﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:07,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:08,080 --> 00:00:10,720
‫سه نفر از بازیکن‌‌ها
‫با اکثریت آراء

3
00:00:11,920 --> 00:00:14,840
‫سریعاً حذف می‌شن.

4
00:00:15,680 --> 00:00:17,960
‫- وای خدا‌ جون!
‫- خیلی از این کار بدم میاد.

5
00:00:18,040 --> 00:00:20,560
‫- نمی‌خوام همچین کاری بکنم.
‫- باید با همه صحبت کنیم.

6
00:00:20,640 --> 00:00:23,240
‫- کسی هست که بخواد بره؟
‫- سه نفر خیلی زیاده.

7
00:00:23,320 --> 00:00:25,120
‫- من که نمی‌تونم.
‫- وای!

8
00:00:25,200 --> 00:00:28,680
‫اولین آزمون از دو آزمون حذف خوابگاهی

9
00:00:28,760 --> 00:00:31,800
‫نیم ساعت دیگه برگزار می‌شه.

10
00:00:32,520 --> 00:00:33,520
‫وای خدا ‌جون!

11
00:00:33,600 --> 00:00:35,040
‫مسابقه‌ی محبوبیت.

12
00:00:35,120 --> 00:00:36,520
‫- حاجی...
‫- وای خدا!

13
00:00:36,600 --> 00:00:38,720
‫- یا خدا!
‫- از این کار خوشم نمیاد!

14
00:00:39,440 --> 00:00:43,480
‫مردم دیگه فهمیدن صرف بازی کردن
‫کافی نیست.

15
00:00:43,560 --> 00:00:47,040
‫این بار اولیه که شخصیت‌های ما

16
00:00:47,120 --> 00:00:49,440
‫شاید واقعا داره زیر نظر گرفته می‌شه.

17
00:00:49,520 --> 00:00:50,640
‫وای خدا!

18
00:00:50,720 --> 00:00:54,040
‫همه وحشت کردن.
‫این آزمون‌های خوابگاهی

19
00:00:54,120 --> 00:00:56,640
‫مردم رو مجبور می‌کنه تصمیم‌هایی بگیرن که
‫طبیعتا نمی‌گیرن

20
00:00:56,720 --> 00:00:58,080
‫و زیاد هم وقت نداریم.

21
00:00:58,408 --> 00:01:04,482
‫«بازی مرکب»
‫«مسابقه»

22
00:01:05,163 --> 00:01:07,851
‫«قسمت چهارم»
‫«جایی واسه قایم شدن نیست»

23
00:01:10,440 --> 00:01:13,080
‫بچه‌ها باید در موردش صحبت کنیم
‫و همه هم باید هم باید صحبت کنن.

24
00:01:13,160 --> 00:01:14,800
‫آره... باید در موردش صحبت کنیم.

25
00:01:14,880 --> 00:01:17,920
‫بچه‌ها گروهی راجع بهش
‫صحبت کنیم؟

26
00:01:18,000 --> 00:01:19,720
‫- جمع بشید.
‫- گروهی صحبت می‌کنیم.

27
00:01:19,800 --> 00:01:20,920
‫زودباشید، همه بیاین.

28
00:01:22,000 --> 00:01:25,080
‫می‌دونم همه‌مون باید اینجا باشیم
‫ولی دیگه داره مجبورمون می‌کنه...

29
00:01:25,160 --> 00:01:27,240
‫همه‌مون 100 درصد می‌خوایم باشیم، نه؟

30
00:01:27,880 --> 00:01:30,920
‫ولی بخشی از بازی اینه که
‫سه نفرمون باید برن.

31
00:01:31,000 --> 00:01:33,280
‫و برای این کار باید یه راه منصفانه پیدا کنیم.

32
00:01:34,120 --> 00:01:37,360
‫می‌تونیم راحت یه بازی یا
‫راه حل خیلی راحت پیدا کنیم

33
00:01:37,440 --> 00:01:39,800
‫که همه سرش توافق کنیم

34
00:01:39,880 --> 00:01:42,880
‫اینکه سه نفر بعد از

35
00:01:42,960 --> 00:01:45,160
‫بازی حذف بشن...

36
00:01:45,240 --> 00:01:47,240
‫- نه.
‫- کسایی که موافق‌اند.

37
00:01:47,320 --> 00:01:48,440
‫- نه؟
‫- نه.

38
00:01:49,880 --> 00:01:51,720
‫از این به‌هم‌ریختگی‌های بازیشون خوشم میاد.

39
00:01:52,480 --> 00:01:55,480
‫کسی نمی‌خواد رأی
‫به خروج یکی دیگه بده.

40
00:01:55,560 --> 00:01:58,600
‫ما پرتو عشق هستیم.

41
00:01:58,680 --> 00:02:01,520
‫من در اصل پزشکم و
‫گاهی جراحی انجام می‌دم

42
00:02:01,600 --> 00:02:04,040
‫و معمولا نقش رهبر تیم رو دارم.
‫«کن، دکتر وی، بازیکن 330.»

43
00:02:04,120 --> 00:02:06,560
‫هر دفعه که شوکه می‌شیم
‫اگه تکنیک‌هایی داشته باشیم

44
00:02:06,640 --> 00:02:11,080
‫می‌تونیم به خودمون مسلط بشیم
‫و از خودمون بخوایم که تصمیم بگیریم.

45
00:02:11,160 --> 00:02:14,160
‫ما از جایی که ترسه اومدیم

46
00:02:14,240 --> 00:02:16,160
‫یا از جایی که عشقه؟

47
00:02:16,240 --> 00:02:19,120
‫طبق چیزهایی که تا الان فهمیدم

48
00:02:19,640 --> 00:02:23,440
‫به نظرم بهتره به سه نفر محدود بشیم

49
00:02:23,520 --> 00:02:25,520
‫و همه‌مون موافقت کنیم
‫این سه نفر کی باشن.

50
00:02:25,600 --> 00:02:26,480
‫- نه.
‫- امکان نداره.

51
00:02:26,560 --> 00:02:28,640
‫- عمراً.
‫- نه، این‌جوری نه.

52
00:02:28,720 --> 00:02:31,080
‫چون همین‌ الانش هم داریم بازی می‌کنیم. نه.

53
00:02:31,600 --> 00:02:36,600
‫بازیکن 330 مغروره...
‫انگار... خودشیفته‌ست.
‫«چِینی، بازیکن 179.»

54
00:02:36,680 --> 00:02:40,160
‫خودش رو همه‌کاره می‌دونه
‫و مغروره.

55
00:02:40,240 --> 00:02:42,080
‫توی این بازی غرور جایگاهی نداره.

56
00:02:42,160 --> 00:02:45,040
‫اشکالی نداره بچه‌ها چیزی بگم؟

57
00:02:45,120 --> 00:02:47,280
‫به نظرم اگر کسی
‫می‌خواد بیرون بره

58
00:02:47,360 --> 00:02:49,560
‫البته تقریبا همه استرس داریم

59
00:02:49,640 --> 00:02:53,280
‫یادتون باشه که آدمایی
‫اینجا هستن که می‌خوان بمونن.

60
00:02:53,367 --> 00:02:56,247
‫من دارم به اینکه چی درسته فکر می‌کنم...
‫چون الان گروه بزرگی هستیم

61
00:02:56,320 --> 00:02:58,880
‫همه راحت نیستن که نظراتشون
‫رو این‌طوری در میون بذارن.

62
00:02:58,960 --> 00:03:01,800
‫مثلا، بهمون وقت بدین
‫بعد یه کاریش می‌کنیم.

63
00:03:01,880 --> 00:03:04,040
‫تمام!

64
00:03:04,388 --> 00:03:08,588
(مـیـــــرامـــــووی را در گـوگـل ســــرچ کنـیـد)

65
00:03:10,040 --> 00:03:11,600
‫توی همچین جاهایی

66
00:03:12,200 --> 00:03:15,000
‫وقتی قراره یک سری متحد باشن

67
00:03:15,080 --> 00:03:18,560
‫و همه نگاهشون به رهبران
‫این متحدهاست

68
00:03:19,080 --> 00:03:20,960
‫معمولا من خودم رو خیلی نشون نمی‌دم.

69
00:03:21,040 --> 00:03:23,160
‫من اکثر دوستام رو اینجا پیدا کردم.

70
00:03:23,240 --> 00:03:26,080
‫متحدینم رو پیدا کردم.
‫باید متحد داشته باشی.

71
00:03:26,160 --> 00:03:28,240
‫چون شاید به بقیه
‫برای کمک نیاز داشته باشی.

72
00:03:28,320 --> 00:03:29,400
‫کی رو بیرون کنیم؟

73
00:03:29,480 --> 00:03:31,640
‫رأیمون رو سر دکتر هدر ندیم، نه؟

74
00:03:32,400 --> 00:03:34,280
‫من با دکتر‌هایی مثل اون نمی‌گردم.

75
00:03:34,305 --> 00:03:35,695
‫این‌ها کنترل شرایط رو دست می‌گیرن.

76
00:03:35,720 --> 00:03:38,800
‫من رفیقای دکتر کمی دارم
‫چون خیلی‌هاشون این شکلی‌اند.

77
00:03:38,880 --> 00:03:41,200
‫- آره.
‫- با دکتر‌ها آبم توی یه جوب نمی‌ره.

78
00:03:41,280 --> 00:03:43,680
‫چند نفری هستن که
‫هوادارایی دارن

79
00:03:43,760 --> 00:03:47,520
‫و با حذف کردن اون‌ها
‫هواداراشون به هم می‌ریزن

80
00:03:47,600 --> 00:03:51,040
‫و این شاید کمک کنه که گروه گانبو
‫کارش به آخر برسه.

81
00:03:51,680 --> 00:03:54,360
‫گوش کن، به نظرم تا وقتی که
‫یکدست باشیم مشکلی پیش نمیاد.

82
00:03:54,440 --> 00:03:57,480
‫به نظرم باید یکدست باشیم
‫چون اگر همه به یکی رأی ندیم

83
00:03:57,560 --> 00:04:00,520
‫ممکنه یکی از ما به اشتباه
‫انتخاب بشه.

84
00:04:00,600 --> 00:04:03,800
‫نه من...
‫کاملا موافقم با این حرفم.

85
00:04:05,600 --> 00:04:07,520
‫به نظرم... باید رهبر‌ها رو انتخاب کنیم.

86
00:04:08,640 --> 00:04:10,920
‫- من به تی‌جی رأی می‌دم.
‫- واقعا؟ خیلی‌خب.

87
00:04:12,280 --> 00:04:15,640
‫- عالیه.
‫- آره، آره، آره.

88
00:04:17,440 --> 00:04:19,560
‫از بعد قضیه‌ی دیروز
‫سر همه چیز استرسی می‌شم.

89
00:04:19,640 --> 00:04:22,640
‫- واقعا؟
‫- آره، بهم خوش گذشت.

90
00:04:22,720 --> 00:04:25,600
‫من... لزومی نداره توی
‫این سفر طولانی باشم.

91
00:04:26,600 --> 00:04:28,840
‫به نظرم همه به هم
‫حس دشمنی پیدا کردن.

92
00:04:28,920 --> 00:04:29,760
‫- واقعا؟
‫- آره.

93
00:04:29,840 --> 00:04:32,080
‫- شماره‌های زیادی داره بگو‌مگو میشه؟
‫- اوهوم

94
00:04:32,600 --> 00:04:33,440
‫ان شاء الله مال من که نیست.

95
00:04:33,520 --> 00:04:34,800
‫- نه.
‫- خیلی‌خب، ممنون.

96
00:04:36,120 --> 00:04:37,320
‫نه.

97
00:04:37,400 --> 00:04:41,040
‫بازیکن 286، دوست من، چاد، ما با هم
‫دوست شدیم.
‫«مِی، بازیکن 287.»

98
00:04:41,120 --> 00:04:44,800
‫این بازی همش درباره‌ی آمادگی
‫ذهنی و جسمیه

99
00:04:44,880 --> 00:04:48,760
‫و با هم ارتباط داریم...
‫برام خیلی مهمه.

100
00:04:54,320 --> 00:04:57,280
‫خیلی‌خب بیاین صحبت کنیم.
‫استراتژیتون چیه؟

101
00:04:57,360 --> 00:04:59,280
‫باید آدما رو حذف کنیم تا
‫ازشون محافظت کنیم.

102
00:04:59,360 --> 00:05:01,480
‫آره ولی... باید هوای همدیگه رو داشته باشیم.

103
00:05:01,560 --> 00:05:04,840
‫ولی تی‌جی، یه چیزی هست.
‫باید این گروه رفاقتیمون رو درک کنیم.

104
00:05:04,920 --> 00:05:07,360
‫- ما یه گروه یک‌دست داریم.
‫- جسی و سید بخشی از گروه‌اند.

105
00:05:07,440 --> 00:05:09,640
‫- یکدستِ یکدستِ یکدست.
‫- جسی با ماست.

106
00:05:10,560 --> 00:05:13,360
‫خب... من که می‌دونم
‫کی رو می‌خوام حذف کنم.

107
00:05:14,000 --> 00:05:17,200
‫فقط نمی‌خوام اولین نفری باشم
‫که تصمیم می‌‌گیره

108
00:05:17,280 --> 00:05:19,280
‫چون اگه هوام رو نداشته باشن

109
00:05:19,360 --> 00:05:21,160
‫مسلما من رو هدف می‌‌گیرن.

110
00:05:28,120 --> 00:05:30,600
‫شاید این‌ها استراتژیکی باشن.

111
00:05:30,680 --> 00:05:31,880
‫منم همین‌طور فکر می‌کنم.

112
00:05:34,200 --> 00:05:35,760
‫من شماره‌های زیادی رو شنیدم.

113
00:05:35,840 --> 00:05:38,720
‫یکی از بزرگ‌هاشون
‫دکتر ویه.

114
00:05:38,800 --> 00:05:40,480
‫بهش دکتر هم می‌گن.

115
00:05:40,560 --> 00:05:43,040
‫همچین حسی دارم،
‫چون شخصیت بزرگی

116
00:05:43,120 --> 00:05:45,520
‫در محبوبیت و معروفیت داره.

117
00:05:46,127 --> 00:05:50,087
‫مشخصه... آدم زرنگیه
‫مردم شاید فکر کنن دردسر بشه براشون.

118
00:05:50,160 --> 00:05:53,680
‫بخاطر این، هدفش می‌گیرن.
‫بازیکن 374 یه جوریه انگار میگه

119
00:05:53,760 --> 00:05:54,840
‫«آماده‌م برم خونه.»

120
00:05:55,440 --> 00:05:56,600
‫اوه!

121
00:06:00,640 --> 00:06:04,440
‫بازیکن 374 یه جوریه انگار میگه
‫«دیگه نمی‌خوام اینجا باشم.»

122
00:06:04,960 --> 00:06:06,160
‫- اون بازیکن 374 ـه؟
‫- آره.

123
00:06:06,240 --> 00:06:07,440
‫کیه؟

124
00:06:07,520 --> 00:06:10,400
‫- اونجا اون گوشه می‌نشست.
‫- خیلی‌خب.

125
00:06:10,480 --> 00:06:11,520
‫من یه نظری دارم.

126
00:06:12,080 --> 00:06:13,800
‫باید با هم رأی بدیم.

127
00:06:13,880 --> 00:06:16,280
‫- اوهوم.
‫- نمیشه همین‌طوری به یکی رأی بدی.

128
00:06:16,360 --> 00:06:19,920
‫مردم قراره گروهی رأی بدن
‫و این همه رو توی خطر می‌ندازه.

129
00:06:20,000 --> 00:06:21,640
‫- به نظرت، خودت توی خطری؟
‫- و اگر...

130
00:06:21,720 --> 00:06:23,120
‫به نظرت توی خطری؟

131
00:06:24,086 --> 00:06:28,006
‫این یه چیز شخصیه.
‫باید اون کاری که دلت می‌گه انجام بدی.

132
00:06:29,640 --> 00:06:32,120
‫- من که دیگه گیج شدم.
‫- منم گیج شدم!

133
00:06:32,200 --> 00:06:34,720
‫یه سری شماره بگو‌مگو میشه.
‫شما این شماره‌هایی که

134
00:06:34,800 --> 00:06:35,920
‫بگو‌مگو میشه رو شنیدین؟

135
00:06:36,000 --> 00:06:38,080
‫شنیدم بازیکن 374 یکیشونه.

136
00:06:38,160 --> 00:06:39,960
‫- دکتر وی یکیشونه.
‫- آره.

137
00:06:40,040 --> 00:06:41,920
‫شنیدم تی‌جی یکیشونه.

138
00:06:42,000 --> 00:06:45,440
‫جلب کردن توجه بقیه
‫اینجا کار خطرناکیه.

139
00:06:49,120 --> 00:06:52,160
‫من که نظرم اینه
‫خودمون تصمیم بگیریم

140
00:06:52,240 --> 00:06:55,440
‫و خیلی زودتر از زمان مشخص تصمیم گرفتیم.
‫بازی قراره ادامه داشته باشه.

141
00:06:55,520 --> 00:06:56,880
‫هر روزی که درش هستیم،

142
00:06:56,960 --> 00:06:58,840
‫آدمای بیشتر و بیشتری...
‫قراره حذف بشن.

143
00:06:58,920 --> 00:07:00,000
‫بخشی از بازی همینه.

144
00:07:04,560 --> 00:07:06,800
‫- چه شماره‌هایی شنیدی؟
‫- شماره‌‌ی 330 رو شنیدم.

145
00:07:09,280 --> 00:07:10,760
‫تصویب شد! آره!

146
00:07:11,320 --> 00:07:13,320
‫بوم! بریم تو کارش!

147
00:07:13,896 --> 00:07:17,160
‫اینکه به اجازه‌ی خودش حذف میشه
‫بدجوری حالش رو می‌گیره.

148
00:07:17,240 --> 00:07:18,280
‫کارما چیز عجیبیه.

149
00:07:18,360 --> 00:07:20,520
‫آره! راست می‌گی.

150
00:07:24,560 --> 00:07:28,120
‫بهم گفتن که من ترسناک رفتار می‌کنم

151
00:07:28,200 --> 00:07:31,280
‫من مدرک ریاضی دارم.
‫مدرک دکترا دارم.

152
00:07:31,360 --> 00:07:34,240
‫نه تنها خوشگلم بلکه زرنگ هم هستم.

153
00:07:34,320 --> 00:07:37,720
‫معمولا مرد‌ها زن زرنگ و خوشگل
‫رو دوست ندارن.

154
00:07:37,745 --> 00:07:41,800
‫عموما زن‌های خوشگل و خل‌و‌چل
‫رو دوست دارن
‫ولی من همه‌چی تموم‌ام.

155
00:07:41,880 --> 00:07:45,960
‫بزرگترین نقطه ضعف من اینه
‫که یهویی تصمیم می‌گیرم

156
00:07:46,040 --> 00:07:48,440
‫که یعنی خوب وقت نمی‌ذارم.

157
00:07:48,520 --> 00:07:51,800
‫صبور نیستم و
‫کامل به چیزی فکر نمی‌کنم.

158
00:07:51,880 --> 00:07:55,320
‫من مغز بزرگی دارم، می‌‌دونی؟
‫می‌تونم به هر چیزی فکر کنم

159
00:07:55,400 --> 00:07:56,520
‫ولی وقتی تحت فشارم

160
00:07:56,600 --> 00:07:58,600
‫ممکنه همین‌طور راحت
‫اشتباه کنی.

161
00:08:05,480 --> 00:08:07,360
‫بیاین بچه‌‌ها!

162
00:08:08,040 --> 00:08:09,440
‫چی شده؟

163
00:08:09,520 --> 00:08:11,600
‫به اندازه‌ی کافی سیب قاچ شده
‫برای همه هست.

164
00:08:12,280 --> 00:08:16,000
‫رفتیم توی یه اتاق.
‫یه کاسه پر از سیب بود.

165
00:08:16,080 --> 00:08:17,320
‫- سیب سبز.
‫- آره.

166
00:08:18,280 --> 00:08:20,240
‫چقدر هم که داستانشون واقعیه!

167
00:08:20,320 --> 00:08:22,040
‫وای ما رو ببینید...
‫«چقدر که آدمای خوبی هستیم.»

168
00:08:22,120 --> 00:08:23,840
‫«این همه سیب رو برای شما قاچ کردیم.»

169
00:08:23,920 --> 00:08:26,160
‫با سیب اومدن، خب؟
‫به نظر من مشکوکه.

170
00:08:26,240 --> 00:08:29,000
‫این‌جوری نبود که با شکلات بیان.
‫«لورنزو، بازیکن 161.»

171
00:08:29,080 --> 00:08:30,920
‫من بابت اون سیب‌ها نگران بودم.

172
00:08:31,000 --> 00:08:33,720
‫فقط با خودمون گفتیم چیزی
‫برای میان وعده می‌خورین یا نه؟

173
00:08:33,800 --> 00:08:35,560
‫سیب این همه خوشحالی نداره که!

174
00:08:36,120 --> 00:08:37,840
‫من که نمی‌خوام.
‫ممنون!

175
00:08:37,920 --> 00:08:40,080
‫ممنون از محبتتون
‫ولی من نمی‌خوام.

176
00:08:40,680 --> 00:08:43,640
‫ما فقط اومدیم که برای
‫همه سیب بیاریم.

177
00:08:43,720 --> 00:08:48,320
‫بازیکن 161 رو دیدم بی‌ادبی می‌کنه.

178
00:08:48,400 --> 00:08:51,480
‫ممکنه بی‌ادب باشه.

179
00:08:51,560 --> 00:08:53,160
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

180
00:08:54,640 --> 00:08:56,240
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

181
00:08:56,920 --> 00:08:59,600
‫خیلی‌خب، از داستان
‫سیب‌ها خسته شدم.

182
00:09:00,853 --> 00:09:03,533
‫معمولا برای دوست پیدا کردن
‫به روش خودم کار می‌کنم

183
00:09:03,600 --> 00:09:05,360
‫چون واقعا برام مهم نیست

184
00:09:05,440 --> 00:09:08,000
‫و می‌دونم اگه همچین
‫انرژی‌ای توی اتاق باشه

185
00:09:08,080 --> 00:09:10,760
‫به سمت من میان و دوستای
‫وفاداری می‌شن

186
00:09:10,840 --> 00:09:12,160
‫و از این قضیه مطمئنم.

187
00:09:12,240 --> 00:09:15,360
‫راستش من نمی‌تونم آدمایی
‫که الکی بقیه رو خوشحال می‌کنن تحمل کنم

188
00:09:15,440 --> 00:09:18,880
‫و همین‌طور بگردم « سلام، حالتون چطوره؟»
‫از چیزایی صحبت کنم که دوست ندارن.

189
00:09:18,960 --> 00:09:21,640
‫ما که ارتباطی با هم نداریم.
‫لازم نیست با هم بگردیم.

190
00:09:21,720 --> 00:09:24,200
‫فقط بخاطر شرایط با هم‌ هستیم.
‫من همچین کاری نمی‌کنم.

191
00:09:24,280 --> 00:09:27,200
‫حتی توی بازی هم نمی‌تونم.
‫متنفرم از این کار.

192
00:09:27,280 --> 00:09:28,960
‫انگار واقعی نیست.

193
00:09:29,040 --> 00:09:31,680
‫باید حس کنم واقعیه
‫و این‌طوری انجامش می‌دم.

194
00:09:33,480 --> 00:09:35,800
‫آره به گمونم...

195
00:09:43,880 --> 00:09:45,680
‫بازیکنان، توجه کنید.

196
00:09:49,960 --> 00:09:51,960
‫رأی گیری در آستانه‌ی برگزاری‌ست.

197
00:09:55,160 --> 00:09:59,440
‫بازیکنان، لطفا یک صف منظم
‫روبه‌روی صفحه کلید تشکیل بدین.

198
00:10:03,120 --> 00:10:04,080
‫آماده‌اید؟

199
00:10:06,080 --> 00:10:07,040
‫بفرما اول!

200
00:10:09,200 --> 00:10:11,240
‫باشه، می‌خوای تو اول باشی؟

201
00:10:11,320 --> 00:10:13,360
‫من... برام مهم نیست اول باشم.

202
00:10:14,360 --> 00:10:15,480
‫از پسش برمیای.

203
00:10:15,560 --> 00:10:19,680
‫هر کدوم باید یه بازیکن رو
‫برای حذف کردن انتخاب کنید.

204
00:10:20,560 --> 00:10:22,000
‫همه‌ باید رأی بدید

205
00:10:22,080 --> 00:10:26,280
‫و سه بازیکن با بیشترین
‫رأی حذف می‌شن.

206
00:10:26,960 --> 00:10:31,120
‫دارم می‌لرزم، هر چند که داشتم
‫دشمن می‌تراشیدم برای خودم

207
00:10:31,200 --> 00:10:33,600
‫توی این بل‌بشو و این
‫قشقرق نبودم

208
00:10:33,680 --> 00:10:36,240
‫و می‌دونم همه استرس دارن.

209
00:10:36,320 --> 00:10:40,160
‫هر کسی می‌تونه یه چیزی کوچیکی رو
‫به چشم کینه بگیره

210
00:10:40,240 --> 00:10:42,160
‫و بعد بوم! آماده‌ی حذف شدن می‌شی.

211
00:10:43,720 --> 00:10:46,320
‫بازیکنان! هر موقع دستور دادم

212
00:10:46,400 --> 00:10:48,160
‫نزدیک صفحه‌ کلید بشید

213
00:10:48,240 --> 00:10:51,400
‫و شماره‌ی بازیکن رو
‫برای حذف کردن وارد کنید.

214
00:10:54,040 --> 00:10:55,720
‫باورم نمی‌شه.

215
00:10:56,360 --> 00:10:57,640
‫من نگرانم؟ نه.

216
00:10:57,720 --> 00:11:00,000
‫من خصومتی با کسی نداشتم.

217
00:11:00,080 --> 00:11:03,080
‫می‌دونم که خطری تهدیدم نمی‌کنه
‫چون آدم‌های زیادی هستن که ازشون خوششون نمیاد.

218
00:11:03,160 --> 00:11:05,760
‫اولین باری که یک بازیکن،
‫رأی اول رو می‌گیره

219
00:11:05,840 --> 00:11:08,000
‫عکسشون روی صفحه نشون داده میشه.

220
00:11:09,840 --> 00:11:10,880
‫لعنتی.

221
00:11:11,840 --> 00:11:14,160
‫اوه!‌ خیلی عجیبه.

222
00:11:14,240 --> 00:11:15,520
‫مسئله اینه که

223
00:11:15,600 --> 00:11:18,600
‫اگه اولین نفری باشی که
‫به یه آدم جدید رأی می‌دی

224
00:11:18,714 --> 00:11:21,360
‫دقیقا رأی خودت رو لو دادی،
‫«دَش، بازیکن 141»

225
00:11:21,440 --> 00:11:24,160
‫و این نقطه ضعف بزرگی
‫برای این بازیه.

226
00:11:24,240 --> 00:11:27,400
‫این رو تضمین می‌کنی
‫که یکی قراره بیاد سراغت.

227
00:12:00,840 --> 00:12:03,280
‫وای خدا.

228
00:12:03,360 --> 00:12:05,840
‫وقتی که اسمم رو با رأی
‫اول دیدم

229
00:12:05,920 --> 00:12:07,040
‫می‌دونستم فاتحه‌م خونده‌ست.

230
00:12:07,640 --> 00:12:10,400
‫یکی از استراتژی‌هام این بود که توی این
‫موقعیت‌ها نقطه ضعف‌هام رو نشون بدم.

231
00:12:10,480 --> 00:12:11,800
‫می‌رفتم و

232
00:12:11,880 --> 00:12:14,040
‫به همه می‌گفتم
‫یکم ناخوش‌ام.

233
00:12:14,120 --> 00:12:15,760
‫انگار که می‌‌خوام برم خونه.

234
00:12:15,840 --> 00:12:18,040
‫با خودم گفتم شاید بعضی‌ها
‫فکر کنن که می‌خوام برم.

235
00:12:20,600 --> 00:12:22,360
‫- اصلا کار خوبی نیست.
‫- لعنتی.

236
00:12:22,880 --> 00:12:24,400
‫خیلی وحشیانه‌ست.

237
00:12:28,280 --> 00:12:29,200
‫عجب!

238
00:12:32,360 --> 00:12:34,680
‫اولین نفر به بازیکن 374 رأی داد

239
00:12:34,760 --> 00:12:38,040
‫همین خودش دلیل کافی برای
‫بیرون کردن یکی هست.

240
00:12:38,120 --> 00:12:42,440
‫کسی نمی‌خواد اولین نفری باشه
‫که اسم یا صورت جدیدی رو نشون میده.

241
00:12:43,040 --> 00:12:45,400
‫فکر نکنم این کار خیلی‌ها رو
‫خوشحال کنه.

242
00:12:49,040 --> 00:12:52,240
‫وقتی نفر دومی مخفی کاری معنایی نداره

243
00:12:52,320 --> 00:12:53,480
‫چون همه می‌دونن به کی رأی دادی

244
00:12:53,560 --> 00:12:58,200
‫ولی دارم به کسی فکر می‌کنم
‫که بی‌ادب بوده با من

245
00:12:58,280 --> 00:13:01,320
‫و به نظرم همین روش
‫درستی برای برخورد باهاش بود.

246
00:13:22,600 --> 00:13:24,280
‫لعنتی.

247
00:13:25,480 --> 00:13:30,000
‫- وای خدا!‌ وای خدا!
‫- توقع این رو نداشتم! وای!

248
00:13:31,000 --> 00:13:33,080
‫چرا من رو انتخاب کرده؟

249
00:13:34,000 --> 00:13:36,400
‫توی بازی ماهی مرکب همه
‫مثل افعی‌اند.

250
00:13:36,480 --> 00:13:38,560
‫واقعا نمی‌تونی به کسی اعتماد کنی!

251
00:13:39,920 --> 00:13:42,000
‫هر تصمیم کوچیکی مهمه

252
00:13:42,080 --> 00:13:44,560
‫و ترسی از این ندارم که

253
00:13:44,640 --> 00:13:48,360
‫تصمیم سختی بگیرم اگر که مجبور بشم.

254
00:13:50,280 --> 00:13:53,520
‫واقعا تحت تأثیر بازیکن 302 قرار گرفتم

255
00:13:53,600 --> 00:13:56,200
‫چون جفتمون زن‌های
‫مستقل و قوی‌ای هستیم
‫«آماندا، بازیکن 19»

256
00:13:56,280 --> 00:13:59,960
‫و ما خانم‌ها باید هوای همدیگه رو داشته باشیم.

257
00:14:00,560 --> 00:14:03,880
‫دل تو دلم نیست که نوبتم بشه.
‫واسه این کار آماده نیستن.

258
00:14:28,240 --> 00:14:30,760
‫مردم می‌ترسن صورت جدیدی رو
‫اون بالا نشون بدن

259
00:14:30,840 --> 00:14:32,720
‫چون بعدش هدف قرارت می‌دن.

260
00:14:46,080 --> 00:14:49,560
‫بازیکن 161 و 374 رو می‌بینم

261
00:14:49,640 --> 00:14:52,800
‫می‌دونم که باید سه بازیکن رو حذف کنیم

262
00:14:52,880 --> 00:14:56,720
‫و من آماده‌م که نفر سوم رو
‫روی صفحه نشون بدم.

263
00:14:56,800 --> 00:14:58,440
‫قراره من رو هدف قرار بدن

264
00:14:58,520 --> 00:15:00,880
‫چون قراره نفر سوم رو
‫نشون بدم.

265
00:15:25,120 --> 00:15:27,520
‫لعنتی... کارش رو کرد!
‫کارش رو کرد!

266
00:15:31,920 --> 00:15:34,000
‫آره، من جدی‌ام.

267
00:15:34,880 --> 00:15:35,960
‫بدجور هم جدی‌ام.

268
00:15:40,200 --> 00:15:42,600
‫ایستادم و به بازیکن 330 رأی دادم

269
00:15:42,680 --> 00:15:45,400
‫چون تیم من تصمیم گرفت به 330 رأی بده.

270
00:15:46,200 --> 00:15:48,360
‫و قراره تمام تلاشمون رو بکنیم
‫تا هوای همدیگه رو داشته باشیم.

271
00:15:48,440 --> 00:15:50,760
‫وقتی دشمن داشته باشیم
‫باید هوای هم رو داشته باشیم

272
00:15:50,840 --> 00:15:52,960
‫و مراقب هم باشیم
‫و وفادار به هم باشیم.

273
00:16:01,160 --> 00:16:04,160
‫بازیکن 179 سر حرفش موند.

274
00:16:04,240 --> 00:16:06,200
‫ترسی نداره

275
00:16:06,280 --> 00:16:09,880
‫و همه این‌جوری بودن
‫«وای!»

276
00:16:10,640 --> 00:16:13,240
‫این زن قوی‌ایه.

277
00:16:39,880 --> 00:16:42,360
‫فکر کنم داره جالب میشه.

278
00:16:42,440 --> 00:16:43,400
‫شاید.

279
00:16:44,400 --> 00:16:45,880
‫آدم‌های خوبی اینجا هستن.

280
00:16:48,000 --> 00:16:49,080
‫به نظرم به یه زن نیاز داریم.

281
00:16:49,160 --> 00:16:50,760
‫همینه دیگه.

282
00:16:50,840 --> 00:16:51,760
‫دقیقا.

283
00:17:11,320 --> 00:17:12,240
‫سورپرایز.

284
00:17:14,600 --> 00:17:17,160
‫وای خدا! منم!

285
00:17:17,240 --> 00:17:19,000
‫- کی فکرش رو می‌کرد؟
‫- کی فکرش رو می‌کرد؟

286
00:17:20,400 --> 00:17:23,320
‫با توجه به اتفاقی که افتاد
‫کسی رو انتخاب کردم که من رو انتخاب کرد.

287
00:17:23,400 --> 00:17:25,560
‫سعی دارم به خودم فرصت
‫مبارزه بدم.

288
00:17:29,960 --> 00:17:31,840
‫بدون جنگ از اینجا بیرون نمی‌رم.

289
00:17:31,920 --> 00:17:34,440
‫اگه بیرون برم،
‫با یه انفجار بیرون می‌رم.

290
00:17:41,440 --> 00:17:44,560
‫یادم نیست که 2 0 3 بود یا 302
‫فقط خواستم مطمئن بشم.

291
00:17:44,640 --> 00:17:45,480
‫یکیه.

292
00:17:45,560 --> 00:17:47,280
‫- فکر کنم فهمیدم.
‫- فرقی نداره، حله.

293
00:17:47,360 --> 00:17:49,160
‫از همون اول ازت
‫خوشم نمی‌اومد.

294
00:17:49,240 --> 00:17:52,360
‫متنفر‌ها، متنفر باقی می‌مونن
‫ولی اگه ازم متنفر باشن کارما یقه‌شون رو می‌گیره.

295
00:18:45,120 --> 00:18:48,200
‫مشخص بود که 179 سردسته‌ی

296
00:18:48,280 --> 00:18:50,360
‫اون اتحاد چهار هسته‌ست

297
00:18:50,440 --> 00:18:53,680
‫ولی خیلی از صورت‌های اون
‫صفحه عملا تهدیدی ندارن.

298
00:18:54,440 --> 00:18:58,760
‫منم واقعا امیدوار بودم که مردم
‫زرنگ باش و شماره‌ی 179 رو وارد کنن.

299
00:19:31,480 --> 00:19:34,040
‫بازیکن‌ها! رأی‌گیری کامل شد.

300
00:19:36,320 --> 00:19:38,640
‫سه بازیکنی که بیشترین رأی رو دارن

301
00:19:38,720 --> 00:19:41,720
‫سریعاً حذف خواهند شد.

302
00:19:44,760 --> 00:19:46,680
‫من بخاطر پول اومدم.

303
00:19:46,760 --> 00:19:50,160
‫من وفاداری‌ای ندارم.
‫وفاداری من به اون قلّکه.

304
00:19:52,040 --> 00:19:54,320
‫اولین بازیکن حذف شده...

305
00:20:03,640 --> 00:20:07,000
‫بازیکن 374 هستش.

306
00:20:09,160 --> 00:20:11,920
‫رفت!

307
00:20:12,000 --> 00:20:13,640
‫خلاص!

308
00:20:14,800 --> 00:20:15,640
‫چه بی‌رحم!

309
00:20:23,960 --> 00:20:26,440
‫بازیکن حذف شده‌ی بعدی...

310
00:20:34,320 --> 00:20:37,320
‫بازیکن...330 هستش.

311
00:20:39,760 --> 00:20:40,800
‫می‌بینیمت داداش.

312
00:20:41,880 --> 00:20:43,000
‫

313
00:20:43,760 --> 00:20:47,320
‫یوهو!
‫330 از جمعمون رفت!

314
00:20:48,320 --> 00:20:51,480
‫خوشحالم چون من به اندازه‌ی
‫کافی جرئتش رو داشتم

315
00:20:51,560 --> 00:20:53,120
‫که روی صفحه نشونش بدم.

316
00:20:53,200 --> 00:20:55,240
‫مسئله‌ی شخصی نبود.
‫تصمیم گروهی بود.

317
00:20:59,920 --> 00:21:03,160
‫ولی هنوزم حس می‌کنم که
‫من رو هدف دارن.

318
00:21:08,720 --> 00:21:11,640
‫آخرین بازیکنی که حذف می‌شه...

319
00:21:19,080 --> 00:21:21,560
‫بازکین 161 هستش.

320
00:21:24,760 --> 00:21:26,520
‫به نظرم آدم‌ها یقینا گوسفند‌اند.

321
00:21:26,600 --> 00:21:29,040
‫من بخاطر اینکه روی
‫صفحه‌ بودم از بازی بیرون رفتم.

322
00:21:29,120 --> 00:21:31,760
‫چون اون نشونم داد،
‫وگرنه کسی این کار رو نمی‌کرد

323
00:21:31,840 --> 00:21:33,560
‫و من می‌‌تونستم هنوز
‫توی بازی باشم.

324
00:21:34,160 --> 00:21:35,520
‫من مردم رو مقصر نمی‌دونم.

325
00:21:35,600 --> 00:21:36,560
‫اون زنه رو مقصر می‌دونم.

326
00:21:50,040 --> 00:21:51,520
‫رُز ناراحت شده.

327
00:21:51,600 --> 00:21:52,480
‫آره.

328
00:22:00,520 --> 00:22:02,400
‫70 بازیکن باقی مونده

329
00:22:02,480 --> 00:22:07,440
‫و کل پول 3.86 میلیون دلاره.

330
00:22:19,040 --> 00:22:20,720
‫اولین باریه که کسی دست نزد.

331
00:22:22,240 --> 00:22:25,800
‫یکی از سخت‌ترین تصمیم‌هایی
‫که گرفتم...

332
00:22:27,440 --> 00:22:30,320
‫- خیلی حس گندی داره.
‫- آره.

333
00:22:30,400 --> 00:22:34,440
توجه کنید بازیکن‌ها
تا نیم ساعت دیگه خاموشی زده می‌شه

334
00:22:34,520 --> 00:22:38,800
دومین آزمون خوابگاهی
فردا برگزار می‌شه.

335
00:22:38,824 --> 00:22:42,864
‫بازیکنان، توجه کنید.
‫در ۳۰ دقیقه‌ی دیگه چراغ‌ها خاموش میشند.

336
00:22:42,944 --> 00:22:47,224
‫دومین آزمون حذفی خوابگاهی
‫فردا صبح برگزار خواهد شد.

337
00:22:48,104 --> 00:22:50,424
‫تنها دلیلی که به 161 رأی دادم

338
00:22:50,504 --> 00:22:53,704
‫این بود که بعضی مواقع
‫بی‌ادب بود و...

339
00:22:53,784 --> 00:22:55,984
‫فکر نکنم اصلاً چیز مثبتی
‫برای گفتن داشته.

340
00:22:56,064 --> 00:22:57,904
‫- اما بازیه دیگه.
‫- بازیه.

341
00:22:57,984 --> 00:23:00,144
‫- فقط میشه بازیو انجام داد.
‫- دقیقاً.

342
00:23:00,224 --> 00:23:02,064
‫خب، فکر کنم حالا یه سری دشمن دارم.

343
00:23:03,584 --> 00:23:08,424
‫من ویراستار مجله‌ی «نیویورک تایمز» بودم، ‫[لین
- شماره‌ی 302] ‫[ویراستار بازنشسته‌ی روزنامه]

344
00:23:08,424 --> 00:23:10,144
‫و تو خیلی از بخش‌ها کار کردم.
‫[از شهرستان برگن، نیوجرسی]

345
00:23:10,144 --> 00:23:13,904
‫برای بخش ورزشی استخدام شدم
‫چون پیشینه‌ام همین بود.
‫[از شهرستان برگن، نیوجرسی]

346
00:23:13,984 --> 00:23:16,544
‫همیشه جای عروسک،
‫توپ تو دستم بود.

347
00:23:16,624 --> 00:23:20,224
‫هیچوقت هدف عروسک‌ها رو درک نمی‌کردم،
‫پس رفتم سمت ورزش.

348
00:23:20,304 --> 00:23:21,864
‫مادرم ورزشکار بود.

349
00:23:21,944 --> 00:23:24,144
‫مادرم ورزشکار خیلی خوبی بود،

350
00:23:24,744 --> 00:23:26,984
‫برای دوران خودش،

351
00:23:27,064 --> 00:23:31,024
‫و تو دوران دبیرستان و قبلش
‫ورزشای مختلف بازی می‌کردم،

352
00:23:31,104 --> 00:23:35,624
‫اما در نهایت رفتم دانشگاه.
‫رفتم دانشگاهِ «ایالت کانزاس»،

353
00:23:35,704 --> 00:23:39,264
‫ اونجا اولین زنی بودم که

354
00:23:39,344 --> 00:23:42,504
‫بورسیه‌ی کامل بسکتبال بهم تعلق گرفت.

355
00:23:45,424 --> 00:23:48,184
‫- واسم ترسیده بودی؟
‫- خوشحالم زنده موندی، دختر. ترسیده بودم.

356
00:23:48,264 --> 00:23:49,024
‫آخی!

357
00:23:49,184 --> 00:23:51,624
‫- به اون یکی یارو رأی دادم چون...
‫- واقعاً؟

358
00:23:51,704 --> 00:23:52,984
‫- ممنون.
‫- نه کاری نکردم، دختر.

359
00:23:53,064 --> 00:23:54,984
‫- خوشحالم هنوز اینجایی.
‫- ممنون، عزیزم.

360
00:23:55,064 --> 00:23:56,784
‫اون خیلی مهربونه.

361
00:23:56,864 --> 00:23:59,904
‫واقعاً دارم حس می‌کنم ‫ذات واقعی مردم
داره مشخص میشه. ‫[چینی - شماره‌ی 171]

362
00:24:00,504 --> 00:24:02,304
‫واقعاً فقط می‌خوام متحدینم کنارم باشن،

363
00:24:02,384 --> 00:24:06,064
‫می‌دونی، همین 176، 182 و 183

364
00:24:06,144 --> 00:24:08,864
‫تا خاطر جمعم کنن
‫که اینجا بهم نیازه.

365
00:24:09,584 --> 00:24:12,544
‫به کی رأی میدی؟
‫به کی رأی میدی؟ به من رأی میدی؟

366
00:24:12,624 --> 00:24:16,544
‫نه، خیلی مضطرب بودم،
‫و داشتم سعی می‌کردم تو و 302 رو نجات بدم.

367
00:24:16,624 --> 00:24:18,784
‫خوشحالم تو هم فهمیدی
‫یه کار تیمی بوده. خیلی‌خب.

368
00:24:18,864 --> 00:24:22,544
‫نه، نه، دقیقاً. به کسی که
‫اول رفت خونه‌شون رأی دادم.

369
00:24:22,624 --> 00:24:25,544
‫چون حاضرم قسم بخورم
‫یه رأیِ 179 دیدم. دیدمش.

370
00:24:25,624 --> 00:24:26,664
‫از طرف من؟

371
00:24:26,744 --> 00:24:29,584
‫- دارم سر به سرت می‌ذارم.
‫- دختر سر به سر من نذار.

372
00:24:29,664 --> 00:24:32,664
‫نمی‌خواستم هیچکس ببینه
‫چون اینطوری داشتم زیر لب آواز می‌خوندم...

373
00:24:32,744 --> 00:24:35,824
‫نه، به هیچ وجه نه.
‫چنین کاری در حقت نمی‌کردم.

374
00:24:37,064 --> 00:24:40,424
‫من به چینی رأی دادم، ‫[دش - شماره‌ی 141] ‫اما کاملاً دارم به
اینا دروغ میگم ‫و... میگم که رأی ندادم، ‫[دش - شماره‌ی 141]

375
00:24:41,504 --> 00:24:44,904
‫چون واضحاً رهبرِ
‫یه اتحاده.

376
00:24:44,984 --> 00:24:49,104
‫پس حین بازی بعدی،
‫حس می‌کنم ممکنه بیان سراغ من،

377
00:24:49,184 --> 00:24:52,904
‫و می‌دونم که من تنها
‫احساس آسیب‌پذیری نمی‌کنم.

378
00:24:55,184 --> 00:24:57,024
‫خیلیا گفتن
‫یه تتو می‌زنن.

379
00:24:57,104 --> 00:24:59,064
‫- اوه، می‌زنم من.
‫- خیلی عالیه. جدی؟

380
00:24:59,144 --> 00:25:03,064
‫تتوی کارتِ تماس رو
‫که دایره، مثلث، مربع داره، می‌زنم.

381
00:25:03,144 --> 00:25:06,664
‫- می‌زنیش؟ واقعاً؟
‫- کارت به همراه رنگ و عدد 232.

382
00:25:06,744 --> 00:25:09,824
‫و بعد، ممکنه
‫گروه گانبو هم بهش اضافه کنم.

383
00:25:09,904 --> 00:25:10,864
‫- واقعاً؟ وای.
‫- اوهوم.

384
00:25:10,944 --> 00:25:12,344
‫ممکنه چند تا تتو باهم گیرم بیاد.

385
00:25:12,424 --> 00:25:14,264
‫- نگاش کن.
‫- خیلی خفن میشه.

386
00:25:17,784 --> 00:25:20,424
‫بقیه از اینکه یه سری
‫تتوهای بزرگ دارم...

387
00:25:20,504 --> 00:25:22,984
‫یکم غافلگیر شدن.

388
00:25:23,064 --> 00:25:24,664
‫[ریک - شماره‌ی 232]
‫[پزشک]

389
00:25:24,744 --> 00:25:27,104
‫یه تتو دارم که کل ساق‌پای راستم

390
00:25:27,184 --> 00:25:31,424
‫تا رون‌ـم رو دربرگرفته.
‫[اهل شهرستان آرمسترانگ، پنسیلوانیا]

391
00:25:31,504 --> 00:25:34,784
‫داستان زندگیمه.
‫یه ادای احترام به خانواده‌ام.

392
00:25:35,704 --> 00:25:36,544
‫امم...

393
00:25:37,504 --> 00:25:40,864
‫خیلی فکر می‌کنن پزشک‌ها، پزشک‌های پیرتر،

394
00:25:40,944 --> 00:25:42,424
‫این کارا رو نمی‌کنن.

395
00:25:42,944 --> 00:25:47,591
‫من تعداد سرگرمی‌هام
‫از دست در رفته.

396
00:25:48,184 --> 00:25:50,264
‫و یکیشون، پرورش گل ارکیده‌اس،

397
00:25:50,344 --> 00:25:53,784
‫و یه تتوی گل ارکیده‌ی بزرگ
‫به اندازه‌ی واقعی روی پام

398
00:25:53,864 --> 00:25:56,944
‫دارم و اول اسم هر کدوم از
‫نوه‌هام توش نوشته شده.

399
00:25:57,024 --> 00:26:00,584
‫هجده‌تا. و امیدوارم یه چند تا دیگه اضافه کنم،
‫گرچه دیگه جا نیست.

400
00:26:09,944 --> 00:26:12,264
‫- شب همگی بخیر.
‫- شب بخیر.

401
00:26:13,064 --> 00:26:14,024
‫شب بخیر.

402
00:26:14,544 --> 00:26:18,024
‫عجب روزی بود، مرد.
‫عجب روز فوق‌العاده گندی بود.

403
00:26:37,584 --> 00:26:41,384
‫بازیکنان، توجه کنید.
‫این زنگ بیدارباش شماست.

404
00:26:41,464 --> 00:26:43,624
‫وای بزن بریم!

405
00:26:44,224 --> 00:26:46,624
‫دومین آزمون به زودی
‫آغاز خواهد شد.

406
00:26:52,584 --> 00:26:55,264
‫- چه حسی داری؟
‫- دیشب... سخت بود.

407
00:26:56,144 --> 00:26:58,104
‫قدردان اینم که هنوز هستم
‫تا یه روز دیگه رو ببینم،

408
00:26:58,184 --> 00:27:00,184
‫تا هنوز تو این مسابقه باشم
‫و صدم رو بذارم.

409
00:27:00,264 --> 00:27:02,384
‫فکر حذف شدن به تنهایی

410
00:27:02,464 --> 00:27:05,184
‫برام یه زنگ بیدارباش‌ـه.

411
00:27:05,704 --> 00:27:08,904
‫باید تا جایی که می‌تونم
‫آدما رو طرف خودم نگه دارم.

412
00:27:08,984 --> 00:27:10,504
‫اینطوریه که نباید دشمنی واسه خودم بتراشم.

413
00:27:10,584 --> 00:27:13,544
‫خیلی هیجان‌زده‌ام و
‫آماده‌ام تا این مسابقه رو بترکونم.

414
00:27:13,624 --> 00:27:14,464
‫اوهوم.

415
00:27:15,904 --> 00:27:18,584
‫ممکنه یکم ساده به نظر بیاد، اما
‫از اولش یه استراتژی رو داشتم،

416
00:27:18,664 --> 00:27:20,504
‫اینکه به معنای واقعی هر کاری که تو اون زمان
‫حس درستی میده رو انجام بدم.

417
00:27:20,584 --> 00:27:23,304
‫- اصالت و نوآوری بهترین استراتژیه.
‫- واست... آره. آره.

418
00:27:24,104 --> 00:27:26,384
‫هممون حذفِ رو در روی شخصی

419
00:27:26,464 --> 00:27:27,344
‫برامون سخت‌تر از خود بازیه،

420
00:27:27,424 --> 00:27:30,424
‫و همه دارن تیم و اتحادیه و
‫اینجور چیزا تشکیل میدن.

421
00:27:30,944 --> 00:27:35,704
‫هرکی که تو یه اتحادیه‌اس
‫دنبال دلگرمی اضافیه،

422
00:27:35,784 --> 00:27:39,504
‫و همه سعی دارن تصمیم بگیرن
‫نفر بعدی که میرن سراغش کیه

423
00:27:39,584 --> 00:27:41,304
‫تا خودشون احساس امنیت پیدا کنن.

424
00:27:42,624 --> 00:27:45,184
‫بچه‌ها چه حسی دارین درمورد...
‫درمورد اینکه چی قراره پیش بیاد؟

425
00:27:45,264 --> 00:27:48,584
‫به نظرم الان موقعیه که می‌خوان
‫تیم‌ها رو علیه هم قرار بدن.

426
00:27:48,664 --> 00:27:51,024
‫به نظرم اگه به هم بچسبیم،
‫به نفع‌مونه.

427
00:27:51,104 --> 00:27:53,944
‫زمان جدایی پیش میاد،
‫اما فعلاً، کنار هم می‌مونیم.

428
00:27:54,024 --> 00:27:55,504
‫- گروه گانبو!
‫- هیس.

429
00:27:55,584 --> 00:27:57,984
‫آروم ولی. بفرما، لکسی،
‫تو یک دو سه رو بگو.

430
00:27:58,064 --> 00:28:00,264
‫- یک، دو، سه.
‫- گروه گانبو.

431
00:28:00,344 --> 00:28:01,624
‫- هی.
‫- خیلی‌خب.

432
00:28:01,704 --> 00:28:02,704
‫خیلی‌خب.

433
00:28:02,784 --> 00:28:04,824
‫همه اینجا تهدید محسوب میشن.

434
00:28:04,904 --> 00:28:06,904
‫- اگه تا اینجا رسیدی...
‫- نه؟ آره.

435
00:28:06,984 --> 00:28:09,264
‫- همه اینجا تهدید محسوب میشن، درست میگی.
‫- ...همه تهدید محسوب میشن.

436
00:28:09,344 --> 00:28:13,264
‫می‌دونی هواتو دارم.
‫پس، هرچی خواستی، فقط بهم بگو.

437
00:28:13,344 --> 00:28:14,984
‫ممنونم.

438
00:28:15,064 --> 00:28:16,864
‫- منم همین کارو برات می‌کنم.
‫- اوهوم.

439
00:28:20,384 --> 00:28:23,944
‫حس می‌کنم اینجا همه
‫استرس دارن، مرد.

440
00:28:25,184 --> 00:28:26,584
‫دیوانه‌واره.

441
00:28:27,944 --> 00:28:30,984
‫خیلی‌خب، بچه‌ها، نکته اینجاست.
‫نکته اینجاست.

442
00:28:31,824 --> 00:28:33,704
‫یه اتحاد چهار نفره

443
00:28:33,784 --> 00:28:38,144
‫بین چینی، داریوش، مربی، و جسی هست.

444
00:28:38,224 --> 00:28:40,304
‫و خیلیا هستن
‫که ازشون پیروی می‌کنن.

445
00:28:40,824 --> 00:28:43,864
‫همه باید به چینی رأی می‌دادیم.
‫من این کارو کردم.

446
00:28:43,944 --> 00:28:45,224
‫اما درمورد رأی‌ـم دروغ دارم میگم بهشون.

447
00:28:45,304 --> 00:28:48,304
‫به چینی رأی دادم چون اون
‫رهبر اتحادیه‌اس.

448
00:28:49,544 --> 00:28:53,504
‫نمی‌دونم چی می‌خوای بگم.
‫باید اینجا مراقب باشی.

449
00:28:53,584 --> 00:28:55,104
‫- آره.
‫- اوه، می‌دونم.

450
00:28:55,184 --> 00:28:57,944
‫مراقب باش چون دلت نمی‌خواد
‫مورد هدف قرار بگیری.

451
00:29:01,744 --> 00:29:04,064
‫خیلی‌خب، می‌خوای یکم
‫چرخش 360 درجه‌ی عجیب‌غریب ببینی؟

452
00:29:04,144 --> 00:29:07,304
‫- کله‌مَعلق‌های دوبله چوبله‌ی خفن چی؟
‫- آره، می‌خوام ببینم.

453
00:29:07,384 --> 00:29:10,304
‫چند وقتیه انجامش ندادم.
‫ممکنه درد بیاد. آماده‌ای؟

454
00:29:15,024 --> 00:29:17,224
‫- وای!
‫- بفرما.

455
00:29:21,944 --> 00:29:24,904
‫انجامش دادم الان؟

456
00:29:30,304 --> 00:29:32,184
‫- راستشو بخوای...
‫- هوم؟

457
00:29:32,264 --> 00:29:33,144
‫دش.

458
00:29:33,224 --> 00:29:34,704
‫سلام. چطوری؟

459
00:29:34,784 --> 00:29:37,304
‫داشت درمورد...
‫اتحاد شما حرف می‌زد و...

460
00:29:37,384 --> 00:29:40,064
‫بذار بشینم عزیزم
‫چون باید اینو درست بشنوم.

461
00:29:40,144 --> 00:29:44,464
‫اون... اون... اون اساساً گفت
‫به چینی رأی داده.

462
00:29:46,504 --> 00:29:47,784
‫چی؟!

463
00:29:49,384 --> 00:29:52,424
‫اساساً داشت می‌گفت
‫که این بهترین استراتژیمونه.

464
00:29:52,504 --> 00:29:54,504
‫باورم نمیشه.

465
00:29:54,584 --> 00:29:58,264
‫حس می‌کنم...
‫باید ازش دور بشم.

466
00:29:58,344 --> 00:30:02,344
‫حس می‌کنم... اعتمادم بهش اینطوری رفت...

467
00:30:02,424 --> 00:30:04,824
‫جایزه، جیگر!

468
00:30:04,904 --> 00:30:09,464
‫اوه، این منو عصبی می‌کرد، دختر.
‫منو عصبی کرد.

469
00:30:11,704 --> 00:30:14,584
‫وای. می‌دونی،
‫فکر کردم رفیق‌مونه.

470
00:30:14,664 --> 00:30:18,984
‫پس راستش باید به 179 بگم.

471
00:30:19,064 --> 00:30:23,104
‫بازیکن 141،
‫داره یکم اوضاعش قاراشمیش میشه.

472
00:30:23,184 --> 00:30:24,344
‫باید حواسمون بهش باشه.

473
00:30:24,424 --> 00:30:25,584
‫[داریوش - شماره‌ی 176]

474
00:30:26,264 --> 00:30:29,504
‫دختر، چینی!
‫باورت نمیشه.

475
00:30:29,584 --> 00:30:31,544
‫یه جورایی کر‌ـم
‫پس باید همینجا بشینم.

476
00:30:32,064 --> 00:30:33,304
‫خیلی‌خب، دارم می‌شنوم.

477
00:30:33,384 --> 00:30:35,624
‫خب، حدس بزن
‫کی داره میره اینور اونور میگه

478
00:30:35,704 --> 00:30:38,424
‫که انتخاب تو
‫بیشتر راهبردیه؟

479
00:30:39,024 --> 00:30:40,664
‫- کی؟
‫- دش.

480
00:30:43,504 --> 00:30:45,384
‫- وای. وای.
‫- اوه.

481
00:30:45,464 --> 00:30:46,744
‫وحشتناکه.

482
00:30:46,824 --> 00:30:49,744
‫تعجب نمی‌کنم. واقعاً حس می‌کنم
‫شماره‌ی منو گذاشت اون داخل.

483
00:30:49,824 --> 00:30:50,984
‫قطعاً.

484
00:30:51,624 --> 00:30:53,184
‫دش از کنترل خارجه.

485
00:30:53,704 --> 00:30:55,504
‫باید شروع کنیم
‫به ساخت همبستگی.

486
00:30:55,584 --> 00:30:56,664
‫ازت محافظت می‌کنیم.

487
00:30:59,424 --> 00:31:01,344
‫بفرما، پرتاب خوبیه،
‫خوبه!

488
00:31:01,424 --> 00:31:02,984
‫اوه! خیلی‌خب. خیلی‌خب!

489
00:31:09,904 --> 00:31:10,984
‫ببین. همشون...

490
00:31:13,424 --> 00:31:14,424
‫243.

491
00:31:16,344 --> 00:31:17,544
‫اون رهبره.

492
00:31:18,344 --> 00:31:19,944
‫- سردسته‌اشونه؟
‫- آره.

493
00:31:21,184 --> 00:31:22,304
‫همم.

494
00:31:22,864 --> 00:31:24,384
‫من یه دیده‌بانم.

495
00:31:25,224 --> 00:31:29,304
‫این همه اتحاد‌های مردمحور رو می‌بینم
‫که شکل می‌گیرن

496
00:31:29,384 --> 00:31:31,264
‫خیلی اذیتم می‌کنه.

497
00:31:31,784 --> 00:31:35,304
‫من با یه زن ازدواج کردم، یه زن قوی،

498
00:31:35,384 --> 00:31:38,064
‫هر روز با این مسئله دست و پنجه نرم می‌کنیم.

499
00:31:38,144 --> 00:31:41,024
‫وقتی... وقتی این مسئله رو اینجا می‌بینم،
‫واقعاً فقط...

500
00:31:41,104 --> 00:31:43,184
‫[فالیسیا - شماره‌ی 229]

501
00:31:43,264 --> 00:31:46,744
‫عصبیم می‌کنه.
‫ما واسه این چیزا اینجا نیستیم.

502
00:31:48,064 --> 00:31:51,064
‫بازیکنان، توجه کنید.

503
00:31:52,504 --> 00:31:54,704
‫بازیکن 232،

504
00:31:54,784 --> 00:31:59,224
‫لطفاً همراه یک بازیکن به انتخاب خودتون
‫وارد اتاق روزمرگی بشید.

505
00:32:00,024 --> 00:32:00,984
‫استیون، بریم.

506
00:32:01,064 --> 00:32:02,984
‫- برو، استیون.
‫- برو بریم.

507
00:32:03,064 --> 00:32:06,144
‫- خوش بگذره.
‫- بلی، جناب. وایسا بیام، پیرمرد.

508
00:32:07,224 --> 00:32:11,384
‫تو خانواده‌ام ثباتی وجود نداشت، ‫[استیون -
شماره‌ی 243] ‫[مالک شرکت حمل‌ونقل] ‫مسیری نبود.

509
00:32:11,464 --> 00:32:13,504
‫من از خانواده‌ی بزرگی میام.

510
00:32:13,584 --> 00:32:16,304
‫نُه تا بچه. من... من یکی از اون نُه تام.

511
00:32:16,384 --> 00:32:19,224
‫و پدرمادرم، تو سن پایین
‫شروع به بچه‌دار شدن کردن.

512
00:32:19,304 --> 00:32:21,424
‫یعنی دارم میگم خیلی سن‌شون کم بود
‫که بچه‌دار می‌شدن.

513
00:32:21,504 --> 00:32:24,104
‫ما بی‌خانمان بودیم.
‫تو ماشین زندگی می‌کردیم.

514
00:32:24,184 --> 00:32:28,664
‫بچه بودیم از این خونه به اون خونه
‫و از اینور به اونور می‌رفتیم.

515
00:32:28,744 --> 00:32:32,824
‫و هیچوقت... حتی...
‫حتی هر شب نمی‌تونستیم غذا بخوریم.

516
00:32:32,904 --> 00:32:36,344
‫پس خیلی با پدرمادرم نزدیک نبودم،
‫حتی با مامانم هم،

517
00:32:36,424 --> 00:32:39,744
‫که من...
‫وقتی بچه بودم، مامانی بودم.

518
00:32:39,824 --> 00:32:43,024
‫پس آره... من... هنوز
‫با مامانم حرف می‌زنم.

519
00:32:43,104 --> 00:32:45,264
‫اینطوری نیست که
‫به شرایط عادت نکرده باشیم،

520
00:32:45,344 --> 00:32:48,704
‫اما بابا... بابام،
‫تقریباً بی‌اهمیته. واقعاً گَنده.

521
00:32:55,584 --> 00:32:57,504
‫اوه، ببین چی اینجا داریم.

522
00:32:59,344 --> 00:33:01,104
‫بازی داکجی.

523
00:33:04,104 --> 00:33:05,144
‫برو سراغش.

524
00:33:07,864 --> 00:33:09,144
‫تو... می‌دونی چطوری برگردونیشون؟

525
00:33:09,224 --> 00:33:10,464
‫نه.

526
00:33:15,584 --> 00:33:17,944
‫- برگشت.
‫- اوه، باید بهش ضربه بزنی؟

527
00:33:18,024 --> 00:33:18,904
‫نوبت توئه.

528
00:33:20,024 --> 00:33:20,904
‫باید بهش ضربه بزنی.

529
00:33:21,504 --> 00:33:23,984
‫- پس فقط بکوبمش روش؟
‫- آره.

530
00:33:26,024 --> 00:33:30,104
‫- و ضربه‌ام خطا رفت.
‫- بعضی وقتا مسئله همیشه... قدرت نیست.

531
00:33:30,184 --> 00:33:32,264
‫بیشتر شاید، اینطوریه.

532
00:33:32,344 --> 00:33:33,704
‫اوه، وای.

533
00:33:39,944 --> 00:33:41,664
‫سعی می‌کنم پامو اینجا بذارم.

534
00:33:43,064 --> 00:33:44,544
‫- اینطوری.
‫- نگاش کن.

535
00:33:44,624 --> 00:33:46,264
‫اوه، چه آسون.

536
00:33:46,344 --> 00:33:47,704
‫پرتاب... آسون.

537
00:33:47,784 --> 00:33:49,064
‫یکم گوشه.

538
00:33:51,744 --> 00:33:53,384
‫دوباره... امتحان کن.

539
00:33:53,464 --> 00:33:54,504
‫- اینطوری؟
‫آره.

540
00:33:55,784 --> 00:33:57,104
‫- برگشت.
‫- آفرین.

541
00:33:57,664 --> 00:33:59,224
‫تو یه چیز دیگه‌ای، بابابزرگ.

542
00:34:02,224 --> 00:34:03,584
‫- وای.
‫- وای.

543
00:34:05,104 --> 00:34:06,784
‫انجامش دادم.

544
00:34:14,544 --> 00:34:15,944
‫این لامصب خیلی آسونه.

545
00:34:17,024 --> 00:34:18,944
‫و نتونستم برگردونمش.

546
00:34:20,224 --> 00:34:22,024
‫بازیکنان، توجه کنید.

547
00:34:25,384 --> 00:34:26,784
‫بازیکن 243...

548
00:34:28,744 --> 00:34:30,664
‫تو بازی داکجی رو باختی.

549
00:34:35,664 --> 00:34:37,904
‫وای اینجا چه خبره؟

550
00:34:47,424 --> 00:34:48,304
‫عیب نداره، مرد.

551
00:34:51,704 --> 00:34:52,544
‫کارت‌ها.

552
00:34:58,024 --> 00:35:00,064
‫فکر کردم فقط داشتیم
‫بازی می‌کردیم.

553
00:35:01,184 --> 00:35:03,184
‫یه جورایی تقصیر منه.

554
00:35:03,824 --> 00:35:06,504
‫من نگران خودم نیستم.

555
00:35:06,584 --> 00:35:08,224
‫نگران استیوم.

556
00:35:09,864 --> 00:35:13,104
‫فکر کردم می‌خوان بگن
‫«243، وقت تمومه.»

557
00:35:24,064 --> 00:35:25,184
‫این چه کوفتیه؟

558
00:35:25,984 --> 00:35:26,944
‫شکلات تخته‌ای.

559
00:35:27,664 --> 00:35:29,624
‫- چیه؟
‫- شکلات تخته‌ای.

560
00:35:45,384 --> 00:35:46,304
‫اوه خدای من.

561
00:35:47,664 --> 00:35:50,464
‫- تو یه چیز دیگه‌ای، بابابزرگ.
‫- همون پیرمرد صدام کن.

562
00:35:50,544 --> 00:35:52,304
‫- بابام رو پیرمرد صدا می‌کنم.
‫- اوه. خب...

563
00:35:53,224 --> 00:35:54,104
‫اما خوشم میاد از این.

564
00:35:54,184 --> 00:35:56,304
‫نمی‌تونم یه بچه دیگه بیارم خونه.
‫زنم منو می‌کشه.

565
00:35:56,384 --> 00:35:57,544
‫قطعاً!

566
00:35:59,664 --> 00:36:00,784
‫فکر کردم...

567
00:36:00,864 --> 00:36:03,344
‫اینکه استیو داشت
‫باهام برمی‌گشت آسوده خاطر شدم.

568
00:36:03,424 --> 00:36:05,904
‫من دیوونه‌ام. اوه، استیو.

569
00:36:06,544 --> 00:36:07,504
‫یا خدا.

570
00:36:07,584 --> 00:36:08,824
‫ترسناک بود.

571
00:36:08,904 --> 00:36:12,344
‫خداروشکر من مسئول حذفش نبودم.

572
00:36:12,944 --> 00:36:13,904
‫دیوانه‌واره.

573
00:36:17,504 --> 00:36:19,464
‫فقط بی‌سروصدا. بی‌سروصدا.

574
00:36:20,304 --> 00:36:21,424
‫آره.

575
00:36:22,464 --> 00:36:25,424
‫ما چیکار کردیم؟ چیکار کردیم؟
‫یکم ظرف شستیم.

576
00:36:26,224 --> 00:36:28,104
‫نفس بکش.

577
00:36:31,984 --> 00:36:33,544
‫اوه اینجا رو ببین.
‫هیچکس اینجا نیست.

578
00:36:34,304 --> 00:36:37,464
‫عه. دوش‌های کثیف.

579
00:36:39,344 --> 00:36:42,544
‫- اون طرفی. خوبه!
‫- یک، دو، سه، چهار.

580
00:36:43,024 --> 00:36:44,824
‫دست!

581
00:36:48,424 --> 00:36:49,864
‫دلم برا پسرم تنگ شده.

582
00:36:51,904 --> 00:36:54,224
‫خوابش هم دیدم...

583
00:36:55,504 --> 00:36:57,424
‫دوست‌پسرت چی می‌گفت الان؟

584
00:36:58,464 --> 00:37:00,984
‫بیا خونه.

585
00:37:09,984 --> 00:37:11,984
‫دلم برای دخترم تنگ شده، می‌دونی؟

586
00:37:13,304 --> 00:37:16,104
‫امیدوارم اینطوری نباشه که...
‫دخترم به این فکر نکنه که

587
00:37:16,824 --> 00:37:20,024
‫مثلاً «مامانی کجاست؟»
‫امیدوارم آروم باشه فقط.

588
00:37:21,464 --> 00:37:22,544
‫می‌دونم بهش فکر کردم.

589
00:37:22,624 --> 00:37:25,584
‫اینطوری بودم که
‫«برام سواله که بچه‌ام سراغمو گرفته یا نه.»

590
00:37:26,344 --> 00:37:30,704
‫بعد عذاب وجدان می‌گیری که
‫وارد این بازی لعنتی شدی و بچه‌تو تنها گذاشتی.

591
00:37:32,584 --> 00:37:35,984
‫به خاطر اون انجامش میدم.
‫فکر کنم می‌خوان برنده بشیم.

592
00:37:36,824 --> 00:37:37,664
‫واقعاً می‌خوان.

593
00:37:46,704 --> 00:37:50,224
‫خب ما سعی کردیم
‫بچه‌دار بشیم...

594
00:37:51,984 --> 00:37:56,264
‫از طریق روش ت.د.ر،
‫که تزریق داخل رحمی‌ـه.

595
00:37:57,184 --> 00:38:00,064
‫نبود... چند بار موفقیت‌آمیز نبود،

596
00:38:00,144 --> 00:38:02,104
‫حداقل پنج بارش.

597
00:38:03,264 --> 00:38:04,944
‫و...

598
00:38:11,344 --> 00:38:14,184
‫در واقع نزدیک بود
‫طلاق بگیریم...

599
00:38:22,744 --> 00:38:24,304
‫...چون واقعاً سخت بود

600
00:38:25,624 --> 00:38:26,744
‫برای هردومون.

601
00:38:27,824 --> 00:38:30,744
‫امم، و...

602
00:38:32,184 --> 00:38:35,784
‫یه مدت دیگه تلاش نکردیم و
‫فقط روی رابطه‌مون تمرکز کردیم،

603
00:38:36,584 --> 00:38:40,984
‫دوباره به هم عشق ورزیدیم و از...
‫از وجود هم لذت بردیم و...

604
00:38:41,824 --> 00:38:46,424
‫به نقطه‌ی دیگه‌ای تو زندگی‌مون رسیدیم
‫که آماده بودیم.

605
00:38:46,504 --> 00:38:48,264
‫و...

606
00:38:50,064 --> 00:38:52,464
‫آره، خدا بهمون یه دختر کوچولو داد،

607
00:38:52,544 --> 00:38:54,824
‫و اصلاً شبیه من نیست

608
00:38:54,904 --> 00:38:57,144
‫و خیلی شبیه زن‌ـمه،

609
00:38:57,224 --> 00:39:01,824
‫و تخمک از من بود،
‫و همه چیز عالی پیش رفت.

610
00:39:07,624 --> 00:39:10,184
‫چی شده؟

611
00:39:13,744 --> 00:39:15,504
‫بهت گفتم، بهت گفتم.

612
00:39:15,584 --> 00:39:17,584
‫- بهتون گفتم، بچه‌ها.
‫- اوه، نه!

613
00:39:17,664 --> 00:39:18,864
‫اوه!

614
00:39:22,184 --> 00:39:23,224
‫اون چیه؟

615
00:39:23,784 --> 00:39:25,704
‫این چه کوفتیه؟

616
00:39:26,224 --> 00:39:28,624
‫من حقیقتاً از اینکه
‫جلو وایسادیم می‌ترسم.

617
00:39:28,704 --> 00:39:29,544
‫چرا؟

618
00:39:29,624 --> 00:39:31,664
‫چیزای بد برای آدمای جلو
‫اتفاق میفته.

619
00:39:31,744 --> 00:39:34,624
‫- حداقل با هم حذف میشیم.
‫- نه، من حذف نمیشم.

620
00:39:36,864 --> 00:39:38,384
‫این چه کوفتیه؟

621
00:39:39,264 --> 00:39:40,744
‫اوه خدای من، خیلی ترسیدم.

622
00:39:42,784 --> 00:39:44,504
‫بازیکنان، توجه کنید.

623
00:39:45,264 --> 00:39:48,184
‫این دومین آزمون حذفی خوابگاهی‌ـه.

624
00:39:49,544 --> 00:39:51,664
‫پنج داوطلب احتیاجه.

625
00:39:52,584 --> 00:39:53,624
‫می‌خوای بری؟

626
00:39:53,704 --> 00:39:58,424
‫قبل امروز،
‫گمونم انگار یه تماشاچی بی‌سروصدا بودم،

627
00:39:58,504 --> 00:39:59,784
‫اما حالا وقتشه.

628
00:39:59,864 --> 00:40:03,664
‫تعداد داره کاهش پیدا می‌کنه.
‫باید پا پیش بذارم دیگه.

629
00:40:04,344 --> 00:40:06,184
‫- داوطلب بشم؟
‫- هوم؟

630
00:40:06,264 --> 00:40:08,624
‫- داوطلب بشم؟
‫- خطرناکه.

631
00:40:08,704 --> 00:40:09,824
‫داوطلب بشم؟

632
00:40:14,384 --> 00:40:16,664
‫عمراً من داوطلب بشم.

633
00:40:16,744 --> 00:40:18,744
‫نمی‌خوام کلاهمم اونجا بیفته.

634
00:40:18,824 --> 00:40:22,024
‫سعی نمی‌کنم که...
‫احتمال حذف شدنم باشه.

635
00:40:22,104 --> 00:40:23,944
‫عمراً.
‫نه، واسه خودشون.

636
00:40:26,664 --> 00:40:28,304
‫خیلی‌خب.
‫من یکی‌ـش هستم.

637
00:40:28,384 --> 00:40:32,144
‫یکی باید انجامش بده. امیدوارم این
‫یه جورایی بهم شانس اینو بده که...

638
00:40:32,224 --> 00:40:33,064
‫[جسی - شماره‌ی 183]

639
00:40:33,144 --> 00:40:35,744
‫یه سری کار عادلانه بکنم و
‫از این وضعیت یه چیز مثبت درارم.

640
00:40:36,784 --> 00:40:38,224
‫یه داوطلب داریم.

641
00:40:38,304 --> 00:40:40,584
‫واضحاً، بازیکنا می‌تونن حذف بشن.

642
00:40:40,664 --> 00:40:43,704
‫اما من انجامش میدم. ‫دلو به دریا
می‌زنم. ‫[جول - شماره‌ی 375]

643
00:40:43,784 --> 00:40:44,904
‫داوطلب بشم؟

644
00:40:45,464 --> 00:40:46,304
‫هوم؟

645
00:40:47,304 --> 00:40:49,264
‫- گوش کن...
‫- انجامش میدم.

646
00:40:49,344 --> 00:40:50,624
‫سه نفر داریم؟ چهار نفر؟

647
00:40:50,704 --> 00:40:52,104
‫- چهار، پنج.
‫- پنج.

648
00:41:05,344 --> 00:41:06,864
‫من چیکار کردم؟

649
00:41:11,544 --> 00:41:14,024
‫لامصب قلبم تو دهنمه.

650
00:41:18,184 --> 00:41:20,864
‫- به نظرت این یعنی چی؟
‫- یه جعبه‌ی اسباب بازیه.(ازش آدمک میاد بیرون)

651
00:41:21,384 --> 00:41:23,024
‫اوه، خدای من.

652
00:41:24,024 --> 00:41:27,224
‫یکیش مثلاً حذفت می‌کنه
‫یا یه همچین چیزی، یکیش بَده.

653
00:41:27,304 --> 00:41:28,704
‫اوه!

654
00:41:39,144 --> 00:41:40,464
‫پنج بازیکنی که

655
00:41:40,544 --> 00:41:42,984
‫برای شرکت در این آزمون
‫داوطلب شدند،

656
00:41:43,064 --> 00:41:46,824
‫لطفاً یک جعبه از شش جعبه‌ی موجود
‫انتخاب کنید و پشتش بایستید.

657
00:41:47,504 --> 00:41:48,384
‫اوه، حالم بَده.

658
00:42:01,464 --> 00:42:03,824
‫- امیدوارم توش پول باشه.
‫- امیدوارم.

659
00:42:06,304 --> 00:42:08,144
‫خیلی فکر نکن، ببین حست چی میگه.

660
00:42:20,184 --> 00:42:21,824
‫جعبه‌ی خوبیه. جعبه‌ی خوبیه.

661
00:42:23,504 --> 00:42:27,224
‫شش جعبه‌ای که جلوی شما
‫قرار دارند، حاوی یک غافلگیری هستند.

662
00:42:29,464 --> 00:42:32,864
‫- حس بدی راجع بهش دارم.
‫- منم حس بدی دارم.

663
00:42:34,744 --> 00:42:37,224
‫جعبه‌ی شما
‫یا حاوی قدرتِ

664
00:42:37,304 --> 00:42:39,104
‫حذف کردن بازیکنان دیگه...

665
00:42:43,224 --> 00:42:45,264
‫...یا یه امتیاز تو بازی بعدی...

666
00:42:51,984 --> 00:42:53,104
‫یا...

667
00:42:54,224 --> 00:42:56,224
‫حذف فوری شماست.

668
00:42:56,424 --> 00:43:16,324
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

