﻿WEBVTT

00:00:01.689 --> 00:00:11.953
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:12.596 --> 00:00:14.472
‫<i>آقای سبیچ عادت داشتن که...</i>

00:00:14.473 --> 00:00:16.307
‫<i>با شروع روز دوم محاکمه...</i>

00:00:16.308 --> 00:00:18.267
اتاق دادگاه مملو از اتفاقات غیرمنتظره‌ست

00:00:18.268 --> 00:00:20.937
‫شروع طوفانی دادستانی، زمینه‌ رو برای یک

00:00:20.938 --> 00:00:22.146
‫نبرد حقوقی تنگاتنگ
‫و طولانی فراهم کرد.

00:00:22.147 --> 00:00:25.066
‫توضیحات آغازین آقای مولتو درباره‌ی
‫پرونده به‌راحتی قانع‌کننده بود.

00:00:25.067 --> 00:00:28.569
‫او با حضور کوبنده و
‫اعتقاد تزلزل‌ناپذیر خود، به نحوی

00:00:28.570 --> 00:00:30.029
‫حقیقت و اصل ماجرا را برای مردم روشن کرد.

00:00:30.030 --> 00:00:33.032
‫تامی مولتو کار خود را با بیانیه‌ای
‫پرشور و حرارت آغاز کرد

00:00:33.033 --> 00:00:35.493
‫که به‌شدت هیئت منصفه و
‫مردم کشور را تحت تاثیر قرار داد.

00:00:35.494 --> 00:00:38.955
‫وکیل مدافع پرونده و رقیبِ دادستانی
‫در این پرونده، ریموند هورگان مشـهوره!

00:00:38.956 --> 00:00:41.290
‫آیا بیانیه آغازینِ و مسحورکننده تامی مولتو
‫همچنان به‌طنین اندازی...

00:00:41.291 --> 00:00:43.501
‫ادامه می‌دهد و آن‌چه را که به‌نظر می‌رسد پایه
‫محکمی برای پرونده دادستانی باشد، تضمین می‌کند؟

00:00:47.422 --> 00:00:48.966
‫حروم‌زاده‌ی لاشی!

00:00:50.717 --> 00:00:52.886
‫آقای دکتر می‌شه جزئیات
‫رو برامون توضیح بدید؟

00:00:53.554 --> 00:00:56.097
‫این‌ها جراحات شدیدی هستن که
‫منجر به مرگ قربانی،

00:00:56.098 --> 00:00:57.306
‫کارولین پولیمس شده.

00:00:57.307 --> 00:01:01.310
‫ضربه سه‌بار تکرار شده و توسط یک جسم تیز و
‫سنگین که منجر به پارگی پوست شده، صورت گرفته

00:01:01.311 --> 00:01:04.104
‫کوفتگی شدید و شکستگی جمجمه
‫و فتق مغزی نیز دیده می‌شه.

00:01:04.105 --> 00:01:05.065
‫فـتـق؟

00:01:05.066 --> 00:01:07.483
‫شکستگی جمجمه باعثِ جابه‌جایی مغز
‫و در قسمت‌هایی

00:01:07.484 --> 00:01:08.484
‫مغز رو از جمجمه خارج کرده.

00:01:08.485 --> 00:01:10.695
‫پس این الان مغز کارولینه
‫که از جمجمه زده بیرون؟

00:01:10.696 --> 00:01:12.822
‫درسته؛ البته جسم به سوراخ پس‌ِسری
‫هم برخورد کرده

00:01:12.823 --> 00:01:15.032
‫و از اون عبور کرده که توی عکس‌ها مشخص نیست.

00:01:15.033 --> 00:01:17.076
‫ستون فقرات از طریقِ این سوراخ
‫به جمجمه وصل می‌شه.

00:01:17.077 --> 00:01:19.245
‫- ضربه به این قسمت منجر به مرگ شده؟
‫- ممکنه؛

00:01:19.246 --> 00:01:21.539
‫اما قبل از این‌که فتق مغزی صورت
‫بگیره، خون‌ریزی شدیدی داشته.

00:01:21.540 --> 00:01:22.915
‫زمان تخمینی مرگ چه ساعتی بوده؟

00:01:22.916 --> 00:01:25.042
‫دما و کوفتگی بدن و مراحل سختی مرگ

00:01:25.043 --> 00:01:26.919
‫نشون می‌ده قربانی حدود ساعت‌های
‫10 شب فوت کرده.

00:01:26.920 --> 00:01:29.297
زخم‌های روی صورت‌ش چی؟

00:01:29.298 --> 00:01:30.590
‫نشان‌دهنده سقوط از ارتفاع هستند.

00:01:30.591 --> 00:01:32.216
‫یک‌بار محکم به پشت سرشون ضربه خورده

00:01:32.217 --> 00:01:33.801
‫از جلو به یک جسم برخورد کردن
‫و بینی‌شون شکسته شده

00:01:33.802 --> 00:01:36.429
‫کبودی‌های زیر چشم و روی
‫گونه‌هاش به این دلیل پدیدار شدن.

00:01:36.430 --> 00:01:39.140
‫بعد از اون، دو بار دیگه به پشت جمجمه‌ش
‫ضربه وارد شده.

00:01:39.141 --> 00:01:41.893
‫و درحالی که هنوز زنده بوده،
‫دچار کوفتگی صورت شده.

00:01:41.894 --> 00:01:43.603
‫بعد از اون هم ضربات مرگ‌باری
‫به‌شون وارد شده.

00:01:43.604 --> 00:01:45.646
‫آیا مدرکی مبنی بر دفاعِ
‫قربانی از خود وجود داره؟

00:01:45.647 --> 00:01:47.732
‫هیچ اثر قطعی‌ای از زخمِ‌دفاعی وجود نداشت.

00:01:47.733 --> 00:01:50.443
‫اما اثراتی از پوست متهم زیرِ یکی از

00:01:50.444 --> 00:01:52.195
‫ناخن‌های مقتول مشاهده شد.

00:01:52.196 --> 00:01:55.489
‫آیا ممکنه برای دفاع از خودش
‫شخص مقابل رو چنگ زده باشه؟

00:01:55.490 --> 00:01:58.659
‫ممکنه؛ اما این‌که کارولین انتظار حمله
‫رو نداشته و توی شوک بوده محتمل‌ترـه.

00:01:58.660 --> 00:02:00.578
‫شما گفتید که مقتول
‫بر اثر ضربات کشته نشده،

00:02:00.579 --> 00:02:03.456
‫- این‌که یک‌جا افتاده بوده و خون‌ریزی می‌کرده؟
‫- بله قربان.

00:02:03.457 --> 00:02:04.999
‫- پس زجرکش شده.
‫- وادار به نتیجه‌گیری.

00:02:05.000 --> 00:02:07.418
‫- آیا مقتول زجرکش شده بوده؟
‫- نمی‌تونم تائید کنم.

00:02:07.419 --> 00:02:10.296
‫مقتول احتمالاً بر اثر ضربات وارد بر جمجمه
‫سریعاً بیهوش شده.

00:02:10.297 --> 00:02:13.800
‫پس آیا این رو رد می‌کنید که مقتول
‫هوشیار بوده و زجرکش شده بوده؟

00:02:14.301 --> 00:02:15.843
‫نمی‌شه که رد کرد قربان.

00:02:15.844 --> 00:02:18.721
‫آقای دکتر، جزئیات دیگه‌ای درباره‌ خانم
‫پولیمس دارید که در اختیارمون بذارید؟

00:02:18.722 --> 00:02:22.726
‫بله؛ هنگام قتل 6 ماهـه باردار بودند.

00:02:23.727 --> 00:02:25.394
‫خانم قاضی، الان

00:02:25.395 --> 00:02:28.523
‫قصد دارم حاصل توافق مشترک طرفـین
‫رو که با گواه آزمایش دی‌ان‌ای

00:02:28.524 --> 00:02:31.859
‫ثابت می‌کنه متهم پدر بچه بوده؛
‫وارد صورت‌جلسه دادگاه بکنم.

00:02:31.860 --> 00:02:33.069
‫ثبت می‌شه.

00:02:33.070 --> 00:02:35.071
‫پس متهم مقتول رو باردار کرده بوده؟

00:02:35.072 --> 00:02:36.448
‫بله همینطوره.

00:02:38.575 --> 00:02:39.576
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

00:02:40.577 --> 00:02:41.411
‫آقای هورگان...

00:02:41.412 --> 00:02:44.455
‫سوال خاصی از این شاهد نداریم خانم قاضی؛

00:02:44.456 --> 00:02:47.167
‫- آقای کومگـای...
‫- راستش؛ من دیگه پیر شدم

00:02:47.918 --> 00:02:50.253
‫و این رو می‌پرسم تا مطمئن
‫بشم حرف‌هاتون رو درست متوجه شدم

00:02:50.254 --> 00:02:52.755
‫شما گفتید که ضربات با یک جسم
‫«تیز و سنگین» صورت گرفته

00:02:52.756 --> 00:02:53.840
‫اونطور که من فهمیدم،

00:02:53.841 --> 00:02:58.928
‫شما هیچ مدرکی پیدا نکردید که
‫ثابت کنه چه کسی از این شی‌ء استفاده کرده.

00:02:58.929 --> 00:03:01.556
‫- یعنی خب شواهدتون در این زمینه کامل نیست.
‫- درسته.

00:03:01.557 --> 00:03:03.391
‫پس از طریق تحقیقات‌هاتون هیچ مدرکی

00:03:03.392 --> 00:03:05.685
‫پیدا نکردید که هویت قاتل
‫کارولین پولیمس رو فاش کنه.

00:03:05.686 --> 00:03:07.687
‫بنده فقط می‌تونم با قاطعیت کامل بگم که

00:03:07.688 --> 00:03:09.230
‫این حادثه یک قتل بوده.

00:03:09.231 --> 00:03:10.566
‫درسته...

00:03:11.108 --> 00:03:17.108
‫و هیچ جسم تیز و سنگینی یا
‫آلت قتاله‌ای هم پیدا نشده درسته؟

00:03:17.197 --> 00:03:18.282
‫بله.

00:03:18.782 --> 00:03:19.783
‫ممنونم.

00:03:23.537 --> 00:03:24.872
‫آقای مولـتو حرفی ندارید؟

00:03:25.372 --> 00:03:26.372
‫نه...

00:03:27.416 --> 00:03:31.127
‫- چیزی که نیاز داشتیم رو به‌دست آوردیم؛ این‌کار رو...
‫- آقای دکتر، پس از تکمیل کالبدشکافی

00:03:31.128 --> 00:03:33.004
‫تحت هرگونه شرایطی
‫با متهم ملاقاتی داشتید؟

00:03:33.005 --> 00:03:36.591
‫بله؛ ایشون اومدن دفترمون و پرخاشگرانه
‫درخواست کردن که می‌خوان جسد رو ببینن

00:03:36.592 --> 00:03:40.011
‫این‌که یک دادستان ناحیه‌ای این‌گونه
‫به دفترتون حمله‌ور بشه یک امر عادیه؟

00:03:40.012 --> 00:03:42.305
‫قبلاً هم چنین همچین اتفاقی رخ داده
‫اما یک امر عادی نیست.

00:03:42.306 --> 00:03:46.642
‫آیا آقای سبیچ همیشه برای
‫بازدید جسدها به دفترتون می‌اومدن؟

00:03:46.643 --> 00:03:49.270
‫- خیر.
‫- آیا تابه‌ اون زمان آقای سبیچ شخصاً

00:03:49.271 --> 00:03:52.481
‫- برای بازدید از اجساد مقتول‌ها به دفترتون آمده بودن؟
‫- هرگز.

00:03:52.482 --> 00:03:54.734
‫اما اون روز اومده بودن! رفتارشون چطوری بود؟

00:03:54.735 --> 00:03:58.779
‫- آشفته و کلافه و ترسیده بودن.
‫- ترسیده بودن؟

00:03:58.780 --> 00:04:00.114
‫که اون موقع دلیل رفتارشون واضح نبود.

00:04:00.115 --> 00:04:01.407
‫اما الان براتون واضحـه؟

00:04:01.408 --> 00:04:04.785
‫حسم می‌گه ایشون نه تنها می‌خواستن
‫از یافته‌های بنده باخبـر بشن،

00:04:04.786 --> 00:04:06.705
‫بلکه انگار ازشون وحشت داشتن.

00:04:07.581 --> 00:04:09.166
‫یه‌جای کار می‌لنگید.

00:04:11.502 --> 00:04:12.503
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

00:04:13.420 --> 00:04:18.840
‫دکتر، آیا شما در زمینه روانشناسی
‫سررشته‌ای دارید که اظهار کردید:

00:04:18.841 --> 00:04:21.887
‫«متهم ترسیده و آشفته بودن

00:04:22.971 --> 00:04:24.055
‫و یه‌جای کارشون می‌لنگیده» ؟

00:04:24.056 --> 00:04:25.848
‫من مدت زیادیه متهم رو می‌شناسم

00:04:25.849 --> 00:04:29.143
‫که بهم این اجازه رو می‌ده تا بتونم بر
‫اساس رفتارشون یک نتیجه‌گیری کلی داشته باشم

00:04:29.144 --> 00:04:31.145
‫و بر اساس دیده‌های من
‫رفتار ایشون عادی نبود.

00:04:31.146 --> 00:04:33.105
‫گفتید مدت زیادیه متهم رو می‌شناسین.
‫با هم دوستیـن؟

00:04:33.106 --> 00:04:34.315
‫همکار؛ نه دوست.

00:04:34.316 --> 00:04:37.610
‫دوست نیستید و موکل بنده رو
‫«عوضی و حروم‌زاده» خطاب کردید.

00:04:37.611 --> 00:04:40.405
‫- اعتراض دارم.
‫- این نشون می‌ده رفتارشون غرضمندانه بوده یا نه!

00:04:41.573 --> 00:04:42.574
وارد نیست

00:04:45.202 --> 00:04:48.621
‫خب گاهی اوقات بحث شدت می‌گیره
‫و از این کـارم واقعاً پشیمانم.

00:04:48.622 --> 00:04:51.333
‫پس با متهم‌مون که یک دادستان
‫ناحیه‌ایـه، هیچ مشکل شخصی‌ای ندارید؟

00:04:51.917 --> 00:04:53.668
‫معلومه که نـه!
‫چنین چیزی مسخره‌ست...

00:04:53.669 --> 00:04:55.461
‫- آیا تا به حال بنده رو «عوضی» خطاب کردید؟
‫- اعتراض دارم.

00:04:55.462 --> 00:04:57.588
‫خانم قاضی، اگر این وسط قصد و غرض
‫خاصی وجود...

00:04:57.589 --> 00:04:58.966
‫واضح سوال بپرسید.

00:04:59.675 --> 00:05:00.675
‫دکتر.

00:05:01.426 --> 00:05:04.095
‫من و شما هم چندبار بحث‌های پرتنش داشتیم.

00:05:04.096 --> 00:05:05.763
‫یعنی خب توی شغل ما
‫این چیزها پیش میاد.

00:05:05.764 --> 00:05:08.599
‫روند کاری ما به‌شدت پرفشار و بحث‌برانگیزه

00:05:08.600 --> 00:05:10.977
‫و گاهی اوقات با کلمات این‌چنینی
‫عصبانیت و فشارمون رو خالی می‌کنیم.

00:05:10.978 --> 00:05:14.605
‫اما بنده هیچ مشکلی با
‫دادستانان ناحیه‌ای ندارم

00:05:14.606 --> 00:05:16.732
‫و این حرف به‌شدت
‫بنده رو آزرده کرد.

00:05:16.733 --> 00:05:18.776
‫آیا به‌حال تامی مولـتو رو «عوضی» خطاب کردید؟

00:05:18.777 --> 00:05:20.361
‫- اعتراض دارم!
‫- نه بیشتر از تـو!

00:05:20.362 --> 00:05:21.445
‫دکتر کومگـای...

00:05:21.446 --> 00:05:23.030
‫شاید برای همین رفتارهات رای نیاوردی.

00:05:23.031 --> 00:05:24.532
‫- دکتر...
‫- اما به‌هرحال از اون یکی کارت استعفا نده.

00:05:24.533 --> 00:05:25.867
‫اوه؛ راستی یادم نبود؛ اخراجت کردن

00:05:25.868 --> 00:05:27.326
‫- درست نمی‌گم؟
‫- آقای کومگـای...

00:05:27.327 --> 00:05:29.454
‫وقته رفتـنه؛ سرها پایین.

00:05:34.960 --> 00:05:36.461
‫دریافت شد. همین الان سوار ماشین شدن.

00:05:36.983 --> 00:05:43.983
‫تـرجمه از «آیــدا و محمدعلی sm»

00:05:48.891 --> 00:05:52.436
‫هدف‌مون یه‌چیز بود که به دستش آوردیم.
‫ولی دوباره بلند شدی گند زدی تو همه‌چی.

00:05:53.020 --> 00:05:55.771
‫بهت چی گفته بودم؟ گفتم
‫کومگـای رو بیار شهادت بده

00:05:55.772 --> 00:05:58.649
‫بگو دلیل و زمان مرگ رو بگه

00:05:58.650 --> 00:06:00.568
‫پدر بچه رو مشخص کنه و بره

00:06:00.569 --> 00:06:02.904
‫اما نتونستی جلوی خودت رو بگیری.

00:06:02.905 --> 00:06:07.408
‫حالا یه کارشناس پزشکی قانونی
‫داریم که انگار از متهم دلخور بوده

00:06:07.409 --> 00:06:10.411
‫- و از سـر لج‌بازی همچین شهادتی داده.
‫- شهادت مهمی بود.

00:06:10.412 --> 00:06:13.664
‫همه فکر می‌کنن راستی سبیچ مهربون و
‫عزیزدل همه ممکن نیست همچین کاری کرده باشه

00:06:13.665 --> 00:06:16.334
‫پس ما این وسط باید
‫مشخص کنیم که کـی و کـجا

00:06:16.335 --> 00:06:19.128
‫و تحت چه شرایطی اون یکی شخصیت‌ش
‫که هیچکس نمی‌شناسه رو، رو کرده!

00:06:19.129 --> 00:06:20.171
‫بخواب دقت کنی به نفع‌مون شد

00:06:20.172 --> 00:06:23.216
‫از نظر من‌که بخوای دقت کنی
‫باز هم مثل سگ ضایع شدیم

00:06:23.217 --> 00:06:25.885
‫این پرونده از اون پرونده‌هاست که
‫با کنار هم گذاشتن شواهد و قطعه‌های کوچیک

00:06:25.886 --> 00:06:28.429
‫ذره‌ذره و با صبوری به‌شدت زیاد موفق می‌شه.

00:06:28.430 --> 00:06:30.516
‫کومـگای اولین قطعه‌مون بود.

00:06:31.099 --> 00:06:33.477
‫حال پریشون و ترسیده راستی سبیچ
‫یه قطعه دیگه

00:06:35.896 --> 00:06:39.608
‫پوست زیر ناخن کارولین
‫توی گزارش اول ذکر نشده بود!

00:06:40.734 --> 00:06:42.110
‫پزشکی قانونی خیلی سرش شلوغه

00:06:43.570 --> 00:06:46.448
‫اون بخش از آزمایش هم دقت
‫و وقت بیشتری می‌طلبیده.

00:06:49.493 --> 00:06:53.037
‫آسیب‌شناس پزشکی قانونی،
‫اون آدم خیلی سرسخت‌تـریه.

00:06:53.038 --> 00:06:54.455
‫جرمی باک.

00:06:54.456 --> 00:06:58.167
‫رو دستش کسی نمیاد؛ من همیشه برای پرونده‌ها
‫می‌رفتم سراغ اون. راستی هم همینطور.

00:06:58.168 --> 00:07:00.044
‫هم آدم به‌شدت بادقتـیه و
‫هم حواس‌جمع،

00:07:00.045 --> 00:07:04.298
‫برای همین بهتره که هیچ کدوم‌تون
‫اصلاً به عکس‌ها نگاه نکنید

00:07:04.299 --> 00:07:09.179
‫خیلی خنثی و بی‌حس، فقط
‫جلوتون رو نگاه کنید باشه؟

00:07:11.056 --> 00:07:13.307
‫می‌شه چندلحظه درمورد
‫زبان بدن‌تون حرف بزنیم؟

00:07:13.308 --> 00:07:14.475
‫چه مشکلی داره؟

00:07:14.476 --> 00:07:17.186
‫خب؛ چیزی که امروز دیدیم
‫زیاد جالب نبود.

00:07:17.187 --> 00:07:18.938
‫باید همه‌ش به هم نگاه کنید.

00:07:18.939 --> 00:07:21.399
‫هیئت منصفه دائم حواس‌شون به تو جمـعه؛

00:07:21.400 --> 00:07:25.279
‫و باید هربار که بهت نگاه می‌کنن اون حس
‫عشق و باورت نسبت به راستی رو حس کنن.

00:07:25.779 --> 00:07:28.781
‫و اگه دوباره رسانه‌ها مثل امروز
‫در دادگاه جمع شدن،

00:07:28.782 --> 00:07:32.870
‫بهتره دست همسرت رو بگیری و بین‌شون
‫ازش محافظت کنی راستی!

00:07:35.622 --> 00:07:36.623
‫باربارا؟

00:07:39.126 --> 00:07:40.252
‫پس...

00:07:42.254 --> 00:07:44.464
‫می‌خوایم هئیت منصفه باور کنه راستی
‫همیشه مراقبمـه و حواسش بهم هست؟

00:07:46.008 --> 00:07:48.969
‫آره خب تحت همچین شرایطی
‫همچین چیزی نیازه.

00:07:51.138 --> 00:07:52.139
‫ریموند، من...

00:07:54.808 --> 00:07:56.435
‫نمی‌خوام بگم از تو بهتر می‌دونم و این‌ها

00:07:57.144 --> 00:07:59.312
‫اما بعید می‌دونم توهین به هوش هئیت منصفه

00:07:59.313 --> 00:08:00.898
‫کار درستی باشه.

00:08:02.482 --> 00:08:05.903
‫چیزی که توی چهره من می‌بینن
‫قطعاً فقط شوکه شدنـه!

00:08:06.653 --> 00:08:08.696
‫شوهرم مظنون اصلی
‫یه پرونده قتلِ وحشتناکه!

00:08:08.697 --> 00:08:11.074
‫جز شوکه شدن چه غلط دیگه‌ای می‌تونم بکنم؟

00:08:19.124 --> 00:08:21.126
‫دادگاه‌ها معمولاً با
‫قصه‌گویی پیش می‌‌رن.

00:08:22.544 --> 00:08:23.962
‫بهترین قصه برنده می‌شه.

00:08:24.546 --> 00:08:26.756
‫تو هم توی این ماجرا، بخشی از قصه ما هستی

00:08:26.757 --> 00:08:29.301
‫خشم و عصبانیت‌ـت اصلاً به‌کارمون نمیاد.

00:08:38.769 --> 00:08:41.230
‫حضور توی اون اتاق برای من خیلی سخته

00:08:41.855 --> 00:08:44.899
‫این‌که باید شاهد تمام اون شهادت‌ها

00:08:44.900 --> 00:08:46.527
‫و تصویرها باشم واقعاً اذیت‌کننده‌ست

00:08:50.280 --> 00:08:51.990
‫همین‌که اون‌جا حضور دارم

00:08:54.868 --> 00:08:58.789
‫به‌ هئیت منصفه نشون می‌ده من
‫به بی‌گناهی همسرم باور دارم.

00:09:00.290 --> 00:09:01.959
‫باید رفتارم قابل‌باور باشه.

00:09:02.459 --> 00:09:05.212
‫و من برای قابل‌باور بودن، باید صادق باشم.

00:09:07.005 --> 00:09:09.049
‫می‌خوام توی اون دادگاه،
‫صداقت به‌خرج بدم

00:09:10.759 --> 00:09:14.888
‫می‌خوام اجازه بدم خود واقعی‌ام رو ببینن

00:09:16.723 --> 00:09:18.892
‫این‌که ترسیده‌ام؛ این‌که....

00:09:20.310 --> 00:09:21.520
‫حالم داره به‌هم می‌خوره

00:09:22.604 --> 00:09:25.065
‫این‌که از اعماق قلبم
‫بابت این تباهی خُرد شده‌ام

00:09:26.984 --> 00:09:30.529
‫این‌که به پدر بچه‌هام
اتهـام همچین ‫کار فجیعی رو زدن

00:09:32.072 --> 00:09:34.157
‫واقعاً برای من سخت و غیرقابل‌تحمله.

00:09:38.120 --> 00:09:40.914
‫الان توی تاریک‌ترین دوران زندگی‌ام به‌سر می‌برم.

00:09:43.542 --> 00:09:45.586
‫دیگه قرار نیست تظاهر کنم.

00:09:50.299 --> 00:09:52.217
‫نه‌برای شما دوتا؛
‫نه برای هئیت منصفه.

00:10:17.701 --> 00:10:22.413
‫سلول‌های پوستی‌ای که زیر ناخن
‫مقتول پیدا کردیم،

00:10:22.414 --> 00:10:24.707
‫با دی‌ان‌ای متهم مطابقت داشته.

00:10:24.708 --> 00:10:28.377
‫نمونه‌ای از بزاق هم روی صورت

00:10:28.378 --> 00:10:31.797
‫و یقه‌ی لباسی که تن‌شون بوده
‫کشف کردیم

00:10:31.798 --> 00:10:33.799
‫و باز هم با دی‌ان‌ای متهم مطابقت داشته.

00:10:33.800 --> 00:10:39.305
‫اما به‌طرز عجیبی، روی طنابی که قربانی باهاش
‫بسته شده بود، هیچ اثری از دی‌ان‌ای نداشتیم

00:10:39.306 --> 00:10:40.932
‫چرا گفتیـن «به‌طرز عجیبی» ؟

00:10:40.933 --> 00:10:42.392
‫قتل با دقت بسیاری صورت گرفته.

00:10:42.935 --> 00:10:46.562
‫مجرم حسابی حواسش جمع بوده
‫تا مدرکی ‌به‌جا نذاره.

00:10:46.563 --> 00:10:51.068
‫خیلی کم پیش میاد همچین صحنه جرم
‫خونین و به‌هم‌ریخته‌ای داشته باشیم

00:10:51.652 --> 00:10:56.155
‫و دایره مدارک و شواهدمون اینقدر کم باشه.

00:10:56.156 --> 00:10:57.573
‫خب این یعنی چی؟

00:10:57.574 --> 00:11:02.203
‫یعنی زحمات زیادی برای تمیز کردن
‫صحنه جرم و پاک کردن شواهد کشیده شده.

00:11:02.204 --> 00:11:05.873
‫بر اساس 20 سال سابقه‌تون
‫توی زمینه آسیب‌شناسیِ پزشکی قانونی،

00:11:05.874 --> 00:11:07.750
‫نظر شما درموردِ اتفاقی که افتاده چیـه؟

00:11:07.751 --> 00:11:13.214
‫نظر من اینه که قتل بسیار
‫یهویی و بر اثر فروپاشی عصبی صورت گرفته.

00:11:13.215 --> 00:11:14.215
‫بدون برنامه قبلی...

00:11:14.216 --> 00:11:17.093
‫و به دنباله اون، یک عمل بسیار دقیق

00:11:17.094 --> 00:11:20.680
‫و اصولی از بستن دست و پـای مقتول
‫که بعد از مرگ‌ش صورفته گرفته رو شاهد هستیم

00:11:20.681 --> 00:11:22.515
‫سوال دیگه‌ای ندارم. ممنون.

00:11:22.516 --> 00:11:25.268
‫تا به‌حال جسد دیگه‌ای رو دیدید که
‫این‌طوری دست و پاش بسته شده باشه؟

00:11:25.269 --> 00:11:30.398
‫سال‌ها پیش با یک پرونده قتل
‫سر و کار داشتیم که به‌طرز وحشتناکی

00:11:30.399 --> 00:11:33.025
‫تقریباً مشابه به این مورد،
‫دست و پای مقتول رو بسته بودن.

00:11:33.026 --> 00:11:37.697
‫و دادستان‌ ناحیه‌ای مسئول اون پرونده
‫چه کسی بود؟

00:11:37.698 --> 00:11:41.200
‫دو نفر بودن. راستی سبیچ و کارولین پولیمس.

00:11:41.201 --> 00:11:44.496
‫و اسم قاتل اون پرونده «لیام رینولدز«ـه.

00:11:46.540 --> 00:11:48.332
‫- و محکوم شده بود.
‫- درسته

00:11:48.333 --> 00:11:50.084
‫توسط دادستان‌های ناحیه‌ای‌مون

00:11:50.085 --> 00:11:52.670
‫- یعنی کارولین پولیمس و راستی سبیچ.
‫- درسته.

00:11:52.671 --> 00:11:56.883
‫و چون توسط راستی سبیچ و کارولین پولیمس
‫جرمش ثابت شده بود،

00:11:56.884 --> 00:11:58.676
‫تهدید کرده بود حساب اون‌ها
‫رو هم می‌رسه!

00:11:58.677 --> 00:12:00.511
‫- از این قضیه اطلاع دارید؟
‫- بله.

00:12:00.512 --> 00:12:05.057
‫حالا من توی این چیزها سردر
‫نمیارم و متخصص نیستم؛ اما فکر می‌کنم

00:12:05.058 --> 00:12:07.351
‫- کشتن یکی از دادستان‌ها و قاتل جلوه دادن اون‌یکی...
‫- اعتراض!

00:12:07.352 --> 00:12:09.897
‫- حرکت بسیار....
‫- وارده. یه‌لحظه بیاین اون سمت ببینم.

00:12:20.574 --> 00:12:21.491
‫درمورد این قضیه حرف زده بودیم.

00:12:21.492 --> 00:12:23.701
‫این دفتر از مورد تحقیق
‫قرار دادن رینولدز سر باز زده.

00:12:23.702 --> 00:12:25.369
‫والا اون‌ها من رو هم
‫مورد تحقیق قرار ندادن.

00:12:25.370 --> 00:12:27.330
‫وظیفه‌شون نیست
‫همه رو مورد تحقیق قرار بدن.

00:12:27.331 --> 00:12:29.999
‫- اون‌ها موظف نیستن خلاف چیزی رو ثابت کنن.
‫- رینولدز راستی و کارولین

00:12:30.000 --> 00:12:32.168
‫- رو به طور عمومی تهدید کرد.
‫- آره؛ تهدید کرد

00:12:32.169 --> 00:12:34.212
‫- گفتم شاید برای هئیت منصفه مهم باشه
‫- اما تاثیری نداره

00:12:34.213 --> 00:12:36.172
‫- آخه نمی‌دونم چرا نباید...
‫- به‌کارت نمیاد.

00:12:36.173 --> 00:12:37.423
‫توی صورت‌جلسه ثبت بشه!

00:12:37.424 --> 00:12:40.093
‫یه موضوع واضح و قابل‌فهم پیش بنداز
‫تا بهت اجازه بدم مطرح‌ش کنی.

00:12:41.512 --> 00:12:44.515
‫درغیراین‌ صورت، دست از این چرت‌وپرت‌ها بردار.
‫برید.

00:12:54.650 --> 00:12:59.570
‫آقای باک؛ شما قطعاً خبردار شدید که موکل من
‫و مرحومه

00:12:59.571 --> 00:13:01.781
‫- با هم رابطه عاشقانه داشتن درسته؟
‫- بله.

00:13:01.782 --> 00:13:05.076
‫وقتی که گفتید پوست متهم زیر
‫ناخن‌هاش پیدا شده...

00:13:05.077 --> 00:13:09.038
‫منظورتون تکه‌های واقعی پوست بود دیگه؟

00:13:09.039 --> 00:13:10.790
‫یعنی انگار کسی رو چنگ انداخته؟

00:13:10.791 --> 00:13:14.961
‫نه؛ تیکه‌های واقعی و واضح پوست نه،
‫سلول‌های پوستی

00:13:14.962 --> 00:13:18.089
‫اگه مثلاً من اینطوری پوستم رو چنگ بزنم

00:13:18.090 --> 00:13:20.592
‫ممکنه زیر ناخن‌هـام تکه‌های پوست گیر کنه؟

00:13:21.260 --> 00:13:22.426
‫ممکنه.

00:13:22.427 --> 00:13:26.430
‫پس اگر راستی سبیچ کارولین پولیمس رو
‫بوسیده باشه و در همون حیـن

00:13:26.431 --> 00:13:32.353
‫کارولین گردن یا پشت کمر
‫متهم رو لمس کرده باشه،

00:13:32.354 --> 00:13:36.858
‫آیا این عمل دلیل وجود
‫بزاق کشف شده روی لباس کارولین

00:13:36.859 --> 00:13:40.904
‫و همینطور دی‌ان‌ای زیر ناخن‌هاش
‫رو توجیه نمی‌کنه؟ ممکن نیست؟

00:13:42.614 --> 00:13:43.698
‫ممکنه.

00:13:43.699 --> 00:13:46.577
‫پس دی‌ان‌ایـی که شما اظهار داشتید
‫ثابت می‌کنه قاتل موکل منه،

00:13:47.160 --> 00:13:52.249
‫می‌تونه به‌راحتی بر این دلالت کنه
‫که اون‌ها صرفاً هم رو بوسیدن

00:14:00.299 --> 00:14:02.134
‫فرق‌شون رو متوجه می‌شید؟

00:14:56.855 --> 00:14:57.981
‫تو هم باید بری.

00:15:32.558 --> 00:15:35.810
‫شما اطلاع داشتید که خانم پولیمس و متهم
‫با هم رابطه داشتن؟

00:15:35.811 --> 00:15:38.105
‫- بله مطلع شدم
‫- چطوری مطلع شدید؟

00:15:38.689 --> 00:15:42.316
‫خب؛ بنابر دلایل زیادی شک کرده بودم.

00:15:42.317 --> 00:15:44.528
‫شک داشتم تا وقتی که کاملاً مطمئن شدم

00:15:46.363 --> 00:15:48.531
‫یه‌شب باید یه پرونده‌ای رو می‌بردم دفتر راستی

00:15:48.532 --> 00:15:51.033
‫دیر وقت بود؛ فکر می‌کردم رفته باشه
‫اما نرفته بود.

00:15:51.034 --> 00:15:53.579
‫رفتم داخل اتاق و دیدم داره کارولین رو می‌بوسه

00:15:56.123 --> 00:15:57.123
‫جان؟

00:15:57.624 --> 00:16:01.043
‫- پرونده رابرتز رو آوردم.
‫- آهان.

00:16:01.044 --> 00:16:02.129
‫- آهان.
‫- آره.

00:16:03.213 --> 00:16:05.423
‫- ممنونم.
‫- خدمت شما. فردا می‌بینمت.

00:16:05.424 --> 00:16:08.050
‫سریع از اون‌جا دور شدم
‫و کارولین اومد دنبالم.

00:16:08.051 --> 00:16:13.723
‫واقعاً موقعیت شرم‌آوری بود
‫و سریعاً رفتم

00:16:13.724 --> 00:16:15.683
‫- دقیقاً چه زمانی بود؟
‫- فوریه سال پیش.

00:16:15.684 --> 00:16:17.768
‫باز هم شاهد چنین اتفاقات ناگهانی‌ای بودید؟

00:16:17.769 --> 00:16:20.229
‫دیگه مورد جنسی‌ای ندیدم؛ فقط
‫غیبت‌هایی که پشت سرشون می‌شد رو می‌شنیدم.

00:16:20.230 --> 00:16:24.651
‫اما خب البته که مخفیانه
‫یه‌کارهایی می‌کردن.

00:16:25.986 --> 00:16:27.029
‫مثلاً؟

00:16:27.529 --> 00:16:31.574
‫یه‌بار توی پارکینگ زیرزمینی دیدم‌شون

00:16:31.575 --> 00:16:34.660
‫دیدم که...نمی‌دونم...فکر می‌کنم
‫که داشتن با هم بحث می‌کردن.

00:16:34.661 --> 00:16:37.997
‫- با هم. چمی‌دونم خب. چی؟
‫- ولم کن!

00:16:37.998 --> 00:16:40.541
‫من فقط یه سوال ازت دارم؛
‫اگه می‌تونی بهم...

00:16:40.542 --> 00:16:42.043
‫همین. خواهش می‌کنم!

00:16:42.044 --> 00:16:44.654
‫کارولین توی ماشین بود و راستی
‫داشت می‌زد روی شیشه...

00:16:44.750 --> 00:16:45.710
<i>‫و اون با سرعت رفت.</i>

00:16:45.710 --> 00:16:47.080
‫لعنتی.

00:16:47.090 --> 00:16:49.920
‫فرصت این رو داشتین تا درموردشون
‫با آقای سبیچ صحبت کنین؟

00:16:49.920 --> 00:16:51.220
‫بله.

00:16:52.630 --> 00:16:53.720
‫چی گفتین؟

00:16:54.970 --> 00:16:56.590
‫بهش گفتم که...

00:16:56.600 --> 00:17:01.350
‫که نگرانـم نکنه مثلاً...
‫اسیر شده باشه.

00:17:01.350 --> 00:17:03.940
‫- اسیر شده باشه؟
‫- اسیر اون زن.

00:17:04.520 --> 00:17:08.940
‫داشت بهم می‌ریخت،

00:17:09.690 --> 00:17:10.690
‫وسواسی شده بود.

00:17:14.200 --> 00:17:18.660
‫شما از این رابطه‌ی بین آقای سبیچ
‫و خانم پولیمس، ناراضی بودین؟

00:17:18.660 --> 00:17:20.160
‫- ناراضی بودین؟
‫- بله، ناراضی بودم.

00:17:20.160 --> 00:17:23.040
‫و از خانم کارولین پولیمس هم ناراضی بودین،
‫درسته؟

00:17:23.040 --> 00:17:26.380
‫قضیه این نیست.
‫کار غیرحرفه‌ای‌ای بود.

00:17:27.080 --> 00:17:29.250
‫از کارولین خوش‌تون نمی‌اومد، درسته؟

00:17:29.250 --> 00:17:30.800
‫نه، خوشم نمی‌اومد.

00:17:30.800 --> 00:17:35.550
‫نگرانی‌هاتون رد رابطه با این غیرحرفه‌ای بودن رو
‫به منابع انسانی گزارش دادین؟

00:17:35.550 --> 00:17:37.430
‫نه، ندادم.

00:17:39.920 --> 00:17:43.640
‫و طبق دانسته‌هاتون،
‫خانم پولیمس هیچوقت شکایت‌ آقای سبیچ رو

00:17:43.640 --> 00:17:45.180
‫پیش منابع انسانی نکرده بود؟

00:17:45.190 --> 00:17:46.230
‫درستـه

00:17:46.730 --> 00:17:51.480
‫طبق دانسته‌هاتون،
‫اون اصلاً شکایت کسی رو پیش منابع انسانی کرده بود؟

00:17:52.820 --> 00:17:53.820
‫بله.

00:17:55.320 --> 00:17:56.320
‫کی؟

00:17:58.370 --> 00:17:59.530
‫تامی مولتو.

00:18:16.930 --> 00:18:17.930
‫بله.

00:18:20.900 --> 00:18:24.400
‫شما اطلاع دارین که
‫ بنده نسبت به خانم پولیمس

00:18:24.400 --> 00:18:26.890
‫رفتار غیرحرفه‌ای یا نامناسبی داشتم؟

00:18:26.890 --> 00:18:28.980
‫نه،
‫بنده اطلاعی ندارم

00:18:28.980 --> 00:18:31.400
‫و شما درمورد شکایتی که
‫ پیش منابع انسانی برده شد

00:18:31.400 --> 00:18:32.480
‫هیچ اطلاعی دارین؟

00:18:32.480 --> 00:18:35.820
‫من فقط این رو می‌دونم که اون نمی‌خواست
‫رو هیچ پرونده‌ای با شما کار کنه.

00:18:35.820 --> 00:18:38.820
‫گفته بود که شما براش چندش‌آوریـن.

00:18:43.620 --> 00:18:49.040
‫خیلی‌خب. تاحالا شاهد رفتار غیرحرفه‌ای بنده
‫نسبت به قربانی بودین؟

00:18:49.040 --> 00:18:50.210
‫نه راستـش.

00:18:50.210 --> 00:18:52.540
‫درمورد راستی سبیچ چطور؟

00:19:00.390 --> 00:19:05.680
‫بله. به نظر می‌رسید که متهم وسواسی شده باشه
‫و اسیر اون شده باشه.

00:19:05.680 --> 00:19:07.270
‫شهادت شما اینـه؟

00:19:07.270 --> 00:19:08.640
‫شهادت من همینـه.

00:19:11.230 --> 00:19:12.650
‫خیلی ممنون.

00:19:34.630 --> 00:19:35.960
‫سلام.

00:19:37.630 --> 00:19:38.720
‫چیزی نیست.

00:19:42.390 --> 00:19:44.970
‫یکم دلـم برای تامی می‌سوزه.

00:19:48.640 --> 00:19:49.890
‫من هم دلـم می‌سوخت،

00:19:50.480 --> 00:19:54.360
‫اما بعدش یادم اومد
‫که اون مثل یه سوسک کثیف می‌مونه.

00:19:54.360 --> 00:19:57.610
‫نمی‌تونی لهـش کنی.
‫همش برمی‌گرده.

00:19:59.360 --> 00:20:03.200
‫و منظورش رو هم رسونده.

00:20:03.780 --> 00:20:05.030
‫نگرانی.

00:20:05.030 --> 00:20:09.500
‫خب، اگه هیئت منصفه...
‫طبق قانون عمل کنن،

00:20:09.500 --> 00:20:11.250
‫خیال‌مون راحتـه اما...

00:20:12.880 --> 00:20:17.460
‫اگه بخوان تقصیرها رو گردن کسی بندازن،
‫اون شخص راستیـه.

00:20:36.320 --> 00:20:37.320
‫حالـت خوبه؟

00:20:39.230 --> 00:20:40.240
‫تو حالـت خوبه؟

00:20:53.710 --> 00:20:54.710
‫تو کلاس روانشناسی،

00:20:54.710 --> 00:20:58.170
‫داشتیم یه مطالبی درمورد آسیب‌های روحی
‫ و گسستگی می‌خوندیم.

00:20:58.750 --> 00:21:02.050
‫این که مغز چطوری می‌تونه از آدم‌ها
‫در برابر خودشون محافظت کنه.

00:21:02.050 --> 00:21:03.630
‫به شکل غیرارادی...

00:21:05.930 --> 00:21:08.790
‫از واقعیت جداشون کنه.

00:21:10.180 --> 00:21:11.980
‫تاحالا همچین حسی داشتی؟

00:21:13.850 --> 00:21:14.850
‫یعنی چطوری؟

00:21:18.110 --> 00:21:19.110
‫فقط...

00:21:25.070 --> 00:21:27.490
<i>‫آدم‌ها می‌تونن از حافظه‌هاشون جدا بشن.</i>

00:21:29.830 --> 00:21:30.830
<i>‫اگه که...</i>

00:21:33.000 --> 00:21:35.870
<i>‫اگه کاری کنـن که
‫نتونـن باهاش کنار بیان یا...</i>

00:21:37.920 --> 00:21:40.720
‫یا با دیدگاهی که
‫ درمورد خودشون دارن، کنار بیان...

00:21:42.970 --> 00:21:44.880
‫می‌تونـه منجر به گسستگی بشه.

00:21:44.880 --> 00:21:46.260
‫حافظه‌ی من مشکلی نداره.

00:22:42.190 --> 00:22:43.900
‫راستی،
‫باید باهات حرف بزنم.

00:22:51.780 --> 00:22:52.910
‫خیلی‌خب.

00:22:54.450 --> 00:22:57.160
‫یه چندماه پیش...

00:23:00.130 --> 00:23:03.880
‫حوالی همون زمانی که
‫از گالری اخراج شدم،

00:23:04.630 --> 00:23:09.260
‫روزها می‌رفتم به یه بار.

00:23:12.140 --> 00:23:13.470
‫و...

00:23:14.850 --> 00:23:18.100
‫اون بار یه متصدی داشت
‫ و اون...

00:23:19.520 --> 00:23:21.350
‫دکترای هنر داشت.

00:23:21.360 --> 00:23:23.860
‫برای همین با هم حرف زدیم و...

00:23:27.110 --> 00:23:29.700
‫تونستیم ارتباط برقرار کنیم و...

00:23:32.990 --> 00:23:36.450
‫هم رو بوس کردیم.
‫من بوسـش کردم.

00:23:41.500 --> 00:23:44.650
‫اما این تموم اتفاقی بود که افتاد.

00:24:21.960 --> 00:24:25.630
‫فقط یه حواس‌پرتی بود...

00:24:27.500 --> 00:24:29.130
‫فقط یه بوس بود.

00:24:30.970 --> 00:24:32.130
‫کجا این اتفاق افتاد؟

00:24:34.930 --> 00:24:36.510
‫تو خونه‌ـش.

00:24:38.470 --> 00:24:41.020
‫- می‌خواستم آثار هنریـش رو ببینم.
‫- توی خونه‌ـش؟

00:24:42.600 --> 00:24:44.560
‫- فقط همین بود.
‫- می‌خواستی که...

00:24:45.190 --> 00:24:47.570
‫- آثار هنریـش رو ببینی؟
‫- اینطوری نکن راستی.

00:25:00.790 --> 00:25:02.410
‫- بهش دادی؟
‫- نه.

00:25:04.500 --> 00:25:05.580
‫نـه.

00:25:10.300 --> 00:25:12.010
‫چرا الان داری این رو میگی؟

00:25:14.340 --> 00:25:16.930
‫می‌خوام باهات صادق باشم.

00:25:20.390 --> 00:25:23.600
‫فکر می‌کردم باید با هم صادق باشیم.

00:25:23.600 --> 00:25:27.480
‫من وسط محاکمه‌ـم...
‫سر زندگیـم.

00:25:29.610 --> 00:25:30.610
‫صادق؟

00:25:33.450 --> 00:25:34.530
‫می‌دونم.

00:25:35.450 --> 00:25:38.120
‫هرروز میای رو مُخـم رژه میری.

00:25:38.700 --> 00:25:40.030
‫هرروز رو مُخـم رژه میری.

00:25:40.040 --> 00:25:42.660
‫«اینجا چیشد؟»
‫«اونجا چیشد؟»

00:25:42.660 --> 00:25:44.540
‫«چرا درمورد خودت و اون چیزی نگفته بودی؟»

00:25:45.120 --> 00:25:46.830
‫سوال پشت سوال.

00:25:47.420 --> 00:25:50.460
‫و وقتی که بهت میگم
‫«فقط می‌خوام باهات صادق باشم،

00:25:50.460 --> 00:25:54.380
‫همه تلاشـم رو می‌کنم تا اونجایی که
‫ یادم میاد رو برات تعریف کنم.

00:25:54.380 --> 00:25:57.720
‫نمی‌تونم دائم برات استدلال بیارم»

00:25:58.350 --> 00:26:01.680
‫همش روی مُخم رژه میری.

00:26:01.680 --> 00:26:03.180
‫- این انصاف نیست.
‫- پشت همدیگه.

00:26:03.180 --> 00:26:07.270
‫انصاف نیست؟ انصاف نیست باربارا؟
‫پس چی انصافـه؟

00:26:07.270 --> 00:26:08.650
‫چی انصافـه؟

00:26:08.650 --> 00:26:09.980
‫چه حسی داره؟

00:26:10.480 --> 00:26:11.480
‫چی؟

00:26:11.480 --> 00:26:14.570
‫چه حسی داره؟
‫که یه اشتباه بکنی؟

00:26:15.450 --> 00:26:16.530
‫دست بردار.

00:26:17.660 --> 00:26:21.080
‫- لعنتی بهت راستی.
‫- لعنت به من.

00:27:58.130 --> 00:28:00.630
‫- من دیگه برم.
‫- کلیدهام تو آشپزخونه‌ـن؟

00:28:04.600 --> 00:28:06.320
‫میشه لطفاً فنجون‌هاتون رو تمیز کنین؟

00:28:06.320 --> 00:28:07.310
‫- می‌کنم.
‫- اینجان.

00:28:07.310 --> 00:28:10.020
‫- تکالیف هندسه‌ـت یادت نره.
‫- تو کیفمـه.

00:28:10.020 --> 00:28:12.980
‫- تو هم میای؟
‫- نه، با لورین قرار دارم.

00:28:12.980 --> 00:28:14.310
‫- دیرم هم شده.
‫- باربارا.

00:28:16.400 --> 00:28:17.980
‫کایل،
‫ناهارت رو برداشتی؟

00:28:17.990 --> 00:28:19.070
‫آره.

00:28:34.500 --> 00:28:37.340
‫من می‌تونم بیام‌ها.
‫صندلی‌پرکن خوبی‌ام.

00:28:39.630 --> 00:28:44.300
‫نه عزیزم، اشکالی نداره.
‫نمی‌خواد، جدی میگم.

00:28:55.230 --> 00:28:57.360
‫ببخشید اگه دیشب ناراحتـت کردم.

00:29:25.050 --> 00:29:27.300
‫خب چرا بهش گفتی؟

00:29:27.300 --> 00:29:30.060
‫- نمی‌دونم لورین.
‫- فکر مزخرفی بود.

00:29:30.060 --> 00:29:31.140
‫می‌دونم.

00:29:32.390 --> 00:29:34.390
‫آخه این اواخر...

00:29:36.100 --> 00:29:37.230
‫فکر کردم...

00:29:38.610 --> 00:29:41.190
‫که دوباره رابطه‌مون درست شده.

00:29:41.190 --> 00:29:42.440
‫احساسِ...

00:29:44.070 --> 00:29:45.610
‫صمیمیت و امنیت کردم.

00:29:45.610 --> 00:29:47.320
‫- و...
‫- خب.

00:29:49.030 --> 00:29:52.080
‫قضیه‌ی کلیفتون خیلی آزاردهنده شده بود

00:29:52.080 --> 00:29:55.750
‫و نیاز داشتم که فقط...

00:29:56.330 --> 00:29:57.670
‫به زبون بیاریش.

00:29:59.380 --> 00:30:00.380
‫آره.

00:30:00.700 --> 00:30:02.980
‫و خوب پیش نرفت؟

00:30:06.180 --> 00:30:07.180
‫نه.

00:30:08.550 --> 00:30:11.600
‫برای همینـه که دیگه تنهایی نمیری دادگاه.

00:30:11.600 --> 00:30:13.220
‫من هم باهات میام.

00:30:13.230 --> 00:30:15.600
‫برمی‌گردم اما نه امروز.

00:30:17.020 --> 00:30:22.530
‫امروز همه‌ی مدارک رو
‫ از کامپیوترهاشون در آوردن.

00:30:22.530 --> 00:30:23.570
‫آره.

00:30:23.570 --> 00:30:28.320
‫فکر نکنم بتونم بشینم اونجا
‫و نامه‌های عاشقانه‌ـش رو بشنوم...

00:30:28.320 --> 00:30:30.580
‫- ای خدا.
‫- و اینجور چیزا.

00:30:31.700 --> 00:30:34.910
‫می‌دونستی اون شب که کشته شد،
‫سی بار بهش پیام داده بود؟

00:30:35.710 --> 00:30:36.710
‫یا خدا.

00:30:37.330 --> 00:30:40.130
‫به‌نظرم این کوفتی‌ترین قسمت کل پرونده‌ـس.

00:30:40.130 --> 00:30:41.380
‫سی بار؟

00:30:44.260 --> 00:30:46.630
‫پدره هم یه تقاضای قرار منع داده

00:30:46.630 --> 00:30:48.680
‫و می‌خواد جلوی شهادت دادن پسرش رو بگیره.

00:30:48.680 --> 00:30:50.930
‫- شوخی می‌کنی.
‫- دارم درخواستـش رو رد می‌کنم.

00:30:50.930 --> 00:30:52.720
‫اما حواسم به دلیل این کارش هست.

00:30:52.720 --> 00:30:55.820
‫امروز می‌تونه به این بچه که
‫تا همین الان هم خیلی سختی کشیده

00:30:55.820 --> 00:30:56.850
‫آسیب زیادی بزنه.

00:30:56.850 --> 00:30:59.350
‫- اون شاهد عینیـه...
‫- بذار حرفـم رو تموم کنم.

00:30:59.350 --> 00:31:02.520
‫نمی‌خوام این خونواده بیشتر از این
‫ عذاب بی‌مورد بکشه،

00:31:02.520 --> 00:31:04.940
‫حالا چه بی‌مورد باشه و چه نباشه.

00:31:05.530 --> 00:31:10.570
‫این پرونده هم نهایتاً قتل درجه دوئه
‫و خودتون هم می‌دونین.

00:31:11.070 --> 00:31:14.450
‫حتی شاهد خودتون هم شهادت داده
‫که احتمالاً قتل ناخواسته بوده.

00:31:14.450 --> 00:31:16.060
‫دستـت به قتل درجه یک نمی‌رسه.

00:31:16.060 --> 00:31:19.240
‫و راهنمایی‌های من برای رسیدن به این هدف
‫کمکـت نمی‌کنه.

00:31:19.790 --> 00:31:23.250
‫این که خود تو هم الان پشت میله‌ها نیستی
‫خودش خیلی حرفـه.

00:31:23.250 --> 00:31:25.840
‫به‌نظر می‌رسه که می‌تونیم نهایتاً به قتل عمد برسیم.

00:31:25.840 --> 00:31:26.970
‫- امکان نداره.
‫- نه.

00:31:29.380 --> 00:31:31.050
‫تو به محکومیتی که می‌خوای می‌رسی.

00:31:31.050 --> 00:31:33.050
‫تو هم بعد ۸ سال به ادامه‌ی زندگیـت می‌رسی.

00:31:33.060 --> 00:31:35.980
‫- قبول کن که معامله‌ی خوبیـه.
‫- من هیچ محکومیتی رو قبول نمی‌کنم.

00:31:35.980 --> 00:31:39.000
‫اخراج و یه عذرخواهی
‫ تنها چیزهاییـه که می‌پذیرم.

00:31:39.310 --> 00:31:40.900
‫این آخرین فرصتـه بچه‌ها.

00:31:42.900 --> 00:31:44.900
‫کسی حتی یه چشمک هم نمی‌زنه؟

00:31:48.320 --> 00:31:49.320
‫خیلی‌خب.

00:31:50.740 --> 00:31:53.990
‫حسابی حواس‌تون باشه
‫که با پسره ملایم رفتار کنین.

00:32:12.340 --> 00:32:13.350
‫جی؟

00:32:21.650 --> 00:32:22.810
‫سلام عزیزم.

00:32:24.060 --> 00:32:26.730
‫سلام عزیزم.

00:32:27.690 --> 00:32:29.110
‫می‌خوای بری بالا بخوابی؟

00:32:30.490 --> 00:32:32.240
‫بیا بریم بالا بخوابیم.

00:33:25.000 --> 00:33:26.340
‫یادته که...

00:33:27.750 --> 00:33:31.130
‫کوچیک بودن و وقتی می‌خوابیدن،
‫تا چندساعت نگاه‌شون می‌کردیم؟

00:33:33.300 --> 00:33:34.760
‫مثل فرشته‌ها.

00:34:10.130 --> 00:34:11.380
‫واسه چی موندی؟

00:34:30.690 --> 00:34:35.110
‫به همون دلیلی که...
‫تو موندی.

00:34:53.960 --> 00:34:57.880
‫مایکل، ما قبلاً همدیگه رو دیدیم.،
‫همونجایی که بهت تسلیت گفتم.

00:34:57.880 --> 00:34:59.510
‫می‌خوام الان باز هم این کار رو بکنم.

00:34:59.510 --> 00:35:02.470
‫نه تنها به‌خاطر مرگ مادرت
‫بلکه به‌خاطر آسیبی که

00:35:02.470 --> 00:35:04.770
‫امروز به‌خاطر اومدن به این دادگاه
‫بهت وارد شده.

00:35:04.770 --> 00:35:06.640
‫کاری که ازت می‌خوایم بکنی
‫ خیلی وحشتناکـه

00:35:06.640 --> 00:35:10.770
‫اما به‌خاطر اینـه که اتفاق خیلی وحشتناکی هم
‫برای مادرت افتاده.

00:35:10.770 --> 00:35:11.940
‫آقای مولتو.

00:35:11.940 --> 00:35:15.400
‫می‌خواستم توجهت رو به شبی که
‫ مادرت به قتل رسید، جلب کنم.

00:35:15.400 --> 00:35:17.070
‫می‌تونی بهم بگی که کجا بودی؟

00:35:17.070 --> 00:35:18.320
‫تو خونه شام خوردم.

00:35:18.320 --> 00:35:21.450
‫تلویزیونی چیزی تماشا کردم.
‫شاید هم بازی کرده باشم.

00:35:21.450 --> 00:35:23.450
‫بعدش از خونه رفتم
‫و رفتم اونجا.

00:35:23.450 --> 00:35:26.040
‫برای شفاف‌سازی میگم،
‫از خونه‌ای که

00:35:26.040 --> 00:35:28.620
‫داخلـش با پدرت،
‫دالتون کالدول زندگی می‌کردی رفتی

00:35:28.620 --> 00:35:31.340
‫و گفتی که رفتی اونجا.
‫اونجا کجاس؟

00:35:31.340 --> 00:35:32.500
‫رفتم خونه‌ی مادرم.

00:35:32.500 --> 00:35:34.250
‫که چی‌کار کنی؟

00:35:34.250 --> 00:35:36.340
‫من و مادرم خیلی با هم کنار نمی‌اومدیم.

00:35:36.340 --> 00:35:37.590
‫نمی‌خواست پیشـش باشم.

00:35:38.180 --> 00:35:41.760
‫دعوتـم نکرده بود.
‫یکم حالـم رو گرفته بود.

00:35:41.760 --> 00:35:45.180
‫بعضی‌وقتا فقط می‌رفتم اون خونه
‫و تماشا می‌کردم.

00:35:46.140 --> 00:35:46.980
‫تماشا می‌کردی؟

00:35:46.980 --> 00:35:50.230
‫تا زندگی‌ای که ترجیح داده بود
‫من جزوی ازش نباشم رو ببینم.

00:35:50.230 --> 00:35:53.230
‫که فکر می‌کنم قبلاً برای همه‌تون توضیح دادم.

00:35:54.230 --> 00:35:55.900
‫زیاد می‌رفتی خونه‌ی مادرت؟

00:35:55.900 --> 00:35:59.650
‫هر از گاهی.
‫نمی‌دونم، مثلا ماهی یکی دو بار.

00:35:59.660 --> 00:36:01.700
‫وقتی اونجا بودی،
‫چی‌کار می‌کردی؟

00:36:01.700 --> 00:36:04.330
‫بیشتر فقط از یه فاصله،
‫از توی تاریکی به خونه زُل می‌زدم

00:36:04.330 --> 00:36:05.790
‫تا من رو نبینـه.

00:36:06.290 --> 00:36:09.580
‫بعضی‌وقتا می‌دیدم که بعضی‌ها می‌رفتن خونه‌ـش.
‫بیشتر اوقات هم اون.

00:36:09.580 --> 00:36:13.670
‫توجه داشته باشین که شاهد به متهم،
‫راستی سبیچ اشاره کرد.

00:36:13.670 --> 00:36:14.710
‫می‌دونستم چی‌کار می‌کنن.

00:36:14.710 --> 00:36:16.550
‫- اعتراض دارم.
‫- وارده.

00:36:16.550 --> 00:36:18.710
‫فقط به سوالات جواب بده مایکل.

00:36:18.720 --> 00:36:21.470
‫و اگه یه موقعی حس کردی که
‫نیاز به استراحت داری

00:36:21.470 --> 00:36:22.890
‫بهم بگو، خب؟

00:36:23.850 --> 00:36:25.760
‫- باشه.
‫- دوباره شروع می‌کنیم.

00:36:25.760 --> 00:36:26.850
‫خیلی‌خب.

00:36:28.480 --> 00:36:30.310
‫تو این ویدیوها رو گرفتی دیگه؟

00:36:30.310 --> 00:36:31.310
‫بله.

00:36:32.560 --> 00:36:33.900
‫شانزدهم ژوئن.

00:36:33.900 --> 00:36:37.150
‫می‌تونی زمان رو بالای اون ویدیو بخونی؟

00:36:37.150 --> 00:36:39.070
‫بله.
‫«۹:۴۹ شب»

00:36:49.540 --> 00:36:53.880
‫و باز هم می‌پرسم،
‫این ویدیو ساعت ۹:۴۹ شبی که

00:36:53.880 --> 00:36:56.250
‫- مادرت به قتل رسید، گرفته شده؟
‫- بله.

00:36:59.460 --> 00:37:02.220
‫بعد از مرگ مادرت،
‫به متهم پیام دادی؟

00:37:02.800 --> 00:37:03.680
‫بله.

00:37:03.680 --> 00:37:04.890
‫چی بهش گفتی؟

00:37:04.890 --> 00:37:07.850
‫بهش پیام دادم که
‫«تو اونجا بودی. خودم دیدمـت.»

00:37:07.850 --> 00:37:09.720
‫چی رو دیدی؟

00:37:09.730 --> 00:37:12.060
‫که وقتی اون ویدیو رو گرفتم
‫تو خونه بود.

00:37:12.520 --> 00:37:14.730
‫از متهم خواستی که باهاش ملاقات کنی؟

00:37:14.730 --> 00:37:16.730
‫- بله.
‫- برای چی خواستی ببینیـش؟

00:37:17.440 --> 00:37:22.110
‫خب، چون می‌خواستم تو چشمای مردی که
‫مادرم رو به قتل رسونده بود، نگاه کنم.

00:37:22.110 --> 00:37:23.820
‫- اعتراض دارم.
‫- وارده.

00:37:25.660 --> 00:37:29.240
‫بعد از این که درخواست ملاقات کردی،
‫اون رو هم واقعاً دیدی؟

00:37:29.240 --> 00:37:31.540
‫- بله.
‫- درمورد چی حرف زدین؟

00:37:31.540 --> 00:37:34.580
‫ازم پرسید چرا می‌خوام ببینمـش،
‫من هم بهش گفتم

00:37:34.580 --> 00:37:37.340
‫چون می‌خوام تو چشمای مردی که
‫مادرم رو به قتل رسوند، نگاه کنم.

00:37:37.340 --> 00:37:38.420
‫اعتراض دارم عالیجناب.

00:37:38.420 --> 00:37:42.550
‫وارده.
‫شاهد فقط داره نظرش رو اعلام می‌کنه.

00:37:43.430 --> 00:37:45.840
‫به متهم گفتی که اون مقصر به قتل رسیدن مادرتـه؟

00:37:45.840 --> 00:37:47.930
‫- بله.
‫- و اون چی گفت؟

00:37:49.260 --> 00:37:50.310
‫انکار کرد.

00:37:51.180 --> 00:37:52.520
‫اما می‌فهمیدم که دروغ میگه.

00:37:52.520 --> 00:37:54.060
‫- اعتراض دارم.
‫- وارده.

00:37:54.060 --> 00:37:56.400
‫مایکل،
‫تو می‌تونی برداشتـت رو اعلام کنی

00:37:56.400 --> 00:37:58.900
‫اما لطفاً اون‌ها رو تحت واقعیت،
‫اعلام نکن، خب؟

00:37:59.980 --> 00:38:00.980
‫باشه.

00:38:00.980 --> 00:38:04.650
‫تاحالا درمورد متهم
‫با مادرت حرفی زده بودی؟

00:38:04.660 --> 00:38:06.740
‫گفتم که،
‫ما خیلی صمیمی نبودیم.

00:38:06.740 --> 00:38:08.620
‫اون هم خیلی حرفی نمی‌زد.

00:38:08.620 --> 00:38:10.700
‫اما حدوداً دو هفته قبل از مرگـش،

00:38:10.700 --> 00:38:13.790
‫بهم گفته بود که
‫سر کارش با یه مردی به مشکل بر خورده.

00:38:13.790 --> 00:38:15.750
‫برداشت من این بود

00:38:15.750 --> 00:38:18.420
‫که منظورش همون مردی بود
‫که باهاش وارد رابطه‌ شده.

00:38:18.420 --> 00:38:20.130
‫چیز دیگه‌ای نگفت؟

00:38:21.210 --> 00:38:22.920
‫که داره ازش می‌ترسه.

00:38:22.920 --> 00:38:24.840
‫ایده‌ای نداری که منظورش کی بوده؟

00:38:24.840 --> 00:38:27.340
‫- اعتراض دارم. این حدس و گمانـه.
‫- اعتراض وارد نیست.

00:38:29.890 --> 00:38:32.310
‫برداشت من این بود
‫که کار مردی بود

00:38:32.310 --> 00:38:34.520
‫- که برداشتـم این بوده که اون رو کُشته.
‫- اعتراض دارم.

00:38:34.520 --> 00:38:37.140
‫همون مردی که شبی کشته شدنـش
‫ازش عکس گرفته بودم.

00:38:37.150 --> 00:38:38.350
‫- اعتراض دارم.
‫- وارده.

00:38:38.360 --> 00:38:41.150
‫فقط سوالاتی که می‌پرسن رو جواب بده مایکل.
‫لطفاً داوطلبانه چیزی نگو.

00:38:43.490 --> 00:38:45.240
‫ممنون مایکل.
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

00:38:46.740 --> 00:38:47.740
‫مایکل.

00:38:51.950 --> 00:38:53.830
‫انگار برداشت‌های زیادی داری، نه؟

00:38:54.500 --> 00:38:57.080
‫برداشتـت این بوده که مادرت ترسیده.

00:38:57.080 --> 00:39:03.080
‫برداشتـت این بوده که
‫ از مردی که باهاش خوابیده

00:39:03.090 --> 00:39:04.510
‫می‌ترسیده.

00:39:04.510 --> 00:39:07.010
‫برداشت.
‫چه کلمه‌ی خنده‌داریـه این برداشت.

00:39:07.010 --> 00:39:08.970
‫بیا یه دقیقه درمورد این کلمه حرف بزنیم.

00:39:10.760 --> 00:39:12.310
‫این کلمه یعنی چی؟
‫یعنی...

00:39:14.350 --> 00:39:19.230
‫یعنی باور یا اعتقاد به چیزی که دیده نشده،

00:39:20.440 --> 00:39:21.690
‫درسته؟

00:39:27.030 --> 00:39:28.030
‫جناب وکیل؟

00:39:29.990 --> 00:39:32.330
‫آقای هورگان،
‫سوالی دارین؟

00:39:37.870 --> 00:39:38.960
‫ری؟

00:39:41.920 --> 00:39:44.840
‫- ری؟ ری؟ ری؟
‫- من همسرشونـم.

00:39:45.864 --> 00:39:53.840
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:40:23.170 --> 00:40:24.880
‫- نبض نداره.
‫- دوباره.

00:40:24.880 --> 00:40:26.300
‫حاضری؟

00:40:26.300 --> 00:40:29.760
‫- سه، دو، یک، شروع.
‫- چیزی نیست.

00:40:30.584 --> 00:40:50.584
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.