﻿WEBVTT

00:00:21.180 --> 00:00:22.190
‫خوشگل شده.

00:00:22.890 --> 00:00:26.360
‫نباید تنهایی می‌مرد.

00:00:28.360 --> 00:00:29.900
‫تو قلبش بودی.

00:00:32.190 --> 00:00:33.530
‫تو هم تو قلب منی.

00:00:37.700 --> 00:00:39.370
‫عزیز دلم.

00:00:42.410 --> 00:00:43.420
‫آره، هستم.

00:00:51.670 --> 00:00:54.760
‫- کجا داری میری؟
‫- برمی‌گردم هتل. نزدیک ناهاره.

00:00:54.840 --> 00:00:57.140
‫- بگو چه بلایی سر السا اومد؟
‫- از کجا بدنم؟

00:00:57.220 --> 00:01:00.310
‫وقتی داشتم می‌رفتم که
‫ وکیلام رو ببینم، هیچیش نبود.

00:01:00.390 --> 00:01:01.810
‫چرا، بود.

00:01:01.890 --> 00:01:04.480
‫ناراحت و غم‌زده بود
‫و داشت چمدون‌هاش رو می‌بست.

00:01:05.060 --> 00:01:08.820
‫یادت رفت بهش گفتی باید بره؟

00:01:08.900 --> 00:01:10.650
‫تو گفتی باید بره.

00:01:11.570 --> 00:01:12.690
‫جفت‌مون گفتیم.

00:01:14.450 --> 00:01:15.610
‫چی‌کارش کردی؟

00:01:16.320 --> 00:01:18.160
‫گفتم که هیچی.

00:01:18.240 --> 00:01:20.330
‫پس از کجا مواد پیدا کرده؟

00:01:20.410 --> 00:01:23.160
‫خب خودت معتادش کردی
‫نه من.

00:01:23.250 --> 00:01:24.920
‫هیچ ربطی به من نداشت.

00:01:25.460 --> 00:01:27.290
‫وظیفۀ تو بود که مراقبش باشی...

00:01:27.380 --> 00:01:30.460
‫- ...که نذاری بمیره.
‫- من هیچ وظیفه‌ای ندارم.

00:01:33.670 --> 00:01:35.970
‫دارم میرم خونوادۀ ورتایمر رو ببینم.

00:01:35.970 --> 00:01:38.800
‫قراره تا پنی آخری که بهم بدهکارن رو
‫ ازشون بگیرم و وقتی که گرفتم،

00:01:38.800 --> 00:01:40.430
‫هیچیش به تو نمی‌رسه.

00:01:40.510 --> 00:01:44.140
‫دوستی با من بهتر از دشمنی باهامه.
‫بهتره یادت بمونه.

00:01:44.940 --> 00:01:45.850
‫نگران نیستم.

00:01:45.940 --> 00:01:49.190
‫نیستی؟ پس خواهرزادۀ عزیزت چی؟
‫آندره؟

00:01:49.860 --> 00:01:52.030
‫خبر داره که با نازی‌ها سَر و سِر داشتی؟

00:01:56.240 --> 00:01:58.570
‫به‌نظرت وقتی که بفهمه
‫ چه کارهایی واسه‌مون کردی

00:01:58.660 --> 00:01:59.660
‫چه فکری درموردت می‌کنه؟

00:01:59.740 --> 00:02:01.410
‫اون عملیات شکست خورد.

00:02:01.490 --> 00:02:02.490
‫هیچ اتفاقی نیفتاد.

00:02:04.330 --> 00:02:07.830
‫نزدیک اون نمیشی اشپاتز.
‫نزدیک من هم نمیشی.

00:02:07.920 --> 00:02:10.950
‫نمی‌تونی من رو عین آشغال‌هات
‫ بریزی دور.

00:02:10.960 --> 00:02:14.880
‫پول من رو میدی وگرنه کل دنیا
‫خبر دار میشه که نازی‌ای.

00:02:16.090 --> 00:02:17.470
‫هیچ فرقی با من نداری.

00:02:24.640 --> 00:02:27.770
‫- قضیه چیه؟
‫- هیچی آندره.

00:02:30.230 --> 00:02:34.230
‫- بهش می‌خورد که یه خبرایی باشه.
‫- حق با تو بود. قابل اعتماد نیست.

00:02:34.320 --> 00:02:36.890
‫تو دردسر افتاده
‫و حالا هم می‌خواد من رو اذیت کنه.

00:02:37.820 --> 00:02:42.450
‫اگه مذاکرات با خونوادۀ ورتایمر
‫ خوب پیش بره، دست و بالم پر میشه.

00:02:43.240 --> 00:02:47.710
‫دیگه هم لازم نیست نگرانش باشیم...
‫یا نگران هرچیز دیگه‌ای.

00:02:50.670 --> 00:02:52.460
‫نگران نباش،
‫همیشه مواظبت می‌مونم.

00:02:54.000 --> 00:03:08.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:03:44.601 --> 00:03:48.201
‫« ظاهر جدید »
‫" فصل اول - قسمت دهم "

00:03:48.285 --> 00:03:55.185
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:03:56.270 --> 00:03:59.440
‫کلی کار داریم.

00:03:59.530 --> 00:04:01.820
‫ابریشم، پارچه.

00:04:07.040 --> 00:04:09.870
‫ژاکلین، می‌تونی بیای کمک؟

00:04:09.960 --> 00:04:12.790
‫این سجاف باید درست شه.
‫مرسی.

00:04:18.380 --> 00:04:20.550
‫کلی کار داریم
‫و اصلاً هم وقت نیست.

00:04:22.760 --> 00:04:23.760
‫خانم زناکر؟

00:04:24.680 --> 00:04:26.220
‫زوئی.

00:04:26.300 --> 00:04:27.350
‫واسۀ کار اومدم.

00:04:27.430 --> 00:04:30.640
‫خوشحالم که باز هم می‌بینمت.
‫ماتیلد میزت رو نشونت میده.

00:04:30.730 --> 00:04:32.020
‫خیلی‌خب.
‫ممنون.

00:04:33.600 --> 00:04:36.150
‫خانم زناکر،
‫نباید کارکنای له‌لانگ رو بگیریم.

00:04:36.230 --> 00:04:38.360
‫نباید الکی ناراحتش کنیم.

00:04:38.440 --> 00:04:40.610
‫زوئی خیلی با استعداده.
‫لازمش داریم.

00:04:40.690 --> 00:04:45.490
‫آقا؟ می‌تونم چیزهایی که گفته بودین
بهبودش بدم رو نشون‌تون بدم؟

00:04:45.490 --> 00:04:51.160
‫پیِر، دامنش باید...
‫پرحجم‌تر باشه. یه زیردامنی تنش کن.

00:04:51.250 --> 00:04:53.420
‫باید خودم متوجه می‌شدم،
‫آقای دیور.

00:04:53.500 --> 00:04:54.540
‫خیلی‌خب.

00:04:54.620 --> 00:04:56.170
‫آقا؟

00:04:56.250 --> 00:04:57.760
‫ساخت عطرتون رو به پایانه.

00:04:57.760 --> 00:05:00.630
‫فکر می‌کردم موافقت کردیم
‫ که معرفی عطر رو عقب بندازیم

00:05:00.630 --> 00:05:03.380
‫تا تمام وقت و تمرکزمون رو
‫ روی تموم کردن کالکشن‌تون بذاریم.

00:05:03.380 --> 00:05:06.120
‫برای من خیلی مهمه
‫که با همدیگه معرفی بشنش.

00:05:11.140 --> 00:05:14.440
‫حرف نداره.
‫دقیقاً همون چیزیه که تو ذهنم بود.

00:05:14.520 --> 00:05:15.600
‫خائن!

00:05:15.690 --> 00:05:17.860
‫- فکر کردی کی هستی؟
‫- کی داره داد می‌زنه؟

00:05:17.940 --> 00:05:20.400
‫آقا؟
‫نمی‌تونی قِسِر در بری.

00:05:21.190 --> 00:05:23.530
‫کجاس؟
‫یهودا کجاس؟

00:05:23.610 --> 00:05:27.120
‫پیِر. پیِر.
‫نمیشه که اینطوری بیای اینجا.

00:05:27.200 --> 00:05:29.740
‫- پس الان همچین آدمی شدی؟
‫- منظورت چیه؟

00:05:29.740 --> 00:05:33.400
‫چطور جرات می‌کنی؟ من و بالنسیاگا که
‫ چندتا از خیاط‌هامون رو پیشنهاد دادیم.

00:05:33.410 --> 00:05:34.960
‫ما هم مچکریم.
‫اما کافی نبودن.

00:05:35.040 --> 00:05:37.830
‫خب یعنی باید ۳۰ نفر رو
‫ از شرکت پاتو بدزدی؟ ۳۰ نفر!

00:05:38.360 --> 00:05:40.920
‫اونا هم دیگه عمراً بتونن
‫کالکشن‌شون رو تموم کنن!

00:05:40.920 --> 00:05:43.170
‫آقای بالمن،
‫خیاط‌ها کارشون رو عوض می‌کنن.

00:05:43.260 --> 00:05:47.010
‫- دنبال کار بودن، ما هم بهشون دادیم.
‫- اینطوری پاتو از کار بی‌کار میشه.

00:05:47.010 --> 00:05:48.390
‫ما بهشون پیشنهاد کار دادیم.

00:05:48.390 --> 00:05:52.430
‫خودشون کار داشتن. تو فقط پول
‫رو سرشون ریختی. اینا خیلی با هم فرق دارن.

00:05:53.270 --> 00:05:55.390
‫مطمئن باش له‌لانگ
‫جواب این کارت رو میده.

00:05:55.980 --> 00:05:59.020
‫له‌لانگ خبر داره که می‌خوام کارم
‫رو شروع کنم. اون فرستادتت؟

00:05:59.020 --> 00:06:02.110
‫نه. اومدم بهت هشدار بدم
‫که آمادۀ دفاع از خودت باشی.

00:06:02.190 --> 00:06:04.360
‫له‌لانگ مدیر شورای کوتوره.

00:06:04.440 --> 00:06:06.070
‫حقت رو می‌ذاره کف دستت.

00:06:25.880 --> 00:06:27.220
‫صبح‌بخیر رنه.

00:06:27.300 --> 00:06:28.430
‫دوشیزه.

00:06:28.510 --> 00:06:31.220
‫مذاکرات باید یه روزه تموم شه.

00:06:31.300 --> 00:06:32.890
‫متوجهیم دوشیزه.

00:06:34.520 --> 00:06:36.940
‫خودم نمی‌خوام باهاشون حرف بزنم.
‫راستش،

00:06:37.020 --> 00:06:40.270
‫باید مذاکرات‌مون
‫تو اتاق‌های جدا از هم انجام شه.

00:06:40.360 --> 00:06:41.770
‫به چه هدفی؟

00:06:41.860 --> 00:06:42.860
‫پیروزی.

00:06:43.570 --> 00:06:47.860
‫بهشون حالی کن که
‫ سود ۱ درصدی که الان دارم،

00:06:47.950 --> 00:06:49.860
‫به درد عمه‌شون می‌خوره.

00:06:50.620 --> 00:06:52.620
‫اونا دنبال مذاکره سر درصد سود نیستن.

00:06:53.990 --> 00:06:57.120
‫وقتی تجارت رو بردن آمریکا،
‫زدن زیر قراردادم.

00:06:57.210 --> 00:06:58.960
‫چطوری از ۱۰ درصد رسید به ۱ درصد؟

00:06:59.670 --> 00:07:02.560
‫دیگه نمی‌‌تونم با یه مشت نَر سر کنم.

00:07:04.300 --> 00:07:05.920
‫اگه می‌خوان شکایت نکنم،

00:07:06.010 --> 00:07:09.150
‫باید تموم چیزهایی که تو زمان جنگ
‫ از دست دادم رو بهم برگردونن.

00:07:10.010 --> 00:07:11.510
‫و بعدش هم...

00:07:11.600 --> 00:07:14.010
‫...یه قرارداد کاملاً جدید می‌خوام.

00:07:19.100 --> 00:07:21.420
‫به اطلاع برادران ورتایمر می‌رسونم.

00:07:31.700 --> 00:07:32.990
‫کریستوبال.

00:07:33.070 --> 00:07:34.080
‫دوست عزیزم.

00:07:35.790 --> 00:07:36.690
‫ممنونم.

00:07:36.700 --> 00:07:39.330
‫- ممنون که گفتی هم رو ببینیم.
‫- خواهش می‌کنم.

00:07:41.250 --> 00:07:43.170
‫بهتره بدونی پیِر هم اومده.

00:07:43.840 --> 00:07:47.580
‫امیدوار بودم تا الان رفته باشه
‫تا بتونیم تنهایی حرف بزنیم ولی...

00:07:48.010 --> 00:07:51.130
‫اوه، کریستین.
‫از صبح که هم رو دیدیم

00:07:51.220 --> 00:07:55.890
‫یه دادخواست با ۲۰ تا امضا
‫علیهت نوشته شده.

00:07:56.800 --> 00:07:59.140
‫ژاک، یه بطری دیگه شری یار.

00:07:59.140 --> 00:08:00.390
‫نه.
‫بسه دیگه.

00:08:01.230 --> 00:08:03.520
‫شرکت پاتو هم رسماً درخواست کرده

00:08:03.610 --> 00:08:06.520
‫که عضویتت توی شورای کوتور باطل شه.

00:08:07.280 --> 00:08:08.490
‫جدی میگی؟

00:08:10.110 --> 00:08:11.780
‫خب، من امضاش نکردم.

00:08:12.780 --> 00:08:13.780
‫البته هنوز.

00:08:16.080 --> 00:08:17.080
‫خودت بگو چی‌کار کنم.

00:08:17.830 --> 00:08:20.370
‫واسه تموم کردن کالکشنت
‫چه چار‌ه‌ای داری؟

00:08:21.620 --> 00:08:23.120
‫چارۀ دیگه‌ای ندارم.

00:08:23.210 --> 00:08:26.670
‫دارم هرکاری که لازمه رو می‌کنم
‫تا چیزهای قشنگ درست کنم.

00:08:26.750 --> 00:08:29.260
‫اون‌وقت بقیه‌مون داریم چی‌کار می‌کنیم؟

00:08:30.260 --> 00:08:32.630
‫یعنی چیزایی که ما درست می‌کنیم
‫ قشنگ نیستن؟

00:08:32.720 --> 00:08:34.800
‫- معلومه که هستن.
‫- منظوری نداره.

00:08:34.890 --> 00:08:37.310
‫خودت می‌دونی که حرفت چقدر مسخرس؟

00:08:38.010 --> 00:08:38.850
‫یعنی کریستین...

00:08:38.930 --> 00:08:41.180
‫فکر می‌کنی قراره دنیا رو عوض کنی؟

00:08:41.270 --> 00:08:44.600
‫که ناجی این دنیایی؟
‫ناجی موعودی؟

00:08:44.690 --> 00:08:47.230
‫- بسه دیگه.
‫- همه باید بدونن، اون روحش رو فروخته.

00:08:47.320 --> 00:08:49.580
‫- به سلطان پنبه.
‫- پیِر داری زیاده‌روی می‌کنی.

00:08:50.070 --> 00:08:51.280
‫میشه اینقدر نخوری؟

00:08:51.360 --> 00:08:53.530
‫نه، نمیشه.
‫دارم جشن می‌گیرم.

00:08:53.610 --> 00:08:56.910
‫چی رو جشن می‌گیری؟
‫نابود کردن دوستی‌تون رو؟

00:08:56.990 --> 00:08:58.540
‫نه.
‫یه چیزی بهتر از اون.

00:09:00.410 --> 00:09:01.960
‫کارمل اسنو من رو انتخاب کرده.

00:09:03.290 --> 00:09:06.790
‫من طراحی‌ام که قراره
‫چهرۀ کوتور باشم.

00:09:07.750 --> 00:09:09.210
‫بالاخره گفتمش.

00:09:11.840 --> 00:09:12.970
‫واقعاً؟

00:09:14.380 --> 00:09:15.510
‫همین حرف رو زده؟

00:09:15.590 --> 00:09:17.050
‫همچین حرف‌هایی زده.

00:09:17.140 --> 00:09:18.640
‫دقیقاً چی گفته؟

00:09:18.720 --> 00:09:23.140
‫«انتخابم تویی پیِر.»
‫راضی شدی؟

00:09:23.230 --> 00:09:25.600
‫بیاین به سلامتی من بخوریم.

00:09:26.150 --> 00:09:31.110
‫باید بهت یادآوری کنم که بدون پشت کردن
‫به دوستام، کاری کردم که ازم خوشش بیاد.

00:09:31.190 --> 00:09:33.570
‫کریستین.
‫لازم نیست به این حرفا گوش کنی.

00:09:33.570 --> 00:09:34.990
‫معلومه که نیست.

00:09:35.070 --> 00:09:37.990
‫یه زمانی بود که تبریک گفتن تو

00:09:38.070 --> 00:09:40.410
‫از هرکس دیگه‌ای واسم مهم‌تر بود
‫اما نه دیگه.

00:09:44.040 --> 00:09:46.630
‫- من باید برم. کار دارم.
‫- باید حرف بزنیم.

00:09:47.290 --> 00:09:50.750
‫چه کاریه که از خوردن
‫ به سلامتی من واجب‌تره؟

00:09:50.840 --> 00:09:52.840
‫امروز از کاترین تجلیل میشه.

00:09:52.920 --> 00:09:54.800
‫کریستین، باید حرف بزنیم.

00:09:54.880 --> 00:09:56.130
‫شرمنده.

00:10:00.640 --> 00:10:03.060
‫آقایون، من با دوشیزه شنل
‫ صحبت کردم.

00:10:03.890 --> 00:10:05.980
‫خواسته‌شون این بوده.

00:10:15.150 --> 00:10:16.320
‫زده به سرش؟

00:10:17.320 --> 00:10:21.120
‫ما می‌تونیم خساراتی که توی دوران جنگ
‫ بهش وارد شده رو جبران کنیم.

00:10:22.620 --> 00:10:25.000
‫فقط همین!
‫نه بیشتر!

00:10:26.120 --> 00:10:28.750
‫هیچوقت تسلیم این خواسته‌های مسخره نمیشیم.

00:10:29.420 --> 00:10:33.050
‫دوشیزه اصرار دارن که
‫مذاکرات یک روزه تموم شن.

00:10:33.710 --> 00:10:35.220
‫این رو هم بگم آقای ورتایمر،

00:10:35.300 --> 00:10:37.980
‫که ایشون چیزی کمتر از
‫ این پیشنهاد رو قبول نمی‌کنن.

00:10:37.980 --> 00:10:39.050
‫چرته.

00:10:39.050 --> 00:10:41.520
‫ایشون فراموش کردن که
‫ در زمان جنگ چه کارهایی کردن؟

00:10:41.520 --> 00:10:44.350
‫فقط حدس و گمان و
‫ دروغ و شایعه بوده.

00:10:44.350 --> 00:10:46.890
‫هیچ اتهامی علیه دوشیزه اثبات نشده.
‫درواقع...

00:10:46.980 --> 00:10:49.350
‫خب پس چرا اینجاییم
‫و پاریس نیستیم؟

00:10:49.350 --> 00:10:52.150
‫- قبلاً که بهتون توضیح دادم...
‫- به‌نظرم همه دلیلش رو می‌دونیم.

00:10:52.150 --> 00:10:54.570
‫چون خودش خبر داره که
‫ چی‌کار کرده.

00:10:54.650 --> 00:10:57.950
‫اگه الان پاریس بود
‫حقش رو می‌ذاشتن کف دستش!

00:10:58.030 --> 00:11:02.220
‫این یه تجارته.
‫همه‌مون از کارهایی که کرده آسیب دیدیم.

00:11:06.370 --> 00:11:09.040
‫شوخیه!
‫مزخرفه!

00:11:10.750 --> 00:11:14.590
‫مدال «صلیب جنگ» یکی از
‫ بالاترین نشان‌های نظامیه

00:11:15.340 --> 00:11:19.260
‫که می‌تونیم به اعضای
‫ نیروهای فرانسه اعطا کنیم.

00:11:19.260 --> 00:11:23.000
‫به ندرت به غیرنظامیان مبارز اهدا شده.

00:11:23.390 --> 00:11:28.730
‫اما امروز سه شهروند فرانسوی
‫ اینجا حضور دارند

00:11:28.810 --> 00:11:33.670
‫که شجاعتی مثال‌زدنی در برابر وقایعی
‫ غیرقابل‌تصور از خود نشان دادند.

00:11:35.190 --> 00:11:39.400
‫برای کسانی که از میهن‌مان دفاع کردند

00:11:39.400 --> 00:11:42.240
‫و در برابر زجر اسارت تسلیم نشدند،

00:11:43.270 --> 00:11:49.020
‫ما تا ابد مدیون جان‌فشانی
‫ و انسانیت شما هستیم.

00:11:58.800 --> 00:12:03.300
‫حس می‌کنم جشن‌ گرفتن
‫ کار درستی نباشه.

00:12:06.430 --> 00:12:08.730
‫احساس شرم بهم میده.

00:12:09.230 --> 00:12:12.900
‫شرم‌آور نیست.
‫مطمئن باش.

00:12:15.400 --> 00:12:18.570
‫لطفاً از پاریس نرو.
‫دلم برات تنگ میشه.

00:12:19.320 --> 00:12:20.320
‫نمی‌تونم.

00:12:21.660 --> 00:12:24.530
‫پاریس مثل یه شهر نفرین شده
‫ برام می‌مونه.

00:12:25.660 --> 00:12:28.790
‫یه چیزی درست کردم.

00:12:31.080 --> 00:12:33.960
‫شاید یکم کمکت کنه.

00:12:36.960 --> 00:12:38.170
‫عطر.

00:12:40.630 --> 00:12:42.130
‫ممنون کریستین.

00:12:44.550 --> 00:12:48.060
‫می‌دونم قصد کمک داری
‫اما خیلی مطمئن نیستم

00:12:48.140 --> 00:12:52.940
‫که چرا فکر می‌کنی طراحی لباس و عطر
‫می‌تونه حالم رو خوب کنه.

00:12:54.730 --> 00:12:58.400
‫مراسم ۵ روز دیگه برگزار میشه.
‫میای؟

00:12:59.650 --> 00:13:03.700
‫می‌دونم می‌خوای کنارت باشم
‫تا چیزی که طرح کردی رو باهام سهیم بشی،

00:13:03.780 --> 00:13:06.030
‫اما نمی‌تونم.

00:13:08.700 --> 00:13:14.040
‫برمی‌گردم کلیان.
‫کارهای باغ بابا رو تموم می‌‌کنم.

00:13:15.080 --> 00:13:17.630
‫تنها جایی تو دنیاس
‫که می‌خوام الان اونجا باشم.

00:13:27.220 --> 00:13:31.390
‫تازه یه هفتس اومدم سفر
‫و باورت نمیشه چه اتفاق‌هایی افتاده.

00:13:31.980 --> 00:13:33.560
‫پاریس مایۀ سرافکندگیه.

00:13:34.390 --> 00:13:41.280
‫البته شهرش رو نمیگم‌ها، ماموریتم
‫برای انتخاب یه طراح جدید رو میگم.

00:13:41.780 --> 00:13:46.620
‫همه که میگن پیِر بالمن رو
‫ دیگه انتخاب کردی.

00:13:46.700 --> 00:13:49.120
‫مخصوصاً خود بالمن،
‫اینطور شنیدم.

00:13:49.200 --> 00:13:50.620
‫مستقیم که بهش نگفتم.

00:13:51.870 --> 00:13:54.210
‫راستش شاید هم گفته باشم.

00:13:54.870 --> 00:13:57.000
‫فقط می‌خواستم خودم رو قانع کنم.

00:13:58.000 --> 00:14:00.380
‫اما ساعت سه صبح
‫از خواب بیدار شدم و با خودم گفتم،

00:14:00.460 --> 00:14:04.420
‫«نه، نه،
‫بالمن آدم مناسبی نیست.»

00:14:04.510 --> 00:14:10.260
‫شاید بچۀ مستبدی باشه
‫اما واقعاً نابغه‌اس.

00:14:11.140 --> 00:14:13.980
‫با این حال یه چیزی کم داره.

00:14:14.560 --> 00:14:17.480
‫باید باهام صادق باشی لوسین،
‫چون هیشکی به جز تو رو ندارم.

00:14:17.560 --> 00:14:21.400
‫کارهای بالنسیاگا وسوسه‌کنندس
‫اما هیچ‌چیز جدیدی نداره.

00:14:21.480 --> 00:14:25.860
‫کریستین دیور هم که نذاشت
‫کالکشنش رو ببینم،

00:14:26.610 --> 00:14:29.070
‫البته زناکر گذاشت
‫یه نیم‌نگاهی بهشون بندازم.

00:14:29.160 --> 00:14:31.620
‫عزیزم، توصیۀ من اینه که
‫یه جای دیگه رو بگردی.

00:14:32.540 --> 00:14:36.580
‫به احتمال زیاد دیور رو
‫ این فصل نمی‌بینیم.

00:14:36.670 --> 00:14:40.840
‫چطور... چطور ممکنه؟

00:14:40.920 --> 00:14:44.630
‫با کمک ثروت هنگفت بوساک

00:14:44.710 --> 00:14:48.390
‫بهترین خیاط‌های
‫بقیۀ شرکت‌ها رو هوایی کرده.

00:14:48.470 --> 00:14:50.220
‫ازش هم شکایت شده.

00:14:50.930 --> 00:14:57.310
‫حالا هم خیاط‌ها مجبورن استعفا بدن،
‫البته تصمیمش به عهدۀ منه که

00:14:57.390 --> 00:15:00.480
‫بخوام از اتاق صنفی
‫ بیرونش کنم یا نه.

00:15:00.560 --> 00:15:03.440
‫بیرونش کنی؟
‫پناه بر خدا.

00:15:04.400 --> 00:15:06.780
‫فکر می‌کردم تو قهرمانشی.

00:15:06.860 --> 00:15:08.070
‫می‌دونم.

00:15:10.410 --> 00:15:15.370
‫به‌نظرم این شکایت کار مسخره‌ایه.
‫یه چیزی ازت می‌پرسم.

00:15:15.950 --> 00:15:20.790
‫آقای دیور اون خیاط‌ها رو
‫ استخدام کرده تا چیزی رو طرح کنه.

00:15:22.380 --> 00:15:24.340
‫اگه تو جاش بودی چی‌کار می‌کردی؟

00:15:31.090 --> 00:15:32.510
‫- سلام کارول.
‫- آقا.

00:15:34.210 --> 00:15:36.060
‫واقعاً معذرت می‌خوام آقای دیور.

00:15:36.060 --> 00:15:38.100
‫واقعاً شرمنده‌ام.

00:15:38.180 --> 00:15:39.600
‫بله، بله.

00:15:39.690 --> 00:15:41.440
‫ای خدا.

00:15:41.520 --> 00:15:45.820
‫- شرمنده، موفق باشین.
‫- زوئی، چه‌خبره؟ چی‌شده؟

00:15:45.900 --> 00:15:48.570
‫- از کار کردن براتون منع شدیم.
‫- کی منع‌تون کرده؟

00:15:48.650 --> 00:15:51.529
‫ببخشید آقای دیور عزیز.
‫واقعاً ناراحت شدم که نتونستم

00:15:51.530 --> 00:15:54.440
‫-  برای کالکشن فوق‌العاده‌تون کار کنم.
‫- نه... زوئی.

00:15:55.040 --> 00:15:56.200
‫گندش بزنن.

00:15:56.290 --> 00:15:59.210
‫هی، نه...
‫لازم نیست...

00:15:59.290 --> 00:16:00.120
‫لازم نیست برین.

00:16:00.210 --> 00:16:01.670
‫می‌تونین برگردین...

00:16:01.750 --> 00:16:04.290
‫نمی‌تونی جلوشون رو بگیری کریستین.

00:16:04.290 --> 00:16:06.670
‫- چی شده؟
‫- کار بالمن و پاتوئه.

00:16:06.670 --> 00:16:08.510
‫اومدن اینجا.
‫تهدیدشون کردن.

00:16:08.510 --> 00:16:11.360
‫اگه الان نرن،
‫دیگه نمی‌تونن برای هیچ‌کدوم از

00:16:11.360 --> 00:16:13.680
‫اعضای شورای اوت کوتور کار کنن.

00:16:13.680 --> 00:16:16.260
‫باید زنگ بزنم به له‌لانگ.

00:16:16.350 --> 00:16:17.880
‫نه، فایده نداره. خودم زنگش زدم

00:16:17.880 --> 00:16:22.480
‫گفت تا تصمیمش رو اعلام نکرده
‫نمی‌تونه با هیچ‌کدوم‌مون حرف بزنه.

00:16:32.950 --> 00:16:34.570
‫ای خدا.

00:16:35.990 --> 00:16:36.990
‫ای خدا.

00:16:45.840 --> 00:16:47.710
‫پیشنهادمون بیش از حد سخاوتمندانس.

00:16:49.170 --> 00:16:50.970
‫باید یکم تواضع نشون بده.

00:16:51.050 --> 00:16:54.020
‫مصیبت‌هایی که باعثش شده رو قبول کنه.

00:17:01.520 --> 00:17:05.400
‫دوشیزه، قبول کردن خسارتی که به‌خاطر
‫ جنگ بهتون وارد شده رو جبران کنن،

00:17:05.480 --> 00:17:07.820
‫و به قرارداد اصلی عمل کنن.

00:17:07.900 --> 00:17:12.650
‫و سود ۱ درصدتون رو به همون ۱۰ درصدی که
‫ قبل از این اتفاق‌ها داشتین، برگردونن.

00:17:12.650 --> 00:17:14.200
‫به‌نظرم معاملۀ‌ خیلی خوبیه.

00:17:17.490 --> 00:17:18.990
‫بیا اینجا جَوون.

00:17:24.330 --> 00:17:26.040
‫نزدیک‌تر.
‫بیا.

00:17:30.340 --> 00:17:33.720
‫من فقط دنبال بخشی از سود نیستم.

00:17:34.300 --> 00:17:39.140
‫درصدی از درآمد ناخالص رو هم می‌خوام.

00:17:40.520 --> 00:17:41.730
‫- ناخالص؟
‫- اوهوم.

00:17:42.980 --> 00:17:45.190
‫نشنیده بودم.

00:17:46.440 --> 00:17:49.420
‫ببینین، شاید بتونیم
‫درصد سود خالص رو بیشتر کنیم

00:17:49.420 --> 00:17:50.480
‫اما ناخالص...

00:17:50.570 --> 00:17:53.500
‫یا همش یا هیچی جولین.

00:17:55.490 --> 00:17:56.990
‫لطفاً پیغامم رو برسون.

00:18:05.830 --> 00:18:06.790
‫شوخی می‌کنی.

00:18:07.710 --> 00:18:08.880
‫به‌نظرم بهتره بریم.

00:18:08.960 --> 00:18:10.960
‫نه، نه، نه.
‫خواهش می‌کنم آقایون.

00:18:11.050 --> 00:18:12.710
‫می‌دونم درخواست زیادی دارن.

00:18:12.710 --> 00:18:16.910
‫اما همه می‌دونیم که این شکایت
‫ چه آسیبی به کسب و کارتون می‌زنه،

00:18:17.890 --> 00:18:20.390
‫بدون اسم شنل،
‫محصولات و برند

00:18:20.470 --> 00:18:23.810
‫و تمام سرمایه‌تون بی‌ارزش میشه.

00:18:30.070 --> 00:18:31.400
‫- خودم باهاش حرف می‌زنم.
‫- نه، نه.

00:18:31.480 --> 00:18:32.980
‫دوشیزه صریحاً اعلام کردن که...

00:18:33.070 --> 00:18:35.490
‫یا با خودش حرف می‌زنیم
‫یا معامله‌مون نمیشه.

00:18:38.740 --> 00:18:40.620
‫ببینم چه کاری از دستم برمیاد.

00:18:46.250 --> 00:18:48.460
‫معذرت می‌خوام دوشیزه
‫اما به‌نظر من

00:18:48.540 --> 00:18:51.130
‫اگه باهاشون ملاقات نکنین
‫امروز به نتیجه نمی‌رسیم.

00:18:53.000 --> 00:18:54.010
‫می‌تونن منتظر بمونن.

00:20:04.370 --> 00:20:06.240
‫چه پسر خوبی.

00:20:10.540 --> 00:20:12.170
‫چه برادر خوبی.

00:20:18.800 --> 00:20:25.580
‫راه‌اندازی شرکت کوتور به تنهایی،
‫ کار نابخشودنی و بی‌رحمانه‌ایه.

00:20:27.520 --> 00:20:28.430
‫کریستین هم،

00:20:28.520 --> 00:20:33.770
‫صلابت گرفتن تصمیمات سخت رو نداره.

00:21:16.610 --> 00:21:18.610
‫واقعاً می‌خوای همش رو به‌خطر بندازی؟

00:21:18.690 --> 00:21:23.030
‫خطر؟ تو ۷۰ درصد داری
‫من ۱ درصد.

00:21:23.110 --> 00:21:24.820
‫چیزی برای از دست دادن واسم نمونده.

00:21:24.910 --> 00:21:29.450
‫مونده. ما هنوز یه تجارت داریم.
‫شراکت داریم.

00:21:30.700 --> 00:21:32.660
‫اتفاقات خیلی بدتری می‌تونه بیفته.

00:21:32.750 --> 00:21:36.180
‫پیشنهادم رو دادم. می‌تونی قبولش کنی،
‫ می‌تونی هم بذاریش تا دادگاه.

00:21:46.050 --> 00:21:50.140
‫تو چشمام نگاه کن...
‫و بگو که معذرت می‌خوای.

00:21:50.220 --> 00:21:51.220
‫واسۀ چی؟

00:21:51.310 --> 00:21:55.690
‫که حاضر شدی از نازی‌ها استفاده کنی
‫تا تجارت‌مون رو ازمون بگیری.

00:21:55.770 --> 00:21:58.400
‫مشکلات ما قبل از جنگ شروع شده بود.

00:21:59.940 --> 00:22:02.820
‫از قوانین آریایی استفاده کردم
‫چون چاره‌ای واسم نذاشتین.

00:22:02.900 --> 00:22:06.640
‫داشتن سلاخی‌مون می‌کردن.
‫نابودمون می‌کردن.

00:22:08.413 --> 00:22:11.291
‫تا حالا اصلاً به این فکر کردی که...

00:22:13.376 --> 00:22:16.588
‫یک زن برای بقا در این دنیا
‫باید چه چیزهایی رو پشت سر بذاره؟

00:22:21.301 --> 00:22:25.347
‫بذار همین اول بهت بگم؛ من بابت اتفاقی که
‫افتاده عمراً عذرخواهی کنم.

00:22:25.430 --> 00:22:27.515
‫من مجبور بودم؛ دقیقاً مثل خودت.

00:22:28.433 --> 00:22:30.718
‫فرق ما اینه که من به این اجبار، عادت دارم.

00:22:34.064 --> 00:22:36.724
‫شما مردهای رقابت‌های خودتون
‫رو دارید؛ قوانین خودتون.

00:22:44.366 --> 00:22:48.036
‫پیر؛ باید تصمیم بگیری.

00:22:50.372 --> 00:22:51.456
‫دیگه کافیه.

00:22:55.544 --> 00:22:58.463
‫توی دادگاه می‌بینمت.

00:23:13.770 --> 00:23:14.604
‫دوشیزه؟

00:23:21.861 --> 00:23:25.407
‫قبول کردن!
‫دو درصد از سودِ ناخالص!

00:23:25.490 --> 00:23:29.035
‫و هرچیزی که گفته بودین.
‫شکست‌شون دادین!

00:23:30.453 --> 00:23:33.582
‫تبریک می‌گم.

00:23:34.165 --> 00:23:36.793
‫شما بزودی به ثروت‌مندترین زن دنیا
‫تبدیل می‌شین.

00:23:45.719 --> 00:23:46.970
‫شب‌تون به‌خیر خانم.

00:24:12.913 --> 00:24:16.057
‫باید بیاین و با چشم‌های خودتون ببینید
‫کریستین داره چی می‌سازه.

00:24:17.083 --> 00:24:19.794
‫قدم همه‌تون روی چشمه.

00:24:19.878 --> 00:24:25.133
‫از نگاه من‌که شروع کردن کسب و کار
شخصی خودت ‫اصلاً فکر خوبی نبود؛ کریستین.

00:24:35.685 --> 00:24:37.646
‫اون آدم واقعاً مهربونیه،

00:24:38.688 --> 00:24:41.733
‫اما در عین حال، می‌تونه
‫به‌شدت هم شکننده باشه.

00:24:51.243 --> 00:24:52.327
زخمی شدی؟

00:24:53.203 --> 00:24:54.829
‫نه، من...

00:24:56.498 --> 00:24:58.750
‫مثل بچه‌ها دستم گیر کرد.

00:24:58.833 --> 00:24:59.834
‫تازه‌کارم دیگه!

00:24:59.918 --> 00:25:02.128
‫داریم خیلی سریع کار می‌کنیم؛
‫همین باعث می‌شه همه‌‌ش اشتباه کنیم.

00:25:02.212 --> 00:25:05.215
‫تقصیر خودم بود و واقعاً گند زدم من...

00:25:05.298 --> 00:25:09.719
‫نه؛ همه‌مون خیلی خسته شدیم
‫برو استراحت کن. من کار رو ادامه می‌دم.

00:25:11.179 --> 00:25:13.056
قربان، اجازه هست...

00:25:21.982 --> 00:25:23.275
‫محشره!

00:25:29.781 --> 00:25:32.826
‫- اسمش رو انتخاب کردین؟
‫- بله.

00:25:34.035 --> 00:25:35.036
‫ممنونم.

00:25:37.706 --> 00:25:39.416
‫کریستین؛ جدی هدفت
‫از این‌کار چیه؟

00:25:41.251 --> 00:25:42.460
‫تو که می‌دونی نمیاد.

00:26:00.896 --> 00:26:03.982
‫- چطور پیش رفت؟
‫- عالی. عالی.

00:26:04.065 --> 00:26:06.985
‫- سهم‌ت رو پس گرفتی؟
‫- آره و حتی بیشتر!

00:26:07.068 --> 00:26:09.321
‫تازه چند وقت دیگه هم می‌تونیم بریم پاریس.

00:26:09.404 --> 00:26:10.488
‫پاریس؟

00:26:10.572 --> 00:26:13.116
‫- خداروشکر پس، می‌تونیم به «برن» کمک کنیم.
‫- برن؟

00:26:13.199 --> 00:26:14.200
‫نشنیدی؟

00:26:15.118 --> 00:26:17.829
‫دادگاه‌ش یکم دیگه برگزار می‌شه.
‫فکرکنم می‌خوان اعدام‌ش کنن.

00:26:17.913 --> 00:26:20.165
‫اعدامش کنن؟ برای چی خب؟

00:26:20.749 --> 00:26:21.791
‫هم‌دستی با دشمن.

00:26:23.668 --> 00:26:25.545
‫باید برگردیم و کمکش کنیم.

00:26:29.174 --> 00:26:30.550
‫الان که نمی‌تونیم برگردیم.

00:26:32.010 --> 00:26:35.013
‫اما همین یکم پیش گفتی ورث‌هایمرها
‫قبول کردن سهم‌ت از شرکت رو برگردونن

00:26:35.096 --> 00:26:39.017
‫و قطعاً با این اتفاق کل دنیا می‌فهمه که
‫تو دوباره اقتدارت رو به دست آوردی،

00:26:39.100 --> 00:26:41.127
‫پس می‌تونیم برگردیم و ازش حمایت کنیم.

00:26:42.479 --> 00:26:44.439
‫نه، نه، نه...ممکن نیست.

00:26:44.522 --> 00:26:47.984
‫اون جون من رو نجات داد!
‫باید یه‌کاری کنیم.

00:26:48.902 --> 00:26:52.447
‫مثلاً شهادت بدیم. بگیم واقعاً چه آدمیه...

00:26:52.530 --> 00:26:53.740
‫با شهادت خیلی‌ها رو ول کردن.

00:26:53.823 --> 00:26:57.535
‫«برن» تصمیمش رو گرفت.
‫مرگ و زندگی‌ش دست خودشه.

00:27:05.627 --> 00:27:06.920
‫تو این‌جا چیکار می‌کنی؟

00:27:08.338 --> 00:27:09.422
‫اومدم پولم رو بگیرم.

00:27:10.173 --> 00:27:11.967
‫فکرکنم وقتشه بری پی کارت.

00:27:12.050 --> 00:27:13.510
‫آندره لطفاً دخالت نکن.

00:27:13.593 --> 00:27:16.371
‫من و خاله‌ت یه مسئله‌ای بین هم داریم
‫که باید حلش کنیم.

00:27:19.099 --> 00:27:23.186
‫گفتم وقتشه بری پی کارت آقای لنگ،
‫یا هر اسم مزخرف دیگه‌ای که داری.

00:27:24.813 --> 00:27:26.273
‫اشپاتز.

00:27:27.315 --> 00:27:30.986
‫اشپاتز! بسکن! اشپاتز!

00:27:31.069 --> 00:27:33.280
‫کافیه!

00:27:33.363 --> 00:27:39.327
‫از وقتی پام رسیده این‌جا باهام مثل
‫آدم‌های اضافی رفتار می‌کنی.

00:27:40.120 --> 00:27:44.916
‫اما منم احساسات دارم می‌دونی؟
‫درست مثل خودت.

00:27:45.000 --> 00:27:48.712
‫آندره؟ آندره؟

00:27:48.795 --> 00:27:51.464
‫آندره؛ تو خبر نداری.
‫اما من اونجا بودم.

00:27:52.257 --> 00:27:57.053
‫اون شب، اون شبی که خاله‌ت و برن
‫اومدن دنبالت.

00:27:57.137 --> 00:27:59.681
‫منم اون‌جا بودم؛
‫داشتم سه‌تاتون رو تماشا می‌کردم.

00:27:59.764 --> 00:28:01.725
‫بازگشت خانواده‌ی شاد به آغوش هم.

00:28:01.808 --> 00:28:06.688
‫حقیقت رو بگو.
‫واسه‌ش تعریف کن.

00:28:06.771 --> 00:28:09.441
‫فکرکنم وقتشه چهره واقعی خاله‌ش رو ببینه!

00:28:10.358 --> 00:28:11.359
‫یالا دیگه؛ بـگو!

00:28:11.443 --> 00:28:14.946
‫اشپاتز ولش کن! پولت رو می‌دم.

00:28:15.030 --> 00:28:19.534
‫- از چی صحبت می‌کنی؟
‫- بهش می‌گی یا خودم بگم؟

00:28:20.702 --> 00:28:25.332
‫خیلی‌خب؛ من شروع می‌کنم
‫من و خاله‌ت واسه نازی‌ها کار می‌کردیم.

00:28:25.415 --> 00:28:27.417
‫مگه نه مامور وست‌مینستر؟

00:28:28.001 --> 00:28:30.212
‫می‌دونی؟ تازه شماره‌ی ماموری هم داشت.

00:28:30.295 --> 00:28:34.466
‫یادت میاد شماره‌ت چند بود؟
‫«اف 7124»

00:28:36.760 --> 00:28:39.512
‫«اف 7124» بود دیگه؟

00:28:41.973 --> 00:28:43.808
‫آره. آره.

00:28:43.892 --> 00:28:45.268
‫همین بود.

00:28:46.561 --> 00:28:48.855
‫خدایی کارش رو خوب بلد بود؛
‫مگه نه؟

00:28:49.439 --> 00:28:52.025
‫آره؛ و دقیقاً تا وقتی که چیزی که می‌خواست

00:28:52.525 --> 00:28:55.153
‫رو به دست آورد؛ به بهترین نحو
‫برامون کار می‌کرد.

00:28:55.237 --> 00:28:59.824
‫برند عطر خیلی مهم و بزرگ‌ش رو می‌خواست.

00:28:59.908 --> 00:29:03.870
‫برای همین «برن ورفلوند» بیچاره رو
‫انداخت جلوی گرگ‌ها،

00:29:03.954 --> 00:29:07.666
‫تا شما بتونید با خیال راحت فرار کنین.

00:29:09.251 --> 00:29:11.753
‫تازه تقریباً من رو هم قربانی کرد.

00:29:12.671 --> 00:29:14.047
‫خب بگو ببینم؛ جلسه‌ت چطور پیش رفت؟

00:29:14.130 --> 00:29:18.677
‫شرط می‌بندم کلی پول گیرت اومد؛
‫منم سهم ام رو می‌خوام.

00:29:18.760 --> 00:29:20.345
‫سهم‌ت رو می‌دم؛ فقط ولش کن!

00:29:20.428 --> 00:29:23.348
‫هرموقع حقیقت رو بهش گفتی
‫ولش می‌کنم.

00:29:23.431 --> 00:29:26.059
‫بگو وگرنه همین الان می‌میره.

00:29:26.142 --> 00:29:28.895
‫همونطور که مدت‌ها پیش

00:29:28.979 --> 00:29:30.438
‫باید مثل سگ باید می‌مرد.

00:29:30.522 --> 00:29:33.692
‫بگو دیگه! یالا. سربلندمون کن.
‫بهش بگو.

00:29:33.775 --> 00:29:35.318
‫- آره؛ حقیقت داره.
‫- یالا.

00:29:35.402 --> 00:29:37.654
‫همه‌ش حقیقت داره.

00:29:40.907 --> 00:29:44.244
‫دیدی؟ خب اونقدرها هم سخت نبود. مگه نه؟

00:29:47.289 --> 00:29:52.168
‫تا فردا پول توی حسابم نباشه
‫ دوباره برمی‌گردم.

00:29:52.252 --> 00:29:53.461
‫و مطمئم پشیمون می‌شی.

00:30:01.094 --> 00:30:05.098
‫و آندره؛ زیاد به خاله‌ت سخت نگیر.

00:30:05.807 --> 00:30:07.934
‫هرچی نباشه کسب و کار اینطوریه دیگه.

00:30:08.018 --> 00:30:09.019
‫چیزی نیست.

00:30:12.105 --> 00:30:13.815
‫حالت خوبه؟ ببخشید.

00:30:16.192 --> 00:30:17.235
‫بذار کمکت کنم.

00:30:17.319 --> 00:30:21.990
‫چطور تونستی؟ نازی ها ما رو شکنجه کردن
‫سلاخی‌مون کردن!

00:30:22.073 --> 00:30:26.161
‫خواهش می‌کنم؛
‫من هرکاری که کردم به‌خاطر تو بود.

00:30:26.244 --> 00:30:27.495
‫به‌خاطر آینده‌مون.

00:30:28.788 --> 00:30:32.500
‫آینده‌مون؟ پس برن چی؟

00:30:35.253 --> 00:30:38.215
‫من...من ازش استفاده کردم.

00:30:38.840 --> 00:30:42.844
‫اون با نازی‌ها در ارتباط بود.
‫کمک کرد آزادت کنیم.

00:30:46.139 --> 00:30:47.641
‫ازم دور شو!

00:30:49.226 --> 00:30:53.230
‫نرو! صبرکن.

00:30:53.730 --> 00:30:55.982
‫- دیگه نمی‌خوام حتی نزدیکت بشم.
‫- نرو. صبرکن.

00:30:57.734 --> 00:31:01.821
‫خواهش می‌کنم. صبرکن.
‫تو دیگه نه! من دوستت دارم.

00:31:04.157 --> 00:31:06.117
‫تو هیچ‌چیز رو دوست نداری!

00:31:07.577 --> 00:31:12.791
‫هیچوقت هم نداشتی. گابریل رو می‌برم.
‫می‌ریم پاریس. دنبال‌مون نیا.

00:31:12.874 --> 00:31:16.670
‫من بدون تو هیچی نیستم! خواهش می‌کنم.

00:31:16.753 --> 00:31:20.882
‫پولت رو داری! هرچیزی که می‌خواستی
‫رو الان داری.

00:31:26.930 --> 00:31:30.100
‫نه.

00:31:37.023 --> 00:31:38.775
‫آندره!

00:31:59.880 --> 00:32:04.175
‫از زیبایی این‌جا خشکم زده بود.

00:32:05.218 --> 00:32:08.471
‫البته کمی طاقت‌فرساست.

00:32:10.765 --> 00:32:15.896
‫منم همیشه یه همچین جایی
‫رو می‌خواستم، اما...

00:32:15.979 --> 00:32:20.942
‫استعداد کافی برای
‫شایستگی این امر رو نداشتم.

00:32:21.484 --> 00:32:25.989
‫وقتی رفتی واقعاً قلبم شکست.

00:32:27.032 --> 00:32:29.200
‫اما فکرکنم خودت هم این رو می‌دونی.

00:32:31.119 --> 00:32:37.876
‫- لوسین...من هنوز هم دوستت دارم. هنوز.
‫- مثل پدری که توسط همه طرد شده.

00:32:38.376 --> 00:32:42.255
‫توی سن 42 سالگی همچین
‫موقعیتی گیرم اومده بود خب.

00:32:44.382 --> 00:32:48.595
‫من می‌دونستم که استخدام خیاط‌ها

00:32:48.678 --> 00:32:51.014
‫یه سری عواقب داره اما...

00:32:51.097 --> 00:32:53.725
‫- تو که کار خودت رو کردی.
‫- تصمیمت رو گرفتی؟

00:32:53.808 --> 00:32:55.018
‫واسه همین اومدی این‌جا؟

00:32:55.101 --> 00:33:00.357
‫آره. و گفتم بیام یه سر بهت بزنم
‫و تصمیم‌ام رو اعلام کنم.

00:33:02.651 --> 00:33:05.695
‫قبلاً نازی‌ها ارباب ما بودن.

00:33:07.447 --> 00:33:10.951
‫اما حالا یه ارباب جدید داریم. پـول.

00:33:12.410 --> 00:33:19.334
‫برای زندگی و کار و تاسیس برندهامون
‫به پول نیاز داریم.

00:33:22.003 --> 00:33:23.797
‫و کار و زاری که تو این‌جا راه انداختی؛
‫ کریستین

00:33:23.880 --> 00:33:28.176
‫چیزی کمتر از یک نوآوری تکامل‌یافته از

00:33:28.260 --> 00:33:33.598
‫کسب و کاری که با هم داشتیم نیست.
‫کسب و کاری با پتانسیلِ فوق‌العاده بالا.

00:33:34.766 --> 00:33:38.228
‫مخصوصاً اگه همه راه تو رو در پیش بگیرن.

00:33:39.521 --> 00:33:43.900
‫مجازات تو، تنها آینده خودت
‫رو به خطر نمی‌اندازه،

00:33:43.984 --> 00:33:46.027
‫بلکه بحث آینده‌ی مـُد در میونه!

00:33:46.861 --> 00:33:51.616
‫برای همین تصمیم گرفتم که
‫روی تو رو پس نزنم.

00:33:58.915 --> 00:33:59.916
‫ممنونم.

00:34:00.959 --> 00:34:05.046
‫راستش خیاط ها به دستمزد
‫اضافی نیاز دارن.

00:34:05.130 --> 00:34:10.218
‫یکم بیشتر به‌شون پول بده
‫تا اون‌ها هم سود کنن.

00:34:10.302 --> 00:34:14.972
‫البته که فکرکنم مجبور بشی
‫چندتاشون رو دوباره بفرستی

00:34:15.056 --> 00:34:18.226
‫سمت خودمون تا کالکشن‌هاشون
‫رو به اتمام برسونن.

00:34:18.894 --> 00:34:21.396
‫باید پول اون‌ها رو هم بدی،

00:34:22.355 --> 00:34:25.942
‫کاملاً هم مشخصه که از پس این مخارج برمیای.

00:34:27.318 --> 00:34:30.113
‫حتماً.

00:34:34.242 --> 00:34:35.410
‫
‫من رو ببین.

00:34:37.412 --> 00:34:41.791
‫بهتره توی همچین لحظات حساسی
‫توی زندگی‌مون،

00:34:41.874 --> 00:34:46.838
‫حواس‌مون به تک تک قدم‌هامون باشه.

00:34:55.931 --> 00:35:01.061
‫وقتی پای موفقیت میاد در میون،
‫باید حسابی حواست باشه.

00:35:01.144 --> 00:35:02.145
‫به چی؟

00:35:04.064 --> 00:35:05.565
‫به کریستین دیـور!

00:35:10.278 --> 00:35:13.073
‫سه روز فرصت داری.
‫موفق باشی.

00:35:17.327 --> 00:35:21.039
‫مری؟ مری کجاست؟ لباس رو بیارین!

00:35:21.122 --> 00:35:23.333
‫فکرنکنم این این‌جا قشنگ بشه.

00:35:25.961 --> 00:35:27.837
‫می‌شه لطفاً یه چرخ بزنی؟

00:35:32.050 --> 00:35:36.054
‫حاشیه لباس رو می‌بینی؟
‫نمی‌خوام روی زمین کشیده بشه.

00:35:43.019 --> 00:35:45.230
‫باید دو میلی‌متر بیاد بالاتر.

00:35:48.275 --> 00:35:49.359
‫«بـار»

00:35:49.960 --> 00:35:52.780
‫[ لباسِ بـار ]

00:35:58.368 --> 00:36:01.288
‫یکم کجه.
‫اینطوری بهتره.

00:36:03.206 --> 00:36:04.207
‫مثل قدیسه‌ها!

00:36:07.752 --> 00:36:08.628
‫آمور.

00:36:15.135 --> 00:36:19.639
‫خب خانم‌ها ببینید؛ این‌ قسمت لباس
نباید روی هم جمع بشه، خب؟

00:36:20.515 --> 00:36:21.433
‫جنگل.

00:36:24.394 --> 00:36:25.437
‫جیغ.

00:36:29.107 --> 00:36:29.941
‫رویا.

00:36:31.776 --> 00:36:32.777
‫دوریس.

00:36:40.827 --> 00:36:41.828
‫لونگ‌شامپز.

00:36:50.253 --> 00:36:51.296
‫فیگارو.

00:36:54.841 --> 00:36:55.842
‫کرولا!

00:36:58.803 --> 00:37:04.976
‫و جادوی نهایی، «وفاداری».

00:37:06.186 --> 00:37:07.562
‫خوبه؟

00:37:07.646 --> 00:37:11.233
‫عالی بود. عالی بود خانم‌ها.

00:37:11.316 --> 00:37:13.568
‫از همه‌تون ممنونم.
‫برگردید سر وقت کارهاتون.

00:37:19.574 --> 00:37:22.077
‫استخدام کردن اون خیاط‌ها توسط کریستین،

00:37:22.160 --> 00:37:23.745
‫نابخشودنیه!

00:37:23.828 --> 00:37:25.872
‫چرا اینقدر اصرار داری بیایم ژاکز؟

00:37:28.041 --> 00:37:29.417
‫دلش براتون تنگ شده.

00:37:30.252 --> 00:37:32.837
‫فشن‌شو فرداست؛
‫ازتون می‌خوام قبول کنید.

00:37:33.797 --> 00:37:35.423
‫مطمئن نیستم.

00:37:36.508 --> 00:37:41.263
‫کریستین همیشه ارزش زیادی پیش
‫من داشته. پیش ما.

00:37:41.846 --> 00:37:48.478
‫پس بیاین و ببینید چی خلق کرده!
‫همه‌مون باید کنارش باشیم.

00:37:53.942 --> 00:37:57.529
‫برو خونه و یکم استراحت کن.

00:37:57.612 --> 00:37:59.990
‫مطمئنی که ژاکز میاد دیگه؟

00:38:00.073 --> 00:38:01.616
‫آره؛ میاد.

00:38:02.784 --> 00:38:06.871
‫هر اتفاقی که فردا بیفته؛
‫من بهت ایمان دارم کریستین.

00:38:21.052 --> 00:38:22.053
‫آهای.

00:38:24.973 --> 00:38:26.433
‫می‌خوای تا صبح این‌جا بمونی؟

00:38:28.143 --> 00:38:30.478
‫به‌هرحال که خوابم نمی‌بره...

00:38:30.562 --> 00:38:33.148
‫چی شده؟

00:38:36.902 --> 00:38:42.866
‫داشتم درمورد همه‌چی فکر می‌کردم و...

00:38:43.491 --> 00:38:46.077
‫کاترین.

00:38:54.669 --> 00:38:59.925
‫تو بلاخره به آرزوت رسیدی.
‫موفقیت جلوی چشمته!

00:39:02.761 --> 00:39:06.598
‫خودت می‌بینی.
‫فردا روز بزرگیه!

00:40:49.460 --> 00:40:53.960
‫«پلیس فرانسه؛
‫ دفتر تحقیقاتِ مربوط به نازی‌ها»

00:40:58.710 --> 00:41:00.879
‫پس قسم می‌خورید
‫هرچیزی که گفتین حقیقت داره؟

00:41:04.257 --> 00:41:08.511
‫بله قربان. متاسفانه حقیقت داره.

00:41:10.513 --> 00:41:13.058
‫هرچیزی که الان گفتین روی
‫توی دادگاه هم می‌گین؟

00:41:13.141 --> 00:41:16.394
‫اون الان تویِ هتلِ «بائو رواژ پَلس»

00:41:17.437 --> 00:41:18.647
‫در لوزانِ سوئیسه!

00:41:22.651 --> 00:41:24.277
‫خانم‌ها عجله کنید؛ زود.

00:41:24.361 --> 00:41:25.195
‫چشم.

00:41:25.737 --> 00:41:28.323
‫ممنونم. ممنونم.
‫نه، نه، نه، برگرد!

00:41:30.533 --> 00:41:33.161
‫النا؛ این رو بگیر.

00:41:34.663 --> 00:41:35.956
‫- نه. نه.
‫- دستکش؟

00:41:36.039 --> 00:41:37.999
‫- دستکش‌ها کو؟
‫- عجله کنید

00:41:40.252 --> 00:41:41.378
‫کلاه!

00:41:42.045 --> 00:41:44.172
‫تمرکز کنید. همگی تمرکز کنید.

00:41:44.256 --> 00:41:49.344
‫قربان؟ خانم زنکر گفتن به‌تون اطلاع بدیم
‫درب‌های ورود رو باز کردیم.

00:41:49.427 --> 00:41:52.389
‫- کلاه رو پیدا نمی‌کنم.
‫- اونجاست، روی قفسه!

00:41:53.807 --> 00:41:55.141
‫اینم از این.

00:42:05.986 --> 00:42:08.113
‫آقای دیور، برای بررسی نهایی آماده‌ایـن؟

00:42:09.906 --> 00:42:12.033
‫دیور کجاست؟ کسی دیور رو ندیده؟

00:42:12.826 --> 00:42:13.827
‫آقای دیور؟

00:42:21.543 --> 00:42:24.170
‫- کریستین؟
‫- بله؟

00:42:24.254 --> 00:42:25.422
‫چی شده؟

00:42:26.131 --> 00:42:28.425
‫چرا پیشِ مدل‌ها نیستین؟ باید شروع کنیم‌.

00:42:31.094 --> 00:42:32.637
‫چند لحظه نیاز دارم تنها باشم.

00:42:40.437 --> 00:42:43.356
‫- واقعاً نمی‌فهمم.
‫- بدشانسی توی خون ماست...

00:42:43.440 --> 00:42:44.524
‫شاید بهتره...

00:42:44.608 --> 00:42:48.570
‫کل زندگی حواست رو با هنر و نقاشی پرت کردی.

00:42:48.653 --> 00:42:50.697
‫- دنیای خیالی خودت رو ساختی.
‫- چندتا لباس دیگه...

00:42:50.780 --> 00:42:53.049
‫یعنی واقعاً از اشتباهات گذشته‌ت درس نگرفتی؟

00:42:58.788 --> 00:43:01.374
‫کارمل اسنوئـه! کارمل اسنوئـه!

00:43:01.458 --> 00:43:04.211
‫اومد.

00:43:04.294 --> 00:43:06.546
‫کارمل؛ واقعاً خوشحالم که تشریف‌فرما شدین.

00:43:08.381 --> 00:43:10.550
‫خوش اومدید. بیاید تا صندلی‌تون
‫راهنمایی‌‌تون کنم.

00:43:10.634 --> 00:43:12.636
‫این‌جا...ببخشید.

00:43:19.643 --> 00:43:21.603
‫زندگی‌ت واقعاً...

00:43:25.106 --> 00:43:29.402
‫خلاقیتت! تو باید خلق کنی!

00:43:29.486 --> 00:43:30.487
‫کریستین؟

00:43:37.244 --> 00:43:38.662
‫دلم نمی‌خواست تنها باشی!

00:43:50.465 --> 00:43:52.467
‫نه هیچوقت اینقدر پلیس ندیده بودم...

00:44:02.769 --> 00:44:04.354
‫اومدیم دنبالِ خانم شنل.

00:44:14.906 --> 00:44:18.827
‫می‌دونی؛ اون عطری که درست کرده بودی...

00:44:21.037 --> 00:44:23.164
‫من رو برد به دنیای قبلِ از جنگ.

00:44:26.001 --> 00:44:28.920
‫احساسی بهم داد که مدت‌ها بود
‫حسش نکرده بودم!

00:44:33.008 --> 00:44:34.676
‫عطرِ باغ مامانه؛ نه؟

00:44:39.639 --> 00:44:41.832
‫فکر می‌کردم دیگه هیچوقت
‫قرار نیست حسش کنم.

00:44:45.395 --> 00:44:47.230
‫از باغ مامان الهام گرفتم...

00:44:49.900 --> 00:44:51.610
‫توی هرکاری که می‌کنم مامان هم هست.

00:45:06.958 --> 00:45:08.209
‫برادر عزیزم من.

00:45:14.674 --> 00:45:16.259
‫بیا بریم.

00:45:17.260 --> 00:45:19.596
‫وقتشه به دنیا شنون بدی چه چیزی خلق کردی.

00:45:24.226 --> 00:45:25.268
‫عذرخواهی می‌کنم خانم.

00:45:25.352 --> 00:45:27.871
‫به ما دستور داده شده شما
‫رو به فرانسه باز گردونیم.

00:45:28.647 --> 00:45:31.149
‫باید در دادگاه «برن ورفلوند» شهادت بدید.

00:45:31.233 --> 00:45:33.318
‫مزخرفه! با وکیلم صحبت کنید.

00:45:34.819 --> 00:45:38.281
‫باید در رابطه با ماجرای دستگیری
‫ایشون توضیحات لازم رو ارائه بدید.

00:45:38.865 --> 00:45:41.868
‫خواهرزاده‌تون آندره به همکاری شما با ایشون

00:45:41.952 --> 00:45:44.287
‫و هم‌دستی‌تون با نازی‌ها شهادت دادن.

00:45:54.047 --> 00:45:55.465
‫من هیچ کاری نکردم.

00:46:04.849 --> 00:46:08.353
‫کاترین! خیلی خوشحالم که اومدی!

00:46:08.436 --> 00:46:11.606
‫- خوشحالم که می‌بینمت.
‫- کریستین خیلی دلش برات تنگ شده بود.

00:46:19.698 --> 00:46:24.369
‫عذرخواهی می‌کنم خانم؛ اما شما
‫خواهر آقای دیور هستید؟

00:46:24.452 --> 00:46:25.745
‫بله.

00:46:25.829 --> 00:46:28.540
‫چیزهای زیادی در رابطه با شما
‫از لوئیس للونگ شنیدم.

00:46:29.082 --> 00:46:34.546
‫از آشنایی‌تون خوشوقتم.
‫من کارمل اسنو ام؛ سرویراستار «هرپرز بازار»

00:46:36.214 --> 00:46:38.717
‫خواهش می‌کنم زیاد
‫به برادرم سخت نگیرید!

00:46:38.800 --> 00:46:40.468
‫انتظارات‌مون ازش بالاست!

00:46:40.552 --> 00:46:43.221
‫اون این کالکشن رو
‫از اعماق قلبش خلق کرده.

00:46:43.722 --> 00:46:47.726
‫آره؛ با عطرتون این رو کاملاً متوجه شدم.

00:46:48.977 --> 00:46:49.811
‫عطر من؟

00:46:49.895 --> 00:46:53.940
‫خانم زنکر بهم گفت به احترام شما که
‫مهم‌ترین شخص زندگی‌ش هستید

00:46:54.024 --> 00:46:56.610
‫این اسم رو برای عطرش انتخاب کرده.

00:46:57.152 --> 00:46:58.153
‫«خانم دیور»

00:46:59.446 --> 00:47:01.156
‫فکرکنم منظورش مادرمونه!

00:47:01.239 --> 00:47:04.784
‫نه، نه، عزیزم. تویی!

00:47:35.065 --> 00:47:38.401
‫خانم‌ها و آقایان، تا لحظاتی
‫دیگر شروع می‌کنیم.

00:47:44.074 --> 00:47:45.700
‫پنج دقیقه. پنج دقیقه.

00:47:48.078 --> 00:47:50.497
‫با اولین کالکشن‌تون در سال 1947...

00:47:52.707 --> 00:47:55.134
‫شما به بشر کمک کردین
‫زیبایی حقیقی رو پیدا کنه؛

00:47:55.752 --> 00:47:59.339
‫و بعد از جنگ جهانی دوم، میلِ دوباره
‫به زندگی درون اون‌ها ایجاد بشه.

00:48:07.597 --> 00:48:09.599
‫تنها خواسته من

00:48:09.683 --> 00:48:14.938
‫طراحیِ زیباترین لباس‌های زنانه‌

00:48:16.106 --> 00:48:18.900
‫که تا به حال وجود داشته، بود.

00:48:48.513 --> 00:48:52.517
‫آیا این حقیقت داره که در زمان
‫اشغال پاریس توسط نازی‌ها،

00:48:52.601 --> 00:48:54.519
‫کوکو شنل سالن‌شون رو تعطیل کردن

00:48:55.979 --> 00:48:59.107
‫و دست رد به درخواست نازی‌ها زدن؟

00:49:00.650 --> 00:49:05.196
‫خانم شنل کسب و کار خودشون رو داشتن

00:49:08.658 --> 00:49:10.869
‫این هم تصمیم خودشون
‫بود که فعالیت نکنن.

00:49:17.459 --> 00:49:23.256
‫برای بعضی از ما که
‫در زمان جنگ زندگی می‌کردیم

00:49:26.760 --> 00:49:29.346
‫و همینطور 4 سال اشغال نازی‌ها...

00:49:32.933 --> 00:49:34.734
‫اون روزها واقعا! دوران سختی بودن.

00:49:40.690 --> 00:49:41.958
‫این‌که دائم در انتظار...

00:49:45.820 --> 00:49:46.955
‫نجات پیدا کردن باشی

00:49:53.620 --> 00:49:56.539
‫مردم باید دوباره حس کنن!

00:49:57.499 --> 00:50:02.295
‫باید دوباره رویاپردازی کنن؛
‫دوباره زندگی کنن.

00:50:03.630 --> 00:50:07.509
‫ما هم چنین دنیایی براشون خلق کردیم.

00:50:08.635 --> 00:50:10.178
‫آماده ای عزیزم؟

00:50:13.014 --> 00:50:14.099
‫نه آقای دیور.

00:50:15.976 --> 00:50:17.018
‫منم همینطور.

00:50:29.823 --> 00:50:30.824
‫برو. برو.

00:50:37.664 --> 00:50:43.003
‫و خب برای من...
‫خلاقیت راه نجاتم بود.

00:50:51.903 --> 00:50:55.636
‫«و این بود آغاز داستان ما»

00:50:57.000 --> 00:51:22.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:51:30.066 --> 00:51:33.066
‫«ظاهر جدید»