﻿WEBVTT

00:00:05.890 --> 00:00:15.890
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: ZedMovie ::..</c></b>

00:00:15.914 --> 00:00:24.723
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:00:29.747 --> 00:00:35.556
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:00:43.580 --> 00:00:45.210
‫هی، هی!
‫گوشِـت با منه؟

00:00:45.960 --> 00:00:48.750
‫بابا ببین چی می‌گم اصلاً،
‫دارم می‌گم خودم بررسیش کردم

00:00:49.250 --> 00:00:51.000
‫نه، نه، نه آقا، من نمی...

00:01:08.770 --> 00:01:10.020
‫الو؟

00:01:10.110 --> 00:01:12.650
‫الو؟ توی پارک «راون‌تری» تیراندازی شده

00:01:12.730 --> 00:01:14.900
‫بسیارخب خانم، شما در امانیـد؟

00:01:14.990 --> 00:01:17.530
‫فکر کنم به یکی از پسربچه‌ها شلیک کردن

00:01:19.240 --> 00:01:21.790
‫می‌بینید که...
‫هنوزم تیراندازی‌شون ادامه داره یا نه؟

00:01:21.870 --> 00:01:22.950
‫چه می‌دونم!

00:01:24.160 --> 00:01:26.750
‫پسره روی زمین ولو شده
‫اصلاً تکون نمی‌خوره!

00:01:31.717 --> 00:01:34.230
‫«ســوءپیشینه»
‫[فصل اول، قسمت سوم]

00:01:34.254 --> 00:01:44.254
‫♪ آهنگ Just Me and You ♪
‫♪ از Dreamliners ♪

00:02:20.720 --> 00:02:23.760
‫بسیارخب، جان
‫من الان به پارک راون‌تری توی منطقۀ

00:02:23.850 --> 00:02:26.270
‫هکنی داونز لندن رسیدم

00:02:26.350 --> 00:02:30.940
‫ظاهراً پسربچه‌ای در حالی‌که داشته از مدرسه
‫به خونه برمی‌گشته، توی مسیر تیر می‌خوره

00:02:31.020 --> 00:02:33.610
‫و طبق گفتۀ شاهدین، ضاربینِ حادثه
‫سوار بر موتور تیراندازی کردن

00:02:34.110 --> 00:02:35.980
‫به نظر می‌رسد این حادثه تازه‌ترین مورد

00:02:36.070 --> 00:02:40.030
‫از مجموعه اتفاقاتِ خشونت‌آمیز
‫مرتبط با باندهای مختلف در ماه‌های اخیر باشد

00:02:40.110 --> 00:02:42.120
‫همونطور که می‌بینید، کلِ پارک...

00:02:44.719 --> 00:02:45.680
‫[این خانم رو می‌شناسید؟]

00:02:45.705 --> 00:02:48.305
‫[در صورت داشتن هرگونه اطلاعات،
‫با این شماره تلفن تماس بگیرید]

00:02:54.091 --> 00:02:56.979
‫[نقض سیستم شناسایی شماره پلاک خودرو]
‫[نتایج مرتبط با جون لنکر]
‫[شمارۀ پرونده‌های مربوطه]

00:02:58.900 --> 00:03:00.065
‫[اطلاعات شما با موفقیت اضافه گردید]

00:03:00.090 --> 00:03:02.050
‫خیلی‌خب، همه گوش‌هاشون با من باشه

00:03:02.140 --> 00:03:05.140
‫همین الان بهم خبر رسیده که
‫بخاطر تیراندازی توی پارک راون‌تری

00:03:05.220 --> 00:03:07.180
‫پروندۀ بزرگی زیر دستمونه

00:03:07.270 --> 00:03:09.430
‫احتمال خیلی زیاد مربوط به باند خلافکارهاست

00:03:10.190 --> 00:03:12.350
‫هکنی داونز دنبال چندتا پلیس اضافه‌ست

00:03:12.440 --> 00:03:15.940
‫اگه کسی داوطلب بشه،
‫واقعاً ممنون می‌شم

00:03:16.020 --> 00:03:18.240
‫افسر ارشد تحقیقات پرونده،
‫سربازرس هگرتی‌ـه

00:03:18.780 --> 00:03:20.320
‫فعلاً اطلاعاتمون در همین حده،

00:03:20.400 --> 00:03:23.370
‫ولی اینم بدونید که تحت فشار قرار می‌گیریم
‫و کمبود منابع خواهیم داشت

00:03:23.450 --> 00:03:24.830
‫پس باید تموم فکر و ذکرتون رو روش بذارید

00:03:28.580 --> 00:03:29.960
‫خداروشکر پسره زنده مونده

00:03:29.985 --> 00:03:31.965
‫خداروشکر؟ برو بابا،
‫ندیدی چه بلایی سرش اومده؟

00:03:31.990 --> 00:03:33.925
‫عکس سرش رو نشون رفیقم بده، گبی

00:03:34.000 --> 00:03:35.170
‫لذت ببر

00:03:36.340 --> 00:03:37.340
‫نُه میلی‌متره

00:03:38.510 --> 00:03:39.720
‫گلوله رو از توی سرش درنیاوردن؟

00:03:40.220 --> 00:03:42.800
‫بخیه زدن و منتظرن که ورمش بخوابه

00:03:42.890 --> 00:03:44.340
‫به خیالشون آپاندیسه

00:03:45.100 --> 00:03:47.220
‫به جراح گفتم که گلوله رو می‌خوایم

00:03:47.890 --> 00:03:50.850
‫هرچی زودتر گلوله رو بررسی کنیم،
‫سریع‌تر می‌تونیم برای پیدا کردن اسلحه اقدام کنیم

00:03:50.930 --> 00:03:52.140
‫کاغذبازیش در چه حاله؟

00:03:53.350 --> 00:03:56.190
‫افسرهای بخش‌ها دیگه واسه
همکاریِ فوری اعلام آمادگی کردن

00:03:56.270 --> 00:03:57.820
‫باشه، تصمیمش با خودم

00:03:58.570 --> 00:03:59.570
باشه

00:04:03.558 --> 00:04:05.457
‫[اعزام نیرو جهت همکاری متقابل]

00:04:08.020 --> 00:04:10.084
‫[گروهبان کارآگاه لنکر]

00:04:15.330 --> 00:04:16.710
‫نه، با مادرش صحبت کردم

00:04:16.790 --> 00:04:18.800
نمی‌شه خیلی راحت
توجه رسانه‌ها رو به سمتش جلب کنیم

00:04:18.880 --> 00:04:19.880
‫مطمئن هستید؟

00:04:19.960 --> 00:04:22.010
‫به نظرم واقعاً سروصدا بکنه
‫و بتونن حقیقت رو لمس کنن

00:04:22.090 --> 00:04:24.470
‫خانم؟ لطف می‌کنید
‫چند لحظه صبر کنید؟

00:04:24.550 --> 00:04:25.550
‫- بله
‫- متشکرم

00:04:27.550 --> 00:04:31.520
‫گروهبان کارآگاه لنکر
‫به تیم خوش اومدید

00:04:31.600 --> 00:04:32.600
‫ممنون جناب

00:04:33.350 --> 00:04:36.770
‫بیا، یکیش رو واسه خبرگزاری انتخاب کن

00:04:38.360 --> 00:04:39.440
‫ممنون که اومدی

00:04:40.190 --> 00:04:41.740
‫خوشحالم که می‌بینم داوطلب شدی

00:04:42.690 --> 00:04:46.490
‫خب، خودم مادرم و پسر دارم،
‫برای همین...

00:04:47.410 --> 00:04:48.410
‫هرکاری از دستم بربیاد، انجام می‌دم

00:04:48.950 --> 00:04:50.370
‫خوبه. خوبه.

00:04:50.450 --> 00:04:51.290
‫- ولری
‫- بله؟

00:04:51.370 --> 00:04:53.160
‫- واسه بخش رسانه‌ست
‫- بسیارخب

00:04:54.250 --> 00:04:55.250
‫حالت خوبه؟

00:04:56.250 --> 00:04:57.380
‫بله

00:04:58.380 --> 00:05:00.380
‫لینک «زوم» توی واگن آماده‌ست

00:05:01.050 --> 00:05:03.550
‫پیدا کردن تماس‌گیرندۀ خیابون هایز
‫به کجا رسیدی؟

00:05:04.130 --> 00:05:06.390
‫خب به بخش اورژانس گزارشش رو دادم

00:05:06.470 --> 00:05:08.350
‫که شاید دوباره تماس بگیره،
‫ولی خب، آخه...

00:05:08.430 --> 00:05:09.640
‫- جدای از اون...
‫- نهایت سعی‌ات رو کردی

00:05:09.720 --> 00:05:10.720
‫خودت رو سرزنش نکن

00:05:12.180 --> 00:05:13.180
‫باشه جناب

00:05:16.810 --> 00:05:18.980
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫فکر می‌کردم حالت ازش به‌هم می‌خوره

00:05:19.480 --> 00:05:20.360
‫تا پنج دقیقۀ دیگه می‌ریم

00:05:23.570 --> 00:05:24.570
‫جون لنکر؟

00:05:26.950 --> 00:05:29.490
‫- نه. شرمنده کار...
‫- شوخی می‌کنم بابا

00:05:31.030 --> 00:05:32.700
‫امروز مسیرمون با همدیگه‌ست
‫کفارۀ گناهانمه، گمونم

00:05:33.500 --> 00:05:35.750
‫- کیم کاردول هستم
‫- بله، می‌شناسمتون

00:05:36.250 --> 00:05:37.080
‫خوبه

00:05:38.080 --> 00:05:40.880
‫می‌دونید چندتا باند خلافکار
‫توی این منطقه مشغولن؟

00:05:42.050 --> 00:05:43.960
‫- هفده‌تا
‫- ماشالا

00:05:44.050 --> 00:05:45.050
تازه ‫ما از هفده‌تاش خبر داریم

00:05:46.130 --> 00:05:49.390
‫و جالب اینجاست که به چشم بچه‌های اینجا،
‫این خلافکارها خدان

00:05:49.415 --> 00:05:51.636
‫- که این‌طور
‫- ما می‌تونیم با شگردِ خودمون پیش بریم

00:05:51.661 --> 00:05:53.825
‫می‌شه از ساکنین پرس‌وجو بکنیم،
‫ولی هیچکس لام تا کام زبون وا نمی‌کنه

00:05:53.850 --> 00:05:56.100
‫- ابداً
‫- خب، فایده‌ش چیه؟

00:05:56.526 --> 00:05:57.651
هیچی

00:05:57.676 --> 00:06:00.980
‫معمولاً اگه اطلاعاتی در کار باشه،
‫از طرف منابع ناشناس به دستمون می‌رسه

00:06:01.060 --> 00:06:03.570
‫خبرچین‌ها و منابع مخفی

00:06:04.070 --> 00:06:08.030
‫جمع شید!
‫شما هم همین‌طور، گروهبان لنکر

00:06:08.820 --> 00:06:12.200
‫بجنبید، بسیارخب، خیلی خوشحالـم
‫که تعدامون به این حد رسیده

00:06:12.280 --> 00:06:14.830
‫سلام، هگرتی هستم

00:06:15.750 --> 00:06:17.080
‫اطلاعات می‌خوام

00:06:18.040 --> 00:06:19.370
‫بله، درمورد این بچۀ توی پارک

00:06:20.080 --> 00:06:24.090
‫می‌دونم، نُه
‫نُه سالش بوده

00:06:24.170 --> 00:06:25.800
‫بله، شما هم مادرید
‫معلومه که همین‌طوره

00:06:25.880 --> 00:06:29.680
‫بله، بگی‌نگی
‫برام مهم نیست، اصلاً واسم اهمیتی نداره

00:06:29.760 --> 00:06:30.760
‫گوش بده...

00:06:31.680 --> 00:06:34.810
‫آره، می‌تونم یه لطفی بهت بکنم،
‫ولی باید جبرانش بکنی

00:06:34.890 --> 00:06:36.100
‫می‌تونم سفارشش رو بکنم واست

00:06:37.730 --> 00:06:40.980
‫گوش بده، من اصلاً از این کارها نمی‌کنم،
‫ولی شما تنها کسی هستی که می‌تونی کمکم کنی

00:06:41.060 --> 00:06:45.480
‫آره، یه پرس‌وجو بکن
‫ببین چی می‌گن

00:06:56.620 --> 00:06:58.540
‫جیکوب با کی‌ها می‌پلکه؟

00:07:00.710 --> 00:07:01.830
‫چهارتا بچه‌ان دیگه، عزیزم

00:07:02.790 --> 00:07:04.750
‫بله، می‌دونم مادر جان
‫ولی دوست‌های صمیمیش کجان؟

00:07:04.840 --> 00:07:06.260
‫منظورم نوین و رفقاشه؟

00:07:06.340 --> 00:07:09.050
‫خب، یکمی چیز بودن...
‫چی می‌گن؟

00:07:09.880 --> 00:07:10.880
‫سوسول

00:07:11.390 --> 00:07:12.720
‫شاید با همدیگه بحثشون شده

00:07:13.430 --> 00:07:14.680
‫چرا چیزی بهم نگفته پس

00:07:15.680 --> 00:07:16.890
‫چرا جوک می‌گی

00:07:17.720 --> 00:07:20.520
‫- می‌شه درست غذات رو بخوری؟
‫- تجربۀ جدیدیه واسش

00:07:20.600 --> 00:07:22.100
‫- عادیه
<i>‫- پلیس شرق لندن</i>

00:07:22.190 --> 00:07:25.360
<i>‫من باب حادثۀ تیراندازی امروز به
‫پسرک محصل در پارک راون‌تری،</i>

00:07:25.440 --> 00:07:27.280
<i>‫از شاهدین عزیز تقاضا می‌کند</i>

00:07:27.780 --> 00:07:30.110
<i>‫آیزک ویتلوی نُه ساله،
‫که همچنان در شرایط وخیمی به سر می‌برد...</i>

00:07:30.200 --> 00:07:32.110
‫وای، خدایا. همین بچه‌ست؟

00:07:32.200 --> 00:07:33.660
<i>‫- ...در مسیر برگشت مدرسه به خانه...</i>
‫- چی؟

00:07:33.740 --> 00:07:35.910
<i>‫- ...در ساعت چهار بعدازظهر...</i>
‫- همون پسری که پرونده‌ش دستته؟

00:07:35.990 --> 00:07:37.660
<i>‫- ...با شلیک یک گلوله به سرش...</i>
‫- آره

00:07:37.740 --> 00:07:38.750
<i>‫...مجروح گردیده</i>

00:07:39.290 --> 00:07:41.460
‫ای وای، داشت یادم می‌رفت‌ها
‫بابای جیکوب زنگ زد

00:07:41.540 --> 00:07:43.000
‫زک؟ چی می‌گفت؟

00:07:43.080 --> 00:07:44.880
<i>‫- پلیس شرق لندن...</i>
‫- خونواده‌ش رو می‌شناسن

00:07:44.960 --> 00:07:48.010
‫ظاهراً موروآ با مادر پسره،
‫توی انجمن اولیا و مربیان آشنا شدن

00:07:48.090 --> 00:07:49.050
‫معلومه که آره

00:07:49.130 --> 00:07:51.630
‫درمورد اینکه حالش خوب می‌شه
‫و نمی‌دونم این حرف‌ها، پرسید

00:07:52.630 --> 00:07:53.640
‫بهش زنگ می‌زنم باز

00:07:53.720 --> 00:07:55.600
‫به نظرتون اگه پسره سیاه‌پوست بود هم،
‫خبرش انقدر سروصدا می‌کرد؟

00:07:55.680 --> 00:07:57.930
‫آره، منم داشتم به همین موضوع فکر می‌کردم

00:07:58.020 --> 00:08:00.020
‫ای داد بی‌داد، از دستِ شما دوتا!‍
‫چی می‌خواید الان؟ مدال طلا؟

00:08:00.100 --> 00:08:02.020
<i>‫با توجه به تحقیقات میدانی پلیس،</i>

00:08:02.100 --> 00:08:04.860
<i>‫تصویر چند نفری رو منتشر کردن،
‫که باور دارن...</i>

00:08:04.940 --> 00:08:09.990
‫می‌دونید که گلوله توی مغزش گیر کرده؟

00:08:10.690 --> 00:08:11.900
‫چیزیش نمی‌شه، مامان

00:08:12.650 --> 00:08:13.820
‫یه لیوان دیگه چای بیارم؟

00:08:13.910 --> 00:08:15.910
<i>‫هنوز کسی بازداشت نشده</i>

00:08:15.990 --> 00:08:18.740
‫- یه لیوان شراب بیارم؟
‫- احسنت، پیشنهاد خوبی بود

00:08:28.380 --> 00:08:29.380
‫کدوم قسمت؟

00:08:30.380 --> 00:08:31.760
‫قسمت چی؟

00:08:31.840 --> 00:08:32.840
‫کجای مغزش؟

00:08:33.800 --> 00:08:34.800
‫اینجا

00:08:36.640 --> 00:08:38.010
‫لوب پیشونی راست

00:08:38.100 --> 00:08:39.260
‫خب، یعنی چی...

00:08:40.770 --> 00:08:42.230
‫بگید ببینم درمورد چی پچ‌پچ می‌کنید؟

00:08:42.770 --> 00:08:44.770
‫درمورد توئه، مامان
‫داریم راجع‌به تو غیبت می‌کنیم

00:08:44.850 --> 00:08:46.440
‫خب باشه، پس ایرادی نداره

00:08:46.980 --> 00:08:47.980
‫ممنونم

00:08:50.320 --> 00:08:52.780
‫خب، کارکردش نظارت
‫روی عملکردهای شناختیه

00:08:54.240 --> 00:08:55.240
‫خب؟

00:08:56.110 --> 00:08:59.660
‫خب ببین، نمی‌شه پیش‌بینی کرد
‫علی‌الخصوص وقتی‌که حرف از بچه‌ها میاد

00:09:00.580 --> 00:09:01.830
‫کِی عملش می‌کنن؟

00:09:01.910 --> 00:09:03.210
‫امشب

00:09:03.290 --> 00:09:06.500
‫خوبه
‫خوبه دیگه، می‌دونی؟

00:09:06.580 --> 00:09:07.580
‫هرچی زودتر بیرون بیارنش...

00:09:14.630 --> 00:09:16.090
‫تا بعد، داداش

00:09:19.470 --> 00:09:20.470
‫چی شده؟

00:09:26.730 --> 00:09:29.360
‫وایسا ببینم، چی می‌گی؟
‫باهاش همکار شدی الان؟

00:09:29.440 --> 00:09:32.230
‫نه، نه بابا، بخاطر تحقیقاته

00:09:32.320 --> 00:09:34.860
‫عجبا... مراقب خودت باش، خب؟

00:09:34.885 --> 00:09:36.809
‫چیزی نمی‌شه بابا،
‫صرفاً فرصت خوبیه که...

00:09:36.834 --> 00:09:38.676
‫از نزدیک زیرنظر بگیرمش،
‫می‌دونی چی می‌گم؟

00:09:38.700 --> 00:09:42.080
‫تا سر از کارهاش دربیارم
‫و اگه تونستم، بکشونمش سمتِ خودمون

00:09:42.580 --> 00:09:46.250
‫چطور بود؟ رفتارش عجیب‌وغریب نبود؟

00:09:46.920 --> 00:09:49.130
‫- سر از چیزی درآوردی؟
‫- نه، هنوز که نه

00:09:49.155 --> 00:09:52.431
‫ولی کیم کاردول رو گذاشته بالاسرم
‫نتونم دست از پا خطا کنم، واسه همین هم...

00:09:53.023 --> 00:09:54.151
‫از این بدتر نمی‌شد

00:09:54.176 --> 00:09:56.386
‫آره، خب بگو ببینم
‫خبری چیزی گیرت اومده؟

00:09:57.300 --> 00:10:00.350
‫چند تا از داوطلب‌های
‫کمپین دوریس رو متقاعد کردم

00:10:00.430 --> 00:10:03.680
‫- خب...
‫- چیزی نیست، چندین ساله که می‌شناسمشون

00:10:03.770 --> 00:10:05.600
‫اونوقت چطوری توجیه‌شون کردی؟

00:10:06.190 --> 00:10:07.350
‫درمورد تماس‌گیرندۀ خیابون هایزلین می‌گم

00:10:08.270 --> 00:10:12.020
‫خب، با خودم فکر کردم شاید
‫بتونه توی پروندۀ ارول کمکـمون بکنه

00:10:12.110 --> 00:10:14.110
‫فقط همین رو بهش گفتی؟
‫حرفی از تماس اضطراری نزدی؟

00:10:14.190 --> 00:10:16.240
‫نه، بخدا

00:10:18.610 --> 00:10:19.450
‫باشه

00:10:19.530 --> 00:10:22.700
‫در هر حال، همه جا پخش شده
‫داره دست به دست می‌چرخه

00:10:22.780 --> 00:10:24.450
‫توی کافه، رستوران و هرجا که فکرش رو بکنی

00:10:24.540 --> 00:10:25.700
‫سنگ تموم گذاشتن

00:10:26.330 --> 00:10:27.160
‫ممنونم

00:10:28.960 --> 00:10:31.000
‫وایسا، قبل اینکه بری

00:10:34.800 --> 00:10:35.800
‫این چیه دیگه؟

00:10:35.880 --> 00:10:37.840
‫مدارکِ دادگاهِ سابق ارول

00:10:39.010 --> 00:10:40.050
‫نه، سونیا

00:10:40.640 --> 00:10:43.760
‫نه، فکر کردم توافق کردیم که روی
‫پروندۀ تماس‌گیرندۀ خیابون هایزلین کار کنیم

00:10:43.850 --> 00:10:46.100
‫می‌دونم قول و قرارمون چی بود
‫حالا یه نگاهی بنداز دیگه، خب؟

00:10:46.180 --> 00:10:47.890
‫اصلاً نباید اینجا می‌اومدم

00:10:47.980 --> 00:10:49.020
‫بیخیال دیگه

00:10:49.100 --> 00:10:51.480
‫به رئیسم قول دادم
‫اصلاً نزدیکِ پروندۀ ارول نشم

00:10:51.560 --> 00:10:54.020
‫پس نه، نمی‌شه
‫اولویت با تماس‌گیرندۀ هایزلینـه

00:10:54.110 --> 00:10:56.280
‫خب که چی؟
‫راجع‌به تماس تلفنی‌های معروف نشنیدی؟

00:10:56.360 --> 00:10:58.280
‫- همش سرکاریه، خب؟
‫- نخیر

00:10:58.900 --> 00:11:01.030
‫- نه، این آدم واقعیـه
‫- یه نگاه بنداز دیگه

00:11:01.110 --> 00:11:03.120
‫من پلیس نیستم!

00:11:03.200 --> 00:11:05.490
‫من بُرش و نفوذ ندارم.
‫تو دستت به یه جایی بنده، خب؟

00:11:05.580 --> 00:11:08.330
‫پس لطفاً، یه لطفی به منِ بدبخت بکن

00:11:10.120 --> 00:11:11.120
‫باشه

00:11:13.540 --> 00:11:14.630
‫مرسی عزیزم

00:11:38.640 --> 00:11:41.883
‫[متیس ارول]

00:11:56.500 --> 00:11:57.500
‫تون؟

00:11:58.340 --> 00:11:59.510
‫بیا داخل، رفیق!

00:12:08.350 --> 00:12:10.980
‫حاضری واسۀ... چی بود؟

00:12:11.060 --> 00:12:12.190
‫کلونوسکوپی؟

00:12:14.020 --> 00:12:15.020
‫ماشین گرفتی؟

00:12:15.110 --> 00:12:17.650
‫بله، همه‌چیز هماهنگ شده
‫با خیال راحت برو به کارت برس

00:12:17.730 --> 00:12:19.860
‫متأسفانه مثل بختک توی سرنوشتمی

00:12:21.400 --> 00:12:22.700
‫مشکلی پیش اومد، بهم زنگ بزن

00:12:26.950 --> 00:12:28.990
‫تحقیقاتت چطور پیش می‌ره؟

00:12:31.160 --> 00:12:35.040
‫چه مرگته تو؟ بچه شدی؟

00:12:35.130 --> 00:12:37.790
‫کرۀ بادوم‌زمینی رو زیر سؤال نبر، رفیق
‫یکی از بهترین غذاهای اصلیـه

00:12:41.420 --> 00:12:45.510
‫گوش کن، رفیق
‫توی اتاق مهمان یه چیزی هست که باید ببینی

00:12:45.590 --> 00:12:48.350
‫ولی اصلاً خوشحال نمی‌شی

00:13:02.150 --> 00:13:05.610
‫پس به خیالت این دختر خوشگله
‫بیخیال شده و رفته پی زندگیش، نه؟

00:13:07.910 --> 00:13:09.330
‫به همین خیال باش

00:13:46.820 --> 00:13:50.200
<i>‫من کشتمش
‫من آدلاید باروز رو کشتم</i>

00:13:58.080 --> 00:14:00.920
<i>‫توی یکی از آپارتمان‌های
‫طبقۀ پایین درگیری شده</i>

00:14:01.000 --> 00:14:02.630
<i>‫می‌شه آدرستون رو بدید، لطفاً؟</i>

00:14:02.710 --> 00:14:05.670
<i>‫صداش رو می‌شنوید؟
‫داره فریاد می‌زنه! خدای من</i>

00:14:09.180 --> 00:14:10.430
<i>‫مامانی کو؟</i>

00:14:11.390 --> 00:14:12.760
<i>‫مامانت اینجا نیست</i>

00:14:12.850 --> 00:14:14.270
<i>‫ارول کو؟</i>

00:14:15.020 --> 00:14:16.600
<i>‫گرسنه‌ای؟</i>

00:14:17.390 --> 00:14:18.600
<i>‫آره</i>

00:14:18.690 --> 00:14:20.110
<i>‫خب، خوبه پس</i>

00:14:20.730 --> 00:14:26.570
<i>‫چی می‌خوای بخوری؟
‫پاستا؟ سیب‌زمینی؟ بستنی یا ژله؟</i>

00:14:27.150 --> 00:14:28.360
<i>‫ژله دوست ندارم</i>

00:14:28.450 --> 00:14:31.160
<i>‫خیلی‌خب باشه، ژله رو بیخیال</i>

00:14:32.530 --> 00:14:34.950
<i>‫توی خونه آشپزی با کیه؟</i>

00:14:37.120 --> 00:14:38.370
<i>‫ارول</i>

00:14:43.000 --> 00:14:44.550
<i>‫خب، نظرت چیه؟</i>

00:14:45.210 --> 00:14:49.430
<i>‫من که در کل، بی‌طرفم
‫دارم یه نگاهی به مدارک می‌اندازم، اما...</i>

00:14:49.907 --> 00:14:51.524
‫اصلاً شواهد خوبی نیستن

00:14:52.550 --> 00:14:57.100
‫یعنی سابقه داشته، درست می‌گم؟
‫ قبلاً ارول از پدرومادرش دزدی کرده

00:14:57.180 --> 00:15:01.520
‫- اونی که گزارشش رو به پلیس دادن، چی بوده؟
‫- فروش مواد برای تسویۀ بدهیش بوده

00:15:02.440 --> 00:15:05.070
‫توی بد مخمصه‌ای گیر افتاده بود

00:15:06.400 --> 00:15:09.240
‫گول کسایی رو خورد
‫که می‌خواست یه خودی بهشون نشون بده

00:15:09.320 --> 00:15:10.320
‫خیلی‌خب

00:15:10.410 --> 00:15:11.950
‫بعد از اون هم، چند باری دستگیر شد

00:15:12.030 --> 00:15:15.450
‫- بله، و هر دفعه هم آزاد شد
‫- آره، می‌دونم می‌خوای چی رو...

00:15:15.990 --> 00:15:18.160
‫شکایت جرایم اینترنتی بوده
‫فقط در زمان اشتباه، جای اشتباهی بوده

00:15:18.250 --> 00:15:21.250
‫دیگه خودت تا تهش رو برو!
‫چون بهش شک داشتن دستگیرش کردن

00:15:21.330 --> 00:15:22.670
‫اغتشاشات چی؟

00:15:22.750 --> 00:15:23.880
‫برگ‌هام دختر

00:15:23.960 --> 00:15:26.380
‫آگست ۲۰۱۱، بزرگراه تاتنهام

00:15:26.460 --> 00:15:30.800
‫آخه این مسئله واسۀ چند هفته
‫قبل از مرگِ آدلایده. داستانش چیه؟

00:15:30.880 --> 00:15:32.640
‫اینم اشتباهی پیش اومده بود یا...

00:15:32.720 --> 00:15:35.350
‫گوش بده. باشه قبول.
‫داشت دله‌دزدی می‌کرد

00:15:35.430 --> 00:15:37.810
‫اصلاً می‌دونی چند نفر
‫سر این جریانات دستگیر شدن؟

00:15:38.390 --> 00:15:40.140
‫به‌هرحال، فکر می‌کردم
‫داری بی‌طرف به این قضیه نگاه می‌کنی

00:15:42.190 --> 00:15:43.230
‫خیلی‌خب، ببین

00:15:43.310 --> 00:15:46.730
‫اگه اعترافاتش رو کنار بذاریم،

00:15:47.230 --> 00:15:48.940
‫مسئله اینجاست که یه جای کار می‌لنگه

00:15:49.030 --> 00:15:50.320
<i>‫آخه، ارول اصلاً...</i>

00:15:50.400 --> 00:15:51.780
‫- سونیا
<i>‫- ...سابقۀ خشونتی نداشته،</i>

00:15:51.805 --> 00:15:53.658
<i>‫روی بدن قربانی
‫اثری از زخم و جراحت نبود،</i>

00:15:53.672 --> 00:15:55.154
<i>‫هیچ کسی از محله‌شون شهادت نداده</i>

00:15:55.179 --> 00:15:59.429
‫درواقع، هیچ انگیزۀ قتلی وجود نداره

00:16:00.540 --> 00:16:04.290
‫به جز پول، مسائل مالی

00:16:05.340 --> 00:16:08.090
‫ولی خب، مستنداتش کو؟

00:16:08.170 --> 00:16:10.840
‫نه شاهدی هست و نه مدرکی

00:16:12.180 --> 00:16:15.100
‫فقط خون دختره روی بدنش پیدا شده

00:16:15.600 --> 00:16:20.350
‫و با پاتریک هم از صحنۀ جُرم فرار کرده

00:16:22.140 --> 00:16:24.400
<i>‫- تصادف هم هست</i>
‫- آره، داستانش چیه؟

00:16:24.480 --> 00:16:26.150
‫ارول یادش نمیاد

00:16:27.070 --> 00:16:30.280
‫طبق گفتۀ دادستانی،
‫خودکشی بعد از ارتکاب قتلـه

00:16:30.360 --> 00:16:33.820
<i>‫دختره رو می‌کشه و بعدش تصمیم می‌گیره
‫خودش و پسرش رو با هم خلاص کنه</i>

00:16:34.950 --> 00:16:35.950
‫نظر خودت چیه؟

00:16:36.910 --> 00:16:38.620
<i>‫خب، من درک می‌کنم</i>

00:16:39.120 --> 00:16:42.290
<i>‫این‌جور مواقع آدم دلش می‌خواد گم‌وگور شه.
‫می‌شینی تو ماشین و پات و می‌ذاری روی گاز</i>

00:16:42.370 --> 00:16:45.210
‫ولی مشکل اصلی اینجاست

00:16:46.540 --> 00:16:50.840
<i>‫وقتی که ون بهش برخورد کرد،
‫ماشین داشت می‌پیچید</i>

00:16:50.920 --> 00:16:53.510
<i>‫ارول داشته می‌پیچیده سمتِ راست...</i>

00:16:56.680 --> 00:17:00.470
<i>‫داشته می‌رفته همون جایی که
‫همیشۀ خدا ازش استقبال می‌شده</i>

00:17:01.810 --> 00:17:03.890
<i>‫می‌خواست در امان باشه</i>

00:17:03.980 --> 00:17:05.520
<i>‫به آغوش کسی نیاز داشته</i>

00:17:06.100 --> 00:17:09.860
<i>‫داشت سمت خونۀ دوریس می‌رفت، مادرش</i>

00:17:17.700 --> 00:17:20.450
‫می‌خوای بری ملاقات ارول؟
‫می‌تونم ترتیبش رو بدم

00:17:20.540 --> 00:17:21.700
‫آره حتماً

00:17:22.790 --> 00:17:24.670
‫مجوز ملاقات با ارول بهم بدن،

00:17:24.750 --> 00:17:27.040
‫دوباره باید با بخش بازرسی دربیفتم

00:17:27.130 --> 00:17:29.590
‫اون هم دقیقاً دنبال همچین چیزیه

00:17:29.670 --> 00:17:32.760
‫ناسلامتی من وکیلم‌ها، جون

00:17:32.840 --> 00:17:35.430
‫چند و چونِ سیستم عدالت کیفری رو
‫عین کف دست بلدم، رویۀ کارشون و از بَرَم

00:17:35.510 --> 00:17:38.470
‫و راستش رو بخوای، چندین بار
‫رفتم زندون وایت‌کراس و برگشتم،

00:17:38.550 --> 00:17:39.720
‫روال کارشون دستمه

00:17:41.010 --> 00:17:42.720
‫سوراخ سُمبه‌هاشون رو می‌شناسم

00:17:43.230 --> 00:17:44.690
<i>‫اگه بخوای ببینیش،</i>

00:17:44.770 --> 00:17:47.062
<i>‫قسم می‌خورم جوری داخل بفرستمت که...</i>

00:17:47.087 --> 00:17:49.422
<i>‫عمراً هگرتی بویی از این ماجرا ببره</i>

00:17:51.020 --> 00:17:54.400
هستی یا نه؟

00:18:01.660 --> 00:18:03.700
‫پشت خطی دارم، باید جواب بدم

00:18:05.620 --> 00:18:08.670
‫- الو؟
<i>‫- گروهبان لنکر، سربازرس هگرتی‌ام</i>

00:18:08.750 --> 00:18:09.960
<i>‫اومدم بیمارستان</i>

00:18:10.040 --> 00:18:13.050
<i>‫ببین، شرمنده ولی می‌تونی
‫صبحِ اولِ وقت اینجا بیای؟</i>

00:18:13.550 --> 00:18:14.840
<i>‫همه‌چیز مرتبه؟</i>

00:18:14.865 --> 00:18:16.785
<i>‫خب، جراح همچنان قصد جراحی نداره</i>

00:18:16.810 --> 00:18:19.192
<i>‫- کارشناس‌های اسلحه باید منتظر گلوله بمونن
‫- جنی ویتلو؟</i>

00:18:19.430 --> 00:18:23.100
<i>‫- همین‌جاست
‫- مادر آیزک خبر تو رو گرفت</i>

00:18:23.180 --> 00:18:25.060
‫من؟ چرا؟

00:18:25.140 --> 00:18:26.850
<i>‫سؤال منم همینـه</i>

00:18:36.950 --> 00:18:37.950
‫جون شمایید؟

00:18:38.780 --> 00:18:42.160
‫- بله
‫- سلام، موروآ بهم پیام داد

00:18:42.240 --> 00:18:46.290
‫گفت که خانم خوبی هستید
‫و می‌تونم بهتون اعتماد کنم

00:18:47.040 --> 00:18:48.920
‫بله، خب رک و راست بگم،

00:18:49.000 --> 00:18:52.290
‫همسرش، زک،
‫پدرِ بچۀ منه، برای همین هم...

00:18:53.670 --> 00:18:54.840
‫دختره یا پسر؟

00:18:56.550 --> 00:18:57.550
‫پسره

00:19:13.320 --> 00:19:16.150
‫کالین می‌گه باید از اینجا ببریمش

00:19:16.240 --> 00:19:17.740
‫نمی‌دونم، دکترهای دیگه هم ویزیتش کنن

00:19:18.820 --> 00:19:19.950
‫جدّی؟

00:19:20.030 --> 00:19:21.910
‫اینجا هم همه‌جوره مراقبش هستن، جنی

00:19:21.990 --> 00:19:24.200
‫آره، اینجا هم خیلی خوب
‫ازش مراقبت می‌کنن

00:19:25.096 --> 00:19:25.926
‫آره

00:19:27.450 --> 00:19:31.290
‫ولی... فقط می‌خوام
‫گلوله رو دربیارن، می‌دونی؟

00:19:31.380 --> 00:19:34.007
‫می‌خوام گلوله رو از سرش دربیارن

00:19:34.032 --> 00:19:35.032
‫متأسفم

00:19:40.724 --> 00:19:43.443
‫[نقاشی: خیلی زود خوب شو]

00:20:00.860 --> 00:20:01.860
‫ممنون

00:20:03.706 --> 00:20:06.088
‫خب، مادرش چی می‌گفت؟ دوستت بود؟

00:20:07.410 --> 00:20:08.996
‫آشنای یکی از دوست‌هام بود

00:20:09.866 --> 00:20:13.036
‫خوبه که فکر می‌کنه
‫تو یه آدم عادی عین خودشی

00:20:13.420 --> 00:20:14.822
‫طفلی روحش هم خبر نداره

00:20:18.800 --> 00:20:22.340
‫وضعیت آزاردهنده‌ایه
‫گلوله رو می‌گم

00:20:25.100 --> 00:20:26.680
‫جراح بهم می‌گه آدم زورگویی‌ام

00:20:27.810 --> 00:20:28.810
‫عجب!

00:20:29.470 --> 00:20:32.361
‫می‌بینی؟ پیش خوب کسی اومدی

00:20:33.520 --> 00:20:34.520
‫آره

00:20:35.310 --> 00:20:37.783
‫تازه خیلی هم بداخلاقی نکردم
‫فقط داشتم به کارم می‌رسیدم

00:20:38.190 --> 00:20:39.748
‫مطمئناً خودش اینو می‌دونست

00:20:40.860 --> 00:20:43.660
‫خانم بود. خانمه می‌دونست

00:20:46.530 --> 00:20:47.908
‫جراحش خانم بود؟

00:20:47.933 --> 00:20:49.010
‫متأسفانه

00:20:49.904 --> 00:20:51.015
‫احساس شرم کردی؟

00:20:51.040 --> 00:20:53.210
‫آره، انتظارشو نداشتم

00:20:56.380 --> 00:20:57.460
‫صبر کن

00:21:07.056 --> 00:21:10.034
‫[رانندگان وی‌آی‌پی]
‫[خدمات حفاظتی و خودروییِ لوکس]

00:21:10.741 --> 00:21:12.454
‫[راننده: دنیل هگرتی]

00:21:13.230 --> 00:21:14.560
‫خب دیگه، من باید برم

00:21:15.252 --> 00:21:16.461
‫باشه، حتماً

00:21:16.486 --> 00:21:18.474
‫- بعداً می‌بینمت
‫- باشه، مشکلی نیست

00:21:35.580 --> 00:21:37.481
<i>‫خب، تو راهم</i>

00:21:37.840 --> 00:21:39.920
<i>‫خیلی‌خب، الان آماده می‌شم</i>

00:22:06.061 --> 00:22:09.167
‫[زندان وایت‌کراس]

00:22:23.380 --> 00:22:24.720
‫- نام، لطفاً
‫- سلام

00:22:25.300 --> 00:22:27.705
‫- جون لنکر
‫- و برای ملاقات کی اینجا اومدین؟

00:22:27.730 --> 00:22:30.390
‫- سمسون مایکلز
‫- درسته

00:22:32.180 --> 00:22:33.180
‫ممنون

00:22:33.890 --> 00:22:36.980
‫بشینین و منتظر شین تا اسمش رو صدا کنن

00:22:40.770 --> 00:22:42.068
‫دست‌ها بالا

00:22:46.110 --> 00:22:48.700
‫- خب، بفرما داخل
‫- ممنون

00:23:00.880 --> 00:23:02.540
‫- پیتر آرنولد
‫- بله

00:23:12.180 --> 00:23:13.640
‫سمسون مایکلز

00:23:24.820 --> 00:23:26.530
‫- ویلیامز داونز
‫- بله

00:23:36.290 --> 00:23:37.620
‫ارول متیس

00:23:42.540 --> 00:23:44.000
‫- ارول متیس
‫- بله

00:23:44.500 --> 00:23:45.650
‫بیا

00:24:02.973 --> 00:24:04.353
‫کار چطوره؟

00:24:04.378 --> 00:24:05.730
‫خداروشکر

00:24:05.937 --> 00:24:08.356
‫واسه همین لحظه‌هاست
‫که خدا «همسر» رو آفرید

00:24:09.030 --> 00:24:12.496
‫راجع‌به اون بچه‌ای که توی
‫پارک تیر خورد، کمکی از دستت برمیاد؟

00:24:49.860 --> 00:24:50.860
‫سلام

00:24:55.620 --> 00:24:56.990
‫مامانم می‌دونه تو اینجایی؟

00:24:57.080 --> 00:25:00.351
‫در واقع، من دوستِ سونیام

00:25:02.620 --> 00:25:03.833
‫واقعاً؟

00:25:05.630 --> 00:25:06.790
‫چی می‌خوای؟

00:25:06.880 --> 00:25:08.855
‫نکنه توام یکی از اون آدم‌های نیکوکاری؟

00:25:08.880 --> 00:25:11.053
‫چطور مگه؟
‫خیلی از اون آدم‌ها ملاقاتت میان؟

00:25:11.510 --> 00:25:12.970
‫آره، یکی دوتاشون

00:25:14.010 --> 00:25:15.361
‫اسمت چی بود؟

00:25:20.270 --> 00:25:21.588
‫پس این‌جوریاست!

00:25:23.940 --> 00:25:26.270
‫حالا کی هستی؟ پلیسی؟

00:25:30.780 --> 00:25:32.312
‫اون‌ها خبر دارن؟

00:25:38.450 --> 00:25:41.040
‫دیگه چه بلایی می‌خوای سرم بیاری؟

00:25:42.120 --> 00:25:44.500
‫همین الانش هم زندونی‌ام، مگه نه؟

00:25:46.040 --> 00:25:48.090
‫- آره
‫- آره

00:25:50.670 --> 00:25:54.510
‫- خب...
‫- از من سؤالی داری؟

00:25:54.535 --> 00:25:55.535
‫آره

00:25:56.550 --> 00:26:00.350
‫- خیلی‌خب، بپرس
‫- خب

00:26:02.310 --> 00:26:04.227
‫وقتی اولین‌بار باهات صحبت کردن،

00:26:04.770 --> 00:26:08.360
‫به یه افسر گفتی که یه عذر موجه داری

00:26:09.480 --> 00:26:13.110
‫- اون گفت که تو دنبال کار می‌گشتی
‫- آرایشگری، جادۀ مکسین

00:26:13.190 --> 00:26:15.240
‫گفت با یه یارویی صحبت کردی که اسم...

00:26:15.990 --> 00:26:17.110
‫اسمش مصطفی بود

00:26:19.030 --> 00:26:20.966
‫پلیس گفت اون اصلاً منو نمی‌شناخت

00:26:21.240 --> 00:26:23.500
‫در واقع گفتن عذرت موجه نبود

00:26:24.080 --> 00:26:25.870
‫حالا باید ببینیم چرا!

00:26:25.960 --> 00:26:28.580
‫وقتی داشتیم کارهای حکم تجدیدنظر رو
‫انجام می‌دادیم، دنبال طرف گشتیم

00:26:28.670 --> 00:26:31.800
‫- مثل اینکه برگشته بود ترکیه
‫- تو هنوز پای حرفت هستی؟

00:26:31.825 --> 00:26:34.355
‫مطمئنی اون کسی که
‫باهاش حرف زدی مصطفی بود؟

00:26:34.630 --> 00:26:35.630
‫آره

00:26:37.470 --> 00:26:38.470
‫خیلی‌خب

00:26:41.370 --> 00:26:43.392
‫اعترافاتت چی؟

00:26:45.810 --> 00:26:47.900
‫وقتی که اول باهات صحبت کردن،

00:26:48.520 --> 00:26:51.440
‫گفتی اصلاً یادت نمیاد بعد از اینکه
‫وارد آپارتمان شدی چه اتفاقی افتاد

00:26:52.770 --> 00:26:56.450
‫ولی بعدش، روز سومی که بازداشت بودی

00:26:56.530 --> 00:26:58.740
‫به قتلش اعتراف کردی؟

00:26:59.263 --> 00:27:01.595
‫حالا چی شد؟ اعترافاتت یادت نمیاد؟

00:27:01.620 --> 00:27:03.236
‫یا یادت میاد؟

00:27:03.410 --> 00:27:04.691
‫راستش...

00:27:05.016 --> 00:27:09.016
‫واقعیت اینه که... من درگیر مواد بودم

00:27:13.342 --> 00:27:15.338
‫فکر می‌کنی خودت کشتیش؟

00:27:19.630 --> 00:27:21.235
‫من روزهای بدی داشتم

00:27:21.260 --> 00:27:22.635
‫منظورت چیه؟

00:27:22.970 --> 00:27:24.520
‫دارم تحمل می‌کنم

00:27:24.600 --> 00:27:27.270
‫سعی می‌کنم خودم رو جمع‌وجور کنم و...

00:27:27.770 --> 00:27:32.610
‫به خودم می‌گم مردم قصدشون خیره،
‫سعی می‌کنم مثبت فکر کنم

00:27:32.690 --> 00:27:35.530
‫ولی باز، آخرش...

00:27:35.610 --> 00:27:39.660
‫هر اتفاقی هم بیفته، اون مُرده

00:27:42.780 --> 00:27:44.330
‫و دیگه زنده نمی‌شه

00:27:48.040 --> 00:27:50.554
‫«پس دیگه چه فایده‌ای داره؟»

00:27:51.260 --> 00:27:53.148
‫منظورت همینه؟

00:27:53.920 --> 00:27:55.584
‫پس مامانت چی می‌شه؟

00:27:56.090 --> 00:27:58.260
‫پاتریک چی می‌شه؟

00:27:59.130 --> 00:28:00.561
‫پَت؟ تو دیدیش؟

00:28:01.339 --> 00:28:02.353
‫- اون...
‫- نه

00:28:02.378 --> 00:28:04.353
‫- پَت چیزی گفته؟
‫- نه، ندیدمش

00:28:04.810 --> 00:28:07.020
‫شرمنده. نه، پاتریک رو ندیدم

00:28:18.858 --> 00:28:20.085
‫یه لطفی کن

00:28:20.110 --> 00:28:24.120
‫هروقت مامانم رو دیدی
‫از طرف من ببوسش

00:28:41.460 --> 00:28:43.515
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

00:28:48.720 --> 00:28:51.350
‫- گزارش رو بده
‫- بفرما

00:28:54.270 --> 00:28:55.270
‫مرسی

00:29:09.080 --> 00:29:10.080
‫الو؟

00:29:11.870 --> 00:29:14.370
‫خب، چی شد؟

00:29:15.420 --> 00:29:16.750
‫حاضر نشد حرف بزنه؟

00:29:16.775 --> 00:29:18.539
‫نکنه باز اعتصاب غذا کرده؟

00:29:18.564 --> 00:29:20.500
‫نکنه دوباره می‌خواد اُوِردوز کنه؟

00:29:21.600 --> 00:29:22.896
‫نه؟

00:29:23.840 --> 00:29:27.058
‫تبریک می‌گم. مثل اینکه
‫روز خوبی واسه ملاقاتش اومدی

00:29:27.083 --> 00:29:28.898
‫چرا می‌خواستی ببینمش؟

00:29:30.296 --> 00:29:32.619
‫- هدف از این کار چی بود؟
‫- خواستم با چشم‌های خودت ببینی

00:29:33.046 --> 00:29:34.366
‫اون دیگه تحملش رو نداره

00:29:34.600 --> 00:29:38.955
‫[اشاره به زمانی که مسیح مجبور ‫به حمل صلیبِ خود برای تصلیب شد]
‫اون دیگه تحمل این عذاب رو نداره. ‫از اینجا به بعدش به عهدۀ خودمونـه

00:29:38.980 --> 00:29:42.961
‫ببخشید، این حرف‌ها رو باید «دوریس» می‌زد. ‫خودت
منظورم رو می‌دونی ‫[دوریس: مادر ارول و اسم همسر مسیح]

00:29:43.950 --> 00:29:45.110
‫ببین

00:29:46.570 --> 00:29:51.750
‫می‌دونم یه وقت‌هایی زیاده‌روی می‌کنم

00:29:52.370 --> 00:29:54.060
‫ولی واقعیت اینه که...

00:29:54.870 --> 00:29:57.710
‫تا الان هیچ‌وقت کسی توی حوزۀ شما
‫بهمون توجهی نمی‌کرد

00:29:57.959 --> 00:30:00.708
‫یه... خب، مثل یه...

00:30:00.733 --> 00:30:02.301
‫بهش می‌گن تغییرپذیری

00:30:04.260 --> 00:30:07.260
‫بیا، از این خبر داشتی؟

00:30:07.850 --> 00:30:11.880
‫هگرتی یه شغل دومی هم داره،
‫که در واقع «شوفری»ـه

00:30:11.905 --> 00:30:13.115
‫شوفر؟

00:30:13.140 --> 00:30:15.259
‫- دقیقاً
‫- واو

00:30:15.284 --> 00:30:18.128
‫این خیلی ضایع‌ست

00:30:18.650 --> 00:30:19.980
‫کلاه هم سرش می‌ذاره؟

00:30:20.860 --> 00:30:22.440
‫نمی‌تونم تأیید یا تکذیبش کنم

00:30:24.700 --> 00:30:26.200
‫این کارها طبیعیه؟

00:30:26.280 --> 00:30:28.120
‫یه افسر ارشد شغل ثانویه داشته باشه!

00:30:28.200 --> 00:30:31.990
‫خیلی هم بی‌سابقه نیست.
‫افسر مُسنی که دنبال حقوق بیشتره

00:30:33.304 --> 00:30:34.775
‫شاید به‌خاطر پولشه

00:30:34.800 --> 00:30:36.222
‫پول می‌خواد چیکار؟

00:30:38.790 --> 00:30:39.790
‫گه توش

00:30:50.794 --> 00:30:53.268
‫بالاخره پیداش شد.
‫تعطیلات خوش گذشت، عشقم؟

00:30:53.293 --> 00:30:54.640
‫کدوم گوری بودی؟

00:30:54.665 --> 00:30:56.205
‫شرمنده، چی شده؟

00:30:56.230 --> 00:30:59.347
‫نفوذی‌مون اسمش رو لو داد، برید!
‫توی محلی به اسم «وایت‌چپل»

00:31:00.020 --> 00:31:02.070
‫همراه داسون برو

00:31:02.150 --> 00:31:03.980
‫اون‌ها می‌برنت پیش انجمن حمایت از محله

00:31:04.005 --> 00:31:05.335
‫- قربان
‫- هم‌سطح خودتن دیگه؟

00:31:05.360 --> 00:31:07.414
‫- تیم مراقبت آماده‌ست
‫- خوبه، بریم

00:31:12.796 --> 00:31:14.440
‫کلویی، کلویی

00:31:15.160 --> 00:31:17.040
‫- مظنون کیه؟
‫- جیسون ریو

00:31:17.120 --> 00:31:19.250
‫به هگرتی خبر دادن،
‫احتمالاً شلیک کار اون بوده

00:31:19.275 --> 00:31:20.559
‫سوار شو، بجنب

00:31:42.360 --> 00:31:43.730
‫تیم آلفا توی موقعیتـه

00:31:43.820 --> 00:31:46.150
‫یادآوری می‌کنم، هدف ممکنه مسلحه باشه

00:31:46.175 --> 00:31:48.150
‫همه‌جوره مراقب باشید

00:31:48.175 --> 00:31:50.885
‫واحدها، تمامی محل‌های
‫ورودی و خروجی رو داشته باشید

00:31:50.910 --> 00:31:53.200
‫نمی‌خوام همسایه‌ها وارد محدوده شن

00:32:27.900 --> 00:32:28.990
‫توی موقعیتیم

00:32:30.650 --> 00:32:32.030
‫خیلی‌خب کیم.
‫هروقت آماده بودی برو

00:32:36.290 --> 00:32:37.465
‫برید، برید، برید!

00:32:38.000 --> 00:32:40.460
‫- پلیس! وارد شدیم!
‫- پلیس!

00:32:44.080 --> 00:32:45.460
‫- جِد
‫- بله

00:32:46.710 --> 00:32:47.880
‫تصاویر رو برگردون!

00:32:48.460 --> 00:32:51.090
‫دوربین‌ها از کار افتادن،
‫هدف توی تیررسـه؟

00:32:52.370 --> 00:32:54.185
‫[تونی]

00:32:55.350 --> 00:32:56.810
‫کیم

00:32:57.720 --> 00:33:00.600
‫خدایا! لعنتی.
‫کیم، اونجا چه‌خبر شده؟

00:33:00.680 --> 00:33:02.570
‫- مظنون رو گرفتیم؟
‫- هی، بجنب!

00:33:02.900 --> 00:33:06.360
‫صدای منو داری؟
‫تکرار می‌کنم، دوربین‌ها از کار افتادن

00:33:06.385 --> 00:33:07.600
‫جِد، محض رضای خدا جواب بده!

00:33:07.625 --> 00:33:09.875
‫بخوابید، بخوابید رو زمین!
‫کسی حرف نزنه!

00:33:09.900 --> 00:33:12.530
‫- مورد دستگیر شد
‫- گرفتیدش؟

00:33:13.110 --> 00:33:15.313
‫- دستگیرش کردی؟ کیم، تأیید کن
‫- داریم خارج می‌شیم

00:33:15.507 --> 00:33:19.910
‫رئیس، دوست‌دخترشه.
‫جیسون ریو اینجا نبود

00:33:19.935 --> 00:33:21.895
‫کجاست پس؟
‫کسی اسلحه رو پیدا کرده؟

00:33:21.920 --> 00:33:24.266
‫خبری از اسلحه نیست.
‫داریم خونه رو می‌گردیم

00:33:24.291 --> 00:33:25.398
‫کیم، از اونجا بیا بیرون

00:33:25.423 --> 00:33:29.085
‫از دوست‌دخترش بپرس:
‫«اون کجاست؟ اسلحه کجاست؟»

00:33:37.300 --> 00:33:39.640
‫- جِد، لعنتی...
‫- بله...

00:33:39.665 --> 00:33:41.505
‫یه نگاهی به گیرنده میندازم

00:33:41.530 --> 00:33:42.990
‫[تونی]

00:33:47.230 --> 00:33:48.230
‫لعنتی

00:33:51.400 --> 00:33:53.490
‫بگو ببینم، زنده‌ای یا مُرده؟

00:33:53.570 --> 00:33:55.450
‫- چیزی نیست، من خوبم. گوش کن...
‫- آره

00:33:55.475 --> 00:33:56.885
‫آره، بعداً باهات صحبت می‌کنم

00:33:56.910 --> 00:33:58.780
‫نه... صبر کن.
‫باید یه چیزی رو بهت بگم

00:33:58.870 --> 00:34:03.688
‫راجع‌به جون لنکره، خب؟
‫امروز رفته بود زندان وایت‌کراس

00:34:03.960 --> 00:34:09.000
‫خب؟ گفتنش واسه خودم‌ام مشکل بود،
‫ولی به‌هرحال بهت گفتم، خب؟

00:34:09.090 --> 00:34:10.800
‫داره دور از چشمت یه کارهایی می‌کنه

00:34:10.880 --> 00:34:13.590
‫می‌خواد وارد جنگ شه، رفیق.
‫قصد هم نداره بیخیال شه

00:34:13.670 --> 00:34:17.186
‫مثل اینکه باید بال و پرش رو بچینیم، نه؟

00:34:27.560 --> 00:34:28.860
‫همچنان دنبال اسلحه‌ایم

00:34:28.885 --> 00:34:30.901
‫ولی دوست‌دخترش می‌گه
‫یارو اسلحه رو با خودش برده

00:34:31.730 --> 00:34:34.530
‫تکرار می‌کنم، اسلحه دست جیسون ریوه

00:35:19.450 --> 00:35:20.620
‫وایسا

00:35:25.620 --> 00:35:26.877
‫قربان؟

00:35:29.290 --> 00:35:31.540
‫گروهبان لنکر، برگرد عقب.
‫هدف داره نزدیک می‌شه

00:35:31.630 --> 00:35:33.000
‫- جون، پناه بگیر!
‫- وایسا!

00:35:35.710 --> 00:35:37.470
‫بیرون صدای شلیک اومد، تمام

00:35:56.530 --> 00:35:58.150
‫جون، خوبی؟ تیر خوردی؟

00:35:58.240 --> 00:35:59.990
‫نه. من خوبم. من خوبم

00:36:00.070 --> 00:36:01.370
‫- خیلی‌خب
‫- آره، من خوبم

00:36:05.450 --> 00:36:08.370
‫مظنون بازداشت شد.
‫شلیک دیگه‌ای صورت نگرفت

00:36:08.460 --> 00:36:11.710
‫واحد ۲۴، سربازرس هگرتی صحبت می‌کنه.
‫اسلحه رو پیدا کردین؟

00:36:11.735 --> 00:36:13.115
‫خیر، قربان

00:36:13.140 --> 00:36:15.907
‫فکر کنم وقتی که داشت از تونل رد می‌شد
‫اسلحه رو پرت کرده

00:36:36.480 --> 00:36:38.240
‫خداروشکر نشونه‌گیریش خوب نبود

00:36:39.820 --> 00:36:41.693
‫توی جلسۀ توجیهی جات خالی بود

00:36:42.030 --> 00:36:46.211
‫آره، توی جلسۀ رسیدگی بودم.
‫شرمنده، خبر دادم

00:36:46.700 --> 00:36:48.540
‫- باشه
‫- درگیر پروندۀ خشونت خانگی بودم

00:36:48.620 --> 00:36:51.040
‫خودت که می‌دونی چه‌جوریه.
‫توی سیستم به مشکل می‌خوری

00:36:51.120 --> 00:36:54.040
‫توی سیستم به مشکل می‌خوری فقط،
‫توی سیستم به...

00:36:54.065 --> 00:36:55.915
‫ببخشید، راستش این اتفاق نیفتاد

00:36:57.920 --> 00:36:59.760
‫پس یعنی دادگاه نبودی؟

00:37:01.130 --> 00:37:04.600
‫نه، رفته بودم ملاقات یه زندانی

00:37:06.020 --> 00:37:07.443
‫توی کدوم زندان؟

00:37:09.166 --> 00:37:12.136
‫وایت‌کراس.
‫یکی از بازداشتی‌های قدیمی من بود

00:37:12.161 --> 00:37:14.439
‫فهمیدم یه‌سری سرنخ از
‫گروه‌های خلافکاری تاتنهام داره

00:37:15.110 --> 00:37:16.440
‫- محرمانه‌ست؟
‫- آره

00:37:16.465 --> 00:37:17.845
‫- واسه آیزَک؟
‫- اوه، آره

00:37:17.870 --> 00:37:19.205
‫بهت کمکی هم کرد؟

00:37:19.230 --> 00:37:22.110
‫خب، طرف دیگه توی خلاف نیست،
‫الکی وقتم رو تلف کردم

00:37:22.950 --> 00:37:24.215
‫باید همون اول بهت می‌گفتم،
‫ولی فکر کردم...

00:37:24.240 --> 00:37:28.014
‫گفتم اگه اسم زندان «وایت‌کراس» رو بشنوی...

00:37:29.450 --> 00:37:30.910
‫ببخشید، کار احمقانه‌ای بود

00:37:32.210 --> 00:37:35.380
‫بگذریم، مرسی که جونم رو
‫نجات دادی. البته تقریباً

00:37:35.960 --> 00:37:39.383
‫کاری نکردم.
‫همه‌مون دنبال یه هدف مشترکیم، مگه نه؟

00:37:41.420 --> 00:37:42.420
‫درسته

00:37:43.187 --> 00:37:45.124
‫خوشحالم چیزیت نشد

00:37:48.383 --> 00:37:50.604
‫پیداش کردیم.
‫اسلحه رو پیدا کردیم

00:37:52.430 --> 00:37:53.767
‫آفرین

00:37:58.520 --> 00:38:00.217
‫جد، می‌تونم چند لحظه وقتت رو بگیرم؟

00:38:04.320 --> 00:38:07.379
‫خوب سیستم‌های الکتریکی رو مختل کردی!

00:38:09.280 --> 00:38:12.290
‫می‌دونم، ممکن بود تیر بخوره

00:38:14.250 --> 00:38:17.960
‫ولی ببین، صحیح و سالمـه.
‫کسی هم چیزیش نشده، مگه نه؟

00:38:21.420 --> 00:38:23.942
‫حالا توی گزارش این چیزها رو بنویسم؟

00:38:27.220 --> 00:38:29.600
‫زندگی خیلی کوتاهه، مگه نه؟

00:38:35.648 --> 00:38:37.029
‫پسر خوب

00:38:45.490 --> 00:38:49.780
‫«یک نفر بازداشت شد.
‫پیشرفت قابل توجه‌ای بود.»

00:38:49.870 --> 00:38:52.540
‫- «پیشرفت غیرمنتظره‌ای بود؟»
‫- «غیرمنتظره» به‌نظر بهتره، آره

00:38:52.565 --> 00:38:54.650
‫مرتبط با گروه‌های خلافکاری بوده؟
‫موظفن که بپرسن

00:38:54.675 --> 00:38:56.475
‫بذارش واسه بعد. فعلاً متهم نشده

00:38:56.500 --> 00:38:58.297
‫حواست باشه تکذیب نکنی

00:38:58.630 --> 00:39:01.630
‫دَن، کی رو جایگاه می‌فرستیم؟

00:39:01.655 --> 00:39:03.398
‫واسه کنفرانس مطبوعاتی؟

00:39:04.220 --> 00:39:06.671
‫- خودم، به عنوان افسر ارشد تحقیقات
‫- حتماً

00:39:07.550 --> 00:39:09.798
‫ممکنه خودت سؤال‌ها رو بپرسی؟

00:39:10.970 --> 00:39:11.970
‫باشه

00:39:13.430 --> 00:39:15.796
‫می‌شه چند لحظه تنهامون بذارید، لطفاً؟
‫خیلی ممنون

00:39:16.770 --> 00:39:18.104
‫ممنون همگی

00:39:30.740 --> 00:39:31.580
‫اوه اوه

00:39:35.472 --> 00:39:37.305
‫بیا بریم سر اصل مطلب

00:39:37.330 --> 00:39:40.420
‫یکی از اعضای باند خلافکاری
‫به یه پسر خوشتیپِ چشم آبی شلیک کرده

00:39:40.445 --> 00:39:42.340
‫- هیچ کدوم‌شون هم این مشخصه‌ها رو ندارن
‫- کلودیا...

00:39:42.365 --> 00:39:44.590
‫الان فقط پای جیسون ریو وسط نیست، خب؟

00:39:44.670 --> 00:39:46.970
‫- پای خودمون و این مؤسسه هم گیره
‫- کلودیا

00:39:47.050 --> 00:39:49.430
‫- ما باید دیده شیم تا...
‫- آینه باشیم

00:39:50.340 --> 00:39:53.698
‫آینه‌ای واسه جامعه‌ای
‫که بهش خدمت می‌کنیم، درسته؟

00:39:54.260 --> 00:39:56.520
‫توی تمام اون تنوعی که جامعه‌مون داره

00:39:57.430 --> 00:39:59.940
‫می‌فهمم. هوشمندانه‌ست

00:40:01.650 --> 00:40:02.844
‫ممنون

00:40:08.530 --> 00:40:09.820
‫خب، حالا چیکار کنیم؟

00:40:11.320 --> 00:40:13.183
‫توجه رو روی کی بذاریم؟

00:40:19.040 --> 00:40:20.920
‫جون لنکر. کلودیا مِی‌هیو هستم

00:40:21.000 --> 00:40:24.040
‫- بله، شما رو می‌شناسم.
‫- ژاکت قشنگیه

00:40:24.130 --> 00:40:26.760
‫واقعاً؟ بهم گفتن این هوشمندانه‌تره

00:40:26.840 --> 00:40:29.531
‫آره، راستش یکی از لباس‌های خودمه

00:40:30.130 --> 00:40:32.550
‫- اوه، لعنتی
‫- به تو بیشتر میاد

00:40:33.127 --> 00:40:35.587
‫ببین، ممنون از این بابت

00:40:35.779 --> 00:40:38.009
‫- نه، خیالت راحت باشه
‫- نه

00:40:38.680 --> 00:40:43.496
‫داری کاری می‌کنی که ما نمی‌تونیم
‫چنین انتظاری ازت داشته باشیم، پس...

00:40:44.440 --> 00:40:45.665
‫ببخشید

00:40:49.190 --> 00:40:50.422
‫اون کیه؟

00:40:50.447 --> 00:40:54.005
‫افسر حفاظتِ شبانه‌روزی از هوادارهای
‫کلودیا توی شبکه‌های اجتماعی

00:40:54.030 --> 00:40:56.200
‫کلی دشمن و بدخواه داره

00:40:56.700 --> 00:40:58.807
‫مشکلی نیست. جواب بده

00:40:59.410 --> 00:41:02.500
‫- الو؟
<i>‫- گروهبان لنکر، میک هارگریوز هستم</i>

00:41:02.580 --> 00:41:05.500
<i>‫هفتۀ پیش برام پیغامی گذاشتین...</i>

00:41:05.590 --> 00:41:08.260
<i>‫راجع‌به اون بچه‌ای که
‫به جرم حمل و فروش مواد دستگیر شد</i>

00:41:08.340 --> 00:41:09.920
<i>‫بازداشتی «پاتریک باروز» بود</i>

00:41:10.010 --> 00:41:14.220
‫بله، خیلی ممنون که تمای گرفتین.
‫یادتو میاد کدوم پرونده‌ست؟

00:41:15.050 --> 00:41:16.510
<i>‫به‌طرز عجیبی، آره!</i>

00:41:16.535 --> 00:41:17.535
‫پلیس‌ها اومدن!

00:41:20.560 --> 00:41:23.190
<i>‫روز... روزِ بزرگی بود</i>

00:41:23.270 --> 00:41:25.230
‫فقط ۳۰۰ گرم مواد «کلاس الف» گرفتیم
‫(معادل کوکائین، هروئین و اکستازی)

00:41:25.310 --> 00:41:28.400
‫هشت نفر دستگیر شدن.
‫هفت نفر متهم و همگی محکوم شدن

00:41:28.480 --> 00:41:30.070
‫بیا ببینم، پسر. بیا سوار شو

00:41:30.150 --> 00:41:32.103
<i>‫آره، ولی پاتریک محکوم نشد</i>

00:41:32.443 --> 00:41:33.740
‫نه، نشد

00:41:34.570 --> 00:41:37.240
‫خب، چرا؟ چرا این کارو کردین؟
‫چرا گذاشتین بره؟

00:41:38.580 --> 00:41:41.960
<i>‫خب... یکی مداخله کرد</i>

00:41:42.580 --> 00:41:47.090
‫یه سربازرس توی خیابون اومد
‫بهمون گفت: «بذار پسره بره»

00:41:47.115 --> 00:41:49.158
‫- چی؟
‫- خواست شخصاً این لطف رو در حقش کنیم

00:41:49.185 --> 00:41:50.895
<i>‫- و شما هم حرفش رو گوش دادین؟
‫- خب، ببین...</i>

00:41:50.920 --> 00:41:52.660
<i>‫نمی‌دونم خانوادۀ پسره رو می‌شناخت یا...</i>

00:41:52.685 --> 00:41:54.315
<i>‫می‌خواست محرمانه از پسره بازجویی کنه</i>

00:41:54.340 --> 00:41:57.350
‫ولی... رئیس حرفش رو زمین نمی‌زد

00:41:58.260 --> 00:42:02.365
‫و بعدش صاف به چشم‌هام خیره شده و گفت

00:42:02.390 --> 00:42:04.255
‫«من ضمانتش رو می‌کنم»

00:42:04.280 --> 00:42:06.049
‫ضمانت می‌کنه؟

00:42:06.074 --> 00:42:09.110
‫نمی‌دونم. حرفیه که خودش زد

00:42:09.690 --> 00:42:12.110
‫اسم این بازرسـه رو یادته؟

00:42:12.830 --> 00:42:14.206
‫واسه این‌طرف‌ها نبود

00:42:16.376 --> 00:42:18.123
‫پلیس آگاهی

00:42:18.148 --> 00:42:19.148
‫از گلاسگو

00:42:20.511 --> 00:42:47.510
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.