﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:10.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:11.000 --> 00:00:16.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:00:20.440 --> 00:00:21.880
‫ ♪ یه رازی دارم ♪

00:00:21.880 --> 00:00:23.340
‫ ♪ میشه پیش خودت نگهش داری؟ ♪

00:00:23.340 --> 00:00:26.180
‫ ♪ قسم بخوری به کسی نمیگی ♪

00:00:26.180 --> 00:00:28.920
‫ ♪ بهتره تو جیب‌ـت قایم‌ـش کنی ♪

00:00:28.920 --> 00:00:31.800
‫ ♪ و تا گور با خودت ببریش ♪

00:00:31.800 --> 00:00:34.430
‫ ♪ اگه بهت بگم
‫ باید مطمئن شم ♪

00:00:34.430 --> 00:00:37.480
‫ ♪ که حرفم رو به کسی نمیگی ♪

00:00:37.480 --> 00:00:40.500
‫ ♪ چون دو نفر فقط درصورتی
‫ می‌تونن یه راز رو نگه دارن ♪

00:00:40.500 --> 00:00:43.500
‫ ♪ که یکی‌شون مُرده باشه ♪

00:00:54.830 --> 00:01:00.810
‫ ♪ دو نفر فقط درصورتی
‫  می‌تونن یه راز رو نگه دارن... ♪

00:01:00.810 --> 00:01:04.040
‫« دروغگوهای کوچک زیبا»
‫« مدرسه تابستانی »

00:01:11.000 --> 00:01:15.970
‫♪ Little Miss Sunshine ♪

00:01:18.040 --> 00:01:18.970
‫سلام مامان

00:01:24.280 --> 00:01:26.860
‫مامان بزرگت رو نگاه کن عزیزم.

00:01:30.560 --> 00:01:33.210
.درستش همینه

00:01:33.440 --> 00:01:35.820
‫همه‌مون کنار هم باشیم.

00:01:39.140 --> 00:01:41.050
‫ایموجن؟
‫ایموجن.

00:01:41.050 --> 00:01:42.880
‫ایموجن،
‫حواست با ماس؟

00:01:42.880 --> 00:01:44.680
‫شاید بهتره ببریمـش بیمارستان.

00:01:44.680 --> 00:01:46.210
‫نه، خیلی سوال می‌پرسن ماوس.

00:01:46.210 --> 00:01:48.640
‫ الان بهترین موقع ‫برای داشتنِ
.یه روانشناس قابل‌اعتماده

00:01:48.640 --> 00:01:49.820
‫حالـت خوبه؟

00:01:49.820 --> 00:01:52.220
‫- تو رو خدا یه چیزی بگو.
‫- نه.

00:01:53.720 --> 00:01:56.900
‫نه.
‫حالـم خوب نیست تبی.

00:01:57.520 --> 00:01:59.570
‫دیدمـش.

00:01:59.570 --> 00:02:02.500
‫مامانـم بود.
‫اون...

00:02:02.500 --> 00:02:03.950
‫رُز خبیث بود.

00:02:03.950 --> 00:02:08.180
‫شاید رُز خبیث یادآور مامانـت باشه،
‫شباهت‌هایی باهاش داشته.

00:02:08.180 --> 00:02:09.580
‫ممکنه.
‫شاید هم...

00:02:09.580 --> 00:02:11.700
‫یکی خودت رو شبیه مامانـت در آورده.

00:02:11.700 --> 00:02:15.000
‫یا مثلاً چمیدونم...
‫ماسکی چیزی زده باشه.

00:02:15.000 --> 00:02:18.260
‫آره، آره.
‫منم نظرم رو همون ماسکـه.

00:02:18.500 --> 00:02:19.740
‫ایموجن.

00:02:19.740 --> 00:02:20.930
‫باهامون حرف بزن.

00:02:23.820 --> 00:02:27.100
‫مغزم می‌دونه که
‫امکان نداره مامانـم بوده باشه.

00:02:27.360 --> 00:02:31.140
‫اون مُرده.
‫دفن شده.

00:02:31.140 --> 00:02:34.520
‫اما یعنی من نمی‌تونم فرق بین مامانـم
‫و یه ماسک رو تشخیص بدم؟

00:02:34.520 --> 00:02:36.300
‫تو شرایط معمولی چرا.

00:02:36.300 --> 00:02:39.260
‫اما  شرایط الان معمولی نیستن.

00:02:39.260 --> 00:02:42.980
‫بی‌دلیل نبود که رُز خبیث
‫وسط یه خونه‌ی جهنمی، تو اتاق مامانـت،

00:02:42.980 --> 00:02:44.100
‫دنبال تو افتاد.

00:02:44.100 --> 00:02:45.920
‫تا توی آسیب‌پذیرترین حالت ممکنـت باشی.

00:02:45.920 --> 00:02:47.320
‫می‌خواسته که توی لبه‌ی پرتگاه باشی.

00:02:47.320 --> 00:02:49.290
یه ‫بازی روانی قدیمیـه.

00:02:49.290 --> 00:02:52.080
‫می‌خواسته که از لحاظ روحی بهم بریزی.

00:02:52.080 --> 00:02:55.620
‫خب حدس بزنین چیشده؟

00:02:56.000 --> 00:02:58.170
‫کاملاً هم موفق بوده.

00:02:58.460 --> 00:03:00.020
‫وایسین.

00:03:00.470 --> 00:03:03.980
‫اگه امشب نوبت امتحان ایموجن بوده،
‫یعنی...

00:03:03.980 --> 00:03:07.100
‫قطعاً من نفر بعدی‌ام.

00:03:07.620 --> 00:03:10.940
‫فقط من موندم.
‫دختر بازمانده‌‌ی بازمانده‌ها.

00:03:11.560 --> 00:03:14.940
‫هی، نمی‌ذارم بلایی سرت بیاد تبی.

00:03:14.940 --> 00:03:17.240
‫معلومه.

00:03:17.240 --> 00:03:21.840
‫اما رُز خبیث این بار به ایموجن هیچ اخطاری
‫ نداده بود. هرکاری ازش ممکنه.

00:03:21.840 --> 00:03:25.200
‫- بیفته دنبال تبی...
‫- یا دوباره برگرده سراغ یکی از ماها.

00:03:25.200 --> 00:03:27.440
‫عوضی دیگه قابل‌ پیش‌بینی نیست.

00:03:27.440 --> 00:03:30.500
‫ایموجن،
‫امشب تو اتاقم پیش هم می‌خوابیم.

00:03:30.500 --> 00:03:31.660
‫هرچی تو بگی.

00:03:31.660 --> 00:03:35.880
‫بچه‌ها، یادتون بیاد که
‫موقع دفاع‌شخصی چی یاد گرفتیم.

00:03:35.880 --> 00:03:37.860
‫تبی...

00:03:37.860 --> 00:03:40.500
‫اگه خواستی که محافظ شخصیـت باشم...

00:03:40.500 --> 00:03:43.300
‫نگران نباش،
‫بهت زنگ می‌زنم.

00:03:43.300 --> 00:03:44.840
‫به همه‌تون زنگ می‌زنم.

00:03:46.060 --> 00:03:48.040
<i>‫شاون کجاس؟
‫خبر داری؟</i>

00:03:48.040 --> 00:03:51.690
‫امشب رو پیش خونواده‌ـش می‌مونه.

00:03:52.000 --> 00:03:55.060
‫مامانـش هنوز به‌خاطر دزدی‌ اخیر
‫توی شوکـه.

00:03:55.820 --> 00:03:58.340
‫ببین...

00:03:58.340 --> 00:04:02.700
‫شرمنده که از خونه‌ی دوست‌پسرت دزدی کردم.

00:04:02.700 --> 00:04:03.630
‫و...

00:04:04.860 --> 00:04:07.740
‫اگه هم بخوای
‫از اینجا میرم.

00:04:07.740 --> 00:04:09.280
‫نه.

00:04:10.260 --> 00:04:12.040
‫همچین چیزی نمی‌‌خوام.

00:04:14.180 --> 00:04:16.120
‫می‌خوام کنارت باشم.

00:04:16.120 --> 00:04:18.900
‫با وجود سرقتی که کردی.

00:04:20.060 --> 00:04:23.080
‫- منظورت از کنارم بودن...
‫- یعنی...

00:04:27.800 --> 00:04:31.250
‫یعنی انتخابـم تویی جِن.

00:04:43.640 --> 00:04:46.640
‫اما باید از راه درستـش
‫این کار رو بکنیم.

00:04:46.640 --> 00:04:49.300
‫باید گندکاری‌هامون رو تمیز کنیم.

00:04:50.020 --> 00:04:53.180
‫من هم باید همه‌چی رو با شاون تموم کنم.

00:04:53.180 --> 00:04:58.360
‫یه بار و برای همیشه.
‫از دروغ گفتن بهش خسته شدم.

00:04:58.360 --> 00:05:03.840
‫آره اما راستش...
‫بعضی‌ از دروغا به‌درد‌بخورن.

00:05:03.840 --> 00:05:07.560
‫مثلاً نظرت چیه به شاون کلاً چیزی نگی؟

00:05:07.560 --> 00:05:11.040
‫ممکنه که خیانت خیلی براش سنگین باشه.

00:05:14.600 --> 00:05:17.240
‫لازم نبود این همه‌ راه تا اینجا بیای گرِگ.

00:05:17.240 --> 00:05:20.940
‫تو یه خونه‌ی جهنمی آشوب به پا کردی
‫و خواستم ببینم حالـت چطوره.

00:05:20.940 --> 00:05:22.860
‫جدی؟

00:05:23.100 --> 00:05:24.560
‫واسه چی؟

00:05:26.120 --> 00:05:27.760
‫خودت می‌دونی چرا.

00:05:41.960 --> 00:05:44.360
‫- خب باید بمونم یا...
‫- باید بمونی.

00:05:44.370 --> 00:05:46.150
‫خیلی‌خب.

00:05:46.880 --> 00:05:48.920
‫می‌خوای اتاقـم رو ببینی؟

00:05:52.080 --> 00:05:53.790
‫معلومه که آره.

00:06:10.320 --> 00:06:12.900
‫دکتر سالیوان؟

00:06:12.900 --> 00:06:14.760
‫شما اینجا چی‌کار می‌کنین؟

00:06:16.380 --> 00:06:18.820
‫فقط داشتم ماسکـم رو می‌ذاشتم.

00:06:25.870 --> 00:06:27.200
‫« چهارشنبه »

00:06:27.200 --> 00:06:30.340
‫می‌دونم همه‌مون از جلسه‌های
‫قبل از کلاس تابستونی بدمون میاد،

00:06:30.340 --> 00:06:33.740
‫اما دیگه وقتی برامون نمونده
‫که یک بار و برای همیشه

00:06:33.740 --> 00:06:37.220
‫بفهمیم که این رُز خبیث کیه؟

00:06:37.220 --> 00:06:42.180
‫رُز خبیث یه نماد کهن و باستانیـه.
‫زنی که تجسمی از وحشتـه.

00:06:42.180 --> 00:06:46.300
‫مادری که از روی عشق
‫به دنبال انتقامـه.

00:06:46.300 --> 00:06:48.240
‫کار هرکسی که باشه

00:06:48.240 --> 00:06:50.960
‫تصمیم گرفته خودش رو بعنوان رُز خبیث
‫ نشون بده، مادر اِی.

00:06:50.960 --> 00:06:52.450
‫این واضح‌ترین رابطه‌شونـه.

00:06:52.450 --> 00:06:55.640
‫پس باید رُز وارترز اصلی هم
‫به لیست اضافه کنیم.

00:06:57.060 --> 00:07:00.580
‫آخه هنوز اون بیرونـه.

00:07:00.860 --> 00:07:04.170
‫اون هم یه‌جورایی جزوی از این اتفاقاتـه.
‫مطمئنم.

00:07:04.360 --> 00:07:06.040
‫طبق چیزی که ایموجن دیده

00:07:06.040 --> 00:07:09.700
میشه گفت کسیـه
‫که توی درست کردن ماسک، ماهره.

00:07:09.700 --> 00:07:14.720
‫ماسک رُز خبیث و دیوی.
‫حتماً مهارت زیادی می‌خواد.

00:07:17.300 --> 00:07:20.000
‫آره
‫می‌تونم با کریستین حرف بزنم.

00:07:20.000 --> 00:07:22.960
‫نظرش رو درموردِ...

00:07:22.960 --> 00:07:26.040
‫ساختن ماسک می‌پرسم.
‫اما هنوز هم فکر می‌کنم که این کار یه زنـه.

00:07:26.040 --> 00:07:27.220
‫کسی هم هست که ما می‌شناسیم.

00:07:27.220 --> 00:07:29.820
‫برای من
‫مامان کِلی مظنون اصلیـه.

00:07:29.820 --> 00:07:33.600
‫نه تنها به‌خاطر اتفاقی که برای کارن افتاد
‫ازمون متنفره

00:07:33.600 --> 00:07:35.580
‫بلکه تو اون فرقه هم هست.

00:07:35.580 --> 00:07:37.860
‫البته می‌تونیم کِلی رو از لیست پاک کنیم.

00:07:37.860 --> 00:07:40.730
‫یادتون نره، وقتی به ماوس حمله شد
‫اون هم با ما توی پیست اسکی بود.

00:07:40.730 --> 00:07:44.240
‫اما همینطور که فرن گفت
‫اون هم عضو اون فرقه‌ـس.

00:07:44.240 --> 00:07:46.920
‫شاید داره با مادرش همکاری می‌کنه.

00:07:46.920 --> 00:07:48.980
‫دوست کِلی چی؟
‫سندی؟

00:07:48.980 --> 00:07:50.490
‫آخرین چیزی که شنیدم

00:07:50.490 --> 00:07:53.050
‫این بود که سندی
‫ پیش خونواده‌‌ـش توی کِیپـه.

00:07:53.050 --> 00:07:55.640
‫اما باید اعتراف کنم
‫که هنری این رو بهم گفته،

00:07:55.640 --> 00:07:57.830
‫و مربوط به چندوقت پیشـه.

00:07:57.830 --> 00:08:01.440
‫و حالا که داریم
‫درمورد مامان‌های روانی حرف می‌زنیم...

00:08:03.180 --> 00:08:05.580
‫خانم لنگزبری.
‫مامان چیپ.

00:08:05.590 --> 00:08:07.290
‫توی خانه رستگاری بود.

00:08:07.300 --> 00:08:09.400
‫و با این که آرچی بود که
‫چیپ رو کشت،

00:08:09.400 --> 00:08:10.840
‫اما ما رو به‌خاطرش مقصر می‌دونه.

00:08:10.840 --> 00:08:13.450
‫اما فکر نکنم لازم باشه
‫بریم اونجا.

00:08:13.660 --> 00:08:15.460
‫حداقل الان زوده.

00:08:15.460 --> 00:08:18.440
‫اما نمی‌تونم به این فکر کنم
‫که کار دکتر سالیوان نباشه.

00:08:18.440 --> 00:08:21.660
‫می‌دونم چندین بار نظرمون درموردش عوض شده

00:08:21.660 --> 00:08:23.060
‫یا حداقل نظر من عوض شده.

00:08:23.060 --> 00:08:26.540
‫اما اتفاقی که توی اون خونه‌ی جهنمی برام افتاد
‫یه حمله‌ی روانی بود.

00:08:26.540 --> 00:08:28.660
‫خب اون از رازهامون خبر داره،

00:08:28.660 --> 00:08:31.060
‫از قدرت‌هامون
‫و می‌دونه چطوری تبدیل به ضعف‌شون بکنه.

00:08:31.060 --> 00:08:34.860
‫ مشکوک می‌زنه
‫و رُز واترز هم مریضـش بوده.

00:08:34.860 --> 00:08:38.900
‫همونطور که فرن گفت،
‫این قوی‌ترین رابطه‌شونـه.

00:08:38.900 --> 00:08:40.660
‫حرفای حکیمانه‌ای زدی
‫جناب اوبی‌وان.

00:08:40.660 --> 00:08:43.180
‫اما از کجا می‌تونیم بفهمیم؟

00:08:43.180 --> 00:08:45.100
‫تماشا کنین.

00:08:46.420 --> 00:08:48.960
<i>‫سلام، من دکتر سالیوان هستم
‫لطفاً پیغام‌تون رو بذارین.</i>

00:08:48.960 --> 00:08:51.260
‫دکتر سالیوان؟

00:08:51.260 --> 00:08:54.820
‫منـم...
‫ایموجن...

00:08:54.820 --> 00:08:58.430
‫دیشب رفتم خانه رستگاری،

00:08:58.430 --> 00:09:01.930
‫و آسیب روانی شدیدی
.بهم وارد شد

00:09:01.930 --> 00:09:03.940
‫فکر می‌کنم اونجا مادرم رو دیدم.

00:09:03.940 --> 00:09:06.120
‫حالا هم همه فکر می‌کنن که دیوونه شدم.

00:09:06.120 --> 00:09:08.270
‫تمنا می‌کنم بهم زنگ بزنین.

00:09:08.280 --> 00:09:10.440
‫خیلی حالـم بده.

00:09:10.450 --> 00:09:13.660
‫خیلی‌خب.
‫خدافظ.

00:09:16.010 --> 00:09:17.550
‫ایول مریل.

00:09:17.550 --> 00:09:21.290
‫پشمام، میشه از اشکای این زن سفیدپوست
‫ سلاح ساخت.

00:09:21.290 --> 00:09:25.000
‫این‌قدر بدبختی دارم
‫که گریه کردن برام راحتـه.

00:09:25.000 --> 00:09:28.320
‫حالا هم باید منتظر بمونیم
‫تا دکتر سالیوان زنگـم بزنه.

00:09:28.320 --> 00:09:30.800
‫تو همین زمان هم
.من با کریستین حرف می‌زنم

00:09:30.800 --> 00:09:32.520
‫ببینم چقدر سختی داره که

00:09:32.520 --> 00:09:35.080
‫ماسک یکی رو بسازی
‫یا به یکی بدی که برات بسازه.

00:09:35.080 --> 00:09:39.120
‫نه این که مشتاق باشم
‫که بعد از اتفاقات خونه‌ی جهنمی ببینمـش،

00:09:39.120 --> 00:09:40.810
‫اما شاید وقتـش رسیده باشه

00:09:40.810 --> 00:09:43.390
‫که با دوست صمیمی سابق‌مون، کِلی،
‫دوباره حرف بزنیم.

00:09:43.400 --> 00:09:48.730
‫من هم طبق معمول
‫حواسم به اسپوکی‌اسپاگتی هست.

00:09:49.600 --> 00:09:52.900
‫من هم چندتا مسئله‌ی شخصی دارم
‫که باید بهشون رسیدگی کنم.

00:09:53.400 --> 00:09:56.120
‫درمورد شاون.

00:09:56.120 --> 00:09:58.020
‫اما... اما بعد از اون
‫با کمال میل کمک می‌کنم

00:09:58.020 --> 00:10:00.440
‫تا برای همیشه
‫از شر این عوضی خلاص شیم.

00:10:00.440 --> 00:10:03.160
‫در این صورت،
‫کلاس تعطیلـه.

00:10:05.840 --> 00:10:07.340
‫« خانه رستگاری »

00:10:07.340 --> 00:10:10.060
‫برگشتی به صحنه‌ی جرم، فرن؟

00:10:10.060 --> 00:10:12.020
‫حتماً حسابی به خودت می‌بالی.

00:10:12.020 --> 00:10:14.120
‫چرا باید به خودم ببالم، کِلی؟

00:10:14.120 --> 00:10:18.040
‫خب، بعد از این که پنج‌تا دختر
‫ با ماسک‌های شیطانی بهمون حمله کردن،

00:10:18.040 --> 00:10:21.980
‫پدر مالاکای هم ترسید
‫و خانه‌ رستگاری رو تعطیل کرد.

00:10:21.980 --> 00:10:24.520
‫رفته استراحت
‫و برای مامان یه پیغام گذاشته،

00:10:24.520 --> 00:10:26.740
‫و گفته که میلوود پر از گناهـه

00:10:26.740 --> 00:10:28.400
‫و اینجا احساس امنیت نداره

00:10:28.400 --> 00:10:30.960
‫و این که هیچ‌کدوم‌مون
‫نباید اینجا احساس امنیت بکنیم.

00:10:30.960 --> 00:10:36.260
‫من هم برای همینـه که اومدم کِلی،
‫برای امنیت خودت.

00:10:36.260 --> 00:10:38.760
‫یه قاتل دیگه دنبال‌مونـه

00:10:38.760 --> 00:10:41.760
‫و شاید دنبال تو هم باشه.

00:10:42.120 --> 00:10:43.520
‫اسمـش رُز خبیثـه.

00:10:43.520 --> 00:10:45.960
‫فکر می‌کنم شاید اون کسی باشه که می‌خواد

00:10:45.960 --> 00:10:49.020
‫انتقام تموم اتفاقاتی که
‫پارسال افتاد رو بگیره.

00:10:49.020 --> 00:10:52.060
‫کسی که ازمون متنفره.
‫یکی...

00:10:52.900 --> 00:10:54.320
‫مثل مادرت.

00:10:54.800 --> 00:10:56.400
‫تو دیوونه‌ای.

00:10:56.400 --> 00:11:00.500
‫مامانـم هم داره با مشکلات روانی شخصی خودش
‫ سر و کله می‌زنه، مثل همه‌مون

00:11:00.500 --> 00:11:03.960
‫اما اون قاتل نیست
‫و اجازه نمیدم اینطوری درموردش حرف بزنی.

00:11:04.720 --> 00:11:06.240
‫خب...

00:11:06.240 --> 00:11:08.790
‫سندی چطور؟

00:11:09.100 --> 00:11:11.160
‫اون هم بخشی از این خونه‌ی جهنمی بود دیگه؟

00:11:11.160 --> 00:11:13.300
‫سندی...

00:11:13.300 --> 00:11:16.180
‫این رُز خبیثی که میگین نیست.
‫اون کیپـه.

00:11:16.180 --> 00:11:18.160
‫مطمئنی؟

00:11:18.160 --> 00:11:20.080
‫ببین،
مهم نیست باورت نشه،

00:11:20.080 --> 00:11:24.900
اما اگه تماس عجیب یا رُز قرمزی
‫ به دستت رسید، بهمون اطلاع بده.

00:11:26.300 --> 00:11:27.780
‫رُز قرمز؟

00:11:27.780 --> 00:11:32.360
‫آره، نشان رُز خبیثـه.

00:11:39.090 --> 00:11:39.680
‫« کندی‌من »

00:11:39.680 --> 00:11:42.960
‫هی، یه سوال درمورد جلوه‌های ویژه داشتم.

00:11:44.140 --> 00:11:47.620
‫تاحالا شده ماسک‌های طبیعی بسازی؟

00:11:47.620 --> 00:11:49.800
تو سبک «ماموریت غیرممکن»؟

00:11:49.800 --> 00:11:54.160
‫نه راستش.
‫من بیشتر اهل ماسک‌های هیولایی‌ام.

00:11:54.160 --> 00:11:57.620
‫راستش رو بخوای، صورت‌ آدم‌ها
 .خلاقیت و چالش زیاد نمی‌‌خوان

00:11:57.620 --> 00:11:59.560
‫با پرینتر سه بعدی
‫همه می‌تونن درست کنن.

00:11:59.560 --> 00:12:01.340
‫چطور مگه؟

00:12:01.340 --> 00:12:03.000
‫فقط...

00:12:03.000 --> 00:12:05.720
‫دنبال یه چندتا ایده
‫برای فیلم بعدیـم بودم.

00:12:05.720 --> 00:12:07.580
‫پس شدیم دوتا.

00:12:09.020 --> 00:12:10.480
‫وِس؟

00:12:10.480 --> 00:12:12.660
‫برگشتی.

00:12:12.660 --> 00:12:15.020
‫برگشتم وسایلـم رو بردارم.

00:12:15.610 --> 00:12:17.650
‫من...

00:12:18.080 --> 00:12:19.420
‫استعفا دادم.

00:12:19.420 --> 00:12:22.840
‫چی؟
‫به‌خاطر... دعوامون؟

00:12:22.840 --> 00:12:27.460
‫آره. خب...
‫به‌خاطر حرفی که زدی.

00:12:27.460 --> 00:12:30.740
‫دیگه نمی‌تونم میلوود بمونم
‫برای همین دارم میرم.

00:12:30.740 --> 00:12:33.570
‫یکی از هم‌اتاقی‌هام تو دانشگاه نیویورک
‫واسه شرکت «اِی۲۴» کارآموزی می‌کنه.

00:12:33.570 --> 00:12:37.780
‫برای همین دارم میرم لس‌آنجلس پیشـش بمونم.
‫ببینم می‌تونم کاری از پیش ببرم.

00:12:38.180 --> 00:12:40.710
‫شاید بالاخره بتونم فیلم خودم رو بسازم.

00:12:40.710 --> 00:12:43.780
‫وای...
‫واقعا...

00:12:43.780 --> 00:12:46.340
‫- داری میری.
‫- فردا راه میفتم.

00:12:46.340 --> 00:12:48.140
‫راستی،
‫با خانم اورفیوم هم حرف زدم

00:12:48.140 --> 00:12:50.720
‫و بهش پیشنهاد دادم
‫که شما رو مدیرهای مشترک بکنه.

00:12:51.200 --> 00:12:52.780
‫درهرصورت موافقت کرد.

00:12:52.780 --> 00:12:55.120
‫گفت که می‌تونین
‫ برنامه‌های نمایشی خودتون رو برگزار کنین.

00:12:55.120 --> 00:12:59.000
‫مثل جشنواره‌های فیلم‌های ترسناک نوآر؟

00:12:59.960 --> 00:13:01.040
‫حتماً.

00:13:01.040 --> 00:13:03.180
‫وِس، من...

00:13:03.180 --> 00:13:05.200
‫اصلاً نمی‌دونم چی بگم.

00:13:05.200 --> 00:13:08.020
‫لازم نیست چیزی بگی.

00:13:09.320 --> 00:13:14.020
‫ببخشید که اینقدر در حقـت بدی کردم، تبی.

00:13:14.360 --> 00:13:15.860
‫در حق جفت‌تون.

00:13:17.920 --> 00:13:19.980
‫معذرت‌خواهی واقعی.

00:13:21.250 --> 00:13:23.160
‫مواظب خودتون باشین.

00:13:32.200 --> 00:13:34.740
‫چیشده نوآ؟

00:13:34.740 --> 00:13:38.380
‫می‌دونم یه چیزی شده.
‫تو کل دویدن‌مون یه کلمه هم حرف نزدی.

00:13:39.240 --> 00:13:41.760
‫فقط...
‫نمی‌خوام که...

00:13:42.280 --> 00:13:44.990
‫چیزی که مجبورم رو بگم.

00:13:45.300 --> 00:13:47.760
‫انگار اوضاع اصلاً خوب نیست.

00:13:51.000 --> 00:13:53.540
‫شاون،
‫به‌نظرم باید کات کنیم.

00:13:53.920 --> 00:13:56.300
‫چی؟
‫واسه چی؟

00:13:57.300 --> 00:13:58.940
‫اتفاقی افتاده؟

00:13:58.940 --> 00:14:00.650
‫من کاری کردم؟
‫چون اگه کاری کردم، معذرت می‌خوام.

00:14:00.650 --> 00:14:03.550
‫نه، نه.
‫تو...

00:14:04.700 --> 00:14:05.960
‫تو حرف نداری.

00:14:05.960 --> 00:14:09.180
‫هیچ‌کار اشتباهی نکردی.
‫به‌خاطر خودمه.

00:14:10.780 --> 00:14:12.470
‫من فقط...

00:14:12.470 --> 00:14:17.190
‫خیلی بهت اهمیت میدم
‫اما دیگه احساسی که قبلاً داشتم رو ندارم.

00:14:17.780 --> 00:14:20.380
‫خودت هم حتماً حسـش کردی، نه؟

00:14:20.380 --> 00:14:23.840
‫که اوضاع بین‌مون عوض شده.

00:14:25.220 --> 00:14:28.440
‫اصلاً نمی‌دونم چه گهی باید بخورم.

00:14:28.440 --> 00:14:31.260
‫آخه تو یه لحظه
‫با دوست‌دخترم اومدم که بدویم،

00:14:31.260 --> 00:14:34.060
‫با کسی که عاشقـشم،
‫اما یه لحظه بعدش...

00:14:35.560 --> 00:14:37.340
‫یعنی به همین راحتی تموم شد؟

00:14:39.280 --> 00:14:41.240
‫اتفاق دیگه‌ای افتاده؟

00:14:45.440 --> 00:14:47.420
‫نه.

00:14:47.420 --> 00:14:48.490
‫فقط روراست بودم.

00:14:48.680 --> 00:14:50.200
‫من فقط...

00:14:50.820 --> 00:14:53.530
‫دیگه نمی‌تونم دوست‌دخترت باشم.

00:15:02.160 --> 00:15:04.230
‫- <i>سلام.</i>
‫- سلام خانم کوئین.

00:15:04.230 --> 00:15:06.260
‫من کِلی بیزلی‌ام.

00:15:06.260 --> 00:15:08.180
‫شرمنده به تلفن خونه‌تون زنگ زدم.

00:15:08.180 --> 00:15:10.640
‫- می‌خواستم با سندی حرف بزنم.
<i>‫- سندی؟</i>

00:15:10.640 --> 00:15:12.980
<i>‫خب اون که میلووده.</i>

00:15:12.980 --> 00:15:15.490
<i>‫وایسا ببینم...
‫تو کجا کِلی؟</i>

00:15:15.490 --> 00:15:18.020
‫اوه،
‫من...

00:15:18.020 --> 00:15:20.740
‫من و مامانم اومدیم رُزوود
‫تا چندتا از اقوام رو ببینیم.

00:15:20.740 --> 00:15:23.920
‫این اواخر...
‫با سندی حرف زدین؟

00:15:23.920 --> 00:15:26.540
<i>‫خب، به‌خاطر خانه رستگاری
‫سرش خیلی شلوغ بود.</i>

00:15:26.540 --> 00:15:31.080
<i>‫همین اواخر افتتاحیه داشتن.
‫اما هرشب بهم پیام میده.</i>

00:15:33.020 --> 00:15:35.740
‫یه تماس نگران‌کننده باهام گرفته شده فرن.

00:15:35.740 --> 00:15:38.560
‫استرینگ‌بین به‌خاطر قلدری
‫ازت شکایت کرده.

00:15:38.560 --> 00:15:40.300
‫ببخشید.

00:15:40.860 --> 00:15:42.160
‫قلدری؟

00:15:42.160 --> 00:15:44.140
‫ببین،
‫نمی‌دونم دقیقاً چه اتفاقی افتاده

00:15:44.140 --> 00:15:46.320
‫اما گفته که اخراجـش غیرقانونی بوده.

00:15:46.320 --> 00:15:48.460
‫خب...

00:15:48.460 --> 00:15:52.280
‫مربی رودز، کار من با جون آدم‌ها
.سر کار داره

00:15:52.280 --> 00:15:53.720
‫اما مطمئن باشین

00:15:53.720 --> 00:15:56.720
‫که این اخراج اصلاً غیرقانونی نبود.

00:15:56.720 --> 00:15:59.320
‫اون عملاً... خوابش برد
‫و نیومد سر کار.

00:15:59.320 --> 00:16:02.210
‫بعدش هم که پیداش شد،
‫خمار بود،

00:16:02.210 --> 00:16:04.980
<i>‫و نزدیک بود یه دختر بمیره.</i>

00:16:04.980 --> 00:16:06.900
‫درهرصورت
‫باید یه پرونده باز کنم

00:16:06.900 --> 00:16:09.960
‫و این حادثه باید بررسی بشه.

00:16:09.960 --> 00:16:11.900
‫و بهت پیشنهاد می‌کنم
‫که با یه وکیل حرف بزنی.

00:16:11.900 --> 00:16:15.280
‫شاید مسئله‌ی مرگ و زندگی نباشه
‫اما قضیه جدیـه فرن.

00:16:17.500 --> 00:16:19.580
<i>‫خب،
‫برای جشنواره‌های فیلم‌های ترسناک نوآر‌مون،</i>

00:16:19.580 --> 00:16:21.710
‫به‌نظرم باید تمرکزمون
‫رو فیلم‌های ترسناک سیاه‌پوستی

00:16:21.710 --> 00:16:23.600
‫با فیلم‌ساز‌های سیاه‌پوست باشه.

00:16:23.840 --> 00:16:25.230
‫آره،
‫تصمیم خوبیـه.

00:16:25.230 --> 00:16:29.210
‫ترجیحاً هم با شرورهای وحشتناک سیاه‌پوست
‫و دخترهای بازمانده‌ی سیاه‌پوست.

00:16:32.880 --> 00:16:33.950
‫تبی.

00:16:33.950 --> 00:16:35.910
‫هی تبی.

00:16:36.920 --> 00:16:38.680
‫تو...

00:16:38.680 --> 00:16:41.200
‫به‌نظرت ایده‌ی جالبی نبود؟

00:16:42.310 --> 00:16:43.920
‫چرا...

00:16:44.120 --> 00:16:45.460
.بود

00:16:45.920 --> 00:16:49.980
‫اما ذهنم هم خیلی درگیره.

00:16:51.380 --> 00:16:54.090
‫به‌خاطر وِس که احساس گناه نداری؟

00:16:54.400 --> 00:16:56.400
‫نه...
‫نه.

00:16:56.400 --> 00:16:59.840
‫یه موضوع دیگه‌ـس...

00:17:00.100 --> 00:17:03.000
‫که کل این تابستون
‫درگیرش بودیم.

00:17:03.960 --> 00:17:05.840
‫ببخشید.

00:17:05.840 --> 00:17:07.480
‫قصد مزاحمت نداشتم.

00:17:07.480 --> 00:17:09.960
‫بله...
‫کمکی از دست‌مون برمیاد؟

00:17:09.960 --> 00:17:13.820
‫امیدوارم. من بیلی کرین هستم.
‫مسئول پیدا کردن محلی برای فیلم‌برداری‌ام.

00:17:13.820 --> 00:17:15.260
‫کارگردانی که باهاش کار می‌کنم

00:17:15.260 --> 00:17:17.490
‫علاقه داره که فیلم‌برداری اینجا باشه.

00:17:18.420 --> 00:17:20.020
‫چه فیلمی؟

00:17:20.020 --> 00:17:24.140
‫نمی‌تونم چیز زیادی بگم
‫اما یه فیلم ترسناکـه.

00:17:24.140 --> 00:17:28.300
‫درمورد قتل‌عام میلوود که نیست؟

00:17:28.300 --> 00:17:30.340
‫نمی‌تونم چیزی بگم.

00:17:30.340 --> 00:17:34.630
‫اما با کی باید درمورد نشون دادن اینجا
به کارگردان، حرف بزنم؟

00:17:34.630 --> 00:17:36.280
‫ما.

00:17:36.280 --> 00:17:38.320
‫ما مدیرهای تابستونی‌ایم.

00:17:41.600 --> 00:17:45.520
‫ممنون که باهام تماس گرفتین
‫دکتر سالیوان.

00:17:45.520 --> 00:17:47.300
‫دیشب،

00:17:47.300 --> 00:17:50.690
‫من و دوستام رفتیم خانه رستگاری.

00:17:51.720 --> 00:17:54.380
‫و یه زن بهم حمله کرد...

00:17:54.380 --> 00:17:58.200
‫که ماسک صورت مادرم رو زده بود.

00:17:58.200 --> 00:18:01.840
‫خدای من، ایموجن.
‫چه زنی؟

00:18:01.840 --> 00:18:04.280
‫همه‌ـش...

00:18:04.280 --> 00:18:07.220
‫با یه داستان تو سایت اسپوکی‌اسپاگتی
‫ شروع شد...

00:18:08.060 --> 00:18:11.500
‫که ادعا کرده بود آرچی واترز...

00:18:11.500 --> 00:18:14.050
‫پوست صورت مادرش رو کَنده.

00:18:14.050 --> 00:18:15.480
‫بعدش هم...

00:18:15.480 --> 00:18:18.220
‫این زنـه که لباس رُز خبیث رو پوشیده

00:18:18.220 --> 00:18:22.500
‫با حمله‌های دقیقـش
‫دنبال‌مون افتاده بود.

00:18:23.600 --> 00:18:26.910
‫ببخشید...
‫بعدش هم...

00:18:29.860 --> 00:18:31.790
‫فکر می‌کنم کار شماس.

00:18:33.160 --> 00:18:34.940
‫من؟

00:18:36.400 --> 00:18:39.970
‫ایموجن، فکر می‌کنم این یه جور
‫فرافکنی باشه.

00:18:39.970 --> 00:18:41.990
‫دست از...

00:18:42.260 --> 00:18:44.020
‫روان‌کاوی کردن من بردار.

00:18:44.800 --> 00:18:48.200
‫و یه چیزی بگو
‫که قانع شم اشتباه می‌کنم.

00:18:48.200 --> 00:18:52.780
‫این رو هم بگم دکتر سالیوان
‫که انتظار بالایی ازتون دارم.

00:18:52.780 --> 00:18:56.300
‫برای همین باید قانعـم کنین
‫که شما رُز خبیث نیستین.

00:18:56.300 --> 00:19:00.220
‫چون دیگه چطوری میشه
‫ ارتباط‌تون با این قضیه رو توجیح کرد؟

00:19:00.220 --> 00:19:03.220
‫باید هم توجیحی باشه.

00:19:05.700 --> 00:19:08.860
‫می‌تونم یه داستان لولوخورخوره‌ای برات بگم.

00:19:11.680 --> 00:19:13.380
‫خیلی‌خب.

00:19:20.540 --> 00:19:23.180
‫هیچوقت به شما نگفتم

00:19:23.180 --> 00:19:26.350
‫که خیلی وقت پیش
‫آرچی واترز رو دیدم.

00:19:26.900 --> 00:19:30.000
<i>‫من توی آسایشگاه ردلی
‫رُز واترز رو معالجه می‌کردم،</i>

00:19:30.000 --> 00:19:32.760
<i>‫بعد از این که آنجلا
‫شب سال نو، خودش رو کشت.</i>

00:19:32.760 --> 00:19:35.520
<i>‫توی یکی از جلسات‌مون،
‫رُز درمورد</i>

00:19:35.520 --> 00:19:39.100
<i>‫پسری که توی قفس گذاشته بود
‫و از پیشش رفته بود حرف زد.</i>

00:19:39.100 --> 00:19:41.260
<i>‫گفت که پسرشـه.</i>

00:19:41.260 --> 00:19:45.100
‫اون‌موقع هیشکی نمی‌دونست
‫که همچین کسی هست، یادته؟

00:19:45.100 --> 00:19:50.040
‫می‌دونستم داشتم زیاده‌روی می‌کردم
‫اما رُز واترز کنجکاوم کرده بود.

00:19:52.380 --> 00:19:55.980
<i>‫اون خونه خیلی داغون شده بود.</i>

00:19:56.420 --> 00:20:00.280
<i>‫همون قفسی که رُز گفته بود رو پیدا کردم</i>

00:20:00.280 --> 00:20:05.500
<i>‫اما کسی که داخلـش بود
‫یه‌جوری تونسته بود فرار کنه.</i>

00:20:05.500 --> 00:20:08.680
<i>‫چیزی که اون روز دیدم
‫یه پسربچه نبود.</i>

00:20:11.690 --> 00:20:14.600
‫یه موجود وحشی بود.

00:20:14.600 --> 00:20:17.580
‫آرچی واترز بوده.

00:20:17.580 --> 00:20:21.920
‫ چندروز بعدش
‫به پلیس زنگ زدم...

00:20:22.700 --> 00:20:25.180
‫اما نشونه‌ای از پسربچه نبود.

00:20:25.440 --> 00:20:28.520
‫اون...
‫فرار کرده بود.

00:20:29.820 --> 00:20:32.100
‫چندین سال گذشت،
‫ردلی تعطیل شد.

00:20:32.100 --> 00:20:34.540
‫رُز واترز هم مرخص شد.

00:20:34.540 --> 00:20:36.740
‫من هم زندگی خودم رو کردم.

00:20:38.060 --> 00:20:39.640
‫تا این که یه روز

00:20:39.640 --> 00:20:42.740
‫نمی‌تونستم به این قضیه فکر نکنم
‫که اون آزاده

00:20:42.740 --> 00:20:44.160
‫و دنبال منـه.

00:20:44.160 --> 00:20:46.820
‫فرقی نمی‌کرد که کجا یا کدوم شهر برم...

00:20:46.820 --> 00:20:49.390
‫آرچی واترز لولوخور‌خوره‌ی شما بوده.

00:20:50.120 --> 00:20:53.360
‫فقط همین نیست...

00:20:54.440 --> 00:20:56.120
‫من یه پسر داشتم.

00:20:57.380 --> 00:20:58.820
‫به اسم سباستین.

00:21:01.180 --> 00:21:05.680
‫وقتی که حدوداً‌ هم سن تو بود،
‫موقع غروب رفت که یکم بدوه.

00:21:10.760 --> 00:21:12.790
<i>‫هیچوقت هم برنگشت خونه.</i>

00:21:14.020 --> 00:21:17.420
‫دو روز بعد جسدش رو پیدا کردن،

00:21:17.420 --> 00:21:20.540
<i>‫جای چندین چاقوی بزرگ
‫روی بدنش بود،</i>

00:21:20.540 --> 00:21:23.570
<i>‫اما هیچوقت کسی که کشتش رو
‫پیدا نکردن.</i>

00:21:23.900 --> 00:21:26.980
‫پلیس گفت که
‫یه عمل خشونت‌آمیز اتفاقی بوده.

00:21:26.980 --> 00:21:28.640
‫اما من مطمئن بودم

00:21:28.640 --> 00:21:31.460
‫که لولوخور‌خوره داره انتقام می‌گیره،

00:21:31.460 --> 00:21:35.200
‫چون کارهایی که برای اون و مادرش کردم
‫کافی نبوده.

00:21:36.880 --> 00:21:39.480
‫از کجا مطمئنین...

00:21:39.480 --> 00:21:42.240
‫که آرچی واترز پسرتون رو کشته؟

00:21:44.480 --> 00:21:46.470
‫از روی غریزه‌ی مادرانه‌ـم.

00:21:46.980 --> 00:21:47.990
‫اما حقیقت اینه که...

00:21:47.990 --> 00:21:51.920
‫هیچوقت نمی‌فهمم که کی
‫اون رو کشته و واسه چی.

00:21:54.440 --> 00:21:57.720
‫این ارتباط من به قضیه توئه.

00:21:59.060 --> 00:22:01.840
‫اگه اون‌موقع قاطعانه‌تر عمل می‌کردم،

00:22:01.840 --> 00:22:04.000
‫اگه وقتی که آرچی یه پسربچه بود
‫می‌گرفتنـش،

00:22:04.000 --> 00:22:07.760
‫خیلی از این اتفاقات نمی‌افتاد.

00:22:07.760 --> 00:22:10.780
‫حتی اتفاقی که برای تو
‫و دوستات افتاد.

00:22:11.280 --> 00:22:14.540
‫درمورد پسرم شکست خوردم.
‫نتونستم ازش محافظت کنم.

00:22:14.540 --> 00:22:18.620
‫تا الان هم...
‫درمورد تو شکست خوردم.

00:22:18.620 --> 00:22:22.250
‫اما شاید هنوز دیر نشده باشه
‫که کار درست رو واسه‌ی تو بکنم.

00:22:22.500 --> 00:22:24.520
‫تا بهت کمک کنم.

00:22:26.420 --> 00:22:29.320
‫البته اگه چیزی که گفتم رو باور کنی.

00:22:42.140 --> 00:22:45.400
‫- سلام مامان.
‫- سلام کِلی.

00:22:45.400 --> 00:22:46.700
‫خداوند امسال با دادن

00:22:46.700 --> 00:22:50.320
‫این قرمزهای جاودان بهمون برکت داده.
‫خیلی قشنگـن، نه؟

00:22:51.480 --> 00:22:53.410
‫چیزی می‌خواستی؟

00:22:53.720 --> 00:22:55.760
‫آره، من...

00:22:55.760 --> 00:22:59.240
‫چندوقتیـه که از سندی خبری ندارم.

00:22:59.240 --> 00:23:03.460
‫گفتی کی زنگ زده و گفته
‫که رفته کِیب کاد؟

00:23:03.800 --> 00:23:06.340
‫فکر کنم مادرش.

00:23:06.820 --> 00:23:12.480
‫البته اگه درست یادم باشه
‫پدر مالاکای بود که جواب تلفن رو داد.

00:23:16.440 --> 00:23:18.560
‫اما خوشحال شدم اومدی.

00:23:19.120 --> 00:23:23.940
‫گفتیم شاید خوب باشه فردا بریم آرامگاه
‫و یه سری به خواهرت بزنیم.

00:23:24.710 --> 00:23:27.530
‫چندتا از رُزهای تازه‌مون رو براش ببریم.

00:23:27.960 --> 00:23:29.200
‫نظرت چیه؟

00:23:29.200 --> 00:23:31.280
‫حتماً مامان.

00:23:32.260 --> 00:23:34.100
‫خیلی خوبه.

00:23:39.600 --> 00:23:41.860
‫سلام.
‫کمکی از دستم برمیاد؟

00:23:41.860 --> 00:23:43.980
‫این رو چقدر برمی‌دارین؟

00:23:46.050 --> 00:23:47.780
‫ام...

00:23:49.200 --> 00:23:51.140
‫۲۰۰ دلار بابتـش میدم.

00:23:51.140 --> 00:23:53.260
‫نه. این مدل بازیـش
‫۱۰۰۰ دلار می‌ارزه.

00:23:53.260 --> 00:23:55.520
‫پس شاید بهتر بود واسه بازی
‫ازش استفاده کنی

00:23:55.520 --> 00:24:00.340
‫به‌جای این که اون ویدیوهای مزخرف رو ببینی
‫که بهت میگن به خودت چاقو بزنی.

00:24:10.820 --> 00:24:12.450
‫« روز حساب داره فرا می‌رسه.

00:24:12.640 --> 00:24:14.840
‫برای فرزندانی که که
از رُز خبیث ‫گرفته شدن.

00:24:14.840 --> 00:24:17.940
‫اول آنجلا رو از دست داد
‫و بعدش هم آرچی رو ازش گرفتن.

00:24:17.940 --> 00:24:23.250
‫اگه آرچی واترز بمیره،
‫باید کفاره‌ی خونـش داده بشه.»

00:24:23.840 --> 00:24:26.260
<i>‫چه‌جور کفاره‌ی خونی؟</i>

00:24:26.260 --> 00:24:29.340
‫احتمالاً به سرنوشت آرچی واترز مربوطـه.

00:24:29.860 --> 00:24:32.640
‫شاید به روز اعدامـش مربوط باشه.

00:24:32.640 --> 00:24:37.600
‫یه‌جور شورش یا مراسم یا قربانی‌ کردن باشه.

00:24:37.940 --> 00:24:41.580
‫اما اَش، من خودم افسانه‌ی رُز خبیث رو
‫توی اسپوکی‌اسپاگتی شروع کردم،

00:24:41.580 --> 00:24:44.270
‫حالا هم...

00:24:44.270 --> 00:24:46.560
‫خودم باید جلوش رو بگیرم.

00:24:48.460 --> 00:24:51.820
‫اینقدری می‌شناسمت که نخوام
‫سرش باهات بحث کنم برای همین...

00:24:52.780 --> 00:24:54.940
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

00:24:55.140 --> 00:24:57.080
‫یه ایده‌ی عجیب‌غریب دارم.

00:24:57.080 --> 00:24:58.740
<i>‫سلام دوستان.</i>

00:24:58.740 --> 00:25:00.750
<i>‫منم، آنجلا.</i>

00:25:01.500 --> 00:25:04.440
<i>‫بابت تموم زحمات‌تون ممنونـم،</i>

00:25:04.440 --> 00:25:08.340
<i>‫تموم داستان‌هاتون، ویدیوهاتون،
‫چالش‌هاتون،</i>

00:25:08.840 --> 00:25:13.800
<i>‫من بالاخره به مادرم رسیدم،</i>

00:25:13.800 --> 00:25:15.300
<i>‫رُز واترز،</i>

00:25:15.300 --> 00:25:17.640
<i>‫و دیگه در آرامشـیم.</i>

00:25:17.640 --> 00:25:21.220
<i>‫به‌زودی برادرم آرچی هم
‫به ما می‌پیونده.</i>

00:25:21.220 --> 00:25:24.770
<i>‫دیگه برای ما اشک نریزید.</i>

00:25:24.770 --> 00:25:26.190
<i>‫دیگه خونـی نریزید.</i>

00:25:26.190 --> 00:25:28.610
<i>‫تا الانـش هم خیلی بوده.</i>

00:25:31.610 --> 00:25:32.530
<i>‫ممنونـم.</i>

00:25:34.360 --> 00:25:36.360
‫امیدوارم که این پیغام
‫از طرف آنجلا واترز

00:25:36.360 --> 00:25:38.280
‫جلوی حسابرسی و این اتفاقات رو بگیره،

00:25:38.280 --> 00:25:42.620
‫تا بدون دخالت طرفدارای دیوونه‌ـش
‫حساب رُز خبیث رو کف دستـش بذاریم.

00:25:43.440 --> 00:25:47.460
‫یعنی الان فقط باید منتظر بمونیم؟

00:25:47.860 --> 00:25:49.760
‫آره

00:25:49.760 --> 00:25:52.380
‫و امیدوار باشیم که اتفاقی نمی‌افته

00:25:52.380 --> 00:25:55.680
‫این بهترین سناریوی ممکنـه.

00:25:57.180 --> 00:26:00.910
‫مامان، دیگه نمی‌تونم این رو
.با بقیه‌ی مشکلات، تحمل کنم

00:26:00.910 --> 00:26:03.540
<i>‫طاقت‌فرساس،
‫می‌دونم.</i>

00:26:03.540 --> 00:26:05.810
‫اما فرن،
‫عزیزم،

00:26:05.810 --> 00:26:09.520
‫مطمئن باش که این مشکلـت
‫ با مربی رودز رو با همدیگه حلـش می‌کنیم.

00:26:09.520 --> 00:26:13.280
‫اما باید به حرفـام گوش کنی.

00:26:13.280 --> 00:26:15.440
‫تو خیلی قدرتمندی.

00:26:15.440 --> 00:26:17.700
<i>‫لازم نداری چیزی رو بهش ثابت کنی.</i>

00:26:17.700 --> 00:26:19.740
‫- مامان...
<i>‫- حرفم تموم نشده.</i>

00:26:19.740 --> 00:26:22.490
‫چون باز هم ادامه میدم...

00:26:22.490 --> 00:26:26.710
‫تو خیلی قدرتمندی.
‫تو خیلی قدرتمندی.

00:26:26.710 --> 00:26:29.080
‫چندین و چندبار میگم.

00:26:29.080 --> 00:26:33.170
<i>‫اما تا وقتی که خودت باور نداشته باشی
‫هیچ تفاوتی ایجاد نمی‌کنه.</i>

00:26:33.170 --> 00:26:36.090
<i>‫ و باید باور کنی عزیزم.</i>

00:26:38.720 --> 00:26:42.100
<i>‫♪ حالم خوب نیست،
‫دلم نمی‌خواد هرروز کار کنم ♪</i>

00:26:42.100 --> 00:26:45.060
<i>‫♪ به‌خاطر بدتر شدن این دنیا
‫استرس دارم♪</i>

00:26:45.060 --> 00:26:48.060
<i>‫♪ اوضاع اجتماعیـم خیلی خرابه،
‫تو خیل حرف می‌زنی ♪</i>

00:26:48.060 --> 00:26:51.650
<i>‫♪ همین حالا با ماشینـم تصادف کردم
‫همین حالا با ماشینـم تصادف کردم ♪</i>

00:26:51.650 --> 00:26:54.780
<i>‫♪ با دختری که دلـم رو شکونده
‫لاس می‌زنم ♪</i>

00:26:55.980 --> 00:26:59.410
<i>‫♪ آره، من نمی‌خوام اینجا بمیرم ♪</i>

00:26:59.410 --> 00:27:02.580
<i>‫♪ بدون اشک،
‫روی قبرم برقصم ♪</i>

00:27:02.580 --> 00:27:04.740
<i>‫♪ صداهای توی سرم ♪</i>

00:27:04.740 --> 00:27:06.580
<i>‫♪ پول اجاره‌خونه‌ـم رو نمیدن ♪</i>

00:27:06.580 --> 00:27:10.480
<i>‫♪ آره من نمی‌خوام اینجا بمیرم ♪</i>

00:27:10.480 --> 00:27:13.750
‫یا خدا.
‫این رو نگاه کن.

00:27:15.420 --> 00:27:18.470
‫پشمام!
‫راست می‌گفتی.

00:27:20.930 --> 00:27:24.100
‫«طبق شایعات، پروژه‌ی جنایی‌ترسناکِ
‫ براساس واقعیت و بدون نام

00:27:24.100 --> 00:27:26.640
‫که در جریانـه،
‫به کارگردانی آری استر ساخته میشه،

00:27:26.640 --> 00:27:30.560
‫و سیدنی سوئینی
‫و اِما رابرترز

00:27:30.560 --> 00:27:33.780
‫دو دختر نوجوونی هستن
‫که ستارگان اصلی این فیلم ترسناکـن.»

00:27:33.780 --> 00:27:35.380
‫شوخیـت گرفته؟

00:27:35.380 --> 00:27:38.480
‫کل داستان رو سفیدپوستیـش کردن.

00:27:38.480 --> 00:27:40.320
‫باورم نمیشه.

00:27:40.320 --> 00:27:44.620
اون‌موقع خانم لنگزبری مقاله میده
اما الان اینطوری میشه؟

00:27:44.620 --> 00:27:46.700
‫مگه اینا فکر کردن کی‌ان؟

00:27:46.700 --> 00:27:50.500
‫این داستان منـه.
‫داستان ما و...

00:27:51.580 --> 00:27:53.670
‫و من باز هم دارم محو میشم.

00:27:55.380 --> 00:27:57.630
‫دیگه شورش رو در آوردن.

00:27:57.630 --> 00:28:02.440
‫یعنی این رُز خبیث
‫کل تابستون به جون‌تون وحشت انداخته

00:28:02.440 --> 00:28:05.430
‫و فکر می‌کنی که ممکنـه

00:28:05.430 --> 00:28:06.760
‫- روان‌شناسـت باشه...
‫- اوهوم.

00:28:06.760 --> 00:28:09.640
‫...با این که اون داستان وحشتناک رو
‫درمورد اون لولوخورخوره رو

00:28:09.640 --> 00:28:13.350
امروز بعد از ظهر
‫برات تعریف کرده.

00:28:14.740 --> 00:28:16.240
‫یه همچین چیزی.

00:28:17.980 --> 00:28:20.980
‫واقعاً دلم می‌خواد
 .حرف دکتر سالیوان رو باور کنم جانی

00:28:20.980 --> 00:28:23.610
‫جدی میگم.

00:28:23.610 --> 00:28:26.240
‫اما قشنگ ممکنه دروغ گفته باشه.

00:28:26.240 --> 00:28:29.160
‫آخه رفتم تو اینترنت
‫تا ببینم چیزی درمورد پسرش پیدا می‌کنم.

00:28:29.160 --> 00:28:31.330
‫اما هیچی نبود،
‫هیچ ردی ازش نیست.

00:28:34.170 --> 00:28:35.290
‫هی.

00:28:39.340 --> 00:28:40.630
‫دلت می‌خواد...

00:28:42.260 --> 00:28:46.050
‫امشب رو اینجا بمونی؟

00:28:46.050 --> 00:28:49.850
‫اگه بدونم که اینجا پیش خودمـی
.خیالم راحت میشه

00:28:50.140 --> 00:28:53.000
‫که پیش خودم در امان باشی.

00:28:54.400 --> 00:28:56.170
‫منم همینطور.

00:29:00.570 --> 00:29:01.690
‫- فقط بذار...
‫- باشه.

00:29:06.970 --> 00:29:09.080
‫« اشکال نداره امشب رو
‫خونه‌ی جانی بمونم؟ »

00:29:12.210 --> 00:29:14.170
‫اوضاع مرتبـه؟

00:29:14.170 --> 00:29:17.000
‫آره،
‫ایموجن پیام داد.

00:29:17.000 --> 00:29:18.920
‫قراره خونه‌ی جانی بمونـه.

00:29:19.320 --> 00:29:20.780
‫اوه.

00:29:21.380 --> 00:29:23.630
‫ایول،
‫ایول.

00:29:28.240 --> 00:29:30.080
‫کریستین...

00:29:30.080 --> 00:29:32.930
‫- امکانش هست که...
‫- اینجا بمونی؟

00:29:32.930 --> 00:29:35.730
‫معلومه...
‫اگه دلت بخواد.

00:29:35.730 --> 00:29:37.860
‫- و مشکلی هم نداشته باشی.
‫- من...

00:29:38.440 --> 00:29:40.650
‫فکر کنم مشکلی ندارم.

00:29:40.650 --> 00:29:44.080
‫ایول.
‫من هم خیلی دوست دارم بمونی.

00:29:44.080 --> 00:29:48.070
‫تازه می‌تونی رو تخت من بخوابی
‫و من هم رو زمین یا رو مبل بخوابم.

00:29:48.070 --> 00:29:51.410
‫اون رو بعداً یه کاریـش می‌کنیم.

00:29:51.410 --> 00:29:55.080
‫اما بذار اول به ایموجن
‫و مامانـم پیام بدم

00:29:55.080 --> 00:29:58.290
‫تا بهش بگم که شب رو
‫خونه‌ی فرن می‌مونیم.

00:29:59.200 --> 00:30:01.920
‫عجب نقشه‌ای.

00:30:01.920 --> 00:30:05.970
‫اما قبلـش باید یه چیزی بهت بگم.

00:30:06.410 --> 00:30:08.510
.سفت هم سر جات بشین

00:30:09.040 --> 00:30:10.430
‫خیلی جدیـه.

00:30:13.460 --> 00:30:15.390
‫فقط یه نگاه بندازم.

00:30:17.620 --> 00:30:18.590
‫وای نه.

00:30:18.590 --> 00:30:20.300
‫« آنجلا نیست!
‫مینی هونرادائه. »

00:30:20.300 --> 00:30:21.760
‫« از دست آرچی فرار کرده. »

00:30:23.380 --> 00:30:25.180
‫« اون به آنجلا واترز بی‌حرمتی کرده. »

00:30:25.180 --> 00:30:26.760
‫« دوستاش بهش میگن ماوس. »

00:30:28.180 --> 00:30:30.310
‫« بالای سمساری هونرادا زندگی می‌کنه. »

00:30:31.220 --> 00:30:32.440
‫« مامان بزرگـه باید »

00:30:32.440 --> 00:30:33.640
‫« اولین قربانیِ... »

00:30:33.640 --> 00:30:35.020
‫« شب حساب باشه! »

00:30:56.760 --> 00:30:58.420
‫کریستین؟

00:30:58.920 --> 00:31:00.420
‫چه خبر شده؟

00:31:00.420 --> 00:31:03.800
‫اومدن فیلم بدون اسم
‫قتل‌عام میلوود رو فیلم‌برداری کنن.

00:31:03.800 --> 00:31:05.530
‫خیلی خفنـه.

00:31:05.530 --> 00:31:06.740
‫کارگردانـش کیه؟

00:31:11.960 --> 00:31:14.060
‫نظرت چیه تبز؟

00:31:14.060 --> 00:31:15.910
‫می‌خوای دختر بازمانده‌ـم باشی؟

00:31:35.960 --> 00:31:38.140
‫« پنج‌شنبه »

00:31:38.140 --> 00:31:41.020
‫مربی رودز،
‫دیشب با مادرم مشورت کردم،

00:31:41.730 --> 00:31:43.360
‫که تو دانشکده‌ی حقوقـه

00:31:43.360 --> 00:31:47.820
‫و برای سومین شرکت حقوقیِ
 .بزرگ پیتسبرگ کار می‌کنه

00:31:47.820 --> 00:31:51.070
‫- مشورت خوبی هم بهم داد.
‫- چه مشورتی؟

00:31:51.070 --> 00:31:52.660
‫اولاً که...

00:31:52.660 --> 00:31:57.040
‫این اظهارنامه‌ی مادر بچه‌ایـه
 که نجاتـش دادم

00:31:57.040 --> 00:31:59.750
‫همون موقعی که استرینگ‌بین
‫سهل‌‌انگارانـه مشغول کار بوده.

00:31:59.750 --> 00:32:02.290
‫خیلی‌خب،
‫می‌ذارمـش تو پرونده‌ـت.

00:32:02.290 --> 00:32:03.960
‫عالیـه.

00:32:03.960 --> 00:32:07.300
‫این‌ها رو هم کنارش بذارین.

00:32:07.300 --> 00:32:09.970
‫این هم گزارشات کاپیتانیمـه.

00:32:09.970 --> 00:32:14.800
‫یه سابقه‌ی کامل و دقیق
‫از اتفاقات تابستونمـه،

00:32:14.800 --> 00:32:19.600
‫و به‌نظرم متوجه میشین
‫که اون «قلدری در حق استرینگ‌بین»،

00:32:19.600 --> 00:32:24.860
‫در برابر اذیت و آزارها
و ناشایستگی‌هایی که

00:32:24.860 --> 00:32:28.070
‫از طرف مدیریت اینجا بهم وارد شده،
‫هیچی نیست.

00:32:28.070 --> 00:32:34.450
‫از جمله خود شما
‫و تیمی که جمع کردین.

00:32:35.120 --> 00:32:36.910
‫بله.

00:32:36.910 --> 00:32:39.370
‫مامانـم گفت اگه سوالی داشین
‫بهش زنگ بزنین.

00:32:39.370 --> 00:32:43.080
‫اون و وکیل‌هایی که روش نظارت دارن

00:32:43.080 --> 00:32:44.790
‫خوشحال میشن

00:32:44.790 --> 00:32:49.380
‫که درصورتی‌ که به‌خاطر این موضوع،
‫خدشه‌ای به پرونده‌ی سوابقم وارد شه،

00:32:49.380 --> 00:32:52.680
‫مراحل‌ قانونی‌ای که علیه‌تون شروع میشه رو
‫ توضیح بدن.

00:32:54.090 --> 00:32:56.470
‫به‌خاطر این ادعای جعلی.

00:33:13.200 --> 00:33:14.070
‫لعنتی.

00:33:15.700 --> 00:33:17.240
‫لعنتی.
‫لعنتی.

00:33:17.240 --> 00:33:20.040
‫مدرسه‌ـم خیلی دیر شده.

00:33:20.040 --> 00:33:21.290
‫هان؟

00:33:21.290 --> 00:33:22.790
‫وای خدا...

00:33:22.790 --> 00:33:24.620
‫راستـش شب واقعاً خوب خوابیدم.

00:33:24.620 --> 00:33:26.920
‫نه بی‌خوابی کشیدم،
‫نه کابوسی دیدم.

00:33:26.920 --> 00:33:28.290
‫خدایا،
‫تو...

00:33:28.290 --> 00:33:31.840
‫از قرص‌ خواب‌آور بهتری.

00:33:31.840 --> 00:33:32.970
‫چیز خوبیـه؟

00:33:34.970 --> 00:33:39.390
‫باور کن خیلی عالیـه.

00:33:39.390 --> 00:33:42.640
‫ممنون که باعث شدی
 .احساس امنیت داشته باشم

00:33:43.140 --> 00:33:44.480
‫خب دیگه.

00:33:44.480 --> 00:33:46.310
‫من...

00:33:46.310 --> 00:33:48.190
‫بعداً می‌بینمـت،
‫خب؟

00:33:48.190 --> 00:33:49.520
‫منتظرم.

00:33:52.720 --> 00:33:53.780
‫خدافظ.

00:33:53.780 --> 00:33:56.660
‫♪ Wet Tennis - Sofi Tukker ♪

00:34:04.830 --> 00:34:06.250
‫- ایموجن.
‫- تبی.

00:34:06.250 --> 00:34:08.250
‫- وای خدا.
‫- خیلی دیرمون شده.

00:34:08.250 --> 00:34:10.000
بعد کلاس با بچه‌ها جلسه داریم دیگه؟

00:34:10.000 --> 00:34:11.460
‫معلومه.

00:34:15.420 --> 00:34:17.970
‫- نوآ اولیور؟
‫- بله.

00:34:17.970 --> 00:34:20.980
‫بالاخره هم خانم آدامز
 .و هیورث تشریف آوردن

00:34:20.980 --> 00:34:22.890
‫کلاس رو مزین کردین.

00:34:24.100 --> 00:34:26.690
‫شرمنده خانم گیبنز.

00:34:26.690 --> 00:34:30.610
‫دیگه تکرار نمیشه
‫خانم گیبنز.

00:34:30.610 --> 00:34:32.570
‫انگار بعضی‌ها کارای خاک‌بر‌سری کردن.

00:34:32.570 --> 00:34:35.390
‫- تاحالا اینطوریـش رو ندیده بودم.
‫- معلومه.

00:34:35.530 --> 00:34:36.440
‫آره بابا.

00:34:36.440 --> 00:34:38.950
‫هلن ریپلی؟

00:34:40.200 --> 00:34:43.040
‫- دهن باز کنین.
‫- تموم جزئیات رمانتیکـش رو بگین.

00:34:43.040 --> 00:34:46.400
آمار پک‌های شکم‌هاشون هم
‫از جفت‌تون می‌خوام.

00:34:48.460 --> 00:34:50.840
‫خب،
‫هیچ اتفاقی نیفتاد.

00:34:51.540 --> 00:34:52.630
‫فقط...

00:34:53.550 --> 00:34:54.710
‫خوابیدیم.

00:34:55.320 --> 00:34:58.800
‫اما خیلی احساس امنیت داشتم.

00:34:58.800 --> 00:35:01.700
‫وای!
‫چه خوب.

00:35:02.390 --> 00:35:04.560
‫- تبیتا؟
‫- خیلی‌خب.

00:35:04.560 --> 00:35:07.310
‫ما هم فقط خوابیدیم،

00:35:07.310 --> 00:35:11.280
‫قبلـش هم همه‌چی رو درمورد رُز خبیث
‫بهش گفتم و از خونه‌ـش پرتـم نکرد بیرون.

00:35:11.280 --> 00:35:13.440
‫زیادی خوب بود.

00:35:13.440 --> 00:35:17.110
‫من رو تخت کریستین خوابیدم
‫و اون کنارم رو زمین خوابید.

00:35:17.110 --> 00:35:21.120
‫البته تا وقتی که خوابم برد، ‫دستای هم رو
.گرفته بودیم که خیلی دوست داشتم

00:35:21.120 --> 00:35:23.200
‫- خدایا.
‫- چقدر رویایی.

00:35:23.200 --> 00:35:26.690
‫اون‌وقت من فکر می‌کردم
‫اَش آخرین جنتلمن واقعی دنیاس.

00:35:26.870 --> 00:35:29.750
‫فقط همین؟
‫خوابیدین؟

00:35:29.750 --> 00:35:31.580
‫هرکسی سرعت خودش رو داره نوآ.

00:35:31.580 --> 00:35:35.800
‫به‌نظر من که خیلی خوبه.
‫واقعاً از این پسرا حس خوبی گرفتم.

00:35:37.760 --> 00:35:42.640
‫راستی، مسائل شخصیـت
 با شاون و جِن چیشد؟

00:35:42.640 --> 00:35:44.390
‫ما...

00:35:45.680 --> 00:35:46.810
‫من و شاون کات کردیم.

00:35:48.730 --> 00:35:50.650
‫اما راستش...
‫به‌نظرم اشکالی نداره.

00:35:51.270 --> 00:35:53.810
‫حالا می‌تونم...

00:35:53.810 --> 00:35:55.440
‫رابطه‌ـم رو با جِن جدی کنم.

00:35:57.110 --> 00:36:00.030
‫راستی،
‫یه پیچش داستانی دیگه.

00:36:00.030 --> 00:36:03.280
‫با دکتر سالیوان حرف زدم
‫پشماتون می‌ریزه...

00:36:04.030 --> 00:36:05.660
‫اون هم بچه‌ـش رو از دست داده.

00:36:05.660 --> 00:36:06.620
‫چی؟

00:36:06.620 --> 00:36:08.040
‫چی گفت؟

00:36:08.040 --> 00:36:11.750
‫ظاهراً وقتی داشته رُز واترز رو
‫درمان می‌کرده،

00:36:11.750 --> 00:36:14.420
‫رُز ازش خواسته که
‫به آرچی کمک کنه،

00:36:15.500 --> 00:36:16.420
‫اما اون نکرده.

00:36:18.090 --> 00:36:21.380
‫چندسال بعدش هم
‫پسرش کُشته شده.

00:36:21.380 --> 00:36:26.310
‫احتمالاً توسط اِی
‫یا یه لولوخوره‌خوره‌ی دیگه.

00:36:26.310 --> 00:36:28.640
‫خیلی دور از ذهن به‌نظر میاد.

00:36:28.640 --> 00:36:32.230
‫می‌دونم.
‫یعنی حرفـش رو باور کنم یا نه؟

00:36:32.230 --> 00:36:37.530
‫حالا که بحثـش شد، من هم احتمالاً خیلی جدی
‫جامعه‌ی اسپوکی‌اسپاگتی رو

00:36:37.530 --> 00:36:41.360
‫با گذاشتن یه ویدیو از خودم
‫که توش گفتم آنجلا واترزم، بهم ریخته باشم.

00:36:41.360 --> 00:36:45.870
‫خب، اوضاع به‌نظر...
‫اصلاً خوب نمیاد.

00:36:45.870 --> 00:36:47.200
‫چون نیست.

00:36:47.200 --> 00:36:48.330
‫وحشتناکـه.

00:36:48.330 --> 00:36:51.000
‫من هم زنگ زدم به معلم کامپیوترم

00:36:51.000 --> 00:36:53.170
‫و عملاً بهش التماس کردم
‫تا ببینمـش

00:36:53.170 --> 00:36:56.090
‫که ببینه می‌تونه از
 اسپوکی‌اسپاگتی سر در بیاره؟

00:36:56.090 --> 00:37:00.590
‫شاید راهی باشه...
‫که بتونه از کار بندازتش.

00:37:00.590 --> 00:37:04.180
‫تا وقتی هم که روز حساب‌رسی برسه،

00:37:04.180 --> 00:37:07.850
‫فکر کنم همه‌مون توی تیررسیم.

00:37:08.240 --> 00:37:11.020
‫دیگه هم فقط تبی تو خطر نیست.

00:37:12.350 --> 00:37:15.020
‫خدایا. چیزی نیست.
‫چیزی نیست.

00:37:15.020 --> 00:37:17.400
‫فقط...
‫الو؟

00:37:17.400 --> 00:37:19.860
‫- دکتر سالیوان؟
‫- ایموجن؟

00:37:20.880 --> 00:37:22.860
‫داستانی که برات تعریف کردم رو یادتـه؟

00:37:24.060 --> 00:37:26.180
‫می‌تونم بهت ثابتـش کنم.

00:37:30.080 --> 00:37:31.250
<i>‫مامان؟</i>

00:37:32.410 --> 00:37:34.370
‫کی رو مقصر مرگ کارن می‌دونی؟

00:37:35.270 --> 00:37:38.610
‫« کارن بیزلی »

00:37:38.610 --> 00:37:40.720
‫آرچی واترز خواهرت رو کشته.

00:37:42.260 --> 00:37:45.300
‫البته همه‌چی با اون ویدیو
‫از خواهرت شروع شد.

00:37:45.300 --> 00:37:48.890
‫اون شوخی مسخره توی اورفیوم.

00:37:48.890 --> 00:37:50.720
‫اگه به‌خاطر اون دخترای عوضی نبود

00:37:50.720 --> 00:37:54.190
‫کارن هیچوقت نمی‌رفت زیر شیروونی.

00:37:54.190 --> 00:37:57.810
‫به امید خدا، ‫به زودی آرچی واترز
،به سزای عملـش می‌رسه

00:37:57.810 --> 00:38:00.940
‫اما دعا می‌کنم که اون دخترا

00:38:00.940 --> 00:38:04.110
‫به‌خاطر کاری که با کارن کردن
‫توی آتیش زجر بکشن.

00:38:05.320 --> 00:38:07.530
‫هنوز تاوان کارشون رو ندادن کِلی.

00:38:09.420 --> 00:38:11.080
‫اما میدن.

00:38:20.380 --> 00:38:22.420
‫وای.

00:38:22.420 --> 00:38:25.550
‫- واقعاً این کار رو کرده.
‫- آره.

00:38:25.550 --> 00:38:29.930
‫وِس عملاً از گروه...
‫و میلوود خارج شده.

00:38:32.470 --> 00:38:36.230
‫ممنون که باهام اومدی
‫به اینجا سر بزنیم.

00:38:36.230 --> 00:38:38.310
‫بعد از کابوس وحشتناک دیشبـم،

00:38:38.310 --> 00:38:41.150
‫باید مطمئن می‌شدم که بهمون حقه نزده باشه

00:38:41.150 --> 00:38:43.610
‫اون هم تو این بحبوحه‌ی مشکلات روانی‌مون.

00:38:44.400 --> 00:38:45.440
‫کاری نکردم.

00:38:46.320 --> 00:38:47.820
‫ناراحت شدم همچین خوابی دیدی.

00:38:47.820 --> 00:38:50.280
‫خیلی ترسناک بود.

00:38:52.420 --> 00:38:56.330
‫اما بهم هم کمک کرد
‫که تصمیمـم رو هم بگیرم.

00:38:57.560 --> 00:38:59.680
‫حدس بزن این تابستون چه‌خبره؟

00:38:59.680 --> 00:39:04.090
‫فیلم سیاه‌پوستی قتل عام میلوود خودم رو
‫بدون شرمندگی می‌سازم.

00:39:04.090 --> 00:39:06.470
‫چون آخه عوضی‌ها...

00:39:06.470 --> 00:39:08.180
‫این داستان ماس.

00:39:08.180 --> 00:39:10.800
‫ضربه‌ی روحی من و دوستامـه.

00:39:10.800 --> 00:39:13.010
‫و خودم باید تعریفـش کنم.

00:39:13.860 --> 00:39:15.920
‫برای خودمون.

00:39:17.310 --> 00:39:19.480
‫من که خیلی پایه‌ـم.

00:39:20.500 --> 00:39:22.520
‫اما تبی...

00:39:22.520 --> 00:39:25.820
‫بعد از چیزایی که دیشب بهم گفتی

00:39:25.820 --> 00:39:29.990
‫درمورد رُز خبیث ‫و این که
 ...تو بازمانده‌ترین دختر بازمانده‌ای

00:39:29.990 --> 00:39:33.700
‫آره، احتمالاً نفر بعدی‌ای که رُز خبیث
‫ قراره بره سراغـش منم، می‌دونم.

00:39:33.700 --> 00:39:37.370
‫خب‌ به‌نظرم باید مثل جوردن پیل در بریم.

00:39:37.370 --> 00:39:41.170
‫یعنی همین امشب
 .فلنگ رو ببندیم و بریم

00:39:41.170 --> 00:39:42.500
‫من...

00:39:43.360 --> 00:39:46.820
‫نمی‌تونم کریستین.

00:39:47.660 --> 00:39:50.120
‫نمی‌تونم دوستام رو تنها بذارم.

00:39:50.440 --> 00:39:54.930
‫حتی اگه بخوام برم هم

00:39:54.930 --> 00:39:57.390
‫کی گفته که رُز خبیث
‫راه نمیفته بیاد دنبالـم؟

00:39:57.390 --> 00:40:00.440
‫مثل قسمت دوم فیلمِ
‫ «جمعه‌ی سیزدهم» می‌مونه.

00:40:00.440 --> 00:40:02.230
جیسون هم
 از اردوگاه ‫کریستال لیک رفت

00:40:02.230 --> 00:40:04.360
‫و آلیس هرجا که می‌رفت
‫اون هم دنبالـش بود.

00:40:06.690 --> 00:40:07.530
‫باشه پس.

00:40:08.080 --> 00:40:11.070
‫من کنارتـم تبی.

00:40:11.070 --> 00:40:13.370
‫هرچی که لازم داشتی
‫بدون من هوات رو دارم.

00:40:14.740 --> 00:40:17.410
‫پس حالا که اینطور شد...

00:40:17.410 --> 00:40:20.520
‫کمکـم می‌کنی که تابستون
‫فیلمـم رو بسازم؟

00:40:20.520 --> 00:40:23.130
‫معلومه.

00:40:23.130 --> 00:40:24.460
‫کِی شروع کنیم؟

00:40:24.460 --> 00:40:28.550
‫واسه تاریخ شروع
‫هدفـم یکم اوتـه.

00:40:28.550 --> 00:40:32.550
‫چون من قراره همینجا باشم کریستین،

00:40:33.180 --> 00:40:36.180
‫صحیح و سالم،

00:40:36.180 --> 00:40:38.220
‫تا یه فیلم خفن ترسناک بسازم.

00:40:38.220 --> 00:40:41.190
‫و مثل جیسون،

00:40:41.190 --> 00:40:43.520
‫رُز خبیث هم می‌تونه بره به جهنم.

00:40:50.060 --> 00:40:54.160
‫بازم ممنون که قبول کردین
 .بیام پیش‌تون آقای جی

00:40:54.160 --> 00:40:56.760
‫اگه اضطراری نبود
‫ازتون نمی‌خواستم.

00:40:56.760 --> 00:40:58.280
‫خب تو شوخی نمی‌کردی ماوس.

00:40:58.280 --> 00:41:02.540
‫- این وبسایت واقعاً حال‌بهم‌زنـه.
‫- و همچنین خطرناک.

00:41:02.540 --> 00:41:05.500
‫آقای جی، یعنی نمیشه یه جوری
‫از کار انداختـش؟

00:41:05.500 --> 00:41:08.750
‫خب شاید بشه یه کاری کرد
‫که هنگ کنه.

00:41:08.750 --> 00:41:11.420
‫فقط باید سروری که
 ...میزبان وبسایتـه رو پیدا کنم

00:41:11.420 --> 00:41:14.090
‫بعدش می‌تونیم از کار بندازیمـش.

00:41:14.090 --> 00:41:17.760
‫سرور رو از کار بندازین.
‫سایت رو از کار بندازین. چه فکر خوبی.

00:41:17.760 --> 00:41:19.600
‫خب چطوری می‌تونیم
 منبعـش رو پیدا کنیم؟

00:41:19.600 --> 00:41:21.890
‫شاید بتونم ردش رو بگیرم
‫اما یه چندروزی طول می‌کشه.

00:41:21.890 --> 00:41:23.940
.اشکالی نداره

00:41:23.940 --> 00:41:26.270
‫وای خدا.
‫ممنونم آقای جی.

00:41:26.270 --> 00:41:29.230
‫شما واقعاً فرشته‌ی نجاتیـن.

00:41:29.230 --> 00:41:31.110
‫ممکنه جونم رو نجات بدین.

00:41:52.120 --> 00:41:53.580
‫مامان؟

00:41:54.930 --> 00:41:58.720
‫بهتر نیست بریم توی کمد
‫تا واسه کارن دعا کنیم؟

00:41:58.720 --> 00:42:01.310
‫فکر خیلی خوبیـه کِلی.

00:42:02.680 --> 00:42:05.310
‫نظرت چیه قبل از شروع
‫یه فنجون چایی دیگه برات بیارم؟

00:42:06.020 --> 00:42:07.230
‫ممنون عزیز دلم.

00:42:11.900 --> 00:42:13.610
‫می‌دونم یه دروغایی گفتم

00:42:13.610 --> 00:42:15.660
‫اما هیچوقت درمورد این قضیه
 .دروغ نمیگم

00:42:16.300 --> 00:42:18.220
‫« سباستین سالیوان »

00:42:18.440 --> 00:42:21.580
‫مرگ سباستین من رو به انجام
‫خیلی از کارها سوق داد.

00:42:21.580 --> 00:42:25.290
‫می‌دونم این ناحقی‌ای که بهتون کردم رو
‫توجیه نمی‌کنه،

00:42:25.290 --> 00:42:28.330
‫اما گفتم اگه بگم بیای اینجا

00:42:28.330 --> 00:42:32.380
‫شاید یکم بهتر بتونی درکـم کنی.

00:42:32.380 --> 00:42:36.090
‫و شاید من رو ببخشی.

00:42:39.680 --> 00:42:43.720
‫می‌خواستم توی رُزوود خاکـش کنم،
‫محل زندگی‌مون...

00:42:46.140 --> 00:42:48.190
‫اما ما اصالتاً اهل میلوودیم برای همین...

00:42:48.190 --> 00:42:51.150
‫جاییـه که خونواده‌ـم هست.

00:42:54.320 --> 00:42:56.610
‫اگه دلتون خواست
‫می‌تونم تنهاتون بذارم.

00:42:58.700 --> 00:43:00.990
‫برم به مادرم یه سری بزنم.

00:43:00.990 --> 00:43:02.370
‫امکانـش هست، ایموجن؟

00:43:03.540 --> 00:43:04.500
‫بله.

00:43:19.010 --> 00:43:20.550
‫چیشده جِن؟

00:43:22.390 --> 00:43:23.810
‫شاون درموردمون خبردار شده.

00:43:24.620 --> 00:43:25.850
‫شاون اومده اینجا؟

00:43:26.840 --> 00:43:30.140
‫آره،
‫فهمید.

00:43:30.140 --> 00:43:32.570
‫که ما با هم بودیم.

00:43:32.570 --> 00:43:35.230
‫خیلی هم عصبانی شد
‫و اومد اینجا.

00:43:35.230 --> 00:43:39.700
‫عصبانی بود و فحش می‌داد
‫و داد و بیدار می‌کرد.

00:43:40.400 --> 00:43:42.430
‫این کار رو هم کرد.

00:43:46.620 --> 00:43:48.210
‫یاخدا.

00:43:54.920 --> 00:43:56.880
‫پشیمون میشه.

00:44:00.130 --> 00:44:01.340
‫از جات تکون نخور جِن.

00:44:01.340 --> 00:44:03.760
اون رو می‌خوای چی‌کار؟

00:44:03.760 --> 00:44:06.180
‫کِلی،
‫چی‌کار می‌کنی؟ بذار بیام برون!

00:44:07.680 --> 00:44:09.270
‫چیرخورم کردی.

00:44:09.270 --> 00:44:11.690
‫در رو باز کن بچه.

00:44:13.560 --> 00:44:14.940
‫فرن،
‫بازم منم.

00:44:14.940 --> 00:44:17.320
‫- بذار بیام بیرون!
‫- باید از خونه بیام بیرون و باهات حرف بزنم.

00:44:17.320 --> 00:44:19.360
‫- کِلی!
‫- تو استخر می‌بینمـت.

00:44:19.360 --> 00:44:21.240
‫احتمالاً‌ درمورد مامانـم
‫حق با تو بود.

00:44:23.570 --> 00:44:25.080
‫خب،
‫داشتی می‌گفتی.

00:44:25.080 --> 00:44:27.790
‫بعد از این که از خجالت مربی رودز در اومدی،
‫چی‌کار کرد؟

00:44:28.910 --> 00:44:31.460
‫بیشتر کارها رو من کردم.

00:44:33.040 --> 00:44:34.460
‫از استخر استعفا دادم.

00:44:35.240 --> 00:44:37.460
‫واسه چی؟

00:44:37.460 --> 00:44:41.590
‫می‌دونم اولـش خیلی اذیتـت کردم
‫اما تو از همه‌مون بهتری.

00:44:42.340 --> 00:44:43.930
‫حقتـه کاپیتان باشی.

00:44:43.930 --> 00:44:45.970
‫مطمئن باش خودم می‌دونم.

00:44:45.970 --> 00:44:49.560
‫و بابتـش ازت ممنونـم.

00:44:49.560 --> 00:44:51.520
‫اما دیشب که مامانـم حرف زدم

00:44:51.520 --> 00:44:55.730
‫فهمیدم که انجام دادن این کار
‫هیچوقت به‌خاطر توانایی‌هام نبوده.

00:44:55.730 --> 00:44:59.280
‫لازم نیست غریق‌نجات باشم
‫تا جون کسی رو نجات بدم.

00:45:01.150 --> 00:45:03.490
‫تمام این مدت

00:45:03.490 --> 00:45:06.660
‫همه‌ـش داشتم به خودم ثابت می‌کردم.

00:45:06.660 --> 00:45:12.040
‫ثابت می‌کردم که من هم موفقـم،
‫که گردن‌کلفت و قوی‌ام.

00:45:12.040 --> 00:45:15.540
‫اما نصیحت‌های دیشبـش
 .خیلی روشنـم کرد گرِگ

00:45:15.540 --> 00:45:19.300
‫لازم نیست خودم رو
‫به کسی ثابت کنم.

00:45:20.380 --> 00:45:22.200
‫حق با مامانتـه.

00:45:23.800 --> 00:45:26.550
‫قوی شدنـم توی امسال
‫دلیل داشت

00:45:26.550 --> 00:45:29.560
‫و به‌خاطر این نبود که
‫ پرستار شما بچه‌ها تو استخر بودم.

00:45:29.560 --> 00:45:31.560
‫به‌خاطر دوستام بود.

00:45:34.290 --> 00:45:37.090
‫« دیوی لی آدامز »

00:46:01.950 --> 00:46:05.280
‫« کارن بیزلی »

00:46:17.680 --> 00:46:19.700
‫دکتر سالیوان؟

00:46:23.610 --> 00:46:25.780
‫♪ In-A-Gadda-Da-Vida - Iron Butterfly ♪

00:46:55.430 --> 00:46:56.730
‫سلام لولا.

00:46:59.320 --> 00:47:01.280
.خدایا

00:47:01.920 --> 00:47:03.540
‫رُز؟

00:47:16.580 --> 00:47:17.710
‫لعنتی.

00:47:20.290 --> 00:47:21.920
<i>‫فرن،
‫بازم منم.</i>

00:47:21.920 --> 00:47:24.340
<i>‫باید از خونه بیام بیرون
‫ و باهات حرف بزنم.</i>

00:47:24.340 --> 00:47:26.010
<i>‫تو استخر می‌بینمـت.</i>

00:47:26.010 --> 00:47:28.460
<i>‫احتمالاً‌ درمورد مامانـم
‫حق با تو بود.</i>

00:47:30.952 --> 00:47:41.950
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:47:47.090 --> 00:47:52.280
‫♪ Sweet Revenge - Bangs ♪

00:47:52.280 --> 00:47:54.240
‫نوآ، چه گهی داری می‌خوری؟

00:47:57.480 --> 00:47:59.100
‫زده به سرت؟

00:48:01.120 --> 00:48:04.610
‫- چه مرگتـه؟
‫- چه غلطی کردی شاون؟

00:48:06.510 --> 00:48:09.800
‫اگه مشکلی داری، با منـه
‫نه با جِن.

00:48:09.800 --> 00:48:11.590
‫یعنی چی اینطوری رفتی پیشـش؟

00:48:11.590 --> 00:48:13.220
‫به دیوار مشت زدی شاون؟

00:48:13.220 --> 00:48:14.890
‫تو دروغگویی.
‫خیانت‌کاری.

00:48:16.400 --> 00:48:19.890
‫خیلی فرصت داشتی
‫تا راستـش رو بهم بگی نوآ.

00:48:19.890 --> 00:48:22.440
‫- پس چرا نگفتی؟
‫- باید می‌گفتم.

00:48:22.440 --> 00:48:23.690
‫و بابتـش هم شرمنده‌ـم.

00:48:23.690 --> 00:48:25.320
‫اما این حق رو نداری

00:48:25.320 --> 00:48:28.570
‫که بیای تو خونه‌ی کوفتیـم
‫و دوست‌دخترم رو تهدید کنی.

00:48:28.570 --> 00:48:31.030
‫رابطه‌ای که جِن داری
‫واقعی نیستـش.

00:48:32.200 --> 00:48:33.870
‫فقط می‌خواستی یکی رو نجات بدی.

00:48:33.870 --> 00:48:36.580
‫اصلاً نمی‌دونی چی داری میگی شاون.

00:48:37.620 --> 00:48:39.910
‫و به‌خدا قسم...

00:48:39.910 --> 00:48:43.040
‫اگه یه بار دیگه
 ،صدمتری خودم یا جِن ببینمـت

00:48:43.040 --> 00:48:46.420
‫بلایی که سر ماشینـت آوردم رو
‫سر خودت میارم.

00:48:49.320 --> 00:48:51.880
‫♪ تو فکر و خیال خودم بودم ♪

00:48:51.880 --> 00:48:53.720
<i>‫♪ خون جلوی چشمام رو گرفته ♪</i>

00:48:53.720 --> 00:48:55.220
<i>‫♪ می‌خوام حرفی که زدم رو پس بگیرم ♪</i>

00:48:55.220 --> 00:48:56.930
<i>‫♪ روراست باشم
‫اما هنوز آماده نیستم ♪</i>

00:48:56.930 --> 00:49:00.480
<i>‫♪ رازهای محرمانـه شوخی‌بردار نیستن ♪</i>

00:49:00.480 --> 00:49:04.360
<i>‫♪ رازهای محرمانه به آدم‌ها آسیب می‌زنن ♪</i>

00:49:04.360 --> 00:49:07.820
<i>‫♪ رازهای محرمانـه شوخی‌بردار نیستن ♪</i>

00:49:07.820 --> 00:49:11.650
<i>‫♪ رازهای محرمانه به آدم‌ها آسیب می‌زنن ♪</i>

00:49:11.650 --> 00:49:14.990
<i>‫♪ رازها مثل یه تفنگ پُر می‌مونن ♪</i>

00:49:14.990 --> 00:49:18.950
<i>‫♪ رازها رو نوک زبونمـن ♪</i>

00:49:19.950 --> 00:49:24.210
<i>‫♪ ممکنـه واسه همه تعریفـش کنم ♪</i>

00:49:24.210 --> 00:49:28.130
<i>‫♪ سکوت اختیار کردی،
‫قسم خوردی که بی‌گناهی ♪</i>

00:49:28.130 --> 00:49:31.880
<i>‫♪ اما یادت نره که
‫با بوسه‌ی یهوداییت بهم خیانت کردی ♪</i>

00:49:31.880 --> 00:49:33.760
<i>‫♪ باید پیش همه لو بری ♪</i>

00:49:33.760 --> 00:49:35.890
<i>‫♪ که من رو کشیدی پایین ♪</i>

00:49:35.890 --> 00:49:39.310
<i>‫♪ بیست‌سال برات حکم می‌برن
‫و باید با لباسای راه‌راه، طلوع و غروب خورشید رو ببینی ♪</i>

00:49:39.310 --> 00:49:44.560
<i>‫♪ دستات به خون آلوده‌ـس ♪</i>

00:49:44.560 --> 00:49:46.810
<i>‫♪ تو بودی که ♪</i>

00:49:46.810 --> 00:49:51.740
<i>‫♪ شیطنت‌های درونم رو دیدی ♪</i>

00:49:53.200 --> 00:49:56.950
<i>‫♪ رازهای محرمانـه شوخی‌بردار نیستن ♪</i>

00:49:56.950 --> 00:50:00.700
<i>‫♪ رازهای محرمانه به آدم‌ها آسیب می‌زنن ♪</i>

00:50:00.700 --> 00:50:04.170
<i>‫♪ رازها مثل یه تفنگ پُر می‌مونن ♪</i>

00:50:04.170 --> 00:50:08.000
<i>‫♪ رازها رو نوک زبونمـن ♪</i>

00:50:08.000 --> 00:50:11.590
<i>‫♪ لب‌هام رو مهر و موم کن،
‫قفلـش کن ♪</i>

00:50:11.590 --> 00:50:15.742
<i>‫♪ و کلیدش رو هم بنداز دور ♪</i>