﻿WEBVTT

00:00:01.253 --> 00:00:11.953
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:12.012 --> 00:00:16.912
‫« هیولاها »
‫« داستان لایل و اریک منندز »

00:00:30.697 --> 00:00:33.033
‫سلام اریک، ببخشید معطل شدی

00:00:34.784 --> 00:00:37.829
‫خواهش می‌کنم. کارِ دیگه‌ای هم نداشتم

00:00:37.912 --> 00:00:42.584
‫می‌فهمم. خیلی بده که اینجا گیر افتادی

00:00:42.667 --> 00:00:44.919
‫ولی من برای همین اینجام، درسته؟

00:00:46.671 --> 00:00:48.548
سیگاری که نیستی، نه؟

00:00:48.631 --> 00:00:49.883
‫نه، اصلاً اهلش نیستم

00:00:49.966 --> 00:00:50.966
‫خوبه

00:00:51.634 --> 00:00:55.513
‫عادت مزخرفیه و هیچ‌وقت
‫از سرم نمیفته. خودم می‌دونم

00:00:55.597 --> 00:00:57.015
‫کاش از همون اول نمی‌رفتم سراغش

00:00:57.098 --> 00:00:59.309
‫آره... بابای منم سیگاری بود

00:00:59.934 --> 00:01:01.853
‫- همیشه چندشم می‌شد
‫- خوبـه

00:01:01.936 --> 00:01:04.022
‫بویِ دهنش حالم رو بهم می‌زد

00:01:04.105 --> 00:01:06.941
‫خب من همیشه سعی می‌کنم بعدش آدامس بخورم

00:01:07.025 --> 00:01:08.735
‫نه، تو بِکشی اشکال نداره

00:01:09.235 --> 00:01:10.235
‫خیلی‌خب، خوبه

00:01:11.029 --> 00:01:12.906
‫هیچ‌وقت سمتش نرو، باشه؟

00:01:18.787 --> 00:01:19.788
‫هوم

00:01:21.873 --> 00:01:23.541
‫آه

00:01:25.335 --> 00:01:26.753
‫خب...

00:01:26.836 --> 00:01:28.338
‫آره، خب...

00:01:29.422 --> 00:01:30.799
‫اوضاع اینجا چطوره؟

00:01:31.883 --> 00:01:34.302
‫تعریفی... تعریفی نـداره

00:01:34.969 --> 00:01:37.514
‫آره. ولی الان غذات رو می‌خوری، درسته؟

00:01:37.597 --> 00:01:42.477
‫آره بیشتر از اون موقع که اون ‫نامه رو
پیدا کردن و لایل رو منتقل کردن

00:01:42.560 --> 00:01:47.065
‫ولی الان توی بند 7000 تک و تنهام

00:01:47.148 --> 00:01:50.276
‫یه دوست پیدا کردم که
‫راحت‌تر با اینجا کنار بیام

00:01:50.360 --> 00:01:52.654
‫ولی روز شنبه از اینجا رفت

00:01:52.737 --> 00:01:53.655
‫وای چه بد!

00:01:53.738 --> 00:01:58.368
‫آره، نمی‌دونم منتقلش کردن جای دیگه
‫یا رفته ولی...

00:01:58.451 --> 00:01:59.536
‫خب، متأسفم

00:01:59.619 --> 00:02:02.914
‫خیلی یهویی بود واسه همین یکم...

00:02:03.915 --> 00:02:05.708
‫- احساسِ تنهایی می‌کنی؟
‫- آره

00:02:07.377 --> 00:02:09.045
‫خب، متأسفم که این اتفاق افتاده

00:02:11.714 --> 00:02:14.551
‫و اریک متأسفم ولی باید موضوعی رو مطرح کنم

00:02:14.634 --> 00:02:15.468
‫خب

00:02:15.552 --> 00:02:19.139
‫- چون می‌دونی، من با لایل صحبت کردم...
‫- آره، می‌دونم

00:02:19.222 --> 00:02:20.932
‫جیل، وکیلِ لایل هم اونجا بود

00:02:21.015 --> 00:02:24.102
‫و در واقع از جیل پرسیدم می‌تونم
‫امروز بیام دوتایی صحبت کنیم یا نه

00:02:24.185 --> 00:02:25.186
‫آهان، خیلی‌خب

00:02:25.687 --> 00:02:27.105
‫و گفت مشکلی نیست

00:02:28.106 --> 00:02:30.191
‫- خودمم ترجیحم همینه
‫- باشه، خوبه

00:02:30.275 --> 00:02:34.863
‫چون من با لایل درباره‌ی حرف‌هایی
‫که به دکتر ویکری زدی صحبت کردم

00:02:34.946 --> 00:02:35.780
‫آره

00:02:35.864 --> 00:02:40.743
و داستان‌هایی که با لایل داشتی

00:02:40.827 --> 00:02:45.331
قضیه‌ی بابات و اون اشیا

00:02:45.415 --> 00:02:48.501
‫و کارهایی که لایل باهات کرده

00:02:48.585 --> 00:02:52.255
‫و چیزهایی که از
رابطه‌ی بین تو و بابات می‌دونست

00:02:52.338 --> 00:02:56.718
‫و اینکه فکر می‌کرده تموم
‫شده ولی بعد فهمیده نه و...

00:02:56.801 --> 00:02:58.094
‫آره، همه‌ی اون جریان‌ها

00:02:58.178 --> 00:03:02.599
‫آره. و لایل بهت از تجربه‌ی آزار جنسیش

00:03:02.682 --> 00:03:04.851
بهت گفته، درسته؟

00:03:04.934 --> 00:03:07.312
‫آره. همین شد که...

00:03:08.396 --> 00:03:11.482
‫توی روزهای منتهی به اون
‫شب، بحثِ اصلی‌مون همین بود

00:03:11.566 --> 00:03:15.862
‫یه‌جورایی برای اولین بار انگار داشتیم
‫تجربیات‌مون رو به اشتراک می‌ذاشتیم

00:03:15.945 --> 00:03:17.322
‫- البته
‫- گمونم بشه این‌جوری گفت

00:03:17.405 --> 00:03:19.157
‫ولی آنچنان خوشایند نبود

00:03:19.240 --> 00:03:22.827
‫یعنی حس خوبی داشت که بالاخره
‫تونستیم راجع بهش حرف بزنیم

00:03:22.911 --> 00:03:24.746
‫و یه بار سنگینی از دوش‌مون برداشته بشه

00:03:26.080 --> 00:03:29.334
‫خیلی‌خب، فقط محض کنجکاوی می‌پرسم

00:03:29.417 --> 00:03:31.002
‫حرفش رو باور کردی، درسته؟

00:03:34.881 --> 00:03:38.009
‫- آره. مطمئنم راستش رو میگه
‫- باشه

00:03:38.092 --> 00:03:40.470
‫- چطور مگه؟ چرا باید...
‫- نه، منم باور دارم

00:03:40.553 --> 00:03:44.849
‫فقط می‌خوام روی این موضوع تأکید کنم

00:03:45.808 --> 00:03:49.896
‫که هر چقدر هم این مرد رو
‫دوست داشتی، بازم اون یه هیولا بوده

00:03:49.979 --> 00:03:51.522
‫و کاری که کرد واقعی بود

00:03:51.606 --> 00:03:56.527
‫و به نظرم لایل این‌جوری فکر می‌کنه که

00:03:56.611 --> 00:03:59.280
‫هر چقدر هم تجربه‌ی سختی داشته

00:03:59.364 --> 00:04:01.991
‫و واقعاً هم این حس رو ازش می‌گیرم

00:04:02.951 --> 00:04:05.119
‫حس می‌کنه برای تو بدتر بوده

00:04:09.374 --> 00:04:10.374
‫آره

00:04:12.752 --> 00:04:15.255
‫- اوهوم
‫- آره. خیلی بدتر بود

00:04:16.923 --> 00:04:18.007
‫- میشه...
‫- البته

00:04:18.091 --> 00:04:22.136
‫ازت می‌خوام اگه برات مقدوره
‫همه‌چیز رو برام تعریف کنی

00:04:22.220 --> 00:04:23.930
‫- آره. باشه.
‫- می‌تونی تعریف کنی؟

00:04:24.013 --> 00:04:25.014
‫آره. می‌تونم

00:04:25.098 --> 00:04:26.099
‫خیلی‌خب

00:04:27.267 --> 00:04:28.267
‫آم...

00:04:31.145 --> 00:04:33.773
‫از... از کجا شروع کنم؟

00:04:33.856 --> 00:04:35.108
‫می‌دونم. وحشتناکه

00:04:35.191 --> 00:04:36.276
‫آم

00:04:37.610 --> 00:04:41.698
‫خب گمونم... با این سوال شروع کنم که...

00:04:42.865 --> 00:04:44.659
‫یادته از کی شروع شد؟

00:04:46.244 --> 00:04:47.244
‫هوم

00:04:47.870 --> 00:04:49.539
‫آره...

00:04:51.833 --> 00:04:54.002
‫خب، انگار همیشه اوضاع همین‌جوری بود

00:04:54.085 --> 00:04:56.379
‫چون در واقع همیشه ازش می‌ترسیدم

00:04:56.462 --> 00:04:59.841
‫- از بابات یا از لایل؟
‫- بابام. هیچ‌وقت از لایل نمی‌ترسیدم

00:05:00.550 --> 00:05:04.387
‫همیشه حس می‌کردم لایل مراقبمه

00:05:04.470 --> 00:05:06.222
‫حتی وقتی ازت سوءاستفاده می‌کرد؟

00:05:06.306 --> 00:05:08.099
‫آره... این‌جوری نبود

00:05:10.560 --> 00:05:12.103
‫منظورم اینه که...

00:05:13.062 --> 00:05:16.274
‫اولین چیزهایی که توی
‫ذهنمه، خاطرات فرار کردنمه

00:05:16.899 --> 00:05:19.485
‫می‌دونی، تقریباً پنج سالم بود
‫و زیاد از خونه دور نمی‌شدم

00:05:19.569 --> 00:05:23.239
‫می‌رفتم خونه‌ی عمه‌م
‫که چندتا کوچه پایین‌تر بود

00:05:23.323 --> 00:05:24.490
‫و این‌جوری بود که...

00:05:26.367 --> 00:05:29.787
‫چون لایل وقتی فهمید همچنان ادامه داره...

00:05:30.496 --> 00:05:33.416
‫خیلی عصبانی شد، خب؟

00:05:33.499 --> 00:05:34.334
‫هوم

00:05:34.417 --> 00:05:38.296
‫و بهم گفت: «اریک، چطور
‫گذاشتی همچین اتفاقی بیفته؟»

00:05:38.379 --> 00:05:41.257
‫«نکنه خوشت اومده؟ چون می‌تونستی فرار کنی.»

00:05:41.341 --> 00:05:44.093
‫منم می‌گفتم: «آخه همیشه میان پیدام می‌کنن.»

00:05:44.177 --> 00:05:47.597
‫هر بار فرار می‌کردم پیدام می‌کردن
‫و اوضاع بدتر می‌شد واسه همین...

00:05:47.680 --> 00:05:49.932
‫- پس فرار کردن بی‌فایده بود
‫- آره، آره

00:05:50.016 --> 00:05:52.810
‫مامانم و بابام و کل خانواده

00:05:52.894 --> 00:05:55.438
‫مثل اختاپوسی بودن که نمی‌شد ازشون فرار کرد

00:05:55.521 --> 00:05:58.775
‫چون بازوچه‌شون در نهایت
‫بهت می‌رسید و می‌گرفتت؟

00:06:00.610 --> 00:06:03.071
‫- یا...
‫- آره. یه همچین چیزی

00:06:03.696 --> 00:06:04.697
‫آم...

00:06:06.157 --> 00:06:10.119
‫ولی لایل میگه شش سالم بود که شروع شد

00:06:10.203 --> 00:06:12.955
‫و به نظرم درسته

00:06:13.039 --> 00:06:15.541
‫- همون موقع بود که برای اون شروع شد
‫- درسته

00:06:15.625 --> 00:06:18.461
‫- پس منطقیه
‫- آره و من...

00:06:19.837 --> 00:06:20.922
‫آم...

00:06:21.923 --> 00:06:24.092
‫- چیه؟
‫- خب، وقتی بود که مربیم والدینگتون بود

00:06:24.175 --> 00:06:26.177
‫شش سالم بود که شروع شد

00:06:26.260 --> 00:06:31.432
‫و یادمه همون موقع‌ها شروع شد یا...

00:06:32.350 --> 00:06:33.893
‫خب با ماساژها شروع شد

00:06:36.229 --> 00:06:37.230
‫اریک، چی؟

00:06:38.731 --> 00:06:41.943
‫- می‌دونی اولش بد نبود
‫- آره

00:06:42.026 --> 00:06:45.613
‫فقط بعد از تنیس و شنا بود...

00:06:46.656 --> 00:06:47.656
‫آم...

00:06:50.410 --> 00:06:52.662
‫- هوم. ادامه بده
‫- چیزه...

00:06:53.287 --> 00:06:56.666
‫خب می‌دونستم بابام ازم خوشش نمیاد

00:06:57.458 --> 00:06:58.668
‫منظورت چیه؟

00:06:58.751 --> 00:07:01.796
‫همیشه باهام بد بود

00:07:02.630 --> 00:07:06.217
‫می‌دونی، لایل رو دوست داشت ولی منو نه

00:07:06.300 --> 00:07:09.345
‫مشخص بود ولی قشنگ به روم می‌آورد

00:07:09.429 --> 00:07:11.740
‫- حرف‌های بدی بهم می‌زد...
‫- چه حرف‌هایی؟

00:07:11.764 --> 00:07:14.559
‫چیزهایی که نباید جلوی بچه بگی

00:07:16.727 --> 00:07:19.105
‫مثل احمق یا کونی

00:07:19.188 --> 00:07:20.106
‫خیلی‌خب

00:07:20.189 --> 00:07:23.901
‫بعد همیشه سعی می‌کردم تحت
‫تأثیرش قرار بدم یا عصبانیش نکنم

00:07:23.985 --> 00:07:27.196
‫مامانم هم همین کار رو می‌کرد.
‫باهم تیم می‌شدن و بهم گیر می‌دادن.

00:07:27.280 --> 00:07:29.824
‫مثلاً اگه می‌گفتم از کمد می‌ترسم

00:07:29.907 --> 00:07:32.535
‫منو تا وقتی دیگه جیغ
‫نزنم، توی کمد حبس می‌کردن

00:07:32.618 --> 00:07:36.122
‫و بهم می‌خندیدن واسه
‫همین‌می‌دونستم قرار نیست بمیرم

00:07:36.205 --> 00:07:37.665
‫ولی بازم برام سوال بود که...

00:07:39.208 --> 00:07:40.626
‫آخه چرا همچین کاری می‌کنن؟

00:07:40.710 --> 00:07:42.545
‫یا مثلاً زیرمین

00:07:42.628 --> 00:07:45.756
‫- توی زیرزمین حبست می‌کردن؟
‫- آره. چون ازش می‌ترسیدم

00:07:45.840 --> 00:07:47.508
‫می‌خواستن مرد بار بیام. و...

00:07:47.592 --> 00:07:49.844
‫مثلاً چه مدت؟

00:07:49.927 --> 00:07:52.305
‫مثلاً کلِ بعد از ظهر
‫یا تا وقتی گریه‌م بند بیاد

00:07:52.388 --> 00:07:56.392
‫مامانم هم همین کار رو
‫می‌کرد ولی بابام بیشتر

00:07:57.143 --> 00:07:58.436
‫چه وحشتناک

00:07:58.519 --> 00:08:03.774
‫خلاصه وقتی بدونی به چشم بابات یه پسرِ ضعیفی

00:08:03.858 --> 00:08:08.070
‫یا چه می‌دونم، ترسویی

00:08:08.154 --> 00:08:12.366
‫یا اونقدرا سرسخت نیستی...

00:08:12.450 --> 00:08:16.704
‫کم کم خودتم باورت میشه که
‫شاید واقعاً اونقدرا سرسخت نباشی

00:08:16.787 --> 00:08:18.873
‫تازه فکر کن همیشه هم از دستت عصبانی بود

00:08:19.916 --> 00:08:22.793
‫و فقط اون موقع‌ها بود که
از دستم عصبانی نمی‌شد

00:08:23.503 --> 00:08:26.422
‫وقتایی که می‌بردم بالا و می‌گفت

00:08:26.506 --> 00:08:29.258
‫«می‌دونی چیه؟ بیا بریم دوش بگیریم.»

00:08:29.342 --> 00:08:31.552
‫و اون...

00:08:32.470 --> 00:08:33.888
‫خب اولش...

00:08:34.639 --> 00:08:37.433
‫- بالاخره باهام مهربون شده بود. می‌دونی؟
‫- اوهوم

00:08:37.517 --> 00:08:40.895
‫بالاخره تونسته بودم اون جنبه‌ی...

00:08:42.563 --> 00:08:43.981
‫- مهربونش رو ببینم
‫- آره

00:08:44.065 --> 00:08:48.861
‫چون اون موقع که تنها بودیم
‫می‌تونست عصبانیتش رو کنار بذاره

00:08:49.487 --> 00:08:52.114
‫ولی جلوی خانواده و بقیه

00:08:52.198 --> 00:08:55.660
‫بازم بهم فحش می‌داد و کتکم می‌زد

00:08:55.743 --> 00:08:58.996
‫و همه... شاهد بودن

00:08:59.080 --> 00:09:02.708
‫ولی وقتی فقط من بودم و اون...
‫اون موقع بود که...

00:09:06.879 --> 00:09:09.257
‫- اون موقع چی؟
‫- اون موقع بهم می‌گفت دوستم داره

00:09:10.758 --> 00:09:12.718
‫- وقتی ازت سوءاستفاده می‌کرد؟
‫- آره

00:09:13.219 --> 00:09:14.303
‫این‌جوری نبود که...

00:09:15.137 --> 00:09:18.766
‫اولش فقط ماساژ بود

00:09:18.849 --> 00:09:23.604
‫مثلا با روغن، یا یه وقتایی لباسش رو
‫در می‌آورد و من فقط شرت پام بود و...

00:09:25.648 --> 00:09:28.067
‫- و چی؟
‫- بقیه چیزها هنوز شروع نشده بود

00:09:28.150 --> 00:09:31.988
‫پس فقط برام این‌جوری بود

00:09:33.281 --> 00:09:39.203
‫که می‌تونستم با بابام باشم
‫و حس کنم براش مهمم

00:09:40.621 --> 00:09:43.833
‫و فقط من بودم و اون

00:09:44.709 --> 00:09:45.835
‫و حسِ خوبی داشت

00:09:46.544 --> 00:09:49.505
‫اونا بهترین خاطراتم بودن

00:09:50.214 --> 00:09:51.215
‫اوهوم

00:09:54.427 --> 00:09:56.262
‫و بعد ماساژها عوض شد؟

00:10:00.975 --> 00:10:01.851
‫آره

00:10:02.852 --> 00:10:06.731
‫بهم می‌گفت برگردم و
‫جلو رو هم برام ماساژ بده

00:10:06.814 --> 00:10:07.857
‫منظورش از جلو چی بود؟

00:10:07.940 --> 00:10:09.400
‫کیرم رو ماساژ می‌داد

00:10:10.234 --> 00:10:12.695
‫- خیلی‌خب
‫- و خلاصه همدیگه رو نوازش می‌کردیم

00:10:12.778 --> 00:10:16.741
‫- ولی اون موقع هنوز... چیزه...
‫- چی؟

00:10:16.824 --> 00:10:20.286
‫هنوز کاری که می‌کردیم برام ترسناک نبود

00:10:20.369 --> 00:10:23.623
‫جز اینکه دلم نمی‌خواست انجامش
‫بدیم، ترجیح میدم سراغ اون قسمت نریم

00:10:26.000 --> 00:10:27.000
‫همون قسمت جلو؟

00:10:27.501 --> 00:10:31.380
‫آره چون به پشت دراز می‌کشید و
‫من نمی‌خواستم اون کار رو انجام بدم

00:10:31.464 --> 00:10:34.759
‫و اون می‌گفت: «نه، باید انجامش بدی.»

00:10:35.593 --> 00:10:39.639
‫و بعد که بزرگ شدم ماساژ دهانی اضافه شد

00:10:39.722 --> 00:10:42.475
‫و همونطور که لایل گفت با اشیا و مسواک...

00:10:42.558 --> 00:10:43.558
‫چند سالت بود؟

00:10:43.934 --> 00:10:47.021
‫قطعاً کلاس دوم بودم چون...

00:10:47.521 --> 00:10:48.814
‫- قضیه‌ی مسواک؟
‫- اوهوم

00:10:48.898 --> 00:10:50.941
‫چون یادمه بعدِ اون جریان
‫یه روز رفته بودم مدرسه

00:10:51.025 --> 00:10:55.321
‫یه عکسِ مسواک روی تابلوی اعلانات زده بودن

00:10:55.404 --> 00:10:57.406
‫و درباره‌ی مراجعه به دندون‌پزشک بود

00:10:57.490 --> 00:10:59.950
‫و یادمه که پیش خودم گفتم

00:11:00.034 --> 00:11:03.204
‫اگه با اون مسواکی که توی
‫عکس بود انجام بشه، زیاد دردم نمیاد

00:11:04.538 --> 00:11:05.623
‫هوم

00:11:06.540 --> 00:11:12.880
‫خلاصه چهار مدل سکس با پدرم داشتم

00:11:12.963 --> 00:11:16.509
‫یکیش خوب بود...

00:11:17.510 --> 00:11:19.637
‫که با ماساژ شروع می‌شد ولی...

00:11:20.888 --> 00:11:24.934
‫بعدش که مجبورم می‌کرد
‫از دهنم استفاده کنم...

00:11:26.811 --> 00:11:29.605
‫خیلی بزرگ بود و اذیت می‌شدم

00:11:29.689 --> 00:11:30.564
‫آره

00:11:30.648 --> 00:11:33.401
‫- و زشت بود که این کار رو براش انجام بدم
‫- آره

00:11:34.193 --> 00:11:36.696
‫و وقتی اون برام انجام می‌داد...

00:11:40.074 --> 00:11:43.953
‫ولی برای اون...
بهش می‌گفت «ماساژ با دهنِ خالی»

00:11:44.036 --> 00:11:46.831
‫- این کار حس بدی بهم می‌داد
‫- آره

00:11:46.914 --> 00:11:49.291
‫و خوشم نمیومد انجامش بدم

00:11:49.375 --> 00:11:53.504
‫ولی بهم می‌گفت: «کارت خوب بود، آفرین پسرم.»

00:11:53.587 --> 00:11:55.631
‫و فقط همون موقع بود

00:11:56.882 --> 00:12:02.430
‫که حس می‌کردم یه
‫رابطه‌ی واقعی با بابام دارم

00:12:02.513 --> 00:12:06.100
‫و حس می‌کردم دوستم داره

00:12:07.810 --> 00:12:12.314
‫و اون سکس‌های خوب
یه مدت طولانی ادامه داشتن

00:12:13.274 --> 00:12:16.152
‫یه وقتایی از خودم می‌پرسم
‫اون موقع‌ها بقیه کجا بودن

00:12:16.235 --> 00:12:18.487
‫چون مدت طولانی ادامه داشت.

00:12:18.571 --> 00:12:23.367
‫و از خیلی جهات با اینکه کارِ کثیفی بود...

00:12:25.035 --> 00:12:28.164
‫حس می‌کردم برای یه بارم که شده
‫مرکز جهان بودم، می‌دونی چی میگم؟

00:12:28.247 --> 00:12:31.041
‫- اوهوم
‫- و همین‌طور... حسِ...

00:12:33.085 --> 00:12:34.085
‫حس خوب داشت؟

00:12:37.882 --> 00:12:38.924
‫اوهوم

00:12:40.885 --> 00:12:41.719
‫ادامه بده

00:12:41.802 --> 00:12:43.512
‫استفاده از اشیا برای این بود که آماده‌م کنه

00:12:44.263 --> 00:12:46.515
‫من و لایل به این نتیجه رسیدیم

00:12:47.224 --> 00:12:48.768
‫- وقتی با هم حرف زدین؟
‫- آره

00:12:48.851 --> 00:12:52.563
‫و برای این بود که بدن‌مون

00:12:52.646 --> 00:12:55.191
‫برای یه چیز بزرگ‌تر آماده بشه

00:12:56.525 --> 00:12:59.320
‫اولش مجبورم می‌کرد من این کار رو باهاش بکنم

00:12:59.987 --> 00:13:00.987
‫چه کاری؟

00:13:02.239 --> 00:13:03.239
‫سکس

00:13:03.949 --> 00:13:06.660
‫یعنی من دخول رو انجام بدم

00:13:06.744 --> 00:13:07.744
‫هوم

00:13:08.412 --> 00:13:11.874
‫همیشه بهم می‌گفت می‌خواد بهم
‫یاد بده چطوری از کیرم استفاده کنم

00:13:12.583 --> 00:13:15.669
‫- و هر بار حس می‌کردم کار کثیفیه
‫- آره

00:13:15.753 --> 00:13:17.171
‫و خوشم نمیومد انجامش بدم

00:13:18.088 --> 00:13:19.089
‫و... آم...

00:13:21.133 --> 00:13:24.053
‫- چی؟
‫- و برای همچین کاری باید...

00:13:25.095 --> 00:13:26.096
‫راست بشه

00:13:27.640 --> 00:13:31.435
‫و همینش خیلی عجیب بود

00:13:31.519 --> 00:13:32.978
‫و اینکه بتونم...

00:13:34.438 --> 00:13:35.689
‫- آم...
‫- چی؟

00:13:42.613 --> 00:13:44.413
‫- راحت باش
‫- به ارگاسم برسم

00:13:47.743 --> 00:13:51.205
‫توی اون سن خیلی برام گیج‌کننده بود

00:13:51.831 --> 00:13:53.165
‫معلومه که اینطور بوده

00:13:53.249 --> 00:13:54.249
‫چیزه...

00:13:56.252 --> 00:13:57.503
‫بعد اون...

00:13:59.338 --> 00:14:02.216
‫شروع کرد به تجاوز...

00:14:03.717 --> 00:14:07.054
‫یه تخته چوب از زیر تخت در
‫می‌آورد و می‌ذاشت زیر دستگیره در و...

00:14:07.137 --> 00:14:08.137
‫وای خدای من

00:14:08.180 --> 00:14:11.809
‫و من گریه می‌کردم و دردم میومد

00:14:11.892 --> 00:14:16.355
‫و بهم می‌گفت: «چرا نمی‌تونی مثل لایل باشی؟»

00:14:16.939 --> 00:14:18.941
‫«یه منندزِ واقعی باش و بهش عادت کن»

00:14:20.985 --> 00:14:22.027
‫و من...

00:14:25.239 --> 00:14:29.118
‫یادمه حسابی ناامید می‌شدم

00:14:29.201 --> 00:14:34.164
‫چون بازم داشت ما رو مقایسه می‌کرد

00:14:34.248 --> 00:14:38.377
‫من و لایل رو،
‫انگاری بازم ناکافی شده بودم

00:14:38.460 --> 00:14:42.631
‫و دیگه از اون حرف‌هایی که
‫بهم زده بود و دوستت‌دارم‌هاش

00:14:42.715 --> 00:14:45.759
‫خبری نبود

00:14:45.843 --> 00:14:48.596
‫انگاری اصلاً این چیزها رو بهم نگفته بود

00:14:52.099 --> 00:14:53.934
‫هر چند وقت یه بار تکرار می‌شد؟

00:14:54.018 --> 00:14:55.019
‫سکسِ خالی؟

00:14:55.102 --> 00:14:56.102
‫اوهوم

00:14:56.437 --> 00:15:00.399
‫دو یا سه‌بار در ماه

00:15:01.358 --> 00:15:02.358
‫از کی؟

00:15:02.735 --> 00:15:03.735
‫چیزه...

00:15:04.153 --> 00:15:05.779
‫تقریباً دوره متوسطه اول

00:15:05.863 --> 00:15:06.947
‫پس یازده سالت بود

00:15:07.031 --> 00:15:08.031
‫اوهوم

00:15:08.073 --> 00:15:09.158
‫تا...

00:15:09.241 --> 00:15:11.619
‫- درست قبل از...
‫- درست قبل از مرگ‌شون؟

00:15:11.702 --> 00:15:14.830
‫- آره. چند ماه قبل
‫- آخرین بار بود؟

00:15:14.914 --> 00:15:15.914
‫آره

00:15:18.125 --> 00:15:19.125
‫اریک...

00:15:21.003 --> 00:15:25.257
‫پدرت صدها بار بهت تجاوز کرده؟

00:15:26.884 --> 00:15:27.884
‫بله

00:15:29.470 --> 00:15:31.889
زندگیم این‌جوری بود

00:15:33.724 --> 00:15:35.309
‫خیلی متأسفم، اریک

00:15:35.392 --> 00:15:36.936
‫روالـه، فقط...

00:15:37.019 --> 00:15:38.103
‫در نهایت...

00:15:39.104 --> 00:15:40.230
تموم می‌شد

00:15:40.314 --> 00:15:43.150
آره و جون سالم به در می‌بردم

00:15:43.859 --> 00:15:47.613
‫و به امید لحظاتی که از اون اتفاقات
‫خبری نباشه، زندگی می‌کردم. می‌دونی؟

00:15:48.280 --> 00:15:49.490
‫و پیش خودم فکر می‌کردم...

00:15:50.616 --> 00:15:53.035
‫در واقع وقتی واقعاً تموم میشه

00:15:55.871 --> 00:15:59.416
‫مثلِ صبح کریسمس می‌مونه. متوجهی؟

00:15:59.500 --> 00:16:01.627
‫و پیش خودم می‌گفتم:
‫«خیلی‌خب، این دفعه هم گذشت

00:16:01.710 --> 00:16:05.255
‫دیگه تا یه مدت قرار نیست انجامش بدم.»

00:16:05.339 --> 00:16:07.549
‫یا می‌گفتم:
‫«شاید این دفعه چون روی زانو بودم

00:16:07.633 --> 00:16:10.344
‫دفعه دیگه سکسِ خوب باشه یا...»

00:16:10.427 --> 00:16:11.512
‫ببخشید. روی زانو؟

00:16:12.137 --> 00:16:14.390
‫خب اینم یه مدل دیگه بود

00:16:15.057 --> 00:16:18.394
‫واسه هر کدوم یه اسمِ جداگونه گذاشتم.
‫از این مدلش اصلاً خوشم نمیومد

00:16:18.477 --> 00:16:22.523
‫این وقتی بود که براش ماساژ
‫دهانی انجام می‌دادم و اون...

00:16:24.024 --> 00:16:25.025
‫اون چی؟

00:16:26.068 --> 00:16:30.280
‫و اون می‌ریخت توی دهنم و
‫من واقعاً از مزه‌ش بدم میومد.

00:16:30.364 --> 00:16:32.950
‫و همون موقع بود که توی
‫قهوه‌ش دارچین می‌ریختم

00:16:33.033 --> 00:16:35.202
‫و روی غذام لیمو می‌ریختم و اینا

00:16:35.285 --> 00:16:38.872
‫- دارچین برای مزه‌ش بود
‫- که مزه‌ش رو بهتر کنه

00:16:38.956 --> 00:16:42.167
‫خلاصه وقتی این مدلی رو
‫انجام می‌دادم و تموم می‌شد

00:16:42.251 --> 00:16:45.754
‫پیش خودم می‌گفتم شاید دفعه
‫دیگه برای من ماساژ دهانی انجام بده

00:16:45.838 --> 00:16:48.048
‫یا صرفاً سکس خشن نباشه.

00:16:48.132 --> 00:16:50.968
‫اصلاً دلم نمی‌خواست سکس خشن باشه

00:16:54.179 --> 00:16:56.140
‫سکس خشن چطوری بود؟

00:17:00.019 --> 00:17:01.186
‫فقط...

00:17:03.647 --> 00:17:04.647
‫فقط...

00:17:06.400 --> 00:17:07.400
‫کتک بود

00:17:08.068 --> 00:17:11.196
‫و خیلی دردناک بود

00:17:11.989 --> 00:17:16.577
‫بداخلاق می‌شد و بهم مشت
‫می‌زد و زورش هم خیلی زیاد بود

00:17:18.287 --> 00:17:20.122
‫و نمی‌تونستم...

00:17:21.498 --> 00:17:25.002
چراش رو نمی‌دونم ولی بنا به ‫دلایلی
هیچ‌وقت نمی‌تونستم بزنمش

00:17:25.085 --> 00:17:27.546
‫مثل بچگی‌هام بود، مثل وقتی که فرار می‌کردم

00:17:27.629 --> 00:17:30.090
‫این کارم فایده‌ای نداشت

00:17:30.174 --> 00:17:32.634
‫نمی‌شد کاریش کرد

00:17:32.718 --> 00:17:35.262
‫اون بی‌خیال نمی‌شد. مجبور بودم تحمل کنم

00:17:35.345 --> 00:17:39.308
‫فقط باید سعی می‌کردم... از سر بگذرونم

00:17:40.100 --> 00:17:42.561
‫ولی سکس خشن...

00:17:44.605 --> 00:17:46.273
‫هوم. چی؟

00:17:48.609 --> 00:17:49.526
‫چیزه...

00:17:49.610 --> 00:17:52.571
‫باید زانو می‌زدم روی تاج تخت

00:17:52.654 --> 00:17:55.783
یعنی در واقع روی اون قسمت انتهایی تخت

00:17:55.866 --> 00:17:58.035
‫ولی به ساق پام فشار می‌آورد

00:17:58.118 --> 00:18:00.913
هدف این بود که دردم بگیره

00:18:00.996 --> 00:18:03.332
‫چون اون همیشه می‌گفت:
‫«یونانی‌ها این‌جوری می‌کردن»

00:18:03.415 --> 00:18:06.085
‫«این‌جوری خودشون رو به درد عادت می‌دادن»

00:18:06.168 --> 00:18:08.837
‫پس اگه دردم می‌گرفت باید تحمل می‌کردم

00:18:08.921 --> 00:18:12.049
‫واسه همین هم من اشیایی رو می‌کردم...

00:18:12.674 --> 00:18:17.096
‫توی کیرم، یا مثلاً با سوزن...

00:18:17.679 --> 00:18:20.265
‫مثلاً یه بار پام رو زخم کرد.
‫یه جای زخم روی پام دارم

00:18:20.349 --> 00:18:24.311
‫چون وقتی براش ماساژ دهانی
‫انجام می‌دادم این کارها رو می‌کرد

00:18:24.394 --> 00:18:28.649
‫و فقط می‌خواست منو سرسخت بار بیاره

00:18:28.732 --> 00:18:31.777
‫ولی وقتی...

00:18:32.861 --> 00:18:37.241
‫داره یه چیزی مثل طناب
‫رو دور کیرم می‌بنده...

00:18:37.866 --> 00:18:41.411
‫به نظرم این دیگه ربطی به سرسخت شدن نداره

00:18:41.495 --> 00:18:42.496
‫نه، نداره

00:18:43.413 --> 00:18:46.917
‫یعنی بیشتر به شکنجه شباهت داره؟

00:18:47.000 --> 00:18:48.210
‫آره، اریک

00:18:48.293 --> 00:18:52.464
‫و به نظرم یه پدر نباید همچین کاری کنه

00:18:53.590 --> 00:18:54.590
‫نه، نباید بکنه

00:18:54.633 --> 00:18:57.010
‫یعنی خب این کار رو...

00:18:58.220 --> 00:19:00.180
‫این کار رو با دشمن‌شون می‌کنن،
‫می‌دونی چی میگم؟

00:19:00.264 --> 00:19:03.225
‫- اریک، حقت نبوده این بلاها سرت بیاد
‫- یه وقتایی یه چیزهایی بهم می‌گفت...

00:19:04.852 --> 00:19:08.564
‫یه وقتایی حرف‌هاش آزاردهنده‌تر بود...

00:19:08.647 --> 00:19:09.523
‫مثلاً چی می‌گفت؟

00:19:09.606 --> 00:19:12.901
‫می‌خواستم ازش بپرسم اگه به من میگه کونی

00:19:13.652 --> 00:19:16.238
‫پس چرا ازم می‌خواد کونش بذارم؟

00:19:16.321 --> 00:19:17.990
‫متوجهی؟ آخه...

00:19:18.073 --> 00:19:20.117
‫- آره
‫- می‌دونی؟ و...

00:19:21.285 --> 00:19:22.494
‫- چی؟
‫- نمی‌دونم

00:19:22.578 --> 00:19:26.206
‫- نه، چی می‌خواستی بگی؟
‫- نه، چه می‌دونم، چه می‌دونم

00:19:29.960 --> 00:19:32.296
‫و آدم باید... در واقع...

00:19:33.172 --> 00:19:36.133
‫آخه این آدم خیلی کارهای خفنی کرده، متوجهی؟

00:19:36.216 --> 00:19:38.135
‫بابام آدمِ فوق‌العاده‌ای بود

00:19:38.218 --> 00:19:41.805
‫خیلی دوستش داشتم و
هنوزم خیلی دوستش دارم

00:19:41.889 --> 00:19:45.017
‫برای همین نمی‌خوام بقیه عمرم رو اینجا باشم

00:19:45.100 --> 00:19:48.520
‫چون با این فکر...

00:19:50.480 --> 00:19:52.191
‫با این فکر که...

00:19:52.816 --> 00:19:55.402
‫اینکه شب‌ها توی این سلول حبس بشم

00:19:55.485 --> 00:19:57.404
‫و با این فکر روزگارم رو بگذرونم...

00:19:57.487 --> 00:19:58.363
‫چه فکری؟

00:19:58.447 --> 00:20:00.866
‫که پدرم رو دوست دارم

00:20:01.450 --> 00:20:02.534
‫یعنی...

00:20:04.995 --> 00:20:09.082
‫یعنی سکس خشن، سوزن و طناب
شکنجه نبودن

00:20:10.209 --> 00:20:12.461
‫بلکه شکنجه اونه

00:20:13.212 --> 00:20:15.797
‫که هنوز دوستش دارم

00:20:17.049 --> 00:20:22.346
‫و لایل همیشه اینو بهم می‌گفت.
‫می‌گفت: «اونا بهمون افتخار می‌کنن»

00:20:22.429 --> 00:20:25.182
‫و منم همیشه باهاش موافق بودم

00:20:25.265 --> 00:20:29.102
‫ولی بعد به این فکر کردم که
‫بهمون افتخار نمی‌کنن که کشتیم‌شون.

00:20:29.895 --> 00:20:32.439
‫ولی بعد از چند روزی که اینجا بودم

00:20:33.357 --> 00:20:36.193
‫و واقعاً از شنبه که خیلی تو فکرم

00:20:36.276 --> 00:20:38.111
‫به این نتیجه رسیدم که...

00:20:38.195 --> 00:20:39.071
‫چه نتیجه‌ای؟

00:20:39.154 --> 00:20:41.365
‫که احتمالاً بهمون افتخار کنه. می‌دونی؟

00:20:42.449 --> 00:20:44.993
‫یعنی الان از آسمون
‫بهمون نگاه می‌کنه و میگه:

00:20:45.077 --> 00:20:46.411
‫«اریک و لایل، ازتون ممنونم.»

00:20:46.495 --> 00:20:48.789
‫«مجبور بودین این کار رو باهام بکنین.

00:20:48.872 --> 00:20:52.042
‫چون من در حقتون ظلم کردم.»

00:20:52.125 --> 00:20:53.126
‫«و من دوستتون دارم.»

00:20:53.210 --> 00:20:55.629
‫«و شما این بار رو از روی دوشِ من برداشتین.»

00:20:55.712 --> 00:20:59.549
‫یا «روحم رو نجات دادین» یا
‫هر چیزی. اگه بفهمی چی میگم.

00:20:59.633 --> 00:21:01.093
‫- چه می‌دونم.
‫- می‌فهمم. می‌فهمم.

00:21:01.176 --> 00:21:03.720
‫«شما باعث شدین دیگه اون کار رو نکنم.»

00:21:03.804 --> 00:21:05.639
‫منظور من و لایل اینه.

00:21:05.722 --> 00:21:09.184
‫برای همین الان می‌تونم...
‫می‌تونیم دوباره دوستش داشته باشیم

00:21:10.102 --> 00:21:12.980
‫واقعاً برای اولین بار. چون دیگه
‫اون کارها رو باهامون نمی‌کنه

00:21:13.063 --> 00:21:13.981
‫عجب...

00:21:14.064 --> 00:21:17.818
‫برای همین نمی‌خوام تک و تنها اینجا باشم

00:21:18.318 --> 00:21:20.279
‫و این فکر توی سرم بچرخه

00:21:20.362 --> 00:21:23.240
‫نه بدون حضور لایل و
دوستم هم که رفته

00:21:25.264 --> 00:21:32.264


00:21:34.001 --> 00:21:35.001
‫چیه؟

00:21:36.670 --> 00:21:40.590
‫اریک منندز، من واقعاً
‫تحت تأثیر قرار گرفتم.

00:21:40.674 --> 00:21:44.052
‫- تو... نباید اینو بگی.
‫- نه، جدی میگم. واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم

00:21:44.136 --> 00:21:46.138
‫باور کن

00:21:46.221 --> 00:21:48.432
‫من آدمای زیادی رو می‌شناسم

00:21:48.932 --> 00:21:51.268
‫آدمای تأثیرگذار زیادی رو هم می‌شناسم

00:21:51.935 --> 00:21:54.271
‫و تو برام در صدر لیستی

00:21:55.022 --> 00:21:59.192
‫با همه سختی‌هایی که کشیدی و
‫کارهایی که مجبور بودی انجام بدی

00:21:59.735 --> 00:22:03.488
‫و آدمی که الان شدی و نشستی
‫اینا رو برام تعریف می‌کنی...

00:22:04.323 --> 00:22:07.200
‫اریک، این نشونه‌ی شجاعتتـه

00:22:08.618 --> 00:22:13.040
‫تو یه آدمِ فوق‌العاده‌ای
‫و باید اینو اعتراف کنم.

00:22:13.123 --> 00:22:15.042
‫- و...
‫- ممنونم

00:22:15.125 --> 00:22:16.752
‫نمی‌خوام این قضیه رو شخصی کنم

00:22:16.835 --> 00:22:20.005
‫ولی بابام یه حرومزاده‌ی عوضی بود

00:22:22.049 --> 00:22:23.800
‫- جدی؟
‫- آره. آره

00:22:23.884 --> 00:22:25.635
‫من و داداشم رو ول کرد و رفت

00:22:25.719 --> 00:22:29.765
‫این مردی که دوستش داشتم
‫بهم می‌گفت من پرنسس کوچولوشم

00:22:29.848 --> 00:22:33.560
‫و بدون هیچ حرفی گذاشت و رفت

00:22:33.643 --> 00:22:38.148
‫با یه خانواده‌ی دیگه فرار کرد و
‫الان 34 ساله خبری ازش نیست

00:22:38.231 --> 00:22:40.192
‫- و...
‫- وای! خیلی متأسفم

00:22:40.275 --> 00:22:42.986
‫خب مرسی... به پایِ رنجی که تو کشیدی نمی‌رسه

00:22:43.070 --> 00:22:46.406
‫فقط با شنیدن حرف‌هات این به ذهنم رسید

00:22:46.490 --> 00:22:48.367
‫که واقعاً مغز آدم سوت می‌کشه

00:22:48.450 --> 00:22:51.078
‫و ممنونم که برام تعریف کردی

00:22:51.745 --> 00:22:53.497
‫فقط اینکه...

00:22:54.790 --> 00:22:56.708
‫لازم نیست ببخشیش

00:22:57.876 --> 00:23:00.212
‫پدرت رو میگم. خب؟

00:23:00.295 --> 00:23:03.632
‫پدرِ من اصلاً

00:23:03.715 --> 00:23:05.634
‫به بدیِ پدر تو نبود

00:23:05.717 --> 00:23:07.552
‫خب؟ یعنی نمی‌خوام مقایسه کنم

00:23:08.261 --> 00:23:10.555
‫و داداشم بابامون رو بخشیده

00:23:10.639 --> 00:23:12.265
‫اصلاً باهاش در ارتباطه

00:23:13.350 --> 00:23:14.350
‫ولی اریک

00:23:15.644 --> 00:23:21.108
‫من عمراً بابتِ کاری که کرده ببخشمش

00:23:21.191 --> 00:23:23.360
‫نه الان و نه هیچ‌وقتِ دیگه

00:23:24.152 --> 00:23:27.906
‫و واسه این اینا رو بهت میگم
‫که تو هم این گزینه رو داری

00:23:29.574 --> 00:23:30.826
‫- باشه؟
‫- باشه

00:23:30.909 --> 00:23:33.036
‫چون می‌دونی، بعد از شنیدن حرفات

00:23:33.120 --> 00:23:36.373
‫یه سوالی برام پیش اومده که باید ازت بپرسم

00:23:37.416 --> 00:23:40.419
‫اینکه مادرت تمامِ این مدت کجا بود؟

00:23:40.502 --> 00:23:43.588
‫- خب ببین چون...
‫- نمی‌خواد بی‌مسئولیتیش رو توجیه کنی

00:23:43.672 --> 00:23:44.965
‫بابام بهش خیانت کرده بود

00:23:45.048 --> 00:23:48.051
‫و لایل گفت یه بار اتفاقی دیده
‫بابام داشته بهش تجاوز می‌کرده

00:23:48.135 --> 00:23:49.719
‫باشه بازم دلیل نمیشه...

00:23:49.803 --> 00:23:51.972
بابام زندگیش رو نابود کرد

00:23:52.055 --> 00:23:55.392
‫یه وقتایی می‌گفت که...

00:23:55.892 --> 00:23:56.935
‫یه وقتایی...

00:23:58.687 --> 00:23:59.687
‫چی؟

00:24:00.605 --> 00:24:05.235
‫یه وقتایی جلوی لایل لخت می‌شد

00:24:05.318 --> 00:24:06.862
‫- مادرت این‌جوری بود؟
‫- آره

00:24:06.945 --> 00:24:10.282
‫ولی مثل کارهای بابام نبود

00:24:10.365 --> 00:24:11.365
‫اون...

00:24:11.867 --> 00:24:14.911
‫فقط می‌خواست ما بدونیم بدنِ قشنگی
‫داره و بدنِ ما رو هم دوست داشت

00:24:14.995 --> 00:24:16.496
‫ولی فقط نگاه‌کردن بود یا...

00:24:17.372 --> 00:24:20.333
‫خب، آره فقط نگاه کردن بود

00:24:20.417 --> 00:24:21.417
‫اون...

00:24:23.462 --> 00:24:26.006
‫وقتی 16 سالم بود یه عادت جدیدی شروع کرد...

00:24:26.089 --> 00:24:28.758
‫چون فکر کنم اون موقع
‫خیلی با بابام مشکل داشتن

00:24:28.842 --> 00:24:29.842
‫و اون...

00:24:31.303 --> 00:24:35.265
‫مامانم این عادت رو داشت
‫که میومد نگاه می‌کرد به...

00:24:36.516 --> 00:24:37.726
‫- کیرت؟
‫- آره

00:24:37.809 --> 00:24:40.228
‫و می‌گفت «چرا کامل شیو کردی؟»

00:24:40.312 --> 00:24:41.771
‫و من می‌خواستم بگم:
‫«نه، بابا این کار رو کرده.»

00:24:41.855 --> 00:24:45.275
‫ولی نمی‌تونستم بگم چون...

00:24:45.358 --> 00:24:47.569
‫عجیب بود چون صمیمی بودیم

00:24:47.652 --> 00:24:49.321
‫ولی بابا دوست‌دختر هم داشت

00:24:49.404 --> 00:24:51.990
‫واسه همین گفتم شاید فکر کنه منم آره

00:24:52.073 --> 00:24:54.534
‫- چی آره؟
‫- که با بابا می‌خوابم

00:24:54.618 --> 00:24:55.911
‫واسه همین...

00:24:57.162 --> 00:24:58.413
‫اون... اون...

00:24:58.497 --> 00:25:00.081
‫داشتم بین‌شون قرار می‌گرفتم

00:25:00.624 --> 00:25:02.918
‫و هیچ‌وقت در این باره صحبت نکردیم

00:25:03.001 --> 00:25:04.878
‫هیچ‌وقت چیزی نمی‌گفت

00:25:04.961 --> 00:25:07.589
‫یه چیزی بود که تو دل‌مون ازش خبر
‫داشتیم ولی به روی خودمون نمی‌آوردیم

00:25:07.672 --> 00:25:09.341
‫چون خانواده‌مون این‌جوری بود

00:25:09.424 --> 00:25:10.675
‫ولی می‌دونم چه حسی داشت

00:25:11.551 --> 00:25:15.805
‫و همین حسش باعث شد
‫مجبورم کنه دوست‌دختر پیدا کنم

00:25:15.889 --> 00:25:17.724
‫ولی بازم هر ازچند گاهی بررسیش می‌کرد

00:25:17.807 --> 00:25:19.935
‫- اونجات رو؟
‫- اونجام رو نگاه می‌کردم

00:25:20.018 --> 00:25:22.062
‫چون می‌ترسید ایدز بگیرم

00:25:22.145 --> 00:25:25.815
‫یا چک می‌کرد روی کیرم تاول زده یا نه

00:25:25.899 --> 00:25:28.777
‫و به نظرم به این خاطر بود که ببینه...

00:25:29.611 --> 00:25:32.030
‫چون می‌دونست من و بابا رابطه داریم

00:25:32.113 --> 00:25:34.115
‫پس اگه یکی از دوست‌دخترهای بابا
‫مشکلی داشت...

00:25:34.199 --> 00:25:36.493
‫- وایسا ببینم
‫- و منم می‌گرفتم و بعد اونم می‌گرفت

00:25:36.576 --> 00:25:38.036
‫می‌خوام یه لحظه برگردم عقب

00:25:38.119 --> 00:25:39.871
‫راستش مهم نیست

00:25:39.955 --> 00:25:42.165
‫- فراموشش کن
‫- ولی چرا فکر می‌کرد ایدز داشته باشی؟

00:25:42.249 --> 00:25:45.085
‫- مهم نیست. فراموشش کن
‫- چرا باید همچین فکری کنه؟

00:25:45.168 --> 00:25:48.004
‫- گفتم که مهم نیست. ولش کن
‫- منظورم اینه که...

00:25:48.088 --> 00:25:51.383
‫فقط می‌خواست مطمئن بشه برای همین چک می‌کرد

00:25:51.466 --> 00:25:57.180
‫ولی چرا فکر می‌کرد ایدز بگیری؟

00:25:57.764 --> 00:26:01.101
‫و قبل از اینکه جوابِ این سوال رو
‫بدی می‌خوام بگم که من مادرت نیستم

00:26:01.184 --> 00:26:03.478
‫خب؟ و راستش رو بخوای
‫اصلاً از مادرت خوشم نمیاد

00:26:03.562 --> 00:26:06.481
‫- آره ولی اون...
‫- متأسفم. نه. لیاقت نداره بهش بگیم مادر، اریک

00:26:06.565 --> 00:26:08.024
‫باشه؟ من یه مادرم

00:26:08.817 --> 00:26:10.485
‫مطمئنم مادرِ خیلی خوبی نبودم

00:26:10.569 --> 00:26:13.488
‫شاید واسه همین می‌خوام
‫دوباره سعی کنم، خب؟

00:26:13.572 --> 00:26:16.324
‫ولی تو... آخه تو دوستش داشتی

00:26:16.408 --> 00:26:18.076
‫داشتم. واقعاً صمیمی بودیم.

00:26:18.159 --> 00:26:20.203
‫رابطه‌ش با لایل خوب نبود
‫ولی ما خیلی صمیمی بودیم

00:26:20.287 --> 00:26:23.415
‫- و یه مادر... و همه مادرشون رو دوست دارم
‫- بله. منم دارم

00:26:23.498 --> 00:26:27.877
‫ولی اینکه مادرت خبر داشته و دخالتی نکرده...

00:26:27.961 --> 00:26:29.170
‫آره چون اون...

00:26:29.254 --> 00:26:32.048
‫نه بذار... ببخشید. بذار حرفم رو
‫بزنم و بریم سراغِ ادامه‌ی حرف‌هامون.

00:26:32.132 --> 00:26:36.219
‫چون می‌تونست خیلی کارها بکنه، خب؟

00:26:36.303 --> 00:26:38.388
‫می‌تونست بره پیش مقامات

00:26:38.471 --> 00:26:42.058
‫و بگه: «نه، پسرِ من نه.»

00:26:42.142 --> 00:26:44.603
‫«نباید از پسرم سوءاستفاده کنی.» خب؟

00:26:45.854 --> 00:26:47.856
‫- آره.
‫- و این حداقل کاری بود که می‌تونست بکنه. خب؟

00:26:47.939 --> 00:26:49.149
‫و همین کار رو هم نکرد.

00:26:49.983 --> 00:26:51.526
‫هیچ‌کدوم از این کارها رو نکرد

00:26:52.902 --> 00:26:54.821
‫نه به خاطر تو. منو نگاه!

00:26:55.322 --> 00:26:58.366
‫نه به خاطر تو، بلکه به خاطر خودش

00:27:00.201 --> 00:27:01.201
‫خب؟

00:27:01.536 --> 00:27:03.330
‫پس برای اینکه بگی...

00:27:03.413 --> 00:27:04.748
‫آره، می‌تونی دوستش داشته باشی

00:27:04.831 --> 00:27:08.293
‫آره می‌تونی باهاش همدردی کنی
‫و بعد یه درخواست ازت دارم

00:27:08.376 --> 00:27:11.171
‫می‌خوام یه چیزی بهت
‫بگم که به لایل هم میگم

00:27:11.254 --> 00:27:14.049
‫حق‌تون بود مادرِ بهتری داشته باشین

00:27:15.258 --> 00:27:17.886
‫حرفی از پدرت نمیارم.
‫اون دیگه تکلیفش مشخصه

00:27:17.969 --> 00:27:22.015
‫فقط میگم که جاش توی جهنمه

00:27:22.098 --> 00:27:23.183
‫ولی مادرت هم همینطور

00:27:23.933 --> 00:27:28.438
‫و اگه حرف‌های تو و لایل راست باشه

00:27:28.521 --> 00:27:30.857
‫حق‌تون این نبود

00:27:31.733 --> 00:27:34.319
‫خب؟ این نظرِ منه

00:27:36.112 --> 00:27:37.112
‫ولی اریک

00:27:38.365 --> 00:27:41.201
‫میشه بگی چرا فکر می‌کرد ایدز داری؟

00:27:41.284 --> 00:27:42.577
‫میشه همین رو بهم بگی؟

00:27:47.624 --> 00:27:48.958
‫خب ببین...

00:27:50.251 --> 00:27:51.961
‫همینش خیلی سخته

00:27:52.045 --> 00:27:52.962
‫چی؟

00:27:53.046 --> 00:27:54.046
‫درباره‌ی...

00:27:54.089 --> 00:27:56.216
‫چون... چی بگم...

00:27:59.969 --> 00:28:03.139
‫نمی‌دونم باید چی بگم و باید چیکار می‌کردم

00:28:03.223 --> 00:28:04.974
‫وقتی کودکیم این‌جوری بوده

00:28:05.475 --> 00:28:08.561
‫وقتی بابام اون بلاها رو سرم آورده و...

00:28:12.023 --> 00:28:16.027
و‫خب یادمه یه بار مامانم یه چیزی بهمون گفت

00:28:16.111 --> 00:28:17.654
‫به نظرم این حرف رو از ته دلش نزد

00:28:17.737 --> 00:28:19.989
‫ولی سرمون داد زد و
‫گفت: «شما دوتا روانی‌این.»

00:28:20.073 --> 00:28:25.495
‫و بخشی از وجودم بر این باور بود که
‫«خب شاید واقعاً باشیم

00:28:25.578 --> 00:28:28.456
‫ولی وقتی بفهمی چه بلایی سرمون اومده

00:28:28.540 --> 00:28:30.709
‫بازم می‌تونی ما رو مقصر بدونی؟»

00:28:31.209 --> 00:28:33.962
‫واسه همین احساساتی که داشتم...

00:28:35.672 --> 00:28:38.591
‫به قضیه‌ی سکس‌ها یا...

00:28:38.675 --> 00:28:39.884
‫- گرایشت
‫- آره

00:28:39.968 --> 00:28:44.139
‫یا به پدرم یا هر حسی که داشتم یا اینکه...

00:28:45.014 --> 00:28:46.057
‫یعنی...

00:28:47.016 --> 00:28:51.771
‫نمی‌دونم مشکل از منه
‫یا باید این‌جوری می‌شدم

00:28:53.732 --> 00:28:56.192
‫و برای همین اون...

00:28:57.902 --> 00:29:00.488
‫وقتی 16 سالم شد هرازگاهی چک می‌کرد چون...

00:29:03.992 --> 00:29:04.992
‫چیزی نیست

00:29:05.452 --> 00:29:07.579
‫نمی‌خوام بگم کی بوده ولی...

00:29:10.373 --> 00:29:11.374
‫من...

00:29:12.959 --> 00:29:16.671
‫یه جورایی عاشقِ یه پسری بودم

00:29:18.173 --> 00:29:20.258
‫اونم مثل من یه پسر نوجوون بود

00:29:20.341 --> 00:29:21.217
‫خیلی‌خب

00:29:21.301 --> 00:29:23.470
‫ولی دلیلش این بود که با بابام سکس می‌کردم

00:29:23.553 --> 00:29:25.388
‫یعنی خب این نرمال نیست

00:29:25.472 --> 00:29:29.517
‫و همین باعث شده بودم منم نرمال نباشم
‫و اونم... اون...

00:29:30.560 --> 00:29:33.354
‫اون پسره پدری نداشت
‫که همچین کاری باهاش بکنه

00:29:33.438 --> 00:29:36.983
‫از اول همین‌جوری بود ولی من مطمئن نبودم

00:29:37.066 --> 00:29:41.112
‫و هنوزم مطمئن نیستم ولی
‫خب اون حس‌ها رو دارم

00:29:43.448 --> 00:29:45.617
‫من عاشقِ یه نفر شده بودم...

00:29:47.243 --> 00:29:51.790
‫قرار گذاشتیم هیچ‌وقتِ اسمِ
‫همدیگه رو نیاریم و منم نمیارم

00:29:52.499 --> 00:29:56.753
‫ولی وقتی سکس می‌کردیم،
‫می‌دیدم مثل سکس با بابام نیست

00:29:56.836 --> 00:29:57.836
‫این یکی...

00:29:58.546 --> 00:29:59.547
‫لذت‌بخش بود

00:30:01.049 --> 00:30:02.217
‫واقعاً لذت‌بخش بود

00:30:03.968 --> 00:30:05.261
‫واقعاً لذت‌بخش بود

00:30:07.847 --> 00:30:11.100
‫و اینجا... واقعاً خوب بود ولی الان...

00:30:12.435 --> 00:30:14.312
‫بی‌خیال. مهم نیست ولی...

00:30:16.815 --> 00:30:17.815
‫خیلی‌خب

00:30:19.651 --> 00:30:22.487
‫- خیلی‌خب
‫- نه، راستش فکر نکنم...

00:30:24.280 --> 00:30:25.281
‫نه، متوجه‌م

00:30:25.365 --> 00:30:29.077
‫نه... فکر کنم برداشتت از حرفام اشتباه باشه

00:30:29.160 --> 00:30:30.870
‫آره منم یه کارهایی کردم

00:30:30.954 --> 00:30:33.081
‫و خلاصه یه تصویری از من توی ذهنت می‌سازی

00:30:33.164 --> 00:30:35.458
‫و به همه میگی من اون‌جوریم ولی این اشتباهه

00:30:35.542 --> 00:30:38.545
‫- نه، این‌جوری نیست. من به کسی چیزی نمیگم
‫- در واقع من، نه...

00:30:38.628 --> 00:30:40.463
‫باشه ولی حرفم اینه که...

00:30:40.547 --> 00:30:42.507
‫فقط میگم که نمی‌دونم

00:30:43.091 --> 00:30:45.218
‫خب؟ نمی‌دونم چه‌جور آدمی هستم

00:30:45.301 --> 00:30:49.138
‫منظورم اینه خودم نمی‌دونم چه‌جور آدمی هستم
‫و هیچ‌وقت هم نمی‌تونم بفهمم

00:30:49.222 --> 00:30:51.349
‫و آره شاید روانی باشم

00:30:51.432 --> 00:30:54.519
‫و شاید باید ایدز می‌گرفتم
‫و شاید فقط این‌جوری حال می‌کنم

00:30:54.602 --> 00:30:56.187
‫چون وقتی با دخترها بودم گیج می‌شدم...

00:30:56.271 --> 00:30:59.232
از کجا بدونم وقتی اون
 همچین بلایی سرم آورده؟

00:30:59.816 --> 00:31:03.111
‫وقتی اینقدر طولانی شده که
‫یادم نمیاد شروعش از کجا بود

00:31:03.194 --> 00:31:06.656
‫چون از وقتی یادم میاد
بابام باهام سکس می‌کرده

00:31:06.739 --> 00:31:09.576
‫- اون منو نابود کرد. من یه آدمِ داغونم
‫- نه، نیستی

00:31:09.659 --> 00:31:13.079
‫چرا هستم. اون منو دو نصف کرد. نابودم کرد

00:31:13.162 --> 00:31:15.290
‫- من یه انسان واقعی نیستم
‫- معلومه که هستی

00:31:15.373 --> 00:31:17.458
‫وقتی تنها مردی که دوستش
‫داری این کار رو باهات می‌کنه

00:31:17.542 --> 00:31:19.377
‫دیگه نمی‌تونی خودت باشی

00:31:19.460 --> 00:31:21.754
‫- تو واقعی هستی
‫- اینقدر اینو نگو

00:31:24.966 --> 00:31:26.801
‫بس کن دیگه

00:31:31.347 --> 00:31:32.765
‫من یه آدمِ زخمی‌ام

00:31:37.103 --> 00:31:38.605
آدم زخمی یعنی چی؟

00:31:43.860 --> 00:31:44.860
‫یعنی من

00:31:48.489 --> 00:31:51.284
‫- این اسم رو روی خودت گذاشتی؟
‫- آره از...

00:31:51.784 --> 00:31:54.746
‫- از بچگیت
‫- از اولِ زندگیم

00:31:56.414 --> 00:31:57.957
‫خودم رو این‌جوری می‌بینم

00:31:59.042 --> 00:32:00.042
‫از اولِ اول

00:32:01.502 --> 00:32:02.962
‫همیشه این‌جوری بودم

00:32:06.215 --> 00:32:07.550
و این درد پایانی نداره

00:32:09.135 --> 00:32:10.637
‫و تا ابد جای این زخم‌ها درد می‌کنه

00:32:13.806 --> 00:32:15.391
‫من با تیر زدم توی صورتِ مادرم

00:32:16.726 --> 00:32:17.936
و به پدرم هم همین‌طور

00:32:19.812 --> 00:32:23.441
‫یه آدم نرمال همچین کاری نمی‌کنه

00:32:24.609 --> 00:32:27.487
‫واسه همین نمی‌دونم چطور آدمی هستم

00:32:28.154 --> 00:32:29.948
‫و از روز شنبه فهمیدم

00:32:30.031 --> 00:32:32.784
‫اگه از اینجا نرم بیرون، هیچ‌وقت نمی‌فهمم

00:32:32.867 --> 00:32:35.870
‫- من از اینجا میارمت بیرون
‫- نه، اینقدر این حرف رو تکرار نکن

00:32:40.541 --> 00:32:44.671
‫اگه از اینجا نرم بیرون،
‫هیچ‌وقت خودم رو نمی‌شناسم

00:32:47.006 --> 00:32:48.007
‫هیچ‌وقـت

00:32:49.558 --> 00:33:09.558
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.