﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:10,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:11,000 --> 00:00:15,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

4
00:00:15,950 --> 00:00:17,940
‫ ♪ یه رازی دارم ♪

5
00:00:17,940 --> 00:00:19,340
‫ ♪ میشه پیش خودت نگهش داری؟ ♪

6
00:00:19,340 --> 00:00:22,240
‫ ♪ قسم بخوری به کسی نمیگی ♪

7
00:00:22,240 --> 00:00:24,960
‫ ♪ بهتره تو جیب‌ـت قایم‌ـش کنی ♪

8
00:00:24,960 --> 00:00:27,840
‫ ♪ و تا گور با خودت ببریش ♪

9
00:00:27,840 --> 00:00:30,600
‫ ♪ اگه بهت بگم
‫ باید مطمئن شم ♪

10
00:00:30,600 --> 00:00:33,520
‫ ♪ که حرفم رو به کسی نمیگی ♪

11
00:00:33,520 --> 00:00:36,380
‫ ♪ چون دو نفر فقط درصورتی
‫  می‌تونن یه راز رو نگه دارن ♪

12
00:00:36,380 --> 00:00:39,220
‫ ♪ که یکی‌شون مُرده باشه ♪

13
00:00:51,040 --> 00:00:56,620
‫ ♪ دو نفر فقط درصورتی
‫  می‌تونن یه راز رو نگه دارن... ♪

14
00:00:56,620 --> 00:00:59,420
‫« دروغگوهای کوچک زیبا»
‫« مدرسه تابستانی »

15
00:01:06,820 --> 00:01:09,020
‫طرفدارهاش همینجا باهاش ملاقات می‌کنن، آره؟

16
00:01:09,020 --> 00:01:10,190
‫تو کلبه‌ی رُز خبیث؟

17
00:01:10,270 --> 00:01:11,820
‫آره.
‫حالا هم خفه‌خون بگیر!

18
00:01:21,160 --> 00:01:23,200
‫پشمام.
‫چی‌کار دارن می‌کنن؟

19
00:01:27,000 --> 00:01:28,760
‫خدایا.
‫داره ازت خون میره!

20
00:01:28,760 --> 00:01:29,540
‫می‌دونم.

21
00:01:29,580 --> 00:01:31,590
‫دو طرف زخم رو به هم فشار بده.

22
00:01:31,670 --> 00:01:33,710
‫سوزن و نخ‌ها باید ضدعفونی‌شده باشن!

23
00:01:33,800 --> 00:01:36,470
‫- باید بریم بیمارستان!
‫- نه، بیمارستان نه!

24
00:01:36,550 --> 00:01:38,050
‫نه.
‫خودمون می‌تونیم!

25
00:01:38,130 --> 00:01:40,050
‫خب، قراره خیلی درد داشته باشه.

26
00:01:40,100 --> 00:01:41,510
‫- تکون نخور.
‫- وایسا...

27
00:01:41,550 --> 00:01:43,430
‫- فرن!
‫- اوه، می‌سوزه!

28
00:01:43,520 --> 00:01:45,020
‫به من نگاه کن.
‫به من نگاه کن.

29
00:01:45,060 --> 00:01:46,730
‫یک، دو، سه.

30
00:01:49,190 --> 00:01:50,690
‫این دیگه... چیه!

31
00:01:50,730 --> 00:01:52,940
‫- وای خدا، وای خدا.
‫- کارت عالیه عزیزم.

32
00:01:53,020 --> 00:01:56,900
‫فرن! فرن!
‫حواست رو بده به من!

33
00:01:56,990 --> 00:01:58,570
‫حالم از این زندگی بهم می‌خوره!

34
00:02:00,740 --> 00:02:01,740
‫رُز خبیث بود.

35
00:02:03,080 --> 00:02:06,290
‫هدف‌ـش بودم.

36
00:02:06,370 --> 00:02:09,080
‫نزدیک بود... من رو بکشه.

37
00:02:09,120 --> 00:02:11,170
‫اما حالت خوبه فرن.

38
00:02:11,440 --> 00:02:13,000
‫چطوری پیدات کرد؟

39
00:02:13,090 --> 00:02:14,300
‫زنگ زد.

40
00:02:15,660 --> 00:02:17,000
‫من هم جواب دادم.

41
00:02:17,260 --> 00:02:19,470
‫پس قول و قرارمون چیشد؟

42
00:02:19,630 --> 00:02:21,680
‫که نباید درگیر نشیم.

43
00:02:22,470 --> 00:02:26,350
‫می‌خواستم...
‫جلوش رو بگیرم...

44
00:02:27,100 --> 00:02:28,520
‫و جون‌مون رو نجات بدم.

45
00:02:28,600 --> 00:02:30,440
‫گفتم یه بار و برای همیشه

46
00:02:30,520 --> 00:02:33,900
‫این مزخرفات رو تمومش کنم.

47
00:02:33,940 --> 00:02:35,440
‫فکر می‌کردم زورم می‌رسه.

48
00:02:36,440 --> 00:02:37,610
‫اما نرسید.

49
00:02:39,280 --> 00:02:40,570
‫و گند زدم.

50
00:02:41,530 --> 00:02:44,580
‫هی فرن،
‫تو گند نزدی.

51
00:02:45,410 --> 00:02:47,580
‫نه، زنده موندی.

52
00:02:48,080 --> 00:02:50,080
‫راست میگه.

53
00:02:50,120 --> 00:02:54,710
‫فرن، این که خواستی ازمون محافظت کنی
‫واقعاً خوشحال‌کننده‌ بود.

54
00:02:54,790 --> 00:02:56,210
‫اما از این به بعد

55
00:02:56,300 --> 00:02:59,340
‫اگه کسی باهامون تماسی گرفت،

56
00:02:59,420 --> 00:03:00,930
‫با همدیگه بهش جواب میدیم.

57
00:03:02,140 --> 00:03:03,220
‫- قبوله؟
‫- قبوله.

58
00:03:03,300 --> 00:03:04,890
‫آره.

59
00:03:04,970 --> 00:03:06,310
‫پنج به یک.

60
00:03:06,350 --> 00:03:09,480
‫حالا این وسط رُز واترز واقعی رو
‫پیدا کردیم،

61
00:03:09,520 --> 00:03:11,560
‫همون مامان انجلا و آرچی.

62
00:03:11,640 --> 00:03:13,650
‫یا خدا.

63
00:03:13,690 --> 00:03:17,110
‫تو پناهگاه اسکان موقف زندگی می‌کنه،
‫زیر یه پل مخفی شده.

64
00:03:17,150 --> 00:03:20,320
‫بعد از این که بهش گفتیم
‫آرچی هنوز زنده‌ـس،

65
00:03:20,400 --> 00:03:22,660
‫اون...

66
00:03:22,740 --> 00:03:25,320
‫پرید توی رودخونه
‫تا از دست‌مون فرا کنه.

67
00:03:25,370 --> 00:03:27,790
‫یعنی...
‫زنده موند؟

68
00:03:27,830 --> 00:03:30,500
‫پل بلندی نبود.

69
00:03:30,580 --> 00:03:32,620
‫اما اگه رُز قبلاً مخفی شده بود

70
00:03:32,670 --> 00:03:36,250
‫- اما دیگه غیب شده.
‫- وایسا.

71
00:03:36,340 --> 00:03:40,510
‫اگه اون موقع که به من حمله شد
‫شما پیش رُز واترز بودین،

72
00:03:40,550 --> 00:03:41,840
‫یعنی رُز واترز

73
00:03:41,930 --> 00:03:44,840
‫و رُز خبیث دو تا آدم جدان.

74
00:03:44,890 --> 00:03:46,470
‫می‌خوای بازم پشمات بریزه؟

75
00:03:46,510 --> 00:03:49,850
‫معلوم شد که رُز واترز
‫بیمار دکتر سالیوان بوده.

76
00:03:51,060 --> 00:03:52,310
‫چی؟

77
00:03:52,350 --> 00:03:54,020
‫ای سلیطه‌ی مارموز.

78
00:03:54,060 --> 00:03:58,440
‫اگه یه تابلو واسه مظنون‌هایی که
‫ممکن بوده رُز خبیث باشن، داشتیم،

79
00:03:58,530 --> 00:04:01,030
‫می‌تونستیم رُز واترز واقعی رو خط بزنیم

80
00:04:01,110 --> 00:04:02,820
‫و دکتر سالیوان رو بهش اضافه کنیم.

81
00:04:02,820 --> 00:04:04,700
‫و زیر دکتر سالیوان هم یه خط بکشیم

82
00:04:04,740 --> 00:04:07,080
‫- چون از همه مشکوک‌تره.
‫- جداً؟

83
00:04:07,160 --> 00:04:10,540
‫چون من توی بیمارستان پیش‌ـش بودم.

84
00:04:10,580 --> 00:04:13,440
‫واقعاً داشت اذیت می‌شد،
‫خیلی درد داشت.

85
00:04:13,440 --> 00:04:15,610
‫چطوری با اون وضع
‫به فرن حمله کرده؟

86
00:04:15,610 --> 00:04:16,800
‫- با آرام‌بخش.
‫- دارو.

87
00:04:16,800 --> 00:04:17,900
‫یا همه‌ـش الکی بوده.

88
00:04:17,900 --> 00:04:20,120
‫یا از اون قدرت‌های ماورایی که
‫قاتلای روانی دارن.

89
00:04:20,120 --> 00:04:22,100
‫اصلاً کسی می‌دونه که ما از اول

90
00:04:22,100 --> 00:04:23,680
‫چطوری با دکتر سالیوان آشنا شدیم؟

91
00:04:23,680 --> 00:04:25,520
‫اوهوم.
‫مامان‌هامون واسه‌مون نوبت گرفتن.

92
00:04:25,520 --> 00:04:27,470
‫اما از کجا معلوم
‫که چطوری پیداش کردن؟

93
00:04:27,550 --> 00:04:30,270
‫من و ایموجن می‌تونیم یواشکی
‫از مامانـم بپرسیم.

94
00:04:30,350 --> 00:04:34,500
‫باشه اما دیگه نمیام گروه‌درمانی.

95
00:04:34,500 --> 00:04:37,400
‫منم همینطور.
‫فکر نکنم اصلاً کمکی بهم کرده باشه.

96
00:04:37,440 --> 00:04:39,320
‫آره، منم دیگه عمراً بیام.

97
00:04:39,360 --> 00:04:42,820
‫شاید بد نباشه یکم فاصله بگیریم.

98
00:04:42,900 --> 00:04:43,900
‫بچه‌ها من...

99
00:04:45,570 --> 00:04:49,870
‫هنوز دارم قرصایی که دکتر سالیوان
‫تجویز کرده رو مصرف می‌کنم.

100
00:04:52,020 --> 00:04:54,720
‫اما به حرف‌تون گوش می‌کنم
‫و حواسم هست.

101
00:04:55,940 --> 00:04:58,040
‫خودم هم سعی می‌کنم
‫سر در بیارم.

102
00:05:00,210 --> 00:05:02,010
‫نوآ، میشه بیام تو؟

103
00:05:02,090 --> 00:05:03,090
‫حتماً.

104
00:05:05,800 --> 00:05:08,760
‫همه‌چی مرتب‌ـه؟
‫نگرانت شدم.

105
00:05:08,800 --> 00:05:09,970
‫نه.

106
00:05:11,310 --> 00:05:13,430
‫نه،
‫اوضاع اصلاً خوب نیست.

107
00:05:17,940 --> 00:05:19,980
‫خودمون نخواستیم واردش شیم....

108
00:05:21,940 --> 00:05:24,240
‫ولی من و دوستام درگیر یه جور...

109
00:05:24,600 --> 00:05:27,720
‫کثافت‌کاری خیلی بزرگ شدیم...
‫دوباره.

110
00:05:29,300 --> 00:05:31,760
‫اصلاً...
‫نمی‌دونم چی‌کارش باید بکنم.

111
00:05:32,700 --> 00:05:36,040
‫پس در این صورت،
‫بیا بغلم.

112
00:06:08,530 --> 00:06:11,490
‫عجب اوضاعی‌ـه.

113
00:06:11,570 --> 00:06:17,760
‫اما طی یه خبر نامربوط و مثبت دیگه‌ای

114
00:06:17,760 --> 00:06:20,400
‫که دل تو دلم نیست بهت بگم...

115
00:06:21,960 --> 00:06:23,500
‫جانی رو بوس کردم.

116
00:06:23,550 --> 00:06:25,500
‫وای خدا!
‫من هم کریستین رو بوس کردم!

117
00:06:25,500 --> 00:06:27,170
‫حتماً بهت می‌گفتم‌ها ولی...

118
00:06:27,260 --> 00:06:28,680
‫یکم سرمون شلوغ بود.

119
00:06:28,720 --> 00:06:31,430
‫وایسا ببینم،
 یعنی یه قرار چهار نفره تو راه‌ـه؟

120
00:06:31,510 --> 00:06:33,260
‫آره.

121
00:06:33,350 --> 00:06:34,640
‫وای خدا...

122
00:06:36,310 --> 00:06:39,980
‫کاش دغدغه‌های زندگی‌مون همین چیزا بود.

123
00:06:40,020 --> 00:06:44,730
‫عین دخترای معمولی
‫درمورد دوست‌پسرای آینده‌‌مون حرف بزنیم.

124
00:06:44,820 --> 00:06:47,150
‫بدون این که یه روانی

125
00:06:47,190 --> 00:06:50,200
‫با یه ماسک بخواد ما رو بکشه.

126
00:06:50,280 --> 00:06:52,030
‫آره، خیلی حال می‌داد.

127
00:06:53,500 --> 00:06:58,360
‫« پنجشنبه »
‫« دوازدهم »

128
00:07:03,710 --> 00:07:05,550
‫نوآ، عزیزم.

129
00:07:05,590 --> 00:07:06,960
‫حاضری؟

130
00:07:07,050 --> 00:07:08,590
‫یاخدا.

131
00:07:08,670 --> 00:07:10,630
‫یا خدا.
‫الان میام شاون!

132
00:07:13,550 --> 00:07:14,890
‫- سلام، صبح‌بخیر.
‫- سلام.

133
00:07:14,970 --> 00:07:17,390
‫همم، با کلیدم اومدم تو.
‫اشکالی نداره؟

134
00:07:17,470 --> 00:07:18,890
‫نه بابا.

135
00:07:18,930 --> 00:07:21,220
‫وایسا ببینم،
 یادت رفت امروز تمرین داریم؟

136
00:07:21,220 --> 00:07:23,150
‫آره. شرمنده.

137
00:07:23,230 --> 00:07:25,300
‫نوآ، ماراتون چهارم ژوئیه خیلی نزدیکه...

138
00:07:25,300 --> 00:07:27,560
‫می‌دونم، می‌دونم،
‫اما دیگه بیدار شدم و آماده‌ـم.

139
00:07:27,570 --> 00:07:28,570
‫بدو بریم.

140
00:07:28,610 --> 00:07:29,820
‫هی، هی.

141
00:07:29,900 --> 00:07:31,700
‫سلام جن، چطوری؟
‫خوب خوابیدی؟

142
00:07:31,740 --> 00:07:35,080
‫راستش دیشب اصلاً نشد بخوام شاون.

143
00:07:35,640 --> 00:07:39,720
‫خب دیگه،‌ قبل این که مدرسه شروع شه
‫باید بریم بدویم.

144
00:07:40,800 --> 00:07:42,620
‫سر کار می‌بینمت.

145
00:07:42,710 --> 00:07:44,920
‫- حتماً.
‫- فعلاً جِن.

146
00:07:49,660 --> 00:07:51,840
‫- صبح‌بخیر مامان.
‫- صبح‌بخیر خانم هیورث.

147
00:07:51,840 --> 00:07:52,920
‫حالت چطوره مامان؟

148
00:07:52,920 --> 00:07:56,260
‫خوبم. این روزا تو میلوود
‫کسی چیزی نمی‌خره.

149
00:07:56,300 --> 00:07:58,600
‫اما چیز تازه‌ای نیست.

150
00:07:58,680 --> 00:08:00,430
‫- چطور مگه؟
‫- همینطوری.

151
00:08:00,520 --> 00:08:03,060
‫دکتر سالیوان توصیه کرده بود

152
00:08:03,100 --> 00:08:05,150
‫که هرروز سراغ عزیزامون رو بگیریم.

153
00:08:06,560 --> 00:08:08,650
‫راستی، برامون سوال شد که...

154
00:08:08,730 --> 00:08:10,740
‫گفتی از کجا پیداش کردین مامان؟

155
00:08:10,780 --> 00:08:12,550
‫بهمون معرفی شد.

156
00:08:12,560 --> 00:08:15,400
‫معاون مارون گفت که
‫تو زمینه ضربه‌ی روحی توی نوجوانی

157
00:08:15,400 --> 00:08:17,680
‫از همه باتجربه‌تره.

158
00:08:17,980 --> 00:08:20,640
‫مگه امروز باهاش نوبت نداشتین؟

159
00:08:20,640 --> 00:08:23,420
‫نه، فقط من دارم،
‫بعد از مدرسه،

160
00:08:23,960 --> 00:08:27,960
‫فقط باید دوباره داروهام رو بنویس‌ـه.

161
00:08:38,350 --> 00:08:39,430
‫می‌خوای استراحت کنی؟

162
00:08:39,470 --> 00:08:41,850
‫دم جانکی اَلی؟
‫نه، لازم نیست.

163
00:08:43,830 --> 00:08:47,960
‫« مسیرها موقع غروب بسته می‌شوند »

164
00:08:54,340 --> 00:08:56,300
‫خوشحالم که همیشه میایم و می‌دویم.

165
00:08:56,300 --> 00:08:58,500
‫بهترین بخش از روزم‌ـه.

166
00:09:00,140 --> 00:09:01,160
‫شاون.

167
00:09:01,240 --> 00:09:03,870
‫باید...
‫من رو ببخشی.

168
00:09:03,960 --> 00:09:05,620
‫واسه چی عزیزم؟

169
00:09:08,340 --> 00:09:11,880
‫که این اواخر خیلی پیش هم نیستیم

170
00:09:13,010 --> 00:09:16,890
‫همش هم مشغول کارم و...

171
00:09:16,970 --> 00:09:19,720
‫درگیر این مدرسه تابستونی کوفتی هم شدم...

172
00:09:21,800 --> 00:09:24,120
‫و این که با جِن تو یه خونه زندگی می‌کنیم.

173
00:09:25,850 --> 00:09:27,230
‫تاحالا اینقدر...

174
00:09:27,310 --> 00:09:29,810
‫- حالم بد نبوده.
‫- هی، هی، هی.

175
00:09:31,110 --> 00:09:32,030
‫چیزی که نشده.

176
00:09:32,070 --> 00:09:34,990
‫هیچ‌کدوم‌ـش مهم نیستن.

177
00:09:35,030 --> 00:09:37,200
‫چیزی نشده که معذرت بخوای.

178
00:09:39,450 --> 00:09:40,870
‫من عاشقتم نوآ.

179
00:09:45,040 --> 00:09:46,040
‫بجنب.

180
00:09:55,600 --> 00:09:57,560
‫میشه یکی من رو راهنمایی کنه؟

181
00:09:57,560 --> 00:09:59,780
‫وقتی یکی می‌خواد ما رو بکشه

182
00:09:59,780 --> 00:10:02,470
‫چطوری دقیقاً می‌تونیم
 رو هندسه تمرکز کنیم؟

183
00:10:02,560 --> 00:10:06,580
‫ببینین، اگه رُز خبیث
‫دلیل تکرار پایه‌ی سال دوم‌مون‌ـه،

184
00:10:06,580 --> 00:10:10,150
.دست شیطون رو از پشت بسته

185
00:10:12,230 --> 00:10:13,730
‫- نه، نه، نه.
‫- جواب نده.

186
00:10:13,820 --> 00:10:16,240
‫- فرن.
‫- آروم باشین.

187
00:10:16,280 --> 00:10:18,910
‫هنری‌ـه بابا.

188
00:10:18,990 --> 00:10:21,370
‫آخ!
‫حالا چرا رد کردی؟

189
00:10:21,410 --> 00:10:26,640
‫راستش مطمئن نیستم که تا کِی
‫می‌تونم با هنری بمونم.

190
00:10:26,650 --> 00:10:28,980
‫- چی؟ شما که خیلی به هم میاین.
‫- چیشده مگه؟

191
00:10:28,980 --> 00:10:30,630
‫- چیشده؟
‫- مگه این که بهت بی‌احترامی کرده باشه.

192
00:10:30,630 --> 00:10:32,340
‫- به‌خاطر نرقصیدنت‌ـه؟
‫- چی‌کار کرده؟

193
00:10:32,340 --> 00:10:33,960
‫به‌خاطر رُز خبیث‌ـه؟

194
00:10:34,050 --> 00:10:37,260
‫تو تابستون خیلی از هم فاصله گرفتیم

195
00:10:37,340 --> 00:10:41,010
‫حتی قبل این که رُز خبیث
‫بیاد دنبال‌مون.

196
00:10:41,460 --> 00:10:45,020
‫آخرین خبر اینه که معلوم شد هنری

197
00:10:45,100 --> 00:10:48,180
‫درباره‌ی رابطه‌مون تو اون کلیسا

198
00:10:48,270 --> 00:10:51,270
‫که جلسات اعترافی عجیب‌ برگزار می‌کنن

199
00:10:51,350 --> 00:10:55,190
‫و به گمونم اسم‌ـش کایروسه، حرف زده.

200
00:10:55,280 --> 00:11:01,110
‫یعنی میگی که کلاً‌ همه‌چی تمومه؟

201
00:11:01,160 --> 00:11:05,290
‫یه دلم میگه شاید واسه این رابطه
‫ زیادی بزرگ شدم.

202
00:11:05,370 --> 00:11:09,000
‫شاید هم یه اتفاق طبیعی‌ـه.

203
00:11:09,080 --> 00:11:12,500
‫شاید هم فقط به‌خاطر مشکلاتی که داری
‫موقتاً اینطوری شده باشی،

204
00:11:12,500 --> 00:11:15,660
‫شاید لازمه که یکم صبر کنی

205
00:11:15,660 --> 00:11:18,720
‫تا اوضاع به روال سابق برگرده.

206
00:11:20,380 --> 00:11:23,140
‫در هرصورت بعداً مطمئن میشی...

207
00:11:23,220 --> 00:11:26,010
‫که چه تصمیمی بگیری و چی به صلاحت‌ـه
‫و سرنوشت چی بوده.

208
00:11:26,410 --> 00:11:29,480
‫همه می‌دونین که
‫ همیشه طرف فرن رو می‌گیرم...

209
00:11:29,480 --> 00:11:30,690
‫مثل بقیه.

210
00:11:30,770 --> 00:11:32,850
‫...اما با نوآ موافقم.

211
00:11:33,460 --> 00:11:38,620
‫جدای از اشتباهات،
‫به‌نظرم هنری احتمالاً جزو پسرای خوب‌ـه.

212
00:11:38,620 --> 00:11:44,420
‫حتی اگه کِلی و دوستای مثل «کودکان ذرتی»‌ـش
‫روش تاثیر گذاشته باشن.

213
00:11:44,950 --> 00:11:47,160
‫- هوات رو دارم.
‫- عاشقتیم.

214
00:11:51,710 --> 00:11:57,000
‫مامان تبی گفت که معاون مارون
‫شما رو واسه کمک بهمون، معرفی کرده.

215
00:11:57,090 --> 00:11:58,960
‫دقیقاً چطوری این اتفاق افتاد؟

216
00:11:59,010 --> 00:12:02,680
‫تو این چندسال، من واسه موردهای زیادی
‫با اداره‌ی پلیس میلوود همکاری داشتم.

217
00:12:02,760 --> 00:12:06,010
‫و وقتی خبر شما به گوشم رسید،
‫به کریستین زنگ زدم و گفتم

218
00:12:06,050 --> 00:12:08,830
‫که خودم رو برای مشاوره پیشنهاد می‌کنم.

219
00:12:09,720 --> 00:12:12,040
‫راستی بقیه دخترا کوشن؟

220
00:12:12,770 --> 00:12:15,190
‫اونا...
‫نمیان.

221
00:12:15,230 --> 00:12:18,530
‫دیشب اتفاقات باورنکردنی‌ای افتاد.

222
00:12:18,610 --> 00:12:22,700
‫رُز واترز رو پیدا کردیم،
‫مامان آرچی واترز.

223
00:12:22,780 --> 00:12:25,120
‫چطوری پیداش کردین؟

224
00:12:25,200 --> 00:12:28,160
‫- دنبالش می‌گشتین؟
‫- مهم نیست دیگه.

225
00:12:29,370 --> 00:12:33,250
‫اما حرفایی که زدیم خیلی جالب بودن.

226
00:12:33,940 --> 00:12:38,090
‫چرا بهمون نگفتین که وقتی رُز واترز
‫ تو ردلی بود، تحت درمان شما بوده؟

227
00:12:38,090 --> 00:12:40,010
‫آخه به‌نظرم باید این رو

228
00:12:40,050 --> 00:12:43,720
‫به دخترایی که پسرش آزار داده بود،
‫می‌گفتین.

229
00:12:43,800 --> 00:12:46,140
‫به‌خاطر محرمیت بین دکتر و بیمار.

230
00:12:46,660 --> 00:12:49,180
‫نمی‌تونیم هیچ اطلاعاتی درمورد بیمارانم رو

231
00:12:49,180 --> 00:12:51,240
‫چه تو گذشته باشن و چه الان،
 .فاش کنم

232
00:12:51,240 --> 00:12:53,220
‫- هنوز باهاش در تماسین؟
‫- نه.

233
00:12:53,220 --> 00:12:55,040
‫نه از وقتی که ردلی بسته شده.

234
00:12:55,040 --> 00:12:58,690
‫اما ایموجن، نمی‌تونم چیز دیگه‌ای
‫درمورد رُز واترز بگم.

235
00:12:59,240 --> 00:13:03,920
‫اما درک می‌کنم که چطور همچین اطلاعاتی
‫می‌تونن منجر به بی‌ثباتی ذهن بشن.

236
00:13:06,020 --> 00:13:07,900
‫خیلی‌خب،
‫فقط یه سوال دیگه.

237
00:13:09,100 --> 00:13:11,080
‫- دیشب کجا بودین؟
‫- خونه.

238
00:13:11,080 --> 00:13:13,580
‫با چندتا از بیمارهام
‫ کنفرانس از راه دور داشتم.

239
00:13:13,580 --> 00:13:16,170
‫و نه، نمی‌تونم چیزی درموردشون بهت بگم.

240
00:13:16,560 --> 00:13:20,340
‫- واسه چی می‌پرسی؟
‫- فقط کنجاور بودم.

241
00:13:20,710 --> 00:13:22,920
‫آخه این اواخر خیلی بیرون و تو میاین...

242
00:13:23,010 --> 00:13:26,050
‫با این که قوزک پاتون درد می‌کنه.

243
00:13:35,850 --> 00:13:39,310
‫- کمک لازم داری برایانت؟
‫- نه‌خیر.

244
00:13:39,900 --> 00:13:41,500
‫دستت بدجور داغون شده.

245
00:13:41,500 --> 00:13:43,740
‫مطمئنی کمک یه...

246
00:13:44,110 --> 00:13:45,320
‫هیکلی مثل من رو نمی‌خوای؟

247
00:13:45,400 --> 00:13:47,950
‫گرِگ، دوباره شروع نکن.

248
00:13:49,820 --> 00:13:52,780
‫آروم باش بابا،
‫فقط میگم لازم نیست چیزی رو ثابت کنی.

249
00:13:53,660 --> 00:13:54,970
‫اصلاً حالا که اینطور شد...

250
00:13:56,290 --> 00:13:57,420
‫همین کار رو می‌کنیم.

251
00:13:57,460 --> 00:14:00,750
‫همین کار رو می‌کنیم.
‫همین حالا.

252
00:14:00,790 --> 00:14:02,800
‫چی؟
‫چی‌کار بکنیم؟

253
00:14:02,800 --> 00:14:04,550
‫شروع کنین،
‫شروع کنین...

254
00:14:08,220 --> 00:14:10,140
‫ایول!
‫آره فرن!

255
00:14:10,220 --> 00:14:12,350
‫گرِگ، داره مچت رو می‌خوابونه‌ها!

256
00:14:12,430 --> 00:14:14,270
‫خفه‌شو!
‫خفه‌شو!

257
00:14:38,420 --> 00:14:40,730
‫چیه؟
‫خودم گذاشتم ببره بابا.

258
00:14:50,570 --> 00:14:54,060
‫خب، حالا که واسه ماراتون سالانه‌ی
‫فیلمای «جمعه‌ سیزدهم» آماده میشیم

259
00:14:54,060 --> 00:14:57,460
‫که محض اطلاع،
‫مجموعه فیلم‌های مورد علاقم‌ـه.

260
00:14:57,460 --> 00:14:58,580
‫کدوم موردعلاقه‌ی توئه؟

261
00:14:58,580 --> 00:15:00,520
‫از بین مجموعه فیلم‌های «جمعه سیزدهم»؟

262
00:15:00,520 --> 00:15:05,530
‫باید بگم که قسمت دومش.

263
00:15:05,570 --> 00:15:07,650
‫اولین فیلمی که جیسون توش قاتل بود

264
00:15:07,650 --> 00:15:11,140
‫اما قبل از این که
‫نقاب هاکی به‌یادموندنی‌ـش معروف بشه.

265
00:15:11,140 --> 00:15:13,800
‫انتخاب خودم هم همین قسمت‌ـه.
‫خیلی دوست داشتم که دختر بازمانده‌ـش

266
00:15:13,810 --> 00:15:15,200
‫یه دانشجوی روانی بود

267
00:15:15,290 --> 00:15:17,160
‫که لباس مادر جیسون رو پوشید

268
00:15:17,200 --> 00:15:18,370
‫تا جلوش وایسه و نذاره بکشتش.

269
00:15:18,410 --> 00:15:21,080
‫بعدش هم یه دختر بازمانده رو
‫با یه چنگک کشاورزی تصور کن.

270
00:15:21,080 --> 00:15:22,500
‫به این میگن به‌یاد‌موندنی.

271
00:15:22,540 --> 00:15:25,220
‫عجیبه که با اون فیلما
‫دلم می‌خواست برم اردوگاه‌های تابستونی.

272
00:15:25,220 --> 00:15:27,170
‫من هم بچه بودم می‌رفتم اردوگاه میلوود

273
00:15:27,210 --> 00:15:29,920
‫که عملاً «اردوگاه خون» بود.

274
00:15:30,010 --> 00:15:32,140
‫البته چندسال پیش تعطیل شد.

275
00:15:32,220 --> 00:15:34,260
‫شرمنده که وسط کار سخت‌تون مزاحم میشم

276
00:15:34,350 --> 00:15:36,220
‫اما میشه یکی توضیح بده

277
00:15:36,310 --> 00:15:38,480
‫که این تو دستگاه پفیلا ساز چی‌کار می‌کرد؟

278
00:15:42,100 --> 00:15:44,310
‫خب...
‫عصبانی نشو

279
00:15:44,400 --> 00:15:47,730
‫اما من یه فیلم کوتاه ضبط کردم،

280
00:15:47,780 --> 00:15:49,980
‫همینجا توی اورفیوم.

281
00:15:49,980 --> 00:15:51,080
‫از جشنواره وحشت زنگ زدن

282
00:15:51,080 --> 00:15:52,860
‫گفتن می‌خوای یه کار جدید ازم ببینن.

283
00:15:52,860 --> 00:15:55,900
‫یه فیلم کوتاه جدید
‫و منم باید فوری‌فوتی یه چیزی ضبط می‌کردم.

284
00:15:55,900 --> 00:15:58,700
‫جشنواره وحشت‌ بهت زنگ زده
‫و یه فیلم کوتاه دیگه خواسته؟

285
00:15:58,700 --> 00:16:01,460
‫این خیلی هیجان‌انگیزه.

286
00:16:01,460 --> 00:16:04,790
‫آره، راستش ‌خواستم بهت بگم

287
00:16:04,880 --> 00:16:08,100
‫که اون روز گفته بودی که تو
‫کمیته انتخاب‌کنندگان آشنا داری؟

288
00:16:08,100 --> 00:16:10,050
‫آره، یکی از استادام تو دانشگاه نیویورک.

289
00:16:10,660 --> 00:16:14,680
‫خواستم بدونم، میشه یکم
‫از من پیشش تعریف کنی؟

290
00:16:15,240 --> 00:16:18,340
‫آره، حتماً.
‫ببینم چی میشه.

291
00:16:18,340 --> 00:16:20,870
‫عالیه. ممنون.
‫ممنون. ممنون.

292
00:16:20,870 --> 00:16:22,440
‫اما باید بهم می‌گفتی

293
00:16:22,440 --> 00:16:24,830
‫که می‌خوای اینجا فیلم بسازی، تبز.

294
00:16:24,830 --> 00:16:27,360
‫این رو به‌عنوان دوستت نمیگم،
‫به‌عنوان مدیرت میگم.

295
00:16:27,440 --> 00:16:30,680
‫مشکلات مسئولیتی داره.

296
00:16:30,680 --> 00:16:33,980
‫حتماً،
‫دیگه هم تکرار نمیشه.

297
00:16:33,980 --> 00:16:35,120
‫قول میدم.

298
00:16:38,160 --> 00:16:42,020
‫خب...
‫معلومه که کُفری شده.

299
00:16:42,020 --> 00:16:45,100
‫وقتی گفتی جشنواره وحشت ازت
‫ یه فیلم کوتاه دیگه خواسته، صورتش رو دیدی؟

300
00:16:45,100 --> 00:16:49,200
‫احتمالاً به‌خاطر ماراتون فرداشب نگرانه.

301
00:16:49,200 --> 00:16:52,220
‫جمعه سیزدهم،
بدشگون‌ترین روز سال،

302
00:16:52,220 --> 00:16:55,100
‫و البته پرسودترین رزومون،

303
00:16:55,100 --> 00:16:57,580
‫و همیشه‌ی خدا یه مشکلی پیش میاد.

304
00:16:57,580 --> 00:17:00,580
‫اگه تو میگی که باشه.

305
00:17:01,270 --> 00:17:03,180
‫اما من بهش اعتماد ندارم تبی.

306
00:17:04,840 --> 00:17:06,170
‫پلیدی رو میشه توش دید.

307
00:17:14,380 --> 00:17:16,460
‫نگو که واقعاً از دستم عصبانی‌ای.

308
00:17:16,460 --> 00:17:18,700
‫چرا هستم.
‫یعنی چی جِن؟

309
00:17:18,780 --> 00:17:21,280
‫چی با خودت فکر کردی
‫که اینطوری اومدی بیرون؟

310
00:17:21,280 --> 00:17:23,500
‫هیچی...
‫فقط قهوه می‌خواستم.

311
00:17:24,700 --> 00:17:28,190
‫پسرِ من واسه چی به تو ۲۰۰۰ دلار پول داده؟

312
00:17:29,840 --> 00:17:31,340
‫شاون بهتون گفته؟

313
00:17:31,340 --> 00:17:32,730
‫لازم نبود بگه.

314
00:17:32,740 --> 00:17:34,760
‫رو حساب بانکی‌ـش نظارت دارم.

315
00:17:34,760 --> 00:17:36,590
...دستم تنگ بود و

316
00:17:37,720 --> 00:17:40,620
‫بهم کمک کرد تا پول بازپروری مامانم رو بدم.

317
00:17:40,620 --> 00:17:43,060
‫گفته بودی دوره بازپروری مامانت تموم شده.

318
00:17:43,060 --> 00:17:44,180
‫چرا حرفت دوتاس؟

319
00:17:44,180 --> 00:17:45,660
‫اون‌موقع دروغ گفتی
‫یا الان؟

320
00:17:45,660 --> 00:17:49,690
‫اومد بیرون.
‫اما دوباره آلوده شد.

321
00:17:49,730 --> 00:17:52,530
‫راستش برام مهم نیست
‫پول رو واسه چی می‌خواستی.

322
00:17:52,570 --> 00:17:54,860
‫این که از پسر نوجوونم درخواست کردی

323
00:17:54,900 --> 00:17:58,870
‫که حساب بانکی‌ـش رو واسه تو خالی کنه
‫واقعاً زشت‌ـه.

324
00:18:00,680 --> 00:18:02,840
‫اینطوریا هم که میگین نبود.

325
00:18:02,840 --> 00:18:04,250
‫پس پول شاون رو پس بده.

326
00:18:04,560 --> 00:18:06,040
‫این اوضاع رو درست کن.

327
00:18:15,760 --> 00:18:16,800
‫عجب روانی‌ای بود.

328
00:18:18,090 --> 00:18:19,300
‫چه سرطانی‌ـه.

329
00:18:21,580 --> 00:18:22,580
‫نه.

330
00:18:22,580 --> 00:18:24,890
‫می‌دونی چی این اوضاع رو درست می‌کنه

331
00:18:24,890 --> 00:18:26,100
‫تا بتونی از شرش خلاص شی؟

332
00:18:27,390 --> 00:18:29,270
.کات کردن با شاون

333
00:18:29,740 --> 00:18:31,860
‫دیگه کارت با اون خونواده تموم میشه.

334
00:18:31,860 --> 00:18:33,110
‫چی؟

335
00:18:34,230 --> 00:18:35,740
‫چی داری میگی جِن؟

336
00:18:38,280 --> 00:18:39,990
‫من با شاون کات نمی‌کنم.

337
00:18:40,540 --> 00:18:42,660
‫پس دیشب واسه چی بود؟

338
00:18:42,660 --> 00:18:43,660
‫اشتباه بود؟

339
00:18:44,700 --> 00:18:46,280
‫نمی‌دونم چی بود.

340
00:18:48,760 --> 00:18:49,980
‫کجا داری میری؟

341
00:18:49,980 --> 00:18:52,090
‫من دلیل پول گرفتنت از شاون بودم.

342
00:18:52,090 --> 00:18:53,550
‫پس باید یه جوری

343
00:18:53,590 --> 00:18:56,260
‫دو هزارتا رو جور کنم
‫تا اوضاع درست شه.

344
00:19:02,260 --> 00:19:03,430
‫هی.

345
00:19:04,310 --> 00:19:05,430
‫حالت خوبه؟

346
00:19:07,600 --> 00:19:09,480
‫بله.
‫آره.

347
00:19:10,900 --> 00:19:12,600
‫چرا نباشه؟

348
00:19:13,610 --> 00:19:15,280
‫نمی‌دونم.
‫فقط...

349
00:19:16,620 --> 00:19:18,320
‫خواستم ببینم حست چطوره...

350
00:19:18,320 --> 00:19:20,780
‫بعد از...

351
00:19:24,720 --> 00:19:26,140
‫بوس‌مون؟

352
00:19:26,750 --> 00:19:28,870
‫اوه...

353
00:19:28,960 --> 00:19:33,250
‫احساسم درباره...

354
00:19:33,290 --> 00:19:35,630
‫...بوسه‌مون خیلی خوب‌ـه.

355
00:19:37,860 --> 00:19:41,050
‫فقط الان یکم مشغله‌ی ذهنی دارم.

356
00:19:41,050 --> 00:19:42,300
‫همم.

357
00:19:44,890 --> 00:19:45,850
‫بابا؟

358
00:19:46,640 --> 00:19:47,640
‫«بابا»؟

359
00:19:48,640 --> 00:19:49,810
‫سلام.

360
00:19:49,850 --> 00:19:51,730
‫چه‌خبر بابا؟

361
00:19:51,810 --> 00:19:54,020
‫تو کجا، اینجا کجا؟

362
00:19:54,110 --> 00:19:55,980
‫باید یه چندتا بسته تحویل می‌دادم.

363
00:19:56,020 --> 00:19:57,610
‫و می‌خواستم...
‫تو رو ببینم

364
00:19:57,650 --> 00:19:58,860
‫و جدای از این

365
00:19:58,940 --> 00:20:00,820
‫می‌دونم این اواخر خبری از هم نداشتیم

366
00:20:02,660 --> 00:20:04,370
‫اما می‌خوام دیگه اینطوری نباشه.

367
00:20:07,240 --> 00:20:08,450
‫من هم همینطور.

368
00:20:10,290 --> 00:20:11,830
‫این رو هم خواستم بهت بگم...

369
00:20:12,500 --> 00:20:13,710
‫که با یکی آشنا شدم.

370
00:20:14,420 --> 00:20:15,630
‫اسم‌ـش ربکاس.

371
00:20:17,090 --> 00:20:18,300
‫اوه...

372
00:20:19,680 --> 00:20:22,430
‫قضیه جدی‌ـه؟

373
00:20:22,430 --> 00:20:23,640
‫خب...

374
00:20:26,220 --> 00:20:27,970
‫نامزد کردیم.

375
00:20:29,520 --> 00:20:30,850
‫- نامزد کردی؟
‫- آره.

376
00:20:32,440 --> 00:20:35,300
‫وای، نمی‌دونم اصلاً با کسی رابطه داری.

377
00:20:35,300 --> 00:20:36,940
‫خب تو...
‫سال سختی داشتی.

378
00:20:36,940 --> 00:20:39,360
‫نمی‌خواستم به مشکلاتت اضافه کنم،

379
00:20:39,360 --> 00:20:40,690
‫ولی دلم می‌خواست که...

380
00:20:40,780 --> 00:20:43,540
‫بتونی واسه شام فردا شب
‫بیای خونه‌مون.

381
00:20:43,540 --> 00:20:46,200
‫حول و حوش ساعت ۶ چطور؟

382
00:20:46,200 --> 00:20:47,410
‫خوبه.

383
00:20:48,660 --> 00:20:49,660
‫چرا که نه.

384
00:21:01,060 --> 00:21:04,760
‫نمی‌دونم چه‌خبره ولی...

385
00:21:05,260 --> 00:21:06,720
‫ مشکلی باهاش ندارم.

386
00:21:08,720 --> 00:21:10,040
‫جِن کجاس؟

387
00:21:10,040 --> 00:21:13,540
‫بیرونه.
‫فقط خودمم و خودت.

388
00:21:13,960 --> 00:21:15,560
‫تو یه آپارتمان خالی.

389
00:21:16,160 --> 00:21:18,720
‫واسه همین بهت پیام دادم.

390
00:21:26,640 --> 00:21:29,120
‫کِلی بهم گفت که...

391
00:21:29,120 --> 00:21:30,700
‫درمورد کایروس چی بهت گفته.

392
00:21:31,140 --> 00:21:34,000
‫ناراحتیت رو درک می‌کنم.

393
00:21:34,420 --> 00:21:38,020
‫برام سخت بود که درمورد دغدغه‌های ذهنیم

394
00:21:38,020 --> 00:21:40,300
‫باهات روراست باشم.

395
00:21:40,560 --> 00:21:43,540
‫اون کار ما بود هنری.

396
00:21:43,880 --> 00:21:45,260
‫کار من بود.

397
00:21:45,560 --> 00:21:47,400
‫و شرمنده‌ـم

398
00:21:47,400 --> 00:21:50,220
‫که اینطوری فهمیدی

399
00:21:50,270 --> 00:21:52,720
‫اما دنبال یکی می‌گشتم که

400
00:21:52,720 --> 00:21:55,640
‫بدون قضاوت و تو یه محیط امن،
‫راهنماییم کنه.

401
00:21:56,020 --> 00:21:57,020
‫ببین...

402
00:21:58,600 --> 00:22:00,050
‫کاش تو هم میومدی.

403
00:22:00,840 --> 00:22:03,320
‫به کلیسای «بندگان مادر مقدس»؟

404
00:22:03,320 --> 00:22:05,620
‫نه برای خدمت‌گذاری و اینا

405
00:22:05,620 --> 00:22:08,060
‫فقط تو یکی از جلسات گروهی
‫ بین نوجوون‌ها شرکت کن

406
00:22:08,060 --> 00:22:10,660
‫تا فقط باهاش آشنا شی.

407
00:22:11,720 --> 00:22:13,200
‫امشب یه جلسه برگزار میشه

408
00:22:13,200 --> 00:22:15,290
‫و باور کن فرن،

409
00:22:15,560 --> 00:22:18,480
‫جداً مفیده.

410
00:22:19,420 --> 00:22:21,980
‫شلوغی‌های ذهنت رو آروم می‌کنه

411
00:22:21,980 --> 00:22:25,220
‫و تو دلت روشنایی ایجاد می‌کنه
‫که خیلی مهمه.

412
00:22:29,340 --> 00:22:32,600
‫خب، یکی بینِ
‫ «جمعه‌ سیزدهم قسمت ۷: خون تازه»

413
00:22:32,600 --> 00:22:34,420
‫و قسمت ۸، «جیسون منهتن را تسخیر می‌کند.»

414
00:22:34,420 --> 00:22:35,740
‫بدون شک قسمت ۸.

415
00:22:35,740 --> 00:22:38,380
‫می‌دونم ته روانی‌بازی‌ـه
‫که دختر بازمانده

416
00:22:38,380 --> 00:22:42,380
‫با قدرت‌های دورجنبی‌ـش
 جیسون رو می‌کشه و زنده می‌کنه

417
00:22:42,380 --> 00:22:43,340
‫اما من خیلی حال کردم.

418
00:22:43,340 --> 00:22:45,500
‫بهم حس فیلم «جنگجویان رویا» رو می‌داد.

419
00:22:45,500 --> 00:22:48,220
‫هی تبی،
‫درمورد جشنواره وحشت...

420
00:22:48,220 --> 00:22:50,880
‫خب، با استادتون تو کمیته حرف زدی؟

421
00:22:50,880 --> 00:22:53,720
‫هنوز نه اما فکر نکنم بخوای
 .باهاش تماس بگیرم

422
00:22:53,720 --> 00:22:55,620
‫شبکه‌های اجتماعی جشنواره رو بررسی ‌کردم

423
00:22:55,620 --> 00:22:57,100
‫و مطمئنم که فهمیدم چرا واسه

424
00:22:57,100 --> 00:22:58,860
‫ثبت یه فیلم کوتاه دیگه
‫بهت زنگ زدن.

425
00:22:58,860 --> 00:23:00,720
‫چون کارش عالیه؟

426
00:23:00,720 --> 00:23:03,640
‫اون که آره،
‫اما جشنواره وحشت چندساله که

427
00:23:03,640 --> 00:23:06,820
‫به سمت جنبش «کمبور تنوع نژادی» کشیده شده.

428
00:23:07,560 --> 00:23:11,180
‫مطمئنم منظورت این نیست که

429
00:23:11,180 --> 00:23:14,520
‫به‌خاطر سیاه‌پوست بودن‌ـم بهم زنگ زدن؟

430
00:23:16,120 --> 00:23:19,700
‫خب لابد تنها دلیلش همین نبوده.

431
00:23:20,590 --> 00:23:21,900
‫اول از همه...

432
00:23:21,980 --> 00:23:24,700
‫افتخار می‌کنم یه فیلم‌ساز سیاه‌پوست
‫با نگرشی هستم

433
00:23:24,700 --> 00:23:28,460
‫که امثال تو هیچوقت نمی‌تونن داشته باشن.

434
00:23:28,460 --> 00:23:29,720
‫اما واسه این زنگ‌ نزن وِس.

435
00:23:29,720 --> 00:23:31,920
‫زنگ زدن چون کارم خوبه،

436
00:23:31,920 --> 00:23:35,300
‫صدام لنگه نداره
‫و بهم نیاز دارن.

437
00:23:35,300 --> 00:23:36,881
‫اگه هم تویی که خیلی حالیته

438
00:23:36,966 --> 00:23:39,485
‫ و عین «قطار بوسان»
‫ داری به سمت سی‌سالگی میری،

439
00:23:39,570 --> 00:23:42,140
واسه چی داری با منی که یه نوجوونم

440
00:23:43,170 --> 00:23:44,630
‫تو یه سالن سینما کار می‌کنی؟

441
00:23:44,630 --> 00:23:46,920
‫چون واسه یه پسر سفید‌پوست
‫ دگرجنس‌گرا سخت‌‌تره،

442
00:23:46,920 --> 00:23:48,570
‫- همه می‌دونن.
‫- یا خدا.

443
00:23:48,570 --> 00:23:50,360
‫خب تو هم می‌تونی

444
00:23:50,360 --> 00:23:51,860
‫کارهایی که زن‌ها و نقاش‌ها

445
00:23:51,860 --> 00:23:54,260
‫تمام این مدت
‫ واسه ورود به این صنعت کردن رو بکنی.

446
00:23:54,260 --> 00:23:56,390
‫این که انکارنشدنی باشی.

447
00:23:56,680 --> 00:23:58,540
‫اصلاً می‌دونی چیه جناب تارانتینو؟

448
00:23:58,540 --> 00:24:00,460
‫بیا امتحان کنیم.

449
00:24:00,460 --> 00:24:01,500
‫یه امتحان با چشمای بسته.

450
00:24:01,500 --> 00:24:03,340
‫تو آخرین فیلم کوتاه‌ـت رو بفرست،

451
00:24:03,340 --> 00:24:04,520
‫اصلاً اگه داشته باشی،

452
00:24:04,520 --> 00:24:06,780
‫من هم مال خودم رو می‌فرستم،
‫بدون نوشتن اسم‌هامون،

453
00:24:06,780 --> 00:24:08,580
‫بعدش می‌ذاریم مردم رای بدن

454
00:24:08,580 --> 00:24:10,320
‫و تصمیم بگیرن که کدوم بهتره.

455
00:24:10,320 --> 00:24:14,240
‫- یه رقابت فیلمی، عالیه.
‫- دقیقا، یه رقابت فیلمی.

456
00:24:14,240 --> 00:24:15,540
‫نظرت چیه وِس؟

457
00:24:15,540 --> 00:24:18,830
‫یا می‌ترسی سر حرفایی که می‌زنی
‫شرط ببندی؟

458
00:24:19,220 --> 00:24:21,400
‫نخواستیم.
‫دور این رو هم خط بکش

459
00:24:21,400 --> 00:24:22,780
‫که تعریفت رو پیش داورها بکنم.

460
00:24:22,780 --> 00:24:24,210
‫به تو نیازی ندارم.

461
00:24:24,250 --> 00:24:26,160
‫درهرصورت احتمالاً می‌خواستی
‫ زیرآبم رو بزنی.

462
00:24:26,160 --> 00:24:30,170
‫من رئیست‌ـم،
‫اون‌وقت اینطوری باهام حرف می‌زنی؟

463
00:24:30,380 --> 00:24:31,680
‫اصلاً حالا که اینطور شد

464
00:24:31,680 --> 00:24:32,760
‫امیدوارم بدون من

465
00:24:32,760 --> 00:24:35,410
‫این ماراتون جمعه‌ی سیزدهم رو
‫با موفقیت پشت سر بذارین.

467
00:24:44,220 --> 00:24:46,720
‫شاون، باید یه چیزی بهت بگم.

468
00:24:48,340 --> 00:24:50,930
‫مامانت اومد سر کارم.

469
00:24:52,180 --> 00:24:55,620
‫درمورد اون ۲۰۰۰ دلار خبر داشت
‫و خیلی هم عصبانی بود.

470
00:24:55,620 --> 00:24:57,700
‫گفت پولت رو پس بدم

471
00:24:58,100 --> 00:25:01,220
‫یه سری حرفای خیلی زشت هم بهم زد.

472
00:25:01,220 --> 00:25:03,500
‫نوآ، کِی این اتفاق افتاد؟

473
00:25:03,500 --> 00:25:05,460
‫اصلاً مهم نیست.

474
00:25:05,660 --> 00:25:07,120
‫پول خودم‌ـه.

475
00:25:07,120 --> 00:25:09,100
‫تو هم دوست‌دخترمی.

476
00:25:09,100 --> 00:25:12,020
‫و اون هیچ حقی نداره
‫که این کار رو باهات بکنه،

477
00:25:12,020 --> 00:25:13,740
‫که اینطوری بیاد محل کارت.

478
00:25:13,740 --> 00:25:15,160
‫شاون، کجا داری میری؟

479
00:25:15,160 --> 00:25:16,780
‫تا اوضاع رو راست و ریس کنم.

480
00:25:16,780 --> 00:25:19,100
‫نگران نباش،
‫بسپارش به خودم.

481
00:25:26,920 --> 00:25:29,240
‫سلام لولا.

482
00:25:30,200 --> 00:25:32,040
‫لپتاپ منه؟

483
00:25:32,040 --> 00:25:35,540
‫هیس.
‫دارم یه چیزی می‌بینم.

484
00:25:36,440 --> 00:25:37,540
‫چی داری می‌بینی؟

485
00:25:37,540 --> 00:25:40,480
‫به زودی «روز حساب» فرا می‌رسه.

486
00:25:40,480 --> 00:25:44,880
‫به افتخار جمعه سیزدهم،
‫یه پیغام برامون فرستاده.

487
00:25:44,880 --> 00:25:47,150
‫باید وفاداری‌مون رو بهش ثابت کنیم

488
00:25:47,150 --> 00:25:51,910
‫یا خطر مواجهه با خشم‌ـش
‫توی شب «کفاره‌ی خون» رو به جون بخریم.

489
00:25:58,300 --> 00:26:01,220
‫ای خدا،
‫لولا...

490
00:26:01,860 --> 00:26:04,920
‫نباید بری تو اسپوکی‌اسپاگتی
‫و همچین چیزایی ببینی.

491
00:26:04,920 --> 00:26:08,650
‫لطفاً بهم قول بده
‫که دیگه سراغ این سایت نمیری.

492
00:26:08,920 --> 00:26:11,520
‫دوست ندارم ناراحت شی.

493
00:26:11,800 --> 00:26:15,380
‫باشه عزیزم،
‫قول میدم.

494
00:26:26,540 --> 00:26:28,400
‫روز تو چطور بود عزیزم؟

495
00:26:28,400 --> 00:26:31,820
‫همم...
‫بذار ببینم...

496
00:26:31,820 --> 00:26:33,680
‫بابام از همه‌جا بی‌خبر پیداش شد

497
00:26:33,680 --> 00:26:36,260
‫و ازم خواست تا با نامزد جدیدش آشنا شم.

498
00:26:36,520 --> 00:26:38,550
‫تو چی عزیز دلم؟

499
00:26:38,800 --> 00:26:41,200
‫بعد این که وِس به‌خاطر نژادم
‫بهم حمله کرد

500
00:26:41,200 --> 00:26:42,790
‫باهاش بحث‌ـم شد.

501
00:26:42,790 --> 00:26:43,890
‫وای.

502
00:26:43,890 --> 00:26:45,710
‫حالا که رُز خبیث رو لازم داریم
‫غیب‌ـش زده.

503
00:26:45,710 --> 00:26:48,620
‫واقعاً.

504
00:26:48,620 --> 00:26:51,200
‫حالا که بحث‌ـش شد،
‫چه‌خبر از دکتر سالیوان؟

505
00:26:51,200 --> 00:26:52,780
‫راستش رو بخوای،

506
00:26:52,780 --> 00:26:54,240
‫اونطوری نبود که قانع بشم.

507
00:26:54,240 --> 00:26:57,660
‫کلی حرف زدیم
‫که بین دکتر و بیمار، محرمانه بود

508
00:26:57,660 --> 00:27:03,390
...البته کار قانونی‌ای هم هست ولی

509
00:27:04,900 --> 00:27:06,420
‫خب؟

510
00:27:06,420 --> 00:27:08,780
‫به‌نظرم داره یه چیزی رو مخفی می‌کنه تبی.

511
00:27:10,980 --> 00:27:15,800
‫شاید داره از تموم حرفایی که درمورد رُز خبیث
‫بهش زدیم، علیه‌مون استفاده می‌کنه.

512
00:27:16,020 --> 00:27:17,450
‫خب چی‌کار میشه کرد؟

513
00:27:17,450 --> 00:27:18,940
‫مخفیانه وارد دفترش بشیم

514
00:27:18,940 --> 00:27:21,390
‫و وسایل‌ـش رو بگردیم؟

515
00:27:21,720 --> 00:27:23,960
‫احتمالاً بتونیم این کار رو بکنیم.

516
00:27:23,960 --> 00:27:25,660
‫بهش می‌خوره که توی اون ساختمون

517
00:27:25,660 --> 00:27:28,880
‫اصلاً حفاظت خاصی نداشته باشه.

518
00:27:35,160 --> 00:27:37,240
‫خوش‌اومدی فرن.

519
00:27:37,500 --> 00:27:40,020
‫خوشحالیم که امشب پیش‌مون اومدی.

520
00:27:40,020 --> 00:27:44,780
‫احتمالاً کِلی بهت گفته،
‫کایروس یه مراسم برای حقیقت‌

521
00:27:44,780 --> 00:27:46,850
‫و گذشت کردن‌ـه.

522
00:27:46,850 --> 00:27:49,260
‫و به همین منظور
‫از هرکسی که حقیقتی رو داره

523
00:27:49,260 --> 00:27:53,290
‫دعوت می‌کنیم تا پا پیش بذاره...

524
00:27:53,290 --> 00:27:55,340
‫و برای همه تعریف کنه.

525
00:27:59,240 --> 00:28:01,600
‫حقیقت من اینه که...

526
00:28:01,600 --> 00:28:06,440
‫قبلاً با فرن بی‌رحم بودم
‫چون بهش حسودی می‌کردم.

527
00:28:06,440 --> 00:28:09,140
‫به استعدادش حسودی می‌کردم.

528
00:28:09,460 --> 00:28:12,860
‫خداروشکر بهم یه شانس دیگه مجدد داد.

529
00:28:12,860 --> 00:28:15,560
‫وقتی که داشتم...

530
00:28:16,940 --> 00:28:19,360
‫به خودم آسیب می‌رسوندم، پیدام کرد.

531
00:28:20,050 --> 00:28:22,450
‫بعدش هم با هم دوست شدیم.

532
00:28:22,450 --> 00:28:24,580
‫و...

533
00:28:25,520 --> 00:28:27,800
‫به‌خاطر این کار خیلی دوستش دارم.

534
00:28:38,340 --> 00:28:40,120
‫من...

535
00:28:41,620 --> 00:28:45,260
‫کل تابستونه که دارم به فرن متلک میندازم.

536
00:28:45,260 --> 00:28:48,120
‫به‌خاطر عضلات‌ـش مسخره‌ـش می‌کنم.

537
00:28:48,120 --> 00:28:50,920
‫جوری که باعث شه جذابیت‌ـش کمتر شه.

538
00:28:50,920 --> 00:28:53,360
‫البته این کار ممکن نیست.

539
00:28:53,360 --> 00:28:57,940
‫بعدش هم سعی کردم که
 ...حس کنه آدم ضعیفی‌ـه

540
00:28:57,940 --> 00:29:01,000
‫مثلاً هیچوقت نتونه
‫ به اندازه‌ی پسرها قوی باشه.

541
00:29:01,000 --> 00:29:02,560
‫از جمله خودم.

542
00:29:02,560 --> 00:29:05,480
‫اما این اشتباه‌ـه.

543
00:29:06,490 --> 00:29:08,200
‫من بهت احترام می‌ذارم.

544
00:29:08,640 --> 00:29:11,820
‫هیشکی نمی‌تونه بهت متلک بندازه،
‫از جمله خودم.

545
00:29:11,820 --> 00:29:13,180
‫که خیلی چیز خوبیه.

546
00:29:13,180 --> 00:29:15,610
‫ممنون گرِگ.

547
00:29:16,060 --> 00:29:20,670
‫من هم می‌خواستم جلوی همه
‫از دوست‌دخترم فرن معذرت بخوام.

548
00:29:20,670 --> 00:29:22,640
‫من...

549
00:29:22,640 --> 00:29:24,860
‫قدرت این رو نداشتم

550
00:29:24,860 --> 00:29:27,220
‫که درمورد احساساتم باهاش روراست باشم.

551
00:29:27,500 --> 00:29:30,360
‫حقیقت من اینه که
‫دلم برای رقصیدن تنگ شده،

552
00:29:30,360 --> 00:29:32,100
‫مثل اون قبلاًها.

553
00:29:32,100 --> 00:29:36,120
‫شاید اون بخش از رابطه‌مون
‫تموم شده باشه ولی...

554
00:29:36,120 --> 00:29:39,660
‫خداروشکر به این معنا نیست
‫که نمی‌تونیم به طریق دیگه‌ای

555
00:29:39,660 --> 00:29:42,430
‫با هم باشیم.

556
00:29:42,940 --> 00:29:48,260
‫شاید هم این طریق،
‫خانه‌ی رستگاری باشه.

557
00:29:48,260 --> 00:29:51,100
‫هیچوقت واسه فرصت مجدد دیر نیست.

558
00:29:51,100 --> 00:29:53,680
‫و یه شروع تازه.

559
00:29:59,500 --> 00:30:01,020
‫اون‌ها پرونده‌های ردلی‌ان؟

560
00:30:01,020 --> 00:30:02,440
‫بهشون نمی‌خوره.

561
00:30:02,440 --> 00:30:06,380
‫بهشون می‌خوره
‫ پرونده‌های تکراری خصوصی باشن.

562
00:30:12,000 --> 00:30:15,180
‫«ایموجن آدامز.»

563
00:30:17,500 --> 00:30:20,820
‫«عدم تعادل در لبه‌ی پرتگاهِ
‫ یک وقفه‌ی روانی.»

564
00:30:21,100 --> 00:30:22,580
‫نگاه کن تبی.

565
00:30:22,580 --> 00:30:25,100
‫اینجا یه رونوشت

566
00:30:25,100 --> 00:30:29,500
‫از تموم جلساتم‌ـه.
‫تموم جلسات‌مون.

567
00:30:29,500 --> 00:30:31,430
‫تک تک حرفایی که

568
00:30:31,430 --> 00:30:34,290
‫درمورد مامانم و همه‌چیز زدم...

569
00:30:34,350 --> 00:30:35,500
‫واج به واج.

570
00:30:35,500 --> 00:30:37,480
‫- با عقل جور در میاد.
‫- این چیه؟

571
00:30:37,480 --> 00:30:39,920
‫ضبط دیجیتاله.

572
00:30:39,920 --> 00:30:42,920
‫شرط می‌بندم توی تموم پرونده‌هامون
‫رونوشت‌های اینطوری پیدا می‌کنیم.

573
00:30:42,920 --> 00:30:45,940
‫- این یعنی دکتر سالیوان صدامون رو ضبط می‌کنه.
‫- که غیرقانونی‌ـه،

574
00:30:45,940 --> 00:30:47,970
‫چون بدون اطلاع ماس.

575
00:30:48,330 --> 00:30:50,440
‫سلیطه‌ی موزمار.

576
00:30:50,440 --> 00:30:54,460
‫توی پنسیلونیا نمی‌تونی
‫ بدون اجازه یه نفر صداش رو ضبط کنی،

577
00:30:54,460 --> 00:30:55,920
‫خلاف قانون‌ـه.

578
00:30:55,920 --> 00:30:57,680
‫تایید میشه.
‫همین الان چک کردم.

579
00:30:57,680 --> 00:30:59,240
‫شاید رُز خبیث نباشه

580
00:30:59,240 --> 00:31:01,600
‫اما قطعاً افکارمون رو دست‌کاری کرده.

581
00:31:01,600 --> 00:31:04,420
‫من هم مثل احمق‌ها ازش دفاع کردم.

582
00:31:04,420 --> 00:31:06,180
‫ایموجن،
‫همه‌مون بهش اعتماد کردیم.

583
00:31:06,180 --> 00:31:07,580
‫به‌جز من.

584
00:31:07,580 --> 00:31:10,200
‫از همون روز اول بهش شک داشتم.

585
00:31:10,200 --> 00:31:12,700
‫برای همین مواظب حرفایی که بهش زدم بودم.

586
00:31:12,700 --> 00:31:15,520
‫باشه، اما حالا همه‌‌مون
‫ سر یه چیزی توافق داریم دیگه، نه؟

587
00:31:15,520 --> 00:31:19,260
‫دیگه هیچ کاری با این دکتر روانی نداریم.

588
00:31:19,260 --> 00:31:20,980
‫تقریباً.

589
00:31:44,210 --> 00:31:47,900
‫« جمعه »
‫« سیزدهم »

590
00:31:53,100 --> 00:31:54,940
‫دخترا.

591
00:31:54,940 --> 00:31:56,720
‫ببخشید.
‫قرار قبلی داشتین؟

592
00:31:56,720 --> 00:31:59,520
‫نه اما یه سوال ازت داریم.

593
00:31:59,520 --> 00:32:01,080
‫صدای همه‌ی بیمارهات رو

594
00:32:01,080 --> 00:32:02,820
‫بدون اطلاع‌شون ضبط می‌کنی
‫یا فقط ماییم؟

595
00:32:02,820 --> 00:32:04,640
‫فکر دروغ گفتن هم از ذهنت ببر بیرون.

596
00:32:04,640 --> 00:32:07,120
‫از دستگاه ضبطی که زیر میزت‌ـه خبر داریم.

597
00:32:07,120 --> 00:32:09,000
‫شما چطوری...

598
00:32:09,000 --> 00:32:11,160
‫این بار فقط ما سوال می‌کنیم.

599
00:32:11,160 --> 00:32:12,890
‫واسه چی صدامون رو ضبط کردی دکتر سالیوان؟

600
00:32:12,890 --> 00:32:14,850
‫باز هم میگیم،
‫دروغ نگو.

601
00:32:15,160 --> 00:32:16,880
‫دارم رو یه کتاب کار می‌کنم

602
00:32:16,880 --> 00:32:19,920
‫که درمورد بازماندگان حوادث فجیع‌ـه.

603
00:32:20,110 --> 00:32:24,460
‫درمورد تجارب خودم،
‫مثل قتل‌عام میلوود،

604
00:32:24,460 --> 00:32:27,580
‫معتقدم که داستان‌های بقای شما

605
00:32:27,580 --> 00:32:30,680
‫می‌تونه به زن‌های جوان دیگه هم کمک کنه،
‫به بازمانده‌ها.

606
00:32:30,680 --> 00:32:35,680
‫چه شریف.
‫فقط این که ما راضی نبودیم صدامون ضبط شه.

607
00:32:35,680 --> 00:32:38,300
‫چه نقشه‌ای تو سرت بوده؟

608
00:32:38,300 --> 00:32:41,420
‫که بذارم وقتی کتابم آماده شد
‫بخونین‌ـش.

609
00:32:41,420 --> 00:32:45,220
‫و لازم به گفتن نیست اما آماده‌ـم تا

610
00:32:45,220 --> 00:32:47,240
‫هرچیزی که حس کردین
‫ ناراحت‌تون می‌کنه رو ویرایش‌ـش کنم.

611
00:32:47,240 --> 00:32:49,950
‫این که بخوای از ضربه‌های روحی‌مون
‫ سود ببری، ناراحت‌مون می‌کنه.

612
00:32:49,950 --> 00:32:52,740
‫امیدوارم پیش‌پرداخت خوبی بهت داده باشن

613
00:32:52,740 --> 00:32:56,880
‫چون قراره ازت شکایت کنیم
‫و تا قرون آخر پولت رو ازت بگیریم.

614
00:32:56,880 --> 00:33:00,340
‫راستی، اگه برات سوال بود،
‫دیگه کارمون با جلسات

615
00:33:00,340 --> 00:33:01,330
‫و خودت تموم شده.

616
00:33:01,330 --> 00:33:03,130
‫این رو هم بنویس تو کتاب‌ـت، سلیطه.

617
00:33:03,130 --> 00:33:06,760
‫یا اصلاً یه کار بهتر...
‫ننویس‌ـش.

618
00:33:07,300 --> 00:33:09,280
‫راستش من بهت اعتماد کرده بودم.

619
00:33:09,280 --> 00:33:12,140
‫فکر می‌کردم واقعاً بهم اهمیت میدی.

620
00:33:12,450 --> 00:33:13,410
‫به ما.

621
00:33:14,520 --> 00:33:16,740
‫اما اینطور نبود، مگه نه؟

622
00:33:16,740 --> 00:33:18,620
‫پس این رو یه هشدار درنظر بگیر.

623
00:33:19,910 --> 00:33:21,410
‫نزدیک من نشو.

624
00:33:22,250 --> 00:33:24,000
‫نزدیک دوستام هم نشو.

625
00:33:31,180 --> 00:33:34,560
‫سوال... این که دکتر سالیوان
‫داره یه کتاب درموردمون می‌نویسه

626
00:33:34,560 --> 00:33:37,340
‫باعث میشه احتمال رُز خبیث بودن‌ـش
‫ بیشتر بشه یا کمتر؟

627
00:33:37,340 --> 00:33:38,830
‫بهتره تو لیست‌مون نگه‌ـش داریم.

628
00:33:38,830 --> 00:33:41,290
‫راستی، این دفعه دیگه باید
‫ یه لیست واقعی درست کنیم.

629
00:33:41,290 --> 00:33:43,170
‫نمی‌خوام خبرای بد بیشتری بدم

630
00:33:43,170 --> 00:33:45,640
‫اما یه‌نفر توی اسپوکی‌اسپاگتی

631
00:33:45,640 --> 00:33:47,640
‫که شاید خود رُز خبیث باشه،

632
00:33:47,640 --> 00:33:50,040
‫از مردم خواسته پیشونی‌هاشون رو ببُرن

633
00:33:50,040 --> 00:33:51,760
‫و برای «روز حساب» آماده شن.

634
00:33:51,760 --> 00:33:53,680
‫«روز حساب» دیگه چیه؟

635
00:33:53,680 --> 00:33:54,820
‫بهش می‌خوره آخرالزمانی باشه.

636
00:33:54,820 --> 00:33:56,700
‫جزئیات خاصی پست نشده

637
00:33:56,700 --> 00:33:58,560
‫اما بهش می‌خوره که

638
00:33:58,560 --> 00:33:59,840
‫این چالش رُز خبیث

639
00:33:59,840 --> 00:34:01,960
‫فقط یه قدم تا «روز حساب» فاصله داره.

640
00:34:01,960 --> 00:34:03,660
‫مردم هم دارم شرکت می‌کنن

641
00:34:03,660 --> 00:34:06,330
‫و برای رُز خبیث
‫به خودشون آسیب می‌زنن.

642
00:34:06,680 --> 00:34:08,500
‫افرادی مثل مادربزرگ‌ـم.

643
00:34:08,500 --> 00:34:11,080
‫وای خدا،
‫الان حال‌ـش خوبه؟

644
00:34:11,080 --> 00:34:13,680
‫بهتره،
‫فکر کنم قرصاش رو نمی‌خوره،

645
00:34:13,680 --> 00:34:16,780
‫رو همه‌ی دستگاه‌ها هم قفل کودک گذاشتم،

646
00:34:16,780 --> 00:34:21,620
‫قبلش هم تموم اشیاء تیز خونه رو قایم کردم،
‫فقط محض احتیاط.

647
00:34:21,620 --> 00:34:23,640
‫اما اگه کسی رو دیدین

648
00:34:23,640 --> 00:34:25,620
‫که رو پیشونی‌ـش زخم بود،
‫اصلاً درگیر نشین.

649
00:34:25,620 --> 00:34:29,520
‫این هم یه دلیل دیگه ‫برای این که
 بازوهامون رو به هم گره بزنیم

650
00:34:29,520 --> 00:34:31,480
‫و پیش همدیگه بمونیم.

651
00:34:31,480 --> 00:34:34,720
‫آره و شاید این با

652
00:34:34,720 --> 00:34:37,440
‫ماراتون جمعه‌ی سیزدهم من شروع بشه.

653
00:34:37,440 --> 00:34:41,640
‫من هم شام خونه‌ی بابام دعوتم
‫اما بعدش میام.

654
00:34:41,640 --> 00:34:44,200
‫من هم اگه حال مامان‌بزرگم خوب بود میام

655
00:34:44,200 --> 00:34:47,640
‫اما سر تموم صحنه‌های ترسناک
‫چشمام رو می‌بندم.

656
00:34:47,640 --> 00:34:49,560
‫« جمعه - سیزدهم »
‫« ماراتون تماشای فیلم تا خود صبح!! »

657
00:34:54,200 --> 00:34:56,640
‫چه‌خبره؟

658
00:34:56,640 --> 00:34:58,160
‫شبیه «مرد مذاب شگفت‌انگیز» شدی.

659
00:34:58,160 --> 00:35:01,360
‫کولر خراب شده
‫ و وِس هم تصمیم گرفته نیاد سر کار.

660
00:35:01,360 --> 00:35:03,310
‫خدایا.
‫عجب بیشرفی.

661
00:35:03,880 --> 00:35:05,340
‫حالا چی‌کار کنیم؟

662
00:35:05,340 --> 00:35:08,400
‫امکان نداره که مردم بتونن
‫کل شب رو تو این سونا بشینن.

663
00:35:08,700 --> 00:35:10,380
‫خب،
‫یه ایده‌ی مسخری دارم

664
00:35:10,380 --> 00:35:13,520
‫اما یه بار مامانم رو مجبور کردم
‫که ببرتم ایوانز سیتی

665
00:35:13,520 --> 00:35:15,960
‫تا فیلم «شب مردگان زنده» رو
‫تو یه سینمای روباز ببینم

666
00:35:15,960 --> 00:35:18,920
‫توی قبرستونی که
‫ رومرو اونجا فیلم‌برداری کرده بود.

667
00:35:18,920 --> 00:35:21,640
‫اگه ما هم تغییر روال بدیم
‫و همچین کاری بکنیم چطوره؟

668
00:35:21,640 --> 00:35:23,940
‫حرف نداره.

669
00:35:23,940 --> 00:35:26,060
‫اما این کار مجوز نمی‌خواد؟

670
00:35:26,060 --> 00:35:27,540
‫اصولاً چرا.

671
00:35:27,540 --> 00:35:29,020
‫می‌تونیم هم تو اردوگاه میلوود بذاریم،

672
00:35:29,020 --> 00:35:30,920
‫که فعلاً قشنگ و متروکه هم هست.

673
00:35:30,920 --> 00:35:34,580
‫عالیه. می‌تونیم بلیط‌‌گیرها رو هم
‫ از اینجا ببریم اونجا،

674
00:35:34,580 --> 00:35:37,500
‫تو فضای مجازی خبرش رو پخش کنیم و...

675
00:35:37,500 --> 00:35:40,680
‫هی، تیم خوبی ازمون در میاد ها.

676
00:35:40,680 --> 00:35:44,520
‫همم... آره،
‫مثل بیل و تد،

677
00:35:44,520 --> 00:35:47,300
‫داک و مارتی،
‫سم و فرودو.

678
00:35:47,300 --> 00:35:50,380
‫بیشتر منظورم یه چیزی
‫ مثل کویینسی و مانیکا بود.

679
00:35:50,380 --> 00:35:52,400
‫اوه، فیلم «عشق و بسکتبال».

680
00:35:52,400 --> 00:35:55,900
‫آره، این هم گزینه‌ی رمانتیک‌تریه.

681
00:35:55,900 --> 00:35:59,660
‫ولی بهرحال سم و فرودو بهتره.

682
00:36:03,460 --> 00:36:04,680
‫با مامانم حرف زدم.

683
00:36:04,680 --> 00:36:06,400
‫دیگه لازم نیست نگران پس دادن پول

684
00:36:06,400 --> 00:36:09,460
‫- یا کلاً نگران اون باشی.
‫- چی؟

685
00:36:09,460 --> 00:36:11,100
‫چی‌کار کردی؟

686
00:36:11,100 --> 00:36:14,080
‫خب، یه جورایی به مامانم گفتم
‫که دارم از خونه میرم.

687
00:36:14,080 --> 00:36:17,080
‫یه مدت خونه‌ی یکی از دوستام می‌مونم.

688
00:36:17,080 --> 00:36:20,130
‫نظرت چیه سرِ تو خراب شم؟

689
00:36:20,420 --> 00:36:21,590
‫با من و جِن؟

690
00:36:21,590 --> 00:36:23,350
‫آخه... فعلاً نمی‌خوام
‫دور و بر مامانم باشم،

691
00:36:23,350 --> 00:36:27,140
‫باید هم بفهمه که
‫ همیشه تو رو ترجیح میدم، نوآ.

692
00:36:27,140 --> 00:36:29,750
‫از بین همه،
‫تحت هر شرایطی.

693
00:36:34,300 --> 00:36:38,760
‫هی، خیلی کاری خوبی کردی
‫که دیشب به کایروس اومدی.

694
00:36:39,440 --> 00:36:41,940
‫راستش گرِگ...

695
00:36:41,940 --> 00:36:43,620
‫فکر نمی‌کردم
‫ از اون دسته‌ آدمایی باشی

696
00:36:43,620 --> 00:36:46,300
‫که احساسات‌شون رو به اشتراک می‌ذارن اما...

697
00:36:46,300 --> 00:36:47,540
‫ حرفایی که دیشب زدی...

698
00:36:47,540 --> 00:36:51,270
‫به‌طرز عجیبی...
‫بالغانه بودن.

699
00:36:52,360 --> 00:36:55,380
‫گفته بودم که آدم چندوجهی‌ایم.

700
00:36:55,380 --> 00:36:57,480
‫تموم جلسات گروهی بین جوون‌ها این‌طوری‌ان؟

701
00:36:57,480 --> 00:37:02,160
‫نمی‌دونم.
‫راستش من جزو افراد خیلی نزدیک‌شون نیستم.

702
00:37:02,660 --> 00:37:04,830
‫هنری هست؟

703
00:37:04,830 --> 00:37:06,740
‫آره، اون و کِلی.

704
00:37:06,740 --> 00:37:07,860
‫و چندتا خوره‌ی عجیب‌غریب دیگه.

705
00:37:07,860 --> 00:37:09,040
‫جلسات مخفیانه می‌ذارن

706
00:37:09,040 --> 00:37:10,540
‫و بقیه‌مون رو دعوت نمی‌کنن.

707
00:37:10,540 --> 00:37:13,060
‫انگار خدا رو احضار می‌کنن

708
00:37:13,240 --> 00:37:14,540
‫دعوت‌ـش می‌کنن و از این کارا.

709
00:37:14,540 --> 00:37:17,240
‫من فقط واسه خوراکیاش میام.

710
00:37:22,420 --> 00:37:25,160
‫ایموجن،
‫بیا تو، بیا تو.

711
00:37:25,160 --> 00:37:30,680
‫می‌بینم که دوستت رو هم
‫از بستنی‌فروشی آوردی.

712
00:37:30,680 --> 00:37:33,280
‫آره،
‫جانی رو دعوت کردم.

713
00:37:33,280 --> 00:37:35,600
‫چندتا بستنی راکی‌رود آوردیم.

714
00:37:35,600 --> 00:37:38,620
‫با پس‌زمینه‌ی معدن سنگ.

715
00:37:38,620 --> 00:37:40,620
‫ایموجن؟

716
00:37:40,620 --> 00:37:42,900
‫وای، عکسات اصلاً حق مطلب رو ادا نمی‌کنن.

717
00:37:42,900 --> 00:37:46,460
‫رو در رو خیلی خوشگل‌تری.

718
00:37:47,140 --> 00:37:50,140
‫ممنون.
‫بله.

719
00:37:50,140 --> 00:37:52,900
‫شماها گرسنه‌تون‌ـه؟

720
00:37:53,580 --> 00:37:56,200
‫خب، آقای آدامز.

721
00:37:56,200 --> 00:37:59,520
‫همیشه برام سوال بود
‫که کار توی معدن‌سنگ چه شکلی‌‌ـه؟

722
00:37:59,520 --> 00:38:02,840
‫خب، جذاب‌ترین شغل دنیا نیست

723
00:38:02,840 --> 00:38:04,510
‫اما دوست‌ دارم با دستام کار کنم

724
00:38:04,510 --> 00:38:05,920
‫و آخر روز احساس خستگی کنم.

725
00:38:05,920 --> 00:38:08,160
‫من هم همینطور.
‫واسه همین تو کافه کریـمری کار می‌کنم.

726
00:38:08,160 --> 00:38:11,540
‫از بس بستنی درست می‌کنم
‫دستام عضله‌ای شدن.

727
00:38:11,540 --> 00:38:13,720
‫حداقل‌ یکی‌شون که شده.
‫ایناهاش.

728
00:38:13,720 --> 00:38:14,910
‫همین یکی؟

729
00:38:14,960 --> 00:38:17,570
‫- خودشه.
‫- معلومه.

730
00:38:17,570 --> 00:38:18,580
‫خبر که دارین.

731
00:38:18,580 --> 00:38:21,900
‫خوشحالم که بالاخره فرصت شد
‫ این کار رو بکنیم.

732
00:38:21,900 --> 00:38:25,680
‫بابات بهم گفت که سال گذشته
‫چقدر سختی کشیدی و...

733
00:38:25,680 --> 00:38:29,180
‫و من خواستم...
‫به فکرت باشم.

734
00:38:29,980 --> 00:38:32,920
‫ممنونم.

735
00:38:44,020 --> 00:38:46,540
‫این حلقه‌ی مامانم‌ـه.

736
00:38:49,480 --> 00:38:50,940
‫دست تو چی‌کار می‌کنه؟

737
00:38:50,940 --> 00:38:52,810
‫هی عزیزم.
‫عزیزم، خواهش می‌کنم.

738
00:38:52,810 --> 00:38:55,400
‫این حلقه‌ی مادر خودمه.

739
00:38:55,400 --> 00:38:57,270
‫چندین نسل‌ـه که تو خونواده‌مون بوده.

740
00:38:57,270 --> 00:38:59,220
‫وقتی از مامانت جدا شدم
.بهم پس‌ـش داد

741
00:38:59,220 --> 00:39:01,100
‫تو می‌دونستی؟

742
00:39:01,100 --> 00:39:03,460
‫می‌دونستی که حلقه‌ی مادرم رو
دستت کردی؟

743
00:39:03,460 --> 00:39:05,910
‫نمی‌دونم...
‫چی باید بگم.

744
00:39:05,910 --> 00:39:08,330
‫وای، چقدر سیر شدم.

745
00:39:08,330 --> 00:39:10,100
‫عزیزم،
‫لطفاً شروع نکن.

746
00:39:10,100 --> 00:39:11,120
‫من عزیز تو نیستم.

747
00:39:11,120 --> 00:39:12,480
‫خب؟
‫از روزی که مامانم مُرد

748
00:39:12,480 --> 00:39:14,740
‫عزیز بودن رو گذاشتم کنار،
‫شاید هم دیوونه باشم

749
00:39:14,740 --> 00:39:17,420
‫اما گفتم بعد این که
‫همسر سابقت خودکشی کرد

750
00:39:17,420 --> 00:39:19,460
‫بهتر بود حلقه‌‌ـش رو به دخترت بدی.

751
00:39:19,460 --> 00:39:23,270
‫حلقه مال اون نبوده، ایموجن.

752
00:39:23,600 --> 00:39:25,380
‫باید پس‌ـش بدی!

753
00:39:25,380 --> 00:39:27,920
‫حلقه رو پس بده!
‫یا همین الان پس میدی

754
00:39:27,920 --> 00:39:30,560
‫- یا با انگشتت می‌بُرمش!
‫- هی، هی، هی.

755
00:39:30,560 --> 00:39:34,480
‫هی، هی! بس کن!
‫ایموجن، چاقو رو بذار زمین و برو بیرون!

756
00:39:34,480 --> 00:39:35,690
‫دیوونه‌ شدی؟

757
00:39:35,750 --> 00:39:37,920
‫چی بگم آخه؟
‫دختر به مامان‌ـش میره دیگه.

758
00:39:37,920 --> 00:39:40,770
‫چیزی نیست. آروم باش.
‫ارزشش رو نداره.

759
00:39:42,030 --> 00:39:44,760
‫حتی به خودت زحمت ندادی
‫که واسه مراسم ختم‌ـش بیای،

760
00:39:44,760 --> 00:39:47,040
‫آشغال ترسو!

761
00:39:47,040 --> 00:39:48,600
‫اینقدر ضعیف بودی که نیومدی

762
00:39:48,600 --> 00:39:51,360
‫و حالا هم این کار رو می‌کنی.

763
00:39:51,360 --> 00:39:55,720
‫دیگه هیچوقت نیا دنبالم.

764
00:41:08,220 --> 00:41:10,030
‫نباید این رو می‌دیدی.

765
00:41:10,030 --> 00:41:13,370
‫معلومه...
‫اما دیدم.

766
00:41:13,370 --> 00:41:18,080
‫خب، چهره‌ی واقعیِ
‫ «خانه‌ی رستگاری» کدومه هنری؟

767
00:41:18,080 --> 00:41:20,740
‫جلسه‌ی دیشب یا چیزی که دیدم؟

768
00:41:22,340 --> 00:41:24,900
‫جفتش‌ـه.

769
00:41:24,900 --> 00:41:28,140
‫واقعاً خواستی برگردی پیشم

770
00:41:28,140 --> 00:41:31,280
‫تا باهام باشی

771
00:41:31,280 --> 00:41:33,600
‫یه‌ واسه این بود که تو کِلی می‌خواستین...

772
00:41:33,600 --> 00:41:36,320
‫چمیدونم... شست‌و‌شوی مغزی‌ـم بدین؟

773
00:41:36,320 --> 00:41:37,840
‫نه، نه، نه.

774
00:41:37,840 --> 00:41:40,200
‫اصلاً اینطور نیست.

775
00:41:40,200 --> 00:41:42,180
‫ببین...

776
00:41:42,180 --> 00:41:44,500
‫نمی‌دونم اون بالا چی دیدم،

777
00:41:44,500 --> 00:41:46,720
‫اما می‌دونم که اصلاً خوب نبود.

778
00:41:46,720 --> 00:41:52,500
‫اما مستقیم ازت می‌پرسم هنری...

779
00:41:55,120 --> 00:41:58,680
‫میای با هم از اینجا بریم؟

780
00:41:58,980 --> 00:42:01,520
‫به‌خاطر من؟

781
00:42:07,980 --> 00:42:08,980
‫درسته.

782
00:42:11,600 --> 00:42:13,100
‫خیلی‌خب...

783
00:42:13,100 --> 00:42:18,200
‫پس دیگه کاملاً‌ از هم جدا شدیم.

784
00:42:19,080 --> 00:42:21,760
‫این دفعه دیگه واسه همیشه.

785
00:42:32,120 --> 00:42:34,180
‫خدایا،
‫واقعاً شرمنده‌ـم.

786
00:42:34,180 --> 00:42:37,100
‫حتماً...
‫حتماً فکر می‌کنی که...

787
00:42:37,100 --> 00:42:39,040
‫که یه روانی‌ام.

788
00:42:39,040 --> 00:42:40,620
‫نه.

789
00:42:40,620 --> 00:42:43,900
‫به‌نظرت امشب به بابات فرصت دادی

790
00:42:43,900 --> 00:42:45,760
‫و اون هم ناامیدت کرد.

791
00:42:45,760 --> 00:42:47,680
‫و این خیلی بده.

792
00:42:47,680 --> 00:42:50,260
‫و...

793
00:42:51,100 --> 00:42:54,300
‫و حق داری که دلت بشکنه.

794
00:42:57,240 --> 00:42:59,260
‫هی، اگه دلداری حساب میشه...

795
00:42:59,260 --> 00:43:03,980
‫باید بگم که بابای من هم...
‫یه عوضی تایید‌شده‌ـس.

796
00:43:10,000 --> 00:43:13,780
‫مامانت چطوری بود؟

797
00:43:17,880 --> 00:43:19,680
‫حرف نداشت.

798
00:43:21,720 --> 00:43:23,600
‫بامزه و...

799
00:43:23,600 --> 00:43:25,100
‫فوق‌العاده باهوش بود.

800
00:43:25,100 --> 00:43:27,420
‫اصلاً هم نمی‌تونست جلوی زبونش رو بگیره

801
00:43:27,420 --> 00:43:30,440
‫دختر به مامانش میره دیگه.

802
00:43:34,200 --> 00:43:35,900
‫سلام.

803
00:43:35,900 --> 00:43:38,530
‫همه‌ـش اینجاس.

804
00:43:38,530 --> 00:43:40,200
‫دوهزارتایی که به شاون بدهکارم.

805
00:43:40,880 --> 00:43:42,430
‫چی؟

806
00:43:42,430 --> 00:43:44,560
‫- از کجا...
‫- سوالی نپرس که

807
00:43:44,560 --> 00:43:47,910
‫نمی‌خوای جواب‌ـش رو بدونی،
‫اما دیگه می‌تونی با دوست‌پسرت

808
00:43:47,910 --> 00:43:50,690
‫تسویه‌حساب کنی
‫و اوضاع هم

809
00:43:50,690 --> 00:43:51,880
‫به همون روالی که بودن، برگرده.

810
00:43:51,880 --> 00:43:53,420
‫فکر نکنم.

811
00:43:53,420 --> 00:43:56,550
‫نمی‌دونم جِن،
‫باید یه راه‌حل پیدا کنیم...

812
00:43:56,820 --> 00:43:59,340
‫« نوآ »

813
00:43:59,340 --> 00:44:01,060
‫وایسا ببینم.
‫اونا دیگه چی‌ان؟

814
00:44:01,060 --> 00:44:04,220
‫وقتی رسیدم اینجا
‫پشت در بودن.

815
00:44:04,220 --> 00:44:08,850
‫فهمیدم که از طرف یه پسر عاشق‌پیشه‌ـس
‫ولی کارتش رو نخوندم.

816
00:44:08,850 --> 00:44:11,590
‫پا به مسیر ممنوعه گذاشتی.

817
00:44:11,650 --> 00:44:15,470
‫همین الان برو اونجا
‫وگرنه یکی از عزیزان‌ـت می‌میرن.

818
00:44:20,280 --> 00:44:22,820
‫جِن، یه کاری دارم.

819
00:44:23,370 --> 00:44:25,330
‫منظورت چیه؟

820
00:44:25,560 --> 00:44:27,880
‫باید بری!

821
00:44:27,880 --> 00:44:29,020
‫آره،‌ باید بری.

822
00:44:29,020 --> 00:44:30,600
‫داری از خونه‌ـت پرتم می‌کنی بیرون؟

823
00:44:30,600 --> 00:44:31,750
‫آره، آره.
‫دقیقاً.

824
00:44:31,790 --> 00:44:33,290
‫فقط برو...
‫برگرد خونه‌ی مامانت

825
00:44:33,340 --> 00:44:36,280
‫یا هرجا که دوست داری،
‫فقط باید بری.

826
00:44:36,280 --> 00:44:39,800
‫پس یعنی داری شاون رو به من ترجیح میدی؟

827
00:44:41,320 --> 00:44:43,350
‫آره.

828
00:44:43,350 --> 00:44:45,810
‫آره... همینطوره.

829
00:44:45,890 --> 00:44:48,960
‫همین کار رو کردم.
‫ما...

830
00:44:50,240 --> 00:44:52,560
‫با هم خوابیدیم.

831
00:44:52,560 --> 00:44:54,190
‫بعد از این که...

832
00:44:55,000 --> 00:44:57,020
‫موقعی که داشتی پول جور می‌کردی.

833
00:44:57,020 --> 00:44:57,820
‫واسه چی؟

834
00:44:57,820 --> 00:45:00,110
‫چون جِن،
‫سکس بین من و تو...

835
00:45:02,440 --> 00:45:04,620
‫هیچ معنایی نداشت.

836
00:45:04,940 --> 00:45:06,600
‫یه اشتباه بود.

837
00:45:07,280 --> 00:45:09,330
‫من عاشق شاون‌ـم.

838
00:45:09,330 --> 00:45:11,100
‫خب؟

839
00:45:12,100 --> 00:45:14,880
‫نه تو.

840
00:45:15,200 --> 00:45:16,440
‫دیگه تمومه.

841
00:45:16,440 --> 00:45:18,650
‫حالا هم از خونه‌ـم گمشو برو بیرون.

842
00:45:19,280 --> 00:45:21,860
‫جدی نمیگی نوآ.

843
00:45:21,860 --> 00:45:25,360
‫من...
‫من تو رو می‌شناسم.

844
00:45:25,360 --> 00:45:28,260
‫- جدی نمیگی.
‫- چرا!

845
00:45:28,620 --> 00:45:31,850
‫جدی‌ام
‫ و تو هم اصلاً من رو نمی‌شناسی جِن.

846
00:45:32,140 --> 00:45:34,520
‫حالا هم برو!

847
00:45:34,820 --> 00:45:37,300
‫گورت رو گم کن جِن!

848
00:45:37,300 --> 00:45:40,860
‫جدی میگم.

849
00:45:58,000 --> 00:45:59,760
‫چقدر آدم اومده.

850
00:45:59,760 --> 00:46:01,120
‫توی تابستون
‫مردم چی رو

851
00:46:01,120 --> 00:46:02,860
‫بیشتر از سینمای روباز دوس دارن؟

852
00:46:02,860 --> 00:46:06,680
‫سلام، به اردوگاه خون خوش اومدین.

853
00:46:16,060 --> 00:46:17,830
‫« نوآ »

854
00:46:27,840 --> 00:46:30,860
‫یه دختر بازمانده باید
‫ آستانه تحمل درد زیادی داشته باشه.

855
00:46:30,860 --> 00:46:34,650
‫کفشات رو در بیار
‫و شروع به قدم زدن کن.

856
00:46:37,900 --> 00:46:40,680
‫یعنی چی؟

857
00:47:04,840 --> 00:47:05,650
‫شکلاتی.

858
00:47:05,650 --> 00:47:06,950
‫بیا...

859
00:47:06,990 --> 00:47:08,570
‫بفرمایین.

860
00:47:31,260 --> 00:47:33,560
‫لعنتی.

861
00:47:42,440 --> 00:47:44,900
‫تف بهش.

862
00:47:50,980 --> 00:47:53,660
‫واسه چی داری باهامون اینطوری می‌کنی؟

863
00:47:53,900 --> 00:47:55,900
‫مگه چی‌کار کردیم؟

864
00:48:20,100 --> 00:48:22,270
‫فرن؟

865
00:48:22,740 --> 00:48:24,570
‫همه‌چی مرتب‌ـه؟

866
00:48:24,820 --> 00:48:26,780
‫نه.

867
00:48:27,100 --> 00:48:29,560
‫باید حرف بزنیم.

868
00:48:30,260 --> 00:48:32,470
‫با هنری کات کردم.

869
00:48:34,040 --> 00:48:35,930
‫اون گروه کلیسایی

870
00:48:35,930 --> 00:48:38,020
‫که هنری و گرِگ

871
00:48:38,020 --> 00:48:39,935
‫و تقریباً همه ‫به‌جز ما

872
00:48:40,020 --> 00:48:41,520
 ،تو این تابستون عضوشن

873
00:48:41,520 --> 00:48:46,580
‫عملاً یه فرقه‌ی تموم عیاره.

874
00:48:46,580 --> 00:48:50,080
‫هم غیرمنتظره‌ـس
‫و هم کاملاً منطقی‌ـه.

875
00:48:50,080 --> 00:48:51,980
‫اگه نوآ اینجا بود

876
00:48:52,220 --> 00:48:53,390
‫می‌گفت که

877
00:48:53,430 --> 00:48:57,310
‫«خدایا، دقیقاً همچین چیزی رو لازم داشتیم.»

878
00:48:57,740 --> 00:49:00,180
‫نوآ چرا نیومده؟

879
00:49:40,680 --> 00:49:43,400
‫سوار شو!

880
00:49:46,670 --> 00:49:48,636
‫برو جِن!
‫برو!

881
00:49:48,721 --> 00:49:59,721
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

884
00:50:08,290 --> 00:50:09,170
‫♪ I'm No Animal - Felony ♪

885
00:50:09,250 --> 00:50:10,630
‫♪ من حیوون نیستم ♪

886
00:50:11,800 --> 00:50:14,720
‫♪ با تو حیوون نیستم ♪

887
00:50:14,800 --> 00:50:16,550
‫♪ حیوون نیستم ♪

888
00:50:20,470 --> 00:50:23,270
‫♪ حیوون نیستم ♪

889
00:50:23,310 --> 00:50:26,150
‫♪ با تو حیوون نیستم ♪

890
00:50:26,190 --> 00:50:28,020
‫♪ حیوون نیستم ♪

891
00:50:28,820 --> 00:50:31,030
‫♪ با تو ♪

892
00:50:55,470 --> 00:50:58,140
‫♪ من حیوون نیستم ♪

893
00:50:58,180 --> 00:51:01,310
‫♪ با تو حیوون نیستم ♪

894
00:51:01,660 --> 00:51:04,670
‫♪ حیوون نیستم ♪

