﻿1
00:00:20,341 --> 00:00:24,341
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:24,365 --> 00:00:27,245
پلیس پرتغال داره دنبال
یه دختر سه ساله انگلیسی میگرده

3
00:00:27,325 --> 00:00:29,805
که فکر می‌کنن از تختش
.ربوده شده

4
00:00:29,925 --> 00:00:32,085
مادلین مک‌کن با خونوادش
در تعطیلات بود

5
00:00:32,165 --> 00:00:34,205
.تو یه آپارتمان تفریحی در الگارا

6
00:00:34,445 --> 00:00:36,765
پدر و مادرش در فاصله کوتاهی
داشتن شام میخوردن

7
00:00:36,845 --> 00:00:39,765
،وقتی که رفتن تو اتاق چک کنن
.فهمیدن مادلین گم شده

8
00:00:43,645 --> 00:00:45,645
کرکره‌ها باز شده بودن

9
00:00:45,725 --> 00:00:48,285
و اومدن تو اتاق
.و مادلین رو بردن

10
00:00:48,365 --> 00:00:51,725
شصت تا از کارکنان و میهمان‌ها
با حال و هوای عجولانه تا ساعت چهار صبح امروز

11
00:00:51,805 --> 00:00:53,765
.دنبالش گشتن

12
00:00:56,165 --> 00:00:58,205
،با گذشت زمان

13
00:00:58,285 --> 00:01:00,525
امید نجات دختر
.کمتر میشه

14
00:01:00,845 --> 00:01:02,725
حالا وقتشه
.که بگردیم

15
00:01:02,805 --> 00:01:05,925
.در واقع اتفاق تازه افتاده
.نمیخوان ردپاها کم‌رنگ بشن

16
00:01:07,365 --> 00:01:10,605
هم زوج و هم خانواده‌شون
.کاملا ناامید هستن

17
00:01:14,925 --> 00:01:16,365
غیرقابل توضیحه

18
00:01:16,445 --> 00:01:18,645
بچه‌ها یهو همینجوری از تختشون
وسط شب

19
00:01:18,725 --> 00:01:20,365
.ناپدید نمیشن

20
00:01:22,165 --> 00:01:26,805
من یادم نیست
هیچ پرونده کودک‌ربایی ای در سراسردنیا

21
00:01:26,885 --> 00:01:28,645
،که بزرگتر، معروف‌تر

22
00:01:28,725 --> 00:01:31,285
.و با اثر بیشتر از مادلین مک‌کن بوده

23
00:01:33,285 --> 00:01:36,245
،اگه دوازده فیلم از این بسازی

24
00:01:37,645 --> 00:01:39,085
.هیچکس باورش نمی‌کنه

25
00:01:45,365 --> 00:01:50,325
بدترین چیزی که میتونه
برای یک نفر اتفاق بیفته

26
00:01:50,405 --> 00:01:51,965
.اینه که بچه‌شون گم بشه

27
00:01:56,765 --> 00:01:59,125
،چند سالی بود که تلاش می‌کردن بچه‌دار بشن

28
00:02:00,525 --> 00:02:02,525
،سرانجام به راش لقاح مصنوعی پناه بردن

29
00:02:03,565 --> 00:02:05,765
و اولین دختر کوچولوشون را
،به دنیا آوردن

30
00:02:08,085 --> 00:02:08,965
.مادلین

31
00:02:27,605 --> 00:02:29,885
ما اولین بار که در این داستان مشارکت کردیم

32
00:02:29,965 --> 00:02:32,685
بخاطر این بود که یه شب
.اخبار رو دیدیم

33
00:02:34,405 --> 00:02:38,205
از کیت مک‌کن پرسیدن که چقدر
.قراره دنبال مادلین بگرده

34
00:02:39,925 --> 00:02:42,765
و اون گفت که تا ابد
.قراره دنبال دخترش بگرده

35
00:02:44,285 --> 00:02:48,085
و دختر کوچولوی ما که اتفاقا
،اسم میانیش مادلین بود

36
00:02:48,165 --> 00:02:52,605
،بهم گفت: "مامان
"تو هم تا ابد دنبالم میگردی؟

37
00:02:53,925 --> 00:02:56,805
و البته من چیزی رو گفتم
.که هر پدر و مادری میگه

38
00:02:57,405 --> 00:02:59,085
".آره، مطمئنا تا ابد دنبالت می‌گردم"

39
00:03:04,885 --> 00:03:06,485
قسمت اول: حقیقت پشت ماجرا

40
00:03:13,885 --> 00:03:16,485
ولی بعد من رفتم و
از لحاظ روزنامه‌نگاری بهش فکر کردم

41
00:03:16,565 --> 00:03:18,365
و فکر کردم، "این یعنی چی؟

42
00:03:19,125 --> 00:03:20,925
مک‌کن‌ها چیکار کرده بودند؟

43
00:03:21,925 --> 00:03:23,325
"داستان چی بود؟

44
00:03:24,605 --> 00:03:27,045
پرونده به نظر می‌رسید
یه تودرتوی بزرگ از ادعاها

45
00:03:27,125 --> 00:03:29,205
 پاسخ به ادعاها بود

46
00:03:29,525 --> 00:03:33,685
،نیاز داشتید یه خط زمانی خیلی دقیق بسازید
تمام وقتتون رو بذارید

47
00:03:34,245 --> 00:03:38,085
یه سفر به داخل داستان برید
تا دوازده ساعت در روز

48
00:03:38,445 --> 00:03:42,165
تا در آخر بتونید چیزی که
،هر داستانی هست رو توضیح بدید

49
00:03:43,725 --> 00:03:45,205
برای پاسخ به سوالِ

50
00:03:47,085 --> 00:03:48,525
"چی شد؟"

51
00:03:53,925 --> 00:03:56,325
ما اخبار جدیدی
.در این ساعت داریم

52
00:03:56,405 --> 00:03:58,165
دختر کوچولویی
.بریتانیایی گم شده است

53
00:03:58,245 --> 00:04:00,605
والدین مادلین مک‌کن
معتقدند که او هنوز زنده است

54
00:04:00,685 --> 00:04:02,525
و مظنونی مد نظر دارند

55
00:04:03,805 --> 00:04:05,925
...پلیس و سگ‌های تعقیب‌کننده در خیابون‌ها

56
00:04:06,005 --> 00:04:08,965
...از تختش گم شد وقتی که داشتن شام می‌خوردن ...

57
00:04:09,045 --> 00:04:12,045
...یه مرد پرتغالی که در جستجو‌های اولیه شرکت داشته گفت...

58
00:04:13,925 --> 00:04:15,085
...یه مرد روسی

59
00:04:15,165 --> 00:04:16,885
صد و هشتاد متر از جایی که مادلین مک‌کن گم شده...

60
00:04:16,965 --> 00:04:19,405
...هممون اینجا هستیم برای نجات مادلین

61
00:04:19,485 --> 00:04:21,445
صد روز از ناپدید شدن مادلین مک‌کن میگذره...

62
00:04:21,525 --> 00:04:24,005
...چیزایی از رفتار اون

63
00:04:24,085 --> 00:04:25,085
...پلیس و سگ‌های تعقیب‌کننده

64
00:04:25,405 --> 00:04:28,525
...ردی از خون مظنون در آپارتمان تعطیلاتی مک‌کن‌ها

65
00:04:28,605 --> 00:04:31,045
اگه مادلینو داری، لطفا

66
00:04:31,725 --> 00:04:32,845
.بذار برگرده خونه

67
00:04:33,725 --> 00:04:35,845
«ناپدید شدن مادلین مک‌کن»

68
00:04:50,245 --> 00:04:51,325
لستر، انگلستان

69
00:04:56,245 --> 00:04:57,325
حالت چطوره؟

70
00:04:57,405 --> 00:04:58,765
از اسکن چی فهمیدی؟

71
00:04:59,245 --> 00:05:01,725
.جری شغل خوبی داشت تو لستر

72
00:05:04,525 --> 00:05:06,525
کیت یک پزشک عمومی نیمه‌وقت بود

73
00:05:06,765 --> 00:05:10,085
در حالی که اکثر مواقع خونه بود
با سه بچه کوچیک

74
00:05:11,925 --> 00:05:17,205
یکم ناراحت بود. یه حس عجیبی بهش دست داد
درباره تعطیلات نزدیک

75
00:05:19,005 --> 00:05:22,245
.در نهایت، این تعطیلاتی بود که نباید اتفاق می‌افتاد

76
00:05:22,605 --> 00:05:24,445
.صبر کن، فکر کنم دوربین هست

77
00:05:25,485 --> 00:05:26,405
.همه‌را توش بگیر

78
00:05:30,845 --> 00:05:32,405
وای! خوبی؟

79
00:05:34,565 --> 00:05:36,525
،ما 28 آوریل رفتیم

80
00:05:36,565 --> 00:05:37,200
[صدای کیت مک‌کن، مادر مادلین]

81
00:05:37,205 --> 00:05:40,245
.و نه تا بزرگسال و بچه‌ها همراهمون بود

82
00:05:42,605 --> 00:05:45,485
.به نظر میومد تعادل ایده‌آلی هست، واقعاً

83
00:05:46,365 --> 00:05:50,885
،داشتن یه تعطیلات خانوادگی، بچه‌ها خوش می‌گذرونن و خسته نمی‌شن

84
00:05:51,765 --> 00:05:55,125
.و ما هم کمی وقت برای خودمون داشته باشیم

85
00:05:56,045 --> 00:05:58,565
.مادلین، خصوصاً، حالش خیلی خوب بود

86
00:06:08,005 --> 00:06:12,085
اوشن کلاب
یکی از چند مجتمع بود

87
00:06:12,165 --> 00:06:13,885
.در راستای پرایا دا لوز

88
00:06:15,005 --> 00:06:20,365
.از آپارتمان‌ها و ویلای کوچکی ساخته شده بود، اکثراً خودشون پذیرایی داشتن

89
00:06:21,165 --> 00:06:24,525
.چهار استخر داشت
.چندین زمین تنیس داشت

90
00:06:24,965 --> 00:06:27,205
یه باشگاه بچه که کودکان نوپا

91
00:06:27,285 --> 00:06:30,005
و کودکان کوچکتر در
.طول روز مراقبت می‌شدن

92
00:06:30,965 --> 00:06:35,725
مارک وارنر شرکتی بود که
.اوشن کلاب در پرایا دا لوز رو اداره میکرد

93
00:06:41,285 --> 00:06:44,965
.گفتن که تعطیلاتی برای طبقه متوسطه هست، عادلانه هست

94
00:06:45,485 --> 00:06:47,805
بچه‌ها در باشگاه بچه دوست پیدا می‌کنن

95
00:06:47,885 --> 00:06:51,565
بعد والدین دوست پیدا می‌کنن یا والدین ملاقات می‌کنن چون پدر بادبانی می‌کنه

96
00:06:51,645 --> 00:06:54,565
و پدر دیگه بادبانی می‌کنه و بعد
می‌تونن برای یه نوشیدنی ملاقات کنن

97
00:06:54,645 --> 00:06:57,085
و بعد خانم‌ها ملاقات می‌کنن
.یا در زمین تنیس ملاقات می‌کنن

98
00:06:57,285 --> 00:07:01,125
.پس یه تعطیلات خیلی اجتماعی هست از این لحاظ

99
00:07:03,845 --> 00:07:06,685
,خواهرم و من زیاد با هم تعطیلات مارک وارنر رفتیم

100
00:07:06,885 --> 00:07:08,245
،عمدتاً چون تنیس بازی می‌کنیم

101
00:07:08,685 --> 00:07:12,125
،و با توجه به اینکه دو خانمی از یه سن خاصی هستیم

102
00:07:12,365 --> 00:07:13,565
.مردم رو نگاه می‌کنیم

103
00:07:15,085 --> 00:07:18,965
.و ما اون‌ها رو تو گروه دیدیم چون حال خوبی داشتن

104
00:07:32,765 --> 00:07:34,765
ما دقیقاً در همون شنبه رسیدیم

105
00:07:34,845 --> 00:07:38,845
که مک‌کن‌ ها
.و همراه‌هاشون رسیدن

106
00:07:40,045 --> 00:07:41,765
.واقعاً تعطیلات معمولی خانوادگی بود

107
00:07:43,245 --> 00:07:44,565
.یه مکان تعطیلاتی در حاشیه‌ی دریای مدیترانه بود

108
00:07:44,645 --> 00:07:47,005
.برای اواخر آوریل آفتاب خیلی خوبی می‌تابید

109
00:07:47,405 --> 00:07:48,565
.ما با اون راضی بودیم

110
00:07:50,885 --> 00:07:53,325
.ما جری رو از گروه تنیسمون می‌شناختیم

111
00:07:54,085 --> 00:07:55,685
خیلی خوب لباس می‌پوشید

112
00:07:56,325 --> 00:07:57,525
.حس شوخ‌طبعی خوبی داشت

113
00:07:58,445 --> 00:08:00,325
واقعاً زیاد برای حرف زدن وقت نمی‌شه

114
00:08:00,405 --> 00:08:01,645
چون طبیعتاً نگرانی بیشترت

115
00:08:01,725 --> 00:08:04,085
.به خاطر ضربه‌ی بک‌هند یا لابت هست

116
00:08:08,325 --> 00:08:11,965
،این دختر بزرگترم، جسیکا هست
که اینجا چهار و نیم سالش بود

117
00:08:12,165 --> 00:08:16,525
.و از تعطیلات بیشترین بهره رو با شرکت کردن در باشگاه بچه‌ها برد

118
00:08:24,085 --> 00:08:25,565
،پس اینجا جسیه

119
00:08:27,085 --> 00:08:28,045
.که رهبر بازی هست

120
00:08:29,125 --> 00:08:31,325
.و اینجا مادلینه

121
00:08:32,325 --> 00:08:34,325
،اونها تقریباً همسن بودن

122
00:08:34,485 --> 00:08:37,845
.تفاوت چند ماهی داشتن و خیلی صمیمی شدن

123
00:08:41,805 --> 00:08:47,065
یادمه که رفته بودن قایقرانی
،که به نظرم حرکت کمی شجاعانه از طرف باشگاه بچه‌ها بود

124
00:08:47,245 --> 00:08:48,725
.اما اونها رو به دریا بردن

125
00:08:49,565 --> 00:08:51,565
.و خب، اونها توی یه قایق بودن

126
00:08:52,245 --> 00:08:55,005
تنها چیزی که جسیکا از اون تعطیلات به یاد داره

127
00:08:55,085 --> 00:09:00,365
جایی بود که کلاه حصیریش رو توی دریا از دست داد

128
00:09:01,245 --> 00:09:04,885
،و مادلین جهش کرد توی آب تا اونو براش بیاره

129
00:09:06,085 --> 00:09:08,605
که کاملاً باعث هراس کارکنان باشگاه بچه‌ها شد

130
00:09:08,685 --> 00:09:12,205
.که سریع گرفتنش و برگردوندنش به قایق

131
00:09:17,045 --> 00:09:19,445
یکی از دلایلی که باعث شد باشگاه اوشن کلاب رو انتخاب کنن

132
00:09:19,525 --> 00:09:21,725
.این بود که یه مکان خانواده‌دوست بود

133
00:09:22,325 --> 00:09:24,645
.یه مهد شبانه داشت

134
00:09:25,165 --> 00:09:29,325
.همه‌ی گروه مک‌کن تصمیم گرفتن که این واقعاً به دردشون نمی‌خوره

135
00:09:29,845 --> 00:09:32,885
کیت و جری فکر می‌کردن باید بچه‌ها رو خیلی زود بخوابونن

136
00:09:32,965 --> 00:09:34,205
و خیلی دیر بردارنشون

137
00:09:34,285 --> 00:09:36,285
و این فقط باعث بهم ریختگی بچه‌ها
.می‌شد

138
00:09:39,565 --> 00:09:43,125
رستوران تاپاس طرف دیگه‌ی استخر بود

139
00:09:43,885 --> 00:09:45,685
،زیر آپارتمان مک‌کن‌ها

140
00:09:46,005 --> 00:09:47,445
،آپارتمان 5الف

141
00:09:47,565 --> 00:09:49,565
پنجاه و پنج متر اگه مستقیم بری

142
00:09:49,645 --> 00:09:54,325
،حدود 90 متر اگه پیاده بری از خیابون، زیر یه طاق

143
00:09:54,405 --> 00:09:57,085
،و بعد کنار استخر تا تاپاس

144
00:09:57,165 --> 00:10:00,245
.که یه جای باپرده، دلنشین برای نشستن بود

145
00:10:00,325 --> 00:10:03,685
به نظر میرسید
اونجا بهترین جا برای شام خوردن باشه

146
00:10:03,765 --> 00:10:06,685
وقتی که بچه‌هاشون
.تو اتاق‌های خودشون خوابیدن

147
00:10:07,925 --> 00:10:12,965
.این کار طبیعی به نظر می‌رسید. خیلی نزدیک بود

148
00:10:14,405 --> 00:10:16,405
.واقعا می‌شد آپارتمان رو دید

149
00:10:19,125 --> 00:10:22,965
.با شام خوردن تو باغ پشتی خیلی فرقی نداشت

150
00:10:25,485 --> 00:10:27,965
مک‌کن‌ها و دوستانشون
تصمیم گرفتن خودشون

151
00:10:28,045 --> 00:10:31,845
،یه سرویس گوش به سیم بچه رو راه بندازن
.که بهش فکر می‌کردن

152
00:10:32,525 --> 00:10:34,725
،هر 20 دقیقه یا نیم ساعت

153
00:10:34,805 --> 00:10:37,165
بر می‌خاستن و بررسی می‌کردن
،که بچه‌های خودشون خوبن

154
00:10:37,605 --> 00:10:38,925
و همینطوری کار می‌کردن

155
00:10:39,005 --> 00:10:41,365
و تو بیشتر مدت تعطیلاتشون
.موفق بودن

156
00:10:45,005 --> 00:10:47,365
[سه مه 2007]

157
00:10:57,125 --> 00:10:59,245
،تو عصر پنج‌شنبه

158
00:10:59,485 --> 00:11:01,085
،تقریبا یه هفته از تعطیلاتشون می‌گذشت

159
00:11:01,165 --> 00:11:03,165
.بچه‌ها خیلی خسته بودن

160
00:11:03,885 --> 00:11:06,685
.هوای دریا و تمام روز روی قایق بودن

161
00:11:07,725 --> 00:11:10,045
قصد داشتیم بچه‌ها رو بخوابونیم

162
00:11:10,285 --> 00:11:13,565
و بعد یه غذای بیرون‌بر بگیریم
از رستوران تاپاس

163
00:11:13,765 --> 00:11:15,885
.و تو بالکنمون بخوریم

164
00:11:18,565 --> 00:11:20,285
،حدود پنج و نیم

165
00:11:20,565 --> 00:11:22,885
کیت رفت بچه‌ها رو ملاقات کنه
که داشتن برمی‌گشتن

166
00:11:22,965 --> 00:11:25,365
.از باشگاه بچه‌هایی که توش بودن

167
00:11:26,805 --> 00:11:28,925
،و مادلین اون شب خیلی
،خیلی خسته بود

168
00:11:29,005 --> 00:11:31,205
،کیت متوجه شد
.و خواست بره خونه‌اشون

169
00:11:32,725 --> 00:11:35,885
کیت گفت که شروع کرده
به خوندن یه داستان درباره حیوانات

170
00:11:36,245 --> 00:11:37,565
که یه ترانه کوچیک توش بود

171
00:11:37,645 --> 00:11:39,765
،در مورد اینکه "اگه خوشحالی و می‌دونی
."اسمتو فریاد بزن

172
00:11:40,765 --> 00:11:42,685
و بچه‌ها تازه می‌تونستن بخونن

173
00:11:42,765 --> 00:11:45,845
و مادلین تقریبا خوابش برد
.قبل از اینکه کتاب تموم بشه

174
00:11:46,725 --> 00:11:49,245
کیت بعد رفت
آماده شب شه

175
00:11:49,325 --> 00:11:50,885
و اولین لیوان شرابشو خورد

176
00:11:50,965 --> 00:11:52,525
.وقتی جری داشت آماده می‌شد

177
00:11:52,605 --> 00:11:56,445
اون زمانی که بچه‌ها داشتن
آخرین داستانشون رو می‌خوندن رسید

178
00:11:56,525 --> 00:11:57,765
.و خداحافظی کرد

179
00:12:01,365 --> 00:12:04,965
حدود ساعت هشت و نیم اونا داشتن
می‌رفتن رستوران تاپاس

180
00:12:05,045 --> 00:12:06,485
.و داشتن اونجا مستقر می‌شدن

181
00:12:11,925 --> 00:12:14,125
اونا یکی از اولین کسایی بودن
.که اون شب رسیدن

182
00:12:18,605 --> 00:12:22,965
مت اولدفیلد وقتی حدود ساعت نه رسید
به مک‌کن‌ها گزارش داد که

183
00:12:23,285 --> 00:12:27,405
که همه چیز آرام بود وقتی از
.بیرون آپارتمان مک‌کن‌ها رد شده بود

184
00:12:29,125 --> 00:12:31,125
،حدود ساعت 9:05

185
00:12:31,485 --> 00:12:34,965
جری بلند شد از میز که
برای اولین بار سری به بچه‌هاش بزنه

186
00:12:42,965 --> 00:12:46,925
اون رفت تو آپارتمان
،از طریق درب پشتی باغ

187
00:12:47,645 --> 00:12:50,885
،که باز بود
و رفت دم در اتاق خواب

188
00:12:50,965 --> 00:12:54,805
"و گفت: "یکی از اون لحظاتی بود که یه پدر به بچه‌هاش می‌باله

189
00:12:57,485 --> 00:13:00,925
نگاه کرد به بچه‌های خوابیده‌اش
.و فکر کرد چقدر خوش‌شانسه

190
00:13:07,925 --> 00:13:11,725
،ساعت 9:25
کیت داشت می‌رفت برای چک کردن

191
00:13:11,805 --> 00:13:14,005
وقتی مت اولدفیلد پیشنهاد داد
.به جاش نگاه کنه

192
00:13:15,125 --> 00:13:18,285
،اون رفت تو آپارتمان
،بازم از طریق درب باغ

193
00:13:18,365 --> 00:13:20,205
ولی وارد اتاق نشد

194
00:13:20,645 --> 00:13:22,245
.میگه نوری دیده

195
00:13:23,165 --> 00:13:26,565
،صدایی شنیده، مثل اینکه یکی از دوقلوها از جا خوابش بلنده

196
00:13:26,645 --> 00:13:29,885
.اما سایر صداها نبودن و اون راضی شده و رفته

197
00:13:32,885 --> 00:13:35,365
،ساعت ده
با توجه به زمانبندی

198
00:13:35,445 --> 00:13:37,965
،که کیت مک‌کن بهمون داده بود

199
00:13:38,045 --> 00:13:40,285
نوبت خودش بود که بره آپارتمان

200
00:13:40,365 --> 00:13:42,165
.و چک کنه بچه‌ها رو

201
00:13:44,365 --> 00:13:46,245
،به آپارتمان رفته

202
00:13:46,485 --> 00:13:48,845
،دوباره از در باغ داخل شده

203
00:13:48,925 --> 00:13:52,725
و وقتی به سمت اتاق خواب نگاه می‌کنه

204
00:13:52,805 --> 00:13:55,045
،نسبت به اونچه انتظارش بوده، نور بیشتری می‌بینه

205
00:13:56,005 --> 00:13:59,605
و می‌بینه در هم
.نسبت به اونچه به یاد داشته، بیشتر باز شده

206
00:14:00,365 --> 00:14:01,565
رسید به در

207
00:14:02,485 --> 00:14:06,205
بعد یه باد در رو بست

208
00:14:10,005 --> 00:14:11,605
...دوباره در رو باز کرده

209
00:14:15,245 --> 00:14:18,805
و این دفعه متوجه میشه
.تخت مادلین خالیه

210
00:14:22,285 --> 00:14:24,805
،و پنجره بازه

211
00:14:24,885 --> 00:14:26,285
.شاترها باز شدن

212
00:14:30,685 --> 00:14:35,685
من بلافاصله پریدم پایین و رفتم
،به رستوران تاپاس

213
00:14:37,445 --> 00:14:39,845
"!فریاد زدم، "کسی مادلین رو برداشته

214
00:14:43,085 --> 00:14:45,125
.و همون موقع کابوس شروع شد

215
00:14:57,605 --> 00:15:00,245
،مربی تنیسمون داشت از کنارمون میگذشت

216
00:15:00,725 --> 00:15:04,285
".من بهش گفتم، "اشتباه می‌ری

217
00:15:04,405 --> 00:15:06,205
.و اون گفت، "نه، سریع برمیگردم

218
00:15:06,285 --> 00:15:07,725
".یکی از بچه‌ها گم شده

219
00:15:10,085 --> 00:15:11,725
خواهرمو توی بار گذاشتم

220
00:15:11,805 --> 00:15:14,845
و من برگشتم برم ببینم
.چه خبره

221
00:15:15,125 --> 00:15:17,405
وقتی که از گوشه‌ی راه
،بالا رفتم

222
00:15:17,485 --> 00:15:19,365
.همه چیز همچین بیشتر هیاهو داشت

223
00:15:21,685 --> 00:15:24,525
،کسی صدامون زد
،آرام صدامون زد

224
00:15:25,085 --> 00:15:28,285
،ببخشید،" میدونی"
"می‌تونی از اونجا ببینی؟"

225
00:15:28,365 --> 00:15:31,405
،یا، "یه بچه‌ی بلوند
"یه بچه‌ی بلوند جوون دیدی؟

226
00:15:31,885 --> 00:15:36,005
.و اون موقع اعلام زنگ خطر بود

227
00:15:37,165 --> 00:15:40,845
،به یه پسره "جیز" برخوردیم
،که توی تیم تنیسمون بود

228
00:15:41,645 --> 00:15:45,805
و اون گفت، وای، واقعا این قضیه دختر جری وحشتناک نیست؟

229
00:15:46,445 --> 00:15:48,565
،و ما گفتیم، "خدای من
".نمیدونستم جری بود

230
00:15:51,925 --> 00:15:54,405
.و اون موقع صدای وحشتناکی شنیدم

231
00:15:58,245 --> 00:15:59,405
.صدای گریه‌ی کیت بود

232
00:16:02,205 --> 00:16:03,525
.من می‌تونستم کیت رو بشنوم

233
00:16:06,565 --> 00:16:08,525
.صدایی حیوانی بود

234
00:16:11,165 --> 00:16:13,045
.من فقط دوبار تو زندگیم شنیده بودم

235
00:16:13,605 --> 00:16:17,485
یکی وقتی مادرم مرد
.و یکی وقتی برادرزادم مرد

236
00:16:22,085 --> 00:16:25,925
واقعاً ترسناکه و روح رو نابود میکنه

237
00:16:30,685 --> 00:16:33,245
.فرزندت رفته
می‌دونی، چطور می‌تونی کسی چیزی حس کنه

238
00:16:33,325 --> 00:16:35,685
وقتی فرزندت تو تختش نیست؟

239
00:16:38,445 --> 00:16:40,445
مادلین نه، مادلین نه

240
00:16:40,525 --> 00:16:42,645
.و فقط یادمه که همینو تکرار می‌کردم

241
00:16:46,045 --> 00:16:47,725
.و جری هم همینطور بود، میدونی

242
00:16:47,805 --> 00:16:52,205
اصلاً عادت نداشتم که
.جری رو تو اون حالت ببینم

243
00:16:54,325 --> 00:16:56,885
،یادمه دوستام داد و فریاد میزدن که باید مرزها رو ببندیم

244
00:16:56,965 --> 00:16:58,965
و داد میزدن ممکنه به الجزیره یا مراکش
رفته باشه

245
00:16:59,045 --> 00:17:00,805
باید جاده ها رو مسدود کنیم

246
00:17:04,165 --> 00:17:05,885
.فقط احساس بی‌چارگی می‌کردم

247
00:17:10,045 --> 00:17:12,125
.تا حالا، خبر توی لوز پخش شده

248
00:17:12,325 --> 00:17:14,565
.در واقع، همه‌ی مردم دعوت شدند

249
00:17:14,645 --> 00:17:18,165
یعنی تمام کادر همونجا بودن
.و طبیعتاً خیلی از مهمان‌ها

250
00:17:22,005 --> 00:17:24,765
بازم به آپارتمان برگشتند و صبر کردند

251
00:17:24,845 --> 00:17:26,765
و هرچه بیشتر از اوضاع عصبی می‌شدن

252
00:17:26,845 --> 00:17:30,725
.و هنوز هم مردم داشتند دور و بر آپارتمان می‌دویدند

253
00:17:32,645 --> 00:17:34,325
.و بعد پلیس نیامد

254
00:17:34,725 --> 00:17:36,765
جری با یه همراه رفت

255
00:17:37,285 --> 00:17:38,965
به پذیرش اوشن کلاب

256
00:17:39,365 --> 00:17:42,405
.و خواستن دوباره پلیسو صدا کنن

257
00:17:43,285 --> 00:17:47,965
یه پیام باعث شد یه جفت پلیس
در یه ماشین گشت

258
00:17:48,485 --> 00:17:51,325
.با سرعت به سمت اوشن کلاب حرکت کنن

259
00:17:52,485 --> 00:17:55,125
دو شعبه مختلف از پلیس

260
00:17:55,205 --> 00:17:57,885
.در تحقیقات مک‌کن دخیل هستن

261
00:17:58,165 --> 00:17:59,765
هست GNR یکیشون

262
00:17:59,885 --> 00:18:05,245
.مثل واحد پلیس گشت یه شهر کوچک هستن

263
00:18:05,765 --> 00:18:07,405
.اونا اولین کسایی بودن که به محل رسیدن

264
00:18:09,005 --> 00:18:11,005
.ما توی اوشن کلاب گشتیم

265
00:18:11,965 --> 00:18:15,885
دیگه نمی‌تونی شبتو ادامه بدی
و بخوری و بنوشی و بخندی

266
00:18:15,965 --> 00:18:18,045
.اگه یه بچه گم شده باشه

267
00:18:18,765 --> 00:18:21,685
پس، هر کی در دسترس بود
.رفت جستجو

268
00:18:24,565 --> 00:18:27,525
یادمه پلیس فقط می‌گفت
که اون احتمالا گم شده

269
00:18:27,605 --> 00:18:29,045
...و زیر یه بوته خوابیده

270
00:18:29,125 --> 00:18:31,845
...اتهامات در حال واردشدن هستند

271
00:18:31,925 --> 00:18:33,405
.که به نظرم خیلی مسخره بود

272
00:18:35,045 --> 00:18:38,485
من توی مارینا با دوستام توی قایقم بودم

273
00:18:38,885 --> 00:18:41,805
و مجبور شدم برگردم
.و هیچ چراغی روشن نبود

274
00:18:42,485 --> 00:18:45,125
باید تا دو بعد از نیمه‌شب باز بمونه
,و کسی اینجا نبود

275
00:18:45,805 --> 00:18:47,805
جز فکر می‌کنم مدیری
.که داشت مرتب می‌کرد

276
00:18:48,285 --> 00:18:49,525
"و من پرسیدم، "چی شده؟

277
00:18:49,605 --> 00:18:51,405
و اون توضیح داد
که یه بچه گم شده

278
00:18:51,485 --> 00:18:53,485
.و همه رفتند برای جستجوی بچه

279
00:18:55,405 --> 00:18:57,085
،تمام طول ساحل

280
00:18:58,645 --> 00:19:00,565
...محل بازی بچه‌ها

281
00:19:01,645 --> 00:19:04,645
یه دایره از محوطه ای که نزدیک استخر بزرگا بود

282
00:19:04,765 --> 00:19:07,125
که من فکر می‌کردم-- همیشه می‌گفتم
شبیه یه حلقه پریانه

283
00:19:07,205 --> 00:19:08,965
پس سعی میکردم مثل یه بچه فکر کنم

284
00:19:09,045 --> 00:19:10,405
.ما همه جاشو بررسی کردیم

285
00:19:11,565 --> 00:19:15,365
.بلافاصله، ما همه یه نفر بودیم
ما یه گروه کلی از آدما بودیم

286
00:19:15,445 --> 00:19:17,485
.با یه هدف

287
00:19:19,165 --> 00:19:24,805
من و بقیه پسرا، پیشنهاد دادیم
که یه گروه از ما سوار یه ماشین بشیم

288
00:19:25,085 --> 00:19:26,125
و به سمت شمال بریم

289
00:19:26,925 --> 00:19:29,525
...و پیشنهاد دادیم که ما پخش بشیم

290
00:19:30,845 --> 00:19:37,845
تا حد ممکن فاصله زیادی و بعد
.از شمال به سمت جنوب از طریق استراحتگاه به سمت دریا بریم

291
00:19:42,565 --> 00:19:44,405
،حدود نیمه‌شب

292
00:19:44,485 --> 00:19:48,085
GNR رئیس محلی واحد

293
00:19:48,245 --> 00:19:52,565
تصمیم گرفت که باید
،یکی از افراد پلیس قضایی رو مطلع کنه

294
00:19:52,645 --> 00:19:56,125
.که واحد تحقیقات جرایم اصلی هستند

295
00:19:59,365 --> 00:20:01,125
،وقتی پرونده اومد

296
00:20:02,045 --> 00:20:05,285
من هماهنگ‌کننده
.تحقیقات بودم

297
00:20:12,005 --> 00:20:14,445
من در اوج دوران حرفه‌ایم بودم

298
00:20:14,525 --> 00:20:17,725
.بعد از 30 سال در پلیس قضایی

299
00:20:19,325 --> 00:20:23,645
پلیس قضایی
بالاترین سازمان تحقیقات جنایی

300
00:20:23,725 --> 00:20:25,405
،در پرتغال هست

301
00:20:25,485 --> 00:20:28,605
.مثل اف بی آی پرتغال

302
00:20:33,125 --> 00:20:35,805
گونزالو امارا داشت
یه شام خیلی دیر می‌خورد

303
00:20:36,205 --> 00:20:41,285
و یه بازرس و یه محقق را
.به آپارتمان 5آ فرستاد

304
00:20:43,805 --> 00:20:46,445
ما اومدیم به محض اینکه
.به ما اطلاع داده شد

305
00:20:46,525 --> 00:20:49,365
.خب، نه دقیقا همون لحظه

306
00:20:49,805 --> 00:20:53,085
ما بعد از
گارد جمهوری ملی رسیدیم

307
00:20:53,165 --> 00:20:54,845
.که اونا هم دیر رسیدن

308
00:20:55,885 --> 00:20:59,285
به گارد ملی دیر اطلاع داده شد

309
00:20:59,365 --> 00:21:03,685
این تاخیر باعث شد
.تا روند کارها طول بکشه

310
00:21:07,005 --> 00:21:09,205
وقتی بازرس
،و محقق رسیدن

311
00:21:09,285 --> 00:21:11,525
اونا خیلی ترسیدن
از اون چیزی که پیدا کردن

312
00:21:11,605 --> 00:21:14,165
در رابطه با بهم ریختگی صحنه جرم

313
00:21:15,165 --> 00:21:19,245
.ما یه جای خالی پیدا کردیم

314
00:21:19,325 --> 00:21:23,565
،که پر از هرج و مرج لباس‌ها بود

315
00:21:23,645 --> 00:21:25,405
،که طبیعیه چون تعطیلات بودن

316
00:21:25,485 --> 00:21:26,725
.ولی جای خیلی هرج و مرجی بود

317
00:21:27,085 --> 00:21:29,965
کلی آدم وارد اتاق "مادلین" شدن
و از اونجا بیرون اومدن

318
00:21:30,045 --> 00:21:32,165
"و از آپارتمان "5آ
رفت و آمد داشتند

319
00:21:32,245 --> 00:21:34,645
،و درها و کمد‌ها باز و بسته شدن

320
00:21:35,205 --> 00:21:36,605
.و شواهد خراب شدن

321
00:21:44,525 --> 00:21:49,845
ما محل رو بررسی کردیم
.مثل اینکه یه سرقت اتفاق افتاده بود

322
00:21:49,925 --> 00:21:53,885
این چیزیه که می‌تونی بگی

323
00:21:53,965 --> 00:21:56,685
.کمترین "بازرسی" از نظر جزئیات بود

324
00:21:58,645 --> 00:22:02,045
،"در نهایت ما برگشتیم به "اوشین کلاب

325
00:22:02,125 --> 00:22:04,205
.که یه گروه بزرگ جمع شده بود

326
00:22:05,285 --> 00:22:08,645
ناگهان احساس کردیم که این موضوع
.خیلی جدی و خیلی خطریه

327
00:22:09,205 --> 00:22:13,085
کیت مک‌کن" مصمم بود"
.که "مادلین" خیلی دور نرفته

328
00:22:13,725 --> 00:22:16,285
.اون مصمم بود که اون ربوده شده

329
00:22:19,045 --> 00:22:23,365
بعد از ناپدید شدن "مادلین"، یکی
،"از اعضای گروه "مک‌کن"، "جین تانر

330
00:22:23,445 --> 00:22:26,765
یادش اومد که شاید چیزی
.خیلی مهم دیده باشه

331
00:22:27,525 --> 00:22:32,165
حدود ساعت 9.15، وقتی داشت برمی‌گشت
،تا به بچه‌هاش سر بزنه

332
00:22:33,245 --> 00:22:38,845
یه مرد رو دید که داشت از خیابون عبور می‌کرد
."در گوشه‌ای نزدیک آپارتمان "مک‌کن

333
00:22:38,925 --> 00:22:41,685
{\an8}داشتم می‌رفتم اونجا تا چک کنم

334
00:22:41,765 --> 00:22:43,325
{\an8}...و شاید وقتی رسیدم

335
00:22:43,405 --> 00:22:45,605
{\an8}،سخته بدونم دقیقا کجا
،ولی تقریبا اینجا

336
00:22:46,685 --> 00:22:50,605
دیدم مردی داره از اونجا عبور می‌کنه
.و یه بچه رو حمل می‌کنه

337
00:22:51,845 --> 00:22:55,565
.به نظر می‌رسید بچه لباس خواب روشنی پوشیده

338
00:22:55,645 --> 00:22:58,725
و پاهاش برهنه بود، و ناگهان یادش اومد

339
00:22:58,805 --> 00:23:02,445
.بعد از اینکه خبر ناپدید شدن "مادلین" پخش شد

340
00:23:02,685 --> 00:23:09,045
که شاید اون
.در حالی که "مادلین" داره ربوده می‌شه رو دیده

341
00:23:24,085 --> 00:23:25,805
،حدود ساعت 10 شب اون روز

342
00:23:25,885 --> 00:23:28,205
یه مرد ایرلندی
،به اسم "مارتین اسمیث" و خانواده‌اش

343
00:23:28,285 --> 00:23:32,205
"که در "برایا دا لوژ
،شب ناپدید شدن "مادلین" بودن

344
00:23:32,285 --> 00:23:36,805
.یه مرد رو دیدن که یه دختر کوچولویی رو که لباس خواب پوشیده حمل می‌کنه

345
00:23:37,165 --> 00:23:40,205
.یه مرد رو دیدن که یه بچه رو روی شونه‌اش حمل می‌کنه

346
00:23:40,285 --> 00:23:42,565
،این قبل از ساعت 10 بود

347
00:23:42,645 --> 00:23:47,525
.تقریبا همون زمانی که "مادلین مک‌کن" در "اوشین کلاب" گم شد

348
00:23:47,605 --> 00:23:52,605
در خیابون با یه مرد روبرو شدن که یه بچه رو حمل می‌کنه

349
00:23:52,685 --> 00:23:54,005
...مثل اینکه بچه خوابیده

350
00:23:54,085 --> 00:23:58,325
بچه مو بلوند بود و هم سن "مادلین" بود

351
00:23:58,405 --> 00:24:00,165
.و مرد با سرعت داشت می‌رفت

352
00:24:00,245 --> 00:24:03,085
.لباس‌هاش رو توصیف کرد

353
00:24:10,165 --> 00:24:12,005
،صبح آخر، 3 می

354
00:24:12,085 --> 00:24:16,165
مادلین" گفت: "مامان، چرا شب گذشته نیومدی"

355
00:24:16,925 --> 00:24:19,285
وقتی من و "شان" داشتیم گریه می‌کردیم؟

356
00:24:19,725 --> 00:24:23,085
مادلین" چی می‌خواست بگه"
و چی باعث شد اون و "شان" گریه کنن؟

357
00:24:23,965 --> 00:24:26,845
،اگه کسی اون رو ربوده
،آیا شب قبل هم اونجا بود

358
00:24:26,925 --> 00:24:29,605
و چیزی اون رو ناراحت کرد شاید
و جرمش رو انجام نداد؟

359
00:24:35,325 --> 00:24:37,165
قطعا یه حس ناامیدی وجود داشت

360
00:24:37,245 --> 00:24:39,565
."از طرف "کیت" و "جری مک‌کن

361
00:24:39,925 --> 00:24:42,685
خیلی نگران و عصبی بودن و این قابل درکه

362
00:24:42,765 --> 00:24:45,445
و می‌خواستن که عملیات سریع انجام بشه

363
00:24:45,805 --> 00:24:47,605
و وقتی آخر سر ساعت 4 صبح خسته وارد تخت شدن

364
00:24:47,685 --> 00:24:52,165
و تنها خوابیدن

365
00:24:54,045 --> 00:24:58,005
و زود بیدار شدن و قبل از اینکه
اولین گروه پلیس برگرده

366
00:24:58,645 --> 00:25:03,005
احساس کردن که
.دارن تنها دنبال دخترشون می‌گردن

367
00:25:05,605 --> 00:25:07,645
...البته که تمام شب بیدار بودیم

368
00:25:07,725 --> 00:25:08,805
""صدای "کیت مک‌کن"

369
00:25:08,885 --> 00:25:13,605
.منتظر روشن شدن هوا بودیم...
.حدود ساعت 6 بود

370
00:25:16,765 --> 00:25:20,805
.بعد ما دو تا با هم تو روشنایی روز دنبالش گشتیم

371
00:25:20,885 --> 00:25:22,645
"‫"صدای جری مک‌کن

372
00:25:22,725 --> 00:25:24,205
...فقط دنبالش می‌گشتیم

373
00:25:25,885 --> 00:25:29,005
.بین درختا و توی بوته‌ها

374
00:25:31,285 --> 00:25:35,165
".همش می‌گفتیم: "خدایا پیدا بشه لطفا

375
00:25:44,925 --> 00:25:49,805
سلام هکتور، چطوری؟ -
.سلام دوستان -

376
00:25:50,845 --> 00:25:52,885
چطورین؟ خوبین؟

377
00:25:54,925 --> 00:25:56,685
...عجیبه که من هنوز فاکتور هتل رو دارم

378
00:25:56,765 --> 00:25:57,925
"‫"جان کلارک، روزنامه‌نگار آزاد

379
00:25:58,005 --> 00:25:59,965
.برای دو روز اول این پرونده...

380
00:26:00,245 --> 00:26:02,085
.هتل "بلاویستا". اینجاست

381
00:26:02,365 --> 00:26:03,245
،از اولش

382
00:26:03,325 --> 00:26:05,365
.از روز اول، چهارم و پنجم ماه

383
00:26:07,285 --> 00:26:09,845
.یه تماس تلفنی خیلی زود دریافت کردم

384
00:26:09,925 --> 00:26:13,205
،معمولا وقتی یه کاری از روزنامه‌های ملی انگلیس میاد

385
00:26:13,285 --> 00:26:16,205
.من تماس رو ساعت 9.30 یا شاید 8.30 می‌گیرم

386
00:26:16,565 --> 00:26:18,365
.ولی اونجا ساعت 7 یا 7.30 بود

387
00:26:18,725 --> 00:26:21,045
.و اون بخش خارجی روزنامه "دیلی میل" بود

388
00:26:21,125 --> 00:26:24,525
،بهم گفتند که یه بچه گم شده
،شاید هم ربوده شده

389
00:26:24,605 --> 00:26:26,925
"توی جنوب پرتغال، توی "الگارا

390
00:26:27,285 --> 00:26:30,205
و ازم پرسیدند اگه می‌تونم
.به سرعت برم و بررسی کنم

391
00:26:31,605 --> 00:26:33,525
.بیشتر درباره این خبر فوری در این ساعت

392
00:26:33,605 --> 00:26:36,925
یه دختر بریتانیایی سه ساله
.توی پرتغال گم شده

393
00:26:37,005 --> 00:26:39,685
فکر می‌کنند شاید
.ربوده شده باشه

394
00:26:39,765 --> 00:26:42,285
.با خانواده‌اش توی یه استراحتکاه متعلق به "مارک وارنر" بود

395
00:26:42,365 --> 00:26:44,525
.به نظر می‌رسه یه چیز وحشتناک اتفاق افتاده

396
00:26:44,605 --> 00:26:47,205
...وقتی بیشتر از این داستان بدونیم بهتون می‌گیم

397
00:26:48,005 --> 00:26:51,085
در می 2007، خبر رسید

398
00:26:51,445 --> 00:26:55,085
.که یه دختر سه ساله توی "پرایا دا لوژ" گم شده

399
00:26:55,645 --> 00:26:58,365
،من جلوی کامپیوتر بودم
.و خبر منو شوکه کرد

400
00:26:58,445 --> 00:27:00,005
"‫"ساندرا فلگیراس، روزنامه‌نگار

401
00:27:00,085 --> 00:27:01,885
‫"این غیرممکنه! نه تو کشور ما

402
00:27:01,965 --> 00:27:05,285
.نه، در آلگارو. آلگارو امن‌ترین جای پرتغاله

403
00:27:06,085 --> 00:27:10,205
".و سردبیر من بهم گفت: "فورا به آلگارو برو

404
00:27:10,285 --> 00:27:12,325
.پرایا دا لوز در آلگارو...

405
00:27:12,405 --> 00:27:14,285
...جزئیات بیشتری در این مورد به شما خواهیم داد

406
00:27:14,565 --> 00:27:17,725
جالبه که وقتی توی جاده بودم، تماس‌هایی گرفتم

407
00:27:17,805 --> 00:27:19,605
از هر دو روزنامه میرور و سان

408
00:27:19,685 --> 00:27:22,845
،که همچنین پرسیدند آیا می‌توانم این پرونده رو پوشش بدم

409
00:27:22,925 --> 00:27:27,245
که خیلی نادره که تمام روزنامه‌ها بخوان تو پوشش بدی

410
00:27:27,325 --> 00:27:30,005
و من هم موافقت کردم. گفتم البته، براشون مطلب می‌فرستم

411
00:27:30,085 --> 00:27:31,725
.و حواسم به پرونده هست

412
00:27:32,325 --> 00:27:36,245
برای من، این داستان‌ها اغلب یه جورایی مرموزن، می‌دونی؟

413
00:27:36,325 --> 00:27:38,485
.کار تو اینه که بری و سعی کنی حلش کنی

414
00:27:42,285 --> 00:27:44,565
چیزی که منو به عنوان یک روزنامه‌نگار تحریک می‌کنه

415
00:27:44,645 --> 00:27:48,805
.اینه که حقیقت پنهانی رو پیدا کنم که همه چیز رو توضیح می‌ده

416
00:27:50,205 --> 00:27:54,245
.یه حسی دارم که باید برم سراغ خبرها

417
00:27:54,325 --> 00:27:56,325
باید اونجا باشم

418
00:27:57,045 --> 00:27:59,565
.و بفهمم چون این ماموریت منه

419
00:28:01,045 --> 00:28:04,085
،فقط وقت برگشتن به خونه، چندتا لباس برداشتم

420
00:28:04,165 --> 00:28:06,325
.و رفتم به آلگارو

421
00:28:08,445 --> 00:28:10,685
.فکر نمی‌کنم گفته باشند که دختره یا پسره

422
00:28:10,765 --> 00:28:12,205
.حتی فکر نمی‌کنم سنشو داشتم

423
00:28:12,525 --> 00:28:14,645
.هیچ ایده‌ای در مورد خانواده نداشتم

424
00:28:14,725 --> 00:28:18,285
کاملا انتظار داشتم که وقتی برسم، این بچه پیدا شده باشه

425
00:28:18,365 --> 00:28:21,285
.و این موضوع الکی بوده باشه

426
00:28:23,285 --> 00:28:27,045
،فکر می‌کردم که دو روز می‌ریم اونجا

427
00:28:27,725 --> 00:28:30,885
.و اون دختر توی ساعات بعدی پیدا می‌شه

428
00:28:35,205 --> 00:28:39,725
،یادمه وقتی وارد شدم، فکر کردم جای زیباییه

429
00:28:39,805 --> 00:28:41,485
.با دیوارهای سنگی خوشگل

430
00:28:42,005 --> 00:28:43,325
،قبلاً اینجا نبودم

431
00:28:43,405 --> 00:28:45,845
.هیچ اطلاعاتی در مورد این راستا نداشتم

432
00:28:46,205 --> 00:28:49,045
.مطمئنم که واقعاً برای چیز خاصی معروف نیست

433
00:28:49,165 --> 00:28:56,885
فکر نمی‌کنم تا حالا خبر خاصی
.یا چیز مهمی در پرایا دا لوز اتفاق افتاده باشه

434
00:29:01,045 --> 00:29:03,405
بچگی همش توی این منطقه بودم

435
00:29:10,205 --> 00:29:13,565
.من و همه دوستام. اون منم

436
00:29:14,165 --> 00:29:16,885
.عاشق بچه بودن اینجا بودم

437
00:29:23,405 --> 00:29:25,085
.اسم واقعی‌اش پرایا دا لوزه

438
00:29:25,605 --> 00:29:28,165
.اسم اصلی‌اش نوسا سنهورا دا لوز، "مقدسه نور" بود

439
00:29:29,085 --> 00:29:32,885
خب، توی یه بروشور نمی‌تونی این اسم رو بگی، نه؟

440
00:29:33,205 --> 00:29:37,085
.پس الان به پرایا دا لوز تغییر پیدا کرده، که معنی‌اش "ساحل نور" می‌شه

441
00:29:39,125 --> 00:29:43,685
.بهترین چیز در مورد لوز، ساحل زیبا، امن و شنی‌اشه

442
00:29:43,885 --> 00:29:48,365
همونطور که می‌تونی تصور کنی
در فصل گرما خیلی محبوب بین گردشگران بریتانیاییه

443
00:29:48,445 --> 00:29:50,525
.اما پرتغالی‌ها هم به اندازه‌ی اونها عاشقشن

444
00:29:50,725 --> 00:29:53,045
،وقتی اولین بار در سال ۱۹۶۸ اینجا اومدم

445
00:29:53,605 --> 00:29:55,805
.این زمین به این شکل بود

446
00:29:56,085 --> 00:29:57,085
.فقط مزرعه بود

447
00:30:00,565 --> 00:30:01,965
.پدرم یه ماهیگیر بود

448
00:30:03,685 --> 00:30:07,045
،اما وقتی دریا آشفته بود
.نمی‌تونست پولی در بیاره

449
00:30:08,085 --> 00:30:10,205
.خیلی سخت بود، کاری نبود

450
00:30:14,125 --> 00:30:17,085
.مقصد، ساحل تعطیلاتی آلگارو

451
00:30:20,365 --> 00:30:22,645
،می‌خواستیم اونجا رو به یه بهشت تبدیل کنیم

452
00:30:22,725 --> 00:30:25,285
،که قاره‌ای و تابستانی باشه

453
00:30:25,525 --> 00:30:29,485
.و به نظر بیاد مکان عالی‌ای برای آمدنه، و بدون شک اینطور بود

454
00:30:29,565 --> 00:30:30,845
،آپارتمان‌ها هستند

455
00:30:30,925 --> 00:30:33,605
.بلوک‌های یک و دو طبقه در یک قسمت از روستا

456
00:30:33,845 --> 00:30:37,005
،همه چیز، از قاشق و چنگال تا لباس‌ فراهمه

457
00:30:37,125 --> 00:30:39,765
.و خدمتکار هم دارند

458
00:30:39,885 --> 00:30:41,685
.به همه فرصت کار بیشتری داد

459
00:30:42,165 --> 00:30:47,565
.مثل خواهرم، که تونست یه کار به عنوان خدمتکار پیدا کنه و حقوق بگیره

460
00:30:48,965 --> 00:30:51,925
به مردان محلی هم کار بیشتری داد

461
00:30:52,325 --> 00:30:54,085
.چون داشتند خانه‌های بیشتری می‌ساختند

462
00:30:55,285 --> 00:30:58,005
.قسمت‌های جالبی هم بوده

463
00:30:58,725 --> 00:31:00,325
،یادمه چند سال پیش

464
00:31:00,405 --> 00:31:04,965
،وقتی گردشگران این منطقه رو کشف کردند

465
00:31:05,045 --> 00:31:06,885
یه شهروند بریتانیایی بود

466
00:31:06,965 --> 00:31:09,765
.که یه پرچم کنار ساحل زد

467
00:31:09,845 --> 00:31:11,965
یه خونه کنار ساحل داشت

468
00:31:12,045 --> 00:31:13,965
.و همه خشمگین شدند

469
00:31:14,045 --> 00:31:16,285
:تمام ماهیگیرها گفتند

470
00:31:16,365 --> 00:31:18,045
"!این سرزمین پرتغالیه"

471
00:31:19,285 --> 00:31:23,245
مردم دوست دارند اینجا بیان و دوست دارند فکر کنند

472
00:31:23,325 --> 00:31:24,645
.که یه خونه تعطیلاتی دارند

473
00:31:24,725 --> 00:31:26,725
،می‌دونی، مثلاً می‌گن
"،یه ویلا در آلگارو دارم"

474
00:31:26,845 --> 00:31:28,285
.که یه جاذبه خاصی داره

475
00:31:30,285 --> 00:31:31,205
.و مردم از این خوششون می‌آد

476
00:31:32,005 --> 00:31:34,845
.می‌گن آلگارو روزیه که اروپا نگه داشته

477
00:31:34,925 --> 00:31:36,045
.شاید هم درست باشه

478
00:31:50,205 --> 00:31:51,565
.این میراژه

479
00:31:52,405 --> 00:31:53,565
...من اینو

480
00:31:55,085 --> 00:31:56,085
سی سال پیش ساختم

481
00:31:56,965 --> 00:31:58,125
یه تراس داریم

482
00:31:59,165 --> 00:32:01,125
.که... که منظره‌ی دریا داره

483
00:32:03,965 --> 00:32:08,285
چیزی که این سال‌ها اتفاق افتاده
اینه که این شهر رشد کرده و رشد کرده

484
00:32:08,365 --> 00:32:11,445
.پس دیگه چندان منظره‌ی دریایی نداریم

485
00:32:12,165 --> 00:32:13,605
.اما این پیشرفته

486
00:32:16,125 --> 00:32:17,445
،برای 25 سال

487
00:32:18,085 --> 00:32:20,005
.محبوب‌ترین بار منطقه بود

488
00:32:21,725 --> 00:32:22,885
.با مردم زیادی آشنا شدم

489
00:32:23,445 --> 00:32:25,405
.خیلی از آدم‌های عجیب

490
00:32:26,565 --> 00:32:29,645
،پرایا دا لوز یه قطب از آدم‌های نامعموله

491
00:32:29,725 --> 00:32:31,285
.که برام جذابه

492
00:32:32,725 --> 00:32:35,725
زیادی از مردم در مورد هویتشون و گذشته‌شون دروغ می‌گن

493
00:32:36,645 --> 00:32:38,405
و میان اینجا و خودشون رو از نو می‌سازن

494
00:32:40,445 --> 00:32:43,165
یه شعر هست به اسم
"سرزمین دروغگویان"

495
00:32:43,925 --> 00:32:45,925
تمام سواحل نقره‌ای و شن‌های طلایی

496
00:32:46,685 --> 00:32:49,565
و هر روز صبح یک دروغگوی دیگه میاد بمونه

497
00:32:49,645 --> 00:32:51,605
و این حقیقت داره

498
00:32:56,645 --> 00:32:59,165
آلگارو همیشه بهشت سال بود

499
00:32:59,645 --> 00:33:01,445
خیلی اونجا راحت بودم

500
00:33:01,725 --> 00:33:03,005
خیلی خیلی امن

501
00:33:03,445 --> 00:33:06,605
.و این همون چیزیه که با عقلم جور در نمیاد

502
00:33:06,685 --> 00:33:11,645
چطور می‌تونه این اتفاق توی همون جایی بیافته
که من تو کودکی‌ام بودم

503
00:33:11,725 --> 00:33:14,845
و احساس امنیت کامل می‌کردم؟

504
00:33:21,725 --> 00:33:25,205
.اولین باری که به آلگارو رفتم، تعطیلات بود

505
00:33:26,685 --> 00:33:29,525
.دفعه‌ی بعدی که به آلگارو رفتم، برای کار بود

506
00:33:32,605 --> 00:33:35,845
،اونا منو از لیسبون می‌شناختن، از تحقیقات قبلی

507
00:33:35,925 --> 00:33:39,805
.و نیاز به یه مرد خوب و یه تیم خوب داشتن توی اونجا
برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر

508
00:33:43,245 --> 00:33:46,085
،گونزالو امارال، وقتی آموزش می‌دید

509
00:33:47,085 --> 00:33:48,685
.بهترین دانشجوی ورودیش بود

510
00:33:49,205 --> 00:33:54,445
.در واقع، زیر نظر فرمانده کل پلیس کنونی آموزش دیده بود

511
00:33:54,525 --> 00:33:57,205
.پس یه نفر باهوش بود

512
00:33:59,405 --> 00:34:04,445
تو آلگارو و کشور ما قتل‌های زیادی اتفاق می‌افته

513
00:34:04,525 --> 00:34:11,525
.و سرقت‌های بانکی هم وجود داره و جرایم خشونت‌آمیز دیگری

514
00:34:16,125 --> 00:34:18,605
فرصت‌های اصلی اینجا در زمینه مواد مخدره

515
00:34:18,685 --> 00:34:21,085
و این فقط برای اینجا نیست، از اینجا عبور می‌کنه

516
00:34:21,165 --> 00:34:24,685
.به خاطر جغرافیایش، به خاطر اینکه اینجا پذیرش آسونی داره

517
00:34:25,525 --> 00:34:28,885
آلگارو عمدتاً یه ساحل پر از سواحله

518
00:34:28,965 --> 00:34:32,485
،و از مراکش خیلی دور نیست

519
00:34:32,565 --> 00:34:36,405
که مرکز تولید

520
00:34:36,485 --> 00:34:40,045
.حشیش یا مواد رزینی برای اروپاست

521
00:34:41,045 --> 00:34:45,565
.در دو و نیم ساعت می‌تونن به سواحل آلگارو برسن

522
00:34:48,725 --> 00:34:50,845
،در جنوب پرتغال، گروه‌های شرق اروپایی

523
00:34:50,925 --> 00:34:52,325
،گروه‌های بالکان

524
00:34:52,405 --> 00:34:55,005
،چهار یا پنج گروه بزرگ از انگلستان داریم

525
00:34:55,085 --> 00:34:57,045
،از آلمان، از فرانسه

526
00:34:57,805 --> 00:35:03,005
.همه دنبال توجه هستند اینجا، همه فرصت‌ها رو می‌بینن

527
00:35:04,445 --> 00:35:06,805
هفتاد یا هشتاد درصد حشیش

528
00:35:06,885 --> 00:35:09,325
که به پرتغال قاچاق می‌شد

529
00:35:09,405 --> 00:35:12,045
.در آلگارو کشف شده بود

530
00:35:18,765 --> 00:35:20,765
.من اون موقع با مادرم زندگی می‌کردم

531
00:35:21,885 --> 00:35:24,285
وقتی به اتاقم آمد و در رو کوبید

532
00:35:24,365 --> 00:35:30,085
و به من گفت که توی اخبار شنیده بود

533
00:35:30,805 --> 00:35:34,325
.که یک کودک در پرایا دا لوز گم شده بود

534
00:35:34,605 --> 00:35:36,365
یک داستان بسیار جدی در حال شکل‌گیریه

535
00:35:36,445 --> 00:35:37,565
.و در حال رسیدن به ماست

536
00:35:37,645 --> 00:35:39,365
،الان می‌تونیم با جیل رنویک صحبت کنیم

537
00:35:39,605 --> 00:35:41,205
.که یکی از دوستان خانواده است

538
00:35:41,685 --> 00:35:44,725
آیا هیچ فکر یا حدسی دارند که چه اتفاقی افتاده؟

539
00:35:45,005 --> 00:35:46,005
.برده شده است

540
00:35:46,245 --> 00:35:48,085
.برده شده. فقط همینو می‌دونن

541
00:35:48,605 --> 00:35:50,365
.پرایا دا لوز خیلی کوچیکه

542
00:35:51,645 --> 00:35:53,245
،ما توی یک خونه به نام کازا لیلیانا زندگی می‌کردیم

543
00:35:53,325 --> 00:35:55,765
.که در میانه‌ی مجموعه اوشن کلاب قرار داشت

544
00:35:57,725 --> 00:35:59,805
،یادمه اونا از اوشن کلاب حرف زدن

545
00:35:59,885 --> 00:36:04,045
،پس یکی از چیزهایی که بحث کردیم، نگاه انداختن توی باغ بود

546
00:36:04,125 --> 00:36:08,045
.چون ما حصارهای پایینی داریم، بعضی از حصارها پایینن

547
00:36:08,805 --> 00:36:12,565
،پس دور زدیم توی باغ تا ببینیم چیزی پیدا می‌کنیم یا نه

548
00:36:12,645 --> 00:36:14,085
.که... هیچ چیزی نبود

549
00:36:16,045 --> 00:36:20,565
.ما توی کازا لیلیانا هستیم، خونه‌ی مادرم توی پرایا دا لوز

550
00:36:21,805 --> 00:36:25,685
وقتی توی باغ بودم، با یک آقای انگلیسی از طریق حصار صحبت کردم

551
00:36:26,125 --> 00:36:30,125
،و از اون پرسیدم که می‌دونه چه خبره

552
00:36:30,565 --> 00:36:36,125
و اون گفت یک کودک سه ساله گم شده

553
00:36:36,405 --> 00:36:41,005
.و توی ارتباط برقرار کردن با پلیس مشکل دارن

554
00:36:42,765 --> 00:36:45,165
اون موقع بود که پیشنهاد دادم شاید باید برم اون طرف

555
00:36:45,245 --> 00:36:47,765
".و اون گفت، "آره، ایده خوبیه

556
00:36:51,125 --> 00:36:53,165
توی فهموندن حرف خودشون مشکل داشتن

557
00:36:53,245 --> 00:36:55,125
و بقیه‌ی افرادی که با اون‌ها بودند

558
00:36:55,205 --> 00:36:57,445
،هم مشکل داشتن تا حرف خودشونو به اونا بفهمونن

559
00:36:57,525 --> 00:36:59,725
،و در واقع تنها چیزی که من داشتم، مهارت زبان بود

560
00:36:59,805 --> 00:37:03,805
.پس تنها چیزی که می‌تونستم ارائه بدم، مهارت زبان بود

561
00:37:05,405 --> 00:37:07,405
.من حتماً مصمم بودم، این قطعیه

562
00:37:07,725 --> 00:37:12,725
دختری دارم که تقریباً هم‌سن مادلینه

563
00:37:12,805 --> 00:37:19,765
.و احساس می‌کردم همه باید تا جایی که می‌تونن برای پیدا کردنش تلاش کنن

564
00:37:29,925 --> 00:37:32,085
مشکل اینه که

565
00:37:32,165 --> 00:37:34,965
،مردمی که ممکنه بخوان در ابتدا کمک کنن به جستجو

566
00:37:35,045 --> 00:37:38,245
.اما پلیس از ساعت سه صبح کاری نکرده

567
00:37:38,325 --> 00:37:40,885
.یه ماشین پلیس اونجاست، اما کسی جستجو نمی‌کنه

568
00:37:40,965 --> 00:37:42,645
.واقعاً نیاز به کمک دارن اونجا

569
00:37:51,725 --> 00:37:53,845
.فکر کنم اینه. اینه. آره، اینه

570
00:38:01,845 --> 00:38:05,645
.الان اینجا همون مجموعه‌ی مارک وارنره، اوشن کلاب

571
00:38:09,525 --> 00:38:12,885
.این یکی اینجاست. 5... آ 5

572
00:38:18,285 --> 00:38:19,805
میریم کجا لطفاً؟

573
00:38:24,245 --> 00:38:27,645
به اونا سلام کردم. خودمو معرفی کردم به عنوان یک گزارشگر از میل

574
00:38:27,885 --> 00:38:31,525
".و اونا گفتن، "سلام." فکر کنم شاید گفتن، "ممنون که اومدین

575
00:38:31,725 --> 00:38:34,965
.متاسفانه، اون تقریباً همه چیزی بود که تونستم از اونا بفهمم در اون لحظه

576
00:38:36,245 --> 00:38:38,205
،پس فرصت زیادی نبود، متاسفانه

577
00:38:38,285 --> 00:38:41,165
.برای صحبت کردن با خانواده در مورد اتفاقی که شب قبل افتاده بود

578
00:38:48,525 --> 00:38:51,685
در ابتدا، شاید فقط یک تکه نوار کوچکی اینجا بود

579
00:38:51,765 --> 00:38:54,485
،جلوی آپارتمان، جلو و یکم از طرف‌ها

580
00:38:54,565 --> 00:38:55,605
.که درهای باغ بودن

581
00:38:55,685 --> 00:38:58,845
،پس چه اتفاقی افتاد؟ دیروز، حدود ساعت 7:30 صبح

582
00:38:58,925 --> 00:39:01,085
...والدینش-- در واقع، شب

583
00:39:01,165 --> 00:39:03,965
،و بعد یک یادداشت روی پله‌ها بود که می‌گفت

584
00:39:04,045 --> 00:39:05,685
".از این نقطه عبور نکنید"

585
00:39:06,885 --> 00:39:09,165
،بالا رفتیم و نگاهی انداختیم، در باز بود

586
00:39:09,245 --> 00:39:11,125
.و فکر کنم سعی کردم با اونا صحبت کنم

587
00:39:11,205 --> 00:39:13,725
نخواستم-- نخواستم وارد آپارتمان بشم

588
00:39:13,805 --> 00:39:16,125
،که یک صحنه‌ی جرم بود

589
00:39:16,205 --> 00:39:18,325
پس مناسب انجام اون کار نبود

590
00:39:18,405 --> 00:39:21,285
ولی حس کردم اصلا سخت نبود

591
00:39:21,365 --> 00:39:23,605
اگه بری داخل و نگاهی بندازی

592
00:39:24,125 --> 00:39:26,765
گمونم...قطعاً خیلی غیرقابل نفوذ نبود

593
00:39:27,965 --> 00:39:30,285
بررسی اولیه

594
00:39:30,365 --> 00:39:34,405
.نمی‌گم بد انجام شده بود، اما ناکافی بود

595
00:39:34,485 --> 00:39:35,725
چرا؟

596
00:39:35,925 --> 00:39:40,005
،در پرتغال
،هنگام ناپدید شدن یک انسان

597
00:39:40,085 --> 00:39:42,845
.خود ناپدید شدن، جرمی نیست

598
00:39:42,925 --> 00:39:45,725
.قابل مجازات نیست

599
00:39:45,805 --> 00:39:51,085
پس پلیس قضائی نمی‌تونه
هیچ‌گونه تحقیقی رو آغاز کنه

600
00:39:51,165 --> 00:39:55,285
،یا از تکنیک‌ها و روش‌های خاصی استفاده کنه

601
00:39:55,365 --> 00:39:58,325
،مثل استراق سمع به عنوان مثال
،یا نظارت و غیره

602
00:39:58,925 --> 00:40:00,845
.وگرنه به منزله تلقی اون به عنوان یک جرم بود

603
00:40:00,925 --> 00:40:04,325
،ناپدید شدن‌ در پرتغال

604
00:40:04,405 --> 00:40:06,165
.فقط چیزیه که باید تحقیق بشه

605
00:40:10,525 --> 00:40:11,885
،چهارم

606
00:40:13,045 --> 00:40:16,765
.کیت و جری به پرتیمائو رفتند تا اظهارات خود رو بدهند

607
00:40:16,845 --> 00:40:18,685
.در مورد حادثه به پلیس

608
00:40:19,165 --> 00:40:20,845
یکی از چیزهایی که تاکید کردند

609
00:40:20,925 --> 00:40:23,885
این بود که دوستشان، جین تنر، به اونا گفته بود

610
00:40:23,965 --> 00:40:28,605
.که یک مردی رو دیده که از سر کوچه عبور می‌کنه و
یک کودک کوچک که پیژامه تنش بوده رو حمل می‌کنه

611
00:40:29,565 --> 00:40:32,245
.اونا به طور جدی باور داشتند که مادلین ربوده شده است

612
00:40:33,445 --> 00:40:36,165
.کیت و جری یکی یکی مورد مصاحبه قرار گرفتند

613
00:40:37,565 --> 00:40:41,725
.افسر پلیس با زحمت همه پاسخ‌ها رو تایپ می‌کرد

614
00:40:44,005 --> 00:40:45,925
،یک زمانی افسر پلیس پرسید

615
00:40:46,485 --> 00:40:49,405
"کیت مک‌کن، این اولین سفر شما به پرتغال است؟"

616
00:40:49,805 --> 00:40:53,245
".و او با عصبانیت جواب داد، "بله، اما این آخری هم خواهد بود

617
00:40:54,005 --> 00:40:57,325
،زمینه‌ای در حال آماده‌سازی بود که در نهایت

618
00:40:57,405 --> 00:40:59,085
.به یک رابطه فاجعه‌بار منجر می‌شد

619
00:41:01,205 --> 00:41:04,885
.من شاهد ارائه اظهارات بودم

620
00:41:04,965 --> 00:41:07,565
.سوالی نپرسیدم، اما شرکت کردم

621
00:41:08,565 --> 00:41:12,085
.به مادر کودک گفتم که، "آرام باشید

622
00:41:12,165 --> 00:41:15,165
".هر کاری که در توانمونه رو برای پیدا کردن دخترتون انجام می‌دیم

623
00:41:19,765 --> 00:41:22,125
،تمام صبح و شب گذشته به دنبال او بوده‌اند

624
00:41:22,205 --> 00:41:23,805
.به همراه کارکنان و مهمان‌ها

625
00:41:23,885 --> 00:41:26,325
.تا کنون، چیزی برای گزارش ندارند

626
00:41:26,405 --> 00:41:28,885
.همه در اینجا نگران هستند

627
00:41:28,965 --> 00:41:30,445
،یک محلی که با او صحبت کردم

628
00:41:30,525 --> 00:41:34,405
.گفت که هر کسی که خبر رو شنیده بود،
شب گذشته توی جستجو مشارکت کرده است

629
00:41:34,645 --> 00:41:36,485
تصاویر فتوکپی شده از دختر کوچک

630
00:41:36,565 --> 00:41:38,285
،در سراسر شهر توزیع می‌شوند

631
00:41:38,365 --> 00:41:41,685
.و هم گارد ملی پلیس و گروه جرم‌شناسی هم در حال حاضر هستند

632
00:41:41,765 --> 00:41:43,645
.پس این وضعیت کنونی است

633
00:41:44,405 --> 00:41:48,125
.اون یک دکتره
.اون یک متخصص قلب هست، یک مشاور

634
00:41:48,685 --> 00:41:52,365
جون مردم رو نجات می‌ده و این جوری جواب می‌گیره؟

635
00:41:54,085 --> 00:41:56,925
!کسی بچه‌اش رو می‌دزده

636
00:42:00,525 --> 00:42:02,205
.همه جا دنبال می‌گشتن، همه جا

637
00:42:02,285 --> 00:42:05,325
.و پلیس هم داشت گشت می‌زد، همه داشتند گشت می‌زدند

638
00:42:05,925 --> 00:42:08,485
.من هم رفتم تا ببینم چیزی پیدا می‌کنم یا نه

639
00:42:09,405 --> 00:42:10,925
من شش تا بچه دارم

640
00:42:11,005 --> 00:42:13,125
.و یکی از اونا فقط سه ساله است

641
00:42:13,845 --> 00:42:16,125
.واقعاً برای والدینش دلم می‌سوزه

642
00:42:16,685 --> 00:42:18,645
.برای دخترک دعا کردم

643
00:42:18,925 --> 00:42:20,765
.خیلی برای او دعا کردم

644
00:42:36,485 --> 00:42:39,365
،این یک مغازه بود که واردش شدم، و وقتی از مغازه بیرون اومدم

645
00:42:39,445 --> 00:42:41,565
.یک زن خارجی بود

646
00:42:41,925 --> 00:42:45,005
،یک برشور داشت، مثل یک بروشور، عکس مدی روی اون بود

647
00:42:45,445 --> 00:42:49,005
.و داشتند اون‌ها رو روی دیوارها می‌چسبوندند

648
00:42:49,085 --> 00:42:50,085
"این دختر رو دیدید؟"

649
00:42:50,165 --> 00:42:52,685
".و چند تا از اون‌ها داشتند، پس گفتم "یکی بردارم؟

650
00:42:52,765 --> 00:42:55,285
.و واقعاً شروع کردم به گشتن در مناطق تفریحی

651
00:42:56,525 --> 00:43:00,365
.من پدر یک دختر کوچک هستم که در واقع نزدیک به دو ساله است

652
00:43:01,405 --> 00:43:04,245
،عمیقا حس میکردم. این یک احساس وحشتناکه که، می‌دونید

653
00:43:04,325 --> 00:43:05,845
.یکی بچه‌اش گم شده

654
00:43:08,245 --> 00:43:10,205
اون تابستان، ما به مایورکا رفته بودیم

655
00:43:10,285 --> 00:43:13,685
و یک دستگاه گوشی در اتاق گذاشته بودیم و
به رستوران پایین رفته بودیم

656
00:43:14,285 --> 00:43:16,725
"...و با خودت می‌گی، "یا خدا

657
00:43:17,325 --> 00:43:20,965
،ما کمی پایین‌تر از جاده بودیم، دخترمان در اتاق هتل بالا بود

658
00:43:21,485 --> 00:43:23,045
.اما ۱۵۰، ۲۰۰ متر فاصله داشت

659
00:43:24,845 --> 00:43:27,645
.همه این کار می‌کردند و تمام دوستانمان هم همین کار رو می‌کردند

660
00:43:29,965 --> 00:43:33,365
.می‌دونید، فقط موضوع این بود که تا جایی که ممکنه کمک کنند

661
00:43:35,205 --> 00:43:37,045
،مغازه‌ها به حالت عادی کار می‌کردند

662
00:43:37,125 --> 00:43:38,765
،همه چیز تقریباً عادی بود

663
00:43:38,845 --> 00:43:42,765
.به جز چند تا از خارجی‌ها و محلی‌ها که در این جستجو کمک می‌کردند

664
00:43:43,565 --> 00:43:45,725
.این یک تلاش جمعی چشم‌گیر بود

665
00:43:45,965 --> 00:43:48,285
هر وقت وقت اضافی داشتیم، باید کمک می‌کردیم

666
00:43:48,365 --> 00:43:50,965
.چند ساعت یا هر چیزی هر روز. باید انجام می‌شد

667
00:43:51,045 --> 00:43:54,485
.هیچ تردیدی نبود در اینکه چه باید کرد

668
00:43:54,565 --> 00:43:57,165
.ما همه... همه شروع به جستجو کردیم

669
00:44:01,885 --> 00:44:04,925
حسی وجود داشت که یک دختر یه شب خودش رفته

670
00:44:05,005 --> 00:44:08,365
،و شاید در یکی از مزارع سروکله‌ش پیدا بشه

671
00:44:08,445 --> 00:44:09,885
یا در یک چاله افتاده بود

672
00:44:10,205 --> 00:44:11,925
،لغزیده و سرش رو زده بود

673
00:44:12,125 --> 00:44:13,725
.و قرار بود پیدا بشه

674
00:44:17,045 --> 00:44:20,165
...یک چاله بزرگ اینجا بود، از حدود اینجا

675
00:44:21,565 --> 00:44:25,045
،پایین می‌رفت، از حدود اینجا تا ته جاده

676
00:44:25,245 --> 00:44:28,325
،تقریباً این عرض و حدود شش فوت عمق داشت

677
00:44:28,645 --> 00:44:31,045
.و دو یا سه نفر در چاله کار می‌کردند

678
00:44:32,885 --> 00:44:34,845
یه جورایی فکر می‌کنی، "آیا اون اونجاست؟

679
00:44:34,925 --> 00:44:38,285
"آیا اون اونجا افتاده؟ آیا اونو تصادفاً دفن کردن؟

680
00:44:44,725 --> 00:44:48,085
،الگارا، وقتی از جاده اصلی و مناطق گردشگری خارج می‌شی

681
00:44:48,485 --> 00:44:50,245
.چاه‌ها در همه‌جا هستند

682
00:44:52,005 --> 00:44:54,925
من می‌تونم شما رو نزدیک جایی که زندگی می‌کنم ببرم

683
00:44:55,005 --> 00:44:59,365
.و شما فقط می‌تونید به پایین یک چاه نگاه کنید که
مثلا 30 متر عمق داره

684
00:45:00,205 --> 00:45:02,725
،اوه، مطمئنم که بچه خودش نرفته اونجا

685
00:45:02,805 --> 00:45:05,005
اما حادثه خبر نمیده

686
00:45:08,165 --> 00:45:10,005
اول با گارد ملی کار کردم

687
00:45:10,405 --> 00:45:13,925
در پرتغال، ما چندین نوع پلیس داریم

688
00:45:14,165 --> 00:45:16,885
.و در پرایا دا لوژ، ما گارد ملی رو داریم

689
00:45:16,965 --> 00:45:19,165
.اونا هر چیزی رو در شهرهای بزرگ پوشش می‌دهند

690
00:45:19,845 --> 00:45:23,005
و طیف‌های کوچیکی از مردم بودند که

691
00:45:23,085 --> 00:45:24,445
که ممکن است چیزی دیده باشند

692
00:45:24,525 --> 00:45:27,605
.یا چیزی که فکر می‌کردند ممکن است مهم باشد

693
00:45:29,005 --> 00:45:31,565
پس دور زدم و با پلیس کار کردم

694
00:45:31,645 --> 00:45:33,885
.و فقط... فقط، ام، کمک کردم

695
00:45:34,165 --> 00:45:37,205
،بین خودم و پلیس

696
00:45:37,565 --> 00:45:41,405
.گروه‌های کوچکی راه انداختیم تا در بزنیم

697
00:45:41,765 --> 00:45:44,445
،در آپارتمان‌ها، در خیابان های اطراف

698
00:45:44,765 --> 00:45:48,205
.با مردم صحبت کردیم و پرسیدیم آیا چیزی دیده یا شنیده‌اند

699
00:45:49,925 --> 00:45:52,165
.جستجوها عمیق نبود

700
00:45:52,245 --> 00:45:54,205
فقط به معنای واقعی با اونا صحبت می‌کردیم

701
00:45:54,285 --> 00:45:56,325
و از اونا می‌پرسیدیم آیا چیزی دیده یا شنیده‌اند

702
00:45:56,405 --> 00:45:57,805
.و فقط یک نگاه سریع انداختیم

703
00:45:57,885 --> 00:46:00,685
.خب، پلیس فعلاً جستجو رو موقتاً متوقف کرده است

704
00:46:00,765 --> 00:46:03,645
،تمام صبح و، همانطور که گفتید، دیشب جستجو کرده‌اند

705
00:46:03,725 --> 00:46:05,125
.همچنین کارکنان و مهمان‌ها

706
00:46:05,325 --> 00:46:07,765
.برای حال، چیزی برای گزارش ندارند

707
00:46:07,965 --> 00:46:10,365
.طبیعتا، همه اینجا بسیار نگران هستند

708
00:46:10,445 --> 00:46:12,045
یک محلی که با او صحبت کردم

709
00:46:12,125 --> 00:46:15,885
.گفت همه کسانی که خبر رو شنیدند، شب گذشته در جستجو دخیل شدند

710
00:46:16,165 --> 00:46:19,925
عکس‌های فتوکپی شده از دخترک در سراسر شهر پخش می‌شود

711
00:46:20,005 --> 00:46:23,605
.و هر دو گارد ملی پلیس و گروه جرم‌شناسی درگیر هستند

712
00:46:27,725 --> 00:46:30,285
پلیس ها یک جستجوی سراسری آغاز کرده‌اند

713
00:46:30,365 --> 00:46:32,005
.بنادر و فرودگاه‌ها رو هشدار داده‌اند

714
00:46:32,245 --> 00:46:36,005
.در استراحتگاه، سگ‌های شناسایی به دنبال سرنخ‌ می‌گردند

715
00:46:38,645 --> 00:46:40,485
...ما داریم همه‌جا رو جستجو می‌کنیم

716
00:46:40,565 --> 00:46:43,605
،با پخش خبر، مردم تعطیلاتی، کارکنان استراحتگاه

717
00:46:43,685 --> 00:46:45,805
.و روستائیان به عملیات پیوستند

718
00:46:46,245 --> 00:46:48,005
یک جستجوی استراتژیک راه‌اندازی کردیم

719
00:46:48,085 --> 00:46:51,165
.از سمت راست روستا تا سمت چپ

720
00:46:53,365 --> 00:46:56,805
.خب، نام من خوزه دیاس است. من مسئول هیئت گردشگری الگارا هستم

721
00:46:57,205 --> 00:47:00,045
والدین با رفتن خود کمی سهل انگاری به خرج دادند

722
00:47:01,045 --> 00:47:03,645
...اما خیلی متعجبم. این، ام

723
00:47:04,125 --> 00:47:05,445
.یک مورد عجیب است

724
00:47:05,525 --> 00:47:10,245
حالا، چطور یک کودک ناگهان از یک... یک آپارتمان ناپدید می‌شود؟

725
00:47:10,325 --> 00:47:13,645
.هنوز هم خیلی متعجب از این اتفاقات هستم

726
00:47:14,445 --> 00:47:17,365
،پس، هر چه زمان می‌گذرد

727
00:47:17,445 --> 00:47:18,445
...من

728
00:47:18,805 --> 00:47:20,245
.کمی نگرانم

729
00:47:21,485 --> 00:47:23,845
.برای شهرت منطقه خوب نیست

730
00:47:23,925 --> 00:47:25,965
البته که نیست، اما من هم متوجه هستم

731
00:47:26,045 --> 00:47:31,445
،که بعد از اولین فکر و اولین واکنش

732
00:47:31,525 --> 00:47:36,085
.مردم در نظر می‌گیرند که این اتفاق می‌توانست همه‌جا بیافتد

733
00:47:48,205 --> 00:47:52,445
.اولین بار از ناپدید شدن مادلین از رسانه‌ها شنیدم

734
00:47:53,965 --> 00:47:55,445
در آن زمان، من مرکز ملی

735
00:47:55,525 --> 00:47:57,685
.کودکان گم‌شده و مورد سوءاستفاده رو اداره می‌کردم

736
00:47:58,885 --> 00:48:00,845
و همزمان، مرکز بین‌المللی

737
00:48:00,925 --> 00:48:03,965
.کودکان گم‌شده و مورد سوءاستفاده رو نیز اداره می‌کردم

738
00:48:04,725 --> 00:48:07,405
،امروزه، اگر کودک شما گم شود

739
00:48:07,485 --> 00:48:11,365
،با استفاده از تکنولوژی و سیستم‌های اطلاعاتی جدید

740
00:48:11,445 --> 00:48:14,445
تصاویر کودک گم‌شده رو تقریباً فوراً

741
00:48:14,525 --> 00:48:17,165
.به عموم و نیروهای اجرایی قانون منتشر می‌کنیم

742
00:48:18,925 --> 00:48:22,885
،چیزی که در ایالات متحده و جاهای دیگر دیده‌ایم

743
00:48:23,445 --> 00:48:26,045
،و برای والدین بسیار ناامید کننده است

744
00:48:26,125 --> 00:48:29,845
،این است که برخی موارد توجه رسانه‌ها رو جلب می‌کنند

745
00:48:29,925 --> 00:48:32,805
.برخی موارد تقریباً هیچ توجهی جلب نمی‌کنند

746
00:48:35,605 --> 00:48:40,725
.نظر من همیشه این بوده که عامل تعیین‌کننده شرایط پرونده هست

747
00:48:43,365 --> 00:48:46,165
یک مورد برجسته وجود داشت

748
00:48:46,245 --> 00:48:49,525
.در ایالات متحده در سال ۱۹۷۹ در نیویورک

749
00:48:49,605 --> 00:48:51,645
پلیس و همسایه‌ها منطقه را

750
00:48:51,725 --> 00:48:54,165
دور خانه پسر گم‌شده در خیابان ۱۱۳ پرینس

751
00:48:54,245 --> 00:48:56,165
.چندین بار بررسی کردند اما بی‌نتیجه بوده

752
00:48:56,245 --> 00:48:57,965
،یک پسر کوچک به نام ایتان پتز

753
00:48:58,925 --> 00:49:04,645
.تصویر او در ذهن و روح میلیون‌ها آمریکایی حک شده بود

754
00:49:05,085 --> 00:49:07,445
نظر شما چیه؟
فکر می‌کنید هنوز زنده است؟

755
00:49:08,005 --> 00:49:10,165
شش ساله و ربوده شده در اولین روزی که

756
00:49:10,245 --> 00:49:13,525
بهش اجازه داده شد پیاده تا ایستگاه اتوبوس بره

757
00:49:14,565 --> 00:49:16,125
،احتمالات... هر روز

758
00:49:16,205 --> 00:49:19,245
.احتمال بازگشت پسر به خانه به صورت زنده کمتر و کمتر می‌شود

759
00:49:19,725 --> 00:49:21,205
...امیدوارم که با کسی

760
00:49:22,165 --> 00:49:27,005
.عاقل‌تر از خودش باشه که از او مراقبت کنه

761
00:49:27,645 --> 00:49:31,645
.در آن زمان، موارد زیادی از ربوده شدن کودکان وجود داشت

762
00:49:31,725 --> 00:49:33,285
در مورد این پرونده چی خاص بود؟

763
00:49:33,885 --> 00:49:35,245
.شرایطش

764
00:49:35,645 --> 00:49:37,965
،جولی پتز می‌گه که پسرش رو پایین برد

765
00:49:38,165 --> 00:49:40,245
بعد برگشت بالا و از این پله‌های آتش‌نشانی نگاه کرد

766
00:49:40,325 --> 00:49:42,885
،وقتی او در خیابان وست برادوی به سمت ایستگاه اتوبوس رفت

767
00:49:42,965 --> 00:49:45,125
.که یه گروه دیگه از کودکان و والدین اونجا منتظر بودند

768
00:49:45,205 --> 00:49:47,085
،هرگز فکر نکرد که او به اتوبوس سوار نشه

769
00:49:47,165 --> 00:49:50,645
.تا ساعت چهار بعدازظهر که به خانه برنگشت

770
00:49:54,125 --> 00:49:58,805
آیا مردم معمولی، والدین معمولی با این شرایط ارتباط برقرار می‌کنند؟

771
00:49:59,125 --> 00:50:02,525
آیا یک والد فکر می‌کنه، "اگر فضل و لطف خدا نبود، من هم ممکن بود جای اون باشم"؟

772
00:50:03,965 --> 00:50:07,925
.یک پسر کوچک به نام آدام والش در سال ۱۹۸۱ یک مورد برجسته شد

773
00:50:08,285 --> 00:50:11,205
.آدام از بخش اسباب‌بازی سیرز در یک مرکز خرید هالیوود ناپدید شد

774
00:50:11,605 --> 00:50:15,445
کودک از مادرش در یک فروشگاه سیرز

775
00:50:15,525 --> 00:50:18,445
.در یک مرکز خرید در جنوب فلوریدا گم شد

776
00:50:18,525 --> 00:50:19,765
...ما می‌خواهیم به اونا کمک کنیم

777
00:50:19,845 --> 00:50:24,245
چند تا از والدین کلی از کودکشون در فروشگاهی فاصله می‌گیرند؟

778
00:50:25,325 --> 00:50:28,085
.ما خوش‌شانس بودیم، شش و نیم سال اون رو پیش خودمون داشتیم

779
00:50:28,165 --> 00:50:29,325
.یک پسر کوچک زیبا بود

780
00:50:29,405 --> 00:50:32,405
...قتل و ربوده‌شدنش همیشه زندگی‌مون رو تغییر داد

781
00:50:32,485 --> 00:50:34,325
.داستان مادلین هم همینطور بود

782
00:50:35,405 --> 00:50:39,045
،اگر کودکتون توی یک استراحتگاه امن نیست

783
00:50:39,325 --> 00:50:42,525
،جایی که مردم دارن خوش می‌گذرانن و لذت می‌برن

784
00:50:43,085 --> 00:50:44,445
پس کجا امنه؟

785
00:50:45,525 --> 00:50:50,085
،پس این موضوع به همه والدین در همه‌جا مرتبطه

786
00:50:50,685 --> 00:50:53,485
.و شرایط باعث شد که این موضوع خبری بشه

787
00:50:53,565 --> 00:50:55,205
،بیشتر در مورد این خبر فوری

788
00:50:55,285 --> 00:50:57,365
...یک دختر سه ساله انگلیسی گم شده

789
00:50:57,445 --> 00:50:59,165
او در اتاق هتلش خواب بود

790
00:50:59,245 --> 00:51:01,365
.در استراحتگاه اوشن مارک وارنر در پرایا دا لوز

791
00:51:15,885 --> 00:51:19,245
،من یک خبرنگار عمومی بودم در شمال اسپانیا، در بیلبائو

792
00:51:19,325 --> 00:51:21,805
.برای پوشش یک داستان کاملا متفاوت در مورد یک مسابقه قایقرانی

793
00:51:22,405 --> 00:51:24,165
...سی هزار مایل پشت سرش

794
00:51:24,725 --> 00:51:28,045
مردم شروع کردن به حرف زدن در مورد اینکه یک داستان

795
00:51:28,525 --> 00:51:30,045
در پرایا د لوژ
 در حال شکل‌گیریه

796
00:51:31,085 --> 00:51:34,325
.یک کودک گم‌شده در یک استراحتگاه مسافرتی در تابستان

797
00:51:34,405 --> 00:51:37,765
.این موضوع به خیلی‌ها مربوط می‌شه

798
00:51:39,885 --> 00:51:43,125
.ما در مورد یک دختر سه ساله صحبت می‌کنیم

799
00:51:43,685 --> 00:51:47,165
.همه‌ی مردم کودک دارند. همه  میترسن از دستشون بدن

800
00:51:49,845 --> 00:51:51,925
.برای ما، این موضوع بدیهی بود. ما باید به آنجا می‌رفتیم

801
00:51:52,845 --> 00:51:55,285
،به فرودگاه شتافتیم، به مادرید پرواز کردیم

802
00:51:55,565 --> 00:51:57,165
.از مادرید به پرایا دا لوز

803
00:51:58,405 --> 00:52:00,405
،یک ماشین اجاره کردیم و به سرعت راندیم

804
00:52:00,685 --> 00:52:03,125
،و ما دقیقا در پنج دقیقه به شش رسیدیم

805
00:52:03,445 --> 00:52:05,485
.درست به موقع برای خبرهای شش بعدازظهر آن شب

806
00:52:05,565 --> 00:52:07,285
،بپیوندید به رابرت هال

807
00:52:07,365 --> 00:52:09,645
.که امشب برای ما در آلگارو مستقره. رابرت

808
00:52:10,685 --> 00:52:13,805
،خوب، بن. جری و کیت مک‌کن هنوز هم شوکه هستند

809
00:52:13,885 --> 00:52:16,285
.در انتظار خبر از دختر گم‌شده‌شان هستند

810
00:52:16,365 --> 00:52:20,045
.ما داریم ۲۴ ساعت از ناپدید شدنش رو رد می‌کنیم

811
00:52:20,125 --> 00:52:23,325
،این یک واقعه‌ای است که نه تنها مسافران این استراحتگاه

812
00:52:23,405 --> 00:52:26,245
.بلکه ساکنان این شهرک پرتغالی کوچک رو هم شوکه کرده

813
00:52:26,325 --> 00:52:27,405
...همه درگیر شده‌اند

814
00:52:27,485 --> 00:52:29,845
--حدودا پنج یا شش، شروع به

815
00:52:29,925 --> 00:52:31,045
.شروع به تشدید کرد

816
00:52:31,125 --> 00:52:33,165
،قبلاً مردمی رسیده بودند، خبرنگاران

817
00:52:33,245 --> 00:52:34,885
.شاید کسی از لیسبون اومده بود

818
00:52:34,965 --> 00:52:37,005
.یادمه که خبرنگاران محلی پرتغالی رسیدند

819
00:52:40,045 --> 00:52:44,085
،وقتی به اونجا رسیدم، تعداد خبرنگاران زیاد نبود در اون لحظه

820
00:52:44,165 --> 00:52:45,725
.شاید پنج یا شش نفر بودن

821
00:52:46,165 --> 00:52:50,085
.ما همگی با چیزی روبرو بودیم که اصلاً نمی‌فهمیدیم

822
00:52:50,645 --> 00:52:55,325
و سوال اصلی این بود، چطور اصلاً ممکنه

823
00:52:55,485 --> 00:52:58,005
که کسی یک کودک کوچک رو بدزدد

824
00:52:58,245 --> 00:53:01,925
و بدون اینکه کسی ببینه، فرار کنه یا چیزی؟

825
00:53:02,245 --> 00:53:03,325
.هیچ‌کس هیچ‌چیزی پیدا نکرد

826
00:53:03,405 --> 00:53:06,205
شما اینجا زندگی می‌کنید؟ فکر می‌کنید اینجا امنه؟

827
00:53:06,285 --> 00:53:07,805
.بله، خیلی امنه

828
00:53:08,165 --> 00:53:11,245
.این یک رزورت تعطیلاتیه. مردم همه‌جا هستند

829
00:53:11,325 --> 00:53:13,845
.بدون اینکه به ما مرتبط باشن، فقط دور می‌زنن

830
00:53:16,005 --> 00:53:20,525
...از یک رزورت امن در آلگارو در کشور امن ما

831
00:53:20,605 --> 00:53:23,485
در گفت‌وگوهایشان با پلیس، والدین مادلین مشخص کردند

832
00:53:23,565 --> 00:53:26,085
،که در حالی که از پیشنهاد مراقبت از کودک استفاده نکردند

833
00:53:26,165 --> 00:53:28,845
،به این دلیل که رستوران خیلی نزدیک بود

834
00:53:28,925 --> 00:53:30,285
،دقیقاً از این طرف از بوته

835
00:53:30,365 --> 00:53:32,845
می‌توانستند به طور منظم به آپارتمان برگردند

836
00:53:32,925 --> 00:53:34,365
.تا به کودکان سر بزنند

837
00:53:34,605 --> 00:53:36,645
پلیس هم سعی می‌کنه متوجه بشه

838
00:53:36,725 --> 00:53:39,845
،که اگر مادلین کوچولو به خیابان رفته بود

839
00:53:39,925 --> 00:53:44,005
چرا کسی از آپارتمان‌های زیادی که به اون نگاه می‌کنن، او رو ندیده؟

840
00:53:44,885 --> 00:53:47,365
در طول کارم یادم نیست به یک داستانی مثل این برخورد کرده باشم

841
00:53:47,445 --> 00:53:50,325
.که در اون شرایط و در اون محیط اتفاق افتاده باشه

842
00:53:50,845 --> 00:53:52,085
.یک راز بود

843
00:53:54,445 --> 00:53:57,005
سفیر انگلیسی در لاگوس رسید

844
00:53:57,085 --> 00:54:00,245
.با یک تیم از محققان بریتانیایی متخصص در این نوع پرونده‌ها

845
00:54:00,485 --> 00:54:02,405
...من

846
00:54:02,485 --> 00:54:06,325
طی روز با رئیس پلیس ملی تماس گرفتم...

847
00:54:06,405 --> 00:54:10,805
،و همچنین با رئیس پلیس اینجا در آلگاروه

848
00:54:11,485 --> 00:54:16,445
.و اونها به من اطمینان دادن که هر چیزی که ممکنه، در حال انجامه

849
00:54:16,605 --> 00:54:22,885
یک جست‌وجو و تحقیق گسترده و مفصلی در حال انجام است

850
00:54:23,685 --> 00:54:26,485
.و این کار در طول شب ادامه خواهد داشت

851
00:54:28,845 --> 00:54:31,085
...ما اینجا جمع شدیم، امیدوار به

852
00:54:31,165 --> 00:54:33,645
به ما گفته شد که در یک زمانی، فرصتی خواهد بود

853
00:54:33,725 --> 00:54:37,205
.برای صحبت با خانواده، یعنی یک نوعی کنفرانس مطبوعاتی قرار است برگزار شود

854
00:54:37,285 --> 00:54:39,685
یک بیانیه از پلیس قضائی

855
00:54:39,765 --> 00:54:41,685
.و یک بیانیه از والدین

856
00:54:41,765 --> 00:54:44,885
،ما می‌دانیم که در سنت بریتانیایی و امریکایی شمالی

857
00:54:44,965 --> 00:54:47,245
والدینی که چنین چیزهایی رو تجربه می‌کنند

858
00:54:47,325 --> 00:54:50,445
...از طریق تلویزیون تقاضای مستقیم می‌کنند تا

859
00:54:50,525 --> 00:54:55,045
،تعداد زیادی از مطبوعات محلی پرتغالی و برخی از خبرنگاران بریتانیایی وجود داشت

860
00:54:55,125 --> 00:54:57,405
.اما خیلی هم بزرگ نبود، هنوز واقعاً سروصدا نکرده بود

861
00:54:57,965 --> 00:55:01,045
.اونا مک‌کن‌ها رو به چند آپارتمان پایین‌تر منتقل کردند

862
00:55:03,205 --> 00:55:07,525
.و اونا بیرون آمدند و اینجا بود که کنفرانس مطبوعاتی برگزار شد، در اینجا

863
00:55:13,485 --> 00:55:17,525
.اوضاع برای جری، در اولین شب، واقعاً سخت بود

864
00:55:17,605 --> 00:55:19,885
.ما یک بیانیه کوتاه برای ارائه داریم

865
00:55:19,965 --> 00:55:21,645
آقا، می‌توانید یک قدم به جلو بیایید، لطفاً؟

866
00:55:21,725 --> 00:55:23,245
.خیلی تازه و خیلی زود بود

867
00:55:23,325 --> 00:55:25,565
.میکروفون ها فقط برای بی بی سی و آی تی ان هست

868
00:55:26,605 --> 00:55:28,405
.ما یک بیانیه کوتاه برای ارائه داریم

869
00:55:29,125 --> 00:55:37,805
.کلمات نمی‌توانند غم و نومیدی که ما
به عنوان والدین دختر زیبایمان، مادلین، حس می‌کنیم، توصیف کنند

870
00:55:39,045 --> 00:55:45,445
ما از هر کسی که ممکن است
هرگونه اطلاعاتی در ارتباط با ناپدید شدن مادلین، داشته باشد

871
00:55:45,525 --> 00:55:47,845
...حتی اگر بی اهمیت باشد

872
00:55:48,445 --> 00:55:51,365
.در آن لحظه، تنها چیزی که می‌بینید، رنج است

873
00:55:52,565 --> 00:55:54,805
،یادمه که دائماً به خودم می‌گفتم

874
00:55:54,885 --> 00:55:56,965
"نباید گریه کنی. تو داری گزارش می‌کنی، نباید گریه کنی"

875
00:55:57,045 --> 00:56:00,725
،اما در عین حال، احساس می‌کنم این خبر نیست

876
00:56:00,805 --> 00:56:03,925
.این یک داستان نیست. این زندگی اونا است

877
00:56:06,045 --> 00:56:08,245
،لطفاً، اگر مادلین رو دارید

878
00:56:08,885 --> 00:56:13,765
.او رو به خانه، به مامان و بابا و برادر و خواهرش برگردانید

879
00:56:15,285 --> 00:56:19,485
...همه می‌توانند درک کنند که چقدر این وضعیت استرس‌زاست

880
00:56:19,565 --> 00:56:22,845
.این یک لحظه باورنکردنی بود

881
00:56:23,045 --> 00:56:24,165
تمام روز کار کردی

882
00:56:24,245 --> 00:56:26,245
و سعی میکنی قطعات پازل رو بهم بچسبونی

883
00:56:26,565 --> 00:56:28,365
فقط اون لحظه انگار همه چیز روی سرت خراب میشه

884
00:56:29,525 --> 00:56:33,125
دیدم که تعداد زیادی از خبرنگاران مرد
،گریه نمی‌کنند

885
00:56:33,205 --> 00:56:36,045
.اما درد رو احساس می‌کنند

886
00:56:36,885 --> 00:56:39,045
.این پرونده حل نشده .این خبر خوبی نیست

887
00:56:39,125 --> 00:56:40,765
.هیچ جسدی وجود ندارد
.کسی نمی‌داند او کجاست

888
00:56:40,845 --> 00:56:42,605
تقریباً 24 ساعت بعد است

889
00:56:43,565 --> 00:56:46,405
.و هیچ‌کس هیچ‌گونه اطلاعات جدیدی ندارد

890
00:56:46,485 --> 00:56:50,565
ما تقاضا می‌کنیم که حریم شخصی ما رو رعایت کنید

891
00:56:50,645 --> 00:56:54,605
.تا بتوانیم به کمک به پلیس در تحقیقاتشان ادامه دهیم. متشکرم

892
00:56:57,525 --> 00:57:00,805
.مک‌کن‌ها، حالا فقط باید برای پیشرفت در پرونده دعا کنند

893
00:57:01,805 --> 00:57:03,925
نه جسد داری، نه سرنخ

894
00:57:04,085 --> 00:57:07,405
نه کسایی که مصاحبه و بازجویی کنی
هیچی نداری

895
00:57:13,005 --> 00:57:14,525
بریم سراغ خبر اصلی‌مون

896
00:57:14,605 --> 00:57:17,685
پلیس که در حال تحقیق در مورد ناپدید شدن مادلین مک‌کن
در پرتغال هست

897
00:57:17,765 --> 00:57:20,365
گفته که الان یک مرد بریتانیایی را
که در فاصله چند صد متریِ

898
00:57:20,445 --> 00:57:22,045
مجموعه مسافرتی که مادلین در آنجا
با خانواده‌اش اقامت داشته، زندگی می‌کرده

899
00:57:22,125 --> 00:57:25,605
به عنوان یک مظنون مد نظر دارند

900
00:57:25,629 --> 00:57:37,829
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

