﻿WEBVTT

00:00:10.130 --> 00:00:11.380
<i>‫با لمب تماس گرفتین.</i>

00:00:11.380 --> 00:00:14.340
<i>‫اگه دیدین جواب ندادم،
‫یعنی نمی‌خوام باهاتون حرف بزنم.</i>

00:00:20.640 --> 00:00:23.980
<i>‫سلام. گولِت زدم، مگه نه؟
‫مارکوس لانگ‌ریج هستم. پیغام بذارین.</i>

00:00:23.980 --> 00:00:26.810
‫- بفرمایین. نوش جان.
‫- ممنون.

00:00:28.860 --> 00:00:30.980
<i>‫ریور هستم.
‫پیغام بذارین.</i>

00:00:36.660 --> 00:00:37.660
<i>‫الو؟</i>

00:00:38.530 --> 00:00:40.950
‫بالاخره یکی جواب داد.

00:00:42.250 --> 00:00:43.750
<i>‫کجایی؟</i>

00:00:43.750 --> 00:00:45.420
‫به تو ربطی نداره.

00:00:45.420 --> 00:00:47.790
<i>‫آره خب،
‫قرار بود چیکادو باشی.</i>

00:00:47.790 --> 00:00:48.880
‫واسه چی؟

00:00:48.880 --> 00:00:51.170
‫به‌خاطر مهمونی کریسمس‌مون.

00:00:51.170 --> 00:00:53.090
<i>‫قرار نبوده مهمونی کریسمس بگیریم.</i>

00:00:53.090 --> 00:00:56.520
‫اگه هم می‌گرفتیم، قبل کریسمس می‌گرفتیم و
‫توی چیکادو هم نمی‌گرفتیم.

00:00:56.520 --> 00:00:59.470
‫آره.
‫خب شاید تو دعوت نیستی.

00:00:59.470 --> 00:01:01.430
‫شاید لمب فقط به نخبه‌ها گفته.

00:01:01.430 --> 00:01:03.310
‫خب لمب به تو گفته، نه؟

00:01:04.850 --> 00:01:08.150
‫ازش پرسیدم مهمونی کریسمس کجاس،
‫اون هم با جزئیات بهم گفت.

00:01:08.150 --> 00:01:09.230
‫درستـه.

00:01:09.900 --> 00:01:11.900
‫ایشالا که خودت دیگه فهمیدی.

00:01:17.740 --> 00:01:22.160
‫خب، باید توی بازی باشی تا
‫بازیچه‌ی بقیه‌ بشی...

00:01:24.580 --> 00:01:25.580
‫الو؟

00:02:22.930 --> 00:02:25.020
<i>‫مرکز خرید وست‌ایکرز.</i>

00:02:25.020 --> 00:02:27.260
<i>‫تایید شده که یه خودروی بمب‌گذاری‌شده بوده.</i>

00:02:32.060 --> 00:02:33.770
‫میز اول داره وارد میشـه.

00:03:00.090 --> 00:03:01.470
‫کلود ویلن هستم،
‫میز اول.

00:03:01.470 --> 00:03:02.640
‫- شما؟
‫- مامور سینگ.

00:03:02.640 --> 00:03:04.010
‫- درستـه.
‫- سلام خانم.

00:03:05.600 --> 00:03:08.600
‫آدم همچین چیزی که می‌بینـه،
‫زبونش قاصر میشه.

00:03:08.600 --> 00:03:09.810
‫یعنی...

00:03:12.340 --> 00:03:14.360
‫تایید شده که خودروی بمب‌گذاری‌شده بوده؟

00:03:14.360 --> 00:03:16.230
‫بله خانم.
‫فیلمش توی دوربین‌ها هست.

00:03:16.230 --> 00:03:18.820
‫راننده توی ماشین بوده،
‫یعنی حمله‌ی انتحاری بوده.

00:03:18.820 --> 00:03:20.950
‫تو یه مرکز خرید.
‫خدای من.

00:03:21.610 --> 00:03:24.200
‫ماشین وارد قسمت پیاده‌رو میشه،

00:03:25.160 --> 00:03:26.370
‫مردم فرار می‌کنن،

00:03:27.620 --> 00:03:30.250
‫یه راست میره سمت ورودی و
‫ماشین رو منفجر می‌کنـه.

00:03:30.250 --> 00:03:31.710
‫یا خدا.

00:03:31.710 --> 00:03:33.380
‫چی از ماشینه می‌دونیم؟

00:03:33.960 --> 00:03:37.920
‫به اسم رابرت وینترز اجاره شده،
‫یه مشاور فناوری اطلاعاتِ آزادکارِ ۲۸‌ساله،

00:03:37.920 --> 00:03:41.050
‫اما چیزی توی سوابقش نیست که
‫نشون بده چرا این کار رو کرده.

00:03:41.050 --> 00:03:43.840
‫مسیرش رو توی دوربین‌ها بررسی کن.
‫باید بدونیم از کجا اومده.

00:03:43.840 --> 00:03:47.850
‫آدرسی که به شرکت اجاره‌ی ماشین داده بود،
‫شهر لستر بوده که بررسیش هم کردیم.

00:03:47.850 --> 00:03:49.470
‫سال‌هاست کسی اونجا نبوده.

00:03:49.470 --> 00:03:52.820
‫همسایه‌ها نه تاحالا وینترزی دیدن و
‫نه اسمش به گوش‌شون خورده.

00:03:53.350 --> 00:03:54.610
‫خدای من.

00:03:55.520 --> 00:03:57.020
‫شاید یه شَبَحـه.

00:03:57.020 --> 00:03:59.610
‫شاید همین یه دفعه بوده.

00:04:00.860 --> 00:04:02.530
‫یا شاید هم شروع یه ماجراس.

00:04:06.870 --> 00:04:10.040
<i>‫بعد از صحبت با مردم توی لندن
‫به‌نظر می‌رسـه که</i>

00:04:10.040 --> 00:04:13.830
‫<i>احساس اضطراب همچنان
‫ در بین جامعه باقی مونده.</i>

00:04:13.830 --> 00:04:17.670
<i>‫در اقدامات اخیر، نیروهای مسلح پلیس
‫ توی برخی از قطارها مستقر شدن.</i>

00:04:17.670 --> 00:04:21.760
<i>‫البته این اقدامات
‫بیشتر برای دلگرمی‌ دادن به‌نظر می‌رسـه</i>

00:04:21.760 --> 00:04:23.800
<i>‫تا این که واکنشی به یک تهدید خاص باشه.</i>

00:04:26.140 --> 00:04:28.690
‫فکر می‌کنی بخشی از یه شبکه باشه؟

00:04:29.260 --> 00:04:31.180
‫به گمونم هرچی بیشتر بگذره و
‫حمله‌ی دیگه‌ای نشه،

00:04:31.180 --> 00:04:33.560
‫احتمال این که یه گرگ تنها بوده باشه،
‫ بیشتر میشه.

00:04:33.560 --> 00:04:36.230
‫از اصطلاح «گرگ تنها» بدم میاد.
‫اون رو جسور جلوه میده.

00:04:36.230 --> 00:04:38.020
‫اون فقط یه قاتل عوضیـه.

00:04:38.650 --> 00:04:39.960
‫خب.
‫بذارش واسه یه وقت دیگه.

00:04:39.960 --> 00:04:42.960
‫الان ریدیم به هیکل یه قاتل عوضی.
‫یه چیز دیگه بگو.

00:04:44.920 --> 00:04:48.060
‫به سلامتی این که سال دیگه همین موقع
‫توی خانه‌ لجن‌زار نباشیم.

00:04:48.060 --> 00:04:50.490
‫باشه.
‫بعید می‌دونم.

00:04:50.490 --> 00:04:52.560
‫مگه این که خودمون استعفا بدیم.

00:04:54.830 --> 00:04:56.500
‫واقعاً‌ که نمی‌خوای این کار رو بکنی،

00:04:56.500 --> 00:04:57.580
‫می‌خوای؟

00:04:58.340 --> 00:05:01.050
‫خب، همیشه بهش فکر می‌کنم.
‫چرا که نه؟

00:05:03.420 --> 00:05:04.550
‫عالیـه.

00:05:05.550 --> 00:05:09.350
‫خب، یه موضوعی هست که

00:05:09.350 --> 00:05:13.020
‫چندوقتـه می‌خوام
‫ باهات در میون بذارم و راستش...

00:05:13.020 --> 00:05:15.770
‫- نمی‌خواستم توی اداره بهت بگم...
‫- خیلی‌خب.

00:05:15.770 --> 00:05:20.520
‫...و حس کردم که می‌تونم
‫باهات در میون بذارم

00:05:20.520 --> 00:05:22.570
‫چون فکر می‌کنم که...
‫صمیمی‌تر شدیم.

00:05:23.490 --> 00:05:25.110
‫- اوهوم.
‫- و...

00:05:27.950 --> 00:05:29.760
‫نمی‌خوام از خط قرمزها هم عبور کنم،

00:05:29.760 --> 00:05:32.330
‫و اگه بخوای فقط درمورد کار حرف بزنیم،
‫درک می‌کنم.

00:05:32.330 --> 00:05:33.410
‫- وای ریور. شرمنده...
‫- فقط...

00:05:33.410 --> 00:05:35.463
‫- من ازت خوشم میادها ولی...
‫- اما پدربزرگم...

00:05:38.290 --> 00:05:39.540
‫- چی؟
‫- نه، پدربزرگت. می‌گفتی.

00:05:39.540 --> 00:05:40.920
‫آره، تو چی گفتی؟

00:05:40.920 --> 00:05:43.840
‫- چیزی نگفتم... نه، تو ادامه بده.
‫- فکر کردی چی می‌خوام بگم؟

00:05:43.840 --> 00:05:46.050
‫- فکر کردی می‌خوام باهات قرار بذارم؟
‫- نه‌خیر.

00:05:46.050 --> 00:05:48.720
‫- چرا، همین فکر رو کردی.
‫- نه، نکردم. باشه کردم.

00:05:48.720 --> 00:05:51.720
‫اما چون موقع غذا مشروب سفارش دادی و

00:05:51.720 --> 00:05:53.680
‫می‌خواستی باهام حرف بزنی و

00:05:53.680 --> 00:05:55.520
‫بعدش زر زر می‌کردی که چقدر با همدیگه

00:05:55.520 --> 00:05:57.310
‫- صمیمی‌تر شدیم و... آره.
‫- زر زر کردم؟

00:05:57.310 --> 00:06:01.020
‫- خب جدی میگم. باهات احساس صمیمیت می‌کنم.
‫- میشه برگردیم سراغ پدربزرگت؟

00:06:01.400 --> 00:06:02.400
‫باشه.

00:06:05.360 --> 00:06:07.950
‫- فکر می‌کنم که اون داره...
‫- داره چی؟

00:06:07.950 --> 00:06:09.030
‫مثلاً...

00:06:13.830 --> 00:06:16.620
‫همش سردرگمـه.

00:06:17.250 --> 00:06:18.370
‫همه‌چی رو یادش میره.

00:06:18.370 --> 00:06:20.830
‫خب مگه این از نشونه‌های پیری نیست؟

00:06:20.830 --> 00:06:22.710
‫- الان باید ۸۰‌ و خورده‌ای سالش باشه.
‫- نه، نه.

00:06:22.710 --> 00:06:24.800
‫فکر می‌کنـه که آزمایندگان تحت‌نظرش دارن.

00:06:24.800 --> 00:06:25.880
‫آزمایندگان دیگه کی‌ان؟

00:06:25.880 --> 00:06:28.340
.قدیم‌ها به مراقب‌ها می‌گفتن

00:06:28.340 --> 00:06:29.930
‫با یه اسلحه کنار تختش می‌خوابـه.

00:06:29.930 --> 00:06:31.010
‫مثلاً...

00:06:31.720 --> 00:06:34.060
‫فکر نمی‌کنی که بهتره
‫تو یه خونه باشه؟

00:06:34.060 --> 00:06:37.890
‫چرا،‌ چرا، همین فکر رو می‌کنم.
‫اما تو می‌خوای این رو بهش بگی؟

00:06:37.890 --> 00:06:42.900
‫آخرین باری که دیدمش،
‫حدوداً ۱۰ دقیقه اول

00:06:43.820 --> 00:06:45.610
‫اصلاً نمی‌دونست من کی‌ام.

00:06:46.320 --> 00:06:47.880
‫هیچ ایده‌ای نداشت.

00:06:49.200 --> 00:06:52.070
‫همش درمورد نوه‌ش ریور
‫باهام حرف می‌زد. من...

00:06:55.200 --> 00:06:56.580
‫واقعاً وحشتناکـه.

00:06:57.700 --> 00:06:58.960
‫خب، خیلی سختـه.

00:07:00.750 --> 00:07:02.750
‫- چی؟
‫- اون کسیـه که بزرگت کرده.

00:07:02.750 --> 00:07:05.960
‫کسیـه که وقتی هیشکی پیشت نبود
‫ازت مراقبت می‌کرد.

00:07:06.920 --> 00:07:08.380
‫پس حالا نوبت توئـه.

00:07:08.380 --> 00:07:11.550
‫باید بهش سر بزنی.
‫همین امشب.

00:07:11.550 --> 00:07:15.180
‫نه،‌می‌دونم، می‌دونم.
‫باشه، می‌دونم. آره.

00:07:18.310 --> 00:07:19.890
‫فقط می‌خواستم تو تایید کنی.

00:07:58.850 --> 00:08:02.100
<i>‫می‌دونم اونجایی. بیا بیرون.
‫خودت رو نشون بده. بیا بیرون.</i>

00:08:05.060 --> 00:08:06.610
<i>‫بیا بیرون!</i>

00:08:07.730 --> 00:08:10.740
‫بیا بیرون. می‌دونم اونجایی.
‫بیا بیرون.

00:08:10.740 --> 00:08:11.950
‫خودت رو نشون بده.

00:08:11.950 --> 00:08:13.360
‫بیا بیرون!

00:09:43.410 --> 00:09:44.500
‫وای، ریور.

00:09:45.100 --> 00:09:46.710
‫در رو باز می‌کنی؟
‫بدجوری خیس شدم.

00:09:46.710 --> 00:09:48.330
‫آره بابا.

00:09:49.920 --> 00:09:51.130
‫بیا تو.

00:09:51.960 --> 00:09:55.050
‫چرا زنگ نزدی؟
‫شاید هم زدی.

00:09:55.050 --> 00:09:59.010
‫زنگ زدم اما جواب ندادی.
‫من میرم توالت.

00:09:59.680 --> 00:10:03.770
‫عجب ترافیکی بود. راستی یه چیزی،
‫حالا که اومدم، حموم رو برات آماده کنم؟

00:10:03.770 --> 00:10:05.560
‫انگار خودت هم تو بارون گیر افتادی.

00:10:05.560 --> 00:10:06.890
‫اصلاً یه وضعیـه.

00:11:01.070 --> 00:11:02.450
‫داره آماده میشه بابابزرگ.

00:11:22.720 --> 00:11:24.720
‫تو نوه‌ی من نیستی.

00:11:25.260 --> 00:11:28.480
‫هی. منم. ریور.

00:11:29.850 --> 00:11:32.190
‫میشه لطفاً تفنگ رو بذاری زمین؟

00:11:43.780 --> 00:11:45.030
‫خدای من.

00:11:47.830 --> 00:11:50.660
‫خدای من.
‫من چی‌کار کردم؟

00:12:35.030 --> 00:12:37.260
‫ [برگرفته از رمان «ببرهای واقعی» از میک هرون]

00:12:43.200 --> 00:12:46.390
‫ « اسب‌های کودن »
‫ " فصل چهارم - قسمت اول "

00:12:49.035 --> 00:13:00.035
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:14:02.800 --> 00:14:03.800
‫کیر توش.

00:14:26.450 --> 00:14:27.700
‫لمب صحبت می‌کنـه.

00:14:33.410 --> 00:14:34.490
‫کیر توش.

00:14:57.980 --> 00:15:00.440
‫وقتی خبرای بیشتری گیرم اومد
‫زنگت می‌زنم.

00:15:01.270 --> 00:15:05.150
‫رفته بودن سراغ وسایل ولی...
‫همین حالا رسید.

00:15:05.150 --> 00:15:06.490
‫زنگت می‌زنم.

00:15:09.320 --> 00:15:10.490
‫لمب شمایی؟

00:15:11.530 --> 00:15:13.530
‫والا این موقع شب،
‫به همین قضیه هم شک دارم.

00:15:14.330 --> 00:15:16.700
‫من اِما فلایت هستم.
‫جایگزین دافی.

00:15:17.200 --> 00:15:19.710
‫خب، همینطوریش هم یه پیشرفت به حساب میای.

00:15:20.750 --> 00:15:23.630
‫به‌خاطر این میگم که مرگ مغزی نشدی و
‫توی کما نیستی.

00:15:23.630 --> 00:15:26.260
‫کلاغ‌ها میگن که یکی از افراد خودتون
.باعث به کما رفتنش بوده

00:15:26.260 --> 00:15:30.760
‫خب، کلاغ‌ها حرف زیاد می‌زنن اما
‫بیشترش به‌خاطر اثرات شرابـه.

00:15:30.760 --> 00:15:33.510
‫پسره که قبل از دافی‌ بود،
‫خیلی باکلاس‌تر بود.

00:15:33.510 --> 00:15:35.140
‫سم چپمن خراب‌کار.

00:15:35.930 --> 00:15:37.220
‫این فقط یه اسم بود.

00:15:37.220 --> 00:15:38.930
‫اونقدرا هم خراب‌کار نبود.

00:15:38.930 --> 00:15:41.730
‫به‌جز اون ضرر ۲۵۰ میلیون پوندی‌ای که زد.

00:15:42.650 --> 00:15:44.310
‫خب، گفتم خراب‌کار نبود.

00:15:44.310 --> 00:15:46.190
‫نگفتم که بی‌نقص بود.

00:15:48.150 --> 00:15:49.950
‫حالا صحنه رو نشون میدی یا نه؟

00:15:50.530 --> 00:15:52.100
‫آقای کارت‌رایت رو می‌شناسین؟

00:15:52.490 --> 00:15:55.530
‫من عذر موجه دارم.
‫با بانو دی توی سونا بودم.

00:15:55.530 --> 00:15:56.870
‫می‌تونی ازش بپرسی.

00:15:56.870 --> 00:15:58.040
‫آقای کارت‌رایت رو می‌شناسین؟

00:15:58.040 --> 00:15:59.910
‫- کدوم‌شون؟
‫- هرکدوم. جفت‌شون.

00:16:00.620 --> 00:16:03.080
‫خب، جوون‌تره برای من کار می‌کنـه.

00:16:03.080 --> 00:16:06.130
‫بابابزرگـه هم یه بار بهم کار داد.

00:16:09.380 --> 00:16:10.880
‫چه کفشای قشنگی.

00:16:11.510 --> 00:16:13.260
‫کمک‌هزینه‌ی خرید لباس بهتون میدن؟

00:16:21.326 --> 00:16:22.540
‫ای تف توش.

00:16:29.400 --> 00:16:30.610
‫آماده‌ای؟

00:16:40.040 --> 00:16:42.000
‫پس مسئول رد‌شده‌ها شمایین.

00:16:42.580 --> 00:16:44.440
‫دوست ندارن به این اسم صداشون بزنی.

00:16:44.440 --> 00:16:46.980
‫- خودتون چی میگین بهشون؟
‫- رد‌شده‌ها.

00:16:49.210 --> 00:16:51.300
‫اینجا رو به‌پا عزیزم.
‫یکمش رو جا انداختی.

00:16:57.850 --> 00:16:59.220
‫اوضاع داخل خیلی بده.

00:17:01.100 --> 00:17:02.810
‫قبلاً هم چیزای بد دیدم.

00:17:16.160 --> 00:17:18.450
‫ساعت ۹ و ۳ دقیقه
‫یه‌نفر دکمه‌‌ی خطر رو زده.

00:17:18.450 --> 00:17:20.620
‫پلیس محلی ساعت ۹ و ۴۹ دقیقه رسیده.

00:17:20.980 --> 00:17:23.630
‫باز هم خوبـه که خودشون رو فوراً رسوندن.

00:17:24.370 --> 00:17:26.960
‫پیرمرده هفته‌ی قبلش هم
‫دوبار دکمه رو زده بوده.

00:17:26.960 --> 00:17:29.960
‫یه بارش به‌خاطر این که یادش رفته
‫واسه چیـه و می‌خواسته بفهمـه.

00:17:29.960 --> 00:17:33.550
‫دکمه‌های خطر قابل ردگیری‌ان،
‫کسی به این موضوع اشاره کرده؟

00:17:33.550 --> 00:17:34.840
‫ممنون.
‫یادداشت می‌کنم.

00:17:34.840 --> 00:17:37.510
‫اما قبلاً اون دکمه رو
‫روی میز آشپزخونه پیدا کردم.

00:17:38.100 --> 00:17:40.310
‫زیرش رو هم نگاه انداختی؟

00:17:44.600 --> 00:17:45.850
‫دنبال چی می‌گردین؟

00:17:45.850 --> 00:17:47.230
قرص رفع مستی،

00:17:48.150 --> 00:17:51.900
‫اهل مشروب خوردن نیستم
‫اما قبل شام یه شِری خوردم.

00:17:51.900 --> 00:17:54.650
‫اینجا صحنه‌ی جرمـه،
‫نه داروخونه.

00:17:55.950 --> 00:17:59.030
‫دوبار بهش شلیک شده.
‫یه بار توی سینه‌ش و یه بار هم توی صورتش.

00:17:59.030 --> 00:18:00.870
‫دیگه زیاده‌روی کرده.

00:18:00.870 --> 00:18:03.120
‫البته بعضی‌وقتا خیلی رو مخ بود.

00:18:03.120 --> 00:18:04.540
‫انگار خیلی ناراحت نیستین.

00:18:05.060 --> 00:18:08.000
‫- دفعه‌ی اولی نیست که عزیزی رو از دست میدم.
‫- قبلاً مامور میدانی بودین.

00:18:08.000 --> 00:18:10.480
‫آره، وقتی که هنوز دهنت بو شیر می‌داد.

00:18:11.670 --> 00:18:13.840
‫این همراهش بوده.

00:18:14.630 --> 00:18:16.840
‫- گوشی و کیف پولش؟
‫- جفت‌شون مال کارت‌رایت بوده.

00:18:16.840 --> 00:18:18.800
‫پس واسه چی گفتی من بیام؟

00:18:18.800 --> 00:18:20.140
‫برای تایید هویت.

00:18:22.100 --> 00:18:23.470
‫یکم سختـه.

00:18:23.470 --> 00:18:25.310
‫خب، نشونه‌ی خاصی نداشته؟

00:18:25.310 --> 00:18:28.060
‫قبلاًها صورت داشت.
‫این کمکی می‌کنـه؟

00:18:28.900 --> 00:18:32.070
‫- خالکوبی، جای زخم، حلقه‌ای، چیزی؟
‫- خب من از کجا بدونم؟

00:18:32.070 --> 00:18:34.320
‫توی اداره مجبورشون می‌کردم لباس بپوشن.

00:18:35.190 --> 00:18:36.570
‫خودشـه؟

00:18:43.160 --> 00:18:44.870
‫آره، خودشـه.

00:18:46.313 --> 00:18:47.546
‫مطمئنین؟

00:18:47.960 --> 00:18:49.750
‫ریور کارت‌رایتـه.

00:18:59.050 --> 00:19:01.640
‫- خب الان کجاس؟
‫- کی کجاس؟

00:19:02.720 --> 00:19:03.930
‫اون حرومزاده‌ی پیر.

00:19:05.270 --> 00:19:06.980
‫قبلاً اینطوری صداش می‌کردیم.

00:19:08.480 --> 00:19:11.980
‫حرومزاده هم بود.
‫این رو مطمئنم.

00:19:11.980 --> 00:19:13.480
‫نمی‌دونیم.

00:19:14.560 --> 00:19:18.990
‫به گمونم می‌خواین مثل پرونده‌ی وست‌ایکرز
‫بی‌سروصدا نگهش دارین.

00:19:18.990 --> 00:19:21.030
‫این قضیه چه ربطی به وست‌ایکرز داره؟

00:19:21.870 --> 00:19:22.870
‫هیچی.

00:19:23.830 --> 00:19:27.040
‫اما یه بمب که تو لندن می‌ترکـه،
‫ریدمال سرویس اطلاعاتیـه،

00:19:27.040 --> 00:19:29.870
‫که از قضا قضیه‌ی کارات‌رایت جوان‌مون هم
‫همینطوری بوده.

00:19:29.870 --> 00:19:33.420
‫وقتی این قضیه به بیرون درز کنـه،
‫یه مشت اسکل همه‌چی رو بهم ربط میدن.

00:19:33.420 --> 00:19:36.460
‫قبل این که به اونجا بکشـه
‫قضیه رو جمعش می‌کنیم.

00:19:36.460 --> 00:19:40.470
‫خب، صدای‌ بعدی‌ای که می‌شنوی
‫ابراز اطمینانم به شماس.

00:19:42.970 --> 00:19:44.460
‫تحت تاثیر قرار گرفتم.

00:19:44.640 --> 00:19:46.310
‫با میل خودتون این کار رو می‌کنین؟

00:19:46.310 --> 00:19:47.600
‫چطور مگه؟
باز هم می‌خوای؟

00:19:49.180 --> 00:19:50.440
‫حال‌بهم‌زن و بی‌شخصیتین.

00:19:50.440 --> 00:19:54.200
‫دارم با غم و اندوهم کنار میام.
‫بالاخره یه‌جوری باید خودش رو نشون بده.

00:19:55.230 --> 00:19:57.980
‫ایده‌ای دارین که
‫کارت‌رایت بزرگ کجا ممکنـه رفته باشه؟

00:19:58.690 --> 00:20:01.410
‫نه.
‫دارم برمی‌گردم بخوابم.

00:20:02.910 --> 00:20:05.120
‫نظرتون درمورد دوش چیـه؟

00:20:05.700 --> 00:20:07.120
‫خب،‌ پیشنهاد وسوسه‌کننده‌ایـه،

00:20:07.120 --> 00:20:09.080
‫اما بعید می‌دونم که الان کار درستی باشـه.

00:20:09.080 --> 00:20:12.620
‫آخه جدا از هر چیزی،
‫یکی از اعضای گروهم مُرده.

00:21:20.190 --> 00:21:21.190
‫بیاین داخل.

00:21:25.860 --> 00:21:28.830
‫- کلود، من...
‫- دایانا، واقعاً ازت ممنونم.

00:21:28.830 --> 00:21:31.840
‫این اولین جلسه‌ی کبرای منـه
‫برای همین می‌خواستم بدونم

00:21:31.840 --> 00:21:34.640
‫میشه خلاصه‌ای از اتفاقایی که
‫می‌افته رو بهم بگی؟

00:21:35.620 --> 00:21:37.920
‫- خیلی‌خب. آره. من...
‫- بفرمایین، اگه مشکلی نیست.

00:21:39.040 --> 00:21:40.710
‫- کارهای زیادی هست...
‫- بله. درستـه.

00:21:40.710 --> 00:21:43.010
‫اگه اشکالی نداشته باشه،
‫فقط تیترهاش رو میگم.

00:21:43.010 --> 00:21:45.100
‫حتماً،
‫زحمت می‌کشی.

00:21:45.300 --> 00:21:47.220
‫- حرفات کوتاه اما پر محتوا باشه.
‫- کوتاه، پر محتوا.

00:21:47.220 --> 00:21:49.890
‫ضعف منابع اطلاعاتی انسانی رو به رخ بکش.

00:21:49.890 --> 00:21:51.930
‫از گفتن «نمی‌دونم» نترس.

00:21:51.930 --> 00:21:53.810
‫هیچ حرف بدون منابع زیادی نزن،

00:21:53.810 --> 00:21:55.840
‫چیزهایی رو که نمی‌خوای لو بره هم
‫بهشون نگو.

00:21:55.840 --> 00:21:57.980
‫- بله، حتماً.
‫- اهمیتی هم به وزیر دفاع نده،

00:21:57.980 --> 00:22:01.730
‫اون فقط می‌خواد خرابت کنـه تا
‫تا جایگاه سازمان اطلاعات ارتش رو ببره بالا.

00:22:01.730 --> 00:22:04.700
‫این هشدار رو هم بهت بدم،
‫اگه نخست‌وزیر به پیشنهاداتت اعتراض کرد،

00:22:04.700 --> 00:22:06.320
‫وزیر کشور سرزنشت می‌کنـه،

00:22:06.320 --> 00:22:09.950
حتی اگه با تموم چیزایی که گفتی
‫موافقت باشه،

00:22:09.950 --> 00:22:12.790
‫- اما... مشکلی پیش نمیاد.
‫- بله اما ممنون...

00:22:12.790 --> 00:22:16.120
‫اومده بودم که بگم
‫یه نفر دیگه هم مُرده.

00:22:18.460 --> 00:22:19.540
‫چی؟
‫ یه بمب‌گذاری دیگه؟

00:22:19.540 --> 00:22:20.920
‫نه،‌ نه.

00:22:22.140 --> 00:22:24.010
‫تیراندازی بوده.
‫ربطی به این ماجرا نداره.

00:22:24.010 --> 00:22:28.300
‫- اما قربانی، یکی از مامورهامون بوده.
‫ - وای، نه.

00:22:28.300 --> 00:22:33.520
‫ریور کارت‌رایت که پدربزرگش،
‫دیوید کارت‌رایت بهش شلیک کرده.

00:22:33.520 --> 00:22:34.850
‫دیوید کارت‌رایت؟

00:22:35.480 --> 00:22:38.310
‫اون مگه جزو بهترین نیروهامون نبوده؟

00:22:38.310 --> 00:22:40.060
‫شخصاً که باهاش ملاقات نکردم ولی...

00:22:41.190 --> 00:22:44.360
‫ببخشید اما دقیقاً واسه چی
‫به نوه‌ش شلیک کرده؟

00:22:44.360 --> 00:22:48.860
‫ظاهراً اون رو با یه مزاحم اشتباه گرفته،
‫اِما فلایت کنترل اوضاع رو به دست داره.

00:22:48.860 --> 00:22:51.490
‫درستـه.
‫ازش راضی هستی؟

00:22:51.490 --> 00:22:53.660
‫- آره.
‫- بله. می‌دونم که انتخابت نبوده.

00:22:53.660 --> 00:22:55.120
‫انتخاب خودم بود.

00:22:55.120 --> 00:22:57.080
‫فقط شرایط انتخاب شدنش به عهده‌ی تو بود.

00:22:57.080 --> 00:23:00.830
‫خب، به‌نظرم بعداً متوجهِ
‫ مزایای آوردن یه خارجی میشی، دایانا.

00:23:00.830 --> 00:23:03.380
‫چون اون به این سیاست‌های داخلی
‫توجهی نداره و

00:23:03.780 --> 00:23:06.130
‫و این‌ها همه به پیشبرد مسئولیت‌پذیری
‫کمک می‌کنـه، درستـه؟

00:23:06.130 --> 00:23:08.760
‫بهتره این قضیه‌ی کارت‌رایت رو
‫علنی نکنیم.

00:23:08.760 --> 00:23:11.720
‫حداقل تا وقتی که دیوید رو پیدا نکردیم و
.نفهمیدیم چه اتفاقی افتاده

00:23:11.720 --> 00:23:14.720
‫بله. کاملاً متوجهم.
‫غم‌انگیزه. دایانا؟

00:23:14.720 --> 00:23:15.810
‫بله؟

00:23:15.810 --> 00:23:18.440
‫می‌خواستم بدونم...
‫می‌خواستم بدونم که تو

00:23:18.440 --> 00:23:21.520
‫ترجیح نمیدی به‌جای من
‫تو این جلسه‌ی کبرا شرکت کنی؟

00:23:21.520 --> 00:23:23.270
‫این وظیفه به عهده‌ی میز اولـه.

00:23:23.770 --> 00:23:25.780
‫اما وقتی که جای تیرنی رو گرفتی

00:23:25.780 --> 00:23:27.650
‫از هر لحاظ کارت درخشان بوده.

00:23:27.650 --> 00:23:30.990
‫با توجه به جدی بودن شرایط و
‫مشخصاً تجربه‌ی زیادت،

00:23:30.990 --> 00:23:35.120
‫فکر می‌کنم اگه تو حضور داشته باشی و
‫بعدش گزارشش رو به من بدی،

00:23:35.120 --> 00:23:38.040
‫اوضاع خیلی راحت‌تر باشه.
‫درست نمیگم؟

00:23:39.250 --> 00:23:40.158
‫صد در صد.

00:23:40.183 --> 00:23:43.500
‫- باشه؟ یعنی قبول کردی؟ عالیـه.
‫- آره، باشه. هرچی تو بگی.

00:23:43.500 --> 00:23:45.000
‫واقعاً ممنونم.
‫ممنون.

00:23:46.024 --> 00:23:53.024


00:23:54.930 --> 00:23:55.970
‫درستـه.

00:24:02.230 --> 00:24:04.860
‫چرا وست‌ایکرز رو منفجر کردی؟

00:24:06.940 --> 00:24:08.490
‫توی شبکه‌تون چندنفرین؟

00:24:11.910 --> 00:24:13.410
‫سوژه‌ی بعدی‌تون چیـه؟

00:24:15.910 --> 00:24:16.910
‫هی.

00:24:17.870 --> 00:24:20.600
‫سوژه‌ی بعدی‌تون چیـه؟

00:24:22.296 --> 00:24:25.591
‫این‌طوری مظنون رو به‌حرف میارن؛
‫فقط کافیه من رو خبر کنی.

00:24:27.384 --> 00:24:30.245
‫اگه واقعاً چیزی واسه مخفی کردن
‫داشتم، بیشتر از این‌ها طاقت میاوردم.

00:24:30.270 --> 00:24:33.849
‫- نه‌خیر؛ هرکسی یه‌جا وا می‌ده.
‫- مال من چقدر طول کشید؟

00:24:36.602 --> 00:24:38.979
‫- هفت ثانیه.
‫- کلاً هفت ثانیه؟

00:24:38.979 --> 00:24:41.523
‫- آره؛ حالا گیره‌ها رو رد کن بیاد.
‫- گندش بزنن.

00:24:45.694 --> 00:24:48.238
‫- به‌به.
‫- فقط 200 تا!

00:24:48.238 --> 00:24:49.448
‫باشه. باشه.

00:24:50.916 --> 00:24:53.452
‫فکرکنم الان که یه‌بار تجربه‌ش کردم
.یه دقیقه این‌ها بتونم تحمل کنم

00:24:53.452 --> 00:24:55.204
‫- آره بابا.
‫- آره.

00:24:57.748 --> 00:25:01.168
‫چه‌خبره این‌جا؟ از سقف داره آب می‌چکه؟

00:25:01.168 --> 00:25:02.854
‫نه؛ داشت شکنجه‌ام می‌کرد تا
.ازم حرف بکشه

00:25:03.962 --> 00:25:04.963
‫چرا؟

00:25:04.963 --> 00:25:06.673
‫شرط بسته بودیم.
‫سر گیره کاغد!

00:25:06.673 --> 00:25:09.259
‫گیره کاغذ مثل یه مُسکن براش عمل می‌کنه.

00:25:11.595 --> 00:25:14.181
‫این دفتر به اندازه کافی به‌هم‌ریخته هست.

00:25:17.809 --> 00:25:19.603
.بیا موهات رو خشک کن عزیزم

00:25:21.813 --> 00:25:23.607
‫می‌دونید، توی پارک...

00:25:23.607 --> 00:25:26.944
.‫برای ملکه‌های اداره تقسیمِ وظایف می‌کردم

00:25:26.944 --> 00:25:28.237
.‫قبلاً هم گفته بودی

00:25:28.237 --> 00:25:30.197
‫هنوزم نمی‌دونم معنیش یعنی چی!

00:25:30.197 --> 00:25:33.617
‫یعنی توی هر اداره‌ای که می‌رفتم،
.‫توی بخش مدیریت بودم

00:25:34.284 --> 00:25:36.662
.‫کسی حتی تکون می‌خورد متوجه می‌شدم

00:25:36.662 --> 00:25:39.706
‫اما از نظرم اداره کردن این‌جا یکم
‫سخت‌تره و تلاش بیشتری می‌خواد.

00:25:40.666 --> 00:25:42.793
‫کی می‌خواین وسایل کریسمس رو جمع کنین؟

00:25:42.793 --> 00:25:45.003
‫سکه انداختیم و شرلی قراره انجامش بده.

00:25:45.003 --> 00:25:46.255
‫نه؛ عمراً. تا سه نشه بازی نشه.

00:25:47.047 --> 00:25:49.591
‫خب؛ لطفاً تا قبل از این‌که برامون
‫بدشانسی بیارن جمع‌شون کنین.

00:25:50.384 --> 00:25:52.094
‫مگه دیگه از این بدشانس‌تر هم می‌شه؟

00:25:53.178 --> 00:25:55.305
‫لعنتی.

00:25:56.348 --> 00:25:59.434
‫این‌ها پرونده‌های هفته ‫قبله که
.دادم بررسی کنین

00:26:01.436 --> 00:26:03.230
‫لیست شکایات آلودگی صوتی به شورای شهر؟

00:26:03.230 --> 00:26:05.899
‫- باید به ترتیب زمانی مرتب بشن.
‫- باشه.

00:26:05.899 --> 00:26:09.361
‫خب، کاترین عاشق این کارهای دسته‌بندی کردن
‫شکایات و اینجور چیزهاست، پس...

00:26:09.361 --> 00:26:12.114
‫کاترین که این‌جا نیست؛ درسته؟

00:26:13.448 --> 00:26:15.075
‫سگ خورد.

00:26:15.784 --> 00:26:17.578
‫حالا مرتب بشن یا نشن
‫به هیچ دردی نمی‌خورن.

00:26:19.580 --> 00:26:22.207
‫صبح به‌خیر جی‌کِی؛
‫مراقب باش لیز نخوری.

00:26:23.834 --> 00:26:25.586
‫دوست داری «کـو» صدات کنم؟

00:26:28.547 --> 00:26:29.715
‫آقای کـو؟

00:26:36.221 --> 00:26:38.724
‫- هنوز هیچی حرف نزده؟
‫- نه، حتی یه کلمه.

00:26:39.349 --> 00:26:41.351
اگه بخوام صادق باشم،
.واقعاً خداروشکر که حرف نمی‌زنه

00:26:44.688 --> 00:26:46.732
‫همیشه این‌طوری می‌کنه؟

00:26:46.732 --> 00:26:49.776
‫آره، وقتی که بی‌کاره،
.خواهشاً زودتر با یه‌چیزی سرگرمش کن

00:27:09.254 --> 00:27:12.424
‫1 دلار و 95 سنت.

00:27:17.054 --> 00:27:20.182
‫آخه کدوم آدمی یه مرکز خرید با
‫این همه جمعیت رو منفجر می‌کنه؟
[ ذهنِ یک هیولا ]

00:27:20.524 --> 00:27:22.309
‫مغز آدم رو درگیر می‌کنه
‫که هدف بعدیش کجاست

00:27:22.309 --> 00:27:25.979
‫آره؛ کارخونه کیک «جفا».
‫هدف بعدیش اون‌جاست.

00:27:25.979 --> 00:27:28.565
‫یه بسته قرص آلکا سلتزر هم می‌دید؟

00:27:32.819 --> 00:27:34.404
‫خدمت شما؛ خسته نباشین

00:27:39.660 --> 00:27:42.371
‫<i>من رو نابود کردید.</i>

00:27:45.374 --> 00:27:47.501
‫<i>با خشونت باهام رفتار کردید.</i>

00:27:49.962 --> 00:27:52.339
‫<i>اما از این به‌بعد آزادم.</i>

00:27:52.339 --> 00:27:53.465
‫دو دقیقه دیگه می‌رسیم.

00:27:55.300 --> 00:27:59.763
‫بابتِ تمام سال‌هایی توی این سیستم
‫فاسدتون زندانی بودم، تقاص پس می‌دین.

00:28:04.142 --> 00:28:06.353
‫خداروشکر من آخرین نفر نیستم.

00:28:15.863 --> 00:28:18.699
‫- بزودی با برادرانم آشنا می‌شین.
‫- خبری نشد؟

00:28:18.699 --> 00:28:20.909
‫لمب جسد رو شناسایی کرد و
‫خودِ ریور کارت‌رایتـه.

00:28:20.909 --> 00:28:21.994
پس تائید شده‌ست دیگه؟

00:28:21.994 --> 00:28:23.745
‫با لمب به مشکل نخوردین؟

00:28:23.745 --> 00:28:25.581
‫توی زندگیم با آدمایی مثل
‫لمب زیاد سروکار داشتم.

00:28:25.581 --> 00:28:26.874
‫والا بعید می‌دونم.

00:28:26.874 --> 00:28:28.792
‫- دیوید کجاست؟
‫- هنوز خبری ازش نیست.

00:28:28.792 --> 00:28:31.561
‫یکی از همسایه‌ها میگه نصف شب صدای یه
‫ماشین رو شنیده که با سرعت از اون‌جا رفته.

00:28:31.561 --> 00:28:32.880
‫کارت‌رایت‌های لعنتی.

00:28:32.880 --> 00:28:35.424
‫آخه الان که مثل خر توی گل
‫گیر کردیم وقت این کارهاست؟

00:28:36.049 --> 00:28:37.759
.بابابزرگِ کارت‌رایت رو پیدا کن

00:28:37.759 --> 00:28:39.178
‫من الان نباید «وست‌ایکرز» باشم؟

00:28:39.178 --> 00:28:41.430
‫شنیدم مکانِ بمب‌گذاره رو پیدا کردین.

00:28:41.430 --> 00:28:43.473
‫یه تیم مسلح توی راه اونجـاس.

00:28:43.473 --> 00:28:46.018
‫تو پرونده‌ی قتل کارت‌رایت رو پیگیری کن.

00:28:48.812 --> 00:28:51.356
‫- دو دقیقه دیگه می‌رسن قربان.
‫- رفت و آمدی از ساختمون صورت نگرفته؟

00:28:51.356 --> 00:28:53.317
‫از وقتی که زیر نظرش داریم، خیر

00:28:53.317 --> 00:28:57.321
‫قربان، وینترز دیروز حوالی ساعت
‫1 ظهر به سمت آپارتمانش حرکت کرده

00:28:57.321 --> 00:29:00.282
‫تا چهار صبح امروز زیر نظر داشتیمش؛
‫پهپادها رو هم فعال کردیم.

00:29:00.282 --> 00:29:01.992
‫پرده‌ها کشیده شدن؛
‫برای همین مطمئن نیستیم.

00:29:01.992 --> 00:29:03.619
‫اما تا جایی که می‌دونیم
‫هیچکس اون داخل نیست.

00:29:03.619 --> 00:29:06.496
‫اما دلیل نمی‌شه مطمئن بود؛
‫شاید همدستی چیزی داشته باشه.

00:29:07.873 --> 00:29:09.499
‫اون بچه‌ها رو از منطقه خارج کنید.

00:29:10.667 --> 00:29:12.336
‫چشم؛ بچه‌ها رو از منطقه خارج کنید.

00:29:41.323 --> 00:29:42.699
‫سلام؛ ببخشید که دیر کردم.

00:29:42.699 --> 00:29:44.493
‫فعالیت مشکوکی دیده نمی‌شه؟

00:29:44.493 --> 00:29:45.619
‫فعلاً خیر قربان.

00:30:09.434 --> 00:30:10.435
‫شروع کنید.

00:30:16.859 --> 00:30:19.194
‫- پلیـس!
‫- آلفا 1؛ الان وارد می‌شیم.

00:30:19.194 --> 00:30:21.238
‫- وارد می‌شیم.
‫- پلیس!

00:30:25.868 --> 00:30:26.869
‫امنـه.

00:30:31.582 --> 00:30:33.375
‫- ‫امنـه.
‫- ‫امنـه.

00:30:36.920 --> 00:30:37.921
‫امنـه.

00:30:38.422 --> 00:30:39.840
‫امنـه.

00:30:39.840 --> 00:30:40.924
‫امنـه.

00:30:43.135 --> 00:30:44.136
‫امنـه.

00:30:45.345 --> 00:30:46.972
‫- امنـه.
‫- امنـه.

00:30:47.764 --> 00:30:48.849
‫امنـه.

00:30:54.563 --> 00:30:56.190
‫چقدر هم ساده زندگی می‌کرده.

00:30:58.775 --> 00:31:00.110
‫هیچکس توی ساختمان نیست قربان.

00:31:00.736 --> 00:31:02.077
‫هیچ چیز به‌درد بخوری این‌جا نیست.

00:31:02.102 --> 00:31:05.449
‫پزشک قانونی رو بفرستید؛
‫می‌خوام وجب‌به‌وجب‌ش رو زیر و رو کنن.

00:31:05.449 --> 00:31:06.742
‫دریافت شد.

00:31:08.160 --> 00:31:12.581
‫کار ما تموم شد بچه‌ها. نوبتِ پزشکی قانونیه
‫که وارد عمل بشه.

00:31:12.581 --> 00:31:13.665
‫قربان؟

00:31:14.708 --> 00:31:15.792
‫یه پاسپورت پیدا کردیم

00:31:16.460 --> 00:31:18.712
‫همون اسمـیه که باهاش ماشین اجاره کرده

00:31:19.505 --> 00:31:21.173
‫هویت‌ش رو مخفی نکرده.

00:31:22.382 --> 00:31:23.967
‫چون می‌دونسته قراره بمیره.

00:31:25.385 --> 00:31:28.430
‫به‌به؛ مغزهای متفکر هم رسیدن.

00:31:29.014 --> 00:31:31.225
‫امیدوارم شما عوضی‌ها
‫به‌چیزی دست نزده باشین!

00:31:31.225 --> 00:31:32.935
‫چیز خاصی نبود که دست بزنیم.

00:31:32.935 --> 00:31:36.480
‫تمامِ ساختمون رو گشتیم؛ یه‌سری لباس اضافه
‫و چکمه و کیسه خواب پیدا کردیم.

00:31:38.065 --> 00:31:39.107
‫خب پس بزنید به‌چاک؛
‫به‌سلامت.

00:31:39.107 --> 00:31:40.943
 پرده‌ها رو بزنم کنار
‫یکم این‌جا روشن شه.

00:31:45.197 --> 00:31:46.490
‫لعنتی!

00:31:53.789 --> 00:31:55.249
‫چی شد یهو؟

00:31:56.458 --> 00:31:58.168
‫- من...
‫- حرف بزن!

00:31:58.168 --> 00:32:01.088
‫- فکرکنم برامون تله گذاشته بود قربان.
‫- خدایا؛ چطور ممکنه؟

00:32:01.088 --> 00:32:02.756
‫- قربان، سه نفر کشته شدن
‫- لعنتی

00:32:02.756 --> 00:32:04.141
‫احتمالاً تعداد زیادی هم مجروح شدن

00:32:04.675 --> 00:32:05.843
‫همه رو ببرید بیرون؛
‫از اون‌جا دور شیـن.

00:32:05.843 --> 00:32:08.554
‫کل ساختمون رو تخلیه کنید
‫و یه تیم جدید اعزام کنید.

00:32:08.554 --> 00:32:10.931
‫باید بدونیم بمب دیگه‌ای هم درکاره یا نـه.

00:32:10.931 --> 00:32:11.932
‫چشم قربان.

00:32:12.724 --> 00:32:15.018
‫لعنت بهش؛ این یه فاجعه‌‌ست.

00:32:15.018 --> 00:32:16.979
‫یه فاجعه‌ی تمام عیـار.

00:32:18.814 --> 00:32:19.898
‫کلود؟

00:32:22.025 --> 00:32:23.485
‫کلود؟

00:32:24.987 --> 00:32:27.364
‫ببخشید؛ فقط این اولین باریـه که
 دقیقاً جلوی چشمم

00:32:27.364 --> 00:32:30.659
‫- همچین اتفاقی میفته. برای همین...
‫- می‌دونم؛ اما باید خودت رو جمع و جور کنی.

00:32:31.326 --> 00:32:32.452
‫آره؛ حق با توئـه.

00:32:35.873 --> 00:32:39.126
‫فکر کنم بهتره برم نخست‌وزیر رو در ‫جریان
 .این خبر جدید بذارم و بیانیه صادر کنیم

00:32:39.126 --> 00:32:41.670
‫نه. نه! اول باید به خانواده‌
‫کشته‌شده‌ها خبر بدیم.

00:32:41.670 --> 00:32:43.589
‫نمیشه که از اخبار خبردار بشن.

00:32:43.589 --> 00:32:44.715
‫راست میگی.

00:32:44.715 --> 00:32:49.052
‫نمی‌دونم اگه تو نبودی... دایانا
‫ ازت ممنونم. تو واقعاً آدم قوی‌ای هستی.

00:32:50.387 --> 00:32:51.388
‫خبر جدیدی نشد؟

00:32:53.765 --> 00:32:55.392
‫دارن ساختمون رو تخلیه می‌کنن قربان.

00:32:58.604 --> 00:33:00.147
‫عجب افتضاحی...

00:33:18.999 --> 00:33:20.834
‫- رودریک؟
‫- جانم؟

00:33:21.793 --> 00:33:22.836
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:33:23.545 --> 00:33:25.005
‫کامپیوتر کارت‌رایت رو می‌برم.

00:33:26.548 --> 00:33:27.549
‫چرا؟

00:33:28.717 --> 00:33:30.385
‫چون مُرده

00:33:31.720 --> 00:33:33.138
‫- چی؟
‫- چی شده؟

00:33:34.264 --> 00:33:35.641
‫چیکار می‌کنین؟

00:33:35.641 --> 00:33:37.726
‫رودی گفت ریور مُرده.

00:33:38.560 --> 00:33:40.229
‫چه شوخی مسخره‌ای.

00:33:40.229 --> 00:33:42.773
‫شوخی نیست؛ واقعاً میگم.

00:33:43.649 --> 00:33:46.151
‫- تو از کجا می‌دونی؟
‫- لمب بهم گفت.

00:33:46.151 --> 00:33:47.486
‫لمب چی گفته؟

00:33:47.486 --> 00:33:48.904
‫چه‌خبره این‌جا؟

00:33:48.904 --> 00:33:50.405
‫کارت‌رایت مُرده.

00:33:51.073 --> 00:33:52.991
‫- یعنی چی که مُرده؟
‫- خیلی بامزه بود.

00:33:52.991 --> 00:33:55.744
‫لمب گفت کارت‌رایت مُرده.

00:33:58.038 --> 00:33:59.248
‫«یکم دیر میام...

00:34:00.666 --> 00:34:03.043
‫تمام شب داشتم
«جسدِ کارت‌رایت رو شناسایی می‌کردم

00:34:03.043 --> 00:34:05.254
‫- مطمئنم الکیـه؛ وایسا ببینم.
‫- چی؟ کجا؟ چی؟

00:34:05.254 --> 00:34:06.338
‫حتماً الان داره بهمون می‌خنده.

00:34:06.338 --> 00:34:09.132
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد.
‫تو خودت با لمب صحبت کردی؟

00:34:09.132 --> 00:34:10.509
‫- نه...
‫- پس...

00:34:10.509 --> 00:34:12.511
‫یعنی...الان می‌گی مُرده و
‫داری کامپیوترش رو می‌دزدی؟

00:34:12.511 --> 00:34:15.222
‫نمی‌دزدم! مُرده خب!

00:34:15.222 --> 00:34:18.308
‫تو سایتِ گزارش وظایف نوشته تو
‫خونه‌ی دیوید کارت‌رایت تیراندازی شده.

00:34:20.185 --> 00:34:21.270
.یه جسد هم پیدا شده

00:34:33.447 --> 00:34:34.574
‫خدای من.

00:34:37.286 --> 00:34:38.453
‫خدای من.

00:34:39.371 --> 00:34:41.498
‫گندش بزنن! تقصیر منـه.

00:34:42.373 --> 00:34:43.625
‫خدایا.

00:34:43.625 --> 00:34:46.253
‫- خدایا. من بهش گفتم بره.
‫- کجا بره؟

00:34:46.253 --> 00:34:50.257
‫من بهش گفتم بره بابابزرگش رو ببینه؛
‫اون بهش شلیک کرده!

00:34:50.257 --> 00:34:53.302
‫- لعنتی؛ لعنتی. بگین که الکیـه.
‫- چی؟

00:34:54.303 --> 00:34:55.929
‫باورم نمی‌شه دوباره اتفاق افتاد.

00:34:55.929 --> 00:34:59.391
‫- نه؛ نه. نباید دوباره همچین اتفاقی بیفته.
‫- حالا ما که نمی‌دونیم دقیقاً چی شده.

00:34:59.391 --> 00:35:02.352
‫اما می‌دونیم که مُرده؛ نـه؟

00:35:02.853 --> 00:35:04.605
‫دیگه غیر از این چی مهمـه؟ مُرده

00:35:08.650 --> 00:35:13.238
‫خب؛ یه خبر خوب بدم این وسط
‫من دوست دختر پیدا کردم.

00:35:16.575 --> 00:35:17.701
‫پسره‌ی عوضی.

00:35:17.701 --> 00:35:19.244
‫لو...لوئیزا!

00:35:20.287 --> 00:35:21.580
‫ای کیـر!

00:35:27.878 --> 00:35:30.672
‫باهاش کنار بیا؛
‫شانست رو از دست دادی.

00:36:03.080 --> 00:36:05.791
‫پلیس ضد تروریسم و سازمان امنیتی لندن

00:36:05.791 --> 00:36:08.001
‫تائید کردند آن‌ها درحال

00:36:08.001 --> 00:36:11.547
‫بررسی تمامِ سرنخ‌های احتمالی در تحقیقات‌شان

00:36:11.547 --> 00:36:13.799
‫درباره‌ی بمب‌گذاری مرکز خریدِ
‫ وست‌ایکرز هستند.

00:36:14.591 --> 00:36:17.803
‫سخنگوی سازمان امنیتی
‫اظهار کرد که در حال حاضر از این‌که

00:36:17.803 --> 00:36:20.597
‫رابرت وینترز مواد لازم برای ساخت
‫بمب را از کجا تهیه کرده اطلاعی ندارند.

00:36:20.597 --> 00:36:24.393
‫اما به‌نظر می‌رسد ساکنین محلی

00:36:24.393 --> 00:36:27.479
‫در پیشروی هرچه‌سریع‌تر روند تحقیقات،
‫با پلیس همکاری کامل دارند.

00:36:27.479 --> 00:36:29.815
‫در همین حال، نام جدیدترین قربانی این حادثه

00:36:29.815 --> 00:36:31.400
‫یعنی جک وارتون 25 ساله

00:36:31.400 --> 00:36:33.569
‫از سوی نهادهای امنیتی اعلام شد.

00:36:33.569 --> 00:36:36.822
‫گزارش شده برادر این شخص
نیز ‫در این حادثه مجروح شده.

00:36:36.822 --> 00:36:39.366
‫این یعنی تمامِ 23 نفری که در بمب‌گذاری

00:36:39.366 --> 00:36:42.077
‫جان باختند، شناسایی شدند.

00:36:42.870 --> 00:36:45.372
‫امروز صبح نیز، تیم مسلح پلیس...

00:36:46.832 --> 00:36:48.625
‫جکسون؛ چی می‌خوای؟

00:36:48.625 --> 00:36:51.837
‫عجب خوش‌آمدگویی گرمی؛ می‌‌تونستی
‫ یه‌ذره بیشتر احساسات به خرج بدی.

00:36:51.837 --> 00:36:54.673
‫نشون دادم؛
‫اما نه اون‌طور که تو انتظار داشتی.

00:36:55.465 --> 00:36:58.177
‫- نمی‌خوای دعوتم کنی داخل؟
‫- نه

00:36:58.177 --> 00:37:00.512
‫حالا اشکال نداره بیام تو؟

00:37:08.145 --> 00:37:09.479
‫صبحونه آوردم بخوریم

00:37:09.479 --> 00:37:11.857
‫من خوردم؛
‫اونم صبحونه محسوب نمی‌شه.

00:37:12.566 --> 00:37:14.443
‫خب نوشیدنی چی؟

00:37:14.443 --> 00:37:15.986
‫یکم زوده؛ حتی برای خودت.

00:37:15.986 --> 00:37:18.697
‫منظورم آب بود.

00:37:24.203 --> 00:37:26.413
‫خب؛ واسه چی اومدی؟

00:37:27.080 --> 00:37:29.917
‫نمی‌تونم به دوست قدیمیم سر بزنم؟

00:37:29.917 --> 00:37:32.586
‫احتمالاً‌ نه و بعید هم هست زده باشی.

00:37:32.586 --> 00:37:36.423
‫ تازه از شناسایی جسد ریور کارت‌رایت برگشتم.

00:37:36.423 --> 00:37:39.218
‫خواستم اولین نفری باشی که
‫این رو می‌دونه.

00:37:39.885 --> 00:37:43.347
‫دیدی؟ یه صبحونه کامله.
‫پرتقال هم داخلش داره.

00:37:43.347 --> 00:37:45.849
‫- میوه‌ای و سالم.
‫- ریور؟ چطوری؟

00:37:46.892 --> 00:37:49.061
‫اصابت گلوله به سینه و صورت

00:37:49.061 --> 00:37:51.104
‫جوری که چهره‌ کَریهش
‫به هیچ عنوان قابل‌تشخیص نبود.

00:37:54.358 --> 00:37:57.486
‫- نمی‌خوای واکنشی نشون بدی؟
‫- دارم واکنش نشون میدم دیگه.

00:37:59.821 --> 00:38:02.407
‫کجا؟

00:38:02.407 --> 00:38:03.992
‫توی حمام.

00:38:03.992 --> 00:38:06.370
‫مثل قدیم‌ها.

00:38:06.370 --> 00:38:09.414
‫به بقیه هم میگی؟

00:38:09.414 --> 00:38:10.832
‫خب به «هـا» پیام دادم.

00:38:10.832 --> 00:38:13.627
‫احتمالاً الان کل دنیا خبر دارن.

00:38:13.627 --> 00:38:15.045
‫پیام فرستادی؟

00:38:15.045 --> 00:38:16.922
‫خب ببخشید که توییت نزدم

00:38:16.922 --> 00:38:19.049
‫چرا شلوغش می‌کنی استن‌دیش؟
‫آدم مرده‌ها.

00:38:19.049 --> 00:38:21.510
‫اصلاً می‌دونی اگه لوئیزا بفهمه
‫ چقدر داغون میشه؟

00:38:21.510 --> 00:38:24.388
‫برای همین به «ها» پیام دادم.
‫حوصله‌ی همچین مسئولیت‌هایی رو ندارم.

00:38:25.180 --> 00:38:31.687
‫خب؛ حالا که این خبر بد رو بهم دادی
‫می‌تونی بری.

00:38:35.065 --> 00:38:36.567
‫آره خب سرت خیلی شلوغه.

00:38:40.988 --> 00:38:44.741
‫- نمی‌خوای بپرسی توی حمام کی به قتل رسیده؟
‫- حمام کی؟

00:38:44.741 --> 00:38:47.077
‫ببخشید؛ این اطلاعات محرمانه‌ست.

00:38:47.077 --> 00:38:48.745
‫از اذیت کردن من لذت می‌بری.

00:38:48.745 --> 00:38:51.707
‫اگه یه لیوان آب بهم بدی
‫بیشتر می‌تونم لذت ببرم.

00:38:51.707 --> 00:38:54.418
‫می‌دونی که آدم وقتی شب بیدار می‌مونه
‫بدنش کم‌آب می‌شه.

00:38:54.418 --> 00:38:56.295
‫محض رضای خدا!

00:39:10.225 --> 00:39:11.518
‫تنهایی؟

00:39:12.477 --> 00:39:14.229
‫باید می‌پرسیدم حتماً.

00:39:14.229 --> 00:39:16.273
‫به‌نظر می‌رسه کس دیگه‌ای این‌جا باشه؟

00:39:16.273 --> 00:39:18.734
‫خب می‌دونم؛ ولی باید می‌پرسیدم.

00:39:18.734 --> 00:39:22.821
‫- چقدر بده که آدم یهو محبوبیت خودش رو از دست بده.
‫- آره خب تو که بهتر می‌دونی.

00:39:22.821 --> 00:39:25.824
‫هرکسی که تا حالا توی زندگیت بوده تو رو
‫یه آدم حروم‌زاده و بی‌شرف می‌دونه.

00:39:25.824 --> 00:39:29.369
‫اما خداروشکر دیگه نیازی نیست تحملت
‫کنم چون راهم رو جدا کردم. یادت نیست؟

00:39:30.370 --> 00:39:34.291
‫البته سعی کردم باهات در ارتباط باشم؛
‫سه بار به منابع انسانی‌تون نامه فرستادم.

00:39:34.291 --> 00:39:36.502
‫آره؛ می‌دونم.
‫همه‌ش مزاحمم می‌شدن.

00:39:36.502 --> 00:39:38.795
‫انگار یه‌سری برگه بود که باید امضا می‌کردم.

00:39:38.795 --> 00:39:41.131
‫خدای من لمب؛ چه مرگتـه؟

00:39:41.131 --> 00:39:44.843
‫سال‌های سال من رو تحت فشار گذاشته بودی و
‫ من بالاخره کاری که می‌خواستی رو کردم.

00:39:45.594 --> 00:39:48.180
‫اون برگه‌ها رو امضا کن
‫و ولم کن برم پی زندگیم.

00:39:48.180 --> 00:39:50.557
‫آخه من نمی‌خوام بعداً پشیمون بشی.

00:39:51.266 --> 00:39:52.601
‫تصور کن اگه یه‌روز پشیمون بشی

00:39:52.601 --> 00:39:54.853
‫و برگردی به اون اوضاع
‫من چقدر ناراحت می‌شم...

00:39:54.853 --> 00:39:56.438
‫به هیچ عنوان تحمل ندارم دوباره شاهد

00:39:56.438 --> 00:39:59.358
‫گریه کردن‌ و مست کردن‌هات باشم.

00:39:59.358 --> 00:40:02.194
‫چون می‌دونی، میگن آدم‌های مست
‫همه‌ش دنبال بهونه‌ان...

00:40:02.194 --> 00:40:04.112
‫نمیگم تقصیر خودتـه
‫چون مریضیه بالاخره.

00:40:04.112 --> 00:40:06.073
‫اما خب، مال پدر بزرگش بوده.

00:40:06.782 --> 00:40:07.824
‫چی؟

00:40:09.326 --> 00:40:13.413
‫درسته نپرسیدی؛ اما گفتم بگم توی
‫حمام پدر بزرگش به قتل رسیده.

00:40:13.413 --> 00:40:15.332
‫حتی نپرسیدی «کی؟»

00:40:15.332 --> 00:40:18.961
‫- کی خب چی؟
‫- کی به ریور شلیک کرده.

00:40:18.961 --> 00:40:21.046
‫چون تو هم مثل من می‌دونی که زنده‌ست.

00:40:22.464 --> 00:40:24.424
‫حرف مفت نزن.

00:40:24.424 --> 00:40:27.010
‫همین یکم پیش گفتی خودت
‫جسدش رو شناسایی کردی.

00:40:27.010 --> 00:40:30.889
‫آره اما اونقدرها درموردِ
‫جزئیات ماجرا کنجکاو نبودی.

00:40:31.557 --> 00:40:33.183
‫چون توی شوکـم.

00:40:33.892 --> 00:40:36.395
‫از اومدن من شوکه شدی؛
‫از این‌که گفتم

00:40:36.395 --> 00:40:39.147
‫ریور زنده‌ست اصلاً شوکه نشدی چون
‫می‌دونی زنده‌ست.

00:40:39.147 --> 00:40:40.691
‫این چرت و پرت‌ها چیـه؟

00:40:40.691 --> 00:40:42.112
‫- داری مزخرف میگی.
‫- نه؛ اینطور نیست.

00:40:42.137 --> 00:40:43.443
‫- استن‌دیش خواهش می‌کنم.
‫- نه...

00:40:43.443 --> 00:40:45.529
‫اصلاً بلد نیستی دروغ بگی.

00:40:46.655 --> 00:40:48.156
‫و تازه...

00:40:49.366 --> 00:40:51.618
‫ماشینش بیرونـه!

00:40:58.125 --> 00:40:59.918
‫خیلی‌خب باشه؛ آره اینجا بود.

00:40:59.918 --> 00:41:02.629
‫- اما الان نیست.
‫- خیلی‌خب؛ چقدر بهتر.

00:41:02.629 --> 00:41:05.507
‫باشه؛ حالا دیگه این نمایش رو تعطیل کن.

00:41:05.507 --> 00:41:08.218
‫و اعتراف کن که اون حروم‌زاده
‫توی اتاق خواب خونتـه.

00:41:08.218 --> 00:41:11.638
‫جکسون؛ ریور ازم
‫خواست حواسم بهش باشه.

00:41:14.224 --> 00:41:15.225
‫الان خوشحالی؟

00:41:16.185 --> 00:41:18.187
‫تو خوب می‌دونی

00:41:18.187 --> 00:41:20.856
‫وقتی خوشحالم اصلاً این‌طوری نیستم

00:41:20.856 --> 00:41:23.271
‫باشه حالا؛
‫ الان هم زود از اتاق خواب بیا بیرون.

00:41:23.296 --> 00:41:24.535
‫آهای!

00:41:25.944 --> 00:41:26.945
‫رفیق؟

00:41:31.033 --> 00:41:32.201
‫ریور کجاست؟

00:41:52.095 --> 00:41:53.347
‫کی هستی تو لعنتی؟

00:41:55.933 --> 00:41:57.684
‫چقدر دیگه می‌رسیم؟

00:41:57.684 --> 00:41:59.520
‫زیاد نمونده

00:42:00.539 --> 00:42:16.803
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.