﻿WEBVTT

00:00:05.000 --> 00:00:16.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:22.000 --> 00:00:29.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:00:53.380 --> 00:00:55.220
‫نمیشه به این کارمون ادامه بدیم.

00:00:57.180 --> 00:00:59.640
‫یادت باشه که اول تو زنگ زدی
‫بعدش من زدم.

00:00:59.640 --> 00:01:02.810
‫می‌دونم اما از یه هفته هم گذشته و...

00:01:03.850 --> 00:01:06.440
‫نمی‌تونم.
‫من همچین آدمی نیستم.

00:01:07.600 --> 00:01:08.770
‫چه خوش موقع گفتی.

00:01:08.770 --> 00:01:09.860
‫چرا؟

00:01:11.190 --> 00:01:15.740
‫چون می‌تونستی قبل این که بیای خونه‌م و
‫من رو بیاری این پارکینگ کوفتی تا بکنیم

00:01:15.740 --> 00:01:18.300
‫- این رو بهم بگی لوکاس!
‫- دارم از پیش کلارا میرم.

00:01:19.370 --> 00:01:20.700
‫دارم از پیش کلارا میرم.

00:01:25.160 --> 00:01:26.980
‫دیگه فقط خودمون دو نفریم، وال.

00:01:27.290 --> 00:01:28.830
‫همیشه خودمون دونفر بودیم.

00:01:30.380 --> 00:01:31.380
‫دوستت دارم.

00:01:41.850 --> 00:01:42.850
‫صبح‌بخیر.

00:01:43.520 --> 00:01:44.850
‫چه‌خبر؟
‫صبح‌بخیر.

00:01:45.350 --> 00:01:46.350
‫سلام.

00:01:47.230 --> 00:01:50.860
‫« واحد جنایی »
‫« فوری »

00:02:02.780 --> 00:02:05.040
<i>‫«فردا این رو روی صفحه اول منتشر می‌کنی،</i>

00:02:05.040 --> 00:02:08.080
<i>‫وگرنه تا روزی که نکنی
‫هرروز یه دختر رو می‌کشم.</i>

00:02:08.830 --> 00:02:12.460
<i>‫برای این که هویتم تایید شه
‫جسد آلما آلوارز</i>

00:02:12.460 --> 00:02:15.260
<i>‫توی ۲۷ کیلومتری بزرگراه تولوکا دفن کردم.</i>

00:02:16.510 --> 00:02:19.930
<i>‫اونجا نمرده.
‫مجبور شدم تو بیمارستان خوارز بکشمش.</i>

00:02:20.220 --> 00:02:22.700
<i>‫آلما یه ماه‌گرفتگی خوشگل
‫ روی ران سمت چپش داشت.</i>

00:02:22.700 --> 00:02:24.770
‫این جزئیات تاحالا منتشر نشدن.»

00:02:24.770 --> 00:02:26.780
‫بررسیش کن.
‫همین حالا زنگ بزن پزشکی قانونی.

00:02:26.780 --> 00:02:31.190
‫«خطاب به تمامی زنان شهر،
‫من مرگ شما هستم.

00:02:33.190 --> 00:02:36.050
<i>‫ورود من غیرمنتظره و
‫با این‌حال دقیقـه.</i>

00:02:37.070 --> 00:02:41.280
‫پلیس چیزی جز دروغ به شما نگفته، برای همین
‫ تصمیم گرفتم مستقیماً باهاتون صحبت کنم.

00:02:43.530 --> 00:02:44.700
‫من شکارچی مارهام.

00:02:46.120 --> 00:02:47.330
<i>‫تنهایی شکارشون می‌کنم.</i>

00:02:48.040 --> 00:02:51.710
‫توی خیابون‌ها قدم می‌زنم و
‫قطب‌نمایی دستمـه که هدایتم می‌کنـه،

00:02:52.630 --> 00:02:55.960
‫کمکم می‌کنـه انتخاب کنم.
‫من رو به شما می‌رسونـه.

00:02:55.960 --> 00:02:59.260
‫با احتیاط قدم بردارید
‫چون وقتی توی چشم‌های همدیگه نگاه کنیم،

00:03:00.340 --> 00:03:03.040
‫حتی اگه برای یک ثانیه هم باشه،
.زنده نمی‌مونین

00:03:03.970 --> 00:03:05.140
‫به‌زودی می‌بینم‌تون.»

00:03:05.720 --> 00:03:08.600
‫امضا شده توسط «لخت‌کن تلالپانی»، ۱۶۹.

00:03:09.310 --> 00:03:10.690
‫- بررسیش کن.
‫- بله قربان.

00:03:10.690 --> 00:03:12.100
‫تایید شد رئیس.

00:03:12.100 --> 00:03:13.650
‫- زنگ بزنم چاپخونه؟
‫- بزن.

00:03:13.650 --> 00:03:15.020
‫نمی‌تونیم منتشرش کنیم.

00:03:15.020 --> 00:03:18.490
‫- واسه چی؟‌ خبره دیگه.
‫- نمیشه که از یه دیوونه دستور بگیریم.

00:03:18.490 --> 00:03:19.860
‫خفه شو.

00:03:19.860 --> 00:03:21.520
‫- رئیس،‌ خواهش می‌کنم.
‫- لوکاس، لوکاس.

00:03:21.520 --> 00:03:23.030
‫- خواهش می‌کنم!
‫- لوکاس!

00:03:23.030 --> 00:03:26.160
‫گوش کن.
‫اگه منتشرش نکنیم

00:03:26.160 --> 00:03:29.040
‫تو دلیلش رو به
‫پدر مادر قربانی‌های بعدی توضیح میدی؟

00:03:30.040 --> 00:03:31.040
‫زنگ بزن چاپ‌خونه.

00:03:32.500 --> 00:03:34.500
‫وحشت به جون زن‌ها می‌افته.

00:03:36.960 --> 00:03:38.300
‫شاید باید بیفته.

00:03:45.020 --> 00:03:47.940
‫« زنان آبی‌پوش »

00:04:46.030 --> 00:04:48.450
‫« سخنان لخت‌کن »

00:04:59.840 --> 00:05:01.590
‫لازم نیست دوبار در بزنی.
‫بیا تو.

00:05:01.590 --> 00:05:02.670
‫بیدار شدن؟

00:05:03.170 --> 00:05:04.170
‫- نه هنوز.
‫- باشه.

00:05:04.880 --> 00:05:05.880
‫سلام.

00:05:08.260 --> 00:05:09.930
‫- بریم.
‫- آروم.

00:05:15.890 --> 00:05:17.270
‫یه ثانیه دیگه میام پایین.

00:05:18.440 --> 00:05:20.900
‫نمی‌دونم تا کی می‌تونیم
‫به این کار ادامه بدیم.

00:05:22.480 --> 00:05:23.900
‫بچه‌ها می‌فهمن.

00:05:23.900 --> 00:05:25.030
‫آره.

00:05:25.900 --> 00:05:28.530
‫معلومـه که می‌فهمن.
‫گاو که نیستن.

00:05:30.720 --> 00:05:33.160
‫- بذار برگردم.
‫- نه. دیگه از تظاهر کردن خسته شدم.

00:05:33.160 --> 00:05:35.000
‫من هم همینطور.

00:05:36.170 --> 00:05:38.250
‫- مامان، مینی‌بوس اومده.
‫- اومدم.

00:05:38.250 --> 00:05:40.630
‫نه.
‫خودم میرم.

00:05:41.840 --> 00:05:43.090
‫- تو همینجا بمون.
‫- باشه.

00:05:43.090 --> 00:05:45.590
‫یادت نره فردا بری مدرسه‌ی الکس.

00:05:45.590 --> 00:05:47.050
‫جلسه مدرسه الکس فردا بود؟

00:05:47.050 --> 00:05:50.300
‫آره فردا بود.
‫هفته پیش بهت گفت، هفته‌ی قبلش هم گفت.

00:05:50.300 --> 00:05:54.390
‫آخه این هفته ارباب رجوع‌هام میان شهر.

00:05:56.140 --> 00:05:58.850
‫فقط همین هفته.
‫فردا هم میرن و باید پیش‌شون باشم.

00:05:59.810 --> 00:06:02.020
‫همه‌ی باباها میان.

00:06:02.020 --> 00:06:04.530
‫- بابا، مینی‌بوس رفتش‌ها.
‫- اومدم.

00:06:05.030 --> 00:06:06.820
‫خیلی احمقم.

00:06:07.610 --> 00:06:08.860
‫- تقصیر خودمـه.
‫- <i>و حالا،</i>

00:06:08.860 --> 00:06:11.030
‫- <i>...مردی که موضوعِ</i>
‫- دوستت دارم.

00:06:11.030 --> 00:06:13.120
<i>‫صحبت‌ِ بیشترین حرف‌های خونه‌هاس.</i>

00:06:13.120 --> 00:06:14.200
‫- فعلاً
‫- <i>در خدمت‌‌ِ،</i>

00:06:14.200 --> 00:06:17.540
<i>‫مهمان ویژه‌مون،
‫جناب آقای خاکوبو زابلودوفسکی هستیم.</i>

00:06:17.540 --> 00:06:21.840
<i>‫مهمان برنامه‌ی امروزمون،
‫آقای گرگوریو کادناس از زندان لکومبری هستن.</i>

00:06:21.840 --> 00:06:26.010
<i>‫آقای گرگوریو، ممنون که قبول کردین
‫ امروز صبح با ما دیدار کنین.</i>

00:06:26.320 --> 00:06:28.660
‫لطفاً گویو صدام کنین.

00:06:28.660 --> 00:06:33.180
‫توی کتاب‌تون بارها
‫به وحشت این زندان اشاره کردین.

00:06:33.180 --> 00:06:36.640
‫من سی ساله که اینجام

00:06:37.680 --> 00:06:41.560
‫چون نظر پلیس این بوده که
‫من یه حیوون بودم

00:06:42.190 --> 00:06:45.150
.و حقم بوده تا ابد زندانی شم

00:06:45.730 --> 00:06:50.240
‫تیکه‌های زیادی از خبرهای روزنامه‌ها
‫ درمورد «لخت‌کن» رو پشت سرتون می‌بینم.

00:06:50.240 --> 00:06:52.740
‫فکر نمی‌کنین که «لخت‌کن» یه حیوان باشه؟

00:06:52.740 --> 00:06:53.830
‫نه.

00:06:53.830 --> 00:06:57.120
<i>‫حیوانات دلیلی برای کارهاشون ندارن.</i>

00:06:57.660 --> 00:07:02.080
<i>‫انگیزه‌ی احساسی ندارن.</i>

00:07:02.080 --> 00:07:07.340
<i>‫آقای گویو، حالا که صحبت از انگیزه شد،
‫به‌نظرتون عدد ۱۶۹چه معنایی داره؟</i>

00:07:07.340 --> 00:07:10.220
<i>‫پلیس ادعا می‌کنـه که یه سمبل شیطانیـه.</i>

00:07:10.220 --> 00:07:11.720
<i>‫به هیچ‌وجه.</i>

00:07:11.720 --> 00:07:15.140
<i>‫طبق معمول اشتباه می‌کنن.</i>

00:07:15.720 --> 00:07:19.940
<i>‫تخصص همیشگی پلیس‌ها این بوده که</i>

00:07:19.940 --> 00:07:22.900
<i>‫مردم این کشور رو دست کم بگیرن.</i>

00:07:23.690 --> 00:07:27.780
‫وقتی درمورد هیولاها صحبت می‌کنن
‫درواقع یه تصویر ایجاد می‌کنن

00:07:29.570 --> 00:07:35.160
‫و مردم هم انتظار دارن که یه آدم ۲‌متری

00:07:36.240 --> 00:07:39.660
‫با دندون‌های نیش گنده و پنجه ببینن.

00:07:39.660 --> 00:07:43.420
‫درحالی که قاتل اصلی تو دل مردمـه.

00:07:43.420 --> 00:07:47.840
‫کسی که هیچ فرقی با من و شما نداره.

00:07:47.840 --> 00:07:51.010
<i>‫کسی که نادیده گرفته میشه.
‫نامرئیـه.</i>

00:07:51.850 --> 00:07:55.000
‫« اشعار »

00:07:58.890 --> 00:08:01.640
‫« هجویه‌ی فلسفی »

00:08:03.730 --> 00:08:06.230
‫فکر می‌کنم شیشه‌گری می‌کرده.

00:08:06.230 --> 00:08:08.440
‫- تندیس‌های کوچیک می‌ساخته.
‫- جداً؟

00:08:10.320 --> 00:08:11.860
‫شما کی هستین؟
‫نمی‌شناسم‌تون.

00:08:11.860 --> 00:08:14.070
‫ایشون مارتین هستن،
‫همسایه‌مون.

00:08:14.910 --> 00:08:16.070
‫ماریو هستم.

00:08:16.070 --> 00:08:21.410
‫ماریا لطف کردن و پیشنهاد دادن تا
‫اجاق‌ گازمون رو تعمیر کنن.

00:08:21.410 --> 00:08:23.620
‫باعث افتخاره که بهتون کمک کنم.

00:08:23.620 --> 00:08:27.710
‫تعمیرکاره گفت که ۲۵۰ پزو پولش میشه.
‫به همون اندازه می‌تونم بهتون بدم.

00:08:27.710 --> 00:08:30.800
‫نه عزیزم.
‫پول دادن به ایشون توهین حساب میشه.

00:08:30.800 --> 00:08:33.510
‫بذار به‌جاش برای شام ببرتت بیرون.

00:08:34.590 --> 00:08:38.180
‫در این صورت برای تعمیر اجاق
‫پول هم از دست میده و

00:08:38.180 --> 00:08:41.060
‫و رستوران سود می‌کنـه.

00:08:41.060 --> 00:08:42.600
‫این اصلاً منطقی نیست.

00:08:43.140 --> 00:08:47.110
‫خیلی وقته که سر قراری نرفته...
‫آخرین بارش رو یادم نیست.

00:08:47.110 --> 00:08:48.860
‫تاحالا نرفتم.

00:08:49.650 --> 00:08:51.190
‫تاحالا سر قراری نرفتم.

00:08:51.190 --> 00:08:53.200
‫پس خوشحال میشم که با من بیاین.

00:08:53.740 --> 00:08:54.820
‫خوشحال میشه.

00:08:59.910 --> 00:09:01.250
‫نه، ممنون.

00:09:02.160 --> 00:09:03.160
‫خداحافظ.

00:09:10.500 --> 00:09:13.130
<i>‫خبرنگاران گرامی،
‫چی می‌تونم بهتون بگم؟</i>

00:09:14.510 --> 00:09:18.390
‫منتشر کردن این نامه
‫عملی غیرمسئولانه بوده.

00:09:18.390 --> 00:09:22.270
و تنها دستاورد لوکاس اوترو

00:09:22.270 --> 00:09:24.600
.جلب توجهات به این حیوان بوده

00:09:24.600 --> 00:09:26.140
‫اما مطمئن باشین که

00:09:26.850 --> 00:09:28.560
‫کارآگاه هررا

00:09:29.770 --> 00:09:34.240
‫«لخت‌کن» رو پیدا می‌کنـه و
‫اون رو به سزای اعمالش می‌رسونـه.

00:09:35.700 --> 00:09:38.410
‫بنده هم به مانند همه‌ی هم‌میهنان‌مون

00:09:38.950 --> 00:09:42.540
‫به شما اعتماد کامل دارم که
‫این کار رو می‌کنین، جناب کارآگاه.

00:09:43.160 --> 00:09:44.370
‫بفرمایین.

00:09:45.330 --> 00:09:48.500
‫قتل‌ زن‌ها بیشتر شده، کارآگاه هررا!

00:09:49.130 --> 00:09:52.590
‫اسکوبدوی عوضی داره خودش رو
‫ از پرونده کنار می‌کشـه ‫و

00:09:53.170 --> 00:09:55.220
.تو رو قربانی می‌کنـه

00:09:55.880 --> 00:09:58.760
‫تو هم وایسادی سر جات و
‫هیچ‌کاری نمی‌کنی

00:09:58.760 --> 00:10:01.740
‫هرکاری که از دستم برمیاد رو
‫ انجام میدم جناب فرمانده.

00:10:02.010 --> 00:10:03.890
‫صدات رو برای من بلند می‌کنی؟

00:10:07.730 --> 00:10:08.730
‫نه قربان.

00:10:11.190 --> 00:10:12.190
‫معذرت می‌خوام.

00:10:16.650 --> 00:10:19.070
‫فشار رو اینجات حس می‌کنی، آره؟

00:10:21.160 --> 00:10:22.160
‫بله.

00:10:22.950 --> 00:10:26.250
‫یه نفر اون بیرون هست که
‫از یه چیزی خبر داره.

00:10:28.290 --> 00:10:30.290
‫می‌دونی چرا حرف نمی‌زنن؟

00:10:33.630 --> 00:10:37.220
‫چون کل شهر از «لخت‌کن» می‌ترسـه.

00:10:37.720 --> 00:10:40.340
‫می‌خوای دهن اون یه نفر رو باز کنی؟

00:10:41.720 --> 00:10:45.600
‫یه کاری کن بیشتر از تو بترسن تا اون.

00:10:46.730 --> 00:10:47.730
‫نه.

00:10:52.440 --> 00:10:54.900
‫با کمال احترامی که براتون قائلم قربان

00:10:54.900 --> 00:10:56.990
‫باید بگم که دوره زمونه عوض شده.

00:10:56.990 --> 00:10:58.860
‫«با کمال احترام» بره به درک.

00:10:58.860 --> 00:11:03.780
‫این کسشر رو به دخترهایی بگو که
.راه‌شون به اون مادرقحبه افتاده

00:11:03.780 --> 00:11:05.120
‫برو بهشون بگو!

00:11:07.960 --> 00:11:10.120
‫کمک من رو می‌خوای یا نه؟

00:11:11.920 --> 00:11:15.050
‫من تمام شب کتاب مقدس رو خوندم اما
‫با عقل جور در نمیاد.

00:11:15.050 --> 00:11:17.630
‫مردم هرروز به اسم دین آدم می‌کشن.

00:11:17.630 --> 00:11:19.130
‫لازم نیست با عقل جور در بیاد.

00:11:19.130 --> 00:11:20.840
‫- پاهات رو بنداز پایین.
‫- خودم می‌دونم.

00:11:20.840 --> 00:11:22.550
‫اما اون آیه با عقل جور در نمیاد.

00:11:23.050 --> 00:11:24.810
‫قربانی‌های «لخت‌کن» با هیچ‌کدوم از

00:11:24.810 --> 00:11:28.240
‫گروه‌هایی که توی اول قرنتیان، فصل ۶،
‫ آیه ۹ بهشون اشاره شده، هم‌خونی ندارن.

00:11:28.240 --> 00:11:31.060
‫پلیس‌ها از این تعبیر
‫به نفع خودشون استفاده می‌کنن.

00:11:31.060 --> 00:11:32.440
‫همین که والنتیا میگه.

00:11:32.440 --> 00:11:33.860
‫پشمام.

00:11:33.860 --> 00:11:36.480
‫کتاب مقدس به اَشکال زیادی تعبیر شده

00:11:36.480 --> 00:11:38.650
‫تا همه نوع خشونتی رو توجیه کنـه

00:11:38.650 --> 00:11:40.360
‫اما با این هم‌خونی نداره.

00:11:40.360 --> 00:11:44.320
‫خب اگه از کتاب مقدس نیست
‫پس ۱۶۹ چه معنایی داره؟

00:11:44.320 --> 00:11:47.080
‫نمی‌دونم.
‫شاید یه پیغامـه.

00:11:47.080 --> 00:11:48.870
‫چیزی که می‌خواد ما متوجهش بشیم.

00:11:49.800 --> 00:11:51.480
‫پاهات رو بنداز پایین.

00:11:54.080 --> 00:11:55.420
‫براتون بی‌سیم آوردم.

00:11:57.000 --> 00:12:00.720
‫- بذار ببینم.
‫- لطفاً کدهاتون رو حفظ کنین.

00:12:02.220 --> 00:12:03.550
‫و یادتون باشه که

00:12:05.100 --> 00:12:08.220
‫فقط برای استفاده‌های رسیمـه.

00:12:08.900 --> 00:12:10.810
‫باورم نمیشه مردهای طبقه بالا

00:12:10.810 --> 00:12:13.940
‫بالاخره یه چیزی به جز
‫اون سوت‌های کوفتی بهمون دادن.

00:12:14.480 --> 00:12:16.940
‫تفنگ که نمیشن ولی برای شروع خوبـه.

00:12:16.940 --> 00:12:18.440
‫- درستـه.
‫- چی عوض شده؟

00:12:18.440 --> 00:12:20.110
‫چرا بالاخره قبول کردن؟

00:12:20.110 --> 00:12:23.990
‫راستش اونا چیزی نمی‌دونن

00:12:24.620 --> 00:12:27.040
‫اما شما باید بتونین ارتباط برقرار کنین.

00:12:27.410 --> 00:12:30.910
‫تقاضای بخشش هم از تقاضای اجازه بهتره.

00:12:32.160 --> 00:12:34.960
‫پس نگران‌مونین.
‫چه مهربون.

00:12:41.670 --> 00:12:43.590
‫نمی‌ذاری که برگرده؟

00:12:44.130 --> 00:12:46.550
‫نه اما به این سادگی‌ها نیست.

00:12:47.550 --> 00:12:50.430
‫از اونجا که من دارم می‌بینم
‫انگار به همین سادگی‌هاست.

00:12:50.430 --> 00:12:54.100
‫نظرت چیـه درمورد لوکاس حرف بزنی؟
‫حالش چطوره؟ هنوز با کلاراس؟

00:12:54.850 --> 00:12:57.770
‫راستش امشب می‌خواد بیرونش کنـه.

00:12:58.820 --> 00:13:00.110
‫مبارکـه، برنده شدی.

00:13:01.860 --> 00:13:03.570
‫چرا نمی‌تونی برام خوشحال باشی؟

00:13:03.570 --> 00:13:06.260
‫اگه نمی‌دونستم آخرش چی میشـه
‫خوشحال هم می‌شدم.

00:13:06.260 --> 00:13:08.913
ازش خسته میشی،
‫اون هم آسیب می‌بینـه.

00:13:11.410 --> 00:13:12.870
‫اون دوست الخاندرو نیست؟

00:13:14.410 --> 00:13:16.120
‫- خرونیمو.
‫- ماریا.

00:13:16.120 --> 00:13:17.380
‫شما کجا، اینجا کجا؟

00:13:18.670 --> 00:13:20.800
‫- یه دقیقه وقت داری؟
‫- حتماً.

00:13:21.630 --> 00:13:23.380
‫- تو برو، من میام.
‫- باشه.

00:13:24.880 --> 00:13:26.130
‫بیا لطفاً.

00:13:30.850 --> 00:13:32.100
‫همه‌چی مرتبـه.

00:13:33.430 --> 00:13:34.770
‫نه.

00:13:34.770 --> 00:13:36.520
‫نه راستش.
‫نمی‌خواستم بیام

00:13:36.520 --> 00:13:39.610
‫اما گفتم بهتره بدونی چه اتفاقی داره میفته.

00:13:40.440 --> 00:13:41.730
‫مگه چیشده؟

00:13:42.650 --> 00:13:43.690
‫الخاندرو رو دیدم.

00:13:44.190 --> 00:13:47.030
‫سر کار تمرکز نداره،
‫حرف نمی‌زنـه،

00:13:47.030 --> 00:13:50.410
‫تو هتل زندگی می‌کنـه.
‫به‌خدا دلش برات تنگ شده.

00:13:50.410 --> 00:13:52.790
‫ببخشید خرونیمو،
‫اما الان وقت واسه این کار ندارم.

00:13:52.790 --> 00:13:54.160
‫کار دارم.
‫ببخشید.

00:13:54.160 --> 00:13:55.250
‫گوش کن.

00:13:57.670 --> 00:14:01.130
‫نمی‌خواد اقدام قانونی‌ای بکنـه
‫اما دستش بازه.

00:14:01.880 --> 00:14:03.050
‫منظورت چیـه؟

00:14:04.630 --> 00:14:06.640
‫- این چیـه؟
‫- پیش‌نویسی از یه حکم قانونی ‫که

00:14:06.640 --> 00:14:10.600
 تو رو مجبور می‌کنـه از
‫کارت استعفا بدی و برگردی خونه.

00:14:11.430 --> 00:14:12.510
‫چی؟

00:14:12.510 --> 00:14:14.310
‫وقتی که شغل زن

00:14:15.060 --> 00:14:17.810
‫به اخلاق‌مداریِ ساختار خانواده
‫ آسیب برسونـه

00:14:18.300 --> 00:14:23.320
‫قانون واضحاً اعلام می‌کنـه که شوهر می‌تونه
‫همسرش رو مجبور کنـه از کارش استعفا بده.

00:14:24.530 --> 00:14:26.990
‫دادگاه‌های کشور طرف اون رو می‌گیرن.

00:14:26.990 --> 00:14:29.530
‫- نمی‌تونه این کار رو بکنه.
‫- اون می‌تونـه، تو نمی‌تونی.

00:14:31.030 --> 00:14:32.300
‫من که بدت رو نمی‌خوام.

00:14:32.300 --> 00:14:34.060
‫هیشکی نمی‌خواد کار به اینجا بکشه.

00:14:34.750 --> 00:14:38.370
‫اما باید به خودت بیای.
‫اوضاع از کنترل خارج شده.

00:14:38.960 --> 00:14:40.460
‫این دیگه چه کسشریـه؟

00:14:40.460 --> 00:14:41.880
‫می‌تونی ردش کنی.

00:14:42.420 --> 00:14:45.800
‫پلیس بودن آسیبی به
‫ اصول اخلاقی ساختار خانواده نمی‌زنـه.

00:14:46.420 --> 00:14:49.300
‫انگار آسیب رسوندن یا
‫نرسوندنش اهمیتی نداره.

00:14:49.840 --> 00:14:51.600
‫هرچی که شوهر بگه، همونـه.

00:14:52.680 --> 00:14:56.140
‫طبق قانون مدنی، ماده‌ی ۱۶۹...

00:14:59.190 --> 00:15:00.600
‫- یا خدا!
‫- چیـه؟

00:15:01.270 --> 00:15:02.270
‫چیـه؟

00:15:03.730 --> 00:15:07.110
‫ماده ۱۶۹از قانون مدنی.

00:15:07.650 --> 00:15:10.280
‫خب چی میگه؟
‫کجاس؟

00:15:10.820 --> 00:15:14.450
‫«شوهر می‌تواند
‫ با کار کردن همسرش مخالفت کند.»

00:15:14.990 --> 00:15:16.160
‫امکان نداره.

00:15:16.160 --> 00:15:17.620
‫امکان نداره اتفاقی باشه.

00:15:17.620 --> 00:15:20.920
‫اتفاقات تصادفی، ارتباط‌هایی هستن که
‫هنوز دیده نشدن.

00:15:20.920 --> 00:15:22.630
‫پس این «لخت‌کن» چی می‌خواد؟

00:15:23.170 --> 00:15:25.720
‫شاید می‌خواد قربانی‌هاش رو مجازات کنه.

00:15:25.960 --> 00:15:27.590
‫همه‌شون شاغل بودن.

00:15:28.300 --> 00:15:30.180
‫اما هیچ‌کدوم‌شون شوهر نداشتن.

00:15:30.720 --> 00:15:32.550
‫برای همینـه که مجازات‌شون می‌کنـه.

00:15:33.260 --> 00:15:35.220
‫۱۶۹ ربطی به دین نداره.

00:15:36.640 --> 00:15:38.480
‫اما چرا زن‌های شاغل رو کشته؟

00:15:42.690 --> 00:15:44.270
‫منظورت چیـه که مُرده؟

00:15:44.270 --> 00:15:46.820
‫وقتی پیداش کردن، تو یخچال خونه‌ش
‫دستاش رو بسته بودن.

00:15:46.820 --> 00:15:48.640
‫امکان نداره.

00:15:49.400 --> 00:15:53.910
‫اسم‌های مستعار زیادی داشت.
‫آندرس لوپز، دامیان ازیخا.

00:15:54.950 --> 00:15:56.660
‫اسم ادواردو سوارز برات آشنا نیس؟

00:15:57.160 --> 00:15:58.330
‫چرا، لالو سوارز هم بود.

00:15:58.870 --> 00:16:00.040
‫جداً؟

00:16:01.420 --> 00:16:03.420
‫هیچ چیزیش عجیب نبود.

00:16:04.500 --> 00:16:08.010
‫جلب توجه نمی‌کرد.
‫کارش هم خیلی خوب بود.

00:16:10.420 --> 00:16:15.430
‫البته چندبار که داشت یواشکی
‫ از در پشتی می‌رفت بیرون مچش رو گرفتم...

00:16:17.060 --> 00:16:19.810
‫اما خب با خانمش بود.

00:16:20.980 --> 00:16:21.980
‫که اینطور.

00:16:22.730 --> 00:16:25.110
‫زنش اینجا کار می‌کنـه؟
‫میشه باهاش حرف بزنم؟

00:16:25.110 --> 00:16:26.400
‫قبلاً کار می‌کرد.

00:16:26.980 --> 00:16:30.150
‫به گمونم عشق‌شون واقعی بود چون
.جفت‌شون با هم از اینجا رفتن

00:16:32.570 --> 00:16:35.570
احیاناً پرونده‌ش رو نداری؟

00:16:36.070 --> 00:16:37.990
چرا، همینجاس رئیس

00:16:38.830 --> 00:16:40.160
‫اما محرمانه‌س.

00:16:40.660 --> 00:16:42.210
‫چقدر محرمانه‌س؟

00:16:48.250 --> 00:16:52.050
‫این قربانی دوم بوده.
‫آرانتزا روئیز، مهماندار.

00:16:53.430 --> 00:16:55.260
‫پیلار والدز، پرستار.

00:16:56.550 --> 00:16:58.600
‫لوسی مارتینز، خیاط.

00:16:59.720 --> 00:17:02.980
‫نورا منندز، نظافت‌چی.

00:17:04.850 --> 00:17:06.850
‫پائولا ماچادو، پیش‌خدمت.

00:17:08.190 --> 00:17:11.320
‫و آلما آلوارز،
‫کارمند کفش‌فروشی.

00:17:11.940 --> 00:17:14.780
‫همه‌شون شاغل بودن و
‫لباس فرم تن‌شون می‌کردن.

00:17:16.860 --> 00:17:21.580
‫فکر می‌کنیم لباس‌فرم‌هاشون رو واسه این
‫نگه می‌داره که چون براش معنایی داره.

00:17:22.790 --> 00:17:24.330
‫نظریه‌ی بدی نیست.

00:17:24.920 --> 00:17:29.500
‫پرونده‌هایی بوده که توش قاتل
‫متعلقات قربانی‌هاش رو نگه داشته.

00:17:29.500 --> 00:17:31.090
‫مثل یه چور غنیمت.

00:17:31.630 --> 00:17:32.710
‫دقیقاً.

00:17:32.710 --> 00:17:36.050
‫طبق قوانی، باید به نفع مردم عمل کنیم.

00:17:37.010 --> 00:17:38.350
‫باید به مردم اطلاع بدیم.

00:17:38.890 --> 00:17:41.350
‫نباید تو خیابون‌ها وحشت به پا کنیم.

00:17:41.350 --> 00:17:43.920
‫همین الانش هم توی خیابون‌ها
‫وحشت هست قربان.

00:17:45.350 --> 00:17:48.660
‫وقتی که به «لخت‌کن»
‫درموردِ ماشینش با سقف سفید اطلاع دادین،

00:17:48.660 --> 00:17:50.720
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:17:52.360 --> 00:17:53.360
‫دقیقاً.

00:17:53.860 --> 00:17:55.900
‫درست روبروی اداره‌ی پلیس آتیشش زدن و

00:17:55.900 --> 00:17:59.060
‫تنها سرنخی که ازش داشتیم رو از دست دادیم.

00:18:01.870 --> 00:18:03.960
‫بهتره دیگه همچین سرنخی رو از دست ندیم.

00:18:09.330 --> 00:18:10.840
‫حق با سروانـه.

00:18:10.840 --> 00:18:14.050
‫تا به اطلاعات بیشتری نرسیدیم
‫نباید پخشش کنیم.

00:18:14.550 --> 00:18:15.880
‫پس یعنی هیچ کاری نکنیم؟

00:18:16.630 --> 00:18:19.970
‫زن‌های زیادی با لباس فرم هستن که
‫ممکنه قربانی بشن.

00:18:20.510 --> 00:18:21.680
‫مثل خودمون.

00:18:22.890 --> 00:18:25.020
‫ما هم لباس فرم داریم.

00:18:31.520 --> 00:18:34.280
‫« خاطرات سلول ۲۳ »
‫« ان‌جی کادناس »

00:18:40.160 --> 00:18:41.910
‫چی می‌خونی؟
‫بذار ببینم.

00:18:45.000 --> 00:18:46.710
‫گویو کادناس درست میگه.

00:18:47.330 --> 00:18:48.370
‫چی رو؟

00:18:48.370 --> 00:18:51.540
‫تو یه مصاحبه گفت که ۱۶۹ شیطانی نیست.

00:18:51.540 --> 00:18:56.300
‫گویو کادناس چهارتا زن رو کشته و
‫توی حیاط خونه‌ش دفن کرده، ماریا.

00:18:57.300 --> 00:19:00.470
‫فکر نمی‌کنم کسی باشه که
‫باید ازش مشاوره بگیری.

00:19:02.390 --> 00:19:04.600
‫اگه کمک‌مون کنه «لخت‌کن» رو پیدا کنیم چی؟

00:19:08.060 --> 00:19:09.060
‫چطوری؟

00:19:13.070 --> 00:19:16.280
<i>‫باید به لوکاس بگی که
‫برام مجوز روزنامه‌نگاری جور کنـه.</i>

00:19:22.870 --> 00:19:25.910
‫نمی‌فهمم چرا کسی باید دلش بخواد
‫با همچین مردی ملاقات کنـه.

00:19:25.910 --> 00:19:28.710
‫دارم یه مقاله
‫درمورد کتاب آقای کادناس می‌نویسم.

00:19:28.710 --> 00:19:32.170
‫موضوع بهتری برای کتاب نوشتن وجود نداره؟

00:19:32.880 --> 00:19:35.170
‫این چه وسواسیـه که زن‌ها دارن؟

00:19:35.820 --> 00:19:39.360
‫جذابیتی که اینجا توی زندان داره
‫از تموم مردای بیرون بیشتره.

00:19:41.050 --> 00:19:44.260
‫حتی زن‌های متاهل هم به دیدنش میان،
‫درست مثل خودت.

00:19:47.520 --> 00:19:48.850
‫بله.

00:19:48.850 --> 00:19:53.400
‫‌ملاقات‌های خبرنگاری ۵ دقیقه‌س.
‫ زمان‌تون که تموم شد، بهتون اطلاع میدم.

00:19:54.940 --> 00:19:55.940
‫ممنون.

00:20:15.920 --> 00:20:17.840
‫بعد از ظهرتون بخیر آقای کادناس.

00:20:19.170 --> 00:20:20.260
‫اسم من ماریاس.

00:20:21.300 --> 00:20:26.220
‫دارم روی یه گزارش درمورد «لخت‌کن»
‫برای روزنامه‌ی ایندیپندنسیا کار می‌کنم.

00:20:27.010 --> 00:20:28.350
‫چه‌جور گزارشی؟

00:20:31.060 --> 00:20:32.810
‫از اونجایی که وقت زیادی نداریم

00:20:32.810 --> 00:20:38.650
‫مایلم درمورد این صحبت کنیم که
‫چه‌چیزی یکی رو به ارتکاب جرمی وا می‌داره؟

00:20:39.780 --> 00:20:41.450
‫چندتا سوال یادداشت کردم.

00:20:53.000 --> 00:20:54.000
‫ماریا.

00:20:55.210 --> 00:20:57.000
‫چه اسم قشنگی.
‫ماریا.

00:20:58.340 --> 00:21:02.050
‫هردفعه که می‌شنومش،
‫یاد ماریا دلوس آنجلس گونزالز می‌افتم.

00:21:02.930 --> 00:21:04.640
‫اولین قربانی‌تون، درستـه؟

00:21:06.050 --> 00:21:10.390
‫تو این نوشته‌ی کوچیکت
‫سوالی درمورد اون پرسیدی؟

00:21:12.520 --> 00:21:13.850
‫نه.

00:21:13.850 --> 00:21:15.850
‫پس اولین اشتباهت همینـه.

00:21:16.940 --> 00:21:22.650
‫برای وارد شدن به ذهن یه هنرمند

00:21:23.740 --> 00:21:26.110
‫باید هنرش رو بشناسی.

00:21:27.200 --> 00:21:29.870
‫یعنی فکر می‌کنین که
‫«لخت‌کن تلالپانی» یه هنرمنده؟

00:21:31.830 --> 00:21:37.040
‫داری درمورد چیزی حرف می‌زنی که

00:21:38.090 --> 00:21:39.920
‫هیچی ازش نمی‌دونی، درستـه؟

00:21:42.130 --> 00:21:43.760
‫اگه من...

00:21:45.760 --> 00:21:47.430
‫همین لحظه...

00:21:50.560 --> 00:21:54.270
‫از این میز رد بشم و...

00:21:55.600 --> 00:22:00.230
‫بیام سمت تو،
‫می‌تونم تموم استخون‌های گردنت رو بشکونم.

00:22:05.360 --> 00:22:10.780
‫گفتین که پلیس درمورد
‫ انگیزه‌های «لخت‌کن» اشتباه می‌کرده.

00:22:10.780 --> 00:22:12.370
‫از کجا به این نتیجه رسیدین؟

00:22:14.250 --> 00:22:16.370
‫اگه احساس گناه نکنم، گناهکارم؟

00:22:17.330 --> 00:22:19.170
‫- بله.
‫- نه، من چنین نظری ندارم.

00:22:19.170 --> 00:22:20.380
‫سه دقیقه!

00:22:20.960 --> 00:22:22.420
‫حسودیت شده!

00:22:24.720 --> 00:22:28.550
‫بدش میاد که ملاقاتی دارم،
‫مخصوصاً ملاقاتی زن.

00:22:29.140 --> 00:22:30.890
‫من رو فقط واسه خودش می‌خواد.

00:22:30.890 --> 00:22:32.890
‫پلیس چی رو نمی‌بینـه؟

00:22:32.890 --> 00:22:37.310
‫«لخت‌کن» چندتا قربانی داشتـه؟

00:22:38.060 --> 00:22:39.060
‫هفت‌تا.

00:22:39.560 --> 00:22:40.610
.آفرین

00:22:47.860 --> 00:22:50.820
‫و دوباره.
‫و دوباره.

00:22:50.820 --> 00:22:52.250
‫تا نقطه‌ی فرسودگی.

00:22:57.080 --> 00:22:58.790
‫هفت قربانی.

00:22:59.960 --> 00:23:03.380
‫باید کارت خیلی خوب باشه که
‫گیر نیفتی،

00:23:04.760 --> 00:23:06.420
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

00:23:06.420 --> 00:23:09.380
‫پیانو رو دوست دارم.
‫خودم هم می‌زنم.

00:23:09.380 --> 00:23:10.840
‫می‌دونستی؟

00:23:10.840 --> 00:23:13.100
‫نه، نمی‌دونستم.

00:23:15.060 --> 00:23:18.440
‫قبلاً تو حیاط یه پیانوی قشنگ داشتیم.

00:23:18.940 --> 00:23:21.770
‫باورت نمیشـه چقدر طول کشید تا یاد بگیرم...

00:23:21.770 --> 00:23:23.150
‫کمکم می‌کنین یا نه؟

00:23:23.150 --> 00:23:27.150
‫سال‌ها طول کشید تا یاد بگیرم
‫درست بزنمش.

00:23:28.490 --> 00:23:30.740
‫نمیشه که بار اول بی‌نقص باشی.

00:23:31.530 --> 00:23:35.370
‫این قضیه باید مال چهار سال پیش باشه.

00:23:35.370 --> 00:23:39.250
‫اینجا آتیش‌سوزی خیلی بدی به پا شد ماریا.

00:23:39.250 --> 00:23:42.630
‫پیانو هم از بین رفت.

00:23:42.630 --> 00:23:47.210
‫باورت میشه نگهبان
‫حتی به خودش زحمت نداد که یکی دیگه بیاره؟

00:23:47.210 --> 00:23:48.550
‫وقتت تمومـه!

00:23:48.550 --> 00:23:50.090
‫هنوز وقت دارم.

00:23:50.090 --> 00:23:53.430
‫- هیچی بهم نگفتی.
‫- اشتباه می‌کنی. خودت درست گوش نکردی.

00:23:54.050 --> 00:23:55.180
‫وقتت تمومـه.

00:23:56.430 --> 00:23:59.270
‫یه چیزی بهم بگو لطفاً.
‫یه چیز به‌دردبخور.

00:23:59.270 --> 00:24:01.600
‫می‌تونم بیشتر بهت بگم
‫اما در ازاش یه چیزی می‌خوام.

00:24:01.600 --> 00:24:02.980
‫- چی؟
‫- یه پیانو.

00:24:02.980 --> 00:24:04.400
‫پیانو؟

00:24:05.150 --> 00:24:07.570
‫بعدش هرچی که لازم داشته باشی بهت میگم.

00:24:07.570 --> 00:24:09.700
‫بعید می‌دونم بتونم برات پیانو جور کنم.

00:24:09.700 --> 00:24:14.530
‫پس من هم بعید می‌دونم
‫ بتونم بهت کمک کنم خانم پلیس.

00:24:33.140 --> 00:24:34.800
‫- سلام.
‫- سلام.

00:24:35.930 --> 00:24:37.180
‫بریم؟

00:24:41.140 --> 00:24:42.480
‫همه‌چی مرتبـه؟

00:24:43.690 --> 00:24:46.500
‫مادربزرگم ازم خواسته
‫با همسایه‌مون برم شام بخورم.

00:24:46.820 --> 00:24:48.940
‫می‌خواد دوست‌پسر داشته باشم.

00:24:51.610 --> 00:24:52.610
‫خیلی‌خب.

00:24:55.370 --> 00:25:00.080
‫خیلی خوبـه که نگران زندگی عاطفیتـه، نه؟

00:25:02.240 --> 00:25:03.670
‫خودت چی؟

00:25:04.630 --> 00:25:05.923
خودت هم دلت می‌خواد؟

00:25:07.382 --> 00:25:08.842
من‌که قبول نکردم

00:25:11.595 --> 00:25:12.971
‫اما این عالیه؛ مگه نه؟

00:25:13.847 --> 00:25:16.517
‫یعنی خب، ما نمی‌دونیم سلیقه‌ی اون توی...

00:25:18.352 --> 00:25:21.438
‫از همسایه‌تون خوشت نمیاد؟ زشته؟

00:25:22.022 --> 00:25:24.066
‫دوست داری فردا شب بریم با هم شام بخوریم؟

00:25:25.275 --> 00:25:26.276
‫من؟

00:25:29.863 --> 00:25:33.867
‫آره. آره.
‫چرا که نه؟

00:25:36.891 --> 00:25:43.891
آوا‌مــووی

00:25:50.050 --> 00:25:51.051
‫نیا داخل.

00:25:51.552 --> 00:25:52.678
‫چرا؟ چی شده؟

00:25:55.013 --> 00:25:57.432
‫دیگه نمی‌تونم به بچه‌هامون دروغ بگم.

00:25:59.226 --> 00:26:04.022
‫امروز صبح همه‌چی گل و گلاب بود و
‫الان اینطوری از پشت بهم خنجر می‌زنی؟

00:26:04.565 --> 00:26:07.526
‫من...چی؟
‫چی شده؟

00:26:07.526 --> 00:26:10.921
‫ادای آدم‌های مظلوم رو در نیار الخاندرو.
‫خرونیمو رو فرستادی من رو بترسونه!

00:26:11.006 --> 00:26:12.079
‫زده به سرت؟

00:26:12.447 --> 00:26:14.825
‫یعنی واقعاً فکر کردی...
‫من همچین کاری نکردم! اصلاً!

00:26:14.825 --> 00:26:16.243
‫دروغ نگو!

00:26:16.827 --> 00:26:19.121
‫چی بهت...
‫بهت چی گفت؟ ها؟

00:26:19.121 --> 00:26:22.165
‫واقعاً نمی‌فهمی با این کارهات فقط
‫بچه‌ها رو اذیت می‌کنی؟

00:26:22.666 --> 00:26:23.667
‫بگو چیکار کرد؟

00:26:23.667 --> 00:26:26.415
‫واقعاً رفتی به یه قاضی گفتی من
‫رو مجبور کنه از شغلم استعفا بدم؟

00:26:26.500 --> 00:26:29.548
‫از شغلت استعفا بدی؟
‫من همچین کاری نکردم!

00:26:29.548 --> 00:26:32.926
‫- با خرونیمو حرف زدی یا نه؟
‫- آره. باهاش حرف زدم.

00:26:32.926 --> 00:26:34.761
‫وقتی رفته بودم هتل اومد پیشم ماریا.

00:26:34.761 --> 00:26:37.806
‫برای من اصلاً مهم نیست که
‫ پارتی داری یا نداری

00:26:37.806 --> 00:26:39.266
‫از این به‌بعد هرکاری کردم
‫مقصرش خودتی!

00:26:39.266 --> 00:26:40.934
‫- چرا گوش نمی‌دی چی می‌گم؟
‫- برام مهم نیست!

00:26:40.934 --> 00:26:44.021
‫اگه همینطوری ادامه بدی من رو
‫برای همیشه از دست می‌دی.

00:26:44.021 --> 00:26:46.982
‫گوش کن ببین چی می‌گم؛
‫من به خرونیمو نگفتم!

00:26:46.982 --> 00:26:51.069
‫آخرهفته میای با بچه‌ها صحبت کنیم و
‫بعدش هم از هم جدا می‌شیم.

00:26:51.069 --> 00:26:52.404
‫ماریا، خواهش می‌کنم!

00:26:57.534 --> 00:26:59.828
‫به دلیل کنفرانس مطبوعاتی دیروز،

00:26:59.828 --> 00:27:04.917
اداره‌ خیلی شلوغ شده و شما امروز
‫باید پاسخگوی خطوط اضطراری  باشید

00:27:05.792 --> 00:27:09.129
و با کسایی که ثبت اظهارا

00:27:12.841 --> 00:27:14.134
‫خیلی‌خب یه‌لحظه...

00:27:14.676 --> 00:27:17.262
‫می‌خوام تمام پیام‌های دریافتی
‫به سه دسته تقسیم بشه.

00:27:18.347 --> 00:27:21.642
‫دسته اول، اطلاعاتی که باید در اختیار
‫کاراگاه قرار بگیره.

00:27:22.309 --> 00:27:24.269
‫زنانی که اخیراً گم شده‌ان،

00:27:24.739 --> 00:27:28.315
‫ هرکسی که درمورد ۱۶۹ اطلاعات مهمی می‌دونه.

00:27:28.941 --> 00:27:31.068
‫و افرادِ فضول و مریض و امثالهم...

00:27:31.568 --> 00:27:35.155
‫اتفاقات نامربوط به پرونده لخت‌کن رو
‫در دسته دوم قرار بدید.

00:27:36.323 --> 00:27:41.828
‫هرکسی هم که زنگ زده بود کرم بریزه و
‫چرت و پرت بگه رو بذارید توی دسته سوم.

00:27:43.830 --> 00:27:44.915
‫سوالی نیست؟

00:27:46.583 --> 00:27:47.584
‫خودت جواب بده.

00:27:51.380 --> 00:27:52.506
‫ماریا کجاست؟

00:27:52.506 --> 00:27:56.134
‫افسر دلاتـوره به‌دلایل شخصی
‫امروز یکم در میان سرکار.

00:27:57.302 --> 00:28:00.556
‫شغل پدرتون رو دوست دارید؟

00:28:00.556 --> 00:28:03.141
‫بله خانم.

00:28:05.269 --> 00:28:07.354
‫صبح به‌خیر. چطورین؟

00:28:07.354 --> 00:28:10.691
‫سلام. خانم دلاتوره.
‫با همسرتون تشریف آوردید؟

00:28:10.691 --> 00:28:11.942
‫متاسفانه نه.

00:28:12.484 --> 00:28:16.196
‫یه کاری براشون پیش اومد؛
‫من به‌جاش اومدم.

00:28:18.198 --> 00:28:20.325
‫خیلی‌خب؛ اشکالی نداره.

00:28:20.951 --> 00:28:21.952
‫عالیه.

00:28:25.122 --> 00:28:30.669
‫خیلی‌خب، حالا بیاید به پدر بعدی،
‫آقای کاپلینی، یعنی پدر کاساندرا خوش آمد بگیم.

00:28:30.669 --> 00:28:31.962
‫ایشون وکیل هستن.

00:28:37.509 --> 00:28:39.178
‫صبح به‌خیر بچه‌ها.

00:28:39.178 --> 00:28:41.430
‫صبح به‌خیر.

00:28:41.430 --> 00:28:44.725
‫من دیگو کاپلینی هستم و یه وکیل‌ام.

00:28:48.312 --> 00:28:50.856
‫اداره‌ی پلیس مکزیکوسیتی.

00:28:52.441 --> 00:28:55.444
‫ببخشید قربان؛ الان وصل‌تون می‌کنم.

00:28:56.236 --> 00:28:58.614
‫- اداره‌ی پلیس مکزیکوسیتی.
‫- اداره‌ی پلیس مکزیکوسیتی.

00:28:58.614 --> 00:28:59.823
‫یادتون نمیاد خانم؟

00:28:59.823 --> 00:29:02.576
‫خب راستش کاری از دست ما برنمیاد.
‫شهر به این بزرگی...

00:29:02.576 --> 00:29:04.828
‫- روانی!
‫- صبح‌ به‌خیر.

00:29:04.828 --> 00:29:08.916
‫شیطان پرست‌ها قراره توی
‫پارک لا ویگا دور هم جمع بشن

00:29:08.916 --> 00:29:10.918
‫و موزیک‌های شیطانی گوش بدن.

00:29:10.918 --> 00:29:12.836
‫اداره‌ی پلیس مکزیکوسیتی.

00:29:12.836 --> 00:29:16.256
‫یه مرد توی پیاده‌رو وایستاده و به هر زنی
‫که رد می‌شه فحش می‌ده.

00:29:16.256 --> 00:29:18.431
‫دوست دخترم فکر می‌کنه
‫ناپدری‌اش قاتل لخت‌کنـه.

00:29:18.516 --> 00:29:20.886
‫اون‌که همیشه گریه می‌کنه
‫اما این‌بار فرق می‌کنه.

00:29:20.886 --> 00:29:22.919
‫احتمالاً یه دوست پسر جدید می‌خواد.

00:29:23.096 --> 00:29:25.140
‫مطمئنـید که این بو از خونه‌ی اون میاد؟

00:29:25.140 --> 00:29:26.433
‫خب؛ من‌که اهل مواد نیستم.

00:29:26.433 --> 00:29:29.102
‫فکر کنم قصابِ محله‌مون قاتلِ لخت‌کنه!

00:29:29.102 --> 00:29:30.395
‫چرا اینطور فکر می‌کنین؟

00:29:30.395 --> 00:29:34.608
‫آدم خیلی عجیبیه و هیچوقت حرف نمی‌زنه؛
‫موهاشم بلنده.

00:29:34.608 --> 00:29:37.528
‫حالا هرکی موی بلند داره که
‫قاتل نیست خانم!

00:29:37.528 --> 00:29:38.946
‫دقیقاً کی این اتفاق افتاده؟

00:29:39.530 --> 00:29:40.697
‫هفت سال پیش.

00:29:42.282 --> 00:29:47.037
‫به دختر خاله‌ام حمله کرد و
‫به زن‌ها می‌ مارِ افعی.

00:29:47.037 --> 00:29:50.082
‫مار افعی؟ مثل همه‌ی روزنامه‌ها.

00:29:50.082 --> 00:29:51.458
‫من همین رو می‌گم والا.

00:29:52.584 --> 00:29:55.462
‫تازه می‌گه زن‌ها حق ندارن برن سرکار.

00:29:55.462 --> 00:29:56.547
‫یه‌لحظه گوشی دست‌تون.

00:30:02.594 --> 00:30:04.096
‫این سرنخِ خیلی خوبیه.

00:30:04.721 --> 00:30:06.594
‫به‌درد نمی‌خوره؛
‫بذارش توی دسته سه.

00:30:06.727 --> 00:30:08.559
‫چرا؟ چون اسمش رو نمی‌دونسته؟

00:30:08.559 --> 00:30:11.353
‫چون، اول از همه،
‫احتمالاً زنه فاحشه‌ای چیزی بوده

00:30:11.353 --> 00:30:13.814
‫و قربانی‌های لخت‌کن همچین مشخصاتی ندارن.

00:30:14.314 --> 00:30:18.569
‫بعدش هم، گفته 7 سال پیش، مدت‌ها قبل
‫از این‌که لخت‌کن کارش رو شروع کنه.

00:30:19.695 --> 00:30:20.696
‫دسته سوم.

00:30:20.696 --> 00:30:25.033
‫و حالا، مادر الکس، ماریا دلاتورـه.

00:30:34.751 --> 00:30:35.752
‫ممنونم.

00:30:36.461 --> 00:30:37.462
‫سلام به همه‌گی.

00:30:38.589 --> 00:30:39.631
‫من ماریا هستم.

00:30:41.258 --> 00:30:43.719
‫من نه تنها مادر الکس هستم،

00:30:43.719 --> 00:30:46.346
‫بلکه یک پلیس‌ام.

00:30:47.097 --> 00:30:48.307
‫می‌دونید...

00:30:48.307 --> 00:30:53.979
‫وقتی هم‌سن شما بودم، پلیس شدن
‫بزرگ‌ترین آرزوی من بود.

00:30:55.105 --> 00:30:57.065
‫هرچی بزرگ‌تر می‌شدم،

00:30:57.691 --> 00:31:02.154
‫همه هی بهم می‌گفتن بی‌خیالش بشم
‫و برم دنبالِ یه‌ کار دیگه.

00:31:02.821 --> 00:31:05.199
‫این‌که من فقط باید ازدواج کنم
‫و بچه‌داری کنم.

00:31:06.366 --> 00:31:07.576
‫منم به حرف‌شون گوش کردم.

00:31:08.608 --> 00:31:12.748
‫تا این‌که یه روز،
‫ زندگی یه درس بزرگ به من داد.

00:31:15.292 --> 00:31:16.418
‫یه درس دردناک.

00:31:18.337 --> 00:31:21.465
‫بعد از اون،
‫ یادم اومد من واقعاً چه کسی هستم

00:31:23.759 --> 00:31:25.469
‫و چه هدفی دارم.

00:31:26.261 --> 00:31:30.766
‫پس اگه هرکسی از شما، دختر یا پسر

00:31:31.558 --> 00:31:35.479
‫آرزو داره یه‌روز فضانورد بشه، آتش‌نشان بشه

00:31:35.479 --> 00:31:39.858
‫بازیگر بشه، پلیس بشه؛
‫هرگز بی‌خیالش نشین.

00:31:40.609 --> 00:31:43.487
‫اجازه ندید آرزوهاتون رو نابود کنن.

00:31:47.074 --> 00:31:49.340
‫می‌دونید من از این داستان چه درسی گرفتم؟

00:31:49.910 --> 00:31:52.496
‫آخرین روز کلاس‌های آموزشی پلیس شدن‌ام،

00:31:52.496 --> 00:31:55.082
‫با وجود این‌که به‌شدت ترسیده بودم،

00:31:55.749 --> 00:32:00.128
‫از یه هواپیمای درحال پرواز توی ارتفاع
‫ ۳ کیلومتری پریدم پایین!

00:32:04.299 --> 00:32:05.425
‫کسی سوالی نداره؟

00:32:07.803 --> 00:32:10.973
‫وقتی از هواپیما پریدی پایین نترسیدی؟

00:32:11.890 --> 00:32:14.351
‫خیلی زیاد. اما وقتی که...

00:32:14.351 --> 00:32:15.435
‫الکس.

00:32:17.104 --> 00:32:18.313
‫بله؟

00:32:18.313 --> 00:32:20.023
‫مامانت خیلی باحاله!

00:32:23.110 --> 00:32:24.111
‫مامان؟

00:32:31.118 --> 00:32:32.119
‫ممنونم.

00:32:33.871 --> 00:32:34.872
‫موفق باشی مامان.

00:32:35.372 --> 00:32:36.373
‫مرسی عزیزم.

00:32:40.210 --> 00:32:42.004
‫ماریا؟ ماریا؟ دریافت می‌کنی؟

00:32:43.547 --> 00:32:45.799
‫جانم؟ ماریا به‌گوشم.

00:32:46.341 --> 00:32:48.552
‫زود بیا. آنجلس یه‌چیزایی پیدا کرده!

00:32:49.261 --> 00:32:50.721
‫فکر می‌کردم وقتی به‌تون گفتم اون ممکنه

00:32:50.721 --> 00:32:52.681
‫قاتل لخت‌کن باشه بهم می‌گین دیوونه شدم

00:32:53.265 --> 00:32:54.808
‫ماجرا واسه خیلی وقت پیشه...

00:32:54.808 --> 00:32:56.935
‫زیاد مهم نیست مربوط به چه زمانیه...

00:32:57.519 --> 00:32:59.313
‫وقتی صحبت می‌کردیم نگفتین

00:32:59.313 --> 00:33:01.398
‫شغل دختر خاله‌تون آلیسیا چی بوده...

00:33:01.398 --> 00:33:02.649
‫نه؛ نگفتم...

00:33:03.864 --> 00:33:06.235
‫فکر نکنم اونقدرها مهم باشه که
‫چطوری پول درمیاورده؛ مهمه؟

00:33:06.320 --> 00:33:08.113
‫می‌تونی با ما راحت باشی لائورا.

00:33:09.865 --> 00:33:13.160
‫ما نیومدیم قضاوت‌تون کنیم
‫یا دختر خاله‌ات رو دستگیر کنیم.

00:33:13.702 --> 00:33:14.828
‫اومدیم کمک کنیم.

00:33:17.706 --> 00:33:19.374
‫تن‌فروشی می‌کرد؟

00:33:24.630 --> 00:33:25.964
‫نزدیکِ خیابان سالیوان.

00:33:27.257 --> 00:33:28.690
‫اون‌جا سوار ماشینش شده بود.

00:33:30.677 --> 00:33:35.307
‫بهش یه نوشیدنی داده بود بخوره و اونم
‫وانمود کرده بود که نوشیدنی رو خورده.

00:33:36.016 --> 00:33:37.851
‫چقدر باهوش.

00:33:39.144 --> 00:33:40.812
‫همین جون‌ش رو نجات داد.

00:33:43.524 --> 00:33:47.778
‫دست‌هاش رو با طناب می‌بنده
‫و دست‌ش رو می‌ذاره روی گردن‌ش...

00:33:49.988 --> 00:33:52.783
‫و بهش می‌گه «زن‌ها حق ندارن کار کنن»

00:33:55.744 --> 00:33:58.747
‫بعد دختر خاله‌ام یهو بهش حمله می‌کنه
‫و از ماشین می‌ره بیرون

00:33:59.790 --> 00:34:01.917
‫و همونطوری با دست‌های بسته فرار می‌کنه.

00:34:03.460 --> 00:34:05.420
‫تا تونسته بود از اون‌جا دور شده بود.

00:34:06.713 --> 00:34:08.882
‫آدرسی چیزی از دختر خاله‌تون ندارید؟

00:34:09.382 --> 00:34:10.842
‫باید باهاش حرف بزنیم.

00:34:11.885 --> 00:34:12.886
‫نمی‌دونم.

00:34:12.886 --> 00:34:18.475
‫چند ماه بعد برای زندگی رفت به شمالِ خوارز.

00:34:20.978 --> 00:34:25.315
‫خب، بعید می‌دونم مردی که به این راحتی عقاید
‫خودش رو با یک زن خیابونی به اشتراک گذاشته،

00:34:25.315 --> 00:34:29.110
‫همون مردی باشه که این همه قتل رو حتی
‫بدون جا گذاشتن یه اثر انگشت، انجام داده

00:34:29.110 --> 00:34:31.029
‫حق با توئه.

00:34:31.780 --> 00:34:33.782
‫بعید می‌دونم اون آدم لخت‌کن بوده باشه.

00:34:34.366 --> 00:34:36.326
‫اما از نظر من خودشه.

00:34:36.326 --> 00:34:40.496
‫کسی که بلد نیست پیانو بزنه؛
‫می‌تونه یاد بگیره

00:34:41.206 --> 00:34:43.750
‫باید به خراردو بگیم.

00:34:44.501 --> 00:34:45.752
‫دقیقاً چی بگیم؟

00:34:46.545 --> 00:34:49.590
‫که رفتیم دنبالِ سرنخی که
‫لوزانو به‌مون گفت بی‌خیالش بشیم؟

00:34:50.299 --> 00:34:53.051
‫این‌که کسی که باهاش حرف زدیم
‫شاهد اصلی نبوده؛

00:34:53.051 --> 00:34:55.972
‫بلکه شاهد اصلی سال‌هاست ازش
‫خبری نیست و معلوم نیست کجا زندگی می‌کنه

00:34:56.057 --> 00:34:58.640
‫پس بیاید یه مدرک درست‌حسابی جور کنیم!

00:34:58.640 --> 00:35:01.226
‫چون من واقعاً از این‌که حس پلیس بودن
‫ندارم خسته شدم؛

00:35:02.152 --> 00:35:06.148
‫از این‌که این یونیفورم رو فقط
‫برای قهوه ریختن پوشیدم؛

00:35:06.690 --> 00:35:10.027
‫از این‌که پشت سر برادرهام که
‫باهام حرف نمی‌زنن

00:35:10.027 --> 00:35:13.600
‫و بابام که انگار اصلاً براش وجود ندارم،
‫مخفیانه تحقیق می‌کنم خسته شدم.

00:35:16.283 --> 00:35:18.744
‫باید خودمون رو نشون بدیم.

00:35:21.121 --> 00:35:24.458
‫باید یه‌جوری
‫ بریم توی بخش پرونده‌های حل‌نشده.

00:35:24.458 --> 00:35:28.045
‫تنها راه پیدا کردنِ
‫ بقیه قربانی‌های احتمالی همینه.

00:35:28.045 --> 00:35:30.047
‫اما اون‌ها محرمانه‌ان.

00:35:33.383 --> 00:35:37.804
‫این‌جا مکان امنیه؛ مخصوصاً برای
‫کاری که قراره انجام بدید.

00:35:38.684 --> 00:35:42.017
‫آشنای قربانی‌ها حتماً‌ یه‌چیزایی می‌دونن؛
‫باید اون حروم‌زاده‌ها رو به حرف بیاریم

00:35:42.017 --> 00:35:43.644
‫هرجور که شده.

00:35:44.186 --> 00:35:45.562
‫آکیله ماتا،

00:35:45.562 --> 00:35:48.357
‫نگهبانِ استخری که
‫ نورا منندز توش کار می‌کرده

00:35:48.357 --> 00:35:50.108
‫قربانی شماره پنج.

00:35:55.280 --> 00:35:57.366
‫خورکه آرماندو پرز؛ امدادگر

00:35:58.075 --> 00:36:02.037
‫شیفت‌ش با پیلار والدز یکی بوده؛
‫قربانی شماره دو.

00:36:06.124 --> 00:36:07.501
‫بفرمائید بریم آشپزخونه.

00:36:14.466 --> 00:36:16.969
‫برونو آرگوئلس، صاحبِ رستورانی که

00:36:16.969 --> 00:36:19.179
‫پائولا ماچادو کار می‌کرده.

00:36:19.179 --> 00:36:22.474
‫- آقای آرگوئلس؛ باید با من بیاین.
‫- قربانی شماره شش.

00:36:22.474 --> 00:36:26.854
‫فلیکس خیمنز، مدیر کارخانه نساجی
‫جایی که لوسیا مارتینز کار می کر

00:36:26.854 --> 00:36:28.063
‫قربانی شماره سه.

00:36:28.981 --> 00:36:31.942
‫خراردو از صبح رفته بیرون و
‫بی‌سیمش رو جواب نمی‌ده.

00:36:32.693 --> 00:36:34.111
‫تو نمی‌دونی کجاست؟

00:36:34.111 --> 00:36:37.739
‫نمی‌دونم والا گابینا.
‫ امروز صبح با داداشت و دیاز رفتن بیرون.

00:36:38.824 --> 00:36:40.659
‫- هیچ کدوم‌شون جواب نمی‌دن؟
‫- نه.

00:36:40.659 --> 00:36:43.714
‫تو برگه‌های اعلام وضعیت هم نه چیزی
‫درمورد اون نوشته نه درمورد گلیبرتو.

00:36:43.799 --> 00:36:44.663
‫عجیبه...

00:36:44.663 --> 00:36:49.835
‫واقعاً. راستی، من قرص‌های خراردو رو
‫دادم به لوزانو که بهش بده.

00:36:50.419 --> 00:36:51.962
‫امیدوارم که بده بهش بخوره.

00:36:51.962 --> 00:36:54.047
‫باشه. ممنون.

00:36:54.047 --> 00:36:56.633
‫- روز خوبی داشته باشی.
‫- ممنون؛ همچنین.

00:37:04.266 --> 00:37:06.226
‫- نمی‌دونم.
‫- یعنی چی که نمی‌دونی؟

00:37:06.226 --> 00:37:08.187
‫چه بلایی سرش آوردی؟
‫چه بلایی سر پائولا ماچادو آوردی؟

00:37:08.187 --> 00:37:10.189
‫- هیچی!
‫- گفتم بگو!

00:37:20.115 --> 00:37:21.366
‫حروم‌زاده!

00:37:24.411 --> 00:37:25.495
‫توروخدا بس کنید.

00:37:32.044 --> 00:37:33.253
‫حرف بزن.

00:37:36.715 --> 00:37:38.425
‫داری چه غلطی می‌کنی هررا؟

00:37:40.844 --> 00:37:42.054
‫شما این‌جا چیکار می‌کنید قربان؟

00:37:42.054 --> 00:37:46.058
‫داری چه غلطی می‌کنی عوضی؟
‫فکر کردی نمی‌فهمم؟

00:37:46.808 --> 00:37:49.228
‫مگه نگفتی اطلاعات می‌خوای؟

00:37:49.228 --> 00:37:51.438
‫آره اما نه اینطوری کثافت!

00:37:52.330 --> 00:37:55.234
‫جمع کن بساط‌ت رو؛
‫این یه دستورـه.

00:37:55.734 --> 00:37:58.278
‫گفتی بهم اعتماد داری.

00:37:58.278 --> 00:37:59.446
‫آره؛ دارم اما...

00:37:59.446 --> 00:38:04.701
‫خودت گفتی...
‫به اداره‌ی پلیس‌ات و تمامی راه و روش‌هاشون

00:38:05.619 --> 00:38:09.373
‫اعتماد کامل داری.

00:38:09.373 --> 00:38:11.542
‫پس اگه نمی‌خوای اخراجم کنی...

00:38:17.130 --> 00:38:18.632
‫بذار کارم رو انجام بدم.

00:38:27.349 --> 00:38:29.655
‫دارم روی پرونده آندرس لوپز مانور می‌دم.

00:38:30.185 --> 00:38:32.980
‫پلیس فکر می‌کنه لخت‌کن
‫به‌خاطر ماشین‌ش آندرس رو کشته،

00:38:32.980 --> 00:38:35.107
‫اما من احساس می‌کنم اینطور نیست.

00:38:35.607 --> 00:38:39.403
‫بذار این رو بگم؛ آندرس تو یه
‫کارخونه‌ی تولید مانکن کار می‌کرده.

00:38:40.070 --> 00:38:43.240
‫اون‌جا، با یه دختره دوست بوده
‫که دقیقاً روز قتل‌ش ناپدید می‌شه

00:38:43.740 --> 00:38:46.285
‫پرونده و عکس‌ش الان جلومه و حدس بزن چی؟

00:38:46.285 --> 00:38:49.913
‫اون اولین قربانی لخت‌کن بوده.
‫کسی که هرگز شناسایی نشد.

00:38:49.913 --> 00:38:51.665
‫خدای من. این خیلی مهمه!

00:38:52.457 --> 00:38:56.503
‫آره؛ مطمئنم هرچی هست یه ربطی به
‫کارخونه مانکن داره.

00:38:57.588 --> 00:38:59.089
‫چرا؟ چطوری؟

00:38:59.089 --> 00:39:01.049
‫نمی‌دونم. حس می‌کنم هم رو می‌شناختن.

00:39:02.342 --> 00:39:06.805
‫اولین ماشین دزدیده شده و اولین قربانی
‫هردو یه ربطی به اون کارخونه دارن.

00:39:07.723 --> 00:39:09.516
‫بعداً سیر تا پیازش رو برات تعریف می‌کنم.

00:39:09.516 --> 00:39:11.852
‫یه ساعت دیگه خونه می‌بینمت.
‫دوستت دارم.

00:39:17.024 --> 00:39:18.150
‫الـو؟

00:39:18.150 --> 00:39:19.610
‫سلام مامان؛ چطوری؟

00:39:20.152 --> 00:39:21.612
‫خوبم. همه‌چی خوبه.

00:39:22.571 --> 00:39:24.865
‫می‌شه چند ساعت دیگه هم پیش بچه‌ها بمونی؟

00:39:25.908 --> 00:39:27.409
‫آره؛ حتماً

00:39:28.577 --> 00:39:31.288
‫چرا پیانو رو فروختی؟

00:39:31.288 --> 00:39:32.849
‫به‌دردنخور یه‌گوشه افتاده بود.

00:39:32.934 --> 00:39:34.082
‫اما مالِ الخاندروـه.

00:39:34.625 --> 00:39:39.463
‫آره؛ مهم نیست.
‫الکی جا اشغال کرده بود.

00:39:40.506 --> 00:39:41.507
‫ممنون مامان.

00:40:45.654 --> 00:40:47.072
‫اینم بگیر.

00:40:47.072 --> 00:40:49.741
‫حرف بزن حروم‌زاده.

00:40:53.287 --> 00:40:54.955
‫می‌خوای همینطوری نفس نفس بزنی؟

00:40:56.081 --> 00:40:59.376
‫خوشت میاد؟
‫طعم خون رو دوست داری؟

00:41:01.962 --> 00:41:02.963
‫عوضی!

00:41:04.339 --> 00:41:08.969
‫- کافیه. کافیه.
‫- چی؟ چی کافیه؟

00:41:10.554 --> 00:41:11.972
‫چی کافیه؟

00:41:12.514 --> 00:41:15.392
‫- باهاش سکس کردم. باهاش سکس کردم.
‫- بتو؛ ولش کن.

00:41:16.852 --> 00:41:18.979
‫چرا ازمون مخفی‌اش کردی؟

00:41:19.938 --> 00:41:22.274
‫چرا نگفتی با لوسی رابطه داشتی؟

00:41:22.274 --> 00:41:23.650
‫چون متاهلم.

00:41:25.777 --> 00:41:27.112
‫بچه دارم.

00:41:33.160 --> 00:41:36.872
‫اما رابطه‌مون زود تموم شد.
‫کارم باهاش تموم شده بود.

00:41:36.872 --> 00:41:39.124
‫جز این هیچ کار دیگه‌ای باهاش نکردم.

00:41:39.124 --> 00:41:40.439
‫چرا رابطه‌تون تموم شد؟

00:41:40.524 --> 00:41:41.919
‫چون خودش هم دوست پسر داشت.

00:41:43.962 --> 00:41:49.426
‫شبی که به قتل رسید، شنیدم
‫داره باهاش تلفنی صحبت می‌کنه

00:41:50.969 --> 00:41:54.515
‫داشتن برنامه می‌چیدن هم رو ببینن.

00:41:55.265 --> 00:41:56.475
‫کجـا؟

00:41:57.184 --> 00:41:59.228
‫توی یه بار؛ رستوران. نمی‌دونم.

00:42:00.854 --> 00:42:03.023
‫اسمش «پارادایس بود»

00:42:05.275 --> 00:42:06.693
‫« پرونده‌های حل نشده »

00:42:11.657 --> 00:42:13.408
‫یا خدا.

00:42:14.493 --> 00:42:17.746
‫یواشکی اومدی توی اتاق‌ام؛
‫یواشکی رفتی سر میزم

00:42:18.247 --> 00:42:19.957
کلیدهام رو بی اجازه برداشتی

00:42:20.999 --> 00:42:22.000
‫ببخشید.

00:42:22.668 --> 00:42:27.548
‫راستش سعی کردم طبق
‫نصیحت خودت پیش برم

00:42:27.548 --> 00:42:30.008
‫درخواستِ بخشش بهتر از اجازه گرفتنه.

00:42:30.843 --> 00:42:33.470
‫با خودم گفتم اگه مدرکی پیدا کنم که...

00:42:33.470 --> 00:42:35.138
‫ماریا؛ تو حد و حدود سرت نمی‌شه.

00:42:36.473 --> 00:42:38.350
‫آدم‌هایی مثل تو فقط به ضرر اینجـان.

00:42:38.851 --> 00:42:41.937
‫پس برو خونه و به شوهرت بگو
‫که کارت توی اداره‌ی پلیس تمومه.

00:42:42.521 --> 00:42:44.940
‫فردا هم نیا. اخراجی!

00:42:45.691 --> 00:42:48.068
‫کلیدها رو بده بیاد. همین الان.

00:42:53.490 --> 00:42:56.034
‫قربانی شماره یک
‫ اولین قربانیِ لخت‌کن نبوده.

00:42:56.034 --> 00:42:56.952
‫ماریا!

00:42:56.952 --> 00:42:59.788
‫ممکنه ده‌ها قربانی دیگه وجود داشته
‫باشه که ما خبر نداریم.

00:43:00.289 --> 00:43:04.793
‫احتمال داره توی یکی‌شون حواس‌پرتی
‫کرده باشه و مدرکی جا گذاشته باشه.

00:43:04.793 --> 00:43:07.880
‫خب ثابت کن. می‌تونی؟

00:43:09.089 --> 00:43:10.090
‫نه.

00:43:11.675 --> 00:43:12.676
‫پس خداحافظ.

00:43:30.823 --> 00:43:33.155
‫باورم نمی‌شه؛
‫همیشه بدموقع مزاحم می‌شی امیلیو.

00:43:33.155 --> 00:43:35.240
‫- ببخشید آقای رئیس جمهور.
‫- گرفتینـش؟

00:43:37.326 --> 00:43:39.203
‫دقیقاً برای همین اومدم.

00:43:39.203 --> 00:43:40.287
‫یعنی چی؟

00:43:42.497 --> 00:43:46.502
‫پلیس داره مردم رو دستگیر و شکنجه می‌کنه؛

00:43:46.502 --> 00:43:49.755
‫و وظیفه‌ی من اینه که پلیس رو...

00:43:49.755 --> 00:43:53.425
‫نه؛ وظیفه تو این بود که دید
‫عموم به پلیس کشور رو تغییر بدی.

00:43:54.301 --> 00:43:57.304
‫الان هم وظیفه‌ت اینه ‌که
‫ لخت‌کن رو دستگیر کنی.

00:43:58.639 --> 00:44:00.557
‫می‌دونی چرا من الان رئیس جمهورم؟

00:44:01.725 --> 00:44:06.188
‫چون توی شرایط‌ حساس هرکاری
‫از دستم برمی‌اومد انجام دادم.

00:44:15.489 --> 00:44:16.969
‫شما این‌جا چیکار دارین؟

00:44:17.241 --> 00:44:20.327
‫می‌دونم که میترسی از اسم واقعی‌ات
‫توی گزارش استفاده بشه.

00:44:23.080 --> 00:44:25.749
‫وقتی داشتی ماجرا رو برامون تعریف می‌کردی،

00:44:25.749 --> 00:44:27.626
‫دیدم که داشتی مچ دستت رو لمس می‌کردی

00:44:28.836 --> 00:44:31.449
‫انگار یاد بلایی افتادی که
‫اون سرت آورده بود.

00:44:34.550 --> 00:44:35.926
‫هردوی ما یک خواسته داریم،

00:44:37.761 --> 00:44:40.827
‫این‌که هیچکس چیزی که تو تجربه
‫کردی رو تجربه نکنه.

00:44:41.849 --> 00:44:46.186
‫و برای این‌کار،
‫ تو باید از اسم واقعی‌ات استفاده کنی.

00:44:46.854 --> 00:44:48.897
‫این تنها راهیه پیش رو داریم.

00:44:48.897 --> 00:44:53.110
‫- منم خانواده‌ی خودم رو دارم.
‫- تونو، شام آماده‌ست.

00:44:53.110 --> 00:44:57.698
‫اون‌ها از گذشته من خبر
‫ندارن و نمی‌خوام چیزی بدونن.

00:44:58.824 --> 00:45:00.365
‫ای کاش می‌تونستم کمک کنم اما...

00:45:00.450 --> 00:45:01.664
‫درک می‌کنم.

00:45:03.704 --> 00:45:06.832
‫اما پلیس‌های این کشور فقط
‫دو چیز رو جدی می‌گیرن.

00:45:07.374 --> 00:45:09.209
‫اظهارات و شواهد.

00:45:13.755 --> 00:45:14.882
‫یه لحظه اجازه بدید.

00:45:15.382 --> 00:45:16.383
‫حتماً.

00:45:25.642 --> 00:45:27.144
‫- ماریا؟
‫- قربان؟

00:45:27.853 --> 00:45:29.479
‫باید یه‌چیزی رو به‌تون نشون بدم.

00:45:30.230 --> 00:45:31.231
‫ببخشید.

00:45:31.815 --> 00:45:32.858
‫بیا داخل.

00:45:33.483 --> 00:45:37.237
‫دارم از استرس می‌لرزم.
‫می‌شه یکم مشروب بخورم؟

00:45:38.113 --> 00:45:39.114
‫آره.

00:45:46.705 --> 00:45:49.041
‫اگه اومدی من رو راضی کنی
‫دوباره برگردی سر کارت،

00:45:52.002 --> 00:45:54.129
‫وقتت رو الکی تلف نکن.

00:46:00.385 --> 00:46:01.595
‫این چیه؟

00:46:01.595 --> 00:46:04.139
‫یه مدرک از زنی که هفت سال
‫پیش توسط یه مرد مورد حمله

00:46:04.139 --> 00:46:07.900
‫قرار گرفته و اون مرد بهش گفته زن‌ها یه مشت
‫ مار افعی‌ان و می‌خواد همه‌شون رو بکُشه.

00:46:07.985 --> 00:46:09.311
‫اما اون تونسته فرار کنه.

00:46:09.311 --> 00:46:11.188
‫با این طناب دست‌هاش رو بسته بوده!

00:46:15.984 --> 00:46:19.571
‫« قربانی شماره یک
‫اولین قربانی لخت‌کن نبوده »

00:46:19.571 --> 00:46:20.822
‫اون داشته تمرین می‌کرده!

00:46:22.074 --> 00:46:23.325
‫آره ظاهراً.

00:46:25.410 --> 00:46:26.620
‫هنوز هم اخراج‌ام؟

00:46:29.748 --> 00:46:30.749
‫فعلاً نه.

00:46:40.342 --> 00:46:43.136
‫می‌دونی بهترین ویژگی یه کاراگاه خوب چیـه؟

00:46:44.346 --> 00:46:45.347
‫چی؟

00:46:46.139 --> 00:46:47.140
‫هرگز بی‌خیال نشدن.

00:46:49.518 --> 00:46:51.270
‫حالا بدترین ویژگی‌شون چیـه؟

00:46:52.604 --> 00:46:53.772
‫همون هرگز بی‌خیال نشدن؟

00:46:53.772 --> 00:46:54.857
‫دقیقاً.

00:46:57.025 --> 00:46:58.026
‫آفرین.

00:47:07.911 --> 00:47:09.162
‫ممنونم قربان.

00:47:10.539 --> 00:47:11.665
‫چرا؟

00:47:12.416 --> 00:47:13.834
‫برای پرت کردن من از هواپیما.

00:47:16.003 --> 00:47:18.936
‫برای این‌که چشم‌هام رو
‫ به روی توانایی‌هام باز کردید.

00:47:20.048 --> 00:47:21.801
‫برای این‌که بهم اعتماد کردید.

00:47:42.613 --> 00:47:43.780
‫نه.

00:47:44.907 --> 00:47:46.742
‫نه. ببخشید.

00:47:47.326 --> 00:47:48.702
‫ببخشید.

00:47:48.702 --> 00:47:49.786
‫من...

00:47:53.248 --> 00:47:54.416
‫من دیگه برم.

00:47:55.876 --> 00:47:56.877
‫خیلی‌خب؛ باشه.

00:47:59.922 --> 00:48:01.173
‫فردا می‌بینمت ماریا.

00:48:06.094 --> 00:48:07.095
‫من جدا شدم.

00:48:08.514 --> 00:48:11.850
‫- می‌دونم.
‫- جدا شدن با طلاق گرفتن یکم فرق داره.

00:48:12.726 --> 00:48:13.727
‫متوجه‌ام.

00:48:14.811 --> 00:48:15.812
‫فردا می‌بینمت.

00:49:50.199 --> 00:49:51.200
‫به جایی نرسیدید؟

00:49:58.540 --> 00:50:01.335
‫امیلیو اسکوبدو؟ رئیس پلیس شهر؟

00:50:02.753 --> 00:50:05.631
‫- بله؟
‫- برو به درک حروم‌زاده!

00:50:18.310 --> 00:50:21.480
‫تو دیگه کدوم مادرجنده‌ای هستی؟

00:50:22.231 --> 00:50:23.899
‫عوضی!

00:50:25.067 --> 00:50:26.652
‫حروم‌زاده!

00:50:34.868 --> 00:50:35.869
‫خـرو؟

00:50:38.664 --> 00:50:40.749
‫چه مرگته تـو؟

00:50:40.749 --> 00:50:42.084
‫نمی‌خوام بهم کمک کنی!

00:50:42.084 --> 00:50:44.545
‫دست از سر ماریا بردار!

00:50:44.545 --> 00:50:45.712
‫شنیدی؟

00:50:46.213 --> 00:50:47.339
‫شنیدی چی گفتم؟

00:51:19.663 --> 00:51:21.874
‫« ماریا دلاتوره »
‫« نیروی پلیس زنان »

00:51:23.709 --> 00:51:25.961
‫« زندان لکومبری »

00:51:28.297 --> 00:51:29.298
‫لوکاس؟

00:51:37.431 --> 00:51:38.432
‫لوکاس؟

00:51:40.893 --> 00:51:41.935
‫لوکاس؟

00:51:54.865 --> 00:51:57.326
‫لوکاس؟ لوکاس؟

00:51:57.326 --> 00:51:59.578
‫لوکاس؟ چی شده؟

00:51:59.578 --> 00:52:02.080
‫لوکاس؟

00:52:12.007 --> 00:52:13.300
‫کمکم کنید؛ لطفاً

00:52:14.218 --> 00:52:15.969
‫آمبولانس بفرستید.

00:52:16.887 --> 00:52:19.139
‫آمبولانس بفرستید.

00:52:19.163 --> 00:52:39.163
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

00:52:43.080 --> 00:52:44.289
‫« آنچه در قسمت بعد خواهید دید »

00:52:44.289 --> 00:52:47.376
‫می‌دونم باورش سخته،
‫اما می‌خوام کمکتون کنم

00:52:47.376 --> 00:52:48.335
‫« زندان لکومبری »

00:52:48.335 --> 00:52:50.254
‫از زندان لکومبری اومده!

00:52:50.879 --> 00:52:54.091
‫کاساندرا همه‌چی رو می‌دونست.
‫اما هیچکس حرفش رو باور نکرد.

00:52:54.842 --> 00:52:58.971
‫تنهایی تحقیق کردن واقعاً خطرناکه!

00:52:58.971 --> 00:53:01.348
‫باید بفهمیم گویو چی می‌خواد بهمون بگه!

00:53:01.348 --> 00:53:04.476
‫15 سال پیش، یه زن به قتل رسید

00:53:04.476 --> 00:53:06.270
‫صاحبِ یه یتیم خونه بود