود؟

52
00:03:04,600 --> 00:03:07,420
‫تو رو خدا لولا.

53
00:03:07,420 --> 00:03:10,720
‫این خیلی خیلی مهم‌ـه.

54
00:03:11,860 --> 00:03:15,600
‫گفت اسم‌ـش رُزه،

55
00:03:16,320 --> 00:03:20,490
‫و از اون طرف زنگ زده.

56
00:03:23,500 --> 00:03:26,670
‫« یکشنبه »
‫« هشتم ژوئن »

57
00:03:26,670 --> 00:03:30,180
‫دیشب یه فکر عجیب به ذهنم رسید،

58
00:03:30,180 --> 00:03:33,560
‫اگه احضار روح‌مون کار کرده باشه چی؟

59
00:03:33,560 --> 00:03:38,140
‫مامان بزرگ‌ـم گفت که شب تولدم
‫با رُز حرف زده،

60
00:03:38,140 --> 00:03:40,280
‫و اون رُز حتماً یه روح بوده.

61
00:03:41,260 --> 00:03:45,300
‫نخیر. یعنی چی؟
‫میشه بیخیال روح بشیم لطفاً؟

62
00:03:48,160 --> 00:03:49,540
‫جواب‌ـش رو نده.

63
00:03:50,360 --> 00:03:54,140
‫از دفتر دکتر سالیوان‌ـه.

64
00:03:54,140 --> 00:03:57,020
‫- سلام.
‫- سلام خانم آدامز.

65
00:03:57,020 --> 00:03:59,260
‫از دفتر دکتر سالیوان تماس می‌گیرم.

66
00:03:59,260 --> 00:04:00,860
‫پیغام‌تون به دست‌مون رسید

67
00:04:00,860 --> 00:04:05,300
‫اما دکتر سالیوان دچار یه صانحه‌ی جزئی شدن
‫و الان تحت درمان هستن.

68
00:04:05,300 --> 00:04:07,660
‫کجا؟
‫بیمارستان؟

69
00:04:07,660 --> 00:04:12,100
‫اجازه ندارم بگم اما به زودی
‫برای یه وقت دیگه باهاتون تماس می‌گیرم.

70
00:04:12,890 --> 00:04:14,520
‫پشمام!

71
00:04:14,520 --> 00:04:16,260
‫امکان نداره اتفاقی باشه.

72
00:04:16,260 --> 00:04:17,880
‫شاید هم باشه.

73
00:04:17,880 --> 00:04:21,000
‫چندساعت بعد این که یه قاتل روانی
‫به ماوس حمله کرد،

74
00:04:21,000 --> 00:04:24,280
‫واسه سالیوان پیغام گذاشتیم
‫و بعدش هم دچار صانحه شده.

75
00:04:24,280 --> 00:04:26,480
‫نه، اصلاً هم مشکوک نیست.

76
00:04:26,480 --> 00:04:29,880
‫پارسال، «اِی» تهدید کرد که اگه
‫به کسی بگیم، همه‌مون رو می‌کُشه.

77
00:04:29,880 --> 00:04:32,700
‫این طرف شوخی‌بردار نیست.

78
00:04:32,700 --> 00:04:34,400
‫همون طور که پارسال یاد گرفتیم،

79
00:04:34,400 --> 00:04:38,590
‫باید سرمون رو پایین
‫و دهن‌هامون رو بسته نگه داریم.

80
00:04:39,070 --> 00:04:41,920
‫باشه، اما دکتر سالیوان رو چی‌کار کنیم؟

81
00:04:41,920 --> 00:04:43,980
‫اگه کسی عمداً بهش آسیب برسونه...

82
00:04:43,980 --> 00:04:45,300
‫من ردش رو می‌گیرم،

83
00:04:45,300 --> 00:04:47,750
‫یه سر و گوشی آب میدم
‫و خبرش رو بهتون میدم.

84
00:04:55,920 --> 00:04:57,820
‫مطمئنی؟

85
00:04:57,820 --> 00:05:00,440
‫آزمایش سوم‌ـه.

86
00:05:00,440 --> 00:05:04,620
‫لنس، گفتم که اگه قبل ازدواج
‫سکس داشته باشیم، همچین اتفاقی می‌افته.

87
00:05:04,620 --> 00:05:07,080
‫هر تصمیمی که بگیری جودی،

88
00:05:07,080 --> 00:05:10,540
‫هرطور بخوای این وضعیت رو حل و فصل کنی،

89
00:05:10,540 --> 00:05:11,960
‫من پشتت می‌مونم.

90
00:05:11,960 --> 00:05:13,140
‫وایسین!

91
00:05:13,140 --> 00:05:14,820
‫این جزو سکانس نبود.

92
00:05:14,820 --> 00:05:15,660
‫نگفتم؟

93
00:05:15,660 --> 00:05:17,920
‫نمیشه سکانس رو تغییر بدی.
‫بی‌احترامی‌ـه.

94
00:05:17,920 --> 00:05:19,920
‫جزو سکانس هست پدر مالاکای.

95
00:05:19,920 --> 00:05:22,720
‫فقط یکم...
‫عوض‌ـش کردیم.

96
00:05:22,720 --> 00:05:24,780
‫یه سری تغییر ریزه میزه.

97
00:05:24,780 --> 00:05:27,060
‫قضیه چیه کِلی؟

98
00:05:30,360 --> 00:05:33,920
‫پدر مالاکای،
‫مامان،

99
00:05:33,920 --> 00:05:37,340
‫من یکم...
‫شک دارم.

100
00:05:37,340 --> 00:05:39,780
‫به «خانه رستگاری».

101
00:05:39,780 --> 00:05:42,620
‫چندتا از موضوعاتی که داریم بررسی‌شون می‌کنیم

102
00:05:42,620 --> 00:05:45,480
‫متاسفانه ممکنه که
‫برای بعضی‌ها دردناک باشه.

103
00:05:45,480 --> 00:05:48,360
‫کسایی که برام مهم‌ـن.

104
00:05:48,360 --> 00:05:50,320
‫واقعاً ناراحت شدم.

105
00:05:50,320 --> 00:05:53,100
‫این‌‌ها شک‌های خودت نیستن کِلی.

106
00:05:53,100 --> 00:05:55,480
‫شک‌های شیطان‌ـن!

107
00:05:55,480 --> 00:05:58,520
‫برای همینه که باید توی کلیسا باشی

108
00:05:58,520 --> 00:06:03,400
‫و روی «خانه رستگاری» کار کنی
‫نه توی پیست اسکی روی یخ.

109
00:06:03,400 --> 00:06:05,880
‫فردا بیا و به گناهت اعتراف کن کِلی.

110
00:06:05,880 --> 00:06:10,780
‫اعتراف...
‫و طلب بخشش کن.

111
00:06:12,660 --> 00:06:15,300
‫ایموجن، چطوری پرستارها راهت دادن؟

112
00:06:15,300 --> 00:06:20,360
‫شاید بهشون گفته باشم...
‫که دخترتون‌ـم.

113
00:06:22,060 --> 00:06:23,960
‫که اینطور.

114
00:06:23,960 --> 00:06:27,340
‫اما همه‌مون نگران‌تون بودیم.

115
00:06:29,920 --> 00:06:33,180
‫میشه بگین که دقیقاً
‫چه اتفاقی افتاد؟

116
00:06:33,180 --> 00:06:36,940
‫داشتم از دفتر می‌رفتم،
‫از پله‌ها میومدم پایین

117
00:06:36,940 --> 00:06:39,140
‫که تو اون موقع نباید این کار رو می‌کردم،

118
00:06:39,140 --> 00:06:42,800
‫بعدش یکی هولم داد.

119
00:06:44,400 --> 00:06:48,550
‫کی هول‌تون داد؟
‫دیدین‌شون؟

120
00:06:48,550 --> 00:06:51,980
‫ندیدم.
‫پشت‌ـم بودن.

121
00:06:51,980 --> 00:06:54,100
‫گمون کنم که کار یکی از
‫بیمارهای سابق‌‌ـم باشه.

122
00:06:54,100 --> 00:06:56,060
‫همچین کارهایی سابقه داشته.

123
00:06:56,060 --> 00:06:58,680
‫اما خبر خوب اینه که الان حالم خوبه.

124
00:06:58,680 --> 00:07:01,280
‫واقعاً ناراحت شدم.

125
00:07:01,280 --> 00:07:03,980
‫عجب کابوسی.

126
00:07:03,980 --> 00:07:10,160
‫ایموجن، منشی‌ـم گفت که زنگ زدی
‫و انگار یه کار فوری داشتی.

127
00:07:12,700 --> 00:07:14,440
‫اون...

128
00:07:14,440 --> 00:07:18,020
‫یه اشتباهی پیش اومد.

129
00:07:19,160 --> 00:07:23,210
‫اما حالا که تا اینجا اومدم،
‫می‌خواین از کافه‌تریا چیزی بگیرم؟

130
00:07:23,210 --> 00:07:26,180
‫یه فنجون پودینگ شاید خوب باشه.

131
00:07:35,000 --> 00:07:36,620
‫« گیرنده ناشناس »

132
00:07:38,280 --> 00:07:39,840
‫خب.
‫چی از جون‌مون می‌‌خوای؟

133
00:07:39,840 --> 00:07:42,580
‫الو؟
‫شما تبیتا هیورث هستین؟

134
00:07:42,580 --> 00:07:43,720
‫شاید.

135
00:07:43,720 --> 00:07:45,640
‫تو دیگه کی هستی؟

136
00:07:45,640 --> 00:07:47,500
‫من رئیس دنی مگوایر هستم.

137
00:07:47,500 --> 00:07:50,520
‫از جشنواره‌ی وحشت بین‌المللی پیتسبرگ
 .تماس می‌گیرم

138
00:07:50,520 --> 00:07:52,220
‫تبیتا شمایین؟

139
00:07:53,280 --> 00:07:54,900
‫بله خودم هستم.

140
00:07:54,900 --> 00:07:58,540
‫شرمنده.
‫این چندوقته همش تماس تبلیغاتی برام میاد.

141
00:07:58,540 --> 00:08:02,900
‫تبیتا، یکی از فیلم‌سازهایی که واسه جشنواره
‫قبول کرده بودیم، مجبور شد انصراف بده.

142
00:08:02,900 --> 00:08:06,700
‫همونطور که می‌دونی، فیلم کوتاه‌ـت
‫ برای شرکت توی جشنواره قبول نشد،

143
00:08:06,700 --> 00:08:08,960
‫اما خیلی تاثیرگذار بود.

144
00:08:08,960 --> 00:08:11,320
‫می‌خواستیم ببینیم اخیراً فیلمی ساختی

145
00:08:11,320 --> 00:08:13,520
‫که بتونیم برای جشنواره درنظرش بگیریم؟

146
00:08:13,520 --> 00:08:16,900
‫جشنواره وحشت زنگ زد؟
‫چه خوب!

147
00:08:16,900 --> 00:08:18,760
‫داستان اون یکی فیلم کوتاهت چیه؟

148
00:08:18,760 --> 00:08:21,660
‫هنوز وجود خارجی نداره.

149
00:08:21,660 --> 00:08:25,200
‫اما دو روز وقت دارم
‫تا بفرستم.

150
00:08:26,920 --> 00:08:28,200
دهنم سرویس‌ـه، آره؟

151
00:08:28,200 --> 00:08:29,340
‫نه بابا.

152
00:08:29,340 --> 00:08:33,780
حتماً می‌تونی توی دو روز ‫یه فیلم جدید
.ضبط و تدوین کنی. به سبک گونزو

153
00:08:33,780 --> 00:08:36,040
‫من همه‌جوره کمک می‌کنم.

154
00:08:36,040 --> 00:08:37,580
‫سوال اصلی اینه که...

155
00:08:37,580 --> 00:08:41,360
‫اصلاً ایده‌ای داری که فیلم کوتاهت
‫درمورد چی باشه؟

156
00:08:42,000 --> 00:08:44,880
‫تایید شد که یه صانحه عجیب نبوده.

157
00:08:44,880 --> 00:08:48,220
‫یکی دکتر سالیوان رو از پله‌ها هُل داده پایین.

158
00:08:48,220 --> 00:08:49,820
‫رُز خبیث؟

159
00:08:49,820 --> 00:08:51,880
‫سالیوان اون رو ندیده.

160
00:08:51,880 --> 00:08:55,360
‫گفت ممکنه یکی از بیمارهای سابقش باشه.

161
00:08:55,360 --> 00:09:01,920
‫یعنی رُز خبیث دکتر سالیوان رو واسه این
‫ زیرنظر گرفته که... واقعاً چرا؟

162
00:09:01,920 --> 00:09:04,080
‫چون براش اون پیغام رو گذاشتیم؟

163
00:09:04,080 --> 00:09:07,420
‫چون قصد داشتیم درمورد اون
‫ امتحان سخت ماوس بهش بگیم؟

164
00:09:07,420 --> 00:09:11,400
‫که یعنی حالا که نمی‌تونیم به‌طور مستقیم
‫به دکتر سالیوان هشدار بدیم،

165
00:09:11,400 --> 00:09:14,820
‫می‌خوام مخفیانه حواسم بهش باشه.

166
00:09:14,820 --> 00:09:18,200
‫ماوس، چیشده؟
‫یه جوری شدی انگار می‌خوای بالا بیاری.

167
00:09:18,200 --> 00:09:20,500
‫بچه‌ها من...

168
00:09:20,500 --> 00:09:27,140
‫فکر کنم شاید من مسئول
‫به‌وجود اومدن رُز خبیث باشم.

169
00:09:27,140 --> 00:09:30,100
‫اولین روزهای اسپوکی‌اسپاگتی
‫که دادگاه داشت برگزار می‌شد،

170
00:09:30,100 --> 00:09:34,840
‫رفتم تو سایتش و...

171
00:09:34,840 --> 00:09:37,340
‫یه چیزایی درمورد ماسک آرچی نوشتم.

172
00:09:37,860 --> 00:09:42,560
‫جزئیاتی نوشتم که فقط کسایی که از نزدیک
‫ ماسک‌ـش رو دیدن، ازش خبر داشتن.

173
00:09:42,560 --> 00:09:46,840
‫این که از تکه‌های چرم
‫به هم دوخته شده.

174
00:09:46,840 --> 00:09:49,380
‫ماوس، چطوری این معنی رو میده
‫که تو رُز خبیث رو به‌وجود آوردی؟

175
00:09:49,380 --> 00:09:53,440
‫مردم اون جزئیات دوخت‌های ماسک‌ اِی رو خوندن،

176
00:09:53,440 --> 00:09:54,760
‫و عملی‌ـش کردن،

177
00:09:54,760 --> 00:09:57,040
‫افسانه رو ساختن
‫تا این که توی داستان گفتن

178
00:09:57,040 --> 00:10:02,200
‫که آرچی از پوست مادرش
‫واسه درست کردن ماسک استفاده کرده.

179
00:10:04,540 --> 00:10:08,460
‫و حالا یکی با صورت خونی اون بیرونه

180
00:10:08,460 --> 00:10:09,940
‫و داره میاد سراغ‌مون.

181
00:10:09,940 --> 00:10:12,840
‫ببخشید ولی...

182
00:10:12,840 --> 00:10:17,340
‫تو مقصر این اتفاقات نیستی ماوس.

183
00:10:17,340 --> 00:10:22,240
‫آره، یکی شمایل‌نگاری رُز خبیث رو دزدیده

184
00:10:22,240 --> 00:10:24,240
‫اما این تقصیر تو نیست رُز.

185
00:10:24,240 --> 00:10:25,560
‫و طبق همین نکته

186
00:10:25,560 --> 00:10:28,640
‫به احتمال زیاد خود رُز واترز
‫ زیر اون بانداژها نیست.

187
00:10:28,640 --> 00:10:31,030
‫اگه رُز واترز واقعی رو پیدا کنیم
‫و ردش رو بزنیم

188
00:10:31,030 --> 00:10:34,020
‫می‌تونیم بفهمیم یا حداقل
‫یه چیزایی سر در بیاریم.

189
00:10:34,020 --> 00:10:38,100
‫وایسین.
‫اسپوکی‌اسپاگتی.

190
00:10:38,100 --> 00:10:41,920
‫- می‌تونیم با اون رُز واترز رو پیدا کنیم.
‫- اما چطوری؟

191
00:10:41,920 --> 00:10:44,880
‫اگه یه جایی اون بیرون باشه،
‫مردم شاید دیده باشنش

192
00:10:44,880 --> 00:10:47,300
‫یا یه شایعاتی به گوش‌شون رسیده باشه
‫که الان کجاس.

193
00:10:47,300 --> 00:10:49,360
‫ما فقط باید سوال کنیم

194
00:10:49,360 --> 00:10:51,980
‫و ببینیم چه جواب‌هایی می‌گیریم.

195
00:10:51,980 --> 00:10:53,780
‫پس نقشه‌ی بعدی‌مون اینه.

196
00:10:53,780 --> 00:10:56,320
‫درحال حاضر تنها نقشه‌مون‌ـه.

197
00:10:56,320 --> 00:10:57,640
‫من که پایه‌ـم

198
00:10:57,640 --> 00:11:04,060
‫اگه هم زنده باشه،
‫می‌فهمیم که روح نیست.

199
00:11:05,240 --> 00:11:09,000
‫می‌خوام یه چیزی بگم که هیچ ربطی
‫به موضوع بحث‌مون نداره،

200
00:11:09,000 --> 00:11:11,800
‫شاید فردا به کمک‌ همه‌تون نیاز داشته باشم.

201
00:11:11,800 --> 00:11:13,580
‫قضیه چیه؟

202
00:11:13,580 --> 00:11:18,380
‫احتمال بالایی داره که یه شانس دیگه
‫واسه رسیدن به جشنواره‌ی وحشت داشته باشم.

203
00:11:18,380 --> 00:11:22,220
‫جشنواره‌ی وحشت بین‌المللی پیتسبرگ.

204
00:11:22,220 --> 00:11:26,500
‫اما باید فوری‌فوتی یه فیلم کوتاه دیگه بسازم،

205
00:11:26,500 --> 00:11:29,880
‫البته اگه بتونم بفهمم که درمورد چی باشه.

206
00:11:43,560 --> 00:11:48,320
‫خب، پروژه‌ی سینمایی بعدی‌مون
‫ قراره چی باشه؟

207
00:11:55,170 --> 00:11:57,550
‫« دوشنبه »

208
00:11:59,500 --> 00:12:02,140
‫خب، فکر کنم یه موضوعی پیدا کرده باشم.

209
00:12:02,140 --> 00:12:04,860
‫اما عملاً مثل فیلم «آرواره‌ها»
‫ تو یه سالن سینما می‌مونه.

210
00:12:04,860 --> 00:12:06,640
‫اوه،
‫تعریف کن ببینم.

211
00:12:06,640 --> 00:12:10,250
‫یه آپارات‌چی روانی که بیست سال پیش
‫یکی رو تو سالن سینما کشته،

212
00:12:10,330 --> 00:12:14,780
‫آخرهفته، برای مهم‌ترین فیلم تابستون،
‫از تیمارستان فرار می‌کنه.

213
00:12:14,780 --> 00:12:18,180
‫مدیر سینما شک می‌کنه
‫که شاید به پناهگاه قدیمی‌ـش برگرده

214
00:12:18,180 --> 00:12:19,700
‫و می‌خواد سینما رو تعطیل کنه.

215
00:12:19,700 --> 00:12:21,920
‫اما مالک طمع‌کار می‌خواد
‫سینما باز بمونه

216
00:12:21,920 --> 00:12:24,440
‫چون نمی‌خواد درآمد فروش بلیط‌ها رو
 .از دست بده

217
00:12:24,440 --> 00:12:27,560
‫یعنی همون چیف برودی
‫علیه شهردار وان،

218
00:12:27,560 --> 00:12:30,140
‫اما یه روانی به‌جای اون کوسه بازی می‌کنه.

219
00:12:30,140 --> 00:12:34,280
‫واقعاً فکر هوشمندانه‌ایه.
‫کِی به ذهنت رسید؟

220
00:12:34,280 --> 00:12:38,520
‫دیشب.
‫کاملاً یهویی به ذهنم رسید.

221
00:12:38,520 --> 00:12:41,140
‫به‌نظر من که خیلی خفن‌ـه.
‫بریم تو کارش.

222
00:12:41,140 --> 00:12:45,360
‫خودت نقش اول رو بازی می‌کنی دیگه؟
‫شخصیت مدیر سینما.

223
00:12:45,360 --> 00:12:48,140
‫نمی‌دونم. به‌نظرم بیشتر از اون آدم‌هایی‌ـم
‫که تو پشت‌صحنه کار می‌کنن.

224
00:12:48,140 --> 00:12:49,960
‫آره خب.

225
00:12:49,960 --> 00:12:53,320
‫اما اگه دلت خواست هم
‫می‌تونی جلوی دوربین باشی.

226
00:12:53,320 --> 00:12:56,220
‫آخه عین ستاره‌های فیلم‌ها خوشگلی.

227
00:12:56,220 --> 00:13:00,170
‫بعدشم، همیشه حال میده که نقش دخترِ
‫ بازمانده رو یه سیاه‌پوست بازی کنه، نه؟

228
00:13:00,360 --> 00:13:01,920
‫آره.

229
00:13:01,920 --> 00:13:07,980
‫ایموجن، نمی‌خوام ناسپاس باشم یا بگم
‫  دوست ندارم اینجا باشی، اما تو مگه کار نداری؟

230
00:13:07,980 --> 00:13:11,780
‫یا هرکار دیگه‌ای که بتونی
‫تو این روز آفتابی تابستونی بکنی

231
00:13:11,780 --> 00:13:13,820
‫به‌جز این که اینجا پیش من باشی؟

232
00:13:13,820 --> 00:13:15,140
‫به هیچ وجه.

233
00:13:15,140 --> 00:13:18,340
‫امروز تعطیل‌ـم
‫برای همین در خدمت شمام.

234
00:13:19,300 --> 00:13:23,140
‫خب، کلمه‌ی شیش حرفی برای
‫یه عروسک یا غذای مهمونی؟

235
00:13:23,140 --> 00:13:24,680
‫باربی.

236
00:13:24,680 --> 00:13:28,460
‫آره، باریکلا.

237
00:13:29,260 --> 00:13:31,660
‫وای.

238
00:13:31,660 --> 00:13:36,240
‫هشت افقی، کلمه هفت حرفی،
‫مشاوره‌ی حرفه‌ای.

239
00:13:36,240 --> 00:13:38,940
‫شوخی می‌کنی.

240
00:13:40,560 --> 00:13:43,780
‫کلمه‌ای یهودی به معنی «سرنوشت».

241
00:13:45,220 --> 00:13:47,700
‫یادگارنامه.

242
00:13:47,700 --> 00:13:50,860
‫- تو یه جمله ازش استفاده کن ببینم.
‫- خیلی‌خب.

243
00:13:50,860 --> 00:13:55,980
‫تو و تشویق‌کنندگی یه یادگارنامه نیستین.

244
00:13:55,980 --> 00:14:01,160
‫شاید بهتر باشه فعالیت فوق‌برنامه رو
‫به کارن بسپاریم.

245
00:14:01,160 --> 00:14:04,860
‫هی!
‫اینقدر گیر نده.

246
00:14:05,240 --> 00:14:09,270
‫- اولین هرم‌ـم بود.
‫- و قراره آخری‌ـش باشه.

247
00:14:10,200 --> 00:14:11,740
‫شرمنده کوچولو.

248
00:14:11,740 --> 00:14:16,200
‫وظیفه‌ی منه که تو رو سالم نگه دارم.

249
00:14:18,720 --> 00:14:23,140
‫ایموجن، چی شد یهو رفتی تو خودت؟

250
00:14:26,580 --> 00:14:29,060
‫ام...

251
00:14:29,060 --> 00:14:34,160
‫من و مامانم هروقت مریض بودم
‫یا آسیب می‌دیدم

252
00:14:34,900 --> 00:14:38,420
‫جدول حل می‌کردیم.

253
00:14:39,860 --> 00:14:43,480
‫کاش می‌تونستم بگم
‫که با گذر زمان آسون‌تر میشه.

254
00:14:43,480 --> 00:14:48,300
‫اما خیلی چیزها از جمله سوگواری
‫زمان مشخصی ندارن.

255
00:14:49,380 --> 00:14:51,980
‫انگار خودتون هم تجربه‌ـش رو داشتین.

256
00:14:53,880 --> 00:14:57,360
‫من هم به اندازه‌ی خودم غم داشتم.

257
00:15:00,580 --> 00:15:04,820
‫می‌خواین به کسی زنگ بزنم دکتر سالیوان؟

258
00:15:04,820 --> 00:15:08,360
‫عضو خونواده‌ای یا دوستی که
‫نگران‌تون باشه

259
00:15:08,360 --> 00:15:10,220
‫یا بخواد بهتون سر بزنه.

260
00:15:10,220 --> 00:15:12,680
‫نه.
‫لازم نیست.

261
00:15:12,680 --> 00:15:14,330
‫کلمه‌ی بعدی رو بگو.

262
00:15:21,250 --> 00:15:23,510
‫« تعطیل بعلت مراسم خصوصی »

263
00:15:28,980 --> 00:15:33,020
‫اینا دیگه چی‌ان تبی؟
‫همه رو امروز جور کردی؟

264
00:15:33,020 --> 00:15:35,690
‫خب، کریستین توی زیرزمین‌ـش
‫ خیلی‌ از وسایل رو داشت.

265
00:15:35,690 --> 00:15:39,360
‫بقیه‌ـش رو هم مثل راجر کورمن
‫از دوستا و دوستای دوستامون گرفتیم.

266
00:15:47,500 --> 00:15:49,920
‫آپاراتچی یا همون آرواره‌ها
‫توی سالن سینما،

267
00:15:49,920 --> 00:15:51,340
‫صحنه‌ی ۱-الف.
‫برداشت اول.

268
00:15:51,340 --> 00:15:54,160
‫آماده،
‫حرکت.

269
00:16:35,340 --> 00:16:36,970
‫کات!

270
00:16:51,660 --> 00:16:52,860
‫کات!

271
00:16:54,120 --> 00:16:55,780
‫حرف نداشت.

272
00:16:55,780 --> 00:16:57,520
‫ممنونم. ممنونم.
‫ممنونم.

273
00:16:57,520 --> 00:16:58,870
‫همه‌چی آماده‌ـس؟

274
00:16:58,870 --> 00:17:02,310
‫فکر کنم.
‫موقع بررسی فیلم دوباره چک می‌کنم.

275
00:17:09,320 --> 00:17:12,030
‫« سه‌شنبه »

276
00:17:20,660 --> 00:17:23,680
‫پیتزا فروشی پین‌بال بفرمایین؟

277
00:17:23,680 --> 00:17:25,680
‫الو؟

278
00:17:27,660 --> 00:17:29,360
‫بازم مزاحم تلفنی.

279
00:17:29,360 --> 00:17:32,000
‫این احمق‌ها اینقدر بیکارن؟

280
00:17:32,000 --> 00:17:33,900
‫معلومه که واقعاً بیکارن.

281
00:17:33,900 --> 00:17:36,680
‫من باید یه استراحتی بکنم.

282
00:17:40,980 --> 00:17:43,120
‫بنی گفت بپرسم چی شده.

283
00:17:43,120 --> 00:17:45,000
‫آره.
‫شرمنده.

284
00:17:45,000 --> 00:17:49,150
‫شرمنده. فقط امروز نمی‌تونم
‫مزخرفات بنی رو تحمل کنم.

285
00:17:52,200 --> 00:17:54,600
‫هی، می‌خوای یه سر از اینجا بریم؟

286
00:17:54,600 --> 00:17:56,910
‫جدی؟

287
00:17:56,910 --> 00:18:01,700
‫آره. امروز انگار اصلاً نمی‌گذره.

288
00:18:02,780 --> 00:18:04,440
‫کون لقش.

289
00:18:04,440 --> 00:18:08,200
‫آره.
‫کجا می‌خوای بریم؟

290
00:18:09,080 --> 00:18:09,940
‫خونه‌ی بابام...

291
00:18:09,940 --> 00:18:14,940
‫یه استخر فوق‌العاده داره،
‫خودش هم به‌خاطر سفر کاری نیستش.

292
00:18:14,940 --> 00:18:18,920
‫می‌تونیم بریم اونجا،
‫کسی هم نمی‌فهمه اونجا بودیم.

293
00:18:25,900 --> 00:18:28,920
‫پس دخترا موافقن که
‫ بری تو سایت اسپوکی‌اسپاگتی؟

294
00:18:28,920 --> 00:18:30,700
‫تو این مورد آره.

295
00:18:30,700 --> 00:18:32,280
‫اسپوکی‌‌اسپاگتی به این وضع انداخت‌مون،

296
00:18:32,280 --> 00:18:34,950
‫باید ببینم کسی می‌تونه کمک کنه
‫از این وضع در بیایم.

297
00:18:34,950 --> 00:18:37,950
‫یا حداقل یکی از مظنون‌هامون رو
‫ از فهرست پاک کنه.

298
00:18:37,950 --> 00:18:40,880
‫دارم تو فروم‌ها می‌نویسم
‫که دنبال «رُز واترز» می‌گردم

299
00:18:40,880 --> 00:18:44,880
‫تا بتونم وارد قلمروش بشم.

300
00:18:44,880 --> 00:18:48,170
‫خیلی‌خب.
‫دقیقاً واسه‌ی چی؟

301
00:18:49,020 --> 00:18:55,600
‫تا رُز رو پیدا کنم. ‫نه روح
.یا کازپلی‌ـش رو، خود رُز واترز واقعی رو

302
00:18:55,600 --> 00:19:02,400
‫برفرض اون بیرون بود
‫ و پیداش هم کردی، بعدش چی؟

303
00:19:02,400 --> 00:19:06,380
‫واسه شروع ازش می‌پرسم که اون بود که توی
‫ رُزی ریکاتا خواست زنده زنده آتیشم بزنه

304
00:19:06,380 --> 00:19:08,520
‫یا کار یه نفر دیگه بوده.

305
00:19:13,200 --> 00:19:17,200
‫هنری، اینجا چی‌کار می‌کنی؟

306
00:19:17,200 --> 00:19:22,140
‫به‌خاطر اتفاقایی که بین‌مون افتاد
‫حال‌ـم اصلاً خوب نبود فرن.

307
00:19:22,140 --> 00:19:24,860
‫اگه هم می‌خوای دیگه نرقصی،
‫تصمیم خودته.

308
00:19:24,860 --> 00:19:27,840
‫اصلاً لازم نیست بهم توضیحی بدی.

309
00:19:28,270 --> 00:19:32,900
ببخشید که اونطوری واکنش نشون دادم

310
00:19:36,650 --> 00:19:38,030
‫و می‌خواستم بهت بگم که،

311
00:19:38,110 --> 00:19:40,820
‫من تو آموزشگاه «وای»
‫کلاسِ آموزشِ شنا ثبت نام کردم.

312
00:19:40,860 --> 00:19:45,450
‫هنری! این دیگه واقعاً نیاز نبود...

313
00:19:45,490 --> 00:19:49,330
‫خودم دلم می‌خواد. می‌خواستم
‫بهت نزدیک باشم.

314
00:19:49,410 --> 00:19:55,460
‫خب؛ واقعاً تلاش‌ت رو ستایش می‌کنم

315
00:19:55,500 --> 00:19:59,970
‫اما اگه واقعاً می‌خوای شنا یاد بگیری،

316
00:20:00,840 --> 00:20:02,180
‫من می‌تونم بهت یاد بدم.

317
00:20:02,260 --> 00:20:04,300
‫برات کلاسِ خصوصی بذارم.

318
00:20:04,350 --> 00:20:07,810
‫همین‌جا؛ بعد از این‌که همه رفتن.

319
00:20:07,850 --> 00:20:09,930
‫کلیدهاش دست خودمه.

320
00:20:10,020 --> 00:20:12,480
‫خب ظاهراً از کلاس‌های «وای» خیلی بهتره!

321
00:20:15,820 --> 00:20:18,730
‫پـشمام! شبیه‌ خونه‌ی بتـمنه!

323
00:20:25,490 --> 00:20:27,740
‫هیچوقت نگفته بودی
‫بابات اینقدر مایه‌دارـه!

324
00:20:27,830 --> 00:20:29,370
خیلی آدم لاشی‌ایه...

325
00:20:29,410 --> 00:20:31,460
‫وقتی من و مامانم بیشتر
‫از همه بهش نیاز داشتیم ول‌مون کرد.

326
00:20:31,540 --> 00:20:34,210
‫اما خب همچین جای خفنی رو داره دیگـه!

327
00:20:34,290 --> 00:20:35,630
‫منم رمز آژیرهای خطـرش رو می‌دونم.

328
00:21:42,570 --> 00:21:44,360
‫خب، بابات این همه
‫پول رو از کجا آورده؟

329
00:21:45,610 --> 00:21:47,870
‫یکی مثلِ «فـارما بـرو»ـه.

330
00:21:47,950 --> 00:21:49,950
اما موادهایی رو خرید و فـروش می‌کنه که

331
00:21:49,990 --> 00:21:52,330
‫مامان‌هـامون بهش معتاد شدن.

332
00:21:52,410 --> 00:21:56,710
‫و وقتی که مامانم بیشتر از هر زمانی بهش
‫نیاز داشت، اون و خانواده‌ش رو ول کرد رفت.

333
00:21:57,630 --> 00:21:59,290
‫کون لقش.

334
00:21:59,340 --> 00:22:01,880
‫توی همچین عمارتی زندگی می‌کنه
‫و اینقدر پول داره

335
00:22:01,960 --> 00:22:03,920
‫اما هزینه‌های درمان مامانت رو نمی‌ده؟

336
00:22:03,960 --> 00:22:05,300
‫یعنی هیچی‌ِ هیچی؟

337
00:22:05,380 --> 00:22:07,590
‫می‌گه مامانت لیاقتِ کمک من رو نداره.

338
00:22:08,180 --> 00:22:09,470
‫می‌دونی چـیه؟

339
00:22:09,550 --> 00:22:12,220
‫اگه واسه درمان مامانت پول نمی‌ده،

340
00:22:12,310 --> 00:22:14,480
‫پس خودمون دست به کار می‌شیم!

341
00:22:18,190 --> 00:22:20,650
‫بابات کُلی ساعت رولکس داشت...

342
00:22:20,690 --> 00:22:24,940
‫اگه یدونش رو برداریم
‫و بفروشیم، به‌نظرت می‌فهمه؟

343
00:22:26,240 --> 00:22:27,410
‫باشه.

344
00:22:27,490 --> 00:22:28,990
‫بـیا حال این مادرجنده رو جـا بیاریم!

345
00:22:35,540 --> 00:22:39,380
‫واقعاً عجیبه...

346
00:22:39,460 --> 00:22:41,000
‫چیزی شده؟

347
00:22:41,090 --> 00:22:45,010
‫بابای استل داره زنگ می‌زنه؛
‫که سال به سال هم بهم زنگ نمی‌زنه.

348
00:22:45,760 --> 00:22:46,720
‫آم...

349
00:22:46,800 --> 00:22:48,130
‫باید حتماً جواب بدم دکتر سالیوان.

350
00:22:49,180 --> 00:22:50,510
‫الـو؟

351
00:22:52,010 --> 00:22:54,060
‫واقعاً ازت ممنونم.

352
00:22:54,140 --> 00:22:55,850
‫مامان بلیک خیلی یهویی فوت شد

353
00:22:55,930 --> 00:22:57,520
‫و گوش استر هم که عفونت کرده

354
00:22:57,600 --> 00:22:59,690
‫برای همین نمی‌تونه سوار هواپیما بشه.

355
00:22:59,730 --> 00:23:02,020
‫خدای من؛ اصلاً نیازی به توضیح نیست.

356
00:23:02,060 --> 00:23:03,520
‫کاملاً درک می‌کنم.

357
00:23:03,570 --> 00:23:05,570
‫شماره‌هایی که ممکنه
‫یه‌وقت به‌کارت بیان روی در یخچاله.

358
00:23:05,650 --> 00:23:09,070
‫باید قبل از خواب دو قطره از این بریزی
‫توی گوش سمت چپش؛ تو قطره هم اول صبح.

359
00:23:09,160 --> 00:23:12,450
‫دو قطره قبل از خواب؛
‫دو قطره هم اول صبح.

360
00:23:13,530 --> 00:23:17,750
‫آقای وینترز؛ جز من کسی نبود نـه؟

361
00:23:18,870 --> 00:23:20,880
‫واسه همین به من زنگ زدین؟

362
00:23:20,960 --> 00:23:23,310
‫به تو زنگ زدم چون یکی رو
‫می‌خواستم که بتونم بهش اعتماد کنم

363
00:23:23,350 --> 00:23:25,170
‫کسی که می‌دونم کاملاً
‫حواس‌ش به بچه‌مون هست.

364
00:23:25,210 --> 00:23:28,340
‫باشه باشه.

365
00:23:28,380 --> 00:23:30,220
‫قول می‌دم
‫هیچ اتفاقی نمیفته.

366
00:23:32,890 --> 00:23:34,390
‫بابایی خیلی دوستت داره دختر نازم.

367
00:23:35,770 --> 00:23:37,520
‫فردا برمی‌گردیم.
‫باز هم ممنون.

368
00:23:56,700 --> 00:23:59,080
‫عوضـیا.

369
00:23:59,120 --> 00:24:04,170
‫پس‌که من باید به گناه‌هام اعتراف کنم؟
‫مـن باید دوباره باکـره بشم؟

370
00:24:05,750 --> 00:24:07,840
‫نشونت می‌دم مامان.

371
00:24:10,845 --> 00:24:15,845
‫[ امشب چیکاره‌ای؟ بریم شـنا؟ ]
‫[ - بـریم! ]

372
00:24:20,060 --> 00:24:22,100
‫حرف نداری!

373
00:24:22,140 --> 00:24:25,610
‫- ممنونم. تو هم همینطور!
‫- تو استعـدادت خدادادیـه!

374
00:24:25,650 --> 00:24:27,530
‫نظرت درمورد

375
00:24:27,610 --> 00:24:30,030
قتل توی سینما چیـه؟

376
00:24:30,110 --> 00:24:32,700
‫یا توی سـالنی که فیلم اتفاق میفـته؛
‫لوکیشن اصلی خودمون.

377
00:24:32,780 --> 00:24:36,410
‫قاتلی که توی سـینما میفته دنبال جوون‌ها؛
‫نه یه مشت آدم که واسه شنا رفتن توی آب.

378
00:24:36,450 --> 00:24:37,790
‫- خیلی فکر خوبیه!
‫- آره.

379
00:24:37,870 --> 00:24:40,290
‫محشره! الان می‌نویسمش.

380
00:24:40,370 --> 00:24:41,960
‫دل تو دلم نیست شروع کنیم!

381
00:24:51,340 --> 00:24:52,970
‫آقای وینترز. سلام.

382
00:24:53,010 --> 00:24:55,410
‫ببین، نمی‌خوام بترسونمت
‫اما شرکت سیستم امنیتی

383
00:24:55,490 --> 00:24:57,140
‫خونه به‌مون زنگ زد و گفت

384
00:24:57,180 --> 00:24:59,310
‫یکی از پنجره‌های خـونه باز شده!

385
00:25:01,640 --> 00:25:03,640
‫مطمئنم به‌خاطر باده اما...

386
00:25:04,900 --> 00:25:09,230
‫الان می‌رم ببینم چی شده.

387
00:25:10,900 --> 00:25:12,990
‫و اگه مشکلی بود به‌تون زنگ می‌زنم.

388
00:25:28,130 --> 00:25:31,210
‫- سلام.
‫- سلام جانی.

389
00:25:31,300 --> 00:25:34,510
‫ببخشید که نیومدم سرکار؛
‫الان سـرت شلوغه؟

390
00:25:34,550 --> 00:25:39,180
‫از اون‌جایی تو به کل شهر گفتی من
‫دختـربـازم؛ دیگه اونقدرها سرم شلوغ نیست.

391
00:25:39,220 --> 00:25:41,060
‫شلوغش نکن کلاً به یه نفر گفتم.

392
00:25:41,140 --> 00:25:47,690
‫حالا؛ دوست داری هم رو ببینیم؟
‫من باید یه چند ساعتی از دخترم نگه‌داری کنم.

393
00:25:47,770 --> 00:25:52,530
‫و اگه دوست داشتی خوشحال می‌شم بیای.

394
00:25:52,610 --> 00:25:56,110
‫حتماً. آدرس رو برام بفرست.

395
00:25:56,200 --> 00:25:58,530
‫همین الان؛ می‌بینمت پس.

396
00:25:58,620 --> 00:26:00,080
‫اما هرچی زودتر بیای بهترـه!

397
00:26:13,880 --> 00:26:16,840
‫خیلی‌خب، از کجا شروع کنیم؟

398
00:26:16,880 --> 00:26:19,260
‫اولین درس‌مون چـیه؟

399
00:26:20,810 --> 00:26:24,890
‫نظرت چیـه...اول نفس‌ت رو حبس کنی؟

400
00:26:34,400 --> 00:26:36,450
‫وای!

401
00:26:36,530 --> 00:26:38,280
‫ظاهراً دوتامون همچین ایده‌ای داشتیم.

402
00:26:38,360 --> 00:26:41,660
‫- آره، مغزهای بـاهوش مثل هم فکر می‌کنن
‫- آره.

403
00:26:41,740 --> 00:26:43,580
‫ببخشید که این‌طوری اومدیم فـرن؛

404
00:26:43,620 --> 00:26:48,580
‫فقط می‌خواستم یه شب از مامانم دور باشم
‫و بتونم خوش بگذرونم.

405
00:26:48,620 --> 00:26:52,210
‫اما ظاهراً مزاحم شدیم؛ پس می‌ریم.

406
00:26:52,250 --> 00:26:56,550
‫نیازی نیست کلی؛ جایی نرین.

407
00:26:56,590 --> 00:26:58,380
‫بپرید داخل آب.

408
00:26:58,430 --> 00:27:00,260
‫آب گـرمه.

409
00:27:02,430 --> 00:27:06,350
‫- الان دلم می‌خواد همین‌جا غرق بشم
‫- منم میام.

410
00:28:31,520 --> 00:28:33,850
‫امیدوارم اشتباه برداشت نکنی،

411
00:28:33,940 --> 00:28:37,020
‫اما فکرکنم احساس خطر کردی
‫که بهم زنگ زدی؟

412
00:28:38,650 --> 00:28:43,700
‫- من...
‫- باشه. باشه.

413
00:28:43,780 --> 00:28:48,830
‫می‌خوای چاقو و بچه رو یه لحظه بدی به من
‫و نفس بکشی؟

414
00:28:50,370 --> 00:28:51,540
‫آره واقعاً.

415
00:28:51,620 --> 00:28:53,170
‫باشه.

416
00:29:04,930 --> 00:29:06,140
‫ممنون.

417
00:29:19,230 --> 00:29:21,900
‫خوشحالم که میونه‌تون با هنری اوکی شده.

418
00:29:21,990 --> 00:29:24,070
‫می‌دونم این اخیراً یکم به مشکل خورده بودین.

419
00:29:25,160 --> 00:29:26,780
‫هنـری برات تعریف کرده؟

420
00:29:26,870 --> 00:29:30,620
‫نه؛ نه فقط برای من.
‫برای همه تو گروه کلیسا.

421
00:29:30,700 --> 00:29:33,960
‫گروه این کلاس‌های کایروس که
‫کشیش ملاخای داره برگزار می‌کنه

422
00:29:34,040 --> 00:29:36,250
‫و همه‌مون رو مجبور کرده شرکت کنیم.

423
00:29:37,210 --> 00:29:40,590
‫کلاس کایروس دیگه چیـه؟

424
00:29:40,630 --> 00:29:42,470
‫از این فعالیت‌های بزرگ گروهـیه.

425
00:29:42,550 --> 00:29:48,140
‫آدم با خودش صادق می‌شه و تراماهاش
‫رو به‌اشتراک می‌ذاره و از گناه دور می‌کنه.

426
00:29:48,220 --> 00:29:53,810
‫یعنی رابطه‌مون اینقدر به هنری تراماهای مختلف داده...

427
00:29:53,890 --> 00:29:57,100
‫نه؛ نه اصلاً اینطوری نیست.

428
00:29:57,190 --> 00:29:58,980
‫فقط خیلی از این ناراحت بود که

429
00:29:59,070 --> 00:30:00,860
‫تو تمام این مدت بهش دروغ می‌گفتی و این‌ها.

430
00:30:00,940 --> 00:30:03,030
‫فهمیدم.

431
00:30:03,070 --> 00:30:04,990
‫چقدر عالی که دوست‌پسرم می‌ره مسائل شخصی‌مون

432
00:30:05,070 --> 00:30:07,570
‫رو با افراد کاملاً غریبه به اشتراک می‌ذاره.

433
00:30:16,620 --> 00:30:19,460
‫- آم؛ استل کجاست؟
‫- توی اتاقش خوابه.

434
00:30:28,720 --> 00:30:29,850
‫حالت خوبه؟

435
00:30:32,310 --> 00:30:39,310
‫این...چند روز خیلی همه‌چی بهم ریخته.

436
00:30:40,440 --> 00:30:42,480
‫کلی اتفاق‌های مزخرف افتاد.

437
00:30:44,690 --> 00:30:47,070
‫همه‌چی از شب تولد ماوس شروع شد.

438
00:30:47,150 --> 00:30:52,030
‫یکی می‌خواسته بکشتش و از اون سمت
‫هم یکی تراپیست‌مون رو روی پله‌ها هل داده

439
00:30:54,450 --> 00:30:56,960
‫می‌تونم بقیه‌ش رو بگم‌ها،
‫اما فکرکنم بهتره خفه‌خون بگیرم

440
00:30:57,000 --> 00:31:00,380
‫چون گفتن این چیـزها یا جونت رو به‌خطر می‌اندازه

441
00:31:00,460 --> 00:31:02,550
‫یا مثل سگ می‌ترسی و فرار می‌کنی

442
00:31:02,630 --> 00:31:06,170
‫- که واقعاً هم طبیعیه و درک می‌کنم
‫- من فرار نمی‌کنم

443
00:31:08,010 --> 00:31:13,640
‫یعنی من شبیه روانی‌ها نیستم؟

444
00:31:15,770 --> 00:31:18,820
‫راستش با اکثر دخترهایی که دیت می‌کنم
‫چندماه اول تظاهر می‌کنن همه‌چی عالیه

445
00:31:18,900 --> 00:31:20,860
‫و بعـدش یهو اون روشون رو نشون می‌دن.

446
00:31:20,940 --> 00:31:24,070
‫برای همین واقعاً برام مورداحـترامه که
‫این چیزها رو باهام به‌اشتراک می‌ذاری

447
00:31:26,150 --> 00:31:32,030
‫گفتی «اکثر دخترایی که باهاشون دیت می‌کنی» ؟

448
00:31:39,540 --> 00:31:43,590
‫فقط منظورم این بود که
‫من می‌خوام هـوات رو داشته باشم.

449
00:31:45,210 --> 00:31:46,380
‫توی هرچیزی که نیاز داری.

450
00:31:59,480 --> 00:32:00,600
‫آقای وینترز؟

451
00:32:04,690 --> 00:32:08,610
‫یکی رو از دوربینِ زنگ خونه
‫دیدین که اومده داخل؟

452
00:32:08,690 --> 00:32:11,740
‫آهان...دوستم جانی بود.

453
00:32:11,780 --> 00:32:12,990
‫کم کم می‌ره الان.

454
00:32:15,530 --> 00:32:16,490
‫عالیه.

455
00:32:16,580 --> 00:32:18,500
‫باشه. فردا می‌بینمتون.

456
00:32:21,750 --> 00:32:23,540
‫بابای استل بود.

457
00:32:23,580 --> 00:32:24,960
‫خوبه.

458
00:32:25,040 --> 00:32:30,340
‫می‌تونم...می‌تونم
‫توی ماشین بشینم و منتظرت بمونم.

459
00:32:32,090 --> 00:32:33,550
‫تا صبـح؟

460
00:32:34,390 --> 00:32:36,220
‫من بی‌کارم کلاً...

461
00:32:36,260 --> 00:32:39,520
‫یعنی بعد از این‌که آبروم رو بردی
‫دیگه کاری ندارم...

462
00:32:48,650 --> 00:32:54,070
‫- خدای من! پشمام.
‫- چی شد؟ مردم کامنت گذاشتن؟

463
00:32:54,120 --> 00:32:59,580
‫آره! اونم صدها نفـر‍!
‫جاهایی که رُز واترز رو دیدن

464
00:32:59,620 --> 00:33:01,460
‫یا فکر می‌کنن ممکنه اونجا زندگی
‫کنه رو نوشتن

465
00:33:01,540 --> 00:33:04,670
‫کلبه‌ی توی جنگل؛
‫قبرستان میل‌وود

466
00:33:04,750 --> 00:33:06,710
‫انـبار پشت اون مهمونیِ «یوکـی‌2»

467
00:33:06,790 --> 00:33:10,010
‫پشمام! پس رُز واترز دیگه توی میل‌وود معروف شده.

468
00:33:10,090 --> 00:33:13,510
‫دارم یه لیست درست می‌کنم تا
‫بریم تک تکشون رو بررسی کنیم.

469
00:33:13,590 --> 00:33:15,890
‫ماوس! پشمام.
‫ببین چقدر زیـادن!

470
00:33:15,970 --> 00:33:20,430
‫بهت گفته بودم جدیداً به بهترین
‫دوست پسر دنیا تبدیل شدی؟

471
00:33:23,230 --> 00:33:24,980
‫می‌تونیم با موتور من بریم.

472
00:33:27,650 --> 00:33:32,360
‫کجا بودی؟ موهـات خیسه!

473
00:33:32,450 --> 00:33:34,660
‫رفته بودم شنا مامان. همین.

474
00:33:35,160 --> 00:33:36,320
‫تنـهایی؟

475
00:33:39,240 --> 00:33:41,450
‫نجس شدی!

476
00:33:43,000 --> 00:33:44,920
‫گناه‌کـار!

477
00:33:44,960 --> 00:33:46,710
‫چه حرفی برای دفاع از خودت داری بزنی؟

478
00:33:49,000 --> 00:33:52,380
‫مامان نـه! توروخدا! مامان نــه!

479
00:33:53,177 --> 00:33:55,177
« سه‌شنبه »

480
00:34:27,210 --> 00:34:28,670
‫گفتم حتماً گشنته...

481
00:34:30,840 --> 00:34:31,750
‫ممنون مامان.

482
00:34:35,930 --> 00:34:41,310
‫ما باید قوی باشیم قوی؛
‫به‌خاطر هم قوی باشیم

483
00:34:41,390 --> 00:34:44,350
‫قوری برای مردم این شهر.

484
00:34:46,520 --> 00:34:50,150
‫چشم مامان. قول می‌دم.

485
00:35:14,800 --> 00:35:16,380
‫واقعاً موندی!

486
00:35:17,880 --> 00:35:19,140
‫قول دادم می‌مونم دیگه!

487
00:35:42,830 --> 00:35:45,330
‫خیلی خفن شده تبی!

488
00:35:45,410 --> 00:35:48,660
‫می‌تونیم از چندتا فیلم بگیریم که مثلاً زاویه
‫دید قاتل رو نشون می‌ده از اون سمت سینما

489
00:35:48,750 --> 00:35:52,590
‫آره؛ شاید.
‫بهش فکر می‌کنم

490
00:35:52,630 --> 00:35:56,800
‫اما اگه دوست نداری و نمی‌خوای
‫هیچ اصراری نیست.

491
00:35:56,880 --> 00:35:59,130
‫نه؛ اوکیه بابا.

492
00:35:59,220 --> 00:36:04,430
‫- فقط...
‫- چیه؟ چی شده؟

493
00:36:06,470 --> 00:36:08,980
‫هوف؛ خیلی‌خب...

494
00:36:09,060 --> 00:36:12,480
‫ایده‌ی قتل توی سینما؛

495
00:36:12,560 --> 00:36:16,820
‫من و یـارو چیپ زودتر به ذهن‌مون رسیده بود

496
00:36:18,150 --> 00:36:20,400
‫یعنی خب؛ ایده من بود

497
00:36:20,490 --> 00:36:25,030
‫اما من و چیپ همیشه می‌شنستیم پیش هم
‫و درمورد تمام فیلم‌های

498
00:36:25,120 --> 00:36:27,660
‫ترسناکی که قراره بود بسازیم
‫حرف می‌زدیم و رویاپردازی می‌کردیم

499
00:36:29,160 --> 00:36:32,460
‫درسته که واقعاً خوش گذشت این چندتا
‫صحنه‌ای که گرفتیم اما...

500
00:36:33,170 --> 00:36:34,750
‫یه‌جورایی ام...

501
00:36:35,750 --> 00:36:37,340
‫ناراحتت کرد؟

502
00:36:37,420 --> 00:36:40,630
‫انگار یه قسمتی از گذشته‌ام رو همه‌ش یادم میاره؛

503
00:36:42,050 --> 00:36:43,800
‫و شاید تا ابد هم همینطور بمونه.

504
00:36:46,350 --> 00:36:49,850
‫تبی؛ تو به اون آدم هیچ‌چیزی بدهکار نیستی.

505
00:36:49,930 --> 00:36:52,690
‫نذار این موقعیت‌ رو ازت بگیره!

506
00:36:52,770 --> 00:36:56,770
‫فیلم جدیدت حرف نداره؛ خودت هم حرف نداری.

507
00:36:56,860 --> 00:36:58,980
‫توی جشنواره وحشت هر
‫اتفاقی بیفته مهم نیست

508
00:37:00,190 --> 00:37:01,530
‫تو یه فیلم جدید ساختی!

509
00:37:02,280 --> 00:37:04,370
‫این واقعاً کم چیزی نیست...

510
00:37:14,880 --> 00:37:15,880
‫اشکالی که نداشت؟

511
00:37:17,130 --> 00:37:18,000
‫نه.

512
00:37:19,050 --> 00:37:20,260
‫منکه مشکلی نداشتم.

513
00:37:21,510 --> 00:37:23,930
‫تو چی؟

514
00:37:40,279 --> 00:37:41,879
« ناشناس »

515
00:37:48,240 --> 00:37:49,580
‫الـو؟

516
00:37:52,750 --> 00:37:55,580
‫آره. آره. قبول می‌کنم.

517
00:37:55,620 --> 00:37:57,960
‫تو تنها کسی هستی که
‫می‌تونه کمکم کنه.

518
00:37:58,040 --> 00:38:02,470
‫دوستم جن، بابایِ حروم‌زاده‌ش
‫انداخته‌ش زندان

519
00:38:02,550 --> 00:38:04,880
‫پشمام! چی شده؟

520
00:38:05,630 --> 00:38:07,430
‫از زندان بهم زنگ زد.

521
00:38:07,510 --> 00:38:08,970
‫یواشکی رفته تو خونه‌ی باباش

522
00:38:09,060 --> 00:38:11,350
‫تا یه سری وسایل و لباس این‌ها برداره

523
00:38:11,430 --> 00:38:13,100
‫اون مادرجنده هم زنگ زده پلیس

524
00:38:14,190 --> 00:38:15,770
‫الانم انداختنش زندان

525
00:38:18,310 --> 00:38:19,690
‫تا وقتی که یکی براش وثیقه بذاره.

526
00:38:22,490 --> 00:38:24,110
‫هزار دلار.

527
00:38:24,200 --> 00:38:25,070
‫وای...

528
00:38:26,280 --> 00:38:28,620
‫خیلی زیاده...

529
00:38:30,080 --> 00:38:33,660
‫اما مشکلی نداره.
‫بریم آزادش کنیم.

530
00:38:33,750 --> 00:38:35,920
‫واقعاً؟ ممنون. ممنونم!

531
00:38:57,900 --> 00:38:59,610
‫ببخشید؛ فرن برایانت؟

532
00:39:00,150 --> 00:39:01,650
‫سلام.

533
00:39:03,110 --> 00:39:04,070
‫حال دخترتون چطوره؟

534
00:39:04,530 --> 00:39:06,030
‫بهتره.

535
00:39:06,110 --> 00:39:12,740
‫خواستم دوباره بیام و شخصاً ازت تشکر کنم

536
00:39:12,830 --> 00:39:15,750
‫خداروشکر که هنوز آدم‌هایی مثل
‫شما توی دنیا وجود دارن.

537
00:39:16,330 --> 00:39:17,500
‫مثل من؟

538
00:39:19,330 --> 00:39:21,340
‫کسایی که انسانیت خیلی براشون مهمه.

539
00:39:21,380 --> 00:39:24,050
‫کسایی که می‌پرن توی دل خطر و
‫از چیزی قایم نمی‌شن!

540
00:39:41,520 --> 00:39:46,740
‫نوآ واقعاً ببخشید که تو رو قاطی این
‫مشکلات خانوادگی‌ام کردم

541
00:39:46,820 --> 00:39:48,950
‫نه؛ نه؛ نه؛ نیازی به معذرت‌خواهی نیست.

542
00:39:51,030 --> 00:39:54,330
‫حالم بده چون دزدیدن اون ساعت رولکس ایده من بود.

543
00:39:54,370 --> 00:39:55,830
‫فقط...

544
00:39:57,410 --> 00:40:01,630
‫احساس می‌کنم واقعاً تنهام...

545
00:40:04,210 --> 00:40:07,050
‫اینطور نیست جن.

546
00:40:09,550 --> 00:40:10,590
‫تو تنها نیست.

547
00:41:35,681 --> 00:41:36,681
« هنری »

548
00:41:42,560 --> 00:41:44,850
‫کون لقش.

549
00:41:44,940 --> 00:41:47,730
‫- چی می‌خوای هنری؟
‫- من هنری نیستم!

550
00:41:47,820 --> 00:41:50,360
‫وقتشه ببینیم به‌اندازه کافی قوی شدی

551
00:41:50,440 --> 00:41:55,660
‫یا هنوزم اون فـرن کوچولو و ترسـو و ضعیف قدیمی!

552
00:41:55,740 --> 00:41:57,160
‫من الان توی بهترینِ وضعیت زندگی‌ام هستم

553
00:41:57,240 --> 00:41:59,370
‫خودم دخل این عوضی رو میارم.

554
00:41:59,450 --> 00:42:01,160
‫آماده‌ام!

555
00:42:01,200 --> 00:42:03,290
‫فقط بگو کِی و کجا عوضی!

556
00:42:03,330 --> 00:42:06,210
‫منطقه صنعتی سمتِ جنوب شهر.

557
00:42:06,290 --> 00:42:08,500
‫غروب؛ تنها میای! خودم و خودت.

558
00:42:08,590 --> 00:42:09,750
‫باشه.

559
00:42:09,840 --> 00:42:11,590
‫اگه کسی رو با خودت
‫بیاری اذیت می‌شن...

560
00:42:37,490 --> 00:42:38,990
‫خدای من.

561
00:42:59,180 --> 00:43:01,760
‫«یه دختر بازمانده هیچوقت قدرت و قُوت‌ش رو از دست نمی‌ده»

562
00:43:02,350 --> 00:43:03,680
‫باید تیرآهـن رو بلند کنی.

563
00:43:03,720 --> 00:43:06,140
‫اگه قبل از این‌که
‫زمان به اتمام برسه، به زمین اصابت کنه

564
00:43:06,890 --> 00:43:08,730
‫یکی از عزیزانت می‌یره!

565
00:43:30,880 --> 00:43:32,130
‫ببینیم اونقدری که می‌گی قوی‌ای یا نه

566
00:43:41,640 --> 00:43:44,180
‫استفاده از قدرت‌ذهنی برای غلبه به مشکلات فیزیکی
‫از پسش برمیای.

567
00:43:58,400 --> 00:44:00,280
‫سلام. ماوس، چه‌خبر؟

568
00:44:00,360 --> 00:44:02,030
‫یه سوال عجیب داشتم.

569
00:44:02,070 --> 00:44:04,620
‫گفتی آخرین باری که رز واترز رو
‫دیدی بی‌خانمان بود نـه؟

570
00:44:04,700 --> 00:44:06,250
‫آره؛ تو «خونه‌ی سوپ» دیدمش.

571
00:44:09,620 --> 00:44:11,000
‫چـرا؟

572
00:44:11,080 --> 00:44:14,420
‫احساس می‌کنم می‌دونم
‫الان کجا زندگی می‌کنه...

573
00:44:14,460 --> 00:44:17,300
‫دهکده چادرها رو بلدی؟ همونی که کنارِ پل قدیمیه؟

574
00:44:17,380 --> 00:44:20,890
‫یکی توی اسپوکی‌اسپاگتی نوشته
‫اونجا زندگی می‌کنه...

575
00:44:20,970 --> 00:44:25,350
‫- همینجا.
‫- یعنی الان اون‌جایی؟

576
00:44:26,390 --> 00:44:27,270
‫آره.

577
00:44:30,140 --> 00:44:31,270
‫اش پیشته؟

578
00:44:32,860 --> 00:44:35,230
‫نه. از هم جدا شدیم.
‫ایده من بود.

579
00:44:35,320 --> 00:44:37,440
‫باشه. باشه.
‫هیچ کاری نکن.

580
00:44:37,490 --> 00:44:39,780
‫دخترها رو جمع می‌کنیم
‫و میایم پیشت.

581
00:44:39,820 --> 00:44:42,910
‫بعد همگی با هم می‌ریم
‫دنبال رز می‌گردیم.

582
00:44:49,291 --> 00:44:50,571
« ایموجن آدامز »

583
00:44:57,000 --> 00:44:58,760
‫فـرن کجاست؟

584
00:44:58,840 --> 00:45:00,840
‫نمی‌دونم؛ جواب پیام‌ها و زنگ‌هام رو نداد

585
00:45:00,930 --> 00:45:03,640
‫اما احتمالاً توی استخر مشغول کـاره.

586
00:45:03,680 --> 00:45:07,350
‫خیلی‌خب؛ من یه عکس از روی اسپوکی‌اسپاگنی
‫پیدا کردم

587
00:45:07,390 --> 00:45:10,810
‫که تقریباً قیافه رز واترز رو نشون می‌ده

588
00:45:10,850 --> 00:45:12,650
‫باید این دور و اطراف رو بگردیم

589
00:45:12,690 --> 00:45:16,020
‫و از مردم بپرسیم آیا می‌شناسنش یا نـه
‫و شاید پیداش کردیم.

590
00:45:49,640 --> 00:45:54,480
‫آره. همین‌جاست
‫اون طرف زیر پل زندگی می‌کنه

591
00:46:06,700 --> 00:46:12,160
‫ببخشید. شما رز واترز هستید؟

592
00:46:15,540 --> 00:46:16,540
‫خودشه.

593
00:46:17,380 --> 00:46:18,630
‫خواهش می‌کنم...

594
00:46:18,710 --> 00:46:22,300
‫فقط درمورد پسرتون آرچی
‫چندتا سوال داری.

595
00:46:23,760 --> 00:46:25,930
‫آرچی واترز می‌خواست من رو بکشه.

596
00:46:26,010 --> 00:46:28,510
‫می‌خواست دوست‌هام رو بکشه.

597
00:46:29,470 --> 00:46:30,720
‫آرچی زنده‌ست؟

598
00:46:30,770 --> 00:46:33,730
‫آره اما نگران نباشید.
‫کاری باهاتون نداره.

599
00:46:40,780 --> 00:46:42,440
‫رُز نـه!

600
00:46:42,490 --> 00:46:44,070
‫رُز خواهش می‌کنم!

601
00:46:58,460 --> 00:47:00,960
‫مـاوس! مـاوس؟

602
00:47:01,050 --> 00:47:03,800
‫بچه‌ها؛ باید یه مدرکی پیدا کنیم که
‫ثابت کنـه واقعاً خودش بوده

603
00:47:03,840 --> 00:47:05,420
‫وگرنه تمام زحمات‌تون واسه هیچ و پوچ بوده.

604
00:47:17,650 --> 00:47:18,980
‫صبرکن ببینم.

605
00:47:20,480 --> 00:47:23,110
‫- پشمام!
‫- آنجلا واترز!

606
00:47:23,150 --> 00:47:25,150
‫پس خودش بوده.

607
00:47:25,190 --> 00:47:29,820
‫خدای من؛ این پرونده رُزه...

608
00:47:29,910 --> 00:47:35,960
‫اون موقع که توی «رادلی» بوده.
‫همه اطلاعاتش این‌جاست...

609
00:47:37,000 --> 00:47:38,000
« دکتر آن سالیوان .... »

610
00:47:39,040 --> 00:47:42,130
‫- یا خدا...
‫- چی شده؟

611
00:47:44,460 --> 00:47:47,880
‫دکتر سالیوان، دکتر رز واترز بوده!

612
00:47:50,640 --> 00:47:51,640
‫چـی؟

613
00:48:17,790 --> 00:48:22,630
‫تونستم!

614
00:48:22,710 --> 00:48:24,460
‫موفق شدم.

615
00:48:26,960 --> 00:48:28,630
‫لعنتی.

616
00:48:34,720 --> 00:48:37,270
‫تونستم.

618
00:48:51,740 --> 00:48:54,490
‫شوخی‌ات گرفته...

619
00:50:08,985 --> 00:50:26,209
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

