﻿WEBVTT

00:00:03.300 --> 00:00:04.665
‫دیگه وقتشه برگردم پیش رالف.

00:00:04.666 --> 00:00:06.332
‫الان پیش خودش فکر می‌کنه
‫چه اتفاقی برای من افتاده.

00:00:08.033 --> 00:00:09.865
‫من پرونده رو بردم.

00:00:09.866 --> 00:00:12.199
‫می‌دونم خانم، ولی اینم می‌دونم
‫که چی رو از دست دادین.

00:00:12.200 --> 00:00:13.999
‫خواهش می‌کنم باور کنید
‫که من اون مرد سابق نیستم.

00:00:14.000 --> 00:00:15.332
‫محاله اجازه بدم به...

00:00:15.333 --> 00:00:17.565
‫آگوستا اظهار عشق کنی.

00:00:17.566 --> 00:00:19.665
‫درست فکر می‌کنم که توام با
‫سلیقه‌ی من موافقی، آرتور؟

00:00:19.666 --> 00:00:20.899
‫برای انکارش بیخودی جنگیدم،

00:00:20.900 --> 00:00:22.099
‫ولی من عاشقتم.

00:00:23.933 --> 00:00:25.065
‫نه!

00:00:25.066 --> 00:00:26.165
‫دیگه خیلی دیر شده!

00:00:26.189 --> 00:00:31.189
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:31.213 --> 00:00:35.213
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:01:58.666 --> 00:02:01.232
‫ما به زودی توی ساحل...

00:02:01.233 --> 00:02:03.365
‫برای نوشیدن شامپاین و
‫بازی دور هم جمع میشیم.

00:02:03.366 --> 00:02:05.532
‫ظاهرا از وقتی از لندن برگشتیم همش مشغول...

00:02:05.533 --> 00:02:07.032
‫نوشیدن شامپاین با مونتروز...

00:02:07.033 --> 00:02:09.199
‫و دوستانش هستی.

00:02:09.200 --> 00:02:11.165
‫من داشتم پیروزیم رو جشن می‌گرفتم.

00:02:11.166 --> 00:02:13.600
‫جورجیانا...

00:02:15.866 --> 00:02:17.899
‫به خودت وقت دادی...

00:02:17.900 --> 00:02:20.399
‫که افشاگری‌های دادگاه رو هضم کنی؟

00:02:20.400 --> 00:02:23.232
‫من تمایلی ندارم که وقتم
‫رو صرف مسائل دادگاه بکنم.

00:02:23.233 --> 00:02:25.132
‫برام سوال شده که احیانا تو رو ...

00:02:25.133 --> 00:02:26.465
‫برای پیدا کردن مادرت مصمم نکرده؟

00:02:26.466 --> 00:02:30.232
‫من پذیرفتم که گشتن دنبالش مایوس کننده‌ست.

00:02:30.233 --> 00:02:33.899
‫از این به بعد، من فقط نگاهم به آینده‌ست.

00:02:33.900 --> 00:02:37.299
‫ولی تو چی؟

00:02:37.300 --> 00:02:40.432
‫دو هفته‌ی دیگه عروسیته.

00:02:40.433 --> 00:02:42.365
‫حس می‌کنم داری برگشتنت
‫رو عقب میندازی، درسته؟

00:02:42.366 --> 00:02:46.532
‫من می‌خوام مطمئن بشم که این
‫مرحله‌ی سخت رو به سلامت بگذرونی.

00:02:46.533 --> 00:02:49.232
‫همون‌طور که می‌بینی، من کاملا سلامتم.

00:02:49.233 --> 00:02:50.999
‫و من نمی‌تونستم قبل
‫از مهمونی فردای تو برم.

00:02:51.000 --> 00:02:54.699
‫تام و مری لطف کردن
‫میزبان این مهمونی باشن،

00:02:54.700 --> 00:02:57.299
‫ولی می‌ترسم که نکنه یه
‫مراسم خسته کننده باشه.

00:02:57.300 --> 00:02:58.999
‫آرتور!

00:02:59.000 --> 00:03:01.165
‫من و شارلوت...

00:03:01.166 --> 00:03:03.165
‫قراره هری و دوستاش رو توی ساحل ببینیم.

00:03:03.166 --> 00:03:04.499
‫بگو که توام میای.

00:03:04.500 --> 00:03:06.432
‫عه، من...

00:03:06.433 --> 00:03:08.199
‫مطمئن نیستم.

00:03:08.200 --> 00:03:11.399
‫شما دو تا چتون شده؟

00:03:11.400 --> 00:03:13.065
‫از زمان مهمونی تیراندازی،

00:03:13.066 --> 00:03:14.965
‫هردوتون دل و دماغ ندارین.

00:03:14.966 --> 00:03:16.500
‫منظورتو نمی‌فهمم.

00:03:18.833 --> 00:03:20.399
‫باشه.

00:03:20.400 --> 00:03:24.232
‫هرچیزی که شما دو تا رو
‫آزرده کرده، به نظر من...

00:03:24.233 --> 00:03:27.232
‫بهترین راه مقابله با
‫مشکلاتتون فراموش کردنشونه.

00:03:27.233 --> 00:03:29.065
‫ترجیحا با شامپاین.

00:03:36.333 --> 00:03:39.165
‫می‌تونم متقاعدت کنم که
‫اسبتو زین کنی و همراهم بیای؟

00:03:39.166 --> 00:03:41.699
‫خدایا، نه ممنون.

00:03:41.700 --> 00:03:44.033
‫برای همچین کار سختی خیلی زوده.

00:03:46.433 --> 00:03:48.199
‫برنامه‌ات این نبود که بعد
‫از مهمونی تیراندازی...

00:03:48.200 --> 00:03:50.299
‫برگردی لندن، پنج روز گذشته...

00:03:50.300 --> 00:03:52.132
‫و تو هنوز اینجایی.

00:03:52.133 --> 00:03:53.932
‫من نمی‌خوام زیادی بمونم، برادر،

00:03:53.933 --> 00:03:56.199
‫ولی هنوز آماده‌ی رفتن نیستم.

00:03:56.200 --> 00:03:59.365
‫من دارم از آشنا شدن با
‫لئو و آگوستا لذت می‌برم.

00:03:59.366 --> 00:04:01.132
‫و بانو دی کلمنت چطور؟

00:04:01.133 --> 00:04:03.332
‫تا الان این شاید اولین...

00:04:03.333 --> 00:04:06.199
‫دوستی من با یه خانم باشه.

00:04:06.200 --> 00:04:08.332
‫و از اون‌جایی که هیچ‌کدوم از ما کمترین...

00:04:08.333 --> 00:04:09.865
‫علاقه‌ی عاشقانه‌ای به هم نداریم،

00:04:09.866 --> 00:04:11.765
‫به شکل فرح‌بخشی ساده‌ست.

00:04:11.766 --> 00:04:12.932
‫شاید  داری بزرگ میشی.

00:04:12.933 --> 00:04:16.699
‫نه دیگه در این حد.

00:04:16.700 --> 00:04:19.732
‫بهت گفتم دوشیزه لمب یه مهمونی...

00:04:19.733 --> 00:04:22.332
‫برای جشن موفقیتش تو دادگاه گرفته؟

00:04:22.333 --> 00:04:23.965
‫جفتمون دعوتیم.

00:04:23.966 --> 00:04:25.932
‫می‌دونیم چه کسای دیگه‌ای حضور دارن؟

00:04:25.933 --> 00:04:28.399
‫به نظرم خانم هیوود اونجا باشه،

00:04:28.400 --> 00:04:29.700
‫اگر سوالت اینه.

00:04:35.100 --> 00:04:36.399
‫می‌دونم آخرین صحبتات با اون...

00:04:36.400 --> 00:04:37.932
‫طوری که امیدوار بودی پیش نرفت.

00:04:37.933 --> 00:04:39.700
‫من باید نگاهم به آینده باشه، ساموئل.

00:04:41.400 --> 00:04:42.999
‫به‌خاطر همین، بانو لیدیا و...

00:04:43.000 --> 00:04:44.066
‫مادرش رو به صرف چای دعوت کردم.

00:04:45.366 --> 00:04:46.466
‫پس خانم هیوود چی؟

00:04:47.733 --> 00:04:50.299
‫می‌خوای وانمود کنی وجود نداره؟

00:04:50.300 --> 00:04:52.400
‫احساساتت رو سرکوب می‌کنی؟

00:04:53.900 --> 00:04:57.099
‫به نظرم این شعار روی نشان خانوادگیمونه.

00:05:11.133 --> 00:05:14.232
‫آگوستای عزیزم،

00:05:14.233 --> 00:05:17.700
‫با هر کلمه‌ای که می‌نویسی،
‫در روحم رخنه می‌کنی.

00:05:20.300 --> 00:05:22.799
‫و هر روز که می‌گذره رنج جدایی...

00:05:22.800 --> 00:05:24.699
‫سخت‌تر میشه.

00:05:26.433 --> 00:05:29.899
‫من نمی‌تونم اجازه بدم که
‫شوهرخاله‌ات خوشبختیت رو خراب کنه.

00:05:29.900 --> 00:05:33.199
‫اگه راهی برای با هم بودن باشه،

00:05:33.200 --> 00:05:36.065
‫من پیداش می‌کنم.

00:05:49.666 --> 00:05:52.266
‫و شما کجا تشریف داشتی؟

00:05:53.533 --> 00:05:55.532
‫من دوست دارم قبل از ملاقات با...

00:05:55.533 --> 00:05:57.165
‫آقای هنکینز زمانی رو به تفکر بپردازم.

00:05:57.166 --> 00:05:59.399
‫با این آبروریزی مهمونی تیراندازی...

00:05:59.400 --> 00:06:02.465
‫معلومه که زحمات اون به هدر رفته.

00:06:02.466 --> 00:06:04.899
‫دوشیزه مارکام رو هدف گرفتی!

00:06:06.800 --> 00:06:09.932
‫یا بهتره بگم سالی ۵هزار پوندش؟

00:06:09.933 --> 00:06:11.599
‫من اصلا نباید از آقای کلبورن می‌پرسیدم...

00:06:11.600 --> 00:06:12.999
‫که می‌تونم باهاش در تماس باشم یا نه.

00:06:13.000 --> 00:06:14.499
‫عملکردم اشتباه بود.

00:06:14.500 --> 00:06:16.732
‫ولی می‌تونم قسم بخورم...

00:06:16.733 --> 00:06:19.733
‫از اون موقع نزدیکش نشدم.

00:06:23.000 --> 00:06:25.699
‫برای بانوی من.

00:06:25.700 --> 00:06:27.032
‫بوته‌ی خار؟

00:06:27.033 --> 00:06:29.500
‫کی برای من بوته‌ی خار...

00:06:30.500 --> 00:06:31.965
‫می‌فرسته؟

00:06:31.966 --> 00:06:33.132
‫حاضرم حدس بزنم.

00:06:56.566 --> 00:06:58.600
‫اون چیه؟

00:07:00.600 --> 00:07:03.032
‫فقط یه گله.

00:07:03.033 --> 00:07:06.132
‫ما توی گلخونه‌مون ارکیده نمی‌کاریم.

00:07:06.133 --> 00:07:07.565
‫ولی به نظرم بانو دنهام بکاره، درسته؟

00:07:07.566 --> 00:07:08.965
‫ممکنه.

00:07:08.966 --> 00:07:10.532
‫من خیلی شفاف گفتم که سر ادوارد...

00:07:10.533 --> 00:07:11.999
‫تماسی با تو نداشته باشه.

00:07:12.000 --> 00:07:14.799
‫ولی همون‌طور که انتظار داشتم،
‫اون به فریب وحیله متوسل شده.

00:07:14.800 --> 00:07:16.399
‫شما چاره‌ای براش نذاشتین.

00:07:16.400 --> 00:07:18.199
‫بهم بگو که باهاش تنها نبودی.

00:07:18.200 --> 00:07:22.199
‫این به شما چه ربطی داره؟

00:07:22.200 --> 00:07:24.299
‫من دخترتون نیستم.

00:07:24.300 --> 00:07:25.999
‫تو دیگه ارتباطی با اون مرد نداری.

00:07:26.000 --> 00:07:27.132
‫از الان، تو هیچ‌وقت...

00:07:27.133 --> 00:07:30.132
‫بدون همراه از خونه بیرون نمیری.

00:07:38.566 --> 00:07:41.732
‫تو قبلا نگرانی‌هاتو شفاف گفته بودی، مری.

00:07:41.733 --> 00:07:44.132
‫این یه راه‌حله، تام، یه
‫پیشنهاده از طرف خودم.

00:07:44.133 --> 00:07:47.132
‫یه راهی برای بهبود اوضاع
‫اولدتاون، به‌جای خراب کردنش.

00:07:47.133 --> 00:07:49.399
‫اگه تونستی یه دقیقه برای خوندنش وقت بذار.

00:07:49.400 --> 00:07:52.499
‫نه، نمی‌تونم، متاسفانه
‫برای یه قرار مهم دیرم میشه.

00:07:52.500 --> 00:07:54.765
‫چرا به حرفای من گوش نمیدی؟

00:07:54.766 --> 00:07:57.199
‫تو یه همسر فوق‌العاده‌ای،
‫مری، و یه مادر فداکار.

00:07:57.200 --> 00:07:58.632
‫ولی یه تاجر نیستی.

00:07:58.633 --> 00:08:00.732
‫چیزایی هست که تو درکشون نمی‌کنی.

00:08:00.733 --> 00:08:02.532
‫پس چرا فکرکردن به این
‫موضوع رو به من نمی‌سپری،

00:08:02.533 --> 00:08:04.499
‫و من اداره کردن خونه رو بسپارم...

00:08:04.500 --> 00:08:06.300
‫دست تو.

00:08:21.266 --> 00:08:26.865
‫به نظر میاد تازگیا خیلی روحیه‌ی
‫خوبی پیدا کردی، بئاتریس.

00:08:26.866 --> 00:08:29.500
‫فکر کنم علتش رو بدونم!

00:08:30.533 --> 00:08:32.065
‫می‌دونی، برادر؟

00:08:32.066 --> 00:08:35.932
‫چرا که نه، لطف خدا، خواهر.

00:08:35.933 --> 00:08:38.465
‫نظر تو این نیست؟

00:08:38.466 --> 00:08:40.599
‫و فکر نمی‌کنم توی این لطف تنها باشی.

00:08:40.600 --> 00:08:43.365
‫من متوجه احساس هدفمند بودن بیشتری...

00:08:43.366 --> 00:08:44.800
‫در تو شدم، سر ادوارد.

00:08:46.200 --> 00:08:48.165
‫این‌طور گفته نشده که خداوند به کسانی
‫که به خودشون کمک می‌کنن، کمک می‌کنه...

00:08:48.166 --> 00:08:49.965
‫آقای هنکینز؟

00:08:49.966 --> 00:08:51.865
‫دقیقا همین‌طوره.

00:09:02.266 --> 00:09:04.065
‫بیشتر می‌خوای؟

00:09:06.966 --> 00:09:10.932
‫اونا دوستاش از باث هستن،
‫یه عده آدم نسبتا باکلاس.

00:09:10.933 --> 00:09:13.299
‫ظاهرا اونا خیلی شیفته‌ی جورجیانا شدن.

00:09:13.300 --> 00:09:14.999
‫یا شیفته‌ی ثروتش.

00:09:15.000 --> 00:09:16.199
‫با یه سرگرمی چطورین؟

00:09:16.200 --> 00:09:17.465
‫ببینیم کی می‌تونه...

00:09:17.466 --> 00:09:19.365
‫تعداد بیشتری ماکارون رو ...

00:09:19.366 --> 00:09:20.365
‫توی زمان کمتری بخوره؟

00:09:25.133 --> 00:09:26.365
‫شاید نشنیده باشی،

00:09:26.366 --> 00:09:28.399
‫ولی جورجیانا رهبر تحریم شکر بوده.

00:09:36.233 --> 00:09:38.132
‫من دو پوند روی آرتور شرط می‌بندم.

00:09:42.066 --> 00:09:44.366
‫من شرکت نمی‌کنم، ممنون.

00:10:05.500 --> 00:10:08.565
‫اونا از اینکه توجه بهشون جلب بشه نمی‌ترسن.

00:10:08.566 --> 00:10:11.199
‫این فقط یه سرگرمی کوچیکه، شارلوت.

00:10:11.200 --> 00:10:13.400
‫تو شامپاین بیشتری لازم داری.

00:10:15.900 --> 00:10:17.732
‫آرتور.

00:10:17.733 --> 00:10:21.065
‫باید یه چیزی بپرسم.

00:10:21.066 --> 00:10:23.100
‫تو داری از زمان مهمونی تیراندازی
‫از من رو برمی‌گردونی؟

00:10:24.900 --> 00:10:27.365
‫من فکر کردم تو داری از من دوری می‌کنی.

00:10:29.833 --> 00:10:32.732
‫به نظر میاد تو کاملا با دوستات مشغولی.

00:10:32.733 --> 00:10:34.399
‫نه بابا.

00:10:34.400 --> 00:10:37.165
‫اونا فقط یه حواس‌پرتین.

00:10:37.166 --> 00:10:39.866
‫من خیلی بیشتر دوست دارم با تو باشم.

00:10:42.400 --> 00:10:43.665
‫هری، اینجایی!

00:10:43.666 --> 00:10:46.665
‫تو این چند روز خیلی کم دیدیمت.

00:10:46.666 --> 00:10:48.365
‫از وقتی این باثیا رسیدن.

00:10:48.366 --> 00:10:51.099
‫یا ممکنه که همه‌ی وقتت رو ...

00:10:51.100 --> 00:10:55.032
‫برای همراهی با دوشیزه لمب می‌گذرونی؟

00:10:55.033 --> 00:10:58.100
‫شما دو نفر کاملا جدانشدنی میشید.

00:10:59.900 --> 00:11:03.232
‫خانم هیوود، ایشالا که حالتون خوبه؟

00:11:03.233 --> 00:11:05.432
‫خیلی خوبم، ممنونم بانو لیدیا.

00:11:05.433 --> 00:11:08.199
‫ما خیلی منتظر مهمونیت هستیم، دوشیزه لمب.

00:11:08.200 --> 00:11:12.265
‫احتمالا،‌عه،‌برادران کلبورن هم حضور دارن؟

00:11:12.266 --> 00:11:13.665
‫هر دوشون رو دعوت کردم.

00:11:15.166 --> 00:11:18.699
‫خانم هیوود، باید بابت
‫توصیه‌تون تشکر کنم.

00:11:18.700 --> 00:11:21.732
‫وقتی گفت و گو رو به سگا و اسبا کشوندم،

00:11:21.733 --> 00:11:22.865
‫متوجه شدم آقای کلبورن...

00:11:22.866 --> 00:11:24.599
‫واقعا مصاحب دلنشینی هستن.

00:11:24.600 --> 00:11:25.865
‫خوشحالم.

00:11:25.866 --> 00:11:27.865
‫و این احساس کاملا دو
‫طرفه بوده، چون که از ما...

00:11:27.866 --> 00:11:31.199
‫دعوت شده فردا به هیریک پارک بریم.

00:11:31.200 --> 00:11:32.599
‫ظاهرا از زمان مرگ همسرش هیچ کسی...

00:11:32.600 --> 00:11:33.766
‫توجه اونو جلب نکرده.

00:11:35.000 --> 00:11:36.599
‫یعنی تا الان نه.

00:11:36.600 --> 00:11:39.732
‫- مادر.
‫- تو نمی‌تونی منو به‌خاطر هیجانم سرزنش کنی.

00:11:39.733 --> 00:11:42.499
‫احتمالا به زودی می‌بینم که...

00:11:42.500 --> 00:11:45.633
‫دو تا بچه‌هام سامون گرفتن.

00:11:52.033 --> 00:11:54.399
‫متاسفانه هرچی برادرم سخت‌گیرتر بشه،

00:11:54.400 --> 00:11:56.832
‫سر ادوارد جذاب‌تر به نظر میاد.

00:11:56.833 --> 00:12:00.065
‫هوم، خب، میوه‌ی ممنوعه
‫همیشه وسوسه‌انگیزتره.

00:12:00.066 --> 00:12:02.299
‫و وقتی جوون هستی، طبیعیه که...

00:12:02.300 --> 00:12:04.965
‫در مقابل پدر و مادرت نافرمانی کنی.

00:12:04.966 --> 00:12:07.465
‫باورم نمیشه شما تا حالا
‫سرکش بوده باشین، بانوی من.

00:12:07.466 --> 00:12:10.965
‫من به شدت غیرقابل کنترل بودم.

00:12:10.966 --> 00:12:13.099
‫کالسکه‌ی پدرم رو می‌دزیدم و...

00:12:13.100 --> 00:12:15.699
‫با سرعت مرگبار می‌روندمش.

00:12:15.700 --> 00:12:17.832
‫من هیچ‌وقت هیجانی مثل اون رو ندیدم.

00:12:17.833 --> 00:12:20.465
‫منم خیلی سر به راه نبودم.

00:12:20.466 --> 00:12:22.165
‫بعضیام ممکنه معتقد باشن که هنوز نیستم.

00:12:25.200 --> 00:12:28.065
‫من این روزا هیجان رو
‫بیشتر در فعالیتهای آروم می‌بینم،

00:12:28.066 --> 00:12:30.165
‫مثل همسریابی.

00:12:30.166 --> 00:12:33.032
‫هوم، فکر کنم باید شکست رو بپذیرید،

00:12:33.033 --> 00:12:36.665
‫حالا که برادرم قصدش رو در
‫مورد بانو لیدیا شفاف بیان کرده.

00:12:36.666 --> 00:12:42.832
‫وای، و دوشیزه هیوود
‫برمی‌گرده خونه پیش نامزدش.

00:12:42.833 --> 00:12:45.999
‫سوال من اینه حالا به چه
‫دلیلی باید توی سندیتون بمونم.

00:12:46.000 --> 00:12:49.666
‫شاید وقتشه که دنبال یه
‫حواس‌پرتی جای دیگه باشم.

00:12:53.033 --> 00:12:55.532
‫متاسفانه اونا دوستای واقعی نیستن.

00:12:55.533 --> 00:12:58.232
‫اونا بلدن چطور خوش بگذرونن.

00:12:58.233 --> 00:12:59.966
‫ولی ظاهرا تو یادت رفته.

00:13:03.533 --> 00:13:07.265
‫مربوط به آقای کلبورنه، درسته؟

00:13:07.266 --> 00:13:10.166
‫می‌دونی که هر چیزی رو می‌تونی به من بگی.

00:13:14.633 --> 00:13:18.665
‫بعد از مهمونی تیراندازی، اون...

00:13:18.666 --> 00:13:20.366
‫موقع قدم زدنم منو پیدا کرد.

00:13:23.833 --> 00:13:26.033
‫بهم گفت عاشقم بوده.

00:13:28.000 --> 00:13:32.332
‫و تا ابد شرمندگیش با
‫منه که، ما، همو بوسیدیم.

00:13:32.333 --> 00:13:35.465
‫- تو نباید احساس شرم داشته باشی.
‫- من دارم ازدواج می‌کنم، جورجیانا.

00:13:35.466 --> 00:13:36.899
‫ولی اگه اون احساساتشو
‫باهات درمیون گذاشته...

00:13:36.900 --> 00:13:41.099
‫من به رالف تعهد دارم،
‫به خانواده‌ام تعهد دارم.

00:13:41.100 --> 00:13:42.600
‫نمی‌تونم بشکنمش.

00:13:45.100 --> 00:13:46.699
‫حق با تو بود.

00:13:46.700 --> 00:13:50.599
‫برگشتنم به ویلینگدن رو عقب می‌نداختم.

00:13:50.600 --> 00:13:53.199
‫چطور می‌تونم با رالف روبرو بشم؟

00:13:53.200 --> 00:13:55.833
‫چطور می‌تونم بهش بگم؟

00:14:08.666 --> 00:14:09.699
‫رالف!

00:14:09.700 --> 00:14:11.699
‫شارلوت!

00:14:11.700 --> 00:14:14.599
‫تو روزنامه خوندم دادگاه
‫دوشیزه لمب با خوشی تموم شده.

00:14:14.600 --> 00:14:16.933
‫به‌خاطر همین اومدم که ببرمت خونه.

00:14:22.833 --> 00:14:26.332
‫شما من رو شکست نمیدید، قربان!

00:14:26.333 --> 00:14:29.132
‫بانو بلمانژ منصف و دلنشین ...

00:14:29.133 --> 00:14:31.765
‫به زودی مال من میشه!

00:14:32.800 --> 00:14:33.832
‫محاله،

00:14:33.833 --> 00:14:35.399
‫مردک پست!

00:14:45.766 --> 00:14:48.100
‫و پایان!

00:14:51.400 --> 00:14:53.633
‫ما امیدوار بودیم این حواست رو پرت کنه.

00:14:59.200 --> 00:15:02.200
‫بیا پرده‌ی دوم نمایش رو
‫بذاریم برای بعد، باشه؟

00:15:08.933 --> 00:15:11.099
‫بدون تو ...

00:15:11.100 --> 00:15:13.199
‫و آلیسون، پدرت برای برداشت محصول...

00:15:13.200 --> 00:15:15.065
‫سردرگم شده.

00:15:15.066 --> 00:15:18.032
‫ولی برای عروسیمون خیلی هیجان داره.

00:15:18.033 --> 00:15:20.165
‫مادرت شروع کرده به تزیین کلیسا.

00:15:20.166 --> 00:15:22.332
‫می‌خواستم زودتر بیام خونه، ولی،

00:15:22.333 --> 00:15:25.665
‫نگران جورجیانا بودم.

00:15:25.666 --> 00:15:28.266
‫ولی الان آماده‌ای که برگردی.

00:15:29.833 --> 00:15:31.899
‫امشب یه مهمونیه.

00:15:31.900 --> 00:15:34.899
‫برای جشن گرفتن پیروزی جورجیانا.

00:15:34.900 --> 00:15:37.399
‫دلم می‌خواد توش شرکت کنم.

00:15:37.400 --> 00:15:39.300
‫به‌خاطر اون.

00:15:41.066 --> 00:15:43.432
‫یه شب دیگه بمونم، رالف.

00:15:43.433 --> 00:15:45.333
‫بعدش میریم، قول میدم.

00:15:47.866 --> 00:15:50.133
‫اگه این چیزیه که می‌خوای، قبوله.

00:15:55.300 --> 00:15:56.765
‫حتی الان هم، بانوی من،

00:15:56.766 --> 00:15:58.332
‫یه تب توی اولدتاون فراگیر شده.

00:15:58.333 --> 00:16:00.732
‫بچه‌هایی اونجا هستن که به شدت بیمارن.

00:16:00.733 --> 00:16:03.165
‫خب اگه وضعیت محل
‫زندگیشون باعث بیماریشون شده،

00:16:03.166 --> 00:16:05.565
‫چرا می‌خوان اونجا بمونن؟

00:16:05.566 --> 00:16:07.165
‫ما وظیفه داریم بهشون کمک کنیم،

00:16:07.166 --> 00:16:08.599
‫نه اینکه مجبورشون کنیم از خونه‌هاشون برن!

00:16:08.600 --> 00:16:09.765
‫خانم پارکر...

00:16:09.766 --> 00:16:12.999
‫- آقای پرایس حرف شما رو قبول...
‫- خانم پارکر!

00:16:13.000 --> 00:16:15.165
‫با این‌که خوشحالم که بالاخره...

00:16:15.166 --> 00:16:17.099
‫قدرت بیان نظرت رو پیدا
‫کردی ولی ترجیح میدم...

00:16:17.100 --> 00:16:18.432
‫علیه من ازش استفاده نکنی،

00:16:18.433 --> 00:16:20.799
‫یا در مورد مسائل کاریم.

00:16:20.800 --> 00:16:23.765
‫و حدس می‌زنم که آقای پرایس و شوهرت هم...

00:16:23.766 --> 00:16:26.065
‫همین حس رو دارن.

00:16:26.066 --> 00:16:27.399
‫خودش اومد.

00:16:27.400 --> 00:16:29.432
‫صبح بخیر، بانوی من.

00:16:29.433 --> 00:16:30.999
‫صبح بخیر خانم پارکر.

00:16:31.000 --> 00:16:32.699
‫صبح بخیر.

00:16:32.700 --> 00:16:35.632
‫یه نفر برام یه دسته خار فرستاده.

00:16:35.633 --> 00:16:37.899
‫اونا تو رو یادم آوردن.

00:16:37.900 --> 00:16:40.099
‫شیک اما خاردار.

00:16:40.100 --> 00:16:42.599
‫ای پیر خرفت.

00:16:42.600 --> 00:16:44.532
‫پیر، من؟

00:16:44.533 --> 00:16:45.965
‫ولی ما هم سنیم.

00:16:45.966 --> 00:16:48.465
‫چرند نگو، من هشت سال از تو کوچیک‌ترم.

00:16:48.466 --> 00:16:50.032
‫قبلا نبودی.

00:16:50.033 --> 00:16:51.732
‫ساکت باش.

00:16:58.300 --> 00:17:00.400
‫خانم؟

00:17:08.200 --> 00:17:10.899
‫دنبال من فرستاده بودی، دوشیزه لمب؟

00:17:10.900 --> 00:17:13.032
‫فکر کنم روزنامه‌هارو خونده باشید.

00:17:13.033 --> 00:17:14.899
‫بله.

00:17:14.900 --> 00:17:17.099
‫پس، می‌دونید که دارن...

00:17:17.100 --> 00:17:20.965
‫به شایعه‌سازی و حدس و گمان
‫در مورد من ادامه میدن.

00:17:20.966 --> 00:17:23.465
‫اونا خیلی زود میرن سراغ یه شخص دیگه.

00:17:23.466 --> 00:17:27.065
‫هرچند، این رو بدون قضاوت میگم،

00:17:27.066 --> 00:17:28.899
‫اگه نمی‌خوای در موردت...

00:17:28.900 --> 00:17:32.732
‫شایعه‌پراکنی کنن، انقدر
‫خودت رو تو چشم ننداز.

00:17:32.733 --> 00:17:35.965
‫بهشون میگید دست بردارن
‫یا با عواقبش روبرو میشن.

00:17:35.966 --> 00:17:38.700
‫متاسفانه قانون درمورد
‫مطبوعات اختیارات کمی داره.

00:17:40.400 --> 00:17:42.099
‫اینم از نامه‌های امروز.

00:17:42.100 --> 00:17:45.499
‫نامه‌ای از یه مردی که ادعا
‫می‌کنه فامیل دور منه.

00:17:45.500 --> 00:17:49.065
‫یکی از یه زن که ظاهرا خواهر ناتنیمه.

00:17:49.066 --> 00:17:52.265
‫فکر می‌کردم شکست لاکهارت درس عبرت میشه.

00:17:52.266 --> 00:17:55.365
‫متاسفم، دوشیزه لمب.

00:17:55.366 --> 00:17:57.399
‫ولی به عنوان یه خانم مجرد،

00:17:57.400 --> 00:17:59.299
‫ توی موقعیت شکننده‌ای قرار داری.

00:17:59.300 --> 00:18:01.699
‫یادت نره، لاکهارت به طرز
‫خطرناکی به پیروزی نزدیک شد.

00:18:01.700 --> 00:18:04.899
‫من خواستم بیاید اینجا بهم کمک
‫کنید، نه اینکه بهم استرس بدید.

00:18:04.900 --> 00:18:06.999
‫من هرطوری که بتونم کمک می‌کنم.

00:18:07.000 --> 00:18:09.332
‫ولی باید روراست باشم.

00:18:09.333 --> 00:18:12.565
‫تنها راهی که این ادعاها رو تموم می‌کنه...

00:18:12.566 --> 00:18:16.299
‫اینه که یا از ثروتت دست بکشی،

00:18:16.300 --> 00:18:17.432
‫یا یه شوهر پیدا کنی.

00:18:23.866 --> 00:18:27.932
‫از مهمونی تیراندازی تو فکر حرفات بودم.

00:18:27.933 --> 00:18:32.265
‫گفتی اکثر مردا ذائقه‌شون
‫قرقاول رو می‌پسنده،

00:18:32.266 --> 00:18:35.699
‫ترجیح تو همیشه سیاه خروس بوده.

00:18:35.700 --> 00:18:39.065
‫ترسیدم شوکه‌ات کرده باشم.

00:18:39.066 --> 00:18:41.699
‫این کارو کردی.

00:18:41.700 --> 00:18:43.799
‫ولی...

00:18:43.800 --> 00:18:46.733
‫این شوک از شناخت خودم بود.

00:18:49.000 --> 00:18:50.399
‫چیزهایی که من حتی برای خودم...

00:18:50.400 --> 00:18:53.532
‫جرات اقرارش رو نداشتم،

00:18:53.533 --> 00:18:54.833
‫تو در قالب کلمات گفتی.

00:18:59.466 --> 00:19:04.565
‫من زندگیم رو دوست دارم،
‫هری، همون‌طوری که هست،

00:19:04.566 --> 00:19:06.899
‫من هیچ‌وقت دوست ندارم
‫توی ترس و رسوایی زندگی کنم.

00:19:06.900 --> 00:19:10.132
‫نگران اینم که خانواده‌ام
‫ممکنه چه فکری در موردم بکنن.

00:19:10.133 --> 00:19:12.600
‫برادرم، مری...

00:19:13.933 --> 00:19:16.933
‫اونا ممکنه اون‌طور که تو
‫انتظار داری غافلگیر نشن.

00:19:21.133 --> 00:19:24.432
‫و اگه بخوام بهت بگم که...

00:19:24.433 --> 00:19:27.799
‫ذائقه‌ام در مورد سیاه‌خروس...

00:19:27.800 --> 00:19:30.932
‫با تو مشترکه،

00:19:30.933 --> 00:19:35.599
‫چطور من، ما...

00:19:35.600 --> 00:19:38.799
‫منو ببخش،‌این خیلی عجیب و ...

00:19:38.800 --> 00:19:42.299
‫ناشناخته‌ست.

00:19:42.300 --> 00:19:45.965
‫یه دوستی هست.

00:19:45.966 --> 00:19:50.699
‫اون یه کلبه‌ی کوچیک توی ولز داره،

00:19:50.700 --> 00:19:53.999
‫توی رود وای.

00:19:54.000 --> 00:19:55.532
‫اونجا خیلی قشنگه.

00:19:55.533 --> 00:20:01.333
‫آدم می‌تونه هفته‌ها بدون
‫دیدن هیچ‌کس دیگه‌ای اونجا باشه.

00:20:02.933 --> 00:20:04.265
‫می‌خواستم بدونم که تو...

00:20:04.266 --> 00:20:06.266
‫هیچ چیزی رو اندازه‌ی این نمی‌خوام.

00:20:07.600 --> 00:20:10.665
‫پس تصمیمش گرفته شد.

00:20:10.666 --> 00:20:12.265
‫این‌طور به نظر میاد.

00:20:12.266 --> 00:20:16.665
‫من، آرتور پارکر...

00:20:18.066 --> 00:20:20.632
‫... سیاه‌خروس دوست دارم.

00:20:23.766 --> 00:20:26.932
‫مثل من، آرتور.

00:20:26.933 --> 00:20:29.165
‫یه سیاه‌خروس منحصربه‌فرد.

00:20:45.666 --> 00:20:47.433
‫بگیرش! اینه! همینه!

00:20:49.466 --> 00:20:50.500
‫دوشیزه کلبورن.

00:20:52.600 --> 00:20:54.665
‫یا بهتره بگم، سرهنگ کلبورن؟

00:20:54.666 --> 00:20:57.899
‫پدرم میگه شما نزدیک خونه‌مون نشید.

00:20:57.900 --> 00:21:01.332
‫بهم بگو،

00:21:01.333 --> 00:21:05.433
‫نظرت در مورد یه ماموریت مخفی چیه؟

00:21:28.633 --> 00:21:29.965
‫بیا عزیزم.

00:21:29.966 --> 00:21:34.732
‫بهتره یکم هوا بخوریم.

00:21:40.633 --> 00:21:43.232
‫نباید اجازه می‌دادم باعث عصبانیتم بشن.

00:21:43.233 --> 00:21:48.132
‫خب، هیچ‌کس دوست نداره
‫سوژه‌ی شایعه و حرف درآوردن باشه.

00:21:48.133 --> 00:21:50.332
‫منم خیلی از این موارد داشتم.

00:21:50.333 --> 00:21:54.865
‫هرچند عنوان، در مقابلشون مثل حفاظه.

00:21:54.866 --> 00:21:56.699
‫کافیه به بانو دی کلمنت نگاه کنی،

00:21:56.700 --> 00:21:58.599
‫اگر به‌خاطر موقعیتشون نبود...

00:21:58.600 --> 00:22:03.132
‫یه شخص طرد شده بودن.

00:22:03.133 --> 00:22:04.799
‫باید منو ببخشی.

00:22:04.800 --> 00:22:08.433
‫من و بانو لیدیا قراره به هیریک‌پارک بریم.

00:22:10.033 --> 00:22:12.233
‫قوی باش، عزیزم.

00:22:41.166 --> 00:22:43.966
‫من برات یه پیغام محرمانه دارم.

00:22:57.333 --> 00:23:01.865
‫باورم نمیشه انقدر خودتو کوچیک کردی که
‫از یه بچه به عنوان پیام‌رسون استفاده کنی.

00:23:01.866 --> 00:23:03.799
‫ببخشید.

00:23:03.800 --> 00:23:06.665
‫- وقتی جواب نامه‌ام رو ندادی،‌سردرگم بودم.
‫- انصافا...

00:23:06.666 --> 00:23:09.499
‫اون یه جاسوس کوچولوی خیلی لایقه.

00:23:09.500 --> 00:23:14.632
‫بهم گفت که شوهرخاله‌ات تو خونه حبست کرده.

00:23:14.633 --> 00:23:19.565
‫ادعا می‌کنه که می‌خواد
‫در برابر تو ازم محافظت کنه.

00:23:19.566 --> 00:23:21.365
‫نمی‌تونم سرزنشش کنم.

00:23:21.366 --> 00:23:22.765
‫اگه من جای اون بودم...

00:23:22.766 --> 00:23:25.399
‫چطور، چطور می‌تونی ازش دفاع کنی؟

00:23:25.400 --> 00:23:26.900
‫اون حقیقت رو نمی‌دونه.

00:23:27.633 --> 00:23:30.865
‫که نیت من کاملا صادقانه‌ست.

00:23:30.866 --> 00:23:34.999
‫که اگه من می‌تونستم،

00:23:35.000 --> 00:23:37.233
‫همین لحظه ازت خواستگاری می‌کردم.

00:23:40.800 --> 00:23:42.166
‫چی مانعت میشه؟

00:23:44.066 --> 00:23:46.066
‫اون هیچ‌وقت اجازه‌شو نمیده.

00:23:49.400 --> 00:23:50.732
‫تنها راهی که می‌تونیم باهم باشیم...

00:23:50.733 --> 00:23:54.366
‫اینه که یجوری فرار کنیم.

00:23:58.766 --> 00:24:00.832
‫هرچقدر هم مشتاق با تو بودن باشم،

00:24:00.833 --> 00:24:04.132
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم خودخواه باشم.

00:24:04.133 --> 00:24:07.965
‫خوشبختی و شرافت تو...

00:24:07.966 --> 00:24:11.000
‫تنها چیزایی هستن که برام مهمه.

00:24:14.166 --> 00:24:16.333
‫پس آگوستای عزیزم...

00:24:19.100 --> 00:24:23.965
‫متاسفانه باید باهات خداحافظی کنم.

00:24:31.566 --> 00:24:33.299
‫صبر کن!

00:24:33.300 --> 00:24:35.232
‫این تب رحم نداره.

00:24:35.233 --> 00:24:38.665
‫دورا فیلکینز کوچولوی
‫بیچاره به شدت مریض شده.

00:24:38.666 --> 00:24:40.465
‫من از دکتر فوکس خواستم
‫هرکاری می‌تونه انجام بده،

00:24:40.466 --> 00:24:41.899
‫ولی شک ندارم شرایط زندگیشون...

00:24:41.900 --> 00:24:43.032
‫توی این وضع نقش داشته.

00:24:43.033 --> 00:24:44.532
‫به‌خاطر همین این پیشنهاد...

00:24:44.533 --> 00:24:45.832
‫الان خیلی به موقع و حیاتیه.

00:24:45.833 --> 00:24:46.865
‫تو هم این‌طور فکر می‌کنی؟

00:24:46.866 --> 00:24:48.765
‫فکر من...

00:24:48.766 --> 00:24:50.899
‫ادامه بده، عزیزم.

00:24:50.900 --> 00:24:53.332
‫تس کوچولو که اون‌طور
‫برای یادگیری اشتیاق داشت.

00:24:53.333 --> 00:24:55.899
‫باعث شد فکر کنم...

00:24:55.900 --> 00:24:58.999
‫شاید بیارزه یه مدرسه بسازیم؟

00:24:59.000 --> 00:25:01.232
‫عجب ایده‌ی فوق العاده‌ای.

00:25:01.233 --> 00:25:03.299
‫ما می‌تونیم به همه‌ی
‫بچه‌های اونجا آموزش بدیم،

00:25:03.300 --> 00:25:04.599
‫پسرا و دخترا.

00:25:04.600 --> 00:25:06.299
‫ما، شارلوت؟

00:25:06.300 --> 00:25:09.065
‫ایشالا شما باید مشغول آموزش
‫به بچه‌های خودمون بشی.

00:25:09.066 --> 00:25:10.632
‫بله حتما.

00:25:10.633 --> 00:25:11.932
‫قرار گذاشتم که...

00:25:11.933 --> 00:25:13.765
‫امروز عصر آقای کلبورن رو
‫ببینم باهاش در مورد طرحام صحبت کنیم.

00:25:13.766 --> 00:25:15.833
‫احیانا...

00:25:17.000 --> 00:25:18.932
‫نمی‌خوای همراه من بیای، شارلوت؟

00:25:18.933 --> 00:25:21.699
‫می‌تونی ایده‌ی مدرسه‌تو بهش بگی.

00:25:21.700 --> 00:25:22.899
‫منصفانه نیست که...

00:25:22.900 --> 00:25:24.099
‫رالف رو تنها بذارم.

00:25:24.100 --> 00:25:25.299
‫رالف هم می‌تونه با ما بیاد!

00:25:25.300 --> 00:25:27.932
‫مطمئنم از نظر آقای کلبورن مشکلی نداره.

00:25:27.933 --> 00:25:29.599
‫من خیلی دوست دارم هیریک‌پارک رو ببینم.

00:25:29.600 --> 00:25:31.165
‫و بیشتر با کارفرمای سابقت...

00:25:31.166 --> 00:25:32.732
‫- آشنا بشم.
‫- راستش، مری،

00:25:32.733 --> 00:25:34.399
‫پیشنهاد خودت به تنهایی گویا و کامله.

00:25:34.400 --> 00:25:36.032
‫نیازی به همراهی ما نداری.

00:25:36.033 --> 00:25:38.299
‫با همه‌ی این حرفا
‫خوشحال می‌شدم اگه میومدید.

00:25:38.300 --> 00:25:39.699
‫باعث تقویت روحیه‌ام می‌شدید.

00:25:39.700 --> 00:25:41.299
‫پس تصمیمش گرفته شد.

00:25:41.300 --> 00:25:44.366
‫همه‌ی ما امروز عصر به
‫دیدن آقای کلبورن میریم.

00:25:47.133 --> 00:25:49.065
‫تو نمی‌دونی چی می‌خوای.

00:25:49.066 --> 00:25:50.932
‫خوب می‌دونم چی می‌خوام.

00:25:50.933 --> 00:25:53.732
‫من از تو می‌خوام که نجاتم بدی.

00:25:53.733 --> 00:25:55.432
‫کجا بریم؟

00:25:55.433 --> 00:25:57.399
‫هر جایی!

00:25:57.400 --> 00:25:59.866
‫این‌طور نیست که اینجا
‫کسی دلش برای من تنگ بشه.

00:26:01.000 --> 00:26:03.966
‫به غیر از لئو.

00:26:05.633 --> 00:26:07.400
‫وجدانم قبول نمی‌کنه این کارو بکنم.

00:26:09.633 --> 00:26:11.199
‫تو،

00:26:11.200 --> 00:26:14.032
‫توی این دنیا تنها کسی هستی که دوستش دارم.

00:26:14.033 --> 00:26:16.332
‫و اگر گستاخانه نباشه،

00:26:16.333 --> 00:26:19.065
‫تنها کسی که کمی به من اهمیت میده؟

00:26:19.066 --> 00:26:21.300
‫اصلا گستاخانه نیست.

00:26:22.500 --> 00:26:26.832
‫این ارزشمند نیست که به این فکر
‫کنیم همدیگه رو پیدا کردیم؟

00:26:26.833 --> 00:26:28.800
‫و با این‌حال، تقدیر با
‫ظالمانه‌ترین شکل با ما برخورد کرده.

00:26:30.433 --> 00:26:32.533
‫تقدیر ما رو سر راه هم قرار داده.

00:26:33.866 --> 00:26:38.366
‫ولی این شوهرخالمه که ما رو از هم جدا کرده.

00:26:40.100 --> 00:26:41.232
‫باید برگردی خونه،

00:26:41.233 --> 00:26:42.932
‫قبل از اینکه اون دنبالت بگرده.

00:26:42.933 --> 00:26:44.865
‫کی دوباره می‌بینمت؟

00:26:44.866 --> 00:26:46.899
‫توی مهمونی خانم لمب شرکت می‌کنی؟

00:26:46.900 --> 00:26:48.765
‫آره،

00:26:48.766 --> 00:26:51.999
‫ولی مدام زیر نظرم داره.

00:26:52.000 --> 00:26:53.299
‫خب این مهم نیست.

00:26:53.300 --> 00:26:55.832
‫حتی اگه نتونیم با هم صحبت کنیم،

00:26:55.833 --> 00:26:58.100
‫همین که صورتت رو برای بار آخر ببینم کافیه.

00:26:59.133 --> 00:27:01.599
‫آخرین بار؟

00:27:01.600 --> 00:27:02.932
‫چطور تحمل کنم که نزدیکت باشم،

00:27:02.933 --> 00:27:06.132
‫با دونستن اینکه هرگز
‫نمی‌تونیم با هم باشیم؟

00:27:06.133 --> 00:27:08.199
‫من قصد دارم از سندیتون برم.

00:27:16.166 --> 00:27:19.499
‫خیلی لطف دارید که اصطبلتون
‫رو به ما نشون میدید، آقای کلبورن.

00:27:19.500 --> 00:27:23.032
‫لیدیا خیلی منتظر این لحظه بود.

00:27:23.033 --> 00:27:26.265
‫برخلاف معمول مادرم اغراق نمی‌کنه.

00:27:26.266 --> 00:27:28.732
‫خب این دوست خوب من هانیباله.

00:27:28.733 --> 00:27:31.132
‫متاسفانه اون همیشه با
‫افرادی که نمی‌شناسه...

00:27:31.133 --> 00:27:32.132
‫خیلی مودب نیست.

00:27:32.133 --> 00:27:33.932
‫مشکلی نیست.

00:27:33.933 --> 00:27:36.432
‫تو خوب چهارنعل میری، هانیبال!

00:27:36.433 --> 00:27:38.932
‫ولی فکر کنم یکم به چپ می‌کشیدش،

00:27:38.933 --> 00:27:41.032
‫درسته؟

00:27:41.033 --> 00:27:42.032
‫خیلی تیزبینانه بود.

00:27:42.033 --> 00:27:44.432
‫من متوجه شدم نگه‌داشتن یه افسار...

00:27:44.433 --> 00:27:45.932
‫روی زین،

00:27:45.933 --> 00:27:48.465
‫و فورا رها کردنش لازمه‌ی این کاره.

00:27:48.466 --> 00:27:51.432
‫امتحانش می‌کنم.

00:27:51.433 --> 00:27:54.900
‫لیدیای من می‌تونه
‫وحشی‌ترین جونورا رو رام کنه.

00:27:58.600 --> 00:28:04.365
‫آقای کلبورن، خونه‌ی خوبی دارین.

00:28:04.366 --> 00:28:08.299
‫هرچند، خودم به عنوان
‫یه بیوه، تصور می‌کنم...

00:28:08.300 --> 00:28:09.765
‫این بیشتر باعث تنهایی میشه.

00:28:09.766 --> 00:28:12.399
‫خب، من خیلی تنها نیستم، علیاحضرت.

00:28:12.400 --> 00:28:16.332
‫من آگوستا و لئونورا رو دارم، و اوم...

00:28:16.333 --> 00:28:18.399
‫خب، همون‌طور که دیدید، یه اصطبل پر از اسب.

00:28:18.400 --> 00:28:19.599
‫تا زمانی‌که من اسب‌ها رو داشته باشم...

00:28:19.600 --> 00:28:21.232
‫و یه پیانو،

00:28:21.233 --> 00:28:23.665
‫به نظرم می‌تونستم تا ماه‌ها...

00:28:23.666 --> 00:28:24.999
‫ از مصاحبت با آدما صرف‌نظر کنم.

00:28:25.000 --> 00:28:26.599
‫باهاتون موافقم.

00:28:26.600 --> 00:28:29.900
‫واضحه که شما شبیه هم هستین.

00:28:30.866 --> 00:28:34.265
‫یه کالسکه الان رسید که خانم پارکر و ...

00:28:34.266 --> 00:28:36.999
‫خانم هیوود داخلش هستن.

00:28:37.000 --> 00:28:38.300
‫و یه مرد.

00:28:40.400 --> 00:28:41.466
‫ممکنه منو ببخشید؟

00:28:44.100 --> 00:28:47.732
‫چه مزاحمت ناخوشایندی.

00:28:47.733 --> 00:28:52.299
‫مخصوصا که تو داشتی
‫کارتو خوب انجام می‌دادی.

00:28:52.300 --> 00:28:54.365
‫خانم هیوود!

00:28:58.766 --> 00:28:59.932
‫آقای کلبورن،

00:28:59.933 --> 00:29:01.265
‫ممنون که موافقت کردین منو ببینین.

00:29:01.266 --> 00:29:03.399
‫امیدوارم مشکلی نداشته باشه،

00:29:03.400 --> 00:29:04.399
‫ولی من به خودم اجازه دادم که از ...

00:29:04.400 --> 00:29:06.265
‫دوشیزه هیوود بخوام به ما ملحق بشن.

00:29:06.266 --> 00:29:07.899
‫نه اصلا.

00:29:07.900 --> 00:29:09.632
‫و به نظرم شما آقای
‫استارلینگ رو دیده بودین.

00:29:09.633 --> 00:29:11.533
‫آقای کلبورن.

00:29:13.400 --> 00:29:14.900
‫خوشحالم دوباره می‌بینمتون، آقا.

00:29:16.433 --> 00:29:17.999
‫شما اون مردی هستید که...

00:29:18.000 --> 00:29:19.432
‫قراره با خانم هیوود ازدواج کنه؟

00:29:19.433 --> 00:29:20.832
‫بله من همون مرد خوش‌شانسم.

00:29:20.833 --> 00:29:22.632
‫رالف، ایشون دوشیزه لئونورا کلبورن هستن،

00:29:22.633 --> 00:29:23.932
‫و دوشیزه مارکام رو قبلا دیده بودین.

00:29:30.333 --> 00:29:33.032
‫برای صرف چای به ما ملحق میشید؟

00:29:33.033 --> 00:29:35.965
‫بانو مونتروز و بانو لیدیا پیش ما هستن.

00:29:35.966 --> 00:29:37.199
‫کیک هم داریم!

00:29:37.200 --> 00:29:38.799
‫عه، اگه الان ...

00:29:38.800 --> 00:29:41.465
‫- وقت مناسبی نیست...
‫- نه اصلا، بفرمائید.

00:29:48.766 --> 00:29:51.133
‫من باید بازم بابت مزاحمتون
‫عذرخواهی کنم، علیاحضرت.

00:29:52.966 --> 00:29:55.765
‫من شنیدم برای مطرح کردن یه پیشنهاد اومدین.

00:29:55.766 --> 00:29:57.432
‫کنجکاو شدم بدونم چیه.

00:29:57.433 --> 00:29:59.165
‫ما قراره در مورد یه طرح
‫برای اولدتاون صحبت کنیم.

00:29:59.166 --> 00:30:01.532
‫طرحی که درصدده بهبود وضعیت زندگی...

00:30:01.533 --> 00:30:02.699
‫کسانی که اونجا زندگی می‌کنن هست.

00:30:02.700 --> 00:30:04.699
‫پیشنهادی که من کاملا ازش حمایت می‌کنم.

00:30:04.700 --> 00:30:06.232
‫و خانم هیوود هم یه پیشنهاد دارن برای...

00:30:06.233 --> 00:30:07.700
‫تاسیس یه مدرسه برای بچه‌های اونجا.

00:30:09.466 --> 00:30:10.999
‫ایده‌ی قابل تحسینیه.

00:30:11.000 --> 00:30:15.799
‫البته، خیلی تعجبی نداره که انقدر...

00:30:15.800 --> 00:30:17.532
‫شما فکرت درگیر آموزش باشه، خانم هیوود،

00:30:17.533 --> 00:30:19.165
‫از اونجایی که تو معلم سرخونه‌ی اینجا بودی،

00:30:19.166 --> 00:30:20.665
‫درسته؟

00:30:20.666 --> 00:30:22.432
‫یه مدت کوتاه.

00:30:22.433 --> 00:30:24.465
‫ولی ایشون یهو رفتن،

00:30:24.466 --> 00:30:26.665
‫و وقتی برگشتن،

00:30:26.666 --> 00:30:29.199
‫با آقای استارلینگ نامزد شده بودن.

00:30:29.200 --> 00:30:30.799
‫پس من باید ازتون عذرخواهی کنم...

00:30:30.800 --> 00:30:33.032
‫که ایشون رو ازتون دزدیدم، دوشیزه کلبورن.

00:30:35.166 --> 00:30:37.132
‫کی قراره ازدواج کنید،

00:30:37.133 --> 00:30:39.132
‫دوشیزه هیوود؟

00:30:39.133 --> 00:30:40.732
‫کمتر از دو هفته‌ی دیگه.

00:30:40.733 --> 00:30:43.365
‫به هر دوتون تبریک میگم.

00:30:43.366 --> 00:30:44.799
‫ممنونم.

00:30:44.800 --> 00:30:47.132
‫ما خیلی منتظر اون روزیم، مگه نه، شارلوت؟

00:30:47.133 --> 00:30:48.632
‫خیلی امید دارم که...

00:30:48.633 --> 00:30:51.999
‫پسرم و دوشیزه لمب هم ازدواج کنن.

00:30:52.000 --> 00:30:55.032
‫و شما باید خیلی مشتاق
‫باشین برای دوشیزه مارکام...

00:30:55.033 --> 00:30:57.599
‫یه همسر پیدا کنین، آقای کلبورن.

00:30:57.600 --> 00:31:00.165
‫نمی‌خواید صبر کنید که به سن لیدیا برسه.

00:31:00.166 --> 00:31:02.465
‫بله واقعا این‌طوره.

00:31:02.466 --> 00:31:04.099
‫تا زمانی که بتونیم فردی
‫که شایسته باشه رو پیدا کنیم.

00:31:04.100 --> 00:31:07.165
‫شایسته از نظر شما، شوهرخاله.

00:31:07.166 --> 00:31:08.999
‫چون فکر و احساس من...

00:31:09.000 --> 00:31:10.700
‫واضحه که اهمیتی نداره.

00:31:17.466 --> 00:31:18.732
‫ببخشید.

00:31:18.733 --> 00:31:20.465
‫فکر می‌کنم بهتره برم...

00:31:20.466 --> 00:31:22.832
‫اطراف باغ یه دور بزنم.

00:31:22.833 --> 00:31:25.033
‫منم باهاش میرم.

00:31:30.866 --> 00:31:32.465
‫از بعد ملاقات امروز صبحمون،

00:31:32.466 --> 00:31:36.899
‫نتونستم دست از فکر کردن بردارم.

00:31:36.900 --> 00:31:39.599
‫یه مرد توی زندگیش نیاز داره بخنده،

00:31:39.600 --> 00:31:42.599
‫و من توی هم‌نشینیم
‫باهات توی چند هفته‌ی اخیر...

00:31:42.600 --> 00:31:44.732
‫بیشتر از این همه سال خندیدم.

00:31:46.300 --> 00:31:48.699
‫و لذت‌های زیادی توی زندگی وجود داره...

00:31:48.700 --> 00:31:50.299
‫که لازمه با کسی شریکش بشی..

00:31:50.300 --> 00:31:53.232
‫و من فکر کردم ازت بخوام...

00:31:53.233 --> 00:31:55.799
‫امیدوارم یه بار دیگه نخوای سوار...

00:31:55.800 --> 00:31:58.499
‫اون ارابه‌ی مرگت بشم.

00:31:58.500 --> 00:32:00.599
‫من داشتم بهت پیشنهاد ازدواج می‌دادم نادون.

00:32:00.600 --> 00:32:02.432
‫ازدواج؟

00:32:02.433 --> 00:32:03.732
‫می‌خوام روی زانوم بشینم،

00:32:03.733 --> 00:32:05.699
‫ولی دو تا پیش‌خدمت و یه بالابر لازمه که...

00:32:05.700 --> 00:32:08.099
‫دوباره بلند بشم.

00:32:08.100 --> 00:32:09.365
‫خب؟

00:32:09.366 --> 00:32:10.665
‫نه!

00:32:10.666 --> 00:32:12.032
‫وایسا وایسا، عجله نکن، در موردش فکر کن.

00:32:12.033 --> 00:32:15.232
‫نیازی نیست!

00:32:15.233 --> 00:32:16.932
‫من بانو دنهام هستم.

00:32:16.933 --> 00:32:18.599
‫من می‌خوام این عنوان رو نگه دارم.

00:32:18.600 --> 00:32:20.799
‫و همین‌طور ثروتم رو.

00:32:20.800 --> 00:32:25.332
‫هیچ مقدار خنده نمی‌تونه
‫اینو جبران کنه، می‌تونه؟

00:32:25.333 --> 00:32:27.399
‫پناه بر خدا!

00:32:27.400 --> 00:32:30.665
‫نه، بیا بریم، یه چای بخوریم.

00:32:30.666 --> 00:32:33.399
‫داشتیم بهم نامه می‌دادیم.

00:32:33.400 --> 00:32:37.332
‫ما حتی تونستیم یکی دو بار همو ببینیم.

00:32:37.333 --> 00:32:39.899
‫ولی الان شوهرخاله‌ام ممنوع
‫کرده از خونه خارج بشم.

00:32:39.900 --> 00:32:41.899
‫من رو زندانی کرده.

00:32:41.900 --> 00:32:43.965
‫برام سخته باور کنم ایشون این کار رو ...

00:32:43.966 --> 00:32:45.432
‫بدون دلیل قانع کننده کرده باشه.

00:32:45.433 --> 00:32:49.165
‫چرا باید اون معین کنه که من کی
‫رو می‌تونم دوست داشته باشم یا نه؟

00:32:49.166 --> 00:32:51.832
‫اگه پدر و مادرم زنده بودن...

00:32:51.833 --> 00:32:55.632
‫فقط می‌خواستن منو خوشحال ببینن.

00:32:55.633 --> 00:33:00.765
‫میشه بگی این آقای محترم کیه؟

00:33:00.766 --> 00:33:04.199
‫از خانواده‌ی خوبیه.

00:33:04.200 --> 00:33:06.065
‫روحیه‌ی شاعرانه‌ای داره.

00:33:06.066 --> 00:33:09.532
‫مهربون‌تر از هر کسیه که می‌شناسم.

00:33:09.533 --> 00:33:14.765
‫بااین‌حال، شوهرخاله‌ام هنوز اونو
‫به اندازه‌ی کافی خوب نمی‌دونه.

00:33:14.766 --> 00:33:17.299
‫من مطمئنم که اون فقط تلاش
‫می‌کنه آینده‌ی مطمئنی داشته باشی.

00:33:17.300 --> 00:33:19.099
‫یه آینده‌ی غم‌انگیز،

00:33:19.100 --> 00:33:21.999
‫با افتادن تو یه ازدواج ناموفق.

00:33:22.000 --> 00:33:23.432
‫به جای بودن با مردی که...

00:33:23.433 --> 00:33:26.065
‫عاشقش شدم.

00:33:32.466 --> 00:33:35.465
‫اگه قراره تو و اون واقعا با هم باشید،

00:33:35.466 --> 00:33:36.932
‫یه راهی پیدا می‌کنید.

00:33:46.433 --> 00:33:48.099
‫قضیه چیه؟

00:33:48.100 --> 00:33:50.999
‫شما گفتین به یه حواس‌پرتی احتیاج دارین.

00:33:51.000 --> 00:33:52.965
‫آره ولی این کاملا اون چیزی
‫نیست که تو فکرم بود.

00:33:52.966 --> 00:33:55.832
‫امیدوار بودم اگه یکم
‫هیجان به سندیتون بیارم،

00:33:55.833 --> 00:33:57.933
‫ممکنه ترغیب بشید که بمونید.

00:34:00.033 --> 00:34:01.465
‫یه دور مسابقه.

00:34:01.466 --> 00:34:04.532
‫ولی باید سرعت معقول رو حفظ کنیم.

00:34:04.533 --> 00:34:06.566
‫من باید شان خودم رو در نظر بگیرم.

00:34:38.433 --> 00:34:39.899
‫خود بودیکا هیچ‌وقت انقدر قوی نبود!

00:34:54.300 --> 00:34:56.332
‫چطور جرات کردی منو شکست بدی؟

00:34:56.333 --> 00:34:57.599
‫این خیلی دور از ادب بود!

00:34:57.600 --> 00:34:59.365
‫برای امروز کافیه؟

00:34:59.366 --> 00:35:00.899
‫قطعا نه!

00:35:00.900 --> 00:35:02.732
‫برنده باید دو دور از سه دور رو ببره!

00:35:07.933 --> 00:35:09.265
‫دکتر فوکس!

00:35:10.700 --> 00:35:14.265
‫به خونه خوش اومدید.
‫[به آلمانی]

00:35:14.266 --> 00:35:17.132
‫چطور ممکنه، دوشیزه؟

00:35:17.133 --> 00:35:19.965
‫توی غیبت کوتاه من، شما به زبان مادریم...

00:35:19.966 --> 00:35:22.032
‫مسلط شدین.

00:35:22.033 --> 00:35:25.499
‫من خوشحال میشم خاطراتتون
‫از پایتخت رو تعریف کنید، دکتر.

00:35:25.500 --> 00:35:28.199
‫مخصوصا توصیفتون در مورد گوشی پزشکی!

00:35:30.233 --> 00:35:32.999
‫شما واقعا تونستین هر ضربان قلب رو بشنوین؟

00:35:33.000 --> 00:35:35.999
‫به بلندی صدای طبل، دوشیزه!

00:35:38.233 --> 00:35:39.832
‫آقای دکتر!

00:35:39.833 --> 00:35:42.899
‫می‌بینم که از کلان‌شهر برگشتید.

00:35:42.900 --> 00:35:47.032
‫من برای احوال‌پرسی
‫از بیمار مشترکمون اومدم.

00:35:48.933 --> 00:35:51.399
‫باعث خوشحالیه که بگم تحت حمایت من،

00:35:51.400 --> 00:35:53.732
‫ظاهرا در باورهای سر ادوارد ...

00:35:53.733 --> 00:35:56.765
‫یه تغییر ناگهانی رخ داده.

00:35:56.766 --> 00:35:58.399
‫درواقع با جسارت میگم که...

00:35:58.400 --> 00:36:00.665
‫ایشون در نبود شما تکامل پیدا کرد.

00:36:00.666 --> 00:36:01.665
‫واقعا؟
‫[آلمانی]

00:36:03.333 --> 00:36:04.565
‫دوشیزه هنکینز...

00:36:04.566 --> 00:36:08.100
‫از پیشرفت سر ادوارد توی نامه‌هاش گفته بود.

00:36:09.366 --> 00:36:10.365
‫نامه‌ها؟

00:36:10.366 --> 00:36:13.299
‫فقط چند تا یادداشت کوتاه بود.

00:36:13.300 --> 00:36:16.532
‫شما خیلی متواضع هستین!

00:36:16.533 --> 00:36:19.132
‫خواهرتون چشمان تیزبینی دارن!

00:36:19.133 --> 00:36:22.232
‫خیلی خوب سخنوری می‌کنن!

00:36:22.233 --> 00:36:26.766
‫به جرات می‌تونم بگم
‫استعداد رمان‌نویسی دارن.

00:36:28.433 --> 00:36:30.465
‫که این‌طور.

00:36:30.466 --> 00:36:34.132
‫خب، حالا که برگشتی،
‫مطمئنم دیگه نیازی به...

00:36:34.133 --> 00:36:35.900
‫ادامه‌ی این نامه‌نگاریا نیست.

00:36:38.033 --> 00:36:39.832
‫بیا، خواهر.

00:36:39.833 --> 00:36:43.065
‫ما مجبوریم برای مهمونی
‫دوشیزه لمب آماده بشیم!

00:36:52.266 --> 00:36:54.865
‫ما عصر دلپذیری  توی هیریک‌پارک داشتیم.

00:36:54.866 --> 00:36:57.966
‫عه، خوشحالم.

00:37:00.533 --> 00:37:03.165
‫آقای کلبورن و خواهرت واقعا بهم میان.

00:37:05.433 --> 00:37:08.965
‫درست مثل تو و دوشیزه لمب.

00:37:08.966 --> 00:37:11.365
‫دارم فکر می‌کنم،

00:37:11.366 --> 00:37:14.032
‫وقتشه که رابطه‌تون رو رسمی کنید.

00:37:15.233 --> 00:37:17.199
‫ما فقط چند هفته‌ست که رابطه‌مون مطرح شده.

00:37:17.200 --> 00:37:18.865
‫همین قدر کافیه.

00:37:18.866 --> 00:37:20.465
‫دیدم که داشتی با...

00:37:20.466 --> 00:37:24.265
‫آقای آرتور پارکر بگو بخند می‌کردی.

00:37:24.266 --> 00:37:25.899
‫بله، اون دوست خوبی شده.

00:37:26.900 --> 00:37:28.565
‫ما داریم برای یه سفر به...

00:37:28.566 --> 00:37:29.565
‫"دره‌ی وای" برنامه‌ریزی می‌کنیم.

00:37:29.566 --> 00:37:31.132
‫جدا بهت پیشنهاد می‌کنم که...

00:37:31.133 --> 00:37:33.700
‫ارتباطت با آقای پارکر رو تموم کنی.

00:37:37.433 --> 00:37:38.465
‫چرا باید این کارو بکنم؟

00:37:38.466 --> 00:37:40.599
‫خودت می‌دونی چرا.

00:37:46.200 --> 00:37:50.933
‫من همیشه می‌دونستم که
‫تو... تمایلات خاصی داشتی.

00:37:52.500 --> 00:37:54.232
‫امیدوار بودم که این شاید یه...

00:37:54.233 --> 00:37:57.432
‫دوره‌ی گذرا باشه.

00:37:57.433 --> 00:38:00.465
‫سبک‌سری‌های جوونی باشه.

00:38:00.466 --> 00:38:02.965
‫ولی الان متوجه شدم که...

00:38:02.966 --> 00:38:04.565
‫یه چیز خطرناک‌تره.

00:38:04.566 --> 00:38:08.899
‫من همیشه مراقب بودم.

00:38:08.900 --> 00:38:10.465
‫از این به بعدم مراقب هستم.

00:38:10.466 --> 00:38:11.799
‫نه، هری.

00:38:11.800 --> 00:38:15.399
‫این نمیشه ادامه پیدا کنه.

00:38:15.400 --> 00:38:17.332
‫تو یه دوک هستی.

00:38:17.333 --> 00:38:18.365
‫تو یه وظیفه‌ای داری.

00:38:18.366 --> 00:38:22.065
‫که ازدواج خوبی داشته
‫باشی، و وارث به دنیا بیاری.

00:38:22.066 --> 00:38:23.565
‫نام خانوادگی رو حفظ کنی،

00:38:23.566 --> 00:38:28.065
‫و به گند نکشیش.

00:38:28.066 --> 00:38:29.965
‫یا بدتر ...

00:38:31.533 --> 00:38:35.499
‫... پای چوبه‌ی دار نبرنت.

00:38:35.500 --> 00:38:36.965
‫من فقط به چیزی که برای تو...

00:38:36.966 --> 00:38:40.099
‫بهتره فکر می‌کنم، پسر عزیزم.

00:38:49.333 --> 00:38:51.366
‫ممنونم مادر.

00:39:00.333 --> 00:39:02.499
‫خدایا، این چیه؟

00:39:02.500 --> 00:39:06.165
‫ظاهرا به دروازه‌ها‌ی جهنم رسیدیم!

00:39:06.166 --> 00:39:08.032
‫عقب بمونید، اراذل!

00:39:08.033 --> 00:39:10.832
‫من دلم نمی‌خواد قربانی
‫این مسخره بازیا بشم.

00:39:18.866 --> 00:39:21.799
‫به به، بانو دنهام، آقای پرایس و سر ادوارد.

00:39:21.800 --> 00:39:23.199
‫خیلی خیلی خوش اومدین!

00:39:23.200 --> 00:39:26.165
‫فکر می‌کردم قراره یه شام متمدنانه باشه.

00:39:26.166 --> 00:39:27.532
‫ما هم همین‌طور.

00:39:27.533 --> 00:39:29.232
‫ولی دوشیزه لمب برنامه‌های دیگه‌ای داشت.

00:39:29.233 --> 00:39:31.399
‫خب باید قبولش نمی‌کردین.

00:39:31.400 --> 00:39:32.799
‫خیلی منصفانه به نظر نمیومد.

00:39:32.800 --> 00:39:34.799
‫تم مهمونی چیه؟

00:39:34.800 --> 00:39:37.365
‫- اعماق تباهی؟
‫- نه بانوی من.

00:39:37.366 --> 00:39:38.765
‫تم برخاستن ققنوس...

00:39:38.766 --> 00:39:40.699
‫از خاکستر هست.

00:39:40.700 --> 00:39:42.865
‫هوم، چه ربطی داره؟

00:39:42.866 --> 00:39:44.665
‫آقای کلبورن.

00:39:44.666 --> 00:39:46.999
‫الان داشتم به شارلوت می‌گفتم چقدر ...

00:39:47.000 --> 00:39:48.499
‫حالمون بده از بودن تو همچین جمعی.

00:39:48.500 --> 00:39:51.500
‫خوشحالم که فردا به
‫آرامش ویلینگدن برمی‌گردم.

00:39:53.300 --> 00:39:56.600
‫نظر شما هم همینه، خانم هیوود؟

00:39:58.700 --> 00:40:00.466
‫بله.

00:40:03.333 --> 00:40:05.832
‫آقای کلبورن، ما بازدیدمون از
‫هیریک‌پارک رو خیلی دوست داشتیم.

00:40:05.833 --> 00:40:09.032
‫هم‌نشینی با شما خوشایند بود، علیاحضرت.

00:40:09.033 --> 00:40:11.765
‫عه، عمو، میای بریم یه
‫دور توی مهمونی بزنیم؟

00:40:11.766 --> 00:40:12.800
‫آره.

00:40:14.633 --> 00:40:17.299
‫لیدیا از اون وقت در مورد هیچی به‌جز...

00:40:17.300 --> 00:40:18.699
‫اصطبلهای باشکوهتون حرف نزده.

00:40:18.700 --> 00:40:21.565
‫آقای کولبورن، شاید توی دیدار بعدیمون...

00:40:21.566 --> 00:40:24.132
‫آرتور.

00:40:24.133 --> 00:40:25.499
‫آرتور.

00:40:27.666 --> 00:40:29.365
‫یه چیزی هست که باید در موردش حرف بزنیم.
‫- معلومه که ...

00:40:29.366 --> 00:40:31.965
‫در مورد سفرمونه.

00:40:31.966 --> 00:40:33.765
‫من یه کپی از ...

00:40:33.766 --> 00:40:36.699
‫"مشاهدات در رودخانه‌ی
‫وای" آقای گیلپین به دست آوردم.

00:40:36.700 --> 00:40:39.432
‫سرورانم، خانم‌ها و آقایون محترم،

00:40:39.433 --> 00:40:41.699
‫زمان استقبال از مهمون افتخاریمون رسیده،

00:40:41.700 --> 00:40:43.565
‫دوشیزه جورجیانا لمب!

00:40:55.500 --> 00:40:56.832
‫من باید بدونم وقتی گفتی که...

00:40:56.833 --> 00:40:58.265
‫نجاتت بدم، واقعی گفتی یا نه.

00:41:00.066 --> 00:41:02.699
‫کاملا واقعی گفتم.

00:41:02.700 --> 00:41:05.399
‫پس باید بهت بگم من یه
‫کالسکه دارم که منتظره.

00:41:05.400 --> 00:41:06.965
‫قراره آتش‌بازی بشه...

00:41:06.966 --> 00:41:08.132
‫که باعث حواس‌پرتی بقیه میشه.

00:41:08.133 --> 00:41:11.299
‫که امشب بریم؟

00:41:11.300 --> 00:41:13.165
‫من، من هیچی با خودم نیاوردم.

00:41:13.166 --> 00:41:16.199
‫چه چیزی غیر از همدیگه نیاز داریم؟

00:41:16.200 --> 00:41:18.665
‫آگوستای عزیز من، این تنها راهه.

00:41:18.666 --> 00:41:19.665
‫یا امشب فرار می‌کنیم...

00:41:19.666 --> 00:41:22.532
‫یا باید برای همیشه خداحافظی کنیم.

00:41:44.433 --> 00:41:46.532
‫باورم نمیشه تا حالا انقدر
‫خوشحال دیده باشمت، آرتور!

00:41:46.533 --> 00:41:49.499
‫این بیشتر از خوشحالیه.

00:41:49.500 --> 00:41:51.765
‫خوشحالی زودگذره، من...

00:41:51.766 --> 00:41:54.099
‫من راضیم.

00:41:54.100 --> 00:41:56.965
‫حس می‌کنم انگار آینده‌ام
‫سرشار از زندگی و احتمالاته.

00:41:56.966 --> 00:41:59.132
‫من هم داشتم به آینده‌ام فکر می‌کردم.

00:41:59.133 --> 00:42:00.932
‫یه چیزی رو باهات در میون میذارم.

00:42:00.933 --> 00:42:04.465
‫شاید وقتش رسیده که خبرم رو اعلام کنم.

00:42:06.600 --> 00:42:08.899
‫کلبورن الان بهم در مورد چشم‌انداز تو...

00:42:08.900 --> 00:42:10.699
‫برای اولد تاون تبریک گفت.

00:42:10.700 --> 00:42:12.699
‫سعی کردم باهات حرف بزنم.

00:42:12.700 --> 00:42:15.465
‫در عوض رفتی با اون صحبت کردی.

00:42:15.466 --> 00:42:19.500
‫یه زن فقط می‌تونه برای مدت
‫کوتاهی قبل از غرشش ساکت باشه.

00:42:22.000 --> 00:42:24.432
‫اگر ممکنه خواهش می‌کنم
‫یه لحظه به من توجه کنید.

00:42:32.300 --> 00:42:34.432
‫اوایل امروز عصر،

00:42:34.433 --> 00:42:36.432
‫دوک باکینگهام‌شایر...

00:42:36.433 --> 00:42:40.199
‫این افتخار رو به من دادن
‫که ازم خواستگاری کنن.

00:42:47.433 --> 00:42:48.832
‫و من با خوشحالی قبول کردم.

00:42:50.133 --> 00:42:53.132
‫پس، این یه مهمونی برای جشن گرفتن...

00:42:53.133 --> 00:42:55.399
‫نامزدی ماست.

00:43:09.500 --> 00:43:12.932
‫شاید این اولین تصمیم
‫عاقلانه‌ای باشه که اون گرفته.

00:43:12.933 --> 00:43:14.932
‫پس شما قبول می‌کنی،

00:43:14.933 --> 00:43:18.365
‫که ازدواج یه عمل عاقلانه‌ست.

00:43:18.366 --> 00:43:20.265
‫اون یه عنوان به دست میاره.

00:43:20.266 --> 00:43:21.465
‫من عنوانم رو از دست میدم!

00:43:21.466 --> 00:43:23.832
‫ولی فکر کردی چی به دست میاری؟

00:43:23.833 --> 00:43:28.499
‫ما می‌تونستیم سال‌ها با لذت کنار هم باشیم.

00:43:28.500 --> 00:43:30.065
‫یه نفر که باهاش بخندی.

00:43:30.066 --> 00:43:31.099
‫بهش غر بزنی.

00:43:31.100 --> 00:43:33.432
‫باهاش غذا بخوری.

00:43:33.433 --> 00:43:37.965
‫ولی تو ترجیح میدی تو اون
‫خونه‌ی بزرگ تنها بمونی؟

00:43:37.966 --> 00:43:40.766
‫به‌خاطر یه عنوان؟

00:43:58.900 --> 00:44:01.233
‫به هر دوتون تبریک میگم.

00:44:03.700 --> 00:44:05.432
‫- آرتور!
‫-بیا عزیزم

00:44:05.433 --> 00:44:08.365
‫اونا دارن فریاد می‌زنن که بهتون تبریک بگن.

00:44:16.000 --> 00:44:19.199
‫دوشیزه هنکینز.

00:44:19.200 --> 00:44:21.299
‫در چنین مناسبت مبارکی،

00:44:21.300 --> 00:44:23.766
‫برای رقص بعدی با من همراه میشید؟

00:44:28.333 --> 00:44:31.600
‫متاسفانه باید درخواستتون رو رد کنم، دکتر.

00:44:33.533 --> 00:44:36.932
‫ولی ممنون از پیشنهاد با محبتتون.

00:44:51.700 --> 00:44:54.732
‫قبلا گفتی اگه من و این آقا...

00:44:54.733 --> 00:44:58.332
‫واقعا قرار باشه با هم
‫باشیم، یه راهی پیدا می‌کنیم.

00:44:58.333 --> 00:45:05.832
‫خب، اگه راهی وجود داشته باشه، ولی...

00:45:05.833 --> 00:45:10.732
‫من مضطرب باشم که چی میشه، چی؟

00:45:10.733 --> 00:45:15.799
‫اگه فرصتی برای با اون
‫بودن داری، از دستش نده،

00:45:15.800 --> 00:45:17.399
‫وگرنه باید بقیه‌ی عمرت رو تلاش کنی...

00:45:17.400 --> 00:45:20.365
‫فراموش کنی که چی می‌تونست اتفاق بیفته.

00:45:25.033 --> 00:45:28.165
‫ممنونم.

00:45:56.500 --> 00:45:59.665
‫آقای کلبورن کاملا خونگرم به نظر میاد.

00:45:59.666 --> 00:46:03.232
‫با این وجود در حضور اون، تو...

00:46:03.233 --> 00:46:05.032
‫راحت نیستی.

00:46:05.033 --> 00:46:06.765
‫تو خودتی.

00:46:06.766 --> 00:46:08.432
‫امروز موقع صرف چای هم همین‌طور بود.

00:46:08.433 --> 00:46:11.599
‫من،‌ نمی‌دونم منظورت چیه.

00:46:13.300 --> 00:46:16.833
‫تو علنا بهم خیانت کردی، مری.

00:46:18.366 --> 00:46:22.299
‫مطمئن نیستم زنی که بهش
‫تبدیل شدی رو دوست دارم.

00:46:22.300 --> 00:46:23.765
‫چقدر بد.

00:46:23.766 --> 00:46:26.066
‫من نسبتا دوستش داشتم.

00:46:30.600 --> 00:46:32.099
‫من سالهاست که نرقصیدم!

00:46:32.100 --> 00:46:34.632
‫فکر کنم کسی رو نداشتم که باهاش برقصم.

00:46:34.633 --> 00:46:36.265
‫تو یه رقاص فوق‌العاده‌ای، لوئیزا.

00:46:36.266 --> 00:46:39.599
‫همیشه بودی.

00:46:43.900 --> 00:46:46.532
‫این امیدبخشه، اینطور نیست؟

00:46:46.533 --> 00:46:49.265
‫دیدن اونا که خوشبختی رو
‫توی زندگی در این سن پیدا کردن؟

00:46:49.266 --> 00:46:50.699
‫ظاهرا برای همه‌ی ما امید وجود داره.

00:47:12.266 --> 00:47:15.465
‫متوجه شدم شما و آگوستا
‫با هم صحبت می‌کردین.

00:47:15.466 --> 00:47:18.232
‫من به اعتمادش خیانت نمی‌کنم.

00:47:22.333 --> 00:47:26.500
‫بهره‌مندی از مشاوره‌های
‫شما براش ارزشمند بود.

00:47:28.533 --> 00:47:29.699
‫دلش برای اونا تنگ میشه.

00:47:42.666 --> 00:47:44.465
‫خانم‌ها و آقایون،

00:47:44.466 --> 00:47:45.799
‫اگه با من بیاید به تفرج‌گاه،

00:47:45.800 --> 00:47:49.032
‫وقت آتیش بازیه!!

00:47:56.466 --> 00:47:58.799
‫الان میام پیشت.

00:48:06.733 --> 00:48:09.199
‫میشه آتش‌بس اعلام کنیم؟

00:48:13.966 --> 00:48:15.665
‫من می‌دونم که شما تا الان هر چیزی که...

00:48:15.666 --> 00:48:17.799
‫فکر می‌کردید برای من
‫بهتره انجام دادین، شوهرخاله.

00:48:17.800 --> 00:48:22.099
‫یه چیزایی هست که ما هیچ‌وقت در
‫موردش به توافق نمی‌رسیم، ولی...

00:48:22.100 --> 00:48:25.865
‫من آماده‌ام که همه‌ی اینارو فراموش کنم.

00:48:25.866 --> 00:48:29.132
‫خوشحالم.

00:48:29.133 --> 00:48:34.099
‫برم عمو ساموئل رو پیدا کنم.

00:48:35.600 --> 00:48:37.032
‫مطمئنی؟

00:48:37.033 --> 00:48:38.999
‫وقتی بریم، راه برگشتی وجود نداره.

00:48:39.000 --> 00:48:39.999
‫هیچ‌وقت مطمئن‌تر از الان نبودم.

00:48:45.400 --> 00:48:47.799
‫سر ادوارد؟

00:48:47.800 --> 00:48:50.765
‫سر ادوارد!

00:48:50.766 --> 00:48:54.299
‫نمی‌تونم بدون اینکه ازت خواهش
‫کنم تجدیدنظر کنی از اینجا برم.

00:48:54.300 --> 00:48:56.132
‫چطور می‌تونی با مردی
‫که نمی‌شناسیش ازدواج کنی،

00:48:56.133 --> 00:48:57.765
‫چه برسه به اینکه عاشقش بشی؟

00:48:57.766 --> 00:48:59.532
‫موضوع عشق نیست.

00:48:59.533 --> 00:49:02.232
‫این برای محفوظ موندن ثروت و موقعیتمه.

00:49:02.233 --> 00:49:03.732
‫من یه دوشس میشم.

00:49:03.733 --> 00:49:05.699
‫ولی خوشبختیت چی؟

00:49:05.700 --> 00:49:07.332
‫خوشبختی خودت چی؟

00:49:07.333 --> 00:49:10.499
‫تو چرا دیگه این سوالو از من می‌پرسی؟

00:49:10.500 --> 00:49:12.965
‫تو خودت رو به یه ازدواج
‫بدون عشق محکوم کردی...

00:49:12.966 --> 00:49:14.533
‫درحالی‌که عاشق آقای کلبورن هستی.

00:49:17.733 --> 00:49:19.799
‫ببخشید که حرفتون رو قطع می‌کنم.

00:49:23.766 --> 00:49:26.999
‫ترسیدم آتیش بازی رو از دست بدی.

00:49:43.566 --> 00:49:48.099
‫وای، خیلی ممنونم.

00:49:55.366 --> 00:50:00.199
‫پیشنهاد مضحکت هنوز سرجاشه؟

00:50:00.200 --> 00:50:02.032
‫معلومه.

00:50:02.033 --> 00:50:05.532
‫خب، برخلاف چیزی که عقلم میگه،

00:50:05.533 --> 00:50:08.332
‫قبول می‌کنم.

00:50:13.733 --> 00:50:17.099
‫ناامید نشو، هری.

00:50:17.100 --> 00:50:20.499
‫من راه‌های مخفیمو برای پیچوندنش پیدا کردم.

00:50:20.500 --> 00:50:23.465
‫تو هم پیدا می‌کنی.

00:50:33.233 --> 00:50:35.132
‫هنوز قانع نشدین که ممکنه دلایلی...

00:50:35.133 --> 00:50:38.832
‫به‌جز خانم هیوود، برای موندن
‫توی سندیتون وجود داشته باشه؟

00:50:38.833 --> 00:50:41.799
‫شاید یکی دو تا دلیل باشه.

00:50:46.500 --> 00:50:47.499
‫آقای کلبورن.

00:50:47.500 --> 00:50:49.499
‫برادرتون کجاست؟

00:50:49.500 --> 00:50:51.032
‫مشکلی پیش اومده؟

00:50:51.033 --> 00:50:52.399
‫متاسفانه بله.

00:51:01.833 --> 00:51:04.965
‫می‌دونی، فقط چون دارم
‫ازدواج می‌کنم، آرتور،

00:51:04.966 --> 00:51:07.433
‫معنیش این نیست که برای تو وقتی ندارم.

00:51:10.300 --> 00:51:12.032
‫چرا باید با اون ازدواج کنی؟

00:51:19.433 --> 00:51:21.265
‫دیره، رالف.

00:51:21.266 --> 00:51:22.465
‫ما الان نمی‌تونیم بریم.

00:51:22.466 --> 00:51:23.732
‫پس اول صبح میریم.

00:51:23.733 --> 00:51:26.133
‫تنها چیزی که می‌خوام اینه که
‫تو رو از این مکان خارج کنم.

00:51:28.300 --> 00:51:29.299
‫چرا؟

00:51:29.300 --> 00:51:30.732
‫چون برات خوب نیست!

00:51:30.733 --> 00:51:32.299
‫تو اینجا خودت نیستی.

00:51:32.300 --> 00:51:35.366
‫هر بار که میای اینجا، با
‫حال خیلی بد برمی‌گردی.

00:51:38.033 --> 00:51:39.632
‫ربطی به سندیتون نداره.

00:51:39.633 --> 00:51:41.199
‫پس مربوط به چیه؟

00:51:41.200 --> 00:51:44.833
‫چیو می‌ترسی به من بگی، ‌شارلوت؟

00:51:47.766 --> 00:51:50.465
‫خواهش می‌کنم بهم بگو
‫که می‌دونی اونا کجا رفتن.

00:51:50.466 --> 00:51:53.032
‫کی؟

00:51:53.033 --> 00:51:55.000
‫ما فکر می‌کنیم آگوستا با
‫سر ادوارد دنهام فرار کرده.

00:51:57.400 --> 00:51:59.332
‫ادوارد دنهام؟

00:51:59.333 --> 00:52:01.832
‫شما تنها کسی هستین که اون به
‫حرفتون گوش میده، خانم هیوود.

00:52:01.833 --> 00:52:03.299
‫بگید که بهم کمک می‌کنین پیداش کنم.

00:52:03.323 --> 00:52:08.323
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:52:08.323 --> 00:52:17.323
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:52:18.466 --> 00:52:20.432
‫مراقبم که خانم هیوود به سلامت برگشته باشه.

00:52:20.433 --> 00:52:21.432
‫تو عاشق هری نیستی.

00:52:21.433 --> 00:52:22.532
‫این ربطی به عشق نداره.

00:52:22.533 --> 00:52:24.665
‫خوشبختی اون چی میشه؟

00:52:24.666 --> 00:52:27.332
‫تو منو دوست داری، مگه نه ادوارد؟

00:52:27.333 --> 00:52:28.899
‫چیزی که به من یاد دادید، خانم هیوود،

00:52:28.900 --> 00:52:31.865
‫اینه که یه زن جوون حق داره
‫سرنوشتش رو خودش انتخاب کنه.