﻿1
00:00:02,766 --> 00:00:05,199
‫انتظار نداشتم زندگیت این‌جوری بشه...

2
00:00:05,700 --> 00:00:07,632
‫که با یه کشاورز ازدواج کنی
‫و برگردی به روستای خودت.

3
00:00:09,933 --> 00:00:11,165
‫لوئیزا بررتون!

4
00:00:11,166 --> 00:00:12,732
‫تو یه پنی از پول اون مرد رو

5
00:00:12,733 --> 00:00:14,032
‫قبول نمی‌کنی.

6
00:00:14,033 --> 00:00:15,332
‫خانم مارکام.

7
00:00:15,333 --> 00:00:16,865
‫حرفای خوبی درموردت نمی‌زنن.

8
00:00:16,866 --> 00:00:17,932
‫ایشون آقای استارلینگه.

9
00:00:17,933 --> 00:00:20,932
‫من و اون قراره ازدواج کنیم.

10
00:00:20,933 --> 00:00:24,399
‫من وارث برحق ثروت
‫پدریت هستم.

11
00:00:24,400 --> 00:00:26,765
‫بهت پیشنهاد می‌کنم برای
‫خودت یه وکیل پیدا کنی.

12
00:00:26,923 --> 00:00:34,923
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

13
00:01:33,966 --> 00:01:37,732
‫شارلوت عزیز من،

14
00:01:37,733 --> 00:01:39,665
‫اینارو از بوته‌های کنار رودخونه چیدم.

15
00:01:39,666 --> 00:01:43,065
‫تو رو یاد خونه میندازن.

16
00:01:43,066 --> 00:01:45,432
‫امیدوارم مشکل جورجیانا خیلی زود...

17
00:01:45,433 --> 00:01:49,265
‫حل بشه و بتونی برگردی پیش من.

18
00:01:49,266 --> 00:01:52,099
‫دارم لحظه‌شماری
‫می‌کنم تا با هم ازدواج کنیم.

19
00:01:52,100 --> 00:01:55,265
‫تا اون موقع... رالف.

20
00:02:16,640 --> 00:02:20,507
[خدا پادشاه رو حفظ کنه]

21
00:02:21,533 --> 00:02:22,565
‫روز بخیر، آقای پارکر.

22
00:02:24,600 --> 00:02:26,032
‫روز بخیر، بانو دی کلمنت.

23
00:02:26,033 --> 00:02:28,265
‫برادرم ازم خواسته که مطمئن بشم...

24
00:02:28,266 --> 00:02:29,565
‫همه چیز در شأن پادشاه باشه.

25
00:02:32,466 --> 00:02:34,799
‫اینجا مراسم موسیقی برگزار میشه؟

26
00:02:34,800 --> 00:02:37,732
‫به نظرتون اعلی‌حضرت تایید می‌کنن؟

27
00:02:37,733 --> 00:02:39,965
‫چون بازدید ایشون واقعا
‫سندیتون رو معروف می‌کنه.

28
00:02:39,966 --> 00:02:41,832
‫شک ندارم.

29
00:02:41,833 --> 00:02:43,632
‫عالیه.

30
00:02:43,633 --> 00:02:44,999
‫عالیه!

31
00:02:45,000 --> 00:02:47,765
‫حالا، می‌تونم جسارت کنم برای
‫برنامه ازتون مشورت بخوام؟

32
00:02:47,766 --> 00:02:49,065
‫باعث افتخارمه.

33
00:02:49,066 --> 00:02:51,299
‫من می‌خوام مطمئن بشم سرگرمی شبانه

34
00:02:51,300 --> 00:02:54,099
‫مناسب ذائقه‌ی عالی اعلی‌حضرت باشه.

35
00:02:54,100 --> 00:02:56,532
‫در این مورد، ما ...

36
00:02:56,533 --> 00:02:58,799
‫سوپرانوی مشهور آمریکایی...

37
00:02:58,800 --> 00:03:01,165
‫خانم الیزابت گرین هورن رو انتخاب کردیم!

38
00:03:01,166 --> 00:03:04,465
‫وای، مرحبا، آقای پارکر.

39
00:03:04,466 --> 00:03:05,699
‫واقعا متبحرید.

40
00:03:05,700 --> 00:03:09,965
‫به نظرم: مراسم با یه
‫نی‌انبون تنها شروع بشه.

41
00:03:09,966 --> 00:03:15,099
‫یه هوای ملایم و موهوم،
‫که برفراز آب سفر می‌کنه.

42
00:03:15,100 --> 00:03:17,832
‫شما نی‌انبون دوست ندارین؟

43
00:03:17,833 --> 00:03:19,599
‫من تحسینشون می‌کنم.

44
00:03:19,600 --> 00:03:23,432
‫گرچه متاسفانه پادشاه اشتیاق من رو نداره.

45
00:03:24,433 --> 00:03:26,232
‫شاید یه ویولن بهتر باشه.

46
00:03:26,233 --> 00:03:28,865
‫ویولن دلنشین‌ترین ساز میشه.

47
00:03:30,500 --> 00:03:31,733
‫موفق باشید، آقای پارکر.
‫[به فرانسه]

48
00:03:34,500 --> 00:03:36,765
‫ما قول دادیم کمک کنیم.

49
00:03:36,766 --> 00:03:38,199
‫بله عزیزم، و کمک می‌کنیم،

50
00:03:38,200 --> 00:03:40,599
‫ولی هرکسی که از طرف جورجیانا پیشش رفتم

51
00:03:40,600 --> 00:03:41,832
‫درخواستم رو رد کرد.

52
00:03:41,833 --> 00:03:43,199
‫ولی مطمئنا شانس...

53
00:03:43,200 --> 00:03:46,032
‫برنده شدن توی چنین پرونده‌ای
‫اعتبار هر وکیلی رو بالا می‌بره.

54
00:03:46,033 --> 00:03:47,532
‫با این حال اونا یه بهونه می‌آوردن

55
00:03:47,533 --> 00:03:49,132
‫که خودشونو بکشن کنار.

56
00:03:49,133 --> 00:03:52,465
‫فقط لرد مونتاگ صادق
‫بود که علت اصلی رو گفت.

57
00:03:52,466 --> 00:03:53,865
‫علتش چیه؟

58
00:03:53,866 --> 00:03:57,665
‫کسی که برای رسیدگی به پرونده‌...

59
00:03:57,666 --> 00:04:00,965
‫منصوب شده، دیدگاهش به سود جورجیانا نیست.

60
00:04:00,966 --> 00:04:03,699
‫پس ارث جورجیانا به باد میره.

61
00:04:06,433 --> 00:04:07,865
‫وکیل دیگه‌ای درخواست اونو رد کرده.

62
00:04:07,866 --> 00:04:09,332
‫بله، متاسفانه.

63
00:04:09,333 --> 00:04:14,299
‫پس ما باید به گشتن ادامه بدیم.

64
00:04:23,033 --> 00:04:24,699
‫سر ادوارد،

65
00:04:24,700 --> 00:04:28,032
‫می‌بینم که مشغول کارهای امروزت هستی.

66
00:04:29,466 --> 00:04:32,265
‫من پیشرفتت رو تحت تعلیمات خودم...

67
00:04:32,266 --> 00:04:34,799
‫خیلی دلگرم‌کننده می‌بینم.

68
00:04:34,800 --> 00:04:36,332
‫ممنون، آقای هنکینز.

69
00:04:36,333 --> 00:04:38,199
‫این حرفتون منو امیدوار
‫می‌کنه که می‌تونم نجات پیدا کنم.

70
00:04:38,200 --> 00:04:42,032
‫- شک داری؟
‫- نه تنها شک، بلکه... ترس.

71
00:04:42,033 --> 00:04:44,199
‫تو راه زیادی اومدی.

72
00:04:44,200 --> 00:04:47,265
‫الان لازم نیست ناامید بشی.

73
00:04:50,100 --> 00:04:51,732
‫راستش، من به این فکر کردم که...

74
00:04:51,733 --> 00:04:53,199
‫افکارم رو بیارم روی کاغذ.

75
00:04:53,200 --> 00:04:54,599
‫چطور؟

76
00:04:54,600 --> 00:04:58,099
‫یه مراقبه در قالب یه شعر اعتراف‌گونه.

77
00:04:58,100 --> 00:05:00,165
‫میگن شعر پاک‌ترین شکل ادبیاته،

78
00:05:00,166 --> 00:05:05,365
‫بنابراین ممکنه فرصتی باشه که پاک‌ترین حالت
‫خودم رو بیان کنم و به آرامش برسم.

79
00:05:06,766 --> 00:05:08,899
‫باید صادق باشم.

80
00:05:08,900 --> 00:05:11,032
‫من از تغییراتی که ...

81
00:05:11,033 --> 00:05:13,365
‫توی تو ایجاد کردم، خوشحالم.

82
00:05:13,366 --> 00:05:17,132
‫شاید بتونی تحت تعالیم من
‫یه شعر میثاق گونه بنویسی.

83
00:05:17,133 --> 00:05:18,865
‫دقیقا، آقای هنکینز.

84
00:05:18,866 --> 00:05:22,265
‫من سپاس‌گزار تبحرتون هستم.

85
00:05:22,266 --> 00:05:24,232
‫برای فرصت تفکر و شعرسرایی،

86
00:05:24,233 --> 00:05:27,265
‫می‌خوام ازتون بخوام
‫بقیه روز برای خودم باشم.

87
00:05:27,266 --> 00:05:29,665
‫سر ادوارد، نظر من مثبته.

88
00:05:29,666 --> 00:05:31,499
‫همین الان برو، سریع دست به کار شو!

89
00:05:42,600 --> 00:05:44,932
‫تام خیلی سرسخته.

90
00:05:44,933 --> 00:05:46,565
‫اون حتما یه وکیل پیدا می‌کنه.

91
00:05:46,566 --> 00:05:48,365
‫تسلیم نمیشه.

92
00:05:48,366 --> 00:05:51,265
‫همه‌ي این وکلا فکر می‌کنن
‫سرنوشت من قطعی شده.

93
00:05:51,266 --> 00:05:54,032
‫اونا باید تجدید نظر کنن.

94
00:05:54,033 --> 00:05:55,965
‫من هیچ‌وقت تسلیم نمیشم.

95
00:05:55,966 --> 00:05:58,565
‫شاید اونا بدونن، لاکهارت...

96
00:05:58,566 --> 00:06:01,465
‫می‌خواد چه مدارکی رو، رو کنه؟

97
00:06:01,466 --> 00:06:03,599
‫این اونا رو راضی کرده
‫که پرونده‌ی منو قبول نکنن.

98
00:06:03,600 --> 00:06:05,965
‫پس ما باید محاکمه رو عقب بندازیم
‫که، تام وقت بیشتری داشته باشه...

99
00:06:05,966 --> 00:06:08,265
‫که درمورد معاملات
‫لاکهارت توی آنتیگا تحقیق کنه.

100
00:06:08,266 --> 00:06:11,132
‫اگه لاکهارت چیزی رو مخفی
‫کرده که قصد داره فاشش کنه،

101
00:06:11,133 --> 00:06:13,399
‫اون چیز حقیقت نیست.

102
00:06:13,400 --> 00:06:16,199
‫اون خود واقعیش رو از من مخفی کرده بود.

103
00:06:16,200 --> 00:06:17,665
‫به خدا...

104
00:06:17,666 --> 00:06:20,599
‫ما اونو به خاطر چیزی که هست رسوا می‌کنیم.

105
00:06:20,600 --> 00:06:22,399
‫اگر من ارث پدرم رو از دست بدم،

106
00:06:22,400 --> 00:06:25,532
‫استقلالم، جایگاهم توی
‫توی جامعه رو از دست میدم.

107
00:06:25,533 --> 00:06:28,799
‫و بدون اون موقعیت، چطور
‫امیدوار باشم مادرم رو پیدا کنم؟

108
00:06:28,800 --> 00:06:30,065
‫خانم هیوود!

109
00:06:30,066 --> 00:06:31,232
‫تو هنوز اینجایی!

110
00:06:31,233 --> 00:06:34,932
‫این یعنی شما همیشه اینجا می‌مونید؟

111
00:06:34,933 --> 00:06:37,399
‫خانم هیوود. خانم لمب.

112
00:06:37,400 --> 00:06:39,032
‫آروم باش، لئو.

113
00:06:39,033 --> 00:06:40,699
‫مزاحم خانم هیوود نشو.

114
00:06:40,700 --> 00:06:43,699
‫به‌خاطر قطع کردن صحبتتون ببخشیدش.

115
00:06:43,700 --> 00:06:45,732
‫اون انتظار نداشت شما رو ببینه،

116
00:06:45,733 --> 00:06:47,165
‫و معلومه که نمی‌تونه هیجانش رو کنترل کنه.

117
00:06:47,166 --> 00:06:49,799
‫من همیشه از دیدن
‫لئونورا و آگوستا خوشحال میشم.

118
00:06:49,800 --> 00:06:51,499
‫نیازی به عذرخواهی از طرف اونا نیست.

119
00:06:51,500 --> 00:06:53,399
‫پس این کارو نمی‌کنم.

120
00:06:53,400 --> 00:06:55,165
‫روز بخیر، خانم‌ها.

121
00:06:55,166 --> 00:06:56,299
‫از چایتون لذت ببرین.

122
00:07:09,300 --> 00:07:10,965
‫برگشتنم به ویلینگدن رو عقب میندازم.

123
00:07:10,966 --> 00:07:12,665
‫ولی رالف چی میشه؟

124
00:07:12,666 --> 00:07:14,132
‫اون درک می‌کنه.

125
00:07:14,133 --> 00:07:15,565
‫چطور می‌تونم تنهات بذارم تا وقتی که...

126
00:07:15,566 --> 00:07:17,433
‫این موضوع وحشتناک حل نشه؟

127
00:07:19,933 --> 00:07:22,365
‫من باور نمی‌کنم که توی انگلیس یه وکیل...

128
00:07:22,366 --> 00:07:24,399
‫شجاعت قبول کردن
‫پرونده‌ی تو رو نداشته باشه.

129
00:07:24,400 --> 00:07:26,899
‫تو باید یه نامه بنویسی

130
00:07:26,900 --> 00:07:27,965
‫جزئیات بی عدالتی رو توضیح بدی و

131
00:07:27,966 --> 00:07:30,065
‫توجه‌ها رو به پرونده‌ت جلب کنی.

132
00:07:30,066 --> 00:07:31,432
‫به کجا بفرستم؟

133
00:07:31,433 --> 00:07:32,965
‫روزنامه‌ها: "کرونیکل" یا "تایمز".

134
00:07:32,966 --> 00:07:35,265
‫ما باید یه نوری توی
‫این بی‌عدالتی روشن کنیم.

135
00:07:35,266 --> 00:07:37,065
‫اگر تو وکیلم بودی قطعا برنده می‌شدم.

136
00:07:38,800 --> 00:07:41,532
‫اگر شایعه درست باشه،

137
00:07:41,533 --> 00:07:43,432
‫خانم لمب به زودی بی‌پول میشه.

138
00:07:43,433 --> 00:07:46,199
‫شاید کار عاقلانه این باشه که تا وقتی...

139
00:07:46,200 --> 00:07:48,365
‫آینده‌اش روشن نشده از
‫ارتباط باهاش خودداری کنی.

140
00:07:48,366 --> 00:07:49,899
‫اگر حقیقتی در این شایعات باشه،

141
00:07:49,900 --> 00:07:52,900
‫وجدانم قبول نمی‌کنه ولش کنم.

142
00:07:54,666 --> 00:07:56,599
‫اگر پرونده‌ای باشه، هنوز بهش رسیدگی نشده،

143
00:07:56,600 --> 00:07:59,232
‫چطور این شایعات انقدر مطمئن
‫هستن که اون ثروتش رو از دست میده؟

144
00:07:59,233 --> 00:08:00,732
‫معلومه که از دست میده.

145
00:08:00,733 --> 00:08:01,999
‫من چیزی از بازی روزگار به شما یاد ندادم؟

146
00:08:02,000 --> 00:08:03,899
‫تو همه چیزو به ما یاد دادی، مادر.

147
00:08:03,900 --> 00:08:06,065
‫به‌خاطر همینه که ما اینجوری هستیم.

148
00:08:06,066 --> 00:08:07,432
‫لیدیا، من هیچ‌وقت نمی‌تونم بگم،

149
00:08:07,433 --> 00:08:09,832
‫داری ازم تعریف می‌کنی یا بهم توهین می‌کنی.

150
00:08:09,833 --> 00:08:12,432
‫من از یه بابت از خواهرت ممنونم.

151
00:08:12,433 --> 00:08:13,832
‫حداقل اون مصممه که...

152
00:08:13,833 --> 00:08:16,832
‫گذشته رو پشت سر بگذاره
‫و یه همسر خوب پیدا کنه.

153
00:08:16,833 --> 00:08:20,199
‫من امروز با آقای کلبورن به سوارکاری میرم.

154
00:08:20,200 --> 00:08:23,099
‫مادر زیادی هیجان‌زدهست.

155
00:08:23,100 --> 00:08:25,432
‫من میرم قدم بزنم.

156
00:08:27,200 --> 00:08:28,966
‫ببینم می‌تونم با خانم لمب ملاقات کنم.

157
00:08:40,433 --> 00:08:43,365
‫عه، شوهرخاله...

158
00:08:43,366 --> 00:08:45,432
‫من یه دستکشمو داخل جا گذاشتم.

159
00:08:45,433 --> 00:08:47,699
‫شما برین من بهتون می‌رسم.

160
00:08:47,700 --> 00:08:49,099
‫باشه.

161
00:08:49,100 --> 00:08:52,065
‫- طولش نده.
‫- باشه.

162
00:08:52,066 --> 00:08:53,932
‫خانم مارکام.

163
00:08:53,933 --> 00:08:54,932
‫سر ادوارد.

164
00:08:54,933 --> 00:08:56,099
‫عجب خوش‌شانسی.

165
00:08:56,100 --> 00:08:57,099
‫چی شده؟

166
00:08:57,100 --> 00:08:58,999
‫دیدن شما، اینطوری.

167
00:08:59,000 --> 00:09:00,499
‫"شانس"؟

168
00:09:00,500 --> 00:09:03,199
‫من این ۲۰ دقیقه‌ی گذشته از پنجره...

169
00:09:03,200 --> 00:09:04,499
‫شما رو ندیدم؟

170
00:09:04,500 --> 00:09:06,899
‫عه؛ مچمو گرفتی.

171
00:09:06,900 --> 00:09:08,365
‫من یه خواسته‌ای ازتون دارم.

172
00:09:08,366 --> 00:09:10,065
‫خواسته؟

173
00:09:10,066 --> 00:09:13,665
‫من نظر شما رو در مورد
‫چیزی که برام عزیزه می‌خوام.

174
00:09:13,666 --> 00:09:15,199
‫چیزی که برای شما عزیزه.

175
00:09:15,200 --> 00:09:16,732
‫هوم، چی می‌تونه باشه، آقا؟

176
00:09:16,733 --> 00:09:18,099
‫پول؟ موقعیت؟

177
00:09:18,100 --> 00:09:20,365
‫شعر.

178
00:09:20,366 --> 00:09:22,499
‫- شعر!
‫- آره.

179
00:09:22,500 --> 00:09:25,132
‫من می‌خوام یه شعر
‫بنویسم، و ممنون میشم اگر...

180
00:09:25,133 --> 00:09:26,999
‫یه نگاهی بهش بندازی.

181
00:09:27,000 --> 00:09:29,199
‫می‌دونم که خیلی عاشق شعری.

182
00:09:29,200 --> 00:09:31,499
‫شعر خوب، بله.

183
00:09:31,500 --> 00:09:34,232
‫اگرچه من حس می‌کنم شعر تو،

184
00:09:34,233 --> 00:09:37,065
‫زیادی احساساتیه ،کسل
‫کننده‌ست و گیرایی نداره.

185
00:09:37,066 --> 00:09:40,599
‫پس من باید تمام تلاشم رو بکنم
‫که بهت ثابت کنم اشتباه می‌کنی.

186
00:09:52,700 --> 00:09:54,965
‫این بهترین محصول شماست؟

187
00:09:54,966 --> 00:09:56,499
‫آقای پارکر!

188
00:09:56,500 --> 00:09:58,032
‫معلومه که مرد باسلیقه‌ای هستی!

189
00:09:58,033 --> 00:10:00,299
‫ممنونم، عالی‌جناب.

190
00:10:00,300 --> 00:10:03,199
‫عالیه، اگر بپسندید می‌گیرم.

191
00:10:03,200 --> 00:10:04,765
‫آقای پارکر،

192
00:10:04,766 --> 00:10:07,699
‫من کاری کردم که شما رو ناراحت کرده؟

193
00:10:07,700 --> 00:10:10,199
‫من به شما فکر نمی‌کنم، عالی‌جناب،

194
00:10:10,200 --> 00:10:12,899
‫نمی‌دونم منظورتون چیه.

195
00:10:14,700 --> 00:10:16,865
‫که این‌طور.

196
00:10:16,866 --> 00:10:18,665
‫صداقتت خوشاینده.

197
00:10:18,666 --> 00:10:22,432
‫امید داشتم امروز خانم لمب رو ببینم.

198
00:10:22,433 --> 00:10:24,065
‫به نظرت قبول می‌کنه؟

199
00:10:24,066 --> 00:10:25,365
‫همون‌طور که می‌دونید، خانم لمب،

200
00:10:25,366 --> 00:10:28,565
‫مسائل مهم‌تری توی ذهنشون هست.

201
00:10:28,566 --> 00:10:30,332
‫چی می‌تونه مهم‌تر از عشق باشه، آقای پارکر؟

202
00:10:30,333 --> 00:10:31,332
‫هیچی.

203
00:10:31,333 --> 00:10:33,899
‫وقتی عشق، عشق باشه.

204
00:10:33,900 --> 00:10:35,999
‫حالا، اگر منو ببخشید،

205
00:10:36,000 --> 00:10:38,565
‫باید برای ورود پادشاه و ستاره‌ام،

206
00:10:38,566 --> 00:10:40,166
‫خانم الیزابت‌گرین هورن آماده بشم.

207
00:10:41,566 --> 00:10:44,265
‫خانم گرین‌هورن معروف؟

208
00:10:44,266 --> 00:10:47,165
‫عجب کاری، آقای پارکر!

209
00:10:47,166 --> 00:10:48,732
‫اعلی‌حضرت مسحور میشن.

210
00:10:48,733 --> 00:10:52,465
امیدوارم اینجوری باشه. عالی‌جناب.

211
00:10:55,100 --> 00:10:58,032
‫ولی چرا یهویی میرید، قربان؟

212
00:10:58,033 --> 00:10:59,799
‫میشه بپرسم کجا میری؟

213
00:10:59,800 --> 00:11:01,765
‫- لندن.
‫- کی برمی‌گردی؟

214
00:11:01,766 --> 00:11:04,965
‫فردا به امید خدا.

215
00:11:06,766 --> 00:11:08,132
‫معمولا شوهرخاله‌م بدون خداحافظی...

216
00:11:08,133 --> 00:11:10,032
‫جایی نمیره.

217
00:11:10,033 --> 00:11:11,799
‫آره.

218
00:11:11,800 --> 00:11:13,365
‫خیلی عجیبه.

219
00:11:15,400 --> 00:11:18,765
‫" من، گنه‌کاری سرافکنده،

220
00:11:18,766 --> 00:11:22,299
‫که در برابر تو زانو زده‌ام، گناهان من..."

221
00:11:22,300 --> 00:11:23,733
‫عیان شدند؟

222
00:11:25,433 --> 00:11:27,432
‫عیان شدند.

223
00:11:27,433 --> 00:11:29,132
‫کسل‌کننده‌ست.

224
00:11:29,133 --> 00:11:33,133
‫کسل‌کننده و زیادی احساساتی!

225
00:11:39,900 --> 00:11:42,232
‫خانم هنکینز.

226
00:11:42,233 --> 00:11:44,099
‫- مشکلی پیش اومده؟
‫- نه، نه.

227
00:11:44,100 --> 00:11:45,765
‫من فقط می‌خواستم ببینم پست‌چی اومده یا نه.

228
00:11:45,766 --> 00:11:47,799
‫تا جایی که من میدونم نه.

229
00:11:47,800 --> 00:11:52,165
‫برادرم بهم گفته داری شعر میگی.

230
00:11:52,166 --> 00:11:54,832
‫دارم سعی می‌کنم در مورد زیبایی‌های دنیا...

231
00:11:54,833 --> 00:11:58,199
‫و کوچک بودن من در برابر اون شعر بنویسم.

232
00:11:58,200 --> 00:11:59,865
‫با قافیه.

233
00:11:59,866 --> 00:12:01,365
‫ولی نمی‌تونم کلمات رو پیدا کنم.

234
00:12:01,366 --> 00:12:02,832
‫شاید تو داری چیزی که فکر می‌کنی...

235
00:12:02,833 --> 00:12:06,665
‫رو می‌نویسی، به جای
‫اینکه چیزی که حس می‌کنی.

236
00:12:06,666 --> 00:12:10,799
‫با قلبت صحبت کن، سر
‫ادوارد، نه با مغزت.

237
00:12:17,666 --> 00:12:19,565
‫باید رو به جنوب باشه.

238
00:12:19,566 --> 00:12:21,732
‫- اوه.
‫- خداحافظ، عزیزم.

239
00:12:21,733 --> 00:12:23,332
‫خداحافظ.

240
00:12:23,333 --> 00:12:24,999
‫عزیزم کجا میری؟

241
00:12:25,000 --> 00:12:27,932
‫آقای پرایس، امیدوارم
‫از نظرتون بی‌ادبی نباشه،

242
00:12:27,933 --> 00:12:30,599
‫ولی من قرار گذاشتم که خانم
‫فیلکینز رو توی اولدتاون ببینم.

243
00:12:30,600 --> 00:12:32,032
‫مشکلی نیست، خانم پارکر.

244
00:12:32,033 --> 00:12:33,832
‫من و شوهرت خیلی کار داریم.

245
00:12:33,833 --> 00:12:36,265
‫آره، ما دنبال بهترین مکان برای هتل هستیم.

246
00:12:36,266 --> 00:12:39,565
‫شاید توام نظری داشته باشی، عزیزم.

247
00:12:44,433 --> 00:12:45,565
‫اونجا خوبه.

248
00:12:45,566 --> 00:12:47,632
‫چشم‌انداز خیلی خوبی داره.

249
00:12:47,633 --> 00:12:49,799
‫عجب ایده‌ی فوق‌العاده‌ای!

250
00:12:49,800 --> 00:12:52,365
‫چرا ما به این فکر نکرده بودیم؟

251
00:12:52,366 --> 00:12:54,165
‫همسر من حیرت‌انگیزه.

252
00:12:54,166 --> 00:12:57,099
‫قبل از اینکه دچار غرور کاذب بشم میرم.

253
00:12:59,133 --> 00:13:00,165
‫یه هتل مجلل،

254
00:13:00,166 --> 00:13:02,599
‫مشرف به کل سندیتون،

255
00:13:02,600 --> 00:13:04,465
‫برای تاجمون جواهر میشه.

256
00:13:04,466 --> 00:13:07,165
‫تو نمی‌تونی یه هتل رو
‫بالای یه تپه بنا کنی، پارکر.

257
00:13:07,166 --> 00:13:08,665
‫به چشم‌اندازش فکر کنید.

258
00:13:08,666 --> 00:13:09,732
‫به سختی بالا رفتنش فکر کن.

259
00:13:11,766 --> 00:13:14,332
‫من، باید با شما صادق
‫باشم، آقای پرایس.

260
00:13:14,333 --> 00:13:16,799
‫هیچ‌کدوم از اینا قرار نیست عملی بشه،

261
00:13:16,800 --> 00:13:18,499
‫از وقتی که به دلائل نامعلوم،

262
00:13:18,500 --> 00:13:21,265
‫لیدی دنهام معامله با شما
‫رو برای من ممنوع کرده.

263
00:13:21,266 --> 00:13:22,565
‫واقعا این کارو کرده؟

264
00:13:22,566 --> 00:13:24,465
‫طبق تجربه،

265
00:13:24,466 --> 00:13:26,832
‫اون زنی نیست که نظرش رو تغییر بده.

266
00:13:26,833 --> 00:13:30,565
‫چالش پذیرفته شد، آقای پارکر.

267
00:13:38,200 --> 00:13:40,832
‫وای اون بانو مونتروز بی‌ریخته...

268
00:13:40,833 --> 00:13:42,065
‫و دختر بدتر از خودش.

269
00:13:42,066 --> 00:13:44,432
‫اونا چی می‌خوان؟

270
00:13:44,433 --> 00:13:45,832
‫تا پدرت رو تحت کنترل دربیارن.

271
00:13:47,466 --> 00:13:50,365
‫خانم ویتلی گفت اونا قرار
‫گذاشتن با پدرت برن سوارکاری،

272
00:13:50,366 --> 00:13:53,065
‫ولی حتما یادش رفته قبل
‫از اینکه بره قرارو لغو کنه.

273
00:13:53,066 --> 00:13:57,533
‫چرا از اونا استقبال ویژه‌مونو نکنیم؟

274
00:14:09,066 --> 00:14:10,799
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

275
00:14:10,800 --> 00:14:13,065
‫ما اومدیم که آقای کلبورن رو ببینیم.

276
00:14:13,066 --> 00:14:14,465
‫بابت یه موضوع شخصی.

277
00:14:14,466 --> 00:14:16,465
‫من و ایشون قراره بریم اسب‌سواری.

278
00:14:16,466 --> 00:14:17,665
‫خب، حتما باید یادشون رفته باشه،

279
00:14:17,666 --> 00:14:18,932
‫چون اینجا نیستن.

280
00:14:18,933 --> 00:14:20,065
‫به طرف اسب من، به طرف اسب من!

281
00:14:23,066 --> 00:14:26,965
‫بیا مادر، جنگ ما این طرفه.

282
00:14:26,966 --> 00:14:28,232
‫شوهرخاله‌ات کی برمی‌گرده؟

283
00:14:28,233 --> 00:14:29,232
‫نمی‌دونیم.

284
00:14:29,233 --> 00:14:30,832
‫اون اغلب نیستش.

285
00:14:30,833 --> 00:14:33,365
‫درسته، لئو؟

286
00:14:33,366 --> 00:14:34,599
‫اغلب اوقات.

287
00:14:34,600 --> 00:14:37,232
‫و هیچ‌وقت به ما نمیگه کی برمی‌گرده.

288
00:14:37,233 --> 00:14:38,999
‫یا اصلا برمی‌گرده یا نه.

289
00:14:39,000 --> 00:14:40,632
‫لئونورای طفلکی.

290
00:14:40,633 --> 00:14:42,965
‫به‌خاطر داشتن چنین پدری.

291
00:14:42,966 --> 00:14:44,599
‫آره، بچه‌ی طفلکی.

292
00:14:44,600 --> 00:14:45,832
‫حتما باید خیلی سخت باشه.

293
00:14:45,833 --> 00:14:47,732
‫ول کن، لیدیا، سر به سرشون نذار.

294
00:14:47,733 --> 00:14:48,999
‫حرکت کن!

295
00:14:58,466 --> 00:14:59,699
‫ویسکی عالی و...

296
00:14:59,700 --> 00:15:02,466
‫و ورق بازی بی‌پایان.

297
00:15:04,233 --> 00:15:06,232
‫یا خدا.

298
00:15:06,233 --> 00:15:07,232
‫ساندر!

299
00:15:08,766 --> 00:15:11,832
‫- از این همه جا اینجا چکار می‌کنی؟
‫- اومدم تو رو پیدا کنم.

300
00:15:11,833 --> 00:15:13,199
‫خب، پس باید یه نوشیدنی بخوریم.

301
00:15:13,200 --> 00:15:14,899
‫اگرچه باید بهت هشدار بدم،

302
00:15:14,900 --> 00:15:16,465
‫- من شروع قابل توجهی داشتم...
‫- وقت نداریم.

303
00:15:16,466 --> 00:15:18,699
‫ده سال نبودی و نیم ساعت نمی‌تونی...

304
00:15:18,700 --> 00:15:20,299
‫من می‌خوام باهام به سندیتون بیای.

305
00:15:20,300 --> 00:15:22,732
‫الان.

306
00:15:38,575 --> 00:15:41,769
[... دوست دوشیزه لمب]

307
00:15:46,366 --> 00:15:48,232
‫به نظرم باید بهت تسلیت بگم.

308
00:15:48,233 --> 00:15:49,699
‫تسلیت چرا؟

309
00:15:49,700 --> 00:15:51,432
‫به‌خاطر شوهرت.

310
00:15:51,433 --> 00:15:53,832
‫وا، شوهر من ۲۰ سال پیش مرده.

311
00:15:53,833 --> 00:15:55,665
‫و من هرگز توی گذشته...

312
00:15:55,666 --> 00:15:57,232
‫زندگی نمی‌کنم.

313
00:15:57,233 --> 00:15:58,565
‫منم همین‌طور.

314
00:15:58,566 --> 00:16:00,499
‫من فقط نگاهم به آینده‌ست.

315
00:16:00,500 --> 00:16:05,732
‫به‌خاطر همین موضوعه که هتل
‫سندیتون یه فرصت هیجان‌انگیزه.

316
00:16:05,733 --> 00:16:07,065
‫هیجان‌انگیز برای کی؟

317
00:16:07,066 --> 00:16:08,565
‫ما به ندرت همچین بازدید‌کننده‌هایی که...

318
00:16:08,566 --> 00:16:11,499
‫توی مهمون‌خونه بمونن داریم!

319
00:16:11,500 --> 00:16:14,465
‫کاملا حق با توئه، بانوی من!

320
00:16:14,466 --> 00:16:19,399
‫ولی اگر بخوایم اونو
‫یه هتل مجلل بکنیم چی؟

321
00:16:19,400 --> 00:16:21,932
‫تو همه‌ی حرفات پوچ و توخالین.

322
00:16:21,933 --> 00:16:23,765
‫همیشه همین بودی.

323
00:16:23,766 --> 00:16:26,299
‫این خیلی منصفانه نیست.

324
00:16:26,300 --> 00:16:27,599
‫یادت رفته؟

325
00:16:27,600 --> 00:16:29,299
‫چون مطمئنا من یادم نرفته!

326
00:16:29,300 --> 00:16:31,299
‫اون مال نیم قرن پیش بود!

327
00:16:31,300 --> 00:16:33,332
‫ما اون موقع جوون بودیم و خام!

328
00:16:34,933 --> 00:16:36,665
‫نمی‌تونی تصورش کنی؟

329
00:16:36,666 --> 00:16:38,432
‫یه نمای باشکوه.

330
00:16:38,433 --> 00:16:41,499
‫ردیفی از سوئیت‌های لوکس مشرف به دریا.

331
00:16:41,500 --> 00:16:45,032
‫پول خوبی گیرمون میاد.

332
00:16:45,033 --> 00:16:47,099
‫همیشه افسارت دست طمع بوده.

333
00:16:47,100 --> 00:16:48,665
‫به‌خاطر همینم از من گذشتی...

334
00:16:48,666 --> 00:16:51,699
‫به‌خاطر اون جین کلیفورد
‫مزخرف با ۵۰ هزار پوندش.

335
00:16:51,700 --> 00:16:54,232
‫یه لحظه امون بده!

336
00:16:54,233 --> 00:16:57,532
‫تا جایی که یادم میاد تو منو ول کردی!

337
00:16:57,533 --> 00:16:59,199
‫- دری وری نگو!
‫- آره، آره...

338
00:16:59,200 --> 00:17:01,132
‫هنوزم یادمه.

339
00:17:01,133 --> 00:17:02,565
‫نور شدید خورشید...

340
00:17:02,566 --> 00:17:04,199
‫از شیشه‌های رنگی می‌تابید...

341
00:17:04,200 --> 00:17:06,199
‫من اونجا منتظر وایساده بودم...

342
00:17:06,200 --> 00:17:08,399
‫که تو برسی.

343
00:17:08,400 --> 00:17:10,232
‫داشت شدید بارون می‌بارید!

344
00:17:10,233 --> 00:17:13,465
‫و من بودم که منتظر بودم!

345
00:17:13,466 --> 00:17:14,765
‫خزعبلات میگی.

346
00:17:14,766 --> 00:17:18,599
‫بانوی عزیزم، خاطراتت فریبت میدن.

347
00:17:18,600 --> 00:17:21,633
‫الان که به گذشته نگاه می‌کنم،
‫می‌بینم خدا دوستم داشته!

348
00:17:23,133 --> 00:17:24,399
‫خیلی خب.

349
00:17:24,400 --> 00:17:26,999
‫من میرم هتل مجللم رو یه جای دیگه می‌سازم.

350
00:17:27,000 --> 00:17:28,699
‫نه، مطمئنم این کارو نمی‌کنی.

351
00:17:28,700 --> 00:17:31,666
‫تو اون رو همین‌جا، رو به دریا می‌سازیش.

352
00:17:37,466 --> 00:17:41,299
‫و من یه سهم بزرگ از سودش می‌خوام!

353
00:17:41,300 --> 00:17:45,432
‫تو همیشه یه زن جوون
‫یک‌دنده و زیرک بودی.

354
00:17:45,433 --> 00:17:48,999
‫بله، حالا یه زن پیر یک‌دنده و زیرک هستم.

355
00:17:49,000 --> 00:17:53,632
‫لطفا، آقای پرایس رو راهنمایی کنید.

356
00:18:05,533 --> 00:18:06,532
‫آگوستا!

357
00:18:11,100 --> 00:18:12,465
‫آقای ساموئل!

358
00:18:12,466 --> 00:18:14,166
‫خانم ویتلی.

359
00:18:15,600 --> 00:18:18,332
‫تو خیلی خیلی خوب به نظر میای.

360
00:18:18,333 --> 00:18:20,099
‫آقای ساموئل، یه چند تا، تار
‫موی خاکستری تو موهامه ،

361
00:18:20,100 --> 00:18:21,965
‫ولی به غیر از اون، خوبم.

362
00:18:21,966 --> 00:18:23,799
‫متاسفانه من اتاق آماده‌ی مهمون ندارم.

363
00:18:23,800 --> 00:18:25,465
‫بابت باعجله رفتنم عذر می‌خوام.

364
00:18:25,466 --> 00:18:27,065
‫اگر می‌تونی اتاق مهمون رو آماده کن.

365
00:18:27,066 --> 00:18:28,065
‫حتما.

366
00:18:28,066 --> 00:18:30,532
‫- آماده‌اش می‌کنم.
‫- ممنون.

367
00:18:30,533 --> 00:18:32,199
‫به محض اینکه مستقر شدی میریم سندیتون.

368
00:18:37,366 --> 00:18:38,566
‫دستا بالا!

369
00:18:42,400 --> 00:18:43,765
‫ما شما رو می‌شناسیم؟

370
00:18:43,766 --> 00:18:45,565
‫نه، ولی من تو رو می‌شناسم.

371
00:18:45,566 --> 00:18:48,565
‫فکر کنم سرجوخه کلبورن باشی.

372
00:18:48,566 --> 00:18:50,199
‫شما بگو سرگرد کلبورن.

373
00:18:50,200 --> 00:18:52,199
‫به، سرگرد کلبورن!

374
00:18:52,200 --> 00:18:54,432
‫هنوز بهمون نگفتی کی هستی.

375
00:18:54,433 --> 00:18:56,865
‫من عمو ساموئل منفورتونم.

376
00:18:56,866 --> 00:18:59,199
‫منفور یعنی چی؟

377
00:18:59,200 --> 00:19:01,432
‫همون معروفه،

378
00:19:01,433 --> 00:19:03,865
‫فقط بهترش.

379
00:19:08,633 --> 00:19:10,565
‫"آقای لاکهارت،

380
00:19:10,566 --> 00:19:12,732
‫"به اشتباه ادعا می‌کند که او...

381
00:19:12,733 --> 00:19:14,932
‫" تنها وارث قانونی میراث آقای لمب است.

382
00:19:14,933 --> 00:19:17,665
‫" تمام ادعای آقای لاکهارت...

383
00:19:17,666 --> 00:19:20,665
‫"یک داستان ساختگی و یک بی‌حرمتی است.

384
00:19:20,666 --> 00:19:23,865
‫" بی‌حرمتی به...

385
00:19:23,866 --> 00:19:25,399
‫... آخرین آرزوی یک مرد در حال مرگ."

386
00:19:25,400 --> 00:19:26,399
‫عزیز دلم.

387
00:19:26,400 --> 00:19:28,566
‫می‌خوای ادامه ندی؟

388
00:19:30,600 --> 00:19:32,232
‫"چرا آن مرد...

389
00:19:32,233 --> 00:19:36,099
‫بیش از صداقت یک زن باور می‌شود؟

390
00:19:36,100 --> 00:19:39,199
‫"به این دلیل که او یک مرد سفید پوست است؟

391
00:19:39,200 --> 00:19:42,399
‫اگر چنین است، این چه عدالتی‌ست؟

392
00:19:44,908 --> 00:19:46,908
‫آقای کلبورن!

393
00:19:46,933 --> 00:19:49,432
‫بابت این سرزده اومدنم عذر میخوام،

394
00:19:49,433 --> 00:19:51,632
‫ولی به نظرم، وقتی دلیل اومدنمون رو بدونید،

395
00:19:51,633 --> 00:19:53,065
‫درک می‌کنید.

396
00:19:53,066 --> 00:19:54,865
‫خانم لمب،

397
00:19:54,866 --> 00:19:56,765
‫من صمیمانه با احساسات موافقم.

398
00:19:56,766 --> 00:19:58,665
‫و شما کی هستید؟

399
00:19:58,666 --> 00:20:00,099
‫ساموئل کلبورن هستم.

400
00:20:00,100 --> 00:20:02,199
‫وکیل جدید شما.

401
00:20:02,200 --> 00:20:04,332
‫- من به شما ماموریتی ندادم.
‫- نه هنوز،

402
00:20:04,333 --> 00:20:05,799
‫ولی برادرم من رو در جریان...

403
00:20:05,800 --> 00:20:07,232
‫مشکلاتی که دارید قرار داده.

404
00:20:07,233 --> 00:20:08,832
‫خانم لمب، به محض اینکه...

405
00:20:08,833 --> 00:20:10,465
‫گرفتاری شما رو شنیدم،

406
00:20:10,466 --> 00:20:11,965
‫کسی بهتر از ساموئل به ذهنم نرسید.

407
00:20:11,966 --> 00:20:13,232
‫شما مطلعید که لرد کورنفورث...

408
00:20:13,233 --> 00:20:15,399
‫مسئول پرونده‌ی جورجیاناست؟

409
00:20:15,400 --> 00:20:18,632
‫مردی که کاملا در لغو وراثت جورجیانا صریحه.

410
00:20:18,633 --> 00:20:20,432
‫اون رحم نداره.

411
00:20:20,433 --> 00:20:22,632
‫کورنفورث حق قضاوت نداره.

412
00:20:22,633 --> 00:20:25,165
‫قانون باید بدون ترس یا لطف اجرا بشه.

413
00:20:25,166 --> 00:20:26,532
‫امیدوارم این حس...

414
00:20:26,533 --> 00:20:29,132
‫حقیقی باشه، آقای کلبورن.

415
00:20:29,133 --> 00:20:31,732
‫من وسیله‌ی سرگرمیتون نیستم.

416
00:20:31,733 --> 00:20:34,465
‫من بهتون اطمینان میدم،
‫اگر من نماینده‌تون هستم...

417
00:20:34,466 --> 00:20:37,865
‫چون معتقدم شما می‌تونید
‫برنده بشید و باید برنده بشید.

418
00:20:43,066 --> 00:20:44,332
‫خیلی خب.

419
00:20:44,333 --> 00:20:46,799
‫نشونم بده چکار می‌تونی بکنی.

420
00:20:46,800 --> 00:20:48,565
‫بعد تصمیم می‌گیرم.

421
00:20:48,566 --> 00:20:49,565
‫هرطور مایلید.

422
00:20:49,566 --> 00:20:51,965
‫ساعت ۳ به هیریک پارک بیاید.

423
00:20:51,966 --> 00:20:53,665
‫بیشتر در موردش صحبت می‌کنیم.

424
00:21:12,600 --> 00:21:15,832
‫خانم مارکام.

425
00:21:15,833 --> 00:21:17,866
‫بازم اونه.

426
00:21:21,533 --> 00:21:24,232
‫سر ادوارد، یه خوش شانسی دیگه؟

427
00:21:24,233 --> 00:21:28,032
‫اقرار می‌کنم قصدم دیدن شما بود.

428
00:21:28,033 --> 00:21:30,465
‫با چه هدفی؟

429
00:21:30,466 --> 00:21:32,332
‫آهان، احتمالا برای شعرتون؟

430
00:21:32,333 --> 00:21:35,199
خیر، اومدم برای نداشتن شعر عذرخواهی کنم.

431
00:21:35,200 --> 00:21:36,632
‫این بدترین چیزی بود که تا حالا نوشتم،

432
00:21:36,633 --> 00:21:37,699
‫همون‌طور که پیش‌بینی کرده بودی.

433
00:21:37,700 --> 00:21:40,132
‫پس نیازی به نظر من نداری.

434
00:21:40,133 --> 00:21:41,765
‫نیاز دارم، برای همه چیز.

435
00:21:41,766 --> 00:21:43,399
‫به نظرم چیزهای زیادی
‫هست که می‌تونی بهم یاد بدی.

436
00:21:43,400 --> 00:21:46,865
‫سر ادوارد، می‌تونم یه چیزی ازتون بپرسم؟

437
00:21:46,866 --> 00:21:47,899
‫حتما.

438
00:21:47,900 --> 00:21:49,899
‫به نظرت من احمقم؟

439
00:21:49,900 --> 00:21:51,132
‫چی؟

440
00:21:51,133 --> 00:21:52,532
‫تو انتظار داری باور کنم...

441
00:21:52,533 --> 00:21:54,265
‫که این تغییر ناگهانی...

442
00:21:54,266 --> 00:21:55,532
‫احساست نسبت به من، واقعیه.

443
00:21:55,533 --> 00:21:57,365
‫این احساسات همون موقع که فهمیدی...

444
00:21:57,366 --> 00:22:00,266
‫به من ارث رسیده به وجود نیومدن؟

445
00:22:02,300 --> 00:22:03,699
‫پس، من دوباره می‌پرسم.

446
00:22:03,700 --> 00:22:06,399
‫فکر می‌کنی من احمقم؟

447
00:22:06,400 --> 00:22:09,032
‫نه این فکرو نمی‌کنم.

448
00:22:09,033 --> 00:22:10,665
‫پس لطفا از این پاچه خواری ترحم انگیز ...

449
00:22:10,666 --> 00:22:12,066
‫دست بردار.

450
00:22:13,866 --> 00:22:15,232
‫ترحم انگیز؟

451
00:22:15,233 --> 00:22:16,932
‫آره.

452
00:22:16,933 --> 00:22:18,133
‫معنیش " مستحق ترحم" هست.

453
00:22:20,100 --> 00:22:22,332
‫روز بخیر، سر ادوارد.

454
00:22:22,333 --> 00:22:23,565
‫لئونورا،

455
00:22:23,566 --> 00:22:25,365
‫ما باید قبل از برگشتن پدرت خونه باشیم.

456
00:22:26,366 --> 00:22:28,199
‫خانم مارکام.

457
00:22:28,200 --> 00:22:29,999
‫خانم کلبورن.

458
00:22:46,000 --> 00:22:48,465
‫بئاتریس، اینجایی.

459
00:22:48,466 --> 00:22:52,299
‫این، این نامه برای تو اومده.

460
00:22:52,300 --> 00:22:54,265
‫از لندن.

461
00:22:54,266 --> 00:22:56,099
‫چقدر غیرمنتظره.

462
00:22:56,100 --> 00:22:58,432
‫هوم، دکتر فوکس توی لندنه،

463
00:22:58,433 --> 00:23:00,199
‫از طرف اون نیست؟

464
00:23:00,200 --> 00:23:02,632
‫اوم، آره، از اونه.

465
00:23:02,633 --> 00:23:06,065
‫ولی نمی‌تونم تصور کنم چرا
‫دکتر فوکس برای من نامه نوشته.

466
00:23:13,733 --> 00:23:15,399
‫یه وقت دیگه می‌خونمش.

467
00:23:15,400 --> 00:23:18,066
فوری نیست.

468
00:23:19,200 --> 00:23:20,565
‫شاید تو...

469
00:23:20,566 --> 00:23:22,365
‫باید بگم، به نظرم تو داری با...

470
00:23:22,366 --> 00:23:24,999
‫سر ادوارد، به موفقیت بزرگی می‌رسی، داداش.

471
00:23:25,000 --> 00:23:26,632
‫ظاهرا اون کاملا تغییر کرده.

472
00:23:26,633 --> 00:23:29,465
‫انگار درگیر یه نبرد داخلی...

473
00:23:29,466 --> 00:23:31,132
‫با احساساتشه.

474
00:23:31,133 --> 00:23:32,532
‫بله، بله.

475
00:23:32,533 --> 00:23:34,932
‫تو خیلی لطف داری، خواهر.

476
00:23:34,933 --> 00:23:37,032
‫من از پیشرفتش خیلی راضیم،

477
00:23:37,033 --> 00:23:39,799
‫اگرچه خدای متعال هم در تحولش...

478
00:23:39,800 --> 00:23:41,765
‫دستی داشته.

479
00:23:42,766 --> 00:23:43,932
‫آره.

480
00:23:43,933 --> 00:23:47,499
‫خب باید برم تو.

481
00:23:47,500 --> 00:23:49,032
‫توام میای داخل؟

482
00:23:49,033 --> 00:23:53,365
‫فکر کنم یکم اینجا بشینم و از هوا لذت ببرم.

483
00:23:53,366 --> 00:23:55,699
‫بله.

484
00:24:10,300 --> 00:24:12,632
‫خانم هنکینز عزیز،

485
00:24:12,633 --> 00:24:15,665
‫دیروز، به من فرصت داده شد که...

486
00:24:15,666 --> 00:24:17,932
‫صدای قلب یه مرد جوون رو ...

487
00:24:17,933 --> 00:24:20,899
‫از طریق یه لوله‌ی ساده‌ی چوبی گوش بدم.

488
00:24:20,900 --> 00:24:22,832
‫مثل روز روشن بود...

489
00:24:22,833 --> 00:24:29,099
‫"... و من نمی‌تونم صبر کنم تا این
‫کشف رو با شما به اشتراک بگذارم."

490
00:24:44,666 --> 00:24:46,232
‫بیا، بیا، بیا.

491
00:24:46,233 --> 00:24:47,932
‫از اینجا، برو.

492
00:24:47,933 --> 00:24:50,365
‫آقای پارکر؟

493
00:24:50,366 --> 00:24:54,365
‫آقای آرتور پارکر، مدیر نمایش موزیکال.

494
00:25:14,866 --> 00:25:16,932
‫من شنیدم پادشاه یه سوگلی جدید داره.

495
00:25:16,933 --> 00:25:19,432
‫یه سوگلی جوون‌تر.

496
00:25:19,433 --> 00:25:21,799
‫همه دارن حرفش رو می‌زنن.

497
00:25:21,800 --> 00:25:23,699
‫بیچاره بانو دی کلمنت.

498
00:25:23,700 --> 00:25:26,132
‫کنار گذاشته میشه.

499
00:25:26,133 --> 00:25:28,000
‫مثل یه کفش کهنه.

500
00:25:31,733 --> 00:25:35,399
‫بانو دی کلمنت، اجازه هست؟

501
00:25:35,400 --> 00:25:38,132
‫یه موضوع خیلی فوریه.

502
00:25:38,133 --> 00:25:41,100
‫حتما.

503
00:25:45,966 --> 00:25:48,199
‫خبر وحشتناکیه، درسته؟

504
00:25:48,200 --> 00:25:50,932
‫چی شده؟

505
00:25:50,933 --> 00:25:52,965
‫پادشاه نظرش رو تغییر داده.

506
00:25:52,966 --> 00:25:55,565
‫اون دیگه به مراسم نمیاد.

507
00:25:58,533 --> 00:26:01,232
‫آره، درسته.

508
00:26:01,233 --> 00:26:03,832
‫شنیده بودم.

509
00:26:03,833 --> 00:26:07,132
‫متاسفم، آقای پارکر.

510
00:26:07,133 --> 00:26:09,599
‫تصور می‌کنم اون سرگرمی دیگه‌ای پیدا کرده

511
00:26:09,600 --> 00:26:10,865
‫تا بیشتر لذت ببره.

512
00:26:10,866 --> 00:26:14,532
‫شما باید بهم کمک کنی، بانو دی کلمنت.

513
00:26:14,533 --> 00:26:16,365
‫شما تنها کسی هستید که می‌تونید کمک کنید.

514
00:26:16,366 --> 00:26:18,699
‫متاسفانه با توجه به این موضوع،

515
00:26:18,700 --> 00:26:21,699
‫دیگه رگ خواب شاه دست من نیست.

516
00:26:21,700 --> 00:26:23,532
‫متاسفم.

517
00:26:23,533 --> 00:26:25,499
‫از صمیم قلبم متاسفم.

518
00:26:25,500 --> 00:26:28,299
‫ولی کاری نمیشه کرد.

519
00:26:43,233 --> 00:26:45,099
‫درست کنار دیوار دریایی.

520
00:26:45,100 --> 00:26:47,365
‫هوای دریا مردم رو سرمست می‌کنه.

521
00:26:47,366 --> 00:26:50,065
‫ما می تونیم به اونا زمین
‫بدیم و اونا به ما پول بدن.

522
00:26:50,066 --> 00:26:51,099
‫ولی با این پیشنهادت...

523
00:26:51,100 --> 00:26:52,532
‫ما این خونه‌هایی که ماهی‌گیرا...

524
00:26:52,533 --> 00:26:54,399
‫توشون زندگی می‌کنن رو خراب می‌کنیم؟

525
00:26:54,400 --> 00:26:58,799
‫"گراند هتل سندیتون"
‫برات میشه باقیات صالحات!

526
00:26:58,800 --> 00:27:00,399
‫وقتی پادشاه بیاد اینجا...

527
00:27:00,400 --> 00:27:03,899
‫و اون بعد از مراسم امشب برمی‌گرده...

528
00:27:03,900 --> 00:27:06,165
‫ اون در بهترین هتل در انگلستان،

529
00:27:06,166 --> 00:27:10,132
‫با سوئیت فوق العاده و...

530
00:27:10,133 --> 00:27:14,499
‫و چشم انداز رو به دریا اقامت می‌کنه.

531
00:27:14,500 --> 00:27:15,499
‫آره.

532
00:27:22,466 --> 00:27:25,232
‫آقای پارکر؟

533
00:27:25,233 --> 00:27:26,666
‫مشکلی پیش اومده؟

534
00:27:28,400 --> 00:27:29,765
‫من متوجه شدم که ...

535
00:27:29,766 --> 00:27:31,432
‫شما مثل همیشه سرحال نیستید.

536
00:27:31,433 --> 00:27:33,299
‫هیچ مشکلی وجود نداره... چی
‫باعث شده چنین تصوری بکنی؟

537
00:27:33,300 --> 00:27:35,765
‫با توجه به برخوردت،

538
00:27:35,766 --> 00:27:38,399
‫من نتیجه می‌گیرم هر اتفاقی که افتاده...

539
00:27:38,400 --> 00:27:41,532
‫تقریبا یه فاجعه‌ست.

540
00:27:41,533 --> 00:27:44,165
‫با توجه به اینکه بانو دی
‫کلمنت رو در جریان گذاشتی،

541
00:27:44,166 --> 00:27:47,466
‫من همینطور نتیجه می‌گیرم
‫که مربوط به پادشاهه.

542
00:27:48,733 --> 00:27:53,632
‫شاید مربوط به شایعات
‫گرفتن معشوقه‌ی جدیدش باشه؟

543
00:27:55,533 --> 00:27:57,700
‫بیچاره بانو دی کلمنت.

544
00:27:59,833 --> 00:28:03,699
‫گفتنش برام دردناکه،

545
00:28:03,700 --> 00:28:06,465
‫ولی بله، پادشاه امروز
‫یا هیچ روز دیگه‌ای...

546
00:28:06,466 --> 00:28:08,732
‫به سندیتون نمیاد.

547
00:28:09,833 --> 00:28:11,465
‫ولی تو بی‌وقفه تلاش کردی،

548
00:28:11,466 --> 00:28:13,165
‫باید ناراحت کننده باشه...

549
00:28:13,166 --> 00:28:14,665
‫ببینی تلاشهات هدر رفته.

550
00:28:14,666 --> 00:28:17,432
‫بدتر از ناراحتیه.

551
00:28:17,433 --> 00:28:18,965
‫وقتی خانم گرین هورن متوجه بشه،

552
00:28:18,966 --> 00:28:20,532
‫اجراشو لغو می‌کنه.

553
00:28:20,533 --> 00:28:23,565
‫من مضحکه‌ی همه میشم.

554
00:28:23,566 --> 00:28:25,065
‫برادرم سرافکنده میشه،

555
00:28:25,066 --> 00:28:27,632
‫ضرر و زیان خیلی زیادش به کنار!

556
00:28:27,633 --> 00:28:29,832
‫آروم باش، باید یه راه‌حلی باشه.

557
00:28:30,833 --> 00:28:33,899
‫فکر نکنم.

558
00:28:33,900 --> 00:28:35,265
‫من فکر می‌کنم یه راهی هست.

559
00:28:38,600 --> 00:28:41,232
‫چرا خانم گرین‌هورن
‫باید بدونه که پادشاه نمیاد؟

560
00:28:41,233 --> 00:28:43,332
‫مخفی کردن چنین چیزی از اون امکان نداره...

561
00:28:43,333 --> 00:28:45,465
‫وقتی اون برای یه تخت
‫شاهی خالی آواز می‌خونه!

562
00:28:45,466 --> 00:28:47,299
‫نگران نباش.

563
00:28:47,300 --> 00:28:49,632
‫اون یه آمریکائیه.

564
00:28:49,633 --> 00:28:51,465
‫با روحیه‌ی هنری.

565
00:28:51,466 --> 00:28:53,132
‫ما فقط...

566
00:28:53,133 --> 00:28:55,099
‫تحت تاثیر قرارش میدیم.

567
00:28:55,100 --> 00:28:56,400
‫با تشریفات!

568
00:29:10,166 --> 00:29:11,532
‫امیدوارم برای چیزی که ازتون می‌خوام...

569
00:29:11,533 --> 00:29:13,332
‫آماده باشی، خانم لمب.

570
00:29:13,333 --> 00:29:16,132
‫این شمائید که باید آماده
‫باشید، آقای کلبورن.

571
00:29:16,133 --> 00:29:18,533
‫لطفا بفرمایید داخل.

572
00:29:25,566 --> 00:29:27,165
‫خانم هیوود.

573
00:29:27,166 --> 00:29:29,099
‫ممنون میشم اگر شما اینجا منتظر باشید

574
00:29:29,100 --> 00:29:31,833
‫تا من و خانم لمب
‫بتونیم بیشتر باهم آشنا بشیم.

575
00:29:33,800 --> 00:29:35,333
‫من پیش شما منتظر می‌مونم.

576
00:29:59,266 --> 00:30:01,599
‫باید صادقانه به سوالات من جواب بدی.

577
00:30:01,600 --> 00:30:04,965
‫حقیقت، حقیقته.

578
00:30:04,966 --> 00:30:08,432
‫من ترسی ازش ندارم.

579
00:30:16,866 --> 00:30:20,732
‫خانم گرین‌هورن.

580
00:30:20,733 --> 00:30:22,365
‫آرتور پارکر هستم،

581
00:30:22,366 --> 00:30:23,365
‫خدمتگزارتون.

582
00:30:23,366 --> 00:30:25,232
‫به سندیتون خوش اومدید.

583
00:30:25,233 --> 00:30:27,232
‫لازم نیست به من تعظیم کنید، آقای
‫پارکر، من از خانواده سلطنتی نیستم.

584
00:30:27,233 --> 00:30:31,399
‫من می‌دونم که شما توی
‫مکان‌های بزرگ‌تر اجرا کردین.

585
00:30:31,400 --> 00:30:33,499
‫امیدوارم این یکی ناامیدتون نکنه.

586
00:30:33,500 --> 00:30:36,165
‫راستش، من باید مستقیم
‫از وین به پاریس می‌رفتم.

587
00:30:36,166 --> 00:30:38,365
‫اومدن به اینجا یجور عذابه.

588
00:30:38,366 --> 00:30:43,065
‫اما، فرصت آواز خوندن برای یه پادشاه،

589
00:30:43,066 --> 00:30:44,632
‫اونم زنی به رنگ پوست من،

590
00:30:44,633 --> 00:30:46,565
‫بی‌سابقه‌ست.

591
00:30:46,566 --> 00:30:48,165
‫برای هر دوی ما.

592
00:30:48,166 --> 00:30:49,532
‫لرد مونتروز،

593
00:30:49,533 --> 00:30:50,932
‫دوک باکینگهام‌شایر،

594
00:30:50,933 --> 00:30:51,932
‫در خدمت شما هستم،

595
00:30:51,933 --> 00:30:54,165
‫خانم گرین‌هورن.

596
00:30:54,166 --> 00:30:56,665
‫عالی‌جناب، لطفا مارو ببخشید.

597
00:30:56,666 --> 00:30:58,765
‫خانم گرین‌هورن، من می‌دونم پادشاه...

598
00:30:58,766 --> 00:31:01,232
‫دانش دایره‌المعارفی از موسیقی کلاسیک دارن.

599
00:31:01,233 --> 00:31:03,365
‫وقتی مراسم تموم شد،

600
00:31:03,366 --> 00:31:05,766
‫این افتخار نصیب من شده که
‫شما رو به حضور ایشون ببرم.

601
00:31:06,866 --> 00:31:08,100
‫من مشتاقانه منتظر اون لحظه‌م.

602
00:31:09,333 --> 00:31:11,299
‫خانم گرین‌هورن، خدمتکار من
‫شما رو تا اتاقتون همراهی می‌کنه.

603
00:31:11,300 --> 00:31:12,365
‫ما اتاقتونو آماده کردیم.

604
00:31:12,366 --> 00:31:14,433
‫ممنون، آقای پارکر.

605
00:31:16,633 --> 00:31:20,866
‫امیدوارم از مراسم لذت ببرید، لرد دوک.

606
00:31:30,266 --> 00:31:32,632
‫نگران نباش، آقای پارکر.

607
00:31:32,633 --> 00:31:35,765
‫همه چیز خوب پیش میره.

608
00:31:39,400 --> 00:31:41,632
‫تو تنها زندگی می‌کنی.

609
00:31:41,633 --> 00:31:43,265
‫مهمان‌ها اجازه دارن به خونه‌ات بیان؟

610
00:31:43,266 --> 00:31:44,532
‫منظورتون چیه؟

611
00:31:44,533 --> 00:31:46,933
‫به نظرم دقیقا می‌دونی منظورم چیه.

612
00:31:54,400 --> 00:31:58,732
‫فکر کردم بعد از مهمونی از سندیتون میرید.

613
00:31:58,733 --> 00:32:01,933
‫نه، من به‌خاطر جورجیانا موندم.

614
00:32:02,933 --> 00:32:04,599
‫نامزدتون چی؟

615
00:32:04,600 --> 00:32:06,599
‫ایشون مجبور شد برگرده به ویلینگدن.

616
00:32:06,600 --> 00:32:08,365
‫به مزرعه‌اش.

617
00:32:08,366 --> 00:32:11,099
‫آها، ایشون هم یه کشاورزه... مثل من.

618
00:32:13,166 --> 00:32:15,133
‫هیچیش مثل شما نیست.

619
00:32:19,300 --> 00:32:22,832
‫اقامتتون توی باث چطور بود؟

620
00:32:22,833 --> 00:32:26,432
‫لذت‌بخش بود.

621
00:32:26,433 --> 00:32:29,365
‫و برگشتن شما به ویلینگدن چطور؟

622
00:32:29,366 --> 00:32:31,599
‫لذت‌بخش بود.

623
00:32:31,600 --> 00:32:33,633
‫فقط لذت‌بخش؟

624
00:32:35,166 --> 00:32:39,399
‫بیشتر از لذت‌بخش.

625
00:32:55,233 --> 00:32:56,599
‫چرا هنوز مجردی؟

626
00:32:56,600 --> 00:32:59,532
‫چون هنوز کسی که لیاقت
‫من رو داشته باشه پیدا نکردم.

627
00:32:59,533 --> 00:33:00,899
‫ولی تو چند تا...

628
00:33:00,900 --> 00:33:03,299
‫رابطه‌ی کوتاه با چند نفر داشتی.

629
00:33:03,300 --> 00:33:04,599
‫هیچ چیز ناشایستی پیش نیومده.

630
00:33:04,600 --> 00:33:06,199
‫تو تنها زندگی می‌کنی... ما از کجا بدونیم؟

631
00:33:06,200 --> 00:33:08,199
‫چون من دارم میگم.

632
00:33:08,200 --> 00:33:09,199
‫تو یه آبرویی داری!

633
00:33:09,200 --> 00:33:10,865
‫- برای چی؟
‫- غوغا به پا کردن.

634
00:33:10,866 --> 00:33:13,899
‫تو محکومیت برده‌داری
‫رو صراحتا بیان می‌کنی.

635
00:33:13,900 --> 00:33:16,699
‫- البته که می‌کنم.
‫- و درعین حال، چون پدرت...

636
00:33:16,700 --> 00:33:19,965
‫مادرت رو دوست داشته تو اینجا هستی.

637
00:33:19,966 --> 00:33:22,199
‫تو محصول همون...

638
00:33:22,200 --> 00:33:23,699
‫برده‌داری هستی، خانم لمب.

639
00:33:23,700 --> 00:33:26,300
‫بدون اون، تو وجود نداشتی.

640
00:33:27,633 --> 00:33:28,899
‫برده‌ی پدرت...

641
00:33:28,900 --> 00:33:30,932
‫اسم مادر من اگنسه.

642
00:33:30,933 --> 00:33:32,432
‫اون قصد داشت پدرت رو اغفال کنه؟

643
00:33:32,433 --> 00:33:33,432
‫-نه!
‫- یه زن با چنین...

644
00:33:33,433 --> 00:33:34,965
‫- منش پستی...
‫- تمومش کن!

645
00:33:34,966 --> 00:33:36,999
‫که تنها خواسته‌اش به دام انداختن...

646
00:33:37,000 --> 00:33:39,600
‫- کافیه!
‫- یه مرد نجیبه!

647
00:33:42,366 --> 00:33:45,299
‫معذرت می‌خوام.

648
00:33:45,300 --> 00:33:46,632
‫با تمام وجودم.

649
00:33:46,633 --> 00:33:49,832
‫ولی این لازمه.

650
00:33:49,833 --> 00:33:52,732
‫تو باید برای این تحقیرها آماده بشی.

651
00:33:52,733 --> 00:33:55,099
‫لاکهارت این ادعا رو مطرح نمی‌کرد...

652
00:33:55,100 --> 00:33:57,300
‫مگر اینکه شواهد قانع‌کننده‌ای
‫علیه‌ات داشته باشه.

653
00:33:59,066 --> 00:34:01,132
‫و اونا بی‌رحمن.

654
00:34:01,133 --> 00:34:03,399
‫تحمل اون به ذرات قدرت...

655
00:34:03,400 --> 00:34:06,266
‫و شخصیتی که داری نیاز داره.

656
00:34:18,066 --> 00:34:21,300
‫لئو و آگوستا اغلب درموردت حرف می‌زنن.

657
00:34:22,733 --> 00:34:26,832
‫فکر کنم دلشون برات تنگ شده.

658
00:34:26,833 --> 00:34:29,165
‫واقعا؟

659
00:34:29,166 --> 00:34:31,566
‫خیلی زیاد.

660
00:34:41,100 --> 00:34:44,699
‫آقای کلبورن، توی نشون دادن رنجی که...

661
00:34:44,700 --> 00:34:46,899
‫که آقای لاکهارت می‌تونه
‫برای من ایجاد کنه...

662
00:34:46,900 --> 00:34:50,765
‫مدبرانه برخورد کرد.

663
00:34:50,766 --> 00:34:53,200
‫به نظرم نمی‌تونم خودم
‫رو در معرضش قرار بدم.

664
00:35:02,100 --> 00:35:03,765
‫این محاکمه اگر اون غایب هم باشه،

665
00:35:03,766 --> 00:35:06,032
‫دو روز دیگه برگزار میشه.

666
00:35:06,033 --> 00:35:07,499
‫و اگر از خودش دفاع نکنه،

667
00:35:07,500 --> 00:35:09,032
‫امید کمی برای برنده شدن داره.

668
00:35:09,033 --> 00:35:11,699
‫خواهش می‌کنم تا فردا صبر کنید.

669
00:35:11,700 --> 00:35:13,532
‫من سعیمو می‌کنم که متقاعدش کنم.

670
00:35:13,533 --> 00:35:15,666
‫ممنونم.

671
00:35:27,033 --> 00:35:30,533
‫ساموئل، اراده‌ی خانم
‫هیوود رو دست کم نگیر.

672
00:35:52,033 --> 00:35:53,632
‫ولی اینجا خونه‌های مردمه، تام.

673
00:35:53,633 --> 00:35:56,032
‫اون نمی‌تونه روی اونا خونه بسازه.

674
00:35:56,033 --> 00:35:57,265
‫امیدوارم اینو بهش گفته باشی.

675
00:35:57,266 --> 00:35:58,732
‫البته که گفتم، آره.

676
00:35:58,733 --> 00:36:00,365
‫خوبه.

677
00:36:00,366 --> 00:36:01,832
‫چون این کار غیراخلاقیه.

678
00:36:01,833 --> 00:36:04,632
‫حق با توئه، عزیزم، درسته،

679
00:36:04,633 --> 00:36:06,299
‫ولی، خواهش می‌کنم نگرانش نباش.

680
00:36:06,300 --> 00:36:07,865
‫هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده.

681
00:36:07,866 --> 00:36:09,132
‫لیدی دنهام موافقت نمی‌کنه.

682
00:36:09,133 --> 00:36:12,699
‫حالا بیا بریم، جورجیانا
‫بیشتر بهمون نیاز داره.

683
00:36:17,466 --> 00:36:19,432
‫بعدش میری؟

684
00:36:19,433 --> 00:36:21,599
‫اگر خانم لمب کمکت رو قبول نکنه؟

685
00:36:21,600 --> 00:36:23,299
‫چرا؟

686
00:36:23,300 --> 00:36:25,365
‫سندیتون تغییر کرده.

687
00:36:25,366 --> 00:36:27,432
‫بهتر شده.

688
00:36:27,433 --> 00:36:30,465
‫احتمالا یکم بمونم، یکم
‫بیشتر از این تغییرات ببینم.

689
00:36:30,466 --> 00:36:32,599
‫اگر تحمل همراهی منو داری.

690
00:36:32,600 --> 00:36:35,665
‫مطمئنم می‌تونم چند
‫روز دیگه هم تحمل کنم.

691
00:36:35,666 --> 00:36:37,765
‫ما باید یه مهمونی تیراندازی برگزار کنیم.

692
00:36:37,766 --> 00:36:39,032
‫مثل قدیما.

693
00:36:39,033 --> 00:36:40,165
‫تا زندگی رو به اینجا برگردونیم.

694
00:36:40,166 --> 00:36:41,165
‫تو از اون مهمونیا متنفر بودی.

695
00:36:41,166 --> 00:36:45,132
‫اون موقع جوون‌تر بودم.

696
00:36:45,133 --> 00:36:47,499
‫چرا که نه؟

697
00:36:47,500 --> 00:36:49,865
‫به‌علاوه، ممکنه فرصت خوبی باشه که...

698
00:36:49,866 --> 00:36:52,099
‫آگوستا رو به چند تا مرد
‫جوون شایسته معرفی کنیم.

699
00:36:52,100 --> 00:36:53,332
‫به انتخاب تو.

700
00:36:53,333 --> 00:36:55,532
‫اون قادر نیست یه مرد جوون شایسته رو...

701
00:36:55,533 --> 00:36:57,065
‫برای خودش انتخاب کنه؟

702
00:36:57,066 --> 00:36:58,665
‫تو در جایگاهی نیستی که
‫درمورد وظایفم نطق کنی.

703
00:37:00,100 --> 00:37:01,699
‫موافقم باهات.

704
00:37:01,700 --> 00:37:03,399
‫در حال حاضر.

705
00:37:03,400 --> 00:37:05,432
‫بانوی جوان باید خیلی برات مهم باشه،

706
00:37:05,433 --> 00:37:06,899
‫که غرورت رو زیر پا گذاشتی و...

707
00:37:06,900 --> 00:37:08,965
‫بعد از این همه سال از من کمک خواستی.

708
00:37:08,966 --> 00:37:11,432
‫خانم هیوود کارمند سابقم بوده، نه بیشتر.

709
00:37:11,433 --> 00:37:14,066
‫منظورم خانم لمب بود.

710
00:37:15,066 --> 00:37:16,099
‫شوهرخاله.

711
00:37:16,100 --> 00:37:17,299
‫بله، آگوستا.

712
00:37:17,300 --> 00:37:20,632
‫یکم سرم درد می‌کنه.

713
00:37:20,633 --> 00:37:22,899
‫می‌تونم ازتون اجازه بگیرم به جای...

714
00:37:22,900 --> 00:37:24,532
‫شرکت توی مراسم توی خونه بمونم؟

715
00:37:24,533 --> 00:37:26,332
‫حتما.

716
00:37:38,333 --> 00:37:41,365
‫خب، این برنامه‌ی خفنت چی شد؟

717
00:37:41,366 --> 00:37:43,732
‫تو گفتی همه چی خوب پیش
‫میره، حالا خانم گرین‌هورن...

718
00:37:43,733 --> 00:37:46,165
‫داره برای ملاقات با اعلی‌حضرت آماده میشه!

719
00:37:46,166 --> 00:37:47,765
‫به خودت مسلط باش.

720
00:37:47,766 --> 00:37:50,632
‫من خیلی ساده بهش میگم که اون دیر می‌رسه...

721
00:37:50,633 --> 00:37:53,265
‫و بعد از اجرا باهاش ملاقات می‌کنه.

722
00:37:53,266 --> 00:37:55,399
‫تا اون موقع، اون انقدر
‫تعریف و تمجید می‌شنوه که...

723
00:37:55,400 --> 00:37:58,365
‫- که به سختی یادش میاد.
‫- نه.

724
00:37:58,366 --> 00:38:02,732
‫نه، من نمی‌تونم دروغ بگم.

725
00:38:02,733 --> 00:38:05,032
‫حداقل به یه هنرمند.

726
00:38:08,966 --> 00:38:10,233
‫بیا تو.

727
00:38:12,033 --> 00:38:13,032
‫آقای پارکر.

728
00:38:13,033 --> 00:38:15,565
‫همه چیز آماده‌ست؟

729
00:38:15,566 --> 00:38:18,932
‫همون‌طوری که باید باشه، خانم گرین‌هورن.

730
00:38:18,933 --> 00:38:20,399
‫و اگر اجازه بدین من یه چیزی بگم،

731
00:38:20,400 --> 00:38:24,432
‫هیچ واژه‌ای برای توصیف زیبایی شما نیست.

732
00:38:24,433 --> 00:38:25,665
‫باعث افتخار ماست.

733
00:38:25,666 --> 00:38:27,465
‫مفتخریم.

734
00:38:27,466 --> 00:38:30,300
‫من براش کمک زیادی گرفتم.

735
00:38:32,100 --> 00:38:34,599
‫برای گل‌ها ممنونم، اقای پارکر.

736
00:38:34,600 --> 00:38:36,732
‫بوشون فوق‌العاده‌س.

737
00:38:36,733 --> 00:38:39,933
‫تو از من استقبال گرمی کردی.

738
00:38:43,400 --> 00:38:45,699
‫یه چیزی هست که باید بهتون بگم،

739
00:38:45,700 --> 00:38:48,233
‫خانم گرین‌هورن، قبل
‫از اینکه برامون بخونید.

740
00:38:50,900 --> 00:38:53,465
‫متاسفانه پادشاه بی‌میل هستند...

741
00:38:53,466 --> 00:38:55,933
‫و توی مراسم حضور پیدا نمی‌کنن.

742
00:38:59,533 --> 00:39:01,599
‫که این‌طور.

743
00:39:01,600 --> 00:39:03,732
‫ایشون عذرخواهی کردن.

744
00:39:03,733 --> 00:39:06,232
‫ایشون خیلی ناراحت هستن،
‫ولی وظایف فوری سلطنتی...

745
00:39:06,233 --> 00:39:09,365
‫براشون اولویت داشته.

746
00:39:09,366 --> 00:39:12,132
‫خب، شما قشنگ بیانش کردین، آقای پارکر،

747
00:39:12,133 --> 00:39:15,366
‫ولی من شک دارم.

748
00:39:18,366 --> 00:39:20,699
‫با این حال، یه سوال دارم،

749
00:39:20,700 --> 00:39:25,599
‫و ازت می‌خوام که صادقانه جواب بدی.

750
00:39:25,600 --> 00:39:27,365
‫اون اصلا قرار بود بیاد؟

751
00:39:27,366 --> 00:39:29,965
‫آره!

752
00:39:29,966 --> 00:39:30,965
‫ولی...

753
00:39:30,966 --> 00:39:32,732
‫این یه حقه برای گول زدن شما نبود،

754
00:39:32,733 --> 00:39:35,565
‫خانم گرین‌هورن.

755
00:39:35,566 --> 00:39:36,899
‫آقای پارکر نمی‌تونه دروغ بگه.

756
00:39:36,900 --> 00:39:39,699
‫تو ذاتش نیست.

757
00:39:39,700 --> 00:39:41,532
‫پادشاه ناامیدش کرده،

758
00:39:41,533 --> 00:39:44,732
‫و این نظر من بود که از شما مخفیش کنیم،

759
00:39:44,733 --> 00:39:46,965
‫من کمتر از آقای پارکر با دروغ...

760
00:39:46,966 --> 00:39:49,299
‫غریبه‌ام.

761
00:39:49,300 --> 00:39:51,332
‫باور می‌کنم.

762
00:39:51,333 --> 00:39:54,265
‫البته من پولتون رو پرداخت می‌کنم،

763
00:39:54,266 --> 00:39:56,665
‫حتی اگر دیگه اجرا نکنید.

764
00:39:56,666 --> 00:39:58,232
‫اگر من آواز نخونم،

765
00:39:58,233 --> 00:40:00,299
‫تو پول زیادی از دست میدی.

766
00:40:00,300 --> 00:40:05,399
‫در این صورت اجرا نکردن من پست فطرتیه.

767
00:40:05,400 --> 00:40:08,232
‫من فقط برای پادشاهتون متاسفم
‫که نمی‌تونه صدای منو بشنوه.

768
00:40:10,600 --> 00:40:11,865
‫حالا اگر اجازه بدید، آقایون محترم،

769
00:40:11,866 --> 00:40:13,665
‫من باید آماده بشم.

770
00:40:37,333 --> 00:40:40,965
‫من برات خوشحالم، آقای پارکر.

771
00:40:40,966 --> 00:40:44,199
‫البته، من شک نداشتم اینطوری میشه.

772
00:40:44,200 --> 00:40:47,599
‫من روحیه‌ی هنری رو درک می‌کنم.

773
00:40:47,600 --> 00:40:49,632
‫وقتی خانم گرین‌هورن حضارش رو حس کرد،

774
00:40:49,633 --> 00:40:53,100
‫وجدان هنریش ایجاب کرد که اجرا کنه.

775
00:40:55,533 --> 00:40:57,032
‫همه چی خوبه.

776
00:40:57,033 --> 00:40:59,465
‫همون‌طور که پیش‌بینی کردی، عالی‌جناب.

777
00:40:59,466 --> 00:41:01,832
‫حالا می‌تونم صادقانه بگم،

778
00:41:01,833 --> 00:41:04,766
‫که من امیدوار نبودم.

779
00:41:06,800 --> 00:41:09,599
‫این اشتباه من بود.

780
00:41:11,633 --> 00:41:12,865
‫اگه نخوای بری،

781
00:41:12,866 --> 00:41:15,766
‫می‌تونیم اینجا بمونیم.

782
00:41:16,833 --> 00:41:18,600
‫من تو رو تنها نمیذارم.

783
00:41:19,700 --> 00:41:22,399
‫اونجا همه درباره‌ی من حرف می‌زنن.

784
00:41:22,400 --> 00:41:24,532
‫چه اهمیتی داره، جورجیانا؟

785
00:41:24,533 --> 00:41:26,599
‫ما، دوستای تو، تو رو ...

786
00:41:26,600 --> 00:41:28,132
‫زن خوب و پایبندی می‌شناسیم که هستی.

787
00:41:28,133 --> 00:41:30,699
‫پس چرا بهترین لباست رو نمی‌پوشی...

788
00:41:30,700 --> 00:41:34,065
‫و به اون شایعات نشون
‫نمیدی که تو کم نیاوردی؟

789
00:41:37,533 --> 00:41:39,665
‫یه لحظه، آرتور.

790
00:41:39,666 --> 00:41:42,265
‫-تام...
‫- فقط یه لحظه، آرتور.

791
00:41:53,766 --> 00:41:55,199
‫آقای پارکر؟

792
00:41:55,200 --> 00:41:57,233
‫یه چیزی باید بگم.

793
00:42:02,800 --> 00:42:05,299
‫لیدی دنهام، شما خیلی جذاب شدین.

794
00:42:05,300 --> 00:42:07,565
‫پاچه‌خواری نکن، من به شک میفتم.

795
00:42:07,566 --> 00:42:10,199
‫حالا، درمورد تجارتمون با آقای پرایس.

796
00:42:10,200 --> 00:42:12,665
‫تجارتمون؟

797
00:42:12,666 --> 00:42:14,499
‫ببخشید، یکم گیج شدم.

798
00:42:14,500 --> 00:42:16,665
‫فکر کردم تجارتی در کار نیست.

799
00:42:16,666 --> 00:42:18,065
‫من و آقای پرایس به توافق رسیدیم.

800
00:42:18,066 --> 00:42:19,065
‫توافق؟

801
00:42:19,066 --> 00:42:20,799
‫و من کاملا از طرح‌های عالی اون...

802
00:42:20,800 --> 00:42:22,732
‫برای ساختن یه هتل...

803
00:42:22,733 --> 00:42:25,365
‫کنار دیواردریایی حمایت می‌کنم.

804
00:42:25,366 --> 00:42:27,966
‫ما قراره ثروتمند بشیم، آقای پارکر.

805
00:42:34,800 --> 00:42:35,832
‫آره.

806
00:42:37,933 --> 00:42:39,465
‫حوصله‌تو سر بردم، ساندر؟

807
00:42:39,466 --> 00:42:41,232
‫چطور به این نتیجه رسیدی؟

808
00:42:41,233 --> 00:42:43,199
‫ظاهرا حواست پرته.

809
00:42:43,200 --> 00:42:44,532
‫منتظر کسی هستی؟

810
00:42:44,533 --> 00:42:46,699
‫ظاهرا تو بیخودی نگران
‫اینی که من چکار می‌کنم.

811
00:42:46,700 --> 00:42:48,799
‫این کارت رو اعصابه.

812
00:42:48,800 --> 00:42:50,632
‫فقط برای جبران زمان از دست رفته‌ست.

813
00:42:50,633 --> 00:42:53,965
‫آقای کلبورن!

814
00:42:53,966 --> 00:42:55,532
‫علیاحضرت.

815
00:42:55,533 --> 00:42:57,499
‫بانو لیدیا.

816
00:42:57,500 --> 00:42:59,799
‫اجازه بدید برادرم رو معرفی کنم،

817
00:42:59,800 --> 00:43:01,932
‫- آقای کلبورن.
‫- از دیدنتون خوشحالم.

818
00:43:01,933 --> 00:43:03,699
‫من و مادرم بهتون سر زدیم،

819
00:43:03,700 --> 00:43:05,232
‫ولی شما رفته بودین.

820
00:43:05,233 --> 00:43:06,699
‫اگرچه با استقبال گرم یه...

821
00:43:06,700 --> 00:43:08,765
‫سرباز کوچولو مواجه شدیم.

822
00:43:08,766 --> 00:43:09,932
‫معذرت میخوام.

823
00:43:09,933 --> 00:43:11,732
‫من یه کار ضروری داشتم
‫که باید بهش رسیدگی می‌کردم.

824
00:43:11,733 --> 00:43:13,532
‫عذرتون پذیرفته شد.

825
00:43:13,533 --> 00:43:16,165
‫با تصمیم ما، زمان دیگه‌ای
‫می‌تونیم انجامش بدیم.

826
00:43:16,166 --> 00:43:17,732
‫بله حتما.

827
00:43:21,066 --> 00:43:22,465
‫می‌بینم که خانم هیوود اینجاست.

828
00:43:22,466 --> 00:43:24,299
‫ببخشید.

829
00:43:27,900 --> 00:43:29,799
‫من باید با لرد مونتروز حرف بزنم.

830
00:43:29,800 --> 00:43:32,733
‫تمایل دارم که اون برنامه‌های منو بدونه.

831
00:43:39,633 --> 00:43:40,933
‫خانم هیوود.

832
00:43:43,433 --> 00:43:44,699
‫خانم لمب چطوره؟

833
00:43:44,700 --> 00:43:46,365
‫اون اینجاست.

834
00:43:46,366 --> 00:43:49,265
‫شجاعت اون حد و مرز نمی‌شناسه.

835
00:43:49,266 --> 00:43:52,632
‫قانعش کردی که برای پرونده‌اش بجنگه؟

836
00:43:52,633 --> 00:43:54,099
‫نه.

837
00:43:54,100 --> 00:43:57,032
‫ولی به تلاشم ادامه میدم.

838
00:43:58,033 --> 00:44:00,399
‫میشه لطفاً منو ببخشید؟

839
00:44:00,400 --> 00:44:01,432
‫قطعا.

840
00:44:09,466 --> 00:44:13,865
‫وای، دوست عزیزم خیلی متاسفم.

841
00:44:13,866 --> 00:44:16,199
‫این کاریه که مردا انجام میدن، شارلوت.

842
00:44:16,200 --> 00:44:18,365
‫اونا خسته میشن.

843
00:44:18,366 --> 00:44:20,299
‫سن وسالشون میره بالا،

844
00:44:20,300 --> 00:44:21,865
‫و همیشه یه زیبایی وجود داره که...

845
00:44:21,866 --> 00:44:23,200
‫اونا احساس جوونی بکنن.

846
00:44:24,200 --> 00:44:27,265
‫خب، اون ممکنه پادشاه باشه،

847
00:44:27,266 --> 00:44:28,732
‫ولی اگه اینجا بود،

848
00:44:28,733 --> 00:44:30,799
‫بهش می‌گفتم از نظر من زیادی احمقه.

849
00:44:30,800 --> 00:44:33,765
‫مطمئنم این کارو می‌کردی.

850
00:44:33,766 --> 00:44:36,732
‫شارلوت عزیزم،

851
00:44:36,733 --> 00:44:38,599
‫تو حال منو خوب می‌کنی.

852
00:44:38,600 --> 00:44:40,899
‫تو کسی رو پیدا می‌کنی که عشقی که...

853
00:44:40,900 --> 00:44:42,465
‫لیاقتش رو داری بهت بده.

854
00:44:42,466 --> 00:44:43,665
‫خوشحال باش.

855
00:44:43,666 --> 00:44:46,165
‫مثل تو؟

856
00:44:46,166 --> 00:44:48,432
‫آره.

857
00:44:48,433 --> 00:44:50,899
‫می‌تونم یه چیزی بهت بگم،

858
00:44:50,900 --> 00:44:54,633
‫به عنوان کسی که توی مسائل
‫عاطفی تجربه‌اش بیشتره؟

859
00:44:56,033 --> 00:44:57,299
‫آره.

860
00:44:57,300 --> 00:44:59,865
‫اگه واقعا، آقای استارلینگ،

861
00:44:59,866 --> 00:45:02,899
‫مردیه که تو رو خوشحال می‌کنه،

862
00:45:02,900 --> 00:45:04,332
‫تو باید بری پیشش.

863
00:45:04,333 --> 00:45:05,499
‫جورجیانا بهم نیاز داره.

864
00:45:05,500 --> 00:45:06,865
‫مطمئنم که حرفت درسته.

865
00:45:06,866 --> 00:45:10,699
‫ولی باید مطمئن باشی که اون یه بهونه نباشه.

866
00:45:10,700 --> 00:45:12,232
‫برای چی؟

867
00:45:12,233 --> 00:45:14,899
‫برای برنگشتن به ویلینگدن.

868
00:45:14,900 --> 00:45:17,432
‫برای زندگی که خودتو تسلیمش کردی.

869
00:45:22,500 --> 00:45:25,732
‫سر ادوارد.

870
00:45:25,733 --> 00:45:27,966
‫خانم مارکام.

871
00:45:29,800 --> 00:45:31,199
‫یادداشت من به دستت رسید؟

872
00:45:31,200 --> 00:45:32,665
‫ظاهرا رسیده.

873
00:45:32,666 --> 00:45:34,732
‫می‌ترسیدم توی مراسم شرکت کنی.

874
00:45:34,733 --> 00:45:38,599
‫از اینکه با شوهرخاله‌ام
‫جلوی خواستگارا رژه برم؟

875
00:45:38,600 --> 00:45:42,799
‫بهش گفتم سرم درد می‌کنه.

876
00:45:42,800 --> 00:45:44,332
‫تو گفتی که برای موضوع مهمی...

877
00:45:44,333 --> 00:45:45,599
‫با من ملاقات می‌کنی.

878
00:45:45,600 --> 00:45:47,432
‫درسته.

879
00:45:47,433 --> 00:45:49,065
‫و دلیلش چیه؟

880
00:45:49,066 --> 00:45:51,165
‫تا با تو قدم بزنم.

881
00:45:51,166 --> 00:45:52,900
‫همین.

882
00:45:55,966 --> 00:45:57,899
‫پس...

883
00:45:57,900 --> 00:45:59,633
‫بیا راه بریم.

884
00:46:07,533 --> 00:46:10,865
‫به نظرت تا کی باید اینو تحمل کنیم؟

885
00:46:10,866 --> 00:46:13,999
‫چند ساعت کسل کننده، شایدم چند روز.

886
00:46:14,000 --> 00:46:15,565
‫اگه بمیری،

887
00:46:15,566 --> 00:46:18,765
‫من با احتیاط... ترکت می‌کنم.

888
00:46:20,500 --> 00:46:24,065
‫یادم رفته بود که چقدر می‌تونی بامزه باشی.

889
00:46:26,033 --> 00:46:29,132
‫بزرگ‌ترین اشتباه زندگیم این بود که...

890
00:46:29,133 --> 00:46:31,865
‫نیومدم پیشت توی اون کلیسا...

891
00:46:31,866 --> 00:46:35,565
‫توی اون روز بارونی.

892
00:46:41,833 --> 00:46:42,965
‫سروران،

893
00:46:42,966 --> 00:46:44,899
‫لرد و بانوها، و...

894
00:46:44,900 --> 00:46:47,965
‫مردم خوب سندیتون.

895
00:46:47,966 --> 00:46:50,166
‫می‌دونم...

896
00:46:51,766 --> 00:46:53,365
‫خیلی از شما...

897
00:46:53,366 --> 00:46:55,600
‫برای دیدن پادشاه اومدید، ولی...

898
00:47:01,233 --> 00:47:04,299
‫خانم‌ها و آقایون،

899
00:47:04,300 --> 00:47:09,099
‫آقای پارکر لطف کرد و از من خواست که...

900
00:47:09,100 --> 00:47:11,332
‫توی این مراسم معتبر آواز بخونم،

901
00:47:11,333 --> 00:47:13,965
‫و من با افتخار قبول کردم.

902
00:47:15,966 --> 00:47:18,265
‫با این حال،

903
00:47:18,266 --> 00:47:20,932
‫به ما خبر دادن که پادشاه شما...

904
00:47:20,933 --> 00:47:23,732
‫توی دادگاه بازداشت شدن...

905
00:47:23,733 --> 00:47:25,499
‫برای فعالیت های ضروری سلطنتی.

906
00:47:27,466 --> 00:47:29,699
‫حالا، من می‌دونم که آقای پارکر...

907
00:47:29,700 --> 00:47:32,299
‫نگرانن که من مایوس شده باشم.

908
00:47:32,300 --> 00:47:33,732
‫ولی من می‌خوام بهش اطمینان بدم که...

909
00:47:33,733 --> 00:47:35,499
‫من مایوس نشدم.

910
00:47:35,500 --> 00:47:40,999
‫من عذرخواهی فروتنانه‌ی
‫پادشاه رو با بزرگواری می‌پذیرم.

911
00:47:41,000 --> 00:47:44,099
‫آواز خوندن چیزیه که من هستم.

912
00:47:44,100 --> 00:47:46,732
‫این رسالت منه.

913
00:47:46,733 --> 00:47:50,165
‫الان من آماده‌ی اجرا...

914
00:47:50,166 --> 00:47:51,799
‫برای شما هستم.

915
00:47:51,800 --> 00:47:54,832
‫و من به انجام این کار افتخار می‌کنم.

916
00:47:54,833 --> 00:47:57,265
‫امشب،

917
00:47:57,266 --> 00:47:59,799
‫من اجرای  "پورگی آمور" از...

918
00:47:59,800 --> 00:48:02,065
‫" له نوتزه دی فیگرو" رو...

919
00:48:02,066 --> 00:48:04,565
‫به هر خانمی که در اینجا حضور داره...

920
00:48:04,566 --> 00:48:05,699
‫و در درونش احساس رنج می‌کنه تقدیم می‌کنم.

921
00:48:05,700 --> 00:48:06,699
‫امیدوارم که با آهنگ من ...

922
00:48:06,700 --> 00:48:09,465
‫قدرت و آرامش پیدا کنی.

923
00:48:09,489 --> 00:48:22,989
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

