﻿1
00:01:42,276 --> 00:01:58,676
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:01:59,800 --> 00:02:00,850
,فریرن

3
00:02:17,740 --> 00:02:20,320
,وقتی رسیدیم، باید برم دنبال کار

4
00:02:20,820 --> 00:02:22,990
از الان تو فکر کاری؟

5
00:02:23,410 --> 00:02:24,990
,به هرحال مسئله‌ی مهمیه

6
00:02:24,990 --> 00:02:28,080
,درسته که پادشاه شیاطین رو شکست دادیم، ولی هنوز تموم نشده

7
00:02:28,910 --> 00:02:31,170
,بقیه‌ی عمرمون هنوز منتظر سپری شدنه

8
00:02:31,880 --> 00:02:33,750
کار، هان؟

9
00:02:33,750 --> 00:02:35,920
,من شغلی میخوام که بشه توش مشروب خورد

10
00:02:36,210 --> 00:02:37,510
مگه خیرسرت کشیش نیستی؟

11
00:02:40,180 --> 00:02:41,800
,به گمونم حق با توئه

12
00:02:43,930 --> 00:02:51,440
‫فریرن، مطمئنم که زندگی پیش روی تو،
‫طولانی‌تر از اونیه که ما حتی بتونیم تصورش کنیم,

13
00:02:52,270 --> 00:02:53,610
,گمونم همینطوره

14
00:03:30,770 --> 00:03:32,480
,,,قهرمان هیمل

15
00:03:32,850 --> 00:03:35,980
,,,جنگجو آیزن، کشیش هایتر

16
00:03:36,480 --> 00:03:38,730
,و جادوگر فریرن

17
00:03:39,280 --> 00:03:42,910
,بخاطر شکست پادشاه شیاطین، ازتون سپاس‌گزاریم

18
00:03:43,320 --> 00:03:47,990
,حالا عصر صلح‌ و صفا بر این جهان طلوع خواهد کرد

19
00:04:02,970 --> 00:04:06,930
,پادشاه میخواد مجسمه‌ای از ما بسازه و تو میدون شهر بذاره

20
00:04:07,350 --> 00:04:14,310
هرچند گمون نمیکنم بتونن مجسمه من رو
,به اندازه‌ی خودم، جذاب درست کنن

21
00:04:15,060 --> 00:04:16,900
,اون خیلی مرد منفعت طلبیه

22
00:04:16,900 --> 00:04:20,480
‫وقتی میخواستیم ماجراجویی‌مون رو شروع کنیم،
‫ فقط 10 سکه‌ی مسی بهمون داد,

23
00:04:22,110 --> 00:04:26,780
,کوتاه بیا فریرن, امشب قراره نوشیدنی مجانی بزنیم بر بدن

24
00:04:26,780 --> 00:04:28,740
اینطوری دیگه باهم بی‌حساب میشیم، موافق نیستی؟

25
00:04:29,160 --> 00:04:30,450
,ای کشیش فاسد

26
00:04:38,420 --> 00:04:40,210
,دیگه همه‌چی تموم شده

27
00:04:41,090 --> 00:04:42,210
,آره

28
00:04:42,970 --> 00:04:45,590
,این دیگه پایان ماجراجویی ماست

29
00:04:46,430 --> 00:04:47,930
ده سال شد، هان؟

30
00:04:48,600 --> 00:04:50,970
,خیلی چیزارو از سر گذروندیم

31
00:04:52,020 --> 00:04:53,390
,,,روزی که میخواستیم عازم سفر بشیم

32
00:04:54,020 --> 00:04:58,480
,نزدیک بود هیمل و آیزن رو بخاطر بی‌ادبی به درگاه پادشاه، اعدام کنن

33
00:04:58,770 --> 00:05:01,900
‫یه اشتباه کوچیک دیگه میکردیم،
‫ماجراجویی‌مون شروع نشده، تموم میشد,

34
00:05:02,820 --> 00:05:06,530
,گاهی‌وقتا، هایتر انقد مست میکرد که هیچ‌کاری نمیتونست بکنه

35
00:05:10,830 --> 00:05:14,500
مثل زامبی رنگت پریده، حالت خوبه؟

36
00:05:14,500 --> 00:05:15,460
,نه

37
00:05:15,460 --> 00:05:16,620
نه، هان؟

38
00:05:17,120 --> 00:05:19,380
,هر هفته اوضاعمون همین بود

39
00:05:19,630 --> 00:05:21,380
,در عوض من، همیشه استثنایی بودم

40
00:05:21,630 --> 00:05:25,220
‫وقتی اون مقلد سعی کرد درسته قورتت بده،
‫میخواستیم ولت کنیم بریم,

41
00:05:25,220 --> 00:05:28,390
,خداوکیلی؟‌ مگه بهت نگفتیم این یه تله‌ست

42
00:05:34,730 --> 00:05:38,350
,هیچی جز خاطرات احمقانه نداشتیم

43
00:05:39,690 --> 00:05:41,360
,ولی خوش گذشت

44
00:05:41,860 --> 00:05:45,240
,خوشحالم که تونستم با شماها ماجراجویی کنم

45
00:05:46,030 --> 00:05:47,240
,همچنین

46
00:05:47,740 --> 00:05:49,990
,ولی اون فقط یه ماجراجویی ده ساله‌ی معمولی بود

47
00:05:50,240 --> 00:05:51,700
‫«یه ماجراجویی ده‌ساله‌ی معمولی»؟

48
00:05:51,700 --> 00:05:54,120
,و ما یه دهه رو کنارهم ماجراجویی کردیم

49
00:05:54,450 --> 00:05:58,080
,هایتر رو ببین, یه پا پیرمرد شده

50
00:05:58,080 --> 00:05:59,630
,بهم برخورد

51
00:05:59,630 --> 00:06:01,170
,از اول که همین بود

52
00:06:01,170 --> 00:06:02,460
,بازم بهم برخورد

53
00:06:09,720 --> 00:06:11,220
,تقریبا وقتشه

54
00:06:19,270 --> 00:06:21,690
,شهاب بارون نیم‌قرنی

55
00:06:22,310 --> 00:06:25,570
,هر 50 سال یکبار اتفاق میفته

56
00:06:26,610 --> 00:06:29,490
,برای شروع دوران صلح و صفا,,, چه به موقع‌ست

57
00:06:32,570 --> 00:06:34,240
,زیباست

58
00:06:34,240 --> 00:06:36,620
,البته از توی شهر خوب دیده نمیشه

59
00:06:36,620 --> 00:06:39,750
,دارم سعی میکنم از منظره لذت ببرم, جو رو خراب نکن

60
00:06:41,830 --> 00:06:43,250
,پس باشه برای دفعه‌ی بعد

61
00:06:45,050 --> 00:06:47,970
,جایی رو میشناسم که میشه از اونجا واضح تماشا کرد

62
00:06:47,970 --> 00:06:49,510
,پنجاه سال دیگه میبرمتون اونجا

63
00:06:53,180 --> 00:06:54,390
چیه؟

64
00:06:54,390 --> 00:06:56,720
,هیچی

65
00:06:58,520 --> 00:07:01,730
,موافقم, همه باهم بریم

66
00:07:24,290 --> 00:07:26,000
,خب دیگه، من باید برم

67
00:07:26,550 --> 00:07:28,260
از این به بعد میخوای چیکار کنی؟

68
00:07:28,800 --> 00:07:31,340
,میخوام طلسم‌های مختلف جمع کنم

69
00:07:31,340 --> 00:07:34,850
,میخوام چند صد سال بعد رو صرف سفر تو ایالت‌های مرکزی کنم

70
00:07:34,850 --> 00:07:37,220
,گهگاهی بهتون سر میزنم

71
00:07:42,310 --> 00:07:44,940
,نمیتونم بفهمم که الف بودن چه حسی داره

72
00:07:44,940 --> 00:07:47,610
!دوست دارم بدونم اون چند سالشه

73
00:07:48,360 --> 00:07:53,610
,برای اون، 50 یا حتی 100 سال هم خیلی کوتاه به نظر میاد

74
00:08:44,040 --> 00:08:45,920
شاخ اژدهای تاریکی؟

75
00:08:46,210 --> 00:08:48,590
,از این مدل چیزا اینجا نداریم

76
00:08:49,000 --> 00:08:52,920
‫20، 30 سالی هست که هیچ اژدهای تاریکی‌ای ندیدم,

77
00:08:52,920 --> 00:08:56,930
,که اینطور چه بد, میخواستم برای احضار ازش استفاده کنم

78
00:08:59,510 --> 00:09:05,020
راستی، فکر کنم هیمل اون شاخی که از قلعه‌ی
 ,پادشاه شیاطین برداشتیم رو هنوز داشته باشه

79
00:09:05,600 --> 00:09:08,940
,به نظر میاد یه نوع هاله‌ی شیطانی دورشه

80
00:09:08,940 --> 00:09:10,900
برای مردم که خطرناک نیست، هان؟

81
00:09:10,900 --> 00:09:12,030
,نمیدونم

82
00:09:12,030 --> 00:09:13,900
نمیدونی، هان؟

83
00:09:14,610 --> 00:09:17,320
,تقریبا همین روزاست که دوباره بارش شهابی نیم قرنی اتفاق بیفته

84
00:09:17,320 --> 00:09:18,910
,وقتی رفتم بهش سر بزنم، شاخ رو ازش میگیرم

85
00:09:24,910 --> 00:09:28,330
,این شهر، از آخرین باری که داخلش بودم، خیلی فرق کرده

86
00:09:42,720 --> 00:09:44,890
,باید همین دور و ورا باشه

87
00:09:45,600 --> 00:09:46,940
فریرن؟

88
00:09:47,890 --> 00:09:48,730
,,,هیمل

89
00:09:55,610 --> 00:09:56,950
,چه پیر شدی

90
00:09:56,950 --> 00:09:58,360
لازم بود حتما به روم بیاری؟

91
00:10:00,780 --> 00:10:04,620
اما حتی تو این سن هم خوش‌تیپم، مگه نه؟

92
00:10:06,040 --> 00:10:10,880
‫50 سال گذشته، اما تو حتی یه ذره هم تکون نخوردی,

93
00:10:11,750 --> 00:10:15,090
,فکر میکردم دیگه هیچ‌وقت نتونم ببینمت

94
00:10:17,470 --> 00:10:19,380
بارش شهابی نیم‌قرنی؟

95
00:10:19,680 --> 00:10:21,550
,خاطراتم زنده شد

96
00:10:21,550 --> 00:10:24,720
,,,بابت اون چیزی که از قلعه‌ی پادشاه شیاطین غارت کردیم

97
00:10:24,720 --> 00:10:26,770
شاخ اژدهای تاریکی رو میگی؟

98
00:10:27,100 --> 00:10:30,020
,هیچ‌وقت نتونستم فراموشش کنم

99
00:10:30,480 --> 00:10:34,020
,چون کمدم همیشه از خودش یه هاله‌ی شیطانی ساطع میکنه

100
00:10:34,480 --> 00:10:35,780
,من,,, واقعا شرمنده‌ام

101
00:10:36,360 --> 00:10:40,240
,میتونستی تو خرابه‌ای جایی مخفیش کنی

102
00:10:41,990 --> 00:10:43,910
,نمیتونستم

103
00:10:47,120 --> 00:10:51,830
,,,شاید تو اهمیتی بابت سپردن این شاخ به من نداده باشی

104
00:10:51,830 --> 00:10:57,420
,ولی برای من، این گنجینه‌ای بود که دوست عزیزم بهم سپرده بود

105
00:10:57,420 --> 00:11:01,180
,باید یه روزی بهت پسش میدادم

106
00:11:09,770 --> 00:11:12,730
,چندان چیز مهمی هم نبود

107
00:11:32,580 --> 00:11:33,880
هیمل، هنوز آماده نشدی؟

108
00:11:34,580 --> 00:11:37,460
تو که به هرحال کچلی، واسه چی انقد مارو معطل میکنی؟

109
00:11:38,340 --> 00:11:40,880
,حتی کچلاهم باید به سر و وضعشون برسن

110
00:11:47,930 --> 00:11:51,520
خب، حالا بریم تماشای بارش شهابی؟

111
00:11:59,690 --> 00:12:02,490
,خیلی با وقارتر شدی، هایتر

112
00:12:02,490 --> 00:12:04,410
,هرچی نباشه، اسقف شهر مقدسم

113
00:12:04,700 --> 00:12:07,830
,تو که ذره‌ای تغییر نکردی

114
00:12:07,830 --> 00:12:09,660
‫سرم رو ناز نکن,

115
00:12:11,200 --> 00:12:13,500
,آیزن، توهم تغییر نکردی

116
00:12:14,120 --> 00:12:16,590
جدی؟ اینطور به نظر میام؟

117
00:12:16,590 --> 00:12:18,000
,از یه دورف کمتر از این انتظار نمیرفت

118
00:12:18,380 --> 00:12:21,470
خب، حالا قراره کجا بریم تماشای بارش شهابی؟

119
00:12:22,380 --> 00:12:24,430
الان میخوایم بریم؟

120
00:12:24,430 --> 00:12:28,430
به نظرت واسه دیدن بارش شهابی، زیادی زود نیست؟

121
00:12:28,430 --> 00:12:32,520
,هوم، تا اونجا یه هفته‌ای راهه

122
00:12:32,770 --> 00:12:35,020
یعنی انقد دوره؟

123
00:12:35,020 --> 00:12:36,610
,از دست تو

124
00:12:36,610 --> 00:12:39,020
,حداقل مراعات ما پیرمردارو بکن

125
00:12:42,320 --> 00:12:43,860
‫یادش به‌خیر,

126
00:12:44,240 --> 00:12:48,030
‫این‌جوری سفر‌کردنمون باعث می‌شه
,حس اون روزهای قدیم بهم دست بده

127
00:12:52,450 --> 00:12:55,040
‫ما به جاهای مختلفی سفر کردیم,

128
00:12:56,000 --> 00:13:01,050
‫همه‌چیز جوری می‌درخشید که انگار تازه بود,

129
00:13:25,860 --> 00:13:30,910
‫و در همه‌ی اون خاطرات زیبا شما اونجا بودین دوستان من,

130
00:13:34,080 --> 00:13:39,750
‫من، مشتاقانه منتظر روزی بودم که دوباره بتونیم پیش هم باشیم,

131
00:13:40,460 --> 00:13:42,380
‫ممنونم، فریرن,

132
00:13:43,300 --> 00:13:48,680
‫به‌خاطر تو برای آخرین بار، ماجراجویی لذت‌بخشی رو تجربه کردم,

133
00:14:12,700 --> 00:14:14,330
‫خیلی زیباست,

134
00:14:41,440 --> 00:14:44,860
‫فکر می‌کنم هیمل خوشحال بود,

135
00:14:46,320 --> 00:14:47,820
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

136
00:14:54,780 --> 00:14:57,910
‫اون دختر یکی از همراهان جناب هیمل بود؟

137
00:14:58,250 --> 00:15:00,420
‫امروز یک‌بار هم ندیدم ناراحت به‌نظر برسه,

138
00:15:00,670 --> 00:15:02,630
‫چه سنگ‌دلیه,

139
00:15:03,630 --> 00:15:04,800
‫چی شد، چی شد!

140
00:15:05,050 --> 00:15:07,300
!ما هم ناراحت به‌نظر نمیایم ها

141
00:15:11,680 --> 00:15:13,090
‫دردم گرفت,

142
00:15:37,040 --> 00:15:41,370
‫آخه من,,, چیزی درموردش نمی‌دونستم,

143
00:15:53,470 --> 00:15:57,350
‫فقط برای ده سال با هم سفر کردیم,

144
00:16:04,440 --> 00:16:08,820
‫میدونستم عمر آدما کوتاهه، پس,,,

145
00:16:10,070 --> 00:16:14,860
‫چرا بیشتر سعی نکردم تا بشناسمش؟

146
00:16:23,960 --> 00:16:26,170
‫سرم رو ناز نکن,

147
00:16:34,800 --> 00:16:37,970
‫منم باید به شهر مقدس برگردم,

148
00:16:41,060 --> 00:16:43,730
,هر دوتون بذارید خوب صورتتون رو ببینم

149
00:16:44,310 --> 00:16:46,600
‫این احتمالاً آخرین باری باشه که هم‌دیگه رو می‌بینیم,

150
00:16:47,020 --> 00:16:48,360
‫حالت بده؟

151
00:16:48,730 --> 00:16:51,110
‫اون سال‌هایی که مشروب می‌خوردم، بالأخره داره تأثیرش رو می‌ذاره,

152
00:16:51,440 --> 00:16:52,860
‫عذاب الهیه,

153
00:16:54,360 --> 00:16:58,990
‫اگه دوباره گذرت به شهر مقدس افتاد،
‫یه جام شراب به قبرم پیشکش کن,

154
00:17:00,870 --> 00:17:03,540
‫هایتر، تو از مُردن نمی‌ترسی؟

155
00:17:05,670 --> 00:17:09,460
‫ما گروه ماجراجویانی بودیم که دنیا رو نجات دادیم,

156
00:17:09,460 --> 00:17:13,210
‫مطمئناً بعد از مرگ زندگی خوبی در بهشت خواهیم داشت,

157
00:17:13,840 --> 00:17:17,930
‫تمام دلیلی که کنار شماها می‌جنگیدم، همین بود,

158
00:17:17,930 --> 00:17:19,510
‫اون کشیش فاسد رو ببین,

159
00:17:21,770 --> 00:17:23,480
‫خب دیگه، با اجازه,

160
00:17:31,690 --> 00:17:34,690
‫منم دیگه باید کم‌کم راه بیفتم,

161
00:17:35,490 --> 00:17:37,700
‫می‌خوای طلسم‌های بیشتر جمع کنی؟

162
00:17:37,700 --> 00:17:39,530
‫اوهوم، به‌خاطر اونم هست، ولی,,,

163
00:17:40,410 --> 00:17:43,410
‫می‌خوام انسان‌ها رو بیشتر بشناسم,

164
00:17:45,540 --> 00:17:46,500
‫که اینطور,

165
00:17:47,500 --> 00:17:49,920
‫راستی می‌خواستم یه چیز دیگه هم ازت بپرسم,

166
00:17:49,920 --> 00:17:55,010
‫از اونجایی که من یه جادوگرم، داشتن یه مبارز قوی
‫که ازم مراقبت کنه، کمک بزرگیه,

167
00:17:55,010 --> 00:17:56,720
‫از خیر من بگذر,

168
00:17:57,050 --> 00:17:59,970
‫من دیگه برای چرخوندن تبر پیر شدم,

169
00:18:03,260 --> 00:18:05,810
‫اون قیافه رو به خودت نگیر، فریرن,

170
00:18:06,180 --> 00:18:11,110
‫وقتی نیروی خودت رو از دست بدی،
‫زندگی به طرز عجیبی برات کند می‌شه,

171
00:18:12,940 --> 00:18:13,860
‫که اینطور,

172
00:18:14,650 --> 00:18:16,860
‫پس تا بعد، آیزن,

173
00:18:17,240 --> 00:18:18,860
‫آره, تا بعد,

174
00:19:00,410 --> 00:19:02,410
‫همون درختی که یه‌کم پیش دیدم,

175
00:19:02,410 --> 00:19:04,280
‫همیشه توی جنگل گم می‌شم,

176
00:19:05,080 --> 00:19:06,580
‫حالا کجام؟

177
00:19:10,960 --> 00:19:13,040
‫دنبال چیزی می‌گردین؟

178
00:19:18,340 --> 00:19:20,050
‫مشکلی به وجود اومده؟

179
00:19:20,930 --> 00:19:24,930
‫نه، دنبال خونه‌ی مردی به نام هایتر ام,

180
00:19:24,930 --> 00:19:27,600
‫پس شما مهمون ما هستین,

181
00:19:30,560 --> 00:19:33,190
‫هنوز هم زنده‌ای، کشیش فاسد؟

182
00:19:34,610 --> 00:19:38,230
‫معلوم شد که یه مرگ جذاب سخت‌تر از اونیه که فکرش رو می‌کردم,

183
00:19:38,610 --> 00:19:40,990
‫یه‌کم مشروب آورده بودم که سر قبرت پیشکش کنم,

184
00:19:41,360 --> 00:19:42,610
‫می‌خوای بخوری؟

185
00:19:42,610 --> 00:19:44,950
‫دیگه مشروب رو ترک کردم,

186
00:19:44,950 --> 00:19:45,780
‫که اینطور,

187
00:19:46,450 --> 00:19:51,370
‫فکر نکنم حتی اگه الان ادای پاک بودن رو در بیاری، الهه ببخشتت,

188
00:19:58,460 --> 00:20:00,470
‫خیلی ممنون,

189
00:20:05,510 --> 00:20:06,600
‫اون دختر کیه؟

190
00:20:06,890 --> 00:20:08,470
‫اسمش «فرن»ئه,

191
00:20:08,470 --> 00:20:11,810
‫اهل سرزمین‌های جنوبیه و به‌خاطر جنگ یتیم شده,

192
00:20:13,230 --> 00:20:18,400
‫بهت نمیاد داوطلبانه به مردم کمک کنی,

193
00:20:18,400 --> 00:20:20,070
‫تو که هیمل نیستی,

194
00:20:22,820 --> 00:20:25,910
‫فریرن، چرا به دیدن من اومدی؟

195
00:20:25,910 --> 00:20:28,080
‫توی راه شهر مقدس بودم که چندتا چیز بخرم,

196
00:20:28,580 --> 00:20:32,410
‫سعی کردم کسایی رو که در حین سفرم ملاقات می‌کنم، بشناسم,

197
00:20:33,410 --> 00:20:38,420
‫و اینکه خیلی بهت بدهکارم،
‫پس اومدم قبل از مرگت دِینم رو بهت ادا کنم,

198
00:20:41,920 --> 00:20:44,180
‫پس در این‌صورت یه درخواستی ازت داشتم,

199
00:20:45,300 --> 00:20:47,260
‫اون دختر رو به شاگردی قبول می‌کنی؟

200
00:20:49,100 --> 00:20:53,020
‫فرن، استعداد جادوگر‌شدن رو داره,

201
00:20:53,020 --> 00:20:56,150
‫همراه خودت به ماجراجویی‌هات می‌بریش؟

202
00:20:59,020 --> 00:21:02,150
‫شرمنده ام، هایتر,
‫هر چیزی به جز این مورد,

203
00:21:02,440 --> 00:21:04,110
‫فقط سر راهم قرار می‌گیره,

204
00:21:05,410 --> 00:21:09,280
‫تو که می‌دونی چقدر آمار مرگ شاگردان جادوگری در نبرد زیاده,

205
00:21:09,990 --> 00:21:13,660
‫من نمی‌تونم بچه‌ای که دوستم بهم سپرده رو به سمت مرگ ببرم,

206
00:21:16,790 --> 00:21:20,590
‫که اینطور, پس یه درخواست دیگه داشتم,

207
00:21:26,180 --> 00:21:29,640
‫این در مقبره‌ی اویگ حکیم کشف شده,

208
00:21:30,260 --> 00:21:37,440
‫گفته شده که این کتاب جادو، حاوی طلسم‌های
‫فراموش‌شده‌ای مثل زنده‌کردن مردگان و جاودانگیه,

209
00:21:37,770 --> 00:21:41,070
,باورم نمی‌شه که چنین جادوهایی هم وجود داشته

210
00:21:41,360 --> 00:21:45,070
‫به همین دلیل ازت می‌خوام رمزگشاییش کنی,

211
00:21:45,320 --> 00:21:46,570
‫می‌تونی؟

212
00:21:47,160 --> 00:21:49,370
‫با استفاده از تصاویر به صورت کد نوشته شده,

213
00:21:49,370 --> 00:21:52,160
‫مردم این دوره‌و‌زمونه واقعاً از چنین چیزهایی خوششون میاد ها,

214
00:21:52,580 --> 00:21:54,950
‫پنج یا شش سالی بهم وقت بده و انجامش می‌دم,

215
00:21:55,620 --> 00:21:57,170
‫که اینطور,

216
00:21:57,710 --> 00:22:00,750
‫اما برای چی می‌خوای رمزگشاییش کنی؟

217
00:22:00,750 --> 00:22:03,420
‫فکر می‌کردم از مرگ نمی ترسی,

218
00:22:03,420 --> 00:22:05,550
‫دو دلیل دارم,

219
00:22:06,010 --> 00:22:10,550
‫اول اینکه وقتی اینو گفتم،
‫می‌خواستم براتون ادای افراد شجاع رو در بیارم,

220
00:22:10,800 --> 00:22:14,930
‫دومین دلیلش هم اینه که حالا بیشتر از قبل از مرگ می‌ترسم,

221
00:22:15,810 --> 00:22:24,110
‫حتی اگه نتونم به جاودانگی برسم،
‫می‌خوام یه‌کم زمان بیشتری داشته باشم، یه‌کم بیشتر,

222
00:22:28,150 --> 00:22:32,370
‫به‌علاوه، متن‌های مقدس بهمون می‌گن زندگی سالمی داشته باشیم,

223
00:22:32,370 --> 00:22:35,580
‫و یه زندگی طولانی دقیقاً بیان اون مفهومه,

224
00:22:35,580 --> 00:22:37,250
‫کشیش فاسد,

225
00:22:39,420 --> 00:22:46,340
‫و تا اون‌موقع می‌تونی تو وقت اضافه‌ت به فرن جادو یاد بدی؟

226
00:22:46,710 --> 00:22:50,970
‫به‌عنوان کشیش، من دانشش رو ندارم,

227
00:22:51,720 --> 00:22:54,060
‫گمونم در این حد ازم بر بیاد,

228
00:23:01,730 --> 00:23:02,900
‫پس اینجایی,

229
00:23:04,320 --> 00:23:06,650
‫پیدا کردنت خیلی سخته,

230
00:23:06,650 --> 00:23:08,740
‫همیشه توی جنگل تمرین می‌کنی؟

231
00:23:09,110 --> 00:23:13,320
‫پیداکردن من براتون مشکل بود، بانو فریرن؟

232
00:23:13,910 --> 00:23:18,120
‫جناب هایتر معمولاً بهم می‌گن که من عملاً نامرئی ام,

233
00:23:19,790 --> 00:23:22,290
‫این چیز خوبیه، نه؟

234
00:23:23,630 --> 00:23:25,000
‫درسته,

235
00:23:27,840 --> 00:23:32,010
,‫همون‌طوری که فکر می‌کردم، نمی‌تونم ماناش رو تشخیص بدم

236
00:23:32,470 --> 00:23:34,970
‫کنترلش رو پوشوندن ماناش استثنائیه,

237
00:23:35,810 --> 00:23:39,270
‫توی این سن کم چقدر مطالعه داشته؟

238
00:23:39,680 --> 00:23:45,770
‫جناب هایتر گفتن که وقتی بتونم توی اون سنگ
‫ یه سوراخ ایجاد کنم، یه جادوگر کامل شدم,

239
00:23:46,190 --> 00:23:49,690
‫عـــه؟! هایتر اصلاً می‌دونه چی می‌گه؟ این-

240
00:23:55,870 --> 00:23:59,700
‫همینطور که دیدین، جادوی من
‫قبل از رسیدن بهش از هم متلاشی می‌شه,

241
00:24:00,460 --> 00:24:01,710
‫که اینطور,

242
00:24:02,370 --> 00:24:05,250
‫برای تمرین باید چیکار کنم؟

243
00:24:05,590 --> 00:24:08,460
‫می‌گم، می‌شه یه چیزی رو ازت بپرسم؟

244
00:24:09,460 --> 00:24:10,970
‫جادو رو دوست داری؟

245
00:24:11,760 --> 00:24:13,470
‫یه‌جورایی,

246
00:24:16,050 --> 00:24:17,930
‫پس، من و تو مثل همیم,

247
00:25:50,230 --> 00:25:53,190
‫تمرین‌های فرن خوب پیش می‌رن؟

248
00:25:50,230 --> 00:25:53,190
‫‫باز داری سعی می‌کنی اون قیافه‌ی شجاع رو به خودت بگیری، هایتر؟

249
00:25:51,270 --> 00:25:53,190
‫‫منو ناراحت می‌کنه که این‌طوری رفتار شدن باهاش رو ببینم,

250
00:25:53,190 --> 00:25:55,150
‫ولی ارزش دنبالشون گشتن رو دارن,

251
00:25:53,190 --> 00:25:55,150
‫‫جادو، شگفت‌انگیزه، نه؟

252
00:25:53,190 --> 00:25:55,150
‫‫تو مدام عجیب‌ترین طلسم‌ها رو جمع می‌کنی,

253
00:25:55,150 --> 00:25:56,740
‫‫حیفه کسی مثل تو بمیره,

254
00:25:55,150 --> 00:25:57,780
‫‫یه روزی، دوست دارم بهت نشونشون بدم,

255
00:25:57,780 --> 00:25:59,950
,,,حتما نباید جادو باشه

256
00:25:59,974 --> 00:26:16,474
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

