﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:09,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:10,000 --> 00:00:15,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

3
00:00:17,850 --> 00:00:21,690
‫«سوسیس پارتی: فودتوپیا»
‫«فصل یک، قسمت پنجم»

4
00:00:25,450 --> 00:00:27,450
‫نفری یه دندون

5
00:00:35,250 --> 00:00:37,250
‫به سالن ماساژ جولیوس خوش اومدین

6
00:00:37,750 --> 00:00:39,750
‫بخار صورت خیاری می‌خواین؟

7
00:00:40,290 --> 00:00:42,290
‫عالی میشه

8
00:00:42,790 --> 00:00:45,000
‫اوه!

9
00:00:45,080 --> 00:00:46,450
‫همم

10
00:00:48,040 --> 00:00:50,160
‫هی!
‫به جولیوس رای بدین

11
00:00:52,250 --> 00:00:53,910
‫از ماساژتون لذت ببرین

12
00:00:55,330 --> 00:00:56,660
‫هی، نگران نباش

13
00:00:56,750 --> 00:01:00,000
‫کمکـت می‌کنیم این چین و چروک‌هات
‫ از بین برن. به جولیوس رای بده.

14
00:01:03,910 --> 00:01:06,330
‫آره، خودشه

15
00:01:06,370 --> 00:01:08,870
‫اوه!

16
00:01:09,000 --> 00:01:11,250
‫یالا دیگه،
‫محکم‌تر

17
00:01:11,330 --> 00:01:15,000
‫اگه دندون می‌خوای
‫باید حسابی نرمـم کنی

18
00:01:15,080 --> 00:01:17,500
‫شرمنده.
‫آخه کل روز این کار رو می‌کنم.

19
00:01:17,580 --> 00:01:19,580
‫دستـم درد می‌کنه

20
00:01:19,660 --> 00:01:22,000
‫از همه بدتر وقتیـه که باهات حرف می‌زنن

21
00:01:43,000 --> 00:01:45,000
‫سلام بچه‌ها

22
00:01:45,580 --> 00:01:48,120
‫مامانی باید یکم بشینه

23
00:01:49,290 --> 00:01:52,160
‫اوه...

24
00:01:52,250 --> 00:01:54,160
‫چقدر داغونی دختر

25
00:01:54,870 --> 00:01:58,870
‫می‌دونم زندگی همیشه خیلی آسون نیست
‫اما بخدا دیگه سُرخ شدم

26
00:02:00,120 --> 00:02:02,660
‫به سفیده‌های چشمـم نگاه کن
‫و خوب گوش کن

27
00:02:02,750 --> 00:02:05,500
‫تو تخم‌مرغ خوبی هستی
‫و داری به کل شونه‌ـت لطف می‌کنی

28
00:02:05,580 --> 00:02:09,290
‫یه روز اینقدر دندون در میاری
‫که بتونی یخچال رویاهامون رو بخری!

29
00:02:09,410 --> 00:02:11,250
‫اما نباید الان بشکنی

30
00:02:11,290 --> 00:02:13,800
‫باید نیمه‌ی پر لیوان رو ببینی

31
00:02:14,330 --> 00:02:17,620
‫وای یوکو، حق با توئه.
‫دوستت دارم.

32
00:02:20,580 --> 00:02:22,000
‫زنگ تخم‌مرغ خورد

33
00:02:22,080 --> 00:02:26,920
‫دوست ندارم عجله کنم و عسلی شم ‫اما باید
 قبل این که اون شغلم آب‌پز شه، همش بزنم

34
00:02:28,000 --> 00:02:31,910
<i>‫مدیریت متوجه شده که بیش از حد
‫ استراحت می‌کنین و قهوه می‌خورین</i>

35
00:02:31,950 --> 00:02:35,950
<i>‫به همین دلیل، تمامی قهوه‌ها
‫بدون دریافت حقوق، توبیخ میشن</i>

36
00:02:37,620 --> 00:02:40,830
<i>‫هنوز هیچ خوراکی‌ای برای کار با
‫ بالابر چنگالی داوطلب نشده</i>

37
00:02:40,830 --> 00:02:43,410
<i>‫یادآوری می‌کنم که
‫اونطوری نیست که فکر می‌کنین</i>

38
00:02:45,370 --> 00:02:49,790
<i>‫خوراکی‌هایی که با ماشین‌آلات سنگین کار می‌کنن
‫مسئولیت‌های کنده‌شدن پوست، سوراخ شدن...</i>

39
00:02:58,330 --> 00:03:00,580
‫- یا خدا!
‫- داره زنده‌زنده نخ‌کشم می‌کنه!

40
00:03:00,620 --> 00:03:03,830
‫هوات رو دارم

41
00:03:09,040 --> 00:03:10,120
‫شکستی

42
00:03:10,700 --> 00:03:13,700
‫لعنتی! حالا باید واسه جفت‌تون
‫جایگزین پیدا کنم

43
00:03:13,790 --> 00:03:17,120
‫- تو برو جاش!
‫- نه، تو رو خدا آقای باربیکیوی دودی

44
00:03:17,200 --> 00:03:19,040
‫من هنوز...
‫می‌تونم کار کنم

45
00:03:19,120 --> 00:03:23,330
‫شرمنده عزیزم، اگه به قوانین پایبند نباشم
‫جولیوس خودم رو هم جایگزین می‌کنه

46
00:03:44,580 --> 00:03:46,410
‫زود اومدی خونه،
‫چی شده؟

47
00:03:46,500 --> 00:03:48,410
‫یه کوچولو دل‌‌درد گرفتی؟

48
00:03:56,500 --> 00:04:00,540
‫- شنیدین؟ اگتا، یوکو!
‫- وای نه!

49
00:04:07,580 --> 00:04:09,290
‫وای!

50
00:04:10,370 --> 00:04:13,450
‫نه! کل خونوادم!
‫همه مُردن!

51
00:04:13,540 --> 00:04:15,700
‫همه‌شون مُردن!

52
00:04:20,330 --> 00:04:22,750
‫<i>همزمان که بدن‌های شکننده‌شون
‫ بهشون خیانت کرد،</i>

53
00:04:22,830 --> 00:04:27,540
‫<i>تو چاله‌ای از زرده، پوست
‫ و احشاء‌شون دراز کشیدن</i>

54
00:04:27,620 --> 00:04:31,750
<i>‫هیچوقت نتونستن بفهمن که
‫ آغوش خنک یخچال چه شکلیـه،</i>

55
00:04:31,830 --> 00:04:35,080
<i>‫و فقط گرفتار چنگال سرد مرگ شدن</i>

56
00:04:38,540 --> 00:04:40,410
‫خیلی‌خب،
‫ممنون وینر هاتزداگ

57
00:04:40,500 --> 00:04:43,260
‫بابت یکی دیگه از داستان‌های واقعی
‫ شدیداً ناراحت‌کننده

58
00:04:43,260 --> 00:04:46,370
‫اما گیرایی که تعریف کردی

59
00:04:46,370 --> 00:04:50,580
‫ساموئل، برای این که
‫ واقعیات تلخ زندگی رو به تصویر بکشم

60
00:04:50,580 --> 00:04:55,290
‫حاضرم حتی تا ته دل و روده‌ی
‫ آدم‌ها هم فرو برم

61
00:04:55,290 --> 00:05:01,160
‫لذت وصف‌ناپذیر و شهوت‌‌برانگیز
‫همراه با غم و اندوه جان‌سوزی بهم دست میده

62
00:05:01,250 --> 00:05:04,500
‫چه ترکیبی.
‫حالا هم میریم سراغ داستان اصلی‌مون.

63
00:05:04,580 --> 00:05:09,660
‫دیروز، اختلاف بین خوراکی‌ها
‫بر سر انتخاب رهبر «فودتوپیا»

64
00:05:09,750 --> 00:05:15,370
‫تبدیل به شورش عظیمی شد که من بهش میگم،
‫«رقابت رهبری»

65
00:05:15,450 --> 00:05:20,540
‫تصاویر زنده‌ای از خیابان مین رو براتون پخش
‫می‌کنیم، جایی که فرانک و برندا می‌خون...

66
00:05:20,620 --> 00:05:22,250
‫سمی بیگل جونیور شمایی؟

67
00:05:22,330 --> 00:05:24,750
‫نه پس،
‫جان پاسترامی سینیورم

68
00:05:24,830 --> 00:05:27,080
‫معلومه که سمی بیگل جونیورم دیگه

69
00:05:27,160 --> 00:05:29,830
‫- خیلی‌خب، باید باهامون بیاین
‫- باهامون میای

70
00:05:29,830 --> 00:05:32,290
‫هی، آروم باش.
‫مگه چه گهی خوردم؟

71
00:05:32,370 --> 00:05:35,870
‫عین چی کتکـم زدی
‫و تلویزیون‌هام رو دزدیدی

72
00:05:35,950 --> 00:05:37,250
‫اوه، راست میگی

73
00:05:39,330 --> 00:05:41,120
‫سلام خوراکی‌های جدید

74
00:05:41,200 --> 00:05:45,950
‫به جمعیت که نگاه می‌کنم
‫شیرهای زیادی رو می‌بینم که ترش کردن،

75
00:05:46,040 --> 00:05:47,750
‫کاهوهای زیادی که پژمرده شدن

76
00:05:47,830 --> 00:05:50,250
‫خوراکی‌های منجمد زیادی که آب شدن

77
00:05:50,330 --> 00:05:53,500
‫برنامه‌ «اشتراک‌گذاری» ما
‫تمامی این خوراکی‌ها رو

78
00:05:53,580 --> 00:05:56,500
‫به یخچالی که نیاز مبرمی
‫ بهش دارن، می‌رسونه

79
00:05:59,160 --> 00:06:00,410
‫گوش کنین دوستان

80
00:06:00,500 --> 00:06:03,500
‫ما به‌عنوان یه خوراکی
‫وظیفه داریم تا به همدیگه کمک کنیم

81
00:06:03,580 --> 00:06:06,330
‫اما یک‌سری خوراکی‌ها هستن
‫مثل پرتقال جولیوس

82
00:06:06,410 --> 00:06:08,750
‫که بیشتر کمک کردن به خودشون
‫براشون مهمـه

83
00:06:08,830 --> 00:06:12,950
‫اما خوشبختانه تعداد ما
‫از اونا خیلی بیشتره

84
00:06:13,040 --> 00:06:17,870
‫اگه همکاری کنیم
‫هیچی نمی‌تونه جلومون رو بگیره

85
00:06:17,950 --> 00:06:20,200
‫باید جلوی این وضع رو بگیریم!

86
00:06:20,750 --> 00:06:22,870
‫- این دورهمی دیگه از کنترل خارج شده
‫- چی؟

87
00:06:22,950 --> 00:06:25,540
‫نه، نشده.
‫ما فقط دارم پیام‌مون رو می‌رسونیم.

88
00:06:25,620 --> 00:06:27,500
‫دیگه نه.
‫جلوتون رو می‌گیریم.

89
00:06:27,580 --> 00:06:28,580
‫یعنی چی؟

90
00:06:28,660 --> 00:06:31,290
‫نیروی ویژه برای این کار تاسیس نشده

91
00:06:31,910 --> 00:06:33,410
‫کار تو بود، مگه نه؟

92
00:06:33,500 --> 00:06:36,540
‫فرانک،
‫حالا چون دیدی که بهشون دندون دادم

93
00:06:36,620 --> 00:06:40,410
‫و دقیقاً همون کاری که گفتم رو کردن،
‫دلیل نمیشه که روشون کنترل دارم

94
00:06:40,500 --> 00:06:42,080
‫- میری اونجا وایسی؟
‫- بله قربان

95
00:06:44,520 --> 00:06:47,780
‫خب نگاه کنین. من یه میوه‌ی ثروتمندم.
‫تلاش نمی‌کنم این رو پنهون کنم.

96
00:06:47,780 --> 00:06:51,500
‫من کف کفش‌هام دندون آسیاب دارم،
‫می‌بینین؟

97
00:06:51,500 --> 00:06:52,500
‫ایول!

98
00:06:52,580 --> 00:06:55,120
‫فرانک و برندا می‌خوان
 دندون‌هام رو ازم بگیرن

99
00:06:55,200 --> 00:06:58,580
‫اما اگه خوب بهش فکر کنین
‫دندون‌های من، دندون‌های شمان

100
00:06:58,660 --> 00:07:02,040
‫ازشون استفاده می‌کنم تا
‫ تقریباً همه‌ی شهروندا رو استخدام کنم

101
00:07:02,120 --> 00:07:04,700
‫هرروز شغل‌های بیشتری ایجاد می‌کنم

102
00:07:04,700 --> 00:07:08,310
‫و اگه مجبور بشم که اشتراک‌گذاری کنم
‫مجبور میشم خیلی‌هاتون رو اخراج کنم...

103
00:07:08,330 --> 00:07:11,290
‫...و اجاره‌هاتون رو ببرم بالا،

104
00:07:11,370 --> 00:07:13,160
‫و قیمت ماشین‌ها رو ببرم بالا

105
00:07:13,250 --> 00:07:14,910
‫نمی‌خوام همچین کاری کنم

106
00:07:15,000 --> 00:07:19,160
‫اگه دنبال چیزی باشم، ‫فقط می‌خوام
دندون‌های بیشتری بهتون برسه

107
00:07:19,250 --> 00:07:22,080
‫و کاری کنم که
به بدست‌ آوردن‌شون افتخار کنین

108
00:07:22,160 --> 00:07:24,040
‫- اما بهم اجازه نمیدن
‫- دروغه!

109
00:07:24,120 --> 00:07:26,120
‫میشه این‌قدر درمورد ما مزخرف نبافی؟

110
00:07:26,200 --> 00:07:29,370
‫اگه اونا انتخاب شن
‫قیمت‌ها میره بالا

111
00:07:29,450 --> 00:07:32,870
‫اخراج میشین

112
00:07:32,950 --> 00:07:37,410
‫بی‌خانمان میشین

113
00:07:37,500 --> 00:07:40,120
‫مطمئن باشین

114
00:07:46,790 --> 00:07:50,950
‫لعنتی! پرید وسط گردهمایی‌مون
‫و همه رو علیه خودمون کرد!

115
00:07:50,950 --> 00:07:52,040
‫اشکالی نداره فرانک

116
00:07:52,040 --> 00:07:53,660
‫سوابق ما خودش گویای همه‌چیزه

117
00:07:53,660 --> 00:07:55,910
‫شاید کنترل نیروی ویژه
‫ از دست‌مون خارج شده باشه،

118
00:07:55,910 --> 00:07:58,120
‫اما هنوز شرافت دادگاه خوراکی سر جاشه

119
00:07:58,200 --> 00:08:00,700
‫پرونده‌ی بعدی رول‌های تُرد دارچینی

120
00:08:00,790 --> 00:08:02,660
‫علیه ساموئل بیگل جونیور

121
00:08:02,750 --> 00:08:05,450
‫با ریاست قاضی روتابگا گینزبرگ

122
00:08:05,540 --> 00:08:08,580
‫خب،
‫همه لطفاً بشینن سر جاهاشون

123
00:08:08,580 --> 00:08:11,300
‫من نشستم و دونه رفت اونجام

124
00:08:12,370 --> 00:08:14,090
‫ساکت!
‫ساکت!

125
00:08:14,160 --> 00:08:17,000
‫بس کن سمی،
‫قضیه رو جدی بگیر

126
00:08:17,500 --> 00:08:19,080
‫نباید واسه کمک بهش کاری بکنیم؟

127
00:08:19,080 --> 00:08:21,080
‫نمی‌تونیم واسه دوستامون پارتی بازی کنیم

128
00:08:21,080 --> 00:08:23,370
‫قوانین باید برای همه خوراکی‌ها مساوی باشه

129
00:08:25,540 --> 00:08:26,580
‫آقای بیگل،

130
00:08:26,660 --> 00:08:29,370
‫شاید نمک ریختن‌های شما
 یه مکانیزم دفاعی باشه

131
00:08:29,450 --> 00:08:33,410
‫اما دفاع قانونی‌ای نیست،
‫حداقل تو دادگاه من نیست

132
00:08:33,540 --> 00:08:36,370
‫حالا دفاعیه‌ی واقعی‌تون چیه؟

133
00:08:36,410 --> 00:08:39,840
‫خیلی‌خب، نگاه کنین،
‫می‌دونم که له کردن جعبه‌ی غلات

134
00:08:39,840 --> 00:08:42,330
‫و تصرف اون فرشگاه اشتباه بود ولی...

135
00:08:42,410 --> 00:08:45,120
 تنها چیزی که دارم همین اجرا
‫تو این صفحه‌هاس

136
00:08:45,200 --> 00:08:47,040
‫بدون اونا...
‫حتی نمی‌خوام به این فکر کنم

137
00:08:47,120 --> 00:08:49,200
‫که بدون اونا چه بلایی سرم میاد

138
00:08:50,120 --> 00:08:53,040
‫دفاعیه‌ـت همینـه؟
‫جدی؟

139
00:08:53,750 --> 00:08:56,870
‫خیلی‌خب،
‫پس از اون پرونده‌هاس که زود بسته میشه

140
00:08:56,950 --> 00:09:01,410
‫حکم من اینـه که
‫ مغازه‌ی الکترونیکی متعلق به...

141
00:09:01,500 --> 00:09:03,000
!هی

142
00:09:08,910 --> 00:09:09,910
‫اوه!

143
00:09:10,450 --> 00:09:12,290
‫سمی بیگل جونیوره...

144
00:09:12,370 --> 00:09:14,790
‫ختم جلسه

145
00:09:16,450 --> 00:09:19,660
‫دندون، دندون، دندون.
‫پسر، من عاشق دندونـم.

146
00:09:19,750 --> 00:09:23,480
‫جولیوس دوباره کار خودش رو کرد! گینزبرگ هم
‫ گرفت تو مُشتـش. اون بهترین‌مون بود.

147
00:09:23,480 --> 00:09:25,910
‫این نظام داره سریع‌تر از
‫ یه سیب پیر، فاسد میشه!

148
00:09:25,910 --> 00:09:29,910
‫اینجا جاش نیست فرانک، خوراکی‌ها دارن نگاه‌مون
‫ می‌کنن. فقط لبخند بزن و دست تکون بده

149
00:09:29,910 --> 00:09:33,080
‫- مطمئنی این تازه‌ـس؟
‫- چایی سرد تازه‌ـس

150
00:09:33,160 --> 00:09:35,700
یه خارشی به حس دورنیـم افتاده که نمی‌دونی

151
00:09:36,310 --> 00:09:37,950
‫احترام غرایضت واجبه

152
00:09:38,040 --> 00:09:40,160
‫اما فعلاً به هیچ دردی نمی‌خوره

153
00:09:40,250 --> 00:09:42,500
‫من مدرک موثق و قوی می‌خوام

154
00:09:42,580 --> 00:09:43,580
‫این رو گوش کن

155
00:09:43,580 --> 00:09:46,700
‫قبل از جشنواره مرد سوزان
‫یکی از انگشتای پای آدمیزادها رو بُریدم

156
00:09:46,700 --> 00:09:49,290
‫این رد پا هم چهارتا انگشت داره

157
00:09:49,370 --> 00:09:51,370
‫پس به‌گمونم تنها سوالی که می‌مونه...

158
00:09:51,870 --> 00:09:55,120
‫اینه که آدمیزاد‌ها
معمولاً ۵ تا انگشت دارن دیگه؟

159
00:09:55,580 --> 00:09:58,040
‫باید یه نگاهی به این بکنی بری

160
00:09:59,080 --> 00:10:01,410
‫امکان نداره.
‫من آدمیزاده رو با همین بستم.

161
00:10:01,500 --> 00:10:03,040
‫به‌گمونم خیلی محکم نبستی

162
00:10:03,120 --> 00:10:05,830
‫امکان نداره تونسته باشه
‫تنهایی بازش کنه

163
00:10:05,910 --> 00:10:09,330
‫- پس میگی که بهش کمک کردن
‫- نمیگم که بهش کمک نکردن

164
00:10:09,410 --> 00:10:13,500
‫خوراکی‌ها دل‌شون نمی‌خواد با آدمیزادها
 حرف بزنن، چه برسه به این که نجاتـش بدن

165
00:10:13,580 --> 00:10:15,290
‫و اصلاً دنبال چی‌ان؟

166
00:10:15,370 --> 00:10:16,750
‫حالا هرچی که هست،

167
00:10:16,770 --> 00:10:19,790
‫باید اونقدری مهم باشه
‫که افراد دور و برشون رو باهاش فریب بدن

168
00:10:19,790 --> 00:10:22,290
‫مخصوصاً کسایی که
 بیشتر از همه بهشون نزدیکـن

169
00:10:24,000 --> 00:10:25,910
‫اوضاع دیگه داره از کنترل خارج میشه

170
00:10:25,910 --> 00:10:29,000
‫جولیوس تو این رقابت برنده میشه
‫و تا ابد همینطوری باقی می‌مونه

171
00:10:29,000 --> 00:10:31,290
‫ثروتمندها به فقیرها حکومت می‌کنن

172
00:10:31,370 --> 00:10:33,950
‫- چی‌کار کنیم؟
‫- نمی‌دونم. لعنتی! یعنی چی؟

173
00:10:34,040 --> 00:10:35,910
‫چرا همه ایده‌هامون دارن خراب میشن؟

174
00:10:36,000 --> 00:10:39,290
‫چون همه‌شون ایده‌های آدم‌هان.
‫راستی صداتون رو می‌شنوم.

175
00:10:39,370 --> 00:10:41,370
‫این خونه درختی در نداره

176
00:10:42,000 --> 00:10:45,580
‫شما جُرم داشتین، برای همین نیروی پلیس
‫و دستگاه قضایی برپا کردین

177
00:10:45,660 --> 00:10:49,500
‫که هر دو رو هم یه سیاستمدار
‫که می‌خواد رئیس‌جمهور بشه، فاسد کرده

178
00:10:49,580 --> 00:10:51,340
‫- چی؟!
‫- سیاست اشتراک‌گذاری؟

179
00:10:51,410 --> 00:10:55,160
.مثل همون مالیاتـه
‫بین آدم‌ها هم خیلی سرش بحث هست.

180
00:10:55,250 --> 00:10:56,750
‫تعجبی نداره همه ضدتون شدن

181
00:10:56,830 --> 00:10:58,580
‫یعنی یه مشت کسشر آدمیزادی
 درست کردیم؟

182
00:10:58,580 --> 00:11:01,950
‫خب، اگه بخوایم دقیق‌تر باشیم
‫کسشرهای کاپیتالیستی غربی آمریکایی

183
00:11:02,040 --> 00:11:03,750
‫اما این یعنی من می‌تونم به کارتون بیام!

184
00:11:03,830 --> 00:11:07,580
‫چون اینطور که پیداس، ‫خوراکی‌ها
و آدم‌ها به‌طرز عجیبی مثل همدیگه‌ـن

185
00:11:07,660 --> 00:11:11,290
‫- گه نخور! ما کجا مثل همیم؟
‫- آدم‌ها هم دقیقاً همین رو میگن

186
00:11:11,370 --> 00:11:12,750
‫- این درست نیست
‫- چرا، هست

187
00:11:12,750 --> 00:11:15,750
‫من هروقت به آدم‌ها گفتن که مثل اونام
‫دقیقاً همین رو بهم گفتن

188
00:11:15,750 --> 00:11:19,250
‫این که یه بی‌عرضه و احمق معمولی‌ام

189
00:11:19,330 --> 00:11:21,200
‫اما من یه چیزایی سرم میشه.
‫آره.

190
00:11:21,290 --> 00:11:23,250
‫لازم نیست «خانه‌ی کاغذی» رو نوشته باشی

191
00:11:23,330 --> 00:11:25,450
‫تا بفهمی سیاست یعنی پول

192
00:11:25,540 --> 00:11:29,200
‫فقط باید تماشاش کرده باشی
‫و من حدود دو فصل و نصفش رو دیدم

193
00:11:29,290 --> 00:11:31,000
‫البته نگران نباشین

194
00:11:31,080 --> 00:11:34,700
‫دیگه نگاه نکردم، ‫بعد این که
اون خبرا درمورد اسپیسی پخش شد

195
00:11:34,790 --> 00:11:38,160
‫اصلاً چی داریم میگیم؟
‫ببین، ما کمک تو رو نمی‌خوایم

196
00:11:38,250 --> 00:11:39,250
‫خیلی ساده‌ـس

197
00:11:39,290 --> 00:11:42,540
‫اگه بتونیم حامی‌هامون رو متقاعد کنیم
‫که در حد توان‌شون بهمون کمک کنن،

198
00:11:42,620 --> 00:11:45,120
‫حتی اگه نفری یه دندون بدن،
‫همه‌چی حل میشه

199
00:11:45,200 --> 00:11:48,180
‫فکر کردی به ذهن آدم‌ها، همچین ایده‌های
‫ هوشمندانه‌ای می‌رسه، احمق کودن؟

200
00:11:48,180 --> 00:11:51,830
‫اتفاقاً رسیده. بهش هم میگیم کمک‌های مالی.
‫و فقط وقتی جواب میده که پولدارا بیان.

201
00:11:51,830 --> 00:11:54,660
‫و مشکل اصلی شما اینـه که
‫حامی‌هاتون پول‌دار نیستن

202
00:11:54,750 --> 00:11:58,370
‫من که حدود ۲۰  تا دندون سالم تو این
‫ کله‌ی پوک می‌بینم. نظرت چیه برشون داریم؟

203
00:11:58,450 --> 00:12:00,080
‫نه، نه، نه!

204
00:12:00,160 --> 00:12:02,200
‫ببینین،
‫شما خیلی بیشتر لازم دارین

205
00:12:02,290 --> 00:12:04,790
‫خب چرا از ثروتمندترین
‫خوراکی‌های شهر برنمی‌دارین؟

206
00:12:04,870 --> 00:12:06,300
‫چی؟
‫ما اصلاً دزدی تو کارمون نیست

207
00:12:06,330 --> 00:12:08,790
‫این دقیقاً خلاف همون قانونیـه
‫که خودمون وضع کردیم

208
00:12:08,870 --> 00:12:11,080
‫آره. بعدشـم
‫خیلی سخت میشه

209
00:12:11,160 --> 00:12:12,560
‫که توی ظرف غذا نگه‌شون داری

210
00:12:12,620 --> 00:12:14,250
‫خب،
‫وقتی این رو میگی

211
00:12:14,330 --> 00:12:17,540
‫فوراً باعث میشه یاد مجموعه‌ فیلم‌های
‫«سریع و خشن» بیفتم

212
00:12:17,620 --> 00:12:18,540
‫اون دیگه چیه؟

213
00:12:18,620 --> 00:12:22,160
‫یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای
‫ تاریخ سینما و بشر

214
00:12:22,250 --> 00:12:24,330
‫و تو اوج قسمت پنجمـش

215
00:12:24,410 --> 00:12:27,410
‫یه گاوصندوق رو با وصل کردنـش
‫ به یه ماشین...

216
00:12:27,500 --> 00:12:31,080
‫نه، به هیچ‌وجه.
‫ما نامزد رهبری فودتوپیا شدیم.

217
00:12:31,160 --> 00:12:32,750
‫باید برای بقیه الگو باشیم

218
00:12:32,830 --> 00:12:35,080
‫اگه کسی نفهمه این کار رو کردیم که
‫ الگوی بدی نمیشیم

219
00:12:35,160 --> 00:12:37,370
‫قشنگی الگو بودن به همینـه

220
00:12:37,450 --> 00:12:38,870
‫فرانک،
‫این کار رو نمی‌کنیم

221
00:12:38,950 --> 00:12:41,080
‫اگه قراره برنده شیم
‫باید با راه درستـش بشیم

222
00:12:41,580 --> 00:12:43,830
‫باشه،
‫پس شد راه درست

223
00:12:47,160 --> 00:12:49,120
‫اصلاً چیشد یهو؟

224
00:12:49,200 --> 00:12:51,410
‫این پیروزی بزرگ رو بهت تبریک میگم

225
00:12:52,040 --> 00:12:55,200
‫راستش من کاملاً مقصر بودم

226
00:12:55,208 --> 00:12:58,416
‫دیدی این قاضی روتابگا گینزبرگ چیکار کرد؟

227
00:12:58,500 --> 00:12:59,791
‫عجب احمقیـه

228
00:12:59,875 --> 00:13:03,916
‫باورت میشه حکم داد
‫که من صاحب صفحه نمایش‌هام؟

229
00:13:04,000 --> 00:13:06,750
‫خب، راستش من با پول خریدمش،
‫پس میشه گفت صاحب صفحه نمایش‌ها منـم

230
00:13:06,833 --> 00:13:09,208
‫ولی خبر خوب اینه که
‫می‌خوام تو سرجات بمونی

231
00:13:09,291 --> 00:13:10,541
‫وایسا ببینم...

232
00:13:10,625 --> 00:13:13,875
‫- یعنی می‌تونم...
‫- کاری که دوست داری رو ادامه بدی

233
00:13:17,291 --> 00:13:18,833
‫«مشاجره»

234
00:13:18,916 --> 00:13:23,416
‫جدی میگم، واقعاً نمی‌دونم
‫چطوری می‌تونم این لطفت رو جبران کنم

235
00:13:23,500 --> 00:13:25,500
‫ولی اینو برای شروع از من بپذیر

236
00:13:27,958 --> 00:13:31,375
‫خب، خیلی محبت داری
‫اما می‌دونم چطوری می‌تونی جبران کنی

237
00:13:31,458 --> 00:13:33,500
‫♪ لطفاً ما رو نخورید ♪

238
00:13:33,583 --> 00:13:37,000
‫♪ کمرمون رو می‌شکنه و ما رو می‌کشه ♪

239
00:13:37,083 --> 00:13:39,250
‫صداشو گوش کن. معرکه‌ست، نه؟

240
00:13:39,333 --> 00:13:43,500
‫یه حقیقت جالب بگم، از تهِ کیف
‫یه مادربزرگ آدمیزاد نجاتش دادن

241
00:13:43,583 --> 00:13:46,500
‫الان نگاهـش کن.
‫اون بالا داره حالشو می‌بره.

242
00:13:46,583 --> 00:13:48,833
‫آره. دندونی گیرمون اومد؟

243
00:13:48,916 --> 00:13:51,791
‫تا حالا به‌قدری بوده که بتونیم
‫هزینه‌ی اجرای بیل ورتر رو جور کنیم

244
00:13:51,875 --> 00:13:53,351
‫هنوز مزایده رو هم شروع نکردیم که

245
00:13:53,375 --> 00:13:57,958
‫خیلی‌خب، تنها موردی که برای مناقصه
‫گذاشته میشه یه کندی وارهول اصلـه

246
00:13:58,041 --> 00:14:00,541
‫موفقیت این رویداد
‫به همین بستگی داره، رفقا

247
00:14:00,625 --> 00:14:02,416
‫مزایده رو با یه‌دونه دندون شروع می‌کنیم

248
00:14:02,500 --> 00:14:05,250
‫یه‌دونه دندون قبوله؟ کسی نبود؟
‫اینجا کسی با یه‌دونه دندون موافقه؟ اونجا چی؟

249
00:14:05,333 --> 00:14:08,416
‫پشت جمعیت کَره رو می‌بینم.
‫یالا، کَره.

250
00:14:08,500 --> 00:14:11,916
‫وای، باورم نمیشه کَره پا پیش نذاشته.
‫بعدی! تو چی، زردک؟ شمایی که توی ردیف جلویی

251
00:14:12,000 --> 00:14:13,333
‫صدای خش خش چیپس بود؟

252
00:14:13,416 --> 00:14:15,833
‫- کسی دستـش رو بلند کرد؟
‫- نه، داشتم ماتحتـم رو می‌خاروندم

253
00:14:15,916 --> 00:14:19,458
‫کسی نبود؟ هیچی؟ دارچین چی؟
‫حاضری یه خودی نشون بدی؟ نیستی!

254
00:14:19,541 --> 00:14:22,083
‫ظاهراً کندی وارهول به فنا رفته

255
00:14:22,166 --> 00:14:24,750
‫بد شد که، خیلی بد شد دیگه.
‫فرصت اول، فرصت دوم!

256
00:14:24,833 --> 00:14:26,000
‫فروش نرفت

257
00:14:26,083 --> 00:14:28,458
‫و نقاشی در ازای هیچی
‫به کسی واگذار نشد!

258
00:14:29,666 --> 00:14:32,875
‫خب، ۱۱ تا بیشتر از اولش شدیم

259
00:14:33,541 --> 00:14:36,333
‫حتماً نصف یه لیوان رو پُر می‌کنه

260
00:14:36,416 --> 00:14:37,875
‫آره، یه لیوان کوچک

261
00:14:39,166 --> 00:14:42,375
‫ببین، جولیوس به تک‌تک این غذاها
‫پول داده تا براش برچسب پخش کنن

262
00:14:42,458 --> 00:14:44,083
‫به جولیوس رأی بدید. پرتقالـه.

263
00:14:44,166 --> 00:14:46,291
‫آخه چطوری می‌تونیم
‫با همچین چیزی رقابت کنیم؟

264
00:14:46,375 --> 00:14:47,791
‫یه فکری به سرم زد، فرنک

265
00:14:47,875 --> 00:14:50,166
‫بیا خونه به خونه بریم.
‫اینجوری پیغاممون رو بهشون برسونیم.

266
00:14:50,250 --> 00:14:52,333
‫خیلی‌خب. اگه از هم جدا بشیم،
‫خونه‌های بیشتری رو پوشش میدیم.

267
00:14:52,416 --> 00:14:54,291
‫وای خدای من. راست میگی.
‫می‌تونیم...

268
00:14:56,958 --> 00:14:58,583
‫دو برابرش رو پوشش بدیم!

269
00:14:59,607 --> 00:15:06,559


270
00:15:07,583 --> 00:15:12,583
‫طبق مطالعه‌ی اخیر، از هر ده غذا،
‫ده تاشون از زندگی متنفرن

271
00:15:13,125 --> 00:15:16,458
‫فودتوپیای فرنک و برندا اینـه

272
00:15:17,541 --> 00:15:19,583
‫نتونستن در مقابل بارون
‫ازتون محافظت کنن

273
00:15:20,125 --> 00:15:22,125
‫نتونستن در مقابل پرنده‌ها
‫ازتون محافظت کنن

274
00:15:22,708 --> 00:15:26,125
‫حالا دیگه خودشون هم خطرناکن

275
00:15:26,208 --> 00:15:28,416
‫«اشتراگ‌گذاری» آخه؟
‫این دیگه چه کوفتیـه؟

276
00:15:28,500 --> 00:15:30,125
‫چطور اجرا خواهد شد؟

277
00:15:30,208 --> 00:15:34,208
‫می‌خوان دندونی که به ذلت بدست آوردید
‫رو از چنگتون دربیارن

278
00:15:34,291 --> 00:15:36,583
‫ولی من دنبال دندون شما نیستم

279
00:15:36,666 --> 00:15:41,291
‫می‌خوام با استخدامتون توی یکی از
‫کسب‌وکارهای رو به رشدم بهتون دندون بدم

280
00:15:41,375 --> 00:15:42,833
‫ولی به حرف من اکتفا نکنید

281
00:15:42,916 --> 00:15:45,625
‫سلام، احتمالاً من رو بعنوان
‫سلبریتی شهرتون و

282
00:15:45,708 --> 00:15:47,750
‫استعداد بزرگ جهانی بشناسید

283
00:15:47,833 --> 00:15:51,750
‫ولی درواقع جولیوس بود که بهم تریبون
‫با یه میکروفن قابل حمل داد

284
00:15:51,833 --> 00:15:55,291
‫حالا فرنک و برندا چه فایده‌ای برام داشتن؟

285
00:15:55,375 --> 00:15:56,875
‫یا اصلاً خود شما؟

286
00:15:56,958 --> 00:15:59,541
‫من سمی بیگل جونیور هستم و
‫از این پرتقال حمایت می‌کنم

287
00:15:59,625 --> 00:16:02,434
‫هزینه توسط بنیاد غذاها برای جولیوس،
‫با مالکیت و مدیریت جولیوس پرداخت شده

288
00:16:05,166 --> 00:16:07,500
‫چه مرگته، سمی؟

289
00:16:07,583 --> 00:16:09,000
‫چطور تونستی همچین کاری کنی؟

290
00:16:09,083 --> 00:16:10,583
‫متأسفم، فرنک

291
00:16:10,666 --> 00:16:12,125
‫ستاد خامه‌ایـه

292
00:16:12,208 --> 00:16:13,208
‫به فنا رفتی

293
00:16:13,291 --> 00:16:15,083
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

294
00:16:15,166 --> 00:16:19,291
‫جولیوس بهم گفت فقط درصورتیکه تبلیغات
‫رو انجام بدم می‌تونم توی تلویزیون بمونم

295
00:16:19,375 --> 00:16:22,291
‫این چیزی که توصیف کردی انتخابت بود

296
00:16:22,375 --> 00:16:24,583
‫حق انتخاب داشتی.
‫این مسخره‌بازی رو تمومش کن.

297
00:16:24,666 --> 00:16:27,500
‫اون تصمیمش با سمی نیست،
‫ولی این هست.

298
00:16:27,583 --> 00:16:29,625
‫یه ماشین انتخاب کن. هر ماشینی.

299
00:16:29,708 --> 00:16:32,416
‫- چه ماشین‌های خفنی
‫- اگه فرنک باعث شده حس بدی پیدا کنی،

300
00:16:32,500 --> 00:16:35,833
‫این همه غذا صف کشیدن
‫تا دوست تو باشن

301
00:16:35,916 --> 00:16:38,083
‫همم... چه رفقای جذابی

302
00:16:38,166 --> 00:16:42,416
‫می‌بینی، فرنک؟ همه‌ش خرم می‌کنه و
‫همه‌چیز ریخته به پام

303
00:16:42,500 --> 00:16:44,625
‫نمی‌تونم جلوش رو بگیرم

304
00:16:44,708 --> 00:16:47,250
‫اون کوروت قرمز کوچیکه رو برمی‌دارم
‫با اوتز کات استیل

305
00:16:47,333 --> 00:16:48,500
‫عجب انتخابی

306
00:16:50,291 --> 00:16:52,166
‫بگاز، رفیق

307
00:16:54,541 --> 00:16:56,166
‫اسمش رو گذاشتم تأمین و فرمان

308
00:16:56,250 --> 00:16:59,958
‫با دندون براشون غذا تأمین می‌کنم و
‫بعدش هرکاری دلم بخواد می‌کنم

309
00:17:00,041 --> 00:17:03,291
‫از دستم عصبانی نباش، فرنک.
‫عصبانی باش که چرا اول به ذهن خودت نرسید.

310
00:17:09,333 --> 00:17:11,958
‫آخه چطوری می‌خوایم
‫با همچین بابایی رقابت کنیم؟

311
00:17:50,500 --> 00:17:52,958
‫کدوم قبرستونی رفتی، فرنک؟

312
00:17:57,875 --> 00:17:59,208
‫سلام، فرنک

313
00:17:59,291 --> 00:18:01,458
‫خیلی‌خب.
‫برات یکم فینگرفود آوردم

314
00:18:03,750 --> 00:18:07,625
‫حالا یادم بده چطوری
‫هم سریع باشم و هم خشن

315
00:18:08,833 --> 00:18:12,458
‫خب، مشغول عشق بازی
‫با این هلوی سکسی بودیم که

316
00:18:12,541 --> 00:18:14,875
‫دستم رو دراز کردم و
‫حدس بزن چی شد؟

317
00:18:14,958 --> 00:18:16,625
‫دادا، دریغ از یه ذره پُرز

318
00:18:16,708 --> 00:18:19,166
‫چی باعث شد فکر کنی
‫به این داستانت علاقمندم؟

319
00:18:23,833 --> 00:18:25,916
‫- هی!
‫- سیب‌زمینیـه؟

320
00:18:26,000 --> 00:18:28,250
‫وقتشه پوستتون رو قلفتی بکَنم، جک و جنده‌ها!

321
00:18:28,666 --> 00:18:30,166
‫بله، سیب‌زمینیـه. خیلی‌خب.

322
00:18:40,458 --> 00:18:41,916
‫بگیریدش!

323
00:18:54,250 --> 00:18:57,333
‫درست و درمون نیست.
‫اصلاً ماشین خوبی نیست.

324
00:18:58,000 --> 00:18:59,416
‫بخشکی شانس!

325
00:18:59,500 --> 00:19:02,166
‫فرنک، واسه چی گرفتی
‫نیروی پلیس راه انداختی؟

326
00:19:05,250 --> 00:19:07,708
‫تمامی واحدها به‌گوش.
‫سرقت دندون در جریانـه.

327
00:19:07,791 --> 00:19:09,458
‫نیروی پشتیبان لازمیم

328
00:19:09,541 --> 00:19:10,958
‫وای، این وامونده که الکیـه

329
00:19:15,666 --> 00:19:17,083
‫لعنتی! وای، نه!

330
00:19:24,458 --> 00:19:25,458
‫جونمی جون!

331
00:19:30,083 --> 00:19:32,791
‫دارم برای درخواست کمک
‫خونه به خونه میرم

332
00:19:32,875 --> 00:19:35,541
‫شرمنده، وسط سکس با خانمم
‫مزاحم شدید

333
00:19:45,750 --> 00:19:49,291
‫می‌دونم داری یه کارهایی می‌کنی، فرنک.
‫کجا قایم شدی؟

334
00:20:02,500 --> 00:20:04,750
‫برید کنار، بدبخت‌ها!

335
00:20:05,833 --> 00:20:07,791
‫وای، نه! وای، لعنتی!

336
00:20:08,916 --> 00:20:11,291
‫خیلی خشک شدم

337
00:20:11,750 --> 00:20:13,958
‫دلت نمی‌خواد به روز من بیفتی

338
00:20:14,041 --> 00:20:16,750
‫- از آفتاب دوری کن
‫- چشم، مامان‌بزرگ

339
00:20:18,708 --> 00:20:20,875
‫وای، لعنتی!

340
00:20:24,208 --> 00:20:25,416
‫وای، نور علی نور شد!

341
00:20:34,916 --> 00:20:36,708
‫ایول! موفق شدم!

342
00:20:43,458 --> 00:20:44,541
‫وای، نه!

343
00:20:46,583 --> 00:20:48,208
‫وای، بری

344
00:20:57,166 --> 00:20:58,250
‫چیکار کنم؟

345
00:21:04,291 --> 00:21:07,541
‫گمشو، سوسیس.
‫ولی خیلی مراقب باش!

346
00:21:11,416 --> 00:21:13,708
‫شرمنده! وای، لعنتی، لعنتی!

347
00:21:16,541 --> 00:21:17,541
‫وای، نه، بری!

348
00:21:18,250 --> 00:21:21,500
‫نه، نــه، نه، توروخدا چیزی نشده باشه.
‫توروخدا سالم باش.

349
00:21:28,416 --> 00:21:30,375
‫من سیب‌زمینی‌ام!

350
00:21:34,875 --> 00:21:37,500
‫سوپرایز!

351
00:21:38,041 --> 00:21:40,333
‫وای، خدای من. کار تو بود؟

352
00:21:40,416 --> 00:21:45,208
‫خیلی مهیج بود، برندا.
‫اولـش سریع بودم، بعدش خشن شدم.

353
00:21:45,291 --> 00:21:50,666
‫بعدش هم برای یه لحظه‌ی کوتاه و فوق‌العاده،
‫هم‌زمان هم سریع و هم خشن شدم.

354
00:21:50,750 --> 00:21:52,541
‫ولی توافق کردیم همچین کاری نکنیم

355
00:21:52,625 --> 00:21:55,166
‫خب آره، اما روش تو رو انجام دادیم و
‫به جایی نرسیدیم

356
00:21:55,250 --> 00:21:58,625
‫حالا دیگه آماده‌ایم و
‫بالأخره می‌تونیم رقابت کنیم

357
00:21:58,708 --> 00:22:00,333
‫می‌تونیم پول بدیم کمکمون کنن

358
00:22:00,416 --> 00:22:03,666
‫می‌تونیم پیشاهنگ‌های کلوچه‌فروش
‫رو بفرستیم خونه به خونه برامون رأی جمع کنن

359
00:22:03,750 --> 00:22:05,250
‫می‌تونیم هرزنامه بگیریم

360
00:22:05,333 --> 00:22:07,708
‫درسته هرزنامه رو مُخـه
‫اما خیلی جوابه

361
00:22:07,791 --> 00:22:09,750
‫فرنک، باورم نمیشه
‫دست به همچین کاری زدی

362
00:22:09,833 --> 00:22:11,333
‫ببین، به قول آدمیزادها

363
00:22:11,416 --> 00:22:13,656
‫«گاهی اوقات برای درست کردن املت
‫باید چند تا تخم‌مرغ بشکونی»

364
00:22:14,000 --> 00:22:17,666
‫- این کار قتلـه
‫- نه، استعاره‌ست

365
00:22:17,750 --> 00:22:20,583
‫املت استعاره از دنیای بی‌نقصـه و
‫تخم‌مرغ‌های شکسته هم

366
00:22:20,666 --> 00:22:23,500
‫استعاره از کارهای ناشایستیـه
‫که مجبوری انجام بدی

367
00:22:23,583 --> 00:22:27,291
‫دقیقاً. تازه متأسفانه
‫یکی از همین تخم‌مرغ‌ها هم

368
00:22:27,375 --> 00:22:30,625
‫بری‌ـه که نزدیک بود مچم رو بگیره
‫اما موفق نشد

369
00:22:30,708 --> 00:22:33,083
‫اونم به لطف تغییر قیافه‌ی سیب‌زمینی‌طور خفنـم

370
00:22:33,166 --> 00:22:36,708
‫- سیب‌زمینی شدی؟
‫- ده دقیقه. ببین چی بدست آوردیم.

371
00:22:36,791 --> 00:22:39,291
‫دیگه همه به جون هم افتادن
‫تا دندون بیشتری جمع کنن

372
00:22:39,375 --> 00:22:41,250
‫آره، حالا هم احتمالاً دوران ما رسیده

373
00:22:41,333 --> 00:22:42,375
‫جونمی جون!

374
00:22:42,458 --> 00:22:46,958
‫نه! من حرفم کل جامعه‌ست.
‫قرار نبود اینجوری بشه.

375
00:22:47,041 --> 00:22:48,791
‫دیگه کاری از دستمون ساخته نیست.

376
00:22:48,875 --> 00:22:52,375
‫مگر اینکه... دندون رو از بین ببریم

377
00:22:52,458 --> 00:22:55,541
‫و پلتفرم جدیدمون رو اینجوری پیش ببریم.
‫آره، یه شروع دوباره.

378
00:22:55,625 --> 00:22:57,333
‫بدون غذاهای فقیر و پولدار

379
00:22:59,000 --> 00:23:00,958
‫واسه چی می‌خندی، گنده‌بک؟

380
00:23:01,041 --> 00:23:02,666
‫ببخشید

381
00:23:02,750 --> 00:23:04,708
‫آخه اصلاً همچین چیزی امکان پذیر نیست

382
00:23:04,791 --> 00:23:08,583
‫هیچوقتِ هیچوقتِ هیچوقتِ هیچوقتِ
‫هیچوقتِ هیچوقتِ هیچوقت جواب نمیده

383
00:23:09,208 --> 00:23:10,625
‫- هیچوقت
‫- راست میگه، برندا

384
00:23:10,708 --> 00:23:12,208
‫صبر کن ببینم. راست میگه؟

385
00:23:12,291 --> 00:23:14,708
‫منو ول کردی،
‫طرف آدمیزاده رو گرفتی؟

386
00:23:14,791 --> 00:23:17,666
‫برندا، بسه دیگه
‫تا کِی می‌خوای وانمود کنی آدم بده اینه؟

387
00:23:17,750 --> 00:23:20,083
‫این آدمیزاد تا حالا
‫جز خوبی کار دیگه‌ای در حقمون نکرده

388
00:23:20,166 --> 00:23:23,791
‫نه تنها ایده‌هاش عملی میشن،
‫بلکه انگار واقعاً براش مهمه

389
00:23:23,875 --> 00:23:26,375
‫هست. واقعاً برام مهمه. خیلی مهم.

390
00:23:26,458 --> 00:23:28,333
‫صد در صد پشتتونم

391
00:23:28,416 --> 00:23:29,708
‫نگاهش کن

392
00:23:29,791 --> 00:23:31,625
‫دیگه غذا هم نمی‌خوره

393
00:23:31,708 --> 00:23:35,458
‫فقط یه چیزی داریم که جولیوس نداره و
‫اونم همین آدمیزاده

394
00:23:35,541 --> 00:23:38,083
‫اگه قرار باشه برنده‌ی این انتخابات بشیم و
‫فودتوپیا رو درست کنیم،

395
00:23:38,166 --> 00:23:40,166
‫باید به غرایزش اعتماد کنیم

396
00:23:44,875 --> 00:23:46,208
‫حق با بری بود

397
00:23:46,291 --> 00:23:48,125
‫گفته بود تهش پامون می‌لغزه‌ها،

398
00:23:48,208 --> 00:23:50,875
‫حالا هم از لیسک لغزنده‌تر شدی

399
00:23:50,958 --> 00:23:54,958
‫اگه خیال کردی عقب وایمیستم
‫تا به دزدی و تقلب کردنت ادامه بدی،

400
00:23:55,041 --> 00:23:58,875
‫پس باید خدمتتون عرض کنم که می‌تونی با این
‫آدمیزاد بدبختت برید لیسک بکنید تو ماتحتتون

401
00:23:58,958 --> 00:24:00,291
‫لیسک همون حلزونـه دیگه، نه؟

402
00:24:00,375 --> 00:24:02,125
‫انقدر از بالا بهم نگاه نکن، خب؟

403
00:24:02,208 --> 00:24:05,625
‫- خودت برای دزدیدن این یارو کمکم کردی، یادت رفته؟
‫- آره، پشیمونم هستم

404
00:24:05,708 --> 00:24:07,875
‫دیگه پات رو از گلیمت درازتر کردی، فرنک

405
00:24:07,958 --> 00:24:08,958
‫بکش کنار

406
00:24:09,000 --> 00:24:12,125
‫کار این حروم‌لقمه رو تموم می‌کنم
‫تا از شرّ نفرینش خلاص بشی

407
00:24:12,208 --> 00:24:13,750
‫نه! نه، برندا! بهش نیاز داریم!

408
00:24:13,833 --> 00:24:16,916
تو ‫بهش نیاز داری چون خیال می‌کنی
‫نمی‌تونی تنهایی از پسش بربیای

409
00:24:17,000 --> 00:24:19,000
‫موضوع خودتی، فرنک

410
00:24:19,083 --> 00:24:21,041
‫موضوع ترس‌ها و کمبودهای خودته...

411
00:24:21,125 --> 00:24:23,291
‫نخیر، موضوع ترس‌ها و کمبودهای خودت با

412
00:24:23,375 --> 00:24:25,583
‫ترس‌های بقیه‌ست، نه من

413
00:24:26,333 --> 00:24:29,458
‫خیلی‌خب. بذار خیالت رو راحت کنم، فرنک

414
00:24:29,541 --> 00:24:32,791
‫انتخاب با خودته.
‫یا می‌ذاری کار این حروم‌لقمه رو تموم کنم،

415
00:24:32,875 --> 00:24:36,083
‫یا مثل یه گنجشک،
‫پر می‌زنم و میرم و دیگه هیچوقت منو نمی‌بینی

416
00:24:40,000 --> 00:24:41,375
‫متأسفم

417
00:24:46,000 --> 00:24:47,000
‫بهش نیاز داریم

418
00:24:50,250 --> 00:24:51,375
‫پس مال تو

419
00:25:02,791 --> 00:25:04,583
‫از دست نون جماعت. قبول داری؟

420
00:25:05,607 --> 00:25:25,607
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

