﻿WEBVTT

00:00:01.084 --> 00:00:03.086
‫«آنچه گذشت...»

00:00:03.086 --> 00:00:07.216
‫مطمئنم خواهرت خیلی خوشحال میشه
‫ که بالأخره میری پیشش

00:00:07.216 --> 00:00:08.467
‫همه باید کار کن

00:00:08.467 --> 00:00:10.469
‫مجازاتش مرگه، بابا

00:00:10.469 --> 00:00:12.888
‫ولی بردنش به کارخونه هم غیرقانونیه

00:00:12.888 --> 00:00:14.056
‫من چاره‌ی دیگه‌ای ندارم

00:00:14.056 --> 00:00:15.516
‫حکم تخلیه

00:00:15.516 --> 00:00:17.601
‫از خونه ببرش بیرون.
‫همین حالا!

00:00:17.601 --> 00:00:20.854
‫برو محله‌ی یهودی‌ها. خونه‌ی آیزاک.
‫ناراحت نمیشه.

00:00:20.854 --> 00:00:22.856
‫همیشه تصور بداخلاق‌تری ازت داشتم

00:00:22.856 --> 00:00:25.567
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم که اصلاً
‫تصوری ازم داشته باشی

00:00:28.111 --> 00:00:30.948
‫- آدی کورک هستم
‫- من مادام لوبیر هستم

00:00:30.948 --> 00:00:33.033
‫اینم دخترم الیزابت

00:00:33.033 --> 00:00:35.327
‫- الیزکا صدام کن
‫- الیزکا

00:00:35.327 --> 00:00:38.038
‫- این خشکیه؟
‫- داریم مسیر رو اشتباه میریم

00:00:38.497 --> 00:00:40.207
‫قبل از ادامه‌ی مسیر به سمت برزیل،

00:00:40.207 --> 00:00:41.583
‫باید به سمت شمال و کازابلانکا سفر کنیم

00:00:41.583 --> 00:00:44.753
‫چطوره دفعه‌ی بعد به فکر جایی باشی
‫که از یهودی‌ها متنفر نباشن

00:00:44.753 --> 00:00:46.672
‫- آدی!
‫- الیزکا!

00:00:47.840 --> 00:00:49.883
‫می‌تونیم دوست بمونیم؟

00:00:49.883 --> 00:00:51.260
‫حتماً

00:00:51.468 --> 00:00:53.929
لاکتیک اسید؟ -
میدونم سخت گیر میاد -

00:00:53.929 --> 00:00:55.806
‫این برای یه جاعل، مثل گنج می‌مونه

00:00:55.806 --> 00:00:57.391
‫هالینا

00:00:57.391 --> 00:00:59.476
‫باید با این مردها بری

00:01:02.132 --> 00:01:12.508
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:01:13.532 --> 00:01:15.742
‫قبول کن دیگه، گیتا.
‫اشتباه می‌کردی.
[گِتو (محلۀ یهودی‌نشینان) رادوم]
[لهستان اشغال‌شده توسط آلمان، ژوئن ۱۹۴۱]

00:01:15.742 --> 00:01:18.161
‫الآن همه‌شون، صحیح و سالم،
‫توی سرزمین اسرائیل‌ان

00:01:18.161 --> 00:01:21.248
‫آره، حتماً. شک ندارم
الآن دارن می‌زنن و می‌رقصن

00:01:21.248 --> 00:01:22.958
‫یعنی دوورا گاتلیب دروغگوئه؟

00:01:22.958 --> 00:01:25.836
‫خواهرش از تل‌آویو
‫یه نامه براش فرستاده

00:01:25.836 --> 00:01:28.130
‫برای زوکرهام نامه اومده

00:01:28.130 --> 00:01:30.799
‫- همه‌شون توی فلسطین خونواده دارن؟
‫- اینطوری می‌گفتن

00:01:30.799 --> 00:01:33.886
‫همینطوری بود که یونا فرنکل
‫فهمید ۱۸ تا برادر داره و خبر نداشته

00:01:33.886 --> 00:01:37.514
‫آم، این کیک واسه مامانی

00:01:38.098 --> 00:01:40.142
‫مرسی، ففه

00:01:40.142 --> 00:01:44.438
‫خب، این کیک واسه باباجونه

00:01:46.356 --> 00:01:48.192
‫قربون شما، ففله خانم

00:01:48.192 --> 00:01:50.652
‫واسه بابا کیک نداریم

00:01:51.111 --> 00:01:52.863
‫واسه بابا کیک نداری؟

00:01:52.863 --> 00:01:55.032
‫بابا چجور کیکی دوست داره؟

00:01:55.032 --> 00:01:57.618
‫- شاید کیک عسلی
‫- کیک عسلی

00:01:57.618 --> 00:02:00.204
‫- «شوتز اشتافل»
‫- دوستش دارم

00:02:00.204 --> 00:02:01.622
‫- آره
‫- «شوتز اشتافل»

00:02:01.622 --> 00:02:02.831
«شوتز اشتافل»

00:02:06.168 --> 00:02:07.628
‫بدو بیا، فِفه

00:02:08.128 --> 00:02:09.338
‫هورا!

00:02:11.089 --> 00:02:13.509
‫یادته با همدیگه
‫قایم‌موشک بازی کردیم؟

00:02:13.509 --> 00:02:14.801
‫چقدر خوب قایم شده بودی

00:02:14.801 --> 00:02:17.262
‫اینجا قایم شدی،
‫هیچکسی هم نتونست پیدات کنه

00:02:17.846 --> 00:02:21.350
‫یادت میاد؟
‫الآن هم باید همونطوری قایم بشی

00:02:21.350 --> 00:02:23.810
‫باشه؟ نباید تکون بخوری، مثل چی؟

00:02:23.810 --> 00:02:24.895
‫مجسمه

00:02:24.895 --> 00:02:27.272
‫- صدات درنیاد، مثل چی؟
‫- عروسک

00:02:27.272 --> 00:02:28.774
‫خیلی‌خب، می‌خوام بپوشونمت

00:02:28.774 --> 00:02:31.109
‫یکمی تاریک میشه،
‫ولی مامانی خیلی زود...

00:02:31.109 --> 00:02:32.861
‫برمی‌گرده پیشت، باشه؟

00:02:32.861 --> 00:02:36.865
‫حالآ دیگه صدات درنیاد.
‫هرچی شد، شد؛ تو تکون نخور.

00:02:46.083 --> 00:02:47.835
‫بازرسی داریم!

00:02:48.502 --> 00:02:49.503
‫همه بیرون!

00:03:13.150 --> 00:03:17.216
[لووف]
[لهستان اشغال‌شده توسط شوروی]

00:03:18.657 --> 00:03:20.337
‫[...بریم ایستگاه قطار!]

00:03:21.036 --> 00:03:24.414
‫[هرکی می‌تونه راه بره، هرکی می‌تونه سینه‌خیز بیاد.
‫مرده‌شورتون رو ببرن!]

00:03:27.500 --> 00:03:29.127
[بیارش اینجا]

00:03:29.127 --> 00:03:32.172
‫[آ مثبتـه. کسی که می‌خواستید، نبود.
‫بخاطر همین برادرش رو آوردیم.]

00:03:32.547 --> 00:03:36.343
‫[آ مثبت ریخته اینجا.
‫گروه خونی اُ می‌خوام. برام اُ بیار.]

00:03:36.717 --> 00:03:38.719
‫بجنب.
‫آستین‌هات رو بزن بالا.

00:03:39.386 --> 00:03:41.138
‫باید به خودت افتخار کنی، اُ منفی

00:03:41.930 --> 00:03:45.267
‫خونِت به ژنرال پاولوف می‌رسه،

00:03:45.267 --> 00:03:47.352
یک ‫قهرمانِ مردمی

00:03:48.979 --> 00:03:52.608
‫میشه قبل رفتن،
‫یه لیوان آب بخورم؟

00:03:52.608 --> 00:03:55.736
‫کجا بری، عزیزم؟
‫پاولوف خیلی رعناست

00:04:06.538 --> 00:04:08.957
‫به نظرت این کتزمن رو لو داده؟

00:04:09.458 --> 00:04:10.876
‫کار کی می‌خواست باشه جز این؟

00:04:25.724 --> 00:04:27.935
‫خیلی‌خب، خانم‌ها. برگردید سرِ کارتون.

00:04:27.959 --> 00:04:45.959
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:04:58.549 --> 00:05:00.384
‫آره. آره.

00:05:04.221 --> 00:05:06.557
‫عشقِ من، دختر شجاعم.

00:05:12.187 --> 00:05:20.961
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:06:05.782 --> 00:06:07.201
‫هالینا؟

00:07:19.773 --> 00:07:22.401
‫خونوادۀ وربر این کار رو کردن
‫و خیلی هم براشون آب خورده

00:07:22.401 --> 00:07:25.487
‫- ماهی چند؟
‫- می‌تونم ته و توش رو دربیارم، ولی...

00:07:26.572 --> 00:07:27.781
‫حالش چطوره؟

00:07:27.781 --> 00:07:30.284
‫بعد از اتفاق امروز،
‫به نظر خودت چه حالی داره؟

00:07:31.952 --> 00:07:34.371
‫همچنان دارن
‫توی پاسگاه از کتزمن بازجویی می‌کنن

00:07:34.371 --> 00:07:36.290
‫اگه می‌دونستم توی کار قاچاقه،

00:07:36.290 --> 00:07:39.126
‫تو و فیلیسیا رو خیلی وقت پیش،
‫از اونجا می‌آوردم بیرون

00:07:39.126 --> 00:07:41.670
‫فیلیسیا خودش قاچاقیه،

00:07:41.670 --> 00:07:44.756
‫بعدشم وقتی کتزمن داشته به من کمک می‌کرده،
‫پس به داد بقیه هم می‌رسیده.

00:07:44.756 --> 00:07:48.010
‫شایعه شده یکی از
پلیس‌های یهودی ‫آمارش رو داده

00:07:48.010 --> 00:07:50.387
‫- چرا...
‫- نشنیدی، نه؟

00:07:50.387 --> 00:07:52.472
‫نه، ولی بعید نیست

00:07:52.472 --> 00:07:57.769
‫خب، حالا که این مردک بیچاره نیست،
‫با فیلیسیا چیکار کنیم؟

00:07:57.769 --> 00:07:59.188
‫نمی‌دونم

00:07:59.188 --> 00:08:01.690
‫قطعاً دیگه نمی‌تونم ببرمش سر کار

00:08:01.690 --> 00:08:03.859
‫نمیشه کل روز هم توی خونه تنهاش بذاری

00:08:03.859 --> 00:08:07.237
‫تووا لوین همین کار رو کرد
‫و یه روز که برگشت دید دو تا بچه‌هاش آب شدن،

00:08:07.237 --> 00:08:08.822
‫رفتن توی زمین

00:08:08.822 --> 00:08:10.782
‫خب، میگی چیکار کنیم؟

00:08:10.782 --> 00:08:16.955
‫باید مخفیش کنی...
‫پیش یه خونواده‌ی لهستانی بیرونِ گتو

00:08:16.955 --> 00:08:18.332
‫خیلی‌ها این کار و کردن

00:08:18.332 --> 00:08:22.586
‫آیزاک می‌تونه کمک کنه
‫یه خونواده‌ی خوب پیدا کنیم

00:08:22.586 --> 00:08:25.714
‫الآن داری جدی صحبت می‌کنی؟
‫که چطوری از شرِّ بچه‌ام خلاص شم؟

00:08:25.714 --> 00:08:28.550
‫- خدا نکنه، میلا
‫- پس چطوری در امان باشه؟

00:08:28.550 --> 00:08:33.013
‫در امان؟ دور از مادرش،
‫پیش غریبه‌هایی که بهش اهمیتی نمیدن شد امن؟

00:08:33.013 --> 00:08:34.306
‫نیازی نیست
‫امشب تصمیم نهایی رو بگیریم

00:08:34.306 --> 00:08:38.018
‫- یکی از گزینه‌های روی میزمونه
‫- تنها گزینه‌ی روی میزمونه

00:08:38.727 --> 00:08:40.354
‫نه لزوماً

00:08:40.354 --> 00:08:42.564
‫به زودی هالینا مدارک رو میاره.
‫با اینکه...

00:08:42.564 --> 00:08:44.775
‫اون موقع می‌تونیم فیلیسیا رو برگردونیم

00:08:44.775 --> 00:08:46.860
‫یا شاید هم یه گروهِ دیگه
‫بفرستن فلسطین

00:08:46.860 --> 00:08:50.030
‫نمیشه دست رو دست بذاریم،
‫منتظر یه معجزه بشینیم

00:08:50.030 --> 00:08:53.575
‫آخرین بار چند نفر برای رفتن اقدام کردن؟
‫آیزاک، تو می‌دونی. چند نفر بودن؟

00:08:53.575 --> 00:08:57.329
‫برای ۴۰ منطقه ‫۲۰۰۰‏ تا متقاضی داشتن

00:08:57.329 --> 00:08:59.456
‫همه‌شون قوم و خویشی داشتن
‫که ازشون حمایت کنه

00:08:59.456 --> 00:09:02.417
‫پس اگه که توی کیبوتص،
‫آشنا ماشنا نداری...

00:09:02.417 --> 00:09:03.710
‫باید یه نقشه‌ی بهتر بریزیم

00:09:03.710 --> 00:09:06.129
‫شما با همدیگه صحبت کنید،
‫موقع تصمیم‌گیری...

00:09:06.129 --> 00:09:09.424
‫خودم دیدم آلمانی‌ها یه بچه رو
‫گرفتن و کله‌اش رو کوبوندن

00:09:09.424 --> 00:09:10.926
‫- به دیوار
‫- نخوما. نخوما.

00:09:10.926 --> 00:09:14.221
‫- داری زیاده‌روی می‌کنی. داری زیاده‌روی می‌کنی!
‫- اگه دست رو دست بذاریم، همچین اتفاقی میفته

00:09:54.219 --> 00:09:55.804
‫سلام

00:09:55.804 --> 00:09:58.307
‫سلام، حالت چطوره؟

00:09:59.224 --> 00:10:00.434
‫بیا

00:10:01.143 --> 00:10:03.645
‫یکمی آب بخور.
‫میرم دکتر بیارم.

00:10:03.645 --> 00:10:07.274
‫نه. خواهش می‌کنم، آدام.

00:10:07.274 --> 00:10:10.569
به اندازه‌ی کافی دکتر بالا سرم بوده

00:10:11.069 --> 00:10:12.487
‫چی شده؟

00:10:19.953 --> 00:10:22.372
‫بُردنم بیمارستان

00:10:24.124 --> 00:10:26.335
‫گمونم خون لازم داشتن

00:10:26.835 --> 00:10:28.837
‫واسه کل نیروهای ارتش سرخ

00:10:28.837 --> 00:10:30.923
‫مردم‌آزارهای حرومی

00:10:31.715 --> 00:10:35.719
‫- مثل حیوون با مردم برخورد می‌کنن
‫- خواهش می‌کنم آروم باش

00:10:36.553 --> 00:10:38.555
‫ممکن بود بدتر از این بشه

00:10:39.056 --> 00:10:41.683
‫نزدیک بود توی خیابون بی‌هوش بشم...

00:10:42.226 --> 00:10:44.311
‫ولی به ذهنم رسید که خونه‌ات نزدیکه

00:10:44.311 --> 00:10:47.606
‫خیلی خوشحالم که
‫به ذهنت رسید بیای اینجا

00:10:49.983 --> 00:10:52.277
‫میشه بهم آسپیرین بدی؟

00:10:52.277 --> 00:10:55.614
‫آسپیرین خون رو رقیق می‌کنه،

00:10:55.614 --> 00:10:58.575
‫برای شرایط فعلیت خوب نیست

00:11:00.369 --> 00:11:02.996
‫چرا همه‌چی رو می‌دونی تو؟

00:11:02.996 --> 00:11:05.582
‫خیلی آزاردهنده‌ست، می‌دونم

00:11:05.582 --> 00:11:07.668
‫خیلی‌خب

00:11:24.185 --> 00:11:26.980
‫[بازداشتگاه]
‫[مراکش، قصبه تادله]

00:11:28.146 --> 00:11:30.357
‫این بدبخت چیکار کرده حالآ؟

00:11:30.357 --> 00:11:35.279
‫وقتی داشتن ملت رو می‌بردن راه‌آهن ترانس‌صحرا
‫کار کنن، این یارو پنهون شده بود

00:11:35.946 --> 00:11:40.158
‫آها، حدأقل شاید بتونه از محفظه بیاد بیرون

00:11:43.620 --> 00:11:46.039
‫هی... نوبت توئه

00:12:07.811 --> 00:12:09.813
‫اجازه بدید بهم

00:12:14.693 --> 00:12:16.278
‫چه فندک باحالیه

00:12:16.278 --> 00:12:19.031
‫خوشتون اومده ازش؟
‫پس باشه مال شما، دوستِ من

00:12:19.448 --> 00:12:21.867
‫من ترک کردم.
‫لطف می‌کنی ازم بگیریش.

00:12:21.867 --> 00:12:23.160
‫استدعا می‌کنم

00:12:24.119 --> 00:12:25.454
‫ممنون

00:12:27.164 --> 00:12:28.373
‫به کارم میاد

00:12:28.916 --> 00:12:30.667
‫ظیری بودید، درسته؟

00:12:30.667 --> 00:12:32.377
‫ظیری؟

00:12:33.212 --> 00:12:35.964
‫احیاناً دستمال توالت نیاوردید؟

00:12:35.964 --> 00:12:38.383
‫بیخیال، می‌دونید که کارم این نیست

00:12:38.383 --> 00:12:39.468
‫من نامه‌ها رو میارم

00:12:39.468 --> 00:12:41.178
‫عادت مسخرمه

00:12:41.178 --> 00:12:44.097
‫بچه‌ها بهم می‌خندن،
‫ولی من ترجیح میدم نامه‌هام رو بخونم

00:12:44.097 --> 00:12:46.600
‫تا اینکه بخوام ماتحتم رو
‫باهاشون پاک کنم

00:12:46.600 --> 00:12:49.394
‫اسهال خونی رواج پیدا کرده،
‫مسئولین هم براشون مهم نیست

00:12:49.394 --> 00:12:52.189
‫شمایید که باید کثافتِ
‫این جماعت رو آب و جارو کنید

00:12:52.189 --> 00:12:55.108
‫و خطر انتقال بیماری
‫به خونواده‌هاتون رو به جون بخرید

00:12:55.108 --> 00:12:58.278
‫باور کن، ازشون خواستیم ولی
‫چیزی واسه مایحتاج بهمون نمیدن

00:13:01.031 --> 00:13:03.367
‫نظرتون چیه من با ظیری برم شهر؟

00:13:03.367 --> 00:13:07.454
‫واسه اردوگاه یکم دستمال توالت، صابون
‫و کلر واسه آب بخرم؟

00:13:08.664 --> 00:13:11.875
‫همه‌ی هزینه‌ها با خودم.
‫مشکلی نداره.

00:13:12.501 --> 00:13:15.045
‫باقی پولمم بخاطر خطری که می‌کنید،
‫میدم خدمتتون.

00:13:16.255 --> 00:13:17.673
‫ولی بازم به خودتون بستگی داره

00:13:18.590 --> 00:13:19.591
‫هوم؟

00:13:21.635 --> 00:13:24.721
‫هالینا... وقتشه بیدار بشی

00:13:24.721 --> 00:13:26.431
‫سلام

00:13:31.937 --> 00:13:33.939
‫- ممنون بابتِ...
‫- نمی‌خوام هُلت کنم ولی...

00:13:33.939 --> 00:13:37.985
‫- نه، شرمنده سربارت شدم
‫- هیتلر برعلیه استالین شده

00:13:37.985 --> 00:13:40.153
‫- چی؟
‫- همین الآن توی رادیو اعلام کردن

00:13:40.153 --> 00:13:41.989
‫آلمانی‌ها دارن حمله می‌کنن

00:13:41.989 --> 00:13:44.908
‫کل شب خارج شهر، بمباران بود

00:13:44.908 --> 00:13:47.327
‫پس بگو چرا اون همه سرباز
‫توی بیمارستان بودن

00:13:47.327 --> 00:13:49.788
‫شوروی کلاً یکه خورده

00:13:49.788 --> 00:13:51.957
‫دارن همه رو خارج می‌کنن،
‫کلاً عقب‌نشینی می‌کنن

00:13:51.957 --> 00:13:55.210
‫گمونم دیدم داشتن
‫وسایل رو جمع می‌کردن

00:13:55.210 --> 00:13:56.920
‫میگن که قراره غیرنظامی‌ها رو تخلیه کنن

00:13:56.920 --> 00:13:59.173
‫ولی فکر نمی‌کنم وقتی باشه
‫قبل از اینکه آلمانی‌ها از راه برسن

00:13:59.173 --> 00:14:01.049
‫آلمانی‌ها؟!

00:14:01.049 --> 00:14:03.677
‫- بیان اینجا، لووف؟
‫- آره... همین روزهاست که برسن.

00:14:03.677 --> 00:14:07.097
‫لعنتی... گندش بزنن

00:14:07.097 --> 00:14:10.058
‫فکر کردی خودم عقلم نمی‌رسه؟
‫می‌دونم این یعنی چی

00:14:10.058 --> 00:14:11.143
‫نامه‌های مامان رو خوندم،

00:14:11.143 --> 00:14:13.061
‫- مثل خودت
‫- ما رو توی یه گِتو محاصره می‌کنن

00:14:13.061 --> 00:14:15.939
‫بهمون گرسنگی میدن و
‫ازمون بیگاری می‌کشن!

00:14:15.939 --> 00:14:17.941
‫باید می‌ذاشتی همون چند ماه پیش می‌رفتم رادوم

00:14:17.941 --> 00:14:20.777
‫می‌ذاشتم؟!
‫مگه اصلاً به حرف‌های من گوش میدی تو؟

00:14:20.777 --> 00:14:22.779
‫می‌تونستیم براشون
‫مدارک جعلی گیر بیاریم که فرار کنن!

00:14:22.779 --> 00:14:26.116
‫- در عوض عاطل و باطل چرخیدیم!
‫- ما که خبر نداشتیم اینطوری میشه

00:14:26.116 --> 00:14:28.243
‫- هیچکس خبر نداشت
‫- ولی حالا می‌دونیم

00:14:28.243 --> 00:14:30.412
‫باید همین الآن بریم رادوم

00:14:30.412 --> 00:14:31.580
‫- الآن؟
‫- آره

00:14:31.580 --> 00:14:32.664
‫- زده به سرت؟
‫- بدون معطلی

00:14:32.664 --> 00:14:35.209
‫- هیچکس نمی‌تونه بره غرب...
‫- مستقیم می‌خوریم به ارتش آلمان

00:14:35.209 --> 00:14:37.211
‫- ...تا زمانی‌که آلمانی‌ها از اینجا عبور کنن
‫- آنا اینجاست

00:14:37.211 --> 00:14:39.379
‫- انتظار نداری که ولش کنم به امون خدا؟
‫- اصلاً خودم تنهایی میرم

00:14:39.379 --> 00:14:40.881
‫تنهایی راحت‌تر می‌تونم در برم

00:14:40.881 --> 00:14:42.299
‫- تنهایی بهتره. بس کن!
‫- تمومش کن، هالینا!

00:14:42.299 --> 00:14:44.218
‫- خودت خوب می‌دونی امکان نداره
‫- داری چیکار می‌کنی؟

00:14:44.218 --> 00:14:46.303
‫- حدأقل دارم زورم رو می‌زنم...
‫- بیاید همه آروم بشینیم!

00:14:47.721 --> 00:14:51.058
‫من هم نگران خونواده‌ی خودم هستم،

00:14:51.058 --> 00:14:53.602
‫ولی فدا کردن خودمون
‫که قرار نیست نجات‌شون بده

00:14:53.602 --> 00:14:58.440
‫آدام... در کمال احترام،
‫باید بگم که تو واسه خونواده‌ات مدارک جعلی جور کردی

00:14:58.440 --> 00:15:01.985
‫- ولی من نتونستم
‫- بخاطر اینکه یاروسلاو تا اینجا دو ساعت فاصله داره

00:15:01.985 --> 00:15:04.279
‫سفر به رادوم، هم خطرناکه و هم طولانی

00:15:04.279 --> 00:15:07.282
‫خب، پس میگی چیکار کنیم؟
‫بفرما بگو

00:15:07.783 --> 00:15:10.786
‫من و تو... مدارک داریم

00:15:11.245 --> 00:15:13.247
‫حالا وقتش رسیده
‫که ازشون استفاده کنیم

00:15:13.539 --> 00:15:17.626
‫از حالآ به بعد، دیگه به کسی نمی‌گیم
‫که یهودی هستیم

00:15:17.626 --> 00:15:19.586
‫امشب روی مدارکتون کار می‌کنم

00:15:19.586 --> 00:15:22.089
‫اگه می‌تونی برام عکس جور کن، یاکوب

00:15:22.464 --> 00:15:23.674
‫هرچی بیشتر شبیه یهودی‌ها نباشه بهتره

00:15:23.674 --> 00:15:26.176
‫احیاناً دماغ بنده رو مشاهده کردید؟

00:15:26.176 --> 00:15:28.929
‫حدأقل چشمت آبی روشن هست

00:15:28.929 --> 00:15:30.931
‫از صد فرسخی مشخصه من یهودی‌ام

00:15:30.931 --> 00:15:34.977
‫آره. آره، تشخیص بعضی‌هامون راحت‌تره

00:15:35.227 --> 00:15:37.229
‫ولی درواقع،

00:15:37.229 --> 00:15:39.857
‫اصلاً نمی‌دونن یهودی‌ها چه شکلی‌ان

00:15:39.857 --> 00:15:42.776
‫بخاطر همین مجبورمون می‌کنن
‫ستاره‌ی زرد بزنیم...

00:15:44.069 --> 00:15:45.487
‫که قرار نیست این کار رو بکنیم

00:15:59.585 --> 00:16:01.420
‫ده دقیقه وقت داری

00:16:01.420 --> 00:16:05.048
‫- حرف ندارید
‫- هی... معطل‌مون نکنی‌ها

00:16:05.048 --> 00:16:08.135
‫وگرنه صبح باید وسط شن و ماسه،
‫ریل قطار حفر کنی

00:16:27.112 --> 00:16:31.241
‫یادته عید «پِسَح»، باباجون داستانِ
‫موسی کوچولو رو برامون تعریف کرده؟

00:16:32.659 --> 00:16:37.080
‫خب، موسی یه بچه‌ی خوشگل بود

00:16:37.080 --> 00:16:42.419
‫که مامانش اون رو بیشتر از هرچیزی
‫توی دنیا دوست داشت

00:16:47.466 --> 00:16:51.637
‫ولی خونه‌شون یه جای خطرناک بود

00:16:51.637 --> 00:16:55.265
‫مامانش هم می‌دونست
‫که اگه یه خونه‌ی امنِ دیگه پیدا کنه،

00:16:55.265 --> 00:16:57.726
‫اونوقت دیگه موسی در امانه

00:17:00.479 --> 00:17:04.525
‫بخاطر همین هم، یه روز،
‫توی یه سبد قایمش می‌کنه

00:17:04.525 --> 00:17:07.903
‫و می‌ذارتش توی نی‌زارهای بغل رودخونه

00:17:07.903 --> 00:17:10.697
‫همونن جایی که همیشه
‫شاهدخت حموم می‌کرد

00:17:11.240 --> 00:17:15.827
‫- می‌دونی بعدش چی میشه؟
‫- آم، شاهدخت موسی رو پیدا می‌کنه

00:17:15.827 --> 00:17:18.372
‫آره. آره، ففله

00:17:18.372 --> 00:17:21.166
‫دلش به تو قرصه، دخترم

00:17:26.046 --> 00:17:27.256
‫بعدش شاهدخت گفت

00:17:27.256 --> 00:17:30.259
‫«وای، خدای من!
‫عجب نی‌نیِ ملوسی!»

00:17:30.259 --> 00:17:33.887
‫«با خودم می‌برمش قصر

00:17:33.887 --> 00:17:36.598
‫تا هرچی دلش می‌خواد
‫کیک عسلی بخوره»

00:17:38.684 --> 00:17:40.394
‫من هم می‌خورم پس! هورا!

00:17:40.394 --> 00:17:42.437
‫- یک، دو
‫- دو

00:17:42.437 --> 00:17:44.648
‫سه

00:17:46.192 --> 00:17:48.194
‫[ایست!]

00:18:02.082 --> 00:18:03.792
‫گیر کردم، مامان

00:18:03.792 --> 00:18:05.544
‫پاره میشه

00:18:10.507 --> 00:18:12.759
‫کجایی، مامانی؟

00:18:12.759 --> 00:18:15.137
‫- چیزی نیست، ففه. هیچی نیست.
‫- چیزی نیست؟

00:18:15.137 --> 00:18:16.471
‫باباجون همینجاست

00:18:16.471 --> 00:18:18.182
‫یه کوچولو گیر کردی

00:18:29.776 --> 00:18:32.738
‫خدایا شکرت...
‫خدایا شکرت

00:18:36.909 --> 00:18:40.078
‫حالش خوبه. خوبه. خوبه.

00:18:46.293 --> 00:18:48.128
‫شوروی مخالفین زیادی رو دستگیر کرده

00:18:48.128 --> 00:18:50.214
‫نصفِ بچه‌هامون توی زندون‌ان

00:18:50.214 --> 00:18:51.924
‫باید تلاش‌مون رو بکنیم.
‫حدأقل برای آزاد کردن‌شون.

00:18:51.924 --> 00:18:53.425
‫شرمنده ولی وقت تلف کردنـه

00:18:53.425 --> 00:18:55.260
‫شوروی موقع رفتن،
‫همه‌ی زندانی‌ها رو کشته

00:18:55.260 --> 00:18:56.970
‫آدم زنده پیدا نمی‌کنید

00:18:56.970 --> 00:18:58.889
‫- از کجا مطمئنی؟
‫- خواهش می‌کنم، تمرکز کنید

00:18:58.889 --> 00:19:01.058
‫- ممکنه چند نفری زنده مونده باشن
‫- باید روی یک چیز متمرکز باشیم

00:19:01.058 --> 00:19:03.143
‫قبل از رسیدن آلمانی‌ها،
‫تا می‌تونیم یهودی‌ها رو مخفی کنیم

00:19:03.143 --> 00:19:05.604
‫۱۵۰,۰۰۰‏ تا یهودی تو لووف هست

00:19:05.604 --> 00:19:07.898
‫انگشت‌شمار میشه این کار رو کرد

00:19:07.898 --> 00:19:11.652
‫پس از اون چندتا به نفع خودمون استفاده می‌کنیم
‫و دسته‌بندی میشیم

00:19:11.652 --> 00:19:13.362
‫وقتشه اسلحه بدست بشیم و بجنگیم

00:19:13.362 --> 00:19:15.614
‫- برای جنگیدن، زمان و منابع نیاز داریم
‫- کی رو دسته‌بندی کنیم؟ ننه‌بزرگ‌هامون؟

00:19:15.614 --> 00:19:18.534
‫- بعد با چی بجنگن؟ کفگیر ملاقه؟
‫- ببینید، بی‌راه نمی‌گه. بی‌راه نیست.

00:19:18.534 --> 00:19:20.619
‫توی بعضی گتوها، این حرف‌ها پیچیده

00:19:20.619 --> 00:19:22.704
‫بله، باید دسته‌بندی بشیم

00:19:22.704 --> 00:19:26.542
‫یعنی باید تفاوت‌هامون رو کنار بذاریم
‫و متحد بشیم

00:19:26.542 --> 00:19:29.920
‫ما رو پخش و پلا کردن،
‫هرکسی توی یه شهر یا محله رها شده

00:19:29.920 --> 00:19:32.798
‫ولی بیشتر از سه میلیون
‫یهودی توی لهستان هست

00:19:32.798 --> 00:19:36.051
‫هزاران ساله که اینجا زندگی می‌کنیم.
‫این کشور و سرزمین رو می‌شناسیم.

00:19:36.051 --> 00:19:38.136
‫- اگه متحد بشیم...
‫- هزاران ساله داریم قتل‌عام می‌شیم

00:19:38.136 --> 00:19:39.304
‫و بس.

00:19:39.304 --> 00:19:41.014
‫اینجا توی اروپا، هیچ آینده‌ای نداریم

00:19:41.014 --> 00:19:43.517
‫هیچ جایی آینده نداریم،
‫اگه نتونیم بخاطرش بجنگیم

00:19:43.517 --> 00:19:46.103
‫- باز این بشر حرف زد!
‫- راه حلش اینه که یهودی‌ها رو به فلسطین برسونیم

00:19:46.103 --> 00:19:48.021
‫الآن نیازی به توهمات صهیونیستی نیست

00:19:48.021 --> 00:19:50.315
‫- ولی به توهمات سوسیالیستی نیاز داریم، نه؟
‫- نیازمون اتحاده!

00:19:51.817 --> 00:19:54.403
‫کافیه!

00:19:54.403 --> 00:19:57.406
‫ماشالله تو نظر دادن کم نمیارید

00:19:58.282 --> 00:19:59.283
‫ولی آدام راست میگه

00:19:59.283 --> 00:20:01.577
‫باید سعی‌وتلاش‌هامون رو
‫با یه شبکه‌ی بزرگتر هماهنگ کنیم

00:20:01.577 --> 00:20:04.788
‫این هم یعنی تا وقت هست،
‫باید اعضای مهممون رو فوراً...

00:20:04.788 --> 00:20:06.498
‫ از شهر خارج کنیم

00:20:06.999 --> 00:20:09.251
‫آدام، تو بهترین جاعل مایی

00:20:09.251 --> 00:20:12.171
‫بچه‌های ورشو التماس می‌کنن
‫بری به دادشون برسی. الان وقتشه.

00:20:12.171 --> 00:20:15.424
‫راحل، از اینجا تا ورشو،
‫توی همه‌ی محله‌ها یه آشنا داری

00:20:15.424 --> 00:20:16.967
‫باید یه سفر دیگه بری

00:20:16.967 --> 00:20:19.052
‫الایجا، بهتر از هرکسی،
‫مسیرهای فرعی رو می‌شناسی

00:20:19.052 --> 00:20:20.345
‫چند نفر دیگه با خودت ببر

00:20:20.345 --> 00:20:21.847
‫به نظرم یه چندتا وسیله
‫با خودتون ببرید

00:20:21.847 --> 00:20:23.432
‫باید قبل از سپیده‌دم راه بیفتید

00:20:23.432 --> 00:20:25.559
‫می‌تونیم همه‌ی نظرات رو روی هم بذاریم
‫ولی باید...

00:20:29.521 --> 00:20:30.731
‫آدام؟

00:20:54.046 --> 00:20:56.048
‫شرمنده... ببخشید

00:20:56.048 --> 00:20:58.175
‫می‌دونم به اندازه‌ی کافی دغدغه داری

00:20:58.175 --> 00:20:59.843
‫من نمیرم، هالینا

00:20:59.843 --> 00:21:01.803
‫یعنی چی؟
‫باید، باید... باید بری

00:21:01.803 --> 00:21:03.222
‫تنهات نمی‌ذارم

00:21:03.680 --> 00:21:05.516
‫آدام

00:21:06.558 --> 00:21:10.312
‫نه، آدام. شنیدی... شنیدی ولف چی گفت.
‫توی ورشو بهت نیاز دارن.

00:21:10.312 --> 00:21:12.272
‫اینجا هم می‌تونم بدرد بخورم

00:21:12.272 --> 00:21:14.483
‫ولی ورشو مرکزِ مقاومت‌ـه

00:21:14.483 --> 00:21:17.819
‫اونجا کارت تأثیر بیشتری داره

00:21:17.819 --> 00:21:19.571
‫تو می‌خوای برم؟

00:21:19.863 --> 00:21:23.116
‫منظورم این نیست

00:21:23.116 --> 00:21:26.453
‫انگار که منظورت همینه

00:21:27.079 --> 00:21:30.123
‫واقعاً فکر کردی انقدر خودخواهم؟

00:21:30.123 --> 00:21:32.835
‫مردم روت حساب کردن

00:21:32.835 --> 00:21:36.338
‫- نمیشه که همه‌چیز رو بخاطر من به خطر بندازی
‫- چرا نشه؟

00:21:36.713 --> 00:21:39.466
‫توی رادوم همین رو ازم خواستی

00:21:39.967 --> 00:21:41.593
‫اون داستانش خیلی فرق داره

00:21:41.593 --> 00:21:44.805
‫اون موقع من بچه بودم.
‫هیچ مسئولیتی به گردنم نبود.

00:21:44.805 --> 00:21:46.890
‫هنوزم بچه‌ای

00:21:48.517 --> 00:21:51.770
‫مجبورم کردی توی ۱۸ ماه گذشته

00:21:51.770 --> 00:21:54.189
‫- تظاهر کنم هیچ احساسی بهت ندارم
‫- خواستم با همدیگه دوست باشیم!

00:21:54.189 --> 00:21:56.692
‫بعدش نصف شب اومدی دمِ خونه‌ام

00:21:56.692 --> 00:21:58.986
‫- حالم دست خودم نبود
‫- شایدم خود واقعیت بودی

00:21:58.986 --> 00:22:01.405
‫- هیچوقت حاضر نمی‌شدم بیام اگه فکر...
‫- یه بار توی عمرت روراست بودی

00:22:01.405 --> 00:22:03.907
‫- ...می‌کردم می‌زنیش تو صورتم
‫- خواهش می‌کنم، هالینا

00:22:04.867 --> 00:22:07.077
‫توروخدا بگو چی می‌خوای؟

00:22:10.080 --> 00:22:12.291
‫خواسته‌ی من چه اهمیتی داره؟

00:22:12.291 --> 00:22:14.001
‫چه اهمیتی؟

00:22:14.793 --> 00:22:17.421
‫دو تا از داداش‌هام گم شدن

00:22:18.422 --> 00:22:21.383
‫خواهرم... و پدر و مادرم

00:22:21.383 --> 00:22:23.677
‫توی یه گتو دارن گرسنگی می‌کشن...

00:22:24.303 --> 00:22:27.723
‫هرلحظه هم ممکنه
‫آلمانی‌ها وارد این شهر بشن

00:22:27.723 --> 00:22:30.434
‫و ما رو به همون روز بندازن

00:22:30.434 --> 00:22:33.562
‫انتظار داری
‫چشمم رو روی همه‌ی این‌ها ببندم؟

00:22:33.562 --> 00:22:35.981
‫نه، ازت می‌خوام که همراهم باشی

00:22:36.732 --> 00:22:39.484
‫- که چی؟
‫- که هیچی، که هیچی

00:22:39.484 --> 00:22:42.946
‫آخه توی همچین دنیایی،
‫چه کاری از دستم برات برمیاد؟

00:22:42.946 --> 00:22:46.783
‫نمی‌تونم جلوت وایسم و وعده و وعیدهایی
‫بهت بدم که عمراً بتونم بهشون عمل کنم

00:22:46.783 --> 00:22:49.494
‫اما می‌تونم بمونم و...

00:22:49.494 --> 00:22:51.788
‫- و می‌تونم بهت عشق بورزم
‫- آدام

00:22:52.664 --> 00:22:54.875
‫چرا؟ چرا؟

00:22:54.875 --> 00:22:57.377
‫چرا نمی‌ذاری دوستت داشته باشم؟

00:23:01.632 --> 00:23:03.634
‫بهت نیاز دارن، آدام

00:23:05.219 --> 00:23:06.428
‫ولی من ندارم

00:23:11.141 --> 00:23:12.768
‫که اینطور

00:23:17.940 --> 00:23:19.149
‫پس...

00:23:21.360 --> 00:23:22.569
‫با...

00:23:23.362 --> 00:23:25.864
‫با اجازه، من میرم

00:23:25.888 --> 00:23:30.909


00:24:09.533 --> 00:24:11.743
‫عه، آدی. ای شیطون!

00:24:11.743 --> 00:24:15.455
‫موسیو فابیان!
‫چقدر خوشحالم از دیدنتون.

00:24:15.455 --> 00:24:17.958
‫خدای من، کارتن‌خواب شدی؟

00:24:17.958 --> 00:24:20.252
‫باور کنید، خیلی بهتر از اقامتگاه قبلیـم بوده

00:24:20.252 --> 00:24:24.256
‫نگو که بردنت بازداشتگاه.
‫فکر می‌کردم با مسافرهای فقیر کِشتی این کار رو می‌کنن.

00:24:26.884 --> 00:24:30.095
‫- چطوری دَر رفتی؟
‫- توروخدا، خواهشاً انقدر بلند نگید

00:24:31.430 --> 00:24:33.932
‫- اگه پول لازم دارید...
‫- نه، نه، نه، ابداً

00:24:33.932 --> 00:24:36.435
‫من و همسرم شما رو خیلی دوست داریم، آدی

00:24:36.435 --> 00:24:39.730
واقعاً قدردان اون همه
شور و شعفی که ایجاد کردید، هستم

00:24:39.730 --> 00:24:41.565
‫متقابل بوده

00:24:42.941 --> 00:24:44.568
‫امشب می‌ریم کازابلانکا

00:24:44.568 --> 00:24:47.070
‫- به سمتِ قادص؟
‫- تو هم از شایعات خبر داری؟

00:24:47.070 --> 00:24:49.031
‫آره، آخرین بندری که کشتی‌ها میرن

00:24:49.031 --> 00:24:50.908
‫یه جای خالی داریم

00:24:51.825 --> 00:24:55.037
‫لطفاً همراهمون بیا

00:24:55.704 --> 00:24:58.916
‫شما خیلی لطف دارید... ولی نمی‌تونم

00:25:00.250 --> 00:25:02.252
‫احیاناً خبر ندارید
‫مادام لوبیر و دخترشون

00:25:02.252 --> 00:25:04.338
‫ممکنه کجا باشن؟
‫صد تا هتل رو گشتم

00:25:04.338 --> 00:25:06.632
‫آها... فهمیدم

00:25:07.132 --> 00:25:11.887
‫یادمه توی هتل مون‌رویال
‫خیابون «دلارمه» هستن

00:25:11.887 --> 00:25:15.641
‫- لطف‌تون رو فراموش نمی‌کنم
‫- ولی آدی، باید خودت رو برسونی قادص

00:25:15.641 --> 00:25:17.726
‫اونجا می‌بینمت، دوست من

00:25:25.692 --> 00:25:26.693
‫ممنون

00:25:27.569 --> 00:25:29.655
‫دو تا ۷۵ فرانسه، لطفاً

00:25:29.655 --> 00:25:31.073
‫الساعه، خانم

00:25:44.962 --> 00:25:46.547
‫وای خدا، آدی!

00:25:50.592 --> 00:25:53.011
‫- دلم هزار راه رفت
‫- چند روزه دنبالتـونم

00:25:53.011 --> 00:25:55.389
‫چی شد؟ آسیب دیدی؟

00:25:55.389 --> 00:25:57.766
‫نه، نه. من خوبـم.
‫فقط بدجور دوش لازمم.

00:25:57.766 --> 00:25:59.685
‫البته

00:26:00.060 --> 00:26:02.479
‫اگه توی شرایط دیگه‌ای بودم
‫هرگز همچین درخواستی نمی‌کردم،

00:26:02.479 --> 00:26:05.190
‫ولی التماس می‌کنم بریم توی اتاقتون

00:26:14.283 --> 00:26:16.118
‫مامان، داری ظلم می‌کنی

00:26:16.118 --> 00:26:17.870
‫تو هم ساده‌لوح بازی درمیاری

00:26:17.870 --> 00:26:20.539
‫خیریه یه داستانه
‫ولی وارد رابطه‌ی عاشقانه شدن

00:26:20.539 --> 00:26:23.208
‫- با آدمی که...
‫- بس کن، صدات رو می‌شنوه

00:26:23.208 --> 00:26:24.418
‫برام مهم نیست

00:26:24.418 --> 00:26:26.086
‫توروخدا، داری خجالت‌زده‌ام می‌کنی

00:26:26.086 --> 00:26:27.379
‫مشکل ما نیست

00:26:27.379 --> 00:26:29.339
‫چیزی ازمون نخواسته که

00:26:29.339 --> 00:26:31.925
‫- باور کن. بیشتر...
‫- چون می‌خوای...

00:26:33.051 --> 00:26:35.345
‫بازم عذرخواهی می‌کنم
‫که از محبت‌تون سوءاستفاده کردم

00:26:35.345 --> 00:26:37.139
‫و مزاحم حریم خصوصی‌تون شدم

00:26:37.139 --> 00:26:39.766
‫یه حسی بهم میگه قراره ادامه پیدا کنه

00:26:39.766 --> 00:26:41.310
‫- مامان
‫- مشکلی نیست

00:26:41.310 --> 00:26:42.936
‫نمی‌خوام نگران‌تون کنم

00:26:42.936 --> 00:26:46.815
‫ولی تنها کِشتی‌هایی که مقصدشون برزیله،
‫از بندر قادص حرکت می‌کنن

00:26:47.316 --> 00:26:49.693
‫- قادص، تو اسپانیا؟
‫- اسپانیا همچنان بی‌طرفه

00:26:49.693 --> 00:26:51.820
‫- می‌تونیم مخـ...
‫- ما برنمی‌گردیم اروپا

00:26:51.820 --> 00:26:53.822
انتخاب بین بد و بدتره

00:26:53.822 --> 00:26:54.990
‫به گفته‌ی شما، بله

00:26:54.990 --> 00:26:57.826
‫حرف همه‌ی آدم‌هاییه که دارن این کار رو انجام میدن

00:26:57.826 --> 00:27:00.621
‫- باید همین حالا اقدام کنیم
‫- اقدام؟ اونوقت چطوری؟

00:27:00.621 --> 00:27:02.915
‫به یه راننده پول می‌دیم ما رو تا «طَنجه» ببره،

00:27:02.915 --> 00:27:06.793
‫بعدش یه قایق کرایه می‌کنیم
‫ما رو تا اون طرف تنگه «جبل‌طارق» برسونه،

00:27:06.793 --> 00:27:09.379
‫بعدشم با قطار تا قادص میریم

00:27:09.379 --> 00:27:11.590
‫- فقط همین؟
‫- اگه راه دیگه‌ای بود،

00:27:11.590 --> 00:27:13.091
‫هیچوقت همچین پیشنهادی نمی‌دادم

00:27:13.091 --> 00:27:15.219
‫شاید برای شما بهترین راه باشه،

00:27:15.219 --> 00:27:18.263
‫ولی ما توی چندین سفارتخونه آشنا داریم که
‫دارن روی پرونده‌مون کار می‌کنن

00:27:18.263 --> 00:27:22.434
‫فکر نمی‌کنم متوجهِ
‫خطر اینجا بودن شده باشید

00:27:23.101 --> 00:27:25.312
‫باید فوراً بریم کازابلانکا

00:27:25.312 --> 00:27:27.940
‫تو، شاید.
‫چون یه فراری‌ای.

00:27:27.940 --> 00:27:29.233
‫همه‌مون فراری هستیم

00:27:29.233 --> 00:27:31.401
‫فکر می‌کنید چرا دارن توی بیابون اردوگاه میزنن؟

00:27:31.401 --> 00:27:35.364
‫نمی‌خوام ناامیدتون کنم
‫ولی رفتار خیلی خوبی با ما داشتن

00:27:35.739 --> 00:27:38.158
‫می‌دونم خیال می‌کنید
‫ثروت‌تون ازتون محافظت می‌کنه...

00:27:39.034 --> 00:27:40.244
‫اما اینطور نیست

00:27:40.702 --> 00:27:42.913
‫خونواده‌ی من هم پولدار بودن

00:27:44.581 --> 00:27:46.792
‫یک سال و نیمی هست که نه خبری ازشون دارم
‫و نه راه ارتباطی بین‌مون هست

00:27:46.792 --> 00:27:50.546
‫ای کاش می‌تونستم به عقب برگردم
‫و... التماس‌شون کنم باهام بیان

00:27:52.798 --> 00:27:54.299
‫چشم‌هام بسته بود

00:27:54.299 --> 00:27:56.385
‫نشونه‌ها رو ندیدم

00:27:57.344 --> 00:27:59.555
‫خیلی راحت تنهاشون گذاشتم

00:27:59.555 --> 00:28:03.016
‫- چاره‌ای نداشتی
‫- چرا، داشتم...

00:28:03.016 --> 00:28:04.434
‫ولی تنهاشون گذاشتم

00:28:07.563 --> 00:28:09.189
‫نمی‌تونم شما رو هم تنها بذارم

00:28:21.827 --> 00:28:23.245
‫هی

00:28:23.579 --> 00:28:26.415
‫- اگه می‌خوای تنها باشی، برم
‫- نه

00:28:32.212 --> 00:28:34.214
‫رفت دراز بکشه

00:28:35.716 --> 00:28:37.718
‫بعد از اینکه بهش گفتم باهات میام

00:28:38.093 --> 00:28:41.096
‫- چی؟ نه، نه، نگفتی
‫- چرا

00:28:41.096 --> 00:28:44.808
‫راستش رو بخوای...
‫به نظرم خودش خوب میدونه حرفت درسته

00:28:45.893 --> 00:28:48.520
‫صبح برنامه‌ها رو می‌چینیم

00:28:49.897 --> 00:28:51.732
‫چند روز اخیر...

00:28:52.816 --> 00:28:54.443
‫بخاطر تو تونستم سرپا بمونم

00:28:55.777 --> 00:28:58.405
‫فکر می‌کردم
‫اگه دوباره روی ماهت رو ببینم...

00:28:58.405 --> 00:28:59.907
‫یه جوری...

00:29:00.782 --> 00:29:02.784
‫همه‌چیز درست میشه

00:29:03.869 --> 00:29:05.913
‫خب، من اینجام...

00:29:05.913 --> 00:29:07.206
‫و...

00:29:08.123 --> 00:29:11.043
‫همیشه‌ی خدا،
‫روی ماهم جلوی چشمته

00:29:13.420 --> 00:29:15.839
‫می‌دونم مادرت فکر می‌کنه من...

00:29:17.174 --> 00:29:19.510
‫به هیچ دردیت نمی‌خورم
‫ولی من یه کارهایی بلدم

00:29:19.510 --> 00:29:21.512
‫- می‌تونم...
‫- آدی، نیازی نیست

00:29:21.512 --> 00:29:23.597
‫که خودت رو بهم ثابت کنی

00:29:24.014 --> 00:29:27.434
‫دقیقاً می‌دونم کی هستی
‫و بخاطر همین هم دوستت دارم

00:29:32.773 --> 00:29:34.399
‫شرمنده حلقه ندارم...

00:29:37.402 --> 00:29:39.238
‫...ولی دوستت دارم، الیزکا

00:29:39.821 --> 00:29:43.450
‫- می‌خوام باهات زندگی بسازم اگه...
‫- آدی، بله

00:29:44.117 --> 00:29:45.744
‫- بله؟
‫- بله!

00:29:45.744 --> 00:29:48.038
‫- بله؟!
‫- بله!

00:30:01.218 --> 00:30:03.428
‫میلا... واسه توئه

00:30:18.987 --> 00:30:22.157
‫[قرارداد فسخ شد]
‫[بسته‌ی امانتی، امشب مرجوع می‌گردد]

00:30:26.410 --> 00:30:28.495
‫فِفه!

00:30:28.871 --> 00:30:30.122
‫مامانی!

00:30:36.920 --> 00:30:40.549
‫چیزی نیست.
‫چیزی نیست، عشق دلم.

00:30:40.549 --> 00:30:42.259
‫مامانی پیشته

00:30:42.968 --> 00:30:45.596
‫گفتن قیافه‌ش خیلی شبیه یهودی‌هاست

00:30:50.058 --> 00:30:52.269
دعا کن بار جدید آورده باشن
‫وگرنه مجبور میشیم

00:30:52.269 --> 00:30:54.354
‫کل هفته کلم بخوریم

00:30:57.441 --> 00:31:00.861
‫گمونم با آغوش باز
‫دارن از آلمانی‌ها استقبال می‌کنن

00:31:01.320 --> 00:31:04.531
‫انقدر از مردم شوروی بدشون میاد
‫که احتمالاً فکر می‌کنن این کار بهتره

00:31:04.531 --> 00:31:06.617
‫شاید برای اونا همینطوری باشه

00:31:13.540 --> 00:31:16.418
‫دست بجنبون.
‫فکر نکنم مهمونی‌شون دعوت باشیم.

00:31:16.418 --> 00:31:18.504
‫چی باعث شد اینطوری فکر کنی؟

00:31:19.129 --> 00:31:21.340
‫میرم نونوایی و سریع میام خونه‌ی استوینسکی

00:31:21.340 --> 00:31:22.841
‫نون سبوس نگیر فقط

00:31:22.841 --> 00:31:24.551
‫پس نون سبوس می‌گیرم

00:31:34.311 --> 00:31:35.938
‫هی

00:31:36.855 --> 00:31:38.065
‫خیلی‌خب

00:31:41.693 --> 00:31:44.905
‫بابونه‌ی خشک،
‫درمونِ حالت تهوعه

00:31:45.489 --> 00:31:49.701
‫این روزها، همه‌چیز همین بو رو داره

00:31:49.701 --> 00:31:51.620
‫حال به‌هم‌زنه

00:31:52.621 --> 00:31:54.957
‫سوسیس دودی آوردم
‫برای اینکه آهن بدنت بالا بره

00:31:54.957 --> 00:31:58.919
‫بخاطرش با یه پیرزن دعوام شد،
‫پس درست ازش استفاده کن

00:31:58.919 --> 00:32:02.756
‫قول میدی چند هفته‌ی دیگه هم
‫صداش رو در نیاری؟

00:32:02.756 --> 00:32:05.676
‫هنوزم به دنیل نگفتی؟

00:32:06.301 --> 00:32:08.929
‫می‌خوام یکم دیگه صبر کن

00:32:09.847 --> 00:32:11.849
‫دفعه‌ی پیش خیلی ناامید شده بود

00:32:13.141 --> 00:32:14.977
‫نگران نباش، عزیزم

00:32:14.977 --> 00:32:16.812
‫همه‌چیز خوب پیش میره

00:32:17.646 --> 00:32:21.733
‫خیلی زود،
‫مثل توپ گِرد و قمبلی میشی

00:32:22.442 --> 00:32:23.861
‫بهت قول میدم

00:32:25.237 --> 00:32:27.239
‫- باش
‫- خب؟

00:32:27.239 --> 00:32:31.410
‫- باش... واقعاً سخته آخه
‫- بیا

00:32:33.370 --> 00:32:36.999
‫آم... یه نصفه نون، لطفاً

00:32:48.168 --> 00:32:49.169
‫ممنون

00:32:52.055 --> 00:32:55.058
‫دارن میان.
‫گمونم بهتره مغازه رو ببندم.

00:32:58.313 --> 00:33:07.193
‫[درود برقهرمانان!]
‫[درود بر مردم! درود بر اوکراین!]

00:33:16.275 --> 00:33:18.318
‫برید اجسادِ توی زندون رو ببینید!

00:33:18.343 --> 00:33:19.846
‫برید اجسادِ توی زندون رو ببینید!

00:33:19.901 --> 00:33:22.876
‫[این یهودی‌های بلشویک،
‫برادرهامون رو قتل‌عام کردن]

00:33:29.690 --> 00:33:33.402
‫[ما رو به استالین فروختن و
‫سرزمین‌مون رو غصب کردن]

00:33:37.017 --> 00:33:38.227
‫جونورها!

00:33:38.937 --> 00:33:41.848
‫[یهود مرضی‌ست در این کره‌ی خاکی!]

00:33:41.873 --> 00:33:42.481
‫نه، نه، نه، نه

00:33:43.385 --> 00:33:46.286
‫[وقتِ آن رسیده میهن خود را از این کثافت بزُداییم!]

00:33:49.738 --> 00:33:51.740
‫فوراً همه‌ی پرده‌ها رو بکشید!

00:33:52.658 --> 00:33:54.535
‫چه خبر شده، دنیل؟

00:33:54.535 --> 00:33:57.412
‫نمی... نمی‌دونم.
‫پشت در زندون بودم،

00:33:57.412 --> 00:34:01.124
‫که یهویی یهودی‌ها رو گرفتن
‫و شروع کردن به کتک زدنـشون،

00:34:01.124 --> 00:34:03.752
‫- و می‌کشیدنشون داخل زندون
‫- کی؟ آلمانی‌ها؟

00:34:03.752 --> 00:34:06.547
‫نه، همین مردم.
‫همین مردمِ عادی.

00:34:06.547 --> 00:34:08.632
‫فکر کنم قتل‌عام یهودی‌هاست

00:34:10.342 --> 00:34:12.761
‫- کجا داری میری؟
‫- یاکوب و هالینا رفتن خرید!

00:34:12.761 --> 00:34:15.013
‫- نه، نرو بیرون، بلا!
‫- باید خبرشون کنم!

00:34:15.013 --> 00:34:17.224
‫نزدیکِ زندون نمی‌شم.
‫چند قدمیِ همینجاست.

00:34:17.224 --> 00:34:19.393
‫- برمی‌گردم
‫- توروخدا بمون، نرو

00:34:19.393 --> 00:34:22.688
‫نمی‌تونم، آنا. نمی‌تونم.
‫شرمنده، نمی‌تونم.

00:34:30.362 --> 00:34:32.781
‫توروخدا! لطفا! کمکم کنید!

00:34:34.575 --> 00:34:37.452
‫توروخدا! لطفا! کمکم کنید!

00:34:38.370 --> 00:34:41.373
‫- هالینا! باید فوراً بریم!
‫- باشه

00:34:49.799 --> 00:34:52.719
‫[نجات‌شون بده، حضرت عیسی! به دادشون برس!]

00:34:58.891 --> 00:35:01.101
‫- توی زیرزمین مخفی شو، امن‌تره
‫- زیرزمین قفلـه!

00:35:01.101 --> 00:35:03.312
‫نه، بوریس با مردم شوروی رفت
‫و کلید رو داد بهم

00:35:03.312 --> 00:35:05.397
‫- تو کجا میری؟
‫- دنبال بلا

00:35:14.239 --> 00:35:18.869
‫- هی، افسر! کمکم کن! کمکم کن، افسر!
‫- بگیریدش! بگیریدش! یه یهودی کثافته!

00:35:18.869 --> 00:35:21.914
‫توروخدا! لطفاً کمکـم کن، افسر!
‫به دادم برس!

00:35:23.749 --> 00:35:27.377
‫منـم، بلا. منـم.

00:35:58.201 --> 00:36:01.871
‫[انتقال فوری به فلسطین]
‫[فقط افراد مستعد]

00:36:03.622 --> 00:36:04.623
‫نام؟

00:36:04.623 --> 00:36:06.375
‫ما یه خونواده‌ی چهار نفره‌ایم

00:36:06.375 --> 00:36:09.086
‫عه؟ اسم ندارید پس؟

00:36:09.086 --> 00:36:12.756
‫سول و نخورما کورک...

00:36:12.756 --> 00:36:17.845
‫- سن؟
‫- آم، ۵۴ و ۵۲

00:36:18.929 --> 00:36:20.556
شغل؟

00:36:22.099 --> 00:36:25.811
‫مالک بزرگترین تولیدی پارچه توی رادوم بودن

00:36:25.811 --> 00:36:28.897
‫و برای مشتری‌های انحصاری،

00:36:28.897 --> 00:36:31.859
‫لباس و دکوراسیون طراحی می‌کردن.
‫بعلاوه، سخاوتمندانه...

00:36:31.859 --> 00:36:37.155
‫مؤسسات فرهنگی زیادی
‫از جمله شورای یهودیان رو تأمین می‌کردن.

00:36:37.155 --> 00:36:39.032
‫یعنی خیاط‌ان؟

00:36:39.032 --> 00:36:41.410
‫استاد‌های ماهری هستن

00:36:41.410 --> 00:36:44.580
‫واجد شرایط این سفر نیستن

00:36:44.580 --> 00:36:47.666
‫ولی برای فرصت‌های آتی،
‫توی فهرست نگه‌شون می‌داریم

00:36:49.168 --> 00:36:50.586
‫شما چطور؟

00:36:54.673 --> 00:36:57.301
‫میلا کایلر، ۳۱ ساله

00:36:58.135 --> 00:37:03.348
‫توی هنرستان آموزش پیانو دیدم
‫و کارشناسی ریاضیات دارم و...

00:37:03.348 --> 00:37:07.352
‫- خانم، من...
‫- و اگه کافی نیستن...

00:37:07.352 --> 00:37:10.272
‫همسرم دکتره

00:37:10.939 --> 00:37:14.359
‫سیلیم کایلر، ۳۶ ساله

00:37:15.194 --> 00:37:17.196
‫میاد اونجا پیشمون

00:37:19.072 --> 00:37:21.700
‫خداوند به همراهتون در سرزمین اسرائیل

00:37:23.035 --> 00:37:24.161
‫ممنونم

00:37:24.161 --> 00:37:29.333
‫اول عمودی بگیریدش
‫بعد از تَه کجش کنید. خب؟

00:37:33.086 --> 00:37:35.297
‫بلندش کنید

00:37:35.714 --> 00:37:37.716
‫خیلی‌خب، بذارید پایین. بچرخونیدش.

00:37:44.181 --> 00:37:46.266
‫اون سربازه منو می‌شناسه، باید بریم

00:37:50.812 --> 00:37:52.439
‫ما آماده‌ایم، جناب

00:37:52.439 --> 00:37:55.150
‫- بیا بریم
‫- چی؟ صندوق چی؟

00:37:55.150 --> 00:37:57.236
‫صندوق رو بیخیال

00:38:04.159 --> 00:38:07.788
‫حرکت کن، برو!
‫پول بیشتری میدم.

00:38:09.540 --> 00:38:13.252
‫هی، وایسا! ماشین رو نگه دار!

00:38:29.685 --> 00:38:31.979
‫شاید برای تمیزکاری اومدن

00:38:33.272 --> 00:38:37.276
‫- اگه آنا باشه، چی؟
‫- برای اینجا اومدن، خطر نمی‌کنه

00:38:38.986 --> 00:38:41.697
‫- اگه به کمک‌مون نیاز داشته باشه، چی؟
‫- نه! صبر کن، بلا!

00:38:41.697 --> 00:38:45.534
‫- طرف شمام. طرف شمام. طرف شمام.
‫- ولف... مشکلی نیست

00:38:45.534 --> 00:38:47.494
‫مشکلی نیست، من می‌شناسمش

00:38:48.161 --> 00:38:49.788
‫باز نگهش دار

00:38:50.873 --> 00:38:52.082
‫بیا، اینو بگیرید

00:39:00.424 --> 00:39:02.634
‫شرمنده زیاد نیست

00:39:02.634 --> 00:39:04.803
‫سه روزِ تمومه بدون هیچی اینجاییم، ولف

00:39:04.803 --> 00:39:07.264
‫حکم ضیافت رو داره برامون.
‫ممنونم.

00:39:10.767 --> 00:39:12.769
‫کسی نیومد دنبالتون؟

00:39:14.730 --> 00:39:16.356
‫اومدن...

00:39:17.149 --> 00:39:18.358
‫و...

00:39:19.276 --> 00:39:23.030
‫یه خونواده رو کشیدن بیرون...
‫از طبقه‌ی بالایی...

00:39:24.031 --> 00:39:26.909
‫شنیدیم کشوندن‌شون توی خیابون

00:39:27.367 --> 00:39:29.953
‫همراه با بقیه‌ی همسایه‌ها

00:39:30.495 --> 00:39:34.124
‫بخت باهاتون یار بوده.
‫قتل عام تازه شروع ماجرا بود.

00:39:35.501 --> 00:39:38.587
‫دو روز پیش،
‫«آینزاتس‌گروپن» از راه رسید

00:39:39.296 --> 00:39:40.631
‫چی هست؟

00:39:41.632 --> 00:39:43.467
‫جوخه‌های مرگ

00:39:44.384 --> 00:39:46.803
‫هزاران نفر رو می‌کشن

00:39:47.596 --> 00:39:51.975
‫می‌برنشون زندون‌ها و ورزشگاه...

00:39:51.975 --> 00:39:57.481
‫بیرون... تو دلِ جنگل
‫تا کسی صداشون رو نشنوه...

00:39:57.481 --> 00:39:59.983
‫و به طرز فجیعی کارشون رو می‌سازن

00:40:06.406 --> 00:40:11.411
‫حدأقل بقیه رو به موقع فراری دادی، درسته؟

00:40:12.037 --> 00:40:13.247
‫آره...

00:40:14.081 --> 00:40:15.582
‫بعضی‌هاشون

00:40:18.752 --> 00:40:21.213
‫ولی امیدوار بودم آدام اینجا باشه

00:40:22.673 --> 00:40:25.092
‫آدام همراهشون بود، نبود؟

00:40:25.092 --> 00:40:27.636
‫نه... برگشت خونه

00:40:27.636 --> 00:40:30.013
‫آخرین باری که دیدمش،
‫داشت میومد اینجا پیشت

00:40:32.975 --> 00:40:34.184
‫نه

00:40:36.603 --> 00:40:38.981
‫- بابا چطوری پیدامون می‌کنه؟
‫- چطوری؟

00:40:38.981 --> 00:40:41.900
‫خودم بهش می‌گم، ففله جونم

00:40:41.900 --> 00:40:44.486
‫تا حالا کسی قلقلکت داده؟

00:40:45.362 --> 00:40:48.574
‫- شرمنده
‫- نه، مایلوشکا

00:40:48.574 --> 00:40:52.703
‫بدونیم جای تو و فلیسیا امنـه،
‫خیلی خوشحال می‌شیم

00:40:52.703 --> 00:40:54.955
‫حالا، دست‌هات رو بده تو

00:40:54.955 --> 00:40:58.792
‫- یک و دو. خیلی‌خب.
‫- ففله

00:40:59.918 --> 00:41:02.004
‫- بیا
‫- با مامان‌جون خداحافظی کن

00:41:17.811 --> 00:41:21.356
‫به محض اینکه رسیدیم،
‫یکی رو می‌فرستیم بیاد دنبالتون

00:41:22.024 --> 00:41:24.026
‫لطفاً مراقب خودتون باشید

00:41:25.319 --> 00:41:27.321
‫خداحافظی کن، ففه

00:41:27.321 --> 00:41:29.031
‫- خدافظ
‫- خدافظ

00:41:29.031 --> 00:41:32.117
‫- آره... ایشالله سال دیگه اورشلیم
‫- خدافظ

00:42:12.074 --> 00:42:14.284
‫احتمالاً توی قطار،
‫جای بیشتری داشته باشیم

00:42:14.618 --> 00:42:16.620
‫آره، شک ندارم
‫واسه‌مون بلیت فرست کلاس گرفتن

00:42:16.620 --> 00:42:19.331
‫من که به اندازه‌ی کافی هزینه کردم

00:42:22.709 --> 00:42:24.711
‫می‌خوای بیرون رو تماشا کنی، ففه؟

00:42:24.711 --> 00:42:26.630
‫آره؟ بیا ببین

00:42:42.688 --> 00:42:44.106
‫چرا داریم از جاده خارج می‌شیم؟

00:42:44.106 --> 00:42:45.607
‫نمی‌دونم

00:42:45.607 --> 00:42:48.527
‫تازه از رادوم خارج شدیم

00:42:48.527 --> 00:42:50.696
‫- من چیزی نمی‌بینم
‫- چه خبر شده؟

00:42:50.696 --> 00:42:53.031
‫درست نیست. یه کاری بکنید، لطفاً.

00:42:53.031 --> 00:42:54.867
‫حس خوبی ندارم

00:42:54.867 --> 00:42:59.162
‫- لطفاً بگید چیزی می‌بینید؟
‫- پیشم بمون، پیشم بمون، ففله

00:43:00.080 --> 00:43:02.708
‫- من چیزی نمی‌بینم
‫- می‌دونید چه خبر شده؟

00:43:02.708 --> 00:43:05.419
‫کسی می‌دونه؟
‫کسی می‌دونه جریان چیه؟ توروخدا

00:43:05.419 --> 00:43:08.130
‫- ففه
‫- لطفاً بهم بگید

00:43:08.130 --> 00:43:09.214
‫ففه

00:43:20.018 --> 00:43:22.687
‫[از ماشین پیاده شید، یالا!]

00:43:23.146 --> 00:43:25.357
‫[وسایل‌تون رو وِل کنید!]

00:43:32.697 --> 00:43:34.866
‫[وسایل‌تون رو وِل کنید!]

00:43:38.745 --> 00:43:40.789
‫[پیاده شید وگرنه پیاده‌تون می‌کنیم!]

00:43:54.134 --> 00:43:57.137
‫بذار کمکت کنم... نگران نباش.

00:44:28.304 --> 00:44:31.696
‫[بیاید بکَنید. یه جا خشک‌تون نزنه!]

00:44:34.050 --> 00:44:36.344
‫[بکَنید وگرنه بهتون شلیک می‌کنیم!]

00:44:39.888 --> 00:44:41.098
‫برید

00:44:42.809 --> 00:44:44.561
‫[تو واسه دو نفر بکَن]

00:45:04.663 --> 00:45:08.250
‫ففه... ففه

00:45:08.834 --> 00:45:10.127
‫بیا اینجا، بیا اینجا

00:45:10.127 --> 00:45:12.171
‫اینجا بشین، اینجا بشین

00:45:12.171 --> 00:45:14.882
‫کنار پای مامان بشین.
‫بشین، اینجا بشین.

00:45:14.882 --> 00:45:16.383
‫بشین

00:45:19.303 --> 00:45:20.596
‫اونجا رو نگاه کن

00:45:21.013 --> 00:45:23.223
‫- درخت‌ها رو می‌بینی؟
‫- آره

00:45:23.974 --> 00:45:25.809
‫نمی‌دونم درخت سیب‌ان یا نه

00:45:25.809 --> 00:45:27.311
‫آره

00:45:27.311 --> 00:45:28.604
‫خیلی‌خب، همینجا بمون

00:45:28.604 --> 00:45:30.522
‫همینجا بمون، تکون نخور

00:46:27.663 --> 00:46:32.125
‫کارِ فریدمن، دندون‌پزشکه‌ست.
‫یه کاری واسه اِس‌اِس کرده.
‫(یکی از سازمان‌های شبه‌نظامی تحت نظارت آدولف هیتلر و حزب نازی)

00:46:38.674 --> 00:46:41.301
‫حالا نمی‌کشنش تا باز هم کمک‌شون کنه

00:46:49.895 --> 00:46:53.315
‫[دیگه کی می‌خواد فرار کنه؟]

00:46:55.983 --> 00:46:57.609
‫نگاه نکن، ففه

00:46:57.609 --> 00:46:59.903
‫فقط به من نگاه کن، خب؟

00:46:59.903 --> 00:47:02.406
‫- باش
‫- فقط من، هیچ جای دیگه رو نگاه نکن

00:47:22.718 --> 00:47:24.720
‫شلیک نکنید، شلیک نکنید!

00:47:26.680 --> 00:47:28.765
‫یه سوال از افسر دارم

00:48:06.678 --> 00:48:09.306
‫ففه؟ بهم گوش کن، ففله

00:48:09.306 --> 00:48:11.475
‫اون خانمه رو می‌بینی اونجاست؟

00:48:13.060 --> 00:48:14.895
‫می‌خوام بدویی سمتش...

00:48:16.271 --> 00:48:18.273
‫و جوری رفتار کنی انگار مامانته

00:48:19.024 --> 00:48:20.651
‫خب؟ فهمیدی؟

00:48:21.652 --> 00:48:24.988
‫بدو برو پیشش و داد بزن «مامانی»

00:48:25.531 --> 00:48:27.366
‫وقتی هم که رسیدی پیشش...

00:48:28.700 --> 00:48:32.454
‫بغلش کن و بوسش کن
‫و اصلاً بخاطر هیچ چیزی ولش نکن

00:48:32.454 --> 00:48:33.747
‫فهمیدی؟

00:48:33.747 --> 00:48:35.332
‫مامان، تو هم بیا

00:48:35.332 --> 00:48:37.918
‫من نمی‌تونم الآن بیام

00:48:37.918 --> 00:48:41.421
‫خودت باید مثل یه دختر بزرگ
‫تنهایی انجامش بدی

00:48:41.839 --> 00:48:43.048
‫فهمیدی؟

00:48:43.841 --> 00:48:45.467
‫فهمیدی، فلیسیا؟

00:48:49.596 --> 00:48:52.516
‫مامانی و بابایی رو دوست داری؟

00:48:52.808 --> 00:48:54.643
‫و باباجون و مامان‌جون؟

00:48:55.435 --> 00:48:57.980
‫پس باید همین الآن بری.
‫دیگه وقت نداریم.

00:48:57.980 --> 00:49:00.691
‫- فهمیدی ففه؟
‫- آره

00:49:06.446 --> 00:49:09.867
‫اون خانم مامانته. فهمیدی فلیسیا؟

00:49:09.867 --> 00:49:11.869
‫پس بدو فلیسیا، بدو

00:49:11.869 --> 00:49:13.036
‫بدو!

00:49:16.206 --> 00:49:17.624
‫- بدو، بدو. چیزی نیست.
‫- باش

00:49:17.624 --> 00:49:18.709
‫بدو

00:49:18.709 --> 00:49:21.003
‫مامانی!

00:49:35.309 --> 00:49:38.770
‫بکَن دیگه
‫وگرنه می‌فهمن بچه‌ی توئه

00:49:52.576 --> 00:49:58.207
‫وای دلم برات تنگ شده بود، بیا بغلم.
‫بیا بغلم. وای، دختر خوشگلـم.

00:50:02.044 --> 00:50:03.879
‫بچه‌ی توئه؟

00:50:04.463 --> 00:50:05.672
‫بله

00:50:30.615 --> 00:50:33.493
‫[دیگه کافیه! کَندن بسه...]

00:50:33.493 --> 00:50:35.287
‫[لباس‌هاتون رو دربیارید!]

00:50:59.852 --> 00:51:02.062
‫لباس‌ها رو دربیارید!

00:51:45.270 --> 00:52:06.270
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.