﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:02,710
‫(آنچه گذشت...)
‫لئو! هی!

2
00:00:02,710 --> 00:00:05,830
‫این بکائه. یه مدت کوتاهی با هم بودیم
‫ولی رابطه‌ی جدی نبود.

3
00:00:05,830 --> 00:00:07,130
‫بهت خیانت کرد؟

4
00:00:07,130 --> 00:00:09,460
‫لوسی! خیلی دلم برات تنگ شده بود.

5
00:00:09,460 --> 00:00:10,550
‫خیلی هیجان‌زده‌ام.

6
00:00:10,550 --> 00:00:13,340
‫بچه‌ها این دختره رو می‌شناسید؟
‫با برادرم می‌پلکید.

7
00:00:13,340 --> 00:00:15,180
‫ادعا می‌کنه مواد خورش کرده بوده.

8
00:00:15,180 --> 00:00:17,850
‫امکان نداره بدونی واقعاً چه اتفاقی افتاده.
‫چون تو اون‌جا نبودی.

9
00:00:17,850 --> 00:00:20,220
‫یکی از خواهران خوابگاهیم امروز صبح
‫یه ایمیلی فرستاد.

10
00:00:20,220 --> 00:00:22,390
‫پیپا! انگار بهم گوش نمیدی.

11
00:00:22,390 --> 00:00:24,520
‫من با اولیور شوهر ماریان سکس دارم.

12
00:00:24,520 --> 00:00:26,440
‫- پیپا خبر نداره.
‫- دوست‌هات دلشون برات تنگ شده؟

13
00:00:26,440 --> 00:00:28,690
‫یه‌جورایی راجع به لوسی حس بدی دارم.

14
00:00:28,690 --> 00:00:29,820
‫بهش گفتی با من رابطه داری؟

15
00:00:29,820 --> 00:00:32,150
‫این رابطه جوابگو نیست اگه نتونم بهت اعتماد کنم.

16
00:00:32,150 --> 00:00:34,490
‫- می‌تونی بهم اعتماد کنی.
‫- این دوس دخترته؟

17
00:00:34,490 --> 00:00:37,280
‫- نه، ما فقط با هم می‌چرخیم.
‫- مالی هم همین نظرو داره؟

18
00:00:37,280 --> 00:00:38,870
‫اصن نمی‌تونم از بری بکشم بیرون.

19
00:00:38,870 --> 00:00:40,330
‫می‌بینمت.

20
00:00:40,330 --> 00:00:42,200
‫با بابات درمورد نمره‌ات صحبت کردی؟

21
00:00:42,200 --> 00:00:44,210
‫آره؛ واقعاً از دستم دلخوره.

22
00:00:44,210 --> 00:00:46,500
‫مطمئنی دایانا مشکلی نداره که
‫این آخر هفته این‌جا بمونم؟

23
00:00:46,500 --> 00:00:48,840
‫بعد از اون همه حرف‌هایی که لوسی بارت کرد،

24
00:00:48,840 --> 00:00:51,760
‫فقط کردم دستکم خوش قیافه‌تر از این‌هایی.

25
00:00:51,760 --> 00:00:54,170
‫می‌دونم اون برادرته، ولی واقعاً آدم بدیه.

26
00:00:54,170 --> 00:00:56,300
‫- بهت چی گفته؟
‫- اینکه یه روز پی می‌برم

27
00:00:56,300 --> 00:00:57,550
‫چه آدم بدی هستی.

28
00:00:57,550 --> 00:00:59,470
‫هی. مطمئنم کلی کصشر درباره‌ام شنیدی

29
00:00:59,470 --> 00:01:01,140
‫- از زبون لوسی.
‫- یهو با استفن برخوردم؛

30
00:01:01,140 --> 00:01:02,810
‫و یه مشت کصشر گفت.

31
00:01:02,810 --> 00:01:04,100
‫همیشه گوه‌پیچی می‌کنه کارهاشو!

32
00:01:04,100 --> 00:01:06,060
‫برام چندش‌آورترین پیغام صوتی تمام عمرمو

33
00:01:06,060 --> 00:01:07,940
‫فرستاده.

34
00:01:07,940 --> 00:01:09,610
‫دیشب با خواهرم صحبت کردی،

35
00:01:09,610 --> 00:01:11,440
‫و حالا هم نمی‌خوای گوشی تخمی‌تو برداری؟

36
00:01:11,440 --> 00:01:14,240
‫تو فقط یه کصکش بی‌مصرفی!

37
00:01:14,464 --> 00:01:20,731
مترجم: محمد کرافت

38
00:01:21,200 --> 00:01:22,790
‫بهم خوب گوش کن.

39
00:01:22,790 --> 00:01:24,710
‫فردا ازدواج می‌کنم.

40
00:01:24,710 --> 00:01:27,250
‫شانس خوش‌بخت شدن بهم روی اورده، می‌دونی؟
‫دارم میگم

41
00:01:27,250 --> 00:01:28,960
‫خوش‌بختی محض.

42
00:01:28,960 --> 00:01:31,550
‫شانس خانواده داشتن بهم روی اورده.

43
00:01:31,550 --> 00:01:34,130
‫تا زندگی‌ای نداشته باشم که توش حس یه...

44
00:01:35,090 --> 00:01:38,140
‫ملاقاتی دارم. پس لطفاً فقط....

45
00:01:38,140 --> 00:01:39,720
‫تنهام بذار.

46
00:01:41,050 --> 00:01:44,100
‫میخوام دوباره حس کنم یه آدم خوبم.

47
00:01:45,890 --> 00:01:46,890
‫- سلام.
‫- سلام.

48
00:01:46,890 --> 00:01:48,690
‫یا خدا، بری.

49
00:01:48,690 --> 00:01:50,360
‫نمی‌تونستی بیرون این کارو کنی؟

50
00:01:50,360 --> 00:01:53,650
‫ببخشید... فقط نمی‌خواستم مامانت منو ببینه.

51
00:01:53,650 --> 00:01:56,610
‫بهش گفتم شیش ماه پیش ترک کردم.

52
00:01:56,610 --> 00:01:58,360
‫خب، ماشین رسیده.

53
00:01:58,360 --> 00:02:00,570
‫- باشه. یه دقیقه دیگه میام.
‫- حله.

54
00:02:01,910 --> 00:02:03,620
‫- دوست دارم.
‫- دوست دارم.

55
00:02:05,644 --> 00:02:16,644
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

56
00:02:27,310 --> 00:02:30,020
‫یا خدا، وای... ببخشید.

57
00:02:30,020 --> 00:02:32,690
‫- امشب آشفته شدی.
‫- نه، من فقط دارم...

58
00:02:32,690 --> 00:02:35,440
‫برای فردا وظایف ساقدوش عروسو مرور می‌کنم.

59
00:02:35,440 --> 00:02:37,530
‫- آهان.
‫- آره، فقط....

60
00:02:39,070 --> 00:02:42,030
‫هی چطوری داداش.
‫می‌خواستم ازت بپرسم...

61
00:02:42,030 --> 00:02:44,240
‫- سلام.
‫- سلام، چطوری؟

62
00:02:44,240 --> 00:02:45,330
‫- خوبم.
‫- آره؟

63
00:02:45,330 --> 00:02:47,580
‫- خیلی خوشگل شدی.
‫- مرسی.

64
00:02:54,040 --> 00:02:56,590
‫هی، لیدیا هم امشب میاد؟

65
00:02:56,590 --> 00:02:58,510
‫نه. خیلی حالش خوش نبود.

66
00:02:58,510 --> 00:03:00,340
‫امشب تو هتل می‌مونه،

67
00:03:00,340 --> 00:03:01,970
‫ولی فردا میاد.

68
00:03:03,180 --> 00:03:04,180
‫خوبه.

69
00:03:04,180 --> 00:03:06,140
‫- خوبی؟
‫- اوهوم.

70
00:03:13,650 --> 00:03:16,440
‫بری، تو... اون این‌جا چیکار داره؟

71
00:03:16,440 --> 00:03:17,940
‫تو دایانا رو دعوت کردی؟

72
00:03:19,190 --> 00:03:20,240
‫نه!

73
00:03:20,240 --> 00:03:22,780
‫نه، من سال‌هاست اصن ندیدمش.

74
00:03:25,950 --> 00:03:26,950
‫سلام.

75
00:03:28,080 --> 00:03:30,330
‫وای خدای من. نه.

76
00:03:32,580 --> 00:03:34,000
‫داریم توهم می‌زنیم؟

77
00:03:36,340 --> 00:03:37,840
‫وای خدای من.

78
00:03:40,970 --> 00:03:43,260
‫- سلام.
‫- سلام.

79
00:03:43,260 --> 00:03:45,260
‫بچه‌ها، با دایانا آشنا بشید،

80
00:03:45,260 --> 00:03:47,510
‫زنی که داشتم باهاش قرار می‌ذاشتم.

81
00:03:47,510 --> 00:03:49,600
‫سلام.

82
00:03:51,100 --> 00:03:52,770
‫وای! وای.

83
00:03:52,770 --> 00:03:54,860
‫لطف کردید که تشریف اوردید.

84
00:03:54,860 --> 00:03:56,270
‫- ازتون متشکرم.
‫- اوهوم.

85
00:03:56,270 --> 00:03:58,940
‫تبریک میگم، امیدوارم مشکلی نداشته باشه.

86
00:03:58,940 --> 00:04:00,940
‫اوهوم، عالیه.

87
00:04:02,240 --> 00:04:04,280
‫لوسی. خوشگل شدی.

88
00:04:04,700 --> 00:04:06,700
‫آره، تو هم همین‌طور.

89
00:04:08,160 --> 00:04:11,910
‫خب من میرم میزمونو پیدا کنم
‫و می‌ذارم شما آزادانه از پیپا بازجویی کنید.

90
00:04:11,910 --> 00:04:14,750
‫باشه.

91
00:04:18,880 --> 00:04:20,460
‫- آآآ، چطور؟؟؟!
‫- از کی؟

92
00:04:20,460 --> 00:04:22,380
‫صبر کنید بچه‌ها، میشه شلوغش نکنید؟

93
00:04:22,380 --> 00:04:24,890
‫اوضاعم پیش اون خوب شده. جوری که...

94
00:04:25,590 --> 00:04:28,418
‫جوری که فوق‌العاده خوب شدم.

95
00:04:28,720 --> 00:04:30,020
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

96
00:04:30,020 --> 00:04:31,810
‫مشخصاً، اگه تو خوشحالی،

97
00:04:33,140 --> 00:04:35,690
‫- پس ما هم خوشحالیم. فقط قضیه اینه که...
‫- خیلی عجیبه.

98
00:04:35,690 --> 00:04:37,020
‫- اوهوم.
‫- خیلی عجیبه.

99
00:04:37,020 --> 00:04:38,320
‫می‌دونم، می‌دونم.

100
00:04:44,070 --> 00:04:46,660
‫صبر کن ببینم، شما دو تا چند وقته با همید؟

101
00:04:46,660 --> 00:04:50,290
‫بستگی داره از کی بپرسی.

102
00:04:52,330 --> 00:04:54,410
‫می‌خوام از اون جور یاروها باشم، ببخشید.

103
00:04:57,080 --> 00:05:00,670
‫توی دوران رابطه‌ی بری و ایوان،
‫به چشم دیدم که چطور ایوان،

104
00:05:00,670 --> 00:05:03,420
‫مردی که همیشه بهترین‌مون بود،

105
00:05:03,420 --> 00:05:05,380
‫به مردی بهتر هم تبدیل شد.

106
00:05:05,380 --> 00:05:07,180
‫از اون موقع، توی همه دراز و نشیب‌ها،

107
00:05:07,180 --> 00:05:10,510
‫تلاش کردن با هم خوب رفتار کنن.

108
00:05:10,510 --> 00:05:13,230
‫همدیگه رو آدم‌های بهتری نگه داشتن.

109
00:05:13,930 --> 00:05:15,560
‫هیچ‌وقت تو کتم نرفت که چطور یه رابطه

110
00:05:15,560 --> 00:05:17,270
‫ارزش این همه تلاشو داره،

111
00:05:17,270 --> 00:05:20,520
‫ولی ایوان همیشه از من باهوش‌تر بوده.

112
00:05:20,520 --> 00:05:25,058
‫خیلی زود فهمید چی ارزش اون همه زحمتو داره.

113
00:05:25,610 --> 00:05:28,280
‫آدمی که ارزش داره براش...

114
00:05:28,280 --> 00:05:30,605
‫تغییر کنی رو پیدا کنی.

115
00:05:30,870 --> 00:05:32,950
‫کلی قدم‌های اولیه‌ی اشتباه برداشتم،

116
00:05:32,950 --> 00:05:35,710
‫چند تا اشتباه بزرگ،
‫تا بلاخره آدمی که ارزش داره براش تغییر کنی رو پیدا کنم.

117
00:05:35,710 --> 00:05:37,960
‫امشب نتونست بیاد توی جمع‌مون، ولی...

118
00:05:37,960 --> 00:05:40,960
‫لطفاً براش بازگو کنید که چقدر نازنین بودم.

119
00:05:42,670 --> 00:05:44,800
‫نه، خب، ایوان و بری.

120
00:05:45,590 --> 00:05:47,130
‫ممنون که بهمون نشون دادید

121
00:05:48,510 --> 00:05:49,510
‫چرا ارزش‌شو داره.

122
00:05:52,010 --> 00:05:53,520
‫ایوان و بری!

123
00:05:53,930 --> 00:05:55,430
‫ایوان و بری!

124
00:05:55,430 --> 00:05:57,730
‫به سلامتی!

125
00:06:07,400 --> 00:06:08,910
‫چند تا پیک بزنیم؟

126
00:06:55,450 --> 00:06:56,790
‫سلام.

127
00:07:00,330 --> 00:07:02,330
‫فکر کنم به یکم هوای تازه نیاز دارم.

128
00:08:10,070 --> 00:08:11,780
‫- دارم ارضا میشم.
‫- وای خدایا.

129
00:08:24,960 --> 00:08:28,090
‫الان از سرم محافظت کردی؟

130
00:08:28,090 --> 00:08:30,380
‫عه...

131
00:08:33,800 --> 00:08:35,390
‫خیلی کار شیرینی بود.

132
00:08:49,070 --> 00:08:51,780
‫وااای. بدجور داره برف میاد.

133
00:08:52,610 --> 00:08:55,660
‫مثل اینکه کل افراد مدرسه‌ام این آخر هفته
‫این‌جا گیر می‌افتن.

134
00:08:57,410 --> 00:08:59,580
‫تو خیلی خودبینی!

135
00:08:59,580 --> 00:09:02,330
‫حس می‌کنم تو اراده کردی آب و هوا این‌جور بشه.

136
00:09:02,330 --> 00:09:03,660
‫دست خودم نیست.

137
00:09:03,660 --> 00:09:06,420
‫خیلی خیالم راحت شد. خیلی خیالم راحت شد.

138
00:09:06,420 --> 00:09:09,960
‫فکر اینکه عید شکرگزاریو با مامانم
‫و دوست پسرش بگذرونم...

139
00:09:10,920 --> 00:09:13,720
‫- به‌شدت عجیب و ضایع‌اس.
‫- آره.

140
00:09:20,680 --> 00:09:23,180
‫اگه لازمه، می‌تونی جواب بدی.

141
00:09:25,100 --> 00:09:27,190
‫نه، این... مامانمه.

142
00:09:29,480 --> 00:09:30,980
‫بعداً جواب‌شو میدم.

143
00:09:36,990 --> 00:09:38,240
‫هی.

144
00:09:40,030 --> 00:09:41,490
‫همه‌چی روبراهه؟

145
00:09:41,490 --> 00:09:43,450
‫آره.

146
00:09:43,450 --> 00:09:46,500
‫فقط... حرف زدن درموردش فاز بدی بهم میده.

147
00:09:46,500 --> 00:09:49,750
‫اشکالی نداره. می‌تونی توی فاز بد بری.

148
00:09:49,750 --> 00:09:51,340
‫بعدش راحت برت می‌گردونم تو فاز خوب.

149
00:09:51,340 --> 00:09:53,260
‫مشکلی نیست.

150
00:09:53,260 --> 00:09:55,510
‫چیز مهمی نیست. آخه...

151
00:09:55,510 --> 00:09:59,510
‫دیشب بهت گفتم که من و پدرم خیلی با هم نمی‌سازیم.

152
00:09:59,970 --> 00:10:02,390
‫- آره، آره.
‫- پس...

153
00:10:02,390 --> 00:10:05,839
‫از مسائل خانوادگی اجتناب کنم راحت‌ترم.

154
00:10:06,140 --> 00:10:09,230
‫و بابتش مامانم داره اوقات تلخی می‌کنه.

155
00:10:10,400 --> 00:10:12,440
‫ازم می‌خواد با آقا صلح برقرار کنم.

156
00:10:13,570 --> 00:10:16,150
‫خب، شاید این چیز بدی نباشه.

157
00:10:17,490 --> 00:10:19,950
‫نه، تو بابامو نمی‌شناسی.

158
00:10:20,910 --> 00:10:22,910
‫نه، متوجه‌ام، فقط دارم میگم...

159
00:10:23,830 --> 00:10:26,460
‫بابای من هم بی‌نقص نبود،

160
00:10:26,460 --> 00:10:29,250
‫ولی فوت کردنش....

161
00:10:29,250 --> 00:10:32,130
‫بدترین اتفاق زندگیم بود،
‫و من فقط دلم نمی‌خواد که...

162
00:10:32,960 --> 00:10:35,710
‫اگه نبخشیش یه روز پشیمون بشی.

163
00:10:38,680 --> 00:10:41,970
‫ببین، واقعاً درمورد قضیه‌ی پدرت متاسفم

164
00:10:42,800 --> 00:10:46,560
‫ولی نیاز دارم بهم اعتماد کنی
‫وقتی که بهت میگم قضیه‌ی من فرق داره.

165
00:10:46,560 --> 00:10:50,150
‫بخشیدن یه آدم یه توصیه‌ی کاملاً عقلانیه، ولی...

166
00:10:51,020 --> 00:10:55,972
‫بعضی از مامان باباها،
‫براشون مهم نیست که ببخشیشون یا نبخشیشون.

167
00:10:58,150 --> 00:11:00,660
‫ببخشید. ببخشید. این...

168
00:11:01,740 --> 00:11:04,740
‫اصن ربطی به من نداره. ببخشید.

169
00:11:11,830 --> 00:11:13,210
‫مسیر افتضاح بود.

170
00:11:13,210 --> 00:11:15,340
‫اگه یکم دیرتر می‌رفتیم،
‫توی برد گیر می‌افتادیم.

171
00:11:15,340 --> 00:11:17,920
‫اوه، وضعیت داغون می‌شد.

172
00:11:17,920 --> 00:11:20,010
‫بهتره برم.

173
00:11:20,010 --> 00:11:22,300
‫گوش کن، صحبت کردن قراره سخت بشه.

174
00:11:22,300 --> 00:11:24,600
‫این‌جا زیاد حریم خصوصی وجود نداره.

175
00:11:26,520 --> 00:11:29,730
‫گرفتم. عید شکرگزاری خوبی داشته باشی.

176
00:11:30,940 --> 00:11:32,900
‫دلم برات تنگ شده.

177
00:11:32,900 --> 00:11:34,980
‫من هم یه‌جورایی دلم برات تنگ شده.

178
00:11:38,150 --> 00:11:40,650
‫شام شکرگزاری تموم شده!

179
00:11:40,650 --> 00:11:42,200
‫ببخشید بچه‌ها!

180
00:11:42,200 --> 00:11:44,120
‫واقعاً باید با مالی به‌هم بزنم.

181
00:11:44,120 --> 00:11:46,740
‫می‌بینی، تو اینو میگی‌ها،
‫ولی وقتی میاد بهت سرمی‌زنه،

182
00:11:46,740 --> 00:11:48,500
‫یهو دلت آب میشه.

183
00:11:48,500 --> 00:11:50,210
‫نگرانم نکنه فکر کنه ما چیزی بیشتر از این‌هاییم.

184
00:11:50,210 --> 00:11:52,540
‫- مثلاً، دوس دختر دوس پسریم.
‫- شاید هم باید این‌طور باشید،

185
00:11:52,540 --> 00:11:54,923
‫چون واقعاً این‌طور هستید.

186
00:11:55,000 --> 00:11:56,500
‫هی، بری این‌جاست.

187
00:11:56,500 --> 00:11:59,077
‫- به‌نظرت بهتر نیست بریم سلام کنیم؟
‫- نه.

188
00:11:59,340 --> 00:12:00,590
‫من میرم یه سلامی بکنم.

189
00:12:04,970 --> 00:12:06,390
‫سلام بری.

190
00:12:07,180 --> 00:12:08,680
‫- سلام.
‫- چطوری؟

191
00:12:08,680 --> 00:12:10,980
‫- سلام.
‫- چند وقتیه ندیدمت.

192
00:12:10,980 --> 00:12:12,980
‫خوبم، اوهوم.

193
00:12:12,980 --> 00:12:14,980
‫درحال حاضر یکم ناامید شدم که

194
00:12:14,980 --> 00:12:17,770
‫- این شام عید شکرگزاری تموم شده.
‫- آهان.

195
00:12:17,770 --> 00:12:19,570
‫پس میریم تو خوابگاه وودکا و رامن بزنیم.

196
00:12:19,570 --> 00:12:21,780
‫- وای چه دلسرد کننده.
‫- آره خب برنامه‌های عید شکرگزاریم

197
00:12:21,780 --> 00:12:23,860
‫هیچ‌وقت اون‌قدرها شیک و پیک نبودن.

198
00:12:23,860 --> 00:12:26,660
‫می‌دونی که درمورد عید و تعطیلات چه حسی دارم.
‫همیشه یه‌جورایی...

199
00:12:27,530 --> 00:12:29,580
‫- برام مهم نبودن.
‫- آره، می‎دونم.

200
00:12:29,580 --> 00:12:32,210
‫خب حداقل باز لازم نیست با بچه‌ی همسایه
‫بری تاکو بل، درسته؟

201
00:12:32,210 --> 00:12:35,790
‫شرمنده‌ها، ولی اون
‫یکی از بهترین عیدهای شکرگزاری تمام عمرم بود.

202
00:12:35,790 --> 00:12:38,670
‫بگذریم، بهتره برم پیش دخترها.

203
00:12:38,670 --> 00:12:40,210
‫از دیدنت خوشحال شدم.

204
00:12:40,210 --> 00:12:41,800
‫روز شکرگزاری مبارک.
‫روز شکرگزاری مبارک.

205
00:12:41,800 --> 00:12:43,930
‫آره، مبارک. روز شکرگزاری مبارک!

206
00:12:46,140 --> 00:12:48,390
‫داداش، دیدی چطور باهام خوش‌رفتاری کرد.

207
00:12:48,390 --> 00:12:50,270
‫- فکر کنم دلش بخواد باهام بیرون بره.
‫- چی؟

208
00:12:50,270 --> 00:12:52,140
‫برداشتت از اون مکالمه‌ی کوتاه این بود؟

209
00:12:52,140 --> 00:12:54,650
‫آره، می‌تونم ذهن‌شو بخونم.
‫ببین، یه فکری دارم.

210
00:12:54,650 --> 00:12:58,480
‫شکرگزاری دوستانه برگزار می‌کنیم، و چون به‌هرحال
‫همه‌مون این‌جا گیر افتادیم دعوتش می‌کنیم.

211
00:12:58,480 --> 00:13:01,240
‫- انگار برای یه آدم زیادی جون می‌کنی.
‫- خب، باید یه‌جایی بره دیگه،

212
00:13:01,240 --> 00:13:02,820
‫و اون‌جا می‌تونه خونه‌ی من باشه.

213
00:13:03,530 --> 00:13:06,490
‫بیخیال، داداش. مالی داره میره بدفورد.
‫شرایط عالیه!

214
00:13:07,070 --> 00:13:08,830
‫- باشه.
‫- بریم تو کارش!

215
00:13:09,910 --> 00:13:11,160
‫باشه.

216
00:13:13,500 --> 00:13:16,290
‫شاید فکر کنی اولیور زیادی

217
00:13:16,290 --> 00:13:18,960
‫رو خوراکی حساسه، ولی عاشق چیپس دوریتوئه.

218
00:13:18,960 --> 00:13:21,760
‫- پس کل آخر هفته نیستش؟
‫- آره.

219
00:13:21,760 --> 00:13:24,630
‫دارن میرن به بازدید دوست‌های ماریان توی ورمونت.

220
00:13:24,630 --> 00:13:26,390
‫هوم...

221
00:13:26,390 --> 00:13:28,050
‫احتمالاً زیاد خبری ازش نشنوم.

222
00:13:28,680 --> 00:13:31,520
‫- متاسفم.
‫- نه بابا اشکالی نداره.

223
00:13:31,520 --> 00:13:33,020
‫توقع‌شو هم نداشتم.

224
00:13:33,020 --> 00:13:36,520
‫آخه ببین، توی یه خونه با یه مشت
‫آدم پیر گیر افتاده و احتمالاً

225
00:13:36,520 --> 00:13:38,860
‫داره مرغ پرواری چیزی می‌خوره.

226
00:13:38,860 --> 00:13:41,440
‫و من هم این‌جام توی این...

227
00:13:42,440 --> 00:13:44,070
‫جشن غذاخوری.

228
00:13:48,490 --> 00:13:50,830
‫عیبی نداره، قوانینو می‌دونم.

229
00:13:51,990 --> 00:13:54,500
‫خیلی‌خب... سلام!

230
00:13:54,500 --> 00:13:57,880
‫برای شکرگزاری دوستانه به خونه‌ی ایوان دعوت شدیم!

231
00:13:57,880 --> 00:13:59,920
‫ریگلی میگه یه مراسم گنده دارن می‌گیرن،

232
00:13:59,920 --> 00:14:02,420
‫با غذاهای واقعی.

233
00:14:02,420 --> 00:14:04,880
‫یه عالمه غذای واقعی!

234
00:14:04,880 --> 00:14:07,720
‫بدجور شکاک به‌نظر میان، ریگلی.
‫باید قانع‌شون کنی.

235
00:14:07,720 --> 00:14:10,260
‫آره دخترها، مارشمالوی ریزه میزه داریم،

236
00:14:10,260 --> 00:14:13,560
‫سیب‌زمینی‌های پوره شدنی، بوقلموی آبدار، یاممم...

237
00:14:13,560 --> 00:14:15,230
‫داداش، یه عکس از کیک پای براش بفرست.

238
00:14:15,230 --> 00:14:17,190
‫باشه، یه عکس از این کیک پای
‫براتون می‌فرستم.

239
00:14:17,190 --> 00:14:18,400
‫مطمئن شو بری رو دعوت می‌کنه!

240
00:14:18,400 --> 00:14:21,980
‫خیلی‌خب! دیگه می‌ذارمتون رو بی‌صدا!

241
00:14:23,860 --> 00:14:26,950
‫خداییش، تا گفتن مارشمالوی ریزه میزه
‫دلم رفت.

242
00:14:26,950 --> 00:14:29,450
‫الان جدی هستی تو؟
‫بری دلش نمی‌خواد با ایوان بگرده.

243
00:14:29,450 --> 00:14:31,620
‫شاید خوش بگذره؟

244
00:14:31,620 --> 00:14:34,540
‫شاید خوش بگذره؟
‫می‌خوای با دوس پسر سابقت شکرگزاریو بگذرونی؟

245
00:14:34,540 --> 00:14:38,170
‫آخه ببین این‌جا که غذای واقعی نداریم، و خداییش،

246
00:14:38,790 --> 00:14:40,630
‫یه‌جورایی حال میده پاچه‌خواریشو ببینم.

247
00:14:41,750 --> 00:14:43,380
‫من مارشمالوی ریزه میزه می‌خوام.

248
00:14:43,380 --> 00:14:46,550
‫- استفن چطور؟
‫- نمیاد. از قبل بررسی کردم.

249
00:14:49,010 --> 00:14:50,840
‫آم...

250
00:14:50,840 --> 00:14:52,850
‫آره خب باشه. اوهوم، بیاین بریم،

251
00:14:52,850 --> 00:14:54,810
‫بیاین با دوس پسرهای سابق‌تون بریم عید شکرگزاری.

252
00:14:54,810 --> 00:14:56,350
‫کاملاً عادی و طبیعیه.

253
00:14:57,430 --> 00:14:59,520
‫خیلی‌خب، پایه‌ایم.

254
00:14:59,520 --> 00:15:01,690
‫ای جون! ایول، باشه.

255
00:15:07,820 --> 00:15:10,740
‫مطمئنی دوباره با ریگلی نمی‌خوابی؟

256
00:15:10,740 --> 00:15:12,740
‫به خدا.

257
00:15:12,740 --> 00:15:15,870
‫فقط کنار هم می‌خوابیم، لباس به تن.

258
00:15:15,870 --> 00:15:17,160
‫چیز جنسی‌ای نیست.

259
00:15:17,160 --> 00:15:20,080
‫- اوهوم. اصن هرچی تو میگی.
‫- بری!

260
00:15:20,080 --> 00:15:22,880
‫واقعاً قضیه این‌طوری‌ها نیست.
‫اگه می‌خواستم با کسی بخوابم،

261
00:15:22,880 --> 00:15:24,960
‫پس می‌خوابیدم، ولی این کارو نکردم.

262
00:15:34,810 --> 00:15:37,520
‫هی! کیفت کجاست؟ وسایل‌تو جمع کردی؟

263
00:15:37,520 --> 00:15:39,690
‫نه، کنکتیکت نمیریم.

264
00:15:39,690 --> 00:15:41,690
‫چرا؟ قطارها سفرو لغو نکردن،
‫می‌تونیم برسیم.

265
00:15:41,690 --> 00:15:43,690
‫ربطی به نحوه‌ی جابه‌جاییش نداره.

266
00:15:43,690 --> 00:15:45,690
‫فقط... از بابام بریدم.

267
00:15:47,150 --> 00:15:48,820
‫دعوای بزرگی بین‌مون راه افتاد.

268
00:15:48,820 --> 00:15:51,280
‫کل این ماه اخیر باهاش دعوای احمقانه داشتی.

269
00:15:51,280 --> 00:15:53,490
‫این یکی بدتر بود.
‫جوری باهام صحبت کرد که

270
00:15:53,490 --> 00:15:55,530
‫با مادرم صحبت می‌کنه.

271
00:15:55,530 --> 00:15:58,000
‫جوری که انگار یه مایه‌ی سرافکندگی کاملم

272
00:15:58,000 --> 00:16:00,210
‫چون تو آزمون قبول نشدم.

273
00:16:00,210 --> 00:16:02,420
‫قبلاً هیچ‌وقت این‌جوری باهام صحبت نکرده بود.

274
00:16:02,420 --> 00:16:04,210
‫آره، درک می‌کنم، درک می‌کنم.

275
00:16:04,210 --> 00:16:06,170
‫ولی به کمک پدرت نیاز داریم، دایانا.

276
00:16:06,960 --> 00:16:08,760
‫فکرم فراتر از یه جر و بحث کم‌ارزشه.

277
00:16:08,760 --> 00:16:12,180
‫فکرم روی آینده‌مونه.
‫باید رو در رو باهاش صحبت کنی.

278
00:16:12,180 --> 00:16:14,050
‫چی؟ می‌خوای پاچه‌خواریشو کنم؟

279
00:16:14,050 --> 00:16:15,720
‫یکمی، آره!

280
00:16:15,720 --> 00:16:18,560
‫اون برات این‌قدر زحمت می‌کشه، دایانا.
‫فقط یکم زبونش تیزه.

281
00:16:18,560 --> 00:16:20,390
‫و اگه جوری باهات صحبت کرده
‫که با مادرت صحبت می‌کنه،

282
00:16:20,390 --> 00:16:22,140
‫شاید به‌خاطر اینه که رفتارت مثل مادرت شده.

283
00:16:27,110 --> 00:16:28,110
‫آم...

284
00:16:29,990 --> 00:16:31,240
‫من دوست دارم.

285
00:16:32,320 --> 00:16:33,820
‫ولی تو اخیراً....

286
00:16:35,450 --> 00:16:38,160
‫رفتارت مثل خود سابقت نبوده.

287
00:16:39,540 --> 00:16:40,790
‫می‌دونم.

288
00:16:41,540 --> 00:16:42,580
‫متاسفم.

289
00:16:45,290 --> 00:16:47,250
‫اون دلش نمی‌خواد برگردم خونه.

290
00:16:49,710 --> 00:16:50,960
‫باشه.

291
00:16:54,180 --> 00:16:57,260
‫پس همین‌جا می‌مونیم.

292
00:17:03,060 --> 00:17:05,270
‫هی، درووئم. پیغام بذار.

293
00:17:06,360 --> 00:17:08,190
‫سلام! این منم، داداش بزرگه‌ات

294
00:17:08,190 --> 00:17:09,780
‫که به تماس‌هاش جواب نمیدی.

295
00:17:09,780 --> 00:17:11,650
‫فقط زنگ زدم بگم روز شکرگزاریت مبارک،

296
00:17:11,650 --> 00:17:13,820
‫کونی.

297
00:17:13,820 --> 00:17:15,660
‫عه...

298
00:17:15,660 --> 00:17:18,200
‫نه، شوخی کردم.
‫واقعاً فکر نمی‌کنم که

299
00:17:18,200 --> 00:17:21,200
‫آدم کونی باشی. من...

300
00:17:21,200 --> 00:17:24,710
‫خیلی‌خب، امیدوارم یه روز بهم زنگ بزنی.

301
00:17:24,710 --> 00:17:26,710
‫خدافظ.

302
00:17:29,380 --> 00:17:32,340
‫- وای! زحمت پرفشاری به‌نظر میاد.
‫- نگرانش نباش، خودم از پسش برمیام.

303
00:17:33,220 --> 00:17:36,010
‫فکر کردی می‌ذارم خودت تنهایی
‫این غنیمتو نابود کنی؟

304
00:17:46,650 --> 00:17:48,480
‫سلام! چرا اومدی این‌جا؟

305
00:17:48,480 --> 00:17:51,280
‫خب مسیر اوضاعش خراب شده،
‫پس گفتم بیام این‌جا بمونم.

306
00:18:10,750 --> 00:18:11,960
‫داغه! داغه! مراقب باش!

307
00:18:16,840 --> 00:18:19,800
‫هی، به‌نظرت بهتر نیست به بری
‫هشدار بدم که مالی این‌جاست؟

308
00:18:19,800 --> 00:18:20,970
‫اگه بدونه، شاید نیاد.

309
00:18:20,970 --> 00:18:22,810
‫خب، مالی چی؟ می‌دونه بری داره میاد؟

310
00:18:22,810 --> 00:18:24,810
‫باید بهش بگم؟

311
00:18:24,810 --> 00:18:26,230
‫اوضاعت خرابه، ایوان.

312
00:18:26,230 --> 00:18:27,900
‫هی، حلقه‌ی دستمال دارین؟

313
00:18:28,600 --> 00:18:30,060
‫باید حلقه‌ی دستمال داشته باشم؟

314
00:18:30,060 --> 00:18:33,150
‫مشکلی نیست.
‫چند نفر دارن میان پیش‌مون؟

315
00:18:33,150 --> 00:18:34,860
‫آم...

316
00:18:34,860 --> 00:18:38,910
‫ما و لئو و پیپا و لوسی...

317
00:18:39,660 --> 00:18:40,660
‫آم...

318
00:18:42,240 --> 00:18:46,375
‫مالی، واقعاً متاسفم.
‫من بری رو دعوت کردم، دوس دختر سابق ایوان رو.

319
00:18:46,500 --> 00:18:48,336
‫عه، امروز میاد این‌جا؟

320
00:18:48,460 --> 00:18:49,710
‫اشکالی نداره؟

321
00:18:50,250 --> 00:18:51,750
‫نه، اصلاً.

322
00:18:52,290 --> 00:18:53,880
‫می‌تونستی خودت اینو بهم بگی.

323
00:18:56,840 --> 00:18:59,380
‫دروغ نگم الان خیلی از دلهره‌ات دارم لذت می‌برم.

324
00:18:59,380 --> 00:19:01,090
‫سلام علیک!

325
00:19:02,680 --> 00:19:04,640
‫- سلام!
‫- روز شکرگزاری مبارک.

326
00:19:04,640 --> 00:19:07,350
‫ببخشید، همین‌جوری به خودمون اجازه ورود دادیم.

327
00:19:07,350 --> 00:19:10,270
‫- خیلی هوا کیری سرده.
‫- مشکلی نیست، حله.

328
00:19:10,270 --> 00:19:12,310
‫- سلام، چه‌خبرها داداش؟ روز شکرگزاری مبارک.
‫- سلام!

329
00:19:12,310 --> 00:19:14,400
‫- سلام!
‫- سلام!

330
00:19:14,400 --> 00:19:16,440
‫- روز شکرگزاری مبارک.
‫- روز شکرگزاری مبارک.

331
00:19:16,440 --> 00:19:18,780
‫- سلام!  روز شکرگزاری مبارک!
‫- سلام.

332
00:19:18,780 --> 00:19:21,740
‫- ممنونم از دعوتت.
‫- خوشحالم که اومدی.

333
00:19:21,740 --> 00:19:23,950
‫روز شکرگزاری مبارک!  اوه...

334
00:19:23,950 --> 00:19:26,410
‫همه این‌جان...

335
00:19:30,920 --> 00:19:33,290
‫- سلام، من مالی‌ام.
‫- سلام. بری‌ام.

336
00:19:33,290 --> 00:19:35,170
‫عه تو بری‌ای.
‫خیلی از دیدنت خوشحال شدم.

337
00:19:35,170 --> 00:19:36,710
‫ایوانو از کجا می‌شناسی؟

338
00:19:38,090 --> 00:19:39,420
‫چند وقتیه با هم می‌گردیم.

339
00:19:40,510 --> 00:19:42,010
‫عه، خوبه.

340
00:19:43,430 --> 00:19:44,640
‫قا قا!

341
00:19:46,970 --> 00:19:49,980
‫کسی می‌دونه چطوری باید این پسر بد رو
‫یخ زدایی کرد؟

342
00:19:49,980 --> 00:19:52,480
‫این‌جا همیشه گرمه.

343
00:19:53,060 --> 00:19:55,020
‫چرا نمی‌ذاریش تو مایکروفر؟

344
00:19:55,020 --> 00:19:57,530
‫نه، زیادی کوچیکه. جا نمی‌شه.

345
00:19:57,530 --> 00:19:59,320
‫می‌دونم باید چیکار کنم!
‫باید این پرنده رو بکنم!

346
00:19:59,320 --> 00:20:01,240
‫- همه عقب وایستن درحالی که پرنده رو می‌کنم!
‫- ریگلی، کافیه!

347
00:20:01,240 --> 00:20:02,870
‫ما باید اینو بخوریم!

348
00:20:02,870 --> 00:20:04,740
‫نمی‌خوایم کیرتو روش تصور کنیم.

349
00:20:04,740 --> 00:20:07,040
‫سشواری چیزی ندارین؟

350
00:20:07,040 --> 00:20:10,620
‫چرا ایوان سشوار داشته باشه؟
‫اصن ایوان مو نداره.

351
00:20:10,620 --> 00:20:12,620
‫هی، یکم مو داره.

352
00:20:12,620 --> 00:20:14,880
‫می‌دونی چیه؟
‫فکر کنم تو حمومت یه سشوار جا گذاشتم

353
00:20:14,880 --> 00:20:18,380
‫پس میرم همونو میارم.
‫خودم یادم میاد کجاست.

354
00:20:19,970 --> 00:20:21,550
‫شانس اوردیم! خیلی‌خب.

355
00:20:52,750 --> 00:20:54,330
‫هی، خوبی؟

356
00:20:54,330 --> 00:20:56,170
‫دلم برای این سشوار تنگ شده بود.

357
00:20:56,840 --> 00:20:58,460
‫همیشه می‌تونی بیای برش داری.

358
00:20:58,460 --> 00:21:00,380
‫باشه، باشه، باشه.

359
00:21:01,470 --> 00:21:04,340
‫باید بنوشیش. ادامه بده.

360
00:21:04,340 --> 00:21:06,220
‫خیلی‌خب، شروعش با تو.
‫شروع شروع شروع.

361
00:21:06,220 --> 00:21:08,760
‫بدو. آره... اوه!

362
00:21:12,430 --> 00:21:16,310
‫سلام! روز شکرگزاری مبارک.

363
00:21:20,280 --> 00:21:22,860
‫سلام! نمی‌دونستم شما هم میاید!

364
00:21:24,990 --> 00:21:28,950
‫اوه! آره، یادم رفت بگم...
‫استفن رو هم دعوت کردم.

365
00:21:32,870 --> 00:21:35,500
‫همه‌چی روبراهه. به‌اندازه کافی غذا داریم.

366
00:21:37,380 --> 00:21:39,000
‫- همه ردیفن، درسته؟
‫- آره بابا.

367
00:21:39,000 --> 00:21:42,010
‫شام‌های شکرگزاری تخمی‌تر از این هم داشتم.

368
00:21:42,010 --> 00:21:45,930
‫دایانا، کیف‌تونو بدید به من.
‫این هم بیار...

369
00:21:50,470 --> 00:21:52,980
‫یه نوشیدنی لازم دارم.

370
00:21:55,270 --> 00:21:57,270
‫- نوشیدنی، نوشیدنی، نوشیدنی؟
‫ - نه، من خوبم.

371
00:21:57,270 --> 00:21:59,940
‫- آره.
‫- آره! الان میارم.

372
00:22:01,440 --> 00:22:02,440
‫خیلی‌خب.

373
00:22:05,780 --> 00:22:08,370
‫عجب ورودی داشتین.

374
00:22:12,490 --> 00:22:15,410
‫خب، جام شاهانه، تا حالا 7 تاشو داشتیم.

375
00:22:16,750 --> 00:22:18,750
‫- به سلامتی.
‫- و روز شکرگزاری مبارک.

376
00:22:18,750 --> 00:22:21,420
‫- روز شکرگزاری مبارک.
‫- اون یه دهی زد. شاید اگه یکی دیگه...

377
00:22:21,420 --> 00:22:24,510
‫- چی شده؟ به چی زل زدی؟
‫- نه، نه، زل نزدم. فقط...

378
00:22:25,510 --> 00:22:30,166
‫فقط عجیبه که ببینم پیپا و دایانا
‫این‌قدر رفتار دوستانه‌ای با هم دارن.

379
00:22:31,010 --> 00:22:32,010
‫هی.

380
00:22:38,690 --> 00:22:40,060
‫این واسه چی بود؟

381
00:22:40,060 --> 00:22:42,150
‫آهان، چون هیچ زاناکسی ندارم.

382
00:22:43,070 --> 00:22:44,070
‫خیلی‌خب، نوبت توئه.

383
00:22:44,070 --> 00:22:46,450
‫- آره، بیا این طرف.
‫- باید کل بوقلمون رو گرم کنی.

384
00:22:46,450 --> 00:22:48,410
‫باید تکونش بدی.
‫فقط باید دورش حرکتش بدی.

385
00:22:48,410 --> 00:22:50,620
‫اگه سشوار رو دورش حرکت...
‫فقط این‌جا قرارش بده!

386
00:22:50,620 --> 00:22:53,080
‫با وجود لوسی، حس عجیبی دارم.

387
00:22:53,080 --> 00:22:55,450
‫اون ازم نفرت داره، و از تو هم بدجور نفرت داره.

388
00:22:55,450 --> 00:22:56,710
‫خب باشه، ما از این‌جا نمیریم.

389
00:22:56,710 --> 00:22:58,790
‫حرفی از رفتن نزدم.

390
00:22:58,790 --> 00:23:01,170
‫خوبه. چون مشکلات پدرانه‌ات

391
00:23:01,170 --> 00:23:03,380
‫بقیه‌ی گزینه‌هامونو از بین بردن.

392
00:23:04,550 --> 00:23:07,470
‫- گفتم که متاسفم.
‫- شوخی کردم.

393
00:23:07,470 --> 00:23:08,800
‫آروم باش.

394
00:23:10,140 --> 00:23:12,350
‫هی، دایانا؟
‫به‌نظرت می‌تونی کمکم کنی

395
00:23:12,350 --> 00:23:14,390
‫این پوره سیب زمینی جعبه‌ای رو درست کنم؟

396
00:23:16,230 --> 00:23:18,940
‫- باشه.
‫- اینم از این!

397
00:23:19,850 --> 00:23:21,980
‫- عالی بود.
‫- اعتمادی بهش ندارم.

398
00:23:21,980 --> 00:23:24,320
‫هی، بچه‌ها.

399
00:23:25,860 --> 00:23:27,530
‫اوم! صبر کن.

400
00:23:28,860 --> 00:23:31,070
‫خیلی‌خب.

401
00:23:33,410 --> 00:23:35,160
‫- عالیه.
‫- خیلی بامزه‌اس.

402
00:23:35,160 --> 00:23:37,000
‫- گرفتی؟
‫- آره.

403
00:23:38,580 --> 00:23:41,420
‫- صبر کن یه لحظه.
‫- ببخشید.

404
00:23:41,420 --> 00:23:42,710
‫خیلی‌خب.

405
00:23:43,420 --> 00:23:46,090
‫خیلی زیاده...

406
00:23:46,510 --> 00:23:48,920
‫- میرم یکم هوای تازه بخورم.
‫- باشه.

407
00:23:49,720 --> 00:23:51,590
‫من هم باهات میام.

408
00:23:51,590 --> 00:23:54,680
‫یه‌جورایی بوش هم شبیه‌شه.

409
00:23:55,850 --> 00:23:57,350
‫ولی فکر کنم کارمون عالی بود.

410
00:23:57,350 --> 00:23:58,430
‫موافقم.

411
00:24:01,730 --> 00:24:04,270
‫من زده به سرم یا پیپا خیلی...

412
00:24:04,270 --> 00:24:05,860
‫رفتار صمیمانه‌ای با دایانا داره؟

413
00:24:05,860 --> 00:24:08,190
‫آره، یکم عجیبه.

414
00:24:08,900 --> 00:24:12,610
‫و قضیه‌اش با ریگلی چی؟
‫مطمئناً با هم سکس دارن؟

415
00:24:12,610 --> 00:24:15,370
‫فکر نکنم، فکر کنم....
‫نه، اگه این‌طور بود بهمون می‌گفت.

416
00:24:15,370 --> 00:24:17,450
‫جداً حرف از دهنش در میاد؟

417
00:24:17,450 --> 00:24:19,910
‫آخه کل ترم رفتارش ناجور بوده.

418
00:24:20,500 --> 00:24:23,750
‫ازش پرسیدی.... که جریان چیه؟

419
00:24:23,750 --> 00:24:26,420
‫شاید درگیری براش پیش اومده.

420
00:24:26,920 --> 00:24:28,960
‫اخیراً اصن نمی‌شه باهاش حرف زد.

421
00:24:33,550 --> 00:24:35,430
‫خیلی‎‌خب، گفتم این کارو نمی‌کنم،

422
00:24:35,430 --> 00:24:38,520
‫ولی برای اولیور یه عکس از خودم فرستادم،

423
00:24:38,520 --> 00:24:41,520
‫و اون هنوز جواب نداده،
‫و من حس کصخلیت محض بهم دست داده.

424
00:24:42,560 --> 00:24:45,650
‫الان عید شکرگزاریه، بری.
‫مطمئنم فقط سرش شلوغه.

425
00:24:46,270 --> 00:24:47,650
‫اون‌ها اصن آمریکایی نیستن!

426
00:24:47,650 --> 00:24:49,650
‫اصن چرا روز شکرگزاری براشون مهمه؟

427
00:24:51,110 --> 00:24:54,570
‫خب، حداقل ایوان داره آب‌دهنش روت چکه می‌کنه.

428
00:24:54,570 --> 00:24:57,120
‫احتمالاً بهتره زجرکشش نکنم

429
00:24:57,700 --> 00:24:59,490
‫ولی حس می‌کنم حقشه.

430
00:25:01,830 --> 00:25:03,170
‫یکم زیادیه برام.

431
00:25:04,120 --> 00:25:06,500
‫منظورم اینه که تا حالا مثل بقیه توی روزِ

432
00:25:06,500 --> 00:25:08,800
‫شکرگزاری کل خانواده‌ام دور هم جمع نشدن.

433
00:25:08,800 --> 00:25:12,260
‫و حالا حتی نمی‌تونم با دوس پسرم
‫روز شکرگزاریو بگذرونم.

434
00:25:12,800 --> 00:25:14,300
‫دوس پسر؟

435
00:25:15,930 --> 00:25:17,890
‫می‌دونی که چی میگم.

436
00:25:17,890 --> 00:25:20,770
‫خدای من، انگار این‌جا دما زیر صفره.

437
00:25:20,770 --> 00:25:23,810
‫از کی تا حالا سیگار می‌‎کشی؟

438
00:25:23,810 --> 00:25:26,690
‫توی دانشگاه همه سیگارو امتحان می‌کنن.

439
00:25:29,110 --> 00:25:31,030
‫خب، داریم غیبت کیو می‌کنیم؟

440
00:25:36,240 --> 00:25:37,660
‫خیلی‌خب...

441
00:25:37,660 --> 00:25:39,740
‫حس می‌کنم شماها همیشه درباره‌ام صحبت می‌کنین.

442
00:25:39,740 --> 00:25:42,370
‫نه، نه، صحبت‌مون این نبود.

443
00:25:42,370 --> 00:25:44,540
‫پس درباره‌ی چی صحبت می‌کردین؟

444
00:25:47,130 --> 00:25:49,290
‫لوسی براش سوال بود چرا با دایانا می‌پلکی.

445
00:25:52,510 --> 00:25:54,720
‫ببخشید، فکر نکردم این دورش پلکیدن حساب بشه.

446
00:25:54,720 --> 00:25:57,090
‫- فقط داشتم مودب می‌بودم.
‫- واقعاً ایرادی نداره. واقعاً...

447
00:25:57,090 --> 00:25:59,930
‫من... بیا فقط... هیچ عیبی نداره.

448
00:25:59,930 --> 00:26:02,640
‫فقط دلم به‌حالش می‌سوزه.

449
00:26:02,640 --> 00:26:05,923
‫امروز استفن خیلی داره باهاش بدرفتاری می‌کنه.

450
00:26:06,060 --> 00:26:08,360
‫آره، استفن با خیلی‌ها بدرفتاری می‌کنه.

451
00:26:11,480 --> 00:26:12,730
‫خیلی‌خب.

452
00:26:13,990 --> 00:26:16,150
‫دیگه می‌خوام برم داخل.

453
00:26:22,740 --> 00:26:23,750
‫ببخشید.

454
00:26:30,130 --> 00:26:31,170
‫پیپا؟

455
00:26:32,050 --> 00:26:35,050
‫سیب زمینی‌ها سوپ خاکستری شدن.
‫فکر نکنم این درست باشه.

456
00:26:37,930 --> 00:26:39,930
‫میرم یه نوشیدنی بردارم.

457
00:26:40,800 --> 00:26:44,430
‫- بردم! کارم حرف نداره.
‫- چه سرعتی!

458
00:26:54,990 --> 00:26:56,700
‫- هی، میشه شکم‌شو پر کنی؟
‫- چی؟

459
00:26:56,700 --> 00:26:59,410
‫- می‌تونی شکم‌شو پر کنی؟
‫- آ، می‌تونم آبجو برات بیارم.

460
00:26:59,410 --> 00:27:01,160
‫یا پیاز خرد کنی؟

461
00:27:02,120 --> 00:27:03,950
‫اوم، باشه، چشم.

462
00:27:07,080 --> 00:27:08,080
‫سلام، بچه‌ها.

463
00:27:14,840 --> 00:27:17,840
‫- پس کی می‌خوایم غذا بخوریم؟
‫- خدا داند.

464
00:27:23,310 --> 00:27:25,350
‫- هی، لئو کجاست؟
‫- توی آشپزخونه.

465
00:27:25,350 --> 00:27:26,930
‫بهمراه ایوان و استفن.

466
00:27:35,730 --> 00:27:37,360
‫- سلام.
‫- سلام.

467
00:27:37,860 --> 00:27:39,320
‫داری گریه میکنی!

468
00:27:39,320 --> 00:27:42,910
‫- به‌خاطر پیازه.
‫- بذار کمکت کنم.

469
00:27:42,910 --> 00:27:44,490
‫لئو، هنوز با بکا صحبت می‌کنی؟

470
00:27:47,910 --> 00:27:49,960
‫- دوس دختر سابقش.
‫- اوهوم می‌دونم بکا کیه.

471
00:27:51,250 --> 00:27:54,750
‫اوه، پس درباره‌ی همه‌چی صحبت کردین.
‫چه‌قدر بالغانه.

472
00:27:54,750 --> 00:27:57,840
‫- داداش، داری چیکار می‌کنی؟
‫- استفن، همه عشق سابق دارن.

473
00:27:57,840 --> 00:27:59,840
‫میشه همه‌چیو به گوه نزنی، خواهشاً؟

474
00:27:59,840 --> 00:28:01,930
‫اوه می‌دونم. می‌دونم همه عشق سابق دارن.

475
00:28:02,930 --> 00:28:04,890
‫فقط مطمئن نبودم که آیا آگاهی از...

476
00:28:04,890 --> 00:28:06,770
‫جزئیات ماجرا.

477
00:28:08,930 --> 00:28:11,060
‫هی. فقط بهش محل نذار.

478
00:28:19,240 --> 00:28:21,410
‫خیلی‌خب. داغه.

479
00:28:27,434 --> 00:28:34,434


480
00:28:53,900 --> 00:28:55,770
‫ببین، دلم می‌خواد حرف کیتی رو باور کنم،

481
00:28:55,770 --> 00:28:57,610
‫ولی خیلی سخته اتهمات تجاوزشو قبول کرد

482
00:28:57,610 --> 00:28:59,280
‫اون هم وقتی جفت‌شون مست بودن،

483
00:28:59,280 --> 00:29:02,820
‫و به‌طور تاریخی، با پول خانواده هیچ
‫اتفاقی برای عضویت و ضمانت نمی‌افته، پس...

484
00:29:02,820 --> 00:29:04,360
‫تو که ازش اطمینان نداری.

485
00:29:06,700 --> 00:29:09,160
‫پیپا، می‌خوای امتحانش کنی؟

486
00:29:12,330 --> 00:29:15,540
‫باید برم جیش کنم.

487
00:29:23,220 --> 00:29:25,800
‫- پرش کنم؟
‫- آره لطفاً.

488
00:29:28,850 --> 00:29:32,310
‫امیدوارم عجیب نباشه،
‫ولی باید بپرسم...

489
00:29:32,890 --> 00:29:37,400
‫برام سوال بود ببینم با ایوان
‫تنش باقی‌مونده‌ای داری؟

490
00:29:38,110 --> 00:29:40,900
‫نه. نه، به هیچ وجه.

491
00:29:40,900 --> 00:29:42,900
‫باشه.

492
00:29:42,900 --> 00:29:46,950
‫باشه، چون یه‌جورایی یه‌سری جو دورتون حس کردم.

493
00:29:46,950 --> 00:29:49,080
‫نه، بهت اطمینان میدم.

494
00:29:49,080 --> 00:29:51,870
‫متاسفم اگه این شکلی به نظر اومده.

495
00:29:53,040 --> 00:29:55,920
‫ایوان صرفاً....

496
00:29:55,920 --> 00:29:58,920
‫آدم خیلی مهربونیه. با همه.

497
00:30:01,880 --> 00:30:03,380
‫پس چرا باهاش به‌هم زدی؟

498
00:30:05,630 --> 00:30:08,873
‫صرفاً به‌عنوان دوست ساده رابطه‌مون بهتره.

499
00:30:11,060 --> 00:30:14,430
‫درضمن من با یه مرد جدید تو رابطه‌ام.
‫پس چیزی برای نگرانی نداری.

500
00:30:15,310 --> 00:30:16,770
‫- عه جداً؟
‫- آره.

501
00:30:29,320 --> 00:30:32,160
‫میرم سریع یه نگاهی به بوقلمون بندازم.

502
00:30:35,910 --> 00:30:37,370
‫- چیه؟
‫- هی، آم...

503
00:30:37,370 --> 00:30:40,210
‫منظور استفن از ماجرا با بکا...

504
00:30:40,210 --> 00:30:42,130
‫چی بود؟

505
00:30:42,960 --> 00:30:44,340
‫نمی‌دونم.

506
00:30:44,340 --> 00:30:47,090
‫اینکه بهم خیانت کرده یا چیزی؟

507
00:30:47,090 --> 00:30:48,550
‫نمی‌دونم، فقط داشت عوضی بازی در می‌اورد.

508
00:30:49,970 --> 00:30:52,260
‫هی، ایوان! ببخشید مزاحم‌تون شدم،

509
00:30:52,260 --> 00:30:55,230
‫مالی و بری دارن با هم صحبت میکنن.
‫احتمالاً درمورد تو.

510
00:30:55,230 --> 00:30:58,900
‫- فکر کردی اوضاع اون تو چطوره؟
‫- هیچکی آشپزی بلد نیست.

511
00:30:58,900 --> 00:31:01,770
‫هی مالی! میشه یه دقیقه بیای؟

512
00:31:01,770 --> 00:31:03,230
‫اوهوم.

513
00:31:08,950 --> 00:31:10,490
‫خب، بری آدم خوبیه.

514
00:31:10,490 --> 00:31:11,910
‫چرا باهاش ​​حرف می‌زنی؟

515
00:31:13,990 --> 00:31:15,790
‫مگه قرار بود باهاش حرف نزنم؟

516
00:31:15,790 --> 00:31:18,710
‫خب، نمی‌خواستم نمک به زخمش بپاشم.

517
00:31:18,710 --> 00:31:20,920
‫- و احساس بدی بهش بدم.
‫- چرا این‌قدر نگرانی؟

518
00:31:20,920 --> 00:31:22,630
‫اون وارد رابطه جدید شده. حالش خوبه.

519
00:31:22,630 --> 00:31:24,250
‫چی؟

520
00:31:24,250 --> 00:31:28,078
‫نه، بری وارد رابطه‌ی جدیدی نشده.
‫اگه می‌شد من ازش مطلع می‌بودم.

521
00:31:28,380 --> 00:31:29,840
‫ایوان، اصن من باید این‌جا بمونم؟

522
00:31:29,840 --> 00:31:31,220
‫البته!

523
00:31:31,220 --> 00:31:33,010
‫البته، منظورت چیه؟

524
00:31:42,440 --> 00:31:45,230
‫خب، چه ضدحالی.
‫همه بیان این‌جا!

525
00:31:46,070 --> 00:31:47,070
‫زود باشید بیاید!

526
00:31:48,450 --> 00:31:49,950
‫وقت بازیه.

527
00:31:49,950 --> 00:31:51,740
‫می‌خوایم پیک چک‌زنی بازی کنیم.

528
00:31:51,740 --> 00:31:54,540
‫پیک چک‌زنی چیه؟

529
00:31:54,540 --> 00:31:57,540
‫به هم چک می‌زنیم و پیک می‌زنیم.

530
00:31:57,540 --> 00:31:59,580
‫آم، نه، ببخشید ولی من بازی نیستم.

531
00:31:59,580 --> 00:32:01,170
‫چی شده، لئو؟

532
00:32:01,170 --> 00:32:03,630
‫نمی‌تونی یکم خشونت ملایم رو تحمل کنی؟

533
00:32:07,170 --> 00:32:09,170
‫باشه، خب، بیاین بازی کنیم.

534
00:32:24,730 --> 00:32:27,480
‫خدای من! چرا زدیم؟

535
00:32:27,480 --> 00:32:31,280
‫مجبور بودم! ببخشید!

536
00:32:32,530 --> 00:32:35,120
‫- پیک بزن چک بزن!
‫- خیلی‌خب.

537
00:32:36,580 --> 00:32:39,250
‫اوه، نه!

538
00:32:39,250 --> 00:32:41,330
‫- خیلی‌خب. تلافی.
‫- آماده‌ای؟

539
00:32:42,670 --> 00:32:44,170
‫نریزی.

540
00:32:48,710 --> 00:32:50,340
‫اوه!

541
00:32:50,340 --> 00:32:53,050
‫بری!

542
00:32:53,050 --> 00:32:55,010
‫هنوز پیک‌مو تموم نکرده بودم.

543
00:32:55,010 --> 00:32:56,680
‫بین شما دو تا کلی پرخاشگرایی وجود داره.

544
00:32:56,680 --> 00:32:58,220
‫بعدی کیه؟

545
00:33:00,310 --> 00:33:02,060
‫ریگلی؟

546
00:33:02,060 --> 00:33:04,810
‫- تو را کاندید می‌خوانم.
‫- بله بانوی من.

547
00:33:04,810 --> 00:33:06,860
‫- شیشه؟
‫- اوم.

548
00:33:08,690 --> 00:33:10,190
‫از کل توانت مایه بذار.

549
00:33:12,240 --> 00:33:14,740
‫یا پیغمبر!

550
00:33:16,200 --> 00:33:19,080
‫دست خیلی سنگینی به این بازوی ظریف وصله!

551
00:33:19,080 --> 00:33:22,160
‫- مرسی! بیا.
‫- عالی بود. فوق‌العاده بود.

552
00:33:23,000 --> 00:33:25,750
‫- تو، ای سالار.
‫- ای گوه توش.

553
00:33:25,750 --> 00:33:28,500
‫بذار دستتو ببینم. سرخ شده!

554
00:33:28,500 --> 00:33:31,220
‫یادت باشه که عواطف قوی‌ای برات دارم.

555
00:33:32,050 --> 00:33:33,050
‫اوهوم اوهوم اوهوم.

556
00:33:35,220 --> 00:33:37,140
‫منتظرش بمون....

557
00:33:41,020 --> 00:33:42,600
‫اوممم-آ!

558
00:33:43,270 --> 00:33:46,190
‫بیا.

559
00:33:47,730 --> 00:33:50,820
‫بذار ببینم. کیو داریم....

560
00:33:58,490 --> 00:33:59,910
‫خیلی‌خب.

561
00:34:08,670 --> 00:34:10,050
‫به سلامتی.

562
00:34:16,890 --> 00:34:18,430
‫آی.

563
00:34:18,430 --> 00:34:20,260
‫خوبه. خوب بود.

564
00:34:20,260 --> 00:34:22,140
‫- ضربه خوبی بود. ضربه خوبی بود.
‫- آره.

565
00:34:29,310 --> 00:34:31,480
‫- آره. اوهوم.
‫- آره؟

566
00:34:36,450 --> 00:34:37,990
‫- آماده‌ای؟
‫- آره.

567
00:34:37,990 --> 00:34:42,080
‫نه، نمی‌تونم. متاسفم.

568
00:34:42,080 --> 00:34:44,540
‫- لئو، چه مرگته!
‫- می‌دونم. متاسفم.

569
00:34:44,540 --> 00:34:46,620
‫- خیلی چاخانی!
‫- بیا. تو بطریو بردار.

570
00:34:46,620 --> 00:34:49,210
‫کی هنوز چک نخورده؟

571
00:34:53,300 --> 00:34:54,590
‫خیلی‌خب.

572
00:35:01,470 --> 00:35:03,680
‫خیلی زیاده.

573
00:35:06,350 --> 00:35:08,270
‫وای خدای من. خیلی‌خب.

574
00:35:08,270 --> 00:35:10,230
‫- آماده‌ای؟
‫- اوهوم.

575
00:35:10,230 --> 00:35:12,230
‫- آماده‌.
‫- اوهوم.

576
00:35:13,070 --> 00:35:15,150
‫- اسپاگتی؟
‫- بس کن! بزن بره!

577
00:35:16,570 --> 00:35:18,320
‫اوخ!

578
00:35:22,910 --> 00:35:24,580
‫خیلی‌خب، مال خودمی.

579
00:35:24,580 --> 00:35:26,330
‫چی؟ چی؟

580
00:35:27,620 --> 00:35:29,580
‫دارین سعی می‌کنین منو خرمست کنین.

581
00:35:38,220 --> 00:35:39,800
‫اوه!

582
00:35:39,800 --> 00:35:42,470
‫چه کوفتی؟ این مثل یه چک واقعی بود!

583
00:35:42,470 --> 00:35:43,760
‫متاسفم!

584
00:35:43,760 --> 00:35:45,810
‫- متاسفم!
‫- اوه!

585
00:35:45,810 --> 00:35:48,020
‫باید منتظر پیک باشم یا می‌تونم خودم
‫یکیو بردارم؟

586
00:35:48,020 --> 00:35:51,100
‫وای خدای من.

587
00:35:52,860 --> 00:35:54,270
‫وای... واقعاً متاسفم.

588
00:35:56,610 --> 00:35:59,030
‫خیلی‌خب، نمی‌تونم، نمی‌تونم بهت چک بزنم
‫چون تو میزبانی.

589
00:35:59,030 --> 00:36:01,370
‫- پس کیو می‌خوای بزنم؟
‫- درسته. استفن.

590
00:36:02,160 --> 00:36:04,410
‫خیلی‌خب، مرسی.

591
00:36:05,240 --> 00:36:06,660
‫باشه، ردیفه. آره.

592
00:36:12,170 --> 00:36:13,420
‫وای عزیز دلم.

593
00:36:14,590 --> 00:36:15,750
‫اوه.

594
00:36:15,750 --> 00:36:17,050
‫اوخ!

595
00:36:17,050 --> 00:36:18,420
‫اوه!

596
00:36:20,470 --> 00:36:23,350
‫ببخشید. حالت خوبه؟

597
00:36:23,350 --> 00:36:26,390
‫خوب بود. آفرین.

598
00:36:26,390 --> 00:36:27,470
‫خوبه!

599
00:36:30,140 --> 00:36:32,350
‫- وای عزیز من.
‫- اووف...

600
00:36:40,200 --> 00:36:41,780
‫اوه.

601
00:36:41,780 --> 00:36:42,990
‫بیا ببینم.

602
00:36:42,990 --> 00:36:44,870
‫سعی داری مستم کنی؟

603
00:37:07,260 --> 00:37:09,390
‫دست سنگین. خوب خوردی.

604
00:37:15,770 --> 00:37:17,110
‫بذار یه پیک بهت بدم.

605
00:37:20,240 --> 00:37:22,860
‫لئو.

606
00:37:38,840 --> 00:37:40,630
‫آه...

607
00:37:50,270 --> 00:37:52,810
‫چه نازی.

608
00:37:55,100 --> 00:37:58,150
‫همون‌طور که میگن، شمشیر رو تو غلاف نگه دار.

609
00:37:58,150 --> 00:38:00,190
‫ایش، ریگلی.

610
00:38:06,240 --> 00:38:09,280
‫خیلی‌خب، نوبت منه.

611
00:38:12,120 --> 00:38:14,040
‫آم...

612
00:38:14,040 --> 00:38:15,870
‫ببخشید.

613
00:38:27,760 --> 00:38:28,760
‫خب.

614
00:38:28,760 --> 00:38:31,100
‫- خوبه.
‫- وای پسر.

615
00:38:32,350 --> 00:38:35,060
‫خیلی‌خب بعدی کیه؟

616
00:38:35,060 --> 00:38:36,140
‫مالی؟

617
00:38:37,440 --> 00:38:39,440
‫آره.

618
00:38:46,200 --> 00:38:48,660
‫مالی، بری باید تو رو می‌زد!

619
00:38:48,660 --> 00:38:50,160
‫لعنتی.

620
00:38:50,160 --> 00:38:51,740
‫وای خدایا.

621
00:38:51,740 --> 00:38:54,830
‫احتمالاً بوقلمونه.

622
00:38:54,830 --> 00:38:57,750
‫من میرم کمکش کنم. شما هم می‌تونین
‫میز رو بچینید.

623
00:38:57,750 --> 00:39:01,250
‫من هم میرم توی چیز کمک کنم...

624
00:39:01,250 --> 00:39:03,920
‫توی چیز... نمی‌دونم. راستش، فقط می‌خوام
‫از این‌جا بزنم به چاک.

625
00:39:10,800 --> 00:39:13,100
‫- خوبی؟
‫- آره خوبم.

626
00:39:21,820 --> 00:39:24,070
‫لوسی. تا حالا جدی،

627
00:39:24,070 --> 00:39:26,860
‫- واقعاً، با بکا آشنا شدی؟
‫- داداش تو چه مرگته؟

628
00:39:26,860 --> 00:39:29,530
‫ناموساً چرا هی درباره‌ی چیزهایی که
‫بهت مربوط نمیشن صحبت می‌کنی؟

629
00:39:29,530 --> 00:39:31,120
‫به من مربوط نمیشن؟

630
00:39:32,030 --> 00:39:34,870
‫- پس بهش نگفتی؟
‫- چیو؟

631
00:39:34,870 --> 00:39:38,580
‫چرا اصرار داری که رومخ‌ترین آدم باشی، استفن؟

632
00:39:39,630 --> 00:39:41,500
‫چیز مهمی نیست.

633
00:39:42,710 --> 00:39:45,550
‫گفتم که توی سال دوم‌ام بکا بهم خیانت کرد.

634
00:39:45,550 --> 00:39:46,760
‫آره.

635
00:39:47,510 --> 00:39:49,590
‫استفن کسی بود که اون باهاش بهم خیانت کرد.

636
00:39:49,590 --> 00:39:53,350
‫اون موقع برام مهم بود، ولی الان نه.

637
00:39:53,350 --> 00:39:56,520
‫صبر کن ببینم، استفن با دوس دختر سابقت خوابیده؟

638
00:39:56,520 --> 00:40:00,310
‫آره اون موقع، واقعاً شرمگین شده بودم.

639
00:40:00,900 --> 00:40:02,940
‫مطمئن نیستم چقدرش خوردنی باشه.

640
00:40:02,940 --> 00:40:05,230
‫چرا قبلاً هیچی درموردش بهم نگفتی؟

641
00:40:05,230 --> 00:40:06,530
‫بعداً درموردش صحبت می‌کنیم.

642
00:40:06,530 --> 00:40:08,610
‫خب مالی رفته و من هم رسماً یه کونی شدم.

643
00:40:08,610 --> 00:40:11,280
‫نمی‌خوام مرد زمین خورده رو لگد بزنم،
‫ولی آره، همین شدی.

644
00:40:11,280 --> 00:40:12,990
‫الان حس خیلی عجیبی دارم.

645
00:40:12,990 --> 00:40:15,910
‫مگه متوجه نیستی این چیزیه که خودش می‌خواد.
‫سعی داره عصبیت کنه.

646
00:40:15,910 --> 00:40:17,910
‫چرا بخوام لوسی رو عصبی کنم؟

647
00:40:17,910 --> 00:40:19,870
‫دارن درباره‌ی چی حرف می‌زنن؟

648
00:40:19,870 --> 00:40:22,540
‫- بکا؟
‫- چرا درباره‌ی بکا حرف بزنیم؟

649
00:40:22,540 --> 00:40:25,340
‫- تو درباره‌ی قضیه بکا می‌دونستی.
‫- البته که می‌دونه!

650
00:40:25,340 --> 00:40:27,010
‫برای همین تو سال دوم باهام به‌هم زد،

651
00:40:27,010 --> 00:40:29,880
‫و کل سال قبلو صرف این کردم که دل‌شو پس بگیرم.

652
00:40:29,880 --> 00:40:32,930
‫میشه بیخیالش بشیم حالا؟
‫گذشته‌ها گذشته.

653
00:40:32,930 --> 00:40:35,640
‫پس به‌خاطر همین بود که با من جور شدی؟

654
00:40:35,640 --> 00:40:37,470
‫تا استفن یا چیزیو پس بگیری؟

655
00:40:37,470 --> 00:40:40,270
‫لوسی، الان واقعاً داری ازم می‌پرسی
‫که به‌خاطر یه حادثه کوچیک

656
00:40:40,270 --> 00:40:41,940
‫که دو سال پیش رخ داده

657
00:40:41,940 --> 00:40:44,110
‫یه ترمه باهات دارم قرار می‌ذارم؟

658
00:40:44,110 --> 00:40:45,860
‫تا جایی که یادم میاد اون‌قدرها هم کوچیک نبود.

659
00:40:45,860 --> 00:40:48,940
‫خیلی‌خب، دیگه باید تمومش کنی.
‫عقده‌ات رقت‌انگیزه.

660
00:40:48,940 --> 00:40:50,900
‫- از جلوش دور شو.
‫- لوسی کسیه که رو من عقده‌ایه!

661
00:40:50,900 --> 00:40:53,120
‫- برو بابا.
‫- داره ادای سردرگم بودنو در میاره!

662
00:40:53,120 --> 00:40:54,950
‫از گوه‌خوری‌های که خودش کرده هم بهت گفته؟

663
00:40:56,950 --> 00:40:58,040
‫مثلاً چی؟

664
00:41:01,620 --> 00:41:03,080
‫مثلاً قضیه‌ی خواهرم.

665
00:41:03,960 --> 00:41:05,920
‫آخر هفته‌ی هالووینی،
‫بهت نگفته چیکار کرد؟

666
00:41:07,090 --> 00:41:08,300
‫- نه.
‫- آره، خب،

667
00:41:08,300 --> 00:41:11,010
‫به یه دختر 16 ساله فحاشی کرد،

668
00:41:11,010 --> 00:41:13,720
‫توی فیس‌بوک اذیتش کرد، گریه‌اشو در اورد.

669
00:41:13,720 --> 00:41:16,640
‫خدایا، تو واقعاً یه روانی‌ای.
‫خدا وکیلی فکر کردی مردم

670
00:41:16,640 --> 00:41:18,770
‫کصشرهاتو تا ابد تحمل می‌کنن؟

671
00:41:18,770 --> 00:41:20,480
‫دل تو دلم نیست روزیو ببینم

672
00:41:20,480 --> 00:41:22,730
‫که هر رابطه‌ای داریو نابود می‌کنی،

673
00:41:22,730 --> 00:41:24,350
‫و کاملاً یه تنهای بگا رفته میشی.

674
00:41:24,350 --> 00:41:26,940
‫چون متوجه‌ای که همه منتظرن
‫تا بهشون کیر بزنی، درسته؟

675
00:41:26,940 --> 00:41:29,570
‫دوست‌هات، خواهرت، دایانا.

676
00:41:29,570 --> 00:41:31,070
‫از جانب من حرف نزن، لوسی.

677
00:41:31,070 --> 00:41:33,780
‫بیخیال... ناموساً، دایانا؟
‫فکر کردی این یارو،

678
00:41:33,780 --> 00:41:36,330
‫که با همه دخترها مثل گوه رفتار کرده،
‫با تو رفتارش فرق داره؟

679
00:41:36,330 --> 00:41:39,140
‫بعضی دخترها خودشون آسونش می‌کنن که
‫مثل گوه باهاشون رفتار کرد.

680
00:41:39,120 --> 00:41:40,910
‫وای خدای من.

681
00:41:42,620 --> 00:41:43,830
‫حالت خوبه؟

682
00:41:48,840 --> 00:41:49,840
‫از این‌جا گورتو گم کن.

683
00:41:50,760 --> 00:41:53,550
‫- متاسفم.
‫- گورتو گم کن، لوسی!

684
00:41:55,260 --> 00:41:58,350
‫- خوبی؟ حالت خوبه؟ اشکالی نداره.
‫- من خوبم، خوبم.

685
00:41:59,970 --> 00:42:01,100
‫لئو.

686
00:42:02,230 --> 00:42:04,390
‫لئو، بیخیال. لطفاً نرو. لطفاً.

687
00:42:04,390 --> 00:42:07,190
‫شوخیت گرفته؟! اون دیگه چه حرکتی بود؟!

688
00:42:07,190 --> 00:42:10,400
‫واقعاً متاسفم. از دایانا عذرخواهی کردم.
‫نمی‌دونم چه مرگم شده.

689
00:42:10,400 --> 00:42:14,450
‫هر ماجرایی بین تو و استفن هست،

690
00:42:14,450 --> 00:42:17,120
‫از حد گذشته.... حال به‌هم زنه.

691
00:42:17,120 --> 00:42:18,780
‫عمداً داشت این کارو می‌کرد!

692
00:42:18,780 --> 00:42:21,500
‫سعی داره عصبیم کنه.
‫سعی داره این بلا رو سرم بیاره.

693
00:42:21,500 --> 00:42:23,830
‫اون! اون نیازی نداشت سعی زیادی بکنه.

694
00:42:23,830 --> 00:42:27,880
‫ببین، من نمی‌تونم استفن رو تحمل کنم،
‫ولی اون تو فقط استفن نبود.

695
00:42:27,880 --> 00:42:30,130
‫و اگه میگی هیچ اهمیتی بهش نمیدی،

696
00:42:30,130 --> 00:42:33,510
‫پس چرا این‌قدر براش آسونه که زیر پوستت نفوذ کنه؟

697
00:42:33,510 --> 00:42:35,010
‫تو چطور؟

698
00:42:35,550 --> 00:42:38,600
‫تو که این کینه‌ی مخفیانه رو ازش به دل داری چی

699
00:42:38,600 --> 00:42:41,180
‫- و همه‌ش درموردش بهم دروغ میگی؟
‫- درمورد بکا چیزی بهت نگفتم

700
00:42:41,180 --> 00:42:43,100
‫چون اصلاً مهم نیست.

701
00:42:43,100 --> 00:42:45,640
‫دقیقاً دارم همینو میگم.
‫یه چیزهاییو داری ازم قایم می‌کنی.

702
00:42:45,640 --> 00:42:48,860
‫و لیست پرجزئیات از بهونه‌ها رو جور کردی
‫که بگی چرا ازم قایم‌شون می‌کنی.

703
00:42:48,860 --> 00:42:50,610
‫- چی؟ مثل چی؟
‫- مثل همین!

704
00:42:50,610 --> 00:42:54,280
‫مثل گوه‌کاری‌های استفن،
‫یا ماجرای خانواده‌ات،

705
00:42:54,280 --> 00:42:55,950
‫یا اینکه چرا با سر زدی تو مغز یه نفر.

706
00:42:55,950 --> 00:42:57,950
‫تو الان... الان سیلی زدی تو صورت یکی!

707
00:42:57,950 --> 00:43:00,780
‫این فرق داره. این فرق داره!

708
00:43:00,780 --> 00:43:02,790
‫تو به مردم تهاجم بردی،

709
00:43:02,790 --> 00:43:04,450
‫جلوی صورت من به یکی تهاجم بردی

710
00:43:04,450 --> 00:43:07,120
‫و این‌طوری‌ها هم نیست که دلیل قانع‌کننده‌ای
‫مطرح کرده باشی.

711
00:43:07,120 --> 00:43:10,250
‫ففط کنار انداختیش، گفتی مشکلات کنترل خشم داری،

712
00:43:10,250 --> 00:43:12,590
‫و بعدش چی؟ قراره جوری رفتار کنم

713
00:43:12,590 --> 00:43:15,050
‫که انگار این کاملاً عادیه و بهت اعتماد کنم؟

714
00:43:19,340 --> 00:43:21,310
‫اوه...

715
00:43:24,600 --> 00:43:26,850
‫باشه...

716
00:43:30,020 --> 00:43:33,730
‫وقتی بچه بودم پدرم اذیتم می‌کرد. به‌طور جسمانی.

717
00:43:34,990 --> 00:43:38,950
‫و بعدش مامان‌مو اذیت می‌کرد.
‫هیچ‌وقت دست از سرمون برنمی‌داشت.

718
00:43:40,410 --> 00:43:43,950
‫تا اینکه یه روزی، دیگه به این‌جام رسید،

719
00:43:43,950 --> 00:43:46,160
‫و جوابشو دادم، زدمش.

720
00:43:46,160 --> 00:43:50,210
‫و راست‌شو بخوای، اولین باری بود که
‫بلاخره دست از سرم برداشت

721
00:43:52,130 --> 00:43:55,260
‫و پس این‌طور یه الگو شروع شد

722
00:43:55,260 --> 00:43:58,369
‫و واقعاً کونم پاره شده از بس سعی کردم....

723
00:43:58,720 --> 00:44:02,680
‫تا نابودش کنم. ولی راستش
‫خیلی سخته یه عادتو کنار گذاشت

724
00:44:03,510 --> 00:44:08,212
‫اونم وقتی که تنها چیزیه که تو خونه‌امون کارساز بوده.

725
00:44:12,810 --> 00:44:15,610
‫- متاسفم... فکرشو هم نمی‌کردم...
‫- نه اصلاً....

726
00:44:15,610 --> 00:44:18,700
‫می‌دونی چیه، لوسی، تو ناجوانمردانه می‌جنگی.

727
00:44:21,240 --> 00:44:25,980
‫از گوه‌ترین وضعیت مردم برعلیه‌شون
‫استفاده می‌کنی.

728
00:44:26,410 --> 00:44:29,710
‫نمی‌دونستم دارم چنین کاری می‌کنم.
‫من...

729
00:44:31,580 --> 00:44:33,590
‫سعی ندارم چنین کاری کنم.

730
00:44:34,250 --> 00:44:36,050
‫خب، مشخصه...

731
00:44:37,300 --> 00:44:41,130
‫که اصن مسئله راجع به ما نیست.

732
00:44:43,760 --> 00:44:46,350
‫مغزت آلوده از پسره‌اس.

733
00:44:49,020 --> 00:44:51,020
‫فکر نکنم دیگه بتونم ادامه بدم.

734
00:44:51,940 --> 00:44:53,440
‫این فقط....

735
00:44:54,440 --> 00:44:56,150
‫زیرپایه‌ی محکمی برام نیست.

736
00:45:03,160 --> 00:45:05,160
‫اگه دلت همینو می‌خواد، باشه.

737
00:45:43,860 --> 00:45:45,280
‫هی...

738
00:45:46,370 --> 00:45:47,370
‫دیگه می‌خوام برم.

739
00:45:47,870 --> 00:45:49,450
‫- باهات میام.
‫- نه، فقط...

740
00:45:49,450 --> 00:45:51,250
‫بمون، چیزیم نیست.

741
00:45:54,710 --> 00:45:56,880
‫دایانا، بازم متاسفم.

742
00:45:56,880 --> 00:45:58,550
‫هیس...

743
00:46:01,380 --> 00:46:04,704
‫واقعاً کونی به تمام معنایی هستی استفن.

744
00:46:07,180 --> 00:46:09,680
‫هی، میشه یه لحظه باهات صحبت کنم؟

745
00:46:15,020 --> 00:46:17,520
‫- حالت خوبه؟
‫- آره خوبم.

746
00:46:19,650 --> 00:46:21,150
‫ولی، آم...

747
00:46:25,280 --> 00:46:26,990
‫داری با کسی قرار می‌ذاری؟

748
00:46:34,330 --> 00:46:36,460
‫آره. همین‌طوره.

749
00:46:36,460 --> 00:46:38,040
‫ای کیر توش.

750
00:46:39,630 --> 00:46:41,130
‫خیلی‌خب.

751
00:46:42,260 --> 00:46:43,970
‫قضیه جدیه؟

752
00:46:44,550 --> 00:46:45,550
‫آره.

753
00:46:45,550 --> 00:46:47,930
‫ما تازگی‌ها با هم به‌هم زدیم.
‫چطور ممکن جدی باشه؟

754
00:46:47,930 --> 00:46:49,430
‫وقتی کسی که بهش اعتماد داری

755
00:46:49,430 --> 00:46:52,640
‫کاملاً ناامیدت کنه، دل کندن آسونه.

756
00:46:55,690 --> 00:46:56,770
‫من می‌شناسمش؟

757
00:46:56,770 --> 00:46:58,520
‫واقعاً بهت ربطی نداره.

758
00:46:58,520 --> 00:47:01,360
‫- پس کسیه که می‌شناسمش.
‫- نه.

759
00:47:02,030 --> 00:47:04,530
‫نه، اون... مسن‌تره.

760
00:47:04,530 --> 00:47:06,150
‫ان‌قدر درباره‌اش ازم سوال نپرس.

761
00:47:06,150 --> 00:47:08,660
‫صبر کن ببینم، مسن‌تر مثل یه دانشجوی ارشد؟

762
00:47:08,660 --> 00:47:11,490
‫- نه، اون دانشجوی ارشد نیست.
‫- پس منظورت از مسن‌تر چیه؟

763
00:47:11,490 --> 00:47:14,040
‫و چرا شکرگزاریو با اون نگذروندی
‫اگه این‌قدر قضیه جدیه؟

764
00:47:14,040 --> 00:47:17,040
‫چون اون یه آدم بزرگه! فهمیدی
‫کارهای دیگه‌ای هم داره.

765
00:47:18,670 --> 00:47:19,880
‫45 سالشه.

766
00:47:24,800 --> 00:47:26,930
‫45 سالشه؟

767
00:47:27,510 --> 00:47:28,760
‫الان جدی هستی تو؟

768
00:47:31,140 --> 00:47:34,669
‫توی سن تو پسرها بدترین اخلاق‌شونو دارن.

769
00:47:35,060 --> 00:47:36,310
‫این خیلی بده.

770
00:47:37,020 --> 00:47:39,020
‫- منو قضاوت نکن.
‫- قضاوتت نمی‌کنم، بری.

771
00:47:39,020 --> 00:47:40,310
‫بله که می‌کنی.

772
00:47:40,310 --> 00:47:42,690
‫نه، نمی‌کنم. فقط نگرانتم.

773
00:47:45,360 --> 00:47:46,610
‫چرا؟

774
00:47:48,990 --> 00:47:51,070
‫چون همه‌چیو بین‌مون به‌گا دادم.

775
00:47:51,070 --> 00:47:53,290
‫میفهمی؟ و حالا یه مرد منحرف
‫سعی داره ازت سوء استفاده کنه.

776
00:47:53,290 --> 00:47:55,080
‫اون منحرف نیست!

777
00:47:56,370 --> 00:47:58,790
‫یه مرد 45 ساله‌ی سالم

778
00:47:58,790 --> 00:48:00,880
‫با دختر 19 ساله قرار نمی‌ذاره.

779
00:48:00,880 --> 00:48:02,960
‫خیلی‌خب، نه، ببخشید.

780
00:48:02,960 --> 00:48:05,460
‫فقط فکرشو بکن، باشه؟

781
00:48:05,460 --> 00:48:07,300
‫جوری که تو بزرگ شدی،

782
00:48:08,260 --> 00:48:12,623
‫احتمالاً می‌تونه تشخیص بده که
‫دنبال یکی هستی که مثل پدر باشه برات.

783
00:48:13,180 --> 00:48:14,640
‫کیرم دهنت!

784
00:48:14,640 --> 00:48:17,850
‫ذره‌ای هم اندازه‌ی چیزی که
‫تو خیالته، مهربون نیستی.

785
00:48:37,700 --> 00:48:39,710
‫فکر کنم بوقلمون هنوز پخته‌نشده‌اس.

786
00:48:54,180 --> 00:48:57,560
‫هی، حالت خوبه؟ هنوز نمی‌تونم باور کنم
‫که لوسی باهات اون‌طوری کرد.

787
00:48:58,180 --> 00:49:01,270
‫اما من می‌تونم. و آره خوبم.

788
00:49:06,190 --> 00:49:07,610
‫حس می‌کنم دیگه باید برم خونه.

789
00:49:07,610 --> 00:49:09,950
‫نه، بمون. دیر شده.

790
00:49:09,950 --> 00:49:12,910
‫و استفن هم حواسش هست
‫ایوان خودکشی نکنه.

791
00:49:12,910 --> 00:49:14,950
‫- نمیشه تنهاش بذاریم.
‫- عجب.

792
00:49:14,950 --> 00:49:18,040
‫استفن عجب دوست خوبیه، نه؟

793
00:49:23,880 --> 00:49:26,000
‫می‌دونی، خیلی باهات مهربون نیست.

794
00:49:28,130 --> 00:49:31,260
‫فقط به‌خاطر اینکه جلوی پدرم گند زدم
‫از دستم اعصبانیه.

795
00:49:32,050 --> 00:49:33,340
‫داستانش طولانیه.

796
00:49:35,050 --> 00:49:37,890
‫می‌تونیم به‌خاطر اینکه از هم خوشمون میاد

797
00:49:37,890 --> 00:49:42,505
‫با هم دوست باشیم،
‫نه به‌خاطر اینکه نگران هم هستیم، درسته؟

798
00:49:44,520 --> 00:49:45,900
‫درسته.

799
00:49:46,980 --> 00:49:48,280
‫خیلی‌خب.

800
00:50:12,130 --> 00:50:13,470
‫سلام.

801
00:50:16,680 --> 00:50:18,180
‫برات غذا اوردم.

802
00:50:18,760 --> 00:50:20,020
‫اصلاً گشنه‌ام نیست.

803
00:50:33,900 --> 00:50:35,280
‫چطور کمکت کنم؟

804
00:50:42,370 --> 00:50:44,160
‫فقط خیلی ناراحتم.

805
00:51:47,520 --> 00:51:49,980
‫- صبح بخیر.
‫- هی، چطوری؟

806
00:51:53,570 --> 00:51:54,570
‫داغون.

807
00:51:56,570 --> 00:51:59,360
‫می‌دونی، همه‌ش سعی می‌کنم بقیه رو ناراحت نکنم،

808
00:51:59,360 --> 00:52:02,200
‫و یه‌جورایی آخرش هم بیشتر ناراحت‌شون می‌کنم.

809
00:52:02,200 --> 00:52:06,000
‫آره، من خیلی‌وقت پیش تسلیم شدم.
‫حتی خواهر کوچیکه‌ام هم ازم نفرت داره.

810
00:52:07,620 --> 00:52:11,590
‫فکر کنم دیگه بدگویی‌های مردم رو
‫به تخم چپم واگذاردم.

811
00:52:14,840 --> 00:52:20,037
‫من فکر می‌کنم بیشتر از اون چیزی که دلت بخواد
‫اقرار کنی، حرف مردم برات مهمه.

812
00:52:33,440 --> 00:52:35,480
‫- سلام.
‫- عیدت چطور گذشت؟

813
00:52:36,820 --> 00:52:40,070
‫خیلی خوش گذشت. هنوز دارم خستگی‌شو از تن در می‌کنم.

814
00:52:40,070 --> 00:52:43,030
‫مثل اینکه از عید من بهتر بوده.

815
00:52:43,030 --> 00:52:44,280
‫از شنیدنش ناراحت شدم.

816
00:52:45,830 --> 00:52:48,210
‫کل آخرهفته به فکر تو بودم.

817
00:52:48,210 --> 00:52:49,790
‫اون عکسی که فرستادی...

818
00:52:50,370 --> 00:52:51,880
‫شکنجه.

819
00:52:55,380 --> 00:52:57,550
‫به چی فکر می‌کردی؟

820
00:53:31,580 --> 00:53:33,830
‫باقی شبت چطور گذشت؟

821
00:53:37,840 --> 00:53:39,800
‫تو بردی.

822
00:53:42,720 --> 00:53:46,220
‫باشه؟ میشه... حالا دیگه سیر بشی؟

823
00:53:47,890 --> 00:53:49,680
‫از چی سیر بشم؟

824
00:53:50,350 --> 00:53:52,350
‫من هرگز این وضعیتو نمی‌خواستم.

825
00:53:54,270 --> 00:53:56,770
‫هرگز نمی‌خواستم باهات بجنگم، استفن.

826
00:53:59,360 --> 00:54:01,070
‫من دوست داشتم....

827
00:54:03,570 --> 00:54:06,070
‫حتی با اینکه می‌دونستم دقیقاً چه آدمی هستی.

828
00:54:06,070 --> 00:54:07,870
‫بدترین صفت‌هاتو می‌دونستم.

829
00:54:11,540 --> 00:54:13,790
‫پس چرا داری بابتش مجازاتم می‌کنی؟

830
00:54:14,814 --> 00:54:34,814
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

