﻿WEBVTT

00:00:01.081 --> 00:00:12.081
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:19.853 --> 00:00:22.230
‫هیئت منصفه به نتیجه رسیده

00:00:22.856 --> 00:00:24.441
‫لطفاً متهم بایستد

00:00:26.901 --> 00:00:29.571
‫در پرونده‌ی ایالت کالیفرنیا

00:00:29.654 --> 00:00:31.740
‫در برابر جان توماس سوئینی،

00:00:31.823 --> 00:00:34.034
‫در باب اتهام قتل عمد درجه دو،

00:00:34.117 --> 00:00:37.579
‫ما، هیئت منصفه،
‫متهم را بی‌گناه اعلام می‌داریم

00:00:40.206 --> 00:00:43.585
‫درمورد اتهام قتل غیرعمد،

00:00:43.668 --> 00:00:47.464
‫ما، هیئت منصفه، متهم را گناهکار می‌خوانیم

00:00:51.092 --> 00:00:53.053
‫خانم‌ها و آقایان هیئت منصفه،

00:00:53.136 --> 00:00:57.390
‫به نمایندگی از خودم، وکلا و
‫دو خانواده‌ی حاضر،

00:00:57.474 --> 00:00:59.392
‫بابت زحمات‌تون کمال تقدیر و تشکر رو دارم

00:00:59.476 --> 00:01:02.187
‫از طرف خونواده‌ی ما نه، قاضی کاتس!

00:01:02.729 --> 00:01:06.066
‫به نمایندگی از خونواده‌ی ما
‫ازشون تشکر نکنید!

00:01:06.149 --> 00:01:09.694
‫جناب دان، در زمان صدور حکم
به عرایض‌تون گوش میدیم

00:01:09.778 --> 00:01:11.237
‫اون موقع دیگه دیره!

00:01:11.780 --> 00:01:14.449
‫این آقا دختر ما رو خفه کرده

00:01:14.532 --> 00:01:17.494
‫باید تا آخر عمرش بیفته گوشه‌ی هلفدونی

00:01:17.577 --> 00:01:18.912
‫آقای دان

00:01:18.995 --> 00:01:23.374
‫شما هم مدارک مهمی رو درمورد ‫سابقه‌ی خشونتِ

00:01:23.458 --> 00:01:27.337
این آقا علیه زنان
از هیئت منصفه پنهون کردید

00:01:28.797 --> 00:01:32.884
‫چندین ماه دخترم رو زیر بار کتک گرفت و
آخر هم خلاصش کرد

00:01:34.052 --> 00:01:37.972
‫موهای دخترم رو کَند

00:01:38.056 --> 00:01:39.265
‫آقای دان!

00:01:39.349 --> 00:01:43.937
‫پنج دقیقه‌ی تموم
‫دست از خفه کردنش برنداشت!

00:01:44.020 --> 00:01:45.939
‫تو دخترم رو خفه کردی

00:01:46.022 --> 00:01:47.440
‫حرومزاده!

00:01:47.524 --> 00:01:50.485
‫- آقای دان. سرکار!
‫- امیدوارم بری به اسفل السافلین

00:01:50.568 --> 00:01:56.116
‫شما چی؟ شما چطوری با دفاع کردن از
‫همچین جونوری شب‌ها خوابت می‌بره؟

00:01:56.141 --> 00:02:02.733
‫« هیولاها »
‫« داستانِ لایل و اریک منندز »

00:02:16.261 --> 00:02:17.428
‫سلام، عزیزم

00:02:17.512 --> 00:02:18.512
‫سلام

00:02:19.389 --> 00:02:20.389
حال و احوالت چطوره؟

00:02:21.516 --> 00:02:23.017
‫بدک نیستم

00:02:29.399 --> 00:02:31.526
‫از اینجا میام بیرون، بهت قول میدم

00:02:34.404 --> 00:02:38.491
‫مقدمات دادرسی شروع شده.
‫جیل، وکیلـم...

00:02:38.575 --> 00:02:40.702
دیگه نمی‌کِشم

00:02:41.786 --> 00:02:43.496
‫آخه مامان و بابام...

00:02:45.748 --> 00:02:48.001
‫واقعاً حرفت رو باور ندارن، لایل

00:02:49.586 --> 00:02:51.337
‫می‌خوان که از هم جدا بشیم

00:02:51.421 --> 00:02:52.922
‫جیمی...

00:02:53.673 --> 00:02:56.092
‫بهش فکر نکن.
‫اونا عشق من و تو رو درک نمی‌کنن.

00:02:57.218 --> 00:03:00.096
‫هی، خودت که می‌دونی چقدر دوستت دارم

00:03:01.014 --> 00:03:02.014
‫مگه نه؟

00:03:02.390 --> 00:03:04.017
‫فقط منتظرم این جریانات تموم بشه

00:03:04.100 --> 00:03:06.769
‫تا تموم دارم و ندارم رو به پات بریزم، خب؟

00:03:08.479 --> 00:03:11.691
‫این به کنار... به کمکت هم نیاز دارم

00:03:12.692 --> 00:03:13.692
‫خب؟

00:03:15.028 --> 00:03:17.739
‫ازت می‌خوام که «از فاصله‌ی نزدیک» رو ببینی

00:03:18.489 --> 00:03:21.409
‫چی؟ فیلمی چیزیـه؟

00:03:21.492 --> 00:03:24.787
‫آره، شان پن و کریستوفر واکن توش بازی کردن

00:03:24.871 --> 00:03:26.581
‫واقعاً حرف نداره

00:03:26.664 --> 00:03:28.791
‫باید... حتماً باید بشینی نگاهش کنی

00:03:31.294 --> 00:03:33.129
‫خیلی‌خب. حالا چرا؟

00:03:36.591 --> 00:03:38.218
‫باید یه کاری واسم بکنی

00:03:40.220 --> 00:03:41.221
‫چی؟

00:03:41.304 --> 00:03:43.765
‫باید بگی که بابام بهت تجاوز کرده

00:03:44.807 --> 00:03:45.807
‫چی؟

00:03:46.392 --> 00:03:47.392
‫نه!

00:03:48.102 --> 00:03:49.646
‫- چرا نه؟
‫- چون این کار رو نکرده

00:03:50.897 --> 00:03:52.732
‫درسته اما کسی نمی‌فهمه دروغ گفتی

00:03:52.815 --> 00:03:55.818
‫برام مهم نیست. نمی‌تونم درمورد
‫همچین چیزی دروغ بگم

00:03:55.902 --> 00:03:58.404
‫میشه لاأقل بگی روت نظر داشته؟

00:03:58.488 --> 00:04:00.198
‫تو رو خدا! بهت پول میدم

00:04:00.281 --> 00:04:01.616
‫می‌خوای چی بگم؟

00:04:01.699 --> 00:04:04.702
‫یادته اون سری توی یه کمد پیدام کردی که
‫درش روم قفل بود؟

00:04:07.538 --> 00:04:09.582
‫- یادم نمیاد
‫- چرا، یادته

00:04:09.666 --> 00:04:12.061
وادارم کرد توی کثافت‌کاری سگ غلت بزنم و
‫تو اومدی منو توی کمد پیدا کردی و

00:04:12.085 --> 00:04:14.796
‫اون ظرف غذا رو بهم داده بود که
داخلش دستشویی کنم

00:04:14.879 --> 00:04:16.005
‫مطمئنی من بودم؟

00:04:16.089 --> 00:04:18.174
‫آره بابا، آخه چطوری یادت نمیاد؟

00:04:18.258 --> 00:04:19.884
‫که یه هفت‌تیر بهت دادم؟

00:04:19.968 --> 00:04:22.720
‫نه، صرفاً اینکه ازت خواستم

00:04:23.221 --> 00:04:25.098
‫چون بدجور از بابات ترسیده بودی؟

00:04:25.181 --> 00:04:28.643
‫آره، چون تهدیدمون کرده بود و
‫ما ترسیده بودیم که نکنه بکُشدمون

00:04:28.726 --> 00:04:30.019
‫بخاطر همین هم ازت هفت‌تیر خواستیم

00:04:30.103 --> 00:04:32.146
‫- آره، نه
‫- درسته، اما تو دست رد به سینه‌ی ما زدی

00:04:32.230 --> 00:04:34.357
‫نه، الان دارم دست رد به سینه‌ات می‌زنم.
‫همچین کاری نمی‌کنم.

00:04:34.440 --> 00:04:38.194
‫وقتی اتفاق افتاده، چرا نه؟
‫واقعاً همچین داستانی پیش اومد

00:04:38.278 --> 00:04:40.488
‫سعی کن یادت بیاد
‫چون واقعاً اینجوری شده بود

00:04:40.571 --> 00:04:42.824
‫یا لاأقل به بقیه بگو که یادته

00:04:42.907 --> 00:04:45.201
‫چون واقعاً یادته. یادته، برایان!

00:04:45.827 --> 00:04:48.162
‫بیخیال، برایان! چه مرگته؟
‫چه مرگته تو؟

00:04:48.246 --> 00:04:49.622
‫برایان، یادته!

00:04:49.706 --> 00:04:51.666
‫برایان، خداوکیلی یادته، برایان!

00:04:51.749 --> 00:04:53.167
‫مطمئنم یادته!

00:04:54.419 --> 00:04:55.419
‫ببخشید

00:05:05.138 --> 00:05:09.100
‫بذار ببینم درست متوجه شدم یا نه.
‫پدرتون سگ شما رو کُشت.

00:05:09.183 --> 00:05:12.312
‫آره. چون موش‌خرمامون رو کُشته بود،
‫واسه همین هم سرش رو گوش تا گوش بُرید

00:05:13.771 --> 00:05:16.232
‫من هم توی فریزر پیداش کردم

00:05:16.316 --> 00:05:20.236
‫اگه خدایی نکرده یه سؤالی رو اشتباه جواب می‌دادم،
‫سرم رو می‌کوبید روی میز

00:05:20.820 --> 00:05:23.114
‫معتقد بود مثل اردک راه میرم،
‫بخاطر همین هم همیشه اَدام رو درمی‌آورد

00:05:25.325 --> 00:05:26.534
‫لکنتم رو مسخره می‌کرد

00:05:26.617 --> 00:05:29.120
‫بهترین راه برای این کار چـ... چـ... چیه...

00:05:29.203 --> 00:05:30.203
‫چـ... چـ... چـیه؟

00:05:33.166 --> 00:05:35.209
‫مامانم هم همیشه کتک‌مون می‌زد،
‫اون هم به طرز فجیعی

00:05:35.293 --> 00:05:36.878
‫با یه چاقو میفتاد دنبال‌مون

00:05:36.961 --> 00:05:39.047
‫ای کاش هیچوقت نمی‌زاییدم‌تون!

00:05:43.051 --> 00:05:45.345
‫می‌دونید چیه؟ برای امروز دیگه کافیه

00:05:47.805 --> 00:05:50.725
‫راستش مشکل این نیست که
‫داستان‌هاش باورم نمیشه

00:05:50.808 --> 00:05:56.064
‫ولی لحن بیانش
‫برام قابل باور نیست، می‌فهمی؟

00:05:56.147 --> 00:06:01.319
‫خب، اولین باری که پای حرف‌هاش نشستم،
‫خیلی طول نکشید...

00:06:01.861 --> 00:06:06.199
اما ‫حس کردم یه بچه‌ی ترسیده جلوم نشسته و
‫واقعاً دلم به حالش کباب شده بود

00:06:06.282 --> 00:06:08.242
‫اما نمی‌دونم چرا،
‫وقتی میره جایگاه شاهد،

00:06:08.326 --> 00:06:11.079
‫انگار یه آدم دیگه‌ست

00:06:11.162 --> 00:06:12.747
‫خب، به نظر...

00:06:13.790 --> 00:06:14.916
‫یه روانی میاد

00:06:16.250 --> 00:06:20.171
‫خب، من بیشتر نظرم رو این بود که
‫مثل یه بازیگر مزخرفـه ولی آره

00:06:24.258 --> 00:06:28.304
‫میگم، به نظرت ممکنه
‫پشت پرده‌ی همه‌ی این قضایا خودش باشه؟

00:06:29.305 --> 00:06:31.599
‫یعنی لایل کل داستان رو سر هم می‌کنه

00:06:32.308 --> 00:06:34.685
‫بعد اریک رو راضی می‌کنه
‫که باهاش همراه بشه؟

00:06:37.063 --> 00:06:39.065
‫اگه برعکس باشه چی؟

00:06:42.193 --> 00:06:44.987
‫منظورم این نیست که
‫می‌خوام پی این قضیه رو بگیرم

00:06:45.071 --> 00:06:46.948
‫صرفاً دارم افکارم رو بهت میگم

00:07:01.254 --> 00:07:04.173
‫«چند روز پیش توی تلویزیون دیدمت و
‫نتونستم برات نامه ننویسم»

00:07:04.257 --> 00:07:07.218
‫«می‌دونم که بی‌گناهی، آخه علم غیب دارم»

00:07:15.268 --> 00:07:17.770
‫«بذار خودم رو معرفی کنم.
‫اسمم کندیـه،

00:07:17.854 --> 00:07:22.191
‫دوتا بچه دارم و طلاق گرفتم.
‫تموم زندگیم هم درگیر وزنِ...»

00:07:25.069 --> 00:07:28.698
‫«سلام، لایل. برات نامه نوشتم که
‫بهت بگم حرفت رو باور می‌کنم»

00:07:28.781 --> 00:07:31.159
‫«امکان نداره مرتکب کارهایی که
‫بقیه میگن شده باشی،

00:07:31.242 --> 00:07:34.036
‫اما اگر هم حقیقت داشته باشن،
‫مطمئنم دلیل خوبی براشون داشتی.»

00:07:34.662 --> 00:07:38.499
‫«اولین باری که دیدمت، از چشم‌هات خوندم»

00:07:38.583 --> 00:07:41.461
‫«اگه چیزی لازم داشتی، هر چیزی،

00:07:41.544 --> 00:07:45.089
‫حتی یکی که باهاش درد و دل کنی،
‫یه زنگ بهم بزن»

00:07:45.590 --> 00:07:47.717
‫«با عشق، نورما»

00:07:53.931 --> 00:07:57.477
‫این تماس از کانون اصلاح و
‫تربیت شهرستان لس‌آنجلس می‌باشد از طرف...

00:07:57.560 --> 00:07:58.769
‫لایل منندز

00:08:00.271 --> 00:08:01.272
‫الو؟

00:08:02.273 --> 00:08:03.273
‫سلام

00:08:04.025 --> 00:08:05.025
‫نورما؟

00:08:05.359 --> 00:08:07.904
‫خدای من، باورم نمیشه

00:08:07.987 --> 00:08:10.406
‫من و جیمی وصله‌ی تن هم نبودیم

00:08:11.240 --> 00:08:14.494
‫الان هم که یه سری دروغ سر هم کرده و
ادعا می‌کنه خواستم حرف تو دهنش بذارم

00:08:14.577 --> 00:08:17.163
‫یه سری از آدم‌ها میان تو زندگیت
‫که بهت ثابت کنن...

00:08:17.246 --> 00:08:18.956
‫یه سری‌ها جز بدبختی چیز دیگه‌ای ندارن

00:08:20.166 --> 00:08:22.210
‫آره. البته تو اینطوری نیستی

00:08:24.337 --> 00:08:25.338
‫از صدات معلومـه جذابی

00:08:38.267 --> 00:08:39.267
‫دلم برای تونی تنگ شده

00:08:41.270 --> 00:08:43.940
‫پیشش که باشی،
‫همیشه شاد و شنگولی

00:08:44.982 --> 00:08:46.776
‫از همه بیشتر،
‫دلت واسه چیش تنگ شده؟

00:08:47.944 --> 00:08:49.237
‫رابطه‌ی جنسی یا...

00:08:51.113 --> 00:08:52.281
‫چی؟

00:08:53.866 --> 00:08:57.912
‫یادتونـه گفته بودم بابام با یه آقایی، با هم...

00:09:01.874 --> 00:09:03.751
‫اینکه معشوق بابام بوده

00:09:06.170 --> 00:09:10.341
‫همونی که... بهتون گفته بود
‫بابات قراره سر به نیست‌تون کنه؟

00:09:10.424 --> 00:09:11.926
‫آره، آم...

00:09:14.971 --> 00:09:17.181
‫اصلاً این اتفاق نیفتاد

00:09:21.936 --> 00:09:22.937
‫از خودم در آوردمش

00:09:26.023 --> 00:09:27.149
‫دروغ بود

00:09:31.529 --> 00:09:32.905
‫میشه بپرسم چرا؟

00:09:35.199 --> 00:09:36.701
‫چرا همچین کاری کردی؟

00:09:40.746 --> 00:09:41.746
‫اریک؟

00:09:44.292 --> 00:09:46.919
‫اریک، لایل بهت گفت همچین دروغی بگی؟

00:09:54.635 --> 00:09:57.638
‫واقعاً باید ببینم قضیه‌ی این اوزیل چیه

00:09:57.722 --> 00:09:59.962
‫واقعاً معضلیـه واسه خودش

00:10:00.016 --> 00:10:02.810
‫آخه چرا درمورد رابطه‌ی جنسی
‫با بابام چیزی بهش نگفتم؟

00:10:02.893 --> 00:10:04.770
‫آره، این... آره

00:10:05.354 --> 00:10:07.064
‫ای کاش می‌تونستم از داستان زندگیم

00:10:08.024 --> 00:10:09.275
‫یه کتاب بنویسم

00:10:09.358 --> 00:10:12.153
‫توضیح بدم که تموم زندگی منِ
‫لایل منندز چطوری گذشته

00:10:12.236 --> 00:10:15.948
اون‌وقت امکان نداشت کسی
‫فکر کنه زندون رفتن حقمـه

00:10:16.032 --> 00:10:20.369
‫لایل، عجب فکر بکری.
‫خودم هم می‌تونم توی نوشتنش کمکت کنم.

00:10:21.871 --> 00:10:25.333
‫لایل، ازت می‌خوام ‫دوباره
مو به مو اون روز رو مرور کنی

00:10:25.416 --> 00:10:26.542
‫کدوم روز؟

00:10:27.293 --> 00:10:30.713
‫آخرین روز، آخرین روزی که
‫پدر و مادرت زنده بودن

00:10:31.297 --> 00:10:33.299
‫آها، خیلی‌خب

00:10:34.133 --> 00:10:35.176
‫یکم تنیس بازی کردم

00:10:38.220 --> 00:10:40.389
ولی فکرم درگیر بود

00:10:40.473 --> 00:10:43.059
‫چون خیال می‌کردی مامان و بابات قراره بکُشنت

00:10:43.142 --> 00:10:45.269
‫نه، مطمئن بودم که
‫برنامه دارن ما رو بکُشن

00:10:46.437 --> 00:10:47.772
‫فقط نمی‌دونستم کِی

00:10:47.855 --> 00:10:49.774
‫بخاطر همین هم توی قایق
وحشت کرده بودید

00:10:49.857 --> 00:10:52.401
‫آره، فکر کنم اگه ناخدا پیشمون نبود

00:10:52.485 --> 00:10:54.645
‫احتمالاً همون موقع
‫کارمون رو یه‌سره کرده بودن

00:10:54.695 --> 00:10:57.174
‫احتمالاً یه تیر خالی می‌کردن توی مغزمون و
‫می‌انداختن‌مون توی آب

00:10:57.198 --> 00:10:58.199
‫بعد هم می‌گفتن که غرق شدیم

00:10:58.282 --> 00:11:02.953
‫ولی لایل، واقعاً ازت می‌خوام
‫ریز به ریز همه‌چیِ روز یکشنبه رو برام بگی

00:11:03.746 --> 00:11:07.249
‫روزی... روزی که قتل رخ داد

00:11:07.333 --> 00:11:08.417
‫آره، باشه

00:11:08.501 --> 00:11:09.981
‫گمونم باید از اینجا بریم

00:11:10.044 --> 00:11:12.546
‫کجان؟ مامان و بابا کدوم قبرستونی‌ان؟

00:11:12.630 --> 00:11:15.591
‫نمی‌دونم. فکر کنم طبقه‌ی پایین‌ان.
‫آخه تلویزیون روشنـه.

00:11:15.675 --> 00:11:17.718
‫بیا... بیا گورمون رو از اینجا گم کنیم

00:11:17.802 --> 00:11:20.888
‫دم ماشین می‌بینمت. تا یه دقیقه‌ی دیگه
‫خودت رو برسون، خب؟ آروم باش

00:12:07.810 --> 00:12:08.811
‫کجا میرید؟

00:12:10.771 --> 00:12:13.232
‫- می‌خوایم بریم سینما
‫- نخیر، از این خبرها نیست

00:12:13.315 --> 00:12:14.900
‫پاتونو از این خونه بیرون نمی‌ذارید

00:12:14.984 --> 00:12:16.610
‫یه سینماست دیگه

00:12:16.694 --> 00:12:20.990
‫همینجا می‌مونید،
‫بعدش هم، اریک، تو برو طبقه بالا. برو بالا

00:12:21.073 --> 00:12:23.284
‫نه. نه. دستت به برادرم نخوره

00:12:23.367 --> 00:12:25.512
‫دیگه نمی‌ذارم دستت بهش بخوره

00:12:25.536 --> 00:12:28.664
‫برادر تو، پسر منـه. من هم هر کاری که
‫دلم بخواد باهاش می‌کنم. برو کنار

00:12:28.748 --> 00:12:29.957
‫گفتم برو کنار

00:12:30.040 --> 00:12:33.294
‫تو می‌خوای همونجا وایسی
‫بِر و بر ما رو نگاه کنی؟

00:12:33.377 --> 00:12:37.256
‫حق نداری با من حرف بزنی.
‫حق نداری چیزی بگی!

00:12:37.339 --> 00:12:38.841
‫تو باعث شدی این خونواده از هم بپاشه

00:12:44.638 --> 00:12:46.182
‫کیتی، بیا بریم

00:12:48.684 --> 00:12:49.685
‫بریم

00:13:00.112 --> 00:13:02.114
‫فکر می‌کردی قراره اون داخل چیکار کنن؟

00:13:02.198 --> 00:13:03.699
‫خیال می‌کردم رفتن تفنگ‌هاشون رو بردارن

00:13:03.783 --> 00:13:05.583
‫تفنگ‌هاشون کجان؟ طبقه بالا؟

00:13:05.618 --> 00:13:07.138
‫نمی‌دونم. بریم... یه نگاهی بندازیم؟

00:13:08.496 --> 00:13:09.330
‫بیا

00:13:12.333 --> 00:13:15.586
‫نه، وقت کافی نداریم.
.شاتگانت رو بردار و بیا دم ماشین

00:13:58.420 --> 00:14:01.757
‫اما همچین چیزی نشد، درسته؟

00:14:01.841 --> 00:14:04.218
‫بله، اما فکر می‌کردیم اینجوری میشه

00:14:04.301 --> 00:14:05.594
‫باور نمی‌کنم

00:14:05.678 --> 00:14:07.179
‫چیو؟

00:14:09.640 --> 00:14:13.936
‫اگه هیئت منصفه بودم،
‫حتی یه کلمه از حرفات رو هم باور نمی‌کردم

00:14:14.019 --> 00:14:14.854
‫خیلی‌خب

00:14:14.937 --> 00:14:18.691
‫اولین باری که داستانت رو برام تعریف کردی،
‫با پوست و استخون حسش کردی،

00:14:18.774 --> 00:14:20.651
‫که باعث شد من هم همچین حسی داشته باشم

00:14:20.734 --> 00:14:22.653
‫انگار شاهد اون وقایع بودم

00:14:23.362 --> 00:14:26.156
‫اما نمی‌دونم چرا،
‫روی این صندلی که می‌شینی،

00:14:26.240 --> 00:14:28.075
‫انگار همه‌چی رو داری از خودت در میاری

00:14:28.158 --> 00:14:32.079
‫- سعی دارم داستان رو واضح توضیح بدم
‫- نه، داستان رو بیخیال. این وظیفه‌ی منـه

00:14:32.788 --> 00:14:35.875
تو صورت مادرت تفنگ کشیدی، درسته؟

00:14:35.958 --> 00:14:37.418
‫چرا همچین کاری کردی؟

00:14:40.504 --> 00:14:45.175
‫گمونم بخاطر اینکه
‫از زندگی نکبت‌بارش خلاص بشه

00:14:45.259 --> 00:14:47.553
‫نه، تو کشاورز نیستی، لایل

00:14:47.636 --> 00:14:49.763
که ‫مامانت هم یه خوک باارزش باشه برات

00:14:50.389 --> 00:14:52.850
‫چرا از نظرت مستحق مرگ بود؟

00:14:55.769 --> 00:14:58.480
‫- چون مامانم اجازه داد بهمون تجاوز کنه
‫- آفرین!

00:14:58.981 --> 00:15:00.024
‫ممنونم

00:15:02.192 --> 00:15:09.033
‫چون مامانت اجازه داد بهتون تجاوز کنه

00:15:09.742 --> 00:15:12.411
‫باید درد و رنجش رو بهمون منتقل کنی، لایل

00:15:12.494 --> 00:15:15.164
‫هیئت منصفه باید حسش کنه

00:15:15.247 --> 00:15:21.086
‫این زن، مادرتون، اجازه داد
‫پدرتون بهتون تجاوز کنه

00:15:22.546 --> 00:15:24.506
‫ممکنه حکم اعدام برات ببُرن

00:15:24.590 --> 00:15:27.968
‫نشونم بده چه حسی داشتی

00:15:31.805 --> 00:15:34.642
‫یعنی احساساتم؟

00:15:36.602 --> 00:15:37.602
‫آره

00:15:39.063 --> 00:15:41.065
‫یعنی می‌خوای گریه کنم؟

00:15:42.983 --> 00:15:44.318
‫چون می‌تونم

00:15:47.363 --> 00:15:48.363
‫آره

00:15:59.166 --> 00:16:00.709
‫من فقط قصدم کمک بود

00:16:04.880 --> 00:16:06.423
‫خیلی دوستش داشتم

00:16:08.717 --> 00:16:10.594
واقعاً دلم به حالش می‌سوخت

00:16:14.723 --> 00:16:17.142
‫من بودم که نامه‌ی خودکُشیش رو پیدا کردم

00:16:20.437 --> 00:16:23.148
‫بخاطر همین هم تنها کسی که
‫واقعاً خبر داشت می‌خواد چه بلایی...

00:16:24.525 --> 00:16:26.193
سر خودش بیاره، من بودم

00:16:29.947 --> 00:16:32.241
‫من هم بهش گفتم ترکش کنه

00:16:34.159 --> 00:16:37.454
‫اینکه موقع طلاق حمایتش می‌کنیم و
‫من قصدم...

00:16:39.039 --> 00:16:42.292
‫فقط کمکـه. برای همین هم اگه برای
‫برگشتن به پرینستون به کمک نیاز داشته باشه و

00:16:42.376 --> 00:16:44.128
‫بخواد پیش من زندگی کنه،
‫مشکلی نداره

00:16:46.171 --> 00:16:51.969
‫بهش گفتم کمکش می‌کنم نیاز نباشه
‫انقدر قرص و دارو بخوره

00:16:53.012 --> 00:16:55.305
‫بهش گفتم که همه‌چی روبراه میشه

00:16:55.389 --> 00:16:57.433
‫می‌خواستم همه‌چی روبراه بشه
‫اما خودم روبراه نبودم

00:16:57.516 --> 00:17:00.644
‫مثل سگ داشتم دروغ می‌گفتم
‫چون هیچی درست بشو نبود

00:17:00.728 --> 00:17:01.854
‫اما دوستش داشتم

00:17:02.563 --> 00:17:04.606
‫دوستش داشتم و هنوز هم دارم

00:17:04.690 --> 00:17:05.858
‫من مامانم رو دوست دارم

00:17:07.526 --> 00:17:08.819
‫من مامانیم رو دوست دارم

00:17:13.991 --> 00:17:15.325
‫باریکلا، لایل

00:17:18.829 --> 00:17:19.955
‫حالا شد یه چیزی

00:17:31.582 --> 00:17:34.098
‫« گزارش کالبدشکافی »

00:17:43.681 --> 00:17:49.173
‫« جولای سال ۱۹۹۳ »

00:18:38.475 --> 00:18:40.326
‫« حیفـه بکُشیدش »

00:18:40.351 --> 00:18:42.232
‫« با من ازدواج کن، لایل! »

00:18:47.256 --> 00:18:54.256


00:19:20.534 --> 00:19:21.660
‫خیلی‌خب

00:19:23.787 --> 00:19:24.787
‫خانم ابرمسون

00:19:29.793 --> 00:19:32.838
‫نگران نباشید. فقط یه برگه‌ی بزرگـه
‫که بتونم از روش بخونم.

00:19:32.921 --> 00:19:35.174
‫به اندازه‌ی دادستانی طول نمی‌کشه

00:19:40.304 --> 00:19:45.517
‫این دادرسی...
‫این دادرسی صرفاً راجع‌به شخص نیست

00:19:46.518 --> 00:19:50.105
‫یا قرار نیست حول محور ماهیت و زمان و مکان بچرخه

00:19:51.148 --> 00:19:54.234
‫بلکه درمورد چراییِ ماجراست

00:19:55.235 --> 00:20:00.699
‫اینکه چرا اریک و لایل منندز
دست‌شون به خون پدر و مادرشون آلوده شده؟

00:20:01.450 --> 00:20:02.910
‫سوال ساده‌ایـه

00:20:02.993 --> 00:20:05.370
‫اما جوابی که قراره طی هفته‌ها و

00:20:05.454 --> 00:20:08.415
‫ماه‌های آتی از زبون بیش از ۵۰ شاهد و

00:20:08.498 --> 00:20:11.251
‫کارشناس بشنوید،

00:20:11.335 --> 00:20:14.671
‫فرسنگ‌ها با سادگی فاصله داره

00:20:14.755 --> 00:20:20.052
‫جریان آزار و اذیت دو پسری که
‫از سمت پدرِ سادیست و

00:20:20.135 --> 00:20:26.308
‫منحرف جنسی خود متحمل شده‌اند رو
‫همراه با جزئیاتی وحشتناک و

00:20:26.391 --> 00:20:28.227
‫شوکه‌کننده خواهید شنید

00:20:28.769 --> 00:20:34.233
‫همچنین حقیقت اینکه چطور کیتی منندز
‫از آزار جنسی فرزندانش لذت می‌برده

00:20:34.316 --> 00:20:40.364
‫این پسرها، این دو بچه، چیکار کردن
‫که سزاوار همچین آزارهایی بودن؟

00:20:40.447 --> 00:20:42.950
‫مرتکب چه گناهی شدن؟

00:20:43.033 --> 00:20:46.119
‫خب، من خدمت‌تون عرض می‌کنم که
‫گناه اریک و لایل چیه

00:20:46.203 --> 00:20:48.580
‫تنها گناه‌شون

00:20:48.664 --> 00:20:52.084
‫دوست داشتن مادر و پدریـه که
‫اون‌ها رو شکنجه کردن

00:20:52.960 --> 00:20:54.878
‫بنابراین وقتی‌که اریک و لایل متحمل

00:20:54.962 --> 00:20:59.341
‫تجربه‌ای این چنین دردناک،
‫یعنی شلیک به پدر و مادرشون شدن،

00:20:59.424 --> 00:21:03.762
‫از سرِ کینه یا انتقام نبوده

00:21:04.972 --> 00:21:09.601
‫یا چشم‌شون دنبال
‫ماشین‌های لوکس و لباس‌های نو نبود

00:21:09.685 --> 00:21:11.520
‫اصلاً پای پول وسط نبود

00:21:13.313 --> 00:21:17.484
‫بلکه برای دفاع از خودشون،
‫ماشه‌ی اسلحه رو کشیدن

00:21:19.653 --> 00:21:23.156
‫به پدر و مادری که
‫قلباً دوست‌شون داشتن شلیک کردن

00:21:23.240 --> 00:21:27.953
‫تا خودشون به دست
خوزه و کیتی منندز کُشته نشن

00:21:35.294 --> 00:21:38.338
‫عجب داستان جالبی بود

00:21:38.422 --> 00:21:43.385
‫اتفاقاً توی پرونده‌ی آرنل سلوتیرا هم

00:21:43.468 --> 00:21:46.221
‫دفاعیه‌ات دقیقاً همین بود

00:21:46.722 --> 00:21:49.599
‫که سرآخر به قتل غیرعمد محکوم شد

00:21:50.684 --> 00:21:52.978
‫گمونم بخاطر همین هم استخدامت کردن

00:21:54.396 --> 00:21:59.526
‫راستی، وایسا ببینم!
اول ‫دفاعیه‌شون این نبود

00:22:00.110 --> 00:22:02.112
‫ادعای بی‌گناهی کردن

00:22:03.030 --> 00:22:06.283
‫آزار جنسی رو که از خودت در نیاوردی، ها؟

00:22:07.034 --> 00:22:09.036
‫آخه دفعه‌ی قبل خوب جواب گرفتی

00:22:14.708 --> 00:22:16.168
‫می‌دونی چیه، دامنیک؟

00:22:16.960 --> 00:22:19.963
‫واقعاً بابت اتفاقی که
‫برای دخترت افتاد متأسفم

00:22:20.047 --> 00:22:21.757
‫اون یارو نباید تبرئه می‌شد

00:22:21.840 --> 00:22:24.176
‫اگه من درش دخیل بودم که
‫عمراً اگه تبرئه می‌شد

00:22:24.259 --> 00:22:27.304
‫اما یادت نره،
‫یه چیزی برات به ارمغان آورد

00:22:27.387 --> 00:22:31.266
‫هم حرفه‌ات رو ساخت و
‫هم نقطه‌ی نظر کوفتیت رو

00:22:33.518 --> 00:22:36.271
‫بخاطر این، باید ازش تشکر کنی

00:22:37.397 --> 00:22:41.818
‫ولی اگه واقعاً اون شب خیال کرده باشن
‫که جون‌شون در خطره چی؟

00:22:41.902 --> 00:22:44.279
‫که پدر و مادرشون قصد جون‌شون رو کردن؟

00:22:44.363 --> 00:22:49.701
‫وای، از دست این فرضیه‌ی دفاع از خود
‫بی‌حساب و قدیمی!

00:22:49.785 --> 00:22:54.331
‫خب عزیزم، من یه چندتا مِلک
‫نزدیک گسل سن‌اندریاس دارم که

00:22:54.414 --> 00:22:55.540
‫می‌خوام بهت بفروشم

00:22:56.583 --> 00:22:58.168
‫عجب داستانی هم پشتشـه

00:22:58.710 --> 00:23:00.212
‫یه داستان غم‌انگیز یونانی

00:23:00.295 --> 00:23:04.216
‫برادرانی که سال‌ها شکنجه شدن و
‫مورد آزار و اذیت قرار گرفتن،

00:23:04.299 --> 00:23:07.677
‫حال از ترس جان خود،
‫در اقدامی نومیدانه و از روی استیصال،

00:23:07.761 --> 00:23:11.264
‫دست به قتل پدر و مادر خود می‌زنن

00:23:11.348 --> 00:23:17.020
‫نه تنها داستانش مضحکه،
‫بلکه سرتاسر تناقضـه

00:23:17.646 --> 00:23:21.733
‫اگه خوزه و کیتی قصد داشتن یکشنبه شب
‫پسرهاشون رو به قتل برسونن،

00:23:21.817 --> 00:23:26.154
‫چرا باید کیتی همون شب دوست‌شون
‫کارن ویر رو به خونه‌اش دعوت کنه

00:23:26.238 --> 00:23:29.241
‫تا با همدیگه ورق بازی کنن؟

00:23:29.324 --> 00:23:33.829
‫حالا اگه دیروقت هم با پیتر از سانتا باربارا برگشتید،
‫یه زنگ بهمون بزنید

00:23:33.912 --> 00:23:35.705
‫شاید وقت باشه یه سر بیاید اینجا

00:23:35.789 --> 00:23:39.918
‫واقعاً لایل و اریک روز قایق‌سواری

00:23:40.001 --> 00:23:43.713
‫خیال می‌کردن که پدر و مادرشون
‫قراره سر به نیست‌شون کنن؟

00:23:43.797 --> 00:23:45.924
‫آماده‌اید بریم شکار کوسه؟

00:23:46.466 --> 00:23:49.886
‫با اینکه سه نفر دیگه هم
‫توی اون قایق پیش‌شون بودن؟

00:23:49.970 --> 00:23:52.305
‫خیال می‌کردم قراره خونوادگی باشه

00:23:53.807 --> 00:23:58.061
‫همه‌ی اینا به کنار، خبر داشتید
‫کیتی و خوزه برنامه داشتن همون هفته‌ای

00:23:58.145 --> 00:23:59.646
‫که به قتل رسیدن به پرینستون برن

00:23:59.729 --> 00:24:05.235
‫تا به لایل توی چیدمان خونه‌ای که
‫خودشون براش خریدن کمک کنن؟

00:24:05.318 --> 00:24:10.157
‫این خودش نمی‌تونه نشون‌دهنده‌ی
‫این باشه که قصد کُشتن‌شون رو نداشتن؟

00:24:10.240 --> 00:24:14.953
‫کیتی منندز همون شب قتل،
‫داشت فرم ثبتِ‌نامِ

00:24:15.036 --> 00:24:16.788
دانشگاهِ اریک رو پُر می‌کرد

00:24:16.872 --> 00:24:19.040
‫خب، اصلاً فرض رو بر این می‌ذاریم که

00:24:19.124 --> 00:24:23.128
‫لایل و اریک از ترس جون‌شون
‫برای دفاع از خودشون،

00:24:23.211 --> 00:24:25.630
‫پدر و مادرشون رو کُشتن

00:24:26.506 --> 00:24:30.719
اونموقع زنگ نمی‌زدن پلیس تا
حقیقت رو بهشون بگن؟

00:24:31.595 --> 00:24:36.558
اونموقع پا پیش نمی‌ذاشتن تا تمام اسرارِ
خانوادگی وحشتناک‌شون طی این

00:24:36.641 --> 00:24:38.852
سالیان رو اعتراف کنن؟

00:24:40.061 --> 00:24:46.902
اونموقع ذره‌ای عذاب وجدان بابت
کاری که کردن از خودشون نشون نمی‌دادن؟

00:24:47.861 --> 00:24:50.989
ولی نه، از این خبرا نبود

00:24:51.072 --> 00:24:52.574
به جاش چیکار کردن؟

00:24:54.326 --> 00:24:58.163
از همون شروع ماجرا دروغ گفتن

00:24:59.623 --> 00:25:03.835
خیلی‌خب. تو...مطمئنی از پسش برمیای؟
چون اون وقت متوجه میشن

00:25:03.919 --> 00:25:06.129
!نه، عمراً چیزی بفهمن، اریک

00:25:06.213 --> 00:25:07.923
هی. هی

00:25:08.548 --> 00:25:12.135
از پسش برمیایم. از پسش برمیایم -
با همدیگه موفق میشیم -

00:25:12.219 --> 00:25:14.721
از پسش برمیایم -
!آره، با هم اینکارو می‌کنیم -

00:25:14.804 --> 00:25:16.848
خیلی دوستت دارم، لایل -
من هم همینطور -

00:25:16.932 --> 00:25:18.600
خیلی دوستت دارم، اریک، خب؟

00:25:19.684 --> 00:25:21.269
گند نزنی، خب؟

00:25:30.403 --> 00:25:31.863
پلیس بورلی هیلز

00:25:31.947 --> 00:25:33.615
یکی پدر و مادرمون رو کُشت

00:25:33.698 --> 00:25:37.160
دروغ گفتن پشتِ دروغ، پشتِ دروغ و

00:25:37.244 --> 00:25:42.999
طبق محاسباتم حداقل 50 بار دروغ گفتن

00:25:43.083 --> 00:25:47.587
هم به مردم، هم به دوست‌ها و
خانوادشون، هم به مطبوعات

00:25:47.671 --> 00:25:52.300
بعدش دروغ گفتن تا مطمئن بشن
ارثیه‌شون رو می‌گیرن

00:25:52.384 --> 00:25:54.094
فامیل‌هاشون چی؟

00:25:54.719 --> 00:25:56.930
اونا شهادت دادن که خوزه
باهاشون بدرفتاری می‌کرده

00:25:57.013 --> 00:25:59.599
که زندگی توی اون خونه یه پا کابوس بوده

00:25:59.683 --> 00:26:02.310
برادرم فرد سلطه‌گرایی بود

00:26:03.353 --> 00:26:06.856
لایل اجازه نداشت نظراتش رو
به زبون بیاره

00:26:06.940 --> 00:26:07.941
اریک چطور؟

00:26:08.900 --> 00:26:10.527
...فکر می‌کرد اریک ضعیفـه و

00:26:10.610 --> 00:26:12.070
زیادی حساسـه

00:26:12.153 --> 00:26:16.032
بهش می‌گفت لیاقت اسم منندز رو نداره

00:26:16.741 --> 00:26:20.495
گاهی کارهایی می‌کرد تا بهش
صدمه بزنه و اشکش رو در بیاره

00:26:20.579 --> 00:26:22.789
بعد مسخره‌اش می‌گفت و بهش می‌گفت سوسول

00:26:25.542 --> 00:26:27.210
می‌خواست سرسختش کنه

00:26:28.295 --> 00:26:31.673
تقریباً چندتا تابستون رو
پیش پسرعموهاتون گذروندید؟

00:26:31.756 --> 00:26:33.036
هشت‌تا تابستون رو پیش‌شون بودم

00:26:33.091 --> 00:26:36.636
حین دوران این تابستون‌ها که
،پیش پسرعموهاتون اقامت داشتید

00:26:36.720 --> 00:26:39.889
نشانه‌های آزار جنسی مشاهده کردید؟

00:26:39.973 --> 00:26:42.309
نه. به چشم خودم ندیدم

00:26:42.392 --> 00:26:47.480
ولی می‌دونستم که لایل و اریک
بعد تمرین تنیس

00:26:47.564 --> 00:26:48.815
با پدرشون دوش می‌گرفتن

00:26:49.524 --> 00:26:53.028
و به محض اینکه خوزه هر کدوم از پسرهاش رو
می‌برد توی اتاق‌شون

00:26:53.111 --> 00:26:54.237
در رو قفل می‌کرد

00:26:54.738 --> 00:26:58.908
کیتی هم بهم می‌گفت اصلاً حق ندارم
برم داخل اون راهرو. به هیچ وجه

00:26:59.784 --> 00:27:01.745
ببینید، قبول دارم

00:27:01.828 --> 00:27:05.707
بزرگ شدن توی خانواده‌ی منندز
چندان خوشایند نبوده

00:27:06.458 --> 00:27:10.795
ولی کدوم یکی از شماها توی بچگی به هر نحوی

00:27:10.879 --> 00:27:12.172
باهاتون بد رفتاری نشده؟

00:27:12.255 --> 00:27:16.468
طبق معیارهای امروز من صد درصد
قربانی کودک‌آزاری بودم

00:27:16.551 --> 00:27:19.387
پدر خودم با بی‌رحمی تمام کتکم می‌زد

00:27:20.096 --> 00:27:22.932
با انواع نوار، آویز لباس و کمربند

00:27:23.516 --> 00:27:27.646
یه بار که کتکم زد شنواییم رو
تا حدی از دست دادم

00:27:28.730 --> 00:27:30.940
اون هم خیال می‌کرد سوسولم

00:27:33.568 --> 00:27:35.236
ولی من که نکُشتمش

00:27:35.320 --> 00:27:37.489
به روش کلاسیک فرار کردم

00:27:37.572 --> 00:27:40.033
اسباب‌کشی کردم و
زندگی خودم رو شروع کردم

00:27:40.116 --> 00:27:43.203
ولی نیک، تو رو آزار جنسی ندادن

00:27:43.286 --> 00:27:46.915
برادرهای منندز رو هم همینطور

00:27:46.998 --> 00:27:49.918
لایل و اریک هیچوقت به جروم اوزیل

00:27:50.001 --> 00:27:53.505
چیزی درباره‌ی آزار جنسی نگفتن

00:27:53.588 --> 00:27:57.217
این چیزی نیست که
همینطوری از قلم بندازن

00:27:57.300 --> 00:28:01.096
،اگه می‌خوای به قتل والدینت اعتراف کنی

00:28:01.179 --> 00:28:03.723
چرا نباید سیر تا پیاز همه چی رو شرح بدی؟

00:28:03.807 --> 00:28:07.060
پس فکر می‌کنی شر و وره؟
یعنی همش ساختگیـه؟

00:28:07.686 --> 00:28:11.147
طبق حرف‌های یکی از فامیل‌های منندزها که
...باهاش صحبت کردم

00:28:11.231 --> 00:28:12.774
کدوم فامیل‌شون؟

00:28:12.857 --> 00:28:15.110
شرمنده، لیندا. نمی‌تونم منابعم رو لو بدم

00:28:16.611 --> 00:28:19.531
،ولی طبق حرف‌هاش

00:28:19.614 --> 00:28:23.326
برادرها داستان‌های آزار جنسی رو
بعد خوندن چندتا کتاب

00:28:23.410 --> 00:28:29.416
درباره‌ی قتل والدین و زنا با محارم
سرِ هم کردن

00:28:29.499 --> 00:28:32.711
توی اون کتاب‌ها تمام جزئیات لازم رو برای

00:28:32.794 --> 00:28:35.547
قانع کردن هیئت منصفه که
حرف‌هاشون واقعیـه، نوشته

00:28:35.630 --> 00:28:38.883
،تازه از نظر لزلی

00:28:39.634 --> 00:28:43.304
...داستان آزار جنسی می‌تونه توجه همه رو

00:28:43.388 --> 00:28:45.724
...از گرایش جنسی اریک

00:28:47.767 --> 00:28:50.270
منحرف کنه

00:28:52.313 --> 00:28:56.735
...صبر کن. تو...می‌خوای بگی که اریک

00:28:57.318 --> 00:28:59.487
خب، چند روز پیش سر ناهار داشتم

00:28:59.571 --> 00:29:04.159
با رفیق عزیز جدیدم، پم بازویچ، صحبت می‌کردم و
...بهم گفتش که

00:29:04.242 --> 00:29:06.327
همه از گِی بودن اریک حبر دارن

00:29:06.411 --> 00:29:09.372
یه رازه که خیلیا ازش خبر دارن و
هیچکس نمی‌خواد دربارش حرف بزنه

00:29:09.456 --> 00:29:11.791
،تیم من خبر داره، تیم دفاع خبر داره

00:29:11.875 --> 00:29:14.461
ولی هر بار که توی دادگاه
،کوچکترین اشاره‌ای بهش میشه

00:29:14.544 --> 00:29:17.672
لزلی می‌زنه به سیم آخر

00:29:17.756 --> 00:29:19.841
چرا فکر می‌کنی گِیـه؟

00:29:19.924 --> 00:29:23.595
خب، شنیدیم که چندتا از زندانی‌های دیگه
براش ساک می‌زدن

00:29:26.222 --> 00:29:29.976
.خب، این دلیل بر گِی بودن نیست
.فقط نشون میده محبوبی

00:29:30.059 --> 00:29:35.857
ضمناً مدلِ یه سری عکس‌های
همجنس‌گرایانه‌ی یه عکاس گِی بوده

00:29:37.400 --> 00:29:39.402
،باشه، شاید اریک گِی باشه

00:29:39.486 --> 00:29:42.113
ولی مخفی کردن گرایش جنسی که
دلیل بر قاتل بودن نیست، نیک

00:29:42.197 --> 00:29:44.199
حتی دلیل نمیشه آدم بدی باشی

00:29:46.326 --> 00:29:48.077
نه، نمیشه

00:29:51.039 --> 00:29:52.373
...ولی فقط شاید

00:29:53.917 --> 00:29:58.171
برادرها می‌خواستن راز بدتری رو پنهان کنن

00:30:00.507 --> 00:30:05.553
رازی که هیچ ارتباطی به خوزه نداره

00:30:06.805 --> 00:30:10.558
شاید هم کیتی از همین خبر داشته

00:30:13.061 --> 00:30:15.897
!اریک! چند بار باید بهت بگم؟

00:30:15.980 --> 00:30:18.983
شلوارک تنیسِ خیسِ عرقت رو
ننداز روی زمین

00:30:19.067 --> 00:30:21.319
!بوش کلِ خونه رو برمی‌داره

00:30:35.959 --> 00:30:39.546
...نیک، میگی که لایل و اریک

00:30:39.629 --> 00:30:44.300
با هم...رابطه‌ی جنسی داشتن؟

00:30:45.927 --> 00:30:48.054
اینطوری می‌خواستن ترافکنی کنن

00:30:49.305 --> 00:30:52.433
متهم کردن خوزه به آزار جنسی به مراتب راحت‌تره

00:30:52.517 --> 00:30:55.979
تا اعتراف کردن به رابطه با محارمِ اصلی

00:30:56.062 --> 00:30:57.856
رابطه‌ای که با رضایت طرفین بوده

00:30:59.440 --> 00:31:02.902
فکرشو بکنید اگه این راز فاش می‌شد
برادرها چقدر عذاب وجدان می‌گرفتن و

00:31:02.986 --> 00:31:05.280
چه آبروریزی‌ای می‌شد

00:31:06.906 --> 00:31:12.036
و شاید والدین‌شون رو کُشتن
تا هیچوقت فاش نشه

00:31:13.830 --> 00:31:19.127
ببینید، کل حرفم اینـه که
،هر بلایی هم که سرشون اومده باشه

00:31:19.210 --> 00:31:22.213
لایل و اریک لیاقت بخشش رو ندارن

00:31:22.714 --> 00:31:26.801
لزلی و تیمش خیال می‌کنن
اگه حواس‌مون رو از حقایق پرت کنن و

00:31:26.885 --> 00:31:30.054
نذارن مدارک خاصی
داخل دادگاه ارائه بشه و

00:31:30.138 --> 00:31:34.267
با فرضیه‌های عجیب و غریب حقوقی گیج‌مون کنن و

00:31:34.350 --> 00:31:35.727
دل همه رو به رحم بیارن و

00:31:35.810 --> 00:31:40.398
برادرها رو عین دوتا بچه‌ی بیچاره
،توی رمان‌های چارلز دیکنز جلوه بدن

00:31:40.481 --> 00:31:41.816
ما هم گول می‌خوریم و

00:31:41.900 --> 00:31:45.820
به پایان هالیوودی‌ای که فکر می‌کنه
حق برادرهاست می‌رسن

00:31:46.571 --> 00:31:52.619
...ولی وقتی یکی وحشیانه جون یکی دیگه رو می‌گیره

00:31:56.664 --> 00:32:01.294
وضع افتضاح بچگیش نباید هیچ اهمیتی داشته باشه

00:32:02.253 --> 00:32:05.965
باید به اشدِ مجازات محکوم بشه

00:32:06.049 --> 00:32:10.178
حقِ برادرهای منندز همینـه

00:32:10.261 --> 00:32:15.350
...من به خاطر عدالت هم که شده امیدوارم

00:32:17.268 --> 00:32:19.312
همین بلا سرشون بیاد

00:32:27.278 --> 00:32:29.489
آقای دان، دیگه داریم میریم

00:32:29.572 --> 00:32:30.949
چیز دیگه‌ای نمی‌خواید؟

00:32:33.868 --> 00:32:35.036
اسمت چیـه؟

00:32:35.703 --> 00:32:37.330
پاول. پاول دمیلیو

00:32:38.081 --> 00:32:43.628
خب، پاول، یه تیکه تیرامیسوی
دست‌نخورده اینجا افتاده

00:32:44.212 --> 00:32:45.838
اصلاً دلم نمی‌خواد اسراف بشه

00:32:46.422 --> 00:32:47.340
،کاش می‌تونستم بخورم

00:32:47.423 --> 00:32:51.803
ولی فردا برنامه‌ی عکاسی دارم و
فکر کنم باید پیرهنم رو در بیارم

00:32:53.513 --> 00:32:57.183
آدم چه فداکاری‌هایی که
واسه شغلش نمی‌کنه

00:33:02.730 --> 00:33:06.150
آقای دان، فقط می‌خواستم بگم که

00:33:06.943 --> 00:33:10.238
واقعاً بابت اتفاقی که
واسه دخترتون افتاد متأسفم

00:33:11.114 --> 00:33:13.199
توی «پولترگایست» بازیش عالی بود

00:33:13.700 --> 00:33:16.619
وقتی بچه بودم جزو فیلم‌های موردعلاقم بود

00:33:17.203 --> 00:33:18.746
سال‌هاست که ندیدمش

00:33:21.249 --> 00:33:23.126
تابِ دیدنش رو ندارم

00:33:26.796 --> 00:33:28.006
...آه

00:33:28.089 --> 00:33:31.509
جهنم و ضرر. یکی دو قاشق
تیرامیسو به جایی برنمی‌خوره

00:33:32.176 --> 00:33:34.887
صبح قبل عکاسی می‌تونم توی باشگاه بسوزونمش

00:33:35.680 --> 00:33:36.681
اجازه هست؟

00:33:36.764 --> 00:33:37.890
خواهش می‌کنم

00:33:42.520 --> 00:33:45.940
تو احتمالاً بچه نداری

00:33:46.566 --> 00:33:48.985
هنوز نه. شاید یه روزی

00:33:49.777 --> 00:33:54.532
من و همسر سابقم قبل دومینیک
،دو بار دختر‌دار شدیم

00:33:55.616 --> 00:33:57.744
ولی جفتشون وقتی نوزاد بودن، مُردن

00:33:59.829 --> 00:34:04.959
این یعنی دومینیک برامون حکم معجزه رو داشت

00:34:05.877 --> 00:34:06.919
فرشته‌مون بود

00:34:08.921 --> 00:34:11.591
فکر می‌کردیم اونـه که قراره ما رو دفن کنه

00:34:13.217 --> 00:34:15.762
باید اینطوری باشه، مگه نه؟

00:34:29.150 --> 00:34:32.487
...من...مطمئن بودم که

00:34:32.570 --> 00:34:35.782
...اون قراره سخت‌ترین لحظه‌ی

00:34:36.365 --> 00:34:42.246
کل آزمونِ الهی زندگی‌هامون باشه

00:34:43.498 --> 00:34:44.957
ولی اشتباه می‌کردم

00:34:46.250 --> 00:34:51.172
تماشای محاکمه‌ی جان سوئینی و
اینکه وکیل مدافع

00:34:51.255 --> 00:34:55.676
چقدر داشت سعی می‌کرد اون رو
قربانی جلوه بده، خیلی سخت‌تر بود

00:34:55.760 --> 00:34:57.053
چند سال‌تون بود؟

00:34:58.262 --> 00:34:59.722
حول و حوش پنج

00:35:00.765 --> 00:35:04.519
یادم میاد پدرم از سر مستی دیوونه شد و

00:35:04.602 --> 00:35:07.647
داشت مادرم رو خفه می‌کرد

00:35:09.065 --> 00:35:11.317
می‌ترسیدم اون رو بکُشه

00:35:12.443 --> 00:35:14.695
با شما هم رفتار خشونت‌آمیز داشت؟

00:35:15.446 --> 00:35:16.446
بله

00:35:17.490 --> 00:35:18.699
چندین بار

00:35:19.659 --> 00:35:22.078
اذیت و آزارهاش تمومی نداشت

00:35:22.161 --> 00:35:24.956
خب، بذار بگم اذیت و آزار یعنی چی

00:35:27.959 --> 00:35:34.173
اون پنج دقیقه...داشت دومینیک رو خفه می‌کرد

00:35:36.884 --> 00:35:40.638
...دخترم...پنج دقیقه

00:35:42.682 --> 00:35:45.393
باهاش جنگید

00:35:46.060 --> 00:35:50.314
اون حرومزاده حتی روی چمن‌ها اعتراف کرد

00:35:50.398 --> 00:35:54.152
کُشتمش. می‌خواستم خودم رو هم بکُشم -
!دست‌هات رو بذار روی سرت -

00:36:03.411 --> 00:36:06.080
سه سال و نیم حبس کشید

00:36:07.957 --> 00:36:10.585
بعد شد سرآشپز یه رستوران
توی سانتا مونیکا

00:36:12.170 --> 00:36:15.006
این...اصلاً عادلانه نیست

00:36:15.673 --> 00:36:16.883
نه، نیست

00:36:18.050 --> 00:36:20.094
...واسه همین

00:36:20.178 --> 00:36:24.223
هیچوقت یه کلمه از حرف‌های
یه وکیل مدافع رو هم باور نمی‌کنم

00:36:25.349 --> 00:36:29.312
اونا برای بُرد دست به دروغ و
تقلب و دزدی و هر کاری می‌زنن

00:36:30.188 --> 00:36:35.693
حتی اگه به معنی بی‌حرمتی
به یادبود قربانی‌های واقعی باشه

00:36:37.111 --> 00:36:42.200
که عین این می‌مونه که دوباره بکُشی‌شون

00:36:49.749 --> 00:36:51.542
تیرامیسوش چطوره؟

00:36:52.168 --> 00:36:54.295
مشخصاً خیلی خوشمزه بود

00:36:55.338 --> 00:36:56.422
معلومـه

00:37:04.764 --> 00:37:07.642
اگه می‌خواید می‌تونم بیشتر بمونم

00:37:16.692 --> 00:37:18.194
دیگه دیروقتـه، پاول

00:37:18.903 --> 00:37:24.533
و...فردا لایل منندز رو می‌ذارن توی جایگاه

00:37:27.286 --> 00:37:30.164
ولی ممنونم...که به حرف‌هام گوش دادی

00:37:31.707 --> 00:37:33.459
توی عکاسیت هم موفق باشی

00:38:15.376 --> 00:38:17.712
تیم دفاع جوزف لایل منندز رو
به جایگاه فرا می‌خونه

00:38:18.254 --> 00:38:19.755
دست راست‌تون رو بلند کنید

00:38:20.256 --> 00:38:21.590
از صمیم قلب سوگند می‌خورید

00:38:21.674 --> 00:38:24.593
شهادتی که ارائه می‌دهید
حقیقت تمام و کمال بوده و

00:38:24.677 --> 00:38:28.222
چیزی جز حقیقت را نخواهید گفت؟

00:38:28.764 --> 00:38:30.433
بله -
لطفاً بشینید -

00:38:38.774 --> 00:38:42.111
شما پسر مری لوئیس منندز و خوزه منندز هستید؟

00:38:42.194 --> 00:38:43.194
بله

00:38:43.821 --> 00:38:45.364
پدر و مادرتون رو دوست داشتید؟

00:38:46.824 --> 00:38:47.824
بله

00:38:48.326 --> 00:38:50.328
،روز بیستمِ آگوستِ 1989

00:38:50.411 --> 00:38:53.122
شما و برادرتون، پدر و مادرتون رو
به قتل رسوندید؟

00:38:55.541 --> 00:38:56.541
بله

00:38:56.917 --> 00:38:58.836
چرا والدین‌تون رو کُشتید؟

00:38:59.795 --> 00:39:01.547
چون ترسیده بودیم

00:39:03.049 --> 00:39:06.886
یادتون میاد از فاصله‌ی نزدیک
به پدرتون شلیک کرده باشید؟

00:39:07.595 --> 00:39:09.638
فکر کنم. یادم نمیاد

00:39:09.722 --> 00:39:11.265
عکسش رو یادمـه

00:39:11.849 --> 00:39:15.394
عکسی که اینجا دیدید؟
جراحت روی سر پدرتون رو میگید؟

00:39:18.439 --> 00:39:20.775
بعدش تیر اسلحه‌تون تموم شد؟

00:39:23.235 --> 00:39:24.235
بله

00:39:24.904 --> 00:39:27.948
در اون لحظه متوجه چیزی درباره‌ی مادرتون شدید؟

00:39:28.032 --> 00:39:30.368
چیزی دیدید یا شنیدید؟

00:39:31.369 --> 00:39:35.206
پشت سر پدرم متوجه...حرکاتش شدم

00:39:36.165 --> 00:39:37.291
انگار داشت حرکت می‌کرد

00:39:38.793 --> 00:39:40.669
...بعد

00:39:42.129 --> 00:39:45.174
تفنگم رو...پُر کردم

00:39:46.258 --> 00:39:47.510
تفنگ رو پُر کردید؟

00:39:49.512 --> 00:39:50.888
این یعنی بله؟ -
بله -

00:39:52.264 --> 00:39:54.809
بعد پُر کردن اسلحه چیکار کردید؟

00:40:02.024 --> 00:40:03.567
...آم...من

00:40:04.735 --> 00:40:08.989
بهش نزدیک شدم و بهش شلیک کردم

00:40:15.871 --> 00:40:19.583
لایل، بیا درباره‌ی شش سالگیت صحبت کنیم

00:40:19.667 --> 00:40:23.546
پدرت تابحال از تو و برادرت عکس انداخته؟

00:40:24.922 --> 00:40:25.756
بله

00:40:25.840 --> 00:40:30.302
عالیجناب، میشه از شاهد بخواید
بلندتر حرف بزنه؟

00:40:30.928 --> 00:40:34.640
بله. آقای منندز، اگه میشه
به میکروفون نزدیکتر بشید

00:40:35.224 --> 00:40:36.725
ببخشید، عالیجناب

00:40:42.231 --> 00:40:46.569
آقای منندز، روی این پاکت نوشته
«تولد شش سالگیِ اریک»

00:40:50.865 --> 00:40:53.367
این عکس براتون آشناست؟ -
این منم -

00:40:53.868 --> 00:40:54.869
این یکی چطور؟

00:40:57.037 --> 00:40:58.164
این هم برادرمـه

00:40:58.664 --> 00:41:02.084
عارضه‌ی پوستی برادرتون رو می‌بینید؟ -
ماه‌گرفتگیش -

00:41:02.168 --> 00:41:04.420
ماه‌گرفتگی قهوه‌ای

00:41:04.962 --> 00:41:08.257
...وقتی پدرتون همچین عکس‌هایی ازتون می‌گرفت

00:41:10.426 --> 00:41:14.638
از صورت‌هاتون عکس می‌گرفت؟

00:41:15.973 --> 00:41:21.312
خیر. عکس‌هایی که می‌گرفت
از ناحیه‌ی تناسلی‌مون بود

00:41:21.395 --> 00:41:24.940
...یعنی از نیم‌تنه‌ی پایینی‌مون و

00:41:26.901 --> 00:41:28.694
وقتی که خم می‌شدیم

00:41:29.403 --> 00:41:34.617
...در سنین شش تا هشت سالگی

00:41:38.162 --> 00:41:41.874
پدرتون باهاتون ارتباط جنسی برقرار کرده؟

00:41:46.712 --> 00:41:47.588
بله

00:41:47.671 --> 00:41:48.964
از کجا شروع شد؟

00:41:54.345 --> 00:41:55.429
...فقط

00:42:02.311 --> 00:42:03.687
...شروعش بعد از

00:42:05.814 --> 00:42:11.487
...تمرین‌های ورزشی بود که
بدنم رو ماساژ می‌داد

00:42:13.822 --> 00:42:15.032
...آم

00:42:16.158 --> 00:42:21.622
من رو نوازش می‌کرد و می‌مالید و

00:42:21.705 --> 00:42:24.500
ازم می‌خواست همین کار رو روی خودش بکنم

00:42:28.587 --> 00:42:31.340
...بعد من رو می‌ذاشت روی زمین و

00:42:33.384 --> 00:42:37.388
...می‌دونید، حرکاتم رو کنترل می‌کرد و

00:42:39.723 --> 00:42:41.517
...باهاش

00:42:43.561 --> 00:42:44.728
سکس دهانی انجام می‌دادم

00:42:47.273 --> 00:42:48.857
خودتون می‌خواستید این کار رو بکنید؟

00:42:54.905 --> 00:42:57.783
کارهای دیگه‌ای هم باهاتون کردن؟

00:43:00.411 --> 00:43:01.411
بله

00:43:01.954 --> 00:43:02.954
...آم

00:43:04.915 --> 00:43:05.916
...اون

00:43:10.462 --> 00:43:12.673
آره، از بعضی اشیا استفاده می‌کرد

00:43:14.133 --> 00:43:15.426
مثلاً مسواک

00:43:17.469 --> 00:43:22.057
و...یجور وسیله‌ی اصلاح

00:43:23.892 --> 00:43:25.519
با اونا چیکار می‌کرد؟

00:43:28.564 --> 00:43:30.399
با هم جلسات اشیاء داشتیم

00:43:31.942 --> 00:43:36.530
...من رو لخت...روی تخت دراز می‌کرد و

00:43:36.614 --> 00:43:40.784
...یه ظرف وازلین برمی‌داشت و

00:43:42.494 --> 00:43:43.746
باهام بازی می‌کرد

00:43:48.292 --> 00:43:54.381
پدرتون سعی کردن چیز دیگه‌ای رو
داخل مقعدتون فرو کنن؟

00:43:58.427 --> 00:43:59.845
....بله. اون

00:44:01.639 --> 00:44:02.639
بهم تجاوز کرد

00:44:04.558 --> 00:44:05.559
گریه کردید؟

00:44:08.771 --> 00:44:09.771
بله

00:44:10.898 --> 00:44:12.608
خونریزی داشتید؟ -
بله -

00:44:14.068 --> 00:44:15.235
ترسیده بودید؟

00:44:15.319 --> 00:44:16.319
خیلی

00:44:17.488 --> 00:44:19.198
ازش خواستید این کارها رو نکنه؟

00:44:19.698 --> 00:44:21.075
بله

00:44:24.495 --> 00:44:26.455
بهش گفتم که...ببخشید

00:44:31.710 --> 00:44:35.005
گفتم که نمی‌خواستم این کار رو بکنم و درد داره

00:44:36.674 --> 00:44:39.343
اون هم بهم گفتش نمی‌خواد دردم بیاد و دوستم داره

00:44:39.426 --> 00:44:41.428
به مادرتون چیزی گفتید؟ -
بله -

00:44:41.512 --> 00:44:45.766
به مادرتون چی گفتید؟ -
گفتم به بابا بگه دست از سرم برداره -

00:44:47.142 --> 00:44:48.602
که همش دست‌مالیم می‌کنه

00:44:48.686 --> 00:44:50.020
مادرتون چی گفت؟

00:44:50.104 --> 00:44:54.400
گفتش «بس کن. داری مبالغه می‌کنی

00:44:54.483 --> 00:44:57.861
،وقتی کارهای بد می‌کنی
«پدرت باید تنبیهت کنه

00:44:59.363 --> 00:45:01.156
بعد گفتش که دوستم داره

00:45:05.452 --> 00:45:08.747
به کس دیگه‌ای در این باره گفتید؟

00:45:09.498 --> 00:45:12.710
نه. نه، چون می‌ترسیدم و

00:45:12.793 --> 00:45:16.088
بابام نمی‌خواست چیزی بگم

00:45:16.171 --> 00:45:20.092
،گفتش اگه به کسی چیزی بگم
اتفاقات بدی میفته

00:45:20.175 --> 00:45:22.886
گفتش...منو می‌کُشه

00:45:23.470 --> 00:45:25.055
به برادرتون چیزی گفتید؟

00:45:31.186 --> 00:45:32.186
خیر

00:45:35.274 --> 00:45:37.484
بلایی سر برادرتون آوردید؟

00:45:43.991 --> 00:45:45.868
بله

00:45:48.328 --> 00:45:49.997
با برادرتون چیکار کردید؟

00:45:57.004 --> 00:45:59.506
...گاهی...وقتی حس می‌کردم

00:46:00.174 --> 00:46:01.300
...نمی‌دونم

00:46:07.097 --> 00:46:08.640
...یه مسواک برمی‌داشتم و

00:46:11.059 --> 00:46:12.978
همونطوری با اریک بازی می‌کردم

00:46:18.358 --> 00:46:19.651
ببخشید

00:46:22.112 --> 00:46:23.322
ببخشید

00:46:24.323 --> 00:46:25.574
خیلی متأسفم

00:46:47.554 --> 00:46:50.766
.نمی‌دونم اونجا چی شد
.باورنکردنی بود

00:46:50.849 --> 00:46:53.477
!واقعاً باورنکردنی بود

00:46:53.560 --> 00:46:56.188
!همه هم باورشون شد

00:46:56.271 --> 00:46:59.024
باورشون شد. فکر کنم جدی‌جدی باورشون شد

00:47:00.609 --> 00:47:01.609
...من

00:47:02.653 --> 00:47:03.653
...آه

00:47:05.697 --> 00:47:08.700
خیلی متأسفم، پم. عذر می‌خوام

00:47:13.831 --> 00:47:15.749
گفتم که می‌تونم هیئت منصفه رو شوکه کنم

00:47:16.583 --> 00:47:18.293
ده به دو به نفعم رأی میدن. نتیجه‌اش این میشه

00:47:18.377 --> 00:47:21.380
چون فکر کنم بهترین شهادتِ
دادگاهیِ تمام ادوار بود

00:47:21.463 --> 00:47:22.673
حکم شوالیه‌ی سفید رو داشتم

00:47:22.756 --> 00:47:24.508
آره. قبول دارم

00:47:24.591 --> 00:47:26.510
به یه کتاب هم بسنده نمی‌کنم

00:47:26.593 --> 00:47:29.513
از کل این ماجرا یه فیلمنامه می‌نویسم و

00:47:29.596 --> 00:47:30.430
فیلمش می‌کنم

00:47:30.514 --> 00:47:32.766
می‌دونی کی می‌تونه نقشم رو بازی کنه؟
ریچارد گریکوی لامصب

00:47:32.850 --> 00:47:34.142
خدایی هر کاری بخوام می‌تونم بکنم

00:47:34.226 --> 00:47:37.271
اصلاً تعجب نمی‌کنم اگه هیئت منصفه
یه یادداشت بدن به قاضی و بگن که

00:47:37.354 --> 00:47:41.358
.دیگه لازم نیست چیزی بشنویم»
«.بذار تمومش کنیم بره

00:47:41.441 --> 00:47:44.236
احتمالاً آخرش ده هزارتا نامه
عایدم شه با این مضمون که

00:47:44.319 --> 00:47:47.406
اجازه میدن توی خونه‌شون بمونم. ده هزارتا

00:47:47.489 --> 00:47:50.033
حتی یه کشیش هم برگشت گفت که
حاضره بهم جا بده

00:47:50.117 --> 00:47:52.369
آره، آره، یه کشیشِ لامصب

00:48:05.507 --> 00:48:07.759
باید ازت عذرخواهی کنم

00:48:10.304 --> 00:48:14.641
.نیازی به عذرخواهی نیست، دامنیک
.فقط انقدر تعقیبم نکن

00:48:14.725 --> 00:48:18.520
ببخشید. من...اصلاً خبر نداشتم

00:48:20.856 --> 00:48:22.024
حرف‌هاش رو باور می‌کنم

00:48:23.275 --> 00:48:26.486
که یعنی دو حالت داره

00:48:26.570 --> 00:48:33.118
یا اون دوتا پسر انزجارآورترین
کودک‌آزاری ممکن رو تحمل کردن و

00:48:33.201 --> 00:48:36.455
پدر و مادرشون به سزای اعمال‌شون رسیدن

00:48:37.039 --> 00:48:43.795
یا موفق شدی به یه قاتل روانی دروغگو
یاد بدی که اینطوری نقش بازی کنه

00:48:46.423 --> 00:48:51.887
نمی‌دونم از کدوم حالت بیشتر می‌ترسم

00:48:53.221 --> 00:48:56.975
در هر صورت، گمونم باید بهت تبریک بگم

00:49:03.857 --> 00:49:04.857
دامنیک

00:49:13.700 --> 00:49:14.826
واقعاً متأسفم

00:49:16.119 --> 00:49:17.663
اون دختر قشنگی بود

00:49:19.247 --> 00:49:21.291
زندگی درازی در پیش داشت

00:49:29.925 --> 00:49:32.386
می‌دونی آخرین چیزی که بهم گفت چی بود؟

00:49:34.346 --> 00:49:35.806
«بابا، دوستت دارم»

00:49:40.477 --> 00:49:42.980
حداقل این تا ابد برام می‌مونه

00:49:49.004 --> 00:50:09.004
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.