﻿1
00:00:01,109 --> 00:00:12,809
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:00:39,957 --> 00:00:42,124
‫هی، تا در بسته نشده روی یخ نیاین!

3
00:00:42,125 --> 00:00:45,211
‫روی یخ نیاین! روی یخ نیاین!

4
00:00:45,212 --> 00:00:46,338
‫روی یخ...!

5
00:00:48,340 --> 00:00:49,590
‫لعنتیا روی یخ نیاین!

6
00:00:49,591 --> 00:00:51,342
‫دیگه خسته شدم، پسر

7
00:00:51,343 --> 00:00:54,637
‫می‌دونی پیدا کردن
‫یه راننده‌ی یخ‌پرداز خوب چقدر سخته؟

8
00:00:54,638 --> 00:00:56,848
‫فکر می‌کنی یه روبات می‌تونه
‫کار منو انجام بده؟

9
00:00:56,849 --> 00:00:59,600
‫که در عرض 7 دقیقه‌ی تمام
‫یخ رو تمیز کنه و هیچ‌ تکه‌ای رو جا نندازه؟

10
00:00:59,601 --> 00:01:01,561
‫مدام تکه‌های مختلف رو جا می‌اندازی، "بو"

11
00:01:01,562 --> 00:01:03,312
‫و نمی‌خوام بی‌ادبی کنم

12
00:01:03,313 --> 00:01:05,690
‫ولی بنظرم یه روبات
‫می‌تونه کار تو رو انجام بده

13
00:01:05,691 --> 00:01:09,652
‫اگر داری سعی می‌کنی بی‌ادبی نکنی
‫پس بشدت ناموفق بودی، "ترور"

14
00:01:09,653 --> 00:01:12,697
‫مردم این شهر
‫با حرف مسئولین رو گوش کردن مشکل دارن

15
00:01:12,698 --> 00:01:15,325
‫وقتی مردم به راننده‌ی یخ‌پرداز
‫با دید حقارت نگاه می‌کنن

16
00:01:15,826 --> 00:01:19,787
‫و با آقایون پست‌چی
‫و خانم‌های پست‌چی

17
00:01:19,788 --> 00:01:22,081
‫و سرایدارها

18
00:01:22,082 --> 00:01:25,418
‫کسایی که ستون‌های زیرین جامعه هستن

19
00:01:25,419 --> 00:01:27,461
‫که باید مثل قهرمان باهاشون رفتار بشه!

20
00:01:27,462 --> 00:01:30,173
‫من دیگه حاضر نیستم ستون زیرین باشم

21
00:01:30,174 --> 00:01:34,343
‫قراره ستون بالایی باشم
‫پس می‌دونی چیه؟

22
00:01:34,344 --> 00:01:36,680
‫من استعفا میدم!

23
00:01:37,806 --> 00:01:39,265
‫و می‌دونم چی می‌خوای بگی

24
00:01:39,266 --> 00:01:43,270
‫می‌خوای بگی یه نامه‌ی استعفا
‫و دو هفته اعلام قبلی لازم داری

25
00:01:43,770 --> 00:01:47,691
‫خب، اینم نامه‌ی کوفتیم
‫«کلانتر»

26
00:01:48,442 --> 00:01:50,234
‫ازت می‌خوام شیفتت رو تموم کنی

27
00:01:50,235 --> 00:01:51,320
‫نه

28
00:01:52,654 --> 00:01:56,283
‫من از خودم می‌خوام شیفتم رو تموم کنم

29
00:02:19,598 --> 00:02:20,599
‫بابا؟

30
00:02:21,767 --> 00:02:23,977
‫فکر کنم یکی میز غذاخوری‌مون رو دزدیده

31
00:02:25,187 --> 00:02:26,270
‫احوالات، رفیق!

32
00:02:26,271 --> 00:02:28,648
‫آره، احتمالاً فکر می‌کردی
‫اون همه سروصدا برای چیه

33
00:02:28,649 --> 00:02:30,191
‫دیشب که داشتم
‫ از اره برقی استفاده می‌کردم

34
00:02:30,192 --> 00:02:31,817
‫خب مطمئن بودم اره برقیه

35
00:02:31,818 --> 00:02:33,819
‫فقط نمی‌خواستم بفهمم داری چیکار می‌کنی

36
00:02:33,820 --> 00:02:36,073
‫داشتم مشروب‌فروشی "کووک" رو درست می‌کردم

37
00:02:36,615 --> 00:02:40,618
‫آره، با میز این پیشخوان مشروب‌فروشی رو
‫درست کردم، چون ازش استفاده نمی‌کردیم

38
00:02:40,619 --> 00:02:42,329
‫من همیشه از میز استفاده می‌کردم

39
00:02:43,413 --> 00:02:44,533
‫مشقام رو روی اون می‌نوشتم

40
00:02:47,417 --> 00:02:49,460
‫این کارات بخاطر کارت "کلانتر"ـه؟

41
00:02:49,461 --> 00:02:53,298
‫خب، هم آره هم نه
‫همیشه از چیزای وسترن خوشم میومد

42
00:02:53,882 --> 00:02:56,801
‫و هنوز نمی‌دونم کارت "کلانتر" یعنی چی

43
00:02:56,802 --> 00:02:58,761
‫ولی هر کلانتری
‫به مشروب‌فروشی احتیاج داره

44
00:02:58,762 --> 00:03:00,054
‫برای همین گفتم از همین شروع کنم

45
00:03:00,055 --> 00:03:04,350
‫احیاناً کلانتر نباید زندان داشته باشه؟

46
00:03:04,351 --> 00:03:06,060
‫شاید، رفیق

47
00:03:06,061 --> 00:03:07,979
‫ولی گفتم شاید همسایه‌ها
‫چپ‌چپ نگاهم کنن

48
00:03:07,980 --> 00:03:10,524
‫اگر توی گاراژمون زندان بسازم!

49
00:03:13,527 --> 00:03:15,112
‫اگر این‌کار باعث شادیت میشه، بابا...

50
00:03:16,238 --> 00:03:19,449
‫خب دیگه، باید برم. مراقب باش

51
00:03:20,450 --> 00:03:21,450
‫میگما، داشتم فکر می‌کردم

52
00:03:21,451 --> 00:03:23,787
‫این که ترینا گفت
‫به کلتن خیانت می‌کرده

53
00:03:27,749 --> 00:03:28,667
‫خب؟

54
00:03:28,668 --> 00:03:32,171
‫خواستم بدونم خبر داری
‫ با کی خیانت می‌کرده؟

55
00:03:34,965 --> 00:03:36,508
‫مطمئن نیستم

56
00:03:37,134 --> 00:03:39,678
‫خب احتمالاً یکی از اعضای تیم بسکتبال بوده

57
00:03:44,474 --> 00:03:45,601
‫خب دیگه برو، رفیق

58
00:04:07,623 --> 00:04:08,749
‫سلام، کاس!

59
00:04:09,333 --> 00:04:12,294
‫این طرف رو نگاه نکن
‫مگر اینکه دلت بخواد حشری بشی

60
00:04:13,462 --> 00:04:16,088
‫- اوه، دیر گفتی
‫- اوه آره، حشری شدی رفت

61
00:04:16,089 --> 00:04:18,381
‫- چرا اینو پوشیدی؟
‫- مربی ایگلسن از تیم بسکتبال

62
00:04:18,382 --> 00:04:20,760
‫استعفا داد، حالا حدس بزن
‫سرمربی جدید کیه؟

63
00:04:20,761 --> 00:04:22,803
‫مربی‌ها معمولاً لباس ورزشی می‌پوشن؟

64
00:04:22,804 --> 00:04:26,349
‫این پارچه‌ی تنفس‌پذیره
‫گفتم شاید بخوام نرمش بکنم

65
00:04:26,350 --> 00:04:28,727
‫آره، می‌خواستم آماده باشم

66
00:04:30,187 --> 00:04:31,938
‫"بچه‌محل" کیه؟

67
00:04:31,939 --> 00:04:34,149
‫اوه، نه. نوشته "خانه‌نشین"

68
00:04:34,858 --> 00:04:36,360
‫برای مارتاست

69
00:04:37,694 --> 00:04:40,738
‫امیدوارم مامانت نفهمه که داری
‫برای شریک سابقش از اینا درست می‌کنی

70
00:04:40,739 --> 00:04:42,532
‫- نه
‫- ایزی قاطی می‌کنه

71
00:04:42,533 --> 00:04:44,617
‫خب، حقشه
‫عملاً داشته تمام عمرم

72
00:04:44,618 --> 00:04:46,619
‫- در مورد مارتا بهم دروغ می‌گفته
‫- آره

73
00:04:46,620 --> 00:04:49,373
‫دارم سعی می‌کنم انرژیم رو
‫روی یه چیز مثبت متمرکز کنم

74
00:04:50,123 --> 00:04:51,874
‫خوبه. صددرصد

75
00:04:51,875 --> 00:04:54,210
‫منم هدفم از مربی شدن همینه

76
00:04:54,211 --> 00:04:55,128
‫خوبه

77
00:04:55,129 --> 00:04:58,798
‫تصمیم گرفتم سعی کنم
‫پتانسیلم رو یخورده گسترده‌تر کنم

78
00:04:58,799 --> 00:04:59,924
‫- خیلی‌خب
‫- می‌دونی

79
00:04:59,925 --> 00:05:03,219
‫که هم در کلاس و هم خارج کلاس
‫الهام‌بخش بچه‌ها باشم

80
00:05:03,220 --> 00:05:04,303
‫چه باحال

81
00:05:04,304 --> 00:05:06,597
‫- آره باحاله
‫- آره

82
00:05:06,598 --> 00:05:09,893
‫پتانسیل توام خوبه‌ها. سلطنتی
‫خب، حرف نداره

83
00:05:10,519 --> 00:05:14,397
‫ولی، می‌دونی، با معلم
‫می‌تونن پتانسیل‌شون رو شریک بشن

84
00:05:14,398 --> 00:05:16,149
‫می‌تونه بین جوانان گسترش پیدا کنه

85
00:05:17,609 --> 00:05:20,654
‫- مثل زگیل دستگاه تناسلی
‫- نه، نه مثل زگیل دستگاه تناسلی

86
00:05:21,280 --> 00:05:23,573
‫امان از شما سلطنتی‌ها
‫که از بالا به ما نگاه می‌کنین

87
00:05:23,574 --> 00:05:26,159
‫- خب، شلوارکت سوراخه
‫- می‌دونم

88
00:05:34,168 --> 00:05:38,255
‫فقط چون کارتت میگه "نقاش"
‫دلیل نمیشه واقعاً نقاشی کنی

89
00:05:39,256 --> 00:05:40,840
‫کلتن جفت چشماش چپ بودن؟

90
00:05:40,841 --> 00:05:43,384
‫خب، اگر بودن که ایرادی نداره
‫ولی حس می‌کنم اگر بود یادم می‌موند

91
00:05:43,385 --> 00:05:45,429
‫خدا، چقدر افتضاحه

92
00:05:49,224 --> 00:05:51,726
‫پیام‌هام رو جواب نمیدی
‫عصبانی‌ای چیزی هستی؟

93
00:05:51,727 --> 00:05:52,852
‫عصبانی نیستم

94
00:05:52,853 --> 00:05:57,315
‫فقط نمی‌فهمم چرا به بابام گفتی
‫که به کلتن خیانت می‌کردی

95
00:05:57,316 --> 00:05:58,733
‫می‌خواستم حالشو بهتر کنم

96
00:05:58,734 --> 00:06:01,569
‫داشت بخاطر پدر بدی بودن خودخوری می‌کرد

97
00:06:01,570 --> 00:06:04,697
‫خب بعد از اینکه بهش گفتی، تمام شب بیدار
‫موند و گاراژ رو تبدیل به مشروب‌فروشی کرد

98
00:06:04,698 --> 00:06:06,824
‫- چی؟
‫- آره، مثل دیوونه‌ها با اره‌برقی

99
00:06:06,825 --> 00:06:07,993
‫افتاد به جون خونه

100
00:06:08,869 --> 00:06:11,078
‫اگر بهش بگی
‫با من خیانت کردی چیکار می‌کنه؟

101
00:06:11,079 --> 00:06:16,676
‫نمی‌دونم، ولی خیلی خفن میشه
‫اگر بگیم و ببینیم

102
00:06:20,214 --> 00:06:21,923
‫شرمنده. فکر کردم
‫دارم کاری رو می‌کنم که تو می‌خوای

103
00:06:21,924 --> 00:06:24,842
‫هیچ‌کدوم اینا رو نمی‌خوام
‫بدترین حالت ممکنه

104
00:06:24,843 --> 00:06:28,095
‫احتمالاً وقتی برگشتم خونه
‫بابام با اره برقی صورتمو تکه‌پاره کنه

105
00:06:28,096 --> 00:06:30,556
‫اصلاً اجازه ندارم الان باهات صحبت کنم

106
00:06:30,557 --> 00:06:32,141
‫- چی؟
‫- این یه رابطه‌ی واقعی نیست

107
00:06:32,142 --> 00:06:35,353
‫و خیلی برام سخته که دارم تظاهر می‌کنم...

108
00:06:35,354 --> 00:06:37,355
‫این نقاشی تو و "کلتن"‌ـه؟

109
00:06:37,356 --> 00:06:39,106
‫اوه، آره. همینه

110
00:06:39,107 --> 00:06:41,193
‫- آره
‫- با دوقلو‌ و اینا

111
00:06:43,904 --> 00:06:46,489
‫شرمنده، می‌دونم داشتی می‌گفتی
‫تظاهر کردن برات سخته

112
00:06:46,490 --> 00:06:49,491
‫ولی بنظرم الان عالی تظاهر کردیم

113
00:06:53,747 --> 00:06:57,500
‫خیلی‌خب، بچه‌ها. بیاین وسط
‫بیاین وسط جمع بشین

114
00:06:57,501 --> 00:07:00,503
‫خب ، همونطور که همه‌مون می‌دونیم
‫مربی ایگلسن دیگه همراه‌مون نیست

115
00:07:00,504 --> 00:07:03,172
‫چون درگیر یه رسوایی خیانت (تقلب) و ایناست

116
00:07:03,173 --> 00:07:05,175
‫- از چه نظر تقلب می‌کرده؟
‫- خب...

117
00:07:06,009 --> 00:07:08,762
‫موقع کم‌باد کردن توپ‌ها مچش رو گرفتن

118
00:07:09,346 --> 00:07:10,680
‫آره دیگه. خیلی ناجور بوده

119
00:07:10,681 --> 00:07:12,431
‫- این کارش چه کمکی به ما می‌کرده؟
‫- مشخص نیست

120
00:07:12,432 --> 00:07:14,600
‫شنیدم با یه زنی به اسم "ویکی"
‫به زنش خیانت می‌کرده

121
00:07:14,601 --> 00:07:16,811
‫حقیقت نداره! نه، اصلاً... نه!

122
00:07:16,812 --> 00:07:18,437
‫- حقیقت نداره
‫- آره منم شنیدم

123
00:07:18,438 --> 00:07:20,314
‫نه. ویکی فقط دوست خوبشه
‫مهم نیست...

124
00:07:20,315 --> 00:07:23,651
‫مهم اینه که خانم مدیر "پت"
‫ازم خواسته جاش رو بگیرم

125
00:07:23,652 --> 00:07:25,528
‫و فکر نکنم دلیل این خواسته‌ش

126
00:07:25,529 --> 00:07:28,198
‫این باشه که من استاد بسکتبالم...

127
00:07:29,241 --> 00:07:32,995
‫من اول از هر چیزی، یه معلمم

128
00:07:33,912 --> 00:07:35,371
‫چه معلم تاریخ

129
00:07:35,372 --> 00:07:38,499
‫یا مهارت‌های زندگی یا فعالیت‌های ورزشی

130
00:07:38,500 --> 00:07:42,170
‫سُم‌‌دارهای دیرفیلد، آماده‌این؟

131
00:07:42,171 --> 00:07:43,254
‫یا خدا، نه

132
00:07:43,255 --> 00:07:47,466
‫بزرگ‌ترین ورزشکاری
‫که این شهر تابحال به خودش دیده

133
00:07:47,467 --> 00:07:51,429
‫با زیباترین قیافه و مو

134
00:07:51,430 --> 00:07:54,558
‫این هم سرمربی جدیدتون

135
00:07:55,726 --> 00:08:01,815
‫ج-ج-ج-ج-ج-ج-ج-ج-ج-جـــورجــیـــو!

136
00:08:04,109 --> 00:08:07,195
‫ایول دارین، پسرا! چه قد و قواره‌هایی!

137
00:08:07,196 --> 00:08:09,530
‫چه خبرا، دی‌خان؟ بریم بترکونیم، رفقا!

138
00:08:09,531 --> 00:08:12,533
‫خیلی‌خب، بیاین بترکونیم، فسقل بچه‌ها!

139
00:08:12,534 --> 00:08:15,328
‫- بزن بریم، دی! یه سینه بده بیاد ببینم!
‫- نکن...

140
00:08:15,329 --> 00:08:17,038
‫بزن بریم!

141
00:08:17,039 --> 00:08:18,080
‫اوه، یا خدا!

142
00:08:18,081 --> 00:08:21,125
‫خیلی حس خوبی داره
‫انگار برگشته‌م به خونه‌م!

143
00:08:21,126 --> 00:08:24,003
‫ظاهر و حالم حرف نداره!
‫سخت تمرین می‌کنیم و می‌ترکونیم!

144
00:08:24,004 --> 00:08:25,964
‫بزن بریم! بگیر که اومد!

145
00:08:26,673 --> 00:08:28,717
‫خیلی‌خب، حواس‌تون رو جمع کنین، بچه‌ها!

146
00:08:29,801 --> 00:08:32,512
‫می‌تونیم کمکت کنیم، جورجیو؟
‫الان می‌خواستم تمرین رو شروع کنیم

147
00:08:32,513 --> 00:08:33,429
‫بیخیال بابا!

148
00:08:33,430 --> 00:08:35,473
‫- فکر کردی اینجا چیکار می‌کنم؟
‫- نمی‌دونم، رفیق

149
00:08:35,474 --> 00:08:38,267
‫گمونم خانم مدیر "پت" نمی‌خواست
‫رویای این بچه‌ها رو

150
00:08:38,268 --> 00:08:40,019
‫به دست یه ناورزشکار بسپره

151
00:08:40,020 --> 00:08:41,395
‫آقای "کووک" اینجا چیکار می‌کنه؟

152
00:08:44,149 --> 00:08:47,819
‫- اوه، ایول! "بو"، بیا اینجا ببینم!
‫- اوه، خدا... نه

153
00:08:53,909 --> 00:08:55,535
‫خانم مدیر پت به اونم زنگ زده؟

154
00:08:55,536 --> 00:08:57,411
‫نه، نه، من بهش زنگ زدم

155
00:08:57,412 --> 00:08:59,288
‫وقتی داستی‌جون روی نیمکت می‌نشست

156
00:08:59,289 --> 00:09:02,959
‫"بو کووک" نوک حمله‌ی ثابت
‫تیم سُم‌دار‌های دیرفیلد بود

157
00:09:02,960 --> 00:09:05,336
‫وقتی سال آخر به رکورد 3-7 رسیدیم

158
00:09:05,337 --> 00:09:08,297
‫بدون "بو"، احتمالاً 1-9 می‌شدیم

159
00:09:08,298 --> 00:09:11,759
‫خب، نمی‌تونم اجازه بدم غیرمعلم‌ها
‫بیخود و بی‌جهت توی ورزشگاه بچرخن

160
00:09:11,760 --> 00:09:14,011
‫اشکال نداره
‫لازم نیست کسی بهم بگه معلم

161
00:09:14,012 --> 00:09:16,264
‫- می‌تونین بهم بگین مربی
‫- عالی شد

162
00:09:16,265 --> 00:09:17,515
‫یا مربی کلانتر

163
00:09:17,516 --> 00:09:19,016
‫یعنی الان 3 تا مربی داریم؟

164
00:09:19,017 --> 00:09:23,856
‫داشتن 3 مربی
‫بهتر از داشتن یه مربی خیانت‌کاره

165
00:09:25,607 --> 00:09:26,733
‫دیگه شورش دراومده

166
00:09:28,735 --> 00:09:30,194
‫عجب حرفی

167
00:09:30,195 --> 00:09:33,197
‫خیلی باجذبه بود، بو. حال کردم!

168
00:09:33,198 --> 00:09:35,825
‫اینطوری به نتیجه‌ی 3-7 می‌رسین، بچه‌ها!

169
00:09:35,826 --> 00:09:38,494
‫خیلی‌خب، جمع بشین نوک زمین
‫بیاین یکم حرکات کششی بزنیم

170
00:09:38,495 --> 00:09:40,621
‫نه، اشکال نداره، به حرف من گوش ندین
‫من که فقط معلم‌تونم

171
00:09:40,622 --> 00:09:44,209
‫نه، اینطور نیست، "دی"
‫سوت‌زن هم هستی، جیگر

172
00:09:45,127 --> 00:09:46,377
‫نیازی بهش ندارم

173
00:09:46,378 --> 00:09:51,299
‫ببین، اگر مشکلی نداری
‫می‌خوام با این بچه‌ها بزنم به سیم آخر

174
00:09:51,300 --> 00:09:53,217
‫حسابی توان تحمل ذهنی‌شون رو به چالش بکشم

175
00:09:53,218 --> 00:09:54,850
‫آره، قطعاً مشکل دارم

176
00:09:54,874 --> 00:09:56,095
‫قطعاً مشکل دارم

177
00:09:56,096 --> 00:09:58,806
‫- بچه‌ها، توش چشم‌هام نگاه کنین
‫- این کلاه رو دربیار و عادی باش

178
00:09:58,807 --> 00:10:00,017
‫- ما یه تیم هستیم
‫- خوبه

179
00:10:00,601 --> 00:10:01,601
‫من که عادیم

180
00:10:02,311 --> 00:10:05,229
‫اینا فقط بافتنی‌های سفارشی نیستن، آقای جانسون

181
00:10:05,230 --> 00:10:08,983
‫خب، اینا یه سری کامل از اجناس
‫الهام‌ گرفته از "مورفو" هستن

182
00:10:08,984 --> 00:10:11,694
‫و دارم بهت این فرصت رو میدم
‫که از همون اول بهم ملحق بشی

183
00:10:11,695 --> 00:10:14,697
‫واو، من بودم قبول می‌کردم

184
00:10:14,698 --> 00:10:16,949
‫خب، اینا فقط نمونه هستن

185
00:10:16,950 --> 00:10:21,579
‫ولی من قطعاً حاضرم تمام این
‫دست‌کلید‌های کوچولوی مورفو رو بخرم

186
00:10:21,580 --> 00:10:23,623
‫- اوه، چقدر نازن! یا...
‫- خیلی نازن!

187
00:10:23,624 --> 00:10:24,749
‫شوخیت گرفته؟

188
00:10:24,750 --> 00:10:29,086
‫می‌تونی پتانسیلت رو
‫روی برچسب سپر ماشین چاپ کنی؟

189
00:10:29,087 --> 00:10:30,171
‫چقدر کیف میده؟

190
00:10:30,172 --> 00:10:31,672
‫- خیلی کیف میده. خیلی
‫- خیلی

191
00:10:31,673 --> 00:10:34,550
‫مامانت نمی‌خواد اینا رو بفروشه؟

192
00:10:34,635 --> 00:10:36,511
‫اینجا بودنشون عاقلانه‌تره

193
00:10:36,512 --> 00:10:40,349
‫بهت فرصت میده از درآمدهای
‫ناشی از این دستگاه استفاده کنی

194
00:10:41,099 --> 00:10:42,433
‫- قبول کن
‫- راستش من

195
00:10:42,434 --> 00:10:44,268
‫پولی از دستگاه درنمیارم

196
00:10:44,269 --> 00:10:47,980
‫اگر سعی کنی بازش کنی آژیر می‌زنه
‫و نمی‌تونم سکه‌ها رو دربیارم

197
00:10:47,981 --> 00:10:50,816
‫خب، دیدی! به اینا احتیاج داری، آقای جانسون

198
00:10:50,817 --> 00:10:52,236
‫نمی‌دونم والا

199
00:10:53,695 --> 00:10:56,405
‫خب، منم مثل بقیه طرفدار "مورفو" هستم

200
00:10:56,406 --> 00:10:58,950
‫ولی اگر ملت علاقه‌شون رو از دست بدن چی؟

201
00:10:58,951 --> 00:11:01,328
‫اگر از مد بیافته چی؟

202
00:11:02,329 --> 00:11:03,663
‫از مد نمیافته

203
00:11:03,664 --> 00:11:07,584
‫این که مثل سنگ‌های رنگ شده و مزخرفات
‫گوزنی که توی "دیر ایزی" پیدا می‌کنی نیست

204
00:11:07,584 --> 00:11:11,087
‫این چیزیه که واقعاً برای مردم اهمیت داره

205
00:11:11,088 --> 00:11:14,549
‫چیزی که به مردم امید میده
‫و وقتی...

206
00:11:14,550 --> 00:11:16,593
‫وقتی امید پیدا کردی
‫نمی‌تونه رهاش کنی

207
00:11:17,761 --> 00:11:20,054
‫- اشکم دراومد. شرمنده
‫- آخ آخ، اشکش دراومد

208
00:11:20,055 --> 00:11:23,057
‫- باید این جمله‌ت رو بنویسم
‫- بنظرت... روی چی می‌تونی بنویسی؟

209
00:11:23,058 --> 00:11:26,311
‫ایکاش یه دفترچه‌ی ناز داشتم

210
00:11:26,937 --> 00:11:28,479
‫می‌بینی چقدر بامزه‌ست؟

211
00:11:28,480 --> 00:11:30,064
‫نمی‌دونم خبر داری یا نه
‫من "قصه‌گو" گیرم اومد

212
00:11:30,065 --> 00:11:34,277
‫این مدت همش کنار "کاس" بودم
‫یجورایی زندگی‌نامه‌نویس سلطنتی‌ش هستم

213
00:11:34,278 --> 00:11:37,446
‫و خدایی، عجب ایده‌هایی به ذهنش می‌رسه

214
00:11:37,447 --> 00:11:38,823
‫چی گفته بودی، کاس؟

215
00:11:38,824 --> 00:11:41,952
‫- خب، بیشتر از یه حرف ساده‌ست
‫- آره دقیقاً

216
00:11:43,871 --> 00:11:44,955
‫چیزیه که بهش باور دارم

217
00:11:45,914 --> 00:11:48,457
‫آقای جانسون، نمی‌خوام
‫ جوون‌های این شهر وقتی بزرگ میشن

218
00:11:48,458 --> 00:11:52,044
‫توی زندگی‌شون چیزی جز جشن دیرفست
‫ و یه بازی بسکتبال نداشته باشن

219
00:11:52,045 --> 00:11:54,548
‫وقتشه روی رویاها سرمایه‌گذاری کنیم

220
00:11:55,340 --> 00:11:58,719
‫پس، نه، خودت بگو

221
00:12:02,097 --> 00:12:05,308
‫بنظر تو این چیزیه که از مد بیافته؟

222
00:12:08,729 --> 00:12:09,896
‫اونجا سد راهش بشو

223
00:12:09,897 --> 00:12:11,079
‫برو سمت تور!

224
00:12:11,103 --> 00:12:12,982
‫برو سمت تور! بجنب!

225
00:12:12,983 --> 00:12:17,028
‫- آی ننه‌جون! چیکار می‌کنی، 25؟
‫- فکر کردم بازم می‌خوای بپری روی تور

226
00:12:17,029 --> 00:12:20,072
‫خب پس، برو روی نیمکت بهش فکر کن

227
00:12:20,073 --> 00:12:22,742
‫- "اکسل" روی نیمکت نمی‌شینه، داداش
‫- برو روی نیمکت! بحنب!

228
00:12:22,743 --> 00:12:23,826
‫- لامصب...
‫- بجنب!

229
00:12:23,827 --> 00:12:25,369
‫- مرتیکه‌ی گوساله...
‫- چیزی نیست

230
00:12:25,370 --> 00:12:26,455
‫بیاین اینجا

231
00:12:28,957 --> 00:12:29,957
‫جمع بشین!

232
00:12:29,958 --> 00:12:31,251
‫احوالات، اکسل؟

233
00:12:32,377 --> 00:12:33,587
‫امسال اوضاع تیم چطوره؟

234
00:12:34,379 --> 00:12:35,546
‫خوب نیست، آقای کووک

235
00:12:35,547 --> 00:12:38,257
‫و راستشو بخوای
‫تمرکز کردن خیلی سخته

236
00:12:38,258 --> 00:12:40,844
‫این دستگاه "مورفو" داره رفتار
‫تمام آدم‌بزرگا رو عجیب‌غریب می‌کنه

237
00:12:41,386 --> 00:12:44,388
‫و با نبود "کلتن" اوضاع بقدر کافی عجیب بود

238
00:12:44,806 --> 00:12:47,935
‫می‌دونم دلتون براش تنگ شده
‫منم دلم براش تنگ شده

239
00:12:50,812 --> 00:12:53,814
‫ولی تنها کاری که الان می‌تونیم بکنیم
‫اینه که سعی کنیم بازی‌ها رو بخاطرش ببریم

240
00:12:53,815 --> 00:12:55,233
‫حساب آدم بدا رو برسیم

241
00:12:55,234 --> 00:12:57,402
‫توی این تیم آدم بده‌ای داریم؟

242
00:12:58,237 --> 00:12:59,571
‫کسی که بهش اعتماد نداشته باشی؟

243
00:13:00,155 --> 00:13:01,822
‫- یعنی توی مسابقه؟
‫- آره

244
00:13:01,823 --> 00:13:05,827
‫کسی که حواسش پرت چیزای دیگه‌ای باشه؟

245
00:13:06,995 --> 00:13:11,916
‫چون زمان من، بزرگ‌ترین عامل حواس‌پرتی
‫ دخترا بودن، یعنی خانوما

246
00:13:11,917 --> 00:13:13,961
‫خبر داری بچه‌های تیم با کسی دوستن یا نه

247
00:13:14,461 --> 00:13:18,674
‫یا مثلاً کدوم‌ یکی از پسرا
‫از دید بقیه جذاب‌ترین هستن؟

248
00:13:19,842 --> 00:13:22,094
‫"بو"، این حرفت بشدت مورد داره

249
00:13:22,594 --> 00:13:24,512
‫هی، اگر تمرکز نداشته باشن نمی‌تونن ببرن

250
00:13:24,513 --> 00:13:29,560
‫فقط دارم از "اکسل" می‌پرسم
‫کدوم یکی از پسرا بین دخترا محبوبه

251
00:13:31,687 --> 00:13:33,772
‫یا حتی بین دوست‌دختر دیگران

252
00:13:35,107 --> 00:13:36,691
‫- شاید "تاکر"
‫- واقعاً؟

253
00:13:36,692 --> 00:13:38,151
‫این یارو؟

254
00:13:38,652 --> 00:13:41,696
‫نصف کلتن هم جذابیت نداره
‫یعنی میگی دخترا باهاش می‌خوابن؟

255
00:13:41,697 --> 00:13:42,823
‫خیلی‌خب

256
00:13:43,866 --> 00:13:44,908
‫وقت تمرینه

257
00:13:47,536 --> 00:13:50,162
‫بو. بیخیال بابا

258
00:13:50,163 --> 00:13:53,082
‫حد و حدود رو رعایت کن
‫ما بالاسری‌هاشون هستیم

259
00:13:53,083 --> 00:13:55,335
‫ما معلم‌ها و مربی‌هاشون هستیم

260
00:13:56,253 --> 00:13:58,212
‫خیر سرمون باید الگوشون باشیم

261
00:13:58,213 --> 00:14:02,633
‫پسر، اون پسره "فاکر" رو می‌بینین؟
‫لامصب عجب اندامی داره

262
00:14:02,634 --> 00:14:04,927
‫شرط می‌بندم دختر واسه دیگران نمی‌ذاره

263
00:14:04,928 --> 00:14:08,222
‫خیلی‌خب، اسمش "تاکر"ـه
‫و اینطوری حرف زدن درست نیست، جورجیو

264
00:14:08,223 --> 00:14:09,765
‫واقعاً؟ من فاکر صداش می‌کردم

265
00:14:09,766 --> 00:14:11,267
‫- فکر می‌کردم اسم مستعارشه
‫- آخه...

266
00:14:11,268 --> 00:14:12,852
‫از کجا می‌دونی پیش دخترا محبوبه؟

267
00:14:12,853 --> 00:14:15,354
‫همیشه می‌بینم توی رستوران
‫داره مخ پیشخدمت‌ها رو می‌زنه

268
00:14:15,355 --> 00:14:17,023
‫دختر منم توی رستوران کار می‌کنه

269
00:14:17,024 --> 00:14:19,150
‫آره، "دی"، دخترای خیلیا
‫توی رستوران کار می‌کنن

270
00:14:19,151 --> 00:14:20,318
‫و حرف همه‌شون یکیه

271
00:14:20,319 --> 00:14:23,154
‫فاکر مثل جوونی‌های "جورجیو"ـه
‫و همه باهاش می‌خوابن

272
00:14:23,155 --> 00:14:25,407
‫خیلی‌خب، برای امروز کافیه، بچه‌ها

273
00:14:26,408 --> 00:14:29,688
‫فردا برگردین. امیدوارم تا اون‌موقع
‫قضیه‌ی انتخاب مربی روشن بشه

274
00:14:30,454 --> 00:14:33,539
‫چرا اینقدر عجله داری؟
‫حس به این خوبی، بیاین ادامه بدیم

275
00:14:33,540 --> 00:14:36,167
‫نظرتون چیه برای تیم‌سازی
‫با هم بریم مشروب‌فروشی من؟

276
00:14:36,168 --> 00:14:38,002
‫- بنظر فکر خوبی نمیاد
‫- همه‌مون؟

277
00:14:38,003 --> 00:14:41,506
‫آره، پسر
‫دوستای کلتن که قطعاً بیان

278
00:14:41,507 --> 00:14:42,882
‫تاکر، پایه‌ای؟

279
00:14:42,883 --> 00:14:44,008
‫بنظر فکر خوبی میاد

280
00:14:44,009 --> 00:14:47,845
‫اوه ایول، فاکر. من صددرصد پایه‌م

281
00:14:47,846 --> 00:14:50,806
‫"دی"، اگر می‌خوای بمونی
‫و تمرین سوت‌زنی بکنی...

282
00:14:50,807 --> 00:14:52,558
‫نه، نه، نه، نه، نه

283
00:14:52,559 --> 00:14:56,654
‫منم میام. می‌خوام مطمئن بشم
‫حداقل یه آدم بزرگسال اونجا هست

284
00:14:57,773 --> 00:15:00,275
‫کسی توی صندوق عقبش
‫ برای "اسکوتر" من جا داره؟

285
00:15:10,953 --> 00:15:12,371
‫می‌دونی خاک رس کجاست؟

286
00:15:12,996 --> 00:15:13,997
‫اونجاست

287
00:15:14,665 --> 00:15:15,666
‫حله

288
00:15:16,708 --> 00:15:18,960
‫خب، یادته بهت گفتم
‫که نمی‌خوام باهات بگردم

289
00:15:18,961 --> 00:15:21,421
‫چون عزادار هستی و اینا؟

290
00:15:22,673 --> 00:15:23,924
‫شرمنده همچین حرفی زدم

291
00:15:24,591 --> 00:15:27,719
‫گاهی اوقات زیاد توی حرف زدن مهارت ندارم

292
00:15:28,428 --> 00:15:32,683
‫و محض اطلاعت، مهمونی مگان
‫ خیلی مسخره بود. و خسته‌کننده

293
00:15:33,559 --> 00:15:38,397
‫خب، محض اطلاع تو، الان خیلی به چیزای
‫ مسخره و خسته‌کننده علاقه‌مندم

294
00:15:41,149 --> 00:15:45,319
‫شنیدم کایل با مگان بهم زده
‫چون پتانسیلش "منشی" دراومده؟

295
00:15:45,320 --> 00:15:48,781
‫بنظر من که خیلی مسخره‌ست
‫خب ممکنه منظورش وزیر امور خارجه بوده

296
00:15:48,782 --> 00:15:50,199
‫آره، ولی ظاهراً

297
00:15:50,200 --> 00:15:54,913
‫همون موقع توی قبرستون با "مت ریندرز"
‫خوابیده و مت کارت "مشهور" گرفته

298
00:15:56,999 --> 00:16:00,460
‫خب، میگما، دیدم داشتی کنار نقاشی
‫با جیکوب حرف می‌زدی

299
00:16:01,211 --> 00:16:03,839
‫شماها با همدیگه می‌چرخین یا...؟

300
00:16:05,883 --> 00:16:06,800
‫نه چندان

301
00:16:06,801 --> 00:16:09,594
‫گاهی در مورد کلتن حرف می‌زنیم
‫ولی در همین حد

302
00:16:09,595 --> 00:16:12,222
‫خبر داری دوست‌دختر می‌خواد یا نه؟

303
00:16:15,017 --> 00:16:21,106
‫آره. فکر کنم کسی رو می‌خواد
‫که بتونه باهاش بره سر قرار

304
00:16:21,899 --> 00:16:24,151
‫- دستاش رو بگیره، مثلاً...
‫- پس یعنی یه دوست‌دختر؟

305
00:16:25,152 --> 00:16:26,695
‫بنظرت بهش درخواست بدم؟

306
00:16:30,616 --> 00:16:31,617
‫چرا که نه؟

307
00:16:42,544 --> 00:16:45,630
‫اگر حس کردین در زمان
‫به عقب سفر کردین و به غرب وحشی رفتین

308
00:16:45,631 --> 00:16:47,090
‫تعجب نکنین، پسرا

309
00:16:48,133 --> 00:16:50,593
‫تمام اینا رو خودم در عرض دو روز ساختم

310
00:16:50,594 --> 00:16:56,350
‫بیشترش چوب سه‌لای کاجه
‫ولی این پیشخوان چوب بلوط خالصه

311
00:16:56,975 --> 00:16:58,559
‫البته بعید می‌دونم هیچکدوم‌تون اهمیت بدین

312
00:16:58,560 --> 00:17:01,103
‫احتمالاً تابحال یک روز هم
‫با دستاتون کار نکردین

313
00:17:01,104 --> 00:17:04,065
‫فکر کنم این چوب افرای قهوه‌ای باشه

314
00:17:04,066 --> 00:17:06,651
‫این طرحش رو می‌بینی؟ خط ‌های مستقیمه

315
00:17:06,652 --> 00:17:09,945
‫و اگر به اینجا دقت کنی
‫یه سری رنگ خاکه می‌بینی

316
00:17:09,946 --> 00:17:12,199
‫نه! بلوطه!

317
00:17:15,786 --> 00:17:16,787
‫بگذریم

318
00:17:17,371 --> 00:17:18,871
‫نسل شما با گاوچرون‌ها بزرگ نشده

319
00:17:18,872 --> 00:17:22,165
‫ولی پدران ما عاشق
‫زندگی گاوچرونی بودن، مگه نه؟

320
00:17:22,166 --> 00:17:26,087
‫آره. ایرلند پر بود
‫از گاوچرون‌ها و سگ‌های چوپان

321
00:17:26,088 --> 00:17:28,631
‫باید از بابام بپرسم
‫ولی برگشته پورتو ریکو

322
00:17:28,632 --> 00:17:29,882
‫و با هم صحبت نمی‌کنیم

323
00:17:29,883 --> 00:17:31,634
‫صبر کن ببینم، مگه بابات ایتالیایی نبود؟

324
00:17:31,635 --> 00:17:34,303
‫- نه، پدرخونده‌م ایتالیاییه
‫- پس حتی ایتالیایی هم نیستی؟

325
00:17:34,304 --> 00:17:36,472
‫می‌دونین چرا بهش می‌گفتن غرب وحشی؟

326
00:17:36,473 --> 00:17:40,143
‫چون اون زمان، مردها خودشون
‫قانون رو اجرا می‌کردن

327
00:17:42,104 --> 00:17:43,647
‫هی، این چیه؟

328
00:17:44,940 --> 00:17:48,735
‫این چیزیه که ازش برای تشخیص
‫مردها از پسرها استفاده می‌کردیم

329
00:17:49,486 --> 00:17:51,405
‫اون موقع توی مغازه‌ی جانسون بود

330
00:17:52,281 --> 00:17:56,451
‫من تنها کسی بودم که به درجه‌ی "تنومند" رسیدم
‫برای همین آقای جانسون گذاشت بیارمش خونه

331
00:17:57,035 --> 00:17:58,620
‫روش کارش چجوریه؟ فقط باید بهش مشت بزنی؟

332
00:18:02,833 --> 00:18:04,125
‫ایول داری، فاکر!

333
00:18:04,126 --> 00:18:05,460
‫چقدر آسون بود

334
00:18:06,211 --> 00:18:09,339
‫چون درست انجامش ندادی، تاکر

335
00:18:09,840 --> 00:18:12,049
‫نوع مشت زدنت اشتباهه
‫باید درست بهش مشت بزنی

336
00:18:12,050 --> 00:18:15,261
‫نمی‌تونی با تقلب (خیانت) به همه‌چی برسی

337
00:18:15,262 --> 00:18:16,346
‫نگاه کن

338
00:18:24,980 --> 00:18:26,814
‫اگر اینقدر زور داری، داستی
‫چرا نمیای یه امتحانی بکنی؟

339
00:18:26,815 --> 00:18:28,232
‫نه. به تو نخندیدم

340
00:18:28,233 --> 00:18:30,026
‫به این خندیدم که این کارا منسوخ شده

341
00:18:30,027 --> 00:18:33,196
‫بیخیال بابا، برای اثبات مردونگیت
‫به یه کیسه مشت بزنی؟

342
00:18:33,197 --> 00:18:34,948
‫مگه مردهای غارنشین هستیم؟

343
00:18:35,032 --> 00:18:37,783
‫خیلی از چیزایی که امروز داریم رو
‫مدیون مردهای غارنشین هستیم

344
00:18:37,784 --> 00:18:41,330
‫یه نگاه به تاریخ بنداز، آقای معلم
‫مثلاً چرخ...

345
00:18:43,123 --> 00:18:44,290
‫چرا باید از غارنشین‌ها دفاع کنی؟

346
00:18:44,291 --> 00:18:46,792
‫میشه دوباره بگی چی گفتی، "دی"؟
‫فکر کنم النگوهای گنده‌ت

347
00:18:46,793 --> 00:18:48,377
‫- حواسمو پرت کرده بود
‫- قضیه چیه؟

348
00:18:48,378 --> 00:18:50,129
‫نمی‌دونم، ولی...

349
00:18:50,130 --> 00:18:52,131
‫مطمئنم بابات ازم متنفره

350
00:18:52,132 --> 00:18:54,717
‫- اصلاً این که گفتی یعنی چی؟
‫- زن‌های غارنشین

351
00:18:54,718 --> 00:18:56,677
‫- چی؟ نخیرم. برو بابا...
‫- گندش بزنن

352
00:18:56,678 --> 00:18:58,638
‫دست به النگوهام...
‫النگوم کجا بوده!

353
00:18:58,639 --> 00:18:59,598
‫شرمنده

354
00:18:59,599 --> 00:19:01,807
‫اگر می‌خواستم می‌تونستم انجامش...
‫باشه، انجامش میدم

355
00:19:01,808 --> 00:19:03,184
‫نازک نارنجی هستی؟ یا...؟

356
00:19:03,185 --> 00:19:04,978
‫- نخیرم نازک نارنجی نیستم!
‫- نیستی؟

357
00:19:08,065 --> 00:19:10,900
‫- بنگ!
‫- هی، بدک نبود

358
00:19:10,901 --> 00:19:11,943
‫برو بالاتر! نه

359
00:19:11,944 --> 00:19:13,069
‫- بدک نبود، "دی" خان
‫- آفرین پسر!

360
00:19:13,070 --> 00:19:15,029
‫خیلی‌خب، نوبت توئه سوپراستار

361
00:19:15,030 --> 00:19:17,281
‫آره، دلم می‌خواد
‫ولی مامانت گفت نزنم

362
00:19:17,282 --> 00:19:19,200
‫- مسخره نکن
‫- نه، جدی میگم

363
00:19:19,201 --> 00:19:22,161
‫مامانت دکترمه. و بهم گفت
‫ باید مراقب باشم آسیب دستم رو بدتر نکنم

364
00:19:22,162 --> 00:19:23,454
‫خیلی‌خب

365
00:19:23,455 --> 00:19:26,481
‫وقتی داشتم می‌کردمش!

366
00:19:26,959 --> 00:19:28,501
‫- گولش زدم!
‫- مامانتو کرده؟

367
00:19:28,502 --> 00:19:30,670
‫نه، وقتی نوجوون بودیم
‫یک‌بار بهش گفت خوشتیپه

368
00:19:30,671 --> 00:19:32,255
‫- و حالا کل زندگیم ول‌کن نیست
‫- میشه من بزنم؟

369
00:19:32,256 --> 00:19:33,673
‫نه، وایسا اکسل

370
00:19:33,674 --> 00:19:36,927
‫می‌خوام "تاک" دوباره بزنه

371
00:19:37,511 --> 00:19:39,679
‫و این‌دفعه تقلب نکن

372
00:19:39,680 --> 00:19:40,764
‫باشه

373
00:19:42,099 --> 00:19:43,225
‫چیزی برای خوردن دارین؟

374
00:19:44,059 --> 00:19:45,435
‫آره

375
00:19:46,854 --> 00:19:47,980
‫عجب زوری داری پسر!

376
00:19:52,985 --> 00:19:54,318
‫خیلی‌خب. سلطنتی

377
00:19:54,319 --> 00:19:59,115
‫"موفق‌ترین، مشهورترین
‫یا رده بالاترین عضو یک گروه خاص"

378
00:19:59,116 --> 00:20:01,325
‫- دیدی؟
‫- ولی چیزی در مورد شاه

379
00:20:01,326 --> 00:20:02,410
‫یا ملکه و اینا ننوشته؟

380
00:20:02,411 --> 00:20:04,078
‫نه، توی این بخش که ننوشته

381
00:20:04,079 --> 00:20:08,291
‫بنظرم معنیش کسیه
‫که همه تحسینش می‌کنن

382
00:20:08,292 --> 00:20:10,543
‫کسی که سرمشق بقیه‌ست

383
00:20:10,544 --> 00:20:12,170
‫و توام همچین کسی هستی

384
00:20:12,171 --> 00:20:15,089
‫و می‌تونی برای مردم این شهر همچین آدمی باشی

385
00:20:15,090 --> 00:20:17,634
‫خب، ببین. وقتی داشتیم
‫حرف می‌زدیم اینو نوشتم

386
00:20:18,302 --> 00:20:20,219
‫"دایانای دیرفیلد"

387
00:20:20,220 --> 00:20:22,388
‫- شاهزاده دایانا؟
‫- شاهزاده دایانا. دایانای دیرفیلد

388
00:20:22,389 --> 00:20:23,848
‫سلام

389
00:20:23,849 --> 00:20:26,267
‫- اوه، خدای من، دخترا
‫- سلام، مامان

390
00:20:26,268 --> 00:20:27,393
‫- سلام، نت
‫- سلام

391
00:20:27,394 --> 00:20:30,146
‫سلام. نمی‌دونستیم
‫بازم با همدیگه می‌چرخین

392
00:20:30,147 --> 00:20:31,574
‫چه خوب

393
00:20:31,598 --> 00:20:33,024
‫خیلی خوبه

394
00:20:33,025 --> 00:20:36,485
‫میگما، می‌خواین یکم "ناچوز"
‫با دلمه پیتزایی توتینو

395
00:20:36,486 --> 00:20:37,738
‫و سالاد "پیکو د گایو" درست کنم؟

396
00:20:38,614 --> 00:20:40,907
‫خب، راستش نمی‌تونم بمونم

397
00:20:40,908 --> 00:20:43,534
‫فردا یه امتحان خیلی مهم دارم

398
00:20:43,535 --> 00:20:45,369
‫خب، میشه منو برسونی؟

399
00:20:45,370 --> 00:20:46,288
‫باشه. ولی وایسا!

400
00:20:46,289 --> 00:20:49,248
‫مامانت یه عالمه فکرای خفن به فکرش رسیده

401
00:20:49,249 --> 00:20:51,167
‫و می‌خوام ببینم نظر شما دخترا چیه

402
00:20:51,168 --> 00:20:53,044
‫ترینا، وقتی بزرگ‌تر شدی
‫می‌خوای چیکاره بشی؟

403
00:20:53,045 --> 00:20:56,673
‫اگر برای این امتحان نخونم
‫قطعاً بیکار می‌مونم

404
00:20:58,300 --> 00:20:59,509
‫آره!

405
00:20:59,510 --> 00:21:01,511
‫خیلی‌خب، تو چطور، ساوانا؟

406
00:21:01,512 --> 00:21:03,304
‫خب، روی کارت من نوشته بود "فرانسوی"

407
00:21:03,305 --> 00:21:05,473
‫- خیلی‌خب. این می‌تونه عالی باشه، مگه نه؟
‫- آره

408
00:21:05,474 --> 00:21:06,974
‫عالی برای چی؟

409
00:21:06,975 --> 00:21:10,645
‫خب، "کاس" می‌خواد
‫ یه ضیافت جمع‌آوری اعانه برگزار کنه

410
00:21:10,646 --> 00:21:14,148
‫تا به افراد جوون دیرفیلد کمک کنه
‫ به پتانسیل‌شون برسن

411
00:21:14,149 --> 00:21:16,025
‫و منم می‌خوام یه مقاله درموردش
‫برای روزنامه بنویسم

412
00:21:16,026 --> 00:21:17,360
‫یه ضیافت؟

413
00:21:17,361 --> 00:21:19,237
‫یا یه جشن جمع‌آوری اعانه‌ ساده

414
00:21:19,238 --> 00:21:23,032
‫هدف اینه که بتونیم پول جمع کنیم
‫تا کسایی مثل ساوانا بتونن برن فرانسه

415
00:21:23,033 --> 00:21:25,993
‫یا فرانسوی یاد بگیرن
‫یا هر معنایی که "فرانسوی" برای خودت داره!

416
00:21:25,994 --> 00:21:27,245
‫اوه! اوه لا لا!

417
00:21:27,246 --> 00:21:29,372
‫خب، اگر من باشم... میرم سفر

418
00:21:29,373 --> 00:21:32,250
‫میرم فرانسه چون توی ایتالیا تحصیل کرده بودم

419
00:21:32,251 --> 00:21:34,545
‫- بهترین سه ماه زندگیم بود. آره
‫- تمام زندگیش. آره

420
00:21:35,963 --> 00:21:39,132
‫جدا از تمام ماه‌هایی
‫ که کنار "ترینا" بودم

421
00:21:39,800 --> 00:21:40,843
‫عالی جمعش کردی

422
00:21:42,761 --> 00:21:44,053
‫از وقتی "هواشناس" گیرم اومد

423
00:21:44,054 --> 00:21:47,174
‫والدینم انتظار دارن یه نبوغ
‫آشکار نشده‌ای از خودم نشون بدم

424
00:21:47,724 --> 00:21:49,725
‫و از اونجایی که
‫ برادرخونه‌م "زندر" بی‌عرضه‌ایه

425
00:21:49,726 --> 00:21:52,144
‫که هنوز توی رستوران جورجیو کار می‌کنه
‫حس می‌کنم نمی‌تونم گند بزنم

426
00:21:52,145 --> 00:21:55,147
‫انگار تمام والدین‌مون دارن بحران
‫ میانسالی‌شون رو سر ما خالی می‌کنن

427
00:21:55,148 --> 00:21:57,024
‫بابای من که کاملاً منو نادیده می‌گیره

428
00:21:57,025 --> 00:21:59,569
‫انگار تنها کاری که می‌خواد بکنه
‫عکس گرفتن از درخت‌ها

429
00:21:59,570 --> 00:22:01,362
‫و بودن کنار دوست‌دخترش، "هاوایی"ـه

430
00:22:01,363 --> 00:22:03,906
‫جیک، کاملاً درک می‌کنم چرا نمی‌خواستی
‫ مردم بفهمن "قهرمان" گیرت اومده

431
00:22:03,907 --> 00:22:05,992
‫تلاش برای رسیدن
‫به حد "کلتن" بقدر کافی سخت هست

432
00:22:05,993 --> 00:22:08,494
‫و تو دوقلوش هستی
‫مثل زندگی کردن به جای دو نفره

433
00:22:08,495 --> 00:22:09,413
‫آره

434
00:22:09,414 --> 00:22:11,372
‫و بابات، خب...

435
00:22:11,373 --> 00:22:12,332
‫مشخصه که حالش خوش نیست

436
00:22:12,333 --> 00:22:14,959
‫فقط کلتن مهارت کافی برای
‫ بسکتبال بازی کردن توی دانشگاه رو داشت

437
00:22:14,960 --> 00:22:17,504
‫و حالا که مطمئن شدیم
‫پتانسیلش رو نداریم...

438
00:22:18,046 --> 00:22:19,046
‫خب، چه فایده‌ای داره؟

439
00:22:19,047 --> 00:22:20,965
‫آره، ولی همینم خودش
‫ به آدم فشار میاره، مگه نه؟

440
00:22:20,966 --> 00:22:22,675
‫که همه‌چی باید فایده‌ای داشته باشه

441
00:22:22,676 --> 00:22:24,343
‫مثلاً بهت گفتن قراره فلان چیز بشی

442
00:22:24,344 --> 00:22:27,138
‫و حالا باید این‌کار و این‌کار
‫و این‌کارو بکنی و زندگیت فقط همینه

443
00:22:27,139 --> 00:22:31,142
‫دقیقاً. والدین‌مون همین‌کارو کردن
‫و ببین زندگی‌هاشون چقدر غم‌انگیزه

444
00:22:31,143 --> 00:22:33,603
‫من نمی‌خوام بدونم قراره چیکاره بشم

445
00:22:33,604 --> 00:22:37,315
‫فقط می‌خوام کارایی که می‌خوام
‫و باعث خوشحالیم میشه رو انجام بدم، و...

446
00:22:37,316 --> 00:22:38,900
‫نمی‌دونم والا، شاید تفکر ساده لوحانه‌ایه

447
00:22:38,901 --> 00:22:42,987
‫از مرفه بودنه. ببین، موافقم
‫ولی برای بعضیا

448
00:22:42,988 --> 00:22:45,031
‫دونستن اینکه قراره چی باشی یه رویاست

449
00:22:45,032 --> 00:22:46,960
‫ما رو باش، داریم در مورد
‫مشکلات‌مون حرف می‌زنیم

450
00:22:46,984 --> 00:22:48,743
‫اونم وقتی جیک
‫مشکلات خیلی بزرگ‌تری داره

451
00:22:48,744 --> 00:22:50,162
‫نه، درک می‌کنم

452
00:22:50,996 --> 00:22:53,956
‫خب، حس می‌کنین اینکه می‌خواین
‫ شاد باشین خواسته‌ی زیادیه

453
00:22:53,957 --> 00:22:55,208
‫آره

454
00:22:55,209 --> 00:22:56,876
‫ولی خب، ما دبیرستانی هستیم

455
00:22:56,877 --> 00:23:00,455
‫زندگی توی دبیرستان نباید اینقدر سخت باشه

456
00:23:00,714 --> 00:23:01,715
‫احسنت

457
00:23:05,677 --> 00:23:07,137
‫خیلی‌خب، حالا من می‌زنم

458
00:23:09,806 --> 00:23:11,433
‫نه!

459
00:23:12,100 --> 00:23:13,935
‫فکر کنم دیگه کافی باشه، آقای "کووک"

460
00:23:13,936 --> 00:23:17,647
‫امکان نداره، پسر. تا یکی‌مون
‫ به "تنومند" نرسه بازی ادامه داره

461
00:23:17,648 --> 00:23:19,690
‫- کی شات می‌خواد
‫- جورجیو، بیخیال

462
00:23:19,691 --> 00:23:21,609
‫نمی‌تونم اجازه بدم
‫کنار دانش آموزها مشروب بخوریم

463
00:23:21,610 --> 00:23:24,780
‫اوه، آره. یادم نبود
‫داستی تحمل چیزای تند رو نداره

464
00:23:25,864 --> 00:23:29,243
‫درست مثل بال‌های تند "کاس"
‫مگه نه، نازک نارنجی؟

465
00:23:38,335 --> 00:23:39,961
‫- بزن بریم!
‫- حالا شد یه چیزی!

466
00:23:39,962 --> 00:23:41,171
‫مال من رو دوبل بریز

467
00:23:41,755 --> 00:23:43,005
‫حالا که حرف از چیزای تند شد، "دی"

468
00:23:43,006 --> 00:23:45,758
‫شنیدم تو و "کاس" یه شب
‫توی مهمان‌خانه‌ی دریایی بودین

469
00:23:45,759 --> 00:23:48,594
‫- اینو از کجا شنیدی؟
‫- مربی ایگلسن بهم پیام داد

470
00:23:48,595 --> 00:23:51,806
‫و نگران شدم چون گفت
‫دیده "کاس" داره توی راهرو گریه می‌کنه...

471
00:23:51,807 --> 00:23:53,766
‫خب، شاید بهتر باشه
‫مربی ایگلسن در مورد

472
00:23:53,767 --> 00:23:56,018
‫رابطه‌ی بقیه غیبت نکنه! مگه نه؟

473
00:23:56,019 --> 00:23:58,688
‫آروم باش، گنده بک. لبخند بزن بابا

474
00:23:58,689 --> 00:24:01,023
‫- ما که همگی دوستای خوبی هستیم
‫- دارم لبخند می‌زنم. چیزیم نیست

475
00:24:01,024 --> 00:24:02,275
‫هی، یه نوشیدنی دیگه بخور

476
00:24:02,276 --> 00:24:03,943
‫- خشمت رو روی کیسه خالی کن
‫- باشه

477
00:24:03,944 --> 00:24:05,862
‫اگر خواستی، می‌تونی
‫سر "بو" رو برای خوش‌شانسی بمالی

478
00:24:05,863 --> 00:24:07,530
‫بیخیال، بابا. دست به کلاهم نزن

479
00:24:07,531 --> 00:24:09,783
‫آروم باش، پسر
‫جناب نازک‌نارنجی هم داره کچل میشه

480
00:24:10,576 --> 00:24:12,368
‫همه‌مون که نمی‌تونیم
‫از این موهای مجعد داشته باشیم

481
00:24:12,369 --> 00:24:14,788
‫که زن‌ها عاشق اینن توش دست بکنن

482
00:24:16,373 --> 00:24:18,916
‫اینقدر در مورد موهات حرف نزن! بس کن!

483
00:24:18,917 --> 00:24:22,128
‫در موردش حرف نزن!
‫هیچکس نمی‌خواد در مورد موهات حرف بزنه

484
00:24:22,129 --> 00:24:24,630
‫احمق، غیر ایتالیایی، فسقلی...

485
00:24:24,631 --> 00:24:26,592
‫- بزن بریم!
‫- آره، بزنش!

486
00:24:31,763 --> 00:24:32,723
‫یجورایی...

487
00:24:32,724 --> 00:24:35,975
‫یجورایی حس می‌کنم از نظرت
‫ایده‌ی جشن جمع‌آوری اعانه‌م احمقانه‌ست

488
00:24:35,976 --> 00:24:37,476
‫فکر نمی‌کنم مسخره‌ست

489
00:24:37,477 --> 00:24:39,478
‫فقط نمی‌فهمم چرا باید

490
00:24:39,479 --> 00:24:41,648
‫همچین اتفاق بزرگی و حول محور تو باشه

491
00:24:42,482 --> 00:24:45,777
‫قرار نیست حول محور من باشه. منظورت...

492
00:24:47,196 --> 00:24:50,156
‫و اگر کسی پتانسیل بدی داشته باشه چی؟

493
00:24:50,157 --> 00:24:51,700
‫لیاقت حمایت تو رو نداره؟

494
00:24:52,409 --> 00:24:54,402
‫کسی رو نمی‌شناسم که
‫پتانسیل بدی داشته باشه

495
00:24:54,426 --> 00:24:56,663
‫تو یکی رو می‌شناسی که
‫پتانسیل بدی داشته باشه؟

496
00:25:01,043 --> 00:25:02,460
‫خیلی‌خب، وایسا ببینم

497
00:25:02,461 --> 00:25:04,837
‫<i>از طرف جورجیو: کسی، بیا به خونه‌ی "بو"</i>

498
00:25:04,838 --> 00:25:07,006
‫<i>داستی مسته
‫و فکر کنم بهتره با اسکوتر نیاد خونه</i>

499
00:25:07,007 --> 00:25:08,341
‫خیلی‌خب، باشه

500
00:25:08,342 --> 00:25:12,054
‫<i>شکلک دوچرخه. شکلک صورت گیج
‫شکلک تابوت</i>

501
00:25:15,182 --> 00:25:16,182
‫بزن بریم!

502
00:25:16,183 --> 00:25:17,267
‫ای بابا!

503
00:25:18,435 --> 00:25:20,395
‫- الان برمی‌گردم
‫- باشه

504
00:25:31,615 --> 00:25:34,283
‫- سلام
‫- سلام، بابام دیدت؟

505
00:25:34,284 --> 00:25:38,120
‫نه، ولی والدینم بیرون هستن
‫پس فقط یک دقیقه وقت دارم

506
00:25:38,121 --> 00:25:39,248
‫خیلی‌خب

507
00:25:41,083 --> 00:25:43,584
‫خیلی بدم میاد که جفت‌مون غمگین هستیم

508
00:25:43,585 --> 00:25:46,712
‫و از این حس متنفرم
‫که شاید بتونی شادتر باشی

509
00:25:46,713 --> 00:25:48,506
‫اگر با هرکس دیگه‌ای دوست بودی

510
00:25:48,507 --> 00:25:51,592
‫- ترینا
‫- ولی هیچ راهی به ذهنم نمی‌رسه

511
00:25:51,593 --> 00:25:55,229
‫که من و تو بتونیم رابطه‌ی عادی‌ای
‫داشته باشیم. تو چی؟

512
00:25:56,515 --> 00:25:58,099
‫شاید با باهمدیگه بودن

513
00:25:58,100 --> 00:26:00,184
‫من و تو مدام به همدیگه یادآوری کنیم

514
00:26:00,185 --> 00:26:02,103
‫که چه کار وحشتناکی کردیم

515
00:26:02,104 --> 00:26:06,691
‫و تو همیشه احساس فریب‌کار بودن بکنی
‫و منم فقط یه دروغگو باقی بمونم

516
00:26:06,692 --> 00:26:08,360
‫- اینطور نیست
‫- واقعاً؟

517
00:26:10,237 --> 00:26:16,449
‫اینو به اون دستگاه و تمام افراد شهر
‫که هرچی دستگاه بگه باور می‌کنن بگو

518
00:26:19,872 --> 00:26:20,873
‫خیلی‌خب

519
00:26:22,332 --> 00:26:24,167
‫پس، یکی از این کارت‌های خالی بردار

520
00:26:24,168 --> 00:26:26,836
‫می‌دونم الان داری سعی می‌کنی
‫یه کار خوب انجام بدی

521
00:26:26,837 --> 00:26:29,756
‫ولی عملاً داری بهم میگی
‫که هیچ پتانسیلی ندارم

522
00:26:31,466 --> 00:26:32,467
‫نه

523
00:26:36,263 --> 00:26:38,557
‫دارم میگم می‌تونی هرچی می‌خوای باشی

524
00:26:49,193 --> 00:26:52,528
‫- نه! جواب نمیده، پسر
‫- شرمنده که بهت زنگ زدم

525
00:26:52,529 --> 00:26:55,114
‫راستشو بخوای، فقط نگران "دی" بودم

526
00:26:55,115 --> 00:26:57,617
‫که داره جلوی دانش آموزها مشروب می‌خوره

527
00:26:57,618 --> 00:27:00,870
‫سلام، کاس، من...
‫نه، من آماده‌م که بریم

528
00:27:00,871 --> 00:27:02,705
‫مگر اینکه بخوای
‫قبل از رفتن یه نوشیدنی بخوری؟

529
00:27:02,706 --> 00:27:04,707
‫- نه
‫- نه، نمی‌خوای. حسشو نداری

530
00:27:04,708 --> 00:27:06,959
‫خیلی‌خب، پس
‫من دیگه... من میرم توی ماشین

531
00:27:06,960 --> 00:27:08,336
‫آره برو

532
00:27:08,337 --> 00:27:11,089
‫- اسکوترم کجاست؟
‫- منم نگرانشم

533
00:27:12,841 --> 00:27:14,175
‫ولی الان نمی‌تونم بهش فکر کنم

534
00:27:14,176 --> 00:27:16,637
‫مشغله‌های زیادی دارم
‫راستشو بخوای...

535
00:27:17,179 --> 00:27:20,641
‫قراره یه ضیافت جمع‌آوری اعانه راه بندازم
‫یا جشن جمع‌آوری اعانه‌ی احتمالی

536
00:27:21,141 --> 00:27:24,685
‫و گفتم اگر جایی لازم داشتم...

537
00:27:24,686 --> 00:27:26,771
‫آره. قطعاً. آره. جوابم آره‌ست

538
00:27:26,772 --> 00:27:28,606
‫- معلومه که می‌تونی از رستورانم استفاده کنی
‫- واقعاً؟

539
00:27:28,607 --> 00:27:30,775
‫و کاس، از این لحظه به بعد

540
00:27:30,776 --> 00:27:35,280
‫یه جمع‌آوری اعانه‌ی احتمالی نیست
‫یه ضیافته

541
00:27:38,492 --> 00:27:41,119
‫حالا شد!

542
00:27:44,915 --> 00:27:46,874
‫می‌دونم چیکار کردی، فاکر

543
00:27:46,875 --> 00:27:48,709
‫شرمنده! درستش می‌کنم، قول میدم!

544
00:27:48,710 --> 00:27:50,629
‫- چی رو درست می‌کنی؟
‫- میز رو

545
00:27:51,505 --> 00:27:52,756
‫اینو

546
00:28:08,146 --> 00:28:09,857
‫بیخیالش. تاکر، برو خونه

547
00:28:11,567 --> 00:28:12,568
‫باشه

548
00:28:44,266 --> 00:28:45,642
‫تو بودی، مگه نه؟

549
00:28:49,188 --> 00:28:50,189
‫دیگه تموم شد

550
00:29:13,545 --> 00:29:17,064
‫مثلاً قرار بود الگوی خوبی براشون باشی

551
00:30:58,088 --> 00:31:13,188
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

