﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:02.960
‫«آنچه گذشت»

00:00:02.960 --> 00:00:04.460
<i>‫شهر اصلاً ثبات نداره</i>

00:00:04.460 --> 00:00:06.500
<i>‫دوباره خشونت‌هاشون فوران می‌کنه</i>

00:00:06.500 --> 00:00:10.340
‫یهودی‌ها صدتا صدتا با گاز کشته
‫ و سوزونده میشن

00:00:12.760 --> 00:00:15.180
‫<i>ولی بیشتر از سه میلیون یهودی
‫ توی لهستان هست</i>

00:00:15.180 --> 00:00:16.930
‫وقتشه اسلحه بدست بشیم و بجنگیم

00:00:16.930 --> 00:00:19.430
‫متوجه خطر اینجا بودن نیستی

00:00:19.430 --> 00:00:22.140
‫من خونوادم رو ول کردم،
‫نمی‌تونم تو رو هم ول کنم

00:00:22.140 --> 00:00:23.690
‫بدو فلیسیا

00:00:25.440 --> 00:00:27.520
<i>‫جدیداً خیلی آروم شده</i>

00:00:29.530 --> 00:00:33.320
‫پرداختی‌ها ‫طبق برنامه
‫ و سروقت هست

00:00:36.530 --> 00:00:39.370
‫ژنرال آندرس داره یه ارتش لهستانی
‫ جمع می‌کنه

00:00:39.370 --> 00:00:41.410
‫برای جنگیدن در کنار ایشون احضار شدید

00:00:41.410 --> 00:00:44.870
‫دیگه نمی‌تونم تنهایی بار مسئولیت‌ها رو
‫به دوش بکشم، خودت رو جمع و جور کن

00:00:44.870 --> 00:00:47.790
‫می‌خوای بهت یاد بدم چطوری کاتولیک باشی؟

00:00:47.790 --> 00:00:49.000
‫چند تا دعا یادم بده

00:00:49.000 --> 00:00:51.590
<i>‫بعد از ما دیگه راهی به برزیل وجود نداره</i>

00:00:51.590 --> 00:00:52.840
‫آخرین نفرات؟

00:00:55.200 --> 00:00:57.060
‫گذشته رو بنداز دور!

00:00:57.840 --> 00:01:04.840
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:01:04.840 --> 00:01:11.840
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:01:12.860 --> 00:01:15.450
‫« ریو دو ژانیرو، برزیل »

00:01:15.450 --> 00:01:21.360
‫« آوریل ۱۹۴۳ »

00:01:22.103 --> 00:01:28.200
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:01:28.320 --> 00:01:30.540
<i>‫«هالینای عزیز،</i>

00:01:30.540 --> 00:01:34.010
<i>‫نوزدهمین ماهی‌ـه که توی ریو ام.</i>

00:01:34.970 --> 00:01:39.390
<i>‫انگار چندین سال گذشته
‫و تازه زمان هم وایساده.</i>

00:01:40.930 --> 00:01:43.560
<i>‫به هرجایی که به فکرم می‌رسه نامه می‌نویسم</i>

00:01:44.310 --> 00:01:47.310
<i>‫دوست دارم اینطور تصور کنم
‫که الان یه کوه از نامه‌هام کنارته</i>

00:01:49.100 --> 00:01:51.110
<i>‫و به‌خاطر کله‌شقی‌ـم مسخره‌ـم کنی.</i>

00:01:51.110 --> 00:01:54.990
<i>‫و یه روزی هم جواب نامه‌هام رو بدی</i>

00:01:57.990 --> 00:02:00.320
<i>‫خبر جدید چی برات دارم؟</i>

00:02:00.320 --> 00:02:03.200
<i>‫همسایه‌های طبقه پایینی‌ـم
‫هنوز با داد و فریاد دعوا می‌کنن</i>

00:02:03.200 --> 00:02:05.580
<i>‫سر ساعت ۲ نصفه شب</i>

00:02:06.160 --> 00:02:09.710
<i>‫بعدش هم تا ساعت ۳ از دل همدیگه در میارن</i>

00:02:09.710 --> 00:02:11.540
<i>‫به این میگن یه ازدواج موفق</i>

00:02:13.460 --> 00:02:15.670
<i>‫تونستی تولدمون رو جشن بگیری؟</i>

00:02:15.670 --> 00:02:18.970
<i>‫باورش سخته که خواهر کوچولوم
‫۲۶ سالش شده باشه.</i>

00:02:19.590 --> 00:02:24.170
<i>‫۳۰ ساله شدن بدون تو احساسِ...
‫پوچی داشت.»</i>

00:02:25.970 --> 00:02:27.480
<i>‫«گنک عزیز،</i>

00:02:27.480 --> 00:02:31.440
<i>‫هربار که تو خیابون‌های کوپاکابانا
‫ قدم می‌زنم، به تو فکر می‌کنم</i>

00:02:31.440 --> 00:02:34.530
<i>‫شب‌های اینجا حتی تو رو هم
‫به وجد میاره</i>

00:02:36.240 --> 00:02:38.700
<i>‫راستی حال فیلیسیا چطوره؟</i>

00:02:38.700 --> 00:02:40.990
<i>‫باید پنج سالی‌ـش شده باشه</i>

00:02:42.160 --> 00:02:45.660
<i>‫«روحیه و تحرکش به خودت رفته، میلا؟»</i>

00:02:45.660 --> 00:02:48.210
<i>‫یا مثل سلیم همش ساکت
‫و تو فکره؟»</i>

00:02:51.750 --> 00:02:54.250
<i>‫«اگه تو بودی،
‫از این کار خوشت می‌اومد یاکوب،</i>

00:02:54.250 --> 00:02:57.260
<i>‫می‌تونستی یواشکی
‫ و موقع استراحت‌ کردن‌هات کتاب بخونی.</i>

00:02:58.720 --> 00:03:02.090
<i>‫خیلی کار سختی نیست،
‫اما تا وقتی که منتظر جواز کارم هستم</i>

00:03:02.090 --> 00:03:04.810
<i>‫که بالاخره از راه برسه،
‫سرم رو گرم نگه می‌داره.»</i>

00:03:10.690 --> 00:03:13.480
<i>‫«سعی می‌کنم از تمومی اتفاقات اروپا
‫خبر دار بمونم پدر،</i>

00:03:13.480 --> 00:03:15.900
<i>‫اما هضم کردن </i>

00:03:18.440 --> 00:03:20.320
<i>‫و تشخیص دادن خبرهای راست
‫خیلی سخته»</i>

00:03:25.910 --> 00:03:29.250
<i>‫«دائماً بهت فکر می‌کنم مادر</i>

00:03:29.250 --> 00:03:33.500
<i>‫همه‌ی تلاشم رو می‌کنم
‫ تا به خاطره‌های خوب و خوش فکر کنم</i>

00:03:34.080 --> 00:03:37.710
<i>‫اما وقتی نگرانی یا غم
‫کم کم وارد ذهنم میشه،</i>

00:03:37.710 --> 00:03:41.050
<i>‫صدات رو می‌شنوم
‫که داری بهم میگی نفس بکشم</i>

00:03:41.050 --> 00:03:42.890
<i>‫به یه ملودی فکر کنم...</i>

00:03:43.720 --> 00:03:46.810
<i>‫نُت پشت نُت.»</i>

00:03:46.810 --> 00:03:49.100
‫امروز نامه‌ای نیومده آدی.
‫شرمنده.

00:03:51.660 --> 00:03:53.440
‫اشکالی نداره گبی

00:03:54.480 --> 00:03:56.820
‫شاید این نامه‌ها جادویی باشن
‫و برسن، مگه نه؟

00:04:08.700 --> 00:04:14.420
‫«ما خوش‌شانس بودیم»

00:05:07.510 --> 00:05:09.350
‫« ورشو، لهستان »

00:05:09.350 --> 00:05:11.430
‫« خارج از گتوی ورشو »

00:05:11.430 --> 00:05:15.920
‫« مه ۱۹۴۳ »

00:05:19.570 --> 00:05:24.150
‫هالینا، باید کت‌شلوارم رو از خیاطی بگیری.
‫امشب قرار شام دارم.

00:05:24.150 --> 00:05:27.520
‫تو این چندماهی که واسه‌تون کار کرده،
‫تاحالا شده وقتی که کت‌شلوار لازم داشتین

00:05:27.520 --> 00:05:28.370
‫آماده نباشه؟

00:05:28.370 --> 00:05:30.740
‫نسخه‌تون رو هم به داروخونه دادم

00:05:30.740 --> 00:05:33.160
‫و وقتی از خیاطی برگشتم
‫حاضر میشه

00:05:37.790 --> 00:05:40.000
‫خیلی دووم نمیاره

00:05:40.000 --> 00:05:43.710
‫پنج هفته برای یهودی‌ها
‫مقاومت طولانی‌ایه

00:05:45.420 --> 00:05:48.550
‫اما منابعش رو ندارن

00:05:56.940 --> 00:06:00.020
‫میشه لطفاً تو یه تیکه کاغذ دیگه ببندینش؟

00:06:00.020 --> 00:06:03.480
‫دوست ندارم بوی یهود‌سوزی‌ها
‫پارچه توری رو خراب کنه.

00:06:23.420 --> 00:06:27.630
‫- کسی اینجا اومده؟ چیزی شده؟
‫- چیزی نیست.

00:06:28.430 --> 00:06:31.300
‫میلا سلام رسوند.
‫این رو از شیرینی‌پزی کش رفته

00:06:33.260 --> 00:06:37.890
‫کوبا... این همه راه اومدی
‫تا بهم کیاستو بدی؟

00:06:37.890 --> 00:06:39.600
فقط این رو نه

00:06:41.150 --> 00:06:42.770
‫- باید از اینجا بریم
‫- دوباره؟

00:06:42.770 --> 00:06:44.650
‫آقای بارتک طبقه‌ی دوم بوده

00:06:44.650 --> 00:06:47.440
‫همسایه‌هاش امروز صبح
‫از خونه‌ـش کشیدنش بیرون

00:06:47.440 --> 00:06:48.990
‫تحویلش دادن به آلمانی‌ها

00:06:48.990 --> 00:06:51.660
‫- بیچاره
‫- اوضاع داره بدتر میشه

00:06:51.660 --> 00:06:53.370
‫مشکوک شدن

00:06:53.700 --> 00:06:55.540
‫باید یه قدم ازشون جلوتر باشیم

00:06:55.990 --> 00:06:58.710
‫هالینا بهم یادآوری کرد
‫که می‌تونیم از هم جدا شیم یا نه...

00:06:58.710 --> 00:07:00.210
‫به هیچ‌وجه

00:07:06.710 --> 00:07:08.550
‫داشتی میومدی خونه، مراقب باش

00:07:09.010 --> 00:07:10.430
‫امشب راه می‌افتیم

00:07:37.490 --> 00:07:39.500
‫دیگه تموم شد؟

00:07:44.960 --> 00:07:47.590
‫بخشی از وجودم می‌خواد
‫یه تفنگ ببرم سمت دیوار گتو (محله‌ی یهودی‌ها)

00:07:47.590 --> 00:07:50.010
و آلمانی‌ها رو به رگبار ببندم

00:07:50.010 --> 00:07:51.180
‫هرکاری که شد، کردیم

00:07:51.180 --> 00:07:56.220
چندهزار نفر جنگیدن و مردن
‫و فداکاری کردن،

00:07:56.220 --> 00:08:01.220
‫اون‌وقت من داشتم درست شدن سجاف کت‌شلوارِ
‫یه بانک‌دار اتریشی رو تماشا می‌کردم

00:08:01.220 --> 00:08:04.270
‫تفنگ دست گرفتن
‫تنها راه مبارزه نیست

00:08:42.390 --> 00:08:43.600
‫صفحه‌ی ۱۲

00:08:44.100 --> 00:08:46.860
‫دوازده، باورت میشه رائول؟
‫دوازده

00:08:46.860 --> 00:08:49.020
این روزا خبر زیاد هست آدی

00:08:49.020 --> 00:08:50.110
‫- اوه
‫- دنیا تو آشوبه

00:08:50.110 --> 00:08:52.190
‫اروپا تو آشوبه. اروپا.
‫اینجا که خبری نیست

00:08:52.190 --> 00:08:53.990
‫آدم‌ها اینجا به افق خیره میشن

00:08:53.990 --> 00:08:56.280
‫فکر می‌کنن دیگه هیچی جز اون وجود نداره

00:08:57.740 --> 00:08:59.790
‫- شماها روزنامه می‌خونین؟
‫- آدی...

00:08:59.790 --> 00:09:01.750
‫تاحالا روزنامه خوندین؟

00:09:01.750 --> 00:09:03.410
‫- تاحالا شده روزنامه بخونین؟
‫- آدی

00:09:03.410 --> 00:09:06.180
‫یهودی‌های ورشو به این نتیجه رسیدن
‫که دیگه کارد به استخون‌شون رسیده

00:09:06.180 --> 00:09:07.330
‫چندهفته مقاومت کردن

00:09:07.330 --> 00:09:09.340
‫آلمانی‌ها هزارتا هزارتا سلاخی‌شون کردن،

00:09:09.340 --> 00:09:12.040
‫و گتو رو با خاک یکسان کردن!

00:09:12.710 --> 00:09:15.340
‫- این رو کجا گفته؟
‫- هی

00:09:17.090 --> 00:09:19.010
‫- صفحه دوازده
‫- هی

00:09:19.010 --> 00:09:21.720
‫- دوازده
‫- هی، داری مزاحم مردم میشی

00:09:23.180 --> 00:09:25.390
‫شاید باید یکی مزاحم‌شون بشه

00:09:25.690 --> 00:09:29.980
‫♪ The Way You Look Tonight - Billie Holiday ♪

00:09:29.980 --> 00:09:33.360
‫یه میلیون یهودی از موقع شروع جنگ
‫از بین رفتن!

00:09:36.200 --> 00:09:39.200
‫تو روزنامه‌ی ریو
‫نمی‌تونم تیترش رو پیدا کنم

00:09:39.700 --> 00:09:42.450
‫همین حالا از اینجا برو

00:09:43.660 --> 00:09:47.080
‫یالا، راه بیفت.
‫آدی، مجبورم نکن پرتت کنم بیرون

00:10:19.840 --> 00:10:22.240
‫آدی؟

00:10:25.290 --> 00:10:28.500
‫خدای من،
‫خودتی؟

00:10:47.640 --> 00:10:49.270
‫الیسکا چطوره؟

00:10:50.400 --> 00:10:52.400
‫واسه همین به این روز افتادی؟

00:10:52.400 --> 00:10:55.110
‫- هنوز دلت واسه دخترم تنگه؟
‫- نه

00:10:55.530 --> 00:11:00.860
 ‫من و الیسکا...رابطه‌ی خوبی
‫ برای اون مدت داشتیم اما نه بعدش

00:11:00.860 --> 00:11:02.780
‫بله، موافقم

00:11:03.240 --> 00:11:04.990
‫- با یکی آشنا شده
‫- اوه

00:11:04.990 --> 00:11:07.910
‫باز هم مهندس،
‫آمریکاییه

00:11:07.910 --> 00:11:10.120
‫- خوبه، خوشحال شدم
‫- اما من نیستم

00:11:10.120 --> 00:11:12.790
‫مرتیکه‌ی بی‌بخار

00:11:12.790 --> 00:11:17.050
‫فکر می‌کردم آمریکایی‌ها عین سگ‌ها
‫گرم و خنگـن

00:11:17.050 --> 00:11:19.840
‫فکر کنم شکل و اندازه‌های مختلفی دارن

00:11:23.510 --> 00:11:25.510
‫چه پیانوی استاین‌وی قشنگی

00:11:25.510 --> 00:11:28.140
‫می‌خوای یه چیزی واسم بزنی؟

00:11:28.140 --> 00:11:30.230
‫بدم نمیاد

00:11:31.600 --> 00:11:35.520
‫چندین ساله دست به پیانو نزدم

00:11:36.190 --> 00:11:37.820
‫واسه چی؟

00:11:46.580 --> 00:11:48.700
‫اونا مردن،
‫خانم لوبیر

00:11:49.250 --> 00:11:50.410
‫کیا؟

00:11:52.080 --> 00:11:54.540
‫خونوادم.
‫از بین رفتن

00:11:54.540 --> 00:11:56.170
‫از کجا معلوم؟

00:11:56.170 --> 00:11:58.460
‫معلومه،
‫مطمئنم

00:11:59.460 --> 00:12:00.670
‫می‌دونم

00:12:01.930 --> 00:12:05.430
‫همش از طریق صلیب سرخ
‫براشون نامه می‌نویسم،

00:12:05.430 --> 00:12:10.930
‫به مقصد خونه‌مون توی رادوم،
‫به همسایه‌ها و دوست‌ها و سفارت‌خونه‌ها،

00:12:10.930 --> 00:12:14.020
‫هرکسی که شاید خبر داشته باشه که کجان
‫اما تاحالا جوابی نگرفتم

00:12:14.020 --> 00:12:16.860
‫این اواخر حس می‌کنم که
‫دارم واسه‌ خرابه نامه می‌نویسم

00:12:22.610 --> 00:12:24.240
‫اونا مردن

00:12:24.780 --> 00:12:25.990
‫همه‌شون مردن

00:12:25.990 --> 00:12:27.910
‫- حسش می‌کنم...
‫- بس کن آدی

00:12:27.910 --> 00:12:30.910
‫- خودت رو جمع و جور کن
‫- دارم تلاشم رو می‌کنم

00:12:30.910 --> 00:12:32.830
‫- نمی‌تونم
‫- معلومه که می‌تونی

00:12:32.830 --> 00:12:36.540
‫یه دختر خوب پیدا کن.
‫تو که خوشتیپی

00:12:37.250 --> 00:12:39.670
‫- جایی کار پیدا کردی؟
‫- تو یه صحافی

00:12:39.670 --> 00:12:41.470
‫خب،
‫خیلی تعریفی نداره

00:12:41.470 --> 00:12:43.970
‫با برادرم حرف می‌زنم.
‫تو ریو آشنا داره...

00:12:43.970 --> 00:12:45.260
‫فرقی نمی‌کنه

00:12:45.260 --> 00:12:46.930
‫بدون جواز کار
‫انتخاب‌هام محدودن،

00:12:46.930 --> 00:12:50.140
‫و وارگاس یه کاری کرده
‫که کار پیدا کردن خیلی سخت شده

00:12:50.140 --> 00:12:53.060
‫فقط واسه این راه‌مون داد
‫تا بتونه شکنجه‌مون کنه

00:12:55.100 --> 00:12:57.520
‫پس اون آدی که می‌گفت
‫یه قایق ماهی‌گیری بگیریم

00:12:57.520 --> 00:12:59.440
‫و از جبل‌الطارق رد بشیم کجاس؟

00:13:00.400 --> 00:13:02.820
‫هیچ‌چیزی غیرممکن نیست

00:13:03.490 --> 00:13:08.490
‫یه راهی پیدا کن...
‫و اینقدر هم به خونواده‌ـت فکر نکن

00:13:09.900 --> 00:13:11.520
‫حس...

00:13:13.290 --> 00:13:15.290
‫حس می‌کنم...

00:13:18.290 --> 00:13:19.920
‫- که دارم تسلیم میشم
‫- نه

00:13:19.920 --> 00:13:21.380
‫حس حرکت رو به جلوئه

00:13:22.300 --> 00:13:24.130
‫شاید زنده باشن

00:13:24.550 --> 00:13:27.550
‫شاید یه روزی برگردین پیش همدیگه

00:13:28.600 --> 00:13:31.810
‫اما دوست داری مادرت چه مردی رو ببینه؟

00:13:43.690 --> 00:13:45.320
‫برین جلو

00:13:53.750 --> 00:13:55.750
‫باید چشم‌هاتون رو ببندین

00:14:14.460 --> 00:14:21.460
‫« پایگاه سپاه دوم لهستانی »
‫« نزدیکی تل‌آویو، قیمومت فلسطین، ژوئن ۱۹۴۳ »

00:14:27.240 --> 00:14:31.870
‫سلام...
‫سلام

00:14:32.330 --> 00:14:34.750
‫کله‌ـش رو بو کن،
‫بوی بهشت میده

00:14:37.620 --> 00:14:39.250
‫سلام آواره کوچولو

00:14:39.250 --> 00:14:42.090
‫شوهرم کجاس؟

00:14:42.540 --> 00:14:45.340
‫من که فقط یه سرباز جوون،
‫ روبروم می‌بینم

00:14:47.130 --> 00:14:49.430
‫وای،
‫لباس فرمش رو نگاه

00:14:52.180 --> 00:14:55.180
‫قلبم داره تند می‌زنه.
‫عجیبه؟

00:15:07.610 --> 00:15:09.700
‫هی...
‫بیا

00:15:09.990 --> 00:15:12.950
‫- نه، بابایی
‫- نه، نه، حالا یه امتحان بکن

00:15:12.950 --> 00:15:15.160
‫نه،‌ نه.
‫امتحان کن

00:15:15.160 --> 00:15:18.160
‫قول میدم از اون حریره‌هایی که
‫می‌خوردی بهتر باشه

00:15:18.160 --> 00:15:20.460
‫هان؟

00:15:23.290 --> 00:15:26.210
‫خوشمزه‌ـش زه!

00:15:29.720 --> 00:15:33.140
‫عجب بچه‌ایه.

00:15:40.520 --> 00:15:42.150
‫واقعاً زنده‌ایم؟

00:15:43.940 --> 00:15:45.570
‫یعنی واقعیت داره؟

00:15:46.570 --> 00:15:49.990
‫بهش که می‌خوره واقعی باشه.
‫باید بهش اعتماد کنیم

00:15:49.990 --> 00:15:52.990
‫دیگه به هیچی نمی‌تونم اعتماد کنم

00:15:52.990 --> 00:15:56.290
‫وقتی وارد ارتش شدی
‫حس کردم بالاخره می‌تونم نفس بکشم

00:15:56.290 --> 00:16:01.080
‫بعدش هم ۱۸ ماه عین حیوون‌ها
‫تو کل این قاره‌ی خراب‌شده کشونده شدیم

00:16:01.080 --> 00:16:02.790
حالا هم که اومدیم این ساحل

00:16:03.540 --> 00:16:05.170
‫شاید بهشت باشه

00:16:05.790 --> 00:16:08.420
‫بد میشه مگه؟
‫حداقلش که با همدیگه‌ایم

00:16:08.420 --> 00:16:09.720
‫راست میگی

00:16:10.800 --> 00:16:13.540
‫اگه تا الان مرده بودیم،
‫نمی‌فرستادنت که بجنگی

00:16:13.540 --> 00:16:15.100
‫آره، اینطوری وقت داریم عزیزم

00:16:15.100 --> 00:16:17.220
‫قبل این که بفرستنم واسه جنگ
‫باید حالم خوب بشه

00:16:17.220 --> 00:16:18.560
‫برای همین ناراحت نباش

00:16:18.560 --> 00:16:21.560
‫از تعطیلات مجانی‌ای که
‫ارتش لهستانی به‌عهده‌ـش گرفته لذت ببر

00:16:21.560 --> 00:16:23.270
‫ممنون ارتشبد آندرس

00:16:23.270 --> 00:16:26.570
‫- مرد خوبیه
‫- اینطور که پیداس آره

00:16:27.770 --> 00:16:29.530
‫شنیدم با یهودی‌ها هم‌دردی می‌کنه

00:16:29.530 --> 00:16:32.360
‫شاید دیگه لازم نباشه که
‫  تظاهر کنی کاتولیکی

00:16:32.360 --> 00:16:35.530
‫- دیگه دعاهاشون رو یاد گرفتم
‫ - دست بردار

00:16:35.950 --> 00:16:37.580
‫یه سال و نیمه کاتولیک شدی

00:16:37.580 --> 00:16:40.290
‫و فقط سه تا دعا بلدی

00:16:43.120 --> 00:16:44.960
‫بهتره بی‌گدار به آب نزنیم

00:16:46.540 --> 00:16:51.760
‫بعدش‌هم...
‫مگه یهودی بودن چه فایده‌ای برامون داشته؟

00:17:11.440 --> 00:17:12.950
<i>‫فیلیسیا</i>

00:17:16.530 --> 00:17:18.160
<i>‫ماماژو؟</i>

00:17:22.000 --> 00:17:25.290
<i>‫فیلیسیا...
‫گوش کن</i>

00:17:25.290 --> 00:17:28.130
‫باربارا

00:17:28.130 --> 00:17:29.210
<i>‫فرار کن!</i>

00:17:30.920 --> 00:17:32.210
‫باربارا

00:17:32.210 --> 00:17:33.470
<i>‫مامانی رو دوست داری؟</i>

00:17:33.470 --> 00:17:35.970
<i>‫مامانی!</i>

00:17:35.970 --> 00:17:37.260
‫باربارا!

00:17:37.260 --> 00:17:40.600
<i>‫باید تنهایی از پسش بربیای.
‫مثل یه دختر بزرگ</i>

00:17:40.600 --> 00:17:43.680
‫باربارا!

00:17:47.770 --> 00:17:49.400
‫مزاحم بقیه‌ی دخترها میشه

00:17:49.400 --> 00:17:53.070
‫همش نگاه‌شون می‌کنه
‫تا اداشون رودر بیاره

00:17:53.070 --> 00:17:55.990
‫هرچی هم میگم باربارا،
‫جواب نمیده

00:17:56.990 --> 00:17:59.070
‫به‌نظرتون عجیب نیست؟

00:17:59.070 --> 00:18:01.580
‫به تمام فرزندان خدا باید مهلت داد

00:18:01.580 --> 00:18:02.790
‫مطمئنم که موافقی

00:18:02.790 --> 00:18:05.500
‫حالا هم مراقب پله‌های شل و ول اتاقت باش

00:18:18.430 --> 00:18:21.430
‫من هم وقتی مضطرب میشم
‫نمی‌تونم غذا بخورم

00:18:22.970 --> 00:18:24.980
‫آروم باش فرزندم

00:18:25.230 --> 00:18:27.140
‫«قوی و شجاع باش

00:18:27.140 --> 00:18:29.160
‫ترس و واهمه را از خود دور کن،

00:18:29.160 --> 00:18:32.200
‫و به یاد داشته باش که هرجا بروی،
‫من که خدای تو هستم، با تو خواهم بود»

00:18:32.200 --> 00:18:36.570
‫- مامانم رو می‌خوام
‫- می‌دونم دلت براش تنگ شده عزیزم...

00:18:36.570 --> 00:18:39.320
‫اما اون سلامتیت رو می‌خواد

00:18:39.320 --> 00:18:41.620
‫برای همین نباید فراموش کنی
‫که تحت هرشرایطی،

00:18:41.620 --> 00:18:44.830
‫اینجا اسمت بارباراس

00:18:44.830 --> 00:18:47.540
‫باید دعا کنی

00:18:48.290 --> 00:18:49.710
‫اندوهت رو پنهون کن

00:18:54.250 --> 00:18:55.460
‫نه

00:19:00.720 --> 00:19:02.970
‫همینجا.
‫همینجا

00:19:05.850 --> 00:19:07.060
‫خب...

00:19:08.230 --> 00:19:09.230
‫نفس‌های آخرمه؟

00:19:09.940 --> 00:19:12.900
‫امروز نه.
‫زخم معده داری

00:19:12.900 --> 00:19:14.610
‫بدنت تو شرایط خیلی بدی بوده

00:19:14.610 --> 00:19:17.320
‫و نمی‌تونه کالری مصرف کنه

00:19:17.320 --> 00:19:19.530
‫مرکبات نخور.
‫غذاهات هم اصلاً تند نباشن

00:19:19.530 --> 00:19:21.700
‫- کلی هم باید استراحت کنی
‫- استراحت؟

00:19:21.700 --> 00:19:23.620
‫یکم دیگه می‌فرستنم خط مقدم

00:19:23.620 --> 00:19:25.910
‫چطوری برم جنگ
‫وقتی که حتی به زور می‌تونم بشینم؟

00:19:25.910 --> 00:19:28.620
‫واست آنتی‌بیوتیک و مُسکن میارم

00:19:28.620 --> 00:19:29.920
‫تکون نخور

00:19:31.290 --> 00:19:33.750
‫دیدی؟ دستاش رو نگاه.
‫چقدر خوبن

00:19:39.630 --> 00:19:42.510
‫دیگه تمومه.
‫خیلی‌خب

00:19:42.510 --> 00:19:45.260
‫نگران نباش.
‫اصلاً نگران نباش

00:19:46.350 --> 00:19:50.980
‫تکونش نده. خیلی بهتر شده.
‫تکونش نده... باشه؟

00:19:51.980 --> 00:19:55.980
‫نه،‌ نه، فقط یه کوچولو بادم کرده.
‫جای نگرانی نداره

00:19:55.980 --> 00:19:57.570
‫واسش یکم آسپرین میاریم...

00:20:00.360 --> 00:20:02.070
‫هی!

00:20:04.320 --> 00:20:06.540
‫هی!
‫سلیم

00:20:07.120 --> 00:20:08.330
‫سلیم!

00:20:11.330 --> 00:20:13.080
‫- گنک؟ خدایا...
‫- داداش!

00:20:13.080 --> 00:20:15.380
‫باورم نمیشه!
‫خدایا

00:20:18.510 --> 00:20:21.010
‫خدایا!
‫اینجا...

00:20:21.010 --> 00:20:22.800
‫- اینجا...
‫- چطوری...

00:20:25.180 --> 00:20:27.680
‫- تو اول بگو! دکتر شدی؟
‫- دکتر...

00:20:31.270 --> 00:20:32.480
‫وقتی بردنت لووف...

00:20:32.480 --> 00:20:33.980
‫- وحشتناک بود گنک
‫- هان؟

00:20:33.980 --> 00:20:35.900
‫- نصف شب بردنم
‫- آره، ما رو هم بردن!

00:20:35.900 --> 00:20:38.530
‫- با کشتی بردنم یه اردوگاه تو قزاقستان
‫- آره، آره من هم همینطور ولی تو سیبری

00:20:38.530 --> 00:20:40.740
‫من و آندرس همزمان از اسارت آزاد شدیم

00:20:40.740 --> 00:20:42.680
‫شنیدم که داره یه ارتش لهستانی جمع می‌کنه

00:20:42.680 --> 00:20:43.780
‫- آره
‫- اومدم تا بهشون اضافه شم

00:20:43.780 --> 00:20:45.490
‫همین حالا منتقلم کردن اینجا

00:20:45.490 --> 00:20:47.580
‫تو چطوری...

00:20:49.660 --> 00:20:52.660
‫میلا؟
‫میلا چطوره؟

00:20:55.920 --> 00:20:57.130
‫فیلیسیا؟

00:20:59.130 --> 00:21:02.130
‫هنوز نرفتی صلیب سرخ توی تل‌آویو؟

00:21:03.050 --> 00:21:05.180
‫دارن یه فهرست بلند و بالا درست می‌کنن

00:21:05.180 --> 00:21:06.350
‫می‌تونیم ثبت‌نام کنیم،

00:21:06.350 --> 00:21:08.400
‫واسه بقیه صلیب‌های سرخ تلگراف می‌فرستن

00:21:08.580 --> 00:21:10.350
‫- آره
‫- مگه فرقی هم می‌‌کنه؟

00:21:10.350 --> 00:21:12.580
‫عین سوزن پیدا کردن
‫تو یه انبار کاه می‌مونه

00:21:12.580 --> 00:21:15.190
‫ما که همدیگه رو پیدا کردیم.
‫این یه معجزه‌اس

00:21:15.190 --> 00:21:17.650
‫مگه چندبار معجزه میشه؟

00:21:17.650 --> 00:21:18.940
‫هان؟

00:21:19.900 --> 00:21:21.820
‫چشم‌انتظار چندتا معجزه باشیم؟

00:21:23.150 --> 00:21:24.490
‫گتو

00:21:24.490 --> 00:21:26.410
‫دارن گتوها رو نابود می‌کنن،
‫می‌دونستی؟

00:21:26.410 --> 00:21:28.330
‫نباید اینقدر بدبین باشیم

00:21:28.330 --> 00:21:31.830
تو این چندساله هزارتا نامه فرستادم

00:21:31.830 --> 00:21:36.330
‫ما هم فرستادیم. آخرین باری که
‫خبری از خونواده‌ـم داشتم، توی لووف بود

00:21:36.330 --> 00:21:40.000
‫یه نامه از خواهرم به دستم رسید
‫که گفته بود حامله‌ـس و بعدش هم هیچی

00:21:40.000 --> 00:21:41.710
‫اما سکوت که به معنای مرگ نیست

00:21:41.710 --> 00:21:44.260
‫بیا با هم بریم صلیب سرخ داداش،
‫خواهش می‌کنم

00:21:44.260 --> 00:21:46.970
‫- باید هرکاری که میشه بکنیم
‫- فکر کردی نکردم؟

00:21:54.350 --> 00:21:56.190
‫کاش می‌تونستم اینطوری ببینمش

00:21:56.850 --> 00:21:59.060
‫الان فیلیسیا چندسالش شده؟

00:21:59.060 --> 00:22:01.570
‫- چهار؟
‫- پنج

00:22:02.400 --> 00:22:04.400
‫حتی نمی‌دونم الان چه شکلی شده

00:22:04.400 --> 00:22:05.700
‫میلا...

00:22:06.780 --> 00:22:08.780
‫حتماً فکر می‌کنه بیوه شده

00:22:09.580 --> 00:22:12.580
‫- اگه اصلاً...
‫- بسه دیگه. گور بابای این غم

00:22:12.580 --> 00:22:15.290
هیچ فایده‌ای برامون نداشته

00:22:16.080 --> 00:22:17.250
‫هیچی!

00:22:17.250 --> 00:22:20.960
‫فکر می‌کنی من شب‌ها راحت می‌خوابم
‫و به اروپا فکر نمی‌کنم، سلیم؟

00:22:21.460 --> 00:22:25.220
‫یه شوهر با زخم معده دارم که
‫ هرروز ممکنه بیفته وسط این آشوب،

00:22:25.220 --> 00:22:28.510
‫اما مطمئنم که صحیح و سالم برمی‌گرده

00:22:29.300 --> 00:22:30.930
‫می‌دونی چرا؟

00:22:32.260 --> 00:22:34.880
‫چون خودم تصمیم گرفتم
که ایمان داشته باشم

00:22:40.940 --> 00:22:42.570
<i>‫یه کار ارادیه</i>

00:22:47.740 --> 00:22:48.950
‫ممنون

00:22:49.700 --> 00:22:50.700
‫موفق باشی

00:22:52.490 --> 00:22:54.700
‫خونواده‌هامون اون بیرونن

00:22:55.500 --> 00:22:57.500
‫ما که همدیگه رو پیدا کردیم

00:23:00.960 --> 00:23:03.090
‫بقیه رو هم پیدا می‌کنیم

00:23:18.930 --> 00:23:20.540
‫« ورشو، لهستان »

00:23:20.540 --> 00:23:24.240
‫« ۷ ماه بعد »

00:23:30.410 --> 00:23:32.240
رازت رو می‌دونم

00:23:33.450 --> 00:23:35.450
‫منظورت رو نمی‌فهمم

00:23:35.450 --> 00:23:38.160
‫از رادوم می‌شناسمت

00:23:40.000 --> 00:23:42.750
‫فکر کردی کی هستی؟
‫که اینطوری وسط خیابون اومدی سراغم؟

00:23:42.750 --> 00:23:44.670
‫مامان‌بابات پارچه‌فروشی داشتن

00:23:44.670 --> 00:23:47.010
‫همه‌جاتون رو علامت زدن.
‫یهودی‌های «طمع‌کار»

00:23:47.010 --> 00:23:50.590
‫هرچی دور و برتون باشه رو می‌دزدین.
‫حالا هم حق‌تون رو می‌ذارن کف دست‌تون

00:23:50.590 --> 00:23:53.180
‫یه مشت دروغ و مزخرفات.
‫«باج‌گیر کثیف»

00:23:53.180 --> 00:23:57.680
‫جیغ می‌زنم. آلمانی‌ها همه‌جا هستن.
‫اونا تصمیم می‌گیرن کی داره دروغ میگه

00:24:01.190 --> 00:24:04.190
‫دنبال اینی؟
‫هان؟ برو

00:24:13.320 --> 00:24:14.910
‫گوش کن...

00:24:15.660 --> 00:24:19.410
‫اگه یه بار دیگه ببینمت...
‫زنده‌ـت نمی‌ذارم

00:24:20.910 --> 00:24:23.250
‫عواقبش هم برام مهم نیست

00:24:31.590 --> 00:24:33.840
<i>‫لعنتی</i>

00:24:33.870 --> 00:24:35.580
‫چی شده؟

00:24:38.620 --> 00:24:40.620
‫ببخشید، جناب دن

00:24:42.710 --> 00:24:45.710
همین ‫الان یکی خِفت‌م کرد

00:24:46.130 --> 00:24:50.340
‫- پول‌هام و پالتوم رو گرفت
‫- درسته که یهودی‌ها مورد حمله قرار گرفتن

00:24:52.340 --> 00:24:56.180
‫ولی دیگه... هیچکس توی ورشو امنیت نداره

00:25:06.110 --> 00:25:07.610
‫ممنونم

00:25:07.610 --> 00:25:10.110
‫- ممنونم، برمی‌گردونمش
‫- پیشت بمونه

00:25:10.110 --> 00:25:12.240
‫تا چند هفته‌ی دیگه میرم ورشو

00:25:12.240 --> 00:25:15.910
‫- نباید چیز زیادی با خودم ببرم
‫- برای مسافرت میرید؟

00:25:15.910 --> 00:25:17.450
‫برای زندگی میرم کراکوف

00:25:18.790 --> 00:25:21.000
‫شنیدم شوروی داره
‫از ارتش میهنی حمایت می‌کنه

00:25:21.500 --> 00:25:23.330
‫باعث قوت قلب لهستانی‌هاست

00:25:23.330 --> 00:25:26.920
‫بخاطر همینه که آلمانی‌ها
‫نیروهای امنیتی‌شون رو بیشتر کردن

00:25:26.920 --> 00:25:29.800
‫دیر یا زود جنگ بالا می‌گیره

00:25:29.800 --> 00:25:31.630
‫آلمانی‌ها رو دوره کردن

00:25:31.840 --> 00:25:34.470
‫حیوونی که تو دامه، وحشی‌تر از همیشه‌ست

00:25:36.590 --> 00:25:41.020
‫ترس برشون داشته که
‫نکنه آینده باهاشون راه نیاد

00:25:44.440 --> 00:25:48.270
‫هیچکس از آینده خبر نداره

00:25:53.780 --> 00:25:55.780
‫اگه بتونی به این سفر بیای،

00:25:55.780 --> 00:25:57.790
‫توی کراکوف یه شغل حاضر و آماده برات هست

00:25:57.990 --> 00:26:00.990
‫خونواده‌م اینجان،
‫همه‌شون به من متکی‌ان

00:26:00.990 --> 00:26:04.290
‫ملت باید کار کنن،
‫وگرنه جون سالم به در نمی‌برن

00:26:11.710 --> 00:26:13.630
‫اگه نظرت عوض شد...

00:26:15.760 --> 00:26:17.390
‫پاشو بیا کراکوف

00:26:17.414 --> 00:26:19.414


00:26:40.780 --> 00:26:44.790
‫بقیه دخترها چی؟
‫باهات مهربون‌تر شدن؟

00:26:50.710 --> 00:26:53.340
‫- درس‌هات چطوره؟
‫- خوبه

00:26:58.010 --> 00:27:01.220
‫چی بازی می‌کنی؟

00:27:02.760 --> 00:27:04.520
‫بازی «چوپی» چی؟

00:27:04.520 --> 00:27:06.810
‫رو دست‌ش نیست

00:27:15.530 --> 00:27:17.150
‫یه چیزی واست آوردم

00:27:23.700 --> 00:27:25.120
‫ممنونم

00:27:37.090 --> 00:27:39.090
‫می‌تونی الان بخوریش، ففه

00:27:41.680 --> 00:27:43.680
‫اسم من بارباراست

00:27:49.980 --> 00:27:53.900
‫یه بطری اضافه آوردم، گفتم شاید بخوای
‫زود به زود موهاش رو رنگساژ کنی

00:27:53.900 --> 00:27:55.480
‫می‌دونم موهاش پُرپشته

00:27:55.480 --> 00:27:57.780
‫آره، درست‌ش می‌کنم

00:28:00.990 --> 00:28:03.410
‫به نظرت مریض شده؟

00:28:04.240 --> 00:28:07.870
‫هر دفعه که می‌بینمش
‫نسبت به دفعه‌ی قبلی آروم‌تر میشه

00:28:08.330 --> 00:28:11.420
‫اگه غذا نمی‌خوره
‫شاید بتونم براش یه چیزی...

00:28:11.420 --> 00:28:13.710
‫احتمالاً بهتره کمتر به دیدن‌ش بیای

00:28:15.920 --> 00:28:18.130
‫- من که فقط ماهی یک بار میام دیدنـش
‫- ولی بعد از هر دفعه،

00:28:18.130 --> 00:28:21.180
‫هفته‌ها طول می‌کشه تا
‫باربارا دوباره به شرایط وفق پیدا کنه

00:28:21.180 --> 00:28:24.050
‫به نظرم بهتره بیشتر شبیه به
‫یک دوست خانوادگی رفتار کنی،

00:28:24.050 --> 00:28:26.350
‫که خدای نکرده سردرگمی‌ای براش پیش نیاد

00:28:42.660 --> 00:28:45.410
اینجا ‫قبل از جنگ متروکه شده

00:28:45.410 --> 00:28:49.120
‫- اگه جنگ و بمبارون بشه...
‫- امن‌تر از آپارتمان‌مونه

00:28:49.120 --> 00:28:51.290
واسه سه نفر هم جا هست

00:28:51.290 --> 00:28:56.170
آپارتمان میلا هم که به یه باد بَنده

00:28:56.630 --> 00:28:58.960
‫خدا رو شکر باز یاکوب و
‫بلا یه زیرزمین دارن

00:28:58.960 --> 00:29:00.840
‫باید خبرشون کنیم

00:29:00.840 --> 00:29:03.180
‫- درمورد چیزی که جناب دن گفت بهشون هشدار بدیم
‫- باشه

00:29:03.180 --> 00:29:05.260
‫باورم نمیشه داره میره

00:29:05.930 --> 00:29:07.680
‫چطوری پول خونواده‌ی گورسکی رو دربیاریم؟

00:29:07.680 --> 00:29:09.770
‫18‏ ماه پدر و مادرت رو
‫صحیح و سالم نگه داشتن

00:29:09.770 --> 00:29:12.850
‫بخاطر یه پرداختیِ جا مونده
‫پسشون نمی‌زنن

00:29:18.360 --> 00:29:20.780
‫راستی تولدت مبارک

00:29:22.900 --> 00:29:25.110
‫پاک یادم رفته بود

00:29:25.110 --> 00:29:28.410
‫متوجه شدم

00:29:38.710 --> 00:29:42.050
‫باورم نمی‌شه آدی امروز 31 ساله شده

00:29:42.050 --> 00:29:45.470
‫- پیرمرد
‫- اون‌وقت من چی‌ام؟

00:29:45.470 --> 00:29:48.180
‫یه مردِ پیرتر

00:29:49.720 --> 00:29:51.560
‫وای، آدی

00:29:53.770 --> 00:29:56.980
‫اگه اینجا بودی
‫می‌گفتی چیکار کنیم؟

00:29:58.980 --> 00:30:02.820
‫می‌گفتی مثل موش توی یه ساختمونِ
‫متروکه مخفی بشیم،

00:30:02.820 --> 00:30:06.200
‫یا که از شهر فرار کنیم
‫تا جنگ شروع نشده؟

00:30:06.200 --> 00:30:08.070
‫یا که خودمون هم بریم بجنگیم؟

00:30:10.160 --> 00:30:12.370
‫مطمئنم با همچین چیزی موافق نبود

00:30:13.120 --> 00:30:16.120
‫آخرین بار که گفته بود
‫داره واسه فرانسه می‌جنگه

00:30:17.000 --> 00:30:19.630
‫هیچوقت ازمون نمی‌خواست
‫جون خودمون رو برای ارتشی به خطر بندازیم

00:30:19.630 --> 00:30:23.720
‫- که اصلاً یهودی‌ها رو آدم حساب نمی‌کنه، آدام
‫- تو بهتر از من آدی رو می‌شناسی

00:30:27.680 --> 00:30:30.890
‫ممکن بود بگه از ورشو بریم

00:30:30.890 --> 00:30:34.680
‫کجا بریم؟
‫جناب دن هرچی هم بگه

00:30:34.680 --> 00:30:36.770
‫ولی کراکوف امن نیست

00:30:37.980 --> 00:30:40.610
‫امن‌تر از یه منطقه‌ی جنگیه که

00:30:42.150 --> 00:30:44.780
‫کل اروپا منطقه‌ی جنگیه

00:30:45.740 --> 00:30:48.160
‫دیگه نمیشه ازش فرار کرد

00:30:52.479 --> 00:30:55.482
‫« ایتالیا، جبهه‌ی رود سانگرو »

00:30:57.400 --> 00:30:58.434
‫« نبرد نیروهای ‫متفقین برای بازیابی

00:30:58.458 --> 00:31:01.653
‫پناهگاه‌های آلمانی ‫در ایتالیا و فرانسه »

00:31:01.678 --> 00:31:04.889
‫« نقطه‌ی اوج جنگ در اروپا »

00:31:05.300 --> 00:31:08.840
‫دارم از گرسنگی می‌میرم.
‫هنوز وقت ناهار نشده؟

00:31:10.300 --> 00:31:14.640
‫- شنیدم «لندن برویل» داریم
‫- عه، لندن برویل؟ چقدر عجیب

00:31:14.640 --> 00:31:17.310
‫چند ماهی میشه که
‫فقط داریم لندن برویل می‌خوریم

00:31:17.310 --> 00:31:19.270
فقط هم رنگ گوشتش عوض میشه

00:31:19.270 --> 00:31:21.360
‫ارتش فقط همین رو بلده بپزه؟

00:31:22.440 --> 00:31:25.530
‫از غُر زدن خوشت میاد ها

00:31:25.530 --> 00:31:27.700
‫یادته توی قطار داشتیم
‫از گرسنگی می‌مُردیم؟

00:31:27.700 --> 00:31:30.530
‫کدوم قطار؟
‫خیلی زیاد بودن

00:31:30.530 --> 00:31:33.830
‫اگه درست بُر می‌زدی،
‫هرچی دو بود دستم نمی‌اومد

00:31:33.830 --> 00:31:36.000
‫اگه شانس بهت رو نمی‌زنه
‫چرا سر من غر می‌زنی؟

00:31:36.000 --> 00:31:38.920
‫خیلی‌خب، پسرها. یه دست دیگه بازی کنیم
‫تا دهن هردوتون رو صاف کنم

00:31:38.920 --> 00:31:40.630
‫خبردار!

00:31:47.720 --> 00:31:50.550
‫همونطوری که در جریان هستید،
‫آلمانی‌ها صومعه‌ی بالای

00:31:50.550 --> 00:31:52.510
‫تپه‌ی مونت کازینو رو مستحکم کردن و

00:31:52.510 --> 00:31:55.010
‫مسیر رُم رو مسدود کردن

00:31:55.810 --> 00:31:58.810
‫خیال کردن غیرقابل‌نفوذن

00:31:58.810 --> 00:32:01.520
اما وظیفه‌ای به ما محوّل شده
‫که تا به حال هیچ ارتشی

00:32:01.520 --> 00:32:03.820
‫توان انجام دادنش رو نداشته

00:32:04.360 --> 00:32:06.860
‫باید خود صومعه رو بگیریم

00:32:13.740 --> 00:32:17.580
‫شاید فرانسوی‌ها شکست خورده باشن
‫اما ما پیروز میدونیم

00:32:17.580 --> 00:32:20.920
‫آمریکایی‌ها نمی‌دونستن
‫چطوری از پس رودخونه بربیان...

00:32:20.920 --> 00:32:23.380
‫...ولی ما زرنگ‌تر از اون‌هاییم

00:32:23.380 --> 00:32:27.840
‫سیل و قلوه‌سنگ مانعِ
‫انگلیسی‌ها، نیوزلندی‌ها و هندی‌ها شد

00:32:27.840 --> 00:32:31.180
‫- ما اجازه نمیدیم این مسئله سدِّ راهمون بشه!
‫- نه!

00:32:31.180 --> 00:32:35.180
‫وقتشه تاریخ رو رقم بزنیم

00:32:35.180 --> 00:32:37.390
‫زنده‌باد لهستان!

00:32:37.390 --> 00:32:40.690
‫زنده‌باد لهستان!

00:32:44.674 --> 00:32:47.928
‫زنده‌باد لهستان!

00:32:56.780 --> 00:32:58.750
‫داریم میریم گوتوویچ

00:32:58.750 --> 00:33:01.830
حس می‌کنه لو رفتیم

00:33:02.250 --> 00:33:04.250
‫حتماً مدارک جدید می‌خواید؟

00:33:04.790 --> 00:33:09.420
‫اگه بتونی، آره. البته می‌دونم که
‫ می‌تونی، همیشه همینطور بوده

00:33:43.790 --> 00:33:46.080
‫راحل! می‌تونی توی این بلبشو
‫تا توی زیرزمین بری؟

00:33:46.080 --> 00:33:49.380
‫نگران نباش، نگران نباش.
‫ده تا مسیر متفاوت تو ذهنمه. خودت چی؟

00:33:49.380 --> 00:33:51.460
‫اوضاع آروم گرفت، میایم دنبالتون

00:33:58.970 --> 00:34:00.680
‫هی، داری اشتباهی میری!

00:34:00.680 --> 00:34:02.560
‫بیا! برای لهستان بجنگ!

00:34:02.560 --> 00:34:04.640
‫برای پیروزی بجنگ!

00:34:16.780 --> 00:34:20.290
‫- سلام، آدی! خوش اومدی!
‫- چقدر از دیدنت خوشحال شدم، دوست من

00:34:47.900 --> 00:34:50.110
‫نگاه کن چطوری به بیرون پنجره خیره شدیم

00:34:50.110 --> 00:34:53.030
‫آره واقعاً. شرم‌آوره، نه؟

00:34:53.030 --> 00:34:56.150
‫موندم همینطوری که به بیرون خیره شدیم،
‫هردومون هم به یه چیز فکر می‌کنیم؟

00:34:56.150 --> 00:34:57.660
‫نمی‌دونم

00:34:57.660 --> 00:35:01.120
‫تو هم داری فکر می‌کنی اینجا
‫گرم‌تر از اون بیرونه؟

00:35:01.120 --> 00:35:03.200
‫نه، نه. اصلاً

00:35:04.080 --> 00:35:07.080
‫- مخالف هم هستم
‫- جدی؟

00:35:08.460 --> 00:35:10.460
‫حدأقل یخ داریم اینجا

00:35:10.460 --> 00:35:13.170
‫اون بیرون هم اکسیژن هست

00:35:15.170 --> 00:35:16.170
‫آدی

00:35:16.840 --> 00:35:19.180
‫کارولاین. از آشنایی باهات خوشحالم

00:35:19.180 --> 00:35:21.600
‫حالا چرا اومدی مهمونی‌ای که
‫حس خفگی بهت دست میده؟

00:35:23.310 --> 00:35:25.680
‫زوری اومدم

00:35:25.680 --> 00:35:26.980
‫آها

00:35:27.890 --> 00:35:29.100
‫خودت چی؟

00:35:29.770 --> 00:35:34.400
‫زوری نبوده. به شدت تشویق شدم

00:35:34.400 --> 00:35:38.110
‫ولی نمی‌دونم... شاید خیلی برای
‫معاشرت کردنم زود بوده

00:35:39.530 --> 00:35:42.530
‫تازه از یه روستایی توی برزیل برگشتم

00:35:42.530 --> 00:35:44.950
‫- اونجا چیکار می‌کردی؟
‫- ناظر بخش الکتریکیِ...

00:35:44.950 --> 00:35:47.660
‫- یه بیمارستان در حال ساخت بودم
‫- پس برقکاری

00:35:47.660 --> 00:35:51.170
‫- بله، در کنار بقیه‌ی کارهام
‫- همه فن حریفی پس

00:35:51.170 --> 00:35:53.210
‫به درد بخور نیست؟

00:35:53.920 --> 00:35:56.340
‫من با یه چند تا دختر زندگی می‌کنم.
‫توی سفارتِ نزدیکِ

00:35:56.340 --> 00:35:57.510
‫ساحل لمه کار می‌کنم،

00:35:57.510 --> 00:36:01.220
‫یه روز درمیون یه چیزی می‌شکنه
‫ولی آبی از ما گرم نمی‌شه

00:36:01.220 --> 00:36:03.930
‫شاید بتونم بیام شکسته‌هاتون رو تعمیر کنم

00:36:05.350 --> 00:36:06.980
‫دوست دارم مفید واقع بشم

00:36:10.270 --> 00:36:13.900
‫اینجایی که.
‫سلام، می‌خوایم بریم

00:36:13.900 --> 00:36:15.610
‫جیمی اینجاست،
‫نمی‌اومد باید تعجب می‌کردیم

00:36:15.610 --> 00:36:17.690
‫من هم اصلاً حوصله‌ش رو ندارم

00:36:18.190 --> 00:36:19.200
‫بجنب

00:36:54.049 --> 00:36:57.093
‫« ایتالیا، مونت کازینو »

00:37:02.200 --> 00:37:03.950
‫فکر نکنم حالی‌شون باشه
‫دارن چیکار می‌کنن

00:37:03.950 --> 00:37:06.700
‫- کی‌ها؟
‫- همه‌شون

00:37:06.700 --> 00:37:10.250
‫آندرس، لیسوسکی، چرچیل، روزولت

00:37:10.250 --> 00:37:13.210
‫ده‌ها هزار نفر رو در راه گرفتن
‫این صومعه به رگبار بستن،

00:37:13.210 --> 00:37:15.210
‫ما دیگه کوچک‌ترین و ضعیف‌ترین
‫سپاه از ارتش هشتم هستیم

00:37:15.210 --> 00:37:17.300
‫بعد اون وقت ما رو اول می‌فرستن جلو؟

00:37:18.800 --> 00:37:20.880
‫چته؟ چرا چیزی نمی‌گی؟

00:37:21.670 --> 00:37:23.380
‫دوست داری چی بگم؟

00:37:23.380 --> 00:37:26.680
‫که استراتژیِ...
‫استراتژی افتضاحیه

00:37:26.680 --> 00:37:29.220
‫- الان متخصص مسائل نظامی شدی؟
‫- سوالم رو جواب ندادی

00:37:29.220 --> 00:37:31.230
‫- چون همچین احساسی ندارم
‫- چون می‌دونی حق با منه

00:37:31.230 --> 00:37:34.560
‫من هیچی نمی‌دونم، ‫تو هم همینطور

00:37:34.560 --> 00:37:36.860
‫این رو می‌دونم که بدبختیم،

00:37:36.860 --> 00:37:39.280
‫زندانی شدیم،
‫سال‌ها گرسنگی کشیدیم،

00:37:39.280 --> 00:37:41.190
‫- حالا هم دارن می‌اندازنمون توی آتش...
‫- بسه، گنک

00:37:41.190 --> 00:37:43.910
‫می‌دونم که ما به هیچ جاشون نیستیم و
‫حکم طعمه رو براشون داریم

00:37:43.910 --> 00:37:46.160
‫- برای خدمت به لهستان اینجاییم
‫- ریدم توی لهستان!

00:37:46.160 --> 00:37:49.450
‫لهستان چه غلطی کرده واسه من؟
‫که حالا من خودم رو فداش کنم؟

00:37:49.450 --> 00:37:52.910
‫اگه باور داشته باشی می‌بریم
‫دیگه نیازی به فدا کردن خودت نیست

00:37:52.910 --> 00:37:55.500
‫بمیر با این عقایدت. دیگه خسته شدم

00:37:55.500 --> 00:37:59.000
‫چرا اقرار نمی‌کنی که این کار
‫حکم خودکشی رو داره؟

00:37:59.630 --> 00:38:02.050
‫گندش بزنن!

00:38:06.050 --> 00:38:09.140
‫- این یه نشونه‌ست
‫- یه ناخنه ساده‌ست

00:38:09.140 --> 00:38:12.180
‫ملت اول راهیِ میدون جنگ میشن
‫بعدش به دکتر نیاز پیدا می‌کنن

00:38:12.180 --> 00:38:14.640
‫- اگه برنگشتم...
‫- گنک

00:38:14.640 --> 00:38:18.150
‫- ...از خونواده‌م مراقبت می‌کنی؟
‫- خونواده‌ی تو خونواده‌ی منه

00:38:18.860 --> 00:38:21.110
‫ولی تو برمی‌گردی

00:38:21.110 --> 00:38:24.820
‫- می‌دونم
‫- حرف‌هات مثل اُتوئه

00:38:24.820 --> 00:38:29.330
‫بهش حسودیم میشه

00:38:29.870 --> 00:38:32.500
‫که باور دارید خدا پشت و پناهتونه

00:38:32.870 --> 00:38:34.870
‫که همچین... تسلای خاطری دارید

00:38:34.870 --> 00:38:36.960
‫چرا تو باورش نداری؟

00:38:37.630 --> 00:38:41.250
‫به قول یه خانم عاقلی
‫که «ایمان یک انتخاب»ـه

00:38:41.250 --> 00:38:44.340
‫نمی‌تونم به درگاه خدایی دعا کنم
‫که تموم عمرم بهش باور نداشتم

00:38:45.760 --> 00:38:47.970
‫عشق زیادی توی زندگیت داری

00:38:49.010 --> 00:38:51.010
‫اگه نمی‌تونی به خدا ایمان داشته باشی...

00:38:52.520 --> 00:38:54.140
‫به عشق ایمان داشته باش

00:38:55.980 --> 00:38:56.980
‫خب، بیا

00:38:57.560 --> 00:38:58.900
‫مثل روز اولش شد

00:39:33.600 --> 00:39:36.100
‫ففه‌ی من، ففه‌ی من

00:39:36.100 --> 00:39:37.390
‫مامانش باید پیشش باشه

00:39:37.390 --> 00:39:39.690
‫مامانش... مامانش باید پیشش باشه

00:39:39.690 --> 00:39:42.190
‫ففه حالش خوبه

00:39:42.190 --> 00:39:46.690
‫ففه حالش خوبه، ففه حالش خوبه،
‫ ففه حالش خوبه

00:39:46.690 --> 00:39:48.240
‫ففه حالش خوبه

00:39:50.450 --> 00:39:55.160
‫فقط برای یک یا دو روز برامون آب مونده.
‫غذامون هم که دیگه آخرشه

00:39:55.160 --> 00:39:56.870
‫دوباره آذوقه‌مون ته کشید

00:40:21.940 --> 00:40:24.270
‫فقط یه هفته جوابگوی ماست

00:40:24.270 --> 00:40:25.980
‫بس میاد؟ نمی‌دونم

00:40:25.980 --> 00:40:29.200
‫دقیق نمی‌دونم
‫ولی گمونم دو هفته‌ای تموم بشه

00:40:29.200 --> 00:40:32.490
‫- چرا، چی شنیدی مگه؟
‫- ارتش میهنی وحشت کرده

00:40:32.490 --> 00:40:34.660
‫فکر می‌کردن شوروی
‫تا حالا باید می‌رسید

00:40:34.660 --> 00:40:38.160
‫اطمینان به شوروی.
‫مگه میشه مشکلی هم پیش نیاد؟

00:40:38.160 --> 00:40:40.670
‫بیا. با این چقدر گیرمون میاد؟

00:40:40.670 --> 00:40:44.250
‫هالینا، ساختمون عایق‌بندی نیست ها.
‫هوا سردتر میشه

00:40:44.250 --> 00:40:48.550
‫پینکوس، این پشم مرینوئه.
‫خیلی ارزش داره

00:40:52.800 --> 00:40:56.220
‫اگه شوروی از راه نرسه،
‫پس احتمالاً دو هفته زیادیم هست

00:40:56.220 --> 00:40:58.390
‫لهستان مبارزهای زیادی داره

00:40:58.390 --> 00:41:00.560
‫- تازه واردها
‫- چی؟ کی؟

00:41:00.560 --> 00:41:03.810
‫یه واحدی از ارتش میهنی توی گتوی قدیم
‫اردوگاه رو آزاد کردن

00:41:03.810 --> 00:41:07.320
‫یهودی‌ها هم وارد نبرد شدن.
‫حتی بعضی‌هاشون زیرزمینی اومدن

00:41:07.940 --> 00:41:10.150
‫حتماً راحل رو می‌شناسید

00:41:16.740 --> 00:41:20.960
‫شنیدم قبل از اینکه تیر بخوره،
‫سه تا آلمانی رو کشته

00:41:54.610 --> 00:41:58.620
‫- آدام؟
‫- بدون من، آذوقه دیرتر تموم میشه

00:41:58.870 --> 00:42:01.370
‫- نه، نـه، این کار رو نکن. نه
‫- مجبورم

00:42:01.370 --> 00:42:03.210
‫اگه یهودی‌ها دارن میرن جنگ،

00:42:03.210 --> 00:42:05.170
‫پس لهستانی‌ها تا جایی که بشه
‫به نیرو نیاز دارن

00:42:05.170 --> 00:42:09.130
‫مهم نیست.
‫نه، شوروی نمیاد

00:42:09.130 --> 00:42:15.840
‫- مهم نیست.
‫- چطوری وقتی بقیه می‌جنگن، من مخفی بشم؟

00:42:16.970 --> 00:42:21.470
‫- چطور می‌تونی همچین درخواستی ازم بکنی؟
‫- زنده موندن خودش جنگیدنه

00:42:21.470 --> 00:42:23.770
‫- به خدا جنگیدنه
‫- هالینا...

00:42:23.770 --> 00:42:26.270
‫«تفنگ به دست شدن
‫تنها راه برای مقابله نیست»

00:42:26.270 --> 00:42:28.360
‫یادته کی این حرف رو بهم زد؟

00:42:28.360 --> 00:42:29.650
‫آره؟!

00:42:30.190 --> 00:42:34.610
‫اگه جلوی آلمانی‌ها می‌ایستادیم،
‫اون‌وقت الان مُرده بودیم

00:42:34.610 --> 00:42:36.910
‫ممکن بود خونواده‌م...

00:42:37.320 --> 00:42:39.330
‫کی می‌خواست پول گورسکی‌ها رو بده؟

00:42:39.330 --> 00:42:42.410
‫کی می‌تونست امنیت فیلیسیا رو
‫توی صومعه حفظ کنه؟

00:42:43.040 --> 00:42:45.790
‫چطوری این‌ها جنگیدن نیست؟

00:42:45.790 --> 00:42:47.790
‫آدام، آدام، آدام

00:42:47.790 --> 00:42:50.090
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم،
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم

00:42:50.090 --> 00:42:53.170
‫من می‌خوام باهات زندگی‌مون رو بسازم،
‫ عشق من

00:42:53.920 --> 00:42:54.920
‫من بچه می‌خوام

00:42:54.920 --> 00:42:58.340
‫می‌خوام با تو بزرگ شدن‌شون رو ببینم

00:42:58.340 --> 00:43:01.640
‫نمی‌تونم ببینم
‫هیچوقت با همدیگه بچه‌دار نشدیم

00:43:01.640 --> 00:43:03.560
‫توروخدا، توروخدا، توروخدا!

00:43:03.560 --> 00:43:06.640
‫توروخدا! توروخدا، آدام!

00:43:22.740 --> 00:43:24.580
‫ساکت، دخترها!

00:43:24.580 --> 00:43:26.580
‫جلوی در صف ببندید.
‫پاشید، پا شید.

00:43:26.580 --> 00:43:28.960
‫بجنبید!

00:43:29.880 --> 00:43:31.960
‫باربارا! بدو بیا!

00:43:47.100 --> 00:43:51.110
‫اسمش کاسرول مرغه

00:43:51.110 --> 00:43:54.280
‫همه‌ی دخترهای جنوبی باید
‫طرز پخت‌ش رو بلد باشن

00:43:54.280 --> 00:43:55.990
‫- دیگه چی توشه به غیر از...
‫- مرغ؟

00:43:57.070 --> 00:43:59.410
‫بیسکوئیت.
‫مزه‌ی اصلیش با بیسکوئیته

00:43:59.410 --> 00:44:00.700
‫بیسکوئیت؟

00:44:00.700 --> 00:44:02.120
‫خوشمزه‌ست

00:44:02.120 --> 00:44:04.540
‫پس واجب شد بعداً برام درست‌ش کنی

00:44:04.540 --> 00:44:06.410
‫باعث افتخاره

00:44:07.160 --> 00:44:08.790
‫کاسرول‌های مامانم بهترین بود

00:44:08.790 --> 00:44:11.290
‫همیشه خودش که درست می‌کرد،
‫مزه‌ش فرق داشت

00:44:11.290 --> 00:44:13.800
‫- یه جورایی ویژه بود
‫- چرا میگی «بود»؟

00:44:15.260 --> 00:44:18.260
‫- چون پارسال فوت کرد
‫- خیلی متأسفم، کارولاین

00:44:19.590 --> 00:44:22.220
‫می‌دونستم مریضه ولی...

00:44:24.720 --> 00:44:26.560
‫نتونستم برای خداحافظی برسم

00:44:27.270 --> 00:44:31.020
‫همیشه پیش خودم می‌گفتم این بیماری
‫از پا درش میاره و همینطوری هم شد

00:44:31.020 --> 00:44:33.110
‫سریع گذشت اما...

00:44:36.190 --> 00:44:40.200
‫نمی‌دونم واقعاً با خودم روراستم یا نه...

00:44:41.570 --> 00:44:43.990
‫حس می‌کنم می‌ترسیدم ببینمش که...

00:44:46.120 --> 00:44:47.540
‫از بین رفته

00:44:52.710 --> 00:44:56.250
‫خب، دیگه فکر کنم
‫قرارمون رو به فنا دادم

00:44:56.250 --> 00:44:59.340
‫نه، نه، نه. نه، ابداً

00:45:00.260 --> 00:45:03.890
‫پدرت چی؟
‫هنوز توی کارولینای جنوبیه؟

00:45:03.890 --> 00:45:08.390
‫نه، چند سال پیش فوت کرده بود.
‫ولی تونستم با ابراهیم پیر خداحافظی کنم

00:45:08.390 --> 00:45:11.480
‫- نه که خیلی هم از خداحافظی خوشش می‌اومد
‫- ابراهیم

00:45:11.480 --> 00:45:13.860
‫بله، بابام بود

00:45:13.860 --> 00:45:16.150
‫اسم عبری خودمه

00:45:16.150 --> 00:45:18.070
‫یهودی هستی؟

00:45:23.160 --> 00:45:25.070
‫آم...

00:45:28.620 --> 00:45:30.620
‫خونواده‌م، آم...

00:45:33.370 --> 00:45:35.380
‫پدر و مادرم...

00:45:36.920 --> 00:45:40.760
‫- توی اروپان؟
‫- آره... لهستان‌ان

00:45:40.760 --> 00:45:44.220
‫تا جایی که من خبر دارم،
‫هنوز اونجان

00:45:45.930 --> 00:45:48.010
‫اکتبر 1939

00:45:48.930 --> 00:45:51.140
‫تاریخیه که آخرین نامه‌ی مادرم به دستم رسید

00:45:51.140 --> 00:45:54.440
‫- ای، آدی
‫- هر روز براشون نامه می‌نوشتم

00:45:55.310 --> 00:45:56.520
‫هر روز

00:45:58.190 --> 00:46:00.190
‫اما...

00:46:01.360 --> 00:46:03.700
‫پارسال خیلی سخت شد

00:46:04.990 --> 00:46:07.200
‫می‌ترسم فراموش‌شون کنم

00:46:07.950 --> 00:46:10.160
‫پدر و مادرم، خواهر و بردارهام

00:46:10.160 --> 00:46:12.660
‫یه خواهرزاده‌ی 6 ساله دارم
‫که اصلاً تا حالا ندیدمش

00:46:14.210 --> 00:46:16.420
‫حالا بگو ببینم کی قرارمون رو به فنا داده؟

00:46:17.500 --> 00:46:19.130
‫برام مهم نیست

00:46:21.130 --> 00:46:23.970
‫مخصوصاً اگه کسی باشه
‫که بتونی دستش رو بگیری

00:46:32.560 --> 00:46:34.310
‫- اسمش چیه؟
‫- خواهرزاده‌م؟

00:46:34.310 --> 00:46:36.020
‫فیلیسیا

00:46:36.020 --> 00:46:37.940
‫بقیه‌شون چی؟

00:46:37.940 --> 00:46:40.020
‫- کدوم یکی؟
‫- همه‌شون

00:46:40.440 --> 00:46:43.440
‫مامانت، بابات، خواهر و برادرهات

00:46:44.320 --> 00:46:45.950
‫یکمی ازشون تعریف کن

00:46:46.870 --> 00:46:48.490
‫معرفی‌شون کن

00:47:24.820 --> 00:47:25.820
‫فرمانده

00:47:25.820 --> 00:47:27.110
‫ایست

00:47:36.080 --> 00:47:37.080
‫بله، قربان

00:47:40.670 --> 00:47:44.670
‫جکوویچ، کوزیل، باسکو

00:47:47.800 --> 00:47:52.430
‫گردان سوم باز هم تفنگدار لازم داره.
‫برید پیششون روی تپه‌ی 569

00:47:52.430 --> 00:47:54.930
‫تپه‌ی 569. چشم، قربان

00:48:00.810 --> 00:48:02.650
‫حرکت کنید!

00:48:24.800 --> 00:48:26.420
‫- به نظرتون...
‫- هیس

00:48:31.800 --> 00:48:33.810
‫یاکوب

00:48:34.560 --> 00:48:36.560
‫- مطمئنی؟
‫- نه، اما خونواده‌ای...

00:48:36.560 --> 00:48:38.480
‫که با ما مخفی شده بودن
‫از یه منبع مورد اعتماد شنیدن

00:48:38.480 --> 00:48:40.560
‫که ارتش میهنی متلاشی شده

00:48:41.190 --> 00:48:43.520
‫- ظاهراً آلمانی‌ها پیروز شدن
‫- که یعنی اینجا وایسادن‌مون...

00:48:43.520 --> 00:48:45.570
‫- هم امن نیست
‫- فیلیسیا، باید برم پیشش

00:48:45.570 --> 00:48:47.490
‫میریم دنبال فیلیسیا،
‫برای گورسکی‌ها پول می‌بریم

00:48:47.490 --> 00:48:50.660
‫ولی باید یه سرپناهی برای موندن پیدا کنیم

00:48:50.660 --> 00:48:51.910
‫بعدش دیگه با ورشو کاری نداریم

00:48:51.910 --> 00:48:53.200
‫من و بلا سرپناه رو پیدا می‌کنیم

00:48:53.200 --> 00:48:56.660
‫- آدام، میشه لطفاً ببریش؟
‫- آره. میلا، ما فیلیسیا رو پیدا می‌کنیم

00:48:56.660 --> 00:48:59.160
‫گورسکی‌ها دیگه هیچ پولی ندارن

00:48:59.160 --> 00:49:01.580
‫- جناب دن
‫- می‌خوای بری کراکوف؟

00:49:01.580 --> 00:49:03.290
‫- هالینا
‫- تنها راه چاره‌مونه

00:49:03.290 --> 00:49:05.920
‫بعدشم مطمئنم
‫دست رد به سینه‌م نمی‌زنه

00:49:05.920 --> 00:49:07.840
‫- با قطار میرم
‫- امنیت داره؟

00:49:10.260 --> 00:49:15.470
‫قرارمون فردا دقیقاً همینجا.
‫سر همین ساعت اینجا باشید، خب؟

00:49:18.890 --> 00:49:20.890
‫دوستت دارم

00:49:33.320 --> 00:49:34.320
‫آدی

00:49:34.700 --> 00:49:36.700
‫میشه با پیانوت بزنم؟

00:49:38.040 --> 00:49:40.870
‫البته

00:49:44.880 --> 00:49:47.590
‫بجنبید!

00:49:57.680 --> 00:50:00.180
‫بجنبید، یالا!

00:50:57.893 --> 00:51:02.188
‫« لالاییِ فیلیسیا »

00:51:22.600 --> 00:51:23.600
‫بیا

00:51:26.350 --> 00:51:28.560
‫ایستگاه بعدی کراکوف!

00:51:50.340 --> 00:51:51.750
‫نه!

00:52:37.050 --> 00:52:38.340
‫اونجان

00:52:55.070 --> 00:52:57.070
‫ففه! ففه

00:52:57.400 --> 00:52:58.610
‫من اینجام

00:52:58.900 --> 00:53:01.530
‫من اینجام، من پیشتم، من اینجام.
‫چیزی نیست، من پیشتم

00:53:01.530 --> 00:53:03.030
‫مامانی؟

00:53:03.830 --> 00:53:06.830
‫- حالت خوبه؟
‫- باید یه دکتر پیدا کنیم

00:53:06.830 --> 00:53:07.950
‫ففه!

00:53:12.250 --> 00:53:16.460
‫اشتباه گرفتید.
‫من هالینا بژوزام

00:53:17.050 --> 00:53:18.670
‫من یهودی نیستم

00:53:56.030 --> 00:54:25.030
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.