﻿1
00:00:05,065 --> 00:00:16,545
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:27,174 --> 00:01:28,310
‫مضطربی؟

3
00:01:28,743 --> 00:01:30,614
‫هه هیچوقت.

4
00:01:33,820 --> 00:01:38,097
‫خبر خوب اینه که، من فکر می‌کنم
‫دنیس قراره ترفیع بگیره. به زودی.

5
00:01:38,597 --> 00:01:41,745
‫و وقتی اون ترفیع بگیره،
‫منم می‌تونم ترفیع بگیرم، و...

6
00:01:41,769 --> 00:01:45,110
‫آره ۳ دلار بیشتر در ساعت خیلیه.

7
00:01:47,849 --> 00:01:49,995
‫- درست می‌شه.
‫- آره، می‌دونم عزیزم.

8
00:01:50,019 --> 00:01:52,016
‫من... من فقط یکم بهم شوک وارد شد،

9
00:01:52,041 --> 00:01:53,827
‫وقتی در مورد افزایش اجاره شنیدم.
‫واسه همین هم...

10
00:01:53,827 --> 00:01:54,997
‫عزیزم،

11
00:01:55,731 --> 00:01:57,902
‫درست می‌شه.

12
00:01:58,938 --> 00:02:00,550
‫من نمی‌خوام اینجا رو از دست بدیم.

13
00:02:00,574 --> 00:02:02,153
‫- نمی‌دیم.
‫- نمی‌تونیم

14
00:02:02,177 --> 00:02:04,515
‫می‌دونی، لویی مجبور میشه
‫مدرسه عوض کنه،

15
00:02:04,539 --> 00:02:06,328
‫اون تازه داره دوست پیدا می‌کنه.

16
00:02:06,352 --> 00:02:07,990
‫دوست‌های جدید پیدا می‌کنه.

17
00:02:07,990 --> 00:02:09,592
‫شاید.

18
00:02:09,792 --> 00:02:11,005
‫اون یه جورایی عوضیه.

19
00:02:11,029 --> 00:02:13,533
‫- تینا.
‫- حالا کلاً دارم می‌گم.

20
00:02:14,366 --> 00:02:16,206
‫سابقه‌اش خوب نیست.

21
00:02:18,510 --> 00:02:19,655
‫خوب نیست، نه؟

22
00:02:19,679 --> 00:02:21,482
‫نه، بد ـه.

23
00:02:25,724 --> 00:02:27,062
‫یه لطفی بهم بکن.

24
00:02:27,262 --> 00:02:28,830
‫به این زودی وحشت نکن.

25
00:02:29,900 --> 00:02:31,403
‫بهم می‌گی کی وحشت کنم؟

26
00:02:31,536 --> 00:02:34,175
‫من مطمئناً بهت می‌گم
‫کی وحشت کنی.

27
00:03:23,172 --> 00:03:24,742
‫- سلام مامان.
‫- سلام.

28
00:03:24,843 --> 00:03:27,714
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم. زانوت چطوره؟

29
00:03:28,583 --> 00:03:30,487
‫منو میشناسی. هیچوقت شکایت نمی‌کنم.

30
00:03:34,328 --> 00:03:35,765
‫- بس کن.
‫- تینا.

31
00:03:35,989 --> 00:03:37,368
‫می‌تونم یه دقیقه باهات صحبت کنم؟

32
00:03:37,368 --> 00:03:38,905
‫حتماً. باشه.

33
00:03:38,929 --> 00:03:40,807
‫- بعدا صحبت می‌کنیم.
‫- خیلی‌خوب. اوهوم.

34
00:03:41,844 --> 00:03:43,982
‫باور کنید هیچکس نمی‌خواست
‫کار به اینجا بکشه،

35
00:03:44,081 --> 00:03:46,786
‫اما واقعیت شرایط فعلی اینه.

36
00:03:46,786 --> 00:03:49,358
‫اوم، همه‌ی شما کارکنان
‫فوق‌العاده‌ی شرکت بودید،

37
00:03:49,382 --> 00:03:52,531
‫و ما برای سال‌ها خدمات شما
‫سپاسگزاریم.

38
00:03:52,664 --> 00:03:54,002
‫جدا شدن هیچوقت آسون نیست،

39
00:03:54,135 --> 00:03:57,207
‫اما فکر می‌کنم با گذشت
‫زمان متوجه خواهید شد که...

40
00:04:40,660 --> 00:04:42,698
‫- دوستت دارم.
‫- منم دوستت دارم.

41
00:04:49,078 --> 00:04:50,480
‫کار چطور بود؟

42
00:04:50,680 --> 00:04:51,951
‫همون همیشگی، همون همیشگی.

43
00:04:52,150 --> 00:04:54,155
‫لویی، شام حاضر ـه.

44
00:04:54,155 --> 00:04:55,925
‫پاشو بیا اینجا دیگه!

45
00:05:08,116 --> 00:05:09,318
‫بیداری؟

46
00:05:09,920 --> 00:05:11,155
‫هوم.

47
00:05:12,224 --> 00:05:13,793
‫می‌تونم یه چیزی بهت بگم؟

48
00:05:14,695 --> 00:05:15,998
‫البته.

49
00:05:18,002 --> 00:05:19,338
‫من کارم رو از دست دادم.

50
00:05:32,231 --> 00:05:33,366
‫چی شد؟

51
00:05:34,668 --> 00:05:36,138
‫همه رو اخراج کردن.

52
00:05:38,776 --> 00:05:40,280
‫خیلی متاسفم عزیزم.

53
00:05:41,716 --> 00:05:43,954
‫فردا می‌رم یه کار دیگه پیدا می‌کنم.

54
00:05:44,788 --> 00:05:46,158
‫همه چی درست می‌شه.

55
00:06:13,730 --> 00:06:14,959
‫[رزومه‌ی تینا ماخرو]

56
00:06:14,984 --> 00:06:16,453
‫لویی، اون لعنتی رو خاموش کن!

57
00:06:35,992 --> 00:06:37,094
‫سلام.

58
00:06:37,895 --> 00:06:39,007
‫می‌تونم رزومه‌ام رو بدم؟

59
00:06:39,031 --> 00:06:41,436
‫اوم، می‌توستید فقط تو
‫لینکدین درخواست بدید.

60
00:06:41,436 --> 00:06:42,771
‫راحت‌تر بود.

61
00:06:46,312 --> 00:06:48,250
‫<i>و ویژگی فوق‌العاده‌ای
‫ که این کار داره</i>

62
00:06:48,450 --> 00:06:49,858
‫اینه که به معنای واقعی
‫کلمه، هیچ محدودیتی

63
00:06:49,883 --> 00:06:50,964
‫برای میزان درآمد شما وجود نداره.

64
00:06:50,988 --> 00:06:53,994
‫تماماً به خودتون و اینکه چقدر
‫می‌خواید کار کنید بستگی داره.

65
00:06:54,128 --> 00:06:57,601
‫خودم رو بگم، من پارسال
‫۱۰0 هزار دلار درآمد داشتم.

66
00:06:57,801 --> 00:07:00,942
‫حالا، شما یه پولی رو پیشاپیش میدید،
‫اما این فقط برای شروع فروشه.

67
00:07:01,075 --> 00:07:02,946
‫در اصل این تعهد شما به خودتونه،

68
00:07:03,146 --> 00:07:06,519
‫و یه قوله که شما هرچی در توان دارید
‫برای این کار می‌ذارید.

69
00:07:07,889 --> 00:07:11,062
‫پنج سال پیش کارت اتوبوسم منقضی
‫شد. داشتم تو خیابون راه می‌رفتم.

70
00:07:11,162 --> 00:07:14,001
‫اومدم اینجا، و اون روز
‫زندگی من تغییر کرد.

71
00:07:20,080 --> 00:07:21,482
‫لویی، بسه!

72
00:07:31,168 --> 00:07:32,538
‫<i>سلام. اوه...</i>

73
00:07:32,538 --> 00:07:34,508
‫می‌تونم رزومه‌ام رو بدم؟

74
00:07:35,978 --> 00:07:38,182
‫ما قطعاَ این رو توی
‫پرونده نگه می‌داریم.

75
00:07:38,483 --> 00:07:39,485
‫باشه.

76
00:07:39,485 --> 00:07:41,122
‫ممنون.

77
00:07:43,326 --> 00:07:46,441
‫<i>پسر عموی دیگو رو می‌شناسی
‫که شرکت حمل و نقل داره؟</i>

78
00:07:46,465 --> 00:07:49,305
‫به گمونم این آخر هفته
‫موقعیت کاری مازاد دارن،

79
00:07:49,873 --> 00:07:51,509
‫واسه همین هم به یکی دیگه نیاز دارن.

80
00:07:51,509 --> 00:07:55,116
‫<i>گفت ۸۰۰ دلار می‌شه، شاید بیشتر
‫اگه اون خونواده خوب انعام بده.</i>

81
00:07:55,985 --> 00:07:58,757
‫تو چطور دو تا کار پیدا می‌کنی
‫و من تو یکیش موندم؟

82
00:07:58,957 --> 00:08:00,560
‫روز شانسمه به گمونم.

83
00:08:00,560 --> 00:08:04,168
‫<i>به نظرت پسر عموی دیگو
‫موقعیت شغلی دیگه‌ای نداره؟</i>

84
00:08:04,168 --> 00:08:06,539
‫مثلا یه چیزی برای یه
‫خانوم مسن ناموفق.

85
00:08:06,539 --> 00:08:08,710
‫یه خانوم جوون زیبا.

86
00:08:24,876 --> 00:08:25,677
‫سلام.

87
00:08:25,878 --> 00:08:27,181
‫می‌تونم بهتون کمکی کنم؟

88
00:08:27,347 --> 00:08:29,853
‫اوه، نه... شما جذب نیرو دارید؟

89
00:08:29,853 --> 00:08:31,622
‫اوه، نه، متاسفانه.

90
00:08:31,622 --> 00:08:35,030
‫اما اگه دنبال چیزی این
‫اطراف بودید بهم بگید.

91
00:08:35,030 --> 00:08:37,001
‫باشه. اوم، می‌تونم رزومه‌ام رو بدم؟

92
00:08:37,001 --> 00:08:39,973
‫اوه، ما جذب نیرو نداریم، اما ممنون.

93
00:08:39,973 --> 00:08:42,945
‫- آره، اگه به کمک نیاز داشتید بگید، خب؟
‫- باشه.

94
00:08:52,297 --> 00:08:54,001
‫<i>به چی داری فکر می‌کنی؟</i>

95
00:08:54,025 --> 00:08:58,310
‫هر روز یه گوشه تمرگیدم و هیچ
‫غلط مفیدی نمی‌کنم، و انگار که...

96
00:08:58,310 --> 00:09:00,513
‫عزیزم، همش دو هفته گذشت.

97
00:09:00,513 --> 00:09:03,787
‫<i>می‌دونم، ولی من اینجوری نیستم.</i>

98
00:09:03,821 --> 00:09:04,824
‫<i>من کار کردن رو دوست دارم.</i>

99
00:09:04,848 --> 00:09:06,201
‫<i>من روتین داشتن رو دوست دارم</i>

100
00:09:06,225 --> 00:09:08,272
‫<i>می‌فهمم عزیزم. واقعا می‌گم.</i>

101
00:09:08,296 --> 00:09:10,634
‫آره ولی تو میری سر کار.

102
00:09:10,634 --> 00:09:12,003
‫اوهوم.

103
00:09:12,637 --> 00:09:14,374
‫تی، من یه دربانم.

104
00:09:15,109 --> 00:09:16,821
‫باید برای مردم در باز کنم.

105
00:09:16,845 --> 00:09:18,751
‫آره، ولی من نمی‌تونم
‫هیچ گوهی رو باز کنم.

106
00:09:19,366 --> 00:09:20,390
‫[کار اداری]

107
00:09:21,322 --> 00:09:22,724
‫<i>سلام مامان.</i>

108
00:09:22,724 --> 00:09:24,337
‫آره، هنوزم محصولات آوون رو می‌فروشی؟

109
00:09:24,361 --> 00:09:27,534
‫اوه، هنوزم اون کار کمک‌معلمی رو
‫برای کودکان استثنایی انجام میدی؟

110
00:09:27,534 --> 00:09:29,304
‫نه، من خوبم.

111
00:09:29,304 --> 00:09:32,152
‫مـ... من فقط می‌خواستم بدونم که
‫هنوزم از اون دوقلوها مراقبت می‌کنی؟

112
00:09:32,176 --> 00:09:34,248
‫خب، من درست بعد از دبیرستان
‫تو «فیلن» کار می‌کردم،

113
00:09:34,448 --> 00:09:36,118
‫پس به فروشگاه‌های بزرگ آشنام.

114
00:09:36,118 --> 00:09:37,388
‫اوه نه. حتماً.

115
00:09:37,388 --> 00:09:39,492
‫فقط اگه خبری شنیدید بهم بگید.

116
00:09:39,492 --> 00:09:41,863
‫فقط اگه شیفتی خالی شد بهم خبر بدید.

117
00:09:41,887 --> 00:09:43,833
‫اگه هر کاری بود بهم خبر بدید.

118
00:10:10,420 --> 00:10:12,258
‫خب کار بیشتر در ارتباط با
‫برگه‌های زمانی

119
00:10:12,258 --> 00:10:14,161
‫و تاییدشون برای حقوقه.

120
00:10:14,161 --> 00:10:16,674
‫به علاوه مدیریت برنامه‌ی
‫شیفت‌های کاری و این جور چیزها.

121
00:10:16,698 --> 00:10:19,982
‫آره، این دقیقاً همون کاریه که تو شغل
‫قبلیم انجام می‌دادم، پس عالیه.

122
00:10:20,006 --> 00:10:24,148
‫عالیه. بذارید یه سری فرم بیارم که پر کنید،
‫بعدش می‌تونیم یه مصاحبه داشته باشیم.

123
00:10:24,148 --> 00:10:26,352
‫- مرجعی اینجا دارید؟
‫- اوهوم.

124
00:10:26,920 --> 00:10:29,157
‫هوم. مدرک کارشناسی‌تون رو دارید؟

125
00:10:30,527 --> 00:10:32,597
‫یعنی... از دانشگاه؟

126
00:10:32,597 --> 00:10:33,833
‫خیلی متاسفم.

127
00:10:33,857 --> 00:10:35,737
‫اینجا تو این مورد واقعاً سختگیرن.

128
00:10:35,737 --> 00:10:37,684
‫می‌دونم که فوق‌العاده آزاردهندست،

129
00:10:37,708 --> 00:10:40,122
‫اما همیشه سعی می‌کنن
‫از نیروهای خودمون ارتقا بدن،

130
00:10:40,146 --> 00:10:43,062
‫واسه همین هم همه‌ی استخدامی‌های
‫جدید باید مدرک تحصیلی داشته باشن،

131
00:10:43,086 --> 00:10:45,365
‫برای پتانسیل رهبری.

132
00:10:45,389 --> 00:10:48,830
‫امـ... اما من دقیقاً همین کار
‫رو ۱۵ سال انجام دادم.

133
00:10:48,830 --> 00:10:50,533
‫- نه، حتما.
‫- پس...

134
00:10:50,533 --> 00:10:52,004
‫متاسفم.

135
00:10:52,004 --> 00:10:54,341
‫شاید بتونید مدرسه‌ی
‫شبانه رو امتحان کنید؟

136
00:10:54,341 --> 00:10:56,712
‫قطعا تو شغل پیدا کردن کمک می‌کنه.

137
00:10:58,349 --> 00:11:00,053
‫آره، شاید.

138
00:11:01,253 --> 00:11:02,490
‫ممنون که اومدید.

139
00:11:02,925 --> 00:11:04,228
‫هوم.

140
00:11:10,306 --> 00:11:13,713
‫لویی در مورد اون کارتون‌ها
‫چی بهت گفتم؟ کمش کن!

141
00:11:19,073 --> 00:11:21,463
‫[استخدام مدیر]
‫[مصاحبه‌ی استخدامی فردا]
‫[سلام تینا. می‌خوایم تو رو دعوت کنیم...]

142
00:11:24,202 --> 00:11:26,205
‫اوه، ممنون.

143
00:11:49,217 --> 00:11:50,353
‫ممنون عزیزم.

144
00:11:51,822 --> 00:11:55,397
‫واقعا حس خوبی نسبت به
‫این مصاحبه دارم.

145
00:11:55,430 --> 00:11:57,600
‫می‌دونم این این قراره
‫نتیجه بده. من...

146
00:11:57,600 --> 00:11:59,171
‫نفس بکش مامان.

147
00:12:03,846 --> 00:12:05,450
‫می‌دونم از روی مهربونیته...

148
00:12:07,587 --> 00:12:09,391
‫اما می‌دونم تو دردسر افتادیم،

149
00:12:10,060 --> 00:12:14,401
‫و من واقعا به این کار
‫نیاز دارم، می‌دونی؟

150
00:12:18,209 --> 00:12:19,245
‫من ناامیدت کردم؟

151
00:12:19,444 --> 00:12:21,382
‫نه عزیزم.

152
00:12:22,117 --> 00:12:23,319
‫نه.

153
00:12:25,423 --> 00:12:26,894
‫یادته وقتی ۲۰ ساله بودیم؟

154
00:12:27,194 --> 00:12:28,262
‫آره.

155
00:12:29,498 --> 00:12:30,767
‫اینجوری ترسناک بود؟

156
00:12:30,767 --> 00:12:31,870
‫آره.

157
00:12:31,870 --> 00:12:34,675
‫یه جور دیگه ترسناک بود، اما آره.

158
00:12:36,245 --> 00:12:38,149
‫- آره.
‫- اوم.

159
00:12:41,890 --> 00:12:44,294
‫من نمی‌خوام هیچوقت
‫نگران باشی، عزیزم.

160
00:12:45,330 --> 00:12:46,367
‫می‌دونم.

161
00:12:47,869 --> 00:12:49,338
‫می‌دونم عزیزم.

162
00:12:53,980 --> 00:12:55,283
‫موفق باشید.

163
00:12:55,583 --> 00:12:56,685
‫ممنون.

164
00:14:10,366 --> 00:14:11,568
‫سلام.

165
00:14:16,345 --> 00:14:18,116
‫من برای مصاحبه اومدم.

166
00:14:18,816 --> 00:14:20,796
‫اون... لغو شده.

167
00:14:20,820 --> 00:14:21,548
‫اون‌ها...

168
00:14:21,572 --> 00:14:23,350
‫دیروز یکی رو استخدام کردن.

169
00:14:24,461 --> 00:14:26,532
‫آره، اما من تو لینکدین درخواست دادم.

170
00:14:27,367 --> 00:14:30,072
‫- یه ایمیل گرفتم...
‫- اوه، آره.

171
00:14:30,072 --> 00:14:34,448
‫اوه، شاید، اما هیچ
‫موقعیت شغلی‌ای نیست.

172
00:14:35,116 --> 00:14:36,385
‫متاسفم.

173
00:14:39,191 --> 00:14:40,193
‫مطمئـ...

174
00:14:40,293 --> 00:14:43,500
‫باید... شاید... شاید
‫بتونید یه چک کنید... لطفا؟

175
00:14:43,833 --> 00:14:46,906
‫آره. مـ... من چک کردم. اوه...

176
00:14:47,006 --> 00:14:49,912
‫ام... هیچ شغلی نیست.
‫مـ... متاسفم.

177
00:14:52,550 --> 00:14:54,287
‫باشه، ام...

178
00:14:54,287 --> 00:14:59,297
‫خب، پس، اوم، شما باید
‫اون پست رو حذف کنید.

179
00:15:00,366 --> 00:15:01,468
‫مثلاً بلافاصله، می‌دونید؟

180
00:15:01,635 --> 00:15:03,907
‫مردم ممکنه امیدوار بشن.

181
00:15:05,477 --> 00:15:08,749
‫و این حکم تبلیغات دروغ رو داره،
‫یا حالا هر چیز دیگه‌ای، می‌دونید؟

182
00:15:09,451 --> 00:15:11,956
‫باشه. بهشون می‌گم.

183
00:15:15,630 --> 00:15:16,832
‫عالیه.

184
00:15:17,935 --> 00:15:19,037
‫عالیه.

185
00:15:20,574 --> 00:15:23,279
‫و... و، می‌دونی دیگه چی
‫می‌تونی بهشون بگی؟

186
00:15:26,785 --> 00:15:27,922
‫تف بهتون.

187
00:15:33,766 --> 00:15:34,869
‫اوه وای.

188
00:16:07,334 --> 00:16:08,602
‫لعنتی.

189
00:16:09,683 --> 00:16:12,337
‫[تاخیر ۳۵ دقیقه]
‫[تاخیر ۲۸ دقیقه]

190
00:16:14,748 --> 00:16:15,851
‫لعنت بهت.

191
00:16:19,664 --> 00:16:20,734
‫[بیف]

192
00:16:29,879 --> 00:16:32,317
‫خیلی‌خب!
‫امروز در چه حالیم خوش تیپ؟

193
00:16:34,956 --> 00:16:37,260
‫... قهوه با شکر و خامه، دو تا
‫سیب زمینی و یه کوکاکولا؟

194
00:16:37,260 --> 00:16:39,030
‫آره. برات میارم، برات میارم.

195
00:16:39,030 --> 00:16:41,101
‫قهوه با شکر و خامه.
‫سیب زمینی و کوکاکولا.

196
00:16:43,439 --> 00:16:44,943
‫- مارتی.
‫- دوتا قهوه بی‌نام.

197
00:16:44,967 --> 00:16:46,038
‫[ساندویچ گوشت ایتالیایی]

198
00:16:48,716 --> 00:16:52,458
‫خانوم. هی، خانوم، دیگه
‫نمی‌تونید اینجا سیگار بکشید.

199
00:16:52,590 --> 00:16:53,894
‫- بله شما.
‫- نوبت مارتیه!

200
00:16:53,894 --> 00:16:56,164
‫- مارتی...
‫- دو تا قهوه‌ی بی‌نام آمادست.

201
00:16:56,164 --> 00:16:58,980
‫سیب زمینی و یه کوکاکولا.
‫دو تا قهوه با شکر و خامه.

202
00:16:59,004 --> 00:17:01,008
‫- آره، میشه ۲۱/۵۰ دلار.
‫- جزمین، سفارشت آمادست!

203
00:17:01,008 --> 00:17:03,480
‫- ممنون. آره.
‫- واقعا فکر می‌کنی من خوش‌تیپم؟

204
00:17:03,504 --> 00:17:05,384
‫ده از ده ای.

205
00:17:05,384 --> 00:17:09,124
‫- خیلی‌خب، ماماسیتا، چی می‌خوری؟
‫- اوه، فقط یه قهوه.

206
00:17:09,124 --> 00:17:10,760
‫- همین؟
‫- فقط قهوه.

207
00:17:10,760 --> 00:17:13,265
‫- چجوری می‌خوای؟ سیاه؟ مدل دانکین؟
‫- سیاه. سیاه.

208
00:17:13,265 --> 00:17:14,701
‫مارک. مارک. مارک.

209
00:17:14,734 --> 00:17:16,907
‫مارک مامور نارک (نیروی پلیس).
‫ممنون، مارک، ممنون.

210
00:17:16,907 --> 00:17:19,845
‫- سفارش آقای ریشو رو آماده کردی؟
‫- سفارش آقای ریشو الان آماده میشه.

211
00:17:19,845 --> 00:17:21,983
‫بفرمایید. یه قهوه‌ی سیاه.
‫مهمون من.

212
00:17:22,116 --> 00:17:23,453
‫- سفارش...
‫- مارتی!

213
00:17:23,586 --> 00:17:25,056
‫- سفارش آقای ریشو.
‫- ممنون.

214
00:17:25,056 --> 00:17:27,327
‫- مارتی!
‫- گور پدرت. سفارش تخمیت رو میندازم دور.

215
00:17:27,351 --> 00:17:28,630
‫بفرمایید عشقم.

216
00:17:28,662 --> 00:17:30,400
‫- این برای شماست، خانوم جوان.
‫- ممنون.

217
00:17:30,424 --> 00:17:31,870
‫- خواهش می‌کنم.
‫- به حساب خودمونه.

218
00:17:31,870 --> 00:17:33,439
‫- این چیه؟
‫- یه ساندویچ گوشت گاو ایتالیاییه.

219
00:17:33,639 --> 00:17:35,243
‫گوشت گاو ایتالیایی چیه؟

220
00:17:35,409 --> 00:17:37,781
‫گوشت گاو ایتالیایی چیه؟ اوم...

221
00:17:37,781 --> 00:17:40,019
‫- می‌دونی ساندویچ دیپ فرانسوی چیه؟
‫- آره.

222
00:17:40,019 --> 00:17:41,622
‫این یه دیپ ایتالیاییه.

223
00:17:41,622 --> 00:17:43,493
‫- باشه.
‫- امیدوارم دوست داشته باشید.

224
00:17:43,726 --> 00:17:44,762
‫من ریچی‌ام.

225
00:17:44,929 --> 00:17:46,900
‫من تینام. ممنون ریچی.

226
00:17:46,900 --> 00:17:47,969
‫از ملاقاتت خوش‌وقتم.

227
00:17:47,969 --> 00:17:49,204
‫نوش جان.

228
00:17:49,204 --> 00:17:51,642
‫خیلی‌خب.
‫هی، نایک ایر، بیایید بترکونیم!

229
00:17:51,666 --> 00:17:53,346
‫منتظر دعوتنامه‌ی رسمی‌ای؟

230
00:17:53,545 --> 00:17:54,615
‫یکی دیگه.

231
00:17:54,714 --> 00:17:55,818
‫اینم از این، آبراهام.

232
00:17:55,842 --> 00:17:57,654
‫اوه، یه «شماره هفت» می‌خوای؟
‫(ساندویچ بیکن و کاهو و گوجه با مرغ)

233
00:17:57,678 --> 00:17:59,791
‫یه «شماره هفت» واسه این
‫بچه خوشگل شبیه خودشیفته‌ها.

234
00:17:59,815 --> 00:18:01,395
‫یه «شماره هفت» می‌خوای،

235
00:18:01,395 --> 00:18:03,766
‫برو همون مک دونالد کوفتی پسر. خب؟

236
00:18:04,134 --> 00:18:05,369
‫برو. آره.

237
00:18:05,403 --> 00:18:06,672
‫چه مرگته تو؟

238
00:18:06,672 --> 00:18:08,142
‫گمشو بیرون.

239
00:18:11,381 --> 00:18:13,319
‫لعنتی رفیق. باشه.

240
00:18:13,485 --> 00:18:15,390
‫باید تو یه موضع قدرت باشی داداش.

241
00:18:15,390 --> 00:18:17,895
‫اگه تو موضع قدرت نباشی
‫هیچوقت این مرحله رو رد نمی‌کنی.

242
00:18:17,919 --> 00:18:19,831
‫ولی من خروس طلایی رو گرفتم.

243
00:18:19,831 --> 00:18:22,070
‫آره، این جادوگره می‌زنه دمار
‫از روزگارش درمیاره احمق.

244
00:18:22,070 --> 00:18:24,909
‫می‌خوای تو تمیز کردن میز کمک
‫کنی یا اینجایی که بازی کنی؟

245
00:18:24,909 --> 00:18:27,347
‫- آره، می‌تونم بعد از اینکه
‫جادوگره رو دیدم...
‫- نیل!

246
00:18:27,347 --> 00:18:30,020
‫«می‌تونم بعد از اینکه
‫جادوگره رو دیدم کارمو بکنم؟»

247
00:18:30,020 --> 00:18:32,523
‫«می‌خوام بعد از
‫دیدن جادوگره کار کنم.»

248
00:18:32,690 --> 00:18:33,826
‫- هی، نیل.
‫- چیه؟

249
00:18:33,960 --> 00:18:35,730
‫یه صف کامل اینجا داریم.
‫چی کار داری می‌کنی؟

250
00:18:35,730 --> 00:18:37,033
‫- بازی می‌کنی؟
‫- الانه که جادوگره رو ببینم.

251
00:18:37,033 --> 00:18:38,535
‫- «جادوگر.»
‫- ناموساً؟

252
00:18:38,535 --> 00:18:40,439
‫- آره.
‫- هی، چی‌چی، سفارش‌ها رو بگیر.

253
00:18:40,639 --> 00:18:41,808
‫حس می‌کنم داره میاد.

254
00:18:41,808 --> 00:18:43,588
‫رفیق، به معنای واقعی
‫کلمه هیچ شانسی وجود نداره

255
00:18:43,612 --> 00:18:44,781
‫که این مرحله رو رد کنه.

256
00:18:44,781 --> 00:18:46,551
‫چرا، یه احتمال قوی هست.

257
00:18:46,551 --> 00:18:48,755
‫هیچ احتمال کوفتی‌ای مثل جاذبه نیست، فک.

258
00:18:48,755 --> 00:18:51,429
‫و تو نمی‌تونی با جاذبه مذاکره کنی!

259
00:18:51,429 --> 00:18:53,065
‫- بویاکاشا!
‫- بجنب، بیا!

260
00:18:53,165 --> 00:18:55,069
‫بجنب.

261
00:18:59,111 --> 00:19:01,082
‫[کمترین امتیاز ممکن]
‫اوه!

262
00:19:01,082 --> 00:19:02,751
‫- من خیلی بازندم!
‫- ای عقب مونده‌ی لعنتی!

263
00:19:02,885 --> 00:19:04,788
‫- اوه، بی‌خیال!
‫- عقب مونده!

264
00:19:04,788 --> 00:19:06,225
‫- باید به مامانت زنگ بزنی.
‫- آره!

265
00:19:06,225 --> 00:19:08,029
‫به مامانت زنگ بزن بگو مُردی.

266
00:19:08,029 --> 00:19:09,464
‫آره درسته.

267
00:19:09,731 --> 00:19:11,669
‫- من زنده‌ام. ولم کن!
‫- هی پسرعمو. پسرعمو.

268
00:19:11,669 --> 00:19:13,606
‫- بس کن!
‫- هی به اون خانوم چی گفتی؟

269
00:19:13,806 --> 00:19:17,347
‫- من هیچی نگفتم.
‫- یه ساندویچ مجانی بهش دادم.

270
00:19:17,347 --> 00:19:18,950
‫واقعاً داره گریه می‌کنه.

271
00:19:18,950 --> 00:19:20,754
‫آره، چون تو توی این بازی
‫کوفتی خیلی داغونی.

272
00:19:20,954 --> 00:19:22,423
‫آره، خب منم الان ناراحتم.

273
00:19:22,457 --> 00:19:23,826
‫آره، ناراحتی.

274
00:19:24,628 --> 00:19:25,831
‫تو ناراحتی.

275
00:19:25,855 --> 00:19:27,269
‫باید بهش بگی که گریه نکنه.

276
00:19:27,293 --> 00:19:30,206
‫- لعنتی من باید اینو بگم؟
‫- همه‌ی آدم‌های عادی رو می‌ترسونه.

277
00:19:30,206 --> 00:19:31,642
‫می‌خوای چی بهش بگم؟

278
00:19:31,775 --> 00:19:33,212
‫- نمی‌دونم. می‌دونی...
‫- چی؟

279
00:19:33,545 --> 00:19:35,250
‫یه جنتلمن باش پسرعمو.
‫برو بهش بگو دیگه.

280
00:19:35,250 --> 00:19:36,987
‫-چی بهش بگم؟
‫- نمی‌تونه اینجا گریه کنه.

281
00:19:36,987 --> 00:19:39,033
‫- همینجوری اینو بگم؟
‫- نمی‌تونه اینجا گریه کنه.

282
00:19:39,057 --> 00:19:41,070
‫نمی‌خوای اون جواهر کوچیک همدلی
‫کوفتی رو به مردم بدی رفیق؟

283
00:19:41,094 --> 00:19:42,164
‫نمی‌تونه اینجا گریه کنه.

284
00:19:42,164 --> 00:19:43,967
‫- تو یه بربر کوفتی‌ای.
‫- برو به صف برس.

285
00:19:43,967 --> 00:19:45,769
‫- فک، می‌تونی کمک کنی؟
‫- آره.

286
00:19:45,793 --> 00:19:47,609
‫آره؟ می‌تونی به درد بخوری
‫و فقط بری کمک کنی؟

287
00:19:48,033 --> 00:19:49,544
‫اوه...

288
00:20:05,209 --> 00:20:07,013
‫واقعاً ساندویچه انقدر بده؟

289
00:20:08,148 --> 00:20:11,221
‫اوه نه. من، من... من فقط...

290
00:20:11,221 --> 00:20:12,257
‫من خوبم.

291
00:20:12,257 --> 00:20:13,860
‫- آره؟
‫- آره.

292
00:20:13,860 --> 00:20:17,633
‫نمی‌دونم، چون قبل‌تر دیدمت.

293
00:20:18,435 --> 00:20:20,807
‫انگار گریه می‌کردی.

294
00:20:20,907 --> 00:20:22,845
‫فکر نمی‌کنم واقعا گریه می‌کردم.

295
00:20:22,845 --> 00:20:26,418
‫نمی‌دونم. به نظر من که
‫داشتی واقعاً گریه می‌کردی.

296
00:20:26,418 --> 00:20:28,021
‫آره، اما نه، مثل هق هق کردن.

297
00:20:28,021 --> 00:20:30,092
‫هق هق نمی‌کردی؟
‫خیلی‌خب، این درست.

298
00:20:30,192 --> 00:20:34,334
‫هق هق نمی‌کردی، اما فکر
‫کنم داشتی گریه می‌کردی.

299
00:20:37,307 --> 00:20:38,609
‫یه جورایی.

300
00:20:40,914 --> 00:20:42,049
‫روز بدی داشتی، نه؟

301
00:20:42,918 --> 00:20:44,621
‫- بدترین.
‫- آره.

302
00:20:44,956 --> 00:20:46,692
‫شما چی؟

303
00:20:46,692 --> 00:20:52,037
‫اوم، نمی‌دونم. می‌تونم بگم،
‫یه روز گند عادی و معمولی.

304
00:20:52,603 --> 00:20:54,374
‫آره، می‌دونم.

305
00:20:54,374 --> 00:20:56,980
‫تصور کن چه خوب بود اگه نمی‌دونستی؟

306
00:20:56,980 --> 00:20:59,919
‫می‌دونی؟ مثلا اگه این خط پایه نبود.

307
00:20:59,919 --> 00:21:02,257
‫آره، اونوقت انسان نبودم.

308
00:21:02,257 --> 00:21:04,261
‫دقیقاَ.

309
00:21:04,261 --> 00:21:05,663
‫اوه.

310
00:21:06,131 --> 00:21:07,800
‫می‌تونم من اول بگم؟

311
00:21:08,702 --> 00:21:10,039
‫- خواهش می‌کنم. آره.
‫- آره؟

312
00:21:10,039 --> 00:21:11,708
‫خیلی‌خب. بشینم؟

313
00:21:11,909 --> 00:21:13,913
‫- بشین آره.
‫- آره؟

314
00:21:14,982 --> 00:21:16,920
‫ما یه دسشویی اون پشت داریم

315
00:21:17,053 --> 00:21:19,133
‫که، انگار... یعنی این دسشویی
‫تسخیر شدست.

316
00:21:19,157 --> 00:21:21,728
‫- هی همش داره منفجر می‌شه.

317
00:21:21,763 --> 00:21:25,035
‫انگار که... انگار که، به یه اندازه
‫افسرده کننده و نفرت انگیزه.

318
00:21:25,035 --> 00:21:27,707
‫و انگار همه‌ی زمین اطرافش
‫کاملا پوسیدست.

319
00:21:27,908 --> 00:21:29,111
‫پس این...

320
00:21:29,111 --> 00:21:30,881
‫نمی‌دونم. وضعیت بد اوله.

321
00:21:31,014 --> 00:21:33,552
‫شماره‌ی دو، اوم... شرکت تحویله.

322
00:21:33,552 --> 00:21:35,356
‫این یارو پیکمون...
‫شرایط ما رو تغییر داد.

323
00:21:35,356 --> 00:21:38,997
‫ما رو از پرداخت طی ۴۵ روز به ۳۰ روز
‫رسوند، که خیلی بده، می‌دونی؟

324
00:21:38,997 --> 00:21:41,768
‫چون من می‌خواستم ازش بخوام
‫که پرداخت ما رو ۶۰ روزه کنه.

325
00:21:41,869 --> 00:21:43,572
‫پس به جای این گفتگوی دوست‌داشتنی،

326
00:21:43,572 --> 00:21:45,352
‫الان باید در مورد یه
‫برنامه‌ی پرداخت صحبت کنیم.

327
00:21:45,376 --> 00:21:47,314
‫و به گمونم شماره‌ی سه...

328
00:21:47,314 --> 00:21:51,355
‫شماره سه تو یه سطح کلی..
‫و به نوعی سطح کلانه،

329
00:21:51,355 --> 00:21:53,526
‫ما خب... به اندازه‌ی کافی
‫اینجا نیرو نداریم.

330
00:21:53,526 --> 00:21:56,933
‫پس کسایی که اینجا هستن یه جورایی
‫نسبت به هم بداخلاقی می‌کنن

331
00:21:57,033 --> 00:21:58,904
‫چون ما مدام با هم
‫یه برخورد کوفتی داریم.

332
00:21:58,904 --> 00:22:03,545
‫پس نمی‌دونم، حال و
‫هوای کلی افتضاحه.

333
00:22:03,545 --> 00:22:06,117
‫و، آره، به گمونم
‫این منو ناراحت می‌کنه.

334
00:22:07,753 --> 00:22:10,059
‫هوم، مورد چهارم‌ای هم هست؟

335
00:22:10,059 --> 00:22:11,394
‫اوه.

336
00:22:11,394 --> 00:22:13,699
‫آخرین باری که به رختخواب
‫رفتم رو یادم نیست.

337
00:22:13,933 --> 00:22:15,035
‫می‌دونی؟

338
00:22:15,737 --> 00:22:17,841
‫چطوره...، اوم، تو بگی؟

339
00:22:20,847 --> 00:22:23,227
‫اوم... یک، صاحبخونم
‫اجاره‌مون رو افزایش داده...

340
00:22:23,251 --> 00:22:26,324
‫-...خیلی زیاد، که مشکل سازه.
‫- خب.

341
00:22:26,324 --> 00:22:30,900
‫دو، شوهرم سال‌هاست
‫که منتظر ترفیعه

342
00:22:31,100 --> 00:22:32,603
‫که احتمالا قرار نیست اتفاق بیوفته.

343
00:22:33,038 --> 00:22:35,510
‫اوه، سه، کارم رو از دست دادم.

344
00:22:35,510 --> 00:22:40,286
‫چهار، من برای هر شغلی تو این شهر
‫درخواست دادم و به چیزی نرسیدم.

345
00:22:41,255 --> 00:22:45,763
‫پنج، من ۴۶ سالمه.

346
00:22:48,202 --> 00:22:49,104
‫اوه پسر.

347
00:22:49,237 --> 00:22:50,540
‫آره.

348
00:22:50,540 --> 00:22:53,145
‫اوم... مورد شیشم‌ای هم هست؟

349
00:22:55,716 --> 00:22:58,556
‫من هم آخرین باری که به رختخواب
‫رفتم رو یادم نیست.

350
00:22:58,556 --> 00:22:59,992
‫عه؟

351
00:23:00,159 --> 00:23:03,765
‫خیلی‌خب. بهتری؟

352
00:23:04,868 --> 00:23:07,406
‫- نه واقعا.
‫- حتی یه ذره‌ی کوفتی هم نه.

353
00:23:08,676 --> 00:23:10,413
‫آره. آره.

354
00:23:10,413 --> 00:23:11,682
‫خب، ما سعی کردیم، درسته؟

355
00:23:11,682 --> 00:23:13,051
‫آره.

356
00:23:17,527 --> 00:23:18,829
‫اینو نگاه.

357
00:23:22,270 --> 00:23:23,472
‫این چه کوفتیه؟

358
00:23:23,472 --> 00:23:25,409
‫هیچ نظری ندارم.

359
00:23:25,409 --> 00:23:26,612
‫نه، من، اوه...

360
00:23:27,314 --> 00:23:30,653
‫داداش کوچیکم، اون سرآشپزه.

361
00:23:30,653 --> 00:23:32,724
‫- اوه، چه باکلاس.
‫- آره.

362
00:23:32,724 --> 00:23:34,060
‫اون... ام...

363
00:23:34,761 --> 00:23:35,696
‫اون کارش درسته.

364
00:23:35,729 --> 00:23:36,966
‫- عه؟
‫- آره.

365
00:23:37,466 --> 00:23:38,702
‫تو، ام...

366
00:23:38,702 --> 00:23:40,950
‫تا حالا با کسی آشنا شدی که مثلا...

367
00:23:40,974 --> 00:23:43,445
‫می‌دونه دقیقاً تو این دنیا
‫چه خبره و می‌خواد چی کار کنه؟

368
00:23:43,445 --> 00:23:45,985
‫یعنی قشنگ می‌دونه و نه تنها می‌دونه،

369
00:23:45,985 --> 00:23:47,821
‫توش هم واقعاً خوبه.

370
00:23:48,421 --> 00:23:49,968
‫هوم. مثل یه رویا به نظر میاد.

371
00:23:49,992 --> 00:23:54,233
‫دارم میگم، من، من واقعاً
‫فکر می‌کنم که این یه رویاست.

372
00:23:54,567 --> 00:23:55,769
‫هوم.

373
00:23:56,304 --> 00:23:57,507
‫این یه کسب و کار خونوادگیه؟

374
00:23:57,673 --> 00:23:58,676
‫هی.

375
00:23:58,700 --> 00:24:00,990
‫می‌دونی...
‫بابام اینجا رو راه انداخت.

376
00:24:01,014 --> 00:24:02,450
‫اونم خودشو فرسوده کرد.

377
00:24:02,550 --> 00:24:06,500
‫با یه... با یه انبوه بزرگ از
‫بدهی‌های پرداخت نشده.

378
00:24:06,524 --> 00:24:07,961
‫یه نگاهی انداخت و رفت، می‌دونی؟

379
00:24:08,061 --> 00:24:10,400
‫سریع رفت. فرار کرد سمت تپه‌ها،
‫هیچوقت برنگشت.

380
00:24:10,400 --> 00:24:12,170
‫هوم. همین‌جورین.

381
00:24:12,170 --> 00:24:13,372
‫چی، بدهی‌ها؟

382
00:24:13,396 --> 00:24:16,011
‫- باباها.
‫- آره واقعاً.

383
00:24:16,511 --> 00:24:18,315
‫خب، این کار رو دوست داری؟

384
00:24:18,315 --> 00:24:19,551
‫اوم.

385
00:24:19,551 --> 00:24:22,823
‫نـ... نمی‌دونم یعنی من...
‫من آدم‌ها رو دوست دارم.

386
00:24:23,458 --> 00:24:25,429
‫خب، اما کار رو دوست داری؟

387
00:24:27,066 --> 00:24:29,705
‫قطعاً دوست ندارم که
‫هیچوقت حال نکردم.

388
00:24:29,705 --> 00:24:34,414
‫می‌دونی؟ من من من دوست ندارم
‫هر روز به اندازه کافی پول در بیارم

389
00:24:34,414 --> 00:24:35,917
‫تا بتونم خرج دیروز رو بدم.

390
00:24:35,917 --> 00:24:38,022
‫دوست ندارم وقتی، اوم...
‫اتفاقات بد می‌افته.

391
00:24:38,022 --> 00:24:40,961
‫فر خراب میشه یا فاضلاب می‌زنه بالا.

392
00:24:41,061 --> 00:24:44,367
‫دوست ندارم وقتی شرکت تحویل پیازهای
‫کوفتی رو یادش میره، می‌دونی؟

393
00:24:44,367 --> 00:24:46,104
‫ولی آره. نه، من دوست دارم. من...

394
00:24:46,771 --> 00:24:49,510
‫من... من آدم‌ها رو دوست دارم، می‌دونی؟

395
00:24:49,845 --> 00:24:51,181
‫هوم.

396
00:24:51,181 --> 00:24:53,085
‫پس گمونم مردم برای همین
‫این کارو می‌کنن.

397
00:24:53,251 --> 00:24:55,089
‫- چی کار؟
‫- رستوران می‌زنن.

398
00:24:55,089 --> 00:24:56,926
‫- آره؟
‫- آره.

399
00:24:56,926 --> 00:24:58,763
‫نمی‌دونم. یعنی می‌دونم، انگار...

400
00:24:58,763 --> 00:25:00,341
‫می‌دونم خیلی گند به نظر میاد،

401
00:25:00,365 --> 00:25:03,005
‫اما من فکر می‌کنم که،
‫اگه واقعاً بهش فکر کنی،

402
00:25:03,005 --> 00:25:04,341
‫می‌دونی، اون... اون...

403
00:25:04,341 --> 00:25:06,811
‫می‌دونی، اون لحظات
‫خاص زندگیت رو مثل...

404
00:25:07,111 --> 00:25:09,861
‫جشن‌ها، اوقات خوش،
‫می‌دونی، خوشی‌ها...

405
00:25:09,885 --> 00:25:13,960
‫حس می‌کنم، می‌دونی، همیشه
‫کنار غذا اتفاق می‌افتن، می‌دونی؟

406
00:25:13,960 --> 00:25:15,295
‫به این باور داری؟

407
00:25:17,400 --> 00:25:20,941
‫آره. من... فکر کنم
‫دارم کم کم باور می‌کنم.

408
00:25:21,141 --> 00:25:22,576
‫- باشه.
‫- آره.

409
00:25:22,576 --> 00:25:23,980
‫- حتماً.
‫- آره.

410
00:25:25,984 --> 00:25:29,558
‫پس اگه می‌تونستی هر کاری داشته
‫باشی، شغل رویاییت چی بود؟

411
00:25:29,558 --> 00:25:32,063
‫خدایا. نمی‌دونم. تو چی؟

412
00:25:32,163 --> 00:25:34,834
‫فکر نمی‌کنم من شغل
‫رویایی داشته باشم.

413
00:25:34,834 --> 00:25:36,471
‫من تو هیچی اونقدر خوب نیستم، پس...

414
00:25:36,471 --> 00:25:39,077
‫آره یعنی من فکر می‌کنم
‫تو خیلی چیزها خوبم،

415
00:25:39,077 --> 00:25:41,849
‫اما نه مثلا در حد
‫درخشان بودن تو یه چیزی.

416
00:25:41,849 --> 00:25:43,418
‫- فکر کنم بیشترمون همینیم.
‫- آره.

417
00:25:43,518 --> 00:25:46,032
‫یادمه وقتی بچه بودم
‫به یه سفر علمی رفتم.

418
00:25:46,056 --> 00:25:47,293
‫اصلا یادم نیست برای چی بود،

419
00:25:47,293 --> 00:25:49,331
‫اما یادمه وارد یه ساختمون
‫قدیمی شدیم، می‌دونی؟

420
00:25:49,331 --> 00:25:52,412
‫زیبا بود. مثل یه آرت دکوی بی‌نقص.

421
00:25:52,436 --> 00:25:56,177
‫و هر طبقه، مثل یه کسب و کار
‫متفاوت بود، می‌دونی؟

422
00:25:56,501 --> 00:25:57,580
‫همه‌چی رسمی بود.

423
00:25:57,580 --> 00:26:01,156
‫می‌دونی، یه سری با کت
‫و شلوار و لباس رسمی کار می‌کردن

424
00:26:01,180 --> 00:26:02,990
‫و انگار براش ساخته شده بودن.

425
00:26:03,490 --> 00:26:04,327
‫و...

426
00:26:04,327 --> 00:26:08,102
‫یادمه به این ساختمون به چشم
‫ساختمون رویاها فکر می‌کردم، می‌دونی؟

427
00:26:08,301 --> 00:26:09,872
‫چه نوع رویاهایی؟

428
00:26:09,872 --> 00:26:12,377
‫خب، اگه به تک تک
‫اون آدم‌ها فکر کنی،

429
00:26:12,377 --> 00:26:14,414
‫اون‌ها یه رویا داشتن، درسته؟

430
00:26:14,438 --> 00:26:18,088
‫و اون رویا اون‌ها رو به اون ساختمون و بعد
‫به اون طبقه و بعد به اون شغل هدایت کرده.

431
00:26:18,155 --> 00:26:20,059
‫و اینجوری بود... می‌دونی؟

432
00:26:21,259 --> 00:26:23,065
‫پس برات الهام‌بخش بوده.

433
00:26:23,165 --> 00:26:26,004
‫نه. منظورم اینه که، رفیق،
‫کاملاً افسرده کننده بود.

434
00:26:26,171 --> 00:26:28,075
‫- یعنی منو کشت.
‫- چطور؟

435
00:26:28,075 --> 00:26:29,377
‫من آخه... نمی‌دونم.

436
00:26:29,410 --> 00:26:31,923
‫منظورم اینه که، من یه بچم و اونجام،
‫و پیش خودم می‌گم:

437
00:26:31,947 --> 00:26:34,020
‫«خب، این اتفاق برای من نمی‌افته.»

438
00:26:34,889 --> 00:26:36,257
‫می‌دونی، من می‌دونستم...

439
00:26:36,257 --> 00:26:38,731
‫می‌دونستم قراره ازش محروم باشم؟

440
00:26:39,031 --> 00:26:41,668
‫می‌دونی؟ مثلاً... من یه سری
‫کارها داشتم، می‌دونی؟

441
00:26:41,969 --> 00:26:44,574
‫من کسایی رو داشتم که باید
‫ازشون مراقبت می‌کردم، انگار...

442
00:26:45,609 --> 00:26:48,716
‫نمی‌دونم. اون چرت و پرت‌های
‫رویایی... هوف، می‌دونی، فقط...

443
00:26:50,017 --> 00:26:52,156
‫می‌دونی، قرار نبود
‫برای من اتفاق بیوفته.

444
00:27:00,739 --> 00:27:03,311
‫من ۱۵ سال اونجا بودم.

445
00:27:04,046 --> 00:27:06,050
‫جایی که اخراجم کردن.

446
00:27:07,053 --> 00:27:08,189
‫بی‌رحمانست.

447
00:27:08,189 --> 00:27:10,560
‫هوم. بی‌رحمانه.

448
00:27:10,560 --> 00:27:13,532
‫و وقتی برای همه‌ی این شغل‌ها
‫درخواست می‌دم...

449
00:27:13,665 --> 00:27:15,536
‫همش بچه‌هان. درسته؟

450
00:27:15,536 --> 00:27:16,805
‫بچه به نظر میان.

451
00:27:16,805 --> 00:27:18,609
‫رفیق، این بدترین چیز نیست؟

452
00:27:18,609 --> 00:27:19,644
‫آره.

453
00:27:19,644 --> 00:27:24,054
‫اما همچنین قشنگ، می‌دونی؟

454
00:27:24,287 --> 00:27:25,623
‫چرا؟ چطور؟

455
00:27:25,656 --> 00:27:28,662
‫- به نظر گرسنه میان، می‌دونی؟
‫- آره.

456
00:27:29,363 --> 00:27:30,333
‫و...

457
00:27:30,465 --> 00:27:31,668
‫و من با خودم فکر می‌کردم،

458
00:27:31,668 --> 00:27:34,541
‫شاید من این رو در خودم از دست دادم.

459
00:27:34,541 --> 00:27:35,542
‫- آره.
‫- می‌دونی؟

460
00:27:35,542 --> 00:27:39,150
‫مثلاً من نگران پرداخت اجاره‌ام.

461
00:27:39,250 --> 00:27:42,690
‫مثلاً، نگران پول خرید روزانه،
‫چیزهای واقعی، درسته؟

462
00:27:42,690 --> 00:27:48,369
‫و فکر می‌کردم جداً برام آسونه که
‫واقعاً از دست این بچه‌ها عصبانی شم.

463
00:27:48,369 --> 00:27:51,775
‫مثلا بگم «تف به بچه‌ها.
‫گوه بارشون نیست.»

464
00:27:51,775 --> 00:27:55,516
‫اون‌ها هیچی نکشیدن،
‫نمی‌دونن استرس واقعی چیه.

465
00:27:56,084 --> 00:27:59,323
‫اما من اینم می‌گم که...

466
00:28:00,827 --> 00:28:03,766
‫«من هر بهایی می‌دم تا یکی
‫از اون‌ها لعنتی‌ها باشم.»

467
00:28:04,033 --> 00:28:06,004
‫اوه، رفیق.

468
00:28:06,004 --> 00:28:07,573
‫خیلی درسته لعنتی.

469
00:28:07,873 --> 00:28:10,379
‫من مثل چی حسودیم میشه.

470
00:28:10,379 --> 00:28:11,448
‫هی!

471
00:28:11,581 --> 00:28:13,887
‫- مثل چی. آره.
‫- اوه لعنتی.

472
00:28:14,153 --> 00:28:17,427
‫- خنده‌داره که چقدر سخت بوده...
‫- اوهوم.

473
00:28:17,427 --> 00:28:19,330
‫...برای من که چیزی پیدا کنم، مرد.

474
00:28:19,330 --> 00:28:22,337
‫- من ظرف می‌شورم، زمین تمیز می‌کنم.
‫- هوم.

475
00:28:22,337 --> 00:28:24,707
‫آت و آشغال می‌فروشم، می‌دونی؟

476
00:28:24,707 --> 00:28:27,313
‫من باید خرجمو در بیارم، درسته؟

477
00:28:29,718 --> 00:28:31,421
‫من نیازی به روحیه ندارم.

478
00:28:31,421 --> 00:28:34,294
‫من نیازی به اشتیاق ندارم.
‫من نیازی به جادو ندارم.

479
00:28:34,427 --> 00:28:37,266
‫من نیازی به نجات دنیا ندارم،
‫می‌دونی؟

480
00:28:37,833 --> 00:28:39,470
‫من فقط...

481
00:28:39,470 --> 00:28:42,276
‫من فقط می‌خوام شکم
‫بچمو سیر کنم، می‌دونی؟

482
00:28:42,476 --> 00:28:43,778
‫ایول.

483
00:28:44,780 --> 00:28:46,184
‫آره مرد.

484
00:28:46,184 --> 00:28:48,555
‫فقط یه روتین بهم بده.

485
00:28:48,856 --> 00:28:50,158
‫من پایه‌ام.

486
00:28:54,734 --> 00:28:56,839
‫باشه. اوه.

487
00:28:56,839 --> 00:29:00,612
‫گوش کن، ممکنه اون ساندویچ
‫کوفتی رو کامل پرت کنی تو صورتم،

488
00:29:00,636 --> 00:29:03,427
‫و و و، مثلا این کار رو بکنی، خب؟

489
00:29:03,451 --> 00:29:06,391
‫چون من می‌خوام صادقانه بگم، اینجا...

490
00:29:06,391 --> 00:29:08,428
‫این رستوران کوفتی، افتضاحه.

491
00:29:08,452 --> 00:29:12,103
‫یعنی افتضاحه. مثلا میری خونه
‫و بوی کوفتیش هست. می‌دونی؟

492
00:29:12,127 --> 00:29:13,372
‫و اینجا دیوونه‌واره.

493
00:29:13,396 --> 00:29:16,044
‫و اینجا کلی داد و بی‌داد کوفتی هست.

494
00:29:16,210 --> 00:29:19,852
‫اما قسم می‌خورم، روزهایی هست
‫که خیلی خوش می‌گذره.

495
00:29:19,852 --> 00:29:21,421
‫یعنی خیلی خوش می‌گذره‌ ها.

496
00:29:21,421 --> 00:29:23,725
‫و... و... و حقوقش بده، خب؟

497
00:29:23,725 --> 00:29:26,798
‫اما روزهایی هست که کلی
‫از انعام درمیاریم و انگار...

498
00:29:26,899 --> 00:29:29,905
‫- حس خیلی خوبی داره، می‌دونی؟
‫- هوم.

499
00:29:29,905 --> 00:29:31,274
‫پس...

500
00:29:31,708 --> 00:29:33,311
‫اوه...

501
00:29:34,848 --> 00:29:36,651
‫چی داری از من می‌خوای؟

502
00:29:38,288 --> 00:29:40,192
‫من به یه آشپز جدید نیاز دارم.

503
00:29:40,492 --> 00:29:41,528
‫جدی؟

504
00:29:41,528 --> 00:29:42,796
‫آره.

505
00:29:42,897 --> 00:29:46,379
‫من یه رزومه‌ی واقـ...
‫من یه رزومه‌ی واقعی دارم.

506
00:29:46,403 --> 00:29:47,682
‫با رزومه جه گهی قراره بخورم؟

507
00:29:47,706 --> 00:29:49,544
‫من با رزومه دسشویی تمیز می‌کنم.

508
00:29:49,544 --> 00:29:51,381
‫- هوی.
‫- من نیازی به رزومه ندارم.
‫من با تو صحبت کردم.

509
00:29:51,381 --> 00:29:53,519
‫- چیه؟ می‌دونی؟ نظرت چیه؟
‫- هوی، پسرعمو!

510
00:29:53,543 --> 00:29:55,289
‫مایکل! دستگاه نوشابه باز به گا رفته.

511
00:29:55,289 --> 00:29:56,859
‫رفیق، من صدای تخمیت رو شنیدم!

512
00:29:56,859 --> 00:29:58,963
‫خفه خون بگیر دیگه!

513
00:29:59,163 --> 00:30:02,336
‫پس اینو می‌بینی؟ اساساً
‫این‌جوریه، یعنی همیشه.

514
00:30:02,360 --> 00:30:04,340
‫- هوی پسر عمو، چی گفتی؟
‫- محض رضای خدا.

515
00:30:04,340 --> 00:30:06,378
‫بذار برم ببینم این چی میگه، خب؟

516
00:30:06,378 --> 00:30:09,025
‫اوه ببین، ممنون.
‫در موردش فکر کن، خب؟

517
00:30:09,049 --> 00:30:10,519
‫راستی من تینا ماخرو هستم. سلام.

518
00:30:10,652 --> 00:30:12,557
‫- سلام. مایکل برزاتو و...
‫- باشه.

519
00:30:12,557 --> 00:30:15,262
‫- مایکل! نوشابه، مایکل.
‫- از گفتگویی که داشتیم ممنونم.

520
00:30:15,262 --> 00:30:18,344
‫- من هم همین‌طور. ممنون مرد.
‫- آره از ساندویچت لذت ببر.

521
00:30:18,368 --> 00:30:20,148
‫- حتماً.
‫- در موردش فکر کن. من همینجام.

522
00:30:20,172 --> 00:30:22,543
‫- باشه مایکل.
‫- رفیق، صادقانه. یعنی چرا؟

523
00:30:22,567 --> 00:30:24,948
‫رفیق... بچه‌ها همون گوه همیشگیه.

524
00:30:24,948 --> 00:30:27,921
‫- فقط از یه صدای کوفتی داخلی استفاده کن.
‫- لعنتی.

525
00:30:28,688 --> 00:30:29,925
‫من فقط یکی دارم.

526
00:30:30,459 --> 00:30:31,627
‫چی؟

527
00:30:34,400 --> 00:30:35,502
‫هوم...

528
00:30:36,371 --> 00:30:38,208
‫هوووم...

529
00:31:05,362 --> 00:31:07,466
‫هوم. بوش خوبه.

530
00:31:07,499 --> 00:31:09,537
‫تقریباً آمادست.

531
00:31:11,374 --> 00:31:12,509
‫چطور پیش رفت؟

532
00:31:12,977 --> 00:31:14,280
‫عالی.

533
00:31:14,747 --> 00:31:16,384
‫خوبه.

534
00:31:27,402 --> 00:31:28,894
‫[بیف]

535
00:31:29,418 --> 00:31:49,418
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

