﻿WEBVTT

00:00:19.500 --> 00:00:21.560
‫این کنا بود،

00:00:21.560 --> 00:00:22.600
‫سگ‌مون.

00:00:26.900 --> 00:00:30.030
‫این هم دفترچه خاطرات مامانـه.

00:00:30.980 --> 00:00:33.820
‫هیچوقت جرات نکردم همه‌ش رو بخونم.

00:00:35.660 --> 00:00:38.280
‫«روزی رو که بنیتو رو دیدم
‫خوب یادمـه.»

00:00:38.910 --> 00:00:41.750
‫پس مانولو به همین زودی ۱۸‌سالش شد.

00:00:43.080 --> 00:00:44.540
‫برای خودش مردی شده.

00:00:45.370 --> 00:00:47.960
‫خونه بدون اون حال عجیبی داره.

00:00:47.960 --> 00:00:52.380
‫از خونه میرن اما توی قلب‌مون باقی می‌مونن.

00:00:54.220 --> 00:00:56.180
‫روزی که اومد اینجا رو یادتـه؟

00:00:56.180 --> 00:00:58.100
‫چقدر سردرگم بود.

00:00:59.180 --> 00:01:00.900
‫چطوری می‌تونم فراموش کنم؟

00:01:05.600 --> 00:01:07.730
‫- خدایا! حالت خوبـه؟
‫- بچه‌ی کوفتی!

00:01:07.730 --> 00:01:10.690
‫- بذار ببینم.
‫- ولش کن بنیتو.

00:01:10.690 --> 00:01:11.780
‫خدایا.

00:01:13.360 --> 00:01:15.530
‫بیا.
‫روش رو فشار بده!

00:01:15.530 --> 00:01:17.610
‫- برو درمونگاه.
‫- حرفش هم نزن.

00:01:17.610 --> 00:01:19.410
.نباید باهاش تنها بمونی

00:01:19.410 --> 00:01:21.080
‫اون یه حیوونـه!
‫چاقو دستشـه!

00:01:21.080 --> 00:01:23.750
‫اون حیوون نیست!
‫فقط یه بچه‌س که ترسیده!

00:01:23.750 --> 00:01:24.830
‫رُزا.

00:01:24.830 --> 00:01:28.630
‫- لوئیس، ببرش درمونگاه!
‫- اینجا تنهات نمی‌ذارم.

00:01:28.630 --> 00:01:30.540
‫- خودم از پسش برمیام.
‫- باشه رزا. ببخشید.

00:01:32.420 --> 00:01:33.420
‫بیا پدر.

00:01:53.980 --> 00:01:55.440
‫اسمت چیـه؟

00:01:57.490 --> 00:01:58.780
‫اسم من رزاس.

00:02:01.120 --> 00:02:03.870
‫با چاقویی که گرفتی تو دستت
‫به یه نفر آسیب رسوندی.

00:02:05.870 --> 00:02:07.040
‫میدیش بهم؟

00:02:08.920 --> 00:02:09.960
‫ترسیدی؟

00:02:11.790 --> 00:02:13.910
‫من هم تاحالا خیلی ترسیدم.

00:02:16.670 --> 00:02:20.240
‫و هروقت این اتفاق برام می‌افته،
‫برای خودم یه قصه تعریف می‌کنم.

00:02:21.390 --> 00:02:24.820
‫اون چاقو رو ازت می‌گیرم و
‫یه قصه برات تعریف می‌کنم،‌ معامله‌ی خوبیـه؟

00:02:26.600 --> 00:02:29.310
‫البته قبلش بهت بگم‌ها،
‫قصه‌های من خیلی خنده‌دارن.

00:02:35.360 --> 00:02:36.490
‫تو چشمام نگاه کن.

00:02:42.120 --> 00:02:43.950
‫بهت آسیبی نمی‌زنم.

00:02:46.750 --> 00:02:48.820
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی.

00:02:59.800 --> 00:03:03.310
‫« زنان آبی‌پوش »

00:03:04.334 --> 00:03:15.334
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:04:02.700 --> 00:04:03.990
‫مامان توی جوونیش

00:04:04.950 --> 00:04:09.330
‫تصادفی کرد که باعث شد
‫نتونه بچه‌دار بشـه.

00:04:12.250 --> 00:04:15.880
‫با این فکر توی سرش بزرگ شد که
‫هیچوقت نمی‌تونه خونواده داشته باشـه.

00:04:18.210 --> 00:04:19.920
‫برای همین وارد صومعه شد.

00:04:19.920 --> 00:04:25.470
‫با بچه‌های یتیم و سر راهی کار می‌کرد،

00:04:25.470 --> 00:04:31.350
و بالاخره تونست خونواده‌ای که
‫ رویاش رو داشت رو داشته باشـه.

00:04:32.850 --> 00:04:33.850
ازدواج نکرد؟

00:04:35.810 --> 00:04:37.060
‫نوربرتوئـه.

00:04:38.480 --> 00:04:40.860
‫میشه گفت که هم اونجا بود
‫و هم نبود.

00:04:41.570 --> 00:04:43.610
‫اون با بچه‌ها ازدواج کرده بود.

00:04:44.110 --> 00:04:45.570
‫چندین سال پیش فوت کرد.

00:04:46.180 --> 00:04:50.240
‫می‌خواستم توی مراسم خاک‌سپاریش شرکت کنم
‫اما زنش پرتم کرد بیرون.

00:04:50.910 --> 00:04:53.830
‫انگار رازش فاش شده بود.

00:05:07.760 --> 00:05:09.050
‫کامیلا.

00:05:10.010 --> 00:05:11.100
‫مانولو.

00:05:13.480 --> 00:05:14.480
‫آنتونیو.

00:05:19.480 --> 00:05:20.900
‫«مامان رزا،

00:05:20.900 --> 00:05:24.040
‫ممنون که وقتی هیچکس باورمون نداشت،
‫تو بهمون ایمان داشتی.»

00:05:24.040 --> 00:05:26.990
‫«روز مادر مبارک.
‫از اینجا تا ماه دوستت دارم.»

00:05:26.990 --> 00:05:29.910
‫«مامان، ممنون بابت تمام عشقی که
‫به ما ورزیدی.

00:05:29.910 --> 00:05:31.870
‫وقتایی که مریض میشم،
‫مراقبمی.»

00:05:31.870 --> 00:05:33.830
‫این مال بنیتوئـه.

00:05:46.260 --> 00:05:49.430
‫پرسیدین که چرا پلیس رو خبر نکرده.

00:05:51.350 --> 00:05:52.430
‫به‌خاطر غرورش.

00:05:54.390 --> 00:05:57.230
‫خیلی مصمم شده بود که
‫از گذشته‌ی بنیتو خبردار بشـه.

00:05:57.810 --> 00:06:00.440
‫باور داشت تنها کسیـه که می‌تونه اون رو

00:06:00.440 --> 00:06:02.520
‫از هیولای درونش نجات بده.

00:06:03.610 --> 00:06:05.940
‫و همین به کشتنش داد.

00:06:08.820 --> 00:06:11.160
‫بنیتو شاید مادرخونده‌ش رو کشته باشه،

00:06:12.120 --> 00:06:14.290
‫اما دلیل نمیشـه که «لخت‌کن» باشـه.

00:06:14.290 --> 00:06:15.370
‫موافقم.

00:06:16.160 --> 00:06:19.330
‫باید یه ارتباطی بین این قتل‌ها و
‫«لخت‌کن» پیدا کنیم.

00:06:21.250 --> 00:06:22.250
‫یه انگیزه.

00:06:25.510 --> 00:06:27.260
‫هرشب تختش رو خیس می‌کنـه.

00:06:28.930 --> 00:06:32.350
‫کشیش مسئول خوابگاه‌شون فکر می‌کرد که
‫ باید ادبش کنـه و

00:06:32.350 --> 00:06:35.220
‫نزدیک بود چشمش رو از دست بده.

00:06:35.220 --> 00:06:36.730
‫خونواده‌ش چی؟

00:06:36.730 --> 00:06:37.940
‫هیچکس خبر نداره.

00:06:38.690 --> 00:06:41.980
‫پلیس گذاشتش اینجا و
‫چیز زیادی بهمون نگفت.

00:06:43.570 --> 00:06:44.780
‫خودش حرفی نزده؟

00:06:45.780 --> 00:06:49.030
‫از وقتی که اومده اینجا
‫یه کلمه هم حرف نزده.

00:06:51.570 --> 00:06:54.370
‫رزا، می‌دونم چی تو سرتـه.

00:06:55.240 --> 00:06:56.410
‫من که چیزی نگفتم.

00:06:57.960 --> 00:06:59.250
‫لازم نیست بگی.

00:06:59.250 --> 00:07:01.300
‫من بهتر از هرکسی می‌شناسمت.

00:07:02.420 --> 00:07:04.420
‫گوش کن،
‫بعد از اتفاق امروز،

00:07:04.420 --> 00:07:08.550
‫مجبورم بنیتو رو به یه تیمارستان معرفی کنم.

00:07:08.550 --> 00:07:10.260
‫تیمارستان لازم نداره.

00:07:11.470 --> 00:07:13.760
‫خونواده لازم داره.
‫فقط همین.

00:07:15.430 --> 00:07:19.640
‫رزا، برای بعضی از بچه‌ها
‫دیگه کاری از دست ما برنمیاد.

00:07:19.640 --> 00:07:22.520
‫چون نیازهای مخصوصی دارن.

00:07:22.520 --> 00:07:25.860
مادر، خودت خوب می‌دونی که
بچه‌هایی که به اونجا میرن

00:07:26.860 --> 00:07:28.400
.در آینده بهتر از قبل‌شون نمیشن

00:07:32.490 --> 00:07:34.580
‫اون جواب من رو داد.

00:07:34.580 --> 00:07:35.660
‫به حرفم گوش می‌کنـه.

00:07:36.450 --> 00:07:37.490
‫رزا.

00:07:39.960 --> 00:07:42.710
‫گفتی پلیسی که پیداش کرده
‫بهت چیزی نگفتـه.

00:07:42.710 --> 00:07:43.790
‫نه.

00:07:43.790 --> 00:07:45.840
‫بذار درمورد گذشته‌ش تحقیق کنم.

00:07:47.500 --> 00:07:51.800
‫خودت بهتر از هرکسی می‌دونی که وقتی
‫از زخم‌های گذشته باخبر بشیم،

00:07:52.470 --> 00:07:53.970
‫می‌تونیم درمان رو شروع کنیم.

00:08:03.940 --> 00:08:06.480
<i>‫«گذشته‌ برای من یه زخم باقی گذاشته بود.</i>

00:08:06.480 --> 00:08:11.320
<i>‫باعث شد هیچوقت نتونم مادر بشم،
‫اما فرزندخوندگی این اجازه رو بهم داد.</i>

00:08:12.890 --> 00:08:14.680
‫برای همین ته قلبم می‌دونم که

00:08:14.680 --> 00:08:21.210
بنیتو هم مثل من، حق داره که
‫ فرصتی برای خونواده داشتن،‌ داشته باشـه.

00:08:23.210 --> 00:08:24.580
‫مامان همچین آدمی بود.

00:08:26.460 --> 00:08:29.060
‫همون‌قدر که سخاوتمند بود،
‫همون‌قدر هم کور بود.

00:08:29.630 --> 00:08:31.630
‫بیاین بچه‌ها!

00:08:32.720 --> 00:08:34.380
‫می‌خوام با یکی آشنا شین.

00:08:36.470 --> 00:08:37.930
‫این‌ها خواهر برادرهاتن.

00:08:37.930 --> 00:08:39.260
‫ایشون آنتونیو هستن.

00:08:39.260 --> 00:08:40.930
‫سلام.
‫من ویسنته‌م.

00:08:42.560 --> 00:08:44.780
‫از آشنایی باهات خوشوقتم.
‫من کامیلام.

00:08:45.230 --> 00:08:46.980
‫چندسالتـه؟
‫من نه سالمـه.

00:08:49.900 --> 00:08:51.820
‫بنیتو هنوز آماده‌ی حرف زدن نیست

00:08:52.360 --> 00:08:55.820
‫اما دلیل نمیشـه که
‫ما باهاش حرف نزنیم، مگه نه؟

00:08:56.490 --> 00:08:58.580
‫یکی دیگه هم هست که
‫باید باهاش آشنا شی.

00:08:58.990 --> 00:09:03.160
‫کنا!
‫بیا دختر.

00:09:04.870 --> 00:09:07.920
‫خیلی آرومـه.
‫دیگه پیر شده اما با هم کنار میاین.

00:09:10.590 --> 00:09:12.090
‫کی گرسنه‌شـه؟

00:09:12.090 --> 00:09:13.550
‫- من.
‫- من.

00:09:13.550 --> 00:09:16.260
‫- بریم غذا بخوریم. بیاین میز رو بچینیم.
‫- بریم.

00:09:17.680 --> 00:09:20.470
<i>‫از همون روز اول هم ظاهر عجیبی داشت.</i>

00:09:21.100 --> 00:09:22.770
<i>‫همیشه‌ی خدا ساکت بود.</i>

00:09:24.270 --> 00:09:26.040
‫بهش نمی‌خورد خجالتی باشـه.

00:09:27.270 --> 00:09:28.730
‫جوری بود که انگار...

00:09:29.820 --> 00:09:32.900
‫داشت تو ذهنش نقشه‌ای طراحی می‌کرد.

00:09:35.900 --> 00:09:38.240
‫دوست دارم درمورد مادرت برام تعریف کنی.

00:09:39.620 --> 00:09:42.330
‫یه چیز قشنگ که تو رو یاد اون بندازه.

00:09:44.080 --> 00:09:45.910
‫یا چیزی که تو رو یاد بابات بندازه.

00:09:49.670 --> 00:09:50.670
‫سلام.

00:09:52.300 --> 00:09:53.880
‫پس بنیتو تویی.

00:09:55.590 --> 00:09:57.760
‫بنیتو، ایشون نوربرتو هستن.

00:09:58.840 --> 00:10:00.930
‫هر از گاهی میان و یه سری بهمون می‌زنن.

00:10:00.930 --> 00:10:02.350
‫هروقت که بتونم.

00:10:04.220 --> 00:10:05.850
‫بیرون منتظر می‌مونم.

00:10:11.690 --> 00:10:13.110
‫تو چت شده؟

00:10:14.780 --> 00:10:16.780
‫خودت خواستی.

00:10:37.550 --> 00:10:38.930
‫مجبور شدم بخوابونمش.

00:10:38.930 --> 00:10:40.090
‫روز اولشـه.

00:10:42.010 --> 00:10:44.890
‫گفته بودی دیگه بچه‌ای رو
‫به فرزندی قبول نمی‌کنی.

00:10:44.890 --> 00:10:47.270
‫تو هم گفته بودی از پیش زنت میری.

00:10:49.100 --> 00:10:50.690
‫این‌ها فرق دارن.

00:10:52.810 --> 00:10:55.020
‫خواست خدا بوده که من مادرش باشم.

00:10:56.860 --> 00:11:00.110
‫مانولو که بره،
‫سه تا بچه برات می‌مونـه.

00:11:01.070 --> 00:11:03.280
‫چهارمی رو دیگه برای چی می‌خوای؟

00:11:03.280 --> 00:11:04.620
‫تو هم می‌تونی کمکم کنی.

00:11:05.240 --> 00:11:06.700
‫اگه بیای پیش من زندگی کنی.

00:11:12.130 --> 00:11:13.340
‫صبر کن.

00:11:15.250 --> 00:11:17.010
‫هی، کجا میری؟

00:11:39.360 --> 00:11:40.530
‫چیزی نیست عزیزم.

00:11:41.280 --> 00:11:43.780
‫اشکال نداره.
‫آروم باش.

00:11:44.450 --> 00:11:45.450
‫باشه؟

00:11:49.710 --> 00:11:51.460
‫همه‌چی مرتبـه.

00:11:52.580 --> 00:11:53.580
‫بذار ببینم.

00:11:53.580 --> 00:11:54.840
‫یه ملافه برام بیار.

00:11:57.300 --> 00:11:59.300
‫شلوارت رو هم عوض کن.

00:12:03.800 --> 00:12:04.890
‫این رو تو کشیدی؟

00:12:05.510 --> 00:12:09.600
<i>‫چی اینقدر بهت آسیب زده؟
‫کی اذیتت کرده؟</i>

00:12:15.770 --> 00:12:21.650
‫باید بفهمم که اون
‫ از چی یا کی اینقدر می‌ترسـه.»

00:12:28.950 --> 00:12:30.370
‫چی پیدا کردی رزا؟

00:12:33.210 --> 00:12:34.710
‫چطور می‌تونم فراموشش کنم؟

00:12:35.830 --> 00:12:38.340
‫اما متاسفانه باید بگم که

00:12:39.130 --> 00:12:41.800
‫نمی‌تونم اطلاعاتی درمورد این پرونده رو
‫بهتون بدم.

00:12:41.800 --> 00:12:45.050
‫قول میدم هرچیزی که اینجا بهم بگین رو
‫تا گور با خودم ببرم.

00:12:45.050 --> 00:12:46.720
‫دستور دادگاهـه خانم.

00:12:47.300 --> 00:12:48.970
‫من که قانون‌ها رو نمی‌نویسم.

00:12:48.970 --> 00:12:51.140
‫یعنی پرونده هنوز بازه؟

00:12:52.390 --> 00:12:53.770
‫نه.

00:12:54.520 --> 00:12:56.520
‫هنوز نمی‌دونیم کار کی بوده.

00:12:56.520 --> 00:13:00.440
‫- شما هم فقط یه شهروندین...
‫- یه لحظه به حرفام گوش کنین.

00:13:00.940 --> 00:13:04.660
‫من تجربه‌ی چندین سال کار با بچه‌هایی رو
‫  دارم که با رنج و سختی روبرو شدن.

00:13:05.910 --> 00:13:09.160
‫برای کمک کردن بهشون،
‫به اطلاعاتی درمورد گذشته‌شون نیاز دارم.

00:13:12.120 --> 00:13:13.710
‫اگه از مریضی چیزی ندونم

00:13:15.460 --> 00:13:16.960
‫چطوری می‌تونم درمانش کنم؟

00:13:16.960 --> 00:13:18.460
‫خود بنیتو که چیزی نمیگـه.

00:13:19.630 --> 00:13:22.760
‫یه ماهه که یه کلمه هم حرفی نزده.

00:13:22.760 --> 00:13:25.630
‫اما هرشب جاش رو خیس می‌کنـه و

00:13:26.390 --> 00:13:29.430
‫به‌خاطر کابوس‌هایی که دیده
‫تموم بدنش خیس عرق میشـه.

00:13:29.430 --> 00:13:32.850
‫اگه بتونم به حرفش بیارم،
‫شاید بهمون بگه که

00:13:34.230 --> 00:13:35.890
‫چه اتفاقی برای مادرش افتاده.

00:13:36.440 --> 00:13:38.610
‫و حتی بتونه به تحقیقات شما هم کمک کنـه.

00:13:38.610 --> 00:13:39.690
‫خواهش می‌کنم.

00:13:43.150 --> 00:13:45.740
‫هیشکی نباید چیزی که اون دید رو ببینـه،

00:13:46.990 --> 00:13:48.740
‫چه برسه یه پسر با سن و سال اون.

00:13:51.160 --> 00:13:54.580
<i>‫اون شب از کارخونه‌ی تصفیه‌ی آب
‫باهامون تماس گرفتن.</i>

00:14:03.840 --> 00:14:05.170
‫بازرس مورالس.

00:14:05.670 --> 00:14:06.880
‫گارسیا.

00:14:08.430 --> 00:14:10.890
‫- مظنونی پیدا نکردین؟
‫- نه هنوز.

00:14:10.890 --> 00:14:13.220
‫داریم با تموم مدیرها و
‫ کارکن‌ها تماس می‌گیریم.

00:14:14.060 --> 00:14:16.020
‫کسی چیز غیرعادی‌ای ندیده.

00:14:16.810 --> 00:14:19.020
‫قربانی توی تصفیه‌خونه کار می‌کرده.

00:14:19.020 --> 00:14:21.610
‫اسمش خاسینتا پرراس.

00:14:21.610 --> 00:14:22.940
‫همراهم بیاین قربان.

00:14:29.200 --> 00:14:30.410
‫همینجاس قربان.

00:14:30.410 --> 00:14:32.080
‫همین یکی.
‫شماره‌ی ۳۷.

00:14:32.080 --> 00:14:35.700
‫- آوردینش بیرون؟
‫- نه هنوز. منتظر شما بودیم.

00:14:35.700 --> 00:14:37.410
‫یعنی چی گارسیا؟

00:14:37.410 --> 00:14:38.620
‫پس شرافت‌تون کجا رفتـه؟

00:14:39.540 --> 00:14:42.600
‫- بیارینش بیرون بابا!
‫- شنیدین که چی گفتن. بیارینش بیرون!

00:14:44.460 --> 00:14:46.170
‫هی پسر،
‫تو نباید اونجا باشی!

00:14:46.680 --> 00:14:48.050
‫این بچه اینجا چی‌کار می‌کنـه؟

00:14:48.050 --> 00:14:49.930
‫- برو دنبالش! بپرسین چی دیده!
‫- بله قربان.

00:14:49.930 --> 00:14:51.430
‫- بجنبین.
‫- بچه‌هه رو بگیرین!

00:14:51.430 --> 00:14:55.470
‫«اون شب بنیتو چیزی دید که
‫روح هرکسی رو متلاشی می‌کنـه.

00:14:56.350 --> 00:14:58.770
‫مادر خودش.
‫مرده بود.

00:14:59.810 --> 00:15:01.960
‫عین یه تیکه زباله دور انداخته شده بود.»

00:15:01.960 --> 00:15:05.980
‫دوستاش تو تصفیه‌خونه می‌گفتن که
‫اون خیلی ساکت بوده.

00:15:05.980 --> 00:15:08.990
‫وقتی پسره رو گرفتیم،
‫بردیمش خونه‌ش تا

00:15:08.990 --> 00:15:11.490
‫ببینیم کسی اونجا هست یا نه ولی

00:15:12.240 --> 00:15:13.240
.نبود

00:15:14.410 --> 00:15:15.780
‫تنها زندگی می‌کردن.

00:15:15.950 --> 00:15:18.160
‫پس یعنی چیزی از پدرش نمی‌دونیم؟

00:15:19.790 --> 00:15:21.040
‫میشه این رو نگه دارم؟

00:15:22.670 --> 00:15:24.340
‫اشیاء مربوط به گذشته...

00:15:26.420 --> 00:15:29.010
‫می‌تونن جرقه‌ای برای
‫ به یاد آوردن ایجاد کنن.

00:15:32.090 --> 00:15:37.020
‫وقتی که پسره رو بردیم صومعه

00:15:38.640 --> 00:15:41.480
‫قبلش برده بودیمش خونه‌ش تا
‫چمدونش رو ببنده.

00:15:43.520 --> 00:15:46.110
<i>‫احتمالاً بتونین اون تو
‫چیزای بیشتری پیدا کنین.</i>

00:16:19.930 --> 00:16:21.230
‫ببخشید بنیتو.

00:16:25.020 --> 00:16:29.480
‫من فقط می‌خوام بهت کمک کنم اما
‫تو هم باید اجازه بدی وارد زندگیت شم.

00:16:33.740 --> 00:16:34.950
‫مجبورت نمی‌کنم

00:16:35.820 --> 00:16:38.540
‫اما قول میدم اگه بهم اجازه بدی،
‫به نفع خودت میشـه.

00:16:41.370 --> 00:16:43.330
‫شاید حتی جلوی کابوس‌هات رو هم بگیره.

00:16:45.330 --> 00:16:47.800
‫مگه دلت همچین چیزی نمی‌خواد؟

00:16:51.420 --> 00:16:52.420
‫من رو ببخش، باشـه؟

00:16:55.090 --> 00:16:56.090
‫من رو ببخش.

00:17:00.060 --> 00:17:02.520
<i>‫«و با این که کنجکاوی داشت از درون
‫من رو می‌خورد،</i>

00:17:03.310 --> 00:17:07.020
<i>‫سر قولم وایسادم و دیگه هیچوقت بدون اجازه‌ش
‫نرفتم سر وسایلش.</i>

00:17:08.190 --> 00:17:12.610
‫گفتم شاید طناب‌درمانی اون رو به حرف بیاره
‫اما فایده‌ای نداشت.»

00:17:14.110 --> 00:17:15.410
‫طناب‌درمانی دیگه چیـه؟

00:17:18.990 --> 00:17:23.750
‫تمرینیـه که ذهنت رو مشغول نگه می‌داره و

00:17:24.670 --> 00:17:27.290
‫اینطوری کلمات راحت‌تر
.از دهنت خارج میشن

00:17:29.960 --> 00:17:32.210
‫نه ویسنته.
‫باید از اول شروع کنی.

00:17:33.010 --> 00:17:35.380
‫بهت که گفتم،
‫باید محکم‌تر ببندی.

00:17:36.180 --> 00:17:37.340
‫باشه مامان.

00:17:38.220 --> 00:17:41.100
‫دوست دارم یه نامه برای مامانم
‫ به بهشت بفرستم.

00:17:41.600 --> 00:17:42.600
‫شدنیـه؟

00:17:43.520 --> 00:17:44.890
‫معلومـه.

00:17:44.890 --> 00:17:46.480
‫وصلش می‌کنیم به یه بالون.

00:17:47.190 --> 00:17:48.730
‫اگه یه پرنده بخورتش چی؟

00:17:48.730 --> 00:17:51.570
‫اینجاش گیر می‌کنـه،
‫توی گردنش.

00:17:54.740 --> 00:17:58.070
‫تو چی بنیتو؟
‫نمی‌خوای چیزی بگی؟

00:18:01.950 --> 00:18:04.250
‫بافت بنیتو رو دیدی؟

00:18:04.250 --> 00:18:05.910
‫طناب قشنگیـه.
‫نگاه کن.

00:18:05.910 --> 00:18:08.790
‫تازه هم یاد گرفتـه.
‫می‌بینی؟

00:18:08.790 --> 00:18:11.300
‫خیلی قشنگـه.
‫کارت عالی بود.

00:18:16.590 --> 00:18:18.140
‫ویسنته.

00:18:18.140 --> 00:18:19.470
‫ویسنته!

00:18:19.470 --> 00:18:21.720
<i>‫«یه کوچولو نگران ویسنته‌م.</i>

00:18:21.720 --> 00:18:23.390
‫هنوز اون رو نپذیرفته.

00:18:24.810 --> 00:18:26.140
‫فکر می‌کنم حسودی می‌کنـه.»

00:18:26.140 --> 00:18:28.810
‫این درست نیست.
‫من حسودی نمی‌کردم.

00:18:29.810 --> 00:18:33.860
‫فقط می‌دونستم که یه اتفاق بد
‫قرار بود بیفته.

00:18:35.070 --> 00:18:36.490
‫چی باعث شد همچین فکری بکنی؟

00:18:40.200 --> 00:18:41.950
<i>‫طرز نگاه کردنش بهش.</i>

00:18:43.330 --> 00:18:44.540
<i>‫انگار ازش تنفر داشت.</i>

00:18:47.080 --> 00:18:48.460
‫دلت برام تنگ شده بود؟

00:18:51.170 --> 00:18:52.420
‫می‌دونی که تنگ شده بود.

00:18:53.380 --> 00:18:55.340
‫اما آخرین بار،
‫یه ماه پیش اومده بودی.

00:18:57.630 --> 00:18:58.760
‫انتظار نداشتم.

00:19:05.220 --> 00:19:06.230
‫دوستم داری؟

00:19:08.600 --> 00:19:09.600
‫خیلی دوستت دارم.

00:19:11.940 --> 00:19:13.070
‫الان کنارتم، مگه نه؟

00:19:18.408 --> 00:19:19.409
‫آره.

00:19:20.244 --> 00:19:23.205
‫شاید تمام چیزهایی رو که
‫می‌خواستیم نداشته باشیم،

00:19:24.706 --> 00:19:25.707
‫اما این لحظه،

00:19:26.416 --> 00:19:27.501
‫این رقص،

00:19:28.627 --> 00:19:30.337
‫هیچکس نمی‌تونه اینارو ازمون بگیره.

00:19:36.051 --> 00:19:37.761
‫بس‌کن! ولم کن.

00:19:39.304 --> 00:19:41.390
‫همیشه یواشکی نگاه‌ش می‌کرد؛ از مامانم متنفر بود.

00:19:42.099 --> 00:19:45.435
‫من می‌دونستم بنیتو پسر خطرناکیه؛
‫می‌دونستم.

00:19:46.603 --> 00:19:48.939
‫- ولم کن!
‫- آروم باشید! کافیه.

00:19:48.939 --> 00:19:51.066
‫کافیه. چی شده؟

00:19:51.066 --> 00:19:53.151
‫من کاری نکردم. تقصیر اون بود.
‫پسره‌ی وحشی!

00:19:53.151 --> 00:19:54.987
‫اینطوری نگو پسرم.

00:19:56.780 --> 00:19:59.157
‫پشت در قایم شده بود و یواشکی
‫شما رو نگاه می‌کرد.

00:19:59.157 --> 00:20:02.119
‫- راست می‌گه بنیتو؟ راست می‌گه؟
‫- آروم باشید.

00:20:04.746 --> 00:20:07.416
‫برید توی اتاق‌هاتون. همین الان.

00:20:07.416 --> 00:20:08.876
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

00:20:10.627 --> 00:20:11.628
‫برو پسرم.

00:20:16.800 --> 00:20:19.052
‫دیگه خسته شدم بنیتو. جدی می‌گم.

00:20:20.429 --> 00:20:23.056
‫توی این خونه خشونت هیچ جایی نداره.

00:20:24.224 --> 00:20:26.268
‫بعضی وقت‌ها می‌گم می‌خواد
‫حرف بزنه و همه‌چی رو بگه

00:20:28.979 --> 00:20:30.939
‫اما بعد می‌بینم نه خبری نیست.

00:20:32.691 --> 00:20:34.818
‫واقعاً نمی‌دونم چی توی کله‌ت می‌گذره.

00:20:36.445 --> 00:20:38.280
‫چرا اینقدر ترس و نفرت توی وجودته؟

00:20:41.116 --> 00:20:43.535
‫بعضی وقت‌ها با خودم می‌گم
‫حق با مادر سوپریور بود.

00:20:46.121 --> 00:20:49.333
‫شاید تو یه مشکل داری که من
‫از پسش برنمیام!

00:20:52.878 --> 00:20:55.797
‫و دقیقاً همون لحظه‌ای که
‫داشتم نا اُمید می‌شدم...

00:20:56.715 --> 00:20:59.510
‫اگه بهت بگم، قول می‌دی به کسی نگی؟

00:21:06.517 --> 00:21:07.726
‫قسم می‌خورم.

00:21:10.646 --> 00:21:12.648
‫اسم مامانم «خاسینتا» بود.

00:21:14.358 --> 00:21:16.610
‫این اولین باری بود که صحبت کرد.

00:21:17.444 --> 00:21:19.947
‫و آخرین باری که همه‌چی رو برام تعریف کرد.

00:21:21.365 --> 00:21:23.825
‫یه‌شب، مثل تمام بچه‌های دیگه...

00:21:24.535 --> 00:21:26.662
‫با جیغ‌های مادرش از خواب بیدار شده بود

00:21:32.459 --> 00:21:33.877
‫چرا بهم دروغ می‌گی؟

00:21:33.877 --> 00:21:35.445
‫توی صورتم نگاه می‌کنی و دروغ می‌گی!

00:21:38.549 --> 00:21:40.300
‫کدوم گوری بودی؟

00:21:40.300 --> 00:21:42.344
‫یک ساعت و نیمـه منتظرتم!

00:21:42.970 --> 00:21:43.971
‫یک ساعت و نیم.

00:21:43.971 --> 00:21:46.723
‫با کدوم حروم‌زاده‌ای بودی؟

00:21:48.016 --> 00:21:50.686
‫به کدوم بی‌شرفی می‌دادی؟

00:21:54.690 --> 00:21:56.233
‫بیدار شو بنیتو!

00:21:59.319 --> 00:22:01.029
‫همین‌جا وایسا. چشم‌هات رو باز نکن.

00:22:11.957 --> 00:22:13.483
‫اون‌ سمت رو نگاه نکن بنیتو.

00:22:17.171 --> 00:22:20.231
‫سعی کردم ازش بپرسم با دیدن اون
‫صحنه‌ها چه حسی بهش دست می‌داده...

00:22:20.382 --> 00:22:23.177
‫اما فقط ماجرا رو تعریف کرد و جواب نداد.

00:22:24.636 --> 00:22:27.139
‫خاسینتا کاری رو کرد که هر
‫مادر دیگه‌ای هم بود انجام می‌داد.

00:22:28.182 --> 00:22:30.642
‫می‌خواست پسرش زندگی
‫بهتری داشته باشه،

00:22:32.519 --> 00:22:34.479
‫برای همین برای همیشه از اون‌جا رفتن.

00:22:36.857 --> 00:22:41.153
‫خاسینتا از خطرات رفتن آگاه بود،

00:22:42.571 --> 00:22:46.116
‫اما می‌دونست موندن خطرناک‌ترـه.

00:22:47.868 --> 00:22:48.869
‫زن بیچاره...

00:22:53.893 --> 00:23:00.893


00:23:07.513 --> 00:23:09.640
‫مهم اینه که ما هم رو داریم.

00:23:10.682 --> 00:23:12.518
‫و هیچکس دیگه نمی‌تونه
‫به‌مون آسیب بزنه.

00:23:13.101 --> 00:23:14.102
‫هیچوقت!

00:23:27.282 --> 00:23:29.368
‫این رو بهت قول می‌دم.

00:23:30.035 --> 00:23:31.703
‫قول‌های واقعی...

00:23:32.746 --> 00:23:33.747
‫هیچوقت شکسته نمی‌شن.

00:23:43.257 --> 00:23:46.093
‫خاسینتا برای مدتی سر قولش وایستاد.

00:23:48.136 --> 00:23:51.306
‫توی یه شرکت تصفیه‌آب کار پیدا کرد.

00:23:52.432 --> 00:23:55.811
‫بنیتو هر روز صبح تا دم
ایستگاه اتوبوس همراهش می‌رفت.

00:24:03.277 --> 00:24:06.530
 عصر هم دوباره می‌رفت دنبالش؛
‫توی همون سن کم.

00:24:07.406 --> 00:24:10.284
‫بنیتو احساس مسئولیت می‌کرد
‫که باید از مادرش محافظت کنه.

00:24:13.120 --> 00:24:17.082
‫کم کم، اون مکان تاریک و سردی که
‫بهش پناه برده بودن،

00:24:17.583 --> 00:24:20.169
‫به خونه‌شون تبدیل شد.

00:24:20.919 --> 00:24:22.337
‫تا این‌که یه‌روز...

00:24:26.758 --> 00:24:31.430
‫بنیتو فکر کرد این اتوبوس مادرش نیست؛
‫منتظر اتوبوس بعدی موند

00:24:31.430 --> 00:24:35.017
‫اتوبوس‌ها اومدن و رفتن
‫تا این‌که شب شد.

00:24:36.393 --> 00:24:37.686
‫آهای بچه‌جون!

00:24:38.854 --> 00:24:39.855
‫سوار شو!

00:24:40.898 --> 00:24:42.816
‫من می‌برمت ایستگاهی که
‫مامانت پیاده می‌شه.

00:24:48.530 --> 00:24:51.408
‫بنیتو آخرین ایستگاه اتوبوس پیاده شد

00:24:52.242 --> 00:24:53.785
‫جایی که تصفیه‌خونه آب قرار داشت.

00:25:39.665 --> 00:25:42.793
‫اولش فکر کرد روح دیده،
‫اما بعد متوجه شد که...

00:25:43.585 --> 00:25:44.586
‫نه.

00:25:45.462 --> 00:25:48.173
‫اون پدرشه؛ رنـه.

00:25:48.966 --> 00:25:51.218
‫زنده بود و پیداشون کرده بود.

00:25:54.096 --> 00:25:56.765
‫خواهش می‌کنم! ولم کن.

00:25:58.141 --> 00:25:59.810
‫دست‌هام رو باز کن.

00:25:59.810 --> 00:26:00.978
‫گوش کن ببین چی می‌گم.

00:26:02.354 --> 00:26:04.439
‫کارهای پدرت هیچ‌ کدوم‌شون تقصیر تو نیست.

00:26:06.525 --> 00:26:07.526
‫واقعاً نیست.

00:26:12.030 --> 00:26:14.123
‫حالا دیگه می‌تونی با خیال راحت بخوابی.

00:26:15.784 --> 00:26:17.286
‫هیچکس دیگه نمی‌تونه اذیتت کنه.

00:26:20.956 --> 00:26:23.709
‫یعنی دیگه نمی‌رم بیمارستان درسته؟

00:26:25.169 --> 00:26:26.253
‫معلومه که نه.

00:26:31.758 --> 00:26:33.302
‫ممنون که بهم اعتماد کردی.

00:26:42.269 --> 00:26:44.521
‫الان استراحت کن و راحت بخواب.

00:27:06.543 --> 00:27:08.462
‫تا اون زمان هرگز زیر قولم نزده بودم،

00:27:09.087 --> 00:27:12.633
‫اما اون لحظه، با خودم فکر کردم
‫تنها راه کمک کردن به بنیتو

00:27:12.633 --> 00:27:14.760
‫در جریان گذاشتن پلیس‌ـه.

00:27:16.094 --> 00:27:17.889
‫به لطف چیزایی که بنیتو
‫دیده بود و تعریف کرد،

00:27:17.914 --> 00:27:21.354
‫پدرش کمتر از یک ماه زندانی شد.

00:27:21.808 --> 00:27:23.936
‫پسر کو ندارد نشان از پدر.

00:27:25.187 --> 00:27:27.022
‫هردوتاشون مریض بودن.

00:27:32.319 --> 00:27:33.820
‫می‌رم به سگ‌هام غذا بدم.

00:27:39.243 --> 00:27:44.122
‫بزرگ شدن توی همچین فضای
‫خشونت‌آمیزی روی هرکسی تاثیر می‌ذاره.

00:27:44.122 --> 00:27:45.499
‫اینطور نیست.

00:27:45.499 --> 00:27:47.209
‫چرا هست.

00:27:47.709 --> 00:27:51.296
‫- قطعاً...
‫- مادر و پدرم جلوی چشم‌هام به قتل رسیدن

00:27:53.006 --> 00:27:56.677
‫اما من هرگز به کسی آسیب نزدم.

00:27:58.512 --> 00:28:03.559
‫گذشته یک آدم نمی‌تونه رفتارش رو توجیه کنه.

00:28:07.062 --> 00:28:11.900
‫خب حالا بنیتو قاتل لخت‌کنـه با نـه؟

00:28:13.235 --> 00:28:14.236
‫نمی‌دونم.

00:28:15.988 --> 00:28:18.740
‫ما فقط می‌دونیم اون از کجا
‫طناب بافتن رو یاد گرفته بوده.

00:28:20.075 --> 00:28:21.827
‫این‌که آدم کم‌حرفی بوده،

00:28:22.494 --> 00:28:27.624
‫اما انگار بودن در کنار رُزا از خشونت‌ش
‫کم کرده بوده نه زیاد.

00:28:31.670 --> 00:28:33.130
‫واسه حدس زدن خیلی زوده...

00:28:34.548 --> 00:28:35.966
‫اطلاعات بیشتری نیاز داریم.

00:28:38.635 --> 00:28:42.097
‫قبل از این‌که ادامه بدیم نیاز دارم
‫برم بیرون یه هوایی تازه کنم.

00:29:13.170 --> 00:29:14.546
‫من منتظرت موندم...

00:29:15.797 --> 00:29:17.424
‫همون شبی که قرار بود با هم حرف بزنیم.

00:29:19.259 --> 00:29:21.720
‫این روزها زندگی‌ام خیلی به‌هم ریخته‌ست.

00:29:25.265 --> 00:29:26.350
‫از کارمون پشیمونی؟

00:29:29.311 --> 00:29:31.396
‫با توجه به چیزایی که توی زندگی‌ام یاد گرفتم

00:29:33.857 --> 00:29:37.569
‫اتفاقی که بین‌مون افتاد واقعاً اشتباه بود.

00:29:40.739 --> 00:29:41.740
‫اما...

00:29:44.243 --> 00:29:45.577
‫من اینطوری فکر نمی‌کنم.

00:29:46.411 --> 00:29:49.206
‫در حال حاضر توی شرایط
‫خیلی سخت و گیج‌کننده ای هستم.

00:29:51.250 --> 00:29:52.376
‫و نمی‌تونم...

00:29:53.710 --> 00:29:56.672
‫فقط احساسات‌ام رو در نظر بگیرم.

00:29:59.091 --> 00:30:03.220
‫باید قبل از انجام دادن کاری که

00:30:03.220 --> 00:30:07.057
‫ممکنه به دوتامون آسیب بزنه...

00:30:08.350 --> 00:30:10.561
‫درمورد آینده‌ی زندگی‌ام حسابی فکر کنم.

00:30:12.354 --> 00:30:13.522
‫نگرانِ من نباش.

00:30:16.733 --> 00:30:18.652
‫من کل زندگی‌ام با درد و عذاب گذشته.

00:30:20.362 --> 00:30:22.364
‫منظورت از این درد و عذاب چیـه؟

00:30:29.288 --> 00:30:30.289
‫یه پسر داشتم...

00:30:32.541 --> 00:30:33.834
‫اگه زنده بود الان پنج سالش بود.

00:30:36.003 --> 00:30:37.921
‫اما وقتی یازده ماهـش بود مُرد.

00:30:40.841 --> 00:30:41.884
‫جلوی چشم خودم.

00:30:43.969 --> 00:30:45.053
‫توی اتاقش.

00:30:46.889 --> 00:30:48.390
‫من کنارش...

00:30:51.810 --> 00:30:52.853
‫خوابم برد.

00:30:58.567 --> 00:31:04.239
‫با گریه‌‌های مادرش از خواب بیدار شدم،
‫داد می‌زد نفس نمی‌کشه!

00:31:16.835 --> 00:31:18.504
‫از نیروی انتظامی اخراج شدم.

00:31:20.380 --> 00:31:22.090
‫حقم بود.

00:31:25.135 --> 00:31:28.722
‫چطوری وقتی نمی‌تونم از بچه خودم محافظت
‫کنم، بیام مسئولیت یک شهر رو به عهده بگیرم؟

00:31:29.640 --> 00:31:30.891
‫واقعاً متاسفم...

00:31:36.438 --> 00:31:38.398
‫یه‌چیز مهم توی دفتر خاطرات پیدا کردم.

00:31:39.566 --> 00:31:42.903
‫یه مدت بعد، وقتی که بنیتو 17 سالش بوده

00:31:44.780 --> 00:31:48.659
‫بعد از این‌که بنیتو درمورد مرگ مادرش
‫با رُزا حرف می‌زنه...

00:31:48.659 --> 00:31:50.285
‫انگار اوضاع داشته بهتر می‌شده

00:31:50.994 --> 00:31:52.660
‫یا شاید هم رُزا اینطور فکر می‌کرده.

00:31:53.121 --> 00:31:55.499
‫تا وقتی که داستانِ اون سگـه پیش میاد.

00:31:56.250 --> 00:31:57.251
‫«کنا»

00:31:58.210 --> 00:32:00.629
‫آره کنا. این‌جا رو داشته باشید

00:32:08.679 --> 00:32:12.683
‫«هفت ساله که بنیتو این‌جاست و
‫من واقعاً از پیشرفت و تغییرات‌ش خوشحالم»

00:32:13.767 --> 00:32:15.394
‫بلاخره حس می‌کنم اون جزوی از ما شده.

00:32:16.228 --> 00:32:17.312
‫زیاد صحبت نمی‌کنه،

00:32:17.312 --> 00:32:21.191
‫ولی عاشقِ کوچیک‌ترین جزئیات زندگیه.
‫مثل گل‌ها.

00:32:21.775 --> 00:32:25.070
‫به‌شدت عاشق باغچه گل‌های رُز توی حیاطـه.

00:32:30.659 --> 00:32:33.036
‫من واقعاً از ته دل احساس می‌کنم اون پسر

00:32:33.036 --> 00:32:35.455
‫خشنی که توی صومعـه دیدم رو تغییر دادم.

00:32:36.206 --> 00:32:38.458
‫اما برای اتفاقی که یکم بعدتـر افتاد،
‫اصلاً آماده نبودم.

00:32:38.458 --> 00:32:39.793
‫مامان! اون من رو زد!

00:32:41.170 --> 00:32:42.421
‫من رو زد!

00:32:44.923 --> 00:32:46.925
‫آروم باش! تکون نخور عزیزم.

00:32:47.968 --> 00:32:48.969
‫کنـا!

00:32:51.138 --> 00:32:52.222
‫آروم باش عزیزم.

00:32:52.222 --> 00:32:53.307
‫کنـا!

00:32:54.016 --> 00:32:55.100
‫کـنا!

00:32:56.643 --> 00:32:57.936
‫تو کُشتیش!

00:32:57.936 --> 00:32:59.855
‫- خودش بهم حمله کرد.
‫- دروغگو! تو کنا رو کُشتی!

00:32:59.855 --> 00:33:01.857
‫- خودش بهم حمله کرد!
‫- توی یه هیولایی!

00:33:01.857 --> 00:33:03.400
‫قاتل!

00:33:21.335 --> 00:33:22.336
‫ویسنته؟

00:33:24.546 --> 00:33:25.547
‫ویسنته؟

00:33:26.548 --> 00:33:29.384
‫نباید بنیتو رو مقصر اتفاقی
‫بدونی که برای کنا افتاده.

00:33:30.761 --> 00:33:32.221
‫باید آشتی کنید.

00:33:35.265 --> 00:33:37.392
‫باهاش حرف بزن. اون برادرته.

00:33:40.187 --> 00:33:42.898
‫من با اون قاتل آشتی نمی‌کنم.

00:33:44.024 --> 00:33:46.902
‫ویسنته، اتفاقی که افتاده تقصیر کنا بود؛
‫نه بنیتو!

00:33:49.696 --> 00:33:51.031
‫این حقیقت نداره!

00:33:53.325 --> 00:33:55.327
‫کی دیدی کنا وحشی‌بازی دربیاره؟

00:33:55.327 --> 00:33:59.039
‫دست برادرت 52 تا بخیه خورد.
‫نزدیک بود بازوش قطع بشه!

00:33:59.039 --> 00:34:01.792
‫- اصلاً کاش می‌مُرد!
‫- کافیه!

00:34:01.792 --> 00:34:03.585
‫این چرت و پرت‌ها چیـه می‌گی؟

00:34:05.838 --> 00:34:08.757
‫بنیتو زندگی خیلی سختی داشته.
‫خودتم می‌دونی!

00:34:08.757 --> 00:34:09.842
‫من چی؟

00:34:11.426 --> 00:34:12.969
‫حداقل اون بابا داره!

00:34:12.969 --> 00:34:14.972
‫باباش آدم خوبی نیست.

00:34:14.972 --> 00:34:18.016
‫پس برای چی واسه
‫هم‌دیگه نامه می‌نویسن؟

00:34:19.518 --> 00:34:23.563
‫واقعاً از این‌که بنیتو و پدرش با هم
‫در ارتباط بودن تعجب کردم.

00:34:24.606 --> 00:34:26.692
‫اون آدم با بنیتو چیکار داره؟

00:34:28.318 --> 00:34:31.947
‫امیدوارم خدا من رو بابت شکستن قول‌ام
‫ببخشه اما هیچ چاره دیگه‌ای نداشتم.

00:34:34.824 --> 00:34:38.871
‫تنها مکانی هر روز به‌اونجا سر می‌زد،
‫ باغچه گل‌های رز بود.

00:35:23.874 --> 00:35:26.960
‫نامه‌هایی که پدرش از زندان براش
‫می‌فرستاد رو پیدا کردم.

00:35:34.635 --> 00:35:37.012
‫قول داده بودی که به حد و
حدود من احترام می‌ذاری!

00:35:46.522 --> 00:35:47.940
‫این چیزها حقیقت داره؟

00:36:04.623 --> 00:36:06.625
‫تو بهش گفته بودی مامانت کجاست؟

00:36:10.337 --> 00:36:11.713
‫آره.

00:36:15.175 --> 00:36:17.052
‫بهم بگو که نمی‌دونستی
‫قراره چیکار کنه...

00:36:20.013 --> 00:36:21.265
‫یکی باید اون رو می‌شوند سر جاش!

00:36:30.315 --> 00:36:31.692
‫خوشحالم که بهم زنگ زدی پسرم!

00:36:33.527 --> 00:36:34.820
‫مامانت کجاست؟

00:36:35.404 --> 00:36:36.405
‫سرکاره.

00:36:37.406 --> 00:36:38.699
‫سرکار...

00:36:38.699 --> 00:36:41.410
‫اینطوری ازت مراقبت می‌کنه؟ تنهات می‌ذاره

00:36:42.035 --> 00:36:43.537
‫و خودش می‌ره ظرف می‌شوره؟

00:36:44.705 --> 00:36:46.999
‫اگه دوستت داشت، تو رو تنها نمی‌ذاشت

00:36:47.624 --> 00:36:49.459
‫من رو هم ترک نمی‌کرد!

00:36:50.586 --> 00:36:53.297
‫زنای شاغل به خانواده‌شون کم توجهی می‌کنن.

00:36:53.297 --> 00:36:56.303
‫تو وقت‌هایی که بیشتر از همیشه
‫به‌شون نیاز داریم به‌مون پشت می‌کنن.

00:36:57.176 --> 00:36:58.177
‫می‌دونی چرا؟

00:36:59.970 --> 00:37:01.597
‫چون خودشون رو گم می‌کنن!

00:37:03.891 --> 00:37:05.350
‫چوب خط‌ های مادرت دیگه پُر شده.

00:37:06.435 --> 00:37:07.895
‫دیگه آدم نمی‌شه...

00:37:09.313 --> 00:37:13.358
‫پسر من رو دزدید و بُرد.
‫با ارزش ترین دارایی من.

00:37:14.568 --> 00:37:16.153
‫این‌کار قابل بخشش نیست.

00:37:16.778 --> 00:37:18.197
‫بابام می‌خواست بهش کمک کنه.

00:37:21.074 --> 00:37:22.326
سعی کرد آدمش کنه

00:37:24.369 --> 00:37:25.370
‫اما فایده‌ای نداشت.

00:37:27.706 --> 00:37:28.832
‫بعد...

00:37:30.334 --> 00:37:31.585
‫لباس‌هاش رو در آورد

00:37:32.461 --> 00:37:34.588
‫انداختـش توی یه تانک پر از آب.

00:37:37.925 --> 00:37:41.470
‫توی آب خفه‌ش کرد. ریه‌هاش پر از آب شد.

00:37:46.558 --> 00:37:47.976
‫این‌کارو به‌خاطر من انجام داد.

00:37:50.854 --> 00:37:52.314
‫پسرم، سگ هار رو باید

00:37:53.815 --> 00:37:55.192
‫از پا در آورد.

00:37:57.110 --> 00:37:58.946
‫همین الان از این خونه برو.

00:37:59.863 --> 00:38:01.365
‫من تو رو نمی‌شناسم!

00:38:01.365 --> 00:38:02.908
‫تو پسر من نیستی!

00:38:02.908 --> 00:38:04.117
‫تو پسر من نیستی!

00:38:05.494 --> 00:38:07.037
‫لعنت به‌روزی که تو رو دیدم.

00:38:08.997 --> 00:38:10.290
‫می‌شه جعبه‌ام رو بهم بدی؟

00:38:11.291 --> 00:38:12.709
‫لطفاً

00:38:19.132 --> 00:38:20.467
‫صبح زود می‌رم.

00:38:48.495 --> 00:38:51.540
‫حرف‌های بنیتو و مامانم رو شنیدم.

00:38:54.001 --> 00:38:56.879
‫وقت مامانم رفت توی اتاقش،
‫من رفتم پلیس خبر کنم.

00:38:57.713 --> 00:39:00.966
‫خودش اعتراف کرد که توی مرگ مادرش نقش داشته.

00:39:01.508 --> 00:39:03.802
‫همین برای دستگیری‌ش کافی بود

00:39:22.487 --> 00:39:26.074
‫« این اولین باریه که اینقدر ترسیدم »

00:39:57.731 --> 00:39:59.149
‫توروخدا کمکم کنید!

00:39:59.149 --> 00:40:00.817
‫آروم باش پسرجون. بشین.

00:40:00.817 --> 00:40:02.528
‫وقت نداریم!

00:40:02.528 --> 00:40:04.071
‫باید همین الان با من بیاین

00:40:04.071 --> 00:40:05.781
‫- جون مامانم در خطرـه!
‫- باشه

00:40:05.781 --> 00:40:09.076
‫اما باید به‌مون بگی چی شده.
‫برامون تعریف کن.

00:40:09.076 --> 00:40:11.078
‫الان مامانم رو می‌کشه!

00:40:12.454 --> 00:40:14.915
‫بنیتو می‌خواد مامانم رو بکشه!

00:40:35.769 --> 00:40:38.230
‫« وقتش رسیده »

00:41:16.685 --> 00:41:17.769
‫بنیتو؟

00:41:19.479 --> 00:41:20.480
‫ویسنته؟

00:41:47.382 --> 00:41:48.550
‫مامان؟

00:42:01.605 --> 00:42:04.525
‫نه! نه! نه!

00:42:05.984 --> 00:42:07.569
‫نـه!

00:42:08.862 --> 00:42:10.614
‫نـه! مامان!

00:42:14.993 --> 00:42:16.245
‫مامان!

00:42:17.329 --> 00:42:21.625
‫تو که این دفترچه رو داشتی؛
‫چرا به پلیس نشونش ندادی؟

00:42:21.625 --> 00:42:25.420
‫معلومه که نشون‌شون دادم.
‫برای همین زندانی نشدم.

00:42:25.420 --> 00:42:26.797
‫دست‌هات رو بذار پشت سرت.

00:42:26.797 --> 00:42:31.802
‫نتونستن بنیتو رو پیدا کنن؛
‫برای همین به من شک کردن

00:42:32.845 --> 00:42:34.721
‫رُزا اولین قربانیـش بود.

00:42:36.640 --> 00:42:39.685
‫باید قبل از این‌که جون یکی دیگه
‫رو بگیره به خراردو خبر بدیم!

00:42:52.447 --> 00:42:54.241
‫« آنچه در قسمت بعد خواهید دید »

00:42:54.241 --> 00:42:56.785
‫طبق چیزهایی که خوندیم
‫اون آدم یه روانـیه!

00:42:56.785 --> 00:42:58.787
‫این چیزها کمک‌مون نمی‌کنه
‫پیداش کنیم.

00:42:58.787 --> 00:43:00.881
‫اما کمک‌مون می‌کنه بفهمیم
‫چرا همچین کاری می‌کنه!

00:43:00.906 --> 00:43:03.268
‫ما یه عکس از پونزده سالگـیش داریم.

00:43:03.293 --> 00:43:05.127
‫شاید یکی شناختـش...

00:43:06.420 --> 00:43:08.413
‫لخت‌کن اون رو دزدیده!

00:43:08.437 --> 00:43:28.437
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.