﻿WEBVTT

00:00:05.138 --> 00:00:16.138
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:37.162 --> 00:00:40.040
‫[کالاباساس، کالیفرنیا]
‫[۱۹۸۸]

00:01:32.926 --> 00:01:34.426
‫پیست!

00:01:54.572 --> 00:01:57.659
‫- بدجوری آسون بود
‫- دیدی؟ بهت که گفتم

00:01:57.742 --> 00:01:58.785
‫کارت خوب بود، ای

00:01:58.868 --> 00:02:02.664
‫آره، خب همیشه بهمون چی گفتن؟
‫فقط گیر نیفتین

00:02:04.374 --> 00:02:10.171
‫«هیولاها»
‫«داستان لایل و اریک منندز»

00:02:10.797 --> 00:02:14.759
‫ولی گیر افتادین.
‫و اگه اشتباه می‌کنم تصحیح کن،

00:02:14.843 --> 00:02:18.513
‫پدرتون از اریک خواست
‫همه چی رو گردن بگیره، درسته؟

00:02:18.596 --> 00:02:22.684
‫خب آره.
‫آخه تصمیم من که نبود

00:02:22.767 --> 00:02:24.686
‫و اینجوری با جروم اوزیل آشنا شدین؟

00:02:24.769 --> 00:02:28.148
‫آره. بخشی از مجازاتمون این بود که
‫بریم دیدن یه درمانگر

00:02:32.861 --> 00:02:36.322
‫لایل، من با اریک صحبت کردم

00:02:38.783 --> 00:02:41.327
‫یه چیزایی بهم گفت
‫که می‌خوام بدونم نظر تو چیه

00:02:42.245 --> 00:02:43.745
‫باشه

00:02:43.913 --> 00:02:46.875
‫لایل، بهم گفت که ازش
‫سوءاستفاده جنسی کردی،

00:02:46.958 --> 00:02:49.752
‫و پدرت هم همین کارو با تو کرده

00:02:55.383 --> 00:02:58.344
‫شما فقط...
‫می‌خواین همه چی رو بندازین گردن من؟

00:02:58.428 --> 00:03:00.597
‫نه، نه. لایل، اینطور نیست

00:03:00.680 --> 00:03:03.391
‫لسلی وکیل اریکه. من وکیل توام

00:03:03.474 --> 00:03:06.394
‫ولی این چیزها
‫توی همچین محاکمه‌هایی طبیعیه

00:03:06.477 --> 00:03:08.771
‫هر دومون باید داستان رو
‫از زبون جفتتون بشنویم

00:03:08.855 --> 00:03:10.523
‫نه، می‌دونم دارین چیکار می‌کنین!

00:03:11.608 --> 00:03:14.369
‫دارین یه تصویر شیطانی
‫از پدرم ترسیم می‌کنین، که حقیقت نداره

00:03:14.444 --> 00:03:17.655
‫اون همچین آدمی نبود.
‫پدرم مرد بزرگی بود. منم خیلی دوستش داشتم

00:03:20.658 --> 00:03:23.369
‫نمی‌دونم شما دو نفر می‌تونین
‫اینو درک کنین یا نه. شاید نتونین

00:03:23.453 --> 00:03:25.829
‫ولی من دوستش داشتم و اونم دوستم داشت.
‫و خیلی بهمون اهمیت می‌داد

00:03:25.830 --> 00:03:27.540
‫این چیزیه که هیچکس نمی‌تونه بفهمه،

00:03:27.624 --> 00:03:31.753
‫که اون همیشه ما رو
‫توی استاندارد بالایی نگه می‌داشت، خب؟

00:03:31.836 --> 00:03:34.839
‫حالا شما دو تا منو آوردین اینجا
‫تا بگین چه آدم مزخرفی بود؟

00:03:34.923 --> 00:03:38.927
‫ولی... من همچین کاری نمی‌کنم، باشه؟

00:03:44.182 --> 00:03:45.682
‫اون دوستم داشت

00:03:51.272 --> 00:03:52.772
‫دوستم داشت

00:03:54.776 --> 00:03:55.944
‫منم بابامو دوست دارم

00:03:56.027 --> 00:03:58.112
‫لایل، با تیر زدی توی سرش

00:03:58.780 --> 00:04:00.740
‫می‌بینی حرف‌هات چقدر غیرمنطقیه؟

00:04:01.866 --> 00:04:04.285
‫می‌بینم که برای شما غیرمنطقیه

00:04:04.369 --> 00:04:07.997
‫شما درک نمی‌کنین بابام کی بود
‫و چی ازم می‌خواست

00:04:08.081 --> 00:04:09.249
‫چی ازت می‌خواست؟

00:04:09.332 --> 00:04:11.501
‫می‌خواست شماره یک باشم

00:04:11.584 --> 00:04:13.084
‫توی چی؟

00:04:14.462 --> 00:04:15.962
‫توی همه چی

00:04:17.006 --> 00:04:19.550
‫باید توی تنیس بهترین می‌بودم

00:04:20.677 --> 00:04:22.637
‫همینه!

00:04:22.720 --> 00:04:24.472
‫- آره! پسر خودمه!
‫- آره!

00:04:26.307 --> 00:04:28.142
‫باید بهترین نمره‌ها رو می‌گرفتم

00:04:28.226 --> 00:04:30.112
‫فکر کردی با این نوشته‌های گند،

00:04:30.113 --> 00:04:32.604
‫می‌تونی بری دانشگاه‌های آیوی لیگ؟
‫[معروفترین گروه دانشگاه‌های خصوصی آمریکا]

00:04:32.605 --> 00:04:37.318
‫این رساله کاملاً بچگانه و رقت‌انگیزه

00:04:37.402 --> 00:04:39.862
‫اصلاً باورکردنی نیست

00:04:41.531 --> 00:04:43.031
‫خودم یکی می‌نویسم

00:04:44.033 --> 00:04:45.868
‫باید با بهترین دخترها قرار می‌ذاشتم

00:04:45.952 --> 00:04:48.663
‫خودشه!
‫گفتم می‌تونه برای شام بیاد

00:04:48.746 --> 00:04:52.417
‫نه، نه، نه. در مورد این دختره شنیدم،
‫یه احمق هرزه ست

00:04:52.500 --> 00:04:55.586
‫اگه همون دختریه که دیروز گفتی،
‫حتی فکرشم نکن

00:04:55.670 --> 00:04:56.671
‫- مامان!
‫- نه!

00:04:56.754 --> 00:04:59.132
‫اون دختر توی چینی‌های مرغوب من
‫غذا نمی‌خوره!

00:04:59.215 --> 00:05:01.050
‫احتمالاً ایدز داره

00:05:02.468 --> 00:05:05.548
‫مامان، این چرندیات چیه میگی؟
‫چه مرگتونه؟

00:05:05.555 --> 00:05:06.597
‫هی! آروم باش

00:05:06.681 --> 00:05:10.226
‫- اون بیرون خونه ست! پشت دره!
‫- بشین. نه، نه!

00:05:10.310 --> 00:05:11.810
‫لایل!

00:05:11.853 --> 00:05:14.939
‫اگه اون درو باز کنی، به خدا قسم می‌زنم
‫جنازه‌تو میندازم. بگیر بشین

00:05:16.399 --> 00:05:17.899
‫بشین

00:05:21.195 --> 00:05:24.282
‫وای خدا. خودم میرم
‫با اون پول‌پرست حرف می‌زنم

00:05:24.365 --> 00:05:26.534
‫ممنون. زودتر از شرش خلاص شو

00:05:26.617 --> 00:05:28.202
‫خیلی‌خب...

00:05:28.286 --> 00:05:29.286
‫سلام؟

00:05:29.787 --> 00:05:32.749
‫خب، لایل نمی‌تونه قرار بذاره، دختر جون

00:05:33.541 --> 00:05:35.585
‫خداحافظ!

00:05:35.668 --> 00:05:38.505
‫من باید می‌رفتم به دانشگاه‌های آیوی لیگ

00:05:38.506 --> 00:05:41.343
‫اون... تمام فکر و ذکرش این بود

00:05:41.841 --> 00:05:45.345
‫«و می‌توانم با اطمینان کامل
‫به شما، هیئت پذیرش، بگویم،»

00:05:45.428 --> 00:05:47.555
‫«که نه تنها سرنوشتم
‫برای دانشگاه پرینستون مقدر شده،»

00:05:48.139 --> 00:05:51.642
‫«بلکه من، جوزف لایل منندز،
‫تقدیرم رسیدن به عظمت و بزرگی است»

00:05:51.726 --> 00:05:54.103
‫وای. لایل، عالیه

00:05:54.187 --> 00:05:55.605
‫واقعاً خوب بود عزیزم

00:05:55.688 --> 00:05:57.188
‫- خیلی خوبه، لایل
‫- ممنون

00:05:57.190 --> 00:05:59.567
‫صبر کنین، صبر کنین.
‫دارین با اون حرف می‌زنین یا من؟

00:05:59.650 --> 00:06:00.818
‫چون من اونو نوشتم

00:06:00.902 --> 00:06:02.820
‫چون رساله خودش رو...

00:06:04.155 --> 00:06:05.823
‫انگار یه بچه دو ساله نوشته بود

00:06:05.907 --> 00:06:08.451
‫اینجوری می‌تونی به پرینستون بری

00:06:08.534 --> 00:06:09.702
‫به این میگن رساله

00:06:09.786 --> 00:06:11.746
‫- دادا، این...
‫- چی؟ تقلب؟

00:06:13.706 --> 00:06:16.250
‫می‌خوام یه رازی رو بهت بگم. باشه؟

00:06:16.334 --> 00:06:18.920
‫هر آدم کوفتی توی این دنیا تقلب می‌کنه

00:06:18.921 --> 00:06:21.507
‫و می‌دونی نظر من در موردش چیه؟

00:06:21.589 --> 00:06:24.884
‫می‌دونین چطور به این چیزها می‌رسین؟
‫همه‌ی این چیزها

00:06:25.802 --> 00:06:28.054
‫دروغ گفتن. تقلب کردن

00:06:29.639 --> 00:06:31.139
‫دزدی کردن

00:06:31.641 --> 00:06:33.141
‫ولی برنده شدن

00:06:34.268 --> 00:06:35.768
‫باشه؟

00:06:36.312 --> 00:06:37.812
‫هیچوقت گیر نیفتین

00:06:39.232 --> 00:06:42.110
‫ولی وارد پرینستون شدی

00:06:42.193 --> 00:06:43.193
‫آره. آره

00:06:43.236 --> 00:06:44.862
‫یه مدت طول کشید

00:06:44.946 --> 00:06:48.491
‫اولش مجبور شدم
‫یه سال به یه کالج محلی برم. ولی آره

00:06:58.459 --> 00:07:01.963
‫ببین، حتماً می‌تونیم یه کاری بکنیم
‫که این مشکل حل بشه. مطمئنم

00:07:02.755 --> 00:07:04.903
‫خب، لایل موقع تقلب
‫از روی دست همکلاسیش،

00:07:04.904 --> 00:07:07.052
‫توی امتحان آزمایشگاه روانشناسی،
‫گیر افتاده و...

00:07:07.135 --> 00:07:08.469
‫ببخشید. ببخشید. یه ثانیه

00:07:08.553 --> 00:07:11.139
‫شرمنده. ببخشید.
‫آزمایشگاه روانشناسی؟ اون دیگه چیه؟

00:07:11.222 --> 00:07:13.099
‫تا حالا اسمشو نشنیدم

00:07:13.182 --> 00:07:17.228
‫یعنی توی روانشناسی هم
‫آزمایشگاه دارن؟

00:07:17.854 --> 00:07:19.354
‫واقعاً؟

00:07:19.689 --> 00:07:20.689
‫دارن

00:07:21.065 --> 00:07:24.277
‫آخه تو دنیای واقعی
‫وقتی میری و یه روانشناس رو می‌بینی،

00:07:24.360 --> 00:07:27.071
‫هیچوقت نمیگه
‫«خداحافظ، دارم میرم آزمایشگاه!» بیخیال!

00:07:29.407 --> 00:07:32.326
‫یه ذره... مزخرفه!

00:07:32.952 --> 00:07:34.452
‫منظورم اینه که...

00:07:35.496 --> 00:07:39.876
‫پسرم توی چیز مهمی تقلب نکرده

00:07:39.959 --> 00:07:42.211
‫خب، متاسفانه،
‫نظر ما خلاف اینه

00:07:42.295 --> 00:07:46.090
‫خیلی‌خب. ببینین. تقلب کرده.
‫منم حسابی ادبش می‌کنم.

00:07:46.174 --> 00:07:48.885
‫- ولی قرار نیست اخراج بشه
‫- آقای منندز...

00:07:48.968 --> 00:07:52.263
‫نه جناب. اخراج نمیشه.
‫به خدا قسم. گوش کنین

00:07:52.346 --> 00:07:55.433
‫من به عنوان ستون این جامعه،
‫پول زیادی دادم.

00:07:55.516 --> 00:07:59.312
‫یه عالمه پول وامونده، سال پشت سال

00:07:59.395 --> 00:08:00.897
‫پس، حداقل...

00:08:02.690 --> 00:08:04.650
‫باید یه راهی براش پیدا کنیم

00:08:04.734 --> 00:08:07.361
‫جدی میگم. کاملاً جدی میگم

00:08:07.445 --> 00:08:09.655
‫از این صندلی تکون نمی‌خورم

00:08:10.198 --> 00:08:11.698
‫حتی...

00:08:12.533 --> 00:08:14.033
‫همینجا هم دستشویی می‌کنم

00:08:18.331 --> 00:08:19.831
‫خیلی‌خب

00:08:21.959 --> 00:08:25.755
‫بهترین کاری که از دستم برمیاد
‫یه تعلیق یک ساله ست

00:08:29.342 --> 00:08:30.942
‫نباید در موردش به هیچکس حرفی بزنی

00:08:30.968 --> 00:08:31.886
‫- شنیدی؟
‫- بله قربان

00:08:31.969 --> 00:08:33.971
‫این تابستون میای لس آنجلس،
‫میای پیش خودم کار می‌کنی

00:08:34.055 --> 00:08:36.641
‫یه کارآموز اجرایی میشی.
‫و میگیم همه چیز کاملاً خوبه

00:08:36.724 --> 00:08:39.101
‫- فهمیدی؟
‫- آره. واقعاً متاسفم بابا

00:08:41.395 --> 00:08:43.397
‫مامان و بابام
‫به کالیفرنیا نقل مکان کرده بودن،

00:08:43.481 --> 00:08:45.274
‫چون بابام یه کار مهم پیدا کرده بود

00:09:04.293 --> 00:09:05.793
‫این دیگه چه کوفتیه؟

00:09:06.587 --> 00:09:10.508
‫و لایل از پرینستون مرخصی تابستونی گفته

00:09:10.591 --> 00:09:12.091
‫نمی‌دونم در موردش شنیدین یا نه

00:09:12.093 --> 00:09:14.554
‫ممنون که می‌خندی

00:09:14.637 --> 00:09:18.558
‫پشت سر هم نمره‌های عالی می‌گیره.
‫بوم بوم بوم.

00:09:18.641 --> 00:09:20.768
‫نفر اول تیم تنیسه

00:09:20.851 --> 00:09:21.936
‫- چطوره؟
‫- آره

00:09:22.019 --> 00:09:27.650
‫و حالا، جدیدترین
‫کارآموز مدیریت ماست، خب؟

00:09:27.733 --> 00:09:30.194
‫پس لطفاً خوشامدگویی بزرگی
‫به لایف اینترتینمنت،

00:09:30.278 --> 00:09:31.821
‫به لایل منندز بگیم

00:09:32.405 --> 00:09:33.905
‫هی!

00:09:35.116 --> 00:09:37.660
‫هی وایسا ببینم.
‫موهات داره می‌ریزه؟

00:09:40.121 --> 00:09:41.121
‫خیلی‌خب

00:09:41.455 --> 00:09:45.084
‫خب، برای امشب،
‫این اکران ویژه رو داریم

00:09:51.966 --> 00:09:53.801
‫عجب بیشعور پفیوزی

00:09:54.594 --> 00:09:57.138
‫گفتم گوش کن، می‌دونم بابات کیه، پس باشه

00:09:57.221 --> 00:09:59.557
‫سرمو تکون دادم و گفتم آره، فکر خوبیه

00:09:59.640 --> 00:10:02.101
‫می‌دونم. نه؟ بچه پولدارهای کوفتی

00:10:05.646 --> 00:10:07.927
‫به نظرم این مدل خیلی بهت میاد

00:10:07.982 --> 00:10:09.775
‫- آره، خودشه
‫- آره!

00:10:10.359 --> 00:10:11.694
‫آره!

00:10:11.777 --> 00:10:13.863
‫کارت خیلی خوب بود. خیلی خوب.

00:10:17.908 --> 00:10:20.411
‫نمی‌دونم. مطمئن نیستم

00:10:21.203 --> 00:10:23.456
‫مطمئن نیستم این از همه بهتر باشه

00:10:23.539 --> 00:10:24.539
‫نه؟

00:10:24.999 --> 00:10:26.083
‫بیخیال

00:10:26.167 --> 00:10:28.127
‫خیلی هم خوبه. عالی به نظر میای

00:10:28.210 --> 00:10:30.296
‫می‌خوای کاردرست به نظر بیای، آره؟

00:10:30.921 --> 00:10:32.089
‫- آره
‫- آره؟

00:10:32.173 --> 00:10:35.593
‫- می‌خوای توی کارت موفق باشی؟
‫- بله قربان

00:10:35.676 --> 00:10:37.678
‫می‌خوای وارد سیاست بشی؟

00:10:38.346 --> 00:10:40.765
‫پس باید موهای خوبی داشته باشی، خب؟

00:10:40.848 --> 00:10:42.975
‫این خوشگله.
‫کارت عالی بود. محشره

00:10:44.185 --> 00:10:45.853
‫ولی، اگه...

00:10:47.855 --> 00:10:49.355
‫نخوام چی؟

00:10:51.108 --> 00:10:52.608
‫چی رو نخوای؟

00:10:54.445 --> 00:10:55.945
‫کلاه‌گیس بذارم

00:10:56.656 --> 00:10:58.658
‫اگه نخوام کلاه گیس بذارم چی؟

00:11:00.576 --> 00:11:02.620
‫می‌تونیم توی خونه
‫در موردش بحث کنیم، باشه؟

00:11:03.913 --> 00:11:05.414
‫الان دیگه کلاه گیس می‌ذاری

00:11:06.123 --> 00:11:08.376
‫از این به بعد اینجوریه. باشه؟

00:11:09.293 --> 00:11:12.713
‫چطوره بگی «ممنون بابا،
‫به خاطر تمام کارهایی که برام می‌کنی؟»

00:11:14.507 --> 00:11:16.926
‫بابا، خیلی ممنون
‫به خاطر کارهایی که برام می‌کنی

00:11:17.009 --> 00:11:18.509
‫دقیقاً. خیلی‌خب

00:11:18.928 --> 00:11:20.513
‫باورت میشه؟

00:11:23.808 --> 00:11:28.229
‫لایل، می‌خوام یه لحظه
‫به قبل از تعلیق شدنت برگردیم،

00:11:28.312 --> 00:11:30.731
‫برگردیم به دزدی‌ها و
‫ملاقاتتون با اوزیل

00:11:37.738 --> 00:11:39.238
‫لایل!

00:11:41.450 --> 00:11:43.786
‫- دارین چیکار می‌کنین؟
‫- اینو ببین

00:11:47.456 --> 00:11:48.956
‫لعنتی

00:11:49.458 --> 00:11:50.751
‫اینو از کجا آوردین؟

00:11:50.835 --> 00:11:53.671
‫پدر و مادر جان لیست رفتن خارج از شهر،
‫اونم یه مهمونی گرفته بود

00:11:53.754 --> 00:11:57.258
‫شپرد رمز گاوصندوق رو
‫روی یه تیکه کاغذ باطله پیدا کرد

00:11:57.341 --> 00:11:59.969
‫پول خواستن از بابا هم
‫خیلی رو مخه، نه؟

00:12:00.511 --> 00:12:02.510
‫لایل، خیلی آسونه

00:12:02.511 --> 00:12:05.181
‫کلی از بچه‌ها رو می‌شناسیم
‫که برای تعطیلات رفتن خارج از شهر

00:12:06.642 --> 00:12:08.728
‫- کامپیوتر خانگی آی‌بی‌ام پی‌اس۲؟
‫- آره

00:12:09.437 --> 00:12:12.982
‫یه وسیله بدنسازی.
‫گاوصندوق بزرگ نسوز. چاپگر.

00:12:13.065 --> 00:12:14.108
‫همه رو نوشتم

00:12:14.191 --> 00:12:16.736
‫خدایا، یه عالمه وسیله ست.
‫چی توی لیست کمه؟

00:12:16.819 --> 00:12:20.448
‫چیزایی که گرو گذاشتن.
‫جواهرات، چند تا تیکه چینی

00:12:20.531 --> 00:12:22.611
‫فکر کنم این همون کاسه‌ی آبخوریه
‫که در موردش حرف می‌زد

00:12:23.534 --> 00:12:25.786
‫میگن هشت هزار دلار هم پول نقد بوده

00:12:25.870 --> 00:12:28.956
‫باشه، یه شماره بهم بدین
‫تا براشون چک بنویسم، لطفاً

00:12:30.040 --> 00:12:31.540
‫خیلی‌خب

00:12:35.796 --> 00:12:38.716
‫- واقعاً متاسفیم بابا
‫- نه، نه، لطفاً بیخیال

00:12:39.216 --> 00:12:41.302
‫نمی‌خوام یه کلمه از دهنتون بشنوم

00:12:45.931 --> 00:12:47.431
‫چیکار کنیم؟

00:12:49.518 --> 00:12:53.022
‫لایل، در مورد این قضیه
‫چی برای گفتن داری؟

00:12:56.192 --> 00:12:57.692
‫آره

00:12:57.735 --> 00:12:58.986
‫می‌دونی، متاسفیم

00:12:59.069 --> 00:13:00.988
‫نه، نه، نه

00:13:04.909 --> 00:13:07.453
‫یعنی، ممنون که برامون وثیقه گذاشتی

00:13:07.536 --> 00:13:09.205
‫نه، نمی‌فهمی

00:13:09.955 --> 00:13:11.457
‫یه ذره هم نمی‌فهمی

00:13:14.335 --> 00:13:17.129
‫جفتتون از وصیت‌نامه حذف میشین

00:13:18.255 --> 00:13:19.381
‫ختم کلام

00:13:19.465 --> 00:13:23.677
‫دروغ بگین، تقلب کنین، دزدی کنین،
‫ولی گیر نیفتین!

00:13:26.555 --> 00:13:27.598
‫حکم دادگاهه

00:13:27.681 --> 00:13:30.392
‫آره، قاضی میگه باید انجامش بدن،
‫پس باید انجامش بدن

00:13:30.476 --> 00:13:33.646
‫بچه‌هام عمراً روان‌درمانی نیاز ندارن.
‫حالشون خوبه

00:13:33.729 --> 00:13:36.481
‫تنها چیزی که برام مهمه
‫امضات روی اون کاغذه. همین

00:13:36.482 --> 00:13:38.944
‫چون بچه‌هام قرار نیست برن اونجا،

00:13:39.027 --> 00:13:41.821
‫که در مورد این خانواده و
‫اتفاقات این خونه حرف بزنن

00:13:41.904 --> 00:13:45.324
‫حرف نمی‌زنن، و اگه زدن
‫ازت می‌خوام بهم بگی. لطفاً

00:13:45.407 --> 00:13:49.829
‫چون برای این اونجا نمیرن.
‫میرن که...

00:13:50.538 --> 00:13:52.373
‫از سرقت‌ها بگن و... و...

00:13:54.875 --> 00:13:58.879
‫آره، اینکه چقدر متاسف‌ان
‫و احساس پشیمونی می‌کنن

00:13:58.963 --> 00:14:00.673
‫ور ور ور، همین

00:14:01.674 --> 00:14:04.468
‫[دکتر جروم اوزیل]

00:14:05.803 --> 00:14:08.556
‫ببخشید منتظرتون گذاشتم.
‫کدوم یکیتون اریکه؟

00:14:08.639 --> 00:14:11.100
‫اریک منم، و این لایله

00:14:15.354 --> 00:14:17.064
‫و چرا بهش نگفتی؟

00:14:18.023 --> 00:14:20.734
‫- به دکتر اوزیل
‫- چرا چی رو بهش نگفتم؟

00:14:21.360 --> 00:14:22.860
‫در مورد سوءاستفاده

00:14:23.362 --> 00:14:25.406
‫در مورد آزار جنسی

00:14:29.076 --> 00:14:33.038
‫خب، وقتی برای اولین دیدیمش...
‫اون موقع...

00:14:34.832 --> 00:14:39.003
‫نمی‌دونستم که...
‫بابام هنوز این کارها رو با اریک می‌کنه،

00:14:39.086 --> 00:14:42.381
‫همونجوری که قبلاً با من می‌کرد.
‫هنوز بهم نگفته بود

00:14:42.464 --> 00:14:44.258
‫آره، ولی می‌فهمی چی دارم میگم؟

00:14:45.384 --> 00:14:48.679
‫چرا در مورد آزار و اذیت پدرت،

00:14:48.762 --> 00:14:51.599
‫چیزی به کسی نگفتی؟

00:14:51.682 --> 00:14:55.644
‫داری همه چی رو بهمون میگی،
‫ولی اینو بهمون نمیگی

00:14:55.728 --> 00:14:57.688
‫معلومه که عاشق پدرت بودی، باشه

00:14:57.771 --> 00:14:59.607
‫من و جین اینو درک می‌کنیم

00:14:59.690 --> 00:15:03.289
‫ولی لایل، اگه پدرت
‫ازت سوءاستفاده جنسی می‌کرد،

00:15:03.290 --> 00:15:04.988
‫باید در موردش بشنویم

00:15:05.070 --> 00:15:09.074
‫باید تا جایی که می‌تونی
‫با جزئیات برامون تعریفش کنی

00:15:10.367 --> 00:15:11.867
‫باشه

00:15:12.119 --> 00:15:13.619
‫باشه؟

00:15:13.662 --> 00:15:15.581
‫باشه، آره، می‌فهمم

00:15:21.962 --> 00:15:23.462
‫من...

00:15:29.261 --> 00:15:30.304
‫ببخشید...

00:15:30.387 --> 00:15:32.264
‫نه، عجله نکن

00:15:35.559 --> 00:15:37.728
‫اریک که می‌دونه...

00:15:38.395 --> 00:15:41.899
‫و داناوان، هم‌اتاقیم توی پرینیستون،
‫خودم بهش گفتم

00:15:41.982 --> 00:15:43.482
‫به دختر خاله‌م گفتم

00:15:43.859 --> 00:15:45.778
‫باهامون زندگی می‌کرد

00:15:46.820 --> 00:15:48.320
‫و...

00:15:49.990 --> 00:15:52.317
‫می‌خواستم توی زیرزمین پیش اون بخوابم

00:15:52.318 --> 00:15:53.953
‫تا بابام نتونه بیاد پایین

00:15:57.539 --> 00:16:01.210
‫و یادم میاد ازش پرسیدم
‫«تا حالا شده بابات...»

00:16:03.170 --> 00:16:05.005
‫«جاهای خصوصیت رو لمس کنه؟»

00:16:05.089 --> 00:16:07.007
‫و همینجوری بهم خیره شد

00:16:07.091 --> 00:16:11.387
‫انگار...
‫اصلاً نمی‌فهمید چی دارم میگم

00:16:12.638 --> 00:16:14.556
‫وقتی شروع شد چند سالت بود؟

00:16:15.140 --> 00:16:16.640
‫فکر کنم شش سال

00:16:17.476 --> 00:16:19.770
‫و وقتی تعریفش می‌کنم، یه جورایی...

00:16:21.689 --> 00:16:24.108
‫نمی‌دونم. به نظرم
‫یه جورایی شبیه فیلمه

00:16:24.191 --> 00:16:25.943
‫همه چی روی حرکت آهسته ست

00:16:29.613 --> 00:16:33.617
‫با ماساژ بعد از تنیس و اینا شروع شد

00:16:33.701 --> 00:16:34.618
‫بیا

00:16:34.702 --> 00:16:36.745
‫که مسخره ست،
‫چون وقتی یه بچه ورزش می‌کنه،

00:16:36.829 --> 00:16:38.664
‫اینجوری نیست که
‫نیاز به ماساژ داشته باشه

00:16:43.085 --> 00:16:45.129
‫و دست‌هاشو یادمه

00:16:45.963 --> 00:16:47.463
‫حسش...

00:16:48.882 --> 00:16:50.382
‫خاص بود

00:16:53.637 --> 00:16:55.723
‫انگار من مرکز دنیاش بودم

00:17:03.022 --> 00:17:07.484
‫و همدیگه رو ناز و نوازش می‌کردیم

00:17:08.235 --> 00:17:11.113
‫و مادرت می‌دونست که
‫این اتفاق می‌افته؟

00:17:11.196 --> 00:17:12.823
‫فکر نکنم، نه

00:17:36.430 --> 00:17:39.349
‫خلاصه، وقتی...
‫وقتی هفت سالم شد،

00:17:40.684 --> 00:17:42.436
‫قضیه تغییر کرد و...

00:17:44.271 --> 00:17:46.273
‫شروع کرد بهم فیلم نشون می‌داد

00:17:46.356 --> 00:17:47.856
‫فیلم‌های پورنوگرافی؟

00:17:51.403 --> 00:17:52.903
‫و من مجبور بودم...

00:17:58.368 --> 00:18:01.789
‫می‌رفتیم توی دستشویی و
‫من روی کاشی‌های زمین زانو می‌زدم،

00:18:01.872 --> 00:18:04.249
‫که یه طرح خیلی عجیبی داشتن

00:18:04.333 --> 00:18:08.212
‫فکر کنم زیاد بهش نگاه می‌کردم،
‫و الان وقتایی که نقاشی می‌کنم،

00:18:08.295 --> 00:18:09.922
‫طرح روی اونا رو می‌کشم

00:18:17.805 --> 00:18:19.305
‫خلاصه...

00:18:21.433 --> 00:18:24.686
‫زانو می‌زدم و خودش
‫حرکاتمو کنترل می‌کرد

00:18:25.854 --> 00:18:30.150
‫حرکاتت رو کنترل می‌کرد که...
‫نوازشش کنی؟

00:18:31.610 --> 00:18:33.112
‫ولی با دهنم

00:18:35.781 --> 00:18:37.281
‫وقتی ۷ سالت بود...

00:18:39.368 --> 00:18:42.371
‫پدرت مجبورت می‌کرد
‫باهاش سکس دهانی داشته باشی؟

00:18:42.454 --> 00:18:43.954
‫آره

00:18:44.790 --> 00:18:47.251
‫و، می‌دونم هفت سالم بود،

00:18:47.334 --> 00:18:51.046
‫چون تازه عروسک‌های
‫«سسمی استریت» رو گرفته بودم،

00:18:51.130 --> 00:18:54.050
‫و اونا همیشه در مورد کارهایی که
‫باهاشون انجام می‌دادم، بحث می‌کردن

00:18:54.091 --> 00:18:55.259
‫ببخشید، اونا یعنی کی؟

00:18:55.342 --> 00:18:56.842
‫عروسک‌ها

00:18:57.678 --> 00:18:59.721
‫اسکار همیشه در مورد‌ش
‫اعتقادات خاص خودشو داشت،

00:18:59.805 --> 00:19:02.474
‫و ارنی همیشه می‌خواست
‫بعدش باهام بازی کنه

00:19:03.767 --> 00:19:06.395
‫فکر کنم می‌خواست کاری کنه فراموش کنم؟

00:19:08.605 --> 00:19:13.026
‫چون اون موقع،
‫یا شاید یه کم بعدش،

00:19:13.110 --> 00:19:15.028
‫کم کم دیگه داشت ازش بدم می‌اومد

00:19:16.155 --> 00:19:19.324
‫چون بابام شروع به استفاده از وسایل کرد

00:19:24.121 --> 00:19:28.375
‫منو لخت می‌کرد و
‫بعد اشیا رو وارد می‌کرد

00:19:33.338 --> 00:19:36.633
‫و می‌دونستم عجیبه،
‫به دختر خاله‌م در موردش گفتم

00:19:39.011 --> 00:19:42.264
‫مامانم حرفشو باور نکرد.
‫اصلاً براش مهم نبود

00:19:45.142 --> 00:19:47.644
‫ولی بعد من شروع کردم
‫همین کارها رو با اریک کردم

00:19:50.230 --> 00:19:54.109
‫نمی‌دونم چرا این کارو کردم،
‫چون وقتی بابام با من می‌کرد خوشم نمی‌اومد

00:19:54.193 --> 00:19:57.446
‫اونم خوشش نمی‌اومد.
‫همیشه ازم می‌خواست بس کنم

00:19:59.740 --> 00:20:02.326
‫ولی باید به یه کار عادی
‫تبدیلش می‌کردم، نه؟

00:20:02.409 --> 00:20:05.204
‫کاری که بابام داشت باهام می‌کرد،
‫باید عادیش می‌کردم

00:20:06.371 --> 00:20:08.207
‫با اینکه می‌دونستم اینطور نیست

00:20:10.584 --> 00:20:13.337
‫ولی وقتی بزرگتر شدم،
‫وقتی ۸ سالم شد...

00:20:14.129 --> 00:20:15.629
‫مسائل جنسی بدتر شد

00:20:17.549 --> 00:20:19.635
‫و شروع کردیم به دوش گرفتن با همدیگه

00:20:22.804 --> 00:20:24.304
‫و بهم تجاوز می‌کرد

00:20:26.975 --> 00:20:28.477
‫خیلی درد داشت و...

00:20:31.063 --> 00:20:34.816
‫بهش گفتم... گفتم درد می‌کنه،
‫و می‌خوام تمومش کنه

00:20:37.069 --> 00:20:38.487
‫و یادمه که گفت،

00:20:38.570 --> 00:20:41.490
‫«دوستت دارم، و نمی‌خوام
‫بهت آسیب بزنم و تموم میشه.»

00:20:45.202 --> 00:20:46.702
‫و همینطور شد

00:20:48.038 --> 00:20:49.538
‫تموم شد

00:20:57.756 --> 00:21:00.175
‫حالا می‌دونم چرا،
‫چون داشت با اریک انجامش می‌داد

00:21:03.929 --> 00:21:05.429
‫پس رفتم سراغش،

00:21:05.472 --> 00:21:09.351
‫و بهش گفتم می‌دونم داره چه اتفاقی
‫بین اون و اریک می‌افته،

00:21:09.434 --> 00:21:10.978
‫و بهتره تمومش کنه

00:21:12.104 --> 00:21:13.647
‫و اون بهم نگاه کردم و گفت...

00:21:13.730 --> 00:21:15.524
‫اریک از خودش در میاره

00:21:16.942 --> 00:21:19.569
‫اینو بین خودمون نگه دار، باشه؟

00:21:23.824 --> 00:21:28.036
‫لایل، به خاطر چیزی که
‫از سر گذروندی، خیلی متاسفم

00:21:29.454 --> 00:21:32.291
‫و خیلی بعد متوجه شدم که

00:21:37.087 --> 00:21:39.464
‫هنوز داره این کارو با اریک می‌کنه

00:21:39.548 --> 00:21:41.883
‫لایل، باید یه چیزی بهت بگم

00:21:43.343 --> 00:21:44.843
‫چی؟

00:21:48.098 --> 00:21:52.185
‫و وقتی اینو بهم گفت، حس کردم...

00:21:56.231 --> 00:21:57.731
‫چی؟

00:21:58.150 --> 00:22:00.777
‫که داره برادرمو ازم می‌گیره

00:22:01.486 --> 00:22:05.407
‫با متنفر بودن از اریک و دوست داشتن من،
‫و با متنفر بودن از اریک

00:22:05.490 --> 00:22:09.661
‫نه، نه، نه! ۴۵، ۴۶، ۴۷!

00:22:09.745 --> 00:22:12.789
‫بجنب اریک!
‫می‌تونی یه دقیقه دووم بیاری. یالا

00:22:14.624 --> 00:22:17.336
‫اون از اریک متنفر بود،
‫و منم مجبور کرد ازش متنفر باشم

00:22:17.419 --> 00:22:19.957
‫و دیدم بابام چطوری باهاش رفتار می‌کرد،

00:22:19.958 --> 00:22:22.299
‫و بعد منم همینجوری باهاش رفتار کردم

00:22:31.683 --> 00:22:35.145
‫چه آدمی همچین کاری با برادرش می‌کنه؟
‫کدوم آدم مریض و بیشعوری؟

00:22:38.190 --> 00:22:41.026
‫وقتی بابام با من می‌کرد خوشم نمی‌اومد،
‫و خودم با اون انجامش می‌دادم

00:22:41.109 --> 00:22:42.829
‫می‌دونم بین تو و اریک چه خبره

00:22:42.861 --> 00:22:44.613
‫چی؟ چی گفتی؟

00:22:44.696 --> 00:22:47.496
‫- این بازی مزخرف رو با من نکن!
‫- صبر کن. چی داری میگی؟

00:22:47.574 --> 00:22:51.370
‫به خدا قسم، دیگه تمومه.
‫تمومه!

00:22:51.453 --> 00:22:54.539
‫می‌فهمی؟
‫دیگه نباید اتفاقی بین شما دو تا بیفته

00:22:54.623 --> 00:22:56.917
‫و هیچوقت نباید... نباید بهش دست بزنی

00:22:57.876 --> 00:22:59.376
‫دیگه نه

00:23:06.510 --> 00:23:08.010
‫به همه میگم

00:23:12.891 --> 00:23:14.391
‫پس تمومش کن

00:23:15.352 --> 00:23:16.852
‫تمومش کن

00:23:19.231 --> 00:23:21.483
‫پس تصمیمت اینه، آره؟

00:23:23.235 --> 00:23:26.655
‫نه، تمومش کن،
‫همونجوری که قول دادی!

00:23:26.738 --> 00:23:29.199
‫آره، ولی انتخابت رو کردی؟

00:23:33.245 --> 00:23:36.248
‫نه بابا، فقط میگم اگه دست نکشی...

00:23:36.331 --> 00:23:37.831
‫نه، شنیدم چی گفتی

00:23:39.334 --> 00:23:41.670
‫حالا مرد باش،

00:23:43.839 --> 00:23:45.882
‫و انجامش بده. یالا انجامش بده

00:23:46.842 --> 00:23:47.843
‫چی رو انجام بدم؟

00:23:47.926 --> 00:23:50.095
‫نمی‌دونم

00:23:50.178 --> 00:23:51.678
‫خودت الان گفتی

00:23:52.055 --> 00:23:54.003
‫بهت افتخار می‌کنم لایل،

00:23:54.004 --> 00:23:56.601
‫چون بالاخره داری یه کاری می‌کنی

00:23:56.685 --> 00:23:59.396
‫عالیه! پسر خودمه! خوبه!

00:23:59.479 --> 00:24:02.441
‫اریک تصمیمش رو گرفت

00:24:03.024 --> 00:24:05.485
‫تو تصمیمت رو گرفتی

00:24:06.653 --> 00:24:08.153
‫منم تصمیم خودمو می‌گیرم

00:24:26.214 --> 00:24:28.717
‫و تصور می‌کنی منظورش چی بود؟

00:24:30.844 --> 00:24:33.180
‫مجبور نبودم تصور کنم منظورش چیه

00:24:34.055 --> 00:24:35.555
‫منظورشو می‌دونستم

00:24:37.100 --> 00:24:38.810
‫می‌خواست ما رو بکشه

00:24:43.982 --> 00:24:44.858
‫عزیزم

00:24:44.941 --> 00:24:46.441
‫ممنون عزیزم

00:24:46.485 --> 00:24:50.947
‫خب خانم‌ها، شایعات رو تکرار نمی‌کنم،
‫پس خوب گوش کنین

00:24:52.782 --> 00:24:56.912
‫جدی میگم نیک، چطور تونستی
‫یه بازدید از خونه منندزها جور کنی؟

00:24:56.995 --> 00:25:00.045
‫خب خب کری، یه خبرنگار مجله ونیتی فر

00:25:00.046 --> 00:25:02.417
‫هرگز منابعش رو فاش نمی‌کنه،

00:25:02.501 --> 00:25:06.171
‫ولی میشه گفت همیشه مفیده که
‫یه مشاور املاک خوب توی بورلی هلیز بشناسی

00:25:07.797 --> 00:25:09.297
‫خب چطوری بود؟

00:25:10.175 --> 00:25:12.094
‫خب اول از همه،

00:25:12.095 --> 00:25:15.931
‫خونه یه شجره‌نامه سلطنتی داره

00:25:16.014 --> 00:25:18.967
‫ساکنان قبلیش، شامل یه پرنس،

00:25:18.968 --> 00:25:21.603
‫کارگردان تئاتر هال‌پرنس،

00:25:21.686 --> 00:25:25.857
‫یه پرنس سعودی
‫و حتی یه پرنسس بودن

00:25:25.941 --> 00:25:26.858
‫پرنسس دای؟

00:25:26.942 --> 00:25:28.485
‫التون جان

00:25:31.655 --> 00:25:34.533
‫خب، به محض ورود،

00:25:34.616 --> 00:25:39.955
‫کاملاً متوجه مبلمان درجه دو میشین

00:25:40.789 --> 00:25:44.042
‫ولی وقتی از جلوی مبلمان کهنه رد میشین،

00:25:44.125 --> 00:25:48.880
‫بلافاصله توجهتون
‫به اتاق تلویزیون جلب میشه

00:25:50.090 --> 00:25:55.136
‫در نگاه اول، هیچ تصوری
‫از اتفاقی که اونجا افتاده ندارین

00:25:57.722 --> 00:26:00.225
‫ولی اگه به اندازه کافی طولانی نگاه کنین...

00:26:04.249 --> 00:26:11.249


00:26:19.619 --> 00:26:21.119
‫چه مرگتونه؟

00:26:28.545 --> 00:26:33.341
‫با صحبت‌هایی که
‫با کارآگاه‌های پرونده داشتم،

00:26:33.425 --> 00:26:37.304
‫و با دیدن چیدمان اتاق متوجه شدم که

00:26:37.387 --> 00:26:42.350
‫برادرها از پشت و از در تراس وارد شدن،

00:26:42.434 --> 00:26:46.104
‫تا پدر و مادرشون رو غافلگیر کنن

00:26:50.150 --> 00:26:55.363
‫خوزه و کیتی کاملاً غیرمسلح بودن،

00:26:55.447 --> 00:26:57.782
‫نمی‌دونستن چی در انتظارشونه

00:26:57.866 --> 00:26:59.576
‫دو تا هدف آسون

00:26:59.659 --> 00:27:01.745
‫پس به نظرت از قبل
‫برنامه‌ریزی شده بود؟

00:27:01.828 --> 00:27:05.498
‫قطعاً از قبل برنامه‌ریزی شده بود

00:27:05.999 --> 00:27:11.463
‫لایل و اریک، هفته‌ها و سال‌ها
‫تو فکر انجامش بودن

00:27:12.047 --> 00:27:15.258
‫بیشتر منابعم اینو تایید کردن

00:27:16.301 --> 00:27:18.887
‫من فکر می‌کردم
‫داریم فیلمنامه می‌نویسیم

00:27:18.970 --> 00:27:21.264
‫هیچ سرنخی نداشتم
‫که داریم نقشه می‌ریزیم،

00:27:21.348 --> 00:27:23.808
‫که اریک چطور پدر و مادرشو بکشه

00:27:23.892 --> 00:27:28.647
‫نه، نه، نه. هیچوقت به جری نگفتن
‫که توی خطر قریب‌الوقوعی هستن

00:27:28.730 --> 00:27:31.107
‫فقط از وضعیت خسته شده بودن،

00:27:31.191 --> 00:27:33.610
‫و تصمیم گرفتن بالاخره بهش پایان بدن

00:27:33.693 --> 00:27:38.239
‫و وقتی رفتارشون بعد از قتل رو
‫در نظر بگیرین...

00:27:38.323 --> 00:27:41.910
‫تنها چیزی که بهش اهمین می‌دادن
‫این بود که با لیموزین اینور اونور میرن،

00:27:41.993 --> 00:27:45.622
‫و توی سوئیت پرزیدنتال هتل بل ایر می‌مونن

00:27:45.705 --> 00:27:48.708
‫سوئیت خیلی خوبیه

00:27:48.792 --> 00:27:51.795
‫و همینطور بعد از دستگیری...

00:27:51.878 --> 00:27:54.422
‫یه نامه توی سلول اریک پیدا کردم
‫که لایل نوشته بود

00:27:54.506 --> 00:27:57.384
‫یه نقشه احمقانه برای فرار کشیده بود

00:27:58.218 --> 00:28:00.804
‫پس همدردی با

00:28:00.887 --> 00:28:04.808
‫این دو تا برادر جامعه‌ستیز
‫برای آدم خیلی سخت میشه

00:28:04.891 --> 00:28:08.978
‫طبیعیه که بعضی از اعضای خانواده،

00:28:09.062 --> 00:28:12.482
‫همچنان ازشون دفاع می‌کنن،

00:28:12.565 --> 00:28:17.195
‫حتی بعضی‌هاشون تئوری‌های توطئه‌ی
‫عجیب و غریبی رو مطرح می‌کنن

00:28:17.278 --> 00:28:20.073
‫به نظرم شرکت خوزه،
‫اون و کیتی رو

00:28:20.156 --> 00:28:21.656
‫به خاطر پول بیمه به قتل رسونده

00:28:21.658 --> 00:28:25.662
‫اونا همه‌شون یه مشت...
‫چی میگن؟ حرومزاده‌ی حریص‌ان!

00:28:25.745 --> 00:28:30.166
‫و البته، تیم حقوقی قدرتمندشون رو
‫فراموش نکنیم،

00:28:30.250 --> 00:28:33.002
‫به رهبری لیتل اورفان آنی نترس!

00:28:33.086 --> 00:28:35.338
‫شما عوضی‌ها هرچی بخواین می‌تونین بگین،

00:28:35.422 --> 00:28:39.300
‫ولی اریک و لایل از بهترین موکل‌هایی هستن
‫که تا حالا داشتم

00:28:39.384 --> 00:28:41.094
‫اونا تحسین برانگیزن

00:28:41.177 --> 00:28:45.014
‫وایسا ببینم.
‫جداً که بهشون نگفته تحسین برانگیز؟

00:28:45.598 --> 00:28:47.642
‫می‌دونی که هیچوقت اغراق نمی‌کنم

00:28:49.185 --> 00:28:52.021
‫پس به نظرت انگیزه‌شون چی بوده؟ پول؟

00:29:01.197 --> 00:29:03.908
‫آدم پدر و مادرش رو

00:29:03.992 --> 00:29:08.163
‫مثل خوزه و کیتی منندز نمی‌کشه،

00:29:08.997 --> 00:29:10.707
‫فقط به خاطر پول

00:29:11.416 --> 00:29:14.919
‫از فاصله نزدیک
‫با شاتگان سوراخشون نمی‌کنه

00:29:15.003 --> 00:29:18.590
‫به معنای واقعی کلمه
‫تیکه پاره‌شون نمی‌کنه

00:29:19.257 --> 00:29:21.176
‫وقتی متوجه میشی مادرت هنوز زنده ست،

00:29:22.510 --> 00:29:25.263
‫دوباره تفنگت رو پر نمی‌کنی

00:29:26.306 --> 00:29:29.225
‫حتی بعد از اینکه بدنش رو
‫پر از ساچمه می‌کنی،

00:29:29.309 --> 00:29:31.227
‫ساچمه‌هایی که تیکه پاره‌ش کردن،

00:29:31.311 --> 00:29:35.857
‫و داره مثل یه حیوون چلاق
‫روی زمین می‌خزه،

00:29:35.940 --> 00:29:37.901
‫و به زور زنده ست

00:29:40.612 --> 00:29:45.408
‫نمیری سمتش،
‫با تفنگی که هنوز ازش دود بلند میشه،

00:29:46.910 --> 00:29:50.497
‫و لوله شاتگان رو بذاری روی صورتش،

00:29:50.580 --> 00:29:55.835
‫توی چشم‌هاش نگاه کنی
‫تا بدونه تو بودی...

00:29:59.339 --> 00:30:00.965
‫و بعد...

00:30:07.555 --> 00:30:09.390
‫نه. نه

00:30:11.434 --> 00:30:12.811
‫در مورد پول نبوده

00:30:12.894 --> 00:30:16.314
‫در مورد یه چیز عمیق‌تر و تاریکتر بوده...

00:30:18.775 --> 00:30:23.613
‫و شرارتی که فراتر از نفرته

00:30:25.949 --> 00:30:27.449
‫خدایا، نیک

00:30:27.659 --> 00:30:31.329
‫تعجب نداره که چرا تو رو
‫برای بازنویسی فیلم زن زیبا استخدام نکردیم

00:30:33.331 --> 00:30:37.460
‫راستی نیک، مقاله‌ت برای ونیتی فر،
‫عنوانی داره؟

00:30:41.047 --> 00:30:43.967
‫کابوس در الم درایو

00:30:45.260 --> 00:30:47.387
‫باور نکردنیه

00:30:47.971 --> 00:30:50.431
‫آورم باش.
‫لس، اصلاً نباید اونو بخونی

00:30:50.515 --> 00:30:53.142
‫خب، متاسفانه بقیه آمریکا
‫داره اینو می‌خونه!

00:30:53.226 --> 00:30:55.937
‫سر و کله زدن با
‫روزنامه‌نگارهای واقعی به اندازه کافی بده

00:30:56.020 --> 00:30:57.939
‫حالا باید روزنامه‌نگارهای جعلی هم
‫سر و کله بزنم

00:30:58.022 --> 00:31:00.795
‫روانشناس‌های کوفتی مثل دان
‫که پشت میز نشستن،

00:31:00.796 --> 00:31:02.529
‫و هیچ اهمیتی به حقایق نمیدن

00:31:02.610 --> 00:31:05.822
‫«پسرها از درهای تراس وارد شدن»؟
‫مزخرفه!

00:31:05.905 --> 00:31:10.034
‫«لباس و دستکش پوشیده بودن»؟
‫بازم مزخرفه!

00:31:10.118 --> 00:31:14.414
‫«خوزه و کیتی داشتن میوه و بستنی می‌خوردن»

00:31:14.497 --> 00:31:17.709
‫دان اصلاً به خودش زحمت داده
‫که گزارش پزشکی قانونی رو بخونه؟

00:31:17.792 --> 00:31:18.918
‫و ببین، می‌فهمم.

00:31:19.002 --> 00:31:21.671
‫دخترش به قتل رسیده،
‫که یه تراژدی وحشتناکه

00:31:21.754 --> 00:31:23.840
‫نمی‌خوام کم‌اهمیت جلوه‌ش بدم

00:31:23.923 --> 00:31:26.551
‫ولی این حق رو بهش میده
‫که دروغ‌پردازی کنه؟

00:31:26.634 --> 00:31:29.262
‫و یه روزنامه‌نگار چاپلوس
‫برای دادستان باشه؟

00:31:29.345 --> 00:31:32.849
‫دان از شایعات نون می‌خوره،
‫و متاسفانه شایعات خوب فروش میره

00:31:34.350 --> 00:31:38.479
‫ولی واقعاً لایل و اریک رو
‫تحسین برانگیز می‌دونی؟

00:31:39.814 --> 00:31:41.399
‫این مهم نیست، تیم!

00:31:41.482 --> 00:31:46.613
‫مهم اینه که به لطف اون
‫الان افکار عمومی علیه ما شده!

00:31:47.280 --> 00:31:50.033
‫حالا دیگه راهی وجود نداره که
‫اون پسرها یه محاکمه عادلانه داشته باشن

00:31:50.116 --> 00:31:51.825
‫خیلی‌خب، پس شاید
‫بهتره از پرونده کناره‌گیری کنی

00:31:51.826 --> 00:31:53.953
‫نمی‌تونم کنار بکشم

00:31:54.704 --> 00:31:56.748
‫منو که می‌شناسی.
‫اهل کنار گذاشتن چیزی نیستم

00:31:56.831 --> 00:31:58.333
‫برای همین هنوز سیگار می‌کشم

00:32:01.419 --> 00:32:03.212
‫کاش یه روزنامه‌نگار خوب می‌شناختم،

00:32:03.296 --> 00:32:05.265
‫که می‌تونست بهم کمک کنه،

00:32:05.266 --> 00:32:07.635
‫تا یه کم با این مزخرفاتی که
‫به نفع دادستانه، مقابله کنم

00:32:07.717 --> 00:32:11.721
‫ببین لس. یه قولی به هم دادیم، درسته؟
‫کارمون از هم جدا باشه

00:32:11.804 --> 00:32:12.805
‫آها، اون

00:32:12.889 --> 00:32:15.683
‫درضمن، با دادگاه
‫بهتر از خبرنگارها کنار میای

00:32:15.767 --> 00:32:17.685
‫چون بیشتر خبرنگارها عوضی‌ان!

00:32:17.769 --> 00:32:20.396
‫باشه فهمیدم.
‫یه سگ جنگی هستی!

00:32:20.480 --> 00:32:21.981
‫برای همین باهات ازدواج کردم

00:32:22.649 --> 00:32:26.611
‫فقط سعی کن توی فرآیند فرزندخواندگی
‫توی هفته دیگه زیادی تهاجمی نباشی.

00:32:28.446 --> 00:32:29.946
‫هفته دیگه؟ چه روزی؟

00:32:31.866 --> 00:32:33.366
‫سه شنبه

00:32:33.993 --> 00:32:36.062
‫لعنتی. نمی‌تونم. متاسفم

00:32:36.063 --> 00:32:38.332
‫یه جلسه پیش از دادگاه
‫برای نوارهای اوزیل دارم.

00:32:38.414 --> 00:32:40.792
‫- قبلاً دو بار زمانشو عوض کردیم!
‫- تیم، نمی‌تونم

00:32:40.875 --> 00:32:42.835
‫بخش بزرگی از پرونده‌مونم
‫به این بستگی داره که

00:32:42.919 --> 00:32:44.919
‫مطمئن بشیم اون نوارها
‫به عنوان مدرک قابل قبول نیستن

00:32:45.338 --> 00:32:48.758
‫باشه. باهاشون تماس می‌گیرم
‫و دوباره وقتشو عوض می‌کنم

00:32:49.801 --> 00:32:53.638
‫شاید باید زحمت خودمونو کم کنیم و
‫لایل و اریک رو به فرزندی بگیریم

00:32:58.726 --> 00:33:00.353
‫خب، شاید فقط اریک

00:33:06.401 --> 00:33:10.238
‫خب، ممنون که قبول کردی
‫باهام صحبت کنی، داناوان

00:33:10.905 --> 00:33:13.908
‫می‌دونم توی چند ماه گذشته
‫کلی آدم با سوال‌هاشون،

00:33:13.992 --> 00:33:15.410
‫دنبالت راه افتاده بودن

00:33:15.493 --> 00:33:16.661
‫ببینین خانم آبرامسون،

00:33:16.744 --> 00:33:21.416
‫مشکلی ندارم که با شما حرف بزنم
‫و به سوال‌هاتون جواب بدم

00:33:21.499 --> 00:33:24.085
‫ولی واقعاً نمی‌خوام
‫توی جایگاه شهود قرار بگیرم

00:33:24.168 --> 00:33:27.964
‫خب، به نظرم این مرحله
‫احتمالاً اجتناب ناپذیره

00:33:28.548 --> 00:33:30.695
‫به هر حال، اریک برای خرید شاتگان‌ها،

00:33:30.696 --> 00:33:32.552
‫از کارت شناسایی تو استفاده کرده

00:33:35.097 --> 00:33:38.224
‫و در ضمن اگه تو و لایل
‫اونقدر که میگی به هم نزدیک بودین،

00:33:38.307 --> 00:33:40.977
‫تصور می‌کنم
‫حاضری هر کاری که می‌تونی،

00:33:41.060 --> 00:33:42.562
‫برای دفاع ازش انجام بدی

00:33:43.730 --> 00:33:45.648
‫می‌دونی، اعدام با گاز در انتظارشه

00:33:46.983 --> 00:33:49.819
‫- هنوز اینو توی کالیفرنیا دارن؟
‫- آره دارن

00:33:54.532 --> 00:33:57.319
‫خب، وقتی تو و لایل هم‌اتاقی بودین،

00:33:57.320 --> 00:33:59.787
‫در مورد چه چیزایی حرف می‌زدین؟

00:34:02.457 --> 00:34:04.333
‫خب... تقریباً همه چی

00:34:04.417 --> 00:34:09.338
‫رویاهامون، آرزوهامون، خانواده‌هامون

00:34:09.964 --> 00:34:11.464
‫ما... وجه اشتراک زیاد داشتم

00:34:11.966 --> 00:34:13.466
‫مثلاً چی؟

00:34:15.219 --> 00:34:17.138
‫خب، هر دومون
‫پدرهای خیلی سلطه‌جویی داشتیم

00:34:17.221 --> 00:34:19.432
‫ولی خوزه ده برابر بدتر از پدر من بود

00:34:19.515 --> 00:34:22.769
‫تنها چیزی که براش مهم بود
‫برنده شدن به هر قیمتی بود

00:34:23.686 --> 00:34:25.480
‫می‌فهمیدم که لایل تحت فشار زیادیه

00:34:27.440 --> 00:34:28.940
‫خب...

00:34:29.525 --> 00:34:31.025
‫اون هیچوقت...

00:34:31.110 --> 00:34:35.114
‫در مورد خانواده‌ش
‫رازی رو باهات در میون گذاشت؟

00:34:35.907 --> 00:34:37.700
‫مخصوصاً در مورد پدرش؟

00:34:44.916 --> 00:34:48.461
‫یه شب بهم گفت
‫پدرش یه رابطه نامشروع داره

00:34:49.962 --> 00:34:52.840
‫و وقتی مادرش متوجه شد،
‫عملاً کشتش

00:34:53.341 --> 00:34:55.718
‫هیچوقت لایل رو
‫اینقدر از چیزی عصبانی ندیده بودم

00:34:56.844 --> 00:35:00.348
‫می‌تونم پدرمو
‫به خاطر کاری که با مامانم می‌کنه بکشم

00:35:04.143 --> 00:35:05.643
‫بیخیال

00:35:06.187 --> 00:35:08.147
‫- لایل، جدی نمیگی
‫- نه، جدی میگم

00:35:08.231 --> 00:35:11.567
‫زندگی گهی که براش درست کرده،
‫که برای همه‌مون درست کرده

00:35:12.735 --> 00:35:15.488
‫شاید بهتره بکشمش.
‫زندگی با اون آدم غیرممکنه

00:35:15.571 --> 00:35:17.281
‫و اون موقع حرفشو زیاد جدی نگرفتم

00:35:17.365 --> 00:35:20.326
‫مردم وقتی عصبانی‌ان
‫همه جور چرت و پرتی میگن

00:35:20.827 --> 00:35:23.871
‫چند هفته بعد،
‫دو تایی رفته بودیم یه رستوران چینی

00:35:24.789 --> 00:35:26.289
‫به سلامتی!

00:35:27.834 --> 00:35:31.045
‫لعنتی. تو بهترین دوست منی، نه؟

00:35:31.129 --> 00:35:32.629
‫آره

00:35:32.839 --> 00:35:34.339
‫اوه!

00:35:34.465 --> 00:35:38.386
‫- هیچ کاری نیست که برای همدیگه نکنیم
‫- نه، هیچ کاری نیست

00:35:40.972 --> 00:35:42.472
‫مثلاً...

00:35:43.266 --> 00:35:46.310
‫فرض کن یه اتفاق خیلی بد برات بیفته

00:35:47.436 --> 00:35:51.357
‫می‌دونی، بدیهیه که
‫من از خانواده‌ت مراقبت می‌کنم

00:35:51.440 --> 00:35:52.692
‫و می‌دونی،

00:35:52.775 --> 00:35:56.028
‫اگه یه اتفاق خیلی بدی برای من بیفته،

00:35:56.821 --> 00:36:01.534
‫تو هم از اریک و مامانم مراقب می‌کنی

00:36:01.617 --> 00:36:03.870
‫- آره، البته
‫- چون مثل یه خانواده‌ایم

00:36:03.953 --> 00:36:05.453
‫آره

00:36:15.423 --> 00:36:18.092
‫واقعاً هیچی مهمتر از خانواده نیست، نه؟

00:36:19.010 --> 00:36:20.510
‫درسته

00:36:21.470 --> 00:36:25.224
‫چون از خانواده‌ت،
‫از کسی که واقعاً خانواده‌ت باشه،

00:36:25.308 --> 00:36:26.809
‫نمی‌تونی هیچ رازی رو پنهون کنی

00:36:26.893 --> 00:36:28.393
‫موافقم

00:36:30.646 --> 00:36:32.523
‫پس چیزی نیست که ازم مخفی کنی؟

00:36:35.234 --> 00:36:36.234
‫هیچی هیچی؟

00:36:36.652 --> 00:36:39.655
‫توی اون لحظه،
‫حس کردم لایل داره امتحانم می‌کنه

00:36:40.656 --> 00:36:44.827
‫انگار که اگه جواب درستی نمی‌دادم
‫دوستیمون تموم می‌شد. پس...

00:36:51.167 --> 00:36:53.836
‫بهش گفتم وقتی بچه بودم
‫بهم تعرض شده

00:36:55.463 --> 00:36:57.465
‫که توی خونه یکی از
‫دوستای خانوادگیمون اتفاق افتاد

00:36:57.548 --> 00:36:59.926
‫و همه چی رو در موردش بهش گفتم

00:37:00.009 --> 00:37:03.971
‫می‌دونی، که هنوز اتاقی رو که
‫توش اتفاق افتاد یادمه،

00:37:04.055 --> 00:37:06.891
‫عکس‌های روی دیوار،

00:37:08.309 --> 00:37:09.852
‫لکه‌های جوهر روی فرش

00:37:14.815 --> 00:37:16.315
‫بوی اون یارو...

00:37:20.655 --> 00:37:21.989
‫و می‌دونی...

00:37:22.073 --> 00:37:24.074
‫این اولین باری بود که
‫در موردش به کسی گفتم،

00:37:24.075 --> 00:37:25.993
‫پس مطمئن نبودم
‫لایل چه واکنشی نشون میده

00:37:28.746 --> 00:37:30.246
‫خیلی متاسفم

00:37:33.668 --> 00:37:35.168
‫ولی همه جوره کنارتم

00:37:37.880 --> 00:37:39.548
‫می‌دونم چی از سر گذروندی

00:37:40.424 --> 00:37:41.924
‫آره، ممنون رفیق

00:37:42.009 --> 00:37:45.680
‫جدی میگم رفیق. درک می‌کنم

00:37:52.603 --> 00:37:54.103
‫من و اریک

00:37:57.817 --> 00:37:59.317
‫به ما هم تعرض شده

00:38:04.073 --> 00:38:05.573
‫توسط بابامون

00:38:12.415 --> 00:38:16.335
‫پس لایل بهت اعتراف کرد
‫که توسط پدرش آزار جنسی می‌دیده،

00:38:16.419 --> 00:38:19.130
‫چهار ماه قبل از قتل‌ها؟

00:38:19.213 --> 00:38:23.342
‫آره، البته زیاد وارد جزئیات نشد

00:38:24.343 --> 00:38:27.138
‫ولی در مورد دوش‌های نفرت‌انگیزی
‫که می‌گرفتن برام گفت

00:38:27.221 --> 00:38:29.390
‫و به نظر می‌اومد
‫وضعیت اریک بدتر بود

00:38:32.393 --> 00:38:34.479
‫در واقع به نظرم
‫سخت‌ترین قسمتش برای لایل،

00:38:34.480 --> 00:38:36.566
‫این بود که نمی‌تونست
‫از اریک محافظت کنه

00:38:38.941 --> 00:38:40.441
‫عذاب وجدان خیلی زیادی داشت

00:38:42.445 --> 00:38:44.739
‫انگار اون مسئول این اتفاق بود

00:38:45.906 --> 00:38:47.408
‫لایل، یه سوال دارم

00:38:47.491 --> 00:38:51.203
‫اون آخر هفته چه چیز خاصی داشت؟

00:38:52.204 --> 00:38:55.416
‫چرا اون موقع فکر کردی
‫جونتون در خطره؟

00:38:56.876 --> 00:38:58.878
‫خب، اریک بیشتر می‌تونه
‫در موردش بگه، ولی...

00:38:58.961 --> 00:39:01.005
‫اون شب،
‫شبی که جلوی بابام وایسادم،

00:39:01.088 --> 00:39:04.133
‫اریک شب دیروقت اومد خونه،
‫و من رفته بودم بخوابم

00:39:04.216 --> 00:39:06.761
‫اریک، یالا، این در رو باز کن!

00:39:06.844 --> 00:39:08.804
‫بذار بیام داخل! اریک زود باش!

00:39:09.347 --> 00:39:11.766
‫خدایا. در رو باز کن، لطفاً!

00:39:12.350 --> 00:39:14.060
‫بذار بیام داخل، اریک

00:39:16.771 --> 00:39:21.067
‫- بهت گفتم به کسی نگو!
‫- می‌دونم بابا. متاسفم

00:39:21.150 --> 00:39:23.861
‫بهت گفتم به هیچکس نگو!

00:39:24.695 --> 00:39:28.115
‫تو این کارو کردی! کار تو بود!
‫خانواده‌مونو نابود کردی!

00:39:28.199 --> 00:39:29.699
‫ولم کن!

00:39:34.038 --> 00:39:35.538
‫چه مرگت شده؟

00:39:36.123 --> 00:39:39.085
‫- هیچی. تو نمی‌فهمی
‫- البته که می‌فهمم

00:39:40.711 --> 00:39:42.211
‫فکر کردی نمی‌دونستم؟

00:39:44.173 --> 00:39:45.673
‫فکر کردی احمقم؟

00:39:46.509 --> 00:39:47.551
‫من همیشه می‌دونستم

00:39:47.635 --> 00:39:49.135
‫چی داری میگی؟

00:39:49.845 --> 00:39:52.264
‫برام مهم بود این خانواده رو
‫دور هم نگه دارم!

00:39:53.057 --> 00:39:56.227
‫اون موقع فهمیدیم که هر چی هم بشه
‫طرف پدرمونو می‌گیره

00:39:58.896 --> 00:39:59.896
‫لایل!

00:39:59.939 --> 00:40:01.439
‫لایل، در رو باز کن

00:40:02.858 --> 00:40:03.692
‫چی شده؟

00:40:03.776 --> 00:40:07.405
‫با وجود تمام کارهایی که
‫پدرمون باهاش کرده بود، همه خیانت‌هاش

00:40:07.488 --> 00:40:08.781
‫چی شده؟ چیه؟

00:40:08.864 --> 00:40:11.117
‫- اون می‌دونه. لایل، مامان می‌دونه
‫- چی؟

00:40:11.909 --> 00:40:13.409
‫وقت زیادی نداریم

00:40:17.331 --> 00:40:21.043
‫تا وقتی که مادرتون چیکار کنه؟
‫بکشدتون؟

00:40:21.961 --> 00:40:24.380
‫فکر نکنم مادرمو بشناسین

00:40:26.298 --> 00:40:27.798
‫مامانم عاشق تفنگ بود

00:40:28.300 --> 00:40:30.428
‫یه پرنده‌هایی بودن که ازشون متنفر بود.
‫سهره‌ها

00:40:34.140 --> 00:40:36.517
‫هم اونا و هم اینکه
‫می‌خواست بی‌خانمان‌ها رو بترسونه

00:40:36.600 --> 00:40:40.062
‫یه بار، واقعاً اریک رو با خودش برد
‫که یه تفنگ بخره

00:40:40.146 --> 00:40:42.398
‫و بهش گفته بود که...

00:40:42.481 --> 00:40:44.066
‫با این می‌خوام یه نفر رو بکشم

00:40:44.608 --> 00:40:48.696
‫اریک فکر می‌کرد منظورش
‫پدر یا شاید دوست دخترش بوده

00:40:55.244 --> 00:40:57.329
‫این چیزیه که می‌خوام بعدش بگیرم

00:40:59.957 --> 00:41:01.457
‫توی کیفم جا میشه

00:41:16.056 --> 00:41:17.892
‫فکر می‌کردین یه تفنگ دستی داره؟

00:41:17.975 --> 00:41:19.894
‫با صدا خفه‌کن. آره

00:41:20.478 --> 00:41:22.021
‫هم من و هم اریک

00:41:22.104 --> 00:41:24.607
‫پس پول‌هایی که اریک
‫لای کتابش داشت رو برداشتیم،

00:41:24.690 --> 00:41:27.985
‫و رفتیم تا شاتگان بخریم

00:41:28.569 --> 00:41:31.363
‫چه روزی بود؟ جمعه بود؟

00:41:32.364 --> 00:41:36.577
‫آره، چون شنبه قرار بود
‫به اون سفر ماهیگیری بریم

00:41:36.660 --> 00:41:38.746
‫کوسه بگیریم.
‫مثل یه خانواده

00:41:38.829 --> 00:41:41.290
‫ولی بعد اتفاقی افتاد که
‫ما رو واقعاً به وحشت انداخت

00:41:44.126 --> 00:41:46.295
‫سفر فردا با قایق به تعویق افتاده

00:41:46.378 --> 00:41:48.339
‫دیگه ساعت ۱۱ نیست. ۴ بعدازظهره

00:41:49.215 --> 00:41:50.715
‫به لایل بگو

00:41:51.675 --> 00:41:54.678
‫آره، یه چیزی در مورد اون
‫واقعاً نگرانمون کرد

00:41:54.762 --> 00:41:56.972
‫پس دیگه چرا باید زمانشو عوض کنن؟

00:41:57.056 --> 00:41:59.176
‫دارم بهت میگم،
‫برای اینه که بیرون تاریک باشه

00:41:59.225 --> 00:42:01.602
‫تا ما رو بندازن توی آب
‫و بگن غرق شدیم!

00:42:01.685 --> 00:42:04.647
‫آره می‌دونم، چون توی شب
‫کسی نمیره شکار کوسه! درسته؟

00:42:04.730 --> 00:42:06.315
‫بدجوری عصبی شده بودیم

00:42:06.398 --> 00:42:10.027
‫و فکر کردیم بهترین کار اینه که
‫تمام بعدازظهر با ماشین بیرون باشیم،

00:42:10.110 --> 00:42:11.779
‫به این امید که بدون ما برن

00:42:13.280 --> 00:42:15.115
‫لعنتی! هنوز اینجان

00:42:15.199 --> 00:42:18.452
‫بجنبین. قایق داره میره.
‫خدایا، زود باشین

00:42:19.119 --> 00:42:22.581
‫- با تفنگ‌ها چیکار کنیم؟
‫- بذارشون توی ماشین

00:43:13.132 --> 00:43:14.772
‫مراقب باش

00:43:15.551 --> 00:43:17.219
‫کی آماده ست چند تا کوسه بگیره؟

00:43:28.814 --> 00:43:30.649
‫اونجا دارن در مورد چی حرف می‌زنن؟

00:43:33.110 --> 00:43:35.321
‫فقط نرو. بیا پیش هم بمونیم

00:43:36.614 --> 00:43:38.114
‫نمی‌تونن حریف جفتمون بشن

00:43:42.244 --> 00:43:43.744
‫خیلی متاسفم، اریک

00:43:44.997 --> 00:43:48.667
‫متاسفم که حس کردی
‫نمی‌تونی بیای سراغ من

00:43:56.133 --> 00:43:57.633
‫و متاسفم که...

00:44:00.137 --> 00:44:01.889
‫متاسفم که اون کارو باهات کردم

00:44:03.265 --> 00:44:04.765
‫نمی‌دونم چرا...

00:44:09.730 --> 00:44:11.230
‫تقصیر تو نیست

00:44:20.074 --> 00:44:22.076
‫خب... اونا نمی‌خوان ماهی بگیرن؟

00:44:22.576 --> 00:44:24.495
‫نمی‌دونم. چی بگم

00:44:27.956 --> 00:44:29.625
‫حیف این همه هزینه

00:44:33.462 --> 00:44:35.381
‫چیکار می‌کنین؟ سوار بشین

00:44:35.464 --> 00:44:37.591
‫قراره پری رو ببینیم.
‫خودش میاد دنبالمون

00:44:37.675 --> 00:44:39.301
‫نه، نه، نه. سوار ماشین بشین

00:44:39.385 --> 00:44:42.805
‫نه، باید حرف بزنیم. باشه؟
‫یه چیزهایی رو باید حل و فصل کنیم. یالا

00:44:43.347 --> 00:44:46.308
‫مشکلی نیست. شما برین.
‫ما می‌خوایم پری رو ببینیم

00:44:56.443 --> 00:44:58.570
‫و همون لحظه بود که تصمیم گرفتیم

00:44:58.654 --> 00:45:01.782
‫دیگه هیچوقت فرصتی بهشون ندیم
‫که بهمون صدمه بزنن

00:45:02.449 --> 00:45:05.202
‫دیگه هیچوقت اجاره نمی‌دادیم
‫بین ما قرار بگیرن

00:45:06.995 --> 00:45:08.495
‫می‌خواستم ازش محافظت کنم

00:45:09.623 --> 00:45:11.834
‫ساچمه درشت می‌خواین یا ریز؟

00:45:11.917 --> 00:45:15.629
‫ساچمه کوچیک لگد کمتری داره،
‫ولی نمی‌تونه اراذل‌ها رو از پا دربیاره

00:45:33.519 --> 00:45:53.519
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.