﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:02.960
‫«آنچه گذشت...»

00:00:02.960 --> 00:00:05.170
‫ شما دشمن این ایالت تلقی شدین.

00:00:05.170 --> 00:00:08.090
‫وایسین!
‫ اگه اون دشمنه پس منم دشمنم.

00:00:08.090 --> 00:00:11.880
‫شما توی زمین‌ها کار می‌کنین،
‫ما هم روزی سه‌ وعده غذا بهتون میدیم.

00:00:11.880 --> 00:00:14.680
‫هیچ مدرکی از بارداری همسرت ارائه نکردی.

00:00:14.680 --> 00:00:15.970
‫- مدرک؟
‫- هرتا!

00:00:15.970 --> 00:00:17.350
<i>‫وسط جنگ بازی می‌کنین.</i>

00:00:17.350 --> 00:00:19.920
‫کجای اینا با عقل جور در میاد؟!

00:00:20.720 --> 00:00:22.350
‫آدام،
‫تو بهترین جاعلی هستی که داریم.

00:00:22.350 --> 00:00:24.300
‫بچه‌های ورشو التماس می‌کنن
‫ بری به دادشون برسی.

00:00:24.300 --> 00:00:26.770
‫بهت نیاز دارن، آدام.
‫من ندارم.

00:00:26.770 --> 00:00:29.230
‫باید فوراً از کازابلانکا بریم.

00:00:29.230 --> 00:00:30.730
‫بهش گفتم دارم باهات میام.

00:00:30.730 --> 00:00:33.570
‫شرمنده حلقه ندارم،
‫اما عاشقتم الیسکا.

00:00:34.740 --> 00:00:38.200
<i>‫یهویی یهودی‌ها رو گرفتن
‫و شروع کردن به کتک زدن‌ـشون</i>

00:00:38.200 --> 00:00:40.240
‫- برمی‌گردم.
‫- توروخدا بمون، نرو.

00:00:40.240 --> 00:00:41.330
‫آنا نمی‌تونم.

00:00:41.330 --> 00:00:42.700
<i>‫جوخه‌های مرگ.</i>

00:00:42.700 --> 00:00:44.870
<i>‫می‌برن‌شون جنگل</i>

00:00:44.870 --> 00:00:46.210
<i>‫تا کسی صداشون رو نشنوه.</i>

00:00:46.210 --> 00:00:47.880
‫ولی امیدوار بودم آدام اینجا باشه.

00:00:47.880 --> 00:00:50.050
‫آخرین باری که دیدمش
‫ داشت میومد اینجا پیشت.

00:00:50.050 --> 00:00:52.960
‫خداوند به همراه‌تون در سرزمین اسرائیل.

00:00:54.369 --> 00:00:55.643
‫تو واسه دو نفر بکَن.

00:00:56.050 --> 00:00:58.050
<i>‫اون زن مادرته.</i>

00:00:58.350 --> 00:01:00.470
‫پس بدو فلیسیا!
‫بدو!

00:01:02.520 --> 00:01:03.880
‫دیگه بسه!
‫نَکَنین...

00:01:03.880 --> 00:01:05.360
‫لباس‌هاتون رو در بیارین!

00:01:07.420 --> 00:01:15.420
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:01:18.070 --> 00:01:21.990
<i>‫«روش هشانا» زمانی برای انعکاسه.</i>
‫(نمود شروع سال یهودی)

00:01:24.790 --> 00:01:30.290
‫زمانی که درخواست بخشش می‌کنیم
‫و در پی بخشش دیگرانیم.

00:01:31.500 --> 00:01:36.260
‫البته اصلاً نمی‌دونم
‫که الان چطوری می‌تونیم این کار رو بکنیم.

00:01:38.680 --> 00:01:42.760
‫دعا می‌کنم که تو این تاریکی...

00:01:42.760 --> 00:01:45.180
‫خانواده نور راه‌مان باشد.

00:01:46.044 --> 00:01:52.040
‫مترجمین: «محمدعلی sm و iredprincess»

00:01:56.820 --> 00:02:00.320
‫دعا می‌کنم که امسال

00:02:00.320 --> 00:02:03.490
‫سالی خوب و پر از شادی باشه.

00:02:08.290 --> 00:02:10.500
‫بیا.
‫خیلی گرونه.

00:02:14.170 --> 00:02:15.590
<i>‫سال نو مبارک.</i>

00:02:23.600 --> 00:02:24.890
‫مامان!
‫مامان!

00:02:31.940 --> 00:02:33.150
‫ممنونم.

00:02:39.110 --> 00:02:42.070
‫به غازهای پارک کوشوشکو فکر کن عزیزم.

00:02:42.070 --> 00:02:44.450
‫-  می‌تونی این کار رو بکنی؟
‫- آره.

00:02:44.450 --> 00:02:45.540
‫خوبه.

00:02:46.580 --> 00:02:48.790
‫آره،
‫همینطوری خوبه.

00:02:53.520 --> 00:02:58.160
‫«ما خوش‌شانس بودیم»

00:03:53.190 --> 00:03:55.810
‫مسافرها پول بلیط‌ها رو دادن.

00:03:55.810 --> 00:03:58.110
‫بهمون امید فروختن.

00:03:58.900 --> 00:04:01.450
‫هی، بیا بغلم فِفه.

00:04:12.210 --> 00:04:14.960
‫با «یودن‌رات» حرف می‌زنم.
‫باید مطلع‌شون کنیم.
(شورای یهودی)

00:04:14.960 --> 00:04:16.540
‫وقتی ازشون خواسته شد فهرست درست کنن،

00:04:16.540 --> 00:04:19.380
‫- باید مطمئن باشیم که واسه چی‌ان.
‫- می‌دونستن فهرست‌ها واسه چی‌ان.

00:04:19.380 --> 00:04:22.050
‫- باورم نمیشه حقیقت داشته باشه.
‫- پس داری به خودت دروغ میگی.

00:04:22.050 --> 00:04:24.050
‫یودن‌رات‌ها آخرین خط دفاعی‌مون‌‌ـن.

00:04:24.050 --> 00:04:28.060
‫بیدار شو پسر! اونا شریک جرمن
‫و تو هم نوکرشونی.

00:04:28.060 --> 00:04:29.560
‫ما واسطه‌ایم.

00:04:29.560 --> 00:04:31.850
‫می‌خوایم به این آشوب یکم نظم بدیم.

00:04:31.850 --> 00:04:34.480
‫کدوم نظم؟
‫شما کنترل‌مون می‌کنین،

00:04:34.480 --> 00:04:37.310
‫با لباس‌های فرم و باتون‌هاتون
‫تو خیابون‌ها گشت می‌زنین،

00:04:37.310 --> 00:04:39.110
‫- فهرست درست می‌کنین.
‫- من... من نمی‌دونستم

00:04:39.110 --> 00:04:41.190
‫- که اینطوری میشه.
‫- فهرست‌ها واسه چی‌ان آیزاک؟!

00:04:41.190 --> 00:04:42.820
‫من فقط خواستم بهتون کمک کنم.

00:04:42.820 --> 00:04:46.240
‫و شرم بر من... ‫که قبولش کردم.

00:04:47.530 --> 00:04:49.160
‫شرم بر من...

00:04:50.910 --> 00:04:54.120
‫که جلوی سوار شدنش رو نگرفتم.

00:04:55.460 --> 00:04:57.880
‫شرم بر من که متوجه نشدم.

00:04:59.290 --> 00:05:02.800
‫میلا خواهش می‌کنم،
‫باید بدونی که تو و فیلیسیا چقدر برام مهمین.

00:05:02.800 --> 00:05:04.880
‫من هیچوقت حاضر نمیشم تا...

00:05:12.430 --> 00:05:15.060
‫تنها خواسته‌ام اینه که فعلاً صداش رو درنیارید.

00:05:16.560 --> 00:05:19.440
‫بهتره دیگه حواس آلمانی‌ها رو
‫ به خودمون جمع نکنیم.

00:05:19.440 --> 00:05:22.940
‫- برای امنیت خودتون.
‫- مگه کسی هم هست که جونش تو خطر نباشه؟

00:05:25.490 --> 00:05:27.110
‫لطفاً از خونه‌مون برو بیرون.

00:05:37.330 --> 00:05:38.960
‫ترسیده.

00:05:39.330 --> 00:05:40.960
‫همه‌مون ترسیدیم.

00:05:41.630 --> 00:05:45.880
‫وقتی زیرمون مدام درحال لغزشه...
‫چطوری می‌تونیم سر جامون وایسیم؟

00:06:11.030 --> 00:06:12.870
‫می‌خوام یه چیزی بهت بدم.

00:06:17.370 --> 00:06:18.370
‫همم.

00:06:19.120 --> 00:06:21.960
‫می‌دونم مثل اون نمیشه.

00:06:22.500 --> 00:06:25.260
‫ممنون ‫اما لازم نیست.

00:06:25.260 --> 00:06:28.880
‫بذار باهاش یاد اون بیفتی،
‫همیشه باهات باشه.

00:06:29.640 --> 00:06:31.970
‫امروز یه مرد و زن

00:06:31.970 --> 00:06:36.140
‫و دوتا بچه‌هاشون رو دیدم که تیر خوردن،
‫پشت سر همدیگه.

00:06:36.140 --> 00:06:40.730
‫بعد از دیدن همچین چیزی
‫چطوری باور کنم که سلیم هنوز زنده‌ست؟

00:06:46.680 --> 00:06:49.360
‫« سیبری، آلتانای »

00:06:49.360 --> 00:06:51.370
‫شنیدی آملیا چی شده؟

00:06:51.990 --> 00:06:55.120
‫آره. ‫رافا برام تعریف کرد.

00:06:55.620 --> 00:06:57.830
‫شیرش خشک شده.

00:06:57.830 --> 00:07:00.120
‫بچه‌ش فقط دو هفته‌شه.

00:07:00.120 --> 00:07:01.420
‫می‌دونم.

00:07:03.000 --> 00:07:05.000
‫شدیداً هم کمبود وزن داره.

00:07:09.590 --> 00:07:10.800
‫چیه؟

00:07:12.220 --> 00:07:16.310
‫همین الانش هم داری به یه بچه‌ی دیگه شیر میدی،
‫یوزف هم هست.

00:07:16.310 --> 00:07:18.640
‫نباید یادت بره
‫که باید مراقب خودت هم باشی.

00:07:18.640 --> 00:07:22.230
‫من چیزیم نیست...
‫حالم خوبه.

00:07:24.440 --> 00:07:27.070
‫چندتا قارچ پیدا کردم.

00:07:29.440 --> 00:07:32.530
‫پر از مواد مغذیه.

00:07:32.530 --> 00:07:35.620
‫واست خوبه،
‫واسه پسر کوچولوت هم خوبه.

00:07:43.170 --> 00:07:46.800
‫به‌نظرم یه خبراییه.
‫هیتلر برعلیه استالین شده.

00:07:48.510 --> 00:07:49.510
‫کارت رو بکن!

00:07:50.720 --> 00:07:53.390
‫- از کی شنیدی؟
‫- وانیا و بقیه.

00:07:53.390 --> 00:07:55.540
‫به‌خاطر این با هم سر و کله می‌زنن
‫که ما رو چی‌کار کنن.

00:07:55.540 --> 00:07:57.850
‫آتو...
‫اگه این راست باشه...

00:07:58.390 --> 00:08:01.020
‫- یعنی باید آزادمون کنن.
‫- باید ما رو با آلمانی‌ها جایگزین کنن!

00:08:01.020 --> 00:08:03.940
‫هنوز هم کلی راه به ذهنم می‌رسه
‫که ما به دردشون می‌خوریم.

00:08:03.940 --> 00:08:06.690
‫هی، هی، هی.
‫این خبر خوبیه گنک.

00:08:06.690 --> 00:08:07.980
‫خوشحال باش.

00:08:56.570 --> 00:08:57.990
‫من میرم خونه‌ی آدام.

00:08:57.990 --> 00:09:00.950
‫وقتی به آنا سر زدین،
‫تو آپارتمان هم رو می‌بینیم، خب؟

00:09:00.950 --> 00:09:02.450
‫برین، برین.

00:09:04.250 --> 00:09:06.330
‫آروم باش بلا، ‫آروم باش.

00:09:06.710 --> 00:09:09.550
‫بوی چیه؟

00:09:53.510 --> 00:09:54.920
‫آنا؟

00:09:55.090 --> 00:09:56.260
‫حیوونا.

00:10:19.910 --> 00:10:21.120
‫آنا؟

00:10:21.910 --> 00:10:23.120
‫آنا؟

00:10:24.750 --> 00:10:25.750
‫آنا؟

00:10:26.500 --> 00:10:27.710
‫آنا؟

00:10:28.920 --> 00:10:30.960
‫بلا، هیشکی تو ساختمون نمونده.

00:10:30.960 --> 00:10:32.250
‫نه،
‫معلوم نیست.

00:10:32.250 --> 00:10:35.340
‫شاید تو اتاق شیروونی
‫یا زیر خونه قایم شده باشن.

00:10:35.340 --> 00:10:37.470
‫اون چیه؟ ‫چی نوشته؟

00:10:39.220 --> 00:10:40.640
‫بگو، یاکوب.

00:10:44.180 --> 00:10:46.680
‫«دارن می‌برن‌مون.

00:10:46.680 --> 00:10:48.980
‫فکر کنم می‌خوان ما رو بکشن.»

00:11:02.200 --> 00:11:05.200
‫وای خدا!

00:11:14.840 --> 00:11:16.960
‫می‌خوای ژاکت جدیدت رو بپوشی، زِی؟

00:11:16.960 --> 00:11:21.760
‫آره. وقتشه از این خراب‌شده بریم.

00:11:21.760 --> 00:11:23.470
‫تناقضش رو نمی‌بینی؟

00:11:24.350 --> 00:11:26.560
‫- میشه لطفاً بهش شیر بدی؟
‫- حتماً.

00:11:38.650 --> 00:11:39.860
‫ممنون.

00:11:41.150 --> 00:11:45.200
‫داریم از اینجا میریم.
‫یعنی اتفاق خوبی نیست؟

00:11:47.330 --> 00:11:49.830
‫بهش میگن «عفو عمومی».

00:11:49.830 --> 00:11:53.540
‫اما دستور داریم
‫که اجباری عضو ارتش سرخ استالین بشیم.

00:11:55.290 --> 00:11:57.920
‫تصور این که تو
‫لباس فرم شوروی رو بپوشی خیلی سخته.

00:11:58.300 --> 00:11:59.800
‫شلوارهای تنگ‌تر لازم داری.

00:11:59.800 --> 00:12:01.840
‫حتی یه ذره هم به این جماعت اعتماد ندارم.

00:12:01.840 --> 00:12:04.930
‫بهمون دستور دادن
‫واسه سفر با قطار وسایل جمع کنیم.

00:12:05.470 --> 00:12:07.470
‫سفر با قطار به کجا؟

00:12:13.060 --> 00:12:14.690
‫انگار این صحنه رو قبلاً دیدم.

00:12:15.270 --> 00:12:19.780
‫شاید با یه زن و بچه‌ی دیگه
‫با واگن دامداری رفتی سفر.

00:12:19.780 --> 00:12:22.610
‫این قسمت بچه‌ش دیگه جدید بود.

00:12:22.610 --> 00:12:25.530
‫فقط کاش می‌دونستم کجا داریم میریم.

00:12:26.450 --> 00:12:28.620
‫کاش اشعار ریلکه همراهم بود.

00:12:30.790 --> 00:12:32.870
‫چیزی نیست.

00:12:33.420 --> 00:12:35.420
‫چیزی نیست.

00:12:35.420 --> 00:12:36.590
‫آروم باش.

00:13:04.450 --> 00:13:06.450
‫حداقل بارون قطع شد.

00:13:07.240 --> 00:13:09.450
‫این رو که دیگه نمی‌تونن ازمون بگیرن.

00:13:10.700 --> 00:13:12.200
فیلیسیا چطوره؟

00:13:14.000 --> 00:13:15.420
‫کنار اومده.

00:13:15.790 --> 00:13:19.420
‫بیشتر اوقات که تو کارخونه کار می‌کنم
‫تو خونه آروم می‌مونه.

00:13:21.090 --> 00:13:23.720
‫- جدیداً خیلی آروم شده.
‫- خوبه.

00:13:24.550 --> 00:13:25.970
‫همین که آرومه خوبه.

00:13:27.550 --> 00:13:29.300
‫آیزاک، سر و وضعت داغون شده.

00:13:30.100 --> 00:13:33.430
‫ممنون بابت صداقتت.

00:13:33.430 --> 00:13:35.060
‫اصلاً این چندوقت خوابیدی؟

00:13:35.890 --> 00:13:38.310
‫شیمون عین گاو خر و پف می‌کنه.

00:13:39.110 --> 00:13:41.320
‫دیگه پیش خونواده‌ات نیستی؟

00:13:45.360 --> 00:13:47.870
‫آیزاک... ‫نمی‌دونستم...

00:13:47.870 --> 00:13:50.660
‫خواهش می‌کنم میلا، ‫سر خدمت‌ـم.

00:13:50.660 --> 00:13:53.750
‫خب اینقدر باهام سرد نباش.

00:13:54.750 --> 00:13:57.960
‫از وقتی که هم‌سن فیلیسیا بودیم
‫همدیگه رو می‌شناسیم.

00:13:58.540 --> 00:14:01.460
‫پدرم منظوری نداشت.

00:14:02.300 --> 00:14:06.130
‫اگه بتونی به این که
‫ از پلیس استفعا بدی، فکر کنی...

00:14:06.430 --> 00:14:08.180
‫نمی‌تونم استعفا بدم.

00:14:08.180 --> 00:14:11.510
‫تو خونه‌مون یه جا واست هست.

00:14:14.220 --> 00:14:16.310
‫حتی اگه کنارتون هم می‌موندم،

00:14:17.020 --> 00:14:19.650
‫چه شرایطی داشت؟

00:14:20.940 --> 00:14:22.360
‫دوستت می‌شدم؟

00:14:24.400 --> 00:14:25.820
‫عموی فیلیسیا می‌شدم؟

00:14:27.400 --> 00:14:30.070
‫تو خیلی واسه‌ی ما مهمی.

00:14:30.910 --> 00:14:32.120
‫ما؟

00:14:35.830 --> 00:14:37.040
‫آیزاک.

00:14:42.920 --> 00:14:44.130
‫اشکالی نداره.

00:14:44.510 --> 00:14:45.710
‫فراموشش کن.

00:14:50.470 --> 00:14:54.100
‫این زن و بچه‌ها
‫چطوری دم دروازه‌های جهنم می‌رقصن؟

00:14:55.470 --> 00:14:57.100
‫از نظر اونا ما وجود نداریم.

00:14:57.980 --> 00:14:59.600
‫باید دیگه راه بیفتم.

00:14:59.600 --> 00:15:01.440
‫باید به یه خونواده یه خبر بد بدم

00:15:01.440 --> 00:15:03.400
‫چون پسرشون مدارکش همراهش نبوده.

00:15:04.570 --> 00:15:07.780
‫این کشتارها دیگه از کنترل خارج شدن.

00:15:08.570 --> 00:15:11.030
‫چندوقت دیگه گریبان خودمون رو هم می‌گیره.

00:15:47.110 --> 00:15:49.110
‫دنبال چی می‌گردی؟

00:15:51.950 --> 00:15:53.570
‫خواهرم گم شده.

00:15:54.740 --> 00:15:59.370
‫نباید بری اونجا.
‫یه هفته‌ست مدام دارن تیر شلیک می‌کنن.

00:16:11.630 --> 00:16:14.390
‫باید برگردیم سمت جنگل‌ها.

00:16:14.760 --> 00:16:18.390
‫- نه، نمی‌تونیم.
‫- نه، شاید آنا و دنیل فرار کردن.

00:16:18.390 --> 00:16:20.230
‫شاید تونستن یه جا مخفی شن.

00:16:20.230 --> 00:16:23.400
‫ بلا، خودت هم می‌دونی که چقدر احتمالش کمه.

00:16:23.400 --> 00:16:26.770
‫نه، ما فقط یه هفته‌س داریم می‌گردیم،
‫معلوم نیست.

00:16:26.770 --> 00:16:32.070
‫- هیچی معلوم نیست.
‫- چرا، معلومه.

00:16:32.070 --> 00:16:34.240
‫همین الانش هم خیلی اینجا موندیم.

00:16:34.240 --> 00:16:36.240
‫وقتشه برگردیم رادوم.

00:16:36.240 --> 00:16:38.740
‫نه... ‫الان نمی‌تونم برگردم...

00:16:38.740 --> 00:16:41.250
‫ولف تونسته یه ماشین واسه‌مون جور کنه.

00:16:42.500 --> 00:16:45.920
‫صبح زود یه وانت‌بار راه میفته سمت رادوم

00:16:45.920 --> 00:16:47.750
‫ما هم باید سوارش شیم.

00:16:49.710 --> 00:16:50.920
‫صبح زود؟

00:16:50.920 --> 00:16:54.680
‫این همه صبر کردی
‫تا الان این رو بهم بگی؟

00:16:54.680 --> 00:16:56.050
‫تازه قطعی شده.

00:16:56.550 --> 00:16:59.390
‫یعنی تو دیگه بیخیال شدی؟

00:16:59.390 --> 00:17:01.100
‫بیخیال آدام شدی؟

00:17:01.560 --> 00:17:02.770
‫بیخیال نشدم.

00:17:02.770 --> 00:17:04.770
‫اون به‌خاطر تو برگشت اینجا.

00:17:05.020 --> 00:17:06.230
‫می‌دونم.

00:17:07.060 --> 00:17:10.570
‫اما بلا،
‫اگه آدام بود می‌خواست کار درست رو بکنیم.

00:17:10.570 --> 00:17:14.070
‫شهر اصلاً‌ ثبات نداره.
‫دوباره خشونت‌هاشون فوران می‌کنه.

00:17:14.070 --> 00:17:17.370
‫- مطمئنیم. یه برنامه‌ی دیگه هم هست که...
‫- اون‌وقت می‌خواین برگردین پیش خونواده‌تون

00:17:17.370 --> 00:17:19.240
‫و اون مدارک جعلی رو تحویل بدین.

00:17:19.240 --> 00:17:20.950
‫اما بلا،
‫پدر و مادر خودت هم اونجان،

00:17:20.950 --> 00:17:23.040
‫اگه به فکر خودت نیستی
‫به فکر اونا باش.

00:17:23.040 --> 00:17:24.670
‫معلومه که به فکر اونام!

00:17:24.670 --> 00:17:27.290
‫اگه بدون اون برگردم
‫چی باید بهشون بگم

00:17:27.290 --> 00:17:28.590
‫بدون این که کامل مطمئن باشم؟

00:17:28.590 --> 00:17:31.090
‫- نمی‌تونم این کار رو باهاشون بکنم!
‫- اون مُرده. مُرده.

00:17:31.090 --> 00:17:32.300
‫خب؟

00:17:32.300 --> 00:17:34.800
‫آنا مرده.

00:17:37.090 --> 00:17:39.930
‫تک تک یهودی‌های اون ساختمون رو
‫ بردن استادیوم

00:17:39.930 --> 00:17:43.230
‫بعدش هم بردن‌شون جنگل،
‫هیشکی هم برنگشته.

00:17:43.230 --> 00:17:44.730
‫خب؟

00:17:46.980 --> 00:17:48.190
‫- کوبا.
‫- نه.

00:17:48.190 --> 00:17:49.570
‫نکن...

00:17:52.110 --> 00:17:54.820
‫- نه، نه،‌ نه!
‫- بلا!

00:17:59.070 --> 00:18:01.790
‫لطفاً ولم کن! ‫ولم کن!

00:18:05.710 --> 00:18:08.330
‫پول حمل و نقل.

00:18:09.380 --> 00:18:10.710
‫شرمنده.

00:18:10.710 --> 00:18:13.630
‫داری تصمیم درستی می‌گیری که میری.

00:18:14.340 --> 00:18:15.970
‫می‌دونم.

00:18:17.130 --> 00:18:19.550
‫پس چرا حس می‌کنم دارم جا می‌زنم؟

00:18:19.550 --> 00:18:21.560
‫اگه آدام بود
‫می‌خواست جات امن باشه.

00:18:21.560 --> 00:18:24.270
‫آدام ایمان داشت.

00:18:26.060 --> 00:18:29.560
‫همیشه بهم باور داشت، ‫به همه چیم.

00:18:30.810 --> 00:18:31.820
‫اون مرد کیه؟

00:18:33.280 --> 00:18:37.280
‫امروز پیداش شد.
‫فکر کنم از یه اردوگاه کار اجباری فرار کرده.

00:18:38.410 --> 00:18:39.620
‫کدوم اردوگاه؟

00:18:39.620 --> 00:18:41.780
‫اونی که تو خیابون یانووسکاس.

00:18:43.580 --> 00:18:47.210
‫منظورت همونیه که آلمانی‌ها
‫همه‌ی مردهای سرحال رو بردن؟

00:18:47.210 --> 00:18:48.290
‫اون فقط یه شایعه بود.

00:18:48.290 --> 00:18:50.380
‫- می‌دونی که ما...
‫- بهش می‌خوره سرحال باشه.

00:18:53.710 --> 00:18:55.550
‫ببخشید.
‫سلام.

00:18:57.340 --> 00:18:59.970
‫اسم من هالیناس. ‫اسم شما چیه؟

00:19:00.800 --> 00:19:02.010
‫اریک.

00:19:02.390 --> 00:19:05.600
‫اریک... ‫از آشنایی باهاتون خوشحالم.

00:19:06.810 --> 00:19:11.810
‫اشکالی نداره بپرسم که...
‫شما چطوری فرار کردین؟

00:19:13.610 --> 00:19:14.820
‫از فاضلاب.

00:19:19.450 --> 00:19:23.240
‫اریک... احیاناً...

00:19:23.240 --> 00:19:25.990
‫وقتی اونجا بودین، ‫اسم آدام آیکن‌والد

00:19:25.990 --> 00:19:27.160
‫به گوش‌تون نخورده بود؟

00:19:29.210 --> 00:19:32.190
‫نه؟ بژوزا چی؟

00:19:36.460 --> 00:19:40.680
‫یه مرد قدبلنده، ‫عینک گرد می‌زنه.

00:19:41.470 --> 00:19:44.680
‫این مرد بهترین جاعل زیرزمینیه.

00:19:44.680 --> 00:19:48.600
‫- اگه دیدیش...
‫- یه شایعاتی درمورد یه جاعل شنیدم ولی...

00:19:52.440 --> 00:19:58.070
‫نه، نه. مطمئن نیستم.
‫چند روز غذا نخوردیم.

00:20:00.070 --> 00:20:01.280
‫متوجهم.

00:20:03.200 --> 00:20:04.410
‫ممنونم.

00:20:13.330 --> 00:20:14.960
‫سوار شین.

00:20:29.310 --> 00:20:30.930
‫این چیه؟

00:20:31.560 --> 00:20:33.400
‫مدارک جعلی.

00:20:33.400 --> 00:20:36.570
‫لطفاً بده به پدر. ‫من نمیام.

00:20:39.360 --> 00:20:42.990
‫آدام ممکنه تو اون اردوگا‌ه‌ها زنده باشه.

00:20:44.110 --> 00:20:45.740
‫شایعه شده که یه جاعل اونجاست.

00:20:46.330 --> 00:20:49.540
‫به‌خاطر یه شایعه می‌خوای بمونی؟

00:20:52.540 --> 00:20:53.870
‫می‌دونم.

00:20:54.540 --> 00:20:56.880
‫- آدم دو رویی‌ام.
‫- نه، نمیشه بمونی.

00:20:56.880 --> 00:20:59.300
‫- مجبورم.
‫ - اما...

00:20:59.300 --> 00:21:02.470
‫اگه الان با ما برنگردی،
‫چطوری می‌خوای برگردی رادوم؟

00:21:04.760 --> 00:21:08.390
‫خودت گفتی که...
‫اگه آدام بود می‌خواست کار درست رو بکنیم.

00:21:08.390 --> 00:21:09.810
‫کار درست اینه؟

00:21:09.810 --> 00:21:13.640
‫می‌تونه باشه، ‫اگه نجاتش بدم.

00:21:13.640 --> 00:21:14.940
‫اگه ندی، چی؟

00:21:16.310 --> 00:21:18.940
‫حداقل می‌تونم با خودم کنار بیام.

00:21:18.940 --> 00:21:20.860
‫اگه زنده بمونی که با خودت کنار بیای.

00:21:21.490 --> 00:21:24.320
‫تو این شهر بوی مرگ پیچیده.

00:21:26.070 --> 00:21:27.280
‫عاشقشم.

00:21:28.240 --> 00:21:30.620
‫خورشید داره طلوع می‌کنه.
‫باید راه بیفتیم.

00:21:30.620 --> 00:21:32.330
‫باشه فقط یه کوچولو دیگه.

00:21:32.330 --> 00:21:35.370
‫هالینا،
‫خواهش می‌کنم...

00:21:35.370 --> 00:21:39.290
‫یاکوب... ‫باید بمونه.

00:21:44.840 --> 00:21:48.470
‫باشه... ‫هرچی تو بگی.

00:21:56.190 --> 00:21:57.860
‫نه.

00:22:31.720 --> 00:22:36.130
‫« جزیره‌ی فلورس »
‫« برزیل، ریو دو ژانیرو »

00:22:38.520 --> 00:22:40.520
<i>‫یه قدم دیگه.</i>

00:22:40.520 --> 00:22:42.020
‫- ممنون.
‫- آفرین.

00:22:44.698 --> 00:22:47.201


00:22:47.950 --> 00:22:49.620
‫جرئت دارم بگم خوش‌اومدین؟

00:22:49.620 --> 00:22:51.990
‫حالا از کجا اینقدر مطمئنی
‫که ازمون خوشامدگویی میشه؟

00:22:51.990 --> 00:22:54.580
‫همین که پرت‌مون نمی‌کنن
‫تو آب کافیه الیسکا.

00:22:54.580 --> 00:22:57.920
‫- قدردان این معجزه‌های کوچیک باش.
‫- هی، شما دونفر!

00:23:00.040 --> 00:23:02.340
‫جدی میگم.
‫چرا نزدیک یه جزیزه پیاده شدیم؟

00:23:02.340 --> 00:23:04.130
‫بندر ریو که اونجاست.

00:23:04.130 --> 00:23:05.760
‫هی!

00:23:05.760 --> 00:23:07.420
‫این سمت، ‫از سمت راست.

00:23:07.420 --> 00:23:09.930
‫بجنبین.
‫عجله کنین. از این سمت.

00:23:11.550 --> 00:23:13.720
‫برین. ‫عجله کنین.

00:23:13.720 --> 00:23:15.810
‫لطفاً عجله کنین.

00:23:16.770 --> 00:23:18.350
‫از این سمت. ‫از این سمت.

00:23:35.040 --> 00:23:36.250
‫اینجا زندانه؟

00:23:36.250 --> 00:23:37.660
‫ویزاهامون رو قبول می‌کنن؟

00:23:37.660 --> 00:23:39.370
‫تا کی‌ می‌خواین نگه‌مون دارین؟

00:23:39.370 --> 00:23:41.670
‫لطفاً اجازه بدین توضیح بدم.

00:23:41.670 --> 00:23:43.250
‫اسم من ژرژیوس.

00:23:43.250 --> 00:23:44.550
‫من به نمایندگی از

00:23:44.550 --> 00:23:47.130
‫انجمن خیرخواهانه‌ی یهودیان ریو اومدم اینجا.

00:23:48.550 --> 00:23:52.470
‫متاسفانه باید بهتون اعلام کنم که
‫ تمدید ویزاهاتون رد شده

00:23:52.470 --> 00:23:55.180
‫و الان بازداشتین.

00:24:00.060 --> 00:24:02.480
‫برادر من تو ریو زندگی می‌کنه.
‫اون حامی‌مون شده.

00:24:02.480 --> 00:24:04.440
‫بله،
‫اسامی رو جمع می‌کنم.

00:24:04.440 --> 00:24:08.110
‫به سربازخونه‌ها منتقل میشین،
‫زن‌ها و مردها هم جدا میشن.

00:24:08.110 --> 00:24:11.280
‫ویزاهای ما توسط شخص جناب سفیر
‫سوزا دانتاس صادر شده.

00:24:11.280 --> 00:24:13.450
‫حتماً میشه یه کاریش کرد.

00:24:13.450 --> 00:24:17.540
‫وارگاس، سوزا دانتاس رو مجبور کردن
‫که زودتر از موعد بازنشسته شن.

00:24:26.800 --> 00:24:29.550
‫می‌دونستم، می‌دونستم.
‫می‌دونستم نمی‌تونه کمک‌مون کنه.

00:24:29.550 --> 00:24:31.840
‫- اون تنها چاره‌مون نیست.
‫- چه چاره‌ی دیگه‌ای داریم؟

00:24:31.840 --> 00:24:34.640
‫- داییت عزیزم.
‫- می‌تونیم با هایاس تماس بگیریم.

00:24:34.640 --> 00:24:39.180
‫ به‌نظرت یه سازمان یهودی تو کشوری که
‫از یهودی‌ها بدشون میاد، قدرتی داره؟

00:24:39.180 --> 00:24:40.600
‫ای خدا،
‫چقدر تو ساده‌ای.

00:24:40.600 --> 00:24:43.520
‫ساده نیستم، ‫اما اونقدری راه اومدیم
 .که امیدم رو از دست ندم

00:24:43.520 --> 00:24:47.070
‫امید؟ یعنی میگی به‌خاطر امید تو
‫تا برزیل اومدم؟

00:24:47.070 --> 00:24:50.070
‫- امید کوفتیت رو پرت می‌کنم تو اقیانوس!
‫- الیسکا.

00:25:03.080 --> 00:25:04.920
‫دارن ناهار میدن.

00:25:04.920 --> 00:25:06.630
‫چایی ماته هم هست.

00:25:07.290 --> 00:25:09.510
‫مامانت میگه مزه خاک میده.
‫من که خوشم اومد.

00:25:09.510 --> 00:25:11.420
‫گشنم نیست آدی.

00:25:11.720 --> 00:25:13.720
‫اون وقت من فکر می‌کردم
‫وقتی نزدیک بود از اون قایق بیفتیم

00:25:13.720 --> 00:25:16.800
‫و موقع رد شدن از تنگه‌ی جبل‌اطارق،
‫ غرق شیم، بدترین اتفاق بود.

00:25:16.800 --> 00:25:18.510
‫نزدیک نبود غرق شیم.

00:25:19.180 --> 00:25:21.100
‫اون ماهی‌گیر پیره که
‫ به دعا متوسل شده بود.

00:25:21.100 --> 00:25:22.770
‫شاید همیشه دعا می‌خونه.

00:25:27.060 --> 00:25:28.480
‫حق با توئه.

00:25:31.490 --> 00:25:33.700
‫می‌تونیم از اون طرف
،براشون دست تکون بدیم

00:25:33.860 --> 00:25:37.030
‫می‌تونن بفهمن ما اینجا نشستیم
‫اما با این حال ما رو نمی‌خوان.

00:25:37.030 --> 00:25:40.240
‫رفیق صمیمیم، ترسا،
‫بهم حسودی می‌کرد

00:25:40.240 --> 00:25:41.950
‫که دارم میام ریو.

00:25:44.120 --> 00:25:49.340
‫به ساحل‌ها، آهنگ، کوپاکابانا،

00:25:50.460 --> 00:25:53.090
‫اگه بفهمن انداختنم زندان
‫خندش می‌گیره.

00:25:53.090 --> 00:25:55.550
‫نسبت به بقیه‌ی زندان‌ها
‫همچین بد هم نیست.

00:25:55.550 --> 00:25:58.260
‫- زندان قبلیم که کلی عقرب داشت.
‫- باشه بابا، یادم نمیره که

00:25:58.260 --> 00:25:59.720
‫بیشتر از من زجر شدی.

00:25:59.720 --> 00:26:01.310
‫منظورم این نبود.

00:26:02.930 --> 00:26:04.560
‫اشکال نداره.
‫ببخشید.

00:26:05.390 --> 00:26:07.020
‫نمی‌دونم چم شده.

00:26:07.980 --> 00:26:10.610
‫هیچیت نشده.

00:26:10.610 --> 00:26:13.070
‫با مامانم حرف بزن
‫تا یه لیست بلند و بالا تحویلت بده.

00:26:13.073 --> 00:26:14.825
‫خب، حتماً به چشم مامانِ من حرف نداری

00:26:14.825 --> 00:26:16.118
‫جدی؟

00:26:16.952 --> 00:26:20.956
‫- انقدر مطمئن نباش
‫- نخوما؟ شوخیت گرفته حتماً.

00:26:20.956 --> 00:26:24.001
‫عاشق خانم‌های باهوش
‫و دنیا دیده‌؛ مثل خودشه.

00:26:25.294 --> 00:26:29.798
‫انقدر با هالینا جور می‌شید
‫که تهِ‌ش من رو ول می‌کنی.

00:26:29.798 --> 00:26:32.134
‫گنک از خوشگلیت تعریف می‌کنه

00:26:32.134 --> 00:26:33.552
‫چون واقعاً قشنگی.

00:26:33.552 --> 00:26:39.266
‫میلا... میلا دنبال اینه که
‫من خوشحال باشم و سر و سامون بگیرم.

00:26:40.517 --> 00:26:43.937
‫یاکوب عاشقت میشه
‫چون کلا از همه خوشش میاد

00:26:43.937 --> 00:26:45.898
‫راستی یاکوب می‌تونه
‫توی عروسی‌مون عکاسی کنه

00:26:45.898 --> 00:26:47.816
‫بهت نگفتم؟
‫عکاسی‌ش فوق‌العاده‌ست

00:26:47.816 --> 00:26:49.735
‫اصلاً نمی‌دونم چرا ‫دانشکده‌ی حقوق رفته

00:26:49.735 --> 00:26:51.653
‫اگه قرار باشه برادرت
‫عکاس عروسی‌مون بشه،

00:26:51.653 --> 00:26:54.031
‫پس حالا حالا باید منتظر بمونم

00:26:55.199 --> 00:26:59.828
‫خب... آم، البته...

00:27:01.121 --> 00:27:03.540
‫همینطوری به ذهنم خطور کرد.
‫فکر مسخره‌ای بود.

00:27:03.540 --> 00:27:06.668
‫ببخشید. نمی، نمی‌دونم.
‫ببخشید، آدی.

00:27:06.668 --> 00:27:07.753
‫- من...
‫- نیازی به معذرت خواهی نیست

00:27:07.753 --> 00:27:09.880
‫از مامانم بپرسی
‫بهت میگه چقدر گَنده‌دماغم.

00:27:09.880 --> 00:27:13.175
‫گَنده‌دماغ نیستی، فقط روراستی.

00:27:38.325 --> 00:27:40.536
‫آهای... با شمام!

00:28:01.265 --> 00:28:02.766
‫من هالینا بژوزام.

00:28:02.766 --> 00:28:06.895
‫متأسفانه همسرم رو
‫با یک آدم یهودی اشتباه گرفتید.

00:28:06.895 --> 00:28:07.980
‫جدی؟

00:28:08.730 --> 00:28:11.358
‫اینجاست.

00:28:11.358 --> 00:28:13.652
‫اومدم دنبالش.

00:28:24.955 --> 00:28:27.374
‫این‌ها رو لازم دارم.

00:28:41.471 --> 00:28:43.807
‫اینجا کسی با اسم بژوزا نداریم.

00:28:50.314 --> 00:28:54.318
‫شاید لازم باشه
‫دوباره فهرست‌تون رو چک کنید.

00:28:55.360 --> 00:28:57.362
‫چی فکر کردی راجع به ما؟

00:28:58.363 --> 00:29:02.576
‫حالم به‌هم می‌خوره...
‫می‌بینم همسرم رو با یکی از این

00:29:02.576 --> 00:29:05.829
‫یهودی‌های لجن اشتباه گرفتید.

00:29:05.829 --> 00:29:09.208
‫اجبارم می‌کنید
‫خودم رو اینطوری خوار و خفیف کنم؟

00:29:09.208 --> 00:29:10.918
‫تحقیرآمیزه.

00:29:12.836 --> 00:29:17.841
‫پس، لطفاً آبروی رفته‌ی من
‫و شوهرم رو به ما برگردونید...

00:29:18.967 --> 00:29:20.802
‫و ما رو به حال خودمون رها کنید.

00:29:22.971 --> 00:29:24.264
‫نقره‌ات رو ببینم.

00:29:28.435 --> 00:29:31.772
‫باشه واسه وقتی که شوهرم رو بهم برگردوندید.

00:29:35.365 --> 00:29:38.515
‫« بگرد ببین «بژوزا» داریم! »

00:29:39.655 --> 00:29:44.159
‫فخا بژوزا... شب برگرد

00:29:49.581 --> 00:29:52.251
‫در هر صورت، باید آمادگی
‫یه اتفاق ناگوار رو داشته باشی.

00:29:52.251 --> 00:29:56.046
‫اگه افسرِ قصد بازداشت کردنـم رو داشت،
‫تا حالا کارش رو کرده بود.

00:29:56.046 --> 00:29:59.675
‫این مردم‌آزارها رو نمیشه شناخت.
‫خدا می‌دونه تو فکرشون چی می‌گذره.

00:30:04.972 --> 00:30:07.724
دارم به چند تا از دوستان زیرزمینی
 ملحق میشم.

00:30:07.724 --> 00:30:10.018
‫قراره بریم توی جنگل، ‫چون امن‌تره.

00:30:10.018 --> 00:30:11.353
‫امن‌تره؟

00:30:11.353 --> 00:30:13.605
‫توی جنگل امن‌تره؟
‫ولی از گرسنگی می‌میرید.

00:30:13.605 --> 00:30:14.773
‫نه، یه جوری سر می‌کنیم.

00:30:14.773 --> 00:30:18.151
‫اگه نقشه‌ات نقش بر آب شد، ‫بیاید پیش ما.

00:30:24.074 --> 00:30:28.078
‫نمی‌تونم تا اونجاش فکر کنم.

00:30:33.834 --> 00:30:39.381
‫این مال جدِّ مادری‌مون بود...

00:30:39.381 --> 00:30:43.468
‫- «برگورست»
‫- مثل بژوزا، عجب شانسی!

00:30:47.181 --> 00:30:51.935
‫باورش خیلی سخته که... سه سال پیش...

00:30:51.935 --> 00:30:55.022
‫با همین نقره‌،
‫داشتیم عید پِسَح رو دور هم جشن می‌گرفتیم،

00:30:55.480 --> 00:30:58.483
عجب ‫دغدغه‌های کوچیکی داشتیم.

00:30:59.443 --> 00:31:04.948
 ‫همیشه برادرمون، آدی رو بخاطر اینکه توی پاریس
‫ زندگی درست و حسابی‌ای داشت، اذیت می‌کردیم...

00:31:06.742 --> 00:31:10.829
‫وقتی‌که واقعاً آرزمون بود نصف روحیه‌اش
‫رو توی ماجراجویی می‌داشتیم.

00:31:12.039 --> 00:31:16.376
‫از کجا معلوم؟
‫شاید همین... باعث شد نجات پیدا کنه.

00:31:20.631 --> 00:31:23.342
‫اون موقع کسی به این اندازه
‫روی این نقره حساب نکرده بود.

00:31:24.885 --> 00:31:28.639
‫حالا مهم‌ترین چیز توی زندگیمه.

00:31:29.848 --> 00:31:32.059
‫میگی خوش‌شانسم...

00:31:33.477 --> 00:31:36.104
‫اما شاید شانس نسبی باشه.

00:31:37.194 --> 00:31:41.537
« قزاقستان، آکتیوبینسک »

00:31:45.529 --> 00:31:48.301
« ۱۱۲۶‏ کیلومتر تا سیبری »

00:31:48.325 --> 00:31:50.953
‫فکر کنم کم کم زِی سینه‌خیز بره.

00:31:55.082 --> 00:31:56.708
‫می‌خوای بری بغل بابایی؟

00:32:07.719 --> 00:32:10.931
‫این روسی‌ها چطوری انتظار دارن بجنگیم...

00:32:12.307 --> 00:32:14.935
‫وقتی انقدر ضعیف شدم
‫که حتی نمی‌تونم بچه‌ام رو بغل کنم؟

00:32:19.022 --> 00:32:20.524
‫لعنتی

00:32:20.691 --> 00:32:21.900
‫کجاییم؟

00:32:23.068 --> 00:32:24.945
‫نمی‌دونم

00:32:38.584 --> 00:32:40.419
‫درود، هم‌رزمان

00:32:40.586 --> 00:32:41.795
‫کی گرسنه‌ست؟

00:32:52.431 --> 00:32:54.641
‫سربازها لهستانی‌ان.

00:32:55.434 --> 00:32:59.271
‫برو تا تموم نشده. بدو.

00:33:03.692 --> 00:33:05.694
‫تجدید قوا کن، دوستِ من.

00:33:14.912 --> 00:33:17.748
‫چی شده؟ چه خبره؟

00:33:17.748 --> 00:33:22.336
‫ژنرال آندرس داره توی وروسکویه‌ی ازبکستان،
‫یه ارتش لهستانی جمع می‌کنه

00:33:22.336 --> 00:33:25.047
‫برای جنگیدن در کنار ایشون
‫احضار شدید.

00:33:25.047 --> 00:33:27.966
‫برای... برای لهستان بجنگیم؟

00:33:30.177 --> 00:33:33.180
‫- کجاییم؟
‫- قزاقستان. یه توقف کوتاه داریم.

00:33:33.180 --> 00:33:35.057
‫خیلی مونده ‫تا به پیاده نظام ملحق بشید

00:33:39.811 --> 00:33:41.647
‫نونش هنوز گرمه.

00:33:43.357 --> 00:33:45.859
‫بده دهنم. بده دهنم.

00:33:48.403 --> 00:33:49.613
‫همم!

00:33:50.447 --> 00:33:52.866
‫همم

00:33:54.535 --> 00:33:55.536
‫قهوه.

00:33:55.536 --> 00:33:57.621
.‫وای، قهوه

00:33:59.373 --> 00:34:00.582
‫همم

00:34:13.679 --> 00:34:16.306
.‫هی، داریم نزدیک می‌شیم

00:34:17.289 --> 00:34:21.063
‫« گتو رادوم »

00:35:11.278 --> 00:35:13.197
‫بدو، بدو. بیا.

00:35:31.882 --> 00:35:33.509
‫آنا کو؟

00:35:33.509 --> 00:35:38.430
‫ببخشید. خیلی معذرت می‌خوام.
‫خیلی شرمنده‌ام.

00:35:47.940 --> 00:35:50.692
‫یاکوب. وای.

00:35:55.405 --> 00:35:57.824
‫نه، اون نیو...

00:35:57.824 --> 00:36:00.536
‫اینجا نیست.

00:36:16.510 --> 00:36:18.136
‫این مال توئه.

00:36:18.136 --> 00:36:21.390
‫این هم مال تو. این مال تو.

00:36:21.765 --> 00:36:23.517
‫خدای من، فوق‌العاده‌ست.

00:36:24.309 --> 00:36:25.769
‫هالینا کو؟

00:36:48.505 --> 00:36:51.302
‫« دو ماه بعد »

00:37:28.957 --> 00:37:30.584
‫خوشمزه‌ست.

00:37:31.084 --> 00:37:32.920
‫پیازچه واسه باغچه‌ی یتیم‌خونه‌ست؟

00:37:32.920 --> 00:37:36.006
‫آره، بچه‌ها چیدن‌شون.

00:37:37.090 --> 00:37:39.927
‫خاک بازی کنن یا یه چیزی بکارن...

00:37:40.886 --> 00:37:43.514
‫به نظرم باعث میشه یادشون بره کجان.

00:37:43.514 --> 00:37:45.807
‫خب، خوشحالم از شنیدنش.

00:37:50.437 --> 00:37:52.189
‫خبری از هالینا نشد؟

00:37:52.773 --> 00:37:56.193
‫نه هنوز، ولی... ولی هالینا
‫می‌تونه گلیمش رو از آب بکشه بیرون.

00:37:56.193 --> 00:37:58.278
‫یه راهی پیدا می‌کنه.

00:37:58.278 --> 00:38:01.406
‫حتماً مادر و پدر بیچاره‌ات دل نگرون‌ان.

00:38:06.203 --> 00:38:09.206
‫آها راستی، خونواده‌ام برنامه دارن

00:38:09.206 --> 00:38:12.125
‫فردا شب عید «روش هشانا»
‫رو جشن بگیرن

00:38:12.125 --> 00:38:14.878
‫دلشون می‌خواد
‫شما هم تشریف بیارید.

00:38:14.878 --> 00:38:18.173
‫- خطرناک نیست؟
‫- بقیه هم انجام میدن.

00:38:18.173 --> 00:38:21.093
‫شنیدم چند نفری می‌خوان
‫یه «شوفار» درست کنن،
‫(نوعی ساز بادی در آیین‌های یهودی)

00:38:21.093 --> 00:38:24.721
‫پدرم معتقده باید همچین روزی رو جشن گرفت

00:38:24.721 --> 00:38:27.015
‫محتاطانه پیش میریم.

00:38:29.643 --> 00:38:31.270
‫ممنون، ولی...

00:38:32.354 --> 00:38:34.690
‫نمی‌تونیم قبول کنیم.

00:38:34.690 --> 00:38:36.859
‫ولی تو باید بری، عزیزدلم.

00:38:36.859 --> 00:38:39.945
‫نه، مامان. می‌خوام پیش تو بمونم.

00:38:39.945 --> 00:38:41.655
‫حق با سول‌ـه.

00:38:42.656 --> 00:38:46.493
‫این رسم و رسومات مهم‌ان.
‫مخصوصاً الان.

00:38:53.917 --> 00:38:55.919
‫انگار مادرت بهتر شده.

00:38:55.919 --> 00:38:58.005
‫جدی؟

00:38:58.839 --> 00:39:01.258
‫داشتم باهاش صحبت می‌کردم.

00:39:04.887 --> 00:39:10.309
‫شنیدم کارخونه‌ی ای‌وی‌ال
‫کارگر لازم داره.

00:39:12.477 --> 00:39:14.479
‫کارخونه‌ی ای‌وی‌ال؟

00:39:14.980 --> 00:39:16.481
‫- منظورت...
‫- همونی که بیرون شهره.

00:39:16.481 --> 00:39:19.568
‫همونی که پادگان داره؟

00:39:21.904 --> 00:39:25.115
‫تو... تو که شاغلی.

00:39:41.965 --> 00:39:45.177
‫- حالش چطوره امروز؟
‫- از جاش پا نشده.

00:39:45.177 --> 00:39:47.471
‫صبح خوبی نیست.

00:39:56.897 --> 00:39:59.399
.‫- صبح بخیر، آدی
‫- صبح بخیر، فلیپ.

00:39:59.399 --> 00:40:02.402
‫چطوری میشه آبمیوه گرفت؟

00:40:05.864 --> 00:40:08.283
‫از تلگرافم به «هایاس» خبری نشد؟

00:40:10.786 --> 00:40:14.873
‫خبرِ «وارگاس»... خبر خوبی نیست.

00:40:27.396 --> 00:40:31.324
‫« مرکز سربازگیری »
‫« ازبکستان، وروسکویه »

00:40:31.348 --> 00:40:33.183
‫شما واجد شرایط نیستید.

00:40:33.183 --> 00:40:34.351
‫مرخصید.

00:40:34.351 --> 00:40:37.229
‫- حتماً یه مشکلی پیش اومده.
‫- نه، شما صلاحیت ندارید.

00:40:37.229 --> 00:40:39.648
‫ارتش لهستان، یهودی‌ها رو نمی‌پذیره.

00:40:39.648 --> 00:40:43.402
‫ولی شنیدم سهمیه دارن.
‫خواهش می‌کنم جناب، من قصدم فقط جنگیدنه.

00:40:43.402 --> 00:40:45.153
‫بعدی؟

00:40:45.153 --> 00:40:48.323
‫بیاید جلو. نفر بعدی.

00:40:48.323 --> 00:40:49.825
‫مدارکتون رو آماده کنید.

00:40:51.994 --> 00:40:53.120
‫نفر بعدی.

00:40:56.707 --> 00:40:58.208
‫به تو گفتن؟

00:40:58.208 --> 00:41:00.794
‫نه، به یه بدبخت گفتن.
‫من هم دیگه واینستادم.

00:41:00.794 --> 00:41:02.713
‫خب خوبه، پس هنوز کسی بهت چیزی نگفته.

00:41:02.713 --> 00:41:05.132
‫- خب بالأخره اتفاق میفته.
‫- خب، ممکنه.

00:41:05.132 --> 00:41:07.634
‫- ما به ارتش نیاز داریم.
‫- انتخاب با ما نیست، هرتا!

00:41:08.468 --> 00:41:10.304
‫- سرِ من داد نزن.
‫- چرا، بخاطر بچه؟

00:41:10.304 --> 00:41:11.889
‫- بخاطر این بچه‌ی خوابیده؟
‫- گور سر بچه.

00:41:11.889 --> 00:41:14.099
‫سرم داد نزن
‫چون کارت زشت و بی‌ادبانه‌ست.

00:41:14.099 --> 00:41:15.809
‫حاضرم جونم رو بخاطرشون بذارم کف دستم

00:41:15.809 --> 00:41:18.353
‫- بعد میگن ما رو قبول نمی‌کنن!
‫- من اینجام، گنک. می‌تونی با من صحبت کنی؟

00:41:18.353 --> 00:41:20.856
‫- کون لق‌شون!
‫- کون‌لقِ کی؟ کون‌لقِ ارتش؟

00:41:20.856 --> 00:41:22.816
‫نخیر، این حرف‌ها به ما نیومده.

00:41:22.816 --> 00:41:25.652
‫قبول‌مون نکنن، باید دست از پا درازتر،
‫بریم وسط بیابون سرگردون باشیم

00:41:25.652 --> 00:41:27.905
‫برگردیم لهستان، می‌میریم.

00:41:27.905 --> 00:41:31.116
‫برگردونن‌مون سیبری،
‫زِی نمی‌تونه یه زمستون دیگه رو تاب بیاره.

00:41:31.116 --> 00:41:33.785
‫نمی‌تونیم ارتش رو بذاریم کنار، گنک.
‫نمی‌تونیم همچین تصمیمی بگیریم.

00:41:33.785 --> 00:41:35.078
‫تصمیمش رو برامون گرفتن!

00:41:35.078 --> 00:41:38.207
‫- گوش میدی چی میگم؟
‫- نه! خسته شدم از حرف‌هات!

00:41:42.127 --> 00:41:46.465
‫خسته شدم از حرف‌هات و غرزدن‌هات،
‫از تصمیم‌هات،

00:41:46.465 --> 00:41:49.718
‫از اون غرورِ کوفتی‌ات.
‫دیگه حالم به‌هم می‌خوره.

00:41:49.718 --> 00:41:52.471
‫درست مثل وقتی‌ که حاضر نشدی
‫بخاطر یه تیکه کاغذ بگی اهل شوروی هستیم،

00:41:52.471 --> 00:41:54.598
‫- و باعث شدی بریم «گولاگ».
‫- مجبورت نبودی بیای.
‫(اردوگاه‌های کار اجباری در نواحی دور افتاده اتحاد جماهیر شوروی)

00:41:54.598 --> 00:41:56.308
‫معلومه که مجبور بودم.

00:41:56.308 --> 00:41:59.228
‫بعدش اصرار داشتی با نگهبان‌ها
‫سرِ جیره‌ی بیشتر چک و چونه بزنی.

00:41:59.228 --> 00:42:02.105
‫بهت گفتم نکن، ولی به حرفم گوش نکردی
‫و تولد زی پیشش نبودی.

00:42:02.105 --> 00:42:04.816
‫- چند دقیقه دیر کردم.
‫- کتک خورده بودی، داشتی می‌مُردی!

00:42:04.816 --> 00:42:08.237
‫امکان داشت زیر کتک بمیری
‫و کلاً دیگه سر و کله‌ات پیدا نشه.

00:42:13.200 --> 00:42:14.201
‫وای

00:42:18.205 --> 00:42:20.832
‫بعد از تولد زی، از دستت دادم.

00:42:21.333 --> 00:42:23.460
‫اون خری هم که عاشقش شدم
‫از دستم در رفت،

00:42:23.460 --> 00:42:25.003
‫دیگه نمی‌تونم تاب بیارم.

00:42:25.003 --> 00:42:27.422
‫دیگه نمی‌تونم تنهایی
‫بار مسئولیت‌ها رو به دوش بکشم.

00:42:27.422 --> 00:42:31.301
‫بهت نیاز دارم. پس خودت رو جمع و جور کن
‫و یه راهی پیدا کن.

00:42:31.301 --> 00:42:33.637
‫واسه‌م هم مهم نیست ‫لهستانی‌ها

00:42:33.637 --> 00:42:35.389
‫یکی مثل توی بخت برگشته رو نمی‌پذیرن،

00:42:35.389 --> 00:42:37.891
‫ما باید یه جوری وارد ارتش بشیم.

00:42:37.891 --> 00:42:40.602
‫آره

00:42:41.645 --> 00:42:43.313
‫آره. آره، می‌دونم.

00:42:44.189 --> 00:42:46.608
‫می‌دونم، می‌دونم. می‌دونم.

00:43:01.665 --> 00:43:04.126
‫آدی! آدی!

00:43:04.126 --> 00:43:07.171
‫حل شد! ما میریم، آدی!

00:43:07.171 --> 00:43:11.717
‫مورد عفو عمومی قرار گرفتیم.
‫می‌ذارن بریم ریو!

00:43:11.717 --> 00:43:14.887
‫وای! تا یه ساعت دیگه،
‫یه قایق میاد دنبال‌مون.

00:43:14.887 --> 00:43:18.140
‫- چی؟ غیرممکنه.
‫- نه، معجزه‌ست.

00:43:18.140 --> 00:43:22.561
‫آم، ولی... ولی... ولـــی وارگاس
‫گفته یهودی‌ها «ناخوشایند» و

00:43:22.561 --> 00:43:24.479
‫- «غیرقابل‌تحمل»ان.
‫- دقیقاً همینطوره.

00:43:24.479 --> 00:43:28.609
‫ما آخرین نفراتی هستیم که وارد می‌شیم.
‫بعد از ما دیگه راهی به برزیل وجود نداره.

00:43:28.609 --> 00:43:32.112
‫- آخرین نفرات؟
‫- بخشی از قرارداد جوش خورده.

00:43:32.613 --> 00:43:34.823
‫فوق‌العاده نیست، عشقم؟

00:43:39.661 --> 00:43:40.662
‫نه.

00:43:41.872 --> 00:43:44.291
‫نه، نه، نه، نـــه.

00:43:47.044 --> 00:43:49.254
‫هفت ماهِ آزگاره دنبالشیـم.

00:43:49.838 --> 00:43:52.841
‫- چرا نه؟
‫- خیلی‌ها هنوز دارن می‌جنگن.

00:43:52.841 --> 00:43:56.845
‫می‌دونم ولی ما که مسئول
‫مشکلات کل دنیا نیستیم.

00:43:56.845 --> 00:44:00.140
‫درسته، ولی مسئولیتِ خونواده‌ام که با منه.

00:44:00.974 --> 00:44:03.393
‫خونواده‌ات چه ربطی به این جریان دارن؟

00:44:03.936 --> 00:44:06.563
‫توی کشوری عفو عمومی بخورم
‫که ورود خونواده‌ام غیرمجازه؟!

00:44:06.563 --> 00:44:08.649
‫اصلاً روحت هم خبر نداره
‫خونواده‌ات کجان.

00:44:11.109 --> 00:44:14.863
‫آدی، آدی... گوش کن بهم.

00:44:14.863 --> 00:44:17.866
‫باید به مشکلی نگاه کنی
‫که امروز میشه حلش کرد.

00:44:17.866 --> 00:44:19.952
‫باید جشن بگیریش.

00:44:20.536 --> 00:44:24.164
‫- اگه مادرت بود، همچین خواسته‌ای ازت داشت.
‫- تو چه می‌دونی مادرم چیه و کیه.

00:44:31.547 --> 00:44:34.758
‫درسته ولی مشخصاً بودن مادرت رو ترجیح میدی.

00:44:34.758 --> 00:44:36.844
‫پس چرا برنمی‌گردی اروپا؟

00:44:36.844 --> 00:44:40.597
‫- خب اصلاً همچین منظوری نداشتم.
‫- منظورت چی بود پس، آدی؟

00:44:40.597 --> 00:44:42.933
‫یا می‌خوای بخاطر اینکه دستت
‫از همه‌جا کوتاهه، من رو تنبیه کنی؟

00:44:42.933 --> 00:44:44.226
‫- تنبه‌ات کنم؟
‫- بله!

00:44:44.226 --> 00:44:47.145
‫تو همش داری بخاطر
‫اینجا گیر کردن‌مون تنبیه‌ام می‌کنی.

00:44:47.145 --> 00:44:50.482
‫ای خدا! شرمنده که نمی‌تونم
‫از زندونی بودن لذت ببرم!

00:44:50.482 --> 00:44:52.067
‫اینجا که اصلاً واقعاً زندون نیست

00:44:52.067 --> 00:44:54.361
‫توی رنج و عذاب واقعی،
‫یه لحظه هم دووم نمیاری!

00:44:54.361 --> 00:44:57.281
‫- چون مامانم پولداره؟
‫- بخاطر اینکه لوسی

00:44:57.281 --> 00:44:59.783
‫خب، انگار زیاد نگران پولم نیستی

00:44:59.783 --> 00:45:01.785
‫وقتی میشه خیلی راحت باهاش
‫از اسپانیا خارج بشیم.

00:45:01.785 --> 00:45:03.287
‫به نظرت خودم دوست داشتم
‫زیر بار منت کسی برم؟

00:45:03.287 --> 00:45:06.123
‫نه، از نظرم به غرورت برخورده.

00:45:06.123 --> 00:45:07.958
‫من همچین فکری می‌کنم.

00:45:07.958 --> 00:45:10.794
‫تو از کجا می‌دونی من چی کشیدم تو زندگیم؟
‫تو که اصلاً چیزی از من نمی‌دونی.

00:45:10.794 --> 00:45:12.713
‫- از چی حرف می‌زنی؟
‫- بدبختی!

00:45:12.713 --> 00:45:16.049
‫فکر کردی هیچکس جز آدی جون
 بدبختی نکشیده، نه؟

00:45:16.049 --> 00:45:17.342
‫من هم غم و غصه دیدم، آدی.

00:45:17.342 --> 00:45:18.969
‫فقط همیشه‌ی خدا نمی‌کنم توی چشم تو.

00:45:18.969 --> 00:45:21.054
‫انتظار داری بیست چهاری
‫ واست به‌به و چه‌چه بکنم؟

00:45:21.054 --> 00:45:23.891
‫نخیر، انتظار دارم رو به جلو باشی.

00:45:23.891 --> 00:45:26.310
‫انتظارم همچین چیزیـه،
‫وارد مرحله‌ی بعدی زندگیت بشی.

00:45:26.310 --> 00:45:28.604
‫من باید توی مرحله‌ی بعدی زندگیت باشم.

00:45:29.813 --> 00:45:31.231
‫هستی، الیسکا.

00:45:34.484 --> 00:45:36.904
‫پس گذشته رو بنداز دور!

00:45:49.791 --> 00:45:54.213
<i>‫«روش هشانا» زمانی برای انعکاسه.</i>

00:45:55.672 --> 00:45:59.301
‫زمانی که درخواست بخشش می‌کنیم

00:46:00.928 --> 00:46:03.138
‫و در پی بخشش دیگرانیم.

00:46:03.138 --> 00:46:08.810
‫البته اصلاً نمی‌دونم
‫که الان چطوری می‌تونیم این کار رو بکنیم.

00:46:10.604 --> 00:46:15.108
‫دعا می‌کنم که تو این تاریکی...

00:46:15.108 --> 00:46:17.736
‫خانواده نور راه‌مان باشد.

00:46:26.458 --> 00:46:28.177
‫دعا می‌کنم که امسال

00:46:29.138 --> 00:46:34.562
‫سالی خوب و پر از شادی باشه.

00:46:34.586 --> 00:46:36.004
‫آمین.

00:46:43.178 --> 00:46:45.180
‫تعداد زیادی از عزیزان‌مون...

00:46:46.223 --> 00:46:47.850
‫امشب در کنار ما نیستن.

00:46:48.600 --> 00:46:51.228
‫خیلی‌ها رو از دست دادیم.

00:46:51.895 --> 00:46:53.897
‫به قدری که تحمل داغ‌شون
‫به تنهایی ممکن نیست،

00:46:53.897 --> 00:46:57.985
‫بخاطر همین هم هست که
‫همگی دور این میز جمع شدیم.

00:46:59.319 --> 00:47:05.158
‫اما... یکی از ما که واقعاً در کنار ما نیست،

00:47:05.158 --> 00:47:07.619
‫یه راهی پیدا کرده
‫تا حضورش رو به ما نشون بده.

00:47:10.080 --> 00:47:13.750
‫قبل از اینکه دور هم جمع بشیم،
‫یه نامه از هالینا به دستم رسیده.

00:47:13.750 --> 00:47:15.002
‫چی؟

00:47:15.002 --> 00:47:16.795
‫هالینا و آدام حال‌شون خوبه.

00:47:16.795 --> 00:47:19.173
‫- چطور تونستی از من پنهونش کنی؟
‫- گفتم که، تازه به دستم رسیده!

00:47:19.173 --> 00:47:21.216
‫- چی؟
‫- چی؟

00:47:21.216 --> 00:47:22.676
‫- بذار ببینیم.
‫- خیلی‌خب.

00:47:22.676 --> 00:47:24.386
‫خیلی بدجنسی.

00:47:24.386 --> 00:47:27.055
‫- خاله‌جون هالینا، حالش خوبه.
‫- خیلی بدجنسی.

00:47:27.055 --> 00:47:28.765
‫خوشحالیم چون حالش خوبه.

00:47:28.765 --> 00:47:30.684
‫- خب؟
‫- میشه ببینیمش؟

00:47:30.684 --> 00:47:32.978
‫کجاست؟

00:47:32.978 --> 00:47:35.898
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫«مادر و پدر عزیزم»

00:47:53.498 --> 00:47:54.917
‫وای!

00:47:54.917 --> 00:47:57.211
‫- چیزی نیست. طوری نیست.
‫- ببخشید.

00:47:57.211 --> 00:47:58.921
‫- خیلی معذرت می‌خوام.
‫- بلا.

00:47:58.921 --> 00:48:00.422
‫ببخشید.

00:48:07.387 --> 00:48:09.598
‫بلا. صبر کن. صبر کن. وایسا.

00:48:09.598 --> 00:48:12.935
‫خواهش می‌کنم وایسا. وایسا.
‫اشکالی نداره.

00:48:12.935 --> 00:48:15.812
‫اشکالی نداره، عشق من.
‫چیزی نیست.

00:48:15.812 --> 00:48:18.524
‫خونواده‌ام درکت می‌کنن.

00:48:18.524 --> 00:48:21.693
‫اشکالی نداره. هی.

00:48:21.693 --> 00:48:24.488
‫خیلی براشون مهمی.

00:48:26.114 --> 00:48:27.324
‫خب؟

00:48:28.033 --> 00:48:30.661
‫بیا برگردیم داخل، خب؟

00:48:31.286 --> 00:48:33.288
‫دنبال اون شغلم.

00:48:35.958 --> 00:48:38.794
‫- چی؟
‫- کارخونه‌ی ای‌وی‌ال.

00:48:38.794 --> 00:48:41.755
‫می‌خوام اونجا کار کنم.

00:48:41.755 --> 00:48:44.466
‫می‌خوام اونجا زندگی کنم.

00:48:45.801 --> 00:48:48.136
‫اینجا هیچ آسایشی برای
‫خونواده‌ام فراهم نمی‌کنم.

00:48:48.136 --> 00:48:52.724
‫- باری‌ام به دوشِ پدر و مادرم، تو.
‫- نیستی. باری به دوشم نیستی.

00:48:52.724 --> 00:48:56.019
‫نیستی.
‫خونواده‌ات بهت احتیاج دارن.

00:48:59.731 --> 00:49:01.358
‫من بهت احتیاج دارم.

00:49:04.236 --> 00:49:09.449
‫آنا... همه‌جا هست.

00:49:10.993 --> 00:49:13.495
‫- فردا پیگیر اون شغلِ میشم.
‫- نه، بلا. خواهش می‌کنم.

00:49:13.495 --> 00:49:16.290
‫- توروخدا...
‫- بس کن. داری بدترش می‌کنی.

00:49:18.125 --> 00:49:19.960
‫برو پیش خونواده‌ات باش.

00:49:19.960 --> 00:49:23.046
‫لطفاً از دورهمی‌تون لذت ببر.

00:49:23.630 --> 00:49:27.259
‫خیلی بخاطر هالینا و آدام خوشحالم.

00:49:32.890 --> 00:49:36.894
‫می‌خوای بهت یاد بدم...
‫چطوری کاتولیک باشی؟

00:49:36.894 --> 00:49:40.189
‫چند تا دعا یادم بده.
‫جوری باشه که باورشون بشه.

00:49:40.898 --> 00:49:43.400
‫تنها راهیه که می‌تونم
‫به ارتش لهستان ملحق شم.

00:49:43.400 --> 00:49:48.155
‫می‌تونم بهت یاد بدم،
‫ولی برات سخت نمیشه؟

00:49:48.155 --> 00:49:50.324
‫باورت بشه یا نه،
‫ولی همیشه بخاطر حافظه‌ام تشویق می‌شدم.

00:49:50.324 --> 00:49:53.243
‫- گمونم بتونم اونقدری حفظ کنم که سر کنم.
‫- نه، نه، نه، نه. منظورم این نیست.

00:49:53.243 --> 00:49:57.331
‫اگه... اگه ازم می‌خواستن
‫که به سمت یه خدای دیگه دست به دعا بشم...

00:49:57.915 --> 00:50:02.544
‫- نه، نه، تاوان زیادی داره.
‫- ببین، من مدرسه‌ی عبری رفتم.

00:50:03.545 --> 00:50:06.298
‫«بر میتصوا» شدم. ‫دعاها رو آموزش دیدم.
‫(جشن تکلیف یهودی‌ها)

00:50:06.298 --> 00:50:08.217
‫پدرم اهمیت می‌داد.

00:50:08.217 --> 00:50:12.304
‫خوشم میومد بهم افتخار می‌کرد،
‫ولی هیچوقت...

00:50:13.764 --> 00:50:15.849
‫هیچوقت از اعماق وجودم حسش نکردم.

00:50:17.059 --> 00:50:19.269
‫- چقدر بد.
‫- چرا؟

00:50:19.770 --> 00:50:21.855
‫شاید باعث تسلی دلت بشه.

00:50:23.690 --> 00:50:25.317
‫من تسلی دل لازم ندارم.

00:50:25.651 --> 00:50:27.653
‫حقوق لازم دارم.

00:50:37.621 --> 00:50:41.250
‫جورج؟!
‫وای، جورج!

00:50:42.000 --> 00:50:45.420
‫وای، جورج!

00:50:45.420 --> 00:50:49.216
‫خدای من!

00:50:55.097 --> 00:50:57.933
‫خیلی منتظر این ملاقات بودی. برو.

00:50:59.101 --> 00:51:01.728
‫برو پیش داییت. شب قشنگیه.

00:51:06.275 --> 00:51:10.028
‫دوست داری بیای؟
‫مطمئنم داییم ازت استقبال می‌کنه.

00:51:10.028 --> 00:51:12.531
‫نه. نه. من...

00:51:13.949 --> 00:51:17.953
‫میرم یه هتل پیدا کنم،
‫یه آب نارگیلی هم بزنم تو رگ.

00:51:19.663 --> 00:51:20.873
‫پول داری؟

00:51:22.040 --> 00:51:23.041
‫آره

00:51:23.625 --> 00:51:25.043
‫آره، معلومه که آره.

00:51:26.003 --> 00:51:27.838
‫فرانک‌هام رو پس‌انداز کردم.

00:51:29.798 --> 00:51:32.009
‫چیزیم نمی‌شه. برو.

00:51:33.927 --> 00:51:34.928
‫برو.

00:51:45.480 --> 00:51:47.482
‫جا پیدا کردی، خبرم کن.

00:52:15.844 --> 00:52:17.846
‫جایی برای موندن داری؟

00:52:22.935 --> 00:52:23.936
‫بیا.

00:52:25.229 --> 00:52:28.065
‫عید روش هشانا رو
‫با خونواده‌ی من جشن بگیر.

00:52:51.630 --> 00:52:53.841
‫«برای خانواده‌ی عزیزتر از جانم»

00:52:57.052 --> 00:53:01.557
‫«معجزه شد که تونستم
‫آدام عزیزمون رو پیدا کنم

00:53:01.557 --> 00:53:03.642
‫و از آزادیش مطمئن بشم.»

00:53:09.147 --> 00:53:13.235
‫«بلاهایی که از دستِ ارتش آلمان متحمل شده،

00:53:14.528 --> 00:53:16.780
‫غیر قابل تصوره.»

00:53:21.827 --> 00:53:25.497
‫«دیگه لووف امنیت نداره،
بنابراین ‫راهیِ حومه‌ی شهر شدیم

00:53:25.497 --> 00:53:28.584
‫و با جمعی از دوستان، آسایش پیدا کردیم.»

00:53:34.214 --> 00:53:36.175
‫«بهبودیِ آدام زمان بُرد،

00:53:36.175 --> 00:53:41.680
‫ولی ذره‌ای روحیه‌ی مصمم
‫و لطیفش متزلزل نشد.»

00:53:43.473 --> 00:53:45.392
‫«احترام زیادی براش قائلم.»

00:53:47.227 --> 00:53:51.982
‫«هرگز حاضر نیستم ازش جدا بشم
‫و آدام هم هرگز حاضر نیست از من دست بکشه.»

00:53:53.734 --> 00:53:56.361
‫«احترام زیادی برای دوستان شجاع‌مون
‫در جنگل قائل هستیم،

00:53:56.361 --> 00:53:59.031
‫اما مسیرمون ازشون جداست.»

00:54:00.115 --> 00:54:03.202
‫«توی ورشو یه زندگی جدید رو رقم می‌زنیم.»

00:54:03.226 --> 00:54:10.226
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:54:18.717 --> 00:54:23.680
‫«لطفاً اگه می‌تونید،
‫یه راهی برای ملحق شدن به ما پیدا کنید.»

00:54:24.014 --> 00:54:29.269
‫«ما آماده‌ایم و هروقت که تونستید
‫سفر کنید، ما منتظر شما هستیم.»

00:54:34.107 --> 00:54:37.319
‫«جواب سوالی که توی ذهن همه‌ست رو بدم...

00:54:38.070 --> 00:54:41.907
‫که به روش خودمون،
‫ رابطه‌مون رو رسمی‌اش کردیم.»

00:54:42.407 --> 00:54:45.410
‫«آدام و هالینا بژوزا»

00:54:45.994 --> 00:54:48.622
‫«با عشق، هالینا»

00:54:48.646 --> 00:54:55.646
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:54:57.506 --> 00:54:59.758
‫می‌خوام که کمکم کنی یه پالتوی جدید بدوزم.

00:54:59.758 --> 00:55:01.176
‫برای چی؟

00:55:05.180 --> 00:55:06.807
‫می‌خوام برم.