﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:09,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:10,000 --> 00:00:15,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

4
00:00:16,380 --> 00:00:17,940
‫ ♪ یه رازی دارم ♪

5
00:00:17,940 --> 00:00:19,340
‫ ♪ میشه پیش خودت نگهش داری؟ ♪

6
00:00:19,340 --> 00:00:22,240
‫ ♪ قسم بخوری به کسی نمیگی ♪

7
00:00:22,240 --> 00:00:24,960
‫ ♪ بهتره تو جیب‌ـت قایم‌ـش کنی ♪

8
00:00:24,960 --> 00:00:27,840
‫ ♪ و تا گور با خودت ببریش ♪

9
00:00:27,840 --> 00:00:30,600
‫ ♪ اگه بهت بگم
‫ باید مطمئن شم ♪

10
00:00:30,600 --> 00:00:33,520
‫ ♪ که حرفم رو به کسی نمیگی ♪

11
00:00:33,520 --> 00:00:36,380
‫ ♪ چون دو نفر فقط درصورتی
‫  می‌تونن یه راز رو نگه دارن ♪

12
00:00:36,380 --> 00:00:39,220
‫ ♪ که یکی‌شون مُرده باشه ♪

13
00:00:51,040 --> 00:00:56,620
‫ ♪ دو نفر فقط درصورتی
‫  می‌تونن یه راز رو نگه دارن... ♪

14
00:00:56,620 --> 00:00:59,420
‫« دروغگوهای کوچک زیبا»
‫« مدرسه تابستانی »

15
00:01:44,930 --> 00:01:51,890
‫حالت خوبه. حالت خوبه.
‫حالت خوبه. حالت خوبه.

16
00:01:57,450 --> 00:02:00,310
‫دوباره فرصت این رو داشتم که
‫شرش رو کم کنم ولی...

17
00:02:00,310 --> 00:02:02,440
‫اگه بخوام نظرم رو بدم،

18
00:02:02,620 --> 00:02:04,980
‫کار درستی کردی
‫که به‌جاش جونـم رو نجات دادی.

19
00:02:04,980 --> 00:02:07,620
‫این که اصلاً جای بحث نداشت.

20
00:02:09,250 --> 00:02:12,460
‫البته شاید به‌خاطر گندکاری‌هایی که
‫توی خونه‌ی جهنمی کردی، داشت.

21
00:02:12,460 --> 00:02:14,710
‫واقعاً بابتـش شرمنده‌ـم.

22
00:02:14,710 --> 00:02:16,720
‫فعلاً این اصلاً مهم نیست کِلی.

23
00:02:18,930 --> 00:02:20,890
‫چرا، هست.

24
00:02:20,890 --> 00:02:23,970
‫و واقعاً بابت همه‌چیز معذرت می‌خوام.

25
00:02:23,970 --> 00:02:26,620
‫کِلی، تو رُز خبیث رو دیدی.
‫به‌نظرت ممکنه که

26
00:02:26,620 --> 00:02:28,520
‫زیر اون بانداژ‌ها،
‫صورت مامانـت باشه؟

27
00:02:28,520 --> 00:02:30,130
‫نه.

28
00:02:30,360 --> 00:02:32,460
‫قبل این که برم استخر...

29
00:02:32,740 --> 00:02:34,860
‫مامانـم رو تو یه کمد دعا زندونی کردم.

30
00:02:34,860 --> 00:02:36,490
‫خیلی‌خب...

31
00:02:36,490 --> 00:02:38,490
‫کارت خیلی جای بحث داره.

32
00:02:38,490 --> 00:02:39,410
‫ولی...

33
00:02:39,720 --> 00:02:41,490
‫امکانـش هست که...

34
00:02:41,490 --> 00:02:42,960
‫تونسته باشه فرار کنه

35
00:02:42,960 --> 00:02:44,880
‫و بیاد دنبالت؟

36
00:02:46,060 --> 00:02:47,640
‫شاید

37
00:02:48,780 --> 00:02:50,580
‫فقط یه راه واسه فهمیدنـش هست.

38
00:02:51,660 --> 00:02:52,760
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

39
00:02:52,760 --> 00:02:54,130
‫بذار بیام بیرون.

40
00:02:54,960 --> 00:02:56,050
‫خب...

41
00:02:56,620 --> 00:02:58,010
‫به جواب‌مون رسیدیم.

42
00:02:58,500 --> 00:03:00,240
‫خانم بیز، رُز خبیث نیست.

43
00:03:02,120 --> 00:03:04,280
‫چندوقته که اون توئه؟

44
00:03:04,280 --> 00:03:06,220
‫شما بهتره برین.

45
00:03:06,220 --> 00:03:07,370
‫همه‌تون.

46
00:03:07,380 --> 00:03:09,730
‫من و مامانـم کلی حرف واسه زدن داریم.

47
00:03:10,080 --> 00:03:10,800
‫تنهایی.

48
00:03:10,800 --> 00:03:12,980
‫باشه اما مواظب باش.

49
00:03:14,140 --> 00:03:15,520
‫رُز خبیث همین دور و براس.

50
00:03:15,520 --> 00:03:18,000
‫«روز حسابرسی» هم خیلی نزدیکـه.

51
00:03:18,000 --> 00:03:20,300
‫چه اتفاق بیفته و چه نیفته.

52
00:03:21,900 --> 00:03:23,200
‫خیلی‌خب.

53
00:03:25,420 --> 00:03:27,060
‫هی فرن.

54
00:03:35,080 --> 00:03:37,500
‫بچه‌ها...

55
00:03:37,500 --> 00:03:39,050
‫قبل از این که پیام فرن

56
00:03:39,050 --> 00:03:41,260
‫درمورد کِلی بهم برسه،

57
00:03:41,260 --> 00:03:43,870
‫با دکتر سالیوان
‫تو قبرستون بودیم

58
00:03:43,870 --> 00:03:45,740
‫و الان...

59
00:03:46,420 --> 00:03:47,890
‫اون گم شده.

60
00:03:48,470 --> 00:03:49,890
‫یعنی چی گم شده؟

61
00:03:49,890 --> 00:03:51,320
‫راستـش مطمئن نیستم.

62
00:03:51,320 --> 00:03:53,190
‫اما ماشینـش پر از...

63
00:03:55,020 --> 00:03:56,520
‫گلبرگ‌های رُز بود.

64
00:03:56,520 --> 00:03:59,320
‫گم‌ شدن دکتر سالیوان
‫چه معنایی داره؟

65
00:03:59,320 --> 00:04:00,780
‫رُز خبیث دزدیدتـش؟

66
00:04:00,780 --> 00:04:02,950
‫شاید.
‫یا این که...

67
00:04:02,950 --> 00:04:04,990
‫رُز خبیث خودشـه.

68
00:04:04,990 --> 00:04:07,520
‫شاید هم همه‌ی این کارها
‫یه‌جور بازی با ذهن‌مونـه.

69
00:04:07,520 --> 00:04:10,200
‫درحال حاضر هرچیزی ممکنـه.

70
00:04:10,200 --> 00:04:11,910
‫یعنی الان ممکنـه که

71
00:04:11,910 --> 00:04:14,420
‫دکتر سالیوان و رُز واترز واقعی
‫با هم تیم شده باشن.

72
00:04:14,420 --> 00:04:18,090
‫دوتا مادر عزارداری که
‫هم‌پیمان شدن تا انتقام بگیرن.

73
00:04:18,090 --> 00:04:19,920
‫وای، گندش بزنن.

74
00:04:22,100 --> 00:04:25,090
‫من هم باید یه چیزی رو بهتون بگم

75
00:04:25,090 --> 00:04:27,580
‫که قبل این که تو استخر هم رو ببینیم
‫اتفاق افتاد.

76
00:04:28,760 --> 00:04:29,890
‫وای خدا.

77
00:04:31,770 --> 00:04:33,020
‫رُز...

78
00:04:33,020 --> 00:04:34,980
‫این دوست قدیمیمـه، ماوس.

79
00:04:34,980 --> 00:04:36,860
‫رُز واترز.

80
00:04:36,860 --> 00:04:38,940
‫مامان آنجلا بود.

81
00:04:38,940 --> 00:04:40,780
‫آنجلا هم...

82
00:04:40,780 --> 00:04:41,900
‫دوست مامان بود.

83
00:04:42,950 --> 00:04:43,990
‫آره، درستـه.

84
00:04:44,820 --> 00:04:46,780
‫واسه چی اومدی اینجا؟

85
00:04:46,780 --> 00:04:48,160
‫دنبال چی هستی؟

86
00:04:48,160 --> 00:04:51,290
‫قبل این که تو پیدام کنی
‫جام امن بود.

87
00:04:51,290 --> 00:04:55,460
‫حالا هرجا که میرم
‫دنبالـم می‌گردن.

88
00:04:55,880 --> 00:04:57,520
‫تعقیبـم می‌کنن.

89
00:04:58,260 --> 00:05:00,320
‫کاربرای اسپوکی‌اسپاگتی؟

90
00:05:01,220 --> 00:05:04,130
‫وایسا ببینم، اون عوضی روانی رو
‫با لولا تنها گذاشتی؟

91
00:05:04,130 --> 00:05:08,050
‫نه. بردمـش یه جای...

92
00:05:08,900 --> 00:05:10,960
‫دورافتاده‌.

93
00:05:12,460 --> 00:05:14,580
‫واگن جوی روانی؟

94
00:05:14,580 --> 00:05:16,980
‫ماوس، این کار واقعاً
‫خاطرات بدمون رو زنده می‌کنه.

95
00:05:16,980 --> 00:05:19,440
‫موافقم.
‫حالا رُز کجاس؟

96
00:05:20,610 --> 00:05:21,480
‫نمی‌دونم.

97
00:05:22,990 --> 00:05:23,990
‫ولی...

98
00:05:23,990 --> 00:05:26,760
‫اینطور که از این گلبرگ‌های رُز پیداس...

99
00:05:27,490 --> 00:05:30,330
‫فرضیه‌ـت درمورد تیم‌ شدن رُز واترز
‫و دکتر سالیوان

100
00:05:30,330 --> 00:05:33,000
‫داره بیشتر و بیشتر قابل‌باور میشه.

101
00:05:33,000 --> 00:05:35,960
‫شاید هم یکی رفته دنبال مامان‌ها.

102
00:05:35,960 --> 00:05:37,940
‫تا از سر راه برشون داره.

103
00:05:41,380 --> 00:05:42,980
‫مامان، حالت خوبه؟

104
00:05:42,980 --> 00:05:44,340
‫چرا گوشیت رو جواب نمیدی؟

105
00:05:44,340 --> 00:05:46,180
‫وقتی زنگ می‌زنم
‫باید جواب بدی.

106
00:05:46,180 --> 00:05:49,260
‫گوشیـم تو آشپزخونه تو شارژه.
‫چیشده مگه؟

107
00:05:49,260 --> 00:05:51,850
‫هیچی خانم هیورث.

108
00:05:52,260 --> 00:05:53,970
‫دخترتون مجبورمون کرده

109
00:05:53,970 --> 00:05:55,680
‫کلی فیلم ترسناک ببینیم.

110
00:05:56,220 --> 00:05:59,880
‫کاش واسه تنوع
‫یه فیلم کمدی‌رمانتیک باحال می‌دیدین.

111
00:05:59,880 --> 00:06:01,640
‫راستی...

112
00:06:01,640 --> 00:06:04,070
‫این گل‌های خوشگل برام اومده.

113
00:06:07,440 --> 00:06:09,200
‫خیلی قشنگـن.

114
00:06:09,200 --> 00:06:11,280
‫کارت روش هم خیلی بامزه بود.

115
00:06:11,280 --> 00:06:13,470
‫«از تموم دنیا بیشتر دوستـت دارم.»

116
00:06:15,540 --> 00:06:17,650
‫پیامِ گل‌ها و اون نوشته خیلی واضحـه.

117
00:06:17,650 --> 00:06:18,790
‫الان هدفـش مامانِ منـه.

118
00:06:18,875 --> 00:06:21,130
‫بهتر نیست درمورد رُز خبیث
‫بهش بگیم، تبی؟

119
00:06:21,130 --> 00:06:23,380
‫معلومه که نه.
‫از اون موقعیت‌هاس که میگه

120
00:06:23,380 --> 00:06:25,060
‫«دهن‌تون رو بسته نگه دارین وگرنه... »

121
00:06:25,060 --> 00:06:26,220
‫شدیداً موافقـم.

122
00:06:26,220 --> 00:06:28,300
‫خب چی‌کار میشه کرد؟

123
00:06:28,300 --> 00:06:29,890
‫با این اوصاف به کی می‌تونیم اعتماد کنیم؟

124
00:06:29,890 --> 00:06:31,050
‫هیشکی.

125
00:06:31,760 --> 00:06:34,160
‫فقط خودمون.

126
00:06:37,000 --> 00:06:38,040
‫« جمعه »

127
00:06:38,040 --> 00:06:39,760
‫بیدار شین دخترا.

128
00:06:39,760 --> 00:06:42,210
‫تبی، ایموجن،
‫خودتون رو برسونین!

129
00:06:44,190 --> 00:06:45,900
‫چیشده مامان؟

130
00:06:45,900 --> 00:06:47,320
‫باید این رو ببینین.

131
00:06:47,320 --> 00:06:48,700
<i>‫درسته مارکوس.</i>

132
00:06:48,700 --> 00:06:50,280
<i>‫به زندان ریونزوود اومدیم</i>

133
00:06:50,280 --> 00:06:51,740
<i>‫بعد از شورش وحشتناکی</i>

134
00:06:51,740 --> 00:06:53,160
<i>‫که دیشب به راه افتاده بود...</i>

135
00:06:53,160 --> 00:06:54,620
‫زندان ریونزوود؟

136
00:06:54,620 --> 00:06:56,410
‫همونجایی که اِی زندانیـه.

137
00:06:56,410 --> 00:06:58,580
<i>‫گزارش‌ها حاکی از تلفات متعدده.</i>

138
00:06:58,580 --> 00:07:00,290
<i>‫هویت بسیاری هنوز شناسایی نشده.</i>

139
00:07:00,290 --> 00:07:02,130
<i>‫- اما گمان میره که...</i>
‫- خدایا.

140
00:07:02,130 --> 00:07:03,880
<i>‫آرچی واترز،</i>

141
00:07:03,880 --> 00:07:06,710
‫<i>مردی که عامل قتل‌عام مهیبِ
‫ سال گذشته‌ی میلوود بود هم</i>

142
00:07:06,710 --> 00:07:08,840
<i>‫در بین کشته‌شدگان شورش شب گذشته باشه...</i>

143
00:07:10,090 --> 00:07:11,640
‫خب دیگه بسه.

144
00:07:12,090 --> 00:07:13,510
‫اِی مُرده؟

145
00:07:15,500 --> 00:07:16,770
‫به همین راحتی؟

146
00:07:17,320 --> 00:07:19,270
‫تو یه شورش زندان؟

147
00:07:20,080 --> 00:07:22,860
‫- یکم...
‫- مشکوک نیست؟

148
00:07:23,100 --> 00:07:24,380
‫هست.

149
00:07:24,880 --> 00:07:26,780
‫معاون مارون هم همین نظر رو داره.

150
00:07:26,780 --> 00:07:28,030
‫برای همین

151
00:07:28,030 --> 00:07:29,950
‫امروز میره به زندان ریونزوود.

152
00:07:29,950 --> 00:07:33,040
‫ما هم باید بیشتر از همیشه
‫مواظب باشیم، خب؟

153
00:07:33,040 --> 00:07:35,370
‫باید در ارتباط باشیم.
‫قبل از تاریکی هوا هم برگردین.

154
00:07:35,370 --> 00:07:37,780
‫معلومه.

155
00:07:37,780 --> 00:07:39,390
‫تو هم همینطور مامان.

156
00:07:44,520 --> 00:07:45,670
‫کِلی...

157
00:07:46,880 --> 00:07:49,680
‫حالت خوبه؟
‫اوضاع با مامانـت چطور پیش رفت؟

158
00:07:49,680 --> 00:07:53,470
‫کل شب رو بیدار بودیم
‫و درمورد...

159
00:07:54,300 --> 00:07:55,390
‫همه‌چیز حرف زدیم.

160
00:07:56,310 --> 00:07:58,310
‫درمورد خانم لنگزبری هم همینطور.

161
00:07:59,300 --> 00:08:02,310
‫این اواخر ندیدینـش؟

162
00:08:02,310 --> 00:08:04,520
‫آخرین باز تو اون خونه‌ی جهنمی دیدیمـش.

163
00:08:04,520 --> 00:08:06,650
‫اما اون هم تو لیست مظنونین رُز خبیث‌مونـه.

164
00:08:06,650 --> 00:08:08,150
‫خوبه.

165
00:08:08,150 --> 00:08:10,820
‫چون وقتی درمورد رُز خبیث
‫به مامانـم گفتم،

166
00:08:10,820 --> 00:08:12,680
‫اولین کسی که به ذهنـش رسید...

167
00:08:13,990 --> 00:08:16,800
‫این بود که ممکنه خانم لنگزبری باشه؟

168
00:08:16,800 --> 00:08:19,330
‫مامان گفت تو چندماه گذشته،

169
00:08:19,330 --> 00:08:20,870
‫رفتـه پیشـش،

170
00:08:20,870 --> 00:08:23,670
‫اما خانم لنگزبری یه جورایی

171
00:08:23,670 --> 00:08:25,780
‫مثل یه ماتم‌زده‌ی بی‌رحم بوده.

172
00:08:26,040 --> 00:08:27,380
‫و یه...

173
00:08:28,170 --> 00:08:29,260
‫عیناً تکرار می‌کنم،

174
00:08:30,620 --> 00:08:34,980
‫«و یه تاریکی وحشتناکی درونـش بود.»

175
00:08:37,140 --> 00:08:40,300
‫این رو هم مادر من گفته
‫که خیلی جای بجث داره.

176
00:08:43,820 --> 00:08:45,850
‫وقتشـه تبی.

177
00:08:45,850 --> 00:08:48,020
‫خیلی تلاش کردیم تا ازش دوری کنیم

178
00:08:48,020 --> 00:08:50,730
‫اما باید از کار خانم لنگزبری سر در بیاریم.

179
00:08:50,730 --> 00:08:54,120
‫ببینیـم حس رُز خبیث رو
 .بهمون میده یا نه

180
00:08:55,660 --> 00:08:57,320
‫داشتم اتاقـم رو تمیز می‌کردم

181
00:08:57,320 --> 00:08:59,330
‫این وسایل مال چیپ بودن.

182
00:09:00,020 --> 00:09:01,750
‫ما...

183
00:09:01,750 --> 00:09:04,670
‫گفتیم که بهتره پیش شما باشه،
‫خانم لنگزبری.

184
00:09:06,460 --> 00:09:08,580
‫فکر کنم خبرها به گوش‌تون رسیده باشه.

185
00:09:09,480 --> 00:09:11,780
‫قاتل چیپ مُرده.

186
00:09:12,050 --> 00:09:13,380
‫بالاخره.

187
00:09:13,380 --> 00:09:15,550
‫عدالت برقرار شد.

188
00:09:16,500 --> 00:09:18,760
‫خانم لنگزبری ما...

189
00:09:21,700 --> 00:09:23,480
‫خوشحالیم که...

190
00:09:25,060 --> 00:09:26,100
‫به آرامش رسیدین.

191
00:09:26,860 --> 00:09:28,900
‫اما تا الان به‌نظر...

192
00:09:28,900 --> 00:09:29,820
‫فرسوده میومدم.

193
00:09:31,140 --> 00:09:32,610
‫به‌خاطر عزا.

194
00:09:32,840 --> 00:09:34,320
‫و خشم.

195
00:09:34,800 --> 00:09:36,300
‫خودم می‌دونم.

196
00:09:37,160 --> 00:09:40,370
‫اگه می‌تونستم تو چندماه اخیر
‫علاقانه‌تر رفتار کنم،

197
00:09:40,370 --> 00:09:44,210
‫تا بتونـم از این روزها گذر کنم

198
00:09:44,210 --> 00:09:46,290
‫کاش یکی بهم می‌گفت
‫که اون رفتارها چی بودن.

199
00:09:48,220 --> 00:09:51,090
‫من اون رو اینطوری به یاد میارم.

200
00:09:51,090 --> 00:09:53,260
‫مثل یه بی‌گناه.
‫نه مثل کسی که...

201
00:09:53,700 --> 00:09:56,160
‫الان دنیا اون رو می‌شناسه.

202
00:09:56,820 --> 00:09:58,800
‫اینا رو از کجا آوردین؟

203
00:09:59,440 --> 00:10:00,860
‫خیلی قشنگـن،
‫نه؟

204
00:10:00,860 --> 00:10:02,930
‫صبح دم در بودن.

205
00:10:02,930 --> 00:10:03,930
‫بدون هیچ نوشته‌ای.

206
00:10:03,930 --> 00:10:05,680
‫به گمونم از طرف یه دوست بوده.

207
00:10:06,040 --> 00:10:07,440
‫ما...

208
00:10:08,480 --> 00:10:10,770
‫بهتره که راه بیفتیم.

209
00:10:10,770 --> 00:10:12,540
‫اما خانم لنگزبری،
‫شما بهتره که...

210
00:10:12,540 --> 00:10:14,680
‫ممنون بابت وقتی که گذاشتین.

211
00:10:25,540 --> 00:10:28,330
‫پس دوتا مظنون اصلی‌تون

212
00:10:28,330 --> 00:10:29,710
‫برای این رُز خبیث کوفتی

213
00:10:29,710 --> 00:10:32,290
‫رُز واترز واقعی
‫و دکتر سالیوانـن

214
00:10:32,290 --> 00:10:34,840
‫که گم شدن یا حتی شاید مُردن.

215
00:10:35,420 --> 00:10:36,670
‫درستـه.

216
00:10:39,300 --> 00:10:42,930
‫فقط هم روی مظنونین زن تمرکز کردین؟

217
00:10:42,930 --> 00:10:45,810
‫آره اما احتمال همکاری‌شون رو رد نکردیم.

218
00:10:46,660 --> 00:10:49,350
‫- چطور مگه؟
‫- همینطوری.

219
00:10:50,980 --> 00:10:54,480
‫دوست‌پسرهای جدید تبی و ایموجن رو
‫تا چه حد می‌شناسین؟

220
00:10:54,480 --> 00:10:56,940
‫آخه یه‌دفعه‌ای سر و کله‌شون پیدا شد.

221
00:10:56,940 --> 00:10:59,410
‫مگه کریستین، ماسک‌های ترسناک درست نمی‌کنه؟

222
00:11:04,370 --> 00:11:06,290
‫امروز صبح از کِلی به یه سرنخی رسیدیم

223
00:11:06,290 --> 00:11:08,120
‫که بریم سراغ خانم لنگزبری.

224
00:11:08,120 --> 00:11:09,580
‫بعدش هم یه هشدار بهش رسید

225
00:11:09,580 --> 00:11:11,520
‫با علامتِ یه دسته گل رُز قرمز.

226
00:11:11,520 --> 00:11:12,860
‫ممکنه کلکـش باشه

227
00:11:12,860 --> 00:11:14,500
‫ممکنه هم یه مادر عزادار دیگه باشه

228
00:11:14,500 --> 00:11:16,260
‫که قراره دزدیده بشه یا...

229
00:11:16,880 --> 00:11:17,940
‫...حتی بدتر.

230
00:11:17,940 --> 00:11:19,480
‫که ما مشکلی باهاش نداریم.

231
00:11:19,480 --> 00:11:21,220
‫- آره.
‫- بحثی نیست.

232
00:11:21,220 --> 00:11:22,760
‫ماوس،
 کاربرای اسپوکی‌اسپاگتی

233
00:11:22,760 --> 00:11:24,000
‫درمورد شورش زندان چی میگن؟

234
00:11:24,000 --> 00:11:25,120
‫اوه...

235
00:11:25,120 --> 00:11:26,600
‫اونا که حسابی ترکوندن.

236
00:11:26,600 --> 00:11:29,770
‫میگم همون علامتیـه که منتظرش بودن

237
00:11:29,770 --> 00:11:30,696
‫و داریم به...

238
00:11:30,696 --> 00:11:31,918
‫روز حسابرسی نزدیک میشیم.

239
00:11:31,988 --> 00:11:34,605
‫که دارم تموم تلاشـم رو می‌کنم
‫زیرنظر داشته باشمـش

240
00:11:34,690 --> 00:11:36,650
‫و منتظر یه تماس
‫از طرف معلم کامپیوترمـم.

241
00:11:36,650 --> 00:11:39,840
‫داره رد سروری که
‫میزبان اسپوکی‌اسپاگتیـه رو می‌گیره.

242
00:11:39,840 --> 00:11:40,860
‫خانم‌ها.

243
00:11:40,860 --> 00:11:42,780
‫اوه، آقای اسمیتی.

244
00:11:42,780 --> 00:11:45,530
‫صبح‌بخیر.
‫خوشحالـم که صبح زود می‌بینم‌تون.

245
00:11:45,530 --> 00:11:49,040
‫با توجه به این که همه‌تون
‫آزمون‌های آزمایشی پایانترم‌تون رو رد شدین،

246
00:11:49,040 --> 00:11:51,160
‫این نظم و انضباط مضاعف لازم‌تون میشه.

247
00:11:51,160 --> 00:11:52,360
‫همونایی که هفته پیش دادیم؟

248
00:11:52,360 --> 00:11:54,210
‫همون موقع که اصلاً حواس‌مون سر جاش نبود؟

249
00:11:54,210 --> 00:11:58,100
‫بله، حتی بدتر از امتحان قبلی‌تون شده.

250
00:11:58,100 --> 00:12:01,050
‫تو رو خدا آقای اسمیتی.

251
00:12:01,050 --> 00:12:02,590
‫ما...
‫داریم تلاش‌مون رو می‌کنیم.

252
00:12:02,590 --> 00:12:03,980
‫- فقط...
‫- داستان غم‌انگیز تعریف نکن.

253
00:12:03,980 --> 00:12:05,480
‫فقط اگه قبول شین
‫میرین کلاس بعدی.

254
00:12:05,480 --> 00:12:07,220
‫اگه هم بیفتین...

255
00:12:07,760 --> 00:12:09,500
‫انتخابـش با خودتونـه.

256
00:12:13,480 --> 00:12:16,150
‫دیگه بسـه.
‫باید سفت بچسبیم به درس.

257
00:12:16,150 --> 00:12:17,520
‫باید زنگ بزنیم دوست‌پسرها

258
00:12:17,520 --> 00:12:19,680
‫و دوست‌دخترهامون
‫و مثل قدیما

259
00:12:19,680 --> 00:12:20,880
‫شب امتحانی بخونیم.

260
00:12:20,880 --> 00:12:22,740
تموم زورمون رو می‌زنیم
‫تا پاس شیم.

261
00:12:22,740 --> 00:12:24,990
‫شاید رُز خبیث دیگه از کنترل‌مون
‫ خارج شده باشه.

262
00:12:24,990 --> 00:12:27,950
‫روز حسابرسی ممکنه برسه
‫و ممکنه هم نرسه

263
00:12:27,950 --> 00:12:30,680
‫اما هرچی بیشتر باشیم جامون امن‌تره
‫و اگه یه بار دیگه

264
00:12:30,680 --> 00:12:33,060
‫اون امتحان مزخرف رو بیفتم،
‫فاتحه‌ـم خونده‌ـس.

265
00:12:33,060 --> 00:12:34,380
‫نظرتون چیه؟

266
00:12:34,380 --> 00:12:36,340
‫- من که پایه‌ـم.
‫- منـم.

267
00:12:36,340 --> 00:12:37,400
‫چه‌خبر از جِن؟

268
00:12:37,400 --> 00:12:39,980
‫آزمون آزمایشی بخش «ب» رو قبول شده؟

269
00:12:39,980 --> 00:12:41,520
‫اوم...

270
00:12:41,520 --> 00:12:43,090
‫آره.
‫قبول شده.

271
00:12:43,090 --> 00:12:45,090
‫وایسا ببینم،
‫اتفاقی بین‌تون افتاده؟

272
00:12:45,090 --> 00:12:47,100
‫نه، نه، نه.
‫قضیه اون نیست.

273
00:12:47,100 --> 00:12:51,060
‫اما حالا که بحث نیمه‌های گم‌شده‌ـس،

274
00:12:51,060 --> 00:12:53,600
‫به‌نظرتون بهتر نیست که

275
00:12:53,600 --> 00:12:55,270
‫جانی و کریستین رو

276
00:12:55,270 --> 00:12:56,900
‫به لیست مظنونین‌مون اضافه کنیم؟

277
00:12:57,940 --> 00:12:59,820
‫جانی و کریستین؟

278
00:13:01,030 --> 00:13:03,030
‫چرا دوست‌پسرای ما؟

279
00:13:03,030 --> 00:13:05,280
‫آخه یهو سر و کله‌شون پیدا شد

280
00:13:05,280 --> 00:13:07,580
‫و میشه گفت که هم‌زمان هم بود.

281
00:13:07,580 --> 00:13:08,950
‫محض یادآوری

282
00:13:08,950 --> 00:13:11,370
‫ما دنبال یه موجود وحشتناکِ «زن» می‌گردیم

283
00:13:11,370 --> 00:13:13,750
‫برای مثال...
‫جِن.

284
00:13:13,750 --> 00:13:15,750
‫اون من رو از دست رُز خبیث نجات داد،
‫یادت رفته؟

285
00:13:15,750 --> 00:13:16,840
‫وقتی هم به ماوس حمله شد

286
00:13:16,840 --> 00:13:19,130
‫جانی و کریستین توی اسکیدامارینک بودن،
‫یادت رفته؟

287
00:13:19,130 --> 00:13:20,880
‫شاید دارن با یکی دیگه کار می‌کنن.

288
00:13:20,880 --> 00:13:21,780
‫خب احتمالـش برای جِن هم هست.

289
00:13:21,780 --> 00:13:23,220
‫ما از قبل هم رو می‌شناسیم.

290
00:13:23,220 --> 00:13:24,470
‫آره، رفقای خلافکار.

291
00:13:24,470 --> 00:13:26,140
‫به بحث خوش اومدی فرن.

292
00:13:26,140 --> 00:13:27,640
‫شرمنده.
‫همینطوری گفتم.

293
00:13:27,640 --> 00:13:30,260
‫تبی، کریستین
‫ماسک‌های ترسناک درست می‌کنه.

294
00:13:30,260 --> 00:13:32,780
‫آخه خودت هم یه ماسک رُز خبیث
‫تو زیرزمینـش پیدا کردی.

295
00:13:32,780 --> 00:13:34,200
‫ممنون ماوس.

296
00:13:34,200 --> 00:13:36,220
‫خیلی خوبه یه دوست‌پسر بی‌نقص
‫داشته باشی

297
00:13:36,220 --> 00:13:37,400
‫که از نظر هیچکسی قاتل نیست.

298
00:13:37,400 --> 00:13:38,650
‫واقعاً.

299
00:13:38,650 --> 00:13:39,980
‫شاون چی؟

300
00:13:39,980 --> 00:13:42,480
‫عاشق‌پیشه‌ی تحقیر شده.
.قدمت تاریخی داره

301
00:13:42,480 --> 00:13:45,490
‫خودم هم بهش فکر کردم.
‫اما ما تازه کات کردیم.

302
00:13:45,490 --> 00:13:46,820
‫با عقل جور در نمیاد.

303
00:13:46,820 --> 00:13:49,240
‫حالا که بحث تحقیر شدن عاشق‌پیشه‌ها شد،

304
00:13:49,240 --> 00:13:51,620
‫آخرین باری که با هنری حرف زدی،
‫کِی بود فرن؟

305
00:13:51,620 --> 00:13:52,960
‫این اواخر چه‌کارا می‌کنه؟

306
00:13:52,960 --> 00:13:54,870
‫- چمیدونم.
‫- دیدین؟

307
00:13:54,870 --> 00:13:56,370
‫آره، کپیِ جفری دامره.

308
00:13:56,370 --> 00:13:58,460
‫همینطوری یه چیزی میگین‌ها.

309
00:14:04,670 --> 00:14:06,260
‫بس کنین، بس کنین!

310
00:14:06,260 --> 00:14:07,590
‫بس کنین!

311
00:14:08,160 --> 00:14:10,720
‫ما اینطوری نبودیم
‫و از این کارها نمی‌کردیم.

312
00:14:10,720 --> 00:14:12,890
‫تو این قضیه کنار همیـم، یادتون رفته؟

313
00:14:12,890 --> 00:14:15,640
‫تبی راست میگه.
‫زمان خیلی اضطراب‌آوری

314
00:14:15,640 --> 00:14:17,190
‫برای همه‌مونـه.

315
00:14:17,190 --> 00:14:19,690
‫و همونطور که فرن همیشه میگه...

316
00:14:20,080 --> 00:14:22,150
‫یکی برای همه و همه برای یکی.

317
00:14:22,150 --> 00:14:23,360
‫موافقـم.

318
00:14:23,360 --> 00:14:25,530
‫هرچقدر هم که دلم نمی‌خواد باور کنم

319
00:14:25,530 --> 00:14:26,990
‫که رل‌هامون

320
00:14:26,990 --> 00:14:30,240
‫بتونـن همچین کارهای هولناکی بکنـن،

321
00:14:30,240 --> 00:14:32,530
‫اما اگه از فیلم‌های نو کمبل
‫یه چیزی یاد گرفته باشم

322
00:14:32,530 --> 00:14:34,410
‫اینـه که که معمولاً
‫قاتل یا قاتل‌ها

323
00:14:34,410 --> 00:14:36,080
‫یک یا چندتا از دوست‌پسرهان.

324
00:14:36,080 --> 00:14:38,870
‫پس نظرتون چیه که
‫یه تحقیق سطحی بکنیم

325
00:14:38,870 --> 00:14:41,660
‫و وقتی که نتایج تحقیقا‌ت‌مون مشخص شد،

326
00:14:42,340 --> 00:14:44,420
‫توی جلسه‌ی شب‌ امتحانی‌مون بررسیـشون کنیم؟

327
00:14:44,420 --> 00:14:45,880
‫خیلی‌خب.

328
00:14:46,840 --> 00:14:48,220
‫من میرم سراغ جانی.

329
00:14:48,220 --> 00:14:50,340
‫من هم کریستین رو بررسی می‌کنم.

330
00:14:50,340 --> 00:14:53,490
‫ماوس، از اونجایی که هیچ شکی
‫به اَش وارد نیست...

331
00:14:53,500 --> 00:14:56,340
‫می‌تونی به دست‌انداختـنِ
‫ اسپوکی‌اسپاگتی ادامه بدی؟

332
00:14:56,340 --> 00:14:58,230
‫حلـه.

333
00:14:59,770 --> 00:15:01,340
<i>‫ای‌ام‌سی.
‫جرالد هستم، بفرمایین؟</i>

334
00:15:01,340 --> 00:15:04,180
‫سلام. از طرف سالن اورفیوم

335
00:15:04,180 --> 00:15:05,880
‫توی میلوود پنیسیلوانیا تماس می‌گیرم.

336
00:15:05,880 --> 00:15:07,700
‫می‌خواستم درمورد یه آپاراتچی

337
00:15:07,700 --> 00:15:10,340
‫که پارسال براتون کار می‌کرده، تحقیق کنم.
‫کریستین پیل؟

338
00:15:10,340 --> 00:15:13,620
<i>‫پیل...
‫چیزی یادم نمیاد.</i>

339
00:15:14,940 --> 00:15:16,180
‫مطمئنین؟

340
00:15:16,180 --> 00:15:18,780
‫کریستین پیل اسم خاصیـه.

341
00:15:18,780 --> 00:15:20,420
<i>‫نمی‌دونم چی بگم.</i>

342
00:15:20,420 --> 00:15:21,920
<i>‫امکانـش هست.</i>

343
00:15:21,920 --> 00:15:23,920
<i>‫اما دقیق چیزی یادم نمیاد.</i>

344
00:15:23,920 --> 00:15:26,300
<i>‫شرمنده.
‫کمک دیگه‌ای از دستـم ساخته نیست.</i>

345
00:15:27,460 --> 00:15:29,090
‫خیلی ممنون.
‫خدافظ.

346
00:15:39,360 --> 00:15:41,440
‫به کی داری پیام میدی؟

347
00:15:41,700 --> 00:15:43,240
‫هان؟

348
00:15:43,240 --> 00:15:45,220
‫هیشکی.

349
00:15:45,220 --> 00:15:47,380
‫پس یعنی دوستی با

350
00:15:47,380 --> 00:15:49,550
‫دخترهای دیگه رو درنظر نمی‌گیری؟

351
00:15:50,990 --> 00:15:52,660
‫نه.

352
00:15:52,660 --> 00:15:54,740
‫این حرفا رو از کجا در آوردی؟

353
00:15:55,860 --> 00:15:57,540
‫بده گوشیـت رو ببینـم.

354
00:15:57,540 --> 00:15:59,000
‫خلافـش رو بهم ثابت کن.

355
00:16:01,980 --> 00:16:04,000
‫بفرمایین.

356
00:16:04,000 --> 00:16:05,960
‫آخرین کسی که بهش پیام دادی...

357
00:16:08,040 --> 00:16:09,920
‫- منـم.
‫- آره.

358
00:16:10,700 --> 00:16:12,360
‫ببین چی نوشتم.

359
00:16:14,600 --> 00:16:17,890
‫«دلم برات تنگ شده.
...چشم‌انتظارم سر کار ببینمـت.» با یه

360
00:16:17,920 --> 00:16:19,540
‫شکلک قلب.

361
00:16:20,200 --> 00:16:21,960
‫راضی شدی؟

362
00:16:24,000 --> 00:16:26,060
‫تاریخچه‌ی مرورگرت رو چک می‌کنم.

363
00:16:29,010 --> 00:16:30,780
‫ببین ایموجن...

364
00:16:32,200 --> 00:16:34,640
‫می‌دونم که این چندوقته خیلی مشکل داشتی.

365
00:16:35,400 --> 00:16:37,580
‫اما خواهش می‌کنم

366
00:16:37,780 --> 00:16:39,440
‫وقتی که میگم

367
00:16:39,440 --> 00:16:41,710
‫هیچ کاری نمی‌‌کنم

368
00:16:42,140 --> 00:16:43,540
‫تا بهت آسیبی برسه...

369
00:16:43,880 --> 00:16:45,690
‫حرفـم رو باور کن.

370
00:16:48,120 --> 00:16:50,600
‫خدایا، معلومـه که
‫ حرفت رو باور می‌کنم جانی.

371
00:16:51,700 --> 00:16:54,010
‫می‌کنم و خودم هم می‌خوام
‫بهت اعتماد داشته باشم.

372
00:16:55,080 --> 00:16:57,370
‫خب؟
‫بیشتر از هرچیزی.

373
00:16:57,510 --> 00:16:59,810
‫- فقط...
‫- چیزی نیست.

374
00:17:00,830 --> 00:17:02,560
‫دورانِ...

375
00:17:03,080 --> 00:17:04,850
‫عجیب غریبیـه.

376
00:17:11,530 --> 00:17:13,200
‫خیلی‌خب،
‫بریم تو کارش.

377
00:17:14,020 --> 00:17:16,640
‫یه بار دیگه وارد این جهنم میشم.

378
00:17:21,040 --> 00:17:23,080
‫«چندتا تیزر از اتفاقاتی که توی راهـن.

379
00:17:23,080 --> 00:17:24,790
‫چیزهایی که روشون کار می‌کردیم...»

380
00:17:32,720 --> 00:17:33,760
‫خدای من.

381
00:17:35,560 --> 00:17:37,540
‫« این‌ها فقط برای شروع بودن »

382
00:17:37,540 --> 00:17:40,710
‫« حسابرسی از الان شروع میشه »

383
00:17:52,980 --> 00:17:55,050
‫ای بابا.
‫بستنی گردویی‌هامون تموم شدن.

384
00:17:55,060 --> 00:17:56,680
‫من میارم.

385
00:17:57,120 --> 00:17:59,680
‫تو همیشه وارد اون یخبندون میشی.

386
00:18:53,960 --> 00:18:55,340
‫پیداش کردی؟

387
00:19:00,260 --> 00:19:02,160
‫تو کشتی‌شون.

388
00:19:02,520 --> 00:19:03,620
‫چی؟

389
00:19:04,180 --> 00:19:05,600
‫ایموجن چی‌کار می‌کنی؟

390
00:19:05,600 --> 00:19:07,270
‫بس کن!
‫اتفاقی نیفتاده.

391
00:19:07,270 --> 00:19:09,310
‫من...
‫دیدم‌شون.

392
00:19:10,980 --> 00:19:12,770
‫دیدم‌شون.
‫کار تو بود.

393
00:19:12,770 --> 00:19:14,280
‫خب ایموجن،
‫می‌خوام این رو ازت بگیرم.

394
00:19:14,280 --> 00:19:17,150
‫آشغال عوضی!
‫نزدیک من نشو!

395
00:19:17,150 --> 00:19:19,320
‫نزدیک من نشو!
‫نزدیک‌تر نیا!

396
00:19:19,320 --> 00:19:20,490
‫- ایموجن!
‫- وایسا سر جات!

397
00:19:20,490 --> 00:19:21,990
‫- لطفاً بذار کمکـت کنم.
‫- بس کن!

398
00:19:21,990 --> 00:19:23,950
‫- قول میدم. من...
‫- وایسا سر جات!

399
00:19:23,950 --> 00:19:26,660
‫کاری باهات ندارم...

400
00:19:49,690 --> 00:19:51,690
‫نه، نه، نه، نه.

401
00:19:51,690 --> 00:19:52,810
‫نه، نه، نه.

402
00:19:53,730 --> 00:19:54,820
‫نه، نه، نه.

403
00:20:15,380 --> 00:20:17,460
‫لطفاً چیز مشکوکی پیدا نکن.

404
00:20:18,710 --> 00:20:20,880
‫لطفاً چیز مشکوکی پیدا نکن.

405
00:20:46,840 --> 00:20:48,010
‫وای خدا.

406
00:20:52,780 --> 00:20:54,660
‫پس ماسک بود.

407
00:20:55,460 --> 00:20:58,270
‫رُز خبیث تو خونه‌ی جهنمی
‫ماسک دیوی رو به صورتـش زده بود.

408
00:20:59,400 --> 00:21:02,040
‫همیشه کار این دوست‌پسرهاس.

409
00:21:22,740 --> 00:21:26,200
‫« دختران بازمانده »
‫« ماوس هونرادا »

410
00:21:26,200 --> 00:21:27,700
‫پس حق با من بود.

411
00:21:27,700 --> 00:21:29,700
‫جانی قاتلـه،
‫یا حداقل یکی‌شونـه.

412
00:21:29,700 --> 00:21:32,290
‫هرچی که می‌دونستـم رو گفتم ولی...

413
00:21:33,790 --> 00:21:36,920
‫- احتمالاً.
‫- جنازه‌هایی که پیدا کردی، ایموجن...

414
00:21:36,920 --> 00:21:39,300
‫اون قتل‌ها تو سایت اسپوکی‌اسپاگتی...

415
00:21:39,300 --> 00:21:41,260
‫یکی ازشون فیلم گرفته
‫و به‌عنوان تیزر...

416
00:21:41,260 --> 00:21:42,660
‫گذاشته‌ روی سایت.

417
00:21:42,660 --> 00:21:44,930
‫- تیزر؟ یعنی مثل...
‫- یه فیلم.

418
00:21:44,930 --> 00:21:47,700
‫یکی داره یه فیلم به اسم
‫«روز حسابرسی» می‌سازه.

419
00:21:47,700 --> 00:21:49,700
‫شروع شده.
‫و داره اتفاق میفته.

420
00:21:49,700 --> 00:21:50,860
‫حالا که حرف فیلم شد...

421
00:21:50,860 --> 00:21:53,140
 چرا خوره‌ی فیلم‌بازمون هنوز نیومده؟

422
00:21:53,140 --> 00:21:55,360
‫تبی رفته بود سراغ کریستین.

423
00:21:57,980 --> 00:21:59,090
‫آقای جی.

424
00:21:59,090 --> 00:22:01,420
‫<i>تونستین سرورهای
‫ اسپوکی‌اسپاگتی رو پیدا کنین؟</i>

425
00:22:01,420 --> 00:22:03,440
‫آره.
‫ردشون رو گرفتم.

426
00:22:03,440 --> 00:22:05,320
‫عجیب هم هست ماوس ولی...

427
00:22:05,320 --> 00:22:08,160
‫اما انگاز میزبان‌شون توی اورفیومـه.

428
00:22:08,160 --> 00:22:09,450
‫یعنی سرورهای اسپوکی‌اسپاگتی

429
00:22:09,450 --> 00:22:11,330
‫تو سالن سینمای اورفیومـن؟

430
00:22:11,330 --> 00:22:12,020
‫پشمام.

431
00:22:12,020 --> 00:22:14,080
‫اگه بستنی‌فروشـه
‫ یکی از قاتل‌‌ها باشه یعنی...

432
00:22:14,080 --> 00:22:15,290
‫دوست‌پسر از آسمون‌افتاده‌ی تبی هم

433
00:22:15,290 --> 00:22:16,580
‫ممکنه تو این قضیه باشه.

434
00:22:16,580 --> 00:22:17,880
‫ممنون آقای جی.
‫ما...

435
00:22:18,320 --> 00:22:20,000
‫باید راه بیفتیم.

436
00:22:22,900 --> 00:22:25,050
‫کجاس؟
‫تبی کجاس؟

437
00:22:25,050 --> 00:22:27,180
‫- چی‌کارش کردی؟
‫- نذار با کتک از زیر زبونـت بکشم.

438
00:22:27,180 --> 00:22:28,680
‫هی، هی، هی!
‫چه‌خبر شده؟

439
00:22:28,680 --> 00:22:30,180
‫تو بگو کریستین.

440
00:22:30,180 --> 00:22:33,060
‫تبی کجاس؟
‫چرا جواب پیام‌هامون رو نمیده؟

441
00:22:33,060 --> 00:22:34,850
‫- اینجا چقدر گرمـه.
‫- می‌دونم.

442
00:22:34,850 --> 00:22:36,520
‫کولر دوباره خراب شده

443
00:22:36,520 --> 00:22:38,190
‫و به هرکی زنگ می‌زنم جواب نمیده.

444
00:22:38,190 --> 00:22:39,980
‫نه تعمیرکار،
‫نه تبی.

445
00:22:39,980 --> 00:22:42,190
‫پنج بار بهش زنگ زدی.

446
00:22:42,190 --> 00:22:44,150
‫اگه تبی اینجا نیست

447
00:22:44,150 --> 00:22:46,030
‫پس کدوم گوریـه؟

448
00:22:55,700 --> 00:22:57,500
‫بذار بیام بیرون.

449
00:22:57,500 --> 00:22:58,540
‫بذار بیام بیرون!

450
00:23:02,800 --> 00:23:04,570
‫بذار بیام بیرون!

451
00:23:08,860 --> 00:23:10,470
‫«اعتراف کن؟»

452
00:23:10,470 --> 00:23:11,390
‫چی...

453
00:23:11,840 --> 00:23:14,200
‫مگه چی‌کار کردم؟

454
00:23:22,360 --> 00:23:23,690
‫رُز؟

455
00:23:24,010 --> 00:23:25,200
‫رُز؟

456
00:23:25,200 --> 00:23:26,740
‫وای خدا!

457
00:23:29,910 --> 00:23:32,740
‫آخرین خبری که از تبی دارم این بود
‫که گفت یکم کار داره.

458
00:23:32,740 --> 00:23:33,740
‫فقط همین رو می‌دونم.

459
00:23:33,748 --> 00:23:35,875
‫پس می‌شه یکی بهم بگه
‫دقیقاً چه‌ اتفاقی افتاده؟

460
00:23:35,875 --> 00:23:37,085
‫صبرکن. صبرکن.

461
00:23:37,085 --> 00:23:38,753
‫سرورها!

462
00:23:38,753 --> 00:23:41,297
‫کریستین؛ اتاق سرورهای اینترنت سینما کجاست؟

463
00:23:41,297 --> 00:23:42,256
‫طبقه بالا.

464
00:24:10,618 --> 00:24:11,869
‫خدایا.

465
00:24:11,869 --> 00:24:14,247
‫تو قایم شو؛ من پیدات می‌کنم

466
00:24:14,247 --> 00:24:16,124
‫چرا این‌کار رو باهامون می‌کنی؟

467
00:24:27,593 --> 00:24:28,845
‫چی؟

468
00:24:31,305 --> 00:24:33,141
‫این‌جا واقعاً گرمه یا
‫فقط من اینطور حس می‌کنم؟

469
00:24:33,141 --> 00:24:36,394
‫برید فیلمم رو نگاه کنید!
‫«در اتاق جیغ شماره سه»

470
00:24:36,394 --> 00:24:39,021
‫عالیه؛ تمام این مدت بیخ گوشمون
بوده و خبر نداشتیم

471
00:24:39,021 --> 00:24:41,190
‫منظورش چیـه؟ کی این رو گذاشته این‌جا؟

472
00:24:41,190 --> 00:24:43,568
‫رز خبیث می‌دونسته ما یه‌روزی
‫میوفتیم دنبالِ سرورهای اسپوکی‌اسپاگتی

473
00:24:43,568 --> 00:24:45,319
‫مطمئن بوده.

474
00:24:45,319 --> 00:24:48,740
‫بیاین بریم ببینم چه کوفتی
‫داره توی سالـن جیغ شماره سه پخش می‌شه

475
00:25:08,009 --> 00:25:10,887
‫نه؛ نه؛ نه؛ نه. الف نـه!

476
00:25:13,306 --> 00:25:14,182
‫آرچی نه....

477
00:25:15,516 --> 00:25:16,809
‫تو مُردی!

478
00:25:16,809 --> 00:25:18,853
‫توی شورش زندان.
‫تو مُردی!

479
00:25:18,853 --> 00:25:20,688
‫تو مُردی! تو مُردی!

480
00:25:31,365 --> 00:25:33,868
‫نه! نه!

481
00:25:35,536 --> 00:25:36,746
‫تـبی؟

482
00:25:37,914 --> 00:25:39,165
‫خدای من! رز خبیث!

483
00:25:39,165 --> 00:25:41,751
‫- و الف!
‫- زنده‌ست؟ مگه نمرده بود؟

484
00:25:41,751 --> 00:25:44,045
‫نه. خودش نیست.

485
00:25:44,045 --> 00:25:47,382
‫این چـیه؟ فیـلمه؟ یا
‫همین الان داره اتفاق میـفته؟

486
00:25:47,382 --> 00:25:50,718
‫روی اسپوکی اسپاگتی به‌طور
‫زنده داره پخش می‌شه.

487
00:25:50,718 --> 00:25:52,720
‫اون شماره‌های بغل...

488
00:25:52,720 --> 00:25:55,223
‫تعداد آدم‌هاییه که دارن
‫تماشا می‌کنن.

489
00:25:55,223 --> 00:25:56,849
‫اعتراف کن.

490
00:25:56,849 --> 00:25:59,727
‫به گناهانت اعتراف کن.

491
00:25:59,727 --> 00:26:03,147
‫حقیقت رو درمورد پـسرم بـگو!
‫بگو چه دروغ‌هایی گفتی.

492
00:26:03,147 --> 00:26:04,107
‫پسـر؟

493
00:26:05,400 --> 00:26:06,901
‫آرچی یا...

494
00:26:08,653 --> 00:26:10,029
‫خانم لنگزبری؟

495
00:26:10,571 --> 00:26:11,906
جز من کی می‌تونه باشه؟

496
00:26:11,906 --> 00:26:13,741
‫خدای من. اون مامان چیـپه!

497
00:26:15,451 --> 00:26:17,537
‫مامانِ چیپ رز خبیـثه!

498
00:26:17,537 --> 00:26:19,789
‫لعنت بهش همین یکم پیش خونه‌اش بودیم!

499
00:26:22,834 --> 00:26:24,752
‫پس این یعنی تو آرچی واترز نیستی!

500
00:26:30,383 --> 00:26:31,759
‫مچـم رو گرفتی تب!

501
00:26:31,759 --> 00:26:33,761
‫اما یه لحظه واقعاً فکر کردی آرچی‌ام ها!
‫ نـه؟

502
00:26:33,761 --> 00:26:34,721
‫خدای من...

503
00:26:34,721 --> 00:26:35,972
‫وس...

504
00:26:35,972 --> 00:26:37,682
‫- آشغال!
‫- تبی کجاست؟

505
00:26:37,682 --> 00:26:40,143
‫- چطوری کمکـش کنیم الان؟
‫- من قبلاً اونجا بودم...

506
00:26:40,143 --> 00:26:41,102
‫جایی که الان اونـجان.

507
00:26:41,102 --> 00:26:43,354
‫کلیسای کوفتی کِلی‌ایناست!

508
00:26:43,354 --> 00:26:45,281
‫پس بیـایـد گورمون رو
‫گـم کنیم اون‌جا.

509
00:26:45,732 --> 00:26:48,192
‫اعتراف کن. حقیقت رو بـگو.

510
00:26:48,192 --> 00:26:49,861
‫کدوم حقیقت؟

511
00:26:49,861 --> 00:26:52,405
‫این‌که پسر من اون‌کارها رو
‫با تو و دوستات نکرده.

512
00:26:52,405 --> 00:26:57,118
‫نتونستم جون پسرم رو نجات بدم؛
‫اما می‌تونم آبروش رو زنده کنم.

513
00:26:57,118 --> 00:26:59,287
‫نظرت چیه تبی؟

514
00:26:59,287 --> 00:27:02,623
‫دختر بازمانده‌مون سـر عجب
‫دوراهی جالبی قرار گرفته.

515
00:27:02,623 --> 00:27:03,791
‫درست نمی‌گم؟

516
00:27:05,668 --> 00:27:06,836
‫داری فیلم ترسناک می‌سازی؟

517
00:27:06,836 --> 00:27:09,797
‫آره. راستش دارم به‌طور
‫زنده پخشش می‌کنم.

518
00:27:09,797 --> 00:27:12,650
‫و توی این صحنه، تو باید به شخصیت های
‫بد داستان‌ حرف‌هایی که لازمه رو بزنی.

519
00:27:12,650 --> 00:27:14,969
‫حتی اگه دلت نمی‌خواد
‫و ته قلبـت اصلاً راضی نیستی.

520
00:27:14,969 --> 00:27:17,513
‫و بعـدش هم بدبختی‌هاتون تموم
‫می‌شه می‌ره پی کارش.

521
00:27:17,513 --> 00:27:19,098
‫می‌تونی نجات پیدا کنی و بری.

522
00:27:20,975 --> 00:27:24,103
‫ولی اگه لج‌بازی کنی باهامون،
‫همه‌چی خیلی بد می‌شه

523
00:27:37,992 --> 00:27:39,827
‫این‌ها دیگه کی‌ان؟

524
00:27:40,787 --> 00:27:42,580
‫انتـقام برای رز خبیث!

525
00:27:42,580 --> 00:27:44,290
‫انتقـام بچه‌هاش!

526
00:27:47,377 --> 00:27:50,671
‫اون پسره رو می‌شناسم.
‫تو مغازه گروبرداری دیدمش!

527
00:27:50,671 --> 00:27:52,382
روز حسابرسیـه؛
‫داره اتفاق میفته.

528
00:27:52,382 --> 00:27:53,716
‫این‌ها کی‌ان؟

529
00:27:53,716 --> 00:27:55,301
‫حتماً از طرف اسپوکی‌اسپاگتی ان.

530
00:27:55,301 --> 00:27:56,886
‫دقیقاً مثل اسلندرمن که یه سری
‫برده داشت کارهاش رو انجام می‌دادن

531
00:27:56,886 --> 00:27:58,888
‫این‌ها هم حتماً برده‌های رُز خبیث‌ان.

532
00:27:59,597 --> 00:28:01,474
‫کدوم گوری بریم؟

533
00:28:01,474 --> 00:28:04,609
‫برگردیم توی اتاقِ جیغ. پنجره نداره.
‫می‌تونیم اونجا قایم بشیم.

534
00:28:12,819 --> 00:28:15,321
‫می‌خوام به همه کسایی که
‫دارن این ویدیو رو می‌بینن

535
00:28:16,447 --> 00:28:17,949
‫یه حرف‌هایی بزنم.

536
00:28:19,242 --> 00:28:22,495
‫من اعتراف می‌کنم که چیپ لنگزبری

537
00:28:25,957 --> 00:28:27,458
‫- به من تجاوز کرد.
‫- دروغـگو!

538
00:28:27,458 --> 00:28:28,960
‫به ایموجـن آدامز هم تجاوز کرد!

539
00:28:28,960 --> 00:28:30,670
‫- کسی که بچه توی شکمش بود!
‫- جنده!

540
00:28:30,670 --> 00:28:32,547
‫ما یه‌چیزی بیشتر از بازمانده‌های
‫قتل‌های میلوود هستیم،

541
00:28:32,547 --> 00:28:34,924
‫ما بازمانده‌های جنایات چیپ لنگزبری هستیم!

542
00:28:34,924 --> 00:28:36,092
‫جنده! دروغـگو!

543
00:28:36,092 --> 00:28:37,552
‫و اون...

544
00:28:37,552 --> 00:28:38,845
‫به سزای تمام اعمالش رسید.

545
00:28:38,845 --> 00:28:41,514
‫- جنده‌ی بابیلونی!
‫- هنوز نـه!

546
00:28:41,514 --> 00:28:44,267
‫ما گزینه‌ها رو گذاشتیم جلوی روش
‫و همونطور که انتظار داشتیم...

547
00:28:44,267 --> 00:28:46,936
‫راه آسـون رو انتخاب نکرد.

548
00:28:46,936 --> 00:28:51,441
‫خیلی‌خب؛ فیلم وحشتِ تبیتا هیورث
‫ همچنان ادامه داره.

549
00:28:51,441 --> 00:28:53,109
‫و آخر فیلم، همونطور که قول دادیم

550
00:28:54,402 --> 00:28:55,987
‫قراره بمیره.

551
00:29:02,160 --> 00:29:03,911
‫یعنی این‌ها اومدن
‫واقعاً ما رو بکـشن؟

552
00:29:03,911 --> 00:29:07,165
‫یا شاید هم می‌خوان جلومون رو بگیرن
‫نریـم پیش تبیتا.

553
00:29:07,165 --> 00:29:09,292
‫الان چطوری بریم
‫پیش تبی؟

554
00:29:09,292 --> 00:29:11,210
‫اون در اضطراری پایین
‫توی خیابون باز می‌شه.

555
00:29:11,210 --> 00:29:15,339
‫شما برید. شما برید پیش تبی.
‫من معطل‌شون می‌کنم

556
00:29:21,679 --> 00:29:25,183
‫چرا این‌کار رو می‌کنی وس؟

557
00:29:25,183 --> 00:29:28,686
‫خانم لنگزبری مامان چیپ بوده، باشه.
‫اما تو چرا؟

558
00:29:28,686 --> 00:29:30,313
‫چرا این بازی رو راه انداختی؟

559
00:29:31,147 --> 00:29:33,316
‫بعد از مرگ چیپ،

560
00:29:33,316 --> 00:29:35,401
‫کمـدش توی سرکارمون
‫رو خالی کردم.

561
00:29:35,401 --> 00:29:37,612
‫وسایل‌ش رو بردم پیش خانم لنگزبری.

562
00:29:38,404 --> 00:29:39,280
‫خیلی حالش بد شد

563
00:29:40,364 --> 00:29:42,200
‫داغـون شد!

564
00:29:42,200 --> 00:29:45,787
‫اون به کسی نیاز داشت تا جای خالی‌ای
‫که ایموجن ایجاد کرده بود رو، پر کنه.

565
00:29:45,787 --> 00:29:50,583
‫با گذشت زمان، منم سفره‌ی دلم
‫رو پیش اون باز کردم.

566
00:29:50,583 --> 00:29:54,295
‫می‌دونی؟ من و چیپ یه‌بار درمورد
‫ساختن یه فیلم با هم حرف زده بودیم.

567
00:29:56,798 --> 00:29:57,882
‫هی.

568
00:29:59,342 --> 00:30:02,095
‫می‌دونی بهترینِ فیلم ترسـناک دنیـا
‫باید چطوری باشه؟

569
00:30:02,095 --> 00:30:04,472
‫چطوری وس؟
‫چی توی سرتـه؟

570
00:30:06,140 --> 00:30:07,950
‫این‌که توش واقعاً بزنی یکی رو بکشی.

571
00:30:09,477 --> 00:30:13,106
‫پخش زنده، وقتی که مردم دارن تماشا می‌کنن
‫همون لحظه فیلم بگیری.

572
00:30:15,066 --> 00:30:16,943
‫داری شوخی می‌کنی دیگه؟

573
00:30:20,863 --> 00:30:22,990
‫آره بابا.

574
00:30:25,618 --> 00:30:28,121
‫یه‌مدت طول کشید که
‫با هم هم‌نظر بشم

575
00:30:28,121 --> 00:30:31,124
‫اما بعدش دیدم باید
‫یکم زمینه سازی انجام بدیم

576
00:30:31,124 --> 00:30:33,751
‫اسپوکی‌اسپاگتی رو درست کردم.
‫باهاش بازیگر جذب کردم.

577
00:30:33,751 --> 00:30:35,086
‫یه تیم کامل.

578
00:30:35,086 --> 00:30:36,170
‫بعد دیگه فهمیدم باید
‫چی صداشون کنم...

579
00:30:36,170 --> 00:30:38,214
‫البته خب اکثر برده‌هـام،

580
00:30:38,214 --> 00:30:40,174
‫مدت‌ها قبلش خودشون
‫رو به کل گم کرده بودن

581
00:30:40,174 --> 00:30:43,344
‫اعضای کلیسایِ فرقه‌ای پسـتور ملکای.

582
00:30:43,344 --> 00:30:45,847
‫یعنی واقعاً راه دیگه‌ای واسه
‫درست کردن فیلم نبود؟

583
00:30:45,847 --> 00:30:47,765
‫همونطور که بهت گفتم تبی.

584
00:30:47,765 --> 00:30:51,477
‫واسه سفیدپوست ها خیلی سخت شده
‫بتونن به اهدافشون برسـن

585
00:30:51,477 --> 00:30:53,354
‫دیگه مثل قبلاً
‫کارها سریع و راحت پیش نمی‌ره

586
00:30:53,354 --> 00:30:57,567
‫چون آدم های مثل شما دارین
‫فرصت ها رو می‌قاپیـن.

587
00:31:01,028 --> 00:31:03,865
‫فرن، بگو ببینم کلیسا
‫ چقدر با اینجا فاصله داره؟

588
00:31:03,865 --> 00:31:05,658
‫- می‌تونیم پیاده بریم؟
‫- نه. خیلی دوره.

589
00:31:05,658 --> 00:31:07,201
‫بعدش هم باید سریع خودمون
‫رو برسونیم اونجا.

590
00:31:07,201 --> 00:31:09,036
‫اگه اینطوریه که لعنت بهش.

591
00:31:10,246 --> 00:31:11,456
‫چیکار می کنی؟

592
00:31:14,584 --> 00:31:15,460
‫چیکار می کنی؟

593
00:31:18,880 --> 00:31:21,049
‫خدایا. وای.

594
00:31:22,091 --> 00:31:23,593
‫این یکی قفل نیست. سوار شید.

595
00:31:23,593 --> 00:31:26,345
‫یعنی الان واقعاً ماشین دزدیدن فکر خوبیه؟

596
00:31:26,345 --> 00:31:27,722
‫کارمون ضروریه خب.

597
00:31:27,722 --> 00:31:30,224
‫بعد مگه بلدی بدون سوئیچ ماشین روشن کنی؟

598
00:31:30,224 --> 00:31:33,019
‫نه. نه. اما یکی رو می‌شناسم که بلده.

599
00:31:36,439 --> 00:31:38,066
‫نوآ؟ کدوم گوری ای تـو؟

600
00:31:38,066 --> 00:31:39,650
‫جن، بعداً برات توضیح میدم.

601
00:31:39,650 --> 00:31:41,736
‫اما الان باید بهم یاد بدی که چطوری
‫یه ماشین رو بدون سوئیچ روشن کنم.

602
00:31:41,736 --> 00:31:42,862
‫باعث افتخارمه.

603
00:31:42,862 --> 00:31:44,781
‫خیلی‌خب.

604
00:31:44,781 --> 00:31:46,908
‫اول باید پنلی که زیر فرمـونه رو پیدا کنی.

605
00:31:46,908 --> 00:31:50,286
‫تو واقعاً احمقی وس.

606
00:31:50,286 --> 00:31:52,872
‫یعنی واقعاً فکرکردی میتونی
‫با کـشتن من به طور زنده

607
00:31:52,872 --> 00:31:54,415
‫از این ماجرا قصر در بری؟

608
00:31:54,415 --> 00:31:55,625
‫قصر در برم؟

609
00:31:57,001 --> 00:31:58,920
‫نه.

610
00:31:58,920 --> 00:32:01,839
‫من دوست دارم مردم بدونن چیکار کردم!

611
00:32:01,839 --> 00:32:05,134
‫اینکه چطوری موفق شدم
‫بهترین فیلم ترسناک دنیا رو بسازم.

612
00:32:07,095 --> 00:32:09,639
‫شـاهـکار هنری من.

613
00:32:09,639 --> 00:32:12,517
‫فیلمی که حتی یکی مثل آری استر
‫هم نمی‌تونه مثلـش رو بسازه!

614
00:32:12,517 --> 00:32:15,186
‫تو این همه آدم کشتی! سعی کردی
‫دوست‌های من رو هم بکشی!

615
00:32:15,186 --> 00:32:18,648
‫نمی‌شه که آخر فیلم ترسناک یکی
‫بیفته دنبال یکی و پیداش کنن و تموم شه!

616
00:32:18,648 --> 00:32:21,734
‫بدونِ قربانی و قربانی‌های احتمالی
‫که دختران بازمانده‌ای وجود نداره!

617
00:32:21,734 --> 00:32:23,152
‫خودتم اینو خوب می‌دونی تبی.

618
00:32:23,152 --> 00:32:25,613
‫درسته؛ اما تو عقلت رو از دست دادی.

619
00:32:25,613 --> 00:32:27,657
‫دوتاتون عقل‌تون رو از دست دادید!

620
00:32:34,539 --> 00:32:37,291
‫بچه‌ها؛ ماشین چقدر دیگه روشن می‌شه؟

621
00:32:37,291 --> 00:32:38,751
‫خب سیم‌ها رو به‌اندازه
‫کافی کشیدی یا نه؟

622
00:32:38,751 --> 00:32:40,795
‫نمی‌دونم. فکرکنم.

623
00:32:40,795 --> 00:32:42,338
‫نوآ، تو می‌تونی!

624
00:32:42,338 --> 00:32:44,924
‫فقط کافـیه سیم‌ها رو به‌هم
‫وصل کنی و یه جرقه بزنی.

625
00:32:47,135 --> 00:32:48,636
‫اونجا!

626
00:32:48,636 --> 00:32:49,971
‫اونجاست!

627
00:32:49,971 --> 00:32:51,839
‫باید ماشین رو روشن کنین.
‫روشنش کنین!

628
00:32:52,807 --> 00:32:54,642
‫همه‌مون می‌میریم!

629
00:32:56,644 --> 00:33:00,148
‫برو! برو! برو! برو!

630
00:33:04,360 --> 00:33:08,364
‫پس یعنی وقتی که
‫از سینما استعفا دادی تا از این‌جا بری...

631
00:33:08,364 --> 00:33:10,700
‫- اون...
‫- یه حواس‌پرتی کلاسیک!

632
00:33:12,034 --> 00:33:13,995
‫بعدش هم، برای این‌که کارهای
‫فیلم رو انجام بدم وقت نیاز داشتم.

633
00:33:13,995 --> 00:33:17,373
‫ایموجن وقتی خانم لنگزبری رو با

634
00:33:17,373 --> 00:33:19,542
‫ماسک مامانش دید چه حسی بهش دست داد؟

635
00:33:19,542 --> 00:33:21,669
‫بعدش هم که رفتیـد تو زیرزمین
‫دوست پسرت ماسک درست کنید

636
00:33:21,669 --> 00:33:24,047
‫و کم کم عاشقش شدی! چقدر قشنگ!

637
00:33:24,047 --> 00:33:26,340
‫خفه‌شو!

638
00:33:26,340 --> 00:33:28,259
‫دهنت رو ببند وس.

639
00:33:30,344 --> 00:33:31,763
‫تو یه روانی‌ای!

640
00:33:32,847 --> 00:33:35,016
‫هم من این رو خوب می‌دونم، هم بقیه!

641
00:33:35,016 --> 00:33:36,684
‫و وقتی که به‌خاطر این کارهات دستگیر بشی،

642
00:33:36,684 --> 00:33:40,563
‫هیچکس قرار نیست درمورد این
‫فیلم شاهکاری که می‌گی صحبت کنه!

643
00:33:40,563 --> 00:33:43,816
‫جز یه‌مشت روانیِ حقیرِ و بازنده

644
00:33:43,816 --> 00:33:48,029
‫که عقده دارن کانون توجه باشن
‫و مردم آدم حساب‌شون کنن!

645
00:33:48,029 --> 00:33:50,448
‫اه، جای تشکر کردنـته تبی؟

646
00:33:52,325 --> 00:33:55,244
‫من دقیقاً همون چیزی رو برات
‫فراهم کردم که همیشه می‌خواستی!

647
00:33:57,288 --> 00:33:58,956
‫این‌که سرگذشتت
‫از یادها نره،

648
00:33:58,956 --> 00:34:00,166
‫بلکه سر زبون‌ها باشه!

649
00:34:00,166 --> 00:34:04,212
‫حالا هم به آرزوت رسیدی؛
‫سال‌ها قراره درموردت صحبت کنن.

650
00:34:05,046 --> 00:34:06,214
‫بهش فکرکن.

651
00:34:07,215 --> 00:34:09,342
‫تو مثل «جیمی لی» تو فیلم «هالووین»ـی!

652
00:34:09,342 --> 00:34:11,052
‫سالی توی «کشتار با اره‌برقی در تگزاس»

653
00:34:11,052 --> 00:34:14,055
‫حتی فلتورا پیـو توی «میدسـامر»

654
00:34:14,055 --> 00:34:17,767
‫ما داریم تاریخ‌سازی می‌کنیم.

655
00:34:17,767 --> 00:34:21,396
‫تو؛ تبیتا هیورث...

656
00:34:21,396 --> 00:34:25,108
‫تو نقش اصلی یه فیلم ترسناکِ مدرنی!

657
00:34:25,983 --> 00:34:27,819
‫به عنوان یه دختر سیاه‌پوست بازمانده!

658
00:34:30,071 --> 00:34:32,573
‫پس، بدون من،

659
00:34:34,033 --> 00:34:35,826
‫فیلمت به‌درد لای جرز هم نمی‌خوره

660
00:34:36,953 --> 00:34:41,082
‫از نظر من‌که یه آشغالی مثل بقیه چرت
‫و پرت‌های داغونیه که درست کردی.

661
00:34:43,251 --> 00:34:44,877
‫بذار یه‌چیزی رو بهت بگم وس...

662
00:34:45,586 --> 00:34:47,422
‫قرار نیست چیزی رو که می‌خوای ببینی...

663
00:34:47,422 --> 00:34:50,341
‫قرار نیست جیغ بزنم یا اشک بریزم.

664
00:34:50,341 --> 00:34:52,093
‫قرار نیست بترسم.

665
00:34:52,093 --> 00:34:55,888
‫خبری از اجرای خفن و بی‌نظیر دختر بازمانده

666
00:34:55,888 --> 00:34:58,891
‫توی فیلم مزخرف تخیلیـت نیست!

667
00:34:58,891 --> 00:35:00,268
‫قطعاً همین‌طوره.

668
00:35:02,228 --> 00:35:03,788
‫برای همین باید بهت انگیزه بدم.

669
00:35:06,315 --> 00:35:07,442
‫پس اون‌جا رو ببین.

670
00:35:16,784 --> 00:35:17,660
‫مامان!

671
00:35:18,286 --> 00:35:20,121
‫مامان...

672
00:35:20,121 --> 00:35:22,039
‫حالا خوب گوش کن ببین چی می‌گم.

673
00:35:22,039 --> 00:35:24,709
‫هفت تا از برده‌هام از سایت
‫اسپوکی‌اسپاگتی الان اونجان...

674
00:35:24,709 --> 00:35:26,252
‫درست بیرون خونه‌تون منتظـرن...

675
00:35:28,296 --> 00:35:29,464
‫یه پیام بفرستم...

676
00:35:30,423 --> 00:35:31,466
‫سریع می‌ریزن داخل!

677
00:35:31,466 --> 00:35:33,301
‫تو خیلی عوضی‌ای...

678
00:35:36,471 --> 00:35:39,015
‫این نگاه رو می‌شناسم

679
00:35:39,015 --> 00:35:42,576
‫این‌جا دقیقاً همون وقتیه که دختر
‫بازمانده‌مون تو ذهنش نقشه فرار می‌کشه

680
00:35:45,146 --> 00:35:46,606
‫اما همه درهای خروجی بسته شدن.

681
00:35:48,524 --> 00:35:49,942
‫هیچ‌جا نمی‌تونی بری تبی!

682
00:35:51,194 --> 00:35:53,196
‫هیچ کاری هم از دستت برنمیاد؛ اما...

683
00:36:00,828 --> 00:36:03,498
‫پشمام! خدا خدا می‌کردم
‫این‌کارو انجام بده!

684
00:36:03,498 --> 00:36:05,249
‫برو بگیرش! هم‌زمان هم فیلم بگیر.

685
00:36:14,050 --> 00:36:17,637
‫واسه سکانس بعد از تیتراژ
‫برمی‌گردیم خانم لنگزبری!

686
00:36:17,637 --> 00:36:20,973
‫با جسد قربانی‌مون! قول می‌دم.

687
00:36:53,840 --> 00:36:56,217
‫کجایی دختر کوچولو...

688
00:36:56,217 --> 00:36:58,261
‫کدوم گوریه؟

689
00:36:58,261 --> 00:36:59,445
‫درست پشت سرت آشغال!

690
00:37:08,229 --> 00:37:09,313
‫اولیش نفله شد.

691
00:37:11,649 --> 00:37:14,026
‫جیمز؟ دیو؟

692
00:37:14,026 --> 00:37:15,570
‫می‌دونین کجاست؟

693
00:37:15,570 --> 00:37:18,239
‫اون هرزه‌ی روانی رو پیدا کردید؟

694
00:37:18,239 --> 00:37:21,242
‫الـو؟ بچه‌ها؟ جواب بدید؛ ناسلامتی قراره...

695
00:37:25,121 --> 00:37:26,080
‫اینم از دومیش.

696
00:37:50,396 --> 00:37:51,606
‫آفرین دختر بازمانده!

697
00:38:05,244 --> 00:38:08,456
‫وایسا ببینم؛ این قطعاً کلبه‌ی جیسونه.

698
00:38:08,456 --> 00:38:12,359
‫عقلت رو به‌کار بنداز. یه دختر بازمانده
‫اینقدر راحت خودش رو می‌اندازه توی تله؟

699
00:38:28,226 --> 00:38:29,143
‫عالیه.

700
00:38:51,457 --> 00:38:52,500
‫نمی‌فهمم...

701
00:38:53,543 --> 00:38:55,670
‫کجـا رفتن؟

702
00:39:01,551 --> 00:39:03,094
‫ممنون.

703
00:39:03,094 --> 00:39:04,554
‫یکی برای همه؛ همه برای یکی.

704
00:39:04,554 --> 00:39:07,557
‫پشمام برایان. عجب حرکت پشم‌ریزونی بود.

705
00:39:09,392 --> 00:39:11,519
‫خدای من! اون‌‌جا رو ببینید!

706
00:39:12,603 --> 00:39:13,688
‫فکرکنم کلبه‌ی رز خبیثه...

707
00:39:13,688 --> 00:39:15,606
‫تبی احتمالاً اونجاست...

708
00:39:19,360 --> 00:39:20,653
‫بی‌خیال...

709
00:39:21,612 --> 00:39:23,448
‫ما که می‌دونیم آخرش چی می‌شه...

710
00:39:24,449 --> 00:39:26,492
‫همه‌چی از قبل تعیین شده.

711
00:39:27,660 --> 00:39:28,828
‫روز حسابرسی!

712
00:39:30,037 --> 00:39:31,456
‫حالا جدای از این حرف‌ها
‫اسم خیلی خفنیه!

713
00:39:31,456 --> 00:39:35,752
‫قربـانی خودش آدم می‌کشه؛ تبی...

714
00:39:35,752 --> 00:39:37,420
‫برگرد ببینم کسخل!

715
00:39:41,507 --> 00:39:42,508
‫چون تو ذهن عقب‌مونده‌ت
‫اینقدر کلیشه‌ایه

716
00:39:42,508 --> 00:39:44,552
‫دلیل نمی‌شه منم اینطوری باشم.

717
00:39:44,552 --> 00:39:45,887
‫فقط یه‌دختر بازمانده احمق

718
00:39:45,887 --> 00:39:48,222
‫واردِ کلبه‌ی قاتل روانی فیلم می‌شه.

719
00:39:48,222 --> 00:39:51,225
‫- حالا این‌جا رو پیدا کردی یا خودت...
‫- خودم ساختمش!

720
00:39:52,477 --> 00:39:53,728
‫به کمک اعضای تیم‌ام.

721
00:39:53,728 --> 00:39:55,396
‫باید بگم که واقعاً از طرز چینش

722
00:39:55,396 --> 00:39:58,191
‫این‌جا و وسایل‌هاش راضی ام.

723
00:39:58,191 --> 00:40:00,485
‫مخصوصاً این بـیل!

724
00:40:01,235 --> 00:40:02,570
‫الان می‌خوای چیکار کنی؟

725
00:40:03,404 --> 00:40:04,739
‫من رو باهاش بکشی؟

726
00:40:09,494 --> 00:40:10,620
‫نه.

727
00:40:11,621 --> 00:40:12,914
‫من‌که می‌دونم تو...

728
00:40:36,104 --> 00:40:38,856
‫تبی؟

729
00:40:39,941 --> 00:40:40,942
‫تبی؟

730
00:40:42,110 --> 00:40:44,487
‫تبی؟ حالت خوبه؟

731
00:40:45,279 --> 00:40:47,490
‫نه...اون...توی شوکه!

732
00:40:47,490 --> 00:40:49,700
‫چی شد؟
‫پخش زنده قطع شد.

733
00:40:49,700 --> 00:40:51,077
‫تبی...

734
00:40:51,077 --> 00:40:52,578
‫هی؛ هی...

735
00:40:53,496 --> 00:40:54,705
‫وس...

736
00:40:56,624 --> 00:40:57,792
‫نمی‌دونم.

737
00:40:59,043 --> 00:40:59,919
‫اون...

738
00:41:00,628 --> 00:41:01,963
‫اون داخله.

739
00:41:02,630 --> 00:41:03,798
‫همین‌جا بمون.

740
00:41:04,799 --> 00:41:05,967
‫زود برمی‌گردیم.

741
00:41:28,281 --> 00:41:29,574
‫پشمام.

742
00:41:31,033 --> 00:41:32,034
‫ضربه خوبی بود

743
00:41:33,161 --> 00:41:34,162
‫ممنون .

744
00:41:46,507 --> 00:41:48,676
‫- خدای من! دکتر سالیوان!
‫- پشمام!

745
00:41:49,343 --> 00:41:50,720
‫خدای من...

746
00:42:02,642 --> 00:42:06,642
‫« دو هفته بعد »

747
00:42:17,288 --> 00:42:18,206
‫وقت‌تون تمومه.

748
00:42:18,998 --> 00:42:20,766
‫مدادهاتون رو بذارید روی میز لطفاً.

749
00:42:26,589 --> 00:42:28,466
‫امتحان جبرانی‌تون چطور بود؟

750
00:42:28,466 --> 00:42:31,260
‫معنی متوکندریا رو فراموش کردم
‫و اشتباه نوشتم.

751
00:42:31,260 --> 00:42:32,887
‫اما خب...

752
00:42:32,887 --> 00:42:35,381
‫حداقل مدیر اسمیت این فرصت
‫رو به‌مون داد که دوباره بتونیم درس بخونیم

753
00:42:35,381 --> 00:42:39,227
‫فقط همه‌ش یه احساس عجیبی دارم.
‫انگار بلاتکلیـف‌ام.

754
00:42:39,227 --> 00:42:43,106
‫می‌دونم. این‌که هیچی ندونی
‫واقعاً سخته...

755
00:42:43,106 --> 00:42:46,317
‫اما بزودی جواب امتحانات‌تون رو
‫ اعلام می‌کنن.

756
00:42:46,317 --> 00:42:49,445
‫بعدش هم می‌فهمید
‫باید چیکار کنید یا نکنید.

757
00:42:49,445 --> 00:42:51,080
‫جدای از این‌ها،
‫حالتون چطوره؟

758
00:42:51,864 --> 00:42:53,199
‫تبی، کریستین خوبه؟

759
00:42:54,242 --> 00:42:56,411
‫خداروشکر خوبه...

760
00:42:56,411 --> 00:42:58,663
‫برده‌های وس توی همون شب اون جریانات

761
00:42:58,663 --> 00:43:00,039
‫نتونستن به اتاق جیغ نفوذ کنن

762
00:43:00,039 --> 00:43:01,916
‫کریستین هم زود زنگ زده پلیس

763
00:43:01,916 --> 00:43:05,545
‫تمام مشکلات سینما هم برطرف شده
‫و بزودی دوباره باز می‌شه.

764
00:43:05,545 --> 00:43:07,296
‫عالیه.

765
00:43:07,296 --> 00:43:10,216
‫و تو ایموجن، با اون پسره قرار دوم نرفتین؟

766
00:43:13,302 --> 00:43:16,139
‫خب نه راستش...

767
00:43:16,139 --> 00:43:18,141
‫بعد از این‌که جانی
‫رو توی فریزر زندانی کردیم،

768
00:43:18,141 --> 00:43:21,728
‫ تصمیم گرفتیم که ادامه ندیم...

769
00:43:21,728 --> 00:43:24,021
‫یعنی جانی تصمیم گرفت ادامه ندیم.

770
00:43:24,021 --> 00:43:26,566
‫البته سرزنشش هم نمی‌کنم؛ چون بعد از این‌که

771
00:43:26,566 --> 00:43:30,319
‫بیـهوشش کردم و نزدیک بود
‫به‌خاطر من از سرما بمیره، تقریباً حق داشت

772
00:43:30,319 --> 00:43:34,449
‫هی؛ یه‌لحظه قضیه کاملاً مثل
‫جریان بیلی و اسـتو شد،
‫[ اشاره به فیلم جیـغ ]

773
00:43:34,449 --> 00:43:35,992
‫مطمئنم می‌بخشتت.

774
00:43:35,992 --> 00:43:39,328
‫شاید بعداً...

775
00:43:39,328 --> 00:43:42,790
‫فعلاً که بدم نمیـاد تو قرارهای عاشقانه
‫دوستـام منم باشم...

776
00:43:46,252 --> 00:43:47,879
‫به‌هرحال...

777
00:43:47,879 --> 00:43:51,382
‫بعد از شب حسابرسی، دو
‫هفته مثل سگ درس خوندیم.

778
00:43:51,382 --> 00:43:55,136
‫از اون‌جایی که جن امتحاناش رو تموم
‫کرده بود، به‌مون درس داد.

779
00:43:55,136 --> 00:43:57,055
‫خداروشکر کافی بود دیگه...

780
00:43:57,055 --> 00:44:02,268
‫مردود بشین یا قبول بشین، سال دوم بمونید
‫یا بریـد سال سوم؛

781
00:44:02,268 --> 00:44:04,145
‫باز هم از پسش برمیاین.

782
00:44:04,145 --> 00:44:06,189
‫وس و خانم لنگزبری که دستگیر شدن،

783
00:44:06,189 --> 00:44:08,316
‫وبسایت اسپوکی‌اسپاگتی هم
‫که تعطیل شد...

784
00:44:08,316 --> 00:44:09,859
‫ آخ جون.

785
00:44:09,859 --> 00:44:12,278
‫همه برده‌هاشونم
‫دستگیر شدن و متهم می‌شن

786
00:44:12,278 --> 00:44:15,406
‫- و این یعنی...
‫- جون سالم به‌در بردیم

787
00:44:16,157 --> 00:44:17,450
‫دوباره.

788
00:44:17,450 --> 00:44:21,204
‫آخرین چیزی که توی لیستمون می‌خوام
‫درموردش حرف بزنیم، خودمـونه!

789
00:44:21,204 --> 00:44:24,373
‫الان که به جواب همه سوالات‌مون
‫رسیدیم و همه مشکلات حل شدن...

790
00:44:24,373 --> 00:44:27,460
‫دوست دارید جلسات‌مون رو ادامه بدیم یا نـه؟

791
00:44:29,837 --> 00:44:33,841
‫قبلاً درموردش حرف زدیم دکتر سالیوان...

792
00:44:33,841 --> 00:44:37,804
‫فکرکنم این‌بار دیگه واقعاً می‌خوایم
‫فراموش کنیم و زندگی‌مون رو بکنیم.

793
00:44:37,804 --> 00:44:42,767
‫این جریانات دختر بازمانده‌‍ و این بازی‌ها
‫رو دیگه تموم کنیم.

794
00:44:42,767 --> 00:44:47,021
‫اما بدون در نظر گرفتن
‫تمام این مشکلات،

795
00:44:47,021 --> 00:44:49,357
‫شما واقعاً کمک بزرگی به ما کردید.

796
00:44:49,357 --> 00:44:51,142
‫واقعاً از شنیدن این حرف خوشحالم.

797
00:44:52,026 --> 00:44:54,362
‫عجب زمان‌بندی عالی ای.

798
00:44:54,362 --> 00:44:56,989
‫پس اگه این آخرین جلسمونه،

799
00:44:56,989 --> 00:45:00,493
‫بذارید یه پیشنهاد آخر هم به‌تون بدم

800
00:45:00,493 --> 00:45:03,371
‫لطفاً تا وقتی جواب امتحان‌هاتون میاد،

801
00:45:03,371 --> 00:45:05,631
‫تا می‌تونید خوش بگذرونید
‫و سرتون رو گرم کنید.

802
00:45:06,416 --> 00:45:07,959
‫واقعاً بعد از این ماجراها حق‌تونـه...

803
00:45:07,959 --> 00:45:09,460
‫نگران نباش دکتر.

804
00:45:11,212 --> 00:45:12,422
‫برنامه چیدیم!

805
00:45:14,549 --> 00:45:17,885
‫یادتونه اول تابستون می‌گفتیم
‫قراره کلی خوش بگذرونیم و بترکونیم؟

806
00:45:17,885 --> 00:45:21,389
‫آخرشم یه تابستون پر از دست و پا
‫زدن برای زنده موندن داشتیم.

807
00:45:21,389 --> 00:45:22,682
‫که دقیقاً...

808
00:45:22,682 --> 00:45:25,643
‫تا ابد زندگی‌هامون رو به هم گره زد

809
00:45:25,643 --> 00:45:27,937
‫این تتوهای خوشگل از یاد نره لطفاً!

810
00:45:27,937 --> 00:45:29,522
‫واقعاً ایده خفنی بود.

811
00:45:29,522 --> 00:45:31,274
‫یعنی خب واقعاً منطقی بود...

812
00:45:31,858 --> 00:45:33,067
‫ما واقعاً بازمانده‌ایـم.

813
00:45:33,067 --> 00:45:35,069
‫دخترهای خفنی که از پس هرچیزی برمیـان!

814
00:45:35,069 --> 00:45:37,405
‫معنی این تـتو هم یعنی همین.

815
00:45:39,323 --> 00:45:40,241
‫آره.

816
00:45:44,537 --> 00:45:46,789
‫مامانم اگه بفهمه با بدنم همچین کاری
‫کردم دمـار از روزگارم در میاره.

817
00:45:46,789 --> 00:45:50,960
‫اما خداروشکر توافق کردیم که
‫اتاقِ دعا رو جمع کنیم.

818
00:45:53,171 --> 00:45:56,090
‫واقعاً باورم نمی‌شه
‫جون سالم به‌در بردیم.

819
00:45:56,090 --> 00:45:57,759
‫واقعاً حس می‌کنم آدم کله‌گنده‌ای ام الان.

820
00:45:57,759 --> 00:45:59,260
‫فقط یکم گریه کردم...

821
00:45:59,260 --> 00:46:02,263
‫باورم نمی‌شه هنوز فقط نصف تابستون گذشته.

822
00:46:02,263 --> 00:46:04,223
‫توروخدا نـه

823
00:46:04,223 --> 00:46:07,727
‫اما راستش؛ حالا شاید به‌خاطر
‫به هم خوردن رابطه ام

824
00:46:07,727 --> 00:46:11,147
‫یا شاید این‌که یه مشت آدم کل ماه قبل افتاده
‫بودن دنبال ما و می‌خواستن بکشنمون باشه

825
00:46:11,147 --> 00:46:15,109
‫اما من واقعاً از تابستون خسته‌ام
‫و برای سال سوم آماده‌ام.

826
00:46:15,109 --> 00:46:16,778
‫البته اگه سال سومی درکار باشه...

827
00:46:16,778 --> 00:46:18,863
‫گوش کنید، زنان ایکس من...

828
00:46:18,863 --> 00:46:22,450
‫مهم نیست چه اتفاقی بیفته و
‫نتایج امتحانات مدرسه چی باشن...

829
00:46:23,493 --> 00:46:24,744
‫ما هم دیگه رو داریم...

830
00:46:24,744 --> 00:46:26,454
‫♪ I Am - Bebe Rexha ♪

831
00:46:26,454 --> 00:46:27,622
‫تا ابد.

832
00:46:30,291 --> 00:46:31,209
‫خدای من.

833
00:46:32,043 --> 00:46:33,211
‫وقتِ حقیقت فرا رسید.

834
00:46:38,633 --> 00:46:40,426
‫خیلی‌خب خانم‌ها...

835
00:46:42,887 --> 00:46:45,264
‫نمرات‌تون اعلام شد و من...

836
00:46:46,808 --> 00:46:48,559
و در یک اتفاق به‌شدت عجیب...

838
00:47:00,988 --> 00:47:02,907
‫هنوز هم باورم نمی‌شه قبول شدیم.

839
00:47:03,491 --> 00:47:04,492
‫من‌که باورم می‌شه.

840
00:47:04,492 --> 00:47:07,995
‫چون ما باهوش و زرنگ و قوی‌ایـم!

841
00:47:07,995 --> 00:47:11,332
‫و الان بعد از تمام این جرایانت
‫با خیال راحت می‌تونم بگم...

842
00:47:12,500 --> 00:47:14,894
‫هر اتفاقی که توی زندگی‌مون
‫بیفته از پسش برمیایم.

843
00:47:16,003 --> 00:47:17,505
‫دقیقاً

844
00:47:22,176 --> 00:47:24,178
‫می‌خواستم اینو ازت بپرسم...

845
00:47:25,763 --> 00:47:27,181
‫تو و کریستینِ جذاب‌مون...

846
00:47:27,181 --> 00:47:30,518
‫هنوز قراره
‫فیلمِ قتل‌عام میل‌وود رو درست کنی؟

847
00:47:35,565 --> 00:47:36,607
‫نمی‌دونم.

848
00:47:38,192 --> 00:47:40,027
‫یعنی خب شاید...

849
00:47:41,028 --> 00:47:43,072
‫واقعاً دیگه از جریانات آرچی خسته‌ام.

850
00:47:43,698 --> 00:47:45,366
‫و همینطور رز خبیث.

851
00:47:46,033 --> 00:47:48,619
‫کل خانواده‌ی واترز یعنی.

852
00:47:48,619 --> 00:47:53,541
‫و شاید فیلم بعدی‌مون درباره‌ی
‫اتفاقات گذشته نباشه.

853
00:47:53,541 --> 00:47:57,545
‫شاید درباره‌ی...یه‌چیز کاملاً جدید باشه

854
00:47:57,545 --> 00:48:00,339
‫اوه. داستان جدید؟

855
00:48:01,174 --> 00:48:02,467
‫قاتلِ اسلـشر جدید؟

856
00:48:04,260 --> 00:48:06,179
‫یا شایدم قاتل‌ها...

857
00:48:07,388 --> 00:48:08,681
‫جمع بستی‌ها...

858
00:48:08,681 --> 00:48:13,061
‫شرورتـر؛ ترسناک‌تـر؛ مخوف‌تـر...

859
00:48:14,604 --> 00:48:16,397
‫فوق‌العاده‌ست

860
00:48:18,566 --> 00:48:19,734
‫بی‌صبرانه منتظرشم...

861
00:48:20,985 --> 00:48:22,361
‫خدایا....

862
00:48:22,361 --> 00:48:25,823
‫می‌تونی تصور کنی الان آرچی واترز
‫چقدر عصبانیه که

863
00:48:25,823 --> 00:48:28,951
‫که بلاخره تونستیم اون جریانات رو فراموش
‫کنیم و به زندگی‌مون ادامه بدیم؟

864
00:48:28,951 --> 00:48:30,828
‫منظورت اینه اگه هنوز زنده باشه؟

865
00:48:30,828 --> 00:48:32,580
‫آره...

866
00:48:33,873 --> 00:48:35,416
‫حتی نمی‌خوام بهش فکرکنم...

867
00:48:38,211 --> 00:48:41,714
‫آن، کتابت درمورد تراماهای نوجوانان
‫یه شـاهکـار خالصه!

868
00:48:41,714 --> 00:48:43,716
‫یه کلاسیکِ بی‌نظیر.

869
00:48:43,716 --> 00:48:46,427
‫قراره سریع چـاپش کنیم تا بتونیم
‫توی کریسمس منتشرش کنیم

870
00:48:46,427 --> 00:48:49,680
‫واقعاً خوشحال شدم...

871
00:48:49,680 --> 00:48:51,682
‫مخصوصاً بعد از اتفاق
‫وحشتناکی که برام افتاد.

872
00:48:51,682 --> 00:48:53,393
‫تنها کاری که باقی مونده

873
00:48:53,393 --> 00:48:55,436
‫اینه که اون 5 نفر رو راضی کنی
‫بیـان امضـا کنن و رضایت بدن

874
00:48:55,436 --> 00:48:58,898
‫با توجه به چیزهایی که توش نوشتی
‫نمی‌شه بدون اجازه کتاب رو منتشر کرد

875
00:48:58,898 --> 00:49:01,109
‫نگران نباش

876
00:49:01,109 --> 00:49:04,070
‫طی 6 ماه گذشته به بهترین نحو
‫با این دخترها برخورد کردم...

877
00:49:04,070 --> 00:49:06,739
‫بهت قول می‌دم از خداشون هم هست.

878
00:49:07,907 --> 00:49:09,242
‫می‌گم بیان رضایت بدن و امضا کنن.

879
00:49:09,242 --> 00:49:11,994
‫اگه هم مخالفتی کردن،
‫پول هست دیگه...

880
00:49:15,331 --> 00:49:17,458
‫آم...کالین
‫من بعداً بهت زنگ می‌زنم

881
00:49:21,546 --> 00:49:22,505
‫کسی اونجاست؟

882
00:49:24,215 --> 00:49:28,302
‫دفتر تعطیله؛ مطمئنم این ساعت
‫بهتون وقت ندادم...

883
00:49:28,302 --> 00:49:30,096
‫می‌تونم به‌تون کمک کنم؟ من...

884
00:49:32,849 --> 00:49:34,058
‫گفته بودن مُردی!

885
00:49:34,892 --> 00:49:36,102
‫توی شورش زندان...

886
00:49:37,478 --> 00:49:40,064
‫اما اون‌ها حقیقت رو نمی‌دونن، نه؟

887
00:49:41,315 --> 00:49:43,401
‫لولوخورخوره هیچوقت نمی‌میره!

888
00:49:44,569 --> 00:49:45,519
‫کار تو بود؟

889
00:49:46,320 --> 00:49:49,240
‫تو پسرم رو کشتی؟

890
00:49:49,240 --> 00:49:51,075
‫تو سباستین رو کشتی؟

891
00:49:51,075 --> 00:49:52,368
‫خواهش می‌کنم؛
‫فقط حقیقت رو بهم بگو

892
00:49:52,368 --> 00:49:53,953
‫می‌خوام یه بار برای همیشه
‫راستشو بدونم

893
00:49:53,953 --> 00:49:54,954
‫تو پسرم رو...

894
00:49:55,639 --> 00:50:01,319
« پــایــان فــصــل دوم »

895
00:50:01,403 --> 00:50:07,083
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

896
00:50:07,167 --> 00:50:22,167
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

