﻿1
00:00:01,890 --> 00:00:03,040
,که اینطور

2
00:00:03,700 --> 00:00:06,020
پس ماجراجویی ها؟

3
00:00:07,590 --> 00:00:11,650
,منم خیلی وقت پیش میخواستم ماجراجو بشم

4
00:00:13,140 --> 00:00:17,980
,از اون رویاهای احمقانه که هرکسی توی بچگیش داره

5
00:00:18,004 --> 00:00:37,904
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

6
00:01:58,350 --> 00:02:00,010
،وقتی بچه بودم

7
00:02:00,640 --> 00:02:04,750
‫دوستی داشتم که در ماجراجویی‌های
‫کوچیک زیادی همراهیش میکردم,

8
00:02:05,380 --> 00:02:10,010
,بی‌کله و پرانرژی بود، درست مثل یه گوریل

9
00:02:10,930 --> 00:02:14,620
,همونطور که گفتم، گوریل مهربونی بود که از دوستانش مراقبت میکرد

10
00:02:16,210 --> 00:02:20,040
،وقتی بالغ شدم و شروع به فراموش کردن خاطره کردم

11
00:02:21,260 --> 00:02:25,640
,دعوتم کرد که باهاش ماجراجو بشم

12
00:02:27,240 --> 00:02:32,250
,نمیدونم اگه اون زمان دستش رو میگرفتم چه‌چیزهایی تغییر میکرد

13
00:02:33,850 --> 00:02:36,000
,این ده سال پیش بود

14
00:02:36,520 --> 00:02:38,560
,هنوز حسرتش رو میخورم

15
00:02:41,380 --> 00:02:44,050
حالا چرا اینا رو به من میگی؟

16
00:02:44,740 --> 00:02:48,040
,به زودی جشن برداشت محصول روستای ما برگزار میشه

17
00:02:48,040 --> 00:02:53,090
‫برادرم ازم خواست که به جنگل برم
‫و برای غذا گیاهای وحشی جمع کنم,

18
00:02:53,090 --> 00:02:54,050
,,,ولی بعدش

19
00:02:56,300 --> 00:02:58,440
,توی این باتلاق بی‌انتها گیر افتادم

20
00:02:59,050 --> 00:03:02,570
,دیگه کارم تمومه

21
00:03:03,700 --> 00:03:09,790
,اما اگه دستم رو بگیری، ممکنه سرنوشتمو تغییر بده

22
00:03:10,900 --> 00:03:13,870
,یه‌کم صبر کن, دارم درموردش فکر میکنم

23
00:03:15,080 --> 00:03:18,850
چیزی هم برای فکر کردن وجود داره؟

24
00:03:18,850 --> 00:03:20,090
,دستت آلوده‌ست

25
00:03:20,620 --> 00:03:23,870
!واقعاً الان وقتش نیست که نگران این چیزا باشی

26
00:03:25,200 --> 00:03:26,640
,,,تازه‌شم، دخترجون

27
00:03:27,850 --> 00:03:31,460
,آدم بزرگا ذاتاً آلوده ان

28
00:03:33,290 --> 00:03:36,280
‫ولی اولین باره با بزرگسالی که
‫به صورت فیزیکی آلوده‌ست مواجه میشم,

29
00:03:36,700 --> 00:03:38,560
میتونی زمان بیشتری بهم بدی؟

30
00:03:39,140 --> 00:03:42,480
‫دارم سعی میکنم طلسم خارج کردن
‫کسی از باتلاق بی‌انتها رو به خاطر بیارم,

31
00:03:42,490 --> 00:03:45,520
,لـ-لطفاً عجله کن

32
00:03:45,520 --> 00:03:46,960
,,,بذار ببینم

33
00:03:47,470 --> 00:03:48,750
,فریرن-ساما

34
00:03:49,070 --> 00:03:51,100
گیاهی پیدا کردید؟

35
00:03:51,100 --> 00:03:52,960
,آها، یادم اومد

36
00:03:59,220 --> 00:04:01,060
,تا همین‌جا خوبه

37
00:04:01,060 --> 00:04:04,290
,برای دردسری که فریرن-ساما براتون ایجاد کرد عذر میخوام

38
00:04:04,290 --> 00:04:08,160
,حرفشم نزن, جونمو نجات داد

39
00:04:08,160 --> 00:04:11,760
,نه، حسابی بهشون گوشزد میکنم

40
00:04:12,210 --> 00:04:13,390
,مشکل من نیست

41
00:04:14,030 --> 00:04:17,480
بگذریم، مطمئنید نمیخواید یه سر توی روستا بمونید؟

42
00:04:17,480 --> 00:04:21,150
‫داریم برای جشن برداشت محصول آماده میشیم،
‫اما حداقل میتونم ازتون تشکر کنم,

43
00:04:21,550 --> 00:04:26,820
,میخوایم به یه شهر بزرگ برسیم تا بتونیم تدارکات بگیریم

44
00:04:27,050 --> 00:04:30,150
,که اینطور, پس مراقب باشید

45
00:04:30,150 --> 00:04:33,250
,کلی موجودات سمی خطرناک این اطراف هست

46
00:04:33,610 --> 00:04:34,350
,هوم

47
00:04:34,350 --> 00:04:35,500
,حله

48
00:04:45,380 --> 00:04:46,760
,یه چیزی نیشم زد

49
00:04:47,300 --> 00:04:49,630
ها؟ نیشت زد؟

50
00:04:49,630 --> 00:04:53,430
بهمون گفت که مراقب باشید، حواست کجاست؟

51
00:04:53,430 --> 00:04:55,360
,فعلاً بیا خونریزی رو بند بیاریم

52
00:04:55,840 --> 00:04:56,590
ها؟

53
00:04:57,310 --> 00:04:59,230
,دماغم داره خون میاد

54
00:05:01,700 --> 00:05:06,690
,شناسایی سم یه طلسم کشیشیه، من زیاد بلد نیستم

55
00:05:06,690 --> 00:05:10,790
‫و این علائم رو نمیشناسم،
‫برای همین ممکنه پادزهرهامون عمل نکنن,

56
00:05:11,150 --> 00:05:13,590
,باید ببریمت یه کلیسا ببیننت

57
00:05:14,200 --> 00:05:17,640
فرن، چقدر دیگه میتونی از جادوی پروازت استفاده کنی؟

58
00:05:17,640 --> 00:05:21,930
,مانای زیادی مصرف میکنه، اما تقریباً سی دقیقه

59
00:05:21,930 --> 00:05:25,080
,سی دقیقه ما رو به شهر نمیرسونه

60
00:05:25,080 --> 00:05:27,150
,باید به روستای قبلی برگردیم

61
00:05:27,150 --> 00:05:29,370
,من استارک رو حمل میکنم

62
00:05:29,370 --> 00:05:30,960
,چیز خاصی نیستا

63
00:05:31,310 --> 00:05:33,150
,حالم خوبه

64
00:05:33,150 --> 00:05:36,600
,تازه استادم میگفت میشه به سم‌ها مقاوم شد

65
00:05:37,000 --> 00:05:41,700
حالا که گفتی، آیزن بعد از خوردن چندتا تیر زهرآلود

66
00:05:41,700 --> 00:05:45,220
‫هنوز اونقدر سالم و سرحال بود
‫که میتونست یه اژدها رو از پا دربیاره,

67
00:05:45,910 --> 00:05:48,120
,هایتر وحشت‌زده شده بود

68
00:05:48,360 --> 00:05:49,400
دیدی گفتم؟

69
00:05:49,400 --> 00:05:54,420
,نه، این صرفاً نشون میده که آیزن-ساما چه موجود غیرعادی‌ای بود

70
00:05:54,420 --> 00:06:01,130
‫به‌علاوه، هایتر-ساما گفته بودن که
‫یک‌پنجم مرگ ماجراجوها به واسطه‌ی سمه,

71
00:06:02,070 --> 00:06:03,240
,باید عجله کنیم

72
00:06:04,940 --> 00:06:08,120
,واقعاً حالم خوبه ها

73
00:06:13,460 --> 00:06:15,250
,دیر شده

74
00:06:15,590 --> 00:06:18,320
،طی چند ساعت مغرش شروع به ذوب شدن میکنه

75
00:06:18,320 --> 00:06:20,510
،از بینیش جاری میشه

76
00:06:21,180 --> 00:06:22,490
,و میمیره

77
00:06:22,490 --> 00:06:24,190
!میترسم مامان

78
00:06:24,680 --> 00:06:27,600
کاریش نمیشه کرد، پدر؟

79
00:06:27,870 --> 00:06:32,340
,معمولاً فقط وقتی زود درمان بشه جواب میده

80
00:06:32,340 --> 00:06:34,740
,اما ممکنه برادرم بتونه کمک کنه

81
00:06:35,580 --> 00:06:38,000
داداش، یه لحظه وقت داری؟

82
00:06:38,230 --> 00:06:40,790
وان جدیدمون یه خورده کوچیک نیست؟

83
00:06:40,790 --> 00:06:42,330
,بهش میگن قناعت

84
00:06:42,330 --> 00:06:43,970
زیاده روی نیست؟

85
00:06:44,430 --> 00:06:48,250
,فقط ماییم که خودمون رو به یه کف دست قانع میکنیم

86
00:06:48,650 --> 00:06:52,640
,مهم‌تر از اون، زاین، یه نگاه به این پسر بنداز

87
00:06:53,180 --> 00:06:56,520
,ها؟ خودشونن، داداش
,همونایی که بهت گفتم

88
00:06:56,950 --> 00:06:59,010
,کسایی که نجاتم دادن

89
00:07:00,630 --> 00:07:04,110
چی؟ مار نیشت زده؟

90
00:07:04,110 --> 00:07:06,020
,بهت گفتم که مراقب باشی

91
00:07:11,680 --> 00:07:14,550
,خب حالا بی‌حساب شدیم

92
00:07:14,930 --> 00:07:17,670
,داداشی، میرم بازار کمک کنم

93
00:07:18,510 --> 00:07:19,460
,باشه

94
00:07:21,270 --> 00:07:24,220
,خون دماغم بند اومد

95
00:07:25,210 --> 00:07:27,560
,اثر سم از بین رفته

96
00:07:30,520 --> 00:07:32,600
,,,پدر، اون

97
00:07:33,400 --> 00:07:36,920
نظرت راجع به برادر کوچکترم چیه؟

98
00:07:39,490 --> 00:07:42,420
,,,اون نماد مقدس دور گردنت

99
00:07:42,420 --> 00:07:46,690
,توسط پایتخت مقدس به برترین کشیش‌های یه منطقه اعطا میشه

100
00:07:47,750 --> 00:07:52,940
‫در یه لحظه سمی که یه متخصص شفا
‫درمانش رو غیرممکن میدونست رو درمان کرد,

101
00:07:54,020 --> 00:07:56,020
,اون یه نابغه‌ست

102
00:07:56,620 --> 00:07:59,810
,میدونستم که شما متوجه میشید، فریرن-ساما

103
00:07:59,810 --> 00:08:02,120
منو میشناسی؟

104
00:08:02,120 --> 00:08:05,080
,هایتر-ساما درموردتون بهم گفت

105
00:08:06,420 --> 00:08:13,030
‫این نماد رو وقتی از پایتخت مقدس
‫برای بررسی ما به اینجا اومد بهم داد,

106
00:08:13,480 --> 00:08:17,170
,با این‌حال، من یه کشیش محلی ام

107
00:08:17,520 --> 00:08:21,180
,این تنها چیزیه که میتونم بهش افتخار کنم

108
00:08:21,720 --> 00:08:25,850
,اما توانایی من با زاین قابل مقایسه نیست

109
00:08:26,540 --> 00:08:30,420
,والدینمون وقتی جوون‌تر بودیم فوت کردن

110
00:08:31,130 --> 00:08:35,440
,از اون زمان، برادرم که خیلی از من کوچیک‌تر بود رو بزرگ کردم

111
00:08:36,420 --> 00:08:41,270
,از بچگی میگفت که میخواد ماجراجو بشه

112
00:08:42,220 --> 00:08:43,850
نمیخواست مثل من کشیش روستا بشه و

113
00:08:43,850 --> 00:08:49,560
,هرروز رو مثل روز قبل بگذرونه

114
00:08:50,300 --> 00:08:53,830
,این رو با چشمانی پر از امید و آرزو میگفت

115
00:08:54,770 --> 00:08:59,150
,اما حالا درست مثل جوونی خودمه

116
00:08:59,850 --> 00:09:02,300
,حتماً این زندگی براش خسته کننده‌ست

117
00:09:03,870 --> 00:09:08,620
میشه لطفاً از این روستا ببریدش؟

118
00:09:09,050 --> 00:09:14,690
,مطمئنم همیشه منتظر کسی بوده که آخرین هل رو بهش بده

119
00:09:18,030 --> 00:09:20,340
,من که پایه ام، فریرن

120
00:09:20,910 --> 00:09:23,170
,اصلاً جای فکر کردن نداره که

121
00:09:24,700 --> 00:09:28,460
,نمیخوام دیگه مغزم از دماغم بیرون بزنه

122
00:09:28,920 --> 00:09:33,540
,درسته که سفرمون با حضور یه کشیش ایمن‌تر خواهد بود

123
00:09:34,140 --> 00:09:36,720
کجای این ایده مشکل داره، فریرن-ساما؟

124
00:09:38,790 --> 00:09:41,840
,گمونم بیزاری از نوع خودمه

125
00:09:42,130 --> 00:09:44,190
چی داره میگه؟

126
00:09:44,690 --> 00:09:48,560
‫به‌هرحال، چه بخواید چه نخواید
‫میرم دعوتش میکنم باهامون بیاد,

127
00:09:51,370 --> 00:09:52,510
کجا رفت؟

128
00:09:52,940 --> 00:09:57,230
,زاین-ساما زمان زیادی رو در می‌کده‌ی طبقه‌ی پایین صرف میکنن

129
00:09:57,720 --> 00:09:58,770
عه؟

130
00:10:01,730 --> 00:10:02,490
,ساکه

131
00:10:03,760 --> 00:10:04,870
,سیگار

132
00:10:06,050 --> 00:10:07,000
,شرط بندی

133
00:10:09,430 --> 00:10:11,950
,خیلی فاسدانه به‌نظر میادا

134
00:10:12,180 --> 00:10:16,110
‫داریم پیوند دوستیمونو تقویت میکنیم,
‫ تو هم پایه‌ای، پسرک؟

135
00:10:16,820 --> 00:10:20,960
,اسمم استارکه, به یه کشیش نیاز داریم

136
00:10:21,450 --> 00:10:22,850
بهمون ملحق میشی؟

137
00:10:24,340 --> 00:10:28,580
,شوخی نکن, من کشیش این روستام

138
00:10:28,580 --> 00:10:30,120
,نمیتونم به ماجراجویی برم

139
00:10:32,240 --> 00:10:35,450
,نه، گمونم خوش بگذره

140
00:10:36,420 --> 00:10:37,900
,بگیر بشین، استارک

141
00:10:38,290 --> 00:10:40,800
,اگه منو ببری، میام تو گروهتون

142
00:10:40,800 --> 00:10:41,980
واقعاً؟

143
00:10:41,980 --> 00:10:43,900
,بله، واقعاً

144
00:10:46,640 --> 00:10:49,720
!تمومش کـــــــــــــــــــــــــــــن

145
00:10:50,160 --> 00:10:54,670
,فریرن-ساما، صدای فریاد استارک رو از طبقه‌ی پایین شنیدم

146
00:11:04,150 --> 00:11:06,180
,یکی تمام داراییش رو برده

147
00:11:06,870 --> 00:11:09,530
چه بد, کار کی بوده؟

148
00:11:09,530 --> 00:11:11,120
,فکر بد نکن

149
00:11:11,120 --> 00:11:11,810
ها؟

150
00:11:12,850 --> 00:11:16,420
,گفتم که بزرگسالا ذاتاً آلوده ان

151
00:11:16,880 --> 00:11:18,970
,یکی تمام دارایی اونو هم رو برده

152
00:11:18,970 --> 00:11:21,240
,کدخدا بدجوری برد

153
00:11:21,240 --> 00:11:23,410
,شانس خود شیطان رو داشت

154
00:11:23,850 --> 00:11:24,670
,زاین

155
00:11:25,080 --> 00:11:28,920
,شنیدم هم‌تیمی میخواید, یکی دیگه رو پیدا کنید

156
00:11:29,460 --> 00:11:31,800
میخوای ماجراجو بشی، مگه نه؟

157
00:11:32,110 --> 00:11:36,380
,گفتم که مال خیلی وقت پیش بود، الان دیگه دیره

158
00:11:37,150 --> 00:11:40,450
,باید زودتر میرفتم سراغش

159
00:11:41,870 --> 00:11:45,190
,تنها کسی که اینجا نشسته یه بازنده با یه شورته

160
00:11:48,340 --> 00:11:52,650
,فریرن، بیا بریم با هم پادشاه شیاطین رو نجات بدیم

161
00:11:52,650 --> 00:11:54,200
,الان دیگه دیره

162
00:11:54,630 --> 00:11:58,280
,بیشتر از پونصد ساله که با شیاطین نجنگیدم

163
00:11:58,830 --> 00:12:01,570
,یادم رفته چطور باهاشون بجنگم

164
00:12:02,660 --> 00:12:05,710
,تصمیم‌گیریش رو خیلی به تعویق انداختم

165
00:12:06,200 --> 00:12:09,590
,حتماً از جنگیدن با پادشاه شیاطین میترسیدم

166
00:12:10,540 --> 00:12:13,890
,زمان زیادی گذشته, دیگه نمیتونم برگردم

167
00:12:14,970 --> 00:12:17,100
خب که چی، فریرن؟

168
00:12:17,880 --> 00:12:20,530
,دارم در مورد الان صحبت میکنم

169
00:12:17,880 --> 00:12:20,530
‫دارم در مورد الان صحبت میکنم,

170
00:12:29,880 --> 00:12:31,260
‫از یکی دیگه بخواه,

171
00:12:31,780 --> 00:12:34,280
‫تو احساس منو درک نمیکنی,

172
00:12:34,790 --> 00:12:38,050
,‫که اینطور, تمام چیزی که لازم بود رو شنیدم

173
00:12:38,050 --> 00:12:40,690
‫واقعاً ازت متنفرم، زاین,

174
00:12:42,610 --> 00:12:44,970
‫که اینطور, در این صورت,,,

175
00:12:44,970 --> 00:12:47,820
,حالا که اینطوره، باید هرطور شده بهمون ملحق بشی

176
00:12:49,100 --> 00:12:50,980
‫عـــه؟ چرا؟

177
00:12:52,560 --> 00:12:54,910
,اینقدر غیرمنطقیه که میترسم

178
00:12:55,890 --> 00:12:58,680
,ممنون, گرم شدم

179
00:13:00,280 --> 00:13:05,290
‫برای همه‌ی زحماتی که گردنتون انداختیم،
‫خیلی عذر میخوایم, بااجازه,

180
00:13:07,410 --> 00:13:09,310
‫چه‌قدر هزینه‌ی پس گرفت همه‌شون شد؟

181
00:13:09,780 --> 00:13:12,900
‫گفت که جشن برداشت محصول
‫ دارن و باید بمونیم و لذت ببریم و,,,

182
00:13:13,420 --> 00:13:15,510
‫همه‌ش رو همینطوری پس داد,‫

183
00:13:15,510 --> 00:13:18,130
‫چه خوب، آدم‌های خوبی ان,

184
00:13:18,130 --> 00:13:20,490
‫نمیدونست با تبر چیکار کنه,

185
00:13:20,490 --> 00:13:21,650
,غم‌انگیزه

186
00:13:22,630 --> 00:13:24,640
‫استارک-ساما، لطفاً بپوشینش,

187
00:13:25,320 --> 00:13:28,810
چرا طوری نگهش داشتی که انگار کثیفه؟

188
00:13:29,380 --> 00:13:31,320
‫زاین-ساما، این هم مال شماست,

189
00:13:35,350 --> 00:13:38,370
من چیکار کردم که عصبانیه؟

190
00:13:38,980 --> 00:13:42,720
‫ازت عصبانیه که تمام وسایل استارک رو بردی,

191
00:13:43,150 --> 00:13:45,990
‫من نبودم, کدخدا بود,

192
00:13:47,600 --> 00:13:50,010
,کسایی که شرط‌بندی میکنن، پست‌ترین ان

193
00:13:50,010 --> 00:13:52,010
‫ببخشید دیگه!

194
00:13:52,010 --> 00:13:54,750
‫تازه، زاین-ساما هم مثلاً کشیش هستند,

195
00:13:55,170 --> 00:13:57,410
,دائم‌الخمر که کشیش نمیشه

196
00:13:58,000 --> 00:14:00,960
‫نمیدونستید، فریرن-ساما؟

197
00:14:00,960 --> 00:14:03,240
‫مشروب بهترین داروئه,

198
00:14:03,240 --> 00:14:06,650
این چه مزخرفاتیه بهش یاد دادی، هایتر؟

199
00:14:07,390 --> 00:14:13,760
‫چه عضو گروهمون بشه یا نه،
‫زاین باید ماجراجو بشه,

200
00:14:13,760 --> 00:14:16,670
‫حالا کلاً نظرت عوض شده؟

201
00:14:17,790 --> 00:14:21,500
‫خوبه که به بعضی‌ها اون هُلی که لازمه داده بشه،

202
00:14:22,000 --> 00:14:24,370
‫مثل کاری که هیمل قهرمان با من کرد,

203
00:14:28,800 --> 00:14:35,130
<i>‫انگاری ماجراجوها تصمیم گرفتند توی این روستا بمونن,</i>

204
00:14:40,080 --> 00:14:43,570
<i>‫از اون موقع هرروز سعی میکنن من رو عضو گروهشون کنن,</i>

205
00:14:47,140 --> 00:14:51,590
<i>‫تمام تلاشم برای متوقف‌کردنشون، بی‌فایده بوده,</i>

206
00:14:52,530 --> 00:14:59,350
<i>‫اونا مدام من رو به ماجراجویی باهاشون دعوت میکنن با چشم‌هایی پُر از امید و رؤیا، درست مثل چشم‌های اون,</i>

207
00:15:00,390 --> 00:15:03,650
<i>‫فقط میخوام در سرزمین‌های شمالی کمی سفر کنم,</i>

208
00:15:04,690 --> 00:15:07,460
‫سه سال دیگه برای جشن برداشت محصول برمیگردم,

209
00:15:07,860 --> 00:15:11,220
‫اگه الان آماده نیستی، اون موقع میتونی بیای,

210
00:15:12,330 --> 00:15:14,570
<i>‫بیا ماجراجویی بعدیمون رو با هم بریم,</i>

211
00:15:16,190 --> 00:15:21,240
<i>‫هر بار که تلاش میکردن من رو عضو گروه‌شون کنن،
‫از خودم میپرسیدم: «چرا حالا؟»</i>

212
00:15:22,160 --> 00:15:25,860
<i>‫برای این مرد خسته، چشم‌های اون‌ها زیادی مشتاق بود,</i>

213
00:15:27,400 --> 00:15:30,490
‫میخوای بدون زاین چه چیزهایی دوست داره؟

214
00:15:30,490 --> 00:15:34,450
‫توی بدست‌آوردنش به مشکل خوردیم،
‫پس دنبال یه‌سری ایده میگردیم,

215
00:15:34,450 --> 00:15:39,010
‫بذار ببینم، مشروب، تنباکو و شرط‌بندی,,,‫

216
00:15:39,010 --> 00:15:40,890
‫اینا رو خودمون میدونیم,

217
00:15:40,890 --> 00:15:42,890
‫مطمئنی این یارو اصلاً کشیشه؟

218
00:15:42,890 --> 00:15:46,840
‫پس واقعاً هایتر-ساما کشیش جدی‌ای بودن,

219
00:15:47,850 --> 00:15:50,230
‫کشیش جدی اصلاً چه‌جوری هست؟

220
00:15:50,510 --> 00:15:55,020
‫از زن‌های بزرگ‌تر هم خوشش میاد,

221
00:15:55,280 --> 00:15:57,240
پس یه کشیش فاسده، مگه نه؟

222
00:15:57,240 --> 00:15:59,610
‫زن‌های بزرگ‌تر؟

223
00:16:00,050 --> 00:16:03,050
‫واقعاً نمیدونم با این اطلاعات چیکار کنم,

224
00:16:05,070 --> 00:16:07,160
‫ها؟

225
00:16:08,750 --> 00:16:10,210
‫آها,

226
00:16:10,210 --> 00:16:14,390
‫داداش، فکر نمیکنی داس جدیدمون یه‌کم زیادی کوچکه؟

227
00:16:14,390 --> 00:16:16,170
‫حتی علف هم نمیشه باهاش زد,,,

228
00:16:16,170 --> 00:16:18,730
‫عـــه، بازم شماهایین که,

229
00:16:21,080 --> 00:16:22,610
‫یه‌کم وقت داری، زاین؟

230
00:16:22,610 --> 00:16:23,970
‫هنوزم اینجا موندین؟

231
00:16:23,970 --> 00:16:24,960
‫بی‌خیال دیگه,

232
00:16:24,960 --> 00:16:29,240
‫مجبورم نکن دوباره بگم,
‫از یکی دیگه بخواین,

233
00:16:30,550 --> 00:16:34,930
‫زاین، تو از سفر با زن های بزرگ‌تر خوشت نمیاد؟

234
00:16:35,460 --> 00:16:37,040
‫خنگولی چیزی هستی؟

235
00:16:37,890 --> 00:16:42,100
‫تمام دلیلی که بچگی میخواستم ماجراجو بشم همین بود,

236
00:16:42,100 --> 00:16:43,310
‫چه انگیزه‌های پلیدی داشتی,

237
00:16:43,570 --> 00:16:48,070
‫خب، پس اون زن بزرگ‌تر کجاست؟

238
00:16:48,380 --> 00:16:50,160
‫اینجاست، زاین,

239
00:16:50,780 --> 00:16:55,620
‫من الفم, یه زن خیلی بزرگ‌‌تر از توئم,

240
00:16:57,430 --> 00:17:00,720
‫حالا که فکرش رو میکنم داداشم هم بهم گفته بود,

241
00:17:05,110 --> 00:17:09,030
!اما,,, اما اصلاً بزرگتر به حساب نمیاد

242
00:17:09,030 --> 00:17:10,720
,چه صداش دردناکه

243
00:17:10,970 --> 00:17:12,390
‫پس راهی برام نمونده,

244
00:17:13,000 --> 00:17:16,330
‫نمیخواستم چنین کاری کنم ولی,,,

245
00:17:18,300 --> 00:17:22,560
‫زمان استفاده از تکنیک اغواگری‌ای که استادم بهم آموخته فرا رسیده,

246
00:17:24,590 --> 00:17:25,350
‫بوس,

247
00:17:30,830 --> 00:17:31,970
‫این دیگه چی بود؟

248
00:17:33,430 --> 00:17:35,300
‫بهت بوس فرستادم,

249
00:17:35,300 --> 00:17:37,650
‫گمونم هنوز برای قدردونستنش خیلی جوونی، فرزندم,

250
00:17:38,170 --> 00:17:41,320
‫یکی نیست این بچه رو ببره خونه؟

251
00:17:41,320 --> 00:17:43,070
‫خیلی تحریک کننده بود,

252
00:17:43,070 --> 00:17:44,760
‫شما دوتا چتونه؟

253
00:17:44,760 --> 00:17:50,600
‫عجیبه, وقتی روی هیمل امتحانش کردم
‫ کاری کرد قدرتش رو از دست بده و غش کنه,

254
00:17:53,620 --> 00:17:55,210
‫هیمل!

255
00:17:55,210 --> 00:17:57,090
‫زنیکه‌ی خراب,

256
00:17:57,500 --> 00:17:58,730
‫خیلی عجیبه,

257
00:17:58,730 --> 00:18:00,050
‫موافقم,

258
00:18:00,050 --> 00:18:03,440
‫اگه به سمت من گرفته شده بود، ممکن بود در خطر بیفتم,

259
00:18:03,440 --> 00:18:05,870
‫هر چه‌قدر هم فاسد باشه، بازم مرد مقدسیه,

260
00:18:05,870 --> 00:18:07,250
‫یه دشمن سرسخت,

261
00:18:07,250 --> 00:18:08,790
‫بس کنین دیگه,

262
00:18:09,530 --> 00:18:12,220
‫من ماجراجو نمیشم,

263
00:18:12,700 --> 00:18:15,350
‫فکر میکردم میخوای بری دنبال دوستت,

264
00:18:16,840 --> 00:18:18,600
‫داداش، تو باید بفهمی,

265
00:18:19,810 --> 00:18:20,780
‫زاین,,,

266
00:18:21,580 --> 00:18:24,810
‫اون گفت سه ساله برمیگرده,

267
00:18:25,560 --> 00:18:27,520
‫الان ده سال شده,

268
00:18:28,320 --> 00:18:31,290
‫حتماً تا الان مرده,

269
00:18:34,130 --> 00:18:37,090
‫پس بدون اینکه بری پیداش کنی، تسلیم میشی؟

270
00:18:39,060 --> 00:18:41,150
‫فقط ده سال گذشته,

271
00:18:41,640 --> 00:18:45,260
‫اگه الان نری دنبالش،
‫در آینده‌ی نزدیک پشیمون میشی,

272
00:18:45,980 --> 00:18:49,350
‫همیشه برات سؤال میمونه که اگه
‫اون موقع میرفتم، میتونستم ببینمش یا نه؟

273
00:18:50,550 --> 00:18:51,980
‫چرا-

274
00:18:51,980 --> 00:18:54,760
‫داری فکر میکنی که «چرا الان؟»، نه؟

275
00:18:55,920 --> 00:19:00,020
‫دارم در مورد الان صحبت میکنم,

276
00:19:05,310 --> 00:19:11,270
‫برای همون دلیلی که ده سال پیش
‫دنبالش نرفتم، الانم نمیتونم برم,

277
00:19:11,970 --> 00:19:17,060
‫نمیتونم داداشم رو توی این روستا رها کنم,

278
00:19:17,620 --> 00:19:20,190
‫داری در مورد چی حرف میزنی، زاین؟

279
00:19:21,610 --> 00:19:24,520
‫من حرف‌هاتون با هایتر-ساما شنیدم,,,

280
00:19:24,520 --> 00:19:26,010
‫وقتی برای بازدید اومده بود,

281
00:19:27,910 --> 00:19:33,360
‫با استعداد تو میتونی توی پایتختِ
‫ مقدس به‌عنوان یه کشیش خدمت کنی,

282
00:19:33,360 --> 00:19:35,400
‫من توی پایتخت مقدس؟

283
00:19:35,810 --> 00:19:38,210
‫بله، بدون ذره‌ای شک میگم,

284
00:19:38,210 --> 00:19:42,660
‫هایتر-ساما، برادر کوچکه‌م چی میشه؟

285
00:19:43,220 --> 00:19:44,970
‫مشخصه که باهات میاد,

286
00:19:45,900 --> 00:19:47,400
‫که اینطور,

287
00:19:48,520 --> 00:19:52,080
‫هایتر-ساما، از پیشنهادتون خیلی ممنونم، ولی,,,

288
00:19:52,810 --> 00:19:56,650
‫زندگیم توی این روستا راحته,

289
00:19:57,140 --> 00:20:00,410
‫برادر کوچکم وقتی خیلی بچه بود والدینش رو از دست داد,

290
00:20:01,150 --> 00:20:03,180
‫به‌عنوان برادر بزرگ‌ترش،

291
00:20:03,870 --> 00:20:07,490
‫من نمیتونم از زادگاهش بیرون ببرم,

292
00:20:11,170 --> 00:20:12,430
‫خیلی خب,

293
00:20:14,060 --> 00:20:16,580
‫احساس‌تون رو درک میکنم,

294
00:20:16,580 --> 00:20:19,490
‫گمونم با اومدن به اینجا وقتم رو تلف کردم,

295
00:20:19,490 --> 00:20:21,820
‫اما از اون‌جایی که همین الانش هم تلف شده،

296
00:20:22,170 --> 00:20:27,740
‫شاید به برادر کوچکت در مورد ماجراجویی‌هام تعریف کنم,

297
00:20:28,860 --> 00:20:32,150
‫داداشم توی این روستا به‌خاطر من موند,

298
00:20:34,290 --> 00:20:37,720
‫زاین، این فکری بود که همیشه میکردی؟

299
00:20:41,110 --> 00:20:43,340
‫من و تو یکی نیستیم!

300
00:20:43,760 --> 00:20:47,590
‫من یه‌ لحظه هم از اون تصمیمی که گرفتم پیشمون نشدم!

301
00:20:47,920 --> 00:20:50,550
‫اما تو چی؟

302
00:20:50,550 --> 00:20:53,040
‫تا چه موقع میخوای از انتخابت پشیمون باشی؟

303
00:20:53,530 --> 00:20:54,540
‫دیگه کافیه,

304
00:21:10,970 --> 00:21:12,990
‫از داداشم عذرخواهی کردم,

305
00:21:13,510 --> 00:21:14,350
‫هوم,

306
00:21:15,240 --> 00:21:19,780
‫اشتباه برداشت نکین,
‫داداش مهربونیه,,

307
00:21:20,340 --> 00:21:22,680
‫تا حالا یه بار هم من رو نزده بود، ولی,,,

308
00:21:23,840 --> 00:21:26,420
‫این دفعه کاری کردم بزنتم,

309
00:21:27,000 --> 00:21:29,640
‫تا حالا چنین حالتی ازش ندیده بودم,

310
00:21:34,180 --> 00:21:38,410
‫فریرن، تصمیم گرفتم که ماجراجو بشم,

311
00:21:38,970 --> 00:21:40,420
‫میرم دنبال دوستم,

312
00:21:41,730 --> 00:21:44,050
‫هر چی باشه، فقط ده ساله که گذشته,

313
00:21:44,820 --> 00:21:45,680
‫که اینطور,

314
00:21:51,410 --> 00:21:55,280
‫هدف این سفر من پیدا کردن دوستمه,

315
00:21:55,950 --> 00:22:00,950
‫پیداش میکنم و رؤیای احمقانه‌ی بچگیم رو به حقیقت میپیوندم,

316
00:22:01,520 --> 00:22:05,760
‫پس فقط تا اون موقع,,, تا اون موقع باهاتون سفر میکنم,

317
00:22:07,100 --> 00:22:08,290
‫ایول!

318
00:22:08,290 --> 00:22:09,380
‫تونستین,

319
00:22:15,400 --> 00:22:16,510
‫بای بای!

320
00:22:16,510 --> 00:22:17,470
‫به سلامت!

321
00:22:17,470 --> 00:22:18,390
‫بای بای!

322
00:22:18,390 --> 00:22:19,730
‫به سلامت!

323
00:22:19,730 --> 00:22:21,400


324
00:22:25,090 --> 00:22:28,890
‫راستی، کجا میخواین برین؟

325
00:22:28,890 --> 00:22:30,130
‫بهشت,

326
00:22:30,480 --> 00:22:32,900
مگه جاییه که باید دنبالش بگردی؟

327
00:22:33,210 --> 00:22:35,150
‫وقتی مُردیم همه میریم اونجا,

328
00:22:35,580 --> 00:22:37,540
‫حتی شما، زاین-ساما؟

329
00:22:38,440 --> 00:22:42,110
‫فقط منم یا شما هم حس میکنین حرف‌‌های دردناکی میزنه؟

330
00:22:42,110 --> 00:22:43,810
,بیا تلاشمونو بکنیم

331
00:22:46,580 --> 00:22:48,160
‫واقعاً، مشکلش چیه؟

332
00:24:20,160 --> 00:24:22,400
‫منظورت از درک روابط چیه؟

333
00:24:20,660 --> 00:24:23,130
‫تو شبیه کسایی هستی که به صحبت با زن‌ها عادت دارن, من از این کار خوشم نمیاد,

334
00:24:20,950 --> 00:24:23,030
‫تقریباً مطمئنم چنین چیزی من رو میکشه,

335
00:24:22,390 --> 00:24:24,110
‫بعداً بیاین با هم بریم خرید,

336
00:24:23,020 --> 00:24:24,580
‫وقتی نیاز داریم به هم‌دیگه کمک میکنیم,

337
00:24:24,580 --> 00:24:26,670
‫به‌طور طبیعی با پیر‌شدن افراد اتفاق میفته,

338
00:24:24,990 --> 00:24:26,200
‫ما زنده ایم,

339
00:24:25,460 --> 00:24:27,770
‫یعنی انقدر از من بدت میاد؟

340
00:24:27,770 --> 00:24:30,090
‫این بحث‌کردن‌ها از مزایای جوونیه,

341
00:24:30,114 --> 00:24:50,214
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

