﻿1
00:00:03,466 --> 00:00:05,032
‫پدرت مادرت رو به...

2
00:00:05,033 --> 00:00:06,865
‫مزرعه‌دار دیگه‌ای فروخته.

3
00:00:09,300 --> 00:00:10,432
‫تنها راهی که می‌تونیم با هم باشیم...

4
00:00:10,433 --> 00:00:11,865
‫اینه که فرار کنیم.

5
00:00:11,866 --> 00:00:13,332
‫چرا به حرف من گوش نمیدی؟

6
00:00:13,333 --> 00:00:14,965
‫تو همسر فوق‌العاده‌ای
‫هستی، ولی یه تاجر نیستی.

7
00:00:14,966 --> 00:00:16,165
‫دوک بهم افتخار داد و...

8
00:00:16,166 --> 00:00:18,699
‫از من خواستگاری کرد.

9
00:00:18,700 --> 00:00:20,732
‫چرا باید بخوای با اون ازدواج کنی؟

10
00:00:20,733 --> 00:00:23,099
‫- تو اینجا خودت نیستی.
‫- مشکل از سندیتون نیست.

11
00:00:23,100 --> 00:00:24,632
‫آگوستا با سر ادوارد دنهام فرار کرده.

12
00:00:24,633 --> 00:00:25,699
‫بهم کمک می‌کنید که پیداش کنم.

13
00:00:25,723 --> 00:00:30,723
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

14
00:00:30,747 --> 00:00:35,747
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

15
00:01:39,400 --> 00:01:41,865
‫دوشیزه مارکام اصلا تنها نیست.

16
00:01:41,866 --> 00:01:43,799
‫شوهرخاله‌اش و برادر شوهرخاله‌اش رو داره .

17
00:01:43,800 --> 00:01:45,565
‫پدر و مادرامون منتظر ما هستن.

18
00:01:45,566 --> 00:01:47,900
‫وقتی آینده‌ی آگوستا در خطره
‫یه روز بیشتر چه فرقی داره؟

19
00:01:49,100 --> 00:01:52,165
‫این آخرین چیزیه که ازت می‌خوام.

20
00:01:52,166 --> 00:01:54,432
‫بعدش باهات برمی‌گردم.

21
00:01:54,433 --> 00:01:56,066
‫قول میدم.

22
00:01:57,166 --> 00:01:58,465
‫شب بخیر آقایون،

23
00:01:58,466 --> 00:02:00,432
‫امیدوارم خوش گذشته...

24
00:02:00,433 --> 00:02:01,832
‫پس دوشیزه مارکام کجاست؟

25
00:02:01,833 --> 00:02:03,299
‫امیدمون به این بود قبل از ما برگشته باشه.

26
00:02:03,300 --> 00:02:05,399
‫حداقل برای جمع کردن وسایلش اومده باشه.

27
00:02:05,400 --> 00:02:07,499
‫لئو.

28
00:02:07,500 --> 00:02:08,832
‫چرا تا این ساعت هنوز بیداری؟

29
00:02:08,833 --> 00:02:10,465
‫خوابم نمی‌برد.

30
00:02:10,466 --> 00:02:13,432
‫چرا آگوستا باهاتون نیست؟

31
00:02:13,433 --> 00:02:14,665
‫لئو؟

32
00:02:14,666 --> 00:02:17,532
‫چیزی هست که بخوای به ما بگی؟

33
00:02:17,533 --> 00:02:20,765
‫لئونورا؟

34
00:02:20,766 --> 00:02:21,833
‫من قول دادم.

35
00:02:23,333 --> 00:02:26,099
‫خواهش میکنم بگو، لئو.

36
00:02:26,100 --> 00:02:28,365
‫تنبیه نمیشی.

37
00:02:28,366 --> 00:02:29,699
‫بگو دیگه.

38
00:02:29,700 --> 00:02:32,800
‫تو رازی رو از من پنهون نمی‌کردی.

39
00:02:35,433 --> 00:02:38,499
‫امروز عصر، کمکش کردم
‫که با اون مرده ملاقات کنه.

40
00:02:38,500 --> 00:02:40,199
‫ببخشید.

41
00:02:40,200 --> 00:02:41,732
‫من می‌خواستم آگوستا...

42
00:02:41,733 --> 00:02:43,532
‫دوباره خوشحال باشه.

43
00:02:43,533 --> 00:02:45,132
‫ادامه بده.

44
00:02:45,133 --> 00:02:47,399
‫اون گفت می‌خواسته فرار کنه.

45
00:02:47,400 --> 00:02:51,465
‫درمورد یه مکانی به اسم فالموث حرف زد.

46
00:02:54,066 --> 00:02:56,399
‫آفرین، لئو.

47
00:02:56,400 --> 00:03:00,899
‫بیا امیدوار باشیم قبل از اینکه
‫عفتش لکه‌دار بشه پیداش کنیم.

48
00:03:15,033 --> 00:03:17,233
‫من مراقبم که خانم هیوود به سلامت برگردن.

49
00:03:18,300 --> 00:03:19,566
‫خدا به همراه هردوتون.

50
00:03:39,233 --> 00:03:41,999
‫صبح بخیر، لوئیزا!

51
00:03:42,000 --> 00:03:44,765
‫حال نامزد من امروز چطوره؟

52
00:03:44,766 --> 00:03:46,899
‫کاملا افتضاح.

53
00:03:46,900 --> 00:03:48,365
‫غافلگیر نشدم.

54
00:03:48,366 --> 00:03:50,699
‫که وقتی روز شده باشه نظرت عوض بشه.

55
00:03:50,700 --> 00:03:53,132
‫نه، نه، نه، ربطی به اون موضوع نداره.

56
00:03:53,133 --> 00:03:55,232
‫مربوط به برادرزاده‌ی پست‌فطرتمه.

57
00:03:55,233 --> 00:03:57,732
‫اون فرار کرده، با اون دختره مارکام.

58
00:03:57,733 --> 00:03:59,099
‫ای بابا.

59
00:03:59,100 --> 00:04:01,965
‫خب، احتمالا شوهرخاله‌اش
‫داره تلاش می‌کنه پیداش کنه.

60
00:04:01,966 --> 00:04:04,032
‫آره، الان تو راهه فالموثه.

61
00:04:04,033 --> 00:04:06,232
‫ولی من خیلی امید ندارم اونا رو بگیره.

62
00:04:06,233 --> 00:04:10,599
‫وای، همه چی به‌طرز غیرقابل توصیفی بده.

63
00:04:10,600 --> 00:04:11,699
‫دختره بی عفت میشه!

64
00:04:11,700 --> 00:04:13,699
‫همین‌طور نام خونوادگی‌مون.

65
00:04:13,700 --> 00:04:15,732
‫خب صددرصد این‌طور نیست.

66
00:04:15,733 --> 00:04:17,299
‫اگه بتونیم کل ماجرا رو مخفی نگه داریم،

67
00:04:17,300 --> 00:04:20,299
‫می‌تونیم مجبورش کنیم با دختره ازدواج
‫کنه قبل از اینکه خبرش درز پیدا کنه،

68
00:04:20,300 --> 00:04:21,999
‫اون وقت هیچ کسی باخبر نمیشه.

69
00:04:22,000 --> 00:04:24,999
‫بعدشم، تو مدت زیادی دنهام نمی‌مونی،

70
00:04:25,000 --> 00:04:27,632
‫پس لازم نیست در مورد
‫نام خانوادگی نگران باشی.

71
00:04:27,633 --> 00:04:30,532
‫هوم، به نظرم با این حرفا
‫داری بهم دلخوشی میدی.

72
00:04:30,533 --> 00:04:32,765
‫این یکی از مزایای ازدواج کردن با...

73
00:04:32,766 --> 00:04:35,865
‫آقای پرایس هست.

74
00:04:35,866 --> 00:04:38,732
‫مزایای دیگه‌اش چیه؟

75
00:04:38,733 --> 00:04:41,165
‫هفته‌ی آینده متوجه میشی.

76
00:04:41,166 --> 00:04:42,899
‫هفته‌ی بعد؟

77
00:04:42,900 --> 00:04:44,765
‫ما به اندازه‌ی کافی صبر کردیم، نکردیم؟

78
00:04:44,766 --> 00:04:47,533
‫و هیچ کدوممون وقتی برای تلف کردن نداریم.

79
00:04:48,766 --> 00:04:51,465
‫به شرطی که این بار سر موقع پیدات بشه.

80
00:04:51,466 --> 00:04:54,032
‫لوئیزای عزیزم،

81
00:04:54,033 --> 00:04:56,966
‫هیچ چیزی نمی‌تونه مانع من بشه.

82
00:05:01,100 --> 00:05:03,132
‫آرتور، بالاخره اومدی...

83
00:05:03,133 --> 00:05:04,965
‫به من تبریک بگی؟

84
00:05:04,966 --> 00:05:07,499
‫به این امید اومدم که حالا که روز شده،

85
00:05:07,500 --> 00:05:10,399
‫توی تصمیم عجولانه و بدون
‫فکرت تجدیدنظر کرده باشی.

86
00:05:10,400 --> 00:05:13,232
‫تصمیم من نه عجولانه‌ست نه بدون فکر.

87
00:05:13,233 --> 00:05:15,900
‫نه تو هری رو دوست داری و نه اون تو رو.

88
00:05:16,966 --> 00:05:18,565
‫این ربطی به دوست داشتن نداره.

89
00:05:18,566 --> 00:05:20,499
‫نگاه کن.

90
00:05:20,500 --> 00:05:23,799
‫هر روز، پست نامه‌هایی برای
‫من میاره که توشون ادعاهایی...

91
00:05:23,800 --> 00:05:25,565
‫درمورد ثروتم و پیشنهاد
‫ازدواج از طرف غریبه‌هاست

92
00:05:25,566 --> 00:05:27,832
‫وقتی یه دوشس بشم...

93
00:05:27,833 --> 00:05:29,832
‫همه‌ی این سروصداها خاموش میشه.

94
00:05:29,833 --> 00:05:31,465
‫همه‌شون تموم میشن.

95
00:05:31,466 --> 00:05:34,499
‫پس خوشبختی تو چی میشه؟

96
00:05:36,133 --> 00:05:40,299
‫خوشبختی اون چی میشه؟

97
00:05:40,300 --> 00:05:44,032
‫من قصد آزار دادن تو رو ندارم.

98
00:05:44,033 --> 00:05:48,666
‫ولی اگه تو نمی‌تونی باهاش ازدواج
‫کنی، چرا من نباید ازدواج کنم؟

99
00:05:54,700 --> 00:05:56,765
‫حال عروس گلم...

100
00:05:56,766 --> 00:05:58,832
‫امروز چطوره؟

101
00:05:58,833 --> 00:06:00,699
‫علیاحضرت.

102
00:06:00,700 --> 00:06:01,832
‫بانو لیدیا.

103
00:06:01,833 --> 00:06:04,899
‫عه، آقای پارکر.

104
00:06:04,900 --> 00:06:07,432
‫متاسفم که قراره دوشیزه
‫لمب رو ازتون بدزدیم.

105
00:06:07,433 --> 00:06:09,700
‫ما باید برای عروسیمون برنامه‌ریزی کنیم.

106
00:07:01,633 --> 00:07:04,865
‫ما تمام شب رو تو راه بودیم.

107
00:07:04,866 --> 00:07:07,099
‫باید سعی کنین بخوابین.

108
00:07:07,100 --> 00:07:09,232
‫چطور می‌تونم بخوابم؟

109
00:07:09,233 --> 00:07:10,699
‫توی ذهنم مدام دارم به
‫این موضوع فکر می‌کنم...

110
00:07:10,700 --> 00:07:13,632
‫چطور می‌تونستم جلوی این اتفاقو بگیرم.

111
00:07:13,633 --> 00:07:16,366
‫این کار چه فایده‌ای داره؟

112
00:07:17,366 --> 00:07:18,865
‫همون لحظه‌ای که دنهام...

113
00:07:18,866 --> 00:07:21,899
‫علاقه‌اش به اون رو آشکار
‫کرد آب از سرمون گذشت.

114
00:07:21,900 --> 00:07:23,300
‫یا بهتره بگم علاقه‌اش به میراثش.

115
00:07:25,066 --> 00:07:26,665
‫سعی کردم به آگوستا هشدار بدم،

116
00:07:26,666 --> 00:07:28,432
‫ولی اون لجبازتر از اون بود که گوش کنه.

117
00:07:28,433 --> 00:07:30,932
‫آگوستا بچه نیست.

118
00:07:30,933 --> 00:07:32,265
‫می‌دونه چی می‌خواد.

119
00:07:32,266 --> 00:07:33,600
‫اون خیلی جوون‌تر از
‫اونه که بدونه چی می‌خواد.

120
00:07:39,366 --> 00:07:41,599
‫اکثر مواقع،

121
00:07:41,600 --> 00:07:43,532
‫این‌طور تصور میشه که خانم‌های جوان...

122
00:07:43,533 --> 00:07:45,532
‫نمی‌دونن می‌خوان چکار کنن.

123
00:07:45,533 --> 00:07:47,999
‫انتخاب مسیر زندگیشون به...

124
00:07:48,000 --> 00:07:50,132
‫پدرها یا مردان دیگه‌ی خانواده واگذار میشه.

125
00:07:50,133 --> 00:07:54,565
‫انگار باید خودمون رو از
‫دست خودمون نجات بدن.

126
00:07:54,566 --> 00:07:56,599
‫این مدرکی برای این نیست که
‫اون نمی‌دونه میخواد چکار کنه؟

127
00:07:56,600 --> 00:07:59,199
‫حتی اگه اون مرد شایسته نباشه،

128
00:07:59,200 --> 00:08:02,399
‫احساس آگوستا به اون واقعیه.

129
00:08:02,400 --> 00:08:05,232
‫اون یه زن جوون عاشقه.

130
00:08:16,033 --> 00:08:18,632
‫پس اینو بهم بگو.

131
00:08:18,633 --> 00:08:23,533
‫باید چکار می‌کردم؟

132
00:08:26,466 --> 00:08:29,699
‫می‌تونستید به حرفش گوش بدید.

133
00:08:29,700 --> 00:08:32,665
‫به جای اینکه تحقیرش کنید.

134
00:08:32,666 --> 00:08:35,832
‫اونو متقاعد می‌کردید که
‫انتخاب درستی برای خودش کنه،

135
00:08:35,833 --> 00:08:40,599
‫به جای اینکه براش تصمیم بگیرید.

136
00:08:40,600 --> 00:08:42,232
‫تنها چیزی که من می‌خوام
‫مطمئن بودن از آینده‌شه.

137
00:08:42,233 --> 00:08:44,032
‫البته که اینطوره.

138
00:08:44,033 --> 00:08:45,699
‫این تنها خواسته‌ی هر پدریه.

139
00:08:47,066 --> 00:08:50,432
‫از جمله پدر من.

140
00:08:56,466 --> 00:09:01,632
‫منم باید خودم رو بابت نقشم
‫تو این اتفاق سرزنش کنم.

141
00:09:01,633 --> 00:09:04,232
‫به آگوستا گفتم باید از قلبش پیروی کنه،

142
00:09:04,233 --> 00:09:09,933
‫یا اینکه با حسرت زندگی می‌کنه.

143
00:09:17,466 --> 00:09:20,032
‫باید یه جایی برای استراحتمون پیدا کنیم.

144
00:09:20,033 --> 00:09:21,732
‫ولی ما تازه رسیدیم.

145
00:09:21,733 --> 00:09:23,432
‫از سفرمون خسته نشدی؟

146
00:09:23,433 --> 00:09:26,232
‫من هیجان دارم.

147
00:09:26,233 --> 00:09:28,699
‫بالاخره دارم احساس آزادی می‌کنم.

148
00:09:28,700 --> 00:09:31,532
‫دیگه لازم نیست مخفیانه با هم باشیم.

149
00:09:31,533 --> 00:09:33,965
‫ما می‌تونیم هرکاری می‌خوایم بکنیم.

150
00:09:33,966 --> 00:09:37,566
‫هیچ‌کس نمی‌تونه مانع ما بشه.

151
00:09:46,800 --> 00:09:48,499
‫می‌بینم که داری میری بیرون؟

152
00:09:48,500 --> 00:09:50,065
‫دوباره میرم اولدتاون،

153
00:09:50,066 --> 00:09:51,265
‫تا ببینم دورا کوچولو حالش چطوره.

154
00:09:51,266 --> 00:09:52,732
‫امیدوارم خوب شده باشه.

155
00:09:52,733 --> 00:09:55,499
‫من امیدوارم اون به این زودی بی‌خانمان نشه.

156
00:09:58,766 --> 00:10:01,732
‫مری، برای بار آخر میگم، خواهش می‌کنم بفهم.

157
00:10:01,733 --> 00:10:04,032
‫این هتل به سندیتون رونق میده.

158
00:10:04,033 --> 00:10:06,399
‫این کار شغل‌ و آینده‌ی
‫بهتری برای همه با خودش میاره!

159
00:10:06,400 --> 00:10:08,032
‫به چه قیمتی؟

160
00:10:08,033 --> 00:10:10,132
‫خیلی دیر نشده.

161
00:10:10,133 --> 00:10:12,932
‫مخصوصا حالا که خیلیا مریضن..

162
00:10:12,933 --> 00:10:15,300
‫تو هنوزم می‌تونی کاری
‫که فکر می‌کنی درسته بکنی.

163
00:10:29,733 --> 00:10:31,265
‫ببخشید.

164
00:10:31,266 --> 00:10:34,066
‫اینجا منزل خانواده‌ی پارکره؟

165
00:10:37,000 --> 00:10:39,232
‫البته،‌چاولی یکی از بهترین خونه‌ها...

166
00:10:39,233 --> 00:10:42,565
‫توی کشوره، ولی با ۴۰ تا اتاق خواب،

167
00:10:42,566 --> 00:10:44,232
‫اداره‌اش کار خیلی سختیه.

168
00:10:44,233 --> 00:10:45,799
‫امیدوارم نترسیده باشی.

169
00:10:45,800 --> 00:10:47,532
‫نه اصلا.

170
00:10:47,533 --> 00:10:49,099
‫برای دیدنش لحظه‌شماری می‌کنم.

171
00:10:49,100 --> 00:10:51,265
‫در حقیقت، قسمت شرقی...

172
00:10:51,266 --> 00:10:54,899
‫لازمه... تعمیر بشه.

173
00:10:54,900 --> 00:10:57,465
‫ولی فضای زیادی وجود داره که...

174
00:10:57,466 --> 00:10:59,565
‫تو و هری بتونین زندگیتونو بکنین.

175
00:10:59,566 --> 00:11:03,599
‫بالاخره شوهرا برای
‫گشت و گذار فضا نیاز دارن.

176
00:11:03,600 --> 00:11:05,599
‫ولی نه خیلی دور.

177
00:11:05,600 --> 00:11:07,465
‫ولی مطمئن باش،

178
00:11:07,466 --> 00:11:10,965
‫من به خونه‌ی موروثیم توی املاک میام،

179
00:11:10,966 --> 00:11:15,765
‫که بتونم راهنمایی و نصیحتتون کنم.

180
00:11:15,766 --> 00:11:17,632
‫مطمئنم، آرامش خاطر بزرگیه.

181
00:11:17,633 --> 00:11:19,665
‫چیزای زیادی هست که باید بهت بگم!

182
00:11:19,666 --> 00:11:20,865
‫من هیچ‌وقت یادم نمیره...

183
00:11:20,866 --> 00:11:23,732
‫مادرشوهر مرحومم چطور راهنماییم می‌کرد.

184
00:11:23,733 --> 00:11:25,199
‫و حالا نوبت منه ...

185
00:11:25,200 --> 00:11:28,399
‫که تو رو برای نقش جدیدت آماده کنم.

186
00:11:28,400 --> 00:11:30,099
‫من مشتاق یادگیری هرچیزی هستم...

187
00:11:30,100 --> 00:11:32,999
‫که شما بهم یاد بدین، علیاحضرت.

188
00:11:33,000 --> 00:11:35,099
‫دوشس خوبی میشی،

189
00:11:35,100 --> 00:11:37,665
‫می‌دونم.

190
00:11:37,666 --> 00:11:40,132
‫و درست زمانی که آماده باشی،

191
00:11:40,133 --> 00:11:42,432
‫برای ازدواج ازت خواستگاری می‌کنیم.

192
00:11:42,433 --> 00:11:44,132
‫شما اینجایین!

193
00:11:44,133 --> 00:11:45,166
‫مری.

194
00:11:46,633 --> 00:11:47,999
‫ممکنه کارتو بذاری برای بعد؟

195
00:11:48,000 --> 00:11:52,965
‫ایشون اگنس هارمن هستن.

196
00:11:52,966 --> 00:11:55,433
‫مادرت.

197
00:12:15,266 --> 00:12:17,232
‫جورجیانا!

198
00:12:17,233 --> 00:12:18,265
‫وایسا!

199
00:12:18,266 --> 00:12:19,399
‫خواهش می‌کنم!

200
00:12:19,400 --> 00:12:20,965
‫چطور تونستی این‌جوری غافلگیرم کنی؟

201
00:12:20,966 --> 00:12:23,332
‫تو وقت زیادی رو صرف پیدا کردن مادرت کردی.

202
00:12:23,333 --> 00:12:25,332
‫من فکر کردم تو به شدت منتظر دیدنش هستی.

203
00:12:25,333 --> 00:12:27,632
‫من همه‌ی راه‌ها رو رفتم.

204
00:12:27,633 --> 00:12:29,632
‫اون پیدا نشد.

205
00:12:29,633 --> 00:12:30,900
‫پس اون زن هرکسی که هست...

206
00:12:31,833 --> 00:12:33,332
‫چی داری میگی؟

207
00:12:33,333 --> 00:12:36,532
‫عادت کردم آدما ازم سوءاستفاده کنن.

208
00:12:36,533 --> 00:12:38,333
‫ولی اینکه مدعی بشن مادرم هستن...

209
00:12:39,933 --> 00:12:42,432
‫اگه اون بود، می‌شناختمش.

210
00:12:42,433 --> 00:12:44,999
‫می‌دونم این شوکه‌ات کرده.

211
00:12:45,000 --> 00:12:47,499
‫ولی اگه ذره‌ای شک داشتم،

212
00:12:47,500 --> 00:12:51,265
‫اونو نمیاوردم پیشت.

213
00:12:51,266 --> 00:12:54,132
‫حداقل گوش بده ببین چی میگه.

214
00:13:06,466 --> 00:13:09,765
‫دلیلی برای نگران بودن نداری.

215
00:13:09,766 --> 00:13:11,866
‫من نگران نیستم.

216
00:13:13,166 --> 00:13:14,699
‫بهت اعتماد دارم.

217
00:13:14,700 --> 00:13:17,100
‫با تمام وجودم.

218
00:13:18,033 --> 00:13:21,532
‫همین‌طور باید باشه.

219
00:13:27,833 --> 00:13:29,265
‫اگه می‌دونستم ادوارد بوده،

220
00:13:29,266 --> 00:13:31,565
‫که منجر به این وضع شده،

221
00:13:31,566 --> 00:13:33,265
‫هیچ‌وقت تشویقش نمی‌کردم.

222
00:13:33,266 --> 00:13:35,432
‫شک ندارم.

223
00:13:35,433 --> 00:13:36,699
‫تنها چیزی که می‌دونستم این بود که...

224
00:13:36,700 --> 00:13:38,299
‫شما دارین تلاش می‌کنین براش...

225
00:13:38,300 --> 00:13:40,865
‫یه شوهر برخلاف میلش پیدا کنین.

226
00:13:40,866 --> 00:13:43,499
‫فکر آگوستا افتادن تو دام
‫یه ازدواج بدون عشق بود،

227
00:13:43,500 --> 00:13:46,033
‫و اینکه نتونه با مردی که...

228
00:13:50,900 --> 00:13:54,699
‫نتونستم تحمل کنم.

229
00:14:01,800 --> 00:14:04,565
‫ببخشید که نمی‌تونم بیشتر پیشت بمونم،

230
00:14:04,566 --> 00:14:07,732
‫ولی من و پارکر باید از آخرین
‫کارای سرمایه‌‌گذاریمون مطمئن بشیم.

231
00:14:07,733 --> 00:14:10,165
‫خب، تو ثابت کردی حواس‌پرتی خوبی هستی.

232
00:14:10,166 --> 00:14:12,999
‫تو منو از خودخوری نسبت به
‫برادرزاده‌ی بدبختم نجات دادی.

233
00:14:13,000 --> 00:14:14,965
‫میشه لطف کنید...

234
00:14:14,966 --> 00:14:16,632
‫کالسکه رو بیارید؟

235
00:14:16,633 --> 00:14:17,699
‫کالسکه؟

236
00:14:17,700 --> 00:14:18,865
‫منظورت فرغونته.

237
00:14:18,866 --> 00:14:20,099
‫نه، نه، نه، من و پارکر
‫می‌خوایم بریم به باث.

238
00:14:20,100 --> 00:14:21,565
‫فکر کردم کالسکه‌مون برای سفر

239
00:14:21,566 --> 00:14:23,532
‫مناسب‌تر باشه.

240
00:14:23,533 --> 00:14:25,332
‫کالسکه‌مون؟

241
00:14:25,333 --> 00:14:26,999
‫هرچی مال توئه به زودی مال من میشه...

242
00:14:27,000 --> 00:14:28,499
‫و بالعکس.

243
00:14:28,500 --> 00:14:30,165
‫الان، من اقرار می‌کنم که ملک من...

244
00:14:30,166 --> 00:14:31,965
‫به اندازه‌ی خونه‌ی سندیتون بزرگ نیست.

245
00:14:31,966 --> 00:14:33,332
‫ولی می‌تونم بهت اطمینان بدم،

246
00:14:33,333 --> 00:14:35,632
‫تو خیلی توش راحت هستی.

247
00:14:35,633 --> 00:14:38,132
‫همسر مرحومم سلیقه‌ی خیلی خوبی داشت.

248
00:14:38,133 --> 00:14:41,099
‫گرچه مطمئنم تو دوست
‫داری کم و بیش...

249
00:14:41,100 --> 00:14:43,365
‫تغییرات جزئی بدی.

250
00:14:43,366 --> 00:14:45,932
‫تو انتظار داری من سندیتون رو ترک کنم؟

251
00:14:45,933 --> 00:14:48,899
‫رسم اینه که زن با شوهرش زندگی کنه.

252
00:14:48,900 --> 00:14:50,965
‫تو که نمی‌خوای برای اینکه من پیشت باشم ...

253
00:14:50,966 --> 00:14:52,632
‫سرگردون بالا و پایین کشور بشم...

254
00:14:52,633 --> 00:14:54,565
‫اینو می‌خوای؟

255
00:14:54,566 --> 00:14:57,833
‫بعد از این همه سال جدایی؟

256
00:15:01,000 --> 00:15:03,699
‫واضحه که اون یه فرصت‌طلبه بی‌شرمه...

257
00:15:03,700 --> 00:15:04,932
‫که این حقیقت رو فهمیده که...

258
00:15:04,933 --> 00:15:06,899
‫دوشیزه لمب نه تنها ثروتمنده،

259
00:15:06,900 --> 00:15:08,532
‫بلکه به زودی صاحب یه عنوان میشه.

260
00:15:08,533 --> 00:15:09,932
‫پس خبرا باید با سرعت نور...

261
00:15:09,933 --> 00:15:11,365
‫پخش شده باشن.

262
00:15:11,366 --> 00:15:14,099
‫خب، امیدوارم اونا خیلی زود دکش کنن.

263
00:15:14,100 --> 00:15:16,032
‫حرف زدن در مورد اون بسه.

264
00:15:16,033 --> 00:15:19,532
‫ما هنوز در مورد پیروزی دیشبت حرف نزدیم.

265
00:15:19,533 --> 00:15:21,799
‫با اینکه تو رقص ناشی هستی،

266
00:15:21,800 --> 00:15:24,533
‫ولی آقای کلبورن کاملا مجذوب شده بود.

267
00:15:29,700 --> 00:15:32,899
‫می‌دونی این چقدر ظالمانه‌ست؟

268
00:15:32,900 --> 00:15:35,599
‫من ماه‌هاست دارم دنبال مادرم می‌گردم.

269
00:15:35,600 --> 00:15:37,900
‫و من سالهاست که دارم دنبال تو می‌گردم.

270
00:15:38,900 --> 00:15:41,065
‫ولی چون نمی‌دونستم
‫اینجایی، به آنتیگوا...

271
00:15:41,066 --> 00:15:43,032
‫نامه می‌فرستادم.

272
00:15:43,033 --> 00:15:44,565
‫به نظرم تو روزنامه‌ها رو خوندی...

273
00:15:44,566 --> 00:15:46,365
‫که در مورد یه وارث بدنام نوشتن،

274
00:15:46,366 --> 00:15:47,465
‫و یهویی فهمیدی ...

275
00:15:47,466 --> 00:15:49,499
‫من باید دختر تو باشم.

276
00:15:49,500 --> 00:15:51,865
‫من از این طریق نیومدم پیش تو.

277
00:15:51,866 --> 00:15:56,365
‫من روزنامه‌های لندن رو نمی‌خونم.

278
00:15:56,366 --> 00:15:59,365
‫چرا حالا؟

279
00:16:00,666 --> 00:16:03,265
‫توی آنتیگوا، من یه زن آزاد نیستم.

280
00:16:03,266 --> 00:16:07,499
‫من هیچ‌وقت نمی‌تونم برگردم اونجا.

281
00:16:07,500 --> 00:16:11,532
‫ارباب من پنج سال پیش منو به انگلستان آورد.

282
00:16:11,533 --> 00:16:15,865
‫من برای آزادیم جنگیدم.

283
00:16:15,866 --> 00:16:20,766
‫ولی امیدم رو از دست
‫دادم که تو رو دوباره ببینم.

284
00:16:22,033 --> 00:16:24,465
‫چرا باید حرفت رو باور کنم؟

285
00:16:24,466 --> 00:16:28,199
‫من نیومدم اینجا که ناراحتت کنم.

286
00:16:28,200 --> 00:16:30,632
‫من چیزی ازت نمی‌خوام.

287
00:16:30,633 --> 00:16:34,766
‫تنها چیزی که می‌خوام اینه که بشناسمت.

288
00:16:38,733 --> 00:16:40,599
‫و اگه از طریق دادگاه و یا...

289
00:16:40,600 --> 00:16:44,565
‫روزنامه‌ها نبودن،‌ پس چی بوده؟

290
00:16:44,566 --> 00:16:47,266
‫چی باعث شد منو پیدا کنی؟

291
00:16:49,100 --> 00:16:53,199
‫آقای مولینیو بود.

292
00:16:56,333 --> 00:16:58,366
‫اوتیس؟

293
00:17:04,833 --> 00:17:07,232
‫برات میوه‌ی تازه آوردم، عزیزم.

294
00:17:10,166 --> 00:17:12,665
‫تبت داره میره بالا، دورا،

295
00:17:12,666 --> 00:17:15,132
‫ولی تو باید یکم از اینا بخوری.

296
00:17:15,133 --> 00:17:16,766
‫این از سخاوتمندیتونه.

297
00:17:20,366 --> 00:17:22,565
‫قول میدم از تلاشام دست برندارم.

298
00:17:22,566 --> 00:17:25,199
‫به نظر من اولدتاون رو میشه نجات داد.

299
00:17:25,200 --> 00:17:26,532
‫متاسفانه ما به چیزی بیشتر از...

300
00:17:26,533 --> 00:17:29,666
‫حسن نیت شما نیاز داریم، خانم پارکر.

301
00:17:31,400 --> 00:17:33,166
‫اینو کی گرفتین؟

302
00:17:34,100 --> 00:17:35,765
‫نمی‌دونستم.

303
00:17:35,766 --> 00:17:36,999
‫که شوهرتون زمین زیر پای ما رو...

304
00:17:37,000 --> 00:17:38,365
‫داره می‌فروشه؟

305
00:17:46,900 --> 00:17:48,865
‫داری به شوهرخاله‌ام چی می‌نویسی؟

306
00:17:48,866 --> 00:17:50,599
‫که چون اون اجازه نمیده ما ازدواج کنیم،

307
00:17:50,600 --> 00:17:52,032
‫چاره‌ای نداریم به‌جز
‫اینکه به اسکاتلند بریم.

308
00:18:03,366 --> 00:18:07,632
‫نمی‌تونم صبر کنم تا همسرت بشم.

309
00:18:17,300 --> 00:18:19,700
‫نمی‌تونم صبر کنم تا شوهرت بشم.

310
00:18:29,600 --> 00:18:31,899
‫حتما تا الان خسته شدی.

311
00:18:31,900 --> 00:18:34,966
‫نمی‌خوای یکم دراز بکشی؟

312
00:18:42,433 --> 00:18:45,199
‫ما باید خیابون به خیابون رو بگردیم.

313
00:18:45,200 --> 00:18:48,365
‫بهتر نیست از خوابگاه‌ها شروع کنیم؟

314
00:18:48,366 --> 00:18:50,765
‫اگه اونا مثل ما کل شب
‫رو توی راه بوده باشن،

315
00:18:50,766 --> 00:18:52,499
‫دنبال جایی می‌گردن که بخوابن.

316
00:18:52,500 --> 00:18:54,899
‫متاسفانه خواب تنها
‫چیزیه که بهش فکر نمی‌کنه.

317
00:18:54,900 --> 00:18:56,832
‫اون آگوستا رو آورده
‫اینجا تا بهش تجاوز کنه.

318
00:18:56,833 --> 00:18:57,899
‫که به اجبار باهاش ازدواج کنه.

319
00:18:57,900 --> 00:18:59,232
‫اون بی‌عفت نمیشه.

320
00:18:59,233 --> 00:19:02,232
‫اون همون آگوستایی می‌مونه که همیشه بوده.

321
00:19:02,233 --> 00:19:04,399
‫همون که عضوی از خانواده‌ی شماست...

322
00:19:04,400 --> 00:19:08,399
‫همون که لایق عشق شماست.

323
00:19:08,400 --> 00:19:11,432
‫می‌دونم این، اون زندگی
‫که براش می‌خواستید نیست.

324
00:19:11,433 --> 00:19:15,400
‫ولی به خاطر اون، سعی
‫کنید باهاش کنار بیاید.

325
00:19:18,533 --> 00:19:21,532
‫مری،‌به محض تموم شدن جلسه میریم،

326
00:19:21,533 --> 00:19:23,732
‫پس به موقع برای استقبال
‫از مونتروزها برمی‌گردم،

327
00:19:23,733 --> 00:19:26,232
‫- و البته برای دیدن مادر جورجیا...
‫- چطور تونستی؟

328
00:19:26,233 --> 00:19:27,865
‫تو به اونا اخطار تخلیه دادی!

329
00:19:27,866 --> 00:19:30,765
‫فکر کردی چه اتفاقی قرار بود بیفته؟

330
00:19:30,766 --> 00:19:32,665
‫من فکر کردم، امیدوار بودم...

331
00:19:32,666 --> 00:19:34,399
‫که وجدانت مانع بشه این کارو بکنی!

332
00:19:34,400 --> 00:19:36,732
‫این که بفهمی کاری که
‫داری می‌کنی غیراخلاقیه.

333
00:19:36,733 --> 00:19:38,599
‫این صرفا تجارته و همین.

334
00:19:38,600 --> 00:19:40,065
‫این اشتباهه!

335
00:19:40,066 --> 00:19:44,132
‫خانم فیلکینز داره از یه
‫بچه‌ی مریض مراقبت می‌کنه.

336
00:19:44,133 --> 00:19:46,532
‫ما مسئولیت داریم.

337
00:19:46,533 --> 00:19:49,065
‫نظر من اصلا برات مهمه؟

338
00:19:49,066 --> 00:19:50,732
‫همه‌ی اینا به‌خاطر توئه.

339
00:19:50,733 --> 00:19:52,899
‫نمی‌بینی؟

340
00:19:52,900 --> 00:19:54,899
‫این برای آینده‌ی توئه..

341
00:19:54,900 --> 00:19:55,999
‫- آينده‌ی بچه‌هامون.
‫- نه.

342
00:19:56,000 --> 00:19:58,865
‫تنها چیزی که می‌بینم...

343
00:19:58,866 --> 00:20:00,765
‫مردیه که مسیرشو گم کرده.

344
00:20:00,766 --> 00:20:05,032
‫تو دیگه اون تام پارکری که
‫باهاش ازدواج کردم نیستی.

345
00:20:22,100 --> 00:20:23,465
‫بجنب پسر!

346
00:20:23,466 --> 00:20:25,966
‫من یه تازه عروس دارم که باید برگردم پیشش.

347
00:20:29,966 --> 00:20:33,132
‫من چرا فکر کردم که اونا با
‫اسم واقعیشون اینجا اقامت می‌کنن.

348
00:20:33,133 --> 00:20:34,732
‫اون برای این کار خیلی حساب کتاب کرده.

349
00:20:34,733 --> 00:20:36,265
‫خیلی زوده که امیدتون رو از دست بدین.

350
00:20:36,266 --> 00:20:39,132
‫من الان با پسر نونوا صحبت کردم.

351
00:20:39,133 --> 00:20:40,965
‫اون به کل شهر نون تحویل میده،

352
00:20:40,966 --> 00:20:43,099
‫به هر مسافرخونه‌ای، هر مهمون‌سرایی.

353
00:20:43,100 --> 00:20:45,665
‫ازش پرسیدم که کسی رو
‫با مشخصات اونا دیده یا نه.

354
00:20:45,666 --> 00:20:48,265
‫گفت یه مرد قد بلند و خوش برورو...

355
00:20:48,266 --> 00:20:50,666
‫توی مسافرخونه‌ی اولدکرون
‫با تازه عروسش اقامت داره.

356
00:21:02,066 --> 00:21:06,066
‫تو منو دوست داری، مگه نه ادوارد؟

357
00:21:11,433 --> 00:21:14,832
‫چطور تونستی این سوالو ازم بپرسی؟

358
00:21:14,833 --> 00:21:18,200
‫فقط باید بشنوم که به زبون میاریش.

359
00:21:21,566 --> 00:21:23,332
‫من تو رو بیشتر از هر...

360
00:21:23,333 --> 00:21:26,032
‫هر کسی که تا الان نفس می‌کشه دوست دارم.

361
00:21:29,633 --> 00:21:31,965
‫اون شش ماه اول...

362
00:21:31,966 --> 00:21:34,299
‫من شادترین آدم روی زمین بودم.

363
00:21:34,300 --> 00:21:38,799
‫ولی بعد پدرت یه زن انگلیسی گرفت.

364
00:21:38,800 --> 00:21:40,699
‫التماس کردم که اجازه بدن تو رو نگه دارم،

365
00:21:40,700 --> 00:21:43,300
‫ولی صاحب جدیدم برده‌ی بچه‌دار نمی‌خواست.

366
00:21:44,933 --> 00:21:47,132
‫اونا بهم گفتن تو مردی.

367
00:21:47,133 --> 00:21:49,499
‫آقای مولینیو بهم گفت.

368
00:21:49,500 --> 00:21:53,799
‫هر روز به تو فکر می‌کردم.

369
00:21:53,800 --> 00:21:56,432
‫وقتی از آنتیگوا رفتم،
‫یه گردن‌بند جا گذاشتم...

370
00:21:56,433 --> 00:22:00,132
‫به این امید که شاید یجوری به تو برسه،

371
00:22:00,133 --> 00:22:04,299
‫که حداقل یه چیزی از من داشته باشی.

372
00:22:04,300 --> 00:22:07,532
‫و تو اون زمان،‌من دو
‫سال توی انگلستان بودم.

373
00:22:07,533 --> 00:22:09,065
‫فکر به اینکه در تمام این مدت،

374
00:22:09,066 --> 00:22:11,633
‫ما فقط ۵۰ مایل از هم
‫فاصله داشتیم، دردآوره.

375
00:22:13,100 --> 00:22:15,699
‫آقای مولینیو برای پیدا
‫کردن من به بریستول اومد.

376
00:22:15,700 --> 00:22:18,832
‫ایشون منو از طریق "پسران آفریقا" پیدا کرد.

377
00:22:18,833 --> 00:22:20,832
‫سوار اولین کالسکه‌ای
‫که می‌تونستم پیدا کنم، شدم.

378
00:22:20,833 --> 00:22:22,265
‫تمام شب رو توی راه بودم،

379
00:22:22,266 --> 00:22:25,232
‫ولی من هرکاری می‌کردم...

380
00:22:25,233 --> 00:22:26,999
‫هر کاری...

381
00:22:27,000 --> 00:22:28,465
‫که دوباره تو رو ببینم.

382
00:22:52,266 --> 00:22:55,932
‫و بالاخره به دست من رسید.

383
00:22:55,933 --> 00:22:58,233
‫همون‌طور که تو رسیدی.

384
00:23:10,300 --> 00:23:13,565
‫هرچیزی شده بود، سعی کنید مهربون باشید،

385
00:23:13,566 --> 00:23:16,933
‫وگرنه باعث میشه اون دورتر بشه.

386
00:23:24,666 --> 00:23:26,066
‫شوهرخاله.

387
00:23:27,666 --> 00:23:29,400
‫خانم هیوود.

388
00:23:37,666 --> 00:23:39,999
‫من باید از شما تشکر کنم، خانم پارکر،

389
00:23:40,000 --> 00:23:41,632
‫نه فقط برای قانع کردن...

390
00:23:41,633 --> 00:23:43,199
‫جورجیانا که به من اعتماد کنه،

391
00:23:43,200 --> 00:23:45,365
‫بلکه برای این همه لطفی که بهش داشتین.

392
00:23:45,366 --> 00:23:48,399
‫ما نمی‌تونستیم عاشق جورجیانا نباشیم.

393
00:23:48,400 --> 00:23:51,065
‫هیچ چیزی بیشتر از دیدن اینکه...

394
00:23:51,066 --> 00:23:52,465
‫شما دوباره همدیگه رو پیدا
‫کردین نمی‌تونه منو خوشحال کنه.

395
00:23:52,466 --> 00:23:55,899
‫ما خیلی وقت برای جبران دوریمون داریم.

396
00:23:55,900 --> 00:23:57,365
‫ما جبرانش می‌کنیم.

397
00:23:57,366 --> 00:23:59,032
‫من و تام امشب شام میزبان...

398
00:23:59,033 --> 00:24:00,599
‫یه جشن برای جورجیانا هستیم، خانم هارمن.

399
00:24:00,600 --> 00:24:03,099
‫خوشحال میشم شما هم تشریف بیارید.

400
00:24:03,100 --> 00:24:04,766
‫حالا این یه جشن مضاعفه.

401
00:24:05,600 --> 00:24:07,032
‫چی رو جشن می‌گیریم؟

402
00:24:07,033 --> 00:24:09,366
‫به مادرت نگفتی؟

403
00:24:10,433 --> 00:24:11,599
‫من قراره ازدواج کنم.

404
00:24:11,600 --> 00:24:13,965
‫وای، جورجیانا،

405
00:24:13,966 --> 00:24:15,399
‫این فوق‌العاده‌ست.

406
00:24:15,400 --> 00:24:17,665
‫معلومه که میام.

407
00:24:17,666 --> 00:24:19,965
‫چطور می‌تونم فرصت دیدن خانواده‌ی جدیدت،

408
00:24:19,966 --> 00:24:21,333
‫یا مردی که عاشقش هستی رو از دست بدم؟

409
00:24:24,166 --> 00:24:27,132
‫متاسفم که این همه راهو اومدین.

410
00:24:27,133 --> 00:24:29,266
‫ولی سفرتون بیخودی بوده.

411
00:24:30,666 --> 00:24:32,499
‫ما هر دو عاشق همیم.

412
00:24:32,500 --> 00:24:35,865
‫نمیذارم منو به زور با خودتون ببرین.

413
00:24:35,866 --> 00:24:37,500
‫ما تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم، آقا.

414
00:24:45,766 --> 00:24:48,000
‫پس من سد راهتون نمیشم.

415
00:24:52,866 --> 00:24:56,999
‫آگوستا تو انقدر بزرگ
‫شدی که بدونی چی می‌خوای.

416
00:24:57,000 --> 00:24:58,532
‫اگه از صمیم قلب عاشق سر ادوارد هستی،

417
00:24:58,533 --> 00:25:01,065
‫اگه این مردیه که تو
‫می‌خوای باهاش ازدواج کنی،

418
00:25:01,066 --> 00:25:04,599
‫پس تنها چیزی که ازت می‌خوام
‫اینه که برگردی به سندیتون،

419
00:25:04,600 --> 00:25:06,533
‫تا بتونیم براتون یه
‫عروسی درخور شانت برگزار کنیم.

420
00:25:21,900 --> 00:25:24,199
‫ببخشید که سرزده اومدم.

421
00:25:24,200 --> 00:25:26,499
‫می‌خواستم بدونم خبری از آگوستا شده یا نه.

422
00:25:26,500 --> 00:25:29,332
‫اومدن شما خوشایندتر از این نمی‌تونست باشه.

423
00:25:29,333 --> 00:25:32,132
‫ولی حیف، خبری نیست.

424
00:25:32,133 --> 00:25:34,732
‫هرچی می‌گذره،‌نگرانیم بیشتر میشه.

425
00:25:34,733 --> 00:25:37,899
‫من مطمئنم که به زودی سالم برمی‌گرده.

426
00:25:37,900 --> 00:25:39,265
‫دوست داشتم یه کاری بود که...

427
00:25:39,266 --> 00:25:41,032
‫منم می‌تونستم انجام بدم.

428
00:25:41,033 --> 00:25:43,232
‫درعوض، کارم شده...

429
00:25:43,233 --> 00:25:45,699
‫راه رفتن توی راهروها.

430
00:25:45,700 --> 00:25:47,166
‫حداقل الان می‌تونیم باهم توشون راه بریم.

431
00:25:50,166 --> 00:25:53,032
‫من مدت کوتاهیه آگوستا رو می‌شناسم.

432
00:25:53,033 --> 00:25:55,132
‫اون خواهرزاده‌ی همسر برادرمه.

433
00:25:55,133 --> 00:25:57,699
‫با این‌حال برای محافظت از اون...

434
00:25:57,700 --> 00:25:58,765
‫خیلی خودم رو مسئول می‌دونم.

435
00:25:58,766 --> 00:26:01,500
‫این خوبیتونو نشون میده.

436
00:26:05,500 --> 00:26:07,265
‫حداقل از دل این وضعیت خیلی بد...

437
00:26:07,266 --> 00:26:08,732
‫یه چیز مثبت میشه بیرون آورد.

438
00:26:08,733 --> 00:26:09,932
‫چی؟

439
00:26:09,933 --> 00:26:11,565
‫خانم هیوود و برادرت...

440
00:26:11,566 --> 00:26:14,299
‫مجبور شدن که با هم باشن.

441
00:26:14,300 --> 00:26:16,099
‫شاید اونا بالاخره قبول کنن...

442
00:26:16,100 --> 00:26:18,032
‫که مقدر شده با هم باشن.

443
00:26:18,033 --> 00:26:20,232
‫شاید قبول کنن.

444
00:26:20,233 --> 00:26:22,665
‫ولی، قدرت انکار رو...

445
00:26:22,666 --> 00:26:24,799
‫دست کم نگیرین.

446
00:26:29,133 --> 00:26:32,065
‫ترسیدم دیگه نتونم لئو رو ببینم.

447
00:26:32,066 --> 00:26:34,265
‫الان اون می‌تونه ساقدوش من باشه.

448
00:26:34,266 --> 00:26:36,765
‫من ذره‌ای امید نداشتم که...

449
00:26:36,766 --> 00:26:38,999
‫این‌طور نظرتون تغییر کنه، شوهرخاله.

450
00:26:39,000 --> 00:26:40,932
‫مطمئنم شما عامل این
‫تغییر هستین، خانم هیوود.

451
00:26:40,933 --> 00:26:43,432
‫نمی‌تونم همچین ادعایی داشته باشم.

452
00:26:43,433 --> 00:26:46,865
‫فقط بذار اینو بگم.

453
00:26:46,866 --> 00:26:48,265
‫من هیچ‌وقت ازت نمی‌خوام...

454
00:26:48,266 --> 00:26:52,399
‫با مردی که نمی‌خوای ازدواج کنی.

455
00:26:52,400 --> 00:26:56,599
‫یه خانم جوون باید آزاد
‫باشه که از قلبش پیروی کنه.

456
00:26:56,600 --> 00:26:58,099
‫مجبور به ازدواج بدون عشق نشه...

457
00:26:58,100 --> 00:27:00,432
‫فقط چون والدین یا قیم‌هاش...

458
00:27:00,433 --> 00:27:03,465
‫اونو خوشایند می‌دونن.

459
00:27:03,466 --> 00:27:04,765
‫ولی ازت خواهش می‌کنم...

460
00:27:04,766 --> 00:27:07,600
‫بسنج که آیا این چیزیه که واقعا می‌خوای.

461
00:27:10,533 --> 00:27:12,800
‫تو یه زن جوون فوق‌العاده‌ای.

462
00:27:14,200 --> 00:27:17,532
‫من اینو به اندازه‌ی کافی بهت نگفتم.

463
00:27:17,533 --> 00:27:21,165
‫تو توانمندی زیادی داری.

464
00:27:21,166 --> 00:27:23,032
‫من دوست ندارم ببینم...

465
00:27:23,033 --> 00:27:25,666
‫محدود شدی تو یه زندگی که هنوز شروع نشده.

466
00:27:26,900 --> 00:27:30,732
‫انتخاب فقط با خودته.

467
00:27:30,733 --> 00:27:32,265
‫اگر از صمیم قلب باور داری که...

468
00:27:32,266 --> 00:27:34,265
‫ادوارد دنهام لیاقت تو رو داره،

469
00:27:34,266 --> 00:27:35,799
‫که اون می‌تونه رضایت و خوشبختی...

470
00:27:35,800 --> 00:27:38,066
‫که تو لایقش هستی رو بهت بده...

471
00:27:39,933 --> 00:27:44,865
‫پس اون موقع... تایید و رضایت منو داری.

472
00:27:46,133 --> 00:27:47,400
‫ادوارد مرد خوبیه.

473
00:27:49,266 --> 00:27:53,732
‫اون با من با احترام و مهربونی...

474
00:27:53,733 --> 00:27:56,232
‫رفتار کرده.

475
00:27:56,233 --> 00:28:00,232
‫اون می‌تونست شرافت منو
‫ازم بگیره، ولی این کارو نکرد.

476
00:28:00,233 --> 00:28:01,666
‫نه.

477
00:28:05,100 --> 00:28:09,665
‫فقط رسیدن اونا بود که شرافتت رو نجات داد.

478
00:28:15,300 --> 00:28:17,066
‫چی؟

479
00:28:21,366 --> 00:28:23,132
‫یه مرد خوب برای اهداف خودش...

480
00:28:23,133 --> 00:28:24,633
‫تو رو از خانواده‌ت نمی‌دزده.

481
00:28:26,866 --> 00:28:30,432
‫این برای اهداف خودت نبود.

482
00:28:30,433 --> 00:28:33,466
‫ما عاشق همیم.

483
00:28:36,500 --> 00:28:38,266
‫من هیچ وقت عاشقت نبودم.

484
00:28:40,733 --> 00:28:43,899
‫من فقط دنبال میراثت بودم.

485
00:28:43,900 --> 00:28:47,399
‫نه خودت.

486
00:28:47,400 --> 00:28:49,900
‫ادوارد، داری دروغ میگی.

487
00:28:53,233 --> 00:28:57,099
‫این کارو نکن.

488
00:28:57,100 --> 00:28:59,099
‫تو به پول من اهمیت نمیدی.

489
00:28:59,100 --> 00:29:01,099
‫تقدیر ما اینه که با هم باشیم.

490
00:29:06,266 --> 00:29:10,633
‫واقعا انقدر احمقی؟

491
00:29:11,733 --> 00:29:15,765
‫قبل از تو زنای زیادی بودن.

492
00:29:15,766 --> 00:29:18,865
‫بعد از تو هم زنای زیادی میان.

493
00:29:21,733 --> 00:29:22,932
‫واقعا فکر کردی...

494
00:29:22,933 --> 00:29:26,865
‫تو کسی هستی که بتونی منو تغییر بدی؟

495
00:29:26,866 --> 00:29:30,132
‫من همیشه اولویت خودمم.

496
00:29:32,000 --> 00:29:34,565
‫از استر بپرس.

497
00:29:34,566 --> 00:29:36,500
‫از کلارا بپرس.

498
00:29:38,333 --> 00:29:40,199
‫از پسرم بپرس.

499
00:30:16,466 --> 00:30:19,500
‫واقعا می‌خواستین اجازه
‫بدین با هم ازدواج کنن؟

500
00:30:22,700 --> 00:30:24,532
‫چیزی که به من یاد دادین، خانم هیوود،

501
00:30:24,533 --> 00:30:26,065
‫اینه که یه زن جوون حق داره...

502
00:30:26,066 --> 00:30:28,566
‫سرنوشتش رو خودش انتخاب کنه.

503
00:30:31,700 --> 00:30:34,600
‫من به هر انتخابی که می‌کرد احترام میذاشتم.

504
00:30:35,733 --> 00:30:38,066
‫حتی اگه برای من دردناک بود.

505
00:30:39,633 --> 00:30:42,833
‫همون‌طور که باید به
‫انتخاب شما احترام بذارم.

506
00:31:00,466 --> 00:31:02,132
‫شوهر آینده‌ات چطوریه؟

507
00:31:02,133 --> 00:31:04,232
‫خوش‌قیافه‌ست؟

508
00:31:04,233 --> 00:31:05,232
‫بعضیا این‌طور میگن.

509
00:31:05,233 --> 00:31:06,965
‫مهربون چطور؟

510
00:31:06,966 --> 00:31:08,132
‫امیدوارم مهربون باشه.

511
00:31:08,133 --> 00:31:10,432
‫اون واقعا مهربونه.

512
00:31:10,433 --> 00:31:12,865
‫خیلی ببخشید.

513
00:31:12,866 --> 00:31:14,399
‫آقای پارکر هنوز نیومده.

514
00:31:14,400 --> 00:31:15,599
‫نمی‌دونم چی باعث شده...

515
00:31:15,600 --> 00:31:16,832
‫انقدر دیر کنه..

516
00:31:18,366 --> 00:31:20,999
‫وای، مهمونای دیگه‌مون دارن میان.

517
00:31:21,000 --> 00:31:22,199
‫چکار کنیم؟

518
00:31:22,200 --> 00:31:24,732
‫مطمئنم زود برمی‌گرده، مری.

519
00:31:24,733 --> 00:31:26,499
‫تا اون موقع، خیالت راحت باشه،

520
00:31:26,500 --> 00:31:28,299
‫من به جاش میزبانی می‌کنم.

521
00:31:28,300 --> 00:31:31,200
‫وای، ممنونم، آرتور.

522
00:31:33,266 --> 00:31:35,732
‫به، لرد مونتروز.

523
00:31:35,733 --> 00:31:37,232
‫علیاحضرت.

524
00:31:37,233 --> 00:31:39,265
‫بانو لیدیا.

525
00:31:39,266 --> 00:31:42,333
‫همه‌تون عالی شدین.

526
00:31:43,700 --> 00:31:45,432
‫علیاحضرت.

527
00:31:45,433 --> 00:31:48,732
‫بانو لیدیا، هری.

528
00:31:48,733 --> 00:31:52,232
‫مادرم رو بهتون معرفی می‌کنم.

529
00:31:52,233 --> 00:31:53,599
‫پس درسته.

530
00:31:53,600 --> 00:31:55,965
‫ایشون مادرت هستن؟

531
00:31:55,966 --> 00:31:59,166
‫ذره‌ای شک ندارم.

532
00:32:00,633 --> 00:32:04,199
‫جب، این هم، عه...

533
00:32:04,200 --> 00:32:06,832
‫غیرمنتظره‌ست و ...

534
00:32:06,833 --> 00:32:08,432
‫هم خوشاینده.

535
00:32:08,433 --> 00:32:10,365
‫من واقعا از دیدنتون خوشحالم.

536
00:32:10,366 --> 00:32:12,665
‫نمی‌تونستم صبر کنم که
‫توی موقعیت بهتری ببینمتون.

537
00:32:12,666 --> 00:32:13,999
‫خصوصا هری رو.

538
00:32:14,000 --> 00:32:16,532
‫عه، جسارت نباشه،

539
00:32:16,533 --> 00:32:19,365
‫رسمه که دوک رو "عالی‌جناب" خطاب کنید.

540
00:32:19,366 --> 00:32:21,799
‫ولی ایشون قراره شوهر دخترم بشن.

541
00:32:21,800 --> 00:32:24,265
‫خیلی ریزبین نباشید، خانم...

542
00:32:24,266 --> 00:32:27,032
‫دوشیزه... دوشیزه هارمن.

543
00:32:27,033 --> 00:32:29,132
‫وای، شما ازدواج نکردین.

544
00:32:29,133 --> 00:32:31,066
‫چقدر اصیل.

545
00:32:36,033 --> 00:32:38,132
‫وقتی ازم خواستی برای شام بمونم،

546
00:32:38,133 --> 00:32:39,165
‫اصلا حدس نمی‌زدم...

547
00:32:39,166 --> 00:32:41,199
‫این توی ذهنت باشه.

548
00:32:41,200 --> 00:32:42,899
‫اگه می‌دونستم قراره بیای اینجا،

549
00:32:42,900 --> 00:32:45,432
‫یه ضیافت ترتیب می‌دادم.

550
00:32:45,433 --> 00:32:48,465
‫اینو خیلی بیشتر ترجیح میدم.

551
00:32:48,466 --> 00:32:49,599
‫غذا خوردن توی انبار غذا...

552
00:32:49,600 --> 00:32:50,999
‫خیلی می‌چسبه.

553
00:32:53,300 --> 00:32:56,165
‫گرچه حدس می‌زنم خیلی دل زیرمین رفتن نداری.

554
00:32:56,166 --> 00:32:58,965
‫ظاهرا به اشتباه تصور می‌کنی که...

555
00:32:58,966 --> 00:33:00,465
‫که من از ذاتا اشرافیم.

556
00:33:00,466 --> 00:33:04,699
‫پدر و مادرم ثروتمند نبودن.

557
00:33:04,700 --> 00:33:06,132
‫پس با لرد دی‌کلمنت آشنا شدی.

558
00:33:06,133 --> 00:33:07,832
‫اونم ثروتمند نبود.

559
00:33:07,833 --> 00:33:10,532
‫مهربونم نبود.

560
00:33:10,533 --> 00:33:12,765
‫ما توی شرایطی ازدواج کردیم که ...

561
00:33:12,766 --> 00:33:15,932
‫بی‌شباهت به شرایط آگوستا نیست.

562
00:33:15,933 --> 00:33:18,433
‫پس برای این نگرانشی.

563
00:33:20,000 --> 00:33:22,732
‫توی ۳۰ سالگی بیوه شدم،

564
00:33:22,733 --> 00:33:26,165
‫به‌جز یه عنوان، چیزی به نامم نبود.

565
00:33:26,166 --> 00:33:30,066
‫برای همین دعا می‌کنم آگوستا،
‫عاقبت بهتری داشته باشه.

566
00:33:32,466 --> 00:33:35,866
‫پس به‌خاطر اینه که عهد کردی
‫دور عشق و ازدواج رو خط بکشی.

567
00:33:39,300 --> 00:33:41,666
‫دیروقته... من خیلی بیدار نگهت داشتم.

568
00:33:47,400 --> 00:33:50,433
‫حتما باید بری؟

569
00:33:58,600 --> 00:34:02,299
‫ببخشید.

570
00:34:02,300 --> 00:34:04,399
‫بخشیدمت.

571
00:34:16,833 --> 00:34:20,199
‫بازم بابت تاخیر همسرم عذرخواهی می‌کنم.

572
00:34:20,200 --> 00:34:24,232
‫مطمئنم اون ناراحت
‫نمیشه صبر نکردیم تا بیاد.

573
00:34:24,233 --> 00:34:25,432
‫آقای پارکر،

574
00:34:25,433 --> 00:34:28,432
‫مطمئنا لازمه به سلامتی عروس
‫و دوماد یه نوشیدنی بخوریم.

575
00:34:28,433 --> 00:34:31,400
‫عه، حتما ‌علیاحضرت.

576
00:34:35,866 --> 00:34:37,532
‫به...

577
00:34:37,533 --> 00:34:40,299
‫سلامتی دوک و دوشس آینده‌ی باکینگ‌هام‌شایر.

578
00:34:41,500 --> 00:34:45,199
‫ایشالا که ازدواجتون پاینده و ...

579
00:34:45,200 --> 00:34:47,133
‫پر از شادی باشه.

580
00:34:49,333 --> 00:34:52,766
‫و بچه‌ی اولتون پسر باشه.

581
00:34:55,233 --> 00:34:57,200
‫به سلامتیمون، عشقم.

582
00:34:59,266 --> 00:35:02,965
‫چند وقت توی سندیتون می‌مونید، ‌خانم هارمن؟

583
00:35:02,966 --> 00:35:04,365
‫تا وقتی که بتونم.

584
00:35:04,366 --> 00:35:05,432
‫حالا که جورجیانا رو...

585
00:35:05,433 --> 00:35:07,332
‫پیدا کردم، نمی‌خوام بذارم...

586
00:35:07,333 --> 00:35:08,832
‫از جلوی چشمام دور بشه.

587
00:35:08,833 --> 00:35:10,399
‫ولی اینم مهمه که اجازه بدیم...

588
00:35:10,400 --> 00:35:12,365
‫بچه‌هامون آزاد باشن.

589
00:35:12,366 --> 00:35:15,165
‫این دقیقا اعتقاد شماست،

590
00:35:15,166 --> 00:35:16,699
‫درسته، مادر؟

591
00:35:16,700 --> 00:35:18,432
‫یکمی راهنمایی ملایم...

592
00:35:18,433 --> 00:35:20,365
‫هیچ ایرادی نداره،‌لیدیا.

593
00:35:20,366 --> 00:35:22,232
‫شما موافق نیستین، خانم پارکر؟

594
00:35:22,233 --> 00:35:24,532
‫بچه‌های من هنوز کوچیکن...

595
00:35:24,533 --> 00:35:28,499
‫آرتور، من داشتم فکر می‌کردم.

596
00:35:28,500 --> 00:35:32,399
‫این راه‌حل بی عیبی نیست،
‫ولی چاولی خیلی بزرگه.

597
00:35:32,400 --> 00:35:34,732
‫فضای کافی برای اینکه با ما زندگی کنی هست.

598
00:35:34,733 --> 00:35:36,300
‫نیست، هری؟

599
00:35:37,400 --> 00:35:38,665
‫به اندازه‌ی کافی جا هست.

600
00:35:38,666 --> 00:35:42,632
‫اگه خودت هم موافق باشی.

601
00:35:42,633 --> 00:35:44,165
‫معلومه که موافقه.

602
00:35:44,166 --> 00:35:45,465
‫اون پایین چه خبره،

603
00:35:45,466 --> 00:35:46,632
‫برام سوال شد؟

604
00:35:46,633 --> 00:35:48,865
‫شما خیلی جدی به نظر میاین.

605
00:35:50,633 --> 00:35:52,099
‫جورجیانا...

606
00:35:52,100 --> 00:35:55,332
‫داشت بهم می‌گفت املاک
‫شما چقدر بزرگه، علیاحضرت.

607
00:35:56,333 --> 00:35:57,765
‫وای مسئولیتش خیلی سنگینه.

608
00:35:57,766 --> 00:36:00,065
‫بعضی وقتا فکر می‌کنم زندگی توی...

609
00:36:00,066 --> 00:36:02,599
‫خونه‌ی نقلی مثل اینجا چقدر راحته.

610
00:36:02,600 --> 00:36:04,432
‫فکر می‌کنم شما با چنتا مستخدم...

611
00:36:04,433 --> 00:36:07,165
‫از عهده‌ی کارا بر میاین، خانم پارکر.

612
00:36:07,166 --> 00:36:09,732
‫به نظرم خوش‌شانسم که
‫همونا رو دارم، علیاحضرت.

613
00:36:11,566 --> 00:36:15,665
‫وضعیت شما چطوره،

614
00:36:15,666 --> 00:36:16,899
‫خانم هارمن؟

615
00:36:16,900 --> 00:36:18,899
‫من پیش کارفرمام توی بریستول زندگی می‌کنم.

616
00:36:18,900 --> 00:36:23,199
‫آهان! پس شما یه کسب و کار دارین.

617
00:36:23,200 --> 00:36:25,932
‫من برای یه سازمان کار می‌کنم
‫که به برده‌های سابق کمک می‌کنه.

618
00:36:25,933 --> 00:36:27,499
‫اونا خیلی به من کمک کردن...

619
00:36:27,500 --> 00:36:29,299
‫وقتی آزادیمو گرفتم.

620
00:36:29,300 --> 00:36:32,932
‫ولی فکر کنم این چیزی نیست
‫که بخواید خیلی بهش بپردازید.

621
00:36:32,933 --> 00:36:35,665
‫من اصلا از کسی که هستم شرمنده نیستم.

622
00:36:35,666 --> 00:36:37,100
‫نبایدم باشی.

623
00:36:43,000 --> 00:36:45,799
‫شما حالتون خوبه، ‌خانم پارکر؟

624
00:36:45,800 --> 00:36:47,832
‫آره ممنون.

625
00:36:47,833 --> 00:36:50,065
‫نمی‌دونم این همه شعله‌ی زیاد لازمه یا نه.

626
00:36:50,066 --> 00:36:52,332
‫هنوز پاییز نشده.

627
00:36:52,333 --> 00:36:55,799
‫بهم بگین شماها کجا با هم آشنا شدین.

628
00:36:55,800 --> 00:36:58,565
‫اینجا توی سندیتون آشنا شدیم.

629
00:36:58,566 --> 00:37:00,665
‫همین چند هفته پیش.

630
00:37:00,666 --> 00:37:03,232
‫هوم، آشنایی کوتاهی داشتین؟

631
00:37:03,233 --> 00:37:05,599
‫کوتاه‌ترین زمانی که بتونید تصور کنید.

632
00:37:05,600 --> 00:37:07,599
‫بله، من...

633
00:37:07,600 --> 00:37:11,599
‫اولین باری که جورجیانا رو دیدم دلم لرزید.

634
00:37:11,600 --> 00:37:13,132
‫و ...

635
00:37:13,133 --> 00:37:16,899
‫ما خیلی سریع متوجه شدیم
‫که خواسته‌های مشترکی داریم.

636
00:37:16,900 --> 00:37:19,232
‫و اون خواسته‌ها چی هستن؟

637
00:37:19,233 --> 00:37:20,899
‫قطعا چیزی که...

638
00:37:20,900 --> 00:37:22,332
‫همه از ازدواج می‌خوان.

639
00:37:22,333 --> 00:37:23,965
‫موقعیت، پشتوانه...

640
00:37:23,966 --> 00:37:27,099
‫ممکنه احیانا عشق هم نقشی داشته باشه؟

641
00:37:27,100 --> 00:37:29,132
‫عشق شکلای مختلفی داره، لیدیا.

642
00:37:29,133 --> 00:37:30,265
‫ولی شما که...

643
00:37:30,266 --> 00:37:33,665
‫همدیگه رو دوست دارین، درسته؟

644
00:37:33,666 --> 00:37:34,766
‫معلومه.

645
00:37:41,500 --> 00:37:42,999
‫پس اجازه‌ی من رو دارین.

646
00:37:48,000 --> 00:37:49,632
‫میشه منو ببخشید؟

647
00:37:49,633 --> 00:37:51,665
‫احساس می‌کنم باید یکم هوا بخورم.

648
00:37:55,033 --> 00:37:56,165
‫اون داره تو تب میسوزه.

649
00:37:56,166 --> 00:37:58,065
‫فورا بفرستید دنبال دکتر.

650
00:38:04,500 --> 00:38:08,533
‫چرا به خودم اجازه دادم عاشقش بشم؟

651
00:38:10,233 --> 00:38:15,399
‫ما نمی‌تونیم انتخاب کنیم که عاشق کی بشیم.

652
00:38:15,400 --> 00:38:17,566
‫من می‌دونم داری چه عذابی می‌کشی.

653
00:38:19,900 --> 00:38:23,332
‫ولی با گذشت زمان، قلبت التیام پیدا می‌کنه،

654
00:38:23,333 --> 00:38:26,100
‫و این مثل یه خاطره‌ی دور تو ذهنت می‌مونه.

655
00:38:52,700 --> 00:38:55,065
‫چه عجب.

656
00:38:55,066 --> 00:38:56,765
‫ازت انتظار نداشتم...

657
00:38:56,766 --> 00:38:59,599
‫انقدر زود برگردی.

658
00:38:59,600 --> 00:39:01,799
‫می‌خوای خودت توضیح بدی؟

659
00:39:01,800 --> 00:39:05,065
‫چی رو توضیح بدم؟

660
00:39:05,066 --> 00:39:06,932
‫با تمام تلاشات، عمه،

661
00:39:06,933 --> 00:39:10,365
‫ظاهرا من هیچ جوره آدم نمیشم.

662
00:39:10,366 --> 00:39:13,499
‫به نظرم این یعنی تیرت به سنگ خورده.

663
00:39:13,500 --> 00:39:15,399
‫آقای کلبورن قبل از اینکه دستت ...

664
00:39:15,400 --> 00:39:19,132
‫به دخترخواهرزنش بخوره سر رسید.

665
00:39:19,133 --> 00:39:21,032
‫و تونست خودش رو کنترل کنه که...

666
00:39:21,033 --> 00:39:23,599
‫همون جا بهت شلیک نکنه.

667
00:39:23,600 --> 00:39:24,999
‫راستشو بخواین،

668
00:39:25,000 --> 00:39:27,932
‫بهمون این شانسو داد که ازدواج کنیم.

669
00:39:27,933 --> 00:39:31,299
‫ولی دوشیزه مارکام عقلش اومد سر جاش.

670
00:39:31,300 --> 00:39:32,299
‫نه.

671
00:39:32,300 --> 00:39:34,765
‫من بودم که قبول نکردم.

672
00:39:34,766 --> 00:39:37,065
‫چرا؟

673
00:39:37,066 --> 00:39:40,299
‫چون لیاقت اون دختر کسی بهتر از منه.

674
00:39:40,300 --> 00:39:42,665
‫وا، پناه بر خدا.

675
00:39:42,666 --> 00:39:47,499
‫ممکنه واقعا حسی نسبت به اون داشته باشی؟

676
00:39:47,500 --> 00:39:50,599
‫معلومه که نه، عمه.

677
00:39:50,600 --> 00:39:55,932
‫شما که منو می‌شناسین،
‫قادر به داشتن احساس نیستم.

678
00:40:04,133 --> 00:40:05,165
‫تام! بالاخره...

679
00:40:05,166 --> 00:40:06,432
‫می‌دونم می‌دونم،

680
00:40:06,433 --> 00:40:07,799
‫من خیلی برای شام دیر رسیدم،

681
00:40:07,800 --> 00:40:09,132
‫ولی ارزششو داشت.

682
00:40:09,133 --> 00:40:10,299
‫نه، آقای پرایس و من...

683
00:40:10,300 --> 00:40:11,765
‫بالاخره سرمایه‌گذاری که برای هتلمون...

684
00:40:11,766 --> 00:40:13,165
‫- لازم داریم رو تامین کردیم.
‫- هیچ اهمیتی نداره!

685
00:40:13,166 --> 00:40:15,632
‫باید فوراً بیای بالا.

686
00:40:15,633 --> 00:40:18,499
‫مربوط به مریه.

687
00:40:18,500 --> 00:40:20,865
‫اون خیلی مریض شده.

688
00:40:56,866 --> 00:40:59,333
‫وای خدای من، مری.

689
00:41:19,933 --> 00:41:22,199
‫ممنونم.

690
00:41:22,200 --> 00:41:24,399
‫من بدون شما سردرگم بودم.

691
00:41:24,400 --> 00:41:26,966
‫شما باید بیشتر به
‫خودتون ایمان داشته باشین.

692
00:42:14,766 --> 00:42:16,200
‫باید آگوستا رو ببرین خونه.

693
00:42:22,533 --> 00:42:23,833
‫شب بخیر.

694
00:42:41,966 --> 00:42:43,965
‫شارلوت!

695
00:42:43,966 --> 00:42:46,532
‫رالف! این وقت شب بیرون...

696
00:42:46,533 --> 00:42:48,099
‫داری چکار می‌کنی؟

697
00:42:48,100 --> 00:42:49,232
‫توی خیابونا راه میرفتم.

698
00:42:49,233 --> 00:42:51,032
‫منتظر برگشت تو بودم.

699
00:42:51,033 --> 00:42:54,099
‫لازم نبود این کارو کنی.

700
00:42:54,100 --> 00:42:56,366
‫می‌ترسیدم برنگردی پیشم.

701
00:42:58,133 --> 00:42:59,199
‫شارلوت.

702
00:42:59,200 --> 00:43:01,465
‫خداروشکر، باید فورا بیای.

703
00:43:01,466 --> 00:43:03,799
‫چی شده؟

704
00:43:03,800 --> 00:43:06,365
‫مری وسط شام غش کرد.

705
00:43:06,366 --> 00:43:07,932
‫دکتر فوکس الان پیششه.

706
00:43:07,933 --> 00:43:09,666
‫ما خیلی نگرانشیم.

707
00:43:12,166 --> 00:43:14,332
‫شارلوت،

708
00:43:14,333 --> 00:43:15,732
‫ایشون مادرم هستن.

709
00:43:15,733 --> 00:43:18,399
‫اگنس هارمن.

710
00:43:18,400 --> 00:43:20,799
‫از دیدنت خوشوقتم.

711
00:43:22,566 --> 00:43:25,199
‫شما همدیگه رو پیدا کردین!

712
00:43:25,200 --> 00:43:26,733
‫چطورشو بعدا برات تعریف می‌کنم.

713
00:43:28,100 --> 00:43:30,565
‫من برای اومدن این روز دعا کردم.

714
00:43:30,566 --> 00:43:33,065
‫خانم هارمن، دیدن شما برای من باعث افتخاره.

715
00:43:33,066 --> 00:43:36,065
‫منم از دیدن شما خوشحالم،‌خانم هیوود.

716
00:43:39,100 --> 00:43:43,799
‫فقط کاش تو شرایط بهتری می‌دیدمتون.

717
00:43:43,800 --> 00:43:46,199
‫ما باید مری رو ببینیم.

718
00:43:46,200 --> 00:43:47,933
‫حتما.

719
00:43:55,466 --> 00:43:57,832
‫درست فهمیدم که خانم هیوود...

720
00:43:57,833 --> 00:44:00,699
‫با کالسکه‌ی آقای کلبورن برگشت؟

721
00:44:00,700 --> 00:44:02,065
‫درسته، علیاحضرت.

722
00:44:02,066 --> 00:44:05,999
‫شما مرد بی غل و غشی هستین، آقای استارلینگ.

723
00:44:06,000 --> 00:44:07,532
‫اونا تنها نبودن؟

724
00:44:07,533 --> 00:44:09,199
‫دوشیزه مارکام باهاشون بود.

725
00:44:09,200 --> 00:44:13,465
‫این وقت شب؟ چه عجیب.

726
00:44:13,466 --> 00:44:15,599
‫یعنی کجا می‌تونن باشن؟

727
00:44:15,600 --> 00:44:18,199
‫الان خیلی اهمیتی نداره، درسته؟

728
00:44:18,200 --> 00:44:20,299
‫برای مادرم کمتر چیزی مهم‌تر از...

729
00:44:20,300 --> 00:44:22,332
‫اینه که آقای کلبورن چکار می‌کنه یا...

730
00:44:22,333 --> 00:44:23,665
‫هر لحظه به چی فکر می‌کنه.

731
00:44:23,666 --> 00:44:25,032
‫دلیلش اینه که اون خونه‌ی خوبی داره،

732
00:44:25,033 --> 00:44:27,932
‫درآمد خوبی داره، و تو یه شوهر می‌خوای.

733
00:44:27,933 --> 00:44:30,599
‫من فقط فکر توام، لیدیا.

734
00:44:30,600 --> 00:44:33,932
‫دختر شما اجازه نداره خودش برای...

735
00:44:33,933 --> 00:44:36,000
‫ازدواجش انتخاب کنه، برادرشم این‌طوره؟

736
00:44:38,000 --> 00:44:40,165
‫اگه دست من بود خانم هارمن...

737
00:44:40,166 --> 00:44:42,165
‫من تا حالا ازدواج کرده بودم.

738
00:44:42,166 --> 00:44:44,065
‫ولی خوشبختانه،‌مادر عزیزم منو از ...

739
00:44:44,066 --> 00:44:46,799
‫یه همسر بدشگون نجات داد.

740
00:44:46,800 --> 00:44:49,232
‫آقای پارکر، ممکنه بازم شراب بیاری؟

741
00:44:49,233 --> 00:44:51,765
‫مطمئنم همه‌مون یه چیزی برای
‫آروم کردن اعصابمون می‌خوایم.

742
00:44:54,366 --> 00:44:56,833
‫فکر کنم یکم توی اتاق غذاخوری مونده باشه.

743
00:45:06,533 --> 00:45:08,566
‫مری!

744
00:45:09,600 --> 00:45:14,265
‫متاسفانه این تبیه که توی
‫اولدتاون شیوع پیدا کرده.

745
00:45:14,266 --> 00:45:16,999
‫این بانوی خوب با خیلیا برخورد داشته.

746
00:45:17,000 --> 00:45:19,866
‫سرنوشت خیلی ظالمانه باهاش برخورد کرد.

747
00:45:21,966 --> 00:45:26,265
‫خانم هیوود، رفتار من باهاش خیلی بد بود.

748
00:45:29,500 --> 00:45:32,765
‫کاش بلند میشد و سرزنشم می‌کرد.

749
00:45:32,766 --> 00:45:34,032
‫مری...

750
00:45:34,033 --> 00:45:35,099
‫مری، قسم می‌خورم،

751
00:45:35,100 --> 00:45:36,432
‫دیگه هیچ‌وقت با هم مشاجره نمی‌کنیم.

752
00:45:36,433 --> 00:45:40,132
‫من هیچ‌وقت ازت فاصله نمی‌گیرم،

753
00:45:40,133 --> 00:45:43,099
‫یا، یه لحظه رو بدون همراهیت هدر نمیدم.

754
00:45:43,100 --> 00:45:47,065
‫هیچ چیزی مهم‌تر از تو نیست.

755
00:45:50,233 --> 00:45:54,699
‫بدون تو نمی‌تونم زنده بمونم.

756
00:45:54,700 --> 00:45:57,732
‫خواهش می‌کنم...

757
00:45:57,733 --> 00:45:59,832
‫خواهش می‌کنم!

758
00:46:03,066 --> 00:46:05,865
‫کلارت زیادی باقی نمونده، متاسفانه.
‫[نوعی شراب]

759
00:46:05,866 --> 00:46:07,632
‫می‌تونم از خدمتکار
‫بخوام یه بطری دیگه بیاره.

760
00:46:07,633 --> 00:46:09,800
‫می‌خوام بدونم...

761
00:46:10,833 --> 00:46:11,965
‫به پیشنهاد جورجیانا...

762
00:46:11,966 --> 00:46:13,265
‫فکر کردی؟

763
00:46:13,266 --> 00:46:16,165
‫الان وقت این حرفا نیست.

764
00:46:16,166 --> 00:46:18,699
‫در موردش فکر کن.

765
00:46:18,700 --> 00:46:22,499
‫هر چقدر که بخوایم می‌تونیم همو ببینیم.

766
00:46:22,500 --> 00:46:25,732
‫ولی ازدواج ظاهر محترمانه‌ای به همراه داره.

767
00:46:25,733 --> 00:46:29,699
‫تا وقتی که خیلی تو چشم نباشی.

768
00:46:29,700 --> 00:46:33,066
‫تو چشم نباشم؟

769
00:46:35,966 --> 00:46:38,099
‫تو...

770
00:46:38,100 --> 00:46:39,832
‫می‌خوای منو قایم کنی...

771
00:46:39,833 --> 00:46:42,165
‫تا تو و جورجیانا به نمایشتون ادامه بدین.

772
00:46:42,166 --> 00:46:44,232
‫اینجوری نه سیخ می‌سوزه نه کباب، درسته؟

773
00:46:44,233 --> 00:46:45,266
‫واقعا؟

774
00:46:46,700 --> 00:46:48,832
‫چطور انتظار داری چشمامو روی...

775
00:46:48,833 --> 00:46:52,399
‫این ازدواج مزخرف ببندم،
‫وقتی عاشق جورجیانام؟

776
00:46:52,400 --> 00:46:54,233
‫و عاشق...

777
00:46:57,066 --> 00:46:59,299
‫آرتور عزیزم.

778
00:47:01,733 --> 00:47:03,533
‫منم همین حسو دارم.

779
00:47:07,700 --> 00:47:10,665
‫خیلی متاسفم، هری.

780
00:47:10,666 --> 00:47:14,699
‫ولی من باید در مورد چیزی
‫که هستم روراست باشم.

781
00:47:17,900 --> 00:47:21,965
‫من تنها زندگی کردن رو به
‫زندگی با یه دروغ ترجیح میدم.

782
00:47:32,200 --> 00:47:34,499
‫متاسفانه، فقط یکم باقی مونده.

783
00:47:34,500 --> 00:47:36,633
‫اگه کسی نیاز داره بخوره.

784
00:47:38,966 --> 00:47:40,199
‫خانم پارکر چطوره؟

785
00:47:40,200 --> 00:47:42,365
‫خوابیده.

786
00:47:42,366 --> 00:47:46,065
‫ولی هنوز تبش بالاست.

787
00:47:46,066 --> 00:47:48,632
‫وقتشه که ما ایشون رو تنها
‫بذاریم که ازش مراقبت کنید.

788
00:47:48,633 --> 00:47:51,299
‫من اینجا می‌مونم و شب پیششم.

789
00:47:51,300 --> 00:47:52,633
‫باید یکم بخوابی.

790
00:47:54,300 --> 00:47:55,465
‫ما می‌تونیم مادرت رو...

791
00:47:55,466 --> 00:47:58,865
‫تا منزلت همراهی کنیم.

792
00:47:58,866 --> 00:48:02,366
‫ممنون، لطف می‌کنید.

793
00:48:18,666 --> 00:48:20,365
‫همه رفتن.

794
00:48:20,366 --> 00:48:22,099
‫همه به جز آقای استارلینگ.

795
00:48:47,333 --> 00:48:49,299
‫خانم پارکر چطوره؟

796
00:48:49,300 --> 00:48:51,666
‫هنوز تغییری نکرده.

797
00:48:53,366 --> 00:48:54,665
‫لازم نبود بمونی.

798
00:48:54,666 --> 00:48:56,299
‫خانم مارکام چی شد؟

799
00:48:56,300 --> 00:49:00,932
‫هنوز بهم نگفتی توی فالموث چه‌خبر بود.

800
00:49:00,933 --> 00:49:02,865
‫اون کاملا سالمه.

801
00:49:02,866 --> 00:49:05,065
‫خوشحالم.

802
00:49:05,066 --> 00:49:08,166
‫مطمئنم آقای کلبورن
‫به‌خاطر حضورت تشکر کرده.

803
00:49:10,300 --> 00:49:12,899
‫- رالف...
‫- قبل‌تر،

804
00:49:12,900 --> 00:49:16,832
‫وقتی طبقه‌ی بالا بودی، داشتیم
‫در مورد ازدواج صحبت می‌کردیم.

805
00:49:16,833 --> 00:49:20,832
‫خانم هارمن، از بانو مونتروز پرسید که...

806
00:49:20,833 --> 00:49:22,400
‫بچه‌هاش برای ازدواج
‫خودشون انتخاب کردن یا نه.

807
00:49:24,500 --> 00:49:26,632
‫جوابش چی بود؟

808
00:49:26,633 --> 00:49:28,099
‫بانو لیدیا گفت که...

809
00:49:28,100 --> 00:49:29,765
‫یه نفر بوده که می‌خواسته باهاش ازدواج کنه،

810
00:49:29,766 --> 00:49:32,865
‫ولی مادرش مخالفت کرده.

811
00:49:32,866 --> 00:49:37,165
‫من هیچ‌وقت اون مردی
‫نبودم که تو انتخاب کردی،

812
00:49:37,166 --> 00:49:39,300
‫بودم؟

813
00:49:42,166 --> 00:49:44,432
‫این از طرف والدینمون ترتیب داده شد...

814
00:49:44,433 --> 00:49:48,232
‫قبل از اینکه ما حتی بفهمیم ازدواج یعنی چی.

815
00:49:48,233 --> 00:49:50,433
‫آره.

816
00:49:53,600 --> 00:49:56,532
‫تو برای من خیلی عزیزی، رالف.

817
00:49:56,533 --> 00:49:58,366
‫همیشه هم می‌مونی.

818
00:50:01,600 --> 00:50:04,799
‫ولی من نمی‌تونم باهات ازدواج کنم.

819
00:50:09,666 --> 00:50:12,233
‫تو عاشق آقای کلبورنی.

820
00:50:17,600 --> 00:50:21,666
‫خیلی سعی کردم نباشم.

821
00:50:23,000 --> 00:50:26,199
‫اگه از من متنفر بشی درکت می‌کنم.

822
00:50:26,200 --> 00:50:28,632
‫نه.

823
00:50:28,633 --> 00:50:32,800
‫من حسی به‌غیر از عشق
‫نمی‌تونم به تو داشته باشم.

824
00:50:34,566 --> 00:50:37,799
‫همین کارو سخت‌تر می‌کنه.

825
00:50:44,233 --> 00:50:46,132
‫خانم هارمن، اقامت‌گاهتون توی بریستول رو...

826
00:50:46,133 --> 00:50:48,065
‫نسبت به اینجا چطور می‌بینید؟

827
00:50:48,066 --> 00:50:51,765
‫اینجا خیلی بزرگ‌تره، ولی
‫خیلی راحت و دنج نیست.

828
00:50:51,766 --> 00:50:55,565
‫می‌دونید جورجیانا به زودی...

829
00:50:55,566 --> 00:50:56,765
‫خانم یکی از بزرگ‌ترین
‫خونه‌های کشور میشه؟

830
00:50:56,766 --> 00:50:59,365
‫بله، اینو موقع شام شفاف بیان کردین.

831
00:50:59,366 --> 00:51:01,499
‫و البته دوشس شدن...

832
00:51:01,500 --> 00:51:03,532
‫انتظارات خاصی رو با خودش میاره.

833
00:51:03,533 --> 00:51:06,065
‫خیلی زیر ذره‌بین قرار می‌گیری.

834
00:51:06,066 --> 00:51:07,565
‫بدون شک همین‌طوره.

835
00:51:07,566 --> 00:51:11,399
‫ما به عنوان مادر، می‌خوایم رشد
‫و ترقی بچه‌هامون ببینیم، درسته؟

836
00:51:11,400 --> 00:51:13,032
‫تنها چیزی که نمی‌خوایم اینه که...

837
00:51:13,033 --> 00:51:17,865
‫حضورمون مانع رشد اونا بشه.

838
00:51:17,866 --> 00:51:23,465
‫پس اگه یهو متوجه شدین باید برگردین،

839
00:51:23,466 --> 00:51:26,600
‫خوشحال میشم هرچیزی که
‫لازم دارین در اختیارتون قرار بدم.

840
00:51:30,500 --> 00:51:35,299
‫من هروقت خودم بخوام
‫می‌تونم خیلی سخاوتمند باشم.

841
00:51:37,100 --> 00:51:40,033
‫قلبش مثل یه اسب مسابقه داره می‌زنه.

842
00:51:42,233 --> 00:51:45,365
‫شماها باید برای بدترین
‫چیزا خودتونو آماده کنید.

843
00:51:45,366 --> 00:51:47,766
‫نه.

844
00:51:49,300 --> 00:51:52,200
‫نه نه نگو که...

845
00:51:53,466 --> 00:51:57,765
‫متاسفانه من کار بیشتری
‫نمی‌تونم انجام بدم، آقای پارکر.

846
00:51:57,766 --> 00:51:59,732
‫هرچی قراره بشه،

847
00:51:59,733 --> 00:52:04,732
‫امشب مشخص میشه.

848
00:52:04,756 --> 00:52:09,756
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

849
00:52:09,756 --> 00:52:17,756
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

851
00:52:18,366 --> 00:52:20,732
‫ایشون به یه معجزه نیاز داره.

852
00:52:20,733 --> 00:52:22,865
‫سوال من اینه که آیا اون اصلا مادرمه...

853
00:52:22,866 --> 00:52:24,032
‫یا یه شکارچی ثروت.

854
00:52:24,033 --> 00:52:26,232
‫آرتور، من به تو خیلی بد کردم.

855
00:52:26,233 --> 00:52:28,832
‫خانم ویتلی گفت یه چیزی
‫هست که می‌خواید به من بگید.

856
00:52:28,833 --> 00:52:30,565
‫چیزیه که فقط حضوری می‌تونید بگید؟

