﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:10.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:11.000 --> 00:00:14.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:00:15.950 --> 00:00:17.940
‫ ♪ یه رازی دارم ♪

00:00:17.940 --> 00:00:19.340
‫ ♪ میشه پیش خودت نگهش داری؟ ♪

00:00:19.340 --> 00:00:22.240
‫ ♪ قسم بخوری به کسی نمیگی ♪

00:00:22.240 --> 00:00:24.960
‫ ♪ بهتره تو جیب‌ـت قایم‌ـش کنی ♪

00:00:24.960 --> 00:00:27.840
‫ ♪ و تا گور با خودت ببریش ♪

00:00:27.840 --> 00:00:30.600
‫ ♪ اگه بهت بگم
‫ باید مطمئن شم ♪

00:00:30.600 --> 00:00:33.520
‫ ♪ که حرفم رو به کسی نمیگی ♪

00:00:33.520 --> 00:00:36.380
‫ ♪ چون دو نفر فقط درصورتی
‫  می‌تونن یه راز رو نگه دارن ♪

00:00:36.380 --> 00:00:39.220
‫ ♪ که یکی‌شون مُرده باشه ♪

00:00:51.040 --> 00:00:56.620
‫ ♪ دو نفر فقط درصورتی
‫  می‌تونن یه راز رو نگه دارن... ♪

00:00:56.620 --> 00:00:59.420
‫« دروغگوهای کوچک زیبا»
‫« مدرسه تابستانی »

00:00:59.420 --> 00:01:02.420
‫♪ که یکی‌شون مُرده باشه ♪

00:01:11.540 --> 00:01:15.500
‫واقعاً معذرت می‌خوام آرچی.

00:01:16.960 --> 00:01:19.980
‫حقت نبود تو اون قفس باشی.

00:01:25.000 --> 00:01:26.580
‫رُز خبیث، واقعی‌ـه.

00:01:26.580 --> 00:01:28.100
‫خودم دیدمش.

00:01:28.100 --> 00:01:31.800
‫تو این بازی قایم باشک مزخرف
‫تعقیب‌ـم کرد.

00:01:31.800 --> 00:01:35.620
‫پس یعنی رُز واترز توی میلووده
‫و داره اذیت‌مون می‌کنه.

00:01:35.620 --> 00:01:37.030
‫- یا...
‫- یا این که مُرده،

00:01:37.030 --> 00:01:40.560
‫و یه روانی مثل رُز لباس پوشیده
‫و داره اذیت‌مون می‌کنه.

00:01:40.560 --> 00:01:42.820
‫درهرصورت کار یه هرزه‌ی پیر لاغرمردنی‌ـه.

00:01:42.820 --> 00:01:45.880
‫پس بذارین بیاد سراغ من
‫تا دمار از روزگارش در بیارم.

00:01:45.880 --> 00:01:49.820
‫وقتی به مغازه‌ی رزی ریکاتا رسیدم،
‫یه نوشته‌ی عجیب اونجا بود.

00:01:50.680 --> 00:01:52.380
‫«این امتحان روز تولدت‌ـه.

00:01:52.380 --> 00:01:54.960
‫یه دختر بازمانده باید بتونه
‫از هر تله‌ی مرگی فرار کنه.

00:01:54.960 --> 00:01:58.340
‫تو قایم شو.
‫من می‌گردم.»

00:01:58.340 --> 00:02:01.100
‫عملاً داره میگه که
‫ما همه‌مون دخترای بازمانده‌‌ایم.

00:02:01.100 --> 00:02:05.480
‫که یعنی یکی از ماها ممکنه نفر بعدی باشه.

00:02:05.480 --> 00:02:07.000
‫عجب وضع ریدمانی‌ـه.

00:02:07.000 --> 00:02:08.620
‫حالا چی‌کار باید بکنیم؟

00:02:08.620 --> 00:02:10.220
‫به‌نظرم باید با هم یه عهد بذاریم.

00:02:10.220 --> 00:02:12.480
‫که هیشکی جواب گوشی‌ـش رو نده.

00:02:13.560 --> 00:02:15.340
‫تو عمرم تاحالا در این حد رو فرم نبودم.

00:02:15.340 --> 00:02:16.860
‫خودم این هرزه رو ناکار می‌کنم.

00:02:16.860 --> 00:02:19.940
‫آروم باش «دختر میلیون دلاری».

00:02:19.940 --> 00:02:22.320
‫به‌نظرم جواب این سوال رو می‌دونم.

00:02:22.320 --> 00:02:27.280
‫اما... دکتر سالیوان.
‫درسته دیروقت‌ـه اما نباید یه امتحانی بکنیم؟

00:02:27.280 --> 00:02:29.540
.خودش گفت هر کار ضروری‌ای که پیش اومد

00:02:29.540 --> 00:02:31.740
‫خیلی‌خب.

00:02:33.280 --> 00:02:35.240
‫رفت رو پیغام‌گیر.

00:02:35.240 --> 00:02:37.540
‫سلام. این پیغام برای دکتر سالیوان‌ـه.

00:02:37.540 --> 00:02:39.280
‫ایموجن‌ و دختراییم.

00:02:39.280 --> 00:02:42.160
‫می‌خواستیم بدونیم امکانش هست
‫که یه جلسه فوری برامون بذارین؟

00:02:42.160 --> 00:02:44.720
‫هرچه سریعتر.

00:02:44.720 --> 00:02:49.180
‫ممنون میشم که زنگ بزنین
‫و بهمون اطلاع بدین لطفاً.

00:02:53.340 --> 00:02:56.920
‫لولا، باید درمورد کسی که
‫ بهت زنگ زد بهم بگی.

00:02:56.920 --> 00:03:00.860
‫همونی که ازت خواسته بود
‫من رو به اون مهمونی سورپرایزی ببری.

00:03:00.860 --> 00:03:02.280
‫کی بود؟

00:03:04.600 --> 00:03:07.420
‫تو رو خدا لولا.

00:03:07.420 --> 00:03:10.720
‫این خیلی خیلی مهم‌ـه.

00:03:11.860 --> 00:03:15.600
‫گفت اسم‌ـش رُزه،

00:03:16.320 --> 00:03:20.490
‫و از اون طرف زنگ زده.

00:03:23.500 --> 00:03:26.670
‫« یکشنبه »
‫« هشتم ژوئن »

00:03:26.670 --> 00:03:30.180
‫دیشب یه فکر عجیب به ذهنم رسید،

00:03:30.180 --> 00:03:33.560
‫اگه احضار روح‌مون کار کرده باشه چی؟

00:03:33.560 --> 00:03:38.140
‫مامان بزرگ‌ـم گفت که شب تولدم
‫با رُز حرف زده،

00:03:38.140 --> 00:03:40.280
‫و اون رُز حتماً یه روح بوده.

00:03:41.260 --> 00:03:45.300
‫نخیر. یعنی چی؟
‫میشه بیخیال روح بشیم لطفاً؟

00:03:48.160 --> 00:03:49.540
‫جواب‌ـش رو نده.

00:03:50.360 --> 00:03:54.140
‫از دفتر دکتر سالیوان‌ـه.

00:03:54.140 --> 00:03:57.020
‫- سلام.
‫- سلام خانم آدامز.

00:03:57.020 --> 00:03:59.260
‫از دفتر دکتر سالیوان تماس می‌گیرم.

00:03:59.260 --> 00:04:00.860
‫پیغام‌تون به دست‌مون رسید

00:04:00.860 --> 00:04:05.300
‫اما دکتر سالیوان دچار یه صانحه‌ی جزئی شدن
‫و الان تحت درمان هستن.

00:04:05.300 --> 00:04:07.660
‫کجا؟
‫بیمارستان؟

00:04:07.660 --> 00:04:12.100
‫اجازه ندارم بگم اما به زودی
‫برای یه وقت دیگه باهاتون تماس می‌گیرم.

00:04:12.890 --> 00:04:14.520
‫پشمام!

00:04:14.520 --> 00:04:16.260
‫امکان نداره اتفاقی باشه.

00:04:16.260 --> 00:04:17.880
‫شاید هم باشه.

00:04:17.880 --> 00:04:21.000
‫چندساعت بعد این که یه قاتل روانی
‫به ماوس حمله کرد،

00:04:21.000 --> 00:04:24.280
‫واسه سالیوان پیغام گذاشتیم
‫و بعدش هم دچار صانحه شده.

00:04:24.280 --> 00:04:26.480
‫نه، اصلاً هم مشکوک نیست.

00:04:26.480 --> 00:04:29.880
‫پارسال، «اِی» تهدید کرد که اگه
‫به کسی بگیم، همه‌مون رو می‌کُشه.

00:04:29.880 --> 00:04:32.700
‫این طرف شوخی‌بردار نیست.

00:04:32.700 --> 00:04:34.400
‫همون طور که پارسال یاد گرفتیم،

00:04:34.400 --> 00:04:38.590
‫باید سرمون رو پایین
‫و دهن‌هامون رو بسته نگه داریم.

00:04:39.070 --> 00:04:41.920
‫باشه، اما دکتر سالیوان رو چی‌کار کنیم؟

00:04:41.920 --> 00:04:43.980
‫اگه کسی عمداً بهش آسیب برسونه...

00:04:43.980 --> 00:04:45.300
‫من ردش رو می‌گیرم،

00:04:45.300 --> 00:04:47.750
‫یه سر و گوشی آب میدم
‫و خبرش رو بهتون میدم.

00:04:55.920 --> 00:04:57.820
‫مطمئنی؟

00:04:57.820 --> 00:05:00.440
‫آزمایش سوم‌ـه.

00:05:00.440 --> 00:05:04.620
‫لنس، گفتم که اگه قبل ازدواج
‫سکس داشته باشیم، همچین اتفاقی می‌افته.

00:05:04.620 --> 00:05:07.080
‫هر تصمیمی که بگیری جودی،

00:05:07.080 --> 00:05:10.540
‫هرطور بخوای این وضعیت رو حل و فصل کنی،

00:05:10.540 --> 00:05:11.960
‫من پشتت می‌مونم.

00:05:11.960 --> 00:05:13.140
‫وایسین!

00:05:13.140 --> 00:05:14.820
‫این جزو سکانس نبود.

00:05:14.820 --> 00:05:15.660
‫نگفتم؟

00:05:15.660 --> 00:05:17.920
‫نمیشه سکانس رو تغییر بدی.
‫بی‌احترامی‌ـه.

00:05:17.920 --> 00:05:19.920
‫جزو سکانس هست پدر مالاکای.

00:05:19.920 --> 00:05:22.720
‫فقط یکم...
‫عوض‌ـش کردیم.

00:05:22.720 --> 00:05:24.780
‫یه سری تغییر ریزه میزه.

00:05:24.780 --> 00:05:27.060
‫قضیه چیه کِلی؟

00:05:30.360 --> 00:05:33.920
‫پدر مالاکای،
‫مامان،

00:05:33.920 --> 00:05:37.340
‫من یکم...
‫شک دارم.

00:05:37.340 --> 00:05:39.780
‫به «خانه رستگاری».

00:05:39.780 --> 00:05:42.620
‫چندتا از موضوعاتی که داریم بررسی‌شون می‌کنیم

00:05:42.620 --> 00:05:45.480
‫متاسفانه ممکنه که
‫برای بعضی‌ها دردناک باشه.

00:05:45.480 --> 00:05:48.360
‫کسایی که برام مهم‌ـن.

00:05:48.360 --> 00:05:50.320
‫واقعاً ناراحت شدم.

00:05:50.320 --> 00:05:53.100
‫این‌‌ها شک‌های خودت نیستن کِلی.

00:05:53.100 --> 00:05:55.480
‫شک‌های شیطان‌ـن!

00:05:55.480 --> 00:05:58.520
‫برای همینه که باید توی کلیسا باشی

00:05:58.520 --> 00:06:03.400
‫و روی «خانه رستگاری» کار کنی
‫نه توی پیست اسکی روی یخ.

00:06:03.400 --> 00:06:05.880
‫فردا بیا و به گناهت اعتراف کن کِلی.

00:06:05.880 --> 00:06:10.780
‫اعتراف...
‫و طلب بخشش کن.

00:06:12.660 --> 00:06:15.300
‫ایموجن، چطوری پرستارها راهت دادن؟

00:06:15.300 --> 00:06:20.360
‫شاید بهشون گفته باشم...
‫که دخترتون‌ـم.

00:06:22.060 --> 00:06:23.960
‫که اینطور.

00:06:23.960 --> 00:06:27.340
‫اما همه‌مون نگران‌تون بودیم.

00:06:29.920 --> 00:06:33.180
‫میشه بگین که دقیقاً
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:06:33.180 --> 00:06:36.940
‫داشتم از دفتر می‌رفتم،
‫از پله‌ها میومدم پایین

00:06:36.940 --> 00:06:39.140
‫که تو اون موقع نباید این کار رو می‌کردم،

00:06:39.140 --> 00:06:42.800
‫بعدش یکی هولم داد.

00:06:44.400 --> 00:06:48.550
‫کی هول‌تون داد؟
‫دیدین‌شون؟

00:06:48.550 --> 00:06:51.980
‫ندیدم.
‫پشت‌ـم بودن.

00:06:51.980 --> 00:06:54.100
‫گمون کنم که کار یکی از
‫بیمارهای سابق‌‌ـم باشه.

00:06:54.100 --> 00:06:56.060
‫همچین کارهایی سابقه داشته.

00:06:56.060 --> 00:06:58.680
‫اما خبر خوب اینه که الان حالم خوبه.

00:06:58.680 --> 00:07:01.280
‫واقعاً ناراحت شدم.

00:07:01.280 --> 00:07:03.980
‫عجب کابوسی.

00:07:03.980 --> 00:07:10.160
‫ایموجن، منشی‌ـم گفت که زنگ زدی
‫و انگار یه کار فوری داشتی.

00:07:12.700 --> 00:07:14.440
‫اون...

00:07:14.440 --> 00:07:18.020
‫یه اشتباهی پیش اومد.

00:07:19.160 --> 00:07:23.210
‫اما حالا که تا اینجا اومدم،
‫می‌خواین از کافه‌تریا چیزی بگیرم؟

00:07:23.210 --> 00:07:26.180
‫یه فنجون پودینگ شاید خوب باشه.

00:07:35.000 --> 00:07:36.620
‫« گیرنده ناشناس »

00:07:38.280 --> 00:07:39.840
‫خب.
‫چی از جون‌مون می‌‌خوای؟

00:07:39.840 --> 00:07:42.580
‫الو؟
‫شما تبیتا هیورث هستین؟

00:07:42.580 --> 00:07:43.720
‫شاید.

00:07:43.720 --> 00:07:45.640
‫تو دیگه کی هستی؟

00:07:45.640 --> 00:07:47.500
‫من رئیس دنی مگوایر هستم.

00:07:47.500 --> 00:07:50.520
‫از جشنواره‌ی وحشت بین‌المللی پیتسبرگ
 .تماس می‌گیرم

00:07:50.520 --> 00:07:52.220
‫تبیتا شمایین؟

00:07:53.280 --> 00:07:54.900
‫بله خودم هستم.

00:07:54.900 --> 00:07:58.540
‫شرمنده.
‫این چندوقته همش تماس تبلیغاتی برام میاد.

00:07:58.540 --> 00:08:02.900
‫تبیتا، یکی از فیلم‌سازهایی که واسه جشنواره
‫قبول کرده بودیم، مجبور شد انصراف بده.

00:08:02.900 --> 00:08:06.700
‫همونطور که می‌دونی، فیلم کوتاه‌ـت
‫ برای شرکت توی جشنواره قبول نشد،

00:08:06.700 --> 00:08:08.960
‫اما خیلی تاثیرگذار بود.

00:08:08.960 --> 00:08:11.320
‫می‌خواستیم ببینیم اخیراً فیلمی ساختی

00:08:11.320 --> 00:08:13.520
‫که بتونیم برای جشنواره درنظرش بگیریم؟

00:08:13.520 --> 00:08:16.900
‫جشنواره وحشت زنگ زد؟
‫چه خوب!

00:08:16.900 --> 00:08:18.760
‫داستان اون یکی فیلم کوتاهت چیه؟

00:08:18.760 --> 00:08:21.660
‫هنوز وجود خارجی نداره.

00:08:21.660 --> 00:08:25.200
‫اما دو روز وقت دارم
‫تا بفرستم.

00:08:26.920 --> 00:08:28.200
دهنم سرویس‌ـه، آره؟

00:08:28.200 --> 00:08:29.340
‫نه بابا.

00:08:29.340 --> 00:08:33.780
حتماً می‌تونی توی دو روز ‫یه فیلم جدید
.ضبط و تدوین کنی. به سبک گونزو

00:08:33.780 --> 00:08:36.040
‫من همه‌جوره کمک می‌کنم.

00:08:36.040 --> 00:08:37.580
‫سوال اصلی اینه که...

00:08:37.580 --> 00:08:41.360
‫اصلاً ایده‌ای داری که فیلم کوتاهت
‫درمورد چی باشه؟

00:08:42.000 --> 00:08:44.880
‫تایید شد که یه صانحه عجیب نبوده.

00:08:44.880 --> 00:08:48.220
‫یکی دکتر سالیوان رو از پله‌ها هُل داده پایین.

00:08:48.220 --> 00:08:49.820
‫رُز خبیث؟

00:08:49.820 --> 00:08:51.880
‫سالیوان اون رو ندیده.

00:08:51.880 --> 00:08:55.360
‫گفت ممکنه یکی از بیمارهای سابقش باشه.

00:08:55.360 --> 00:09:01.920
‫یعنی رُز خبیث دکتر سالیوان رو واسه این
‫ زیرنظر گرفته که... واقعاً چرا؟

00:09:01.920 --> 00:09:04.080
‫چون براش اون پیغام رو گذاشتیم؟

00:09:04.080 --> 00:09:07.420
‫چون قصد داشتیم درمورد اون
‫ امتحان سخت ماوس بهش بگیم؟

00:09:07.420 --> 00:09:11.400
‫که یعنی حالا که نمی‌تونیم به‌طور مستقیم
‫به دکتر سالیوان هشدار بدیم،

00:09:11.400 --> 00:09:14.820
‫می‌خوام مخفیانه حواسم بهش باشه.

00:09:14.820 --> 00:09:18.200
‫ماوس، چیشده؟
‫یه جوری شدی انگار می‌خوای بالا بیاری.

00:09:18.200 --> 00:09:20.500
‫بچه‌ها من...

00:09:20.500 --> 00:09:27.140
‫فکر کنم شاید من مسئول
‫به‌وجود اومدن رُز خبیث باشم.

00:09:27.140 --> 00:09:30.100
‫اولین روزهای اسپوکی‌اسپاگتی
‫که دادگاه داشت برگزار می‌شد،

00:09:30.100 --> 00:09:34.840
‫رفتم تو سایتش و...

00:09:34.840 --> 00:09:37.340
‫یه چیزایی درمورد ماسک آرچی نوشتم.

00:09:37.860 --> 00:09:42.560
‫جزئیاتی نوشتم که فقط کسایی که از نزدیک
‫ ماسک‌ـش رو دیدن، ازش خبر داشتن.

00:09:42.560 --> 00:09:46.840
‫این که از تکه‌های چرم
‫به هم دوخته شده.

00:09:46.840 --> 00:09:49.380
‫ماوس، چطوری این معنی رو میده
‫که تو رُز خبیث رو به‌وجود آوردی؟

00:09:49.380 --> 00:09:53.440
‫مردم اون جزئیات دوخت‌های ماسک‌ اِی رو خوندن،

00:09:53.440 --> 00:09:54.760
‫و عملی‌ـش کردن،

00:09:54.760 --> 00:09:57.040
‫افسانه رو ساختن
‫تا این که توی داستان گفتن

00:09:57.040 --> 00:10:02.200
‫که آرچی از پوست مادرش
‫واسه درست کردن ماسک استفاده کرده.

00:10:04.540 --> 00:10:08.460
‫و حالا یکی با صورت خونی اون بیرونه

00:10:08.460 --> 00:10:09.940
‫و داره میاد سراغ‌مون.

00:10:09.940 --> 00:10:12.840
‫ببخشید ولی...

00:10:12.840 --> 00:10:17.340
‫تو مقصر این اتفاقات نیستی ماوس.

00:10:17.340 --> 00:10:22.240
‫آره، یکی شمایل‌نگاری رُز خبیث رو دزدیده

00:10:22.240 --> 00:10:24.240
‫اما این تقصیر تو نیست رُز.

00:10:24.240 --> 00:10:25.560
‫و طبق همین نکته

00:10:25.560 --> 00:10:28.640
‫به احتمال زیاد خود رُز واترز
‫ زیر اون بانداژها نیست.

00:10:28.640 --> 00:10:31.030
‫اگه رُز واترز واقعی رو پیدا کنیم
‫و ردش رو بزنیم

00:10:31.030 --> 00:10:34.020
‫می‌تونیم بفهمیم یا حداقل
‫یه چیزایی سر در بیاریم.

00:10:34.020 --> 00:10:38.100
‫وایسین.
‫اسپوکی‌اسپاگتی.

00:10:38.100 --> 00:10:41.920
‫- می‌تونیم با اون رُز واترز رو پیدا کنیم.
‫- اما چطوری؟

00:10:41.920 --> 00:10:44.880
‫اگه یه جایی اون بیرون باشه،
‫مردم شاید دیده باشنش

00:10:44.880 --> 00:10:47.300
‫یا یه شایعاتی به گوش‌شون رسیده باشه
‫که الان کجاس.

00:10:47.300 --> 00:10:49.360
‫ما فقط باید سوال کنیم

00:10:49.360 --> 00:10:51.980
‫و ببینیم چه جواب‌هایی می‌گیریم.

00:10:51.980 --> 00:10:53.780
‫پس نقشه‌ی بعدی‌مون اینه.

00:10:53.780 --> 00:10:56.320
‫درحال حاضر تنها نقشه‌مون‌ـه.

00:10:56.320 --> 00:10:57.640
‫من که پایه‌ـم

00:10:57.640 --> 00:11:04.060
‫اگه هم زنده باشه،
‫می‌فهمیم که روح نیست.

00:11:05.240 --> 00:11:09.000
‫می‌خوام یه چیزی بگم که هیچ ربطی
‫به موضوع بحث‌مون نداره،

00:11:09.000 --> 00:11:11.800
‫شاید فردا به کمک‌ همه‌تون نیاز داشته باشم.

00:11:11.800 --> 00:11:13.580
‫قضیه چیه؟

00:11:13.580 --> 00:11:18.380
‫احتمال بالایی داره که یه شانس دیگه
‫واسه رسیدن به جشنواره‌ی وحشت داشته باشم.

00:11:18.380 --> 00:11:22.220
‫جشنواره‌ی وحشت بین‌المللی پیتسبرگ.

00:11:22.220 --> 00:11:26.500
‫اما باید فوری‌فوتی یه فیلم کوتاه دیگه بسازم،

00:11:26.500 --> 00:11:29.880
‫البته اگه بتونم بفهمم که درمورد چی باشه.

00:11:43.560 --> 00:11:48.320
‫خب، پروژه‌ی سینمایی بعدی‌مون
‫ قراره چی باشه؟

00:11:55.170 --> 00:11:57.550
‫« دوشنبه »

00:11:59.500 --> 00:12:02.140
‫خب، فکر کنم یه موضوعی پیدا کرده باشم.

00:12:02.140 --> 00:12:04.860
‫اما عملاً مثل فیلم «آرواره‌ها»
‫ تو یه سالن سینما می‌مونه.

00:12:04.860 --> 00:12:06.640
‫اوه،
‫تعریف کن ببینم.

00:12:06.640 --> 00:12:10.250
‫یه آپارات‌چی روانی که بیست سال پیش
‫یکی رو تو سالن سینما کشته،

00:12:10.330 --> 00:12:14.780
‫آخرهفته، برای مهم‌ترین فیلم تابستون،
‫از تیمارستان فرار می‌کنه.

00:12:14.780 --> 00:12:18.180
‫مدیر سینما شک می‌کنه
‫که شاید به پناهگاه قدیمی‌ـش برگرده

00:12:18.180 --> 00:12:19.700
‫و می‌خواد سینما رو تعطیل کنه.

00:12:19.700 --> 00:12:21.920
‫اما مالک طمع‌کار می‌خواد
‫سینما باز بمونه

00:12:21.920 --> 00:12:24.440
‫چون نمی‌خواد درآمد فروش بلیط‌ها رو
 .از دست بده

00:12:24.440 --> 00:12:27.560
‫یعنی همون چیف برودی
‫علیه شهردار وان،

00:12:27.560 --> 00:12:30.140
‫اما یه روانی به‌جای اون کوسه بازی می‌کنه.

00:12:30.140 --> 00:12:34.280
‫واقعاً فکر هوشمندانه‌ایه.
‫کِی به ذهنت رسید؟

00:12:34.280 --> 00:12:38.520
‫دیشب.
‫کاملاً یهویی به ذهنم رسید.

00:12:38.520 --> 00:12:41.140
‫به‌نظر من که خیلی خفن‌ـه.
‫بریم تو کارش.

00:12:41.140 --> 00:12:45.360
‫خودت نقش اول رو بازی می‌کنی دیگه؟
‫شخصیت مدیر سینما.

00:12:45.360 --> 00:12:48.140
‫نمی‌دونم. به‌نظرم بیشتر از اون آدم‌هایی‌ـم
‫که تو پشت‌صحنه کار می‌کنن.

00:12:48.140 --> 00:12:49.960
‫آره خب.

00:12:49.960 --> 00:12:53.320
‫اما اگه دلت خواست هم
‫می‌تونی جلوی دوربین باشی.

00:12:53.320 --> 00:12:56.220
‫آخه عین ستاره‌های فیلم‌ها خوشگلی.

00:12:56.220 --> 00:13:00.170
‫بعدشم، همیشه حال میده که نقش دخترِ
‫ بازمانده رو یه سیاه‌پوست بازی کنه، نه؟

00:13:00.360 --> 00:13:01.920
‫آره.

00:13:01.920 --> 00:13:07.980
‫ایموجن، نمی‌خوام ناسپاس باشم یا بگم
‫  دوست ندارم اینجا باشی، اما تو مگه کار نداری؟

00:13:07.980 --> 00:13:11.780
‫یا هرکار دیگه‌ای که بتونی
‫تو این روز آفتابی تابستونی بکنی

00:13:11.780 --> 00:13:13.820
‫به‌جز این که اینجا پیش من باشی؟

00:13:13.820 --> 00:13:15.140
‫به هیچ وجه.

00:13:15.140 --> 00:13:18.340
‫امروز تعطیل‌ـم
‫برای همین در خدمت شمام.

00:13:19.300 --> 00:13:23.140
‫خب، کلمه‌ی شیش حرفی برای
‫یه عروسک یا غذای مهمونی؟

00:13:23.140 --> 00:13:24.680
‫باربی.

00:13:24.680 --> 00:13:28.460
‫آره، باریکلا.

00:13:29.260 --> 00:13:31.660
‫وای.

00:13:31.660 --> 00:13:36.240
‫هشت افقی، کلمه هفت حرفی،
‫مشاوره‌ی حرفه‌ای.

00:13:36.240 --> 00:13:38.940
‫شوخی می‌کنی.

00:13:40.560 --> 00:13:43.780
‫کلمه‌ای یهودی به معنی «سرنوشت».

00:13:45.220 --> 00:13:47.700
‫یادگارنامه.

00:13:47.700 --> 00:13:50.860
‫- تو یه جمله ازش استفاده کن ببینم.
‫- خیلی‌خب.

00:13:50.860 --> 00:13:55.980
‫تو و تشویق‌کنندگی یه یادگارنامه نیستین.

00:13:55.980 --> 00:14:01.160
‫شاید بهتر باشه فعالیت فوق‌برنامه رو
‫به کارن بسپاریم.

00:14:01.160 --> 00:14:04.860
‫هی!
‫اینقدر گیر نده.

00:14:05.240 --> 00:14:09.270
‫- اولین هرم‌ـم بود.
‫- و قراره آخری‌ـش باشه.

00:14:10.200 --> 00:14:11.740
‫شرمنده کوچولو.

00:14:11.740 --> 00:14:16.200
‫وظیفه‌ی منه که تو رو سالم نگه دارم.

00:14:18.720 --> 00:14:23.140
‫ایموجن، چی شد یهو رفتی تو خودت؟

00:14:26.580 --> 00:14:29.060
‫ام...

00:14:29.060 --> 00:14:34.160
‫من و مامانم هروقت مریض بودم
‫یا آسیب می‌دیدم

00:14:34.900 --> 00:14:38.420
‫جدول حل می‌کردیم.

00:14:39.860 --> 00:14:43.480
‫کاش می‌تونستم بگم
‫که با گذر زمان آسون‌تر میشه.

00:14:43.480 --> 00:14:48.300
‫اما خیلی چیزها از جمله سوگواری
‫زمان مشخصی ندارن.

00:14:49.380 --> 00:14:51.980
‫انگار خودتون هم تجربه‌ـش رو داشتین.

00:14:53.880 --> 00:14:57.360
‫من هم به اندازه‌ی خودم غم داشتم.

00:15:00.580 --> 00:15:04.820
‫می‌خواین به کسی زنگ بزنم دکتر سالیوان؟

00:15:04.820 --> 00:15:08.360
‫عضو خونواده‌ای یا دوستی که
‫نگران‌تون باشه

00:15:08.360 --> 00:15:10.220
‫یا بخواد بهتون سر بزنه.

00:15:10.220 --> 00:15:12.680
‫نه.
‫لازم نیست.

00:15:12.680 --> 00:15:14.330
‫کلمه‌ی بعدی رو بگو.

00:15:21.250 --> 00:15:23.510
‫« تعطیل بعلت مراسم خصوصی »

00:15:28.980 --> 00:15:33.020
‫اینا دیگه چی‌ان تبی؟
‫همه رو امروز جور کردی؟

00:15:33.020 --> 00:15:35.690
‫خب، کریستین توی زیرزمین‌ـش
‫ خیلی‌ از وسایل رو داشت.

00:15:35.690 --> 00:15:39.360
‫بقیه‌ـش رو هم مثل راجر کورمن
‫از دوستا و دوستای دوستامون گرفتیم.

00:15:47.500 --> 00:15:49.920
‫آپاراتچی یا همون آرواره‌ها
‫توی سالن سینما،

00:15:49.920 --> 00:15:51.340
‫صحنه‌ی ۱-الف.
‫برداشت اول.

00:15:51.340 --> 00:15:54.160
‫آماده،
‫حرکت.

00:16:35.340 --> 00:16:36.970
‫کات!

00:16:51.660 --> 00:16:52.860
‫کات!

00:16:54.120 --> 00:16:55.780
‫حرف نداشت.

00:16:55.780 --> 00:16:57.520
‫ممنونم. ممنونم.
‫ممنونم.

00:16:57.520 --> 00:16:58.870
‫همه‌چی آماده‌ـس؟

00:16:58.870 --> 00:17:02.310
‫فکر کنم.
‫موقع بررسی فیلم دوباره چک می‌کنم.

00:17:09.320 --> 00:17:12.030
‫« سه‌شنبه »

00:17:20.660 --> 00:17:23.680
‫پیتزا فروشی پین‌بال بفرمایین؟

00:17:23.680 --> 00:17:25.680
‫الو؟

00:17:27.660 --> 00:17:29.360
‫بازم مزاحم تلفنی.

00:17:29.360 --> 00:17:32.000
‫این احمق‌ها اینقدر بیکارن؟

00:17:32.000 --> 00:17:33.900
‫معلومه که واقعاً بیکارن.

00:17:33.900 --> 00:17:36.680
‫من باید یه استراحتی بکنم.

00:17:40.980 --> 00:17:43.120
‫بنی گفت بپرسم چی شده.

00:17:43.120 --> 00:17:45.000
‫آره.
‫شرمنده.

00:17:45.000 --> 00:17:49.150
‫شرمنده. فقط امروز نمی‌تونم
‫مزخرفات بنی رو تحمل کنم.

00:17:52.200 --> 00:17:54.600
‫هی، می‌خوای یه سر از اینجا بریم؟

00:17:54.600 --> 00:17:56.910
‫جدی؟

00:17:56.910 --> 00:18:01.700
‫آره. امروز انگار اصلاً نمی‌گذره.

00:18:02.780 --> 00:18:04.440
‫کون لقش.

00:18:04.440 --> 00:18:08.200
‫آره.
‫کجا می‌خوای بریم؟

00:18:09.080 --> 00:18:09.940
‫خونه‌ی بابام...

00:18:09.940 --> 00:18:14.940
‫یه استخر فوق‌العاده داره،
‫خودش هم به‌خاطر سفر کاری نیستش.

00:18:14.940 --> 00:18:18.920
‫می‌تونیم بریم اونجا،
‫کسی هم نمی‌فهمه اونجا بودیم.

00:18:25.900 --> 00:18:28.920
‫پس دخترا موافقن که
‫ بری تو سایت اسپوکی‌اسپاگتی؟

00:18:28.920 --> 00:18:30.700
‫تو این مورد آره.

00:18:30.700 --> 00:18:32.280
‫اسپوکی‌‌اسپاگتی به این وضع انداخت‌مون،

00:18:32.280 --> 00:18:34.950
‫باید ببینم کسی می‌تونه کمک کنه
‫از این وضع در بیایم.

00:18:34.950 --> 00:18:37.950
‫یا حداقل یکی از مظنون‌هامون رو
‫ از فهرست پاک کنه.

00:18:37.950 --> 00:18:40.880
‫دارم تو فروم‌ها می‌نویسم
‫که دنبال «رُز واترز» می‌گردم

00:18:40.880 --> 00:18:44.880
‫تا بتونم وارد قلمروش بشم.

00:18:44.880 --> 00:18:48.170
‫خیلی‌خب.
‫دقیقاً واسه‌ی چی؟

00:18:49.020 --> 00:18:55.600
‫تا رُز رو پیدا کنم. ‫نه روح
.یا کازپلی‌ـش رو، خود رُز واترز واقعی رو

00:18:55.600 --> 00:19:02.400
‫برفرض اون بیرون بود
‫ و پیداش هم کردی، بعدش چی؟

00:19:02.400 --> 00:19:06.380
‫واسه شروع ازش می‌پرسم که اون بود که توی
‫ رُزی ریکاتا خواست زنده زنده آتیشم بزنه

00:19:06.380 --> 00:19:08.520
‫یا کار یه نفر دیگه بوده.

00:19:13.200 --> 00:19:17.200
‫هنری، اینجا چی‌کار می‌کنی؟

00:19:17.200 --> 00:19:22.140
‫به‌خاطر اتفاقایی که بین‌مون افتاد
‫حال‌ـم اصلاً خوب نبود فرن.

00:19:22.140 --> 00:19:24.860
‫اگه هم می‌خوای دیگه نرقصی،
‫تصمیم خودته.

00:19:24.860 --> 00:19:27.840
‫اصلاً لازم نیست بهم توضیحی بدی.

00:19:28.270 --> 00:19:32.900
ببخشید که اونطوری واکنش نشون دادم

00:19:36.650 --> 00:19:38.030
‫و می‌خواستم بهت بگم که،

00:19:38.110 --> 00:19:40.820
‫من تو آموزشگاه «وای»
‫کلاسِ آموزشِ شنا ثبت نام کردم.

00:19:40.860 --> 00:19:45.450
‫هنری! این دیگه واقعاً نیاز نبود...

00:19:45.490 --> 00:19:49.330
‫خودم دلم می‌خواد. می‌خواستم
‫بهت نزدیک باشم.

00:19:49.410 --> 00:19:55.460
‫خب؛ واقعاً تلاش‌ت رو ستایش می‌کنم

00:19:55.500 --> 00:19:59.970
‫اما اگه واقعاً می‌خوای شنا یاد بگیری،

00:20:00.840 --> 00:20:02.180
‫من می‌تونم بهت یاد بدم.

00:20:02.260 --> 00:20:04.300
‫برات کلاسِ خصوصی بذارم.

00:20:04.350 --> 00:20:07.810
‫همین‌جا؛ بعد از این‌که همه رفتن.

00:20:07.850 --> 00:20:09.930
‫کلیدهاش دست خودمه.

00:20:10.020 --> 00:20:12.480
‫خب ظاهراً از کلاس‌های «وای» خیلی بهتره!

00:20:15.820 --> 00:20:18.730
‫پـشمام! شبیه‌ خونه‌ی بتـمنه!

00:20:25.490 --> 00:20:27.740
‫هیچوقت نگفته بودی
‫بابات اینقدر مایه‌دارـه!

00:20:27.830 --> 00:20:29.370
خیلی آدم لاشی‌ایه...

00:20:29.410 --> 00:20:31.460
‫وقتی من و مامانم بیشتر
‫از همه بهش نیاز داشتیم ول‌مون کرد.

00:20:31.540 --> 00:20:34.210
‫اما خب همچین جای خفنی رو داره دیگـه!

00:20:34.290 --> 00:20:35.630
‫منم رمز آژیرهای خطـرش رو می‌دونم.

00:21:42.570 --> 00:21:44.360
‫خب، بابات این همه
‫پول رو از کجا آورده؟

00:21:45.610 --> 00:21:47.870
‫یکی مثلِ «فـارما بـرو»ـه.

00:21:47.950 --> 00:21:49.950
اما موادهایی رو خرید و فـروش می‌کنه که

00:21:49.990 --> 00:21:52.330
‫مامان‌هـامون بهش معتاد شدن.

00:21:52.410 --> 00:21:56.710
‫و وقتی که مامانم بیشتر از هر زمانی بهش
‫نیاز داشت، اون و خانواده‌ش رو ول کرد رفت.

00:21:57.630 --> 00:21:59.290
‫کون لقش.

00:21:59.340 --> 00:22:01.880
‫توی همچین عمارتی زندگی می‌کنه
‫و اینقدر پول داره

00:22:01.960 --> 00:22:03.920
‫اما هزینه‌های درمان مامانت رو نمی‌ده؟

00:22:03.960 --> 00:22:05.300
‫یعنی هیچی‌ِ هیچی؟

00:22:05.380 --> 00:22:07.590
‫می‌گه مامانت لیاقتِ کمک من رو نداره.

00:22:08.180 --> 00:22:09.470
‫می‌دونی چـیه؟

00:22:09.550 --> 00:22:12.220
‫اگه واسه درمان مامانت پول نمی‌ده،

00:22:12.310 --> 00:22:14.480
‫پس خودمون دست به کار می‌شیم!

00:22:18.190 --> 00:22:20.650
‫بابات کُلی ساعت رولکس داشت...

00:22:20.690 --> 00:22:24.940
‫اگه یدونش رو برداریم
‫و بفروشیم، به‌نظرت می‌فهمه؟

00:22:26.240 --> 00:22:27.410
‫باشه.

00:22:27.490 --> 00:22:28.990
‫بـیا حال این مادرجنده رو جـا بیاریم!

00:22:35.540 --> 00:22:39.380
‫واقعاً عجیبه...

00:22:39.460 --> 00:22:41.000
‫چیزی شده؟

00:22:41.090 --> 00:22:45.010
‫بابای استل داره زنگ می‌زنه؛
‫که سال به سال هم بهم زنگ نمی‌زنه.

00:22:45.760 --> 00:22:46.720
‫آم...

00:22:46.800 --> 00:22:48.130
‫باید حتماً جواب بدم دکتر سالیوان.

00:22:49.180 --> 00:22:50.510
‫الـو؟

00:22:52.010 --> 00:22:54.060
‫واقعاً ازت ممنونم.

00:22:54.140 --> 00:22:55.850
‫مامان بلیک خیلی یهویی فوت شد

00:22:55.930 --> 00:22:57.520
‫و گوش استر هم که عفونت کرده

00:22:57.600 --> 00:22:59.690
‫برای همین نمی‌تونه سوار هواپیما بشه.

00:22:59.730 --> 00:23:02.020
‫خدای من؛ اصلاً نیازی به توضیح نیست.

00:23:02.060 --> 00:23:03.520
‫کاملاً درک می‌کنم.

00:23:03.570 --> 00:23:05.570
‫شماره‌هایی که ممکنه
‫یه‌وقت به‌کارت بیان روی در یخچاله.

00:23:05.650 --> 00:23:09.070
‫باید قبل از خواب دو قطره از این بریزی
‫توی گوش سمت چپش؛ تو قطره هم اول صبح.

00:23:09.160 --> 00:23:12.450
‫دو قطره قبل از خواب؛
‫دو قطره هم اول صبح.

00:23:13.530 --> 00:23:17.750
‫آقای وینترز؛ جز من کسی نبود نـه؟

00:23:18.870 --> 00:23:20.880
‫واسه همین به من زنگ زدین؟

00:23:20.960 --> 00:23:23.310
‫به تو زنگ زدم چون یکی رو
‫می‌خواستم که بتونم بهش اعتماد کنم

00:23:23.350 --> 00:23:25.170
‫کسی که می‌دونم کاملاً
‫حواس‌ش به بچه‌مون هست.

00:23:25.210 --> 00:23:28.340
‫باشه باشه.

00:23:28.380 --> 00:23:30.220
‫قول می‌دم
‫هیچ اتفاقی نمیفته.

00:23:32.890 --> 00:23:34.390
‫بابایی خیلی دوستت داره دختر نازم.

00:23:35.770 --> 00:23:37.520
‫فردا برمی‌گردیم.
‫باز هم ممنون.

00:23:56.700 --> 00:23:59.080
‫عوضـیا.

00:23:59.120 --> 00:24:04.170
‫پس‌که من باید به گناه‌هام اعتراف کنم؟
‫مـن باید دوباره باکـره بشم؟

00:24:05.750 --> 00:24:07.840
‫نشونت می‌دم مامان.

00:24:10.845 --> 00:24:15.845
‫[ امشب چیکاره‌ای؟ بریم شـنا؟ ]
‫[ - بـریم! ]

00:24:20.060 --> 00:24:22.100
‫حرف نداری!

00:24:22.140 --> 00:24:25.610
‫- ممنونم. تو هم همینطور!
‫- تو استعـدادت خدادادیـه!

00:24:25.650 --> 00:24:27.530
‫نظرت درمورد

00:24:27.610 --> 00:24:30.030
قتل توی سینما چیـه؟

00:24:30.110 --> 00:24:32.700
‫یا توی سـالنی که فیلم اتفاق میفـته؛
‫لوکیشن اصلی خودمون.

00:24:32.780 --> 00:24:36.410
‫قاتلی که توی سـینما میفته دنبال جوون‌ها؛
‫نه یه مشت آدم که واسه شنا رفتن توی آب.

00:24:36.450 --> 00:24:37.790
‫- خیلی فکر خوبیه!
‫- آره.

00:24:37.870 --> 00:24:40.290
‫محشره! الان می‌نویسمش.

00:24:40.370 --> 00:24:41.960
‫دل تو دلم نیست شروع کنیم!

00:24:51.340 --> 00:24:52.970
‫آقای وینترز. سلام.

00:24:53.010 --> 00:24:55.410
‫ببین، نمی‌خوام بترسونمت
‫اما شرکت سیستم امنیتی

00:24:55.490 --> 00:24:57.140
‫خونه به‌مون زنگ زد و گفت

00:24:57.180 --> 00:24:59.310
‫یکی از پنجره‌های خـونه باز شده!

00:25:01.640 --> 00:25:03.640
‫مطمئنم به‌خاطر باده اما...

00:25:04.900 --> 00:25:09.230
‫الان می‌رم ببینم چی شده.

00:25:10.900 --> 00:25:12.990
‫و اگه مشکلی بود به‌تون زنگ می‌زنم.

00:25:28.130 --> 00:25:31.210
‫- سلام.
‫- سلام جانی.

00:25:31.300 --> 00:25:34.510
‫ببخشید که نیومدم سرکار؛
‫الان سـرت شلوغه؟

00:25:34.550 --> 00:25:39.180
‫از اون‌جایی تو به کل شهر گفتی من
‫دختـربـازم؛ دیگه اونقدرها سرم شلوغ نیست.

00:25:39.220 --> 00:25:41.060
‫شلوغش نکن کلاً به یه نفر گفتم.

00:25:41.140 --> 00:25:47.690
‫حالا؛ دوست داری هم رو ببینیم؟
‫من باید یه چند ساعتی از دخترم نگه‌داری کنم.

00:25:47.770 --> 00:25:52.530
‫و اگه دوست داشتی خوشحال می‌شم بیای.

00:25:52.610 --> 00:25:56.110
‫حتماً. آدرس رو برام بفرست.

00:25:56.200 --> 00:25:58.530
‫همین الان؛ می‌بینمت پس.

00:25:58.620 --> 00:26:00.080
‫اما هرچی زودتر بیای بهترـه!

00:26:13.880 --> 00:26:16.840
‫خیلی‌خب، از کجا شروع کنیم؟

00:26:16.880 --> 00:26:19.260
‫اولین درس‌مون چـیه؟

00:26:20.810 --> 00:26:24.890
‫نظرت چیـه...اول نفس‌ت رو حبس کنی؟

00:26:34.400 --> 00:26:36.450
‫وای!

00:26:36.530 --> 00:26:38.280
‫ظاهراً دوتامون همچین ایده‌ای داشتیم.

00:26:38.360 --> 00:26:41.660
‫- آره، مغزهای بـاهوش مثل هم فکر می‌کنن
‫- آره.

00:26:41.740 --> 00:26:43.580
‫ببخشید که این‌طوری اومدیم فـرن؛

00:26:43.620 --> 00:26:48.580
‫فقط می‌خواستم یه شب از مامانم دور باشم
‫و بتونم خوش بگذرونم.

00:26:48.620 --> 00:26:52.210
‫اما ظاهراً مزاحم شدیم؛ پس می‌ریم.

00:26:52.250 --> 00:26:56.550
‫نیازی نیست کلی؛ جایی نرین.

00:26:56.590 --> 00:26:58.380
‫بپرید داخل آب.

00:26:58.430 --> 00:27:00.260
‫آب گـرمه.

00:27:02.430 --> 00:27:06.350
‫- الان دلم می‌خواد همین‌جا غرق بشم
‫- منم میام.

00:28:31.520 --> 00:28:33.850
‫امیدوارم اشتباه برداشت نکنی،

00:28:33.940 --> 00:28:37.020
‫اما فکرکنم احساس خطر کردی
‫که بهم زنگ زدی؟

00:28:38.650 --> 00:28:43.700
‫- من...
‫- باشه. باشه.

00:28:43.780 --> 00:28:48.830
‫می‌خوای چاقو و بچه رو یه لحظه بدی به من
‫و نفس بکشی؟

00:28:50.370 --> 00:28:51.540
‫آره واقعاً.

00:28:51.620 --> 00:28:53.170
‫باشه.

00:29:04.930 --> 00:29:06.140
‫ممنون.

00:29:19.230 --> 00:29:21.900
‫خوشحالم که میونه‌تون با هنری اوکی شده.

00:29:21.990 --> 00:29:24.070
‫می‌دونم این اخیراً یکم به مشکل خورده بودین.

00:29:25.160 --> 00:29:26.780
‫هنـری برات تعریف کرده؟

00:29:26.870 --> 00:29:30.620
‫نه؛ نه فقط برای من.
‫برای همه تو گروه کلیسا.

00:29:30.700 --> 00:29:33.960
‫گروه این کلاس‌های کایروس که
‫کشیش ملاخای داره برگزار می‌کنه

00:29:34.040 --> 00:29:36.250
‫و همه‌مون رو مجبور کرده شرکت کنیم.

00:29:37.210 --> 00:29:40.590
‫کلاس کایروس دیگه چیـه؟

00:29:40.630 --> 00:29:42.470
‫از این فعالیت‌های بزرگ گروهـیه.

00:29:42.550 --> 00:29:48.140
‫آدم با خودش صادق می‌شه و تراماهاش
‫رو به‌اشتراک می‌ذاره و از گناه دور می‌کنه.

00:29:48.220 --> 00:29:53.810
‫یعنی رابطه‌مون اینقدر به هنری تراماهای مختلف داده...

00:29:53.890 --> 00:29:57.100
‫نه؛ نه اصلاً اینطوری نیست.

00:29:57.190 --> 00:29:58.980
‫فقط خیلی از این ناراحت بود که

00:29:59.070 --> 00:30:00.860
‫تو تمام این مدت بهش دروغ می‌گفتی و این‌ها.

00:30:00.940 --> 00:30:03.030
‫فهمیدم.

00:30:03.070 --> 00:30:04.990
‫چقدر عالی که دوست‌پسرم می‌ره مسائل شخصی‌مون

00:30:05.070 --> 00:30:07.570
‫رو با افراد کاملاً غریبه به اشتراک می‌ذاره.

00:30:16.620 --> 00:30:19.460
‫- آم؛ استل کجاست؟
‫- توی اتاقش خوابه.

00:30:28.720 --> 00:30:29.850
‫حالت خوبه؟

00:30:32.310 --> 00:30:39.310
‫این...چند روز خیلی همه‌چی بهم ریخته.

00:30:40.440 --> 00:30:42.480
‫کلی اتفاق‌های مزخرف افتاد.

00:30:44.690 --> 00:30:47.070
‫همه‌چی از شب تولد ماوس شروع شد.

00:30:47.150 --> 00:30:52.030
‫یکی می‌خواسته بکشتش و از اون سمت
‫هم یکی تراپیست‌مون رو روی پله‌ها هل داده

00:30:54.450 --> 00:30:56.960
‫می‌تونم بقیه‌ش رو بگم‌ها،
‫اما فکرکنم بهتره خفه‌خون بگیرم

00:30:57.000 --> 00:31:00.380
‫چون گفتن این چیـزها یا جونت رو به‌خطر می‌اندازه

00:31:00.460 --> 00:31:02.550
‫یا مثل سگ می‌ترسی و فرار می‌کنی

00:31:02.630 --> 00:31:06.170
‫- که واقعاً هم طبیعیه و درک می‌کنم
‫- من فرار نمی‌کنم

00:31:08.010 --> 00:31:13.640
‫یعنی من شبیه روانی‌ها نیستم؟

00:31:15.770 --> 00:31:18.820
‫راستش با اکثر دخترهایی که دیت می‌کنم
‫چندماه اول تظاهر می‌کنن همه‌چی عالیه

00:31:18.900 --> 00:31:20.860
‫و بعـدش یهو اون روشون رو نشون می‌دن.

00:31:20.940 --> 00:31:24.070
‫برای همین واقعاً برام مورداحـترامه که
‫این چیزها رو باهام به‌اشتراک می‌ذاری

00:31:26.150 --> 00:31:32.030
‫گفتی «اکثر دخترایی که باهاشون دیت می‌کنی» ؟

00:31:39.540 --> 00:31:43.590
‫فقط منظورم این بود که
‫من می‌خوام هـوات رو داشته باشم.

00:31:45.210 --> 00:31:46.380
‫توی هرچیزی که نیاز داری.

00:31:59.480 --> 00:32:00.600
‫آقای وینترز؟

00:32:04.690 --> 00:32:08.610
‫یکی رو از دوربینِ زنگ خونه
‫دیدین که اومده داخل؟

00:32:08.690 --> 00:32:11.740
‫آهان...دوستم جانی بود.

00:32:11.780 --> 00:32:12.990
‫کم کم می‌ره الان.

00:32:15.530 --> 00:32:16.490
‫عالیه.

00:32:16.580 --> 00:32:18.500
‫باشه. فردا می‌بینمتون.

00:32:21.750 --> 00:32:23.540
‫بابای استل بود.

00:32:23.580 --> 00:32:24.960
‫خوبه.

00:32:25.040 --> 00:32:30.340
‫می‌تونم...می‌تونم
‫توی ماشین بشینم و منتظرت بمونم.

00:32:32.090 --> 00:32:33.550
‫تا صبـح؟

00:32:34.390 --> 00:32:36.220
‫من بی‌کارم کلاً...

00:32:36.260 --> 00:32:39.520
‫یعنی بعد از این‌که آبروم رو بردی
‫دیگه کاری ندارم...

00:32:48.650 --> 00:32:54.070
‫- خدای من! پشمام.
‫- چی شد؟ مردم کامنت گذاشتن؟

00:32:54.120 --> 00:32:59.580
‫آره! اونم صدها نفـر‍!
‫جاهایی که رُز واترز رو دیدن

00:32:59.620 --> 00:33:01.460
‫یا فکر می‌کنن ممکنه اونجا زندگی
‫کنه رو نوشتن

00:33:01.540 --> 00:33:04.670
‫کلبه‌ی توی جنگل؛
‫قبرستان میل‌وود

00:33:04.750 --> 00:33:06.710
‫انـبار پشت اون مهمونیِ «یوکـی‌2»

00:33:06.790 --> 00:33:10.010
‫پشمام! پس رُز واترز دیگه توی میل‌وود معروف شده.

00:33:10.090 --> 00:33:13.510
‫دارم یه لیست درست می‌کنم تا
‫بریم تک تکشون رو بررسی کنیم.

00:33:13.590 --> 00:33:15.890
‫ماوس! پشمام.
‫ببین چقدر زیـادن!

00:33:15.970 --> 00:33:20.430
‫بهت گفته بودم جدیداً به بهترین
‫دوست پسر دنیا تبدیل شدی؟

00:33:23.230 --> 00:33:24.980
‫می‌تونیم با موتور من بریم.

00:33:27.650 --> 00:33:32.360
‫کجا بودی؟ موهـات خیسه!

00:33:32.450 --> 00:33:34.660
‫رفته بودم شنا مامان. همین.

00:33:35.160 --> 00:33:36.320
‫تنـهایی؟

00:33:39.240 --> 00:33:41.450
‫نجس شدی!

00:33:43.000 --> 00:33:44.920
‫گناه‌کـار!

00:33:44.960 --> 00:33:46.710
‫چه حرفی برای دفاع از خودت داری بزنی؟

00:33:49.000 --> 00:33:52.380
‫مامان نـه! توروخدا! مامان نــه!

00:33:53.177 --> 00:33:55.177
« سه‌شنبه »

00:34:27.210 --> 00:34:28.670
‫گفتم حتماً گشنته...

00:34:30.840 --> 00:34:31.750
‫ممنون مامان.

00:34:35.930 --> 00:34:41.310
‫ما باید قوی باشیم قوی؛
‫به‌خاطر هم قوی باشیم

00:34:41.390 --> 00:34:44.350
‫قوری برای مردم این شهر.

00:34:46.520 --> 00:34:50.150
‫چشم مامان. قول می‌دم.

00:35:14.800 --> 00:35:16.380
‫واقعاً موندی!

00:35:17.880 --> 00:35:19.140
‫قول دادم می‌مونم دیگه!

00:35:42.830 --> 00:35:45.330
‫خیلی خفن شده تبی!

00:35:45.410 --> 00:35:48.660
‫می‌تونیم از چندتا فیلم بگیریم که مثلاً زاویه
‫دید قاتل رو نشون می‌ده از اون سمت سینما

00:35:48.750 --> 00:35:52.590
‫آره؛ شاید.
‫بهش فکر می‌کنم

00:35:52.630 --> 00:35:56.800
‫اما اگه دوست نداری و نمی‌خوای
‫هیچ اصراری نیست.

00:35:56.880 --> 00:35:59.130
‫نه؛ اوکیه بابا.

00:35:59.220 --> 00:36:04.430
‫- فقط...
‫- چیه؟ چی شده؟

00:36:06.470 --> 00:36:08.980
‫هوف؛ خیلی‌خب...

00:36:09.060 --> 00:36:12.480
‫ایده‌ی قتل توی سینما؛

00:36:12.560 --> 00:36:16.820
‫من و یـارو چیپ زودتر به ذهن‌مون رسیده بود

00:36:18.150 --> 00:36:20.400
‫یعنی خب؛ ایده من بود

00:36:20.490 --> 00:36:25.030
‫اما من و چیپ همیشه می‌شنستیم پیش هم
‫و درمورد تمام فیلم‌های

00:36:25.120 --> 00:36:27.660
‫ترسناکی که قراره بود بسازیم
‫حرف می‌زدیم و رویاپردازی می‌کردیم

00:36:29.160 --> 00:36:32.460
‫درسته که واقعاً خوش گذشت این چندتا
‫صحنه‌ای که گرفتیم اما...

00:36:33.170 --> 00:36:34.750
‫یه‌جورایی ام...

00:36:35.750 --> 00:36:37.340
‫ناراحتت کرد؟

00:36:37.420 --> 00:36:40.630
‫انگار یه قسمتی از گذشته‌ام رو همه‌ش یادم میاره؛

00:36:42.050 --> 00:36:43.800
‫و شاید تا ابد هم همینطور بمونه.

00:36:46.350 --> 00:36:49.850
‫تبی؛ تو به اون آدم هیچ‌چیزی بدهکار نیستی.

00:36:49.930 --> 00:36:52.690
‫نذار این موقعیت‌ رو ازت بگیره!

00:36:52.770 --> 00:36:56.770
‫فیلم جدیدت حرف نداره؛ خودت هم حرف نداری.

00:36:56.860 --> 00:36:58.980
‫توی جشنواره وحشت هر
‫اتفاقی بیفته مهم نیست

00:37:00.190 --> 00:37:01.530
‫تو یه فیلم جدید ساختی!

00:37:02.280 --> 00:37:04.370
‫این واقعاً کم چیزی نیست...

00:37:14.880 --> 00:37:15.880
‫اشکالی که نداشت؟

00:37:17.130 --> 00:37:18.000
‫نه.

00:37:19.050 --> 00:37:20.260
‫منکه مشکلی نداشتم.

00:37:21.510 --> 00:37:23.930
‫تو چی؟

00:37:40.279 --> 00:37:41.879
« ناشناس »

00:37:48.240 --> 00:37:49.580
‫الـو؟

00:37:52.750 --> 00:37:55.580
‫آره. آره. قبول می‌کنم.

00:37:55.620 --> 00:37:57.960
‫تو تنها کسی هستی که
‫می‌تونه کمکم کنه.

00:37:58.040 --> 00:38:02.470
‫دوستم جن، بابایِ حروم‌زاده‌ش
‫انداخته‌ش زندان

00:38:02.550 --> 00:38:04.880
‫پشمام! چی شده؟

00:38:05.630 --> 00:38:07.430
‫از زندان بهم زنگ زد.

00:38:07.510 --> 00:38:08.970
‫یواشکی رفته تو خونه‌ی باباش

00:38:09.060 --> 00:38:11.350
‫تا یه سری وسایل و لباس این‌ها برداره

00:38:11.430 --> 00:38:13.100
‫اون مادرجنده هم زنگ زده پلیس

00:38:14.190 --> 00:38:15.770
‫الانم انداختنش زندان

00:38:18.310 --> 00:38:19.690
‫تا وقتی که یکی براش وثیقه بذاره.

00:38:22.490 --> 00:38:24.110
‫هزار دلار.

00:38:24.200 --> 00:38:25.070
‫وای...

00:38:26.280 --> 00:38:28.620
‫خیلی زیاده...

00:38:30.080 --> 00:38:33.660
‫اما مشکلی نداره.
‫بریم آزادش کنیم.

00:38:33.750 --> 00:38:35.920
‫واقعاً؟ ممنون. ممنونم!

00:38:57.900 --> 00:38:59.610
‫ببخشید؛ فرن برایانت؟

00:39:00.150 --> 00:39:01.650
‫سلام.

00:39:03.110 --> 00:39:04.070
‫حال دخترتون چطوره؟

00:39:04.530 --> 00:39:06.030
‫بهتره.

00:39:06.110 --> 00:39:12.740
‫خواستم دوباره بیام و شخصاً ازت تشکر کنم

00:39:12.830 --> 00:39:15.750
‫خداروشکر که هنوز آدم‌هایی مثل
‫شما توی دنیا وجود دارن.

00:39:16.330 --> 00:39:17.500
‫مثل من؟

00:39:19.330 --> 00:39:21.340
‫کسایی که انسانیت خیلی براشون مهمه.

00:39:21.380 --> 00:39:24.050
‫کسایی که می‌پرن توی دل خطر و
‫از چیزی قایم نمی‌شن!

00:39:41.520 --> 00:39:46.740
‫نوآ واقعاً ببخشید که تو رو قاطی این
‫مشکلات خانوادگی‌ام کردم

00:39:46.820 --> 00:39:48.950
‫نه؛ نه؛ نه؛ نیازی به معذرت‌خواهی نیست.

00:39:51.030 --> 00:39:54.330
‫حالم بده چون دزدیدن اون ساعت رولکس ایده من بود.

00:39:54.370 --> 00:39:55.830
‫فقط...

00:39:57.410 --> 00:40:01.630
‫احساس می‌کنم واقعاً تنهام...

00:40:04.210 --> 00:40:07.050
‫اینطور نیست جن.

00:40:09.550 --> 00:40:10.590
‫تو تنها نیست.

00:41:35.681 --> 00:41:36.681
« هنری »

00:41:42.560 --> 00:41:44.850
‫کون لقش.

00:41:44.940 --> 00:41:47.730
‫- چی می‌خوای هنری؟
‫- من هنری نیستم!

00:41:47.820 --> 00:41:50.360
‫وقتشه ببینیم به‌اندازه کافی قوی شدی

00:41:50.440 --> 00:41:55.660
‫یا هنوزم اون فـرن کوچولو و ترسـو و ضعیف قدیمی!

00:41:55.740 --> 00:41:57.160
‫من الان توی بهترینِ وضعیت زندگی‌ام هستم

00:41:57.240 --> 00:41:59.370
‫خودم دخل این عوضی رو میارم.

00:41:59.450 --> 00:42:01.160
‫آماده‌ام!

00:42:01.200 --> 00:42:03.290
‫فقط بگو کِی و کجا عوضی!

00:42:03.330 --> 00:42:06.210
‫منطقه صنعتی سمتِ جنوب شهر.

00:42:06.290 --> 00:42:08.500
‫غروب؛ تنها میای! خودم و خودت.

00:42:08.590 --> 00:42:09.750
‫باشه.

00:42:09.840 --> 00:42:11.590
‫اگه کسی رو با خودت
‫بیاری اذیت می‌شن...

00:42:37.490 --> 00:42:38.990
‫خدای من.

00:42:59.180 --> 00:43:01.760
‫«یه دختر بازمانده هیچوقت قدرت و قُوت‌ش رو از دست نمی‌ده»

00:43:02.350 --> 00:43:03.680
‫باید تیرآهـن رو بلند کنی.

00:43:03.720 --> 00:43:06.140
‫اگه قبل از این‌که
‫زمان به اتمام برسه، به زمین اصابت کنه

00:43:06.890 --> 00:43:08.730
‫یکی از عزیزانت می‌یره!

00:43:30.880 --> 00:43:32.130
‫ببینیم اونقدری که می‌گی قوی‌ای یا نه

00:43:41.640 --> 00:43:44.180
‫استفاده از قدرت‌ذهنی برای غلبه به مشکلات فیزیکی
‫از پسش برمیای.

00:43:58.400 --> 00:44:00.280
‫سلام. ماوس، چه‌خبر؟

00:44:00.360 --> 00:44:02.030
‫یه سوال عجیب داشتم.

00:44:02.070 --> 00:44:04.620
‫گفتی آخرین باری که رز واترز رو
‫دیدی بی‌خانمان بود نـه؟

00:44:04.700 --> 00:44:06.250
‫آره؛ تو «خونه‌ی سوپ» دیدمش.

00:44:09.620 --> 00:44:11.000
‫چـرا؟

00:44:11.080 --> 00:44:14.420
‫احساس می‌کنم می‌دونم
‫الان کجا زندگی می‌کنه...

00:44:14.460 --> 00:44:17.300
‫دهکده چادرها رو بلدی؟ همونی که کنارِ پل قدیمیه؟

00:44:17.380 --> 00:44:20.890
‫یکی توی اسپوکی‌اسپاگتی نوشته
‫اونجا زندگی می‌کنه...

00:44:20.970 --> 00:44:25.350
‫- همینجا.
‫- یعنی الان اون‌جایی؟

00:44:26.390 --> 00:44:27.270
‫آره.

00:44:30.140 --> 00:44:31.270
‫اش پیشته؟

00:44:32.860 --> 00:44:35.230
‫نه. از هم جدا شدیم.
‫ایده من بود.

00:44:35.320 --> 00:44:37.440
‫باشه. باشه.
‫هیچ کاری نکن.

00:44:37.490 --> 00:44:39.780
‫دخترها رو جمع می‌کنیم
‫و میایم پیشت.

00:44:39.820 --> 00:44:42.910
‫بعد همگی با هم می‌ریم
‫دنبال رز می‌گردیم.

00:44:49.291 --> 00:44:50.571
« ایموجن آدامز »

00:44:57.000 --> 00:44:58.760
‫فـرن کجاست؟

00:44:58.840 --> 00:45:00.840
‫نمی‌دونم؛ جواب پیام‌ها و زنگ‌هام رو نداد

00:45:00.930 --> 00:45:03.640
‫اما احتمالاً توی استخر مشغول کـاره.

00:45:03.680 --> 00:45:07.350
‫خیلی‌خب؛ من یه عکس از روی اسپوکی‌اسپاگنی
‫پیدا کردم

00:45:07.390 --> 00:45:10.810
‫که تقریباً قیافه رز واترز رو نشون می‌ده

00:45:10.850 --> 00:45:12.650
‫باید این دور و اطراف رو بگردیم

00:45:12.690 --> 00:45:16.020
‫و از مردم بپرسیم آیا می‌شناسنش یا نـه
‫و شاید پیداش کردیم.

00:45:49.640 --> 00:45:54.480
‫آره. همین‌جاست
‫اون طرف زیر پل زندگی می‌کنه

00:46:06.700 --> 00:46:12.160
‫ببخشید. شما رز واترز هستید؟

00:46:15.540 --> 00:46:16.540
‫خودشه.

00:46:17.380 --> 00:46:18.630
‫خواهش می‌کنم...

00:46:18.710 --> 00:46:22.300
‫فقط درمورد پسرتون آرچی
‫چندتا سوال داری.

00:46:23.760 --> 00:46:25.930
‫آرچی واترز می‌خواست من رو بکشه.

00:46:26.010 --> 00:46:28.510
‫می‌خواست دوست‌هام رو بکشه.

00:46:29.470 --> 00:46:30.720
‫آرچی زنده‌ست؟

00:46:30.770 --> 00:46:33.730
‫آره اما نگران نباشید.
‫کاری باهاتون نداره.

00:46:40.780 --> 00:46:42.440
‫رُز نـه!

00:46:42.490 --> 00:46:44.070
‫رُز خواهش می‌کنم!

00:46:58.460 --> 00:47:00.960
‫مـاوس! مـاوس؟

00:47:01.050 --> 00:47:03.800
‫بچه‌ها؛ باید یه مدرکی پیدا کنیم که
‫ثابت کنـه واقعاً خودش بوده

00:47:03.840 --> 00:47:05.420
‫وگرنه تمام زحمات‌تون واسه هیچ و پوچ بوده.

00:47:17.650 --> 00:47:18.980
‫صبرکن ببینم.

00:47:20.480 --> 00:47:23.110
‫- پشمام!
‫- آنجلا واترز!

00:47:23.150 --> 00:47:25.150
‫پس خودش بوده.

00:47:25.190 --> 00:47:29.820
‫خدای من؛ این پرونده رُزه...

00:47:29.910 --> 00:47:35.960
‫اون موقع که توی «رادلی» بوده.
‫همه اطلاعاتش این‌جاست...

00:47:37.000 --> 00:47:38.000
« دکتر آن سالیوان .... »

00:47:39.040 --> 00:47:42.130
‫- یا خدا...
‫- چی شده؟

00:47:44.460 --> 00:47:47.880
‫دکتر سالیوان، دکتر رز واترز بوده!

00:47:50.640 --> 00:47:51.640
‫چـی؟

00:48:17.790 --> 00:48:22.630
‫تونستم!

00:48:22.710 --> 00:48:24.460
‫موفق شدم.

00:48:26.960 --> 00:48:28.630
‫لعنتی.

00:48:34.720 --> 00:48:37.270
‫تونستم.

00:48:51.740 --> 00:48:54.490
‫شوخی‌ات گرفته...

00:50:08.985 --> 00:50:26.209
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.