﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:17,048
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>
  
  

4
00:00:28,987 --> 00:00:31,614
‫بیاین دوباره همچین کاری نکنیم.

5
00:00:31,698 --> 00:00:34,784
‫- کدوم؟ ثانیه آخر از آخرالزمان فرار کنیم؟
‫- یه جورایی خصلت‌مونه، مگه نه؟

6
00:00:34,868 --> 00:00:37,037
‫یه جای کار اون خیلی می‌لنگه.

7
00:00:37,120 --> 00:00:39,831
‫- همون سوئیته، فقط کونش برعکس شده.
‫- آره بدون هیچ اغراقی.

8
00:00:39,914 --> 00:00:42,083
‫انگار با یک «آلیس در سرزمین عجایب»
‫سخت‌تر روبروییم.

9
00:00:42,167 --> 00:00:44,419
‫آره، فقط عجیب‌تر میشه.

10
00:00:47,505 --> 00:00:49,674
‫بالاخره به این سمت اومدیم.

11
00:00:49,758 --> 00:00:53,386
‫- صبر کن. کلاوس کجاست؟
‫- فرزندانم، متاسفم، ولی برادرتون...

12
00:00:53,470 --> 00:00:56,347
‫هر کاری تونستم کردم،
‫ولی نتونست به موقع خودش رو برسونه.

13
00:00:57,098 --> 00:00:58,850
‫کوگل‌بلیتز آخرین قربانی خودش رو گرفت.

14
00:00:58,933 --> 00:01:01,895
‫نه، اون درست پشت سر من بود
‫وقتی که وارد تونل شدم.

15
00:01:01,978 --> 00:01:03,063
‫باید برگردیم.

16
00:01:03,146 --> 00:01:04,689
‫چیزی نمونده که بخوایم برگردیم.

17
00:01:04,773 --> 00:01:06,566
‫فرزندانم، بعدا وقت واسه گریه و زاری هست.

18
00:01:06,649 --> 00:01:08,359
‫الان باید به حرکت ادامه بدیم.

19
00:01:09,861 --> 00:01:11,905
‫صبر کن ببینم.
‫لوتر و کلاوس؟

20
00:01:16,284 --> 00:01:18,036
‫وقتی که میگیم واقعیت،

21
00:01:18,620 --> 00:01:20,205
‫دقیقا منظورمون چیه؟

22
00:01:20,997 --> 00:01:23,792
‫در دهه ۱۸۰۰ میلادی،
‫نابغه‌ترین افراد آن زمان...

23
00:01:23,875 --> 00:01:27,045
‫این ایده رو مطرح کردن
‫که ما در یک کیهان کوکی هستیم.

24
00:01:27,545 --> 00:01:33,218
‫در عصر کوانتومی، گمان می‌رود که
‫زمان و مکان یک هولوگراف باشن.

25
00:01:34,177 --> 00:01:36,096
‫مردم عصر باستان باور داشتن...

26
00:01:36,179 --> 00:01:38,932
‫که ما بر پشت چهار لاک‌پشت پرنده...

27
00:01:39,015 --> 00:01:41,810
‫یا بر شاخ‌های یک بوفالوی سفید،
‫سوار هستیم.

28
00:01:42,811 --> 00:01:45,980
‫چنین ایده‌هایی این سوال رو مطرح می‌کنن،

29
00:01:46,773 --> 00:01:48,191
‫که آیا اصلا خواهیم فهمید...

30
00:01:48,858 --> 00:01:50,693
‫شکل واقعیت چگونه است؟

31
00:01:51,528 --> 00:01:55,615
‫یا عجیب‌تر از اون، آیا شکلی
‫غیر از شکلی که بهش میدیم، داره؟

32
00:01:55,698 --> 00:01:56,699
‫واو!

33
00:01:57,200 --> 00:01:58,451
‫باعث میشه احساس کوچیکی کنی، ها؟

34
00:01:58,535 --> 00:02:00,995
‫چرا آخه روی پیتزا باید آناناس بذاری؟

35
00:02:01,871 --> 00:02:04,374
‫می‌دونی، وقتی بهش فکر کنی،

36
00:02:05,708 --> 00:02:06,709
‫ما فقط...

37
00:02:07,877 --> 00:02:09,712
‫ذرات ریز شن...

38
00:02:10,672 --> 00:02:12,340
‫در صحرایی پر از شن‌های دیگه‌ایم.

39
00:02:12,423 --> 00:02:15,218
‫آخه در بهترین حالت،
‫آناناس چاشنی کوکتله.

40
00:02:15,301 --> 00:02:17,428
‫و داخل منظومه‌های شمسیه.

41
00:02:18,054 --> 00:02:21,099
‫داخل صحراهایی از کهکشان‌ها.

42
00:02:21,182 --> 00:02:23,852
‫گمونم سوال اصلی اینه
‫که چرا آخه روی پیتزای منه؟

43
00:02:23,935 --> 00:02:25,937
‫- کلاوس، گوش می‌کنی؟
‫- بله، معلومه.

44
00:02:26,020 --> 00:02:28,439
‫ما در بین این همه‌چیز، بی‌اهمیتیم
‫و فلان و فلان و فلان.

45
00:02:28,523 --> 00:02:32,235
‫ببخشید که من دانشجوی مستی نیستم
‫که بخواد تو کلاس فلسفه سال اول بشینه.

46
00:02:33,361 --> 00:02:34,362
‫صبر کن ببینم.

47
00:02:36,614 --> 00:02:38,825
‫- ما دقیقا کجاییم؟
‫- ما مُردیم، پسر.

48
00:02:40,243 --> 00:02:41,243
‫مُردیم.

49
00:02:42,120 --> 00:02:44,080
‫به محله‌ی من خوش اومدی.

50
00:02:50,000 --> 00:02:55,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>
  
  

51
00:03:04,017 --> 00:03:05,310
‫باشکوهه.

52
00:03:05,977 --> 00:03:08,479
‫شماها باید اینجا می‌موندین.
‫خیلی قشنگ‌تره.

53
00:03:08,563 --> 00:03:11,232
‫دفعه قبلی من و لایلا به زور
‫زنده ازش بیرون اومدیم. یادت رفته؟

54
00:03:11,316 --> 00:03:13,610
‫آره ولی این دفعه من اینجام
‫و تعداد بیشتر به نفع‌مونه.

55
00:03:13,693 --> 00:03:16,237
‫خب، هر چی بود،
‫قوی، سریع و خیلی عصبانی بود.

56
00:03:16,321 --> 00:03:19,115
‫خیلی‌خب، پس هر کار می‌کنین،
‫این زنگ رو به صدا در نیارین.

57
00:03:19,199 --> 00:03:21,201
‫مگه اینکه دلتون بخواد
‫انگشت یا بازوتون رو از دست بدین.

58
00:03:21,910 --> 00:03:22,911
‫من شانسم رو امتحان می‌کنم...

59
00:03:22,994 --> 00:03:24,621
‫- نمی‌خواد!
‫- از سر راهم برو کنار.

60
00:03:24,704 --> 00:03:27,415
‫واسه اینکه این چیز رو شکست بدیم،
‫باید در وضعیت ذهنی مناسبی باشیم.

61
00:03:27,498 --> 00:03:29,834
‫وضعیت ذهنی؟
‫منظورت اینه که من عصبانی‌ام؟

62
00:03:29,918 --> 00:03:31,044
‫آره، عصبانی‌ام.

63
00:03:31,127 --> 00:03:33,213
‫می‌خوام هر چیزی که به لوتر
‫آسیب زده رو بکشم.

64
00:03:33,296 --> 00:03:35,548
‫تنها کسی که از پیش‌مون رفته، لوتر نیست.

65
00:03:35,632 --> 00:03:37,467
‫کلاوس رو هم از دست دادیم.

66
00:03:37,550 --> 00:03:40,011
‫منم عصبانی‌ام، خیلی‌خب؟
‫همه عصبانی‌ایم.

67
00:03:40,094 --> 00:03:41,512
‫باید سر این موضوع عاقلانه پیش بریم.

68
00:03:41,596 --> 00:03:43,848
‫آره. وقتی که زمانش برسه،
‫اقدام می‌کنیم.

69
00:03:43,932 --> 00:03:46,351
‫اصلا فکرش هم نکن، پنج.
‫درها نمی‌ذارن بری بیرون.

70
00:03:46,434 --> 00:03:48,394
‫پس یعنی چی، اینجا گیر افتادیم؟

71
00:03:48,478 --> 00:03:52,523
‫اینجا مکان آزمایش و تله و وسیله نجات،
‫همه با همدیگه است.

72
00:03:52,607 --> 00:03:56,110
‫- کسی می‌دونه اون نوشته چی میگه؟
‫- آره میگه، «زنگ رو به صدا در نیار».

73
00:03:56,194 --> 00:03:59,697
‫- همین معنی رو میده.
‫- باشه فهمیدیم، دیگو. نباید زنگ بزنیم.

74
00:04:00,448 --> 00:04:01,448
‫چی کار کنیم؟

75
00:04:02,116 --> 00:04:03,451
‫کسی می‌دونه؟

76
00:04:04,118 --> 00:04:05,161
‫رجی؟

77
00:04:05,912 --> 00:04:06,788
‫رجی.

78
00:04:09,374 --> 00:04:12,752
‫گرسنه‌امه.
‫کسی می‌خواد یه دیس سوشی بخوره؟

79
00:04:12,835 --> 00:04:14,963
‫توی همچین موقعیتی،
‫چطور می‌تونی چیزی بخوری؟

80
00:04:15,046 --> 00:04:17,548
‫نمی‌دونم. تو چطور توی همچین موقعیتی،
‫می‌تونی اینقدر عوضی باشی؟

81
00:04:17,632 --> 00:04:18,716
‫- هی!
‫- اوه، تو...

82
00:04:19,217 --> 00:04:20,677
‫بکش کنار، خیلی‌خب؟

83
00:04:21,594 --> 00:04:23,096
‫- می‌خواد یه چیزی بخوره تا...
‫- جون بگیرم.

84
00:04:24,097 --> 00:04:25,473
‫در این موقع بحرانی.

85
00:04:27,475 --> 00:04:29,394
‫دیگو، میشه یه لحظه باهام بیای؟

86
00:04:31,396 --> 00:04:32,814
‫من... مُردم؟

87
00:04:32,897 --> 00:04:36,109
‫آره، خیلی خوشحالم که
‫واسه اولین بارت، اینجا پیشت هستم...

88
00:04:36,192 --> 00:04:37,632
‫چون یه جورایی حس عجیب و غریبیه.

89
00:04:37,694 --> 00:04:40,697
‫مثل بیدار شدن از یک خواب خیلی واضح می‌مونه.

90
00:04:40,780 --> 00:04:42,115
‫ولی نگران نباش.

91
00:04:42,615 --> 00:04:45,285
‫چون خیلی زود قراره
‫همه‌چی واسه‌ت منطقی بشه.

92
00:04:45,368 --> 00:04:47,745
‫اوه خدای من. بابا من رو کشت.

93
00:04:47,829 --> 00:04:50,498
‫اوه خداجون! منم کشت!
‫چندین بار.

94
00:04:51,791 --> 00:04:52,709
‫اون یک آدم فضاییه.

95
00:04:52,792 --> 00:04:55,962
‫سعی می‌کنیم اینجا از این
‫اصطلاحات استفاده نکنیم.

96
00:04:56,045 --> 00:04:58,131
‫و می‌دونم که نزاکت سیاسیه،

97
00:04:58,214 --> 00:05:00,633
‫ولی می‌تونی بگی که اون...

98
00:05:01,384 --> 00:05:02,218
‫انگلیسیه.

99
00:05:02,302 --> 00:05:04,429
‫نه، نه! منظورم اینه که
‫یک آدم فضایی واقعیه.

100
00:05:04,512 --> 00:05:07,598
‫مثل یک... آدم حشره‌ای
‫از یک سیاره دیگه است.

101
00:05:07,682 --> 00:05:09,100
‫اوه خدا. کلاوس...

102
00:05:10,018 --> 00:05:12,437
‫باید برگردی و به اسلون و بقیه هشدار بدی.

103
00:05:12,520 --> 00:05:14,856
‫راه نداره.
‫دیگه کار به کار اون سمت ندارم.

104
00:05:14,939 --> 00:05:16,858
‫- جانم؟
‫- آره، به اینجا تعلق دارم.

105
00:05:16,941 --> 00:05:20,403
‫کُل زندگیم،
‫یه بازنده و عجیب الخلقه بودم،

106
00:05:20,486 --> 00:05:24,449
‫اشتباه پشت اشتباه پشت اشتباه،

107
00:05:24,532 --> 00:05:26,576
‫ولی می‌دونی، همه‌ش یه نشونه بود.

108
00:05:27,201 --> 00:05:29,537
‫نشونه‌ای از اینکه
‫اینجا خونه‌ی منه.

109
00:05:30,413 --> 00:05:32,081
‫جایی که قرار بوده باشم.

110
00:05:32,582 --> 00:05:33,499
‫این جای تخمی رو میگی؟

111
00:05:33,583 --> 00:05:35,918
‫بی‌خیال!
‫منظورم توی این ملکوته، خنگول،

112
00:05:36,002 --> 00:05:38,296
‫به همراه تو و تموم...

113
00:05:39,255 --> 00:05:41,257
‫دوستان ابدی خیالی.

114
00:05:41,966 --> 00:05:43,426
‫این قضیه کجا تموم میشه؟

115
00:05:43,509 --> 00:05:47,930
‫می‌تونی به همراه بنده تا ابد
‫بشینی پیتزا بخوری و مستندهای خفن ببینی.

116
00:05:48,014 --> 00:05:50,516
‫پس صبر کن ببینم.
‫می‌خوای به خونواده‌مون پشت کنی؟

117
00:05:50,600 --> 00:05:52,268
‫من جای تو بودم زیاد نگرانشون نمیشدم.

118
00:05:52,352 --> 00:05:54,937
‫کم کم اون‌ها هم میان اینجا.
‫بالاخره هر کسی می‌میره.

119
00:05:55,021 --> 00:05:56,356
‫- درست نمیگم؟
‫- اممم.

120
00:05:56,939 --> 00:05:58,441
‫آره، یعنی ما که مُردیم، مگه نه؟

121
00:05:58,524 --> 00:05:59,817
‫مثل رقص داگی مُردیم، عزیزم.
‫(نوعی رقص هیپ هاپ)

122
00:05:59,901 --> 00:06:01,277
‫- مثل رقص داگی میگی؟
‫- آره!

123
00:06:01,361 --> 00:06:03,279
‫پس اگه همچین کاری بکنم، چی میشه؟

124
00:06:12,538 --> 00:06:13,706
‫تلاش خوبی بود، گنده‌بک،

125
00:06:13,790 --> 00:06:16,793
‫ولی هیچ دردی در خلا وجود نداره.

126
00:06:16,876 --> 00:06:18,461
‫آره!‌ تموم تلاشت رو بکن!

127
00:06:19,379 --> 00:06:20,755
‫چالش رو قبول می‌کنم.

128
00:06:23,007 --> 00:06:25,207
‫باورم نمیشه که می‌خواستی سوتی بدی.

129
00:06:25,259 --> 00:06:27,905
‫ببخشید، خیلی‌خب؟
‫ولی شاید بهتر باشه درباره بچه بهشون بگیم.

130
00:06:27,929 --> 00:06:29,097
‫نه.

131
00:06:29,931 --> 00:06:32,868
‫دوست دارم قبل از اینکه جشن اعلام
‫جنسیت بچه بگیری، ماموریت رو تموم کنیم.

132
00:06:32,892 --> 00:06:35,728
‫- آره، ولی تصور کن...
‫- میشه اون سس سویا رو بدی، لطفا؟

133
00:06:37,980 --> 00:06:38,898
‫نمی‌فهمم.

134
00:06:38,981 --> 00:06:42,402
‫آخه پیش کسایی هستیم که
‫بیشتر از همه ما رو دوست دارن، خیلی‌خب؟

135
00:06:42,485 --> 00:06:44,112
‫پس چرا بهشون نگیم؟

136
00:06:44,737 --> 00:06:47,281
‫ها؟ الان وضعیت خیلی تخمیه.

137
00:06:47,365 --> 00:06:51,327
‫خیلی خوب میشه به خونواده یک چیزی بدیم
‫که حاضر باشن به‌خاطرش بجنگن.

138
00:06:52,578 --> 00:06:54,414
‫میشه دهنت رو ببندی و ماهیت رو بخوری؟

139
00:06:58,418 --> 00:07:00,420
‫باشه. باشه.

140
00:07:01,712 --> 00:07:03,506
‫نه، درست همونطوریه که پیرمرد گفت،

141
00:07:03,589 --> 00:07:06,759
‫بار اول اتفاقیه،
‫بار دوم تصادفیه،

142
00:07:06,843 --> 00:07:09,846
‫و بار سوم اتفاق نمیفته
‫چون من یه احمق حراف نیستم.

143
00:07:09,929 --> 00:07:11,973
‫خب، مطمئن نیستیم
‫که کلاوس یا لوتر رو کشته.

144
00:07:12,056 --> 00:07:15,810
‫داری جدی میگی؟ شیوه کارش همینجوریه.
‫قبلا هم این رو دیدیم.

145
00:07:15,893 --> 00:07:19,355
‫فراموش کردی که اصلا در وهله اول
‫ما چطور دور هم جمع شدیم؟

146
00:07:19,439 --> 00:07:21,482
‫- مراسم خاکسپاری بابا.
‫- دقیقا.

147
00:07:21,566 --> 00:07:24,569
‫قبلا هم این کارها رو کرده بود
‫و الان دوباره داره تکرار می‌کنه.

148
00:07:24,652 --> 00:07:25,712
‫- بی‌خیال، پنج.
‫- نه.

149
00:07:25,736 --> 00:07:28,114
‫رای‌گیری واسه ورود به تونل رو باخت،

150
00:07:28,197 --> 00:07:29,490
‫ولی با این حال الان اینجاییم.

151
00:07:29,574 --> 00:07:31,826
‫مطمئنی که می‌تونه لوتر رو بکشه؟

152
00:07:31,909 --> 00:07:34,370
‫فکر کنم می‌تونه لوتر، کلاوس
‫و بقیه ماها رو...

153
00:07:34,454 --> 00:07:36,330
‫بدون عذاب وجدان، راحت بکشه.

154
00:07:36,831 --> 00:07:39,750
‫و بدتر از همه،
‫فکر کنم آلیسون هم دخیله.

155
00:07:39,834 --> 00:07:41,252
‫نه. نه.

156
00:07:43,212 --> 00:07:45,381
‫بدم میاد حرف‌هایی که همه‌ میگن رو بزنم.

157
00:07:45,465 --> 00:07:48,468
‫اصلا نباید به کلیشه‌ای بودن
‫عزاداری کردنت فکر کنی.

158
00:07:50,303 --> 00:07:53,055
‫می‌دونم که همه‌چی داره به آخر می‌رسه،

159
00:07:54,015 --> 00:07:57,602
‫ولی فکر می‌کردم وقتی این اتفاق میفته،
‫کنار همدیگه خواهیم بود.

160
00:07:59,729 --> 00:08:02,732
‫حتی فرصت نکردم باهاش خداحافظی کنم.

161
00:08:07,737 --> 00:08:09,113
‫من فرصت کردم که...

162
00:08:10,281 --> 00:08:12,742
‫با دخترم... و شوهرم خداحافظی کنم.

163
00:08:14,035 --> 00:08:16,370
‫ولی کافی نبود. حسی که داری...

164
00:08:17,663 --> 00:08:19,207
‫خیلی عمیق‌تر از اونیه
‫که بخوای به زبون بیاری.

165
00:08:21,709 --> 00:08:23,711
‫لوتر عاشقت بود...

166
00:08:25,546 --> 00:08:27,340
‫قدر یک دنیا دوستت داشت.

167
00:08:29,091 --> 00:08:30,885
‫خیلی خوشحالش کرده بودی.

168
00:08:44,190 --> 00:08:46,192
‫نه، اون... توی تونل پیش اسلون بود.

169
00:08:46,275 --> 00:08:48,528
‫من از کلاوس حرف نمی‌زنم.

170
00:08:49,195 --> 00:08:50,404
‫لوتر؟

171
00:08:51,405 --> 00:08:53,991
‫چی؟ نه، هیچوقت همچین کاری نمی‌کنه.

172
00:08:54,075 --> 00:08:56,410
‫از موقعی که وارد این خط زمانی شدیم،
‫داره از هم می‌پاشه.

173
00:08:56,494 --> 00:08:59,455
‫- آره، دخترش رو از دست داده.
‫- و هارلن رو کشت.

174
00:09:03,960 --> 00:09:05,253
‫حتی اگه حق با تو باشه،

175
00:09:05,336 --> 00:09:08,297
‫فکر نکنم اگه باهاشون روبرو بشیم،
‫به چیزی اعتراف کنن.

176
00:09:08,881 --> 00:09:09,881
‫موافقم.

177
00:09:14,887 --> 00:09:16,639
‫بی‌خیال، مرد.
‫به حرف‌هام گوش کن.

178
00:09:16,722 --> 00:09:19,809
‫قرار نیست برگردم اونجا که
‫همش بهم امر و نهی کنن.

179
00:09:19,892 --> 00:09:21,811
‫و هیچ کاری نمی‌تونی بکنی
‫که نظرم رو عوض کنی!

180
00:09:21,894 --> 00:09:24,438
‫تو واقعا خیلی آدم خودخواهی هستی!
‫می‌دونستی؟

181
00:09:24,522 --> 00:09:26,190
‫فقط خونسرد باش!
‫نگران نباش.

182
00:09:26,274 --> 00:09:29,193
‫هر چقدر بخوای وقت داری
‫که باهاش کنار بیای!

183
00:09:29,777 --> 00:09:31,445
‫خیلی‌خب، دیگه بسه.

184
00:09:33,030 --> 00:09:34,030
‫ها!

185
00:09:36,826 --> 00:09:37,827
‫لعنت.

186
00:09:40,580 --> 00:09:41,831
‫بی‌خیال!

187
00:09:42,540 --> 00:09:45,710
‫چندین میلیون بار مُردم
‫تا این حرکت رو یاد گرفتم.

188
00:09:45,793 --> 00:09:47,837
‫دوباره؟

189
00:09:47,920 --> 00:09:49,589
‫بله، دوباره.

190
00:09:55,469 --> 00:09:57,680
‫یکی همچین تصوری از بهشت داره؟

191
00:09:57,763 --> 00:09:59,098
‫وواه! اووف!

192
00:09:59,890 --> 00:10:02,018
‫- چی...
‫- سلام، رفیق.

193
00:10:02,101 --> 00:10:03,603
‫- تو!
‫- نه!

194
00:10:03,686 --> 00:10:05,438
‫برگرد اینجا! برگرد اینجا ببینم!

195
00:10:05,521 --> 00:10:06,521
‫قلقلکم میدی!

196
00:10:06,564 --> 00:10:08,608
‫- من...
‫- ولم کن!

197
00:10:10,484 --> 00:10:12,069
‫تو.

198
00:10:12,153 --> 00:10:14,030
‫شاید دردی احساس نکنی،

199
00:10:14,113 --> 00:10:17,116
‫ولی تا ابد می‌تونم
‫تو رو از بین دیوارها پرت کنم، کلاوس.

200
00:10:17,199 --> 00:10:20,161
‫نمیذارم یه لحظه هم آرامش داشته باشی.
‫از این کار دست برنمیدارم.

201
00:10:20,244 --> 00:10:22,413
‫نه، نه، نه، نه، نه.

202
00:10:22,496 --> 00:10:24,790
‫خلا، خونه‌ی منه.

203
00:10:24,874 --> 00:10:27,835
‫چون یک خونه بادی باشه،
‫ولی مال منه!

204
00:10:29,879 --> 00:10:32,256
‫نمی‌خوای به خونواده کمک کنی،
‫باشه مشکلی نیست.

205
00:10:33,549 --> 00:10:36,093
‫ولی عشق زندگیم داره به سمت جهنم میره.

206
00:10:36,177 --> 00:10:39,722
‫اصلا نمی‌دونم می‌تونم کاری کنم یا نه.
‫یعنی اصلا معلوم نیست کجا رفتن.

207
00:10:39,805 --> 00:10:42,058
‫کلاوس، اینجا خونه‌ی توئه.

208
00:10:42,141 --> 00:10:43,559
‫- آره.
‫- الان گفتی.

209
00:10:43,643 --> 00:10:46,604
‫- آره.
‫- تو... پادشاه مرگی.

210
00:10:46,687 --> 00:10:48,189
‫اوه، یه خرده اغراق کردی.

211
00:10:48,272 --> 00:10:50,399
‫یعنی ترجیح میدم خودم رو به عنوان...

212
00:10:50,483 --> 00:10:51,359
‫آره.

213
00:10:51,442 --> 00:10:53,152
‫شاهزاده‌ی تاریکی حساب کنم.

214
00:10:53,235 --> 00:10:55,154
‫اوووه!

215
00:10:55,237 --> 00:10:56,238
‫حالا هر چی!

216
00:10:57,740 --> 00:10:59,200
‫من بهت ایمان دارم، برادر.

217
00:11:00,076 --> 00:11:01,702
‫هر کاری بخوای، می‌تونی بکنی.

218
00:11:05,206 --> 00:11:06,874
‫- اوه، سلام.
‫- سلام.

219
00:11:06,957 --> 00:11:08,751
‫ببخشید که جشن‌تون رو خراب کردیم.

220
00:11:09,794 --> 00:11:11,879
‫خیلی‌خب، باشه. باشه.
‫گوش کن، انجامش میدیم.

221
00:11:11,962 --> 00:11:13,506
‫- سعی خودمون رو می‌کنیم، باشه؟
‫- باشه.

222
00:11:13,589 --> 00:11:17,218
‫به علاوه از نظر انگیزشی بودن حرف‌هات،
‫از درجه یک تا مثلا فیلم شجاع‌دل...

223
00:11:17,301 --> 00:11:20,096
‫- خب؟
‫- حرف‌هات در حد نصف فیلم رودی بود.

224
00:11:20,763 --> 00:11:24,123
‫- خیلی‌خب، بعدا نیش و کنایه بزن.
‫- به نظرم بهتر از این‌ها می‌تونستی بگی.

225
00:11:49,709 --> 00:11:52,169
‫امون از این وضعیت.

226
00:11:54,588 --> 00:11:55,798
‫باید حرف بزنیم.

227
00:11:55,881 --> 00:11:58,300
‫- سرم شلوغه. نمیشه بعدا حرف بزنیم؟
‫- نه، نمیشه.

228
00:11:59,009 --> 00:12:01,011
‫لوتر و کلاوس، تو کشتیشون؟

229
00:12:01,095 --> 00:12:03,472
‫یه محافظ توی راهروهای این هتل کمین کرده.

230
00:12:03,556 --> 00:12:05,516
‫باید شکستش بدیم
‫تا ماموریت با موفقیت انجام بشه.

231
00:12:05,599 --> 00:12:08,060
‫با کشتن دو نفر از اعضا تیم،
‫چه سودی عایدم میشه؟

232
00:12:08,144 --> 00:12:10,020
‫- جواب سوال رو بده.
‫- به گمونم جواب دادم.

233
00:12:10,646 --> 00:12:13,691
‫اگه بفهمم که داری سرم شیره می‌مالی پیرمرد،
‫دیگه قرار بی قرار.

234
00:12:13,774 --> 00:12:16,569
‫بهت اطمینان میدم
‫که من سر توافق خودمون می‌مونم،

235
00:12:16,652 --> 00:12:18,571
‫انتظار دارم تو هم همین کار رو بکنی.

236
00:12:22,241 --> 00:12:24,302
‫- قضیه چی بود؟
‫- به تو مربوط نیست.

237
00:12:24,326 --> 00:12:27,413
‫به من مربوط نیست؟
‫الان اینجاییم، هتل اوبلیوین.

238
00:12:27,496 --> 00:12:29,540
‫همونطور که می‌خواستی.
‫من این کار رو کردم.

239
00:12:29,623 --> 00:12:30,875
‫چرند نگو.

240
00:12:30,958 --> 00:12:33,961
‫آلیسون، هارلن رو کشت،
‫منم خونواده‌ها رو متحد کردم.

241
00:12:34,044 --> 00:12:35,629
‫تو چی کار کردی، شماره دو؟

242
00:12:37,381 --> 00:12:38,621
‫جمع بشین، بچه‌ها.

243
00:12:39,341 --> 00:12:41,886
‫حالا که فرصتی پیدا کردیم
‫نفسی تازه کنیم،

244
00:12:41,969 --> 00:12:43,596
‫می‌تونیم بریم سراغ کار اصلی.

245
00:12:43,679 --> 00:12:46,098
‫اه، افسانه هفت ناقوس، ها؟

246
00:12:46,182 --> 00:12:47,975
‫دقیقا. بالاخره یه نفر توجه می‌کرده.

247
00:12:48,058 --> 00:12:50,618
‫- باشه، ناقوس‌ها رو پیدا می‌کنیم، بعدش چی؟
‫- نه، نه، نه.

248
00:12:50,644 --> 00:12:53,272
‫ناقوس‌ها فقط یه استعاره برای این هستن.

249
00:12:54,315 --> 00:12:56,650
‫- نشان خاتم.
‫- درسته، شماره پنج.

250
00:12:56,734 --> 00:12:58,778
‫خاتم کلید هفت ناقوسه.

251
00:12:58,861 --> 00:13:01,197
‫وقتی این نماد رو پیدا کنیم،
‫یک قدم به...

252
00:13:01,280 --> 00:13:02,531
‫ تنظیم مجدد دنیا نزدیک‌ میشیم.

253
00:13:02,615 --> 00:13:04,158
‫وقتی پیداش کردیم، چی کار کنیم؟

254
00:13:04,658 --> 00:13:05,743
‫نمی‌دونم.

255
00:13:05,826 --> 00:13:08,412
‫جانم؟ اینجا جمع شدیم
‫چون تو گفتی یه نقشه‌ای داری.

256
00:13:08,496 --> 00:13:10,122
‫درسته، نقشه دارم،
‫ولی تا یه جایی.

257
00:13:10,206 --> 00:13:12,124
‫عالی شد.

258
00:13:12,208 --> 00:13:14,335
‫پس باید تا ابد توی هتل بمونیم،

259
00:13:14,418 --> 00:13:16,629
‫به در و دیوار خیره بشیم
‫و سوشی‌های بدمزه بخوریم.

260
00:13:16,712 --> 00:13:18,547
‫پیدا کردن خاتم،
‫تنها راه خروج ما از اینجا...

261
00:13:18,631 --> 00:13:20,758
‫و بهترین فرصت برای
‫تنظیم مجدد دنیاست.

262
00:13:20,841 --> 00:13:23,052
‫جالبه که تو و بابا دوباره
‫سر یه موضوع با هم توافق دارین.

263
00:13:24,011 --> 00:13:26,806
‫- خیلی‌خب، اه، از کجا شروع کنیم؟
‫- به چند گروه تقسیم میشیم.

264
00:13:26,889 --> 00:13:29,266
‫من با آلیسون و اسلون میرم،
‫بن و پنج و ویکتور.

265
00:13:29,350 --> 00:13:31,685
‫- نه، ما آلیسون رو می‌خوایم.
‫- بن رو میدیم به جای آلیسون.

266
00:13:31,769 --> 00:13:35,564
‫با همدیگه آموزش دیدیم، واسه همین
‫منطقی‌تره که ما آلیسون رو برداریم.

267
00:13:35,648 --> 00:13:36,857
‫آره. نه، مرسی.

268
00:13:37,441 --> 00:13:38,441
‫چرا نه؟

269
00:13:40,277 --> 00:13:41,277
‫ایده خیلی خوبیه.

270
00:13:41,320 --> 00:13:43,864
‫آلیسون، با بچه‌های آمبرلا برو.
‫بچه‌های اسپارو هم با همدیگه میرن.

271
00:13:43,948 --> 00:13:45,449
‫هر گروه سراغ یک طبقه متفاوت بره.

272
00:13:45,533 --> 00:13:46,826
‫باید اون خاتم رو پیدا کنیم.

273
00:13:46,909 --> 00:13:48,661
‫- ما چی؟
‫- شما دو نفره‌این.

274
00:13:48,744 --> 00:13:50,830
‫هیچکس دلش نمی‌خواد
‫به دعوای تموم‌نشدنی‌تون گوش کنه.

275
00:13:50,913 --> 00:13:54,792
‫حالا پخش بشین، از هیچ اقدامی دریغ نکنین
‫و ۳۰ دقیقه دیگه برگردین اینجا هم رو ببینیم.

276
00:13:54,875 --> 00:13:56,710
‫کاملا وقت تلف کردنه.

277
00:13:56,794 --> 00:13:58,671
‫شنیدی؟ گفت ما گروه دو نفره‌ایم.

278
00:13:59,797 --> 00:14:01,877
‫فکر کنم بابات کم کم داره
‫از من خوشش میاد.

279
00:14:06,679 --> 00:14:09,431
‫دفترچه‌ام رو فراموش کردم.
‫شما برین. تا پنج دقیقه دیگه می‌بینمتون.

280
00:14:36,166 --> 00:14:39,295
‫یه نفر کلی زحمت کشیده
‫تا این چیز رو مخفی کنه.

281
00:14:39,378 --> 00:14:41,046
‫اندازه‌ش چقدر باید باشه؟

282
00:14:41,130 --> 00:14:44,174
‫می‌دونی، رجی پیر عزیز چیزی نگفت.

283
00:14:44,258 --> 00:14:46,176
‫واقعا؟ همم. عجیبه.

284
00:14:46,260 --> 00:14:48,429
‫فکر می‌کردم اطلاعات بیشتری
‫از این نقشه داری.

285
00:14:49,221 --> 00:14:51,181
‫ببخشید، این حرفت یعنی چی؟

286
00:14:51,265 --> 00:14:53,517
‫موقع عروسی دیدم که با اون...

287
00:14:53,601 --> 00:14:54,852
‫توی سوئیت بوفالوی سفید بودی.

288
00:14:54,935 --> 00:14:56,687
‫نمی‌دونم الان وقت مناسبیه که...

289
00:14:56,770 --> 00:14:58,981
‫می‌دونی، شنیدم که دیشب
‫از هوش رفته بودی.

290
00:14:59,064 --> 00:15:02,192
‫درسته و یه خرده طول کشید
‫تا یادم بیاد که چی دیدم،

291
00:15:02,276 --> 00:15:03,736
‫ولی الان یادم میاد، آلیسون.

292
00:15:04,570 --> 00:15:08,282
‫تو و بابا یه جور قراری با هم گذاشتین.

293
00:15:08,365 --> 00:15:10,200
‫سر چی توافق کردین؟

294
00:15:10,284 --> 00:15:11,493
‫- قرار؟
‫- اوهوم.

295
00:15:11,577 --> 00:15:12,577
‫با بابا؟

296
00:15:13,203 --> 00:15:15,456
‫- خواهشا بگو که داری شوخی می‌کنی.
‫- شوخی نمی‌کنه.

297
00:15:17,082 --> 00:15:18,876
‫جواب سوال رو بده.

298
00:15:18,959 --> 00:15:20,419
‫عقل از سرت پریده.

299
00:15:20,502 --> 00:15:22,963
‫تو و بابا با هم قرار گذاشتین،
‫حالا لوتر مُرده.

300
00:15:23,047 --> 00:15:24,381
‫خیلی‌خب.

301
00:15:24,465 --> 00:15:26,884
‫لوتر به دست اون کوفتی که
‫معلوم نیست چیه، کشته شد.

302
00:15:26,967 --> 00:15:29,345
‫- و کلاوس؟
‫- نتونست وارد تونل بشه.

303
00:15:29,428 --> 00:15:32,306
‫می‌دونی، قراری که گذاشتین
‫به قیمت جون مردم داره تموم میشه.

304
00:15:32,389 --> 00:15:34,975
‫واقعا فکر کردی با بابا قرار گذاشتم...

305
00:15:35,059 --> 00:15:37,353
‫که لوتر و کلاوس رو بکشم؟

306
00:15:42,566 --> 00:15:44,485
‫دیگه حرفی ندارم.
‫توی لابی می‌بینمتون.

307
00:15:44,568 --> 00:15:46,236
‫هی... هی، وایستا، نه.

308
00:15:47,196 --> 00:15:49,323
‫صبر کن... پنج.

309
00:15:49,406 --> 00:15:50,407
‫آلیسون.

310
00:15:52,242 --> 00:15:53,661
‫نه، فقط گوش کن چی میگم.

311
00:16:07,299 --> 00:16:09,009
‫ویکتور؟ آلیسون؟

312
00:16:09,760 --> 00:16:10,761
‫خیلی‌خب.

313
00:16:20,771 --> 00:16:22,731
‫خیلی‌خب، تازه بخش جالب کار شروع شد.

314
00:16:25,567 --> 00:16:28,362
‫نه، دیگه من کار به کار شما
‫و تئوری‌های توطئه‌اتون ندارم.

315
00:16:28,445 --> 00:16:29,780
‫بس کن. فقط به حرف‌هام گوش کن...

316
00:16:29,863 --> 00:16:32,199
‫چرا باید گوش کنم، ها؟

317
00:16:32,282 --> 00:16:34,326
‫شما بودین که رای دادین
‫بمونیم و بمیریم.

318
00:16:34,410 --> 00:16:37,013
‫شما بودین که گفتین گور بابای خونواده
‫و کل این دنیا.

319
00:16:37,037 --> 00:16:39,248
‫من تنها کسی‌ام که می‌خوام جفتش رو نجات بدم.

320
00:16:39,331 --> 00:16:42,960
‫قبل از اینکه تعداد بیشتری از ما کشته بشن،
‫باید بفهمیم که بابا چه نقشه‌ای چیده.

321
00:16:44,920 --> 00:16:46,296
‫پنج کدوم گوریه؟

322
00:16:47,131 --> 00:16:48,507
‫درست پشت سرم بود.

323
00:16:53,429 --> 00:16:54,430
‫پنج؟

324
00:16:57,516 --> 00:16:58,517
‫پنج؟

325
00:17:20,456 --> 00:17:21,456
‫هی.

326
00:17:22,166 --> 00:17:24,418
‫از این خراب شده میریم بیرون، خیلی‌خب؟

327
00:17:24,501 --> 00:17:26,253
‫مشکلی واسه سه‌ نفرمون پیش نمیاد.

328
00:17:26,754 --> 00:17:27,755
‫بعدش چی؟

329
00:17:28,464 --> 00:17:30,591
‫بعدش یه خونواده شاد و خوشحال میشیم.

330
00:17:30,674 --> 00:17:31,884
‫نخیر، نمیشیم.

331
00:17:31,967 --> 00:17:35,679
‫باز دوباره از مزخرفاتیه که باید
‫خودم رو ثابت کنم پدر خوبی‌ام؟

332
00:17:35,763 --> 00:17:37,765
‫- قبول شدی، خیلی‌خب؟
‫- پشت سر گذاشتم، خیلی‌خب؟

333
00:17:37,848 --> 00:17:38,974
‫اوی، اوی، صبر کن.

334
00:17:41,560 --> 00:17:43,270
‫اوه، پس قضیه سر من نیست، ها؟

335
00:17:44,605 --> 00:17:46,106
‫اوه، ترسیدی.

336
00:17:48,525 --> 00:17:50,444
‫با استن راحت‌تر بود، خیلی‌خب؟

337
00:17:50,527 --> 00:17:52,071
‫می‌تونستی بگی «برو گمشو»،

338
00:17:52,154 --> 00:17:55,741
‫بعد دیگه مجبور نبودم
‫درباره‌ی بچه چیزی بهت بگم...

339
00:17:55,824 --> 00:17:57,367
‫یا ازت بخوام که پیشم بمونی.

340
00:17:57,451 --> 00:17:59,953
‫وقتی می‌تونی بدون اینکه آسیب‌پذیر بشی،
‫با ذهن یه نفر بازی کنی...

341
00:18:00,037 --> 00:18:02,706
‫تا هر کاری که دلت می‌خواد واست بکنه،
‫چرا اصلا حقیقت رو بهش بگی؟

342
00:18:02,790 --> 00:18:04,333
‫می‌دونه این حرف، چقدر مسخره است؟

343
00:18:08,337 --> 00:18:11,590
‫ولی اگه مثل مامانم...

344
00:18:11,673 --> 00:18:13,050
‫بچه‌مون رو ناامید کنم، چی؟

345
00:18:14,176 --> 00:18:15,427
‫پس ناامیدش نکن.

346
00:18:16,637 --> 00:18:19,264
‫چون پشت این مزخرفات مسخره،

347
00:18:20,182 --> 00:18:22,309
‫یه آدم خوب و شایسته هست.

348
00:18:24,478 --> 00:18:26,188
‫مطمئنی؟

349
00:18:26,271 --> 00:18:29,441
‫هزار درصد مطمئنم.

350
00:18:45,332 --> 00:18:46,333
‫بیا.

351
00:18:52,923 --> 00:18:55,092
‫برگشتیم سر جای همون آسانسور؟

352
00:18:56,844 --> 00:18:59,388
‫اوه، یادت نره زیر گلدون‌ رو هم چک کنی.

353
00:18:59,471 --> 00:19:02,474
‫کونت رو تکون بده و دیوارها رو نگاه کن
‫ببین محفظه‌ای مخفی دارن یا نه.

354
00:19:02,558 --> 00:19:03,558
‫هی، اه،

355
00:19:04,268 --> 00:19:06,770
‫اینجا که دیواره و اه....

356
00:19:07,563 --> 00:19:09,231
‫اوه، اینم یه دیوار دیگه است.

357
00:19:09,314 --> 00:19:10,954
‫چه مرگته؟

358
00:19:10,983 --> 00:19:13,902
‫مردم چپ و راست دارن می‌میرن
‫بعد تو ادای نوجوون‌های عبوس رو در میاری.

359
00:19:13,986 --> 00:19:15,529
‫درست مثل بابا حرف می‌زنی.

360
00:19:16,280 --> 00:19:18,490
‫چرا اینقدر واسه‌ت مهمه
‫که بابا ازت خوشش بیاد؟

361
00:19:18,574 --> 00:19:20,409
‫اون ذات من یا ما رو تعریف نمی‌کنه.

362
00:19:20,492 --> 00:19:22,369
‫بدون اون توی این دنیا،
‫اثر خودمون رو گذاشتیم.

363
00:19:22,452 --> 00:19:25,080
‫به عنوان آکادمی اسپارو،
‫ولی الان همه‌شون مُردن.

364
00:19:25,164 --> 00:19:26,415
‫اون هیچوقت یه اسپارو نبود.

365
00:19:26,498 --> 00:19:30,002
‫اون بابامون بود، از نوع مزخرفش.
‫تو به اون احتیاجی نداری.

366
00:19:30,085 --> 00:19:32,838
‫گفتنش واسه تو که
‫یه خونواده جدید پیدا کردی، آسونه.

367
00:19:34,339 --> 00:19:36,717
‫و بهترین عضو اون خونواده، الان مُرده.

368
00:19:37,509 --> 00:19:40,512
‫باورم نمیشه که این حرف رو بزنم.
‫ولی راستش خوشحالم که شما رو می‌بینم.

369
00:19:42,222 --> 00:19:44,349
‫- چی شده؟
‫- هتل داره تغییر می‌کنه.

370
00:19:44,433 --> 00:19:47,644
‫همه‌ش دور خودم می‌چرخیدم،
‫ولی انگار این هتل زنده است.

371
00:19:47,728 --> 00:19:49,608
‫- بهتره به لابی برگردیم.
‫- سعی کردم.

372
00:19:49,646 --> 00:19:52,191
‫هر سمتی که میرم،
‫برمی‌گردم سر جای اولم.

373
00:19:52,274 --> 00:19:53,984
‫یا شاید هم قدرت جهت یابی نداری.

374
00:19:54,067 --> 00:19:56,403
‫باشه، راه رو نشون بده، ماژلان.
‫(دریانورد پرتغالی)

375
00:20:03,869 --> 00:20:04,870
‫پنج؟

376
00:20:05,662 --> 00:20:06,663
‫پنج؟

377
00:20:06,747 --> 00:20:07,956
‫پنج؟

378
00:20:08,040 --> 00:20:09,041
‫پنج؟

379
00:20:09,791 --> 00:20:12,878
‫- کجاست؟
‫- من از کجا بدونم؟

380
00:20:13,503 --> 00:20:15,923
‫بس کن. نباید همه‌ش به این کار ادامه بدیم.

381
00:20:16,882 --> 00:20:19,927
‫خواهش می‌کنم،
‫چطور به روال سابق برگردیم؟

382
00:20:20,010 --> 00:20:22,512
‫قبل از اون عذرخواهی الکی...

383
00:20:22,596 --> 00:20:23,805
‫و دروغ‌ها؟

384
00:20:24,514 --> 00:20:26,892
‫آلیسون، بس کن.
‫چطور بی‌خیال بشیم؟

385
00:20:29,811 --> 00:20:31,438
‫فکر نکنم بتونیم.

386
00:20:44,326 --> 00:20:45,494
‫مشکلی پیش اومده، بابا؟

387
00:20:46,203 --> 00:20:47,329
‫تو!

388
00:20:47,412 --> 00:20:48,664
‫دلم واست تنگ شده بود.

389
00:20:48,747 --> 00:20:51,166
‫فقط یه راه ورود به اوبلیوین هست.
‫غیرممکنه.

390
00:20:51,250 --> 00:20:53,460
‫خب، می‌بینی که اومدم.

391
00:20:53,543 --> 00:20:54,711
‫حیرت‌انگیزه!

392
00:20:54,795 --> 00:20:57,839
‫ای کاش بیشتر می‌تونستم این موضوع رو بشکافم،
‫پسرم، ولی الان وقت خوبی نیست.

393
00:20:57,923 --> 00:21:00,300
‫ازم سوء استفاده کردی،
‫می‌دونی، تا خونواده رو بیاری اینجا.

394
00:21:00,384 --> 00:21:03,262
‫می‌فهمم، ولی تو... ازم سوء استفاده کردی.

395
00:21:03,345 --> 00:21:06,473
‫بعد وقتی دیگه فایده‌ای واسه‌ت نداشتم،
‫من رو اونجا ول کردی که بمیرم؟

396
00:21:06,556 --> 00:21:07,557
‫ول کنم بمیری؟

397
00:21:07,641 --> 00:21:09,226
‫در حقت لطف کردم.

398
00:21:09,309 --> 00:21:12,145
‫می‌دونستم راه برگشت به خلا،
‫به جایی که بهش تعلق داری رو پیدا می‌کنی.

399
00:21:13,063 --> 00:21:13,981
‫آره اونجا رو دوست دارم.

400
00:21:14,064 --> 00:21:16,984
‫- پس چرا اومدی اینجا؟
‫- چون تو لوتر رو کشتی.

401
00:21:17,067 --> 00:21:18,485
‫لازم و موثر بود.

402
00:21:18,568 --> 00:21:22,656
‫نفر بعدی کیه، بابا؟ پنج؟
‫ویکتور؟ کل خونواده؟

403
00:21:22,739 --> 00:21:25,909
‫همین حالا بس کن! همه در موقعیت
‫قرار گرفتن. نبرد قراره شروع بشه.

404
00:21:25,993 --> 00:21:29,288
‫فقط یک صدای زنگ با جایزه‌ام فاصله دارم.
‫اینجوری همه‌چیز رو خراب می‌کنی!

405
00:21:29,371 --> 00:21:33,250
‫اوه، اگه واسه هر بار که این حرف رو زدی،
‫سکه 5 سنتی کنار میذاشتم، الان 1 دلار داشتم.

406
00:21:33,834 --> 00:21:35,043
‫که پول اونقدر زیادی نیست،

407
00:21:35,127 --> 00:21:37,254
‫ولی خب مغازه‌های ارزون‌فروش هست...

408
00:21:37,337 --> 00:21:39,548
‫که می‌تونی بری...

409
00:21:39,631 --> 00:21:40,799
‫دیگه بسه.

410
00:22:13,248 --> 00:22:14,791
‫یعنی هیچکی به حرفم گوش نمیده؟

411
00:22:14,875 --> 00:22:16,460
‫نه عزیزم، گوش نمیدن.

412
00:22:20,005 --> 00:22:21,340
‫بهتره به لابی برگردیم.

413
00:22:22,382 --> 00:22:23,258
‫آره.

414
00:22:23,342 --> 00:22:26,303
‫فکر می‌کنی کدوم یکی از خواهر و برادرهای
‫خنگ‌مون زنگ کوفتی رو به صدا در آورد؟

415
00:22:34,144 --> 00:22:35,144
‫آلیسون!

416
00:22:38,857 --> 00:22:41,234
‫آلیسون، باید بریم!

417
00:22:43,153 --> 00:22:44,988
‫آلیسون، پاشو! یالا!

418
00:22:54,498 --> 00:22:56,124
‫کی این کار رو کرد؟

419
00:23:01,797 --> 00:23:03,677
‫- شاید بهتره بریم.
‫- برو پشت سرت میام، عزیزم.

420
00:23:12,015 --> 00:23:13,016
‫یالا، یالا!

421
00:23:14,184 --> 00:23:15,560
‫- دیگو، صبر کن.
‫- گور باباش.

422
00:23:34,830 --> 00:23:36,915
‫چه خوب زدی، عزیزم.

423
00:23:40,168 --> 00:23:41,294
‫- اوه، لعنت.
‫- اوه.

424
00:23:48,301 --> 00:23:50,887
‫- برو، برو، برو، برو، برو!
‫- دکمه رو بزن!

425
00:23:50,971 --> 00:23:52,722
‫- خیلی، کدوم طبقه؟ کدوم طبقه؟
‫- هر کدوم شد!

426
00:24:10,657 --> 00:24:12,617
‫واقعا؟ یک سامورایی؟

427
00:24:33,805 --> 00:24:35,891
‫انتقام چه بهش میاد.

428
00:24:35,974 --> 00:24:38,143
‫میشه خفه خون بگیری
‫و کمک کنی این وامونده رو بکشیم؟

429
00:24:47,652 --> 00:24:48,862
‫بیا این طرف. برو، برو، برو.

430
00:24:51,198 --> 00:24:52,073
‫خیلی‌خب.

431
00:24:54,284 --> 00:24:55,619
‫هی. خیلی‌خب.

432
00:24:56,453 --> 00:24:59,122
‫ما باید... باید اون زخم رو ببندیم.

433
00:25:00,832 --> 00:25:03,668
‫حق با شما بود، خیلی‌خب؟
‫با بابا قرار گذاشتم.

434
00:25:05,504 --> 00:25:06,505
‫لوتر و کلاوس؟

435
00:25:06,588 --> 00:25:08,882
‫نه، هیچ ارتباطی به اون‌ها نداشتم.
‫قسم می‌خورم.

436
00:25:16,431 --> 00:25:17,557
‫چرا الان بهم میگی؟

437
00:25:17,641 --> 00:25:20,477
‫چون می‌خوام حرفم رو باور کنی، خیلی‌خب؟

438
00:25:20,560 --> 00:25:22,479
‫که این کار رو واسه‌ همه‌مون کردم.

439
00:25:22,562 --> 00:25:24,064
‫واسه لوتر و کلاوس هم همینطور.

440
00:25:24,648 --> 00:25:25,649
‫چه پیشنهادی بهت داد؟

441
00:25:27,192 --> 00:25:28,568
‫ازت می‌خوام بهم اعتماد کنی.

442
00:25:29,152 --> 00:25:31,988
‫ببین اگه از این قضیه جون سالم به در ببریم،
‫همه‌چی درست میشه.

443
00:25:48,129 --> 00:25:49,214
‫ویکتور؟

444
00:25:49,714 --> 00:25:50,715
‫آلیسون؟

445
00:25:52,926 --> 00:25:53,927
‫ویکتور!

446
00:25:56,179 --> 00:25:57,389
‫آلیسون؟

447
00:26:01,226 --> 00:26:03,061
‫بهت گفتم که بری، خیلی‌خب؟

448
00:26:03,144 --> 00:26:05,272
‫و بذارم تنهایی بمیری؟
‫چه لذتی داره آخه؟

449
00:26:05,355 --> 00:26:06,523
‫بچه چی؟

450
00:26:06,606 --> 00:26:08,650
‫- بذار من نگران اون باشم.
‫- نه، من پدرشم.

451
00:26:08,733 --> 00:26:11,453
‫که هیچ نقشی در رشد جنین
‫در شش ماه آینده نداره.

452
00:26:11,486 --> 00:26:12,505
‫- تلاش خوبی بود.
‫- خیلی‌خب.

453
00:26:12,529 --> 00:26:14,249
‫پس نمی‌تونم راضیت کنم
‫این یکی رو منصرف بشی؟

454
00:26:14,322 --> 00:26:16,575
‫- بالاخره داری می‌فهمی.
‫- حق با توئه.

455
00:26:17,200 --> 00:26:18,910
‫دارم می‌فهمم.

456
00:26:18,994 --> 00:26:19,995
‫هی!

457
00:26:20,787 --> 00:26:22,038
‫هی!

458
00:26:22,706 --> 00:26:25,309
‫- فکر کردی داری چی کار می‌کنی؟
‫- دارم از خونواده‌ام محافظت می‌کنم.

459
00:26:25,333 --> 00:26:27,252
‫نه، نه، نه، نه.
‫دیگو، تنهام نذار.

460
00:26:27,335 --> 00:26:28,335
‫متاسفم.

461
00:26:28,962 --> 00:26:32,215
‫- قول دادی که همیشه کنار هم می‌مونیم!
‫- می‌دونم، می‌دونم.

462
00:26:32,299 --> 00:26:34,593
‫دیگو، نه، نه، نه، نه، نه.
‫این کار رو نکن.

463
00:26:34,676 --> 00:26:36,678
‫وقتی بچه به دنیا اومد،
‫به پسرک...

464
00:26:37,512 --> 00:26:38,513
‫یا دخترک...

465
00:26:39,639 --> 00:26:40,932
‫بگو که چه مردی بودم.

466
00:26:42,350 --> 00:26:43,685
‫مردی که سعی کردم باشم.

467
00:26:44,853 --> 00:26:47,188
‫نه،‌ نه، نه، نه، دیگو.
‫نه، نه.

468
00:26:47,272 --> 00:26:49,858
‫دیگو! دیگو!

469
00:26:53,445 --> 00:26:55,798
‫پنج بار با تبر بهش زدی.
‫باید تا الان می‌مُرد.

470
00:26:55,822 --> 00:26:57,324
‫تقصیر زره‌اشه.
‫انگار دارم به سیمان می‌زنم.

471
00:26:57,407 --> 00:27:00,619
‫- پشت زره‌اش، یه جای خالی هست.
‫- باید خودمون رو به پشتش برسونیم.

472
00:27:02,245 --> 00:27:03,806
‫- بریم این کوفتی رو بکشیم.
‫- صبر کن...

473
00:27:03,830 --> 00:27:05,332
‫هی، آشغال!

474
00:28:22,033 --> 00:28:23,033
‫پنج!

475
00:28:24,202 --> 00:28:25,328
‫آلیسون؟

476
00:28:29,332 --> 00:28:32,335
‫بالاخره یه نفر اومد که قدرتش
‫ارزش تقلید کردن رو داشته باشه.

477
00:28:32,419 --> 00:28:34,796
‫لایلا؟ چرا توی اتاقک بودی؟

478
00:28:36,965 --> 00:28:38,675
‫بعدا توضیح میدم.

479
00:28:38,758 --> 00:28:39,884
‫لعنت.

480
00:28:43,221 --> 00:28:44,889
‫- از فرار کردن خسته شدم.
‫- منم همینطور.

481
00:28:53,773 --> 00:28:55,233
‫به طرز عجیبی،
‫آشنا به نظر میاد.

482
00:28:56,359 --> 00:28:58,611
‫حداقل این دفعه،
‫به سمت همدیگه نشونه نگرفتیم.

483
00:29:15,879 --> 00:29:16,879
‫بیا بریم.

484
00:29:24,721 --> 00:29:25,721
‫کلاوس؟

485
00:29:30,351 --> 00:29:32,896
‫- اوه خدای من، کلاوس. حالت خوبه؟
‫- لایلا!

486
00:29:32,979 --> 00:29:34,439
‫- چطوری اومدی بیرون؟
‫- چی شده؟

487
00:29:34,522 --> 00:29:37,734
‫- فکر می‌کردیم که مُردی.
‫- ای کاش می‌مُردم. سلام.

488
00:29:37,817 --> 00:29:39,778
‫- سلام، خوبی؟
‫- آره به گمونم.

489
00:29:39,861 --> 00:29:41,654
‫- کلاوس.
‫- قیافه‌ت خیلی داغون شده.

490
00:29:41,738 --> 00:29:43,323
‫سعی کن یه محافظ رو بکشی
‫بعد این حرف رو بزنی.

491
00:29:43,406 --> 00:29:45,241
‫- ما که کشتیم.
‫- ما هم همینطور.

492
00:29:45,325 --> 00:29:46,743
‫من بهت گفتم که توی...

493
00:29:53,374 --> 00:29:54,626
‫دوستت دارم!

494
00:29:54,709 --> 00:29:56,309
‫کلاوس، فکر می‌کردم مُردی.

495
00:29:56,377 --> 00:29:58,755
‫آره، آره، زنده‌ام
‫و حالم حرف نداره.

496
00:29:58,838 --> 00:30:01,007
‫علی‌رغم تلاش‌های بابا
‫واسه خرد کردن مغزم،

497
00:30:01,090 --> 00:30:03,176
‫ولی تجدید دیدار پر از اشک
‫رو بذاریم واسه بعدا.

498
00:30:03,259 --> 00:30:06,179
‫چیزی که الان باید بدونین
‫اینه که...

499
00:30:07,514 --> 00:30:08,932
‫بابا لوتر رو کشت.

500
00:30:09,641 --> 00:30:11,643
‫و نذاشت وارد تونل بشم،

501
00:30:11,726 --> 00:30:14,395
‫و اون زنگ تخمی رو به صدا در آورد!

502
00:30:14,479 --> 00:30:16,314
‫نقشه‌ت چیه، پیرمرد؟

503
00:30:16,397 --> 00:30:18,751
‫- الان واسه این چیزها وقت نداریم.
‫- تو لوتر رو کشتی!

504
00:30:18,775 --> 00:30:21,152
‫چاره‌ای نداشتم. حاضر نمی‌شدین
‫مثل یه تیم دور هم جمع بشین.

505
00:30:21,236 --> 00:30:22,987
‫اون داستان‌ها و افسانه‌های مسخره‌ات.

506
00:30:23,071 --> 00:30:25,740
‫هیچ هفت ناقوس یا نورس‌هایی در کار نبوده.

507
00:30:25,824 --> 00:30:27,659
‫- ما رو اینجا آوردی که بمیریم!
‫- درست نیست.

508
00:30:27,742 --> 00:30:30,870
‫یه جایی در این هتل،
‫کلید تنظیم مجدد دنیا وجود داره.

509
00:30:30,954 --> 00:30:32,497
‫فقط باید خاتم رو پیدا کنیم!

510
00:30:32,580 --> 00:30:34,582
‫من اهمیتی به اون خاتم نمیدم!
‫هیچکدوم‌مون اهمیت نمیدیم.

511
00:30:34,666 --> 00:30:38,002
‫به زور از دست اون محافظ با کلاهخود مسخره
‫و داس‌ش جون سالم به در بردیم!

512
00:30:39,003 --> 00:30:41,089
‫محافظی که ما کشتیم، تبر داشت.

513
00:30:41,172 --> 00:30:42,549
‫مال ما هم شمشیر داشت.

514
00:30:43,466 --> 00:30:44,467
‫یکی مونده.

515
00:30:45,593 --> 00:30:46,678
‫باید دنبالش بگردیم.

516
00:30:46,761 --> 00:30:48,763
‫آره، چون دفعه اول خیلی خوب پیش رفت.

517
00:30:48,847 --> 00:30:51,891
‫مسکن دارین
‫یا همه‌تون خفه خون می‌گیرین؟

518
00:30:54,477 --> 00:30:57,897
‫میشه فقط صداتون رو بیارین پایین؟

519
00:30:57,981 --> 00:30:59,315
‫فکر می‌کنین بتونین...

520
00:31:04,320 --> 00:31:05,905
‫هی، خاتم رو پیدا کردم!

521
00:31:05,989 --> 00:31:07,824
‫روی کف...

522
00:32:17,310 --> 00:32:20,021
‫هیچکس حق نداره
‫به زنم آسیبی برسونه، حروم‌زاده!

523
00:32:47,465 --> 00:32:49,842
‫تموم اون سال‌ها بهت وفادار موندم.

524
00:32:50,718 --> 00:32:53,221
‫زندگیم رو روی ماه هدر دادی،
‫واسه چی؟

525
00:32:54,180 --> 00:32:56,140
‫تا واسه این ماموریت مسخره ازم استفاده کنی؟

526
00:32:56,224 --> 00:32:57,600
‫تو یک هدف داشتی.

527
00:32:58,351 --> 00:33:01,062
‫تو رو گذاشتم تا از باارزش‌ترین چیز
‫توی دنیا محافظت کنی.

528
00:33:01,145 --> 00:33:02,145
‫و اون چی بود؟

529
00:33:02,772 --> 00:33:04,190
‫به‌زودی می‌فهمی.

530
00:33:04,941 --> 00:33:05,941
‫همه‌تون می‌فهمین.

531
00:33:23,418 --> 00:33:24,502
‫کلاوس...

532
00:33:26,421 --> 00:33:28,840
‫نمی‌تونم... نگه‌ش دارم.

533
00:33:36,472 --> 00:33:38,224
‫تا ابد عاشقت می‌مونم.

534
00:33:40,184 --> 00:33:41,185
‫خیلی‌خب؟

535
00:34:13,843 --> 00:34:15,678
‫خاتم روی کف لابیه.

536
00:34:15,762 --> 00:34:16,679
‫ستاره‌هاست!

537
00:34:16,763 --> 00:34:19,432
‫فرزندانم، یه ستاره روی خاتم پیدا کنین.
‫روش وایستین!

538
00:34:23,519 --> 00:34:25,688
‫بن، الان وقتشه، پسرم! زود باش!

539
00:34:28,566 --> 00:34:30,777
‫هفت نقش، هفت نفر از ما؟

540
00:34:30,860 --> 00:34:31,778
‫ناقوس‌ها ماییم؟

541
00:34:35,907 --> 00:34:36,907
‫نه.

542
00:34:37,408 --> 00:34:38,409
‫تو نه.

543
00:34:52,340 --> 00:34:54,425
‫زود باشین!
‫تنها راه برای متوقف کردنشه!

544
00:35:01,140 --> 00:35:02,725
‫شماره پنج، زود باش!

545
00:36:27,935 --> 00:36:30,188
‫این جزو قرارمون نبود.
‫داری بهشون صدمه می‌زنی.

546
00:36:30,271 --> 00:36:31,272
‫الان دیگه نمی‌تونم دست بکشم.

547
00:36:31,355 --> 00:36:34,108
‫- دستگاه رو خاموش می‌کنه.
‫- کدوم دستگاه؟ نمی‌فهمم.

548
00:36:34,192 --> 00:36:35,484
‫هتل فقط نمای ظاهری بود.

549
00:36:35,568 --> 00:36:37,570
‫توی یک دستگاه
‫در یک بُعد دیگه‌ گیر کردیم.

550
00:36:37,653 --> 00:36:39,906
‫هر کسی که دنیا رو خلق کرده،
‫اینجا رو هم ساخته.

551
00:36:39,989 --> 00:36:41,669
‫این چیزها چه ربطی به اون‌ها داره؟

552
00:36:44,952 --> 00:36:47,079
‫ذرات داخل بدن‌شون...

553
00:36:47,163 --> 00:36:49,248
‫تنها چیزیه که سوخت دستگاه رو تامین می‌کنه.

554
00:36:51,459 --> 00:36:53,085
‫اون لوتر رو کشت.

555
00:36:53,169 --> 00:36:54,962
‫می‌خواست کلاوس رو هم بکشه.

556
00:36:55,046 --> 00:36:57,423
‫تا موقعی که همه‌مون نمیریم،
‫از این کارها دست برنمیداره.

557
00:37:02,094 --> 00:37:03,429
‫خیلی‌خب، دیگه باید بس کنی!

558
00:37:03,512 --> 00:37:04,680
‫تقریبا آخرشم.

559
00:37:04,764 --> 00:37:07,308
‫و وقتی تموم شد،
‫من و تو به چیزی که می‌خواستیم، می‌رسیم.

560
00:37:07,391 --> 00:37:08,893
‫نه، داری می‌کُشیشون!

561
00:37:08,976 --> 00:37:10,686
‫هر چیزی در زندگی، بهایی داره.

562
00:37:21,572 --> 00:37:25,785
‫بس کن!

563
00:38:21,716 --> 00:38:23,759
‫آلیسون...
‫آلیسون، به اون دکمه دست نزن.

564
00:38:23,843 --> 00:38:25,303
‫نمی‌دونیم چی کار می‌کنه.

565
00:38:25,386 --> 00:38:26,971
‫آلیسون، وایستا!

566
00:38:31,225 --> 00:38:32,810
‫نذار این کار رو بکنم!

567
00:38:33,311 --> 00:38:34,395
‫بهم اعتماد داری؟

568
00:38:41,902 --> 00:38:44,405
‫ویکتور، چی کار داری می‌کنی؟
‫جلوش رو بگیر!

569
00:38:44,989 --> 00:38:47,092
‫- آلیسون، صبر کن!
‫- آلیسون، این کار رو نکن!

570
00:39:41,837 --> 00:39:43,005
‫کلر.

571
00:39:45,216 --> 00:39:46,675
‫چی شده، مامان؟

572
00:39:48,594 --> 00:39:50,513
‫هیچی، عزیزم.

573
00:39:50,596 --> 00:39:52,723
‫اوه، خیلی خوشحالم که اومدم خونه.

574
00:39:56,310 --> 00:39:58,104
‫جایی که همیشه قرار بود باشی.

575
00:40:03,025 --> 00:40:04,151
‫سلام، عزیزم.

576
00:40:35,516 --> 00:40:38,102
‫جالبه.

577
00:40:42,600 --> 00:40:46,600
‫(پارک یادبود اوبسیدین - از سر لطف
‫سر رجینالد هارگریوز، 1 اکتبر 1989 اهدا شد)

578
00:40:50,072 --> 00:40:51,072
‫لوتر؟

579
00:40:52,700 --> 00:40:53,993
‫لوتر؟

580
00:40:54,076 --> 00:40:55,286
‫اوه لعنت.

581
00:40:55,369 --> 00:40:56,662
‫- می‌تونین من رو ببینین؟
‫- آره!

582
00:40:56,745 --> 00:40:58,581
‫- زنده‌ام؟ زنده‌ام!
‫- آره!

583
00:40:58,664 --> 00:40:59,808
‫اوه!

584
00:40:59,832 --> 00:41:02,293
‫- لوتر زنده است!
‫- اوه خدای من!

585
00:41:02,376 --> 00:41:04,503
‫- صبر کن. دیگه هیکل نیستی.
‫- ها؟

586
00:41:06,088 --> 00:41:07,089
‫وواه!

587
00:41:07,882 --> 00:41:09,884
‫اوه لعنت! بدنم!

588
00:41:10,843 --> 00:41:11,843
‫صبر کن.

589
00:41:13,387 --> 00:41:16,557
‫- چه خوشتیپ شدم.
‫- لوتر چه ظریف و خوش اندام شده.

590
00:41:16,640 --> 00:41:19,018
‫- وایستین. باید به اسلون نشون بدم.
‫- دست منم برگشته.

591
00:41:19,101 --> 00:41:21,020
‫خیلی خوبه. صبر کنین.
‫اسلون کجاست؟

592
00:41:21,103 --> 00:41:23,939
‫اوه، اون... اه... درست پشت سرم بود...

593
00:41:24,023 --> 00:41:26,223
‫- وقتی که آلیسون دکمه رو زد.
‫- اونم نیست.

594
00:41:26,275 --> 00:41:31,363
‫می‌دونین، شما رو نمی‌دونم،
‫ولی چندین ساله همچین حس خوبی نداشتم.

595
00:41:31,447 --> 00:41:34,241
‫- کسی می‌دونه کدوم گوری هستیم؟
‫- هتل.

596
00:41:34,325 --> 00:41:36,202
‫یا حداقل جایی که قبلا هتل بوده.

597
00:41:36,285 --> 00:41:37,912
‫فکر کنم پیرمرد کار خودش رو کرد.

598
00:41:38,787 --> 00:41:40,039
‫فکر کنم دنیا رو دوباره تنظیم کرد.

599
00:41:41,957 --> 00:41:43,584
‫انگشت‌های تو هم برگشتن.

600
00:41:43,667 --> 00:41:45,669
‫اسلون؟ اسلون!

601
00:41:47,004 --> 00:41:48,004
‫هی.

602
00:41:48,672 --> 00:41:50,674
‫من هیچ اهمیتی به تنظیم دنیا
‫و اینجور چیزها نمیدم، خیلی‌خب؟

603
00:41:50,758 --> 00:41:52,635
‫زنم رو می‌خوام.
‫کجاست، پنج؟

604
00:41:52,718 --> 00:41:54,803
‫خوشحالم که زنده‌ای
‫ولی دستت رو بکش.

605
00:41:54,887 --> 00:41:56,764
‫تا موقعی که جوابم رو ندی،
‫ولت نمی‌کنم.

606
00:41:56,847 --> 00:41:58,182
‫خیلی‌خب، گور بابای این وضعیت.

607
00:42:01,519 --> 00:42:02,686
‫یه جای کار می‌لنگه.

608
00:42:02,770 --> 00:42:04,730
‫معلومه.
‫قراره دمار از روزگارت در بیارم.

609
00:42:04,813 --> 00:42:07,733
‫- آره، لت و پارش کن.
‫- نه، خنگول. قدرتم رو میگم.

610
00:42:07,816 --> 00:42:08,692
‫نمی‌تونم غیب و ظاهر بشم.

611
00:42:08,776 --> 00:42:09,985
‫آره، راست میگی.

612
00:42:14,156 --> 00:42:15,199
‫جالب نیست.

613
00:42:19,828 --> 00:42:21,705
‫خیلی‌خب... یالا.

614
00:42:21,789 --> 00:42:24,959
‫آلاکازام... اشباح.

615
00:42:26,418 --> 00:42:28,254
‫یعنی دوباره فانی شدم؟

616
00:42:28,337 --> 00:42:30,839
‫- آآو پسر!
‫- وایستین، وایستین، وایستین.

617
00:42:30,923 --> 00:42:32,341
‫چطوری پس بگیریم‌شون، احمق‌ها؟

618
00:42:32,424 --> 00:42:33,551
‫لعنت.

619
00:42:35,344 --> 00:42:37,304
‫من... باید برم زنم رو پیدا کنم.

620
00:42:37,388 --> 00:42:38,847
‫نه! لوتر، نباید بری.

621
00:42:38,931 --> 00:42:41,392
‫تا پنج دقیقه پیش مُرده بودی.
‫هنوز ضعیفی!

622
00:42:41,475 --> 00:42:44,353
‫- باید برم دنبالش.
‫- نه. وایستا... کلاوس، وایستا!

623
00:42:44,436 --> 00:42:45,914
‫- منم میرم، گاگول‌ها.
‫- بس کنین.

624
00:42:45,938 --> 00:42:47,749
‫باید پیش هم بمونیم
‫و بفهمیم قضیه چیه...

625
00:42:47,773 --> 00:42:49,275
‫حالا چی کار کنیم؟

626
00:42:51,026 --> 00:42:52,194
‫زندگی‌مون رو بکنیم؟

627
00:42:56,218 --> 00:43:00,218
‫آهنگ Short Change Hero
‫از گروه The Heavy

628
00:43:10,921 --> 00:43:13,882
‫♪ اینجا جای یه قهرمان نیست ♪

629
00:43:15,926 --> 00:43:19,513
‫♪ اینجا جای هیچ آدم خوبی نیست ♪

630
00:43:20,222 --> 00:43:23,058
‫♪ اینجا جای یه قهرمان نیست ♪

631
00:43:23,559 --> 00:43:25,060
‫♪ که اون رو خونه خودش بدونه ♪

632
00:43:25,144 --> 00:43:26,144
‫آشغال.

633
00:43:29,273 --> 00:43:32,109
‫♪ اینجا جای یه قهرمان نیست ♪

634
00:43:33,736 --> 00:43:37,448
‫♪ اینجا جای هیچ آدم خوبی نیست ♪

635
00:43:38,282 --> 00:43:41,118
‫♪ اینجا جای یه قهرمان نیست ♪

636
00:43:41,744 --> 00:43:43,412
‫♪ که اون رو خونه خودش بدونه ♪

637
00:43:47,374 --> 00:43:50,210
‫♪ اینجا جای یه قهرمان نیست ♪

638
00:43:51,837 --> 00:43:55,758
‫♪ اینجا جای هیچ آدم خوبی نیست ♪

639
00:43:56,383 --> 00:43:59,303
‫♪ اینجا جای یه قهرمان نیست ♪

640
00:43:59,803 --> 00:44:01,805
‫♪ که اون رو خونه خودش بدونه ♪

641
00:44:05,309 --> 00:44:09,688
‫♪ حالا باید بگم که نمی‌دونم از کجا میای ♪

642
00:44:09,772 --> 00:44:14,360
‫♪ ولی می‌دونم که از چی فرار می‌کنی ♪

643
00:44:14,443 --> 00:44:18,155
‫♪ مهم نیست که کی از همه بدجنس‌تره ♪

644
00:44:18,238 --> 00:44:23,535
‫♪ مهم اون‌هایی هستن که
‫جلوی سقوط تو از نردبون رو می‌گیرن ♪

645
00:44:23,619 --> 00:44:26,497
‫♪ اینجا جای یه قهرمان نیست ♪

646
00:44:26,521 --> 00:44:29,016
‫(بعد از تیتراژ ادامه دارد)

647
00:44:30,400 --> 00:44:42,670
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.
  

649
00:44:57,820 --> 00:45:00,364
‫این قطار به سمت ایستگاه یوئیدو می‌رود.

