﻿1
00:00:00,100 --> 00:00:02,887
درجه‌ سنی: TV-14 (مناسب سن ۱۴ سال به بالا)
[استفاده از الکل و دخانیات/ محتوای جنسی خفیف]

2
00:00:03,100 --> 00:00:13,100
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:31,991 --> 00:00:34,271
‫آماده!

4
00:00:34,295 --> 00:00:35,338
‫آتش!

5
00:00:43,962 --> 00:00:46,345
‫پنج قدم پیشروی کنید!

6
00:00:46,370 --> 00:00:47,619
‫آماده...

7
00:00:47,643 --> 00:00:48,652
‫آتش!

8
00:00:54,213 --> 00:00:55,555
‫آماده!

9
00:00:57,241 --> 00:00:59,614
‫آتش!

10
00:01:01,437 --> 00:01:03,624
‫صبح بخیر!

11
00:01:03,650 --> 00:01:06,158
‫من کل شبو بیدار بودم.

12
00:01:06,183 --> 00:01:08,120
‫بعد از رقص با کاپیتان کارتر...

13
00:01:08,145 --> 00:01:11,082
‫اون‌قدر درگیرشم که
‫خواب و خوراک ندارم.

14
00:01:11,107 --> 00:01:13,008
‫حتما رقاص خیلی خوبی بوده...

15
00:01:13,034 --> 00:01:16,327
‫چون فقط ۵ کلمه با هم حرف زدین.

16
00:01:16,352 --> 00:01:18,431
‫شاید امروز سراغ منو بگیره!

17
00:01:18,457 --> 00:01:20,929
‫چی بپوشم؟

18
00:01:20,955 --> 00:01:22,784
‫چه اهمیتی داره؟

19
00:01:22,810 --> 00:01:24,747
‫اگه اون تو رو به خاطر کسی
‫که هستی دوست نداشته باشه،

20
00:01:24,772 --> 00:01:26,924
‫ارزشش رو نداره.

21
00:01:26,949 --> 00:01:29,493
‫تو در مورد کی خیال‌پردازی می‌کنی؟

22
00:01:29,518 --> 00:01:31,623
‫کارفرمای عجیب و غریبت؟

23
00:01:33,158 --> 00:01:34,916
‫چرا باید در مورد اون خیالبافی کنم؟

24
00:01:34,941 --> 00:01:36,879
‫یا شاید یه سرهنگ؟

25
00:01:36,904 --> 00:01:37,914
‫آلیسون!

26
00:01:40,365 --> 00:01:44,228
‫به سیدنی فکر نمی‌کنی.

27
00:01:44,254 --> 00:01:46,191
‫هنوزم؟

28
00:01:49,892 --> 00:01:51,507
‫نشونه‌گیریت افتضاح بود.

29
00:01:51,533 --> 00:01:53,934
‫نگران بیناییت شدم.

30
00:01:53,959 --> 00:01:56,824
‫چشم‌های من دچار مشکل نشده، فریزر.

31
00:01:56,850 --> 00:01:59,000
‫تو در مورد چیز دیگه‌ای حرف نمیزنی.

32
00:01:59,026 --> 00:02:01,712
‫باید امروز سراغش رو بگیرم.

33
00:02:01,738 --> 00:02:03,353
‫تو موافقت کردی که کمک می‌کنی.

34
00:02:03,379 --> 00:02:04,531
‫با چی؟

35
00:02:04,557 --> 00:02:07,600
‫من جلوی اون مثل یه دلقک لال میشم.

36
00:02:07,625 --> 00:02:09,241
‫به من بگو چی بگم.

37
00:02:09,266 --> 00:02:12,915
‫نمی‌تونم حرف توی دهنت بذارم.

38
00:02:12,941 --> 00:02:14,272
‫در مورد چیزی که می‌دونی حرف بزن.

39
00:02:14,297 --> 00:02:15,556
‫صادق باش.

40
00:02:15,582 --> 00:02:18,090
‫این‌طوری امکان نداره شکست بخوری.

41
00:02:31,995 --> 00:02:33,611
‫نه!

42
00:02:33,637 --> 00:02:35,073
‫قطعا نه!

43
00:02:35,099 --> 00:02:36,251
‫من اجازه‌ی چنین چیزی رو نمیدم!

44
00:02:36,276 --> 00:02:37,322
‫اینو شنیدی، خدا؟

45
00:02:37,348 --> 00:02:38,927
‫تام پارکر حرفشو زد!

46
00:02:42,806 --> 00:02:44,458
‫امروز روز مورد علاقه‌ی تابستونی منه،

47
00:02:44,483 --> 00:02:46,491
‫شاید روز مورد علاقه‌ام توی
‫کل سال... تا وقتی که بارون نباره.

48
00:02:46,517 --> 00:02:49,096
‫بارون نمی‌باره،‌ عزیزم.
‫من در این مورد مطمئنم.

49
00:02:49,121 --> 00:02:51,273
‫تو هر سال این نگرانی‌ها رو داری...

50
00:02:51,299 --> 00:02:53,735
‫و تا حالا هیچ وقت توی
‫جشنواره‌ی تابستانه بارون نباریده.

51
00:02:53,761 --> 00:02:57,445
‫فردا بزرگترین غافلگیری
‫جشنواره قراره بیاد:

52
00:02:57,471 --> 00:02:59,479
‫جشن برادران پارکر!

53
00:02:59,505 --> 00:03:01,263
‫اسبچه‌سواری می‌کنیم!

54
00:03:01,289 --> 00:03:02,583
‫و مسابقه‌ی تاج گل!

55
00:03:02,609 --> 00:03:04,903
‫و یه گل سرسبد.

56
00:03:04,928 --> 00:03:07,329
‫وای.

57
00:03:07,355 --> 00:03:08,710
‫فیل چیه؟

58
00:03:08,731 --> 00:03:10,581
‫این یه موجودیه که از یه خونه هم بزرگتره.

59
00:03:10,608 --> 00:03:12,601
‫ببین، شارلوت.

60
00:03:12,626 --> 00:03:14,585
‫چیه که داری این‌قدر با دقت...

61
00:03:14,610 --> 00:03:16,116
‫مطالعه‌اش می‌کنی، عزیزم؟

62
00:03:16,141 --> 00:03:18,588
‫من باید به دخترا فرانسوی یاد بدم...

63
00:03:18,613 --> 00:03:20,327
‫اما در مورد قابلیتم اغراق کردم.

64
00:03:20,352 --> 00:03:21,545
‫شاید بهتره که از شغلت...

65
00:03:21,571 --> 00:03:23,772
‫توی خانواده‌ی کلبورن استعفا بدی.

66
00:03:23,798 --> 00:03:25,826
‫راستش به سختی میشه
‫به اونا گفت خانواده.

67
00:03:25,851 --> 00:03:27,705
‫این خانواده‌ست.

68
00:03:27,730 --> 00:03:30,002
‫اونا تقریبا با همدیگه غریبه هستن.

69
00:03:30,027 --> 00:03:32,926
‫اما من قرار نیست بیخیال
‫چیزی بشم که تازه شروعش کردم.

70
00:03:36,326 --> 00:03:38,877
‫خداحافظ همگی
‫[به زبان فرانسوی]

71
00:03:40,851 --> 00:03:43,645
‫ممنون آرتور...

72
00:03:47,637 --> 00:03:50,988
‫خیلی امیدوار بودم که
‫شارلوت این تابستون...

73
00:03:51,013 --> 00:03:52,901
‫دوست و محرم اسرار جورجیانا بشه.

74
00:03:52,927 --> 00:03:57,461
‫فکر می‌کنم الان بیش از هر
‫وقتی به تاثیر اون نیاز داره.

75
00:03:57,486 --> 00:03:58,748
‫نگران نباش.

76
00:03:58,773 --> 00:04:01,254
‫من مراقب جورجیانا هستم.

77
00:04:03,959 --> 00:04:09,259
‫فکر می‌کنی میشه سوار این
‫موجود شد یا فقط میشه تحسینش کرد؟

78
00:04:09,284 --> 00:04:11,556
‫قطعا گزینه‌ی دوم.

79
00:04:11,581 --> 00:04:14,897
‫فکر نمی‌کنم زینی به این
‫بزرگی وجود داشته باشه.

80
00:04:14,922 --> 00:04:18,272
‫و چطور ممکنه یه نفر موقعیت مناسبی رو...

81
00:04:18,297 --> 00:04:19,804
‫برای سوار گرفتن از چنین هیولایی پیدا کنه؟

82
00:04:19,829 --> 00:04:21,613
‫- خانم لمب، صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

83
00:04:21,638 --> 00:04:22,692
‫ما داشتیم در مورد...

84
00:04:22,718 --> 00:04:24,189
‫فیل‌ها حرف میزدیم.

85
00:04:24,214 --> 00:04:27,913
‫فکر می‌کنم این موجودات
‫توی آنتیگوا به وفور یافت میشن.

86
00:04:27,938 --> 00:04:29,513
‫کاملا همین‌طوره.

87
00:04:29,538 --> 00:04:31,810
‫من ۵ تاشون رو به
‫عنوان حیوون خونگی داشتم.

88
00:04:31,835 --> 00:04:34,211
‫عجب!

89
00:04:34,237 --> 00:04:35,673
‫نامه‌ای برای من نیومده؟

90
00:04:35,698 --> 00:04:37,448
‫من منتظر یه نامه از طرف وکیل پدرم هستم.

91
00:04:37,473 --> 00:04:40,024
‫این نامه امروز صبح زود اومد.

92
00:04:40,049 --> 00:04:41,903
‫از زیر در فرستادنش داخل.

93
00:04:43,390 --> 00:04:46,452
‫مراقب هدیه از طرف دشمنا باش.

94
00:05:05,245 --> 00:05:06,995
‫شاید منظور منو درست متوجه نشد.

95
00:05:08,343 --> 00:05:09,848
‫خانم هیوود!

96
00:05:09,873 --> 00:05:11,275
‫سرهنگ لنکس!

97
00:05:11,300 --> 00:05:14,860
‫چه‌قدر جالب که اتفاقی
‫این‌جا به شما برخوردم.

98
00:05:14,885 --> 00:05:16,530
‫می‌تونم برای مدتی باهات راه برم؟

99
00:05:16,555 --> 00:05:19,176
‫البته.

100
00:05:19,201 --> 00:05:20,463
‫فکر کنم در حال رفتن
‫به سر کارت هستی.

101
00:05:20,488 --> 00:05:22,166
‫بله.

102
00:05:22,198 --> 00:05:23,802
‫خب، امروز دانش‌آموزای خودت رو...

103
00:05:23,825 --> 00:05:26,503
‫با چه دانشی بهره‌مند می‌کنی؟

104
00:05:26,536 --> 00:05:27,649
‫زبان فرانسوی.

105
00:05:27,662 --> 00:05:32,179
‫اه، پس متاسفانه نمی‌تونم کمکی بکنم.

106
00:05:32,208 --> 00:05:34,483
‫من در زمان بچگی
‫دانش‌آموز افتضاحی بودم.

107
00:05:34,508 --> 00:05:36,503
‫مگر این‌که بخوای به محصلین خودت...

108
00:05:36,528 --> 00:05:38,594
‫چندین راه مختلف برای گفتن
‫عبارت "تسلیم میشم" رو یاد بدی.

109
00:05:38,619 --> 00:05:41,068
‫متاسفانه احتمال کمی داره که اونا...

110
00:05:41,093 --> 00:05:42,252
‫به این زودیا تسلیم من بشن،

111
00:05:42,278 --> 00:05:44,587
‫علیرغم توصیه‌ی تو در مورد استراتژی.

112
00:05:44,612 --> 00:05:47,131
‫هیچ خجالتی در عقب‌نشینی
‫نیست، خانم هیوود،

113
00:05:47,156 --> 00:05:50,092
‫اگه این شغل مناسب تو نیست.

114
00:05:50,117 --> 00:05:51,556
‫تو به قابلیت‌های من شک داری؟

115
00:05:51,581 --> 00:05:53,158
‫اوه، اصلا.

116
00:05:53,183 --> 00:05:55,319
‫تو لایق شغلی هستی که در اون...

117
00:05:55,344 --> 00:05:56,608
‫با احترامی که شایسته‌اش
‫هستی باهات برخورد بشه.

118
00:05:56,633 --> 00:05:59,779
‫اگه این‌طور نباشه تقصیر کارفرمات هست.

119
00:05:59,804 --> 00:06:01,452
‫راستش من به ندرت
‫کارفرمای خودم رو می‌بینم.

120
00:06:01,477 --> 00:06:03,263
‫اون بیشتر اوقات رو
‫به تنهایی سپری می‌کنه.

121
00:06:03,288 --> 00:06:04,622
‫اما با چیزایی که دیدم،

122
00:06:04,647 --> 00:06:07,166
‫مصمم هستم که فاصله‌ی
‫خودم رو با اون حفظ کنم.

123
00:06:07,191 --> 00:06:09,849
‫این به نظر خردمندانه میاد، خانم هیوود.

124
00:06:16,530 --> 00:06:18,141
‫به نظرت اتفاقیه که...

125
00:06:18,167 --> 00:06:21,034
‫اون دختر فقط چند روز بعد
‫از اومدن ادوارد به این‌جا اومده؟

126
00:06:21,059 --> 00:06:22,672
‫کاملا معلومه یه کاسه‌ای
‫زیر نیم‌کاسه‌ی اونا هست!

127
00:06:22,697 --> 00:06:25,354
‫اما اگه ادوارد و کلارا همدست هم باشن...

128
00:06:25,379 --> 00:06:27,863
‫اون دختر توی ۹ ماه گذشته کجا بوده؟

129
00:06:27,888 --> 00:06:29,605
‫با گروهانش سفر می‌کرده...

130
00:06:29,631 --> 00:06:32,487
‫در حالی که اونا این نقشه رو سرهم کردن؟

131
00:06:35,205 --> 00:06:37,132
‫استر، چی شده؟

132
00:06:37,157 --> 00:06:39,875
‫شاید بهتر باشه ما دکتر خبر کنیم.

133
00:06:41,025 --> 00:06:44,788
‫چه حلال‌زاده‌ست.

134
00:06:49,840 --> 00:06:50,861
‫خیلی لطف داری عمه...

135
00:06:50,886 --> 00:06:52,602
‫که این‌قدر به خوبی با من رفتار می‌کنی.

136
00:06:52,628 --> 00:06:54,100
‫زیادی جا خوش نکن.

137
00:06:54,126 --> 00:06:55,286
‫تو این‌جا نمی‌مونی.

138
00:06:55,311 --> 00:06:57,759
‫مشکوک بودنت نسبت
‫به خودم رو درک می‌کنم.

139
00:06:57,784 --> 00:06:59,954
‫اگه منم جای تو بودم همین حس رو داشتم.

140
00:06:59,979 --> 00:07:01,836
‫چرا این‌جایی، کلارا؟

141
00:07:01,861 --> 00:07:03,160
‫من به این‌جا پناه آوردم.

142
00:07:03,185 --> 00:07:05,216
‫فقط همین.

143
00:07:05,241 --> 00:07:07,028
‫تو خویش و قوم‌های دیگه هم داری.

144
00:07:07,053 --> 00:07:08,982
‫هیچ کدوم‌شون مفت نمی‌ارزن.

145
00:07:09,013 --> 00:07:11,012
‫دایی من وقتی که شنید...

146
00:07:11,038 --> 00:07:12,646
‫من بدون ازدواج حامله هستم طردم کرد.

147
00:07:12,671 --> 00:07:14,031
‫و تو گفتی که...

148
00:07:14,057 --> 00:07:16,011
‫- ادوارد پدرشه؟
‫- می‌دونی که هست.

149
00:07:17,538 --> 00:07:19,172
‫تو اون شبی که...

150
00:07:21,126 --> 00:07:23,835
‫اون شبی که از من
‫سوءاستفاده کرد اون‌جا بودی.

151
00:07:23,861 --> 00:07:26,668
‫حتی با این‌که تو شدیدا مریض بودی، عمه.

152
00:07:26,693 --> 00:07:29,465
‫هر روز از این‌که...

153
00:07:29,490 --> 00:07:31,641
‫به دام جذابیتش گرفتار شدم پشیمونم.

154
00:07:31,665 --> 00:07:35,127
‫البته استر می‌دونه که اون
‫چه‌قدر می‌تونه فریبکار باشه.

155
00:07:35,152 --> 00:07:36,578
‫پس چرا برای سرپناه پیدا
‫کردن سراغ اون نرفتی؟

156
00:07:36,602 --> 00:07:38,131
‫فکر می‌کنی نرفتم؟

157
00:07:38,156 --> 00:07:39,892
‫من دائما برای اون نامه نوشتم.

158
00:07:39,917 --> 00:07:42,207
‫بهش التماس می‌کردم که حمایتم کنه.

159
00:07:42,231 --> 00:07:44,416
‫اما همه‌ی اون نامه‌ها بی‌جواب گذاشته شدن.

160
00:07:44,441 --> 00:07:47,938
‫خب، پس من باید بگم
‫که امروز صبح بیاد این‌جا.

161
00:07:47,963 --> 00:07:50,701
‫ببینیم که در دفاع از خودش چی داره که بگه.

162
00:07:50,726 --> 00:07:52,669
‫ادوارد این‌جاست؟

163
00:07:52,694 --> 00:07:54,178
‫توی سندیتون؟

164
00:08:03,985 --> 00:08:05,924
‫چه طور جرات کردی؟

165
00:08:05,945 --> 00:08:07,817
‫حتی شبیه هم نیست!

166
00:08:07,844 --> 00:08:10,372
‫منو ببخش. از روی حافظه‌ام اونو کشیدم.

167
00:08:10,398 --> 00:08:11,941
‫این کارت...

168
00:08:11,967 --> 00:08:15,116
‫بدون اجازه‌ی من یه گستاخی چندش‌آور بود.

169
00:08:15,142 --> 00:08:18,839
‫من برای تحسین تو به
‫اجازه نیاز دارم، خانم لمب؟

170
00:08:18,865 --> 00:08:21,723
‫و اگه این‌قدر شدید بهت برخورده...

171
00:08:21,749 --> 00:08:24,668
‫پس چرا این‌جایی؟

172
00:08:26,493 --> 00:08:27,854
‫تو از من چی می‌خوای؟

173
00:08:27,881 --> 00:08:30,299
‫معلوم نیست؟

174
00:08:30,325 --> 00:08:33,829
‫می‌خوام تو رو بهتر بشناسم.

175
00:08:51,238 --> 00:08:53,721
‫من تو رو این‌جوری می‌بینم.

176
00:08:55,947 --> 00:08:58,037
‫بدون شک این با دیدی که
‫نسبت به خودت داری فرق می‌کنه.

177
00:08:58,063 --> 00:09:03,840
‫اما شاید بتونی به من بگی که
‫چطور دوست داری دیده بشی.

178
00:09:05,946 --> 00:09:08,000
‫خانم لمب!

179
00:09:08,027 --> 00:09:09,826
‫این‌جایی!

180
00:09:14,305 --> 00:09:15,775
‫صبح بخیر، خانم مارکام.

181
00:09:16,599 --> 00:09:17,704
‫لئو کجاست؟

182
00:09:18,905 --> 00:09:20,538
‫پیداش نیست.
‫[به زبان فرانسوی]

183
00:09:20,561 --> 00:09:21,868
‫منظورت چیه که پیداش نیست؟

184
00:09:21,893 --> 00:09:25,757
‫ما امروز حال درس خوندن نداریم.
‫[فرانسوی]

185
00:09:25,782 --> 00:09:31,363
‫در هر صورت شوهر خاله‌ی تو
‫منو استخدام کرده تا به شما درس بدم.

186
00:09:31,388 --> 00:09:33,886
‫شوهرخاله‌ی من تو رو استخدام کرده
‫که کاری کنی از دست ما راحت شه.

187
00:09:33,911 --> 00:09:36,549
‫اون منو به عنوان یه سربار می‌بینه.
‫[فرانسوی]

188
00:09:36,574 --> 00:09:38,326
‫"سربار"؟
‫[فرانسوی]

189
00:09:39,622 --> 00:09:41,455
‫این یعنی سربار کسی شدن.

190
00:09:41,480 --> 00:09:43,628
‫تو مثلا قراره به من درس بدی.

191
00:09:43,653 --> 00:09:45,520
‫می‌دونی اون ممکنه کجا باشه؟

192
00:09:47,506 --> 00:09:50,380
‫معلم سرخونه‌ی سر به
‫هوا یه بچه رو از دست داد.

193
00:09:53,219 --> 00:09:55,506
‫لئو؟

194
00:09:55,531 --> 00:09:58,054
‫معلم سرخونه‌ی سر
‫به هوا باید مجازات بشه.

195
00:09:59,211 --> 00:10:01,487
‫لئو؟

196
00:10:02,399 --> 00:10:03,626
‫لئو؟

197
00:10:05,728 --> 00:10:07,314
‫اون بیرونه،

198
00:10:07,340 --> 00:10:08,821
‫خانم هیوود.

199
00:10:08,846 --> 00:10:12,431
‫خب، پس پیدا کردنش خیلی طول نمیکشه.

200
00:10:12,456 --> 00:10:14,707
‫فقط هزار هکتار زمینه.

201
00:10:24,193 --> 00:10:26,796
‫لئونورا!

202
00:10:30,185 --> 00:10:33,164
‫لئو؟

203
00:10:36,248 --> 00:10:40,077
‫لئو!

204
00:10:40,102 --> 00:10:42,109
‫آروم باش.

205
00:10:42,134 --> 00:10:43,265
‫هی!

206
00:10:45,533 --> 00:10:47,530
‫هی!

207
00:10:48,442 --> 00:10:49,678
‫هی، هی...

208
00:10:57,411 --> 00:10:58,789
‫مراقب باش.

209
00:10:58,814 --> 00:11:00,250
‫فاصله‌ات رو حفظ کن.

210
00:11:15,668 --> 00:11:16,728
‫اسمش چیه؟

211
00:11:16,754 --> 00:11:19,287
‫هانیبال.

212
00:11:19,312 --> 00:11:21,004
‫امروز به‌خاطر صدای شلیک ترسید.

213
00:11:21,029 --> 00:11:23,807
‫انگار نمی‌تونم آرومش کنم.

214
00:11:28,037 --> 00:11:29,064
‫خانم هیوود...

215
00:11:29,089 --> 00:11:30,955
‫خانم هیوود!

216
00:11:35,816 --> 00:11:37,647
‫هیس...

217
00:11:37,673 --> 00:11:39,224
‫هیس، هانیبال.

218
00:12:08,018 --> 00:12:10,165
‫بیا.

219
00:12:29,287 --> 00:12:30,314
‫ما فیل رو از دست دادیم!

220
00:12:32,721 --> 00:12:35,639
‫اگه پیشنهادمون رو بالاتر ببریم چی؟

221
00:12:35,664 --> 00:12:39,563
‫برینشور ۳۰ پوند بیشتر
‫از ما پیشنهاد داده،‌ آرتور!

222
00:12:39,588 --> 00:12:42,822
‫ما چنین پولی نداریم.

223
00:12:42,847 --> 00:12:45,486
‫اونم وقتی که باید حساب هر قرونی
‫که خرج می‌کنیم رو داشته باشیم...

224
00:12:45,511 --> 00:12:48,639
‫و به‌خاطرش به بانو دنهم...

225
00:12:48,665 --> 00:12:50,847
‫و زن داداش‌مون جواب پس بدیم.

226
00:12:50,872 --> 00:12:52,598
‫شاید بتونیم یه حیوون
‫دیگه رو پیدا کنیم.

227
00:12:52,623 --> 00:12:55,121
‫اونم وقتی فقط یه روز تا جشنواره مونده؟

228
00:12:55,146 --> 00:12:57,785
‫- من سوژه‌ی خنده‌ی مردم میشم.
‫- نه، نمیشی!

229
00:12:57,810 --> 00:13:01,428
‫و به عنوان دست راستت این اجازه رو نمیدم!

230
00:13:01,453 --> 00:13:03,846
‫میگن توی مادیفورد یه گاو هست که...

231
00:13:03,871 --> 00:13:07,525
‫می‌تونه با ما کردنش بگه
‫"خدا پادشاه رو حفظ کنه"

232
00:13:07,550 --> 00:13:10,119
‫من باید برم سریعا در موردش تحقیق کنم!

233
00:13:11,370 --> 00:13:13,647
‫خانم هیوود!

234
00:13:14,839 --> 00:13:16,566
‫ممنونم.

235
00:13:16,591 --> 00:13:18,142
‫کارت شجاعانه بود.

236
00:13:18,168 --> 00:13:20,911
‫من کنار اسب‌ها بزرگ شدم.

237
00:13:20,936 --> 00:13:22,173
‫شاید بتونی از این مهارت‌ها...

238
00:13:22,198 --> 00:13:26,412
‫توی رام کردن دختر خواهر زنم و
‫دخترم که خیره سر هستن استفاده کنی.

239
00:13:26,437 --> 00:13:28,444
‫مهارت‌های لازم برای این
‫کارها خیلی متفاوت نیستن.

240
00:13:28,469 --> 00:13:31,213
‫نصف سختی کار جلب اعتماد اونا هست.

241
00:13:31,238 --> 00:13:33,526
‫درسته.

242
00:13:33,551 --> 00:13:35,032
‫الان اونا کجا هستن؟

243
00:13:38,071 --> 00:13:39,657
‫به چه چیزهایی علاقه داری،‌ خانم هیوود؟

244
00:13:39,683 --> 00:13:41,234
‫البته به غیر از شعر.

245
00:13:41,259 --> 00:13:44,913
‫کوپر و... و شعرای بزرگ دیگه.

246
00:13:44,939 --> 00:13:48,032
‫من از آواز خوندن و رقصیدن خوشم میاد.

247
00:13:48,057 --> 00:13:49,644
‫ما توی خونه یه پیانو داریم.

248
00:13:49,669 --> 00:13:53,568
‫همیشه دوست داشتم سفر کنم.

249
00:13:53,593 --> 00:13:56,757
‫فرانسه، ایتالیا... هند.

250
00:14:01,758 --> 00:14:05,062
‫تو تا حالا سفر کردی، کاپیتان؟

251
00:14:05,087 --> 00:14:07,444
‫خب...

252
00:14:07,469 --> 00:14:08,776
‫البته که سفر کردی، تو به جنگ رفتی.

253
00:14:08,801 --> 00:14:10,728
‫حتما شجاعت زیادی از خودت نشون دادی.

254
00:14:11,779 --> 00:14:13,611
‫من چنین ادعایی نمی‌کنم.

255
00:14:13,636 --> 00:14:16,029
‫تو خیلی متواضع هستی.

256
00:14:16,054 --> 00:14:18,753
‫یا شاید صحبت در مورد اون اذیتت می‌کنه.

257
00:14:23,903 --> 00:14:26,961
‫من توی یه نبرد حضور داشتم.

258
00:14:26,987 --> 00:14:28,783
‫ما برای عبور از رود
‫بیداسوا یه پل ساختیم.

259
00:14:28,808 --> 00:14:32,813
‫اما اون به اندازه‌ی کافی قوی نبود.

260
00:14:32,839 --> 00:14:36,527
‫من مجبور شدم با شنا کردن
‫همرزم‌های خودم رو نجات بدم.

261
00:14:36,553 --> 00:14:38,900
‫سعی کردم هر چند نفری
‫که می‌تونم رو نجات بدم.

262
00:14:40,161 --> 00:14:42,019
‫حتما خیلی وحشتناک بوده.

263
00:14:44,822 --> 00:14:46,304
‫چندین آقای دیگه...

264
00:14:46,329 --> 00:14:48,371
‫کتبا درخواست ملاقات
‫با تو رو داشتن،‌ جورجیانا.

265
00:14:48,397 --> 00:14:50,684
‫مطمئنم که ترجیح میدی من
‫درخواست اونا رو رد کنم، اما...

266
00:14:50,709 --> 00:14:52,681
‫اگه زحمتی نیست اونا رو رد کن.

267
00:14:52,706 --> 00:14:56,080
‫مگر این‌که بخوای من با شیوه‌ی
‫خودم از دستشون خلاص شم؟

268
00:14:56,105 --> 00:14:57,044
‫آقای لاکهارت...

269
00:14:57,067 --> 00:14:59,126
‫هم وارد معرکه شده،

270
00:14:59,149 --> 00:15:01,579
‫اگه نقاشی اون رو بتونیم
‫ابراز علاقه حساب کنیم.

271
00:15:01,610 --> 00:15:03,774
‫آقای لاکهارت تو رو کشیده؟

272
00:15:03,799 --> 00:15:05,721
‫کی برای اون مدل شدی؟

273
00:15:05,746 --> 00:15:08,535
‫اون از روی حافظه‌اش منو کشیده.

274
00:15:08,560 --> 00:15:11,489
‫ما نمی‌تونیم اون رو یه خواستگار
‫بالقوه در نظر بگیریم، خانم هنکینز.

275
00:15:11,514 --> 00:15:15,833
‫یه هنرمند نمی‌تونه امنیت و
‫موقعیتی که جورجیانا نیاز داره رو...

276
00:15:15,858 --> 00:15:17,778
‫فراهم کنه.

277
00:15:17,803 --> 00:15:21,635
‫و همه‌ی ما شاهد رفتارش
‫توی ضیافت شام بودیم.

278
00:15:21,660 --> 00:15:24,033
‫صحبت ضیافت شام شد،

279
00:15:24,058 --> 00:15:26,883
‫نمی‌خوام غیبت کنم، اما
‫ندیمه‌ی من بهم گفته...

280
00:15:26,908 --> 00:15:28,933
‫که هنوز هیچ کسی
‫بابتش دستمزدی نگرفته.

281
00:15:28,958 --> 00:15:32,930
‫خانم ویلکنسون میگه که
‫ارتشی‌ها بدهی زیادی...

282
00:15:32,955 --> 00:15:34,145
‫بالا آوردن.

283
00:15:34,170 --> 00:15:35,987
‫مغازه‌دارا از دستشون شاکی شدن.

284
00:15:52,310 --> 00:15:54,301
‫خاله، استر.

285
00:15:54,326 --> 00:15:55,691
‫نمی‌تونم بیان کنم که
‫چه‌قدر خشنود شدم...

286
00:15:55,716 --> 00:15:56,942
‫وقتی شنیدم دوباره می‌خواید منو ببینید.

287
00:15:56,967 --> 00:15:57,985
‫توهم برت نداره.

288
00:15:58,010 --> 00:15:59,409
‫تو به این دلیل که ما...

289
00:15:59,434 --> 00:16:00,937
‫از همنشینی با تو لذت می‌بریم احضار نشدی.

290
00:16:00,963 --> 00:16:03,162
‫تو این‌جا هستی که یه
‫توضیح غیرقابل باور برای...

291
00:16:03,187 --> 00:16:04,934
‫این حقه‌ی افتضاحی که تو...

292
00:16:04,959 --> 00:16:06,671
‫و کلارا نقشه‌اش رو کشیدین بدی.

293
00:16:06,696 --> 00:16:08,375
‫کلارا؟

294
00:16:08,400 --> 00:16:11,214
‫ادوارد.

295
00:16:13,542 --> 00:16:15,568
‫کلارا به ما میگه که اون چندین بار...

296
00:16:15,593 --> 00:16:20,015
‫برات نامه نوشته، و از تو
‫خواسته که به عنوان پدر بچه...

297
00:16:20,040 --> 00:16:21,823
‫مسئولیت خودتو برعهده بگیری.

298
00:16:21,848 --> 00:16:23,247
‫پدر؟

299
00:16:23,272 --> 00:16:24,776
‫اما تمناهای اون نادیده گرفته شده.

300
00:16:24,801 --> 00:16:27,174
‫چطور از خودت دفاع می‌کنی؟

301
00:16:27,199 --> 00:16:29,016
‫تو نمی‌تونی فکر کنی که من مسئول
‫وضعیت کنونی خانم بررتون هستم.

302
00:16:29,041 --> 00:16:30,232
‫دقیقا نه ماه...

303
00:16:30,257 --> 00:16:32,282
‫از زمانی که ما وصیت‌نامه
‫رو سوزوندیم میگذره.

304
00:16:32,307 --> 00:16:33,638
‫و کسی چه می‌دونه که تو از اون موقع...

305
00:16:33,663 --> 00:16:34,784
‫با چند نفر مرد رابطه داشتی؟

306
00:16:34,809 --> 00:16:36,244
‫ادوارد!

307
00:16:36,269 --> 00:16:38,746
‫چرا جواب نامه‌های منو ندادی؟

308
00:16:38,771 --> 00:16:39,858
‫چون من هیچ وقت نامه‌ای دریافت نکردم!

309
00:16:39,883 --> 00:16:40,902
‫خاله‌ی عزیزم،

310
00:16:40,927 --> 00:16:43,054
‫تو باید حقیقت این قضیه رو ببینی:

311
00:16:43,079 --> 00:16:45,869
‫این فقط یه تلاش برای
‫اخاذی پول از خانواده‌ی ماست.

312
00:16:45,894 --> 00:16:48,997
‫خانم بررتون خودش رو به خطر انداخته...

313
00:16:49,022 --> 00:16:50,734
‫و حالا منو به چشم یه راه فرار می‌بینه.

314
00:16:50,759 --> 00:16:53,792
‫برای یه لحظه نزدیک
‫بود منو قانع کنی...

315
00:16:53,817 --> 00:16:55,947
‫که تو مرد شرافتمندی شدی.

316
00:16:55,972 --> 00:16:58,345
‫اما حالا به نظر میرسه
‫که برای یه بارم که شده...

317
00:16:58,370 --> 00:17:00,708
‫کلارا داره حقیقت رو میگه.

318
00:17:00,733 --> 00:17:03,756
‫- خاله...
‫- از جلوی چشمام دور شو!

319
00:17:10,742 --> 00:17:12,835
‫و در مورد تو، کلارا،

320
00:17:12,860 --> 00:17:15,233
‫دکتر فیوکس به زودی به این‌جا میاد.

321
00:17:15,258 --> 00:17:17,005
‫و ما نمی‌تونیم این ریسک رو
‫بکنیم که هیچ کس، حتی اون...

322
00:17:17,030 --> 00:17:20,654
‫در مورد شرمندگی خانوادگی ما بدونه.

323
00:17:20,679 --> 00:17:24,060
‫برو خودت رو توی باغ مخفی
‫کن تا یه نفر رو بفرستم سراغت.

324
00:18:33,341 --> 00:18:35,123
‫یکمی برای سرباز بازی...

325
00:18:35,148 --> 00:18:36,270
‫پیر نیستی؟

326
00:18:36,295 --> 00:18:37,729
‫هر نقشه‌ای که ریختی...

327
00:18:37,754 --> 00:18:39,850
‫موفق نمیشه.

328
00:18:39,875 --> 00:18:41,622
‫من نقشه‌ای ندارم، ادوارد،

329
00:18:41,647 --> 00:18:44,854
‫فقط می‌خوام به آینده‌ی
‫فرزند ما رسیدگی بشه.

330
00:18:44,879 --> 00:18:46,139
‫فرزند "ما"؟

331
00:18:46,164 --> 00:18:47,981
‫تو به خاله‌ی من میگی
‫که اون بچه مال من نیست.

332
00:18:48,006 --> 00:18:50,934
‫من خیلی زحمت کشیدم
‫که قانعش کنم تغییر کردم.

333
00:18:50,959 --> 00:18:53,541
‫به‌ خدا پنج ماه رو توی
‫یه چادر بدبو خوابیدم!

334
00:18:53,566 --> 00:18:56,460
‫اجازه نمیدم که تو آبروی منو نابود کنی.

335
00:18:56,485 --> 00:18:58,683
‫من برای نابود کردن تو این‌جا نیستم.

336
00:18:58,708 --> 00:19:01,568
‫من انتظار نداشتم که
‫تو رو این‌جا پیدا کنم.

337
00:19:01,593 --> 00:19:04,244
‫بودن تو در این‌جا یه پیچیدگی
‫ایجاد می‌کنه که بهش نیازی ندارم.

338
00:19:04,269 --> 00:19:05,953
‫از من چی می‌خوای؟

339
00:19:05,979 --> 00:19:07,082
‫ادوارد عزیزم،

340
00:19:07,106 --> 00:19:09,736
‫من همین الانش هم هر
‫چیزی می‌خواستم ازت گرفتم.

341
00:19:09,760 --> 00:19:11,726
‫دیگه چی برای عرضه کردن داری؟

342
00:19:11,750 --> 00:19:12,754
‫هیچی.

343
00:19:12,778 --> 00:19:15,341
‫تو از ارث محروم شدی.

344
00:19:15,364 --> 00:19:17,603
‫این جالب نیست؟

345
00:19:17,628 --> 00:19:22,540
‫این‌که فرزند متولد نشده‌ی
‫تو احتمالا از تو ثروتمندتره.

346
00:19:32,122 --> 00:19:34,386
‫منو ببخشید.

347
00:19:38,114 --> 00:19:39,622
‫آقای پارکر.

348
00:19:39,647 --> 00:19:41,538
‫حالت خوبه؟

349
00:19:41,563 --> 00:19:42,757
‫راستش نه.

350
00:19:42,782 --> 00:19:44,882
‫من یه فیل رو از دست دادم.

351
00:19:44,907 --> 00:19:46,590
‫حالا من شبیه مردی شدم...

352
00:19:46,615 --> 00:19:48,854
‫که نمی‌تونه به حرفش عمل کنه.

353
00:19:48,879 --> 00:19:51,398
‫واقعا وضعیت تاسف‌باری هست، آقا.

354
00:19:51,423 --> 00:19:52,687
‫اما طبق چیزایی که من دیدم...

355
00:19:52,712 --> 00:19:53,733
‫خیلی چیزهای دیگه برای ارائه دادن هست.

356
00:19:53,758 --> 00:19:56,554
‫هیچی با یه فیل برابری نمی‌کنه.

357
00:19:56,579 --> 00:19:59,515
‫پوسترهاش توی همه‌جای منطقه پخش شده.

358
00:19:59,540 --> 00:20:01,466
‫و بدتر از اون به نظر
‫میاد که ممکنه بارون بباره.

359
00:20:01,491 --> 00:20:02,581
‫آقای پارکر،

360
00:20:02,607 --> 00:20:05,090
‫من نمی‌تونم یه فیل
‫برات فراهم کنم، اما من...

361
00:20:05,115 --> 00:20:08,573
‫یه چیز غیرمعولی در اختیار
‫دارم که می‌تونه هیجان برانگیز باشه.

362
00:20:08,599 --> 00:20:10,002
‫من...

363
00:20:10,027 --> 00:20:11,814
‫خبرای خوبی دارم، تام!

364
00:20:11,839 --> 00:20:13,660
‫نجات پیدا کردیم!

365
00:20:13,686 --> 00:20:16,830
‫نپرس که چطور تونستم، اما برای خودمون...

366
00:20:16,856 --> 00:20:19,582
‫دنور، اسب غول پیکر رو

367
00:20:19,608 --> 00:20:20,768
‫برای جشنواره‌ی فردامون جور کردم.

368
00:20:20,793 --> 00:20:22,545
‫۲ متر ارتفاع داره!

369
00:20:22,570 --> 00:20:25,017
‫فکر نکنم به اندازه‌ی یه فیل باشه،

370
00:20:25,043 --> 00:20:28,850
‫اما بعد از اون بهترین گزینه هست.

371
00:20:28,875 --> 00:20:31,220
‫ممنونم، آرتور.

372
00:20:31,245 --> 00:20:33,833
‫خیلی ممنونم، اما...

373
00:20:33,858 --> 00:20:36,933
‫سرهنگ لنکس قبل تو ما رو نجات داد.

374
00:20:36,958 --> 00:20:38,118
‫اه.

375
00:20:38,143 --> 00:20:39,268
‫مگه نه، سرهنگ؟

376
00:20:39,293 --> 00:20:42,115
‫کاملا درسته.

377
00:20:43,299 --> 00:20:45,146
‫اوه.

378
00:20:48,141 --> 00:20:49,440
‫اون کل صبح رو از درد...

379
00:20:49,465 --> 00:20:50,625
‫به خودش می‌لرزید.

380
00:20:50,650 --> 00:20:51,705
‫و برخلاف توصیه‌ی من...

381
00:20:51,730 --> 00:20:53,796
‫اصرار داشت که ما تو رو خبر کنیم.

382
00:20:53,821 --> 00:20:58,150
‫فکر می‌کنم دچار التهاب شدید روده شدی...

383
00:20:58,175 --> 00:20:58,827
‫بانو بابینگتون.

384
00:20:58,842 --> 00:21:00,446
‫چرت نگو!

385
00:21:00,469 --> 00:21:02,942
‫همش به‌خاطر اون گیاه‌های مسخره هست!

386
00:21:02,971 --> 00:21:05,048
‫گفتی گیاه، بانوی من؟

387
00:21:05,075 --> 00:21:08,616
‫یه عجوزه‌ی کلاهبردار
‫توی ملمید بهش اونا رو داده.

388
00:21:08,643 --> 00:21:10,461
‫اون اونا رو توی چای خودش خورده.

389
00:21:10,479 --> 00:21:12,765
‫می‌تونم ببینمشون؟

390
00:21:17,445 --> 00:21:18,896
‫آره.

391
00:21:18,921 --> 00:21:19,986
‫قطعا همین...

392
00:21:20,012 --> 00:21:22,413
‫باعث ناخوشی تو شده.

393
00:21:22,439 --> 00:21:25,263
‫پیشنهاد می‌کنم که سریعا
‫مصرف این رو متوقف کنی...

394
00:21:25,288 --> 00:21:26,986
‫- این فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه.
‫- نمی‌تونم این کارو بکنم.

395
00:21:27,011 --> 00:21:29,097
‫- اونا تنها امیدی هستن که من دارم.
‫- نه.

396
00:21:29,122 --> 00:21:30,891
‫نه!

397
00:21:30,916 --> 00:21:32,691
‫این تنها امید نیست.

398
00:21:34,048 --> 00:21:36,841
‫شاید من بتونم یه تنتور آماده کنم.
‫[مخلوطی از آب و الکل یا آب و سرکه با گیاه]

399
00:21:36,866 --> 00:21:38,616
‫چیزی رو تضمین نمی‌کنم...

400
00:21:38,641 --> 00:21:40,912
‫اما نسبت به گیاه‌هات این برتری رو داره...

401
00:21:40,937 --> 00:21:42,965
‫که تو رو نمی‌کشه.

402
00:21:42,991 --> 00:21:44,983
‫به حرفات اعتباری نیست.

403
00:21:45,008 --> 00:21:46,201
‫من امتحانش می‌کنم.

404
00:21:46,227 --> 00:21:48,011
‫من هر چیزی رو امتحان می‌کنم.

405
00:21:50,089 --> 00:21:53,404
‫مطمئنم که آقای لاکهارت از
‫این کار قصد بی‌احترامی نداشته.

406
00:21:53,429 --> 00:21:55,562
‫تو نمی‌دونی که چه حسی داره، آرتور.

407
00:21:55,587 --> 00:22:00,850
‫توی کل عمرم به من زل زدن.

408
00:22:00,875 --> 00:22:03,460
‫وقتی بچه بودم به عنوان
‫یه موجود جالب دیده میشدم.

409
00:22:03,485 --> 00:22:04,608
‫هیچ وقت اجازه نداشتم فراموش کنم...

410
00:22:04,633 --> 00:22:07,671
‫که من هیچ طرفی نیستم.

411
00:22:07,696 --> 00:22:13,272
‫و بعد من به انگلیس اومدم، کشور پدرم...

412
00:22:13,297 --> 00:22:15,709
‫تا تفاوتم رو توی بازتاب نگاه...

413
00:22:15,734 --> 00:22:18,875
‫هر شخصی که باهاش ملاقات کردم ببینم.

414
00:22:18,900 --> 00:22:24,895
‫برای همین به این زل
‫زدن‌های محسوس عادت کردم.

415
00:22:24,920 --> 00:22:26,878
‫وای، خانم لمب عزیز.

416
00:22:26,903 --> 00:22:31,088
‫من نمی‌تونم در مورد تجربیات تو حرفی بزنم.

417
00:22:31,113 --> 00:22:36,795
‫من کل زندگیم... نادیده گرفته شدم.

418
00:22:36,820 --> 00:22:39,822
‫حتی توسط کسایی که از
‫همه به من نزدیک‌تر بودن.

419
00:22:39,847 --> 00:22:46,111
‫اما با این حال، وقتی
‫نقاشی اون از خودم رو دیدم...

420
00:22:46,249 --> 00:22:50,121
‫حس کردم...

421
00:22:50,146 --> 00:22:54,401
‫حس کردم به‌خاطر شخصی که هستم...

422
00:22:54,426 --> 00:22:56,872
‫یا شاید کسی که دوست دارم باشم دیده شدم.

423
00:22:56,897 --> 00:23:01,708
‫اون از من پرسید که
‫دوست دارم چطور دیده بشم.

424
00:23:01,733 --> 00:23:04,353
‫نمی‌دونستم چطور جوابش رو بدم.

425
00:23:04,378 --> 00:23:06,789
‫طبق تجربه‌ی من، مردم دنیا رو...

426
00:23:06,814 --> 00:23:11,765
‫از طریق دیدگاه‌های خاص...

427
00:23:11,790 --> 00:23:14,688
‫و تعصبات می‌بینن.

428
00:23:14,713 --> 00:23:16,531
‫اما آقای لاکهارت این‌طور نیست.

429
00:23:16,556 --> 00:23:20,498
‫اون با وضوح نادری همه چیز رو می‌بینه.

430
00:23:20,523 --> 00:23:25,579
‫شاید هنرمند بودن یعنی همین.

431
00:23:25,604 --> 00:23:29,580
‫مری فکر می‌کنه که
‫نباید به اون اعتماد کرد.

432
00:23:29,605 --> 00:23:31,912
‫خب...

433
00:23:31,937 --> 00:23:35,530
‫شاید مری تو یا آقای لاکهارت رو...

434
00:23:35,555 --> 00:23:38,269
‫مثل من نمی‌شناسه.

435
00:23:43,663 --> 00:23:45,133
‫جدی میگم، آقای کلبورن،

436
00:23:45,159 --> 00:23:46,735
‫من می‌تونم تنها به
‫دنبال لئونورا بگردم.

437
00:23:46,760 --> 00:23:48,370
‫نمی‌خوام به شما زحمت بدم.

438
00:23:48,395 --> 00:23:50,840
‫دیگه برای چنین چیزی دیر شده.

439
00:23:50,865 --> 00:23:55,016
‫به علاوه، من توی این زمین بزرگ شدم.

440
00:23:55,041 --> 00:23:57,382
‫من بهترین جاها برای مخفی شدن رو می‌شناسم.

441
00:23:57,407 --> 00:23:59,679
‫تو به تنهایی نمی‌تونی اونو پیدا کنی.

442
00:24:02,870 --> 00:24:04,445
‫خانم هیوود!

443
00:24:04,470 --> 00:24:05,907
‫کاپیتان فریزر.

444
00:24:05,932 --> 00:24:09,074
‫انگار از دست تو نمیشه فرار کرد

445
00:24:09,099 --> 00:24:11,544
‫چی باعث شده به این‌جا بیای؟

446
00:24:11,569 --> 00:24:15,650
‫من دارم گل جمع می‌کنم تا
‫برای جشنواره یه تاج درست کنم.

447
00:24:15,675 --> 00:24:17,529
‫اه، عجب اتفاقی.

448
00:24:17,554 --> 00:24:19,164
‫تو مردی به نظر نمیای...

449
00:24:19,189 --> 00:24:20,904
‫که به گل‌ها علاقه‌ای داشته باشه.

450
00:24:20,929 --> 00:24:24,662
‫به نظرت من چه جور مردی هستم؟

451
00:24:24,687 --> 00:24:26,262
‫یه سرباز معمولی.

452
00:24:26,287 --> 00:24:29,046
‫دلیر. زمخت. خشن.

453
00:24:29,071 --> 00:24:30,091
‫کیه که کنار تو...

454
00:24:30,116 --> 00:24:32,248
‫زمخت به نظر نیاد، خانم هیوود؟

455
00:24:32,273 --> 00:24:35,275
‫خوشحالم که جایگاهت رو می‌شناسی، کاپیتان.

456
00:24:35,300 --> 00:24:38,963
‫برای همیشه خدمتکار
‫بی‌ادعای تو هستم، خانم هیوود.

457
00:24:43,477 --> 00:24:47,523
‫از این طرف، خانم هیوود.

458
00:24:52,350 --> 00:24:54,482
‫پیشنهاد می‌کنم که برگردی
‫به خونه، خانم هیوود.

459
00:24:54,507 --> 00:24:55,804
‫نیازی نیست که این‌جا بمونی.

460
00:24:55,829 --> 00:24:57,799
‫این فقط یکم بارونه!

461
00:24:57,831 --> 00:25:00,268
‫حیف میشه که مورد اصابت صاعقه قرار بگیری.

462
00:25:00,291 --> 00:25:03,599
‫همون‌طوری که ما می‌دونیم
‫معلم‌های سرخونه آسون پیدا نمیشن.

463
00:25:09,134 --> 00:25:10,275
‫آقای کلبورن؟

464
00:25:15,390 --> 00:25:17,180
‫می‌تونم یه نظری داشته باشم؟

465
00:25:17,206 --> 00:25:18,613
‫تو همین الانش هم نظرت رو داری.

466
00:25:18,638 --> 00:25:20,419
‫می‌تونی اونو با من به اشتراک بذاری.

467
00:25:21,641 --> 00:25:23,885
‫برام عجیبه مردی مثل
‫تو که این‌قدر از اسبش...

468
00:25:23,911 --> 00:25:27,727
‫به دقت مراقبت می‌کنه
‫از بچه‌هاش اجتناب می‌کنه.

469
00:25:27,752 --> 00:25:29,508
‫آگوستا بچه‌ی من نیست.

470
00:25:29,533 --> 00:25:31,114
‫اون به خوبی اینو می‌دونه.

471
00:25:31,139 --> 00:25:32,895
‫اون فکر می‌کنه که تو
‫حضورش در این‌جا رو...

472
00:25:32,920 --> 00:25:34,432
‫یه سربار غیرقابل تحمل می‌دونی.

473
00:25:34,457 --> 00:25:37,191
‫دقیقا از همین کلمات استفاده کرد؟

474
00:25:37,216 --> 00:25:41,162
‫خب، اون فرانسوی صحبت کرد، اما آره.

475
00:25:42,734 --> 00:25:44,036
‫هیچ مرد زنده‌ای نیست که اونو...

476
00:25:44,061 --> 00:25:45,328
‫به اندازه‌ی پدرم تحسینش کنم.

477
00:25:45,353 --> 00:25:47,763
‫و با این حال دخترا
‫آشنایی کمی با تو دارن.

478
00:25:49,229 --> 00:25:52,163
‫شاید به موقعش بفهمی
‫که این‌طوری به صلاحه.

479
00:25:56,283 --> 00:25:58,353
‫لئونورا.

480
00:25:58,378 --> 00:26:01,462
‫تو پیدا شدی.

481
00:26:01,487 --> 00:26:03,557
‫من اونو به تو می‌سپارم.

482
00:26:03,582 --> 00:26:04,606
‫سعی کن دوباره گمش نکنی.

483
00:26:20,973 --> 00:26:23,043
‫ما خیس خالی شدیم.

484
00:26:23,069 --> 00:26:25,453
‫چشم بسته غیب گفتی، خانم هیوود.

485
00:26:25,478 --> 00:26:27,234
‫این استعداد نادریه.

486
00:26:27,259 --> 00:26:30,901
‫کاش میشد تو جنگ‌ها هم فقط با نیش
‫و کنایه پیروز بشی، کاپیتان فریزر.

487
00:26:33,126 --> 00:26:35,231
‫میشه بپرسم که برای کی داری گل جمع می‌کنی؟

488
00:26:35,256 --> 00:26:36,245
‫اگه می‌خوای بدونی،

489
00:26:36,270 --> 00:26:38,269
‫اونا برای سرهنگ لنکس هستن.

490
00:26:38,294 --> 00:26:41,273
‫مطمئنم که اون کاملا دلباخته‌ی اینا میشه.

491
00:26:41,298 --> 00:26:44,345
‫به کاپیتان کارتر شجاعم
‫بگو که براش نامه می‌نویسم.

492
00:26:44,371 --> 00:26:45,987
‫چشم.

493
00:26:46,012 --> 00:26:48,292
‫اون از شنیدن این خبر خوشحال میشه.

494
00:26:54,219 --> 00:26:55,730
‫و هنوز هیچ خبری از این‌که...

495
00:26:55,755 --> 00:26:57,511
‫سیدنی توی آنتیگوا چه
‫کاری می‌کرده نیست؟

496
00:26:57,536 --> 00:26:59,397
‫من و تام تحقیق کردیم.

497
00:26:59,422 --> 00:27:01,422
‫اما هیچ کسی نمی‌تونه
‫چیزی رو پیدا کنه...

498
00:27:01,447 --> 00:27:03,553
‫جز این که کارش مربوط به من بوده.

499
00:27:03,578 --> 00:27:05,963
‫من نمی‌تونم اینو درک کنم.

500
00:27:05,988 --> 00:27:08,826
‫مزرعه بعد فوت پدرم فروخته شد،

501
00:27:08,851 --> 00:27:12,527
‫و من به جز میراثم صاحب هیچ چیزی نیستم.

502
00:27:12,553 --> 00:27:14,274
‫خانواده‌ات چی؟

503
00:27:14,299 --> 00:27:16,674
‫پدرم تنها خانواده‌ای بود که من داشتم.

504
00:27:19,607 --> 00:27:22,890
‫مادرت چی، جورجیانا؟

505
00:27:25,648 --> 00:27:28,906
‫اون حین به دنیا آوردن من مرد.

506
00:27:32,284 --> 00:27:35,471
‫تنها چیزی که از اون می‌دونم
‫بر اساس گفته‌های پدرمه.

507
00:27:35,496 --> 00:27:38,265
‫اون زن زیبا و مهربونی بود...

508
00:27:38,290 --> 00:27:41,932
‫و پدرم عاشقش بود.

509
00:27:41,957 --> 00:27:44,437
‫این تنها چیزیه که از اون می‌دونم.

510
00:27:48,873 --> 00:27:50,976
‫نمی‌دونم چی بنویسم.

511
00:27:51,001 --> 00:27:55,132
‫هر چیزی که می‌نویسم
‫عمق احساساتم رو بروز نمیده.

512
00:27:55,158 --> 00:27:56,565
‫ببین چی اومده.

513
00:27:56,590 --> 00:27:58,450
‫اونا باید از طرف اون باشن.

514
00:27:58,475 --> 00:28:00,815
‫راستش اونا برای شارلوت هستن.

515
00:28:08,288 --> 00:28:09,729
‫اونا از طرف سرهنگ لنکس هستن.

516
00:28:09,755 --> 00:28:13,187
‫اون درخواست کرده که فردا
‫توی جشنواره اونو همراهی کنم.

517
00:28:13,212 --> 00:28:14,619
‫خب، معلومه که تلاش‌هات
‫برای منصرف کردن اون...

518
00:28:14,644 --> 00:28:18,146
‫با شکست چشمگیری مواجه شده.

519
00:29:16,316 --> 00:29:17,827
‫چی شده، پسر؟

520
00:29:17,852 --> 00:29:19,469
‫بازم نمی‌تونی بخوابی؟

521
00:29:19,494 --> 00:29:23,719
‫الیسون هیوود با سخنوری
‫بسیار سنگین یه نامه نوشته.

522
00:29:25,500 --> 00:29:28,269
‫بدتر از اون این‌که
‫درونش یه شعر قرار داده.

523
00:29:28,294 --> 00:29:30,435
‫خب؟

524
00:29:30,460 --> 00:29:32,669
‫اون انتظار داره که من جبران کنم.

525
00:29:32,694 --> 00:29:35,568
‫تنها شعری که بلدم از هندل هست.

526
00:29:35,593 --> 00:29:38,816
‫هندل یه آهنگسازه.

527
00:29:38,841 --> 00:29:42,587
‫نمی‌تونم اجازه بدم که
‫فکر کنه من احمقم، فریزر.

528
00:29:42,612 --> 00:29:46,184
‫فقط می‌خوام ثابت کنم که لیاقت اون رو دارم.

529
00:29:48,619 --> 00:29:51,168
‫بیا.

530
00:29:52,251 --> 00:29:54,775
‫اینا شعرای مورد علاقه‌ی من
‫هستن... من اونا رو

531
00:29:54,800 --> 00:29:58,616
‫توی میدون نبرد
‫همراه خودم نگه میدارم.

532
00:29:58,642 --> 00:30:02,099
‫چطور ممکنه این توی
‫میدون نبرد کمکت کنه؟

533
00:30:04,508 --> 00:30:07,626
‫از تو بعید بود که به شایعات
‫بی‌اساس توجه کنی، مری.

534
00:30:07,651 --> 00:30:09,617
‫من فقط چیزی که اون گفت رو دارم میگم.

535
00:30:09,642 --> 00:30:11,328
‫اون با قاطعیت اینو گفت.

536
00:30:11,352 --> 00:30:14,299
‫هیچ دودی نیست که حداقل خاکستر
‫گرمی از حقیقت منشا اون نباشه، تام.

537
00:30:14,324 --> 00:30:17,901
‫اگه ارتش بدهی بالا آورده
‫حتما به‌خاطر عدم نظارت بوده.

538
00:30:17,926 --> 00:30:20,489
‫حضور گروهان اونا فقط
‫باعث غنی شدن سندیتون میشه.

539
00:30:20,514 --> 00:30:23,532
‫همچنین یه پادگان دائمی به معنای...

540
00:30:23,557 --> 00:30:26,015
‫خرج مستمری سالانه‌ پنج و
‫نیم هزار پوند در این‌جا هست.

541
00:30:27,893 --> 00:30:29,373
‫چند تا بدهی در کنار اینا چه اهمیتی داره؟

542
00:30:29,398 --> 00:30:30,841
‫فکر نمی‌کنی بهتره ما این موضوع پادگان...

543
00:30:30,867 --> 00:30:32,625
‫رو متوقف کنیم تا وقتی که بهتر بفهمیم...

544
00:30:32,650 --> 00:30:35,387
‫- که با کی سر و کار داریم؟
‫- این حرفا چیه، آرتور.

545
00:30:35,413 --> 00:30:38,045
‫واقعا نمی‌دونم چه مشکلی با سرهنگ داری.

546
00:30:38,070 --> 00:30:40,668
‫اون یکی از شریف‌ترین آدمایی
‫هست که تا حالا باهاش ملاقات داشتم.

547
00:30:40,693 --> 00:30:43,526
‫منو ببخش، برادر، مطمئنم که حق با توئه.

548
00:30:50,381 --> 00:30:53,014
‫به اینا چی میگیم؟

549
00:30:53,039 --> 00:30:55,636
‫بذار ببینم.

550
00:30:55,662 --> 00:30:58,679
‫- اونا...
‫- اگروستما گتاگو.

551
00:30:58,704 --> 00:31:00,882
‫علف چنگ.

552
00:31:00,908 --> 00:31:02,771
‫این یه علف معمولی هست.

553
00:31:02,796 --> 00:31:04,440
‫این یکی چی؟

554
00:31:05,559 --> 00:31:07,072
‫اکولیجا ولگاریس.

555
00:31:07,098 --> 00:31:08,576
‫گل تاج ملوک.

556
00:31:08,601 --> 00:31:10,395
‫خانم هیوود، همون‌طور که می‌بینی...

557
00:31:10,420 --> 00:31:12,738
‫چیز زیادی نیست که
‫بتونی به من یاد بدی.

558
00:31:12,763 --> 00:31:15,421
‫اینا رو از کی یاد گرفتی؟

559
00:31:17,065 --> 00:31:18,789
‫مادرم.

560
00:31:18,814 --> 00:31:21,366
‫اون چه طور آدمی بود؟

561
00:31:22,276 --> 00:31:24,838
‫خوشگل.

562
00:31:24,863 --> 00:31:26,402
‫مهربون.

563
00:31:28,815 --> 00:31:32,138
‫ناراحت.

564
00:31:33,956 --> 00:31:35,775
‫چرا ناراحت؟

565
00:31:37,314 --> 00:31:40,716
‫اون یه خواهر دو قلو داشت.

566
00:31:40,741 --> 00:31:42,280
‫مادر لئونورا.

567
00:31:43,469 --> 00:31:46,756
‫اما بعد از مرگ خاله لوسی...

568
00:31:49,869 --> 00:31:53,261
‫انگار مادرم نصف خودش رو از دست داد.

569
00:31:55,954 --> 00:31:59,137
‫مخصوصا با توجه به شرایط.

570
00:32:01,305 --> 00:32:03,553
‫چه اتفاقی افتاد؟

571
00:32:03,578 --> 00:32:06,246
‫انگار هیچ کسی در مورد اون حرفی نمیزنه.

572
00:32:06,271 --> 00:32:09,848
‫دلیلش اینه که شوهرخاله‌ی
‫من تحمل شنیدن اسمش رو نداره.

573
00:32:09,873 --> 00:32:11,457
‫پدر!

574
00:32:11,482 --> 00:32:13,476
‫ببینید، پدر اومده!

575
00:32:15,538 --> 00:32:17,157
‫آقای کلبورن.

576
00:32:17,182 --> 00:32:19,710
‫من مزاحمتون نمیشم.

577
00:32:19,735 --> 00:32:22,403
‫- حال هانیبال چطوره، آقا؟
‫- داره بهتر میشه.

578
00:32:22,428 --> 00:32:24,816
‫ممنونم.

579
00:32:24,841 --> 00:32:27,264
‫اون سلام میرسونه.

580
00:32:27,289 --> 00:32:31,216
‫سلام من هم بهش برسون.

581
00:32:31,241 --> 00:32:33,209
‫ما یه پیک نیک داریم، پدر.

582
00:32:33,235 --> 00:32:35,203
‫ما داریم در مورد
‫گل‌های وحشی یاد میگیریم.

583
00:32:35,228 --> 00:32:37,057
‫بگو که میای پیش ما.

584
00:32:37,082 --> 00:32:38,490
‫خواهش؟

585
00:32:38,515 --> 00:32:39,819
‫نیازی نیست بیای،‌ شوهرخاله.

586
00:32:39,844 --> 00:32:41,393
‫مطمئنم که تو ترجیح میدی...

587
00:32:41,418 --> 00:32:45,020
‫هر کار دیگه‌ای رو بکنی.

588
00:32:48,133 --> 00:32:50,336
‫می‌تونم چند لحظه با شما باشم.

589
00:33:04,255 --> 00:33:07,727
‫استر،‌ وقت رفتنه.

590
00:33:07,752 --> 00:33:09,721
‫فکر می‌کنم بهتره که من این‌جا بمونم.

591
00:33:09,746 --> 00:33:12,063
‫اوه، من تعلل تو رو درک می‌کنم.

592
00:33:12,089 --> 00:33:13,707
‫یه جشنواره ذاتا...

593
00:33:13,733 --> 00:33:16,191
‫حواس‌پرتی برای طبقه‌های پایین‌تر مردمه.

594
00:33:16,216 --> 00:33:18,009
‫برخلاف چیزی که عقلم حکم می‌کرد...

595
00:33:18,034 --> 00:33:20,073
‫من به همه‌ی خدمتکارا
‫برای عصر مرخصی دادم.

596
00:33:20,098 --> 00:33:21,262
‫قضیه این نیست، خاله.

597
00:33:21,287 --> 00:33:23,780
‫من فکر نمی‌کنم عاقلانه
‫باشه که کلارا رو تنها بذاریم.

598
00:33:23,805 --> 00:33:26,193
‫اوه، هر جور مایلی.

599
00:33:30,344 --> 00:33:33,362
‫استر عزیز، تو نگران وضعیت منی؟

600
00:33:33,387 --> 00:33:34,481
‫ابدا.

601
00:33:34,506 --> 00:33:36,370
‫من نگران نقره‌های خاله‌ام هستم.

602
00:33:44,718 --> 00:33:46,651
‫خب، خانم هیوود از امروز صبح چه چیزی...

603
00:33:46,677 --> 00:33:48,960
‫به تو یاد میداده، آگوستا؟

604
00:33:48,985 --> 00:33:50,568
‫چیز زیادی یاد نداده.

605
00:33:50,593 --> 00:33:53,391
‫قبل این‌که بیای داشت در
‫مورد خاله لوسی سوال می‌پرسید.

606
00:33:55,280 --> 00:33:56,828
‫دوشیزه مارکام داشت می‌گفت که مادرش...

607
00:33:56,854 --> 00:33:58,472
‫و همسر شادروان شما به هم نزدیک بودن.

608
00:33:58,498 --> 00:34:00,745
‫آره، از هم جدا نمیشدن.

609
00:34:00,770 --> 00:34:03,194
‫خاله لوسی خیلی وقتا با ما می‌موند.

610
00:34:03,219 --> 00:34:06,376
‫نمی‌دونم چرا ولی همیشه حس
‫می‌کردم توی لندن خوشحال‌تره...

611
00:34:06,401 --> 00:34:07,635
‫تو اون موقع یه بچه بودی، آگوستا.

612
00:34:07,660 --> 00:34:09,594
‫نمیشه روی خاطراتت حساب باز کرد.

613
00:34:09,619 --> 00:34:11,027
‫شاید اون حسی که من دارم رو داشت.

614
00:34:11,052 --> 00:34:12,846
‫- گیر افتاده.
‫- ما در این مورد حرف زدیم.

615
00:34:12,871 --> 00:34:15,328
‫وقتی آماده شدی توی
‫مجامع عمومی حاضر میشی.

616
00:34:15,354 --> 00:34:17,742
‫کی زمانش می‌رسه، شوهرخاله؟

617
00:34:17,767 --> 00:34:20,610
‫چون به نظر میاد تو خیلی مصمم هستی که...

618
00:34:20,635 --> 00:34:22,883
‫از افرادی که اطرافت هستن اجتناب کنی؟

619
00:34:22,908 --> 00:34:24,177
‫وقتی من ۳۰ سالم بشه؟

620
00:34:24,202 --> 00:34:25,331
‫خانم مارکام،

621
00:34:25,356 --> 00:34:26,346
‫من مطمئنم که شوهرخاله‌ات...

622
00:34:26,371 --> 00:34:28,304
‫صلاح تو رو می‌خواد.

623
00:34:28,329 --> 00:34:30,122
‫ببین، بابا.

624
00:34:30,147 --> 00:34:32,675
‫من قنطوریون پیدا کردم و...

625
00:34:32,701 --> 00:34:34,109
‫گل گندم.

626
00:34:34,134 --> 00:34:36,662
‫- سانتوره.
‫- سانتوره؟

627
00:34:36,688 --> 00:34:38,481
‫این اسم عجیبیه.

628
00:34:38,506 --> 00:34:41,663
‫اسم اونا از کیرون قنطورس گرفته شده.
‫[موجود افسانه‌ای در یونان باستان]

629
00:34:41,688 --> 00:34:43,412
‫توی افسانه‌ها، اون از این گل برای مرهم...

630
00:34:43,437 --> 00:34:46,315
‫زخم‌هاش که از تیرهای سمی به
‫وجود اومده بودن استفاده می‌کرد.

631
00:34:46,340 --> 00:34:47,538
‫واقعا فکر می‌کنی...

632
00:34:47,563 --> 00:34:49,707
‫- که این جواب میده؟
‫- نمی‌دونم.

633
00:34:49,732 --> 00:34:51,980
‫به نظرت باید چند تا تیر سمی پیدا کنیم
‫که بشه باهاش این فرضیه رو آزمایش کرد؟

634
00:34:52,005 --> 00:34:54,708
‫من ترجیح میدم که این کارو نکنیم.

635
00:34:54,733 --> 00:34:57,471
‫گل گندم گل مورد علاقه‌ی منه.

636
00:34:57,496 --> 00:35:01,797
‫پس باید اونا رو داشته باشی، خانم هیوود.

637
00:35:03,756 --> 00:35:06,528
‫ممنون، آقا.

638
00:35:19,948 --> 00:35:22,301
‫اعتراف می‌کنم که نمی‌فهمم...

639
00:35:22,326 --> 00:35:25,588
‫چرا تو منو به عنوان
‫یه تهدید می‌بینی، استر؟

640
00:35:25,614 --> 00:35:28,806
‫تو یه شوهر لایق داری که عاشقته.

641
00:35:31,314 --> 00:35:33,352
‫تو یه ملک بزرگ داری.

642
00:35:33,377 --> 00:35:36,744
‫و تو هر چیزی که یه زن ممکنه بخواد رو داری.

643
00:35:36,769 --> 00:35:39,718
‫در حالی که من...

644
00:35:39,743 --> 00:35:42,480
‫بی‌پول و تنها هستم...

645
00:35:42,505 --> 00:35:46,432
‫و فرزند مردی رو حمل
‫می‌کنم که از من متنفره.

646
00:35:46,457 --> 00:35:49,790
‫بس کن، داری اشکم رو در میاری.

647
00:35:49,815 --> 00:35:51,154
‫دارم حقیقت رو میگم.

648
00:35:51,179 --> 00:35:53,006
‫تو اصلا نمی‌دونی حقیقت یعنی چی.

649
00:35:53,032 --> 00:35:55,980
‫تو تا مغز استخونت
‫یه آدم فریبکاری، همیشه این‌طور بودی.

650
00:35:56,005 --> 00:35:59,652
‫تو قابلیت همدردی کردن
‫یا عشق ورزیدن رو نداری.

651
00:35:59,677 --> 00:36:01,400
‫هیچ چیزی نیست تا منو
‫قانع کنه که این‌طور نیستی.

652
00:36:01,425 --> 00:36:03,429
‫من چهار چشمی حواسم بهت هست.

653
00:36:03,454 --> 00:36:04,891
‫و به محض این‌که این بچه به دنیا بیاد،

654
00:36:04,914 --> 00:36:07,181
‫کاری می‌کنم که از این خونه بندازنت بیرون.

655
00:36:07,208 --> 00:36:09,970
‫متاسفم که در مورد من این‌جوری...

656
00:36:17,510 --> 00:36:20,328
‫من آماده نیستم!

657
00:36:20,351 --> 00:36:21,924
‫نه!

658
00:36:21,947 --> 00:36:24,287
‫نه، من آماده نیستم!

659
00:36:35,611 --> 00:36:37,527
‫- ممنون بابت نامه‌ات.
‫- ممنون بابت نامه‌ات.

660
00:36:38,539 --> 00:36:41,135
‫- اون...
‫- خیلی تکان‌دهنده بود.

661
00:36:41,159 --> 00:36:42,157
‫بله.

662
00:36:42,181 --> 00:36:44,699
‫این همون کلمه‌ای هست که
‫می‌خواستم اونو به کار ببرم.

663
00:36:45,788 --> 00:36:47,978
‫"من هیچ گاه تا قبل آن
‫ساعت به این ناگهانی...

664
00:36:48,005 --> 00:36:51,393
‫و شیرینی توسط عشق مورد حمله قرار نگرفتم."

665
00:36:51,419 --> 00:36:54,552
‫تو بیتی که فرستادی رو کامل نمی‌کنی؟

666
00:36:54,588 --> 00:36:58,115
‫نمی‌تونم مثل تو حقش
‫رو ادا کنم، خانم هیوود.

667
00:36:58,134 --> 00:37:01,262
‫یا اگه راحت باشی...

668
00:37:01,290 --> 00:37:02,485
‫آلیسون صدات کنم.

669
00:37:02,513 --> 00:37:03,746
‫ویلیام.

670
00:37:03,764 --> 00:37:05,025
‫خانم هیوود.

671
00:37:05,050 --> 00:37:06,555
‫خواهرت نتونست به تو ملحق بشه؟

672
00:37:06,580 --> 00:37:09,326
‫متاسفانه کارفرماش اونو نگه داشته.

673
00:37:10,196 --> 00:37:12,326
‫شاید مجبور بشیم صعود رو به تعویق بندازیم.

674
00:37:12,351 --> 00:37:14,646
‫کاپیتان کارتر، بیا دنبالم.

675
00:37:16,350 --> 00:37:19,071
‫- کاپیتان فریزر.
‫- خانم هیوود.

676
00:37:19,096 --> 00:37:21,436
‫انگار از نامه‌ی...

677
00:37:21,461 --> 00:37:23,591
‫کاپیتان کارتر راضی هستی، آره؟

678
00:37:23,616 --> 00:37:27,137
‫انگار اون می‌تونه روح منو ببینه.

679
00:37:27,162 --> 00:37:29,188
‫اون هم یه قهرمانه و هم یه شاعر.

680
00:37:29,213 --> 00:37:31,449
‫یه قهرمان؟

681
00:37:31,474 --> 00:37:35,481
‫اون اقدامات شجاعانه‌اش توی رود
‫بیداسوا رو برای من تعریف کرد.

682
00:37:35,506 --> 00:37:37,836
‫که این‌طور؟

683
00:37:48,648 --> 00:37:50,223
‫اه، آقای پارکر!

684
00:37:50,248 --> 00:37:53,143
‫- شکر رو تحریم می‌کنی؟
‫- نه، ممنون، کشیش.

685
00:37:53,168 --> 00:37:55,532
‫خواهران و برادران خودمون رو...

686
00:37:56,819 --> 00:38:00,027
‫خب، آقای پارکر، این فیل افسانه‌ای کجاست؟

687
00:38:00,052 --> 00:38:01,418
‫اعتراف می‌کنم که...

688
00:38:01,443 --> 00:38:03,434
‫یه تغییر کوچیکی توی
‫برنامه ایجاد شده، بانو دنهم.

689
00:38:03,459 --> 00:38:04,998
‫داری میگی که ما رو به بهونه‌های دروغین...

690
00:38:05,023 --> 00:38:06,494
‫به این‌جا کشوندی؟

691
00:38:06,519 --> 00:38:08,789
‫بهت اطمینان میدم، بانوی من، تو قراره...

692
00:38:08,814 --> 00:38:10,805
‫هشتمین مورد از عجایب دنیا رو ببینی.

693
00:38:10,830 --> 00:38:13,447
‫اجازه میدی که من همراهیت کنم؟

694
00:38:13,472 --> 00:38:14,629
‫یه لحظه صبر کن.

695
00:38:14,654 --> 00:38:16,671
‫خانم لمب.

696
00:38:19,035 --> 00:38:20,435
‫میبینم که هنوز روی...

697
00:38:20,460 --> 00:38:22,765
‫تحریم اشتباه شکرت اصرار داری.

698
00:38:22,790 --> 00:38:24,503
‫اصلا اشتباه نیست.

699
00:38:24,528 --> 00:38:26,067
‫این جنبش داره سراسر کشور...

700
00:38:26,092 --> 00:38:27,701
‫قوت می‌گیره، بانو دنهم.

701
00:38:27,726 --> 00:38:30,413
‫این هیچ چیزی رو تغییر نمیده.

702
00:38:30,438 --> 00:38:32,638
‫چنین تصمیماتی توی
‫مجلس شورا گرفته میشه.

703
00:38:32,663 --> 00:38:35,141
‫نه توسط زنای ساده‌ی جوون.

704
00:38:35,166 --> 00:38:37,680
‫در مورد این موضوع مجلس
‫نتونسته درست عمل کنه.

705
00:38:37,705 --> 00:38:40,426
‫برای همینه که ما خودمون دست به کار شدیم.

706
00:38:40,451 --> 00:38:42,860
‫فکر کنم با توجه به خواستگاه خودت...

707
00:38:42,885 --> 00:38:45,676
‫- از این هدف حمایت می‌کنی.
‫- و با این حال من...

708
00:38:45,701 --> 00:38:47,866
‫ثروتمندترین زن سندیتون هستم.

709
00:38:47,891 --> 00:38:50,186
‫و این ثروت از چه راهی به دست اومده؟

710
00:38:51,959 --> 00:38:54,602
‫فکر نمی‌کنی داری دستی که
‫بهت غذا میده رو گاز میگیری؟

711
00:39:01,833 --> 00:39:05,458
‫این بهترین عصری بود
‫که می‌تونم اونو به یاد بیارم!

712
00:39:05,484 --> 00:39:08,831
‫پس چه زندگی غم‌انگیز و
‫حوصله‌سربری داشتی، بچه.

713
00:39:08,856 --> 00:39:11,021
‫تو هم از این لذت بردی.

714
00:39:11,046 --> 00:39:13,385
‫یه لحظه دیدم که تقریبا لبخند زدی.

715
00:39:13,410 --> 00:39:16,514
‫این غیرممکنه... آگوستا
‫قادر به لبخند زدن نیست.

716
00:39:18,104 --> 00:39:19,609
‫اوه، من باید برم.

717
00:39:19,634 --> 00:39:21,382
‫از من خواسته شده که توی جشنواره باشم.

718
00:39:21,407 --> 00:39:24,198
‫کاش ما می‌تونستیم به جشنواره بریم.

719
00:39:24,223 --> 00:39:25,971
‫ما زیادی تو رو نگه داشتیم.

720
00:39:25,996 --> 00:39:28,047
‫اصلا این‌طور نیست.

721
00:39:29,716 --> 00:39:30,666
‫خداحافظ.

722
00:39:30,691 --> 00:39:32,611
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

723
00:39:32,636 --> 00:39:34,628
‫فردا می‌بینیمت.

724
00:39:34,653 --> 00:39:37,513
‫پس تا فردا خداحافظ.

725
00:39:42,893 --> 00:39:45,510
‫این‌قدر شلوغش نکن... تو
‫منظور خودت رو رسوندی.

726
00:39:45,535 --> 00:39:47,388
‫بیا!

727
00:39:47,413 --> 00:39:49,161
‫تو فقط از لج من داری این کارو...

728
00:39:49,186 --> 00:39:51,455
‫وقتی که خدمه‌ی خونه نیستن انجام میدی!

729
00:39:51,480 --> 00:39:53,437
‫من دیگه نمی‌تونم ادامه بدم.

730
00:39:53,462 --> 00:39:55,940
‫نمی‌تونی بچه رو روی پله‌ها به دنیا بیاری.

731
00:39:55,965 --> 00:39:57,956
‫چون اگه اون روی زمین به دنیا بیاد،

732
00:39:57,981 --> 00:39:59,765
‫شروع خوش یمنی به حساب نمیاد.

733
00:39:59,790 --> 00:40:02,685
‫میشه دستم رو ول کنی؟

734
00:40:02,710 --> 00:40:04,806
‫وای خدا، ازت متنفرم.

735
00:40:04,831 --> 00:40:07,205
‫تو یه پتیاره‌ی سرکش بی‌احساسی.

736
00:40:07,230 --> 00:40:09,187
‫و تو هم یه زنیکه‌ی شرور فریبکاری.

737
00:40:09,212 --> 00:40:10,681
‫داری به دستم صدمه میزنی.

738
00:40:10,706 --> 00:40:13,080
‫تو معنای درد رو نمی‌فهمی!

739
00:40:13,105 --> 00:40:15,236
‫میشه حرکت کنی؟

740
00:40:15,261 --> 00:40:17,322
‫باشه، اگه نمی‌خوای تکون بخوری،

741
00:40:17,347 --> 00:40:19,374
‫ولت می‌کنم.

742
00:40:21,241 --> 00:40:22,607
‫نه، استر!

743
00:40:22,632 --> 00:40:23,859
‫بمون!

744
00:40:23,884 --> 00:40:25,701
‫من نمی‌تونم تنهایی از پس این بر بیام.

745
00:40:25,726 --> 00:40:29,108
‫تو نمی‌دونی که داری چی از من می‌خوای.

746
00:40:29,133 --> 00:40:31,854
‫استر، خواهش می‌کنم.

747
00:40:45,717 --> 00:40:47,152
‫خانم‌ها و آقایان!

748
00:40:47,177 --> 00:40:49,481
‫من به همه‌ی شما...

749
00:40:49,506 --> 00:40:51,150
‫به گرمی خوش‌آمد میگم...

750
00:40:51,175 --> 00:40:53,132
‫که به جشنواره‌ی تابستانه‌ی ما اومدین!

751
00:40:56,043 --> 00:40:58,451
‫هر سال ما رسم داریم...

752
00:40:58,476 --> 00:41:00,120
‫که یه رویداد ویژه رو داشته باشیم.

753
00:41:00,145 --> 00:41:02,659
‫اما چیزی که امروز عصر می‌بینید...

754
00:41:02,684 --> 00:41:05,126
‫از هر چیزی در تاریخ طولانی ما بالاتره.

755
00:41:05,151 --> 00:41:07,908
‫اون چیه؟

756
00:41:07,933 --> 00:41:10,620
‫خانم هیوود، اون یه بالن رصد ارتشه،

757
00:41:10,645 --> 00:41:13,506
‫فکر می‌کنم برای شناسایی...

758
00:41:13,531 --> 00:41:15,244
‫موقعیت دشمن از آسمان به کار میره.

759
00:41:15,269 --> 00:41:17,052
‫آقای پارکر سعی می‌کنه همه رو قانع کنه...

760
00:41:17,077 --> 00:41:19,555
‫که این یه جاذبه‌ی دیدنیه.

761
00:41:19,580 --> 00:41:22,823
‫این جاه‌طلبی‌های ایکاروس رو به یاد میاره.
‫[شخصی در اساطیر یونان]

762
00:41:22,848 --> 00:41:24,458
‫وای.

763
00:41:24,483 --> 00:41:25,778
‫استاد!

764
00:41:41,067 --> 00:41:44,066
‫این مستقیما از میدان‌های
‫نبرد اروپا به این‌جا اومده،

765
00:41:44,091 --> 00:41:47,717
‫یه نمونه‌ی هوشمندانه از
‫مهارت و نبوغ بریتانیایی...

766
00:41:47,742 --> 00:41:49,663
‫که توسط سخاوتمندی...

767
00:41:49,688 --> 00:41:52,028
‫سرهنگ لنکس و سربازان
‫شجاعش به این‌جا آورده شده،

768
00:41:52,053 --> 00:41:54,079
‫الان فرصت دارید که...

769
00:41:54,104 --> 00:41:58,703
‫که سندیتون رو از نمای خداوند ببینید.

770
00:41:58,728 --> 00:42:01,240
‫این یه فرصتی هست که
‫یک بار در زندگی اتفاق میفته.

771
00:42:01,265 --> 00:42:04,439
‫کی می‌خواد اولین سفر رو انجام بده؟

772
00:42:04,464 --> 00:42:08,124
‫من توی یه سبد که با
‫طناب بسته شده نمی‌ایستم.

773
00:42:08,149 --> 00:42:09,272
‫منم باهات موافقم.

774
00:42:09,297 --> 00:42:11,080
‫منم از سبد پرنده صرف نظر می‌کنم.

775
00:42:11,105 --> 00:42:14,731
‫شارلوت، بالاخره اومدی.

776
00:42:14,756 --> 00:42:16,538
‫اوه، این شگفت‌انگیزه.

777
00:42:16,563 --> 00:42:17,756
‫تام بیچاره.

778
00:42:17,781 --> 00:42:19,876
‫سرهنگ به اون این بالون رصد رو قرض داده،

779
00:42:19,901 --> 00:42:23,318
‫اما هیچ کسی به اندازه‌ی
‫کافی شجاع نیست که بره داخلش.

780
00:42:23,343 --> 00:42:24,465
‫تو چی، آقا؟

781
00:42:24,490 --> 00:42:25,925
‫می‌تونم قانعت کنم تا اولین شخصی باشی که...

782
00:42:25,950 --> 00:42:27,420
‫صعود می‌کنه؟

783
00:42:29,288 --> 00:42:30,991
‫تو چی، آقا؟

784
00:42:32,591 --> 00:42:35,243
‫تو چطور، آقا؟

785
00:42:35,268 --> 00:42:36,599
‫من حاضرم صعود کنم!

786
00:42:36,624 --> 00:42:38,267
‫عزیزم، امکان نداره که بری.

787
00:42:38,292 --> 00:42:39,311
‫این خیلی خطرناکه.

788
00:42:39,336 --> 00:42:40,875
‫نگران نباش، مری.

789
00:42:40,900 --> 00:42:42,604
‫بذار اون خانم جوان بیاد.

790
00:42:43,682 --> 00:42:45,082
‫خانم هیوود.

791
00:42:45,107 --> 00:42:47,029
‫خوش اومدی.

792
00:42:47,054 --> 00:42:48,837
‫سرهنگ، من اجازه دارم که برم بالا؟

793
00:42:48,862 --> 00:42:50,784
‫بهت اطمینان میدم که برای من خیلی لذت بخشه.

794
00:42:50,809 --> 00:42:53,391
‫خب، این حقیقت داره،

795
00:42:53,416 --> 00:42:55,756
‫قبل از تو یک زن سوار این شده.

796
00:42:55,781 --> 00:42:57,286
‫راستش طبق چیزی که
‫می‌دونم ۲ تا زن این کارو کردن.

797
00:42:57,311 --> 00:42:59,372
‫پس بذار من سومین نفر باشم.

798
00:42:59,397 --> 00:43:02,292
‫دختر عزیزم، من نمی‌تونم اجازه‌ی اینو بدم.

799
00:43:02,317 --> 00:43:03,995
‫- قطعا نه.
‫- اگه خانم هیوود اولین نفر باشه،

800
00:43:04,020 --> 00:43:06,464
‫قطعا بقیه‌ هم راضی میشن.

801
00:43:06,489 --> 00:43:08,619
‫سرباز مارکلند، من اونو همراهی می‌کنم.

802
00:43:08,644 --> 00:43:09,941
‫اون پیش من جاش امنه.

803
00:43:18,623 --> 00:43:22,422
‫تو وسوسه نشدی که بری، خانم لمب؟

804
00:43:22,447 --> 00:43:24,404
‫من ترجیح میدم که پاهام روی زمین باشن.

805
00:43:24,429 --> 00:43:25,760
‫من به چنین چیزی باور ندارم.

806
00:43:25,785 --> 00:43:28,819
‫فکر می‌کنم که تو به
‫سوی بهشت صعود می‌کنی.

807
00:43:28,844 --> 00:43:32,227
‫این زندان‌بان‌های تو هستن
‫که تو رو غل و زنجیر کردن.

808
00:43:32,252 --> 00:43:35,669
‫مری زندان‌بان من نیست، اون دوستمه.

809
00:43:35,694 --> 00:43:37,755
‫واقعا؟

810
00:43:37,780 --> 00:43:40,779
‫از نظر من که تو از هر جهتی محدود شدی.

811
00:43:40,804 --> 00:43:44,107
‫نمی‌تونم چطور می‌تونی این وضع رو تحمل کنی.

812
00:44:14,111 --> 00:44:17,006
‫این مثل یه رویاست.

813
00:44:17,031 --> 00:44:19,961
‫انگار دارم پرواز می‌کنم.

814
00:44:19,986 --> 00:44:22,569
‫برای اشاره به این مسئله دیر شده که بگم...

815
00:44:22,594 --> 00:44:24,412
‫شیفته‌ی ارتفاع نیستم؟

816
00:44:24,437 --> 00:44:27,636
‫باید بر ترس‌ها غلبه کرد.

817
00:44:29,895 --> 00:44:33,069
‫تو با هر زنی که تا حالا ملاقاتش
‫کردم فرق داری، خانم هیوود.

818
00:45:17,143 --> 00:45:18,395
‫آقای پارکر؟

819
00:45:23,088 --> 00:45:24,142
‫اوه!

820
00:45:35,536 --> 00:45:37,665
‫آرتور!

821
00:45:37,691 --> 00:45:38,675
‫آرتور!

822
00:45:44,297 --> 00:45:47,435
‫اون آرتوره!

823
00:45:48,573 --> 00:45:49,764
‫کارت خوب بود، آرتور!

824
00:45:49,789 --> 00:45:51,607
‫خدا رو شکر که به دادمون رسیدی!

825
00:45:57,022 --> 00:45:58,526
‫تو یه قهرمانی، آرتور!

826
00:45:58,551 --> 00:46:01,203
‫کارت خیلی شجاعانه بود!

827
00:46:04,705 --> 00:46:07,044
‫باید اینو بهت بگم.

828
00:46:07,069 --> 00:46:09,999
‫فکر می‌کنم من با محصلینم
‫به یه توافق آتش‌بس رسیدم.

829
00:46:10,024 --> 00:46:13,302
‫و شاید حتی با پدرشون.

830
00:46:13,327 --> 00:46:15,318
‫پدرشون؟

831
00:46:15,343 --> 00:46:17,023
‫به نظر میاد که آقای کلبورن...

832
00:46:17,048 --> 00:46:20,012
‫از چیزی که فکر می‌کردم مرد بهتریه.

833
00:46:20,037 --> 00:46:23,037
‫فکر می‌کنم فقط داره به‌خاطر
‫همسر مرحومش سوگواری می‌کنه.

834
00:46:43,609 --> 00:46:44,628
‫آفرین.

835
00:46:55,082 --> 00:46:56,413
‫خانم هیوود!

836
00:46:56,438 --> 00:46:58,047
‫آقایون...

837
00:46:58,072 --> 00:46:59,299
‫و حتی خانم‌ها!

838
00:46:59,324 --> 00:47:01,698
‫کی دوست داره بر فراز آسمان‌ها بره؟

839
00:47:01,723 --> 00:47:04,236
‫بیاید!

840
00:47:04,261 --> 00:47:08,130
‫اوه، صبر کنید، یکی
‫یکی بیاید. خواهش می کنم.

841
00:47:08,155 --> 00:47:10,251
‫از لحظه‌ای که ما آشنا شدیم،

842
00:47:10,276 --> 00:47:12,824
‫تو با صراحت با من صحبت کردی.

843
00:47:12,849 --> 00:47:16,126
‫متاسفانه من این‌طور نبودم.

844
00:47:16,151 --> 00:47:20,020
‫این برخلاف ذات منه که از
‫شخصیت یه مرد دیگه‌ای انتقاد کنم،

845
00:47:20,045 --> 00:47:21,967
‫اما باید بهت هشدار بدم...

846
00:47:21,992 --> 00:47:26,279
‫که در مورد آقای کلبورن مراقب باشی.

847
00:47:26,304 --> 00:47:27,356
‫چرا؟

848
00:47:27,381 --> 00:47:30,276
‫خواهش می‌کنم، حرفم رو قبول کن.

849
00:47:30,301 --> 00:47:34,101
‫با عرض احترام، تو نمی‌تونی بدون مدرک...

850
00:47:34,126 --> 00:47:37,741
‫در مورد چنین چیزی به من هشدار بدی.

851
00:47:39,689 --> 00:47:42,028
‫سال‌ها پیش...

852
00:47:42,053 --> 00:47:45,261
‫یه بانوی جوانی بود...

853
00:47:45,286 --> 00:47:48,703
‫که برای من خیلی ارزش داشت.

854
00:47:48,728 --> 00:47:53,953
‫اون مثل تو شجاع و باهوش بود.

855
00:47:53,978 --> 00:47:57,569
‫اسمش لوسی بود.

856
00:47:57,594 --> 00:47:59,367
‫همسرش.

857
00:48:01,000 --> 00:48:04,835
‫کلبورن اونو از من دزدید، خانم هیوود.

858
00:48:04,860 --> 00:48:08,451
‫و به دلایلی که من درکش نکردم...

859
00:48:08,476 --> 00:48:11,083
‫اون زن رو نابود کرد.

860
00:48:27,667 --> 00:48:29,068
‫فکر می‌کنم اون به مادرش احتیاج داره.

861
00:48:29,093 --> 00:48:30,458
‫میگیریش؟

862
00:48:30,483 --> 00:48:33,161
‫شاید بعدا.

863
00:49:07,684 --> 00:49:09,944
‫آره!

864
00:49:40,365 --> 00:49:42,913
‫تو طبق شرایط خودم پرتره‌ی منو می‌کشی.

865
00:49:42,938 --> 00:49:46,807
‫اگه راضی بودم می‌تونی
‫هزینه‌اش رو بگی.

866
00:49:46,832 --> 00:49:50,482
‫تا وقتی که هر دوی ما راضی
‫بشیم آروم نمیشینم، خانم لمب.

867
00:49:52,221 --> 00:49:53,854
‫تنهایی؟

868
00:49:54,759 --> 00:49:56,670
‫بله.

869
00:49:59,695 --> 00:50:02,268
‫دوست داری بیای داخل؟

870
00:50:03,867 --> 00:50:07,240
‫عصر بخیر، آقای لاکهارت.

871
00:50:12,420 --> 00:50:14,272
‫می‌تونم بگم این بهترین
‫جشنواره‌ی تابستونی ما بود.

872
00:50:14,297 --> 00:50:17,506
‫و تو قهرمان این جشنواره بودی، آرتور

873
00:50:17,531 --> 00:50:19,487
‫خوشحالم که تونستم
‫کمکی کرده باشم، تام.

874
00:50:19,512 --> 00:50:21,922
‫اگه تو نبودی الان وسط راه فرانسه بودم!

875
00:50:21,947 --> 00:50:25,249
‫درسته، البته باید بگم که
‫سرهنگ لنکس به داد ما رسید.

876
00:50:27,335 --> 00:50:28,875
‫مغازه‌دارا این‌جا چه کار می‌کنن؟

877
00:50:28,900 --> 00:50:30,370
‫اوناهاش! ببینید!

878
00:50:30,395 --> 00:50:32,804
‫آره!

879
00:50:34,880 --> 00:50:36,733
‫آقایون، خانم،

880
00:50:36,758 --> 00:50:39,375
‫من به این وضعیت رسیدگی می‌کنم... بله.

881
00:50:39,400 --> 00:50:41,773
‫آقای پارکر در اولین فرصت...

882
00:50:41,798 --> 00:50:43,964
‫از طرف شما با سرهنگ صحبت می‌کنه.

883
00:50:43,989 --> 00:50:46,501
‫همه‌ی مسائل حل میشه. بله...

884
00:50:46,526 --> 00:50:49,666
‫خواهش می‌کنم... امروز برای سندیتون...

885
00:50:49,691 --> 00:50:50,918
‫روز بزرگی بوده.

886
00:50:50,943 --> 00:50:53,212
‫و من به شما اطمینان میدم
‫که تمامی مشکلات شما...

887
00:50:53,237 --> 00:50:55,437
‫وقتی یه واقعیت ساده رو درک کنید حل میشه،

888
00:50:55,462 --> 00:50:58,357
‫و من به شما قول میدم...

889
00:50:58,382 --> 00:51:01,938
‫که فردا با جزئیات کامل براتون توضیح میدم.

890
00:51:12,185 --> 00:51:15,184
‫آقای تام پارکر!

891
00:51:15,209 --> 00:51:16,749
‫چه جشن موفقیت آمیزی بود!

892
00:51:16,774 --> 00:51:18,383
‫ادوارد.

893
00:51:18,408 --> 00:51:20,782
‫می‌تونیم برای چند لحظه تنها صحبت کنیم؟

894
00:51:20,807 --> 00:51:22,381
‫البته.

895
00:51:22,406 --> 00:51:24,571
‫اما قبلش می‌تونم تو رو متقاعد کنم...

896
00:51:24,596 --> 00:51:26,206
‫که یه بار دیگه‌ طاس بازی انجام بدی؟

897
00:51:26,231 --> 00:51:28,292
‫باید به من فرصت بدی
‫که باخت‌هام رو جبران کنم.

898
00:51:28,317 --> 00:51:29,752
‫این پیشنهاد وسوسه‌انگیزی هست...

899
00:51:29,777 --> 00:51:33,124
‫بیا موفقیت امروز رو جشن بگیریم، پارکر.

900
00:51:33,149 --> 00:51:36,879
‫ما تیم خوبی میشیم، مگه نه؟

901
00:52:02,423 --> 00:52:04,067
‫چی شده، دنهم؟

902
00:52:04,092 --> 00:52:05,945
‫تو انگار خودت نیستی.

903
00:52:05,970 --> 00:52:08,274
‫انگار من دارم پدر میشم.

904
00:52:08,299 --> 00:52:10,629
‫این قطعا دلیل خوبی برای جشن گرفتنه!

905
00:52:12,298 --> 00:52:14,984
‫می‌تونه همین‌طور باشه.

906
00:52:24,535 --> 00:52:30,004
‫به من گفته شده که تو شجاعت زیادی
‫رو توی رود بیداسوا از خودت نشون دادی.

907
00:52:30,029 --> 00:52:32,263
‫با توجه به این‌که در اون زمان...

908
00:52:32,288 --> 00:52:33,957
‫باید خیلی جوون بوده
‫باشی خیلی فوق‌العاده هست.

909
00:52:36,913 --> 00:52:39,042
‫- فریزر...
‫- اون لیاقتش بیشتر از توئه.

910
00:52:39,067 --> 00:52:41,373
‫باهاش روراست باش.

911
00:52:45,534 --> 00:52:49,785
‫واقعا فکر می‌کردم تو برنده میشی، پارکر.

912
00:52:49,810 --> 00:52:52,428
‫من صد پوند ندارم که بدم، سرهنگ.

913
00:52:52,453 --> 00:52:54,688
‫نگران نباش، می‌دونم که
‫می‌تونی بعدا اونو پرداخت کنی.

914
00:52:54,713 --> 00:52:58,408
‫خب، در مورد چی می‌خواستی صحبت کنی؟

915
00:53:07,577 --> 00:53:10,681
‫یه هدیه‌ی شخصی از طرف شخص سرهنگ.

916
00:53:10,706 --> 00:53:13,949
‫فکر کنم هنوز برنگشتی روی زمین.

917
00:53:13,974 --> 00:53:17,694
‫هنوز دارم سعی می‌کنم اینو هضم کنم.

918
00:53:19,989 --> 00:53:21,442
‫گل گندم؟

919
00:53:21,464 --> 00:53:23,430
‫کجا اینا رو پیدا کردی؟

920
00:53:25,120 --> 00:53:26,757
‫ملک آقای کلبورن.

921
00:53:33,803 --> 00:53:43,803
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

