﻿1
00:00:03,300 --> 00:00:06,490
.من شاگرد فریرن-ساما هستم

2
00:00:08,980 --> 00:00:10,410
.قبولی

3
00:00:12,370 --> 00:00:13,340
.بعدی

4
00:00:14,000 --> 00:00:32,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

5
00:01:45,860 --> 00:01:50,870
‫جادوگر امپراتوری، دنکن.
‫درموردت شنیده ام.

6
00:01:51,780 --> 00:01:53,910
.باعث افتخاره

7
00:01:54,670 --> 00:02:02,050
‫جادوگر نظامی خودساخته‌ای که
‫از بانفوذترین افراد در سرزمین‌های شمالیه.

8
00:02:02,630 --> 00:02:04,620
.مثل داستان‌های قهرمانی کلیشه‌ایه

9
00:02:05,890 --> 00:02:10,270
،راستش، آرزو میکنم تو رو در جوانی ملاقات میکردم

10
00:02:12,070 --> 00:02:16,850
.پر از انگیزه و جاه‌طلبی

11
00:02:19,880 --> 00:02:22,700
.علاقه‌ای به خاکستر سوخته ندارم

12
00:02:25,340 --> 00:02:27,640
.البته اینطور فکر میکردم

13
00:02:31,080 --> 00:02:33,000
الان نظرتون عوض شده؟

14
00:02:33,590 --> 00:02:38,760
‫وقتی منو دیدی، به این فکر کردی که
‫چه‌طور میتونی باهام بجنگی، نه؟

15
00:02:41,100 --> 00:02:45,140
.فقط برای یه لحظه، بلافاصله بیخیال شدم

16
00:02:46,490 --> 00:02:49,850
.قبولی، هنوز آتش درونت رو داری

17
00:02:50,770 --> 00:02:53,770
.معمولا برای افراد پیش نمیاد که به جنگیدن با من فکر کنن

18
00:02:55,110 --> 00:02:56,100
.بعدی

19
00:03:01,590 --> 00:03:02,990
.قبولی

20
00:03:02,990 --> 00:03:06,590
.ها؟ ولی هنوز که حرفی نزدیم

21
00:03:07,060 --> 00:03:09,050
نیازه حرف بزنیم؟

22
00:03:10,630 --> 00:03:12,770
.فکر نکنم

23
00:03:12,770 --> 00:03:13,690
.بعدی

24
00:03:17,740 --> 00:03:20,050
شوخی میکنی؟

25
00:03:20,050 --> 00:03:20,970
منظورتون چیه؟

26
00:03:21,450 --> 00:03:23,860
.این آزمون جادوگری درجه یکه

27
00:03:23,860 --> 00:03:27,360
کدوم احمقی حتی پاشو توی محل آزمون نمیذاره؟

28
00:03:28,770 --> 00:03:34,260
.همونطور که میبینید، بدن واقعیم هم اینجاست

29
00:03:34,260 --> 00:03:35,910
.نمیخوام رد صلاحیت بشم

30
00:03:35,910 --> 00:03:41,040
.در تمام طول آزمون، بدن واقعیت از شهرت خارج نشد

31
00:03:42,080 --> 00:03:44,300
الان داری چای میخوری؟

32
00:03:48,410 --> 00:03:49,920
.تحت تأثیر قرار گرفتم

33
00:03:50,270 --> 00:03:52,250
.حتی یوبل هم متوجه نشد

34
00:03:53,200 --> 00:03:56,220
.خوب جیگر داری، قبولی

35
00:03:56,570 --> 00:03:57,720
.بعدی

36
00:03:59,580 --> 00:04:03,080
.تو ویربل، کاپیتان سپاه جادوی شمالی هستی

37
00:04:03,080 --> 00:04:07,710
‫از بین جادوگران درجه دومی که میشناسم،
‫بیشتر از همه مبارزه محوری.

38
00:04:08,730 --> 00:04:12,780
.با یه نگاه متوجه شدی نمیتونی من رو در مبارزه شکست بدی

39
00:04:13,290 --> 00:04:15,990
.اما این قضاوت از روی ترس نبود

40
00:04:16,500 --> 00:04:21,350
‫احمقی که مبارزه‌ای که نمیتونه برنده بشه شرکت کنه،
‫حتی به سطح جادوگری درجه دو هم نمیرسه.

41
00:04:21,990 --> 00:04:23,450
.همینطوره

42
00:04:25,190 --> 00:04:26,990
طلسم مورد علاقه‌ت چیه؟

43
00:04:27,900 --> 00:04:30,490
.جادو ابزاری برای کشتنه

44
00:04:30,490 --> 00:04:32,490
.طلسمی نیست که ازش خوشم بیاد یا بدم بیاد

45
00:04:34,380 --> 00:04:35,860
.قبولی

46
00:04:35,860 --> 00:04:36,910
.بعدی

47
00:04:41,380 --> 00:04:44,560
وقتی منو دیدی به چی فکر کردی؟

48
00:04:45,890 --> 00:04:50,510
.خب، با خودم گفتم چه‌قدر کوچیک و ناز هستید

49
00:04:52,840 --> 00:04:56,030
آزمون دهنده‌های امسال چه مرگشونه؟

50
00:04:56,890 --> 00:04:58,110
.قبولی

51
00:05:04,860 --> 00:05:06,040
.زنزه

52
00:05:06,890 --> 00:05:11,540
.معذرت میخوام. امسال محصول زیادی داشتیم

53
00:05:15,280 --> 00:05:16,710
.شکست خوردم

54
00:05:16,710 --> 00:05:18,040
.بار بعدی هم هست

55
00:05:18,380 --> 00:05:20,550
.اینقدر دنبالم راه نیفت

56
00:05:21,320 --> 00:05:23,130
سه سال، ها؟

57
00:05:24,420 --> 00:05:26,810
.فریرن-ساما، قبول شدم

58
00:05:28,810 --> 00:05:30,110
.آفرین

59
00:05:31,630 --> 00:05:32,810
.فریرن

60
00:05:34,390 --> 00:05:37,740
.به خاطر شما دو نفر تونستم تا اینجا بیام

61
00:05:38,780 --> 00:05:42,050
.بالأخره میتونم از مقبره‌ی خاصی در زادگاهم دیدن کنم

62
00:05:43,840 --> 00:05:44,740
.که اینطور

63
00:05:52,600 --> 00:05:54,450
.هی، فرن

64
00:05:54,450 --> 00:05:56,000
هنوز تصمیم نگرفتی؟

65
00:06:07,130 --> 00:06:08,540
...از این خوشم میاد

66
00:06:07,370 --> 00:06:08,540
.از اینا میخوام

67
00:06:12,990 --> 00:06:14,130
...خب

68
00:06:18,840 --> 00:06:21,450
.خجالت نکش، بخور

69
00:06:21,450 --> 00:06:26,380
‫وقتی جوون بودم، به ندرت میتونستم
‫خوراکی‌های شیرین بخورم.

70
00:06:27,060 --> 00:06:28,730
.خیلی ممنون

71
00:06:34,200 --> 00:06:36,080
اینجا چه خبره؟

72
00:06:39,320 --> 00:06:41,290
.پسرک، تو هم بخور

73
00:06:43,400 --> 00:06:45,100
.خیلی ممنون، پدرجان

74
00:06:53,220 --> 00:06:54,230
اون کیه؟

75
00:06:54,820 --> 00:06:57,560
.جادوگر امپراتوری، دنکن-ساما

76
00:06:58,870 --> 00:07:00,830
جادوگر امپراتوری؟

77
00:07:05,440 --> 00:07:07,520
یعنی نجیب زاده‌ست؟

78
00:07:07,520 --> 00:07:11,620
.چیزه... ببخشید اینطور عادی باهاتون حرف زدم

79
00:07:11,620 --> 00:07:16,370
.فدای سرت. مثل بقیه صرفاً به عنوان یه جادوگر به این شهر اومدم

80
00:07:16,370 --> 00:07:20,950
.اما مجبور نیستید از غریبه‌ای مثل من پذیرایی کنید

81
00:07:20,950 --> 00:07:23,750
آخه پول دیگه به چه دردم میخوره؟

82
00:07:23,750 --> 00:07:26,450
.بالأخره چیزی هست

83
00:07:26,450 --> 00:07:28,500
درسته. نوه ندارید؟

84
00:07:30,650 --> 00:07:33,760
.فرزند یا نوه‌ای ندارم

85
00:07:33,760 --> 00:07:37,510
.همسرم زمانی که بیست و چند سالم بود فوت کرد

86
00:07:39,400 --> 00:07:42,150
.همیشه بدن ضعیفی داشت

87
00:07:43,120 --> 00:07:48,360
‫دختر یکی از نجیب‌زاده‌ای مرزهای شمالی بود
‫که در یک جنگ سیاسی شکست خورد.

88
00:07:49,160 --> 00:07:54,200
.اون زمان هم به پول و هم نفوذ نیاز داشتم

89
00:07:54,200 --> 00:07:57,810
.تنها راهی بود که برای نجاتش میشناختم

90
00:07:59,490 --> 00:08:04,550
‫زمانی که زریه انجمن جادوی قاره‌ای رو تأسیس
‫و شروع به ارائه‌ی این جایزه کرد،

91
00:08:04,550 --> 00:08:07,830
.کمی بعد از زمانی بود که همسرم فوت کرد

92
00:08:08,720 --> 00:08:11,670
.هرگز اینقدر احساس ناتوانی نکرده بودم

93
00:08:13,950 --> 00:08:20,940
.واقعاً مسخره‌ست. الان میتونم به یک ملت دستور بدم

94
00:08:22,050 --> 00:08:23,150
.فرن

95
00:08:23,690 --> 00:08:28,570
‫برای من، جادو همیشه چیزی جز
‫ابزاری برای حل اختلافات سیاسی نبود.

96
00:08:29,510 --> 00:08:37,340
‫به فریرن بگو یادم آورد که جادو
‫چه‌قدر میتونه سرگرم کننده باشه.

97
00:08:38,180 --> 00:08:44,210
‫تمام دلیل جادوگر شدنم به خاطر این بود که
‫اعمال فریرن در گروه قهرمان‌ها رو تحسین میکردم.

98
00:08:47,100 --> 00:08:49,250
.باید خودتون بهش بگید

99
00:08:49,250 --> 00:08:51,700
.مطمئنم ایشون هم از شنیدنش خوشحال میشن

100
00:08:53,500 --> 00:08:56,640
.درسته. همین کارو میکنم

101
00:09:06,320 --> 00:09:09,600
.واقعاً که شهر جادویی اویساست آدمو دست خالی نمیذاره

102
00:09:09,600 --> 00:09:11,790
.کلی گریمور خوب خریدم

103
00:09:19,180 --> 00:09:20,530
.هی پیرزن

104
00:09:21,910 --> 00:09:24,090
میخوای بذاریشون توی سبد، ها؟

105
00:09:27,760 --> 00:09:30,080
چه‌طور میتونی همینطوری از کنارش رد شی؟

106
00:09:30,080 --> 00:09:32,760
.راستش یه لحظه درموردش فکر کردم

107
00:09:32,760 --> 00:09:34,260
یه لحظه؟

108
00:09:35,080 --> 00:09:39,420
...تعجب کردم. فکر میکردم اعضای گروه هیمل قهرمان

109
00:09:39,420 --> 00:09:41,770
اعضای گروه هیمل قهرمان چی؟

110
00:09:44,200 --> 00:09:46,760
.من کسی ام که تعجب کردم

111
00:09:47,460 --> 00:09:51,020
سعی کردی گروه فرن رو توی آزمون اول بکشی، نه؟

112
00:09:51,020 --> 00:09:53,080
.فرن درموردش غر میزد

113
00:09:53,080 --> 00:09:55,850
‫میگفت از اونایی که برای لگد زدن به
‫سگی که جلوی پاته درنگ نمیکنی.

114
00:09:56,630 --> 00:09:58,240
.زیاد بهم میگن

115
00:09:59,060 --> 00:10:00,990
.فقط تهدیدشون کردم

116
00:10:02,110 --> 00:10:06,920
.البته یکی از اونا، مرگش دنیا رو به جای بهتری تبدیل میکرد

117
00:10:09,110 --> 00:10:12,990
.برای محافظت از شهرم هرکاری میکنم

118
00:10:14,110 --> 00:10:20,050
‫به‌خاطر جایزه‌ی یادگرفتن هر طلسمی که بخوام،
‫میخواستم به یه جادوگر درجه یک تبدیل بشم.

119
00:10:20,050 --> 00:10:25,010
.با یه طلسم قدرتمندتر میتونم شیاطین بیشتری رو بکشم

120
00:10:25,460 --> 00:10:33,290
‫اما هرجای دنیا که باشم،
‫از کاری برای کمک به دیگران دریغ نمیکنم.

121
00:10:33,770 --> 00:10:34,770
چرا؟

122
00:10:37,950 --> 00:10:40,740
.زادگاه من روی مرز شمالیه

123
00:10:41,780 --> 00:10:45,270
.اونجا داستان‌های بی‌شماری درمورد هیمل قهرمان گفته میشه

124
00:10:48,140 --> 00:10:50,560
.فتح برج هزار آینه

125
00:10:50,560 --> 00:10:53,250
‫نبردش علیه بِزِ نامیرا،
‫هفت حکیم نابودی،

126
00:10:53,250 --> 00:10:55,010
.و اژدهای امپراتور جهنم

127
00:10:55,750 --> 00:10:59,650
.زمان بچگی، عاشق اون داستان‌های ماجراجویی بودم

128
00:11:01,520 --> 00:11:06,130
.اما سالمندان روستا به ندرت در موردشون حرف میزدن

129
00:11:07,200 --> 00:11:10,280
‫درمورد این حرف میزدن که چه‌طور شیاطینی
‫که به روستا حمله کرده بودن رو شکست داد،

130
00:11:10,280 --> 00:11:12,870
،یا چه‌طور از چندتا بازرگان محافظت کرد

131
00:11:12,870 --> 00:11:16,330
.یا اینکه چه‌طور مثل یه باربر توی جابجایی وسایل کمک میکرد

132
00:11:17,600 --> 00:11:21,700
.اصلاً تأثیر گذار نبودن، یه مشت داستان خسته کننده

133
00:11:21,700 --> 00:11:22,940
.اینطور فکر میکردم

134
00:11:23,750 --> 00:11:29,390
‫اما وقتی در این مورد حرف میزدن،
‫میشد از چهره‌شون دید که چه‌قدر خوشحال بودن.

135
00:11:32,680 --> 00:11:35,010
،بعد از اینکه هیمل قهرمان مرد

136
00:11:35,010 --> 00:11:38,510
.و باقی‌مانده‌ی شیاطین شروع به فعالیت کردن، بالأخره فهمیدم

137
00:11:49,210 --> 00:11:54,720
‫برج هزار آینه، بِز، اژدهای امپراتور جهنم،

138
00:11:54,720 --> 00:11:58,540
.و حتی پادشاه شیاطین، هیچ ربطی به روستای ما ندارن

139
00:11:59,630 --> 00:12:03,740
‫هرکس تمام چیزی که در توانش بود رو
‫برای حفظ زندگی عادیش انجام میداد.

140
00:12:05,080 --> 00:12:09,420
،اگه هیمل قهرمان پا به روستای من نذاشته بود

141
00:12:09,420 --> 00:12:14,620
‫شک دارم که هنوز سر جاش باقی‌ میموند،
‫چه دنیا رو نجات میداد چه نمیداد.

142
00:12:14,870 --> 00:12:17,260
خب، میخوای چی بگی؟

143
00:12:17,580 --> 00:12:23,550
‫همون داستان‌های کمتر هیجان‌انگیز هیمل
‫چیزی بود که من رو به اینجا هدایت کرد.

144
00:12:26,510 --> 00:12:28,380
.فقط میخواستم همینو بگم

145
00:12:31,310 --> 00:12:33,840
.گمونم حرفام زیادی طول کشید

146
00:12:34,600 --> 00:12:38,310
‫من با اونا برمیگردم.

147
00:12:41,260 --> 00:12:45,030
.فریرن، باید رویارویی‌هایی که با دیگران داری رو عزیز بشماری

148
00:12:45,640 --> 00:12:49,280
.توی این زندگی، خداحافظی فقط با مرگ نیست

149
00:12:51,160 --> 00:12:53,780
‫بیخیال، گمونم خودت بدونی.

150
00:13:01,490 --> 00:13:06,610
فریرن، نمیتونی با جادو، یکی یکی ببریمون اون‌طرف؟

151
00:13:07,160 --> 00:13:10,380
‫اینطوری خودم تنها این سمت میمونم.

152
00:13:10,770 --> 00:13:16,010
‫هیمل، باید هر چه سریع تر پادشاه شیاطین رو شکست بدیم.

153
00:13:16,010 --> 00:13:19,650
‫این کمک‌های کوچک به مردم چه فایده‌ای داره؟

154
00:13:23,140 --> 00:13:25,560
‫درسته که کوچیک ان.

155
00:13:26,520 --> 00:13:30,120
‫چنین کارهایی دنیا رو عوض نمیکنن.

156
00:13:32,100 --> 00:13:36,840
.اما نمیتونم چشمم رو به کسی که ازم طلب کمک داره ببندم

157
00:13:48,000 --> 00:13:50,170
‫نگران نباش، هیمل.

158
00:13:51,370 --> 00:13:53,920
‫دنیا عوض شده.

159
00:13:57,510 --> 00:14:02,510
‫امشب جایزه‌هامون رو اعطا میکنن،
‫و به هر کدوم از ما اجازه رو دادن که مهمون بیاریم.

160
00:14:02,980 --> 00:14:06,130
‫حالا که فرصتش هست بیاین همه با هم بریم.

161
00:14:08,620 --> 00:14:11,370
‫واقعاً از این ایده خوشش نیومده.

162
00:14:12,720 --> 00:14:16,330
‫بهم گفتن که اجازه داریم مهمون بیاریم.

163
00:14:17,020 --> 00:14:22,830
‫خیلی عذر میخوام، ولی زریه-ساما ورود
‫ فریرن-ساما رو ممنوع کردن.

164
00:14:22,830 --> 00:14:24,430
‫برای هزارسال آینده،

165
00:14:24,430 --> 00:14:27,920
‫اون از ورود به هر ساختمان انجمن جادوی بین قاره‌ای منع شدن.

166
00:14:28,590 --> 00:14:31,580
فریرن-ساما دقیقاً چه جرمی انجام دادن؟

167
00:14:32,210 --> 00:14:36,870
‫فایده نداره.
‫زریه افتاده روی دنده‌ی لج.

168
00:14:38,390 --> 00:14:41,230
‫واقعاً مثل بچه میمونه.

169
00:14:41,710 --> 00:14:45,140
‫خب حالا، اینطورم نبوده که به خواست خودم اینجا باشم.

170
00:14:45,140 --> 00:14:46,890
‫بیرون منتظر میمونم.

171
00:14:50,530 --> 00:14:52,370
‫منم بیرون منتظر میمونم.

172
00:14:54,350 --> 00:14:55,780
‫هوی.

173
00:15:05,630 --> 00:15:07,390
‫زنگ اول شبه.

174
00:15:07,810 --> 00:15:10,710
‫کم‌کم دیگه باید مراسم اعطای امتیازات رو تموم کنن.

175
00:15:10,710 --> 00:15:11,630
‫آره.

176
00:15:12,090 --> 00:15:14,360
‫جادوگر درجه یک.

177
00:15:14,360 --> 00:15:18,250
‫بالاترین سطح جادوگرها که کمتر از پنجاه نفر ازشون وجود داره.

178
00:15:18,910 --> 00:15:21,010
‫فرن بزرگ شده ها.

179
00:15:25,330 --> 00:15:31,230
‫در این دوره، فرن احتمالاً از منم جادوگر معروف‌تری بشه.

180
00:15:33,550 --> 00:15:34,690
‫فریرن.

181
00:15:35,550 --> 00:15:36,810
‫خوشحالم.

182
00:15:39,110 --> 00:15:40,250
‫منم همینطور.

183
00:15:40,860 --> 00:15:42,430
‫فریرن-ساما.

184
00:15:45,210 --> 00:15:46,430
اون ‫کیه؟

185
00:15:46,430 --> 00:15:48,870
‫یکی از اعضای انجمن جادوی بین قاره‌ای.

186
00:15:48,870 --> 00:15:54,710
‫من جادوگر درجه یک لرنن هستم،
‫یکی از شاگردهای زریه-ساما.

187
00:15:55,510 --> 00:15:58,860
‫برای دردسری که زریه-ساما براتون به‌وجود آوردن عذر میخوام.

188
00:15:59,380 --> 00:16:03,150
‫چیز خاصی نیست. از قدیم همینطور بود.

189
00:16:06,000 --> 00:16:07,900
‫چی شده، فریرن؟

190
00:16:10,140 --> 00:16:14,100
واقعاً میتونی نوسانات مانای من رو ببینی، نه؟

191
00:16:15,970 --> 00:16:20,740
‫خیلی مهارت داری.
‫این دوره‌ی صلح اصلاً برات خوب نیست.

192
00:16:20,740 --> 00:16:27,120
‫درسته. من یه جادوگر قدیمی ام که فقط نبرد رو میشناسه.‫

193
00:16:27,390 --> 00:16:30,010
‫زریه-ساما هم معمولاً چنین چیزی میگن.

194
00:16:30,010 --> 00:16:33,460
‫اگه در دورانی به‌دنیا میومدم که
‫با نیروهای پادشاه شیاطین میجنگیدیم،

195
00:16:33,460 --> 00:16:38,670
‫در کنار بقیه‌ی قهرمانان معروف اسمم در تاریخ ثبت میشد.

196
00:16:39,480 --> 00:16:43,140
‫که اینطور. خب حالا چی از من میخوای؟

197
00:16:43,470 --> 00:16:47,890
‫تنها شاگرد زریه-ساما که اسمش به یادها مونده اولین اوناست،

198
00:16:47,890 --> 00:16:52,170
‫فلامه‌ی کبیر که در افسانه‌ها ازش یاد شده.

199
00:16:52,530 --> 00:16:59,140
‫وقتی پیر بشم و بمیرم، یکی دیگه از مدارک وجود اون از بین میره.‫

200
00:16:59,800 --> 00:17:05,100
‫نمیخوام که در آینده اون تنها باشه،

201
00:17:05,630 --> 00:17:12,910
‫حتی اگه به‌معنای بدنام‌شدن به‌عنوان
‫ قاتل جادوگر افسانه‌ای فریرن باشه.

202
00:17:30,330 --> 00:17:33,430
‫درخواست یه دوئل رو داشتم، فریرن-ساما.

203
00:17:34,280 --> 00:17:37,740
‫باهات نمیجنگم. وقت تلف کردنه.

204
00:17:38,510 --> 00:17:39,730
‫ای خدا.

205
00:17:40,410 --> 00:17:45,290
‫جادوگرهایی که فقط جنگ رو میشناسن خیلی رو ضدحالن.

206
00:17:46,300 --> 00:17:49,120
‫نیازی نیست که اسمت توی تاریخ ثبت بشه.

207
00:17:51,460 --> 00:17:53,760
‫زریه به‌خاطر میسپارت.

208
00:17:57,870 --> 00:17:59,440
‫آخرین درخواستم.

209
00:18:00,860 --> 00:18:04,380
‫این دشت گل با جادو پدیدار شده.

210
00:18:05,470 --> 00:18:07,130
‫خب که چی؟

211
00:18:07,840 --> 00:18:10,190
‫این طلسم موردعلاقه‌ی استادم بود.

212
00:18:10,980 --> 00:18:13,900
‫نگفتی که طلسم بی‌خاصیته؟

213
00:18:17,560 --> 00:18:20,780
‫واقعاً که فلامه مایه‌ی سرافکندگی بود.

214
00:18:21,900 --> 00:18:26,990
‫با وجود اون همه استعدادش نتونست به سطح من برسه.

215
00:18:28,930 --> 00:18:31,720
.بعد از اون شاگردهای زیادی داشتم

216
00:18:32,550 --> 00:18:36,770
.‫بیشترشون بدون رسیدن به سطح من مردن

217
00:18:37,720 --> 00:18:39,790
‫اما عجیبه.

218
00:18:40,450 --> 00:18:43,410
‫اونا شاگردهایی بودن که از روی هوس انتخاب‌شون کرده بودم،

219
00:18:43,410 --> 00:18:48,290
‫ولی میتونم کاملاً هر شخصیتی که داشتن
‫ و طلسم موردعلاقه‌شون رو به یاد بیارم.

220
00:18:50,500 --> 00:18:56,650
‫فریرن، بنا به دلایلی، هرگز از انتخاب
‫ هیچ‌کدوم از شاگردهام پشیمون نشدم.

221
00:18:57,920 --> 00:19:00,590
‫حتی اگه هرگز اسم‌شون در تاریخ ثبت نشده باشه.

222
00:19:02,630 --> 00:19:06,540
‫حتی نمیتونه به شاگردهای خودش بگه که واقعاً چه احساسی داره.

223
00:19:07,350 --> 00:19:09,650
‫واقعاً بچه‌ست.

224
00:19:15,000 --> 00:19:16,080
‫فریرن-ساما.

225
00:19:17,500 --> 00:19:19,760
‫مراسم اعطای امتیازات تموم شد.

226
00:19:19,760 --> 00:19:21,090
‫پس، بریم؟

227
00:19:21,590 --> 00:19:25,090
‫فریرن-ساما، شانه‌تون چه‌جوری زخم شده؟

228
00:19:25,470 --> 00:19:28,200
‫بهتره بریم کلیسا برای درمانش.

229
00:19:28,200 --> 00:19:29,600
‫فکر میکنی هنوز بازن؟

230
00:19:31,270 --> 00:19:33,610
.واقعاً که ضدحالیم

231
00:19:36,470 --> 00:19:39,200
‫هم شما و هم من.

232
00:19:42,740 --> 00:19:45,520
‫استارک، امروز چی بازی‌ کنیم؟

233
00:19:45,520 --> 00:19:48,880
‫ببخشید، ولی امروز نمیتونم بازی کنم.

234
00:19:48,880 --> 00:19:51,620
‫استارک، صبحونه خوردی؟

235
00:19:51,620 --> 00:19:53,010
‫خوردم.

236
00:19:53,330 --> 00:19:55,800
.‫استارک، بیا یکم از این بنوش

237
00:19:55,800 --> 00:19:57,380
‫عه، خیلی ممنون.

238
00:19:58,010 --> 00:20:01,510
‫مسیر یک جنگجو طولانی و پر از فریبه.

239
00:20:01,510 --> 00:20:03,140
‫مراقب باش.

240
00:20:03,990 --> 00:20:04,880
‫چشم.

241
00:20:08,480 --> 00:20:11,390
.وقت خداحافظی از اویساسته

242
00:20:12,100 --> 00:20:15,550
‫استارک-ساما هر جا میرین دوست‌تون دارن.

243
00:20:15,550 --> 00:20:16,790
‫واقعاً؟

244
00:20:17,420 --> 00:20:21,400
‫راستی فرن، دیروز چه طلسمی رو خواستی؟

245
00:20:28,090 --> 00:20:29,390
‫معلوم نیست؟

246
00:20:30,970 --> 00:20:33,320
‫لباس‌هات تمیزتر شدن..

247
00:20:35,180 --> 00:20:38,070
‫و یه‌جور بوی گلی میدن.

248
00:20:38,860 --> 00:20:40,420
‫نکنه...

249
00:20:41,070 --> 00:20:44,410
‫طلسمی که لباس‌ها رو تمیز و بدون لکه میکنه.

250
00:20:44,890 --> 00:20:47,410
‫این کار لباس‌شستن رو آب خوردن میکنه.

251
00:20:47,410 --> 00:20:50,430
‫زریه واقعاً یه گریمور زنده‌ست!

252
00:20:50,930 --> 00:20:55,180
‫این یه طلسم در سطح افسانه‌ای از دوران اساطیریه.

253
00:20:56,580 --> 00:20:58,040
.احسنت، فرن

254
00:20:59,870 --> 00:21:02,070
.الحق که شاگرد خودمی

255
00:21:05,630 --> 00:21:07,910
‫همینطوره، فریرن-ساما.

256
00:21:08,660 --> 00:21:12,910
‫هر چند، زریه-ساما اصلاً خوشحال به‌نظر نمیرسید.

257
00:21:12,910 --> 00:21:14,830
‫دیوونه‌ ای؟

258
00:21:15,400 --> 00:21:17,930
‫مطمئنم همینطور بوده. حقشه.

259
00:21:21,930 --> 00:21:23,330
‫اینجان.

260
00:21:24,390 --> 00:21:27,930
‫فریرن، واقعاً ممنون.

261
00:21:28,460 --> 00:21:33,600
‫ما این دفعه قبول نشدیم،
‫ولی سه سال دیگه دوباره تلاش میکنیم.

262
00:21:33,600 --> 00:21:35,770
‫که اینطور. خوبه.

263
00:21:36,270 --> 00:21:37,740
‫خوش گذشت.

264
00:21:37,740 --> 00:21:38,860
‫سالم‌وسلامت باشین.

265
00:21:39,130 --> 00:21:40,500
‫خب، تا بعد.

266
00:21:40,500 --> 00:21:42,040
‫همم. تا بعد.

267
00:21:42,060 --> 00:21:52,060
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

268
00:21:53,950 --> 00:21:58,500
‫درست مثل زاین-ساما، خداحافظی‌تون سریع و ساده بود.

269
00:21:58,500 --> 00:22:00,380
‫کرافت هم همینطور بود.

270
00:22:10,670 --> 00:22:15,220
‫هیمل، تو همیشه خیلی سریع خداحافظی میکنی.

271
00:22:15,700 --> 00:22:16,890
‫فکر میکنی عجیبه؟

272
00:22:17,250 --> 00:22:20,140
‫خب، بهت نمیخوره اینطور باشی.

273
00:22:20,140 --> 00:22:24,140
‫فقط یه کار فرعی بود، ولی بازم دو هفته رو با هم گذروندیم.

274
00:22:24,540 --> 00:22:29,340
‫عملاً میشه گفت هر شب با هم ساکه مینوشیدیم.

275
00:22:28,730 --> 00:22:29,910
‫کشیش فاسد.

276
00:22:30,800 --> 00:22:31,990
‫درسته.

277
00:22:32,650 --> 00:22:36,850
‫اما ممکنه که باز هم اگه سفرمون رو
‫ادامه بدیم، مسیرمون به هم بخوره.

278
00:22:38,530 --> 00:22:41,930
‫یه خداحافظی اشک‌آلود بهمون نمیاد.

279
00:22:46,900 --> 00:22:50,930
‫آخه، اگه باز همدیگه رو ببینیم خجالت‌آور میشه.

280
00:24:05,850 --> 00:24:08,600
‫اگه باز همدیگه رو ببینیم خجالت‌آور میشه.

281
00:24:10,660 --> 00:24:12,950
این حرف معنیش چیه؟

282
00:22:54,810 --> 00:23:05,530
‫سفر طولانی و خوبی بود
‫ممنون از همراهی‌تون

283
00:24:17,060 --> 00:24:20,060
‫قسمت بیست‌وهشتم: بار بعدی که همدیگه رو ببینیم خجالت‌آور خواهد بود

