﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:55,765 --> 00:00:59,205
‫پس سرهنگ بوده که همسر
‫آقای کلبورن رو دزدیده؟

3
00:00:59,207 --> 00:01:01,465
‫اون قربانی نیست و شرور داستانه؟

4
00:01:01,466 --> 00:01:04,941
‫آقای کلبورن اصلا اون مردی
‫نیست که به من القا کرده بودن.

5
00:01:04,942 --> 00:01:07,236
‫باورم نمیشه که چطور
‫سرهنگ با تو رفتار کرد.

6
00:01:07,237 --> 00:01:09,496
‫من هیچ وقت خودمو نمی‌بخشم.

7
00:01:09,497 --> 00:01:11,373
‫توی این هفته‌ها ما بهت فشار می‌آوردیم
‫که اونو برای ازدواج در نظر بگیری.

8
00:01:11,374 --> 00:01:12,451
‫دیشب...

9
00:01:12,452 --> 00:01:14,327
‫ما اصرار کردیم که با اون برقصی.

10
00:01:14,328 --> 00:01:15,753
‫همه‌ی ما فریب خوردیم.

11
00:01:15,754 --> 00:01:17,282
‫به نظر میاد که قضاوت
‫من در مورد افراد افتضاحه،

12
00:01:17,283 --> 00:01:20,098
‫حداقل در مورد مردا این‌طوره.

13
00:01:20,099 --> 00:01:22,462
‫شاید بتونی از این یه درسی بگیری.

14
00:01:22,463 --> 00:01:24,373
‫نباید به سربازا اعتماد کرد.

15
00:01:24,374 --> 00:01:25,453
‫بهتره بچسبیم به...

16
00:01:25,454 --> 00:01:27,711
‫هنرمندا؟

17
00:01:27,712 --> 00:01:30,179
‫به عنوان مثال.

18
00:01:30,180 --> 00:01:32,231
‫همه‌ی سربازا غیرقابل اعتماد نیستن.

19
00:01:32,232 --> 00:01:35,463
‫من یه سربازی می‌شناسم
‫که از هر جهتی قابل تحسینه.

20
00:01:35,465 --> 00:01:37,722
‫اصلا نمی‌دونم کی رو داری میگی.

21
00:01:37,723 --> 00:01:39,739
‫فکر کنم برای اون بیشتر از
‫هر کس دیگه‌ای که این‌جا دیدم...

22
00:01:39,740 --> 00:01:44,328
‫دلم تنگ میشه.

23
00:01:44,329 --> 00:01:46,935
‫این عجیب نیست؟

24
00:01:46,936 --> 00:01:49,438
‫چطور می‌تونیم با احساسات
‫خودمون غریبه باشیم؟

25
00:01:51,351 --> 00:01:53,470
‫این اصلا عجیب نیست.

26
00:01:58,512 --> 00:02:00,006
‫من شاهد رفتار شما...

27
00:02:00,007 --> 00:02:05,116
‫در مهمونی رقص دیشب بودم، بانوی من.

28
00:02:05,117 --> 00:02:07,620
‫همه‌ی ما شدیدا نگران هستیم.

29
00:02:08,906 --> 00:02:10,747
‫و به من گفته شده وقتی برگشتی،

30
00:02:10,748 --> 00:02:13,876
‫سعی کردی بچه رو بگیری.

31
00:02:13,877 --> 00:02:16,449
‫نه.

32
00:02:16,450 --> 00:02:18,639
‫من هیچ وقت به بچه‌ام صدمه‌ای نمیزنم.

33
00:02:18,640 --> 00:02:20,447
‫بچه‌ات؟

34
00:02:23,728 --> 00:02:27,522
‫منظورم این نبود....

35
00:02:27,523 --> 00:02:29,630
‫بانو بابینگتون عزیزم.

36
00:02:29,632 --> 00:02:32,362
‫باید کمکم کنی، دکتر.

37
00:02:32,363 --> 00:02:36,545
‫من نمی‌تونم تشخیص بدم چی واقعیه...

38
00:02:36,546 --> 00:02:41,661
‫و چی حاصل توهم و خیال منه.

39
00:02:41,662 --> 00:02:45,223
‫بعضی وقتا می‌خوام سرمو بکوبم به دیوار...

40
00:02:45,224 --> 00:02:48,162
‫تا از این افکار راحت شم.

41
00:03:24,221 --> 00:03:25,498
‫خانم هیوود.

42
00:03:25,499 --> 00:03:26,640
‫فکر کردم دیگه نمی‌بینمت.

43
00:03:26,641 --> 00:03:28,990
‫میای داخل؟

44
00:03:28,992 --> 00:03:31,237
‫ممنون.

45
00:03:31,238 --> 00:03:34,661
‫حرفی که می‌خوام بزنم
‫زیاد وقتت رو نمیگیره.

46
00:03:37,357 --> 00:03:38,704
‫من مردی نیستم که...

47
00:03:38,705 --> 00:03:42,127
‫در ابراز احساساتش ماهر باشه، خانم هیوود.

48
00:03:42,128 --> 00:03:44,824
‫صداقت هم زیبایی خودش رو داره،

49
00:03:44,825 --> 00:03:47,382
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟

50
00:03:47,383 --> 00:03:50,978
‫پس بذار اینو بگم که...

51
00:03:50,979 --> 00:03:52,224
‫در هفته‌های گذشته،

52
00:03:52,225 --> 00:03:54,574
‫من رفته رفته...

53
00:04:00,071 --> 00:04:01,764
‫تو رو دوست خودم در نظر گرفتم.

54
00:04:01,765 --> 00:04:07,988
‫و برای همین، اومدم یه
‫یادگاری رو به تو پیشکش کنم،

55
00:04:08,541 --> 00:04:10,477
‫یه چیزی که با اون منو یادت بمونه.

56
00:04:14,833 --> 00:04:16,215
‫فقط یه چیزی...

57
00:04:16,216 --> 00:04:18,842
‫تا به ویلینگتون برنگشتی اینو باز نکن.

58
00:04:18,843 --> 00:04:22,261
‫قول میدی؟

59
00:04:22,263 --> 00:04:24,973
‫قول میدم.

60
00:04:24,974 --> 00:04:26,195
‫خب.

61
00:04:26,196 --> 00:04:29,463
‫پس دیگه خداحافظ.

62
00:04:37,779 --> 00:04:38,795
‫خداحافظ.

63
00:04:47,705 --> 00:04:49,249
‫لعنتی!

64
00:04:53,736 --> 00:04:56,234
‫متاسفانه اون نه تنها برای خودش...

65
00:04:56,235 --> 00:04:58,073
‫بلکه برای اطرافیانش هم خطرناک شده.

66
00:04:58,074 --> 00:05:00,684
‫کاپیتان دنهم، این که تو...

67
00:05:00,685 --> 00:05:02,191
‫صبح عروسیت خواستی بیام این‌جا...

68
00:05:02,192 --> 00:05:05,464
‫عمق نگرانی تو رو می‌رسونه.

69
00:05:05,465 --> 00:05:08,442
‫و نگرانی شما به جا هست.

70
00:05:08,444 --> 00:05:12,965
‫فکر می‌کنم هیستری اون به جایی رسیده...

71
00:05:12,966 --> 00:05:14,730
‫که قابل بازگشت نیست.

72
00:05:14,731 --> 00:05:16,164
‫این حرفا چیه!

73
00:05:16,165 --> 00:05:19,989
‫باید یه درمانی باشه
‫که بتونیم اونو از این...

74
00:05:19,990 --> 00:05:21,276
‫مرض نجات بدیم.

75
00:05:21,277 --> 00:05:25,651
‫این یه مرض نیست، بانوی من!

76
00:05:25,652 --> 00:05:31,718
‫متاسفانه وقتش رسیده که یه کار اساسی بکنیم.

77
00:05:31,719 --> 00:05:33,779
‫منظورت این نیست که...

78
00:05:35,103 --> 00:05:36,278
‫بفرستیمش تیمارستان.

79
00:05:43,302 --> 00:05:44,636
‫می‌بینم که وسائلت رو...

80
00:05:44,637 --> 00:05:47,137
‫جمع کردی، آقای لاکهارت.

81
00:05:47,139 --> 00:05:49,635
‫تو که ما رو تنها نمیذاری؟

82
00:05:49,636 --> 00:05:52,027
‫متاسفانه چرا، خانم هنکینز.

83
00:05:52,028 --> 00:05:53,635
‫همین امروز میرم.

84
00:05:53,636 --> 00:05:55,036
‫چه‌قدر حیف!

85
00:05:55,037 --> 00:05:56,917
‫من آدم بی‌قراری هستم.

86
00:05:56,918 --> 00:06:01,430
‫و این بی‌قراری می‌خواد تو رو کجا ببره؟

87
00:06:01,431 --> 00:06:03,344
‫من توی کل قاره می‌گردم.

88
00:06:03,345 --> 00:06:05,122
‫با یه همراه عزیز.

89
00:06:05,124 --> 00:06:07,174
‫یه دوست؟

90
00:06:07,175 --> 00:06:10,354
‫اون چیزی بیش از یه دوسته.

91
00:06:10,355 --> 00:06:11,618
‫تبریک میگم،

92
00:06:11,619 --> 00:06:13,123
‫آقای لاکهارت!

93
00:06:13,124 --> 00:06:15,550
‫و این بانوی خوش‌بخت کی هست؟

94
00:06:15,551 --> 00:06:17,021
‫در همین حد بگم که...

95
00:06:17,022 --> 00:06:21,740
‫اون الهام‌بخش‌ترین مدلی هست که
‫یه هنرمند می‌تونه انتظار داشته باشه.

96
00:06:29,056 --> 00:06:30,095
‫تموم شد.

97
00:06:41,736 --> 00:06:43,777
‫خب، خانم لمب؟

98
00:06:43,779 --> 00:06:47,240
‫من تو رو خوب کشیدم؟

99
00:06:47,241 --> 00:06:49,385
‫کاملا.

100
00:06:52,038 --> 00:06:54,129
‫من مقداری حساب و کتاب کردم.

101
00:06:54,130 --> 00:06:56,079
‫این جمع بستانکاری‌ مغازه‌دارها...

102
00:06:56,080 --> 00:06:58,171
‫و مهمان‌دارها از سرهنگ و افرادشه.

103
00:06:58,172 --> 00:07:00,546
‫و این بدهی تو به سرهنگه.

104
00:07:00,547 --> 00:07:01,645
‫مری...

105
00:07:01,646 --> 00:07:03,630
‫عذرخواهی فایده‌ای نداره، تام.

106
00:07:03,631 --> 00:07:05,579
‫در حال حاضر ما باید در مورد
‫کاری که باید انجام بشه تصمیم بگیریم.

107
00:07:05,581 --> 00:07:06,715
‫ما باید از پس‌اندازی که...

108
00:07:06,716 --> 00:07:08,949
‫- برای بچه‌هامون گذاشتیم قرض برداریم.
‫- قربان.

109
00:07:14,727 --> 00:07:18,555
‫اوه، اموال سیدنی.

110
00:07:18,556 --> 00:07:20,826
‫بالاخره اومد.

111
00:07:22,456 --> 00:07:24,441
‫بذاریدش توی اتاق مطالعه.

112
00:07:24,442 --> 00:07:26,674
‫چشم، قربان.

113
00:08:05,496 --> 00:08:06,914
‫خانم هیوود.

114
00:08:08,225 --> 00:08:11,168
‫شاید بهتر باشه ما شرایط کار رو تغییر بدیم.

115
00:08:16,592 --> 00:08:18,080
‫کار ما تموم شد.

116
00:08:18,081 --> 00:08:21,484
‫بابینگتون وقتی برگرده همسرش رو در حالی
‫که مجنون شده توی تیمارستان پیدا می‌کنه.

117
00:08:21,485 --> 00:08:22,796
‫تیمارستان؟!

118
00:08:23,860 --> 00:08:26,235
‫ما باید خیالمون راحت شه که
‫برای همیشه از دستش خلاص شدیم.

119
00:08:26,236 --> 00:08:27,794
‫نباید اجازه بدیم که اون پول ما رو بگیره.

120
00:08:27,795 --> 00:08:29,887
‫پول جورج.

121
00:08:32,759 --> 00:08:34,069
‫البته.

122
00:08:34,070 --> 00:08:38,679
‫توی صبحونه‌ی عروسی‌مون
‫لیوانش رو پر نگه دار.

123
00:08:38,680 --> 00:08:41,692
‫اون می‌خواد به سلامتی خوشبختی ما بنوشه.

124
00:08:41,693 --> 00:08:42,756
‫آره، همین کارو می‌کنه.

125
00:09:13,387 --> 00:09:15,692
‫اون می‌خواست تو اینو داشته باشی.

126
00:09:31,220 --> 00:09:33,772
‫ورق‌های بازیش.

127
00:09:33,773 --> 00:09:35,863
‫همیشه امیدوار بودم که یه روزی اونو...

128
00:09:35,864 --> 00:09:37,353
‫توی بازی ۲۱ شکست بدم.
‫[همون بلک‌جک]

129
00:09:40,331 --> 00:09:42,082
‫برادر.

130
00:09:42,083 --> 00:09:47,221
‫این دستخط سیدنیه.

131
00:10:03,729 --> 00:10:07,398
‫من در مورد مکالمه‌ی دیشبمون فکر کردم.

132
00:10:07,399 --> 00:10:09,320
‫باید عذرخواهی کنم.

133
00:10:09,321 --> 00:10:10,623
‫زیادی حرف زدم.

134
00:10:10,624 --> 00:10:11,653
‫تمنا دارم که هیچ وقت در
‫این مورد با کسی حرف نزنی.

135
00:10:11,654 --> 00:10:14,343
‫من هیچی به کسی نمیگم.

136
00:10:16,951 --> 00:10:20,994
‫من هم طعم دلشکستگی و خیانت رو چشیدم.

137
00:10:23,415 --> 00:10:25,194
‫من قسم خوردم دیگه نزدیک عشق و ازدواج نرم.

138
00:10:25,195 --> 00:10:29,682
‫و با این حال متوجه شدم که...

139
00:10:29,683 --> 00:10:32,355
‫نمی‌تونم خود واقعیم رو مخفی کنم.

140
00:10:34,385 --> 00:10:38,597
‫باید زندگیم رو بکنم.

141
00:10:38,598 --> 00:10:40,423
‫وقتش نرسیده که
‫تو هم این کارو بکنی؟

142
00:10:49,692 --> 00:10:53,129
‫آقای کلبورن!

143
00:10:55,330 --> 00:10:57,670
‫دوشیزه لئونورا، قربان.

144
00:10:57,671 --> 00:10:59,802
‫اونو پیدا نمی‌کنم.

145
00:11:02,178 --> 00:11:05,252
‫"متاسفانه من شدیدا مریض
‫هستم و قدرت نوشتن هر چیزی...

146
00:11:05,253 --> 00:11:06,755
‫که می‌خوام رو ندارم،

147
00:11:06,756 --> 00:11:09,724
‫اما در این حد بگم که به‌خاطر این‌که...

148
00:11:09,725 --> 00:11:12,835
‫تو رو از نابودی نجات دادم
‫عذاب وجدان نداشته باش.

149
00:11:14,582 --> 00:11:16,433
‫اگه می‌خوای یاد منو زنده نگه داری،

150
00:11:16,434 --> 00:11:20,765
‫باید رویای خودت رو ادامه بدی.

151
00:11:20,766 --> 00:11:24,015
‫از ریسک کردن نترس...

152
00:11:27,160 --> 00:11:30,303
‫وگرنه زندگی به چه دردی می‌خوره؟"

153
00:11:30,304 --> 00:11:33,588
‫من کیفم رو جا گذاشتم.

154
00:11:33,590 --> 00:11:34,638
‫فقط یه لحظه طول می‌کشه.

155
00:11:36,839 --> 00:11:38,479
‫"اما مهمترین چیزی که...

156
00:11:38,480 --> 00:11:40,366
‫باید به تو محول کنم...

157
00:11:40,367 --> 00:11:44,385
‫محافظت از جورجیانا هست...

158
00:11:44,386 --> 00:11:47,040
‫در برابر مردی که دنبال
‫بدست آوردن ثروت اونه.

159
00:11:47,041 --> 00:11:49,626
‫اون مرد به هیچ اخلاقیاتی پایبند نیست.

160
00:11:49,627 --> 00:11:52,423
‫اسم اون...

161
00:11:52,424 --> 00:11:54,052
‫چارلز لاکهارت هست."

162
00:12:02,264 --> 00:12:05,058
‫ما به تک تک خدمه‌ی خونه
‫گفتیم که کل ملک رو بگردن.

163
00:12:05,059 --> 00:12:06,935
‫همه‌ی جاهای خونه رو جستجو کردیم.

164
00:12:06,936 --> 00:12:09,103
‫نمیشه که همین‌جوری غیب شده باشه!

165
00:12:09,104 --> 00:12:12,042
‫لئو!

166
00:12:16,111 --> 00:12:18,049
‫آگوستا.

167
00:12:20,574 --> 00:12:21,699
‫من بهش قول دادم.

168
00:12:21,700 --> 00:12:23,309
‫آگوستا، یعنی که چی...

169
00:12:23,310 --> 00:12:24,956
‫عیبی نداره.

170
00:12:27,757 --> 00:12:29,857
‫اون اواخر دیشب منو بیدار کرد.

171
00:12:29,858 --> 00:12:31,118
‫اون گریه می‌کرد.

172
00:12:32,484 --> 00:12:34,129
‫اون گفت که صحبت‌های شما رو شنیده.

173
00:12:34,130 --> 00:12:36,125
‫یه چیزی در مورد سرهنگ لنکس.

174
00:12:36,126 --> 00:12:39,452
‫اون رفته که با اون حرف بزنه.

175
00:13:03,787 --> 00:13:07,604
‫اومدی این‌جا که عضو ارتش بشی؟

176
00:13:10,230 --> 00:13:14,537
‫من می‌خوام با سرهنگ لنکس صحبت کنم.

177
00:13:30,363 --> 00:13:32,568
‫ما انتظار داریم که مهمونای بیشتری...

178
00:13:32,569 --> 00:13:34,214
‫توی کلیسا به ما ملحق بشن؟

179
00:13:34,215 --> 00:13:35,650
‫قطعا نه.

180
00:13:35,651 --> 00:13:39,816
‫ما می‌خوایم این مراسم تا جای
‫ممکن سریع و بی‌سر و صدا انجام بشه.

181
00:13:39,817 --> 00:13:42,232
‫خب، بانوی من، در مورد سریع بودن...

182
00:13:42,233 --> 00:13:45,488
‫من سرودی رو انتخاب کردم
‫که پنج شیش بیت بیشتر نداره...

183
00:13:45,489 --> 00:13:49,690
‫و به خواهرم نواختن
‫موسیقی مناسبش رو یاد میدم.

184
00:13:49,691 --> 00:13:51,476
‫و صحبت‌های خودم رو...

185
00:13:51,477 --> 00:13:52,946
‫به نیم ساعت محدود می‌کنم.

186
00:13:52,947 --> 00:13:54,277
‫لازم نیست سرودی خونده بشه.

187
00:13:54,278 --> 00:13:57,499
‫و اگه سخنرانی هم نکنی
‫چیزی از ما کم نمیشه.

188
00:13:57,500 --> 00:14:01,176
‫آیین مراسم خاکسپاری برای
‫چنین رویدادی مناسب‌تره.

189
00:14:03,627 --> 00:14:05,797
‫آقای هنکینز بانو بابینگتون رو عفو کنید.

190
00:14:05,798 --> 00:14:08,214
‫اون خیلی حالش خوش نیست.

191
00:14:11,261 --> 00:14:13,395
‫ما باید نوشیدنی بخوریم.

192
00:14:13,396 --> 00:14:15,461
‫با چه آرزویی می‌نوشیم؟

193
00:14:15,462 --> 00:14:17,912
‫امیدوارم ازدواج شما با فرزندان‌تون...

194
00:14:17,913 --> 00:14:20,083
‫پربار بشه.

195
00:14:20,084 --> 00:14:23,305
‫متاسفانه یکمی دیر آرزو
‫کردی کار از کار گذشته.

196
00:14:24,881 --> 00:14:26,631
‫به سلامتی همسر زیبام، کلارا.

197
00:14:26,632 --> 00:14:29,362
‫ممنون که منو سر و سامون دادی.

198
00:14:29,363 --> 00:14:30,833
‫نه، استر.

199
00:14:31,989 --> 00:14:33,388
‫حق با کلارا هست.

200
00:14:33,389 --> 00:14:34,789
‫بعد از اون افتضاح دیشب...

201
00:14:34,790 --> 00:14:36,925
‫شاید بهتر باشه نوشیدنی نخوری، استر.

202
00:14:36,926 --> 00:14:38,572
‫یه نوشیدنی که ضرری نداره.

203
00:14:46,065 --> 00:14:48,585
‫تو به حقیقت اعتراف می‌کنی، ادوارد؟

204
00:14:48,586 --> 00:14:50,966
‫یا من باید این کارو بکنم؟

205
00:15:04,658 --> 00:15:05,813
‫خانم لمب؟

206
00:15:05,814 --> 00:15:09,104
‫چند نفر اومدن به ملاقاتت.

207
00:15:13,831 --> 00:15:15,274
‫چی شده؟

208
00:15:21,422 --> 00:15:24,828
‫اون نقشه چیده که متقاعدت کنه دیوونه‌ای.

209
00:15:26,218 --> 00:15:28,302
‫اون از عمیق‌ترین نقاط ضعفت...

210
00:15:28,303 --> 00:15:31,452
‫سوءاستفاده کرد.

211
00:15:32,989 --> 00:15:35,456
‫و از این بابت تا ابد شرمنده هستم که...

212
00:15:35,457 --> 00:15:38,855
‫نه تنها در این مورد سکوت کردم...

213
00:15:38,856 --> 00:15:40,940
‫بلکه توی این ظلم کمکش کردم.

214
00:15:40,941 --> 00:15:42,540
‫این چرنده!

215
00:15:42,541 --> 00:15:44,522
‫امکان نداره حرفشو باور کنی.

216
00:15:48,345 --> 00:15:53,490
‫من به خودم می‌گفتم این به‌خاطر پسرمونه.

217
00:15:53,491 --> 00:15:57,314
‫و تو مانع رسیدن ارث
‫و میراث به اون هستی.

218
00:15:58,566 --> 00:16:02,842
‫ما هر نامه‌ای که بابینگتون
‫به تو فرستاد رو دزدیدیم.

219
00:16:04,789 --> 00:16:05,970
‫ما کاری کردیم که...

220
00:16:05,971 --> 00:16:11,358
‫حتی به چشمای خودت هم شک کنی.

221
00:16:11,359 --> 00:16:16,190
‫و تنتور دکتر فیوکس...

222
00:16:19,180 --> 00:16:22,725
‫تنتوری که تو بهش امید بسته بودی،

223
00:16:22,726 --> 00:16:25,819
‫ما اونو با این...

224
00:16:25,820 --> 00:16:28,148
‫شربت تریاک جایگزین کردیم.

225
00:16:28,149 --> 00:16:29,643
‫متوجه نیستین که با این
‫دروغ‌ها می‌خواد به چی برسه؟

226
00:16:29,644 --> 00:16:32,041
‫اون می‌خواد ما رو به جون هم بندازه!

227
00:16:32,042 --> 00:16:35,727
‫تو خواستی من ببخشمت و منم بخشیدم.

228
00:16:35,728 --> 00:16:38,021
‫تو سرپناه خواستی...

229
00:16:38,022 --> 00:16:40,524
‫و منم قبول کردم!

230
00:16:40,525 --> 00:16:44,070
‫فکر می‌کردم پشیمونی شما واقعیه.

231
00:16:44,071 --> 00:16:46,642
‫چه‌قدر احمق بودم!

232
00:16:46,643 --> 00:16:48,171
‫هر دوی شما...

233
00:16:48,173 --> 00:16:49,493
‫نفرت‌انگیز هستید.

234
00:16:49,494 --> 00:16:53,073
‫هیچ مجازاتی به اندازه‌ی
‫کافی برای شما شدید نیست!

235
00:16:53,074 --> 00:16:54,673
‫نه، خاله.

236
00:16:56,446 --> 00:17:01,346
‫حق کلارا نیست که تنبیه بشه.

237
00:17:01,347 --> 00:17:05,380
‫اون هم به اندازه‌ی من این‌جا قربانیه.

238
00:17:07,883 --> 00:17:10,107
‫ما نمی‌تونیم اونو طرد کنیم.

239
00:17:13,549 --> 00:17:17,721
‫هم به‌خاطر خودش و هم به‌خاطر جورج.

240
00:17:31,939 --> 00:17:34,927
‫این یه سرهنگه، مثل تو.

241
00:17:34,928 --> 00:17:38,264
‫اون یه گردان هزارنفره رو رهبری می‌کنه.

242
00:17:38,265 --> 00:17:41,706
‫اگه منم پسر بودم
‫می‌تونستم یه سرهنگ بشم.

243
00:17:41,707 --> 00:17:44,522
‫یا شاید یه دوک.

244
00:17:44,523 --> 00:17:46,851
‫والدینت می‌دونن که این‌جایی.

245
00:17:46,852 --> 00:17:50,675
‫من والدینی ندارم.

246
00:17:50,676 --> 00:17:51,718
‫مادرم مرده.

247
00:17:51,720 --> 00:17:53,977
‫متاسفم که اینو می‌شنوم.

248
00:17:53,978 --> 00:17:56,342
‫مدت کمی بعد از تولدم این اتفاق افتاد.

249
00:17:56,343 --> 00:17:57,594
‫من هیچ وقت اونو نشناختم.

250
00:17:59,019 --> 00:18:00,444
‫اما تو می‌شناختیش.

251
00:18:02,321 --> 00:18:04,998
‫اسمش لوسی کلبورن بود.

252
00:18:07,536 --> 00:18:08,821
‫من می‌خواستم تو رو ملاقات کنم...

253
00:18:08,822 --> 00:18:13,515
‫تا ببینم حقیقت داره که
‫تو پدر واقعی من هستی.

254
00:18:16,643 --> 00:18:18,102
‫چند سالته؟

255
00:18:18,103 --> 00:18:19,912
‫من ماه اکتبر نه سالم میشه.

256
00:18:21,649 --> 00:18:23,596
‫- عذر می‌خوام، سرهنگ.
‫- لئو!

257
00:18:25,299 --> 00:18:26,445
‫خب، آقا؟

258
00:18:26,446 --> 00:18:27,698
‫تو پدرمی؟

259
00:18:39,552 --> 00:18:41,777
‫نه.

260
00:18:42,820 --> 00:18:44,383
‫من پدرت نیستم.

261
00:18:44,384 --> 00:18:45,393
‫اون مرد پدر توئه.

262
00:19:05,729 --> 00:19:06,875
‫چرا نیومدی تا...

263
00:19:06,876 --> 00:19:07,849
‫با من حرف بزنی؟

264
00:19:07,850 --> 00:19:10,734
‫فکر می‌کردم عصبانی میشی.

265
00:19:10,735 --> 00:19:13,202
‫نه، من عصبانی نیستم.

266
00:19:13,203 --> 00:19:14,801
‫اما صرف‌نظر از هر چیزی که شنیدی،

267
00:19:14,802 --> 00:19:16,504
‫من پدرتم...

268
00:19:16,505 --> 00:19:17,791
‫و همیشه پدرت می‌مونم.

269
00:19:17,792 --> 00:19:19,564
‫اما دیشب...

270
00:19:19,565 --> 00:19:21,718
‫منظورم این بود که من پدری نیستم که...

271
00:19:21,719 --> 00:19:22,762
‫تو لایقشی.

272
00:19:22,763 --> 00:19:24,534
‫اما من تلاش می‌کنم بهتر باشم،

273
00:19:24,535 --> 00:19:26,272
‫بهت قول میدم.

274
00:19:26,274 --> 00:19:29,262
‫خوشحالم که تو پدرمی.

275
00:19:29,263 --> 00:19:31,730
‫حتی با این‌که تو یه
‫سرهنگ نیستی، این فکر...

276
00:19:31,731 --> 00:19:34,860
‫که شاید دخترت نباشم ناراحت‌کننده‌ست.

277
00:19:44,558 --> 00:19:46,713
‫اونو می‌بری خونه؟

278
00:19:46,714 --> 00:19:48,557
‫من می‌خوام با سرهنگ
‫برای آخرین بار حرف بزنم.

279
00:19:51,650 --> 00:19:53,984
‫البته.

280
00:19:53,985 --> 00:19:56,266
‫ممنون.

281
00:20:09,960 --> 00:20:13,111
‫ازش بپرسیم که خواهرش رفته یا نه؟

282
00:20:13,112 --> 00:20:14,897
‫من خداحافظیم رو کردم.

283
00:20:14,898 --> 00:20:16,125
‫تو همیشه الگوی من بودی، فریزر.

284
00:20:16,126 --> 00:20:18,155
‫اما برای اولین بار توی زندگیت...

285
00:20:18,156 --> 00:20:20,501
‫تو مثل یه ترسو رفتار می‌کنی.

286
00:20:44,284 --> 00:20:46,979
‫من اومدم که ازت تشکر کنم.

287
00:20:46,980 --> 00:20:48,975
‫که به لئونورا حقیقت رو نگفتی.

288
00:20:48,976 --> 00:20:51,917
‫گفتنش چه فایده‌ای داشت؟

289
00:20:51,918 --> 00:20:54,369
‫فقط امیدوارم بهتر از چیزی که...

290
00:20:54,370 --> 00:20:56,296
‫از مادرش مراقبت
‫کردی، از اون مراقبت کنی.

291
00:20:59,309 --> 00:21:00,919
‫هر چیزی که به دوشیزه هیوود گفتی...

292
00:21:00,920 --> 00:21:03,335
‫یادمه وقتی که برای
‫اولین بار لوسی رو دیدم...

293
00:21:03,336 --> 00:21:05,681
‫توی چه وضعی بود.

294
00:21:05,682 --> 00:21:08,168
‫گم شده.

295
00:21:08,169 --> 00:21:09,430
‫رها شده.

296
00:21:11,392 --> 00:21:13,387
‫می‌دونم که می‌تونستم شوهر بهتری باشم.

297
00:21:13,388 --> 00:21:16,539
‫اما هیچ وقت اونو رها نکردم.

298
00:21:16,540 --> 00:21:19,306
‫تو کسی بودی که از
‫آسیب‌پذیری اون سوءاستفاده کردی.

299
00:21:19,307 --> 00:21:20,391
‫تو بودی...

300
00:21:20,392 --> 00:21:21,479
‫که اونو یه قربانی کردی.

301
00:21:21,480 --> 00:21:23,018
‫تنها کاری که کردم این بود که...

302
00:21:23,019 --> 00:21:26,275
‫جوری دلشو آروم کردم که شوهرش نمی‌تونست.

303
00:21:31,145 --> 00:21:34,891
‫می‌دونی که حقیقت رو میگم.

304
00:21:34,892 --> 00:21:37,449
‫معلومه که خانم هیوود عاشق توئه.

305
00:21:37,450 --> 00:21:39,900
‫به خودت اعتماد می‌کنی که همون بلایی
‫که سر لوسی آوردی رو سر اون نیاری؟

306
00:21:51,004 --> 00:21:54,261
‫تو لیاقت به زبون آوردن اسم اونا رو نداری.

307
00:22:07,464 --> 00:22:09,215
‫کم کم داشتم نگران میشدم...

308
00:22:09,216 --> 00:22:11,947
‫که نکنه نیای.

309
00:22:11,948 --> 00:22:14,224
‫مطمئنی که هنوز
‫می‌خوای با من ازدواج کنی؟

310
00:22:14,225 --> 00:22:17,515
‫با توجه به این که من...

311
00:22:17,516 --> 00:22:19,862
‫دختر دورگه‌ی برده‌ای هستم...

312
00:22:19,863 --> 00:22:23,050
‫که توطئه کرده ثروت مرد سفیدپوستی رو...

313
00:22:23,051 --> 00:22:25,851
‫به چنگ بیاره که حتی پدرم نیست.

314
00:22:25,852 --> 00:22:29,809
‫اینو توی دادگاه گفتی، مگه نه؟

315
00:22:29,810 --> 00:22:30,826
‫جورجیانا...

316
00:22:30,827 --> 00:22:32,821
‫و چون تو خواهرزاده‌ی اون هستی...

317
00:22:32,822 --> 00:22:35,343
‫ثروتم بیشتر از من سزاوار توئه.

318
00:22:40,982 --> 00:22:42,347
‫میشه حرف بزنیم...

319
00:22:42,348 --> 00:22:44,028
‫این همیشه نقشه‌ی تو بود.

320
00:22:44,029 --> 00:22:45,675
‫شکایت تو شکست خورد،

321
00:22:45,676 --> 00:22:48,757
‫برای همین خواستی با ازدواج
‫با من پولم رو به دست بیاری.

322
00:22:50,544 --> 00:22:52,084
‫هیچ کدوم از حرفات حقیقت داشت؟

323
00:22:52,085 --> 00:22:53,346
‫آره!

324
00:22:55,623 --> 00:22:57,022
‫هر چه‌قدر بیشتر تو رو می‌شناختم،

325
00:22:57,023 --> 00:23:00,036
‫بیشتر از ته دل تحسینت می‌کردم.

326
00:23:01,471 --> 00:23:02,522
‫هیچ چیزی عوض نشده.

327
00:23:02,523 --> 00:23:03,992
‫ما هنوز می‌تونیم ازدواج کنیم،

328
00:23:03,993 --> 00:23:06,129
‫هنوز می‌تونیم به کل دنیا سفر کنیم.

329
00:23:06,130 --> 00:23:09,071
‫واقعا می‌خوای این‌جا بمونی؟

330
00:23:09,072 --> 00:23:12,082
‫توی این محیط خفقان آور، با این آدمای مضحک؟

331
00:23:12,083 --> 00:23:14,219
‫ما شاید مضحک باشیم،

332
00:23:14,220 --> 00:23:16,216
‫آقای لاکهارت،

333
00:23:16,217 --> 00:23:21,540
‫اما حداقل صادق و بی‌ریا هستیم.

334
00:23:22,731 --> 00:23:25,707
‫این آدما به من محبتی نشون دادن...

335
00:23:25,708 --> 00:23:27,002
‫که مردی مثل تو عمرا بفهمه.

336
00:23:27,003 --> 00:23:29,314
‫این‌جا رو ترک کن، آقای لاکهارت.

337
00:23:29,315 --> 00:23:31,557
‫همین حالا.

338
00:23:41,468 --> 00:23:43,393
‫من در نظر گرفتم که...

339
00:23:43,394 --> 00:23:47,281
‫چه مجازاتی مناسب جرم توئه.

340
00:23:47,282 --> 00:23:49,523
‫من زحمتت رو کم می‌کنم.

341
00:23:49,524 --> 00:23:51,836
‫فکر کنم برای همیشه از این خانواده طرد شدم.

342
00:23:52,781 --> 00:23:53,937
‫چه فایده‌ای داره...

343
00:23:53,938 --> 00:23:56,353
‫که تو رو بندازم بیرون...

344
00:23:56,354 --> 00:24:00,241
‫وقتی که توی بی‌ارزش و
‫پست دوباره برمی‌گردی؟

345
00:24:01,362 --> 00:24:03,742
‫پس به جای اون من پیشنهاد...

346
00:24:03,744 --> 00:24:06,299
‫یه برنامه‌ی قاطعانه
‫برای اصلاح رو بهت میدم.

347
00:24:06,300 --> 00:24:11,378
‫تو مشغول به اعمال شاقه، تعلیمات دینی...

348
00:24:11,379 --> 00:24:14,494
‫و هر تحقیر روزانه‌ای که بتونم...

349
00:24:14,495 --> 00:24:16,632
‫ابداع کنم میشی.

350
00:24:16,633 --> 00:24:18,382
‫و در عوض،

351
00:24:18,383 --> 00:24:22,655
‫وقتی باور کردم که واقعا توبه کردی،

352
00:24:22,656 --> 00:24:24,547
‫در نظر می‌گیرم که...

353
00:24:24,548 --> 00:24:28,225
‫یه پول تو جیبی مختصری بهت بدم.

354
00:24:35,790 --> 00:24:39,118
‫ترجیح میدم توی جنگ کشته بشم.

355
00:24:55,544 --> 00:24:57,329
‫حالا که ما به یه...

356
00:24:57,330 --> 00:25:00,446
‫مزاحم فریبکار رسیدگی کردیم، نوبت اون یکیه.

357
00:25:00,447 --> 00:25:02,443
‫اما چطور؟

358
00:25:02,444 --> 00:25:04,754
‫اگه سیدنی این‌جا به جای من...

359
00:25:04,755 --> 00:25:08,748
‫ایستاده بود چی می‌گفت؟

360
00:25:10,359 --> 00:25:11,934
‫به من می‌گفت تنها راه پیروزی...

361
00:25:11,935 --> 00:25:15,366
‫در برابر مردی مثل سرهنگ...

362
00:25:15,367 --> 00:25:17,154
‫اینه که توی بازی خودش شکستش بدم.

363
00:26:02,404 --> 00:26:05,836
‫تو خیلی ما رو نگران کردی، دوشیزه کلبورن.

364
00:26:13,717 --> 00:26:15,782
‫آقای کلبورن؟

365
00:26:15,783 --> 00:26:18,304
‫اون می‌خواست با سرهنگ لنکس حرف بزنه.

366
00:26:18,305 --> 00:26:20,195
‫اما مشکلی که پیش نیومد؟

367
00:26:20,196 --> 00:26:24,714
‫مشکلی پیش نیومد.

368
00:26:31,544 --> 00:26:34,800
‫لاکهارت برای من یه رسواییه.

369
00:26:34,801 --> 00:26:36,902
‫کاش زودتر متوجه فریبش می‌شدم.

370
00:26:36,903 --> 00:26:39,108
‫جورجیانا،

371
00:26:39,109 --> 00:26:41,211
‫یه چیز دیگه‌ای هست که باید بدونی.

372
00:26:42,506 --> 00:26:45,657
‫یه چیزی که سیدنی توی نامه‌ی
‫خودش به تام بهش اشاره کرده بود.

373
00:26:45,658 --> 00:26:48,249
‫چیه؟

374
00:26:48,250 --> 00:26:52,137
‫در فرایند دفاع در برابر آقای لاکهارت...

375
00:26:52,138 --> 00:26:57,496
‫سیدنی متوجه شد که
‫برخلاف چیزی که باور داری،

376
00:26:57,497 --> 00:27:01,208
‫مادرت وقتی بچه بودی نمرده.

377
00:27:01,209 --> 00:27:03,519
‫تا همین ۵ سال پیش...

378
00:27:03,520 --> 00:27:07,652
‫اون هنوز امیدوار بوده
‫که دوباره تو رو ببینه.

379
00:27:07,653 --> 00:27:09,894
‫اون اینو برات گذاشته
‫که اونو به یاد داشته باشی.

380
00:27:24,080 --> 00:27:25,235
‫سیدنی سعی کرد که...

381
00:27:25,237 --> 00:27:28,351
‫محل کنونی مادرت رو پیدا کنه،

382
00:27:28,352 --> 00:27:30,628
‫اما موفق نشد.

383
00:27:30,629 --> 00:27:33,535
‫اما کاملا ممکنه که...

384
00:27:33,536 --> 00:27:35,953
‫اون هنوز زنده باشه.

385
00:27:42,607 --> 00:27:45,933
‫عزیزم...

386
00:27:48,841 --> 00:27:49,857
‫سرهنگ.

387
00:27:49,858 --> 00:27:51,852
‫الان حوصله‌ی حرف زدن ندارم، پارکر.

388
00:27:51,853 --> 00:27:55,040
‫متاسفم، حرفی که می‌خوام بزنم فوریه.

389
00:27:56,757 --> 00:27:58,927
‫تو و افرادت از در دوستی وارد شدید...

390
00:27:58,928 --> 00:28:00,854
‫و از این شهر...

391
00:28:00,855 --> 00:28:02,359
‫سوءاستفاده کردید.

392
00:28:02,360 --> 00:28:04,741
‫تو با دوشیزه هیوود رفتار زشتی داشتی.

393
00:28:04,742 --> 00:28:07,122
‫تو به من و خانواده‌ام توهین کردی.

394
00:28:07,123 --> 00:28:09,820
‫و من چنین چیزی رو تحمل نمی‌کنم.

395
00:28:11,607 --> 00:28:15,843
‫می‌خوای چه کار کنی؟

396
00:28:15,844 --> 00:28:20,992
‫تو ادعا می‌کنی مرد با شرافتی هستی.

397
00:28:20,993 --> 00:28:22,324
‫من حالا ازت می‌خوام که اینو ثابت کنی.

398
00:28:26,807 --> 00:28:28,522
‫تو...

399
00:28:28,523 --> 00:28:30,064
‫تو داری منو با یه دوئل به چالش می‌کشی؟

400
00:28:33,356 --> 00:28:35,772
‫این پولی هست که بهت بدهکارم.

401
00:28:35,773 --> 00:28:38,433
‫۱۰۰ پوند.

402
00:28:38,434 --> 00:28:40,991
‫می‌تونی همین الان بگیریش.

403
00:28:40,992 --> 00:28:42,077
‫یا...

404
00:28:42,078 --> 00:28:43,687
‫یا؟

405
00:28:43,688 --> 00:28:47,225
‫می‌تونی شرط منو قبول کنی.

406
00:28:47,226 --> 00:28:48,242
‫شرایطش چیه؟

407
00:28:48,243 --> 00:28:52,444
‫اگه بردی، پول ما رو نگه دار،

408
00:28:52,445 --> 00:28:55,140
‫و من خودم بدهی مغازه‌دارها
‫رو پرداخت می‌کنم.

409
00:28:55,141 --> 00:28:56,436
‫اگه تو بردی چی؟

410
00:28:56,437 --> 00:28:58,187
‫در این صورت تو بدهی خودت رو...

411
00:28:58,188 --> 00:28:59,693
‫تا قرون آخر به شهر پرداخت می‌کنی،

412
00:28:59,695 --> 00:29:01,304
‫و بدهی من به خودت رو پاک می‌کنی...

413
00:29:01,305 --> 00:29:04,423
‫و سندیتون رو ترک می‌کنی و
‫هیچ وقت به اون برنمی‌گردی.

414
00:29:08,555 --> 00:29:10,621
‫خیلی خب.

415
00:29:10,622 --> 00:29:11,636
‫یه دور تاس بازی می‌کنیم.

416
00:29:11,637 --> 00:29:12,898
‫اه...

417
00:29:13,984 --> 00:29:15,874
‫نه.

418
00:29:15,875 --> 00:29:19,201
‫این بار ما بازی رو انتخاب می‌کنیم.

419
00:29:59,515 --> 00:30:01,720
‫سرهنگ.

420
00:30:01,721 --> 00:30:04,627
‫دستت رو رو می‌کنی
‫یا یه ورق دیگه می‌خوای؟

421
00:30:18,357 --> 00:30:20,808
‫من و برادر مرحومم هیچ
‫وقت نمی‌تونستیم در مورد...

422
00:30:20,810 --> 00:30:21,930
‫ذات این بازی توافق کنیم.

423
00:30:21,931 --> 00:30:27,042
‫من همیشه فکر می‌کردم این بازی شانسیه.

424
00:30:27,043 --> 00:30:31,175
‫اما اون ادعا می‌کرد که برای
‫برنده شدن فکر و نقشه لازمه.

425
00:30:31,176 --> 00:30:35,062
‫اگه من به شانس امید
‫می‌بستم تا الان مرده بودم.

426
00:30:35,063 --> 00:30:37,831
‫همین‌طور اکثر افرادم.

427
00:30:50,789 --> 00:30:52,541
‫تام.

428
00:31:06,970 --> 00:31:07,986
‫با این حال،

429
00:31:07,988 --> 00:31:10,262
‫من حالا یه بار هم در
‫برابر سیدنی برنده نشدم.

430
00:31:12,049 --> 00:31:14,429
‫پس باید اعتراف کنم که شاید حق با اون بوده.

431
00:31:40,733 --> 00:31:42,567
‫۲۰.

432
00:31:42,568 --> 00:31:44,694
‫خب، سرهنگ.

433
00:31:44,695 --> 00:31:46,321
‫می‌تونی با من مقابله کنی؟

434
00:31:46,322 --> 00:31:48,692
‫یا تسلیم میشی؟

435
00:32:00,586 --> 00:32:01,753
‫۱۹.

436
00:32:01,754 --> 00:32:03,151
‫آقای پارکر برنده شد.

437
00:32:10,899 --> 00:32:12,364
‫بفرما.

438
00:32:12,365 --> 00:32:15,330
‫بیا.

439
00:32:15,332 --> 00:32:18,298
‫خانواده‌هاتون رو سیر کنید.

440
00:32:20,392 --> 00:32:23,149
‫تو نام پارکر رو سربلند کردی.

441
00:32:23,150 --> 00:32:25,034
‫تو سیدنی رو سربلند کردی.

442
00:32:25,035 --> 00:32:27,163
‫نه آرتور، هر دوی ما این‌کارو کردیم.

443
00:32:37,495 --> 00:32:39,029
‫ماه عسلت کوتاه بود، دنهم؟

444
00:32:39,030 --> 00:32:40,670
‫به این نتیجه رسیدم که
‫ازدواج به درد من نمی‌خوره.

445
00:32:40,671 --> 00:32:42,940
‫دنهم!

446
00:32:44,336 --> 00:32:49,186
‫خاله‌ی تو با یه نامه منو
‫از عمل اخیرت آگاه کرد.

447
00:32:49,187 --> 00:32:52,573
‫و گفت که نمی‌تونی حق
‫کمیسیون خودت رو پرداخت کنی.

448
00:32:55,296 --> 00:32:59,204
‫تو برای خودت و گروهان مایه‌ی ننگی!

449
00:33:01,299 --> 00:33:05,730
‫تو لیاقت اینو نداری که اسم
‫خودت رو بذاری افسر ارتش.

450
00:33:05,731 --> 00:33:07,406
‫از سر راهم برید کنار!

451
00:33:20,809 --> 00:33:23,567
‫دلمون برای حضور پرشورت تنگ میشه.

452
00:33:24,614 --> 00:33:25,661
‫همیشه قدمت روی چشم ماست.

453
00:33:25,662 --> 00:33:27,440
‫دلمون برات تنگ میشه، عزیزم.

454
00:33:27,441 --> 00:33:30,442
‫منم دلم خیلی برای همه‌ی شما تنگ میشه.

455
00:33:32,222 --> 00:33:33,932
‫حداقل هفته‌ای یه بار
‫باید برام نامه‌ بنویسید.

456
00:33:33,933 --> 00:33:35,085
‫متاسفم که نتونستی...

457
00:33:35,086 --> 00:33:37,108
‫با کاپیتان فریزر خداحافظی کنی.

458
00:33:37,109 --> 00:33:39,621
‫راستش همین یکم پیش به من سر زد.

459
00:33:39,622 --> 00:33:41,366
‫چی گفت؟

460
00:33:41,367 --> 00:33:44,053
‫اون گفت رفته رفته منو
‫دوست خوب خودش می‌دونه.

461
00:33:44,054 --> 00:33:45,519
‫دوست؟

462
00:33:45,520 --> 00:33:47,544
‫و اون یه هدیه‌ی کوچیکی
‫به من داد تا به یادش باشم،

463
00:33:47,545 --> 00:33:51,348
‫اما ازم قول گرفت تا به
‫خونه نرسیدم بازش نکنم.

464
00:34:08,173 --> 00:34:10,929
‫این یه کتاب شعره.

465
00:34:10,930 --> 00:34:14,070
‫با یه گل، یه صفحه مشخص شده.

466
00:34:15,571 --> 00:34:18,538
‫این شعریه که ویلیام برام فرستاد.

467
00:34:18,539 --> 00:34:21,329
‫"چهره‌ی او مثل یه گل زیبا شکفت...

468
00:34:21,330 --> 00:34:25,972
‫و در جا دل منو ربود."

469
00:34:27,822 --> 00:34:29,253
‫ولی این شعر ویلیام نبود.

470
00:34:29,254 --> 00:34:33,372
‫این شعر کاپیتان فریزر بود.

471
00:34:36,444 --> 00:34:38,292
‫همیشه شعرا از طرف اون بود.

472
00:34:38,293 --> 00:34:40,422
‫این از روی دوستی
‫به تو داده نشده، آلیسون.

473
00:34:54,732 --> 00:34:57,349
‫من چی بهش بگم؟

474
00:34:57,350 --> 00:34:59,234
‫بهش بگو که اون دل
‫تو رو به دست آورده...

475
00:34:59,235 --> 00:35:02,236
‫همون‌جوری که تو دل اونو به دست آوردی.

476
00:35:02,237 --> 00:35:05,586
‫امکان داره که دل خواهر
‫بدبین من نرم شده باشه؟

477
00:35:18,501 --> 00:35:19,514
‫ببخشید،‌ آقا.

478
00:35:19,515 --> 00:35:21,432
‫من دنبال کاپیتان فریزر می‌گردم.

479
00:35:21,433 --> 00:35:23,143
‫اون رفته، خانم.

480
00:35:23,144 --> 00:35:24,748
‫همه‌شون رفتن.

481
00:35:24,749 --> 00:35:26,407
‫به هند منتقل شدن.

482
00:35:38,763 --> 00:35:41,039
‫هند؟

483
00:35:57,948 --> 00:36:01,660
‫همه‌ی ترس‌های من در
‫مورد این‌که اون منو ترک کنه...

484
00:36:01,661 --> 00:36:02,702
‫این‌که دیگه منو دوست نداشته باشه،

485
00:36:02,703 --> 00:36:04,767
‫همه‌ی اونا...

486
00:36:04,769 --> 00:36:07,165
‫توهماتی توی ذهنم بودن، نه چیز دیگه.

487
00:36:07,166 --> 00:36:09,333
‫توهماتی که توسط خودم
‫و ادوارد ایجاد شده بودند.

488
00:36:11,962 --> 00:36:15,715
‫ادوارد از تو سوءاستفاده کرد.

489
00:36:15,716 --> 00:36:16,966
‫اون هیچ احساسی نداره.

490
00:36:16,967 --> 00:36:19,469
‫من هیچ فرقی با اون ندارم.

491
00:36:19,470 --> 00:36:22,939
‫من دیدم که چطور به جورج نگاه می‌کنی.

492
00:36:25,147 --> 00:36:29,105
‫تا حالا چنین عشقی رو
‫تجربه نکرده بودم، استر.

493
00:36:29,106 --> 00:36:31,768
‫به قدری شدیده که منو می‌ترسونه.

494
00:36:31,769 --> 00:36:36,429
‫امیدوارم یه روزی خودت اینو تجربه کنی.

495
00:36:36,430 --> 00:36:39,232
‫چنین چیزی مقدر من نیست.

496
00:36:39,233 --> 00:36:41,124
‫همه‌ی گیاها و تنتورهای
‫دنیا نمی‌تونن به من کمک کنن.

497
00:36:41,125 --> 00:36:44,313
‫باید با چنین چیزی کنار بیام.

498
00:36:44,314 --> 00:36:48,658
‫بانو دنهم لطف کرد و به
‫من پیشنهاد داد که توی یه کلبه...

499
00:36:48,659 --> 00:36:51,426
‫در یه ملک توی کامبریا اقامت کنم،

500
00:36:51,428 --> 00:36:55,911
‫به دور از چشم‌های کنجکاو و احتمال رسوایی.

501
00:36:55,912 --> 00:36:57,488
‫تو اینو قبول می‌کنی؟

502
00:36:57,489 --> 00:37:01,062
‫اگه قبول کنم جورج چطوری قراره زندگی کنه؟

503
00:37:01,063 --> 00:37:05,477
‫در حالی بزرگ میشه که مایل‌ها از هر
‫جایی فاصله داره و فقط من کنارش هستم.

504
00:37:05,478 --> 00:37:08,036
‫اگه بهش عشق ورزیده بشه،

505
00:37:08,037 --> 00:37:10,910
‫بقیه چیزا چه اهمیتی دارن؟

506
00:37:20,056 --> 00:37:21,948
‫ما بهش نرسیدیم.

507
00:37:26,223 --> 00:37:27,485
‫اه.

508
00:37:28,991 --> 00:37:31,128
‫اومد.

509
00:37:32,355 --> 00:37:36,699
‫چه اتفاق عجیبی، مگه نه؟

510
00:37:36,700 --> 00:37:40,063
‫هر کدوم از شما دنبال اون یکی بودین.

511
00:37:42,271 --> 00:37:44,058
‫- توماس؟
‫- بله، عزیزم؟

512
00:37:46,056 --> 00:37:47,912
‫اه! بله.

513
00:37:47,913 --> 00:37:51,102
‫بله، بیا آرتور، ما باید... آره...

514
00:37:54,011 --> 00:37:56,743
‫به من گفتن که گروهان تو رفته.

515
00:37:56,744 --> 00:37:57,795
‫اونا رفتن.

516
00:37:57,796 --> 00:38:00,527
‫من استعفا دادم.

517
00:38:00,528 --> 00:38:02,910
‫می‌خوای چه کار کنی؟

518
00:38:02,911 --> 00:38:05,503
‫نمی‌دونم.

519
00:38:05,504 --> 00:38:07,221
‫خانواده‌ی من توی ایرلند کشاورزن.

520
00:38:12,688 --> 00:38:15,035
‫این چیش خنده‌داره؟

521
00:38:18,294 --> 00:38:22,638
‫من همیشه مصمم بودم
‫که زن یه کشاورز نشم.

522
00:38:22,639 --> 00:38:26,072
‫به نظر میاد تصور بدی در مورد اونا داری.

523
00:38:26,073 --> 00:38:29,717
‫من کتابت رو باز کردم.

524
00:38:29,718 --> 00:38:30,839
‫اعتماد منو شدیدا خدشه دار کردی،

525
00:38:30,840 --> 00:38:33,010
‫چون به طور صریح بهت
‫گفته بودم که این‌کارو نکنی.

526
00:38:33,011 --> 00:38:34,727
‫من هیچ وقت نمی‌تونستم حدس بزنم...

527
00:38:34,728 --> 00:38:38,864
‫که کاپیتان فریزر خشن
‫یه روح شعر دوست داره.

528
00:38:40,720 --> 00:38:43,488
‫چون احمقم...

529
00:38:43,489 --> 00:38:45,660
‫با خودم جنگیدم که
‫احساساتم رو از تو مخفی کنم،

530
00:38:45,661 --> 00:38:49,515
‫فکر می‌کردم اون احساسات بیهوده هستند.

531
00:38:49,516 --> 00:38:52,703
‫هیچ وقت به خودم اجازه ندادم
‫که امید داشته باشم تو بتونی...

532
00:38:52,704 --> 00:38:57,049
‫یه سرباز زمخت و جنگ
‫دیده رو دوست داشته باشی.

533
00:38:57,050 --> 00:38:59,572
‫اما آلیسون عزیزتر از جونم،

534
00:38:59,573 --> 00:39:03,286
‫من حالا در مقابل تو
‫ایستادم و ازت می‌خوام...

535
00:39:03,287 --> 00:39:08,647
‫که به من بزرگترین افتخار دنیا رو بدی،

536
00:39:08,648 --> 00:39:10,611
‫تا شوهر عاشق پیشه‌ی تو بشم.

537
00:39:12,012 --> 00:39:13,029
‫بله.

538
00:39:13,030 --> 00:39:14,499
‫بله! بله!

539
00:39:14,500 --> 00:39:16,393
‫۱۰۰ هزار بار بله!

540
00:39:45,161 --> 00:39:47,018
‫کلارا؟

541
00:39:53,045 --> 00:39:55,042
‫اه...

542
00:40:06,606 --> 00:40:10,565
‫منو سختگیرانه قضاوت نکن.

543
00:40:10,566 --> 00:40:15,540
‫واقعیت اینه که بعضی از ما
‫برامون مقدر شده که مادر باشیم،

544
00:40:15,541 --> 00:40:18,625
‫و تقدیر بعضی‌هامون این‌طور نیست.

545
00:40:18,626 --> 00:40:22,549
‫اون بچه الان برای توئه، استر.

546
00:40:22,550 --> 00:40:26,929
‫تو به اون زندگی‌ای رو
‫میدی که من هیچ وقت نتونستم.

547
00:40:26,930 --> 00:40:30,153
‫تو مادری میشی که اون لایقشه.

548
00:40:47,990 --> 00:40:49,217
‫خانم ویتلی.

549
00:40:49,218 --> 00:40:50,582
‫صبح بخیر، خانم هیوود.

550
00:40:50,583 --> 00:40:53,421
‫دانش‌آموزای تو بیرون هستن...

551
00:40:53,422 --> 00:40:55,453
‫و دارن با آقای کلبورن صبحونه می‌خورن.

552
00:40:55,454 --> 00:40:57,100
‫با هم؟

553
00:40:57,101 --> 00:41:00,638
‫انگار معجزه شده.

554
00:41:02,602 --> 00:41:06,525
‫لونا به من میگه که تنهاست.

555
00:41:06,526 --> 00:41:10,556
‫و دوست داره یه دوست سگ داشته باشه.

556
00:41:10,557 --> 00:41:12,658
‫خودش اینو به من گفت.

557
00:41:12,659 --> 00:41:15,392
‫فکر کنم یه سگ نژاد لورچر دیگه خوب باشه.

558
00:41:16,408 --> 00:41:18,195
‫من از نژاد ماستیف خوشم میاد.

559
00:41:20,087 --> 00:41:21,734
‫انتخاب خوبی بود، لئو.

560
00:41:23,277 --> 00:41:24,958
‫خانم هیوود!

561
00:41:24,959 --> 00:41:27,725
‫ما قراره یه سگ جدید بگیریم.

562
00:41:27,726 --> 00:41:29,232
‫چه هیجان انگیز!

563
00:41:29,233 --> 00:41:31,300
‫خانم هیوود.

564
00:41:31,301 --> 00:41:33,227
‫می‌خواستم بدونم که میشه...

565
00:41:33,228 --> 00:41:36,241
‫خصوصی صحبت کنیم.

566
00:41:38,029 --> 00:41:40,307
‫البته.

567
00:41:43,495 --> 00:41:45,893
‫فکر نکنم نظرت در مورد
‫ازدواج با من عوض بشه.

568
00:41:46,999 --> 00:41:50,677
‫اگه این‌کارو بکنی دیگه لازم
‫نیست با این قضیه سر و کله بزنم.

569
00:41:50,678 --> 00:41:54,147
‫ممنون، اما دوباره باید
‫این درخواست رو رد کنم.

570
00:41:55,619 --> 00:41:59,123
‫بیشتر از هر وقت دیگه‌ای قانع
‫شدم که ازدواج به درد من نمی‌خوره.

571
00:41:59,124 --> 00:42:02,697
‫بگذریم، من شدیدا باور دارم که شخص مناسب...

572
00:42:02,698 --> 00:42:03,959
‫اون‌‌جا منتظر توئه.

573
00:42:06,167 --> 00:42:07,639
‫وسط دریا؟

574
00:42:11,213 --> 00:42:13,140
‫مثال زدم.

575
00:42:15,873 --> 00:42:19,271
‫می‌دونی، من خودمو سرزنش می‌کنم.

576
00:42:19,272 --> 00:42:20,742
‫به‌خاطر لاکهارت.

577
00:42:20,743 --> 00:42:25,193
‫تو نسبت به اون تردید داشتی و من
‫پافشاری کردم که اونا رو نادیده بگیری.

578
00:42:25,194 --> 00:42:29,013
‫اجازه دادم جذابیت اون منو گول بزنه.

579
00:42:30,940 --> 00:42:32,903
‫اون هر دوی ما رو فریب داد،‌ آرتور.

580
00:42:34,235 --> 00:42:36,127
‫تو مقصر نیستی.

581
00:42:37,563 --> 00:42:40,646
‫و اون الان رفته.

582
00:42:40,647 --> 00:42:43,940
‫بیا دیگه هیچ وقت بهش فکر نکنیم.

583
00:42:45,763 --> 00:42:49,267
‫به این فکر کردی که چه کار می‌خوای بکنی...

584
00:42:49,268 --> 00:42:50,773
‫وقتی به سن قانونی برسی...

585
00:42:50,774 --> 00:42:53,892
‫و میراثی که داری بهت برسه؟

586
00:42:53,893 --> 00:42:56,941
‫فعلا تنها فکری که توی
‫سرمه پیدا کردن مادرمه.

587
00:42:56,942 --> 00:43:01,110
‫و فکرم در مورد جایی که می‌خوام برم عجیبه.

588
00:43:01,111 --> 00:43:02,442
‫با این‌که مشتاق بودم از سندیتون فرار کنم،

589
00:43:02,443 --> 00:43:04,263
‫کم کم دارم به این نتیجه میرسم
‫که شاید خوب باشه یکم دیگه بمونم.

590
00:43:04,264 --> 00:43:06,261
‫باید بمونی!

591
00:43:06,262 --> 00:43:07,349
‫بالاخره،

592
00:43:07,350 --> 00:43:10,221
‫تو بخشی از خانواده‌ی ما هستی.

593
00:43:10,222 --> 00:43:11,904
‫یه پارکر افتخاری!

594
00:43:26,271 --> 00:43:27,341
‫خانم هیوود...

595
00:43:30,609 --> 00:43:33,402
‫من به تو یه عذرخواهی بدهکارم.

596
00:43:33,403 --> 00:43:35,530
‫برای چی؟

597
00:43:35,531 --> 00:43:37,965
‫رفتار من قابل بخشش نبوده.

598
00:43:37,966 --> 00:43:41,409
‫من دوبار اجازه دادم که
‫احساساتم به من غلبه کنند.

599
00:43:41,410 --> 00:43:44,574
‫دوبار در مورد تو از موقعیتم به
‫عنوان کارفرما سوءاستفاده کردم.

600
00:43:46,940 --> 00:43:49,825
‫جوری میگی که انگار
‫من هیچ تقصیری نداشتم.

601
00:43:49,826 --> 00:43:52,260
‫تو معلم سرخونه‌ی دخترا هستی
‫و من ارباب این عمارت هستم.

602
00:43:52,261 --> 00:43:53,687
‫من کارفرمای تو هستم.

603
00:43:55,982 --> 00:43:57,026
‫این رفتار عمیقا ناشایست بود...

604
00:43:57,027 --> 00:43:59,287
‫و من احساس پشیمونی و شرمندگی دارم.

605
00:44:02,034 --> 00:44:03,635
‫من برای تو فقط همینم؟

606
00:44:05,722 --> 00:44:08,329
‫یه عضو از خدمه‌ی خونه‌ات؟

607
00:44:08,330 --> 00:44:12,086
‫در چنین شرایطی، درک می‌کنم که موقعیت تو...

608
00:44:12,087 --> 00:44:13,269
‫توجیه ناپذیر شده...

609
00:44:13,270 --> 00:44:18,659
‫و می‌خوای که هر چه زودتر از این‌جا بری.

610
00:44:18,660 --> 00:44:21,268
‫امیدوارم تو دستمزد ارفاقی
‫۶ ماه آینده رو به عنوان...

611
00:44:21,269 --> 00:44:22,277
‫جبران خسارتت قبول کنی.

612
00:44:22,278 --> 00:44:25,616
‫پول برای من اهمیتی نداره!

613
00:44:28,156 --> 00:44:29,408
‫به دخترا چی میگی؟

614
00:44:30,799 --> 00:44:35,389
‫ما میگیم که با توجه به شرایط
‫تو به این نتیجه رسیدیم که...

615
00:44:35,390 --> 00:44:37,789
‫یه توافق مشترک انجام بدیم.

616
00:44:37,790 --> 00:44:39,667
‫نه.

617
00:44:39,668 --> 00:44:42,797
‫این تصمیم توئه.

618
00:44:42,798 --> 00:44:44,188
‫فقط تصمیم خودت.

619
00:44:57,998 --> 00:45:01,613
‫خانم هیوود!

620
00:45:12,223 --> 00:45:15,109
‫از این تصمیم پشیمون میشی.

621
00:45:15,110 --> 00:45:18,240
‫این‌جوری بهتره.

622
00:45:18,241 --> 00:45:21,404
‫به‌خاطر خودش.

623
00:45:21,405 --> 00:45:23,213
‫زاندر...

624
00:45:23,214 --> 00:45:25,126
‫دوباره خودت رو...

625
00:45:25,127 --> 00:45:27,422
‫منزوی نکن.

626
00:45:27,423 --> 00:45:28,675
‫خواهش می‌کنم.

627
00:45:41,682 --> 00:45:44,394
‫بانو بابینگتون عزیز.

628
00:45:44,395 --> 00:45:45,821
‫شنیدیم که می‌خوای بری.

629
00:45:45,822 --> 00:45:47,420
‫و ما یه لحظه هم درنگ
‫نکردیم برای این‌که بیایم...

630
00:45:47,421 --> 00:45:49,611
‫و برات آرزوی سلامتی در سفر کنیم.

631
00:45:49,612 --> 00:45:52,360
‫خب،‌ می‌تونستید بیخیال بشید.

632
00:45:52,361 --> 00:45:53,613
‫از هر دوی شما ممنونم.

633
00:45:57,891 --> 00:46:00,324
‫این کیه؟

634
00:46:00,325 --> 00:46:02,795
‫این جورجه.

635
00:46:04,812 --> 00:46:06,932
‫پسرم.

636
00:46:20,325 --> 00:46:21,403
‫چی بهش گفتی؟!

637
00:46:21,404 --> 00:46:22,863
‫به تو ربطی نداره.

638
00:46:22,864 --> 00:46:23,907
‫من دیدم که اون داره میره!

639
00:46:23,908 --> 00:46:26,966
‫یه چیزایی هست که تو متوجهش نیستی!

640
00:46:26,967 --> 00:46:31,940
‫من اینو می‌فهمم که اون
‫نور رو به‌ خونه‌ای آورد...

641
00:46:31,942 --> 00:46:34,723
‫که قبل این‌که بیاد توش فقط تاریکی بود.

642
00:46:34,724 --> 00:46:37,123
‫من اینو می‌فهمم که اون
‫ما رو دور هم جمع کرد.

643
00:46:37,124 --> 00:46:38,966
‫می‌دونم که به من و لئونورا اهمیت داد...

644
00:46:38,967 --> 00:46:41,644
‫که انگار خواهرای خودشیم!

645
00:46:41,645 --> 00:46:45,505
‫من می‌فهمم اون تو رو دوباره...

646
00:46:45,506 --> 00:46:48,741
‫یه انسان کرد.

647
00:46:49,923 --> 00:46:52,079
‫ما قراره برگردیم به قبل؟

648
00:46:52,080 --> 00:46:53,887
‫آگوستا!

649
00:46:53,888 --> 00:46:56,670
‫چیه که ازش این‌قدر ترسیدی،‌ شوهرخاله؟

650
00:46:56,671 --> 00:46:58,931
‫این که ما بالاخره خوشحال باشیم؟

651
00:46:58,932 --> 00:47:01,227
‫برو دنبالش! خواهش می‌کنم!

652
00:47:01,228 --> 00:47:02,756
‫ازش بخواه که برگرده!

653
00:47:02,757 --> 00:47:04,983
‫بهش بگو که اشتباه کردی!

654
00:47:04,984 --> 00:47:06,583
‫اگه به‌خاطر ما این کارو نمی‌کنی...

655
00:47:06,584 --> 00:47:08,356
‫به خاطر خودت انجامش بده.

656
00:47:37,331 --> 00:47:39,834
‫با زمانی که برای تفکر داشتم...

657
00:47:39,835 --> 00:47:42,026
‫تصمیم گرفتم که پیشنهادت رو قبول کنم.

658
00:47:43,313 --> 00:47:45,190
‫فکر می‌کردم که قبول کنی.

659
00:47:45,191 --> 00:47:47,624
‫به نظر می‌رسه زندان بدهکارها از
‫چنین شرایطی خیلی وحشتناک‌تر باشه.

660
00:47:47,625 --> 00:47:50,720
‫خیلی مطمئن نباش.

661
00:47:50,721 --> 00:47:53,711
‫و حالا که استر و کلارا
‫صحیح و سالم از این‌جا رفتن،

662
00:47:53,712 --> 00:47:57,468
‫تمرکز کامل من روی توئه.

663
00:47:57,469 --> 00:47:59,206
‫پسرم کجاست؟

664
00:47:59,207 --> 00:48:03,415
‫اون داره میره سراغ یه زندگی بهتر،

665
00:48:03,416 --> 00:48:07,972
‫از دست پدر پستش راحت شده.

666
00:48:13,572 --> 00:48:16,075
‫حداقل حالا که دیگه کار نمی‌کنی،

667
00:48:16,076 --> 00:48:17,849
‫ما می‌تونیم از بقیه‌ی تابستون لذت ببریم.

668
00:48:17,850 --> 00:48:20,666
‫پدرم انتظار داره برم خونه.

669
00:48:20,668 --> 00:48:24,214
‫دیگه تحملش تموم شده.

670
00:48:24,215 --> 00:48:25,224
‫تو ما رو به عنوان دوست‌هات داری.

671
00:48:25,225 --> 00:48:27,866
‫این دلیل کافی برای موندن نیست؟

672
00:48:27,867 --> 00:48:29,431
‫تو می‌تونی کمکم کنی مادرم رو پیدا کنم.

673
00:48:29,432 --> 00:48:31,797
‫امیدوارم همیشه با هم
‫دوست باشیم، جورجیانا،

674
00:48:31,798 --> 00:48:33,744
‫چه نزدیک هم باشیم و چه نباشیم.

675
00:48:33,745 --> 00:48:37,466
‫و البته هر کاری از دستم بر
‫بیاد انجامش میدم که اونو پیدا کنی

676
00:48:37,467 --> 00:48:39,936
‫تو به عروسی آلیسون دعوت میشی،

677
00:48:39,937 --> 00:48:42,822
‫پس طولی نمی‌کشه که ما همدیگه رو می‌بینیم.

678
00:48:42,823 --> 00:48:44,840
‫امیدوار بودم که بمونی.

679
00:48:44,841 --> 00:48:46,961
‫شارلوت.

680
00:48:46,962 --> 00:48:49,083
‫آقای کلبورن اومده تو رو ببینه.

681
00:48:53,084 --> 00:48:54,578
‫من در مورد...

682
00:48:54,579 --> 00:48:58,578
‫مکالمه‌ی خودمون فکر کردم، خانم هیوود.

683
00:48:58,579 --> 00:49:00,839
‫منم همین‌طور.

684
00:49:00,840 --> 00:49:03,100
‫اومدم بهت بگم از شرایطی که در اون...

685
00:49:03,101 --> 00:49:06,543
‫از هم جدا شدیم پشیمون هستم.

686
00:49:06,544 --> 00:49:09,708
‫تو کاملا واضح حرفت رو زدی.

687
00:49:09,709 --> 00:49:11,899
‫آگوستا از دست من عصبانیه و حقم داره.

688
00:49:11,900 --> 00:49:13,847
‫اون پافشاری کرد که من
‫سریعا بیام و با تو حرف بزنم.

689
00:49:13,848 --> 00:49:16,107
‫پس به‌خاطر درخواست آگوستا این‌جایی.

690
00:49:16,108 --> 00:49:17,292
‫نه خواست خودت؟

691
00:49:17,293 --> 00:49:20,212
‫نه.

692
00:49:20,213 --> 00:49:24,491
‫خونه همین الانش هم جای
‫خالی تو رو حس می‌کنه.

693
00:49:27,447 --> 00:49:28,873
‫و من اومدم ازت بخوام...

694
00:49:28,874 --> 00:49:31,273
‫من تصمیم گرفتم سندیتون
‫رو ترک کنم، آقای کلبورن.

695
00:49:34,508 --> 00:49:37,915
‫تو حرف درستی زدی.

696
00:49:37,916 --> 00:49:41,255
‫ما اجازه دادیم که
‫احساساتمون بر ما غلبه کنند.

697
00:49:42,543 --> 00:49:46,158
‫من احساسم رو با نوع
‫خاصی از علاقه اشتباه گرفتم.

698
00:49:46,159 --> 00:49:48,141
‫اما الان فهمیدم،

699
00:49:48,142 --> 00:49:49,950
‫هیچ وقت نمی‌تونم نسبت به مردی که...

700
00:49:49,951 --> 00:49:52,384
‫احترام کمی به من میذاره محبت داشته باشم.

701
00:49:55,098 --> 00:49:58,053
‫من خیلی دلم برای دخترا تنگ میشه.

702
00:49:58,055 --> 00:50:00,871
‫اما من نمی‌تونم معلم سرخونه‌ی شما باشم،

703
00:50:00,872 --> 00:50:03,967
‫اگه اومدی از من اینو بخوای.

704
00:50:13,359 --> 00:50:15,862
‫ممنونم...

705
00:50:15,863 --> 00:50:19,271
‫که این‌قدر صریح احساساتت رو گفتی.

706
00:50:45,113 --> 00:50:47,722
‫دیگه کافیه!

707
00:50:57,113 --> 00:51:02,365
‫آیا تو این مرد رو به
‫عنوان شوهر خود...

708
00:51:02,366 --> 00:51:06,503
‫برای زندگی با همدیگه تحت مشیت الهی...

709
00:51:06,504 --> 00:51:08,974
‫و برای سنت مقدس ازدواج می‌پذیری؟

710
00:51:11,061 --> 00:51:14,120
‫آیا از اون اطاعت می‌کنی...

711
00:51:14,121 --> 00:51:15,721
‫و بهش خدمت می‌کنی،

712
00:51:15,722 --> 00:51:18,677
‫بهش عشق می‌ورزی، احترام میگذاری...

713
00:51:18,678 --> 00:51:20,276
‫و بقیه رو...

714
00:51:20,277 --> 00:51:24,554
‫فراموش می‌کنی تا برای...

715
00:51:24,555 --> 00:51:26,328
‫باقی عمر هر دوتون...

716
00:51:26,329 --> 00:51:28,068
‫بهش وفادار باشی؟

717
00:51:28,069 --> 00:51:30,190
‫بله.

718
00:52:06,433 --> 00:52:08,067
‫ما تا کی این‌جا نیستیم، پدر؟

719
00:52:09,493 --> 00:52:12,832
‫نمی‌دونم.

720
00:52:14,084 --> 00:52:17,143
‫ما زیادی خودمون رو توی خونه محصور کردیم.

721
00:52:17,144 --> 00:52:19,405
‫ما به یه تغییر نیاز داریم.

722
00:52:19,406 --> 00:52:20,449
‫همه‌ی ما.

723
00:53:05,734 --> 00:53:08,446
‫تو باید به زودی بیای و با ما بمونی، عزیزم.

724
00:53:08,447 --> 00:53:10,533
‫همه‌ی اتاق‌های رو به دریای ما پره...

725
00:53:10,534 --> 00:53:12,272
‫حتی اونی که جورجیانا توش بود.

726
00:53:12,273 --> 00:53:14,602
‫سندیتون داره با سرعت زیادی پیشرفت می‌کنه.

727
00:53:14,603 --> 00:53:16,794
‫من برای تولد ۲۱
‫سالگیم جشن میگیرم.

728
00:53:16,795 --> 00:53:18,463
‫قول بده که برای اون جشن برگردی.

729
00:53:18,464 --> 00:53:19,750
‫ببخشید که مزاحم شدم،

730
00:53:19,751 --> 00:53:22,254
‫اما رقص بعدی به من قول داده شده.

731
00:53:22,255 --> 00:53:25,141
‫آقای رالف استارلینگ
‫رو به شما معرفی می‌کنم.

732
00:53:25,142 --> 00:53:27,993
‫شارلوت همیشه با شوق
‫زیادی از شما تعریف می‌کنه.

733
00:53:27,994 --> 00:53:30,115
‫فکر کنم اون خبر خوشحال‌کننده‌ی...

734
00:53:30,116 --> 00:53:31,402
‫ما رو بهتون گفته؟

735
00:53:31,403 --> 00:53:33,836
‫چه خبری؟

736
00:53:33,837 --> 00:53:36,236
‫من و رالف قراره با هم ازدواج کنیم.

737
00:53:41,503 --> 00:53:53,203
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

