1
00:00:02,000 --> 00:00:16,048
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>
  
  

4
00:00:17,201 --> 00:00:18,201
‫(سال ۱۹۵۳)

5
00:00:18,226 --> 00:00:21,479
‫♪ دختر کوچولو، دختر کوچولو... ♪

6
00:00:21,563 --> 00:00:24,899
‫- این دفعه محکم باش، خیلی‌خب؟
‫- باشه، عزیزم.

7
00:00:24,983 --> 00:00:26,067
‫اوه!

8
00:00:27,485 --> 00:00:29,279
‫- می‌خوای...
‫- من فقط...

9
00:00:30,030 --> 00:00:31,906
‫شرمنده. سعی کن...
‫ببخشید.

10
00:00:34,659 --> 00:00:38,163
‫♪ یک بوسه زد و برده‌ش شدم ♪

11
00:00:38,246 --> 00:00:42,042
‫♪ از اون موقع دیگه قلبم
‫به حرف نمی‌کنه ♪

12
00:00:42,125 --> 00:00:45,795
‫♪ همه‌ش به من امر و نهی می‌کنه ♪

13
00:00:45,879 --> 00:00:49,674
‫♪ کاری کرد که ضربان قلبم بالا و پایین بره ♪

14
00:00:50,175 --> 00:00:52,302
‫اون‌ها خونواده‌ی واقعی من‌ هستن.

15
00:00:52,385 --> 00:00:53,970
‫اصلا دوستم داری؟

16
00:01:00,268 --> 00:01:03,104
‫اون‌ها خونواده‌ی واقعی من‌ هستن.

17
00:01:04,355 --> 00:01:05,732
‫اصلا دوستم داری؟

18
00:01:11,696 --> 00:01:12,822
‫اصلا دوستم داری؟

19
00:01:12,906 --> 00:01:14,324
‫می‌دونی که نمی‌تونی اینجا باشی.

20
00:01:14,407 --> 00:01:16,701
‫چمدونم رو ازم گرفتی، هربلت.

21
00:01:17,452 --> 00:01:19,954
‫جای دیگه‌ای ندارم برم.

22
00:01:20,038 --> 00:01:21,706
‫یک نظام جدیده، لایلا.

23
00:01:21,790 --> 00:01:24,510
‫- اون‌ها خونواده‌ی واقعی من‌ هستن.
‫- و می‌خوان سر به نیستت کنن.

24
00:01:24,584 --> 00:01:26,044
‫اصلا دوستم داری؟

25
00:01:26,544 --> 00:01:29,380
‫اوه، فهمیدم.

26
00:01:29,923 --> 00:01:33,176
‫دینگ-دانگ، جنده خانم مُرده،
‫پس به جاش دخترش تقاص پس بده؟

27
00:01:33,259 --> 00:01:34,344
‫زیاد منصفانه نیست.

28
00:01:34,427 --> 00:01:36,304
‫این...

29
00:01:36,387 --> 00:01:39,682
‫امم، تو هر بازه‌ی زمانی که بخوای،
‫می‌تونیم بفرستیمت...

30
00:01:39,766 --> 00:01:40,766
‫باشه.

31
00:01:42,352 --> 00:01:43,352
‫برلین غربی.

32
00:01:44,062 --> 00:01:45,188
‫۱۹۸۹.

33
00:01:47,482 --> 00:01:50,026
‫اه، خیلی‌خب.

34
00:01:50,110 --> 00:01:52,237
‫- باشه.
‫- نگاه کن.

35
00:01:52,320 --> 00:01:53,613
‫گلوله است.

36
00:01:53,696 --> 00:01:54,948
‫به امید دیدار.

37
00:01:56,272 --> 00:01:58,272
‫(برلین، ۱۹۸۹)

38
00:02:48,293 --> 00:02:49,919
‫ای بچه زرنگ.

39
00:02:50,753 --> 00:02:53,548
‫ببین کی نقشه فرار مامانش رو پیدا کرده.

40
00:02:54,090 --> 00:02:57,802
‫لایلای عزیزم، هر چیزی که دنبالت می‌کنه،
‫به فرار کردن ادامه بده.

41
00:02:58,386 --> 00:03:00,388
‫برای یک زندگی عادی، واینستا.

42
00:03:00,889 --> 00:03:03,641
‫«عادی» برای دخترهایی مثل ما معنی نداره.

43
00:03:04,350 --> 00:03:07,061
‫و یادت باشه که به هیچکس اعتماد نکنی.

44
00:03:07,562 --> 00:03:08,855
‫به جز من.

45
00:03:09,647 --> 00:03:11,482
‫می‌بوسمت، مامان.

46
00:03:24,746 --> 00:03:25,914
‫به راه رفتن ادامه بده!

47
00:03:27,498 --> 00:03:28,498
‫هی.

48
00:03:31,586 --> 00:03:33,963
‫میشه پتکت رو قرض بگیرم؟

49
00:03:47,727 --> 00:03:51,147
‫وقتشه شروع کنیم.

50
00:05:56,522 --> 00:05:57,690
‫مامانت کجاست؟

51
00:05:58,358 --> 00:05:59,984
‫با نوازنده بیس رفت.

52
00:06:00,693 --> 00:06:01,693
‫اوممم؟

53
00:06:03,071 --> 00:06:04,238
‫کِی برمی‌گرده؟

54
00:06:04,864 --> 00:06:05,864
‫یک هفته دیگه.

55
00:06:06,240 --> 00:06:08,368
‫بعضی وقت‌ها با نوازنده‌های بیس
‫از این کارها می‌کنه.

56
00:06:08,951 --> 00:06:10,995
‫یکی رو از آتلانتا تا اینجا دنبال کردیم و...

57
00:06:11,621 --> 00:06:13,206
‫مامان‌ها از همه بدترن.

58
00:06:14,415 --> 00:06:15,792
‫همین رو بگو.

59
00:06:15,875 --> 00:06:17,585
‫مشکلی واسم پیش نمیاد.
‫لازم نیست بمونی.

60
00:06:20,296 --> 00:06:21,339
‫تو هم لازم نیست بمونی.

61
00:06:23,091 --> 00:06:24,091
‫هی.

62
00:06:24,884 --> 00:06:28,346
‫نظرت چیه من و تو با هم بریم آمریکا
‫و یکی از دوست‌های قدیمیم رو بترسونیم؟

63
00:06:29,389 --> 00:06:30,390
‫خوش می‌گذره.

64
00:06:32,892 --> 00:06:35,103
‫همم...

65
00:06:37,438 --> 00:06:39,315
‫باشه. میام.

66
00:06:41,025 --> 00:06:42,026
‫خوبه.

67
00:06:43,650 --> 00:06:48,650
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

68
00:06:51,661 --> 00:06:53,955
‫♪ اگه می‌خوای بیای سوار ماشینم بشی ♪

69
00:06:54,038 --> 00:06:56,499
‫♪ سوار رینگ‌های طلایی سه چرخ ایمپالا بشی ♪

70
00:06:56,582 --> 00:07:00,086
‫- ♪ چرا اینجوری زندگی می‌کنم؟ ♪
‫- ♪ هی! ♪

71
00:07:00,169 --> 00:07:01,729
‫♪ حتما تقصیر پوله!‌ ♪

72
00:07:01,754 --> 00:07:03,423
‫♪ اگه می‌خوای باهام بیای نشئه کنیم ♪

73
00:07:03,506 --> 00:07:05,800
‫♪ یه نخ پشت بنز کلاس ای بکشیم ♪

74
00:07:05,883 --> 00:07:08,761
‫♪ اوه، چرا باید اینطوری زندگی کنم؟ ♪

75
00:07:08,845 --> 00:07:12,390
‫♪ هی! حتما تقصیر پوله! ♪

76
00:07:27,196 --> 00:07:28,614
‫♪ حتما تقصیر پوله! ♪

77
00:07:32,702 --> 00:07:35,746
‫اوه. این کارها یعنی چی، پیرمرد؟

78
00:07:36,330 --> 00:07:40,084
‫الان من رو کُشتی
‫و توی صندوق عقب ماشینت انداختی؟

79
00:07:40,168 --> 00:07:44,005
‫بله همین کار رو کردم.
‫تو هم به مدت ۲۲ دقیقه مُرده بودی.

80
00:07:44,088 --> 00:07:46,090
‫کاملا آسیب‌پذیر بودی!

81
00:07:46,174 --> 00:07:48,384
‫می‌تونستم تک تک اندام‌های بدنت رو بردارم.

82
00:07:48,468 --> 00:07:49,302
‫چرا؟

83
00:07:49,385 --> 00:07:51,429
‫مسئله اینجاست
‫اگه واقعا دنیا داره به پایان می‌رسه،

84
00:07:51,512 --> 00:07:53,890
‫پس دیگه وقتی واسه‌ت نمونده
‫که بر استعدادهات مسلط بشی.

85
00:07:53,973 --> 00:07:55,224
‫اوه!

86
00:07:55,808 --> 00:07:57,518
‫- کلی کار باید بکنیم!
‫- نه، بابا!

87
00:08:41,896 --> 00:08:42,897
‫بهش گفتی؟

88
00:08:44,106 --> 00:08:45,149
‫کی، ویکتور؟

89
00:08:46,108 --> 00:08:46,943
‫هنوز نه.

90
00:08:47,026 --> 00:08:48,819
‫اوه پسر.

91
00:08:49,654 --> 00:08:50,894
‫اصلا به مذاقش خوش نمیاد.

92
00:08:52,156 --> 00:08:53,996
‫- کاری که باید انجام میشد رو کردم.
‫- فقط میگم...

93
00:08:54,575 --> 00:08:56,410
‫باید خونوادگی تصمیم می‌گرفتیم.

94
00:09:00,164 --> 00:09:02,542
‫و کدوم خونواده رو میگی، بروتوس؟
‫(از قاتلین ژولیوس سزار)

95
00:09:03,501 --> 00:09:04,794
‫درضمن چه لباس قشنگی پوشیدی.

96
00:09:04,877 --> 00:09:06,796
‫شبیه یه جوش شدی که هنوز نترکیده.

97
00:09:14,011 --> 00:09:16,764
‫بهتر نیست... یکی رو پیدا کنیم
‫که باهاش حرف بزنی؟

98
00:09:16,847 --> 00:09:19,392
‫من حالم خوبه.
‫اونی که بحران هویت داره، تویی.

99
00:09:19,475 --> 00:09:23,062
‫اوه، جدی؟ حال «خوب» همون چیزیه
‫که توی هتل سر من آوردی؟

100
00:09:25,356 --> 00:09:26,399
‫لوتر.

101
00:09:28,609 --> 00:09:30,611
‫بن می‌خواد جلسه خونوادگی تشکیل بده.

102
00:09:30,695 --> 00:09:32,697
‫اوه، راست میگی.
‫آره، خوبه. موافقم.

103
00:09:33,990 --> 00:09:35,032
‫هر دو خونواده.

104
00:09:35,825 --> 00:09:38,160
‫ می‌تونی اعضا خونواده‌ت رو راضی کنی
‫که شرکت کنن؟

105
00:09:39,954 --> 00:09:41,706
‫اوه، داری جدی میگی. امم...

106
00:09:42,373 --> 00:09:43,416
‫اه...

107
00:09:44,000 --> 00:09:45,000
‫من هستم.

108
00:09:46,210 --> 00:09:47,378
‫اون که میاد. خوبه.

109
00:09:49,505 --> 00:09:52,717
‫چی کار داری می‌کنی؟
‫استنلی مُرده! باید با واقعیت روبرو بشیم!

110
00:09:52,800 --> 00:09:54,093
‫برو دودکش رو یه نگاهی بنداز!

111
00:09:54,176 --> 00:09:57,263
‫اون توی دودکش کوفتی نیست!
‫کوگل‌بلیتز شده!

112
00:09:57,346 --> 00:09:59,825
‫بعد تقصیر کیه، ها؟
‫خودت آوردیش اینجا!

113
00:09:59,849 --> 00:10:02,685
‫تبریک میگم. هر دونفرتون
‫پدر و مادر کمی افتضاحی هستین.

114
00:10:03,561 --> 00:10:06,856
‫میشه تمرکز کنیم؟ یالا.
‫دفعه قبلی چطور باز شد؟

115
00:10:06,939 --> 00:10:09,501
‫- نمی‌دونم. یه جورایی از قبل باز بود.
‫- «یه جورایی از قبل باز بود».

116
00:10:09,525 --> 00:10:12,236
‫دیگو، تو باید می‌رفتی مهندس میشدی.
‫حیف شدی.

117
00:10:12,320 --> 00:10:14,756
‫اصلا چرا می‌خوای بری اونجا؟
‫فقط سوشی و زهرماره.

118
00:10:14,780 --> 00:10:16,866
‫وقتی که نسخه آینده من رو
‫توی پناهگاه کمیسیون دیدیم،

119
00:10:16,949 --> 00:10:18,993
‫به خودم درباره‌ی اوبلیوین هشدار دادم.

120
00:10:19,076 --> 00:10:21,120
‫- حالا، پوگو بهم گفت...
‫- وواه، وواه، وایستا ببینم!

121
00:10:21,203 --> 00:10:23,414
‫- پوگو زنده است؟
‫- یه پوگو دیگه است، ولی آره.

122
00:10:23,497 --> 00:10:26,542
‫میمون گفت که بابا چندین سال
‫وقت صرف آموزش اسپاروها کرده...

123
00:10:26,626 --> 00:10:29,503
‫برای یک جور ماموریت فوق سری به...

124
00:10:29,587 --> 00:10:30,588
‫اوبلیوین؟

125
00:10:31,172 --> 00:10:34,759
‫پس من برگشتم اینجا و فهمیدم
‫که شما دوتا بیمار مقاربتی نازنازی...

126
00:10:34,842 --> 00:10:36,427
‫در واقع اونجا بودین.

127
00:10:36,510 --> 00:10:39,055
‫همه‌چی به اوبلیوین ختم میشه.
‫پس باید بریم اونجا.

128
00:10:39,138 --> 00:10:41,724
‫- ابدا! همچین اتفاقی نمیفته.
‫- به هیچ وجه! به زور زنده بیرون اومدیم.

129
00:10:41,807 --> 00:10:44,435
‫آره؟ خب که چی؟
‫این قضیه بزرگ‌تر از شما دوتاست.

130
00:10:44,518 --> 00:10:45,954
‫کسی که انگشت‌ داره،
‫این حرف‌ها رو می‌زنه.

131
00:10:45,978 --> 00:10:48,898
‫واسه ارضا جناب مومیایی
‫دستم‌هام اینجوری نشد، خیلی‌خب؟

132
00:10:48,981 --> 00:10:51,692
‫رفتم اونجا و انگشت‌هام رو به یه چیزی که...

133
00:10:51,776 --> 00:10:53,444
‫چاقو روی زنجیر داشت،
‫از دست دادم.

134
00:10:53,527 --> 00:10:56,906
‫هی، ببین، دیگو شاید ۹۰ درصد خنگ
‫و ۱۰ درصد هم فشار لگن باشه،

135
00:10:56,989 --> 00:10:58,532
‫ولی درباره اوبلیوین راست میگه، خیلی‌خب؟

136
00:10:58,616 --> 00:11:02,119
‫فقط به‌خاطر اینکه جنابعالی میگی،
‫قرار نیست بدو بدو بریم اونجا.

137
00:11:02,203 --> 00:11:04,705
‫خوبه. چون قراره با ما بیاین.

138
00:11:04,789 --> 00:11:06,207
‫این باید جالب باشه.

139
00:11:06,290 --> 00:11:08,000
‫- کجا؟
‫- آکادمی اسپارو.

140
00:11:08,084 --> 00:11:11,587
‫دنیا داره به آخر می‌رسه، پس فکر کنم
‫وقتش رسیده مزخرفات‌مون رو کنار بذاریم...

141
00:11:11,671 --> 00:11:13,151
‫و با هم روی این کوگل‌بلیتز کار کنیم.

142
00:11:13,214 --> 00:11:14,423
‫آره؟ وگرنه چی؟

143
00:11:15,841 --> 00:11:18,386
‫وگرنه آخرین نفری که ناپدید میشه،
‫استنلی نیست.

144
00:11:19,845 --> 00:11:20,846
‫یالا.

145
00:11:33,109 --> 00:11:34,318
‫از آشنایی باهاتون خوشوقتم.

146
00:11:42,159 --> 00:11:43,703
‫خودش به چشم‌هاش چاقو زده.

147
00:11:43,786 --> 00:11:45,413
‫خوش اومدین.

148
00:11:45,496 --> 00:11:47,349
‫راحت باشین خونه خودتونه.

149
00:11:47,373 --> 00:11:49,125
‫جنده خانم، خونه‌ خودمونه.

150
00:11:49,208 --> 00:11:51,127
‫- جانم؟
‫- اه، پاستیل می‌خوری؟

151
00:11:51,210 --> 00:11:53,003
‫ویکتور و کلاوس کدوم گوری‌ان؟

152
00:11:53,087 --> 00:11:55,214
‫اگه شانس بیاریم،
‫احتمالا تا الان کوگل‌بلیتز شدن.

153
00:11:55,297 --> 00:11:58,177
‫- بعضی وقت‌ها خیلی منفی‌باش میشی.
‫- اووه، چه بلایی سر دستت اومده؟

154
00:11:58,634 --> 00:12:01,721
‫وقت واسه چرت و پرت گفتن نداریم.
‫همگی بشینین.

155
00:12:02,221 --> 00:12:04,098
‫خواهش می‌کردی خوب میشد.

156
00:12:04,181 --> 00:12:05,182
‫نه.

157
00:12:09,395 --> 00:12:12,189
‫پس، اه... یه جورایی قشنگه، نه؟

158
00:12:13,065 --> 00:12:14,525
‫همه‌مون اینجا جمع شدیم.

159
00:12:15,025 --> 00:12:16,694
‫یک خونواده بزرگ.

160
00:12:17,653 --> 00:12:19,989
‫- حس می‌کنم عرق کردم. عرق کردم؟
‫- نه، مشکلی نداری.

161
00:12:20,072 --> 00:12:22,283
‫ببینین، می‌دونم بینمون خصومت بوده.

162
00:12:22,366 --> 00:12:24,785
‫حالا هر چی. گذشته‌ها، گذشته، مگه نه؟

163
00:12:26,203 --> 00:12:27,037
‫سوال داری؟

164
00:12:27,121 --> 00:12:29,248
‫آره، اگه من تو رو بکشم،
‫بن خودمون رو پس می‌گیریم؟

165
00:12:31,083 --> 00:12:31,917
‫بالفرض.

166
00:12:32,001 --> 00:12:34,420
‫همینجوری حرف بزنی دیگه
‫بعد فقط از دست‌هات خون نمیاد.

167
00:12:34,503 --> 00:12:38,966
‫خیلی‌خب، اگه بحث دوقلوهای تستوسترونی
‫تموم شد، دوست دارم به برنامه برگردیم.

168
00:12:40,009 --> 00:12:41,010
‫کجاست؟

169
00:12:42,470 --> 00:12:43,512
‫ویکتور.

170
00:12:45,890 --> 00:12:47,516
‫با هارلن چی کار کردین؟

171
00:12:47,600 --> 00:12:48,851
‫اون‌ها هیچ کاری نکردن.

172
00:12:49,435 --> 00:12:50,603
‫من کردم.

173
00:12:52,188 --> 00:12:53,647
‫هارلن رو کشتم.

174
00:12:56,734 --> 00:12:57,735
‫چی...

175
00:13:00,654 --> 00:13:03,449
‫من... نمی‌فهمم.

176
00:13:03,532 --> 00:13:05,701
‫- چرا؟
‫- چون لیاقت نداشت زنده بمونه.

177
00:13:06,702 --> 00:13:09,121
‫چی؟ چون اون‌ها همچین حرفی زدن؟

178
00:13:09,205 --> 00:13:11,248
‫نباید به حرف‌شون گوش کنی.

179
00:13:11,332 --> 00:13:12,412
‫بیست دلار روی کوچولوئه می‌بندم.

180
00:13:12,458 --> 00:13:14,258
‫حق ندارن به ما بگن که چی کار کنیم،
‫چی کار نکنیم.

181
00:13:14,293 --> 00:13:15,586
‫قبول می‌کنم.

182
00:13:16,337 --> 00:13:19,340
‫می‌تونستی با من حرف بزنی.
‫می‌تونستیم یه راه دیگه پیدا کنیم.

183
00:13:19,423 --> 00:13:21,884
‫که چی بشه، دوباره بهمون دروغ بگی
‫و طرف اون رو بگیری؟

184
00:13:21,967 --> 00:13:22,968
‫همچین اتفاقی نیفتاد.

185
00:13:23,052 --> 00:13:25,930
‫اوه، نه، دقیقا همین اتفاق افتاد.

186
00:13:27,556 --> 00:13:31,101
‫می‌دونم که هارلن مادرهای ما رو کشته.

187
00:13:31,185 --> 00:13:32,394
‫- چی؟
‫- وواه.

188
00:13:32,478 --> 00:13:33,938
‫- چی؟
‫- لعنت.

189
00:13:35,689 --> 00:13:37,358
‫اوه اوه، پیچش داستانی.

190
00:13:39,193 --> 00:13:40,402
‫کی بهت گفت؟

191
00:13:40,486 --> 00:13:41,403
‫هارلن.

192
00:13:41,487 --> 00:13:45,366
‫بعد از اینکه جنابعالی
‫درست تو صورتم دروغ گفتی.

193
00:13:45,950 --> 00:13:48,744
‫حقیقت داره، ویکتور؟
‫هارلن این چیزها رو شروع کرد؟

194
00:13:50,037 --> 00:13:52,873
‫آره، ولی نمی‌خواسته از عمد
‫به کسی صدمه بزنه. اون...

195
00:13:52,957 --> 00:13:54,083
‫تو از کجا می‌دونی؟

196
00:13:55,584 --> 00:13:57,211
‫چون می‌شناختمش.

197
00:13:57,294 --> 00:14:00,923
‫و پسر مهربون و خوبی بود،
‫تا اینکه من اون رو مثل خودمون کردم.

198
00:14:01,006 --> 00:14:03,050
‫خیلی‌خب؟
‫پس تقصیر من بوده.

199
00:14:03,133 --> 00:14:06,387
‫و اگه کسی رو می‌خوای که
‫سرزنش کنی، من اینجام...

200
00:14:06,470 --> 00:14:08,013
‫چی باعث شده فکر کنی
‫که سرزنشت نمی‌کنم؟

201
00:14:10,140 --> 00:14:12,226
‫این کارت به‌خاطر نجات دنیا نبوده.

202
00:14:15,354 --> 00:14:17,106
‫این کار رو کردی تا ناراحتم کنی.

203
00:14:19,108 --> 00:14:20,317
‫تلافی برای...

204
00:14:21,735 --> 00:14:22,862
‫بگو.

205
00:14:25,656 --> 00:14:26,490
‫اسمش رو بگو.

206
00:14:26,574 --> 00:14:29,014
‫می‌دونین چیه؟
‫شاید بهتر باشه یه دقیقه... خیلی‌خب.

207
00:14:29,076 --> 00:14:32,138
‫- کُشتن هارلن، کلر رو برمی‌گردونه؟
‫- محافظت از اون، سیسی رو برمی‌گردونه؟

208
00:14:32,162 --> 00:14:34,474
‫- همونقدر که واسه تو شخصی بوده...
‫- من کسی رو نکشتم!

209
00:14:34,498 --> 00:14:38,794
‫ولی جون همه رو به خطر انداختی!
‫اصلا می‌دونی چه حسی داره؟

210
00:14:38,878 --> 00:14:42,006
‫چه حسی داشت تو رو ببینم که واسه محافظت کردن
‫از مردی که به نابودی دخترم کمک کرد،

211
00:14:42,089 --> 00:14:43,632
‫بیشتر از اینکه بخوای دخترم رو برگردونی،
‫خودت رو به آب و آتیش می‌زدی؟

212
00:14:43,716 --> 00:14:45,634
‫نمی‌دونم چطور کلر رو برگردونم.

213
00:14:46,343 --> 00:14:48,596
‫خیلی‌خب؟ هیچکس نمی‌دونه.
‫ولی من کنارت بودم.

214
00:14:48,679 --> 00:14:50,723
‫- سعی کردم. من...
‫- که چی؟

215
00:14:50,806 --> 00:14:51,891
‫کمکم کنی سوگواری کنم؟

216
00:14:52,600 --> 00:14:55,769
‫خدایا، کل این خونواده همه‌ش می‌خوان
‫به من بگن که دردم رو تحمل کنم...

217
00:14:55,853 --> 00:14:57,813
‫و نگران درمان درد تو باشن!

218
00:14:58,397 --> 00:14:59,815
‫یه نفر باید بهاش رو می‌داد...

219
00:14:59,899 --> 00:15:01,650
‫چون تو هیچوقت نمی‌دادی.

220
00:15:02,735 --> 00:15:04,904
‫دنیا رو نابود کنی،
‫پوگو رو بکشی، نزدیک بود منم بکشی،

221
00:15:04,987 --> 00:15:05,821
‫و به‌خاطر چی؟

222
00:15:05,905 --> 00:15:08,407
‫تا ما همه تلاش کنیم
‫خرابکاری تو رو درست کنیم؟

223
00:15:08,490 --> 00:15:09,533
‫دیگه خسته شدم.

224
00:15:09,617 --> 00:15:10,993
‫سخت نگیر، آلیسون.

225
00:15:13,120 --> 00:15:14,920
‫- خیلی‌خب، من...
‫- دهنت رو ببند!

226
00:15:14,997 --> 00:15:15,998
‫آلیسون.

227
00:15:17,708 --> 00:15:21,837
‫هر دفعه که یک زندگی جدید
‫واسه خودم می‌سازم،

228
00:15:21,921 --> 00:15:25,758
‫تو دنیا رو نابود می‌کنی و ازم می‌گیریش!

229
00:15:25,841 --> 00:15:28,093
‫چطور بدون گفتن «یه شایعه‌ای شنیدم»
‫این کار رو می‌کنی؟

230
00:15:28,177 --> 00:15:30,971
‫یه هدیه کوچیک باقی‌مونده از هارلن.

231
00:15:31,055 --> 00:15:33,265
‫خیلی‌خب، دیگه بسه.
‫قدرتت رو بذار کنار، آلیسون.

232
00:15:33,349 --> 00:15:35,809
‫درست نیست!

233
00:15:40,689 --> 00:15:43,484
‫باید توی همون زیرزمین ولت می‌کردیم.

234
00:15:43,567 --> 00:15:44,860
‫وواه! آلیسون، دیگه بسه!

235
00:15:55,621 --> 00:15:56,621
‫خوبی؟

236
00:15:57,581 --> 00:15:58,415
‫خوبم.

237
00:16:00,876 --> 00:16:01,919
‫بیاین ادامه بدیم.

238
00:16:02,419 --> 00:16:03,253
‫چه قشنگ.

239
00:16:03,337 --> 00:16:05,172
‫دقیقا عین ما دعوا می‌کنین.

240
00:16:06,632 --> 00:16:07,633
‫نه، مرد.

241
00:16:09,510 --> 00:16:10,928
‫ما اینجوری دعوا نمی‌کنیم.

242
00:16:52,520 --> 00:16:56,520
‫(جنیفر)

243
00:17:22,791 --> 00:17:24,894
‫خب بگو ببینم.
‫دوست داری با هم چی کار کنیم؟

244
00:17:24,918 --> 00:17:26,086
‫واسه تفریح.

245
00:17:27,379 --> 00:17:29,006
‫متوجه سوالت نمیشم.

246
00:17:29,089 --> 00:17:31,300
‫توی خط زمانی شما، سفر خونوادگی نمی‌رفتیم؟

247
00:17:31,383 --> 00:17:32,384
‫با بابامون؟

248
00:17:32,468 --> 00:17:33,844
‫معلومه که نه.

249
00:17:33,927 --> 00:17:36,180
‫طرف مثل یک دیکتاتور لاشی بود.

250
00:17:36,263 --> 00:17:38,766
‫نه، نه. با اون همه‌ش باید ماموریت می‌رفتیم.

251
00:17:38,849 --> 00:17:39,951
‫ماموریت پشت ماموریت...

252
00:17:39,975 --> 00:17:42,535
‫چطور ممکنه که هیچ چیزی
‫درباره قدرت خودت نمی‌دونی؟

253
00:17:42,603 --> 00:17:44,188
‫هیچ چیزی توی آکادمی یاد نگرفتی؟

254
00:17:44,271 --> 00:17:48,025
‫خب، توی آکادمی قدیمی
‫از همون اول اوضاع قاراشمیش شد.

255
00:17:48,108 --> 00:17:49,151
‫چطور مگه؟

256
00:17:50,360 --> 00:17:52,362
‫پنج در زمان گم شد.

257
00:17:52,946 --> 00:17:54,615
‫فقط... غیبش زد.

258
00:17:55,449 --> 00:17:57,618
‫حین قضیه جنیفر، بن مُرد.

259
00:17:57,701 --> 00:18:00,204
‫- غم‌انگیزه.
‫- اوه، غم‌انگیز؟ هنوز تموم نشده.

260
00:18:00,287 --> 00:18:02,748
‫سال‌ها دخترت رو چیزخور می‌کردی
‫و بهش مواد می‌دادی.

261
00:18:02,831 --> 00:18:07,461
‫لوتر رو به یک پسر نیمه میمون
‫و عجیب الخلقه تبدیل کردی.

262
00:18:07,544 --> 00:18:10,714
‫من رو تو جعبه‌ای پُر از اشباح زندانی کردی.

263
00:18:10,798 --> 00:18:12,966
‫و بعدش هم خودت رو کشتی...

264
00:18:13,050 --> 00:18:15,677
‫تا هیچکدوم از ما به جوابی نرسیم.

265
00:18:15,761 --> 00:18:16,595
‫که اینطور.

266
00:18:16,678 --> 00:18:19,932
‫دارم میگم که پدر مزخرفی بودی.

267
00:18:20,015 --> 00:18:22,476
‫- بله. متوجه شدم. ممنون.
‫- خوبه.

268
00:18:23,060 --> 00:18:24,853
‫وقتشه که واسه‌ت جبران کنم.

269
00:18:24,937 --> 00:18:26,814
‫از همین حالا.

270
00:18:26,897 --> 00:18:30,442
‫تو الان من رو کشتی
‫و توی صندوق عقب ماشین انداختی.

271
00:18:30,526 --> 00:18:33,529
‫- شک دارم، بابا.
‫- بذار سر جزئیاتش بحث نکنیم.

272
00:18:33,612 --> 00:18:34,530
‫یک پیشنهاد جدید دارم.

273
00:18:34,613 --> 00:18:36,240
‫بهت کمک می‌کنم
‫بر قدرت‌های خودت مسلط بشی،

274
00:18:36,323 --> 00:18:38,867
‫تو هم دیگه اینقدر من رو
‫به‌خاطر گناه اون یکی پدر، سرزنش نکنی.

275
00:18:38,951 --> 00:18:40,744
‫اجازه بدی یه شروع جدید داشته باشیم.

276
00:18:42,830 --> 00:18:47,126
‫باشه ولی بهت که گفتم،
‫نمی‌تونم کنترل کنم چقدر بمیرم.

277
00:18:47,209 --> 00:18:49,461
‫فقط یکی از اون رمز و رازهای زندگیه.

278
00:18:49,545 --> 00:18:50,379
‫چرند نگو.

279
00:18:50,462 --> 00:18:52,965
‫- خوب مُردن هم مهارتیه مثل بقیه مهارت‌ها.
‫- دارم میگم که...

280
00:18:53,048 --> 00:18:55,884
‫فقط به مربی مناسب احتیاج داری.
‫بهم اعتماد داری؟

281
00:18:58,804 --> 00:19:00,639
‫آره. اعتماد دارم.

282
00:19:07,980 --> 00:19:10,232
‫مهارت تقریبا جاودانگی،
‫یک موهبت باورنکردنیه.

283
00:19:10,315 --> 00:19:12,693
‫با این حال، در فواصل غیرقابل پیش‌بینی
‫بدون اینکه کنترل کنی،

284
00:19:12,776 --> 00:19:15,737
‫با عکس‌العمل‌های یک آدم شل و ول،
‫دوباره زنده میشی.

285
00:19:15,821 --> 00:19:18,282
‫اصلا قادر به دفاع از خودت
‫یا هم‌تیمی‌هات نیستی.

286
00:19:18,365 --> 00:19:20,993
‫به نحوی، یک چیز مفید رو
‫به وبال گردنت تبدیل کردی.

287
00:19:21,076 --> 00:19:24,663
‫آره، خب، نمی‌خوام بگم
‫که نظرت واسم مهمه،

288
00:19:24,746 --> 00:19:27,624
‫ولی اگه قرار بود
‫قدرت خودم رو بهتر کنم،

289
00:19:28,667 --> 00:19:29,668
‫باید چی کار کنم؟

290
00:19:29,751 --> 00:19:33,922
‫اول از همه باید عکس‌العمل‌ها رو تقویت کنیم.
‫کار نیکو کردن از پر کردن است.

291
00:19:34,006 --> 00:19:35,006
‫برو اونجا وایستا.

292
00:19:35,716 --> 00:19:37,718
‫وقتی اونقدر سریع شدی
‫که این توپ رو بگیری،

293
00:19:37,801 --> 00:19:39,219
‫موفق شدی بهترش کنی.

294
00:19:41,054 --> 00:19:42,306
‫چرا که نه؟
‫باشه.

295
00:19:42,389 --> 00:19:43,932
‫ولی محض اطلاعت...

296
00:19:44,016 --> 00:19:46,727
‫هماهنگی دست‌ها و چشم‌هام،
‫مثل یک گربه مست می‌مونه.

297
00:19:48,187 --> 00:19:49,354
‫دیدی؟

298
00:19:49,438 --> 00:19:50,439
‫هاها!

299
00:19:56,153 --> 00:19:59,156
‫کلاوس هارگریوز.
‫تمرینات احیا.

300
00:19:59,656 --> 00:20:02,451
‫شروع آزمایش: ساعت ۱:۱۵ ظهر.

301
00:20:05,495 --> 00:20:08,207
‫♪ اون روز بچه‌ام به دنیا اومد ♪

302
00:20:08,707 --> 00:20:10,876
‫♪ به روشی عادی به دنیا اومد... ♪

303
00:20:12,711 --> 00:20:16,256
‫زمان احیا بعد از مرگ،
‫هجده دقیقه و شش ثانیه.

304
00:20:21,386 --> 00:20:22,888
‫گولم زدی.

305
00:20:22,971 --> 00:20:24,973
‫می‌بینی؟ خیلی کُندی!

306
00:20:25,057 --> 00:20:26,058
‫دوباره!

307
00:20:26,141 --> 00:20:29,019
‫پدر مزخرفی هستی!

308
00:20:29,102 --> 00:20:30,395
‫دوباره!‌
‫بگیرش!

309
00:20:36,693 --> 00:20:38,654
‫یازده دقیقه و شش ثانیه.

310
00:20:38,737 --> 00:20:40,864
‫بهتر شد،
‫ولی به اندازه کافی خوب نیست.

311
00:20:42,324 --> 00:20:43,867
‫تمرکز کن، کلاوس.

312
00:20:43,951 --> 00:20:45,577
‫تو می‌تونی.
‫دوباره!

313
00:20:50,290 --> 00:20:52,876
‫نه دقیقه و بیست ثانیه.

314
00:20:52,960 --> 00:20:55,587
‫درد می‌کنه.

315
00:21:01,343 --> 00:21:03,720
‫به نظرم کم کم داری
‫قلقش رو یاد می‌گیری، پسرجان!

316
00:21:09,101 --> 00:21:10,477
‫دوباره!

317
00:21:17,818 --> 00:21:19,611
‫فکر کنم دارم یاد می‌گیرم.

318
00:21:23,740 --> 00:21:25,867
‫شش دقیقه.

319
00:21:27,619 --> 00:21:29,371
‫چهار دقیقه.

320
00:21:29,454 --> 00:21:31,707
‫دو دقیقه. عالیه!

321
00:21:34,459 --> 00:21:36,299
‫سریع‌تر. سریع‌تر!

322
00:21:36,378 --> 00:21:37,796
‫سریع‌تر.

323
00:21:51,435 --> 00:21:53,770
‫می‌بینی؟
‫هیچوقت بهت شک نداشتم.

324
00:21:55,022 --> 00:21:56,356
‫حالا آماده‌ای.

325
00:22:00,152 --> 00:22:01,153
‫آماده واسه چی؟

326
00:22:26,887 --> 00:22:28,096
‫قشنگه، مگه نه؟

327
00:22:29,264 --> 00:22:30,432
‫اوه، واو.

328
00:22:30,849 --> 00:22:33,101
‫چیزی که استنلی رو بُرد.

329
00:22:33,185 --> 00:22:35,312
‫به همراه چند میلیارد آدم دیگه.

330
00:22:36,063 --> 00:22:38,357
‫آره، کسایی که نمی‌شناسم
‫و واسه‌م مهم نیستن.

331
00:22:38,857 --> 00:22:40,567
‫درسته. همه‌چی فقط به تو مربوط میشه.

332
00:22:40,650 --> 00:22:41,943
‫همه ما توی این قضیه بی‌اهمیتیم.

333
00:22:42,027 --> 00:22:43,987
‫این چیز قراره کل عالم هستی رو ببلعه.

334
00:22:44,071 --> 00:22:45,238
‫از چی ساخته شده؟

335
00:22:45,322 --> 00:22:48,200
‫سیاه‌چاله‌های ریزی که در فواصل زمانی کوتاه
‫در حال فروپاشی هستن.

336
00:22:48,283 --> 00:22:50,952
‫- چرا ما به داخلش کشیده نمیشیم؟
‫- واقعا نمی‌دونیم.

337
00:22:51,036 --> 00:22:53,163
‫شما نباید اینجا وجود داشته باشین
‫و اینم نباید اینجا باشه.

338
00:22:53,246 --> 00:22:56,124
‫یک موقعیت ناممکن برای
‫یک موقعیت ناممکن.

339
00:22:57,125 --> 00:22:58,835
‫عالم هستی دنبال تعادله.

340
00:22:58,919 --> 00:23:01,880
‫گریس امواج رو ردگیری می‌کرده.
‫موج بعدی سه ساعت دیگه است.

341
00:23:01,963 --> 00:23:04,043
‫- خیلی‌خب، پس چی کار کنیم؟
‫- به دام میندازیمش.

342
00:23:04,424 --> 00:23:06,301
‫- کُره دایسون؟
‫- آره.

343
00:23:07,511 --> 00:23:08,762
‫باشه.

344
00:23:09,262 --> 00:23:10,514
‫ضریب حصر؟

345
00:23:11,348 --> 00:23:13,475
‫در اوج شار انرژی 0.98 میشه.

346
00:23:13,558 --> 00:23:14,643
‫مقاومت کششی؟

347
00:23:14,726 --> 00:23:16,728
‫سقف یو‌تی‌اس ۱۰ هزار گیگاپاسکال.

348
00:23:16,812 --> 00:23:19,147
‫- الان خیلی جذاب حرف می‌زنن؟
‫- نه!

349
00:23:19,231 --> 00:23:21,775
‫- نظرت چیه، پنج؟
‫- ممکنه جواب بده.

350
00:23:21,858 --> 00:23:23,568
‫یا همه‌مون به طرز وحشتناکی می‌میریم.

351
00:23:27,489 --> 00:23:28,323
‫من پایه‌ام.

352
00:23:28,407 --> 00:23:30,659
‫- واسه این کار به تو احتیاج نداریم.
‫- جانم؟

353
00:23:30,742 --> 00:23:34,830
‫واسه اینکه جواب بده،
‫به اسلون، لایلا، کریستوفر و...

354
00:23:34,913 --> 00:23:35,914
‫ویکتور احتیاج دارین.

355
00:23:37,374 --> 00:23:38,417
‫البته.

356
00:23:54,266 --> 00:23:56,351
‫تو جزو خونواده‌ای، ویکتور.

357
00:23:57,769 --> 00:23:58,895
‫و هیچ چیزی وجود نداره...

358
00:23:59,813 --> 00:24:02,107
‫که باعث بشه عشقم به تو کم بشه.

359
00:24:10,740 --> 00:24:13,493
‫چی... واسه هر چیزی که
‫الان اومدی بگی،

360
00:24:14,202 --> 00:24:16,705
‫باید بگم اگه آلیسون هنوز اونجاست
‫نمیام کمک کنم.

361
00:24:18,331 --> 00:24:19,958
‫فقط اومدم ژاکتم رو بردارم.

362
00:24:21,543 --> 00:24:26,423
‫کل این مدت منتظر بودی
‫یکی بیاد دنبالت که خواهش کنه؟

363
00:24:27,299 --> 00:24:28,633
‫واو!

364
00:24:29,134 --> 00:24:30,510
‫خیلی خجالت‌آوره.

365
00:24:31,887 --> 00:24:34,264
‫خب، الان دیگه با قاطعیت میشه گفت
‫که بن ما بهتر بود.

366
00:24:34,806 --> 00:24:35,932
‫آره بهم گفتن.

367
00:24:36,933 --> 00:24:38,018
‫ولی مگه اون نمُرد؟

368
00:24:38,935 --> 00:24:42,939
‫می‌دونی، مردم میگن که عزت نفس داریم،
‫ولی تو دیگه یه آشغال به تمام معنایی.

369
00:24:43,023 --> 00:24:45,692
‫اجازه میدی دنیا نابود بشه
‫چون از دست خواهرت عصبانی‌ای؟

370
00:24:45,775 --> 00:24:46,775
‫باریکلا.

371
00:24:46,818 --> 00:24:49,154
‫- من الان همچین کاری نمی‌کنم.
‫- واسه‌م مهم نیست.

372
00:24:49,237 --> 00:24:50,530
‫به هر حال دیگه کم کم اهمیتی نداره.

373
00:24:50,614 --> 00:24:53,658
‫تا چند روز دیگه،
‫همه‌مون کوگل-برشته میشیم.

374
00:24:54,367 --> 00:24:57,787
‫و گمونم هارلن به‌خاطر هیچ و پوچ مُرد.

375
00:24:59,289 --> 00:25:00,290
‫آفرین.

376
00:25:03,543 --> 00:25:07,005
‫فقط دیگه روی ملافه‌های من گریه نکن.

377
00:25:08,048 --> 00:25:09,466
‫حال به‌هم زنه.

378
00:25:36,826 --> 00:25:40,247
‫بی‌خیال. فکر کردم داریم میریم خونه.

379
00:25:42,457 --> 00:25:45,544
‫تو یه موهبت داری که امتناع می‌کنی
‫به طور کامل ازش استفاده کنی.

380
00:25:46,169 --> 00:25:49,089
‫بگو ببینم. چرا تو از بین همه،
‫از مردگان می‌ترسی؟

381
00:25:49,172 --> 00:25:50,006
‫اوه، چی بگم.

382
00:25:50,090 --> 00:25:53,426
‫شاید چون یک آشغالی در دنیای واقعی...

383
00:25:53,510 --> 00:25:58,014
‫وقتی بچه بودم توی یک جعبه
‫پر از اشباح من رو زندونی کرد.

384
00:25:58,098 --> 00:26:01,893
‫دقیقا! نمی‌تونیم گذشته رو تغییر بدیم،
‫ولی می‌تونیم باهاش روبرو بشیم.

385
00:26:03,478 --> 00:26:06,356
‫اینجا موهبتت تبدیل به کابوست شد.

386
00:26:06,439 --> 00:26:09,359
‫یک مرد تا موقعی که شیاطین دوران کودکی
‫خودش رو از بین نبره، تبدیل به مرد نمیشه.

387
00:26:09,442 --> 00:26:13,947
‫اوه آره. چه حرف قشنگی زد، اوبی-ونگ،
‫ولی شیاطین من واقعی هستن.

388
00:26:14,030 --> 00:26:15,991
‫درست به‌همین خاطر باید باهاشون روبرو بشی.

389
00:26:18,451 --> 00:26:20,745
‫اینجا یه چیز حیاتی رو از دست دادی.

390
00:26:23,415 --> 00:26:25,500
‫وقتشه که پس بگیریش.

391
00:26:51,359 --> 00:26:53,194
‫فقط شامپاین هست.

392
00:26:54,279 --> 00:26:55,530
‫چقدر سوسول.

393
00:26:59,326 --> 00:27:01,369
‫صحبت از سوسول شد، اه...

394
00:27:02,120 --> 00:27:05,457
‫هیچ راهنمایی‌ای نداری بکنی
‫که چطور یه کار کنم داداش خنگت...

395
00:27:07,208 --> 00:27:08,335
‫عذرخواهیم رو قبول کنه؟

396
00:27:10,420 --> 00:27:12,088
‫مردم دلشون عذرخواهی نمی‌خواد.

397
00:27:12,172 --> 00:27:13,715
‫می‌خوان اعتراف بشنون.

398
00:27:13,798 --> 00:27:16,926
‫می‌خوان اونجا وایستی و راه‌های مسخره‌ای که
‫بهشون آسیب رسوندی رو لیست کنی...

399
00:27:17,010 --> 00:27:18,219
‫تا بدونن که درک می‌کنی.

400
00:27:19,304 --> 00:27:22,057
‫مگه اینکه ویکتور باشی،
‫در اون صورت هیچ چیزی کافی نیست.

401
00:27:24,017 --> 00:27:25,935
‫آره. یه خرده هیجان‌انگیز بود.

402
00:27:26,519 --> 00:27:29,356
‫امم، درباره‌ی اون قضیه چه احساسی داری...

403
00:27:30,190 --> 00:27:31,191
‫مشکلی ندارم.

404
00:27:31,941 --> 00:27:34,611
‫مزه تلخ یک آبجو گینس رو ترجیح میدم.

405
00:27:39,366 --> 00:27:41,868
‫می‌دونی، فکر می‌کردم که
‫کشتن هارلن حالم رو بهتر می‌کنه.

406
00:27:42,661 --> 00:27:43,703
‫یا بدتر می‌کنه.

407
00:27:45,497 --> 00:27:47,248
‫اصلا یه کاری می‌کنه.

408
00:27:47,749 --> 00:27:48,750
‫ولی...

409
00:27:50,210 --> 00:27:51,252
‫هیچ تاثیری نداشت.

410
00:27:53,088 --> 00:27:55,924
‫یا شاید در آن واحد همه‌چیز رو احساس می‌کنی،

411
00:27:56,007 --> 00:27:58,635
‫و همه‌چیز به نوعی همدیگه رو خنثی می‌کنن.

412
00:28:00,095 --> 00:28:03,473
‫نه، فکر کنم کم کم دارم
‫همه‌چیز رو درک می‌کنم.

413
00:28:04,557 --> 00:28:05,558
‫منظورت چیه؟

414
00:28:07,977 --> 00:28:10,397
‫خب، اونطور که من می‌بینم،
‫تا چند روز دیگه همه‌مون می‌میریم.

415
00:28:10,897 --> 00:28:13,525
‫یا سر از یک خط زمانی جدید در میاریم...

416
00:28:13,608 --> 00:28:16,277
‫که هارلن احتمالا هیچوقت وجود خارجی نداشته.

417
00:28:21,074 --> 00:28:24,369
‫همه‌ش مزخرفه.

418
00:28:25,412 --> 00:28:27,372
‫یعنی، هیچ... هیچکدومش واقعی نیست.

419
00:28:29,833 --> 00:28:30,834
‫هیچ چیزی باقی نمی‌مونه.

420
00:28:31,376 --> 00:28:34,462
‫ای بابا. خیلی خوردی.

421
00:28:37,674 --> 00:28:39,592
‫خیلی‌خب، ببین.

422
00:28:41,386 --> 00:28:46,182
‫فکر کردن درباره سفر در زمان،
‫مخ آدم رو به درد میاره، قبول دارم، ولی...

423
00:28:47,308 --> 00:28:49,269
‫چیزمیزها بازم واقعی‌ان.

424
00:28:49,352 --> 00:28:52,105
‫فقط اونقدر سریع در حال حرکتن...

425
00:28:52,188 --> 00:28:54,441
‫که با تغییراتش سرگیجه می‌گیری.

426
00:28:54,524 --> 00:28:56,484
‫مثل اسکیت‌بازهای نمایشیه...

427
00:28:56,568 --> 00:29:00,864
‫و اون... حرکت پرش سه‌گانه سالچو
‫داگی استایل‌مانند یا هر چی هست، می‌مونه...

428
00:29:00,947 --> 00:29:02,657
‫که تو باید یه نقطه کانونی رو انتخاب کنی.

429
00:29:03,533 --> 00:29:06,661
‫یه چیز محسوس که روش قفل کنی،

430
00:29:08,455 --> 00:29:10,457
‫واسه‌ت مهم نباشه که اطرافت چه تغییری بکنه.

431
00:29:12,250 --> 00:29:14,586
‫و اگه یکی قبلا داشتم
‫و از دستش داده باشم، چی؟

432
00:29:18,089 --> 00:29:19,424
‫بعد یکی دیگه پیدا می‌کنی.

433
00:29:20,842 --> 00:29:22,051
‫وگرنه زمین می‌خوری.

434
00:29:28,224 --> 00:29:29,225
‫آماده‌ایم.

435
00:29:38,193 --> 00:29:39,527
‫خیلی‌خب، چطور شروع کنیم؟

436
00:29:40,111 --> 00:29:42,197
‫تا حالا لونه زنبورها رو جابجا کردی؟

437
00:29:42,864 --> 00:29:44,491
‫نه، چون کار عجیبیه.

438
00:29:44,574 --> 00:29:46,034
‫نمی‌تونی همینجوری برش داری.

439
00:29:46,117 --> 00:29:49,037
‫باید در حالی که دورش حفاظ می‌کشی،
‫لونه رو هم آروم نگه داری،

440
00:29:49,120 --> 00:29:50,163
‫و بعد به دام میندازیش.

441
00:30:02,091 --> 00:30:05,178
‫یکی از سیاه‌چاله‌های داخلش
‫با سرعت متفاوتی ارتعاش می‌کنه.

442
00:30:05,887 --> 00:30:07,138
‫- می‌تونم احساسش کنم.
‫- خوبه.

443
00:30:07,222 --> 00:30:09,307
‫هر اتفاقی افتاد،
‫نذار سرعتش زیاد بشه یا تغییر کنه،

444
00:30:09,390 --> 00:30:10,475
‫وگرنه همه‌چیز خراب میشه.

445
00:30:10,558 --> 00:30:12,477
‫زنبورها رو تکون ندم. فهمیدم.

446
00:30:18,900 --> 00:30:22,487
‫لایلا، هر وقت آماده بودی،
‫دقیقا همون کار ویکتور رو بکن.

447
00:30:27,992 --> 00:30:30,328
‫هی، چی کار داره می‌کنه؟

448
00:30:30,411 --> 00:30:32,622
‫از گرانش خودش برای
‫متراکم کردنش استفاده می‌کنه.

449
00:30:35,041 --> 00:30:36,543
‫خیلی خفنه، ها؟

450
00:30:48,096 --> 00:30:51,432
‫بهم نگفته بودین که دارین
‫یه زندان واسه خدا درست می‌کنین.

451
00:30:52,016 --> 00:30:53,016
‫مامان؟

452
00:30:53,726 --> 00:30:56,145
‫حق ندارین کار رو بکنین.

453
00:30:56,646 --> 00:30:58,565
‫یه خرده سرمون شلوغه، گریس.

454
00:30:59,315 --> 00:31:02,402
‫روز انتقام در قلب من بود...

455
00:31:04,279 --> 00:31:05,947
‫از چی داری حرف می‌زنی؟

456
00:31:06,030 --> 00:31:09,492
‫و سال رستگاری من فرا رسیده.

457
00:31:11,202 --> 00:31:12,871
‫لعنت!

458
00:31:12,954 --> 00:31:15,456
‫روز انتقام در قلب من بود،

459
00:31:15,540 --> 00:31:19,168
‫و سال رستگاری من فرا رسیده.

460
00:31:36,728 --> 00:31:39,147
‫خودت رو جمع و جور کن.

461
00:31:41,900 --> 00:31:44,944
‫به خودت بیا، ترسو...

462
00:32:02,295 --> 00:32:03,671
‫لعنت!

463
00:32:11,220 --> 00:32:12,847
‫هی، مامان، مامان، مامان!

464
00:32:13,848 --> 00:32:15,767
‫منم، دیگو. کاری نکن بهت صدمه بزنیم.

465
00:32:16,476 --> 00:32:19,145
‫-روز انتقام در قلب من بود...
‫- وواه!

466
00:32:19,228 --> 00:32:21,689
‫و سال رستگاری من فرا رسیده!

467
00:32:22,357 --> 00:32:23,691
‫لایلا، بهت احتیاج دارم.

468
00:32:32,158 --> 00:32:33,159
‫خصومت شخصی نیست.

469
00:32:37,455 --> 00:32:38,456
‫خیلی‌خب.

470
00:32:43,211 --> 00:32:45,421
‫♪ به پیش ♪

471
00:32:45,505 --> 00:32:51,928
‫♪ سربازان مسیحی ♪

472
00:32:52,428 --> 00:32:56,307
‫♪ به سمت جنگ ♪

473
00:32:56,391 --> 00:33:01,521
‫♪ رژه برین ♪

474
00:33:09,654 --> 00:33:11,030
‫کریستوفر، حالا!

475
00:33:21,165 --> 00:33:22,165
‫بیا اینجا!

476
00:33:25,461 --> 00:33:28,006
‫زود باش بگو از چی می‌ترسی؟

477
00:33:28,089 --> 00:33:29,799
‫- اشباحی که صورت آدم رو می‌خورن؟
‫- نه.

478
00:33:29,882 --> 00:33:31,882
‫از شکست خوردن می‌ترسی
‫واسه همین دلت نمی‌خواد تلاش کنی.

479
00:33:31,926 --> 00:33:34,262
‫چون ترجیح میدی دست بکشی
‫تا اینکه بخوای ناامید کنی.

480
00:33:34,345 --> 00:33:36,097
‫- کی رو ناامید کنم؟
‫- من.

481
00:33:37,640 --> 00:33:38,725
‫در هر خط زمانی،

482
00:33:38,808 --> 00:33:41,894
‫اونقدر معلم باهوشی هستم
‫که اجازه ندم آموزش نبینی.

483
00:33:41,978 --> 00:33:43,938
‫نتیجه اینکه اتفاقی نبوده.

484
00:33:44,022 --> 00:33:48,151
‫کاری کردم شما بچه‌ها احساس کوچیکی بکنین،
‫نسبت به قدرت‌های خودتون سردرگم باشین...

485
00:33:48,234 --> 00:33:49,354
‫تا بتونم شما رو کنترل کنم.

486
00:33:49,402 --> 00:33:51,654
‫چی؟ چرا آخه...
‫چرا آخه همچین کاری کردی؟

487
00:33:51,738 --> 00:33:53,740
‫الان مهم نیست. تمرکز کن!

488
00:33:53,823 --> 00:33:55,283
‫امروز شاهد بودم که چه کارها کردی.

489
00:33:55,366 --> 00:33:58,369
‫داخل اون نمای ظاهری بیش از حد پیراسته،

490
00:33:58,453 --> 00:34:00,329
‫تو یک جنگجویی.

491
00:34:00,413 --> 00:34:03,041
‫این ارواح هستن که از تو می‌ترسن.

492
00:34:03,124 --> 00:34:05,251
‫- چطور باهاشون مبارزه کنم؟
‫- نمی‌دونم.

493
00:34:05,334 --> 00:34:07,420
‫ولی با تموم وجودم باور دارم...

494
00:34:07,503 --> 00:34:08,713
‫که می‌تونی بجنگی.

495
00:34:09,630 --> 00:34:10,630
‫بهشون نشون بده.

496
00:34:11,424 --> 00:34:13,926
‫همون چیزی باش که
‫می‌ترسیدم بهش تبدیل بشی.

497
00:34:15,511 --> 00:34:16,554
‫باشه.

498
00:34:18,598 --> 00:34:19,682
‫باشه.

499
00:34:24,437 --> 00:34:26,105
‫خیلی‌خب، باشه.
‫میرم سراغشون.

500
00:35:10,066 --> 00:35:13,569
‫خب، چه معجزه‌ای هستی.

501
00:35:58,156 --> 00:35:59,240
‫جواب داد؟

502
00:36:00,366 --> 00:36:03,828
‫موج بعدی کوگل تا سه، دو،

503
00:36:05,079 --> 00:36:06,455
‫یک ثانیه دیگه است.

504
00:36:18,650 --> 00:36:22,150
‫آهنگ Another One Bites The Dust
‫از گروه کویین

505
00:36:22,221 --> 00:36:23,848
‫♪ اووه، بزن بریم! ♪

506
00:36:25,099 --> 00:36:27,059
‫♪ استیو در حالی که
‫لبه کلاهش رو پایین داده ♪

507
00:36:27,143 --> 00:36:28,853
‫♪ با احتیاط از خیابون رد میشه ♪

508
00:36:29,520 --> 00:36:31,606
‫♪ صدایی جز صدای قدم‌های خودش
‫به گوش نمی‌رسه ♪

509
00:36:31,689 --> 00:36:33,191
‫♪ مسلسل‌ها آماده شلیک‌ان ♪

510
00:36:33,691 --> 00:36:35,818
‫♪ آماده‌ای؟
‫آهای، واسه این آماده‌ای؟ ♪

511
00:36:35,902 --> 00:36:37,737
‫♪ روی صندلی‌ نیم خیز شدی؟ ♪

512
00:36:38,321 --> 00:36:40,323
‫♪ بیرون راهرو، گلوله‌ها همزمان... ♪

513
00:36:40,823 --> 00:36:42,575
‫♪ با تپش قلب، هوا رو می‌شکافن
‫آره ♪

514
00:36:44,744 --> 00:36:46,287
‫♪ یکی ديگه به خاک سياه می‌نشینه ♪

515
00:36:49,165 --> 00:36:50,791
‫♪ یکی ديگه به خاک سياه می‌نشینه ♪

516
00:36:50,875 --> 00:36:53,377
‫♪ و یکی دیگه قربانی میشه
‫و باز یکی دیگه ♪

517
00:36:53,461 --> 00:36:55,213
‫♪ یکی ديگه به خاک سياه می‌نشینه
‫هی ♪

518
00:36:55,838 --> 00:36:57,715
‫♪ آهای، سراغ تو هم میام ♪

519
00:36:57,798 --> 00:36:59,383
‫♪ یکی ديگه به خاک سياه می‌نشینه ♪

520
00:37:08,559 --> 00:37:10,770
‫♪ فکر کردی وقتی بری... ♪

521
00:37:10,853 --> 00:37:12,688
‫♪ چطور می‌تونم به زندگی ادامه بدم؟ ♪

522
00:37:13,189 --> 00:37:14,982
‫♪ به خاطر داشته‌هام من رو انتخاب کردی ♪

523
00:37:15,066 --> 00:37:17,193
‫♪ بعد من رو تنها به حال خودم رها کردی ♪

524
00:37:17,276 --> 00:37:19,445
‫♪ خوشحالی؟ راضی شدی؟ ♪

525
00:37:19,528 --> 00:37:21,614
‫♪ چقدر دیگه می‌تونی
‫تو این مخمصه دووم بیاری؟ ♪

526
00:37:21,697 --> 00:37:24,283
‫♪ بیرون راهرو، گلوله‌ها همزمان... ♪

527
00:37:24,367 --> 00:37:26,244
‫♪ با تپش قلب، هوا رو می‌شکافن
‫مواظب باش! ♪

528
00:37:40,883 --> 00:37:42,343
‫از من دوری می‌کنی؟

529
00:37:43,886 --> 00:37:45,721
‫لو رفتم.

530
00:37:52,979 --> 00:37:54,188
‫راهنمای سفرم؟

531
00:37:55,273 --> 00:37:57,316
‫من، اه، یه فهرست جدید واست درست کردم.

532
00:37:58,109 --> 00:38:01,821
‫تموم بناهای تاریخی ایتالیایی مورد علاقه‌ت
‫که هنوز پابرجا موندن،

533
00:38:02,571 --> 00:38:04,699
‫البته بر اساس هر منطقه،
‫رنگ‌بندی شده.

534
00:38:06,325 --> 00:38:07,326
‫ای خوره.

535
00:38:07,952 --> 00:38:11,330
‫خب، الان دنیا رو نجات دادی.
‫لیاقتش رو داری که بالاخره ببینیشون.

536
00:38:14,875 --> 00:38:17,837
‫و... منم دوست دارم با تو ببینمشون.

537
00:38:25,428 --> 00:38:26,429
‫من، امم....

538
00:38:27,263 --> 00:38:28,306
‫خودم درستش کردم.

539
00:38:28,389 --> 00:38:31,058
‫نتونستم توی این زمان کم،
‫الماس پیدا کنم،

540
00:38:31,142 --> 00:38:33,644
‫ولی از سنگ‌های ماهه.

541
00:38:34,812 --> 00:38:36,689
‫امم، با خودم آوردمش،

542
00:38:36,772 --> 00:38:38,959
‫و یه جورایی واسه یه موقعیت خاص
‫نگه داشته بودمش،

543
00:38:38,983 --> 00:38:40,443
‫و خب، من...

544
00:38:40,526 --> 00:38:41,944
‫لوتر، خیلی قشنگه.

545
00:38:55,791 --> 00:38:56,791
‫اسلون،

546
00:38:58,586 --> 00:38:59,712
‫با من ازدواج می‌کنی؟

547
00:39:47,927 --> 00:39:49,678
‫متاسفم همچین اتفاقی
‫واسه مامان رباتیت افتاد.

548
00:39:49,762 --> 00:39:52,723
‫- مادر واقعیم نبود.
‫- خیلی‌خب.

549
00:39:54,433 --> 00:39:56,435
‫ببخشید که درباره‌ی استنلی بهت دروغ گفتم.

550
00:39:57,937 --> 00:39:59,355
‫می‌دونی که منم دلم واسه‌ش تنگ شده.

551
00:39:59,438 --> 00:40:01,816
‫فسقلی با گوش‌های لرزونش رو دوست داشتم.

552
00:40:04,568 --> 00:40:05,820
‫لیاقتش این نبود.

553
00:40:05,903 --> 00:40:07,613
‫آره، درسته.

554
00:40:13,661 --> 00:40:15,579
‫می‌دونی چرا آوردمش پیش تو؟

555
00:40:15,663 --> 00:40:17,289
‫چون یک روان‌پریشی؟

556
00:40:17,915 --> 00:40:18,916
‫نه.

557
00:40:21,043 --> 00:40:22,336
‫چون یه بزدلم.

558
00:40:23,629 --> 00:40:26,340
‫اینکه یه بچه بندازم توی بغلت،
‫ببینم ما رو رد می‌کنی و میری...

559
00:40:26,424 --> 00:40:28,759
‫تا اینکه بخوام حقیقت رو بهت بگم،
‫واسه‌م راحت‌تر بود.

560
00:40:30,219 --> 00:40:31,219
‫که یعنی؟

561
00:40:34,181 --> 00:40:35,433
‫من حامله‌ام، دیگو.

562
00:40:42,231 --> 00:40:43,232
‫دیگو.

563
00:40:44,316 --> 00:40:45,693
‫حامله‌ام.

564
00:40:48,279 --> 00:40:52,199
‫بعدا هر جور که بخوای تست میدم،
‫ولی الان فقط، میشه فقط...

565
00:41:04,044 --> 00:41:06,088
‫مامانم به قلبم شلیک کرده بود.

566
00:41:07,006 --> 00:41:08,007
‫خبر داشتی؟

567
00:41:08,090 --> 00:41:11,093
‫آره. پنج بهم گفت.
‫تو از کجا فهمیدی؟

568
00:41:11,177 --> 00:41:12,261
‫تلفنخانه بی‌نهایت.

569
00:41:14,346 --> 00:41:17,349
‫دلم واسه چهره کوفتیت تنگ شده بود،
‫واسه همین یواشکی رفتم نگاهت کنم.

570
00:41:17,433 --> 00:41:18,559
‫و در عوض...

571
00:41:22,646 --> 00:41:23,647
‫مسئله اینه که...

572
00:41:24,982 --> 00:41:28,569
‫من در زمینه... مادر بودن خوب نیستم.

573
00:41:29,361 --> 00:41:30,613
‫مثل مادر خودم.

574
00:41:31,614 --> 00:41:34,366
‫ولی تو رو با استن دیدم
‫و پدر خوبی میشی.

575
00:41:39,163 --> 00:41:40,998
‫از جون من چی می‌خوای لایلا؟

576
00:41:42,917 --> 00:41:43,917
‫خیلی‌خب.

577
00:41:44,502 --> 00:41:45,503
‫راستش رو بگم؟

578
00:41:50,132 --> 00:41:52,051
‫فکر کنم باید از دستم فرار کنی.

579
00:41:54,553 --> 00:41:55,638
‫من، امم...

580
00:41:59,308 --> 00:42:01,018
‫فکر کنم خیلی داغونم.

581
00:42:01,977 --> 00:42:06,524
‫و به نظرم کسی که هیچوقت
‫یه خونواده نداشته...

582
00:42:06,607 --> 00:42:08,692
‫توی موقعیتی نیست
‫که بخواد یه خونواده داشته باشه.

583
00:42:10,694 --> 00:42:12,071
‫ولی من همچین چیزی می‌خوام.

584
00:42:14,532 --> 00:42:15,574
‫با تو.

585
00:42:25,376 --> 00:42:26,585
‫میشه درباره‌ش فکر کنم؟

586
00:42:31,215 --> 00:42:32,299
‫آره.

587
00:42:32,883 --> 00:42:33,884
‫البته.

588
00:42:47,481 --> 00:42:49,441
‫هی، یه هم‌نشین می‌خوای؟

589
00:42:50,568 --> 00:42:51,610
‫حتما.

590
00:42:52,653 --> 00:42:53,653
‫خیلی‌خب.

591
00:42:56,323 --> 00:42:58,200
‫هی، اونجا کار خوبی کردی.

592
00:42:59,451 --> 00:43:01,453
‫مامان رو کشتی که دیگو مجبور نباشه.

593
00:43:02,246 --> 00:43:05,499
‫خدایا. چه خونواده عجیبی هستیم، مگه نه؟

594
00:43:06,834 --> 00:43:09,628
‫ببخشید. آره، وقتی گفتم،
‫خودمم فهمیدم.

595
00:43:09,712 --> 00:43:10,712
‫چیزی نیست.

596
00:43:19,096 --> 00:43:21,181
‫با آلیسون می‌خوایم چی کار کنیم؟

597
00:43:22,224 --> 00:43:24,602
‫همه‌مون نگران آلیسونیم، ولی...

598
00:43:25,853 --> 00:43:27,146
‫من واسه تو می‌ترسم.

599
00:43:27,896 --> 00:43:28,896
‫واقعا؟

600
00:43:30,608 --> 00:43:32,693
‫- آره.
‫- اون یه نفر رو کشته.

601
00:43:32,776 --> 00:43:35,112
‫من فقط داشتم کار درست رو می‌کردم
‫و جون هارلن رو نجات بدم.

602
00:43:35,195 --> 00:43:37,990
‫می‌دونی چرا اینقدر دلم می‌خواست
‫که پرش زمانی آخری واقعا جواب بده؟

603
00:43:38,073 --> 00:43:39,491
‫چون پیر شدی و خسته‌ای؟

604
00:43:39,575 --> 00:43:41,744
‫چون یه اتاق هیئت مدیره
‫پُر از آدم رو سلاخی کردم...

605
00:43:41,827 --> 00:43:43,412
‫تا کاری کنم که برگردیم اینجا.

606
00:43:46,165 --> 00:43:47,166
‫لعنت.

607
00:43:50,669 --> 00:43:53,005
‫یه نصحیت کوچیک از طرف کسی
‫که قبلا توی این موقعیت بوده، بدم؟

608
00:43:54,298 --> 00:43:55,674
‫حساب و کتاب نکن.

609
00:43:56,842 --> 00:43:58,844
‫همچین معادله‌ای وجود نداره.

610
00:43:59,595 --> 00:44:03,932
‫هیچ فرمول «نجات پنج هارلن
‫برای هر دو کلر» وجود نداره.

611
00:44:04,642 --> 00:44:07,144
‫کسایی مثل ما، هیچوقت...

612
00:44:08,270 --> 00:44:11,523
‫نمی‌تونیم اونقدر جون کسی رو نجات بدیم
‫که جبران جون کسایی که گرفتیم، بشه.

613
00:44:13,442 --> 00:44:14,735
‫من همچین چیزی رو قبول نمی‌کنم.

614
00:44:14,818 --> 00:44:16,153
‫پس غرق میشی.

615
00:44:16,654 --> 00:44:20,824
‫این بهای قدرتمند بودنه.
‫بعضی وقت‌ها روی مورچه پا میذاریم.

616
00:44:22,785 --> 00:44:26,413
‫و هر چه زودتر این موضوع رو بفهمی،
‫زودتر در امان خواهیم بود.

617
00:44:26,497 --> 00:44:28,290
‫این حرفت یعنی چی؟

618
00:44:29,291 --> 00:44:32,586
‫یعنی اینکه تو خیلی خطرناکی،
‫ویکتور هارگریوز.

619
00:44:33,462 --> 00:44:36,507
‫تصمیماتی که تو می‌گیری،
‫روی کل دنیا تاثیر میذاره.

620
00:44:37,383 --> 00:44:40,719
‫بنابراین مهم نیست که این تصمیمات
‫چقدر خیرخواهانه به نظر بیان،

621
00:44:41,303 --> 00:44:43,263
‫نمی‌تونی به تنهایی اون تصمیم‌ها رو بگیری.

622
00:44:47,851 --> 00:44:50,813
‫می‌دونی به قهرمانی که
‫به تنهایی کار می‌کنه...

623
00:44:51,480 --> 00:44:53,107
‫و به حرف هیچکس گوش نمیده،
‫چی میگن؟

624
00:44:54,692 --> 00:44:56,026
‫ضدقهرمان.

625
00:44:58,612 --> 00:44:59,905
‫من ضدقهرمان نیستم، پنج.

626
00:44:59,988 --> 00:45:02,658
‫ویکتور، به خدا قسم امیدوارم
‫که هیچوقت هم بهش تبدیل نشی.

627
00:45:03,992 --> 00:45:05,703
‫ولی باید منتظر ماند و دید.

628
00:45:10,457 --> 00:45:12,000
‫دیگه سرکش بازی در نیار.

629
00:45:13,001 --> 00:45:15,754
‫اگه به چیزی احتیاج داشتی،
‫من همیشه در کنارت هستم.

630
00:45:17,381 --> 00:45:19,258
‫ولی اگه دوباره بهمون دروغ بگی...

631
00:45:21,719 --> 00:45:23,554
‫ویکتور، خودم می‌کُشمت.

632
00:45:30,602 --> 00:45:33,605
‫خوشحالم که صلح کردیم.
‫جواب داد.

633
00:45:33,689 --> 00:45:34,690
‫آره.

634
00:45:36,150 --> 00:45:38,350
‫ولی بدون شک صبح
‫ می‌کشیمشون، مگه نه؟

635
00:45:40,279 --> 00:45:42,197
‫و کریس هم می‌خواد چاقوبازه رو بکشه.

636
00:45:42,281 --> 00:45:43,866
‫کسی قرار نیست کسی رو بکشه.

637
00:45:44,450 --> 00:45:45,534
‫چرا نه؟

638
00:45:45,617 --> 00:45:49,705
‫نقشه‌ت رو دنبال کردیم، خونواده‌‌ها رو
‫با هم ادغام کردیم، دنیا رو نجات دادیم.

639
00:45:49,788 --> 00:45:51,999
‫- دیگه بهشون احتیاجی نداریم.
‫- من هنوز کارم تموم نشده.

640
00:45:52,082 --> 00:45:53,417
‫چی تموم نشده؟

641
00:45:54,126 --> 00:45:55,836
‫بین من و باباست.

642
00:45:58,630 --> 00:45:59,798
‫با بابا قرار گذاشتی؟

643
00:46:01,133 --> 00:46:02,134
‫شاید.

644
00:46:04,928 --> 00:46:05,846
‫باشه. من دیگه نیستم.

645
00:46:05,929 --> 00:46:07,222
‫- بشین سر جات.
‫- نه.

646
00:46:07,306 --> 00:46:09,516
‫دیگه اختیار ما دست تو نیست.

647
00:46:09,600 --> 00:46:13,395
‫تو یه رهبر افتضاحی
‫که فقط به خودت وفاداری.

648
00:46:13,479 --> 00:46:15,606
‫تو حق نداری جای کریستوفر حرف بزنی.

649
00:46:18,192 --> 00:46:19,777
‫واقعا، داداش؟

650
00:46:19,860 --> 00:46:22,488
‫من شماره یکم.
‫هر وقت هر چیزی بگم، بهش عمل می‌کنین.

651
00:46:22,571 --> 00:46:23,571
‫دیگه از این خبرها نیست.

652
00:46:24,990 --> 00:46:26,909
‫به افتخار زندگی جدید
‫بدون این کله خر.

653
00:46:29,411 --> 00:46:31,872
‫♪ جلوه‌ی عجیب تو از عشق ♪

654
00:46:31,955 --> 00:46:35,083
‫♪ مگه نمی‌دونی شب‌ها
‫من رو بیدار نگه میداری... ♪

655
00:46:39,630 --> 00:46:41,173
‫کریستوفر، چی شده؟

656
00:46:46,094 --> 00:46:47,346
‫جلو نیا، فی.

657
00:46:47,429 --> 00:46:50,516
‫کریس، چیزی نیست.

658
00:46:50,599 --> 00:46:52,810
‫- فی!
‫- می‌خوام کمکت کنم. فقط...

659
00:47:01,819 --> 00:47:03,403
‫اوه خدای من!‌ لوتر!

660
00:47:05,197 --> 00:47:06,949
‫باید همین حالا بریم.

661
00:47:09,576 --> 00:47:10,661
‫باید بریم بیرون!

662
00:47:10,744 --> 00:47:12,037
‫صبر کن. بن!

663
00:47:12,120 --> 00:47:16,291
‫♪ و احساس شرمساری می‌کنم
‫که تو چیزی احساس نمی‌کنی ♪

664
00:47:16,375 --> 00:47:17,209
‫فرار کنین!

665
00:47:17,292 --> 00:47:22,381
‫♪ و حالا که واقعی شده،
‫دیگه همون احساس رو نخواهم داشت ♪

666
00:47:22,464 --> 00:47:27,302
‫♪ و احساس شرمساری می‌کنم
‫که تو چیزی احساس نمی‌کنی ♪

667
00:47:27,386 --> 00:47:38,063
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.
  

669
00:47:38,146 --> 00:47:43,318
‫♪ و احساس شرمساری می‌کنم
‫که تو چیزی احساس نمی‌کنی ♪

670
00:47:43,402 --> 00:47:48,532
‫♪ و حالا که واقعی شده،
‫دیگه همون احساس رو نخواهم داشت ♪

671
00:47:48,615 --> 00:47:53,370
‫♪ و احساس شرمساری می‌کنم
‫که تو چیزی احساس نمی‌کنی ♪

672
00:47:54,454 --> 00:47:57,749
‫♪ از این زوال ♪

673
00:47:57,833 --> 00:48:02,671
‫♪ اعتماد انسانی به چیزی
‫که تو رو مرد می‌کنه ♪

674
00:48:02,754 --> 00:48:05,299
‫♪ چیزی که تو رو مرد می‌کنه ♪

675
00:48:05,382 --> 00:48:09,970
‫♪ قبل از اینکه خرد بشی،
‫چقدر می‌تونی تحمل کنی؟ ♪

676
00:48:10,053 --> 00:48:15,017
‫♪ و احساس شرمساری می‌کنم
‫که تو چیزی احساس نمی‌کنی ♪

677
00:48:15,100 --> 00:48:20,230
‫♪ و حالا که واقعی شده،
‫دیگه همون احساس رو نخواهم داشت ♪

678
00:48:20,314 --> 00:48:25,485
‫♪ و احساس شرمساری می‌کنم
‫که تو چیزی احساس نمی‌کنی ♪

679
00:48:25,569 --> 00:48:30,657
‫♪ و حالا که واقعی شده،
‫دیگه همون احساس رو نخواهم داشت ♪

