﻿1
00:00:08,289 --> 00:00:11,080
‫هوم... کسی اونجا هست؟!

2
00:00:11,113 --> 00:00:12,246
‫وای!

3
00:00:15,383 --> 00:00:17,351
‫کسی که تعقیبت نکرده، نه؟

4
00:00:17,385 --> 00:00:19,188
‫هه. نه، تعقیبم نکردن

5
00:00:19,220 --> 00:00:21,522
‫اصلاً هرچی. بیا تو

6
00:00:30,932 --> 00:00:32,735
‫خب، میگم...

7
00:00:32,768 --> 00:00:35,871
‫هوم؟ وای!

8
00:00:35,905 --> 00:00:38,407
‫من به ریک مدیونم

9
00:00:38,441 --> 00:00:39,884
‫جای تعجبی هم نداره

10
00:00:39,909 --> 00:00:41,877
‫ریک یه عادت مسخره داره که
‫مردم رو مجبور می‌کنه

11
00:00:41,911 --> 00:00:44,447
‫- خودشون رو بهش مدیون بدونن
‫- بیا

12
00:00:46,381 --> 00:00:49,350
‫این کلیدِ یه کمد توی ایستگاه «چیز»ـه،

13
00:00:49,384 --> 00:00:52,220
‫که حدود ۲۰ سال نوری با اینجا
‫فاصله داره، واقع‌در سیارۀ «هرچی»

14
00:00:52,253 --> 00:00:55,156
‫خب.. برنامه چیه؟
‫با قطار برم یا فضاپیما؟

15
00:00:55,190 --> 00:00:57,593
‫خدای من.
‫اون یه ایستگاه کرم‌چاله‌ست

16
00:01:02,516 --> 00:01:04,579
‫[راهنمای استفاده]

17
00:01:06,267 --> 00:01:08,704
‫یه جزوۀ راهنما؟

18
00:01:08,737 --> 00:01:10,271
‫هوم

19
00:01:10,300 --> 00:01:20,300
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

20
00:03:22,938 --> 00:03:24,807
‫چقدر هیجان دارم!

21
00:03:24,840 --> 00:03:27,509
‫حس می‌کنم قبلاً توی یه شبیه‌سازِ
‫جنگ تا سرحد مرگ

22
00:03:27,543 --> 00:03:29,411
‫- تو خونه‌مون، شرکت کردیم
‫- راستش منم

23
00:03:29,445 --> 00:03:31,112
‫همین حس رو دارم، سامر

24
00:03:31,145 --> 00:03:32,815
‫یادم نمیاد خودم کاری کرده باشم

25
00:03:32,848 --> 00:03:36,250
‫انگار بدنم انجام همچین کاری
‫رو به یاد داره. خیلی عجیب‌وغریبه

26
00:03:36,284 --> 00:03:37,920
‫می‌تونه درست هم باشه

27
00:03:37,953 --> 00:03:40,355
‫از کجا معلوم بابا خاطرات‌مون رو
‫پاک نکرده باشه

28
00:03:40,388 --> 00:03:43,157
‫- یا همچین چیزی
‫- کاملاً منطقیـه

29
00:03:46,528 --> 00:03:49,531
‫اگه درست یادم باشه،
‫کار با تفنگ رو خوب بلدی

30
00:03:49,565 --> 00:03:51,800
‫بله. احتمالاً براتون مفید واقع بشم

31
00:03:51,834 --> 00:03:54,803
‫تو از مورتی که خیلی مفیدتری.
‫شکی درش نیست

32
00:03:57,506 --> 00:03:59,908
‫پس اونا دنبال این هستن؟

33
00:03:59,942 --> 00:04:02,411
‫- چی هست دقیقاً؟
‫- باهاش ور نرو، مورتی

34
00:04:02,444 --> 00:04:04,747
‫اون ماسماسک می‌تونه کل جهان رو
‫در کسری از ثانیه نابود کنه

35
00:04:04,780 --> 00:04:06,045
‫عه!

36
00:04:06,070 --> 00:04:08,525
‫خب، حتی اگه اون بی‌ناموسا
‫فرصتِ استفاده از اینو به‌دست بیارن

37
00:04:08,550 --> 00:04:10,786
‫همراه با ما از صحنۀ روزگار محو می‌شن

38
00:04:10,819 --> 00:04:13,187
‫برای چی یه چیزی ساختی
‫که انقدر خطرناکـه، ریک!؟

39
00:04:13,221 --> 00:04:14,757
‫خدایا!

40
00:04:14,790 --> 00:04:17,493
‫من اینو نساختم،
‫کار یه ریک از یه دنیای دیگه بوده

41
00:04:17,526 --> 00:04:19,193
‫هوم. صبر کن

42
00:04:19,227 --> 00:04:20,863
‫همون ریکِ موبلند منظورته؟

43
00:04:20,896 --> 00:04:22,631
‫- پس اونو دیدی؟
‫- آره

44
00:04:22,665 --> 00:04:25,868
‫- توی بازیِ وی‌آر که برام درست کردی
‫- البته اون وی‌آر نبود

45
00:04:25,901 --> 00:04:29,571
‫قرار بود واقعیت مجازی باشه،
‫ولی یکم مایع پورتال توش ریختم

46
00:04:29,605 --> 00:04:31,473
‫که تجربۀ واقعی‌تری بهت دست بده،

47
00:04:31,507 --> 00:04:34,275
‫و یه بُعد دیگه باهاش قاتی شد

48
00:04:34,308 --> 00:04:36,545
‫و مورتی من قبلاً مُرده

49
00:04:36,578 --> 00:04:39,915
‫وای خدا! منظورت اینه که
‫اون اتفاقا واقعی بودن؟

50
00:04:39,948 --> 00:04:42,918
‫پسر، اون ریک قضیۀ اِل
‫و ماجراهای دیگه رو برام تعریف کرد

51
00:04:42,951 --> 00:04:46,588
‫خب، چیزی از جزئیات این ماسماسک بهت نگفت؟

52
00:04:46,622 --> 00:04:49,257
‫نه. فقط یه مشت خزعبلات گیج‌کننده
‫دربارۀ زمان گفت

53
00:04:49,290 --> 00:04:51,126
‫خب منطقیـه

54
00:04:51,160 --> 00:04:54,129
‫داره مجبورم می‌کنه که
‫خبر بد رو من بهتون بدم

55
00:04:54,163 --> 00:04:56,065
‫وایسا ببینم! خبر بد چیه؟

56
00:04:56,098 --> 00:04:58,567
‫- می‌فهمی بالأخره
‫- هوم؟

57
00:04:58,600 --> 00:05:00,201
‫البته مشخصاً به جایی می‌رسیم

58
00:05:00,234 --> 00:05:01,804
‫که مجبور میشم توضیح بدم،
‫و بهتره که

59
00:05:01,837 --> 00:05:03,572
‫زودتر قال قضیه رو بکنیم، پس به درک

60
00:05:03,605 --> 00:05:05,463
‫همین‌الان بهت میگم.
‫همه‌چیزو برات تعریف می‌کنم

61
00:05:05,488 --> 00:05:06,689
‫باشه

62
00:05:09,210 --> 00:05:10,746
‫بعد تقصیرا رو نندازی گردن من

63
00:05:10,779 --> 00:05:12,548
‫یادت باشه که من اینو نساختم

64
00:05:12,581 --> 00:05:16,250
‫- کار «ریکِ برعکس»ـه
‫- اوهوم. لطفاً وقت تلف نکن

65
00:05:16,284 --> 00:05:18,554
‫این نور درخشان رو داخلش می‌بینی؟

66
00:05:18,587 --> 00:05:21,389
‫- اوهوم
‫- این جسم واقعی ال‌ـه

67
00:05:21,423 --> 00:05:24,026
‫- ها؟
‫- این دستگاه در ابتدا

68
00:05:24,059 --> 00:05:25,627
‫توی جهان ریکِ برعکس ساخته شده،

69
00:05:25,661 --> 00:05:27,663
‫اما بعد از اینکه وارد این دنیا شد،

70
00:05:27,696 --> 00:05:30,432
‫پادمادۀ متشابهش ایجاد شد

71
00:05:30,466 --> 00:05:33,702
‫یعنی همون ال که
‫تو الان می‌خوای ترتیبشو بدی

72
00:05:35,504 --> 00:05:37,473
‫- عه...
‫- ماده و پادماده

73
00:05:37,506 --> 00:05:39,340
‫نمی‌تونن همزمان وجود داشته باشن

74
00:05:39,373 --> 00:05:41,275
‫ما می‌تونیم با این دستگاه آزاردهنده خدافظی کنیم

75
00:05:41,309 --> 00:05:43,445
‫اگه اِل نابودی مشترک رو تجربه کنه

76
00:05:43,479 --> 00:05:45,279
‫اون اتفاق یه‌مقدار انرژی خالص تولید می‌کنه

77
00:05:45,313 --> 00:05:47,850
‫اما نه در حدی که دنیا نابود بشه

78
00:05:47,883 --> 00:05:49,051
‫ال چی میشه!؟

79
00:05:51,520 --> 00:05:53,122
‫چه اتفاقی برای اون میفته؟

80
00:05:53,155 --> 00:05:55,791
‫نابودی مشترک، مورتی

81
00:05:57,526 --> 00:05:59,260
‫یعنی ناپدید میشه

82
00:06:00,962 --> 00:06:02,698
‫داری جدی میگی، ریک!؟

83
00:06:02,731 --> 00:06:04,566
‫ببینم رد دادی!؟

84
00:06:04,600 --> 00:06:07,169
‫پسرۀ کودن! صداتـو بیار پایین!

85
00:06:07,202 --> 00:06:09,538
‫گریه نکن، مورتی!
‫اون اتفاق نمیفته!

86
00:06:09,571 --> 00:06:11,907
‫خیلی دلم برات می‌سوزه که
‫بخوام این اجازه رو بدم

87
00:06:11,940 --> 00:06:14,409
‫من یه دانشمندم.
‫یه راه‌حلی پیدا می‌کنم

88
00:06:14,443 --> 00:06:17,112
‫هنوز پیدا نکردم، ولی به‌خاطر تو
‫دارم روش کار می‌کنم مورتی

89
00:06:18,614 --> 00:06:20,182
‫خفه شو، خفه، خفه!

90
00:06:22,283 --> 00:06:25,220
‫عه مورتی. داری گریه می‌کنی.
‫حالت خوبه؟

91
00:06:26,421 --> 00:06:28,289
‫چیزی نیست بابا!

92
00:06:28,322 --> 00:06:31,059
‫فقط داشتیم درمورد تغییر و تحولاتِ
‫توی بدن‌مون صحبت می‌کردیم

93
00:06:33,028 --> 00:06:34,830
‫وای ال!

94
00:06:36,098 --> 00:06:39,300
‫هوم؟

95
00:06:39,333 --> 00:06:41,403
‫الان نگرانی‌های جدی‌تری داریم

96
00:06:41,436 --> 00:06:43,769
‫هر لحظه ممکنه بهمون حمله کنن

97
00:06:43,794 --> 00:06:45,162
‫جری کجاست؟

98
00:06:45,187 --> 00:06:46,984
‫فرستادمش بره یکم تجهیزات اضافی
‫برامون بیاره

99
00:06:47,009 --> 00:06:49,077
‫احتمالاً با یه سلاح مخفی برگرده

100
00:06:49,111 --> 00:06:51,847
‫نمی‌دونم والا. بنظر مسئولیت بزرگی میاد

101
00:06:51,880 --> 00:06:54,249
‫جری خوب از پس شرایط سخت برمیاد

102
00:06:54,283 --> 00:06:55,784
‫بهم اعتماد کنید

103
00:06:55,818 --> 00:06:58,386
‫زودباش برق‌ها رو خاموش کن، سامر!

104
00:07:01,456 --> 00:07:04,493
‫فدراسیون کهکشانی داره صحبت می‌کنه

105
00:07:04,526 --> 00:07:06,962
‫ما به اینجا اومدیم تا
‫سه تن از تحت‌تعقیب‌ترین

106
00:07:06,995 --> 00:07:09,498
‫مجرمین جهان رو دستگیر کنیم

107
00:07:09,531 --> 00:07:11,834
‫برای حفظ امنیت خود،
‫شهروندانی که

108
00:07:11,867 --> 00:07:16,337
‫در شعاع ۱۵ کیلومتری اینجا حضور دارند
‫بهتر است فوراً محل را تخلیه نمایند

109
00:07:16,370 --> 00:07:18,207
‫ما مسئولیت حفظ امنیتِ

110
00:07:18,240 --> 00:07:19,908
‫هیچ تماشاگری رو قبول نمی‌کنیم

111
00:07:19,942 --> 00:07:22,845
‫که عمداً انتخاب می‌کنه که
‫این هشدار رو نادیده بگیره

112
00:07:24,246 --> 00:07:25,547
‫تکرار می‌کنم

113
00:07:25,581 --> 00:07:27,216
‫ما به اینجا اومدیم تا

114
00:07:27,249 --> 00:07:29,251
‫سه تن از تحت‌تعقیب‌ترین...

115
00:07:33,222 --> 00:07:34,656
‫تا اجازه میدن همه‌ی مردم محل رو

116
00:07:34,690 --> 00:07:36,792
‫تخلیه کنن، یه‌مقدار وقت داریم

117
00:07:36,825 --> 00:07:39,393
‫برید آماده شید که
‫دخلِ یه مشت حشره رو بیاریم!

118
00:07:46,802 --> 00:07:48,670
‫وای خدا! این خیلی خفن بنظر میاد!

119
00:07:48,704 --> 00:07:50,672
‫یه دفتر راهنمای بزرگ هم داره!

120
00:07:50,706 --> 00:07:52,641
‫اسکل‌بازی رو بذار کنار، جری

121
00:07:52,674 --> 00:07:54,710
‫- بسپرش به بث
‫- من؟

122
00:07:54,743 --> 00:07:56,979
‫- منظورم بث فضایی بود
‫- همم!

123
00:07:57,012 --> 00:08:00,215
‫هی مامان فضایی،
‫تو رو خدا بذار منم اینو برونم!

124
00:08:00,249 --> 00:08:01,516
‫جون من بذار!

125
00:08:01,550 --> 00:08:04,353
‫چرا که نه.
‫اینو میسپرم به خودت...

126
00:08:04,385 --> 00:08:07,089
‫چون من می‌خوام برم
‫دخلِ اونو بیارم

127
00:08:13,829 --> 00:08:15,797
‫تو هم اگه بخوای می‌تونی باهام بیای

128
00:08:15,831 --> 00:08:16,865
‫ها؟

129
00:08:16,899 --> 00:08:18,500
‫نه، بذار یه جور دیگه بگم

130
00:08:18,533 --> 00:08:19,935
‫لطفاً همراهم بیا، ال

131
00:08:19,968 --> 00:08:22,304
‫ممنون میشم کمکم کنی

132
00:08:22,337 --> 00:08:23,839
‫هوم...

133
00:08:23,872 --> 00:08:26,842
‫بهترین زمان‌بندی ممکنه، مورتی
‫بذار ال باهاش بره

134
00:08:26,875 --> 00:08:29,444
‫- ولی اون...
‫- هیچ اتفاقی براش نمیفته

135
00:08:29,478 --> 00:08:31,480
‫ما اینجا کارای روی زمین رو انجام می‌دیم!

136
00:08:31,513 --> 00:08:33,415
‫که تو بری به بث و نقشه‌اش کمک کنی

137
00:08:33,448 --> 00:08:37,152
‫خواهش می‌کنم اِل! صحیح و سالم برگرد!
‫قول بده بهم!

138
00:08:38,320 --> 00:08:39,988
‫

139
00:08:41,990 --> 00:08:43,425
‫

140
00:08:48,997 --> 00:08:53,201
‫بهت قول میدم که برگردم.
‫کار احمقانه‌ای نکن، مورتی

141
00:08:53,235 --> 00:08:57,039
‫وای خدا. نگران نباش!
‫ناسلامتی ما ریک رو داریم

142
00:08:58,408 --> 00:09:01,677
‫اوه... بنازم!

143
00:09:15,524 --> 00:09:18,260
‫آفرین، سامر!
‫خودت از پسش برمیای!

144
00:09:18,293 --> 00:09:20,829
‫اصلاً فکر نکن. با حست پیش برو

145
00:09:20,862 --> 00:09:24,766
‫حله! می‌تونی روم حساب کنی!
‫این خیلی خفنه!

146
00:09:28,737 --> 00:09:30,440
‫باید زودتر بریم، مورتی!

147
00:09:32,442 --> 00:09:34,109
‫آره!

148
00:09:36,712 --> 00:09:39,715
‫بث فضایی داره از جوّ زمین خارج میشه!

149
00:09:41,650 --> 00:09:43,453
‫مأمور اِل رو هم همراه خودش داره!

150
00:09:43,518 --> 00:09:44,953
‫سفینه‌شون به سمت شما
‫در حال حرکته، فرمانده!

151
00:09:44,987 --> 00:09:48,424
‫هه! احمق‌ها!
‫قبر خودشونو کَندن

152
00:09:48,458 --> 00:09:51,360
‫بذارید رد شن.
‫ما همین‌جا به حساب‌شون می‌رسیم

153
00:09:51,393 --> 00:09:53,962
‫می‌خوام باقی نیروها روی ریک تمرکز کنن

154
00:09:53,996 --> 00:09:55,530
‫حمله رو شروع کنید!

155
00:09:55,564 --> 00:09:57,032
‫ریک رو زنده دستگیر کنید!

156
00:09:57,065 --> 00:09:59,801
‫و بمبی که دستشـه رو بیارید برام

157
00:09:59,835 --> 00:10:01,654
‫بدون اینکه حتی یه خط روش بیفته

158
00:10:01,770 --> 00:10:04,806
‫بمب؟ درحالی‌که طرف با خودش بمب داره
‫داریم بهش حمله می‌کنیم؟!

159
00:10:04,840 --> 00:10:06,708
‫خفه شو! طبق دستورات عمل کن!

160
00:10:06,742 --> 00:10:08,610
‫چرا همیشه توی پاچه‌ی ما میره؟

161
00:10:12,681 --> 00:10:14,383
‫خیلی زیادن!

162
00:10:26,828 --> 00:10:28,330
‫جواب بدید.
‫بث فضایی صحبت می‌کنه.

163
00:10:30,065 --> 00:10:33,802
‫قربان، بث فضایی درخواست
‫نیروی کمکی اضطراری داده

164
00:10:33,835 --> 00:10:36,371
‫- خودت رو اذیت نکن
‫- ها؟

165
00:10:36,406 --> 00:10:39,775
‫- می‌خوای اِل رو نجات بدی؟
‫- پ ن پ!

166
00:10:41,843 --> 00:10:44,414
‫من از خونه‌مون محافظت می‌کنم!

167
00:10:44,447 --> 00:10:47,249
‫پس باید رد اون لاشی‌ای که
‫اینو ساخته رو بگیریم

168
00:10:47,282 --> 00:10:49,452
‫از اینجا به بعدش رو بسپار به سامر و بقیه

169
00:10:49,485 --> 00:10:51,753
‫نمی‌تونیم بقیه رو به حال‌ خودشون ول کنیم!

170
00:10:51,787 --> 00:10:53,555
‫ببین، اگه دستِ اون دیوث‌های فدراسیونی

171
00:10:53,588 --> 00:10:55,425
‫به این ماسماسک برسه،
‫همه چی تمومـه و

172
00:10:55,458 --> 00:10:57,259
‫اون‌وقت هیچ کاری از ما ساخته نیست

173
00:10:58,760 --> 00:11:00,896
‫ولی یه برگ‌برنده توی چنته دارم،

174
00:11:00,929 --> 00:11:02,998
‫پس نگران اتفاقاتِ اینجا نباش

175
00:11:25,987 --> 00:11:28,123
‫این خونه تحتِ حفاظتِ منـه، عوضی‌ها!

176
00:11:28,156 --> 00:11:30,625
‫خب، انگار سامر خودش به تنهایی می‌تونه

177
00:11:30,659 --> 00:11:31,993
‫از پس اینا بر بیاد

178
00:11:32,027 --> 00:11:33,862
‫جری! یه چیزی واسه توی تن‌لش دارم

179
00:11:33,895 --> 00:11:36,798
‫- یالا!
‫- آهای! قضیه چیه، پدر؟

180
00:11:36,832 --> 00:11:38,934
‫من و مورتی می‌ریم
‫به یه چیز مهم رسیدگی کنیم

181
00:11:38,967 --> 00:11:40,268
‫مواظب اینجا باشید!

182
00:11:40,302 --> 00:11:43,004
‫ها؟

183
00:11:44,286 --> 00:11:46,247
‫چی...

184
00:11:46,308 --> 00:11:47,776
‫آخ!

185
00:11:47,810 --> 00:11:49,211
‫اون دستگاه خاطرات جری‌ـه؟

186
00:11:49,244 --> 00:11:51,014
‫مالِ یه جری‌ـه که تابحال ندیدیش

187
00:11:51,047 --> 00:11:54,249
‫خب؟ دیگه بقیه‌اش با خودش.
‫بزن بریم!

188
00:11:57,820 --> 00:12:01,190
‫شلیک کنید!
‫اگه لازم شد بترکونیدشون!

189
00:12:01,223 --> 00:12:03,892
‫دارن علامت میدن که
‫می‌خوان تسلیم بشن، قربان

190
00:12:03,927 --> 00:12:05,361
‫چی؟

191
00:12:08,430 --> 00:12:10,633
‫چه خوابی دیدن؟

192
00:12:13,135 --> 00:12:14,737
‫لعنتی. اینجا خالیـه

193
00:12:14,770 --> 00:12:17,539
‫سفینه‌ی فضاییش اینجا نیست،
‫پس لابد رفته

194
00:12:17,573 --> 00:12:20,609
‫البته که رفته.
‫دنیای بعدی، مورتی.

195
00:12:20,643 --> 00:12:23,145
‫ایده‌آل نیست، ولی جهنم و ضرر

196
00:12:30,020 --> 00:12:31,921
‫- کجاییم؟
‫- مورتی؟!

197
00:12:31,955 --> 00:12:32,989
‫ها؟

198
00:12:36,558 --> 00:12:39,027
‫وای، گوه توش

199
00:12:40,595 --> 00:12:43,266
‫اینجا چه خبره، ریک؟

200
00:12:47,803 --> 00:12:49,838
‫اگه ما رو ببینن توی دردسر میفتیم

201
00:12:49,871 --> 00:12:51,441
‫توی این دنیا، تو یه‌جورایی مُردی

202
00:12:51,473 --> 00:12:53,409
‫- ها؟
‫- تو نه

203
00:12:57,246 --> 00:12:59,815
‫منظورش نوه‌ی منـه

204
00:13:09,134 --> 00:13:11,994
‫من ردیفم!

205
00:13:23,336 --> 00:13:24,340
‫عه!

206
00:13:33,682 --> 00:13:35,385
‫خدایی؟

207
00:13:40,423 --> 00:13:42,458
‫واسه من که خاطره شده

208
00:13:42,492 --> 00:13:44,593
‫آخرین باری که دیدمت خیلی وقت پیش بود

209
00:13:44,626 --> 00:13:46,295
‫پشتِ کله‌ات مویی باقی مونده؟

210
00:13:46,329 --> 00:13:47,863
‫همین چند روز پیش دیدمت که

211
00:13:47,896 --> 00:13:50,866
‫در ضمن، اونی که پیر شده تویی، بابابزرگ!

212
00:13:52,667 --> 00:13:55,204
‫پس این کاردستی ِتو بود، نه؟

213
00:13:56,638 --> 00:13:58,707
‫چیکار کردی؟!

214
00:13:59,541 --> 00:14:00,876
‫هنوزم خاطراتِ

215
00:14:00,909 --> 00:14:02,744
‫دنیای قبلی‌ت رو داری، مگه نه؟

216
00:14:02,778 --> 00:14:06,114
‫پس چرا این کار رو کردی؟
‫چرا همون روند رو تکرار کردی؟

217
00:14:06,148 --> 00:14:09,117
‫من کاری کردم که نظرت عوض شد؟

218
00:14:09,151 --> 00:14:12,921
‫هیچ فراری در کار نبود،
‫حتی با اینکه همه چی رو می‌دونستم

219
00:14:12,954 --> 00:14:14,990
‫ولی بعد از ملاقات با تو،
‫مسیری رو انتخاب کردم که

220
00:14:15,023 --> 00:14:16,925
‫دوباره از اون دستگاه استفاده نکنم

221
00:14:16,958 --> 00:14:18,627
‫تخم سگ! از اولش قصد داشتی

222
00:14:18,660 --> 00:14:20,396
‫همه چی رو بندازی گردنِ من!

223
00:14:20,430 --> 00:14:23,999
‫آره، گمونم قصدم همین بود، نه؟

224
00:14:24,032 --> 00:14:27,700
‫نمی‌دونم چند هزار بار
‫این روند رو تکرار کردیم،

225
00:14:27,701 --> 00:14:30,506
‫ولی می‌خوام مُهر خلاصی رو بهش بزنم

226
00:14:30,540 --> 00:14:33,909
‫بهترین نتیجه‌ای که گیرمون میاد،
‫یه زندگی‌ توأم با حس آشناپنداری‌ـه

227
00:14:33,942 --> 00:14:35,911
‫فارغ از بزرگی نوسانات

228
00:14:35,944 --> 00:14:38,247
‫خطاها قابل‌توجه‌تر نمیشن

229
00:14:38,281 --> 00:14:40,349
‫بی‌خود و بیهوده‌ست

230
00:14:40,383 --> 00:14:43,286
‫یه چرخه‌ی بی‌پایان از حماقتِ مطلق

231
00:14:43,319 --> 00:14:46,154
‫بهت که گفته بودم، نگفته بودم؟

232
00:14:48,023 --> 00:14:50,725
‫همیشه این تصمیم با خودتـه

233
00:14:50,759 --> 00:14:52,694
‫در نهایت تصمیمم همین شد

234
00:14:52,727 --> 00:14:54,963
‫- اراده و اختیار خودم بود؟
‫- چه اهمیتی داره؟

235
00:14:54,996 --> 00:14:57,666
‫به هر حال مسئولیتش گردنِ توئـه

236
00:14:57,699 --> 00:15:00,269
‫حالا بهم بگو
‫این ماسماسکِ مسخره رو باید چی‌کارش کنم

237
00:15:00,303 --> 00:15:02,838
‫و چطور اِل رو نجات بدیم، ای عن‌صفت!

238
00:15:02,871 --> 00:15:05,341
‫کل این آش رو اون پخته

239
00:15:06,975 --> 00:15:09,345
‫احتمالاً به خاطر این دستگاه

240
00:15:09,378 --> 00:15:10,912
‫یه خط زمانی از این دنیا

241
00:15:10,946 --> 00:15:13,115
‫با یکی از خطوط زمانی دنیای شما تداخل کرده

242
00:15:13,148 --> 00:15:15,551
‫ولی با توجه به وقتی که
‫اولین بار همدیگه رو دیدیم و

243
00:15:15,585 --> 00:15:17,719
‫موقعی که دستگاه رو گذاشتم روی میزت،

244
00:15:17,752 --> 00:15:20,155
‫این زمان‌بندی مو لای درزش نمیره

245
00:15:20,188 --> 00:15:22,558
‫تصادفی بوده؟

246
00:15:22,592 --> 00:15:24,059
‫انکار نمی‌کنم که امکانش هست،

247
00:15:24,092 --> 00:15:26,194
‫ولی باورش سختـه،
‫مخصوصاً که الان اینجایی

248
00:15:26,229 --> 00:15:28,163
‫بماند که من خاطرات دنیای قبلی رو

249
00:15:28,196 --> 00:15:29,764
‫به یاد میارم

250
00:15:29,798 --> 00:15:32,167
‫تازه ظاهر شدنش توی
‫دنیای شما رو هم بذار کنارش،

251
00:15:32,200 --> 00:15:34,303
‫و چی میشه اگه در حالی که دنیا روی

252
00:15:34,337 --> 00:15:36,838
‫این چرخه‌ی تکرار بی‌انتها بوده و
‫اون در واقع فقط

253
00:15:36,872 --> 00:15:38,673
‫منتظر این لایه‌های
‫اتفاقات تصادفی بوده باشه چی؟

254
00:15:38,707 --> 00:15:40,709
‫تو دیوونه‌ای!

255
00:15:49,784 --> 00:15:53,088
‫با این اوصاف،
‫این به نظر یه نقشه‌ی بزرگ نمیاد؟

256
00:15:54,789 --> 00:15:56,791
‫می‌دونستم!

257
00:15:56,825 --> 00:15:59,462
‫می‌دونستم دوباره همدیگه رو می‌بینیم!

258
00:15:59,495 --> 00:16:01,564
‫در این صورت، اون دستگاه دیگه

259
00:16:01,597 --> 00:16:03,633
‫قدرت معکوس کردنِ جریان زمان رو نداره

260
00:16:03,665 --> 00:16:06,768
‫چون دیگه نیازی نیست

261
00:16:06,801 --> 00:16:08,271
‫اِل از تقدیر تبعیت نکرد و

262
00:16:08,304 --> 00:16:10,772
‫جسمش توی دنیای شما ظاهر شد

263
00:16:10,805 --> 00:16:13,609
‫توی این نبرد اونقدر تک و تنهاست که
‫هر کسی جاش بود عقلش رو از دست می‌داد

264
00:16:13,643 --> 00:16:16,279
‫ولی اون با سرسختی محض
‫تونست موفق بشه

265
00:16:16,312 --> 00:16:21,183
‫این به معنای واقعی واهی‌ـه.
‫یک ژست بی‌معنی.

266
00:16:21,217 --> 00:16:23,319
‫فرض می‌کنم در پسِ انجام یه کار بیهوده،

267
00:16:23,352 --> 00:16:24,920
‫مفهومی وجود داشته باشه

268
00:16:24,953 --> 00:16:26,688
‫پیغامی از خودت:

269
00:16:26,721 --> 00:16:30,025
‫توی اتفاقات بی‌معنی، معنا و مفهومی هست

270
00:16:31,627 --> 00:16:33,663
‫آره، یادمه اینو گفتم

271
00:16:40,702 --> 00:16:42,505
‫ولی حتی عوض کردنِ دنیات هم

272
00:16:42,538 --> 00:16:44,607
‫نمی‌تونه به نقشه‌ی تقدیر غلبه کنه

273
00:17:15,504 --> 00:17:19,275
‫تنها راه غلبه بر سرنوشت،
‫اینه که بپذیریش

274
00:17:22,077 --> 00:17:23,912
‫اگه اون دستگاه رو فعال کنی،

275
00:17:23,945 --> 00:17:25,448
‫کل دنیای من غیب میشه و

276
00:17:25,481 --> 00:17:28,016
‫بعدش اون چرخه بالأخره تموم میشه

277
00:17:28,049 --> 00:17:30,686
‫بعدش اِل می‌تونه کنار مورتی توی دنیاتون

278
00:17:30,720 --> 00:17:32,655
‫بدون ترس از نابودی مشترک زندگی کنه

279
00:17:32,688 --> 00:17:34,257
‫هدفش

280
00:17:34,290 --> 00:17:37,293
‫بازسازی و از نو راه انداختنِ
‫این دنیا نیست، می‌خواد نابودش کنه

281
00:17:37,326 --> 00:17:40,095
‫و با تعداد بی‌نهایت جهان موازی،

282
00:17:40,128 --> 00:17:42,197
‫محو شدنِ این یکی اصلاً به چشم نمیاد

283
00:17:42,231 --> 00:17:44,667
‫داری میگی نقشه‌ی بزرگش همین بوده؟

284
00:17:44,700 --> 00:17:46,034
‫خدا می‌دونه. ولی الان

285
00:17:46,067 --> 00:17:48,837
‫قدرتش رو داریم که سرنوشت رو تغییر بدیم

286
00:17:48,870 --> 00:17:50,606
‫تو می‌خوای چیکار کنی، مورتی؟

287
00:17:50,640 --> 00:17:52,014
‫ها؟

288
00:17:52,039 --> 00:17:55,943
‫شاید می‌خواد تو تصمیم‌گیرنده باشی

289
00:17:55,968 --> 00:17:57,103
‫من؟

290
00:17:57,700 --> 00:18:07,700
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

291
00:18:07,724 --> 00:18:09,724
‫ادامه دارد...

292
00:19:02,944 --> 00:19:05,614
‫مشکلی نداره برات نگهش می‌دارم،

293
00:19:05,648 --> 00:19:09,084
‫ولی مطمئنم پدرم دیگه
‫هیچ‌وقت برنمی‌گرده اینجا

294
00:19:30,439 --> 00:19:34,075
‫اینو چی میگی؟
‫این هم بخشی از نقشه‌ات بوده؟

295
00:19:34,109 --> 00:19:36,144
‫یا همین‌طوری تصادفی اینجا پیدات شده؟

296
00:19:36,177 --> 00:19:38,581
‫هیچ‌چیز تصادفی نیست

297
00:19:40,483 --> 00:19:43,486
‫توی هر اتفاقی که میفته، معنی و مفهومی هست

298
00:19:46,741 --> 00:19:51,944
‫«اگه همه‌ی انتخاب‌ها به دنیاهای
‫بی‌انتها منجر بشن، هیچ دنیایی معنی داره؟»

