﻿1
00:00:00,111 --> 00:00:15,111
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:00:34,159 --> 00:00:35,160
‫کی اونجاست؟

3
00:00:37,913 --> 00:00:38,997
‫کسی اینجاست؟

4
00:00:40,874 --> 00:00:44,628
‫من چوب بیسبال دارما... و یه تیزر برقی

5
00:00:45,254 --> 00:00:48,790
‫و کراو ماگا بلدم، پس...
‫(هنر رزمی)

6
00:01:11,071 --> 00:01:12,197
‫یعنی چی؟

7
00:01:14,951 --> 00:01:17,245
‫«به مورفو خوش آمدید»
‫«برای شروع آماده‌اید؟»

8
00:01:18,537 --> 00:01:19,537
‫خیلی‌خب

9
00:01:20,457 --> 00:01:21,917
‫«درحال تنظیم مورفو»

10
00:01:24,920 --> 00:01:26,588
‫«آزمایشی»

11
00:01:29,007 --> 00:01:31,509
‫«پروانه‌ی مورفو نماد تغییر است»

12
00:01:33,803 --> 00:01:35,013
‫«مورفو هیچ‌گونه مسئولیتی»

13
00:01:35,013 --> 00:01:37,072
‫«در قبال افرادی که...»

14
00:01:38,099 --> 00:01:40,018
‫«رضایت بسیار امر جدی...»

15
00:01:42,395 --> 00:01:43,521
‫«آیا برای کشف پتانسیل زندگی خود آماده‌اید؟»

16
00:01:43,562 --> 00:01:45,022
‫آره، عجبا

17
00:01:46,399 --> 00:01:48,442
‫«برای شروع سکه وارد کنید»

18
00:01:54,783 --> 00:01:56,409
‫«پتانسیل زندگی شما مشخص شد!»

19
00:01:57,410 --> 00:01:59,120
‫«قهرمان»

20
00:01:59,161 --> 00:02:00,537
‫آره، حتماً

21
00:02:08,294 --> 00:02:10,464
‫جیکوب، این دیگه چه کوفتیه؟

22
00:02:10,964 --> 00:02:14,008
‫نمی‌دونم
‫بازی کامپیوتری‌ای چیزیه

23
00:02:14,009 --> 00:02:15,635
‫از کجا اومده؟

24
00:02:15,636 --> 00:02:17,220
‫نمی‌دونم. شما نمی‌دونین؟

25
00:02:17,221 --> 00:02:19,889
‫منظورت چیه نمی‌دونی؟
‫مگه اینجا قفسه‌ها رو پر نمی‌کردی؟

26
00:02:19,890 --> 00:02:22,975
‫آره، معلومه
‫فقط هدفون‌م رو گوشم بود، ولی...

27
00:02:22,976 --> 00:02:24,727
‫تمام مدت اینجا بودی؟

28
00:02:24,728 --> 00:02:25,811
‫آره

29
00:02:25,812 --> 00:02:27,772
‫خب، عین جادو ظاهر شد؟

30
00:02:27,773 --> 00:02:28,857
‫آره

31
00:02:30,234 --> 00:02:32,444
‫"پتانسیل زندگی خود را کشف کنید"

32
00:02:33,862 --> 00:02:36,956
‫بنظرت ممکنه مردم
‫ واقعاً از این استفاده ‌کنن؟

33
00:02:39,326 --> 00:02:40,327
‫آره

34
00:02:58,428 --> 00:03:01,514
‫آره، ظاهراً مدیر "پت" یک ساعت اونجا بوده

35
00:03:01,515 --> 00:03:04,225
‫آره، اگر جیکوب پیداش نمی‌کرد
‫ممکن بود بمیره

36
00:03:04,226 --> 00:03:07,354
‫سلام، آقای قهرمان اومد! باید برم

37
00:03:08,063 --> 00:03:10,691
‫- سلام
‫- خیلی‌خب، باشه

38
00:03:11,608 --> 00:03:12,859
‫نباید سر کار باشی؟

39
00:03:12,860 --> 00:03:16,363
‫نمی‌دونم. کسایی که
‫استعفا میدن باید برن سر کار؟

40
00:03:17,072 --> 00:03:20,241
‫- چی؟
‫- آره بابا. الهام‌بخشم بودی

41
00:03:20,242 --> 00:03:22,410
‫اینور اونور میری و جون مردم رو نجات میدی

42
00:03:22,411 --> 00:03:26,080
‫منم برای یه حقوق مزخرف
‫ با یخ‌پرداز دایره‌وار می‌چرخم

43
00:03:26,081 --> 00:03:29,083
‫جون کسی رو نجات ندادم
‫زنگ زدم اورژانس

44
00:03:29,084 --> 00:03:31,544
‫نهایتش باید ازم تقدیر بشه
‫که بلد بودم از گوشی استفاده کنم

45
00:03:31,545 --> 00:03:33,547
‫هی، جیک، اینو ببین

46
00:03:34,131 --> 00:03:39,887
‫برات یه... چهره درست کردم

47
00:03:41,597 --> 00:03:44,056
‫همونجوری که مامانت درست می‌کرد

48
00:03:44,224 --> 00:03:46,685
‫البته پیاز نداشتیم
‫برای همین کرفس گذاشتم

49
00:03:47,186 --> 00:03:51,246
‫و تخم‌مرغ‌ها از تاریخ فروش‌شون گذشته
‫ولی بوی بد نمی‌دادن

50
00:03:51,815 --> 00:03:53,442
‫- مجبور نیستی بخوریش...
‫- باشه

51
00:03:57,571 --> 00:03:59,280
‫خیلی‌خب، قضیه چیه، بابا؟

52
00:03:59,281 --> 00:04:02,742
‫چرا داری برام صبحونه درست می‌کنی
‫و باهام صحبت می‌کنی؟

53
00:04:02,743 --> 00:04:05,537
‫- چرا "جیک" صدام می‌کنی؟
‫- همینطوری، "جیکـــ...وب"

54
00:04:06,830 --> 00:04:08,248
‫ببین، می‌دونم

55
00:04:09,333 --> 00:04:12,669
‫که من و تو... چندان صمیمی نیستیم

56
00:04:13,545 --> 00:04:16,213
‫و می‌دونم که مدت‌هاست مجبور بودی

57
00:04:16,214 --> 00:04:19,884
‫بار زیادی رو به دوش بکشی
‫ولی الان دیگه تلاشم رو بیشتر می‌کنم

58
00:04:19,885 --> 00:04:21,928
‫فکر نکنم نیازی به این داشته باشم

59
00:04:23,305 --> 00:04:24,388
‫وقتشه برم مدرسه

60
00:04:24,389 --> 00:04:26,933
‫- باشه. ولی، ببین پسرجون...
‫- نه

61
00:04:26,934 --> 00:04:29,520
‫سر این قضیه‌ی مدیر پت

62
00:04:30,270 --> 00:04:31,688
‫می‌خواستم بگم...

63
00:04:34,691 --> 00:04:35,734
‫حرف نداشت

64
00:04:40,697 --> 00:04:41,698
‫خیلی‌خب

65
00:04:48,997 --> 00:04:50,457
‫ایول!

66
00:05:00,425 --> 00:05:02,845
‫پسر، چرا مدیر رو نجات دادی؟
‫پسره‌ی پاچه‌خوار!

67
00:05:04,221 --> 00:05:07,057
‫دارم شوخی می‌کنم، پسر. شوخی می‌کنم
‫جیگر خودمی

68
00:05:08,725 --> 00:05:10,268
‫خیلی‌خب، همه آروم...

69
00:05:10,269 --> 00:05:12,312
‫به جیکوب فرصت بدین بشینه سر جاش

70
00:05:12,896 --> 00:05:16,440
‫گمونم دیگه همه می‌دونیم
‫روی کارت جیکوب چی نوشته بوده

71
00:05:16,441 --> 00:05:18,359
‫و می‌دونم خیلی‌هاتون
‫خیلی هیجان‌ زده‌این

72
00:05:18,360 --> 00:05:21,154
‫چون ظاهراً به "پتانسیل" خودش دست پیدا کرده

73
00:05:22,155 --> 00:05:23,865
‫ولی این کلاس تاریخه

74
00:05:23,866 --> 00:05:26,869
‫و بنظر من می‌تونیم از تاریخ یاد بگیریم

75
00:05:28,662 --> 00:05:30,037
‫بیاین در مورد این حرف بزنیم

76
00:05:30,038 --> 00:05:34,375
‫که چی می‌شد اگر دستگاه مورفو
‫در لحظه‌ی تاریخی دیگه‌ای وجود داشت

77
00:05:34,376 --> 00:05:37,170
‫خیلی‌خب، ریتا. تو آبراهام لینکلن هستی

78
00:05:37,171 --> 00:05:41,382
‫و قراره در اسپرینگفیلد، ایلینوی
‫شروع به وکالت کنی

79
00:05:41,383 --> 00:05:43,342
‫- باشه
‫- یا قرار نیست؟

80
00:05:43,343 --> 00:05:45,344
‫چون من دستگاه مورفو هستم

81
00:05:45,345 --> 00:05:51,518
‫و کارتی بهت دادم که نوشته
‫پتانسیلت درواقع...

82
00:05:53,687 --> 00:05:56,147
‫- "تولید کننده‌ی آب‌نبات"ـه
‫- خب سوال اینجاست، آقای لینکلن

83
00:05:56,148 --> 00:06:00,693
‫آیا به دنبال حرفه‌ی
‫پاستیل و آب‌نبات چوبی سازی میری

84
00:06:00,694 --> 00:06:05,114
‫یا مسیر تاسیس دفتر وکالت خودت و تبدیل شدن

85
00:06:05,115 --> 00:06:08,159
‫به تاثیرگذارترین رئیس‌جمهور
‫ تاریخ آمریکا رو ادامه میدی؟

86
00:06:08,160 --> 00:06:09,952
‫گمونم وکیل میشم؟

87
00:06:09,953 --> 00:06:11,622
‫معلومه که میشی

88
00:06:12,206 --> 00:06:13,665
‫ولی خب زنده می‌موند

89
00:06:14,374 --> 00:06:15,708
‫- چی؟
‫- لینکلن

90
00:06:15,709 --> 00:06:18,252
‫ اگر تولیدکننده‌ی آب‌نبات بود
‫کسی اونو ترور نمی‌کرد

91
00:06:18,253 --> 00:06:20,796
‫ولی آمریکا رئیس‌جمهور خیلی بزرگی رو
‫ از دست می‌داد، موافق نیستی؟

92
00:06:20,797 --> 00:06:23,299
‫حقیقت داره که توی سخنرانیش
‫در شهر "پئوریا" لینکلن عقیده داشت

93
00:06:23,300 --> 00:06:26,093
‫که اگر و وقتی برده‌ها آزاد شدن
‫باید مجبورشون کرد از آمریکا برن؟

94
00:06:26,094 --> 00:06:27,345
‫اوهوم

95
00:06:27,346 --> 00:06:30,431
‫می‌دونی، اصولاً این کلاس
‫کلاس تاریخ اروپاست، ریتا

96
00:06:30,432 --> 00:06:32,934
‫پس بیا به درس خودمون بچسبیم

97
00:06:32,935 --> 00:06:37,146
‫ساوانا. آیا هنری اول
‫پیمان آلتون رو امضا می‌کرد

98
00:06:37,147 --> 00:06:40,483
‫اگر دستگاه مورفو بهش می‌گفت
‫که قراره...

99
00:06:40,484 --> 00:06:41,567
‫نمی‌دونم والا، سرایدار باشه؟

100
00:06:41,568 --> 00:06:44,946
‫هنوز به پیمان آلتون نرسیدیم
‫مدام در مورد مورفو حرف می‌زنین

101
00:06:44,947 --> 00:06:46,697
‫حرفشو پیش می‌کشم
‫چون می‌بینم خیلیا

102
00:06:46,698 --> 00:06:50,159
‫با سر میرن سراغ
‫چیزایی که این دستگاه بهشون میگه

103
00:06:50,160 --> 00:06:51,994
‫به جای اینکه واقعاً به عواقبش فکر کنن

104
00:06:51,995 --> 00:06:53,372
‫مگه شما "معلم" گیرتون نیومد؟

105
00:06:54,039 --> 00:06:56,874
‫و الان... درس نمیدین؟

106
00:06:56,875 --> 00:06:57,793
‫آره

107
00:06:57,794 --> 00:06:58,877
‫دارم سعی می‌کنم

108
00:06:59,503 --> 00:07:00,504
‫خیلی‌خب

109
00:07:01,129 --> 00:07:04,006
‫بیاین... یه سورپرایز براتون دارم

110
00:07:04,007 --> 00:07:05,132
‫قراره یه فیلم دیگه نگاه کنیم؟

111
00:07:05,133 --> 00:07:07,302
‫نه، قرار نیست فیلم دیگه‌ای نگاه کنیم

112
00:07:08,345 --> 00:07:10,973
‫قراره با کسی تماس بگیرم که می‌شناسینش

113
00:07:11,765 --> 00:07:13,850
‫و افکار جالبی در مورد دستگاه مورفو داره

114
00:07:13,851 --> 00:07:15,185
‫گمون کنم

115
00:07:16,436 --> 00:07:19,063
‫خیلی‌خب، شاید بهتر بود
‫قبل از اعلامش تماس می‌گرفتم، ولی...

116
00:07:19,064 --> 00:07:20,189
‫نه، وایسین. سلام...

117
00:07:20,190 --> 00:07:22,984
‫سلام، خانم مدیر "پت"! حالتون چطوره؟

118
00:07:22,985 --> 00:07:23,944
‫<i>حالم بهتر از ظاهرمه</i>

119
00:07:23,945 --> 00:07:25,653
‫<i>که چندان تعریفی نداره، می‌دونم</i>

120
00:07:25,654 --> 00:07:28,030
‫بنظر خوب میاین

121
00:07:28,031 --> 00:07:30,533
‫میگما، خیلی متاسف شدم
‫وقتی خبر تصادف‌تون رو شنیدم

122
00:07:30,534 --> 00:07:34,161
‫که دلیلش این بود که داشتین
‫ با بی‌احتیاطی پتانسیل‌تون رو دنبال می‌کردین

123
00:07:34,162 --> 00:07:35,872
‫می‌خواین بهمون بگین چی شد؟

124
00:07:35,873 --> 00:07:38,082
‫<i>خب، همه‌مون می‌دونیم چی شد، داستی</i>

125
00:07:38,083 --> 00:07:40,168
‫<i>جیکوب کووک زندگی لعنتیم رو نجات داد</i>

126
00:07:40,169 --> 00:07:42,962
‫آره، باشه، ولی قبل از این اتفاق
‫چه اتفاقی افتاد؟

127
00:07:42,963 --> 00:07:44,797
‫<i>خب، داشتم پتانسیل‌م رو دنبال می‌کردم</i>

128
00:07:44,798 --> 00:07:46,133
‫و حسابی بهم خوش می‌گذشت

129
00:07:46,675 --> 00:07:49,427
‫بی‌صبرانه منتظرم برگردم روی موتورم

130
00:07:49,595 --> 00:07:51,179
‫ولی، می‌دونین، تا اون موقع

131
00:07:51,180 --> 00:07:54,141
‫آقای مالک اینجا همراهمه

132
00:07:55,100 --> 00:07:57,435
‫- سلام، دانش‌آموزان
‫- سلام

133
00:07:57,436 --> 00:07:59,770
‫تنها دردی که دارم
‫درد اینه که امشب اولین

134
00:07:59,771 --> 00:08:01,939
‫<i>مسابقه‌ی بسکتبالی که میزبانیم رو از دست میدم</i>

135
00:08:01,940 --> 00:08:05,276
‫دکتر میگه شرایط مناسبی برای
‫اسلم‌دانک کردن با ترامپولین رو ندارم

136
00:08:05,277 --> 00:08:06,903
‫اوه، نه، چه حیف

137
00:08:06,904 --> 00:08:09,488
‫این اتفاق برای من همیشه
‫شیرین‌ترین لحظه‌ی قبل از بازی‌ها بود

138
00:08:09,489 --> 00:08:12,074
‫و الان همه‌مون از دستش میدیم
‫فقط چون داشتین پتانسیل...

139
00:08:12,075 --> 00:08:14,619
‫<i>صبر کن ببینم. یه فکری دارم</i>

140
00:08:14,620 --> 00:08:17,246
‫<i>نظرتون چیه قهرمان من
‫جیکوب، جای من اسلم‌دانک بزنه؟</i>

141
00:08:17,247 --> 00:08:20,625
‫ایول، آره! رفیقم جیکوب!
‫مثل بزرگداشتی برای برادرش می‌مونه

142
00:08:20,626 --> 00:08:24,295
‫البته داداشت واقعاً می‌تونست دانک بزنه
‫و تو قراره با ترامپولین بزنی

143
00:08:24,379 --> 00:08:27,049
‫می‌خوای جلوی تمام مدرسه
‫آبروی خودم رو ببرم؟

144
00:08:28,091 --> 00:08:31,110
‫اگر "کلتن" بود می‌خواست این‌کارو بکنی

145
00:08:39,977 --> 00:08:40,979
‫هی، جیکوب

146
00:08:42,063 --> 00:08:45,942
‫فقط می‌خواستم بگم کاری که
‫برای مدیر "پت" کردی خیلی فوق‌العاده بود

147
00:08:45,943 --> 00:08:48,946
‫- واقعاً انگار سرنوشتی چیزیه
‫- واقعاً نیست

148
00:08:49,446 --> 00:08:51,532
‫کلاس بعدیت کجاست؟
‫می‌تونم تا اونجا باهات بیام

149
00:08:52,199 --> 00:08:54,493
‫البته اگر قرار نیست بری کلاس؟

150
00:08:54,993 --> 00:08:56,537
‫راستش من کلاسی...

151
00:09:00,999 --> 00:09:02,000
‫نمیرم

152
00:09:04,127 --> 00:09:05,504
‫آره، من...

153
00:09:06,338 --> 00:09:08,632
‫باید برم برای باشگاه شطرنج تمرین کنم

154
00:09:09,550 --> 00:09:10,967
‫- توی باشگاه شطرنجی؟
‫- نه، هنوز نه

155
00:09:10,968 --> 00:09:12,761
‫برای همین باید برم تمرین کنم

156
00:09:15,222 --> 00:09:18,183
‫خیلی جذابه، مگه نه؟

157
00:09:20,269 --> 00:09:23,105
‫داری ازم می‌پرسی دوقلوی همسان
‫ دوست‌پسر مرده‌م جذابه؟

158
00:09:24,481 --> 00:09:25,482
‫شرمنده

159
00:09:26,108 --> 00:09:28,026
‫گمونم سوال درستی نبود

160
00:09:29,695 --> 00:09:31,238
‫امشب قراره بیای مسابقه؟

161
00:09:32,573 --> 00:09:33,739
‫خب، معلومه

162
00:09:33,740 --> 00:09:36,784
‫توی گروه موسیقی هستم
‫قراره برای بزرگداشت کلتن اجرا کنیم

163
00:09:37,160 --> 00:09:38,160
‫شرمنده

164
00:09:39,037 --> 00:09:40,957
‫حس می‌کنم مدام حرفای اشتباهی بهت می‌زنم

165
00:09:42,249 --> 00:09:44,292
‫نه، من معذرت می‌خوام

166
00:09:44,293 --> 00:09:45,626
‫فقط امروز روز خیلی خیلی عجیبی بوده

167
00:09:45,627 --> 00:09:47,212
‫می‌تونی هرچی می‌خوای بگی

168
00:09:47,921 --> 00:09:49,047
‫خیلی‌‌خب

169
00:09:51,758 --> 00:09:54,468
‫گمونم سعی کنم عضو باشگاه شطرنج بشم

170
00:10:05,397 --> 00:10:06,440
‫خب...

171
00:10:09,359 --> 00:10:11,361
‫چی‌کار می‌تونم برات بکنم، جیکوب؟

172
00:10:11,987 --> 00:10:16,533
‫خب، گاهی احساس تنگی نفس می‌کنم

173
00:10:17,034 --> 00:10:18,034
‫آها

174
00:10:18,035 --> 00:10:20,412
‫در حال حاضر
‫استرس‌های زیادی در زندگیت تجربه می‌کنی؟

175
00:10:22,915 --> 00:10:24,165
‫گمونم، شاید

176
00:10:24,166 --> 00:10:26,960
‫چرا بهم نمیگی چی شده
‫تا بتونیم حلش کنیم؟

177
00:10:29,379 --> 00:10:31,173
‫- خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب

178
00:10:31,673 --> 00:10:35,676
‫خب، مادرم چند سال پیش مرد

179
00:10:35,677 --> 00:10:37,970
‫ولی به‌زحمت تونستم هضمش کنم

180
00:10:37,971 --> 00:10:40,973
‫چون باید خانواده‌م رو سرپا نگه می‌داشتم
‫چون بابام حسابی افسرده شد

181
00:10:40,974 --> 00:10:43,769
‫ولی هیچوقت اعتراف نمی‌کنه
‫چون سرشو کرده زیر برف، ولی...

182
00:10:44,269 --> 00:10:46,562
‫عملاً باید والدین خودم و برادر دوقلوم می‌بودم

183
00:10:46,563 --> 00:10:50,650
‫و بعدش چند ماه پیش
‫اونم توی تصادف رانندگی مرد

184
00:10:50,651 --> 00:10:52,693
‫که در مورد اونم نمی‌تونم
‫با بابام صحبت کنم

185
00:10:52,694 --> 00:10:56,572
‫چون توانایی صحبت در مورد
‫مسائل واقعی رو نداره

186
00:10:56,573 --> 00:10:59,700
‫که باعث میشه حس کنم
‫دارم توی خونه‌ی خودم خفه میشم

187
00:10:59,701 --> 00:11:01,619
‫که دلیل اصلی اینه که
‫یه عالمه ماری می‌کشم

188
00:11:01,620 --> 00:11:03,454
‫و بعد کارت مورفوم گفت قهرمانم

189
00:11:03,455 --> 00:11:05,081
‫ولی قطعاً احساس قهرمان بودن نمی‌کنم

190
00:11:05,082 --> 00:11:07,208
‫چون عملاً هیچ‌کاری برای مدیر "پت" نکردم

191
00:11:07,209 --> 00:11:09,001
‫و قطعاً نمی‌تونم مثل برادرم قهرمان باشم

192
00:11:09,002 --> 00:11:12,664
‫که باعث میشه کاملاً
‫احساس دغل‌باز بودن بهم دست بده

193
00:11:12,673 --> 00:11:13,757
‫می‌دونی؟

194
00:11:16,885 --> 00:11:17,928
‫واو

195
00:11:18,720 --> 00:11:24,142
‫منم دقیقاً همین حس رو دارم

196
00:11:25,060 --> 00:11:26,103
‫چی؟

197
00:11:27,229 --> 00:11:30,147
‫تازه مدرسه‌ی پزشکی رو تموم کردم
‫و الان یه دفتر پزشکی دستمه

198
00:11:30,148 --> 00:11:31,858
‫آمادگی همچین چیزی رو ندارم

199
00:11:31,859 --> 00:11:34,945
‫منم حس می‌کنم دغل‌بازم
‫همونطور که گفتی

200
00:11:35,779 --> 00:11:38,447
‫خب، این یکی از چیزهای بی‌شماریه که گفتم

201
00:11:38,448 --> 00:11:43,036
‫ولی... ولی مطمئنم
‫توی کارت مهارت داری

202
00:11:43,662 --> 00:11:48,250
‫خب، فکر می‌کردم دارم
‫تا اینکه این گیرم اومد

203
00:11:51,171 --> 00:11:53,256
‫«مسئول کفن‌و‌دفن»

204
00:11:54,089 --> 00:11:56,341
‫آره، چندان کارت مطلوبی نیست، ولی...

205
00:11:56,842 --> 00:11:58,051
‫دارم وحشت می‌کنم

206
00:11:58,552 --> 00:12:00,761
‫وقتی بیمارها میان داخل
‫مغزم کامل خالی میشه

207
00:12:00,762 --> 00:12:03,347
‫تمام اطلاعات پزشکی می‌پره بیرون

208
00:12:03,348 --> 00:12:08,478
‫اگر چیزی رو ببینم که تشخیص نمیدم
‫فقط میگم "چیزی نیست"

209
00:12:09,605 --> 00:12:13,275
‫خیلی ناجوره

210
00:12:20,199 --> 00:12:22,618
‫خب، حملات وحشت‌زدگی‌م رو چی‌کار کنم؟

211
00:12:24,536 --> 00:12:26,537
‫خب، همونطور که گفتم
‫مغزم به معنای واقعی خالی میشه

212
00:12:26,538 --> 00:12:28,957
‫ولی اگر راه‌حلی پیدا کردی
‫لطفاً به منم بگو

213
00:12:30,584 --> 00:12:31,627
‫باشه؟

214
00:12:32,503 --> 00:12:33,545
‫باشه

215
00:12:34,713 --> 00:12:36,589
‫آره، آره، آره، آره

216
00:12:36,590 --> 00:12:39,133
‫حرف نداره
‫باید یکی دیگه برات پیدا کنیم

217
00:12:39,134 --> 00:12:41,802
‫یکی دیگه، یکی دیگه
‫ایول! حرکتت حرف نداشت!

218
00:12:41,803 --> 00:12:45,389
‫- سلام...
‫- جیک. جیکوب. ببین کی اومده

219
00:12:45,390 --> 00:12:48,059
‫آره. اومدم ببینم حال پدرت چطوره

220
00:12:48,060 --> 00:12:49,644
‫بخاطر بزرگداشت کلتن توی بازی

221
00:12:49,645 --> 00:12:51,145
‫خیلی باملاحظه‌ست، مگه نه؟

222
00:12:51,146 --> 00:12:53,189
‫بهش گفتم هرموقع خواست بیاد

223
00:12:53,190 --> 00:12:56,651
‫و بهم گفت قراره
‫اسلم‌دانک امشب رو تو بزنی!

224
00:12:56,652 --> 00:12:57,777
‫شوخیت گرفته؟

225
00:12:57,778 --> 00:12:59,695
‫پسر قهرمانم قراره دانک بزنه؟

226
00:12:59,696 --> 00:13:01,907
‫آره. خیلی بابتش هیجان‌زده‌م

227
00:13:03,325 --> 00:13:04,492
‫قضیه چیه؟

228
00:13:04,493 --> 00:13:07,329
‫خب، از اونجایی که استعفا دادم...
‫از کارم استعفا دادم

229
00:13:08,080 --> 00:13:09,497
‫گفتم بالاخره یه سری کارا رو انجام بدم

230
00:13:09,498 --> 00:13:11,375
‫ببین چه چیزای فوق‌العاده‌ای دارم پیدا می‌کنم

231
00:13:11,959 --> 00:13:13,335
‫اینو ببین، ها؟

232
00:13:13,961 --> 00:13:16,462
‫آره، کم‌کم دارم فواید بی‌کاریت رو می‌بینم

233
00:13:16,463 --> 00:13:18,549
‫ببین، یه سری از وسایل قدیمی کلتن رو پیدا کردم

234
00:13:21,468 --> 00:13:22,302
‫لباس ورزشی کلتن

235
00:13:22,303 --> 00:13:25,471
‫می‌خوای موقع دانک بپوشیش؟
‫برای بزرگداشت کلتن؟

236
00:13:25,472 --> 00:13:27,182
‫فکر نکنم فکر خوبی باشه

237
00:13:27,891 --> 00:13:29,517
‫حتی نمی‌خوام دانک رو بزنم

238
00:13:29,518 --> 00:13:31,770
‫مطمئم عالی می‌زنی. مگه نه؟

239
00:13:32,271 --> 00:13:34,231
‫بیا. می‌تونم بهت یاد بدم

240
00:13:38,110 --> 00:13:41,154
‫ترامپولین ندارم، ولی می‌تونم
‫برات یه سربالایی بسازم

241
00:13:42,197 --> 00:13:44,740
‫میرم یکم چوب قطعه‌قطعه‌ کنم

242
00:13:46,910 --> 00:13:49,370
‫اگر باعث میشه حست بهتر بشه
‫فکر نکنم کسی انتظار داشته باشه

243
00:13:49,371 --> 00:13:51,439
‫که، توپ رو بندازی داخل سبد

244
00:13:51,623 --> 00:13:53,542
‫مدیر "پت" هیچوقت خطا نمی‌زنه

245
00:13:54,168 --> 00:13:55,209
‫خیلی‌خب

246
00:13:55,210 --> 00:13:58,280
‫داشتم ویدئوهای دانک‌هاش رو
‫نگاه می‌کردم، و اینجوری هستن...

247
00:14:01,633 --> 00:14:02,509
‫خیلی‌خب

248
00:14:02,510 --> 00:14:04,803
‫شروع آرومی داشت، ولی...

249
00:14:07,347 --> 00:14:10,867
‫- واو! واقعاً خیلی بلند پرید!
‫- عجیب بلند پرید!

250
00:14:12,603 --> 00:14:14,843
‫قرار که نیست واقعاً
‫ اینو برای بازی بپوشی، مگه نه؟

251
00:14:17,274 --> 00:14:18,608
‫خب...

252
00:14:18,609 --> 00:14:22,821
‫از زمان مرگ "کلتن" اولین باریه
‫که می‌شنوم بابام اسمشو میگه، پس...

253
00:14:23,488 --> 00:14:25,949
‫حس می‌کنم الان نمی‌خوام
‫کاری کنم برگرده توی لاک خودش

254
00:14:25,949 --> 00:14:26,992
‫آره

255
00:14:28,243 --> 00:14:30,703
‫فقط خوشحالم ازم نخواست
‫بیضه‌بند کلتن رو بپوشم

256
00:14:30,704 --> 00:14:33,623
‫خب، فکر نکنم برای بسکتبال
‫بیضه‌بند لازم داشته باشی، ولی...

257
00:14:33,624 --> 00:14:35,541
‫خیلی‌خب
‫نمی‌دونستم متخصص بسکتبالی

258
00:14:35,542 --> 00:14:36,667
‫شاید بهتر باشه تو دانک بزنی

259
00:14:36,668 --> 00:14:39,087
‫با لباس کلتن؟ باعث افتخارمه

260
00:14:50,432 --> 00:14:53,059
‫خیلی‌خب. شراب پینو برای خانم

261
00:14:53,060 --> 00:14:54,144
‫آره

262
00:14:55,020 --> 00:14:57,772
‫- و یه نوشابه‌ی زنجبیلی برای مرد خدا
‫- ممنون

263
00:14:57,773 --> 00:14:59,357
‫- خواهش
‫- صبر کن، وایسا. هانا، وایسا

264
00:14:59,358 --> 00:15:01,484
‫هانا تازه اومده به شهر
‫کامل نمی‌دونه اوضاع از چه قراره

265
00:15:01,485 --> 00:15:02,735
‫نه، فکر کنم بدونم

266
00:15:02,736 --> 00:15:05,154
‫همه‌تون مست می‌کنین
‫و بعد میرین مسابقه‌ی بسکتبال بچه‌هاتون

267
00:15:05,155 --> 00:15:06,114
‫آره

268
00:15:06,115 --> 00:15:09,033
‫راستش، من امشب
‫به عنوان یه فارغ‌التحصیل میرم

269
00:15:09,034 --> 00:15:12,537
‫زمان خودم یکم بسکتبال بازی می‌کردم
‫بعلاوه‌ی هاکی و دو و میدانی...

270
00:15:12,538 --> 00:15:13,455
‫منم توی تیم بودم

271
00:15:13,456 --> 00:15:15,331
‫و کاس هم اونجا بود
‫همیشه تشویقم می‌کرد

272
00:15:15,332 --> 00:15:17,917
‫من توی تیم تشویق بودم
‫پس همه رو تشویق می‌کردم

273
00:15:17,918 --> 00:15:20,127
‫من فقط جیسون رادریگز رو تشویق می‌کردم

274
00:15:20,128 --> 00:15:24,048
‫یادتونه؟ یه خالکوبی عقاب
‫بالای اونجاش داشت

275
00:15:24,049 --> 00:15:25,842
‫- اوه، خدا
‫- بالای اونجاش؟

276
00:15:25,843 --> 00:15:29,594
‫اعتراف می‌کنم
‫از مردایی که خالکوبی دارن خوشم میاد

277
00:15:29,680 --> 00:15:31,138
‫از مردایی که خالکوبی دارن خوشت میاد؟

278
00:15:31,139 --> 00:15:34,517
‫خیلی‌خب، "کسی"، یادم می‌مونه
‫هی، یادته سال آخر...

279
00:15:34,518 --> 00:15:35,726
‫خب، پدر "روبن"، شما اونجا نبودی

280
00:15:35,727 --> 00:15:39,188
‫پس، شاید بخوای بدونی
‫که طبق افسانه‌ها، و افسانه‌ها هم حقیقت دارن

281
00:15:39,189 --> 00:15:41,900
‫که بنده‌ درست موقع اتمام وقت
‫از وسط زمین امتیاز گرفتم

282
00:15:41,984 --> 00:15:43,484
‫آره، بدون اینکه به حلقه بخوره

283
00:15:43,527 --> 00:15:46,028
‫بنظر اونقدر باارزشه
‫که دو دهه‌ی بعد هنوزم ول‌کنش نباشی

284
00:15:46,029 --> 00:15:48,364
‫- مگه ما اون بازی رو نباختیم؟
‫- آره، باختیم. با اختلاف زیاد

285
00:15:48,365 --> 00:15:51,701
‫آره. داستی از روی نیمکت
‫قشنگ می‌تونست تابلوی امتیازات رو ببینه

286
00:15:51,702 --> 00:15:54,203
‫- منم یکم بازی کردم...
‫- ولی کسی امتیاز یادش نیست، دی‌خان

287
00:15:54,204 --> 00:15:57,064
‫فقط بازیکن رو یادشونه و توپ

288
00:15:57,708 --> 00:15:59,834
‫خب، حرف زدن در مورد موفقیت‌هام کافیه

289
00:15:59,835 --> 00:16:01,377
‫می‌خوام کارت مورفوی همه رو حدس بزنم

290
00:16:01,378 --> 00:16:03,171
‫بیخیال این‌کار. نمی‌خوایم...

291
00:16:03,172 --> 00:16:05,840
‫- این لیوان‌ها رو از سر راه برمی‌دارم
‫- داستی، معلومه مال تو "مهمونی‌خراب‌کن" بوده

292
00:16:05,841 --> 00:16:08,093
‫ولی نه، جدی، بذار حدس بزنم، داداش
‫مال تو...

293
00:16:09,219 --> 00:16:11,679
‫پتانسیل تو "مرد"ـه
‫یا "مرد معمولی"

294
00:16:11,680 --> 00:16:13,306
‫"معلم/سوت‌زن" گیرم اومد

295
00:16:13,307 --> 00:16:15,349
‫آره. و از نظر من

296
00:16:15,350 --> 00:16:17,602
‫بهترین معلم سوت‌زن شهری

297
00:16:17,603 --> 00:16:19,812
‫چه حوصله سر بر
‫خیلی‌خب، نت، نفر بعدی تویی

298
00:16:19,813 --> 00:16:21,397
‫قطعاً قصه‌گو گیرت اومده

299
00:16:21,398 --> 00:16:22,900
‫کی بهت گفت؟

300
00:16:24,067 --> 00:16:26,612
‫پدر روبن. معلومه که "کشیش" بوده

301
00:16:27,112 --> 00:16:29,614
‫راستش، از دستگاه استفاده نکردم
‫و قصد ندارم استفاده کنم

302
00:16:29,615 --> 00:16:30,948
‫احتمالاً کار هوشمندانه‌ایه

303
00:16:30,949 --> 00:16:34,118
‫چون اگر کشیش گیرت نیاد
‫مردم بهت اعتماد نمی‌کنن

304
00:16:34,119 --> 00:16:36,496
‫چون ظاهراً دستگاه همه‌چی رو می‌دونه

305
00:16:37,581 --> 00:16:39,332
‫شرط می‌بندم کشیش گیرت میاد، پدر

306
00:16:39,333 --> 00:16:41,542
‫اون دو دلار رو برای کار دیگه‌ای نگه دار

307
00:16:41,543 --> 00:16:42,543
‫خب، کاس

308
00:16:43,086 --> 00:16:45,546
‫کاس، کاس، کاسی، کاس، کاس خودم

309
00:16:45,547 --> 00:16:48,466
‫خیلی‌خب. نظر اولم چیزی تو مایه‌های
‫"مدل" یا "ستاره‌ی سینما"ست

310
00:16:48,467 --> 00:16:51,511
‫حتی شاید "الهه"
‫ولی حس می‌کنم شاید بخصوص‌تر باشه

311
00:16:51,512 --> 00:16:54,013
‫میشه حدستو بزنی
‫تا بتونیم بریم مسابقه؟

312
00:16:54,014 --> 00:16:55,806
‫وایسا داداش
‫یکم طول می‌کشه تا بفهمم

313
00:16:55,807 --> 00:16:57,893
‫که باهوش‌ترین و زیباترین
‫زن شهر چی گیرش اومده

314
00:16:58,393 --> 00:17:00,937
‫ولی توش موندم
‫"بی‌نقصی" هم پتانسیله؟

315
00:17:00,938 --> 00:17:02,563
‫نه، ولی بذار بهت کمک کنم

316
00:17:02,564 --> 00:17:05,316
‫چون من "خانواده‌ی سلطنتی" گیرم اومد

317
00:17:05,317 --> 00:17:08,402
‫معلومه بابا
‫از نظرم این کاملاً و تماماً منطقیه

318
00:17:08,403 --> 00:17:09,987
‫بعلاوه، منم یکی از اینا می‌خوام

319
00:17:09,988 --> 00:17:13,156
‫- می‌تونم یکی برات بسازم. اینم من ساختم
‫- آره، ولی من باید نوشته باشه "سوپراستار"

320
00:17:13,157 --> 00:17:16,243
‫که راستش خیلی خوب با "خانواده‌ی
‫سلطنتی" جور میشه، اگر بهش فکر کنی

321
00:17:16,244 --> 00:17:18,828
‫ولی... چیزی که برام عجیبه اینه که

322
00:17:18,829 --> 00:17:21,332
‫"معلم" و "سلطنتی" چطور با هم جور درمیان؟

323
00:17:21,333 --> 00:17:22,959
‫"معلم/سوت‌زن"

324
00:17:22,960 --> 00:17:25,586
‫با هم جور درمیان چون
‫ما با هم جوریم، که برای همین

325
00:17:25,587 --> 00:17:29,549
‫- الان 23 ساله با همدیگه‌ایم
‫- سه... آره

326
00:17:29,550 --> 00:17:32,510
‫و بعلاوه، اون کارت‌ها
‫همه‌چی رو به آدم نمیگن، خب؟

327
00:17:32,511 --> 00:17:37,507
‫چون "معلم/سوت‌زن" لزوماً تمام چیزی نیست
‫ که داستی هست یا می‌تونه باشه

328
00:17:37,724 --> 00:17:39,100
‫- اوه، واقعاً؟
‫- اینم از این

329
00:17:39,101 --> 00:17:40,894
‫پس یه چیز دیگه باش، دی‌خان

330
00:17:41,728 --> 00:17:43,105
‫- میشه یکم بال برامون بیاری؟
‫- آره

331
00:17:43,689 --> 00:17:45,357
‫آره، بال. فکر خوبیه

332
00:17:49,653 --> 00:17:54,825
‫شب‌تون بخیر، طرفداران "سُم‌ها"
‫یا بهتره بگم، "خوش اومدین سُمی‌ها!"

333
00:17:58,370 --> 00:18:02,574
‫خب، درحالی‌که در آغاز فصل
‫فوق‌العاده‌ی دیگه‌ای بهتون خوش‌آمد میگیم

334
00:18:02,583 --> 00:18:04,959
‫باعث افتخارمه که اعلام کنم
‫که بازی امشب

335
00:18:04,960 --> 00:18:09,214
‫در بزرگداشت یاد و خاطره‌ی
‫"کلتن کووک"ـه

336
00:18:10,132 --> 00:18:12,984
‫کلتن فقط کاپیتان تیم ما نبود

337
00:18:13,051 --> 00:18:15,095
‫بلکه کاپیتان قلب ما هم بود

338
00:18:16,013 --> 00:18:18,898
‫خیلی ساده میشه گفت، یه فرشته بود

339
00:18:19,433 --> 00:18:22,727
‫که برای همین، امشب
‫تیم موسیقی دبیرستان دیرفیلد

340
00:18:22,728 --> 00:18:27,607
‫قراره آهنگ "فرشته" اثر شگی
‫به همراه "ریوان" رو اجرا کنن

341
00:18:27,608 --> 00:18:29,675
‫اوه، گندش بزنن

342
00:18:56,220 --> 00:18:58,679
‫خیلی‌خب، باید بریم
‫کی قراره این بال‌های تند رو تموم کنه؟

343
00:18:58,680 --> 00:19:00,097
‫من می‌خورم

344
00:19:00,098 --> 00:19:01,934
‫نه، مراقب باشی کاسی
‫بال‌هاش تندن

345
00:19:02,768 --> 00:19:05,019
‫- خب؟
‫- خب، از کی تابحال بال تند دوست داری؟

346
00:19:05,020 --> 00:19:06,521
‫همیشه داشتم

347
00:19:06,522 --> 00:19:09,023
‫چی؟ ما که همیشه
‫بال با سس عسل و سیر می‌گرفتیم

348
00:19:09,024 --> 00:19:10,399
‫چون تو سیرعسلی دوست داری

349
00:19:10,400 --> 00:19:13,778
‫اوه، نه. نمی‌خواستم بحث راه بندازم
‫لطفاً دعوا نکنین

350
00:19:13,779 --> 00:19:17,073
‫ببین، من همیشه چیزای تند دوست داشتم
‫ولی خب، می‌دونی، تو واقعاً...

351
00:19:17,074 --> 00:19:19,951
‫اون‌دفعه که اشتباهی سالسای متوسط
‫سفارش دادیم داغون شدی

352
00:19:19,952 --> 00:19:23,788
‫- خب، زبونم تقریباً نابود شده بود، پس...
‫- که برای همین همیشه سیرعسلی می‌گیریم

353
00:19:23,789 --> 00:19:25,456
‫شروع بازی رو از دست میدین

354
00:19:25,457 --> 00:19:27,500
‫من حساب می‌کنم. شماها برین

355
00:19:27,501 --> 00:19:28,918
‫مگه تو نمیای، پدر؟

356
00:19:28,919 --> 00:19:30,628
‫من چندان طرفدار ورزش نیستم، پس...

357
00:19:30,629 --> 00:19:32,046
‫- ممنونم
‫- خدا حفظتون کنه

358
00:19:32,047 --> 00:19:33,714
‫خودت توی این کافه تنها میشی، پدر

359
00:19:33,715 --> 00:19:35,843
‫شاید حتی توی کل شهر تنها باشی

360
00:19:36,635 --> 00:19:38,095
‫شیطونی نکنیا، پدر

361
00:19:38,679 --> 00:19:40,721
‫بزنین بریم، سمی‌ها!
‫وقت بازیه، جیگر!

362
00:19:40,722 --> 00:19:43,100
‫بزنین بریم! زنده‌باد، سمی‌ها، زنده‌باد!

363
00:19:44,059 --> 00:19:46,728
‫- زنده‌باد، سمی‌ها، زنده‌باد! زنده‌باد، سمی‌ها!
‫- واو

364
00:19:46,812 --> 00:19:48,437
‫- ممنونم
‫- گفتم حتماً یه لیوان احتیاج داری

365
00:19:48,438 --> 00:19:50,398
‫هرکس پنج دقیقه
‫جورجیو رو تحمل کنه، لازم داره

366
00:19:50,399 --> 00:19:53,359
‫راستش ازش خوشم میاد
‫خیلی متواضع و فروتنه

367
00:19:53,360 --> 00:19:55,812
‫اصلاً هم بلند داد نمی‌زنه

368
00:19:55,863 --> 00:19:57,196
‫واقعاً الهام‌بخشه

369
00:19:57,197 --> 00:19:59,290
‫بی‌نظیره

370
00:20:07,541 --> 00:20:08,542
‫هی

371
00:20:09,042 --> 00:20:10,669
‫تمرین با پدرت چطور پیش رفت؟

372
00:20:13,630 --> 00:20:16,049
‫گمونم اونقدر بد بوده
‫که تصمیم گرفته نیاد

373
00:20:17,176 --> 00:20:18,760
‫قرار بود اینجا همدیگه رو ببینیم، ولی...

374
00:20:20,262 --> 00:20:21,305
‫چه بد

375
00:20:21,972 --> 00:20:23,472
‫خب، اگر باعث میشه حالت بهتر بشه

376
00:20:23,473 --> 00:20:26,017
‫فکر کنم والدین من هم
‫اجرای بزرگ سوسافون‌م رو از دست دادن

377
00:20:26,018 --> 00:20:28,270
‫راستی، اجرات عالی بود

378
00:20:28,896 --> 00:20:33,233
‫می‌دونی، اجرای سوسافون بزرگ
‫قطعاً بخش موردعلاقه‌م بود

379
00:20:33,817 --> 00:20:34,860
‫ممنون

380
00:20:35,569 --> 00:20:38,155
‫سوسافون "بزرگ‌تر" نیست

381
00:20:38,989 --> 00:20:43,084
‫آها گرفتم. اجرای "بزرگی"ـه
‫ولی سوسافون معمولیه

382
00:20:43,285 --> 00:20:46,121
‫مربی "ایگل‌سن" اولش می‌خواست
‫"من نبودم" اجرا کنیم

383
00:20:46,622 --> 00:20:48,289
‫بعد تونستم راضیش کنم
‫به "فرشته" راضی بشه

384
00:20:48,290 --> 00:20:50,041
‫که هنوزم با عقل جور درنمیاد

385
00:20:50,042 --> 00:20:52,126
‫در مورد مردیه
‫که توی تک‌همسری بودن مشکل داره

386
00:20:52,127 --> 00:20:56,422
‫تقصیر مربی "ایگل‌سان" نیست
‫خب آخه "کلتن" حسابی طرفدار "شگی" بود

387
00:20:56,423 --> 00:20:59,176
‫آره، عشق "شگ" بود

388
00:21:01,762 --> 00:21:02,970
‫الان نباید اجرا کنی؟

389
00:21:02,971 --> 00:21:04,640
‫می‌دونی این چقدر سنگینه؟

390
00:21:05,140 --> 00:21:08,351
‫فکر نکنم کسی متوجه بشه
‫یا اهمیت بده

391
00:21:11,313 --> 00:21:14,690
‫مطمئنم "ترینا" حسابی عصبانیه
‫می‌بینیش؟ می‌بینیش؟

392
00:21:14,691 --> 00:21:16,859
‫چرا باید عصبانی باشه؟
‫بدش میاد وقتی میریم کنسرت‌هاش

393
00:21:16,860 --> 00:21:19,111
‫خب، تو بهم گفتی
‫بازی ساعت 8 شروع میشه

394
00:21:19,112 --> 00:21:22,032
‫آره، خب توام بهم گفته بودی
‫بال‌های شیرعسلی دوست داری، پس...

395
00:21:22,658 --> 00:21:23,783
‫ای خدا. داستی

396
00:21:23,784 --> 00:21:25,952
‫من بال‌های متفاوتی دوست دارم
‫اینقدر اهمیت داره؟

397
00:21:25,953 --> 00:21:27,745
‫اگر یه موقع توی رابطه‌مون بهم می‌گفتی

398
00:21:27,746 --> 00:21:29,247
‫اینقدر مهم نمی‌شد

399
00:21:29,248 --> 00:21:31,499
‫من همیشه فکر می‌کردم
‫دختر شیرعسلی خودمی

400
00:21:31,500 --> 00:21:34,627
‫ولی نه، نه. از غذاهای تند
‫و مردهای خالکوبی‌دار خوشت میاد

401
00:21:34,628 --> 00:21:36,254
‫قراره بعدش چی بفهمم؟

402
00:21:36,255 --> 00:21:37,756
‫که شیشه هم دوست داری؟

403
00:21:38,507 --> 00:21:40,007
‫اوه، نه. شیشه‌هام رو پیدا کردی؟

404
00:21:40,008 --> 00:21:42,927
‫خیلی‌خب، بیاین دیگه فس‌فسو‌ها
‫بازی قراره شروع بشه

405
00:21:42,928 --> 00:21:44,720
‫از زمین برین بیرون
‫به بازیکن‌ها احترام بذارین

406
00:21:44,721 --> 00:21:47,224
‫بیاین، "فارغ‌التحصیل‌های قدیمی"
‫جاتون اینجاست!

407
00:21:48,267 --> 00:21:51,686
‫کاس. امیدوارم مردم
‫متوجه این گرمکن‌های خفن‌مون نشن

408
00:21:51,687 --> 00:21:53,605
‫امیدوارم متوجه بشن

409
00:21:54,189 --> 00:21:56,399
‫خب، اگر خبر داشتم
‫بال‌های تند سفارش می‌دادم

410
00:21:56,400 --> 00:21:57,608
‫یا حداقل نصف‌نصف سفارش می‌دادم

411
00:21:57,609 --> 00:22:00,486
‫ولی خب... چطور باید بفهمم
‫که یه چیز متفاوتی می‌خوای

412
00:22:00,487 --> 00:22:01,571
‫وقتی بهم نمیگی؟

413
00:22:01,572 --> 00:22:03,448
‫خب، الان دارم بهت میگم

414
00:22:03,949 --> 00:22:06,200
‫و این چیز خوبیه، نه؟

415
00:22:06,201 --> 00:22:08,745
‫خب، هنوزم می‌تونیم
‫همدیگه رو غافلگیر کنیم

416
00:22:11,957 --> 00:22:13,416
‫بزنین بریم، سُمی‌ها!

417
00:22:13,417 --> 00:22:17,504
‫- زنده‌باد "سُم‌ها!"
‫- بزنین بریم، سُم‌ها! شما می‌تونین، سُم‌ها!

418
00:22:51,371 --> 00:22:52,456
‫انشاالله چیز خوبیه؟

419
00:22:56,877 --> 00:22:57,920
‫شوخیت گرفته؟

420
00:22:59,129 --> 00:23:01,923
‫چه مدرک دیگه‌ای لازم داریم
‫که این دستگاه جواب میده؟

421
00:23:01,924 --> 00:23:03,467
‫میرم دوربینم رو بیارم

422
00:23:16,438 --> 00:23:20,776
‫و حالا، چون مدیر پت
‫نمی‌تونست امشب اینجا باشه

423
00:23:21,944 --> 00:23:27,574
‫که رسم دانک افتتاحیه رو انجام بده
‫این شما و این هم قهرمان دبیرستان دیرفیلد

424
00:23:28,200 --> 00:23:33,163
‫و برادر فداکار "کلتن کووک"، جیکوب کووک!

425
00:23:36,875 --> 00:23:40,169
‫- ایول، تو می‌تونی جیکوب!
‫- تو می‌تونی، جیکوب!

426
00:23:40,170 --> 00:23:44,508
‫زنده‌باد! تو می‌تونی! جیکوب!

427
00:23:49,221 --> 00:23:50,931
‫قراره جیکوب رو مجبور کنن دانک بزنه؟

428
00:23:51,515 --> 00:23:52,932
‫این فکر کی بوده؟

429
00:23:52,933 --> 00:23:54,767
‫مثلاً برای اهداف خیرخواهانه بوده

430
00:23:54,768 --> 00:23:58,187
‫مدیر پت گفته بود اگر خودش خطا بزنه
‫هزار دلار به کتاب‌خونه‌ی مدرسه میده

431
00:23:58,188 --> 00:23:59,856
‫و تابحال خطا نزده

432
00:23:59,857 --> 00:24:01,983
‫و برای همینه که کتاب‌خونه‌مون افتضاحه

433
00:24:01,984 --> 00:24:04,486
‫اوه، خدا. بیچاره
‫حتماً وحشت کرده

434
00:24:05,070 --> 00:24:07,030
‫- باید بهش نشون بدیم که دوستش داریم
‫- آره

435
00:24:08,824 --> 00:24:10,616
‫- کاس، چی‌کار داری می‌کنی؟
‫- ایول، "کسی"

436
00:24:10,617 --> 00:24:12,286
‫هرکاری می‌کنی معرکه‌ست

437
00:24:13,704 --> 00:24:15,247
‫سلام. شرمنده، مربی. سلام

438
00:24:16,623 --> 00:24:19,668
‫سلام! سلام! دیرفیلد!

439
00:24:20,961 --> 00:24:24,964
‫خیلی‌خب، بچه‌ها. بیاین یکم محبت
‫و حمایت‌مون رو به پسرمون نشون بدیم، باشه؟

440
00:24:24,965 --> 00:24:26,508
‫خیلی‌خب، شروع ‌کنیم! شروع ‌کنیم!

441
00:24:32,055 --> 00:24:33,806
‫- کووک! کووک!
‫- کووک!

442
00:24:33,807 --> 00:24:34,850
‫کووک!

443
00:25:10,761 --> 00:25:12,137
‫زنده باد، جیکوب!

444
00:25:13,430 --> 00:25:14,931
‫وقتشه!

445
00:25:14,932 --> 00:25:17,391
‫خب می‌خوای وقتی پریدی
‫روی ترامپولین اینو برات بندازم؟

446
00:25:17,392 --> 00:25:18,976
‫فکر نکنم نیاز باشه
‫حرکت دیگه‌ای بهش اضاف کنم

447
00:25:18,977 --> 00:25:21,188
‫باشه. ولی گوش کن چی میگم

448
00:25:21,980 --> 00:25:24,190
‫مردم فکر می‌کنن
‫که نمی‌تونی انجامش بدی...

449
00:25:24,191 --> 00:25:27,110
‫- خودم می‌دونم نمی‌تونم
‫- از پسش برمیای

450
00:25:28,654 --> 00:25:29,654
‫خیلی‌خب

451
00:25:32,449 --> 00:25:33,450
‫تو می‌تونی

452
00:25:36,620 --> 00:25:37,954
‫چت شد یهو؟

453
00:25:37,955 --> 00:25:41,208
‫نمی‌دونم
‫فقط احساس خوبی داشتم

454
00:25:43,794 --> 00:25:44,878
‫تو می‌تونی، جیکوب!

455
00:25:52,719 --> 00:25:54,638
‫تو می‌تونی

456
00:26:14,992 --> 00:26:15,993
‫نه!

457
00:26:24,877 --> 00:26:27,528
‫- خوب نبود
‫- داره تکون می‌خوره. داره تکون می‌خوره

458
00:26:27,588 --> 00:26:31,925
‫الان هزار دلار برای کتابخونه
‫گیرمون اومد، پس... همینم خوبه!

459
00:26:33,468 --> 00:26:35,178
‫کتاب! کتاب!

460
00:26:35,179 --> 00:26:39,599
‫- کتاب! کتاب! کتاب! کتاب! کتاب!
‫- کتاب! کتاب! کتاب! کتاب!

461
00:26:39,600 --> 00:26:41,851
‫- کتاب!
‫- نچ. کسی به کتاب اهمیت نمیده

462
00:26:41,852 --> 00:26:44,520
‫خیلی‌خب. کووک!

463
00:26:44,521 --> 00:26:51,486
‫- کووک! کووک! کووک!
‫- کووک! کووک!

464
00:27:25,354 --> 00:27:27,789
‫فکر کردم گفته بودیم
‫"هیچوقت توی مدرسه از این‌کارا نمی‌کنیم"

465
00:27:27,814 --> 00:27:28,857
‫می‌دونم

466
00:27:29,441 --> 00:27:34,321
‫ولی بعد از اون...
‫ نمایش مهارت ورزشی حیرت‌انگیز

467
00:27:35,531 --> 00:27:36,782
‫چطور می‌تونم جلوی خودمو بگیرم؟

468
00:27:37,783 --> 00:27:39,867
‫حیرت‌انگیزه

469
00:28:24,915 --> 00:28:27,667
‫«پدر»

470
00:28:45,715 --> 00:28:58,715
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

