﻿1
00:00:01,280 --> 00:00:05,220
گریمورِ فلامه، جادوگر افسانه‌ای؟

2
00:00:05,780 --> 00:00:09,220
میگن کتاب‌هایی که به اسم فلامه
,وجود دارن، هیچ‌کدوم واقعی نیستن

3
00:00:09,670 --> 00:00:13,150
,هرچی پیدا شده، تا الان جعلی بوده

4
00:00:13,860 --> 00:00:17,580
,اما این یکی شبیه‌ترین گریمور تقلیدی‌ایه که تاحالا دیدم

5
00:00:18,040 --> 00:00:21,300
,به عنوان دستمزدی برای شکست دادن یه هیولا، بدک نیست

6
00:00:21,300 --> 00:00:23,640
,من که نمیفهمم کجاش جالبه

7
00:00:24,300 --> 00:00:27,210
,,,وقتی همیشه هرچی پیدا کنی جعلی باشه

8
00:00:27,210 --> 00:00:31,100
,کم کم به این شک میفتی که اصلا نسخه‌ی اصلیش وجود داره یا نه

9
00:00:31,480 --> 00:00:37,550
,فلامه، موسس جادوی انسانی هم خودش شبیه یه افسانه‌ست

10
00:00:38,030 --> 00:00:39,820
افسانه، هان؟

11
00:00:41,910 --> 00:00:45,740
,همینطوره, زمان زیادی از اون موقع میگذره

12
00:00:46,860 --> 00:00:51,620
,احتمالا من تنها کسی هستم که صورتشو به یاد داره

13
00:00:51,644 --> 00:01:00,844
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

14
00:01:00,930 --> 00:01:02,120
,صبح شده

15
00:01:06,790 --> 00:01:09,440
!بانو فریرن زود بیدار شدن

16
00:01:09,440 --> 00:01:11,850
یعنی انقد چیز عجیبیه؟

17
00:01:11,850 --> 00:01:13,120
,معلومه که هست

18
00:01:14,060 --> 00:01:16,970
,باید حسابی ازشون تعریف کنیم

19
00:01:24,600 --> 00:01:25,740
<i>داریم چیکار میکنیم؟</i>

20
00:03:11,410 --> 00:03:13,190
,خیلی ممنونم

21
00:03:13,190 --> 00:03:17,450
,جاده بسته شده بود، نمیدونستم چیکار کنم

22
00:03:24,300 --> 00:03:27,680
هی، واقعا لازمه این کارو بکنیم؟

23
00:03:28,050 --> 00:03:31,190
,خوشحال نیستی؟‌ دستمزدش بدک نیست

24
00:03:31,190 --> 00:03:36,320
منظورم این نیست، میگم مگه نمیتونی با جادو ارابه رو ببری اون طرف؟

25
00:03:36,700 --> 00:03:39,310
,اونطوری آدمایی که بعد از ما میان اینجا، باز گیر میفتن

26
00:03:39,860 --> 00:03:41,570
,فرن اینطوری میگه

27
00:03:42,950 --> 00:03:45,350
,خیلی خودخواهیا، استارک خان

28
00:03:45,350 --> 00:03:47,360
,دیگ به دیگ میگه روت سیاه

29
00:03:51,170 --> 00:03:52,960
,خسته نباشید

30
00:03:52,960 --> 00:03:55,000
,اوه، خیلی ممنون

31
00:04:01,690 --> 00:04:05,960
راستی، چرا اینجا زمینش انقد رانش داشته؟

32
00:04:06,390 --> 00:04:12,520
,سرزمین‌های شمالی این اطراف با شیاطین میجنگیدن

33
00:04:12,800 --> 00:04:15,560
,لغزش زمین هم احتمالا بخاطر درگیری بین اوناست

34
00:04:16,170 --> 00:04:18,670
پس اینا همه‌ش نتیجه‌ی جنگه، هان؟

35
00:04:23,240 --> 00:04:28,950
جناب استارک، میشه یه لحظه دست نگه دارید و بیاید اینجا کمک من؟

36
00:04:31,560 --> 00:04:32,450
جناب استارک؟

37
00:04:33,850 --> 00:04:37,570
هی، میشه انقد بهم نگی جناب استارک؟

38
00:04:38,840 --> 00:04:42,590
,موهای تنم سیخ میشه, تفاوت سنیمون که زیاد نیست

39
00:04:44,840 --> 00:04:47,810
,که اینطور، بسیار خب

40
00:04:49,110 --> 00:04:52,230
,استارک، الکی وقت تلف نکن، زودباش بیا اینجا کمکم

41
00:04:52,230 --> 00:04:53,220
!چه بی‌ادب

42
00:04:54,500 --> 00:05:00,550
منظورم این بود نمیتونی یکم معمولی‌تر یا یه لحن آشناتر حرف بزنی؟

43
00:05:00,550 --> 00:05:01,230
,ها

44
00:05:01,490 --> 00:05:06,490
,,,تازه نمیشه یکم دوستانه‌تر باشه؟ من خیلی دل‌نازکم آخه

45
00:05:06,490 --> 00:05:07,960
,گیر عجب سبک‌مغزی افتادم

46
00:05:07,960 --> 00:05:09,500
!چی بهم گفتی؟

47
00:05:09,820 --> 00:05:11,990
اون طرف کار چطور پیش میره؟

48
00:05:12,410 --> 00:05:14,790
,بیاید عجله کنیم، جناب استارک

49
00:05:16,340 --> 00:05:17,220
,باشه

50
00:05:19,790 --> 00:05:22,000
,واقعا خیلی ممنونم

51
00:05:22,000 --> 00:05:25,190
,اگه بخواید، میتونم راهی که به طرف شهر میره رو نشونتون بدم

52
00:05:26,140 --> 00:05:28,710
یه اِلف، هان؟

53
00:05:29,130 --> 00:05:33,470
,من خیلی عمر کردم، ولی اولین باره یه اِلف میبینم

54
00:05:33,470 --> 00:05:35,600
,به گمونم ماها خیلی کمیاب باشیم

55
00:05:35,920 --> 00:05:40,980
,حالا که گفتید، من تاحالا هیچ اِلفی بجز شما ندیدم

56
00:05:40,980 --> 00:05:43,230
,تعداد زیادی از ماها وجود نداره

57
00:05:43,770 --> 00:05:47,590
,خودمم فقط چندباری هم‌نوع‌های خودمو دیدم

58
00:05:48,320 --> 00:05:51,300
,,,اِلف‌ها زمان زیادی عمر میکنن

59
00:05:51,300 --> 00:05:56,180
,ولی خب ما فاقد احساسات عاشقانه و غرایز تولید مثل هستیم

60
00:05:57,260 --> 00:06:00,250
,بی‌سروصدا در حال انقراضیم

61
00:06:00,250 --> 00:06:04,180
,آخرین باری که یه اِلف دیدم، 400 سال پیش بود

62
00:06:05,070 --> 00:06:07,670
,به گمونم زودتر از اونچه که فکرشو میکردم در حال انقراضیم

63
00:06:16,010 --> 00:06:18,150
,انگار رسیدیم به شهر

64
00:06:19,730 --> 00:06:21,480
,یه عالمه ارابه تو صفن

65
00:06:21,760 --> 00:06:23,950
,انگار تاجرن

66
00:06:23,950 --> 00:06:26,280
,جشنواره‌ی آزادی امشبه

67
00:06:27,020 --> 00:06:30,030
,,,امروز روزیه که هیمل و گروه قهرمانان

68
00:06:30,410 --> 00:06:34,990
,شیطانی که به این سرزمین حکومت میکرد رو شکست دادن

69
00:06:36,190 --> 00:06:38,610
واقعا جدی میگی؟

70
00:06:39,680 --> 00:06:43,040
,جشنواره‌ی آزادی یادآور همینه

71
00:06:43,610 --> 00:06:48,280
,,,مجسمه‌ی جناب هیمل و همراهانش در مرکز شهر تزئین شده و

72
00:06:48,280 --> 00:06:51,490
,کل شهر جشن بزرگی میگیره

73
00:06:52,090 --> 00:06:54,320
,آدما حسابی عاشق آشوب و سروصدا هستنا

74
00:06:54,320 --> 00:06:57,050
,واسه همه‌چی جشنواره میگیرن

75
00:06:57,050 --> 00:07:02,190
,بیشتر از 80 سال از زمانی که اون شیطان شکست داده شده میگذره

76
00:07:03,010 --> 00:07:08,670
,زمان زیادی برای از یاد انسان‌ها رفتنه

77
00:07:10,180 --> 00:07:17,010
,ولی امروز، همه به یاد گروه قهرمانان میفتن

78
00:07:21,460 --> 00:07:22,870
,احسنت به شما

79
00:07:24,440 --> 00:07:26,390
پنجمین مجسمه‌ست، هان؟

80
00:07:26,390 --> 00:07:29,040
,این دفعه زودتر از معمول راضی شد

81
00:07:29,410 --> 00:07:33,040
,هیمل، همیشه میگی مجسمه‌ات رو درست کنن

82
00:07:33,570 --> 00:07:36,460
,چون دلم میخواد همه مارو به یاد بیارن

83
00:07:37,270 --> 00:07:41,270
,بر خلاف تو، ماها زیاد عمر نمیکنیم

84
00:07:42,380 --> 00:07:46,730
,باید مطمئن بشم که نسل‌های آینده، بدونن چقد خوشتیپ بودم

85
00:07:46,730 --> 00:07:48,390
,من برمیگردم مسافرخونه

86
00:07:49,590 --> 00:07:52,910
,,,ولی,,, به گمونم بزرگترین دلیلش

87
00:07:53,800 --> 00:07:58,160
,اینه تا تو در آینده تنها نمونی

88
00:08:00,270 --> 00:08:01,300
منظورت چیه؟

89
00:08:02,450 --> 00:08:04,170
,ماها افسانه نیستیم

90
00:08:04,920 --> 00:08:08,410
,ما واقعا وجود داشتیم

91
00:08:13,430 --> 00:08:19,810
هر ساله، ما کار بزرگی که توسط
,گروه قهرمانان انجام شده رو جشن میگیریم

92
00:08:21,040 --> 00:08:24,800
,,,حالا که نگاه میکنم، شما

93
00:08:24,800 --> 00:08:27,810
,خیلی شبیه مجسمه‌ی بانو فریرن از گروه قهرمانانی

94
00:08:29,940 --> 00:08:33,190
صدسال بعد هم قراره همینطوری جشن بگیرن؟

95
00:08:33,660 --> 00:08:36,280
,تا وقتی این شهر وجود داشته باشه، بله

96
00:08:36,740 --> 00:08:37,950
هزار سال بعد چی؟

97
00:08:39,040 --> 00:08:42,350
,خب، اونشو دیگه نمیدونم

98
00:08:48,640 --> 00:08:50,500
خب، دیگه بریم؟

99
00:08:51,370 --> 00:08:53,570
,داریم میریم به سمت شمال

100
00:08:54,300 --> 00:08:58,850
,راستی، هنوز مقصدتونو بهم نگفتیدا

101
00:08:59,240 --> 00:09:00,460
کجا داریم میریم؟

102
00:09:03,360 --> 00:09:04,490
,بهشت

103
00:09:05,060 --> 00:09:07,050
,حالا شد یه چیزی

104
00:09:24,840 --> 00:09:26,670
,یه عالمه نگهبان اینجاست

105
00:09:27,180 --> 00:09:28,830
قراره اتفاقی بیفته؟

106
00:09:30,260 --> 00:09:32,860
,بیاید مشخص کنیم کی بره خرید

107
00:09:40,380 --> 00:09:42,740
,بانو فریرن، تو شهریم

108
00:09:42,740 --> 00:09:43,890
,یه شیطان اونجاست

109
00:09:43,890 --> 00:09:44,700
عه؟

110
00:09:55,520 --> 00:09:57,980
!هی! داری چه غلطی میکنی؟

111
00:10:05,310 --> 00:10:09,520
کنت گرانات، شما دستورشو دادید؟

112
00:10:10,170 --> 00:10:15,710
,,,لرد لوگنِر، درسته که من از شما دل خوشی ندارم و آرزوی مرگتونو دارم

113
00:10:16,140 --> 00:10:21,970
‫ولی اونقدی احمق نیستم که وسط شهر،
‫اینطور آشکارا به فرستادگان متحدانم حمله کنم,

114
00:10:22,380 --> 00:10:23,950
فرستادگان متحد؟

115
00:10:24,850 --> 00:10:28,900
,اونا احتمالا ماجراجوهایی هستن که در جریان اتفاقات نیستن

116
00:10:29,630 --> 00:10:31,950
,هرطور شما میگید

117
00:10:34,530 --> 00:10:38,530
,تو اون چشمای آروم و خون‌سردش، خون‌خواهی موج میزنه

118
00:10:40,620 --> 00:10:46,370
‫حتی مردم شهر که از ما متنفر هستن و ازمون وحشت دارن هم,,,

119
00:10:46,370 --> 00:10:49,750
,من رو به چشم یه انسان میبینن

120
00:10:50,350 --> 00:10:56,190
,ولی تو طوری به من نگاه میکنی انگار یه جانور وحشی‌ام

121
00:10:56,660 --> 00:10:58,790
مگه نیستی؟

122
00:10:58,790 --> 00:11:01,880
شما شیاطین یه مشت جونور وحشی‌ هستید
 ,,,که حرف زدن رو از آدما تقلید میکنن

123
00:11:02,350 --> 00:11:04,780
,شماها هیچ درکی از گفت‌وگو با بقیه ندارید

124
00:11:06,340 --> 00:11:08,650
,بندازیدش تو سیاه‌چال زیر کاخ

125
00:11:08,650 --> 00:11:09,400
,اطاعت

126
00:11:12,370 --> 00:11:13,280
عه؟

127
00:11:16,840 --> 00:11:17,770
!اوی

128
00:11:32,460 --> 00:11:34,280
,حوصلم سر رفت

129
00:11:38,590 --> 00:11:39,880
,بانو فریرن

130
00:11:40,740 --> 00:11:43,460
,گفتن دو، سه سالی باید اینجا به کارای بدت فکر کنی

131
00:11:43,460 --> 00:11:45,840
,کوتاه‌تر ازونیه که انتظار داشتم

132
00:11:45,840 --> 00:11:48,350
‫میتونین بعداً برام چندتا گریمور هم بیارین؟

133
00:11:49,740 --> 00:11:54,120
‫بانو فریرن، واقعاً از تلف‌کردن وقت خوشتون میاد,

134
00:11:54,120 --> 00:11:57,310
‫من که به‌خاطر خواست خودم اینجا نیستم,

135
00:11:57,950 --> 00:12:02,080
‫خب، منظورت از اون شیاطین به‌عنوان سفیر صلح چی بود؟

136
00:12:02,500 --> 00:12:04,950
‫وقتی داشتیم خرید میکردیم در موردش تحقیق کردیم,

137
00:12:05,480 --> 00:12:08,200
‫شما آورای گیوتین رو میشناسین، نه؟

138
00:12:08,500 --> 00:12:12,770
‫اون یکی از هفت دانای نابودیه که به پادشاه شیاطین خدمت میکرد,

139
00:12:13,490 --> 00:12:17,110
‫اون تقریباً اکثر زیردست‌هاش رو در نبرد مقابل ما از دست داد,

140
00:12:17,110 --> 00:12:19,200
‫آخرین چیزی که ازش شنیدم، این بود که محل مخفی‌شدنش نامعلومه,

141
00:12:19,600 --> 00:12:21,170
‫اخیراً خبری ازش شده؟

142
00:12:21,610 --> 00:12:25,930
‫آورا 28 سال قبل قدرت‌هاش رو دوباره به‌دست آورده,

143
00:12:26,300 --> 00:12:31,190
‫نیروهاش مدت زیادیه که درگیر نبرد با این شهر هستند، ولی,,,

144
00:12:31,610 --> 00:12:34,420
‫از این کشتارهای بی‌نتیجه خسته شدن، پس,,,

145
00:12:34,420 --> 00:12:36,780
‫به‌دنبال یه راهی برای صلح میگردن,

146
00:12:37,890 --> 00:12:40,700
‫پس برای همین به‌عنوان سفیر قبول‌شون کردن,

147
00:12:40,700 --> 00:12:42,190
‫این کار اشتباه بوده,

148
00:12:42,580 --> 00:12:45,480
‫مذاکره با شیاطین بی‌فایده‌س,

149
00:12:46,130 --> 00:12:48,240
‫بی‌فایده نیست,

150
00:12:48,240 --> 00:12:49,850
‫اونا هم میتونن گفت‌وگو کنن,

151
00:12:49,850 --> 00:12:53,460
‫مگه راهی بهتر از حل‌کردن مشکلات با گفت‌وگو هم هست؟

152
00:12:53,900 --> 00:12:56,560
‫بی‌فایده‌س چون که نتیجه‌ای رو به همراه نداره,

153
00:12:58,220 --> 00:13:00,850
‫شیاطین، هیولاهایی آدم‌خوارن,

154
00:13:01,300 --> 00:13:05,900
‫تا حالا برات سؤال شده که چرا شیاطین
‫به همون زبانی که انسان‌ها دارن، حرف‌ میزنن؟

155
00:13:10,250 --> 00:13:12,970
‫جناب قهرمان، زود باشین بکشینش!

156
00:13:18,060 --> 00:13:19,790
‫ولی اون فقط یه بچه‌ست,

157
00:13:19,790 --> 00:13:25,490
‫خب که چی؟ اون چیز دخترِ ما رو خورد!

158
00:13:31,390 --> 00:13:32,570
‫درد داره,,,

159
00:13:35,140 --> 00:13:39,430
‫درد داره، مادر,,,

160
00:13:46,020 --> 00:13:48,670
‫کافیه, خودم انجامش میدم,

161
00:13:49,120 --> 00:13:52,700
‫اینجوری که فرقی بین ما و شیاطین وجود نداره,

162
00:13:54,550 --> 00:13:59,380
‫اینطوری نیست که باید انسان‌ها رو بخوره تا زنده بمونه، نه؟

163
00:13:59,830 --> 00:14:03,230
‫چرا بهش یه فرصت ندیم تا اشتباهاتش رو جبران کنه؟

164
00:14:03,800 --> 00:14:05,190
‫رئیس,,,

165
00:14:05,190 --> 00:14:06,650
‫مسخره‌بازی رو تموم کن!

166
00:14:07,110 --> 00:14:10,640
‫دخترم,,, دخترم رو بهم پس بده!

167
00:14:15,650 --> 00:14:17,500
‫بریم توی خونه زخم‌هات رو درمان کنیم,

168
00:14:18,520 --> 00:14:22,820
‫من دنبال یکی میگردم که توی کارهای مزرعه بهم کمک کنه,

169
00:14:24,860 --> 00:14:29,840
‫هیمل، اگه الان نکشیش، بعداً پشیمون میشی, آخه اون-

170
00:14:30,400 --> 00:14:33,840
‫فریرن، ما قادر به گفت‌وگو با همدیگر هستیم,

171
00:14:34,300 --> 00:14:36,530
‫ما به‌هر‌حال قراره که توی این روستا بمونیم,

172
00:14:36,950 --> 00:14:38,580
‫چرا صبر نکنیم و ببینیم چطور پیش میره؟

173
00:14:41,240 --> 00:14:42,170
‫باشه,

174
00:15:16,100 --> 00:15:18,280
‫چرا رئیس روستا رو کشتی؟

175
00:15:23,980 --> 00:15:28,030
‫میدونستم باید همون موقع میکشتیمش,

176
00:15:28,850 --> 00:15:30,280
‫باز شروع شد,

177
00:15:32,850 --> 00:15:36,780
‫هرروز این میلتون رو که میخواین منو بکشین، رو حس میکنم,

178
00:15:37,580 --> 00:15:40,180
‫من فقط میخوام در صلح زندگی کنم,

179
00:15:41,090 --> 00:15:47,950
‫پس به‌عنوان یه جایگزین برای دختری که خوردم، این رو براتون آوردم,

180
00:15:50,240 --> 00:15:52,710
‫اون که دختر رئیس روستاست,

181
00:15:53,460 --> 00:15:55,960
‫اما رئیس روستا دیگه مُرده,

182
00:16:02,540 --> 00:16:07,630
‫انگاری، یه‌جورایی اشتباه کردم,

183
00:16:07,630 --> 00:16:11,030
‫پس چاره‌ای ندارم,
‫این بچه رو به‌عنوان گروگان نگه میدارم,

184
00:16:18,490 --> 00:16:20,240
‫دیگه جلوم رو نمیگیری، نه؟

185
00:16:21,340 --> 00:16:22,110
‫نه,

186
00:16:23,000 --> 00:16:24,500
‫مادر,,,

187
00:16:31,150 --> 00:16:33,200
‫بازم «مادر» گفتنت شروع شد؟

188
00:16:33,930 --> 00:16:37,880
‫شیاطین، مثل هیولاها بچه‌هاشون رو بزرگ نمیکنن,

189
00:16:37,880 --> 00:16:41,930
‫اونا بیشتر وقتشون رو بعد از به‌دنیا اومدن در تنهایی کامل میگذرونن,

190
00:16:43,310 --> 00:16:49,540
‫شما موجوداتی ذاتاً منزوی هستین,
‫برای شما کلمه‌ای به نام خانواده معنایی نداره,

191
00:16:50,380 --> 00:16:54,450
‫پس چرا اون موقع از کلمه‌ی «مادر» استفاده کردی؟

192
00:16:55,980 --> 00:16:59,820
‫آخه اینطوری منو نمیکشین,

193
00:17:00,500 --> 00:17:04,750
‫یه کلمه‌ی جادوییه، کلمه‌ای بسیار فوق‌العاده,,,

194
00:17:08,020 --> 00:17:12,350
‫برای اون‌ها، کلمات صرفاً ابزاری برای گول‌زدن انسان‌هاست,

195
00:17:13,100 --> 00:17:18,290
‫فلامه، جادوگر افسانه‌ای هیولاهایی‌ با
‫قدرت گفت‌وگو رو به‌عنوان شیاطین نامید,

196
00:17:18,790 --> 00:17:22,210
‫اجداد این شیاطین، هیولاهایی‌بودن که
‫از میان سایه‌ها ناله‌هایی برای,,,

197
00:17:22,610 --> 00:17:26,210
‫«کمک خواستن» سر میدادند تا انسان‌ها رو به سمت خودشون بکشن,

198
00:17:32,330 --> 00:17:34,200
‫گریمور فراموشتون نشه,

199
00:17:39,050 --> 00:17:41,940
‫کنت گرانات خیلی دیر کردن,

200
00:17:41,940 --> 00:17:44,470
‫این احتمالاً یکی از تاکتیک‌های دیپلوماسی انسان‌هاست,

201
00:17:45,340 --> 00:17:49,200
‫در‌هر‌صورت، چیزی که بیشتر نگرانش هستم، اون جادوگره,

202
00:17:50,040 --> 00:17:52,010
‫چهره‌ش رو از یه جایی به یاد دارم,

203
00:17:54,660 --> 00:17:57,590
نمیشه با هیولاها گفت‌وگو کرد، هان؟

204
00:17:58,270 --> 00:18:00,790
‫این یه توصیف دقیقه,

205
00:18:01,270 --> 00:18:06,360
‫اون تنها فردیه که توی این شهره و درک درستی از
‫ذات واقعیِ ما شیاطین داره,

206
00:18:07,370 --> 00:18:09,630
‫تنها یه دلیل هست که شکارچیان آدم‌خوار،

207
00:18:09,630 --> 00:18:13,100
‫به زبان انسان‌ها حرف میزنن,

208
00:18:13,610 --> 00:18:18,600
‫اون‌ها حرف‌ نمیزننن تا ما رو درک کنن، بلکه برای گول‌زدن ماست,

209
00:18:19,680 --> 00:18:22,140
‫این شهر زیاد دوام نمیاره,

210
00:18:22,650 --> 00:18:25,450
‫باید به‌محض پیداکردن فرصت،
‫در اولین حواس‌پرتی از اینجا فرار کنم,

211
00:18:33,030 --> 00:18:33,990
‫اینجا کجاست؟

212
00:18:35,580 --> 00:18:37,390
‫اتاق پسرم,

213
00:18:41,290 --> 00:18:43,710
‫پسر خوبی بود,

214
00:18:43,710 --> 00:18:49,940
‫اون اغلب با یه غرور خاصی در مورد اینکه چه‌جوری به زودی این
‫ خانواده رو تحت کنترل میگیره تا من یه نفس راحتی بکشم حرف میزد,

215
00:18:57,210 --> 00:19:01,070
‫اعلی‌حضرت وقتی در حضورشون جنگید،
‫بهش این شمشیر رو دادن,

216
00:19:01,590 --> 00:19:03,880
‫پسرتون الان کجا هستند؟

217
00:19:07,770 --> 00:19:11,350
‫10 سال پیش در نبرد با آورا مُرد,

218
00:19:19,300 --> 00:19:21,840
‫تمام چیزی که ازش به خونه برگشت این شمشیر بود,

219
00:19:22,310 --> 00:19:23,510
‫لوگنر!

220
00:19:25,990 --> 00:19:30,360
‫فقط برای این اینجا دعوتت کردم تا انتقام پسرم رو بگیرم,

221
00:19:30,360 --> 00:19:32,970
‫تمام شما سفیرها رو همینجا و همین الان میکشم,

222
00:19:33,340 --> 00:19:35,610
‫صلحتون رو با خودتون به جهنم ببرین!

223
00:19:46,470 --> 00:19:49,610
‫این اتاق بسیار تمیزه,

224
00:19:50,270 --> 00:19:53,540
‫مطمئنم که درست مثل ده سال پیشش نگه‌ش داشتین,

225
00:19:54,800 --> 00:19:56,590
‫خب حالا که چی؟

226
00:19:57,120 --> 00:20:02,580
‫منم اتاق پدرم رو که تو کشتیش همینطور نگه داشتم,

227
00:20:04,890 --> 00:20:07,850
‫چرا به این روند خاتمه ندیم، کنت گرانات؟

228
00:20:08,590 --> 00:20:14,140
‫یا به ریختن خون یکدیگه ادامه بدیم و باعث غم‌و‌اندوه بیشتر بشیم؟

229
00:20:17,220 --> 00:20:19,810
‫ما قادر به گفت‌و‌گو با یکدیگه‌ایم,

230
00:20:19,810 --> 00:20:22,610
‫لطفاً این فرصت رو به ما بدین تا این مشکل رو با حرف‌زدن حل کنیم,

231
00:20:33,820 --> 00:20:36,180
‫به اتاق مهمون‌ها راهنمایی‌شون کنین,

232
00:20:41,860 --> 00:20:43,530
‫بهش فکر میکنم,

233
00:20:52,650 --> 00:20:53,890
‫جناب لوگنر،

234
00:20:53,890 --> 00:20:55,970
‫«پدر» که گفتین یعنی چی؟

235
00:20:56,970 --> 00:20:58,400
‫منم نمیدونم,

236
00:21:07,430 --> 00:21:13,990
‫کنت گرانات ازمون کینه به دل داره ولی
‫به‌نظر مردی‌ئه که بتونه حس متقابل رو درک کنه و کنار بیاد,

237
00:21:15,320 --> 00:21:18,920
‫اگه بتونیم از همین موضوع استفاده بکنیم، و متقاعدش کنیم تا,,,

238
00:21:18,920 --> 00:21:21,870
‫مانع‌های دفاعی دور شهر رو به اسم صلح برداریم,,,

239
00:21:22,430 --> 00:21:26,890
‫بعد هم نیروهای بانو آورا این شهر رو با خاک یکسان میکنن,

240
00:21:30,550 --> 00:21:35,220
‫راستی؛ لینیه، دورات رو یه‌مدتیه نمیبینم,

241
00:21:35,780 --> 00:21:38,410
‫گفت که میره از شر مانع سر راهمون خلاص بشه,

242
00:21:39,200 --> 00:21:41,220
‫چقدر عجول رفتار میکنه,

243
00:21:41,220 --> 00:21:44,100
‫این جوون‌هایی که خیلی زود واکنش
‫ نشون میدن همیشه باعث دردسر میشن,

244
00:21:47,770 --> 00:21:52,420
‫جناب دورات، شما نباید اینجا باشین,

245
00:21:52,770 --> 00:21:54,000
‫لطفاً به اتاق مهمان‌ها برگرد-

246
00:22:05,720 --> 00:22:09,300
‫شما؟ ساعت ملاقات تموم شده,

247
00:22:11,280 --> 00:22:16,430
‫من دورات یکی از جلادان آورای گیوتین هستم,

248
00:22:16,870 --> 00:22:18,780
‫اومدم تا بکشمت,

249
00:22:19,690 --> 00:22:23,430
‫که اینطور, تظاهر‌کردن‌هاتون برای مذاکرات تموم شد دیگه؟

250
00:22:23,940 --> 00:22:25,070
‫تازه شروع کردیم,

251
00:22:25,760 --> 00:22:27,270
,همممم

252
00:22:27,270 --> 00:22:32,510
<i>‫طبق حرف جناب لوگنر، این دختر مانعی بر سر راهمونه,</i>

253
00:22:32,510 --> 00:22:39,210
<i>‫اگه اونو بکشم و بتونیم کنت گرانات رو متقاعد کنیم،
‫سقوط این شهر آسون خواهد بود,</i>

254
00:22:40,360 --> 00:22:42,790
‫فقط محض اطلاعت، من خیلی قوی هستم ها,

255
00:22:44,290 --> 00:22:45,910
‫قوی‌تر از من؟

256
00:22:46,790 --> 00:22:49,270
‫قوی‌تر از آورای گیوتین,

257
00:24:20,350 --> 00:24:22,890
‫این جادوگر کیه؟

258
00:24:20,810 --> 00:24:24,200
‫انقدر عادی حرف‌زدن با من در این شهر،
‫خیلی جرم سطح بالاییه,,,

259
00:24:21,350 --> 00:24:23,610
‫ما شانسی در برابر اونا نداریم

260
00:24:22,890 --> 00:24:24,880
‫تو یه قاتل نگهبانی که باید کشته بشه,

261
00:24:23,600 --> 00:24:27,770
‫منم از جنگیدن با دشمن‌های قوی متنفرم,

262
00:24:24,880 --> 00:24:26,410
‫این جنگ همین الانش هم تموم شده است,

263
00:24:25,180 --> 00:24:29,910
‫اون بیشتر از هر کسی توی تاریخ، شیاطین رو کشته,

264
00:24:29,934 --> 00:24:41,634
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

