﻿1
00:00:40,309 --> 00:00:52,309
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:52,333 --> 00:00:53,750
‫صبح بخیر، خوشگل.

3
00:00:53,833 --> 00:00:55,291
‫بیا بهم کمک کن.

4
00:00:56,083 --> 00:00:57,416
‫اگه تیکه‌تیکه کردن جسد پای منه،

5
00:00:57,441 --> 00:00:59,794
‫توام باید کمک کنی
‫چمدون‌ها رو توی ماشین بذاریم.

6
00:00:59,819 --> 00:01:01,100
‫این‌جوری تقسیم کار می‌کنیم.

7
00:01:01,125 --> 00:01:04,625
‫من جسد ملت رو توی ماشینم بار نمی‌زنم...

8
00:01:04,708 --> 00:01:08,125
‫تا یکی بیاد بگه چرا یهویی
‫توی خونواده‌ای هستم که...

9
00:01:08,208 --> 00:01:10,916
‫توش جسد ملت رو توی ماشین بار می‌زنن.

10
00:01:11,416 --> 00:01:12,416
‫هوف.

11
00:01:17,166 --> 00:01:18,166
‫حالا اون یارو...

12
00:01:19,083 --> 00:01:20,375
‫کی بود؟

13
00:01:20,458 --> 00:01:22,750
‫نمی‌دونم. حتماً یکی از
‫آدمکش‌های همین اطرافه.

14
00:01:23,500 --> 00:01:24,708
‫از کجا مطمئنی؟

15
00:01:25,333 --> 00:01:28,666
‫چون اگه توی تایپه همچین آدم غول‌پیکری
‫زندگی می‌کرد خودم می‌فهمیدم.

16
00:01:29,166 --> 00:01:32,125
‫باز هم میان. کار هرکی بود،
‫می‌خواست سَرمون رو زیر آب کنه.

17
00:01:33,750 --> 00:01:35,939
‫نه. نه، نه. خیلی‌خب!

18
00:01:35,964 --> 00:01:37,423
‫می‌خواست سر «تو» رو زیر آب کنه!

19
00:01:37,448 --> 00:01:41,364
‫- این چیزها ربطی به من نداره!
‫- آره، ولی تازه ساعت هفت صبحه!

20
00:01:41,791 --> 00:01:43,583
‫نوک دماغت رو نبین، داداش کوچولو.

21
00:01:44,500 --> 00:01:47,833
‫من که سر درنمیارم
‫این چه بلاییه داره سرمون میاد.

22
00:01:49,166 --> 00:01:50,833
‫چرا اینجایی؟

23
00:01:50,916 --> 00:01:52,375
‫اینجا اومدم تا مراقب مامان باشم.

24
00:01:52,458 --> 00:01:54,333
‫چرا باید مراقب مامان باشی؟

25
00:01:54,833 --> 00:01:56,125
‫اون که فقط یه پرستاره!

26
00:01:56,208 --> 00:01:57,916
‫این رو دیگه باید از خودش بپرسی.

27
00:01:58,625 --> 00:02:01,875
‫ستون‌ها، بیاین براتون صبحونه گرفتم.

28
00:02:04,208 --> 00:02:06,166
‫رفیق، رفیق، رفیق.

29
00:02:08,000 --> 00:02:09,250
‫حس می‌کنم توی شوک فرو رفتم.

30
00:02:09,875 --> 00:02:12,833
‫مردمک چشم‌هام خیلی گشاد نشدن؟

31
00:02:14,166 --> 00:02:15,375
‫- هی!
‫- چیه؟

32
00:02:15,458 --> 00:02:18,083
‫چرا نگفته بودی خونواده‌ت یه‌پا گنگسترن!

33
00:02:19,666 --> 00:02:21,426
‫می‌شه پیش برادرت ضمانت منم بکنی؟

34
00:02:21,458 --> 00:02:23,000
‫من آماده‌ام پا پیش بذارم.

35
00:02:25,708 --> 00:02:27,416
‫برو چمدون رو بذار توی ماشین.

36
00:02:28,833 --> 00:02:31,866
‫- بله، قربان.
‫- چرا احترام نظامی می‌ذاری، کسخل؟

37
00:02:32,083 --> 00:02:34,583
‫چون شما رئیسی، قربان!

38
00:02:36,875 --> 00:02:38,291
‫من شرمنده‌ام...

39
00:02:39,208 --> 00:02:40,528
‫- خیلی شرمنده.
‫- برو.

40
00:02:48,541 --> 00:02:49,708
‫این چیه؟

41
00:02:51,208 --> 00:02:52,791
‫بامیه‌ست.

42
00:02:53,541 --> 00:02:57,750
‫مثل یوتیائوی دارچین و شکره.

43
00:03:10,000 --> 00:03:11,000
‫خوشمزه‌ست؟

44
00:03:12,500 --> 00:03:13,583
‫چـ... چارلز...

45
00:04:05,242 --> 00:04:07,825
‫مامان؟ چه‌خبر شده؟

46
00:04:07,850 --> 00:04:10,850
‫از کِی توی خونه‌مون ارۀ استخوان‌بُر بود؟

47
00:04:10,875 --> 00:04:11,908
‫الان حوصله ندارم، بروس.

48
00:04:11,933 --> 00:04:14,217
‫تازه فهمیدم کل زندگیم یه دروغ بوده!

49
00:04:14,242 --> 00:04:16,272
‫نه حالا کُلش.

50
00:04:16,375 --> 00:04:18,708
‫هرچی کمتر بدونی به نفع خودته.

51
00:04:19,458 --> 00:04:20,833
‫هرچی از جسد اون غوله مونده رو ببر.

52
00:04:20,916 --> 00:04:24,666
‫اینجا رو مامان‌بزرگ جوی،
‫دخترخالۀ عمه کتی پیشنهاد داده.

53
00:04:24,750 --> 00:04:26,000
‫جای قابل اطمینانیه.

54
00:04:26,076 --> 00:04:28,951
‫بروس می‌تونه جسد رو ببره.
‫من باید قبل از اینکه اسلیپی چان...

55
00:04:28,976 --> 00:04:31,222
‫نیروهاش رو نفرستاده،
‫برم سراغش.

56
00:04:31,247 --> 00:04:33,375
‫- اسلیپی چان دیگه کیه؟
‫- نه، نه، نه، نه.

57
00:04:33,458 --> 00:04:36,500
‫بروس امروز آزمون مهمی داره.
‫هشت درصد معدلش به این وابسته‌ست.

58
00:04:37,083 --> 00:04:39,283
‫الان توی شرایطی نیستم
‫که بخوام توی آزمون شرکت کنم.

59
00:04:39,308 --> 00:04:40,891
‫عزیزم، شرایط رو خودت مهیا کن.

60
00:04:40,916 --> 00:04:42,641
‫داره به ما حمله می‌شه.

61
00:04:42,666 --> 00:04:44,500
‫حالا دیگه وقتشه بروس پا پیش بذاره.

62
00:04:44,583 --> 00:04:46,375
‫داره همین کار هم می‌کنه.

63
00:04:46,458 --> 00:04:50,625
‫به زودی ترتیب کارها رو می‌دیم،
‫و اوضاع به حالت عادی خودش برمی‌گرده.

64
00:04:50,708 --> 00:04:53,791
‫اون‌وقت فکر کن چقدر خوب می‌شه
‫که یه دکتر هم پیش‌مون باشه!

65
00:04:53,875 --> 00:04:56,208
‫اون واسه این کارهای خلاف ساخته نشده.

66
00:04:56,291 --> 00:04:57,916
‫این‌جوری به هیچ دردت نمی‌خوره.

67
00:04:57,941 --> 00:04:59,492
‫اون نازک‌نارنجیه. مگه نه؟

68
00:04:59,517 --> 00:05:01,850
‫نگاه‌ش کن.
‫از یه دختر هم لاغرتره.

69
00:05:01,875 --> 00:05:03,083
‫بچه‌ها!

70
00:05:06,916 --> 00:05:10,375
‫ازت اجازه نخواستم!
‫دارم بهت می‌گم.

71
00:05:10,458 --> 00:05:14,916
‫شناسایی غوله ما رو به
‫گروه لس آنجلسیِ اسلیپی می‌رسونه.

72
00:05:15,000 --> 00:05:17,500
‫بالا برو پایین بیا بگو اسلیپی چان.

73
00:05:17,583 --> 00:05:20,666
‫تو و پدرت از بس
‫به فکر اسلیپی چان‌این که...

74
00:05:20,750 --> 00:05:23,791
‫فکر می‌کنین تایوان
‫فقط همین دوتا باند رو داره.

75
00:05:23,875 --> 00:05:26,333
‫تو که نمی‌دونی این تخم حروم چقدر گنده شده!

76
00:05:26,416 --> 00:05:29,416
‫طی همین یه سالی که گذشت،
‫اون توی اسکله سامو و هونگ رو کشت.

77
00:05:29,500 --> 00:05:31,416
‫و پاهای گوشواره آلوده هم شِکست.

78
00:05:31,795 --> 00:05:33,439
‫و حالا هم بابا رو زده،

79
00:05:33,464 --> 00:05:36,032
‫و چیزی هم نمونده بود
‫من و بروس رو توی کلاب منفجر کنه.

80
00:05:36,210 --> 00:05:40,062
‫بابا واسه من و بروس توی کلاب خورد.
‫(شباهت «خوردن» و «منفجر کردن»)

81
00:05:40,208 --> 00:05:44,291
‫اون جنگ رو به آمریکا کشوند،
‫چون اینجا ما تنها و آسیب‌پذیریم.

82
00:05:44,375 --> 00:05:47,041
‫واسه همین به کمک بروس نیاز داریم.

83
00:05:47,066 --> 00:05:48,423
‫تا از خونواده‌مون محافظت کنیم.

84
00:05:48,791 --> 00:05:51,541
‫اگه بلایی سرت بیاد به گا می‌ریم.

85
00:05:52,250 --> 00:05:55,500
‫فعلاً این ۱۵ سالی که
‫بروس توی تشکیلات نبود،

86
00:05:55,583 --> 00:05:57,541
‫مراقب خودم بودم و چیزیم نشد.

87
00:05:58,750 --> 00:06:00,916
‫پدرت ما رو اینجا فرستاده
‫تا ازمون محافظت کنه.

88
00:06:01,000 --> 00:06:03,291
‫و بهترین راه واسه محافظت از ما
‫اینه که کاری که گفتم رو انجام بدین،

89
00:06:03,375 --> 00:06:05,455
‫و از شر اون جسدی که
‫توی آشپزخونۀ منه خلاص شید.

90
00:06:06,041 --> 00:06:08,291
‫اینجا تایپه نیست.

91
00:06:08,375 --> 00:06:10,875
‫اینجا پلیس‌ها از ما خط نمی‌گیرن.

92
00:06:10,958 --> 00:06:14,291
‫من قطب قرمز اژدهای یشمی‌ام.
‫اینجا رئیس منم.

93
00:06:15,333 --> 00:06:17,458
‫من عضو باند شما نیستم.

94
00:06:17,958 --> 00:06:19,333
‫من مادرتم.

95
00:06:21,708 --> 00:06:24,041
‫سر راه بروس هم جلوی دانشگاه پیاده کن.

96
00:06:24,125 --> 00:06:26,333
‫وایسا، مامان. چی؟
‫نه، مامان...

97
00:06:26,358 --> 00:06:28,531
‫چه خبر شده؟

98
00:06:29,250 --> 00:06:30,250
‫بروس...

99
00:06:31,000 --> 00:06:33,750
‫می‌دونم کلی سؤال ذهنت رو مشغول کرده،

100
00:06:33,833 --> 00:06:36,625
‫ولی الان، می‌خوام که بری دانشگاه...

101
00:06:36,708 --> 00:06:39,375
‫و جوری رفتار کنی که انگار
‫آب از آب تکون نخورده.

102
00:06:39,875 --> 00:06:41,244
‫من دیدم داشتی...

103
00:06:41,433 --> 00:06:42,726
‫جسد رو تیکه تیکه می‌کردی.

104
00:06:43,708 --> 00:06:45,791
‫مامان، تو کی هستی؟

105
00:06:48,500 --> 00:06:50,125
‫من هنوز مادرتم.

106
00:06:50,750 --> 00:06:53,666
‫و خیلی زود همه‌چی به
‫حالت عادی خودش برمی‌گرده.

107
00:06:54,333 --> 00:06:55,333
‫قسم می‌خورم.

108
00:07:01,375 --> 00:07:03,603
‫- کجا میری؟
‫- ماژونگ بازی کنم.

109
00:07:11,083 --> 00:07:12,708
‫- بریم.
‫- اوه... باشه.

110
00:07:14,214 --> 00:07:18,558
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

111
00:07:32,329 --> 00:07:37,329
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

112
00:07:41,000 --> 00:07:43,583
‫داستانِ سر چیه؟

113
00:07:47,666 --> 00:07:50,833
‫خب، از این خروجی برو،
‫و بعدش... این رو باید راست بری.

114
00:07:50,916 --> 00:07:52,458
‫می‌شه اول...

115
00:07:54,791 --> 00:07:55,791
‫رفیق.

116
00:07:56,375 --> 00:07:57,791
‫منو کجا می‌بری؟

117
00:07:57,816 --> 00:07:59,707
‫نباید توی جلسه آزمون غیبت کنم!

118
00:07:59,791 --> 00:08:02,375
‫هشت درصد از معدلمه!
‫مامان گفت...

119
00:08:02,451 --> 00:08:05,201
‫مامان هرچی بگه تو چشم می‌گی؟

120
00:08:06,041 --> 00:08:07,722
‫تا جایی که اون بدونه.

121
00:08:08,000 --> 00:08:11,208
‫بعد از اینکه کمکم کردی، تا دانشگاه می‌برمت.

122
00:08:11,750 --> 00:08:13,625
‫یعنی «بائو هوجا رِن» برات هیچ ارزشی نداره؟

123
00:08:14,875 --> 00:08:19,166
‫خیلی‌خب، من تهش در حد
‫«سلام علیک» زبون «ماندارین» بلد باشم.

124
00:08:19,958 --> 00:08:23,458
‫بائو هوجا رِن یعنی از خانواده‌ت محافظت کن.

125
00:08:23,541 --> 00:08:25,958
‫اولین چیزی بود که بابا به من یاد داد.

126
00:08:26,458 --> 00:08:29,291
‫و به عنوان یه پسر، وظیفه‌مه
‫که حواسم به خانواده باشه.

127
00:08:29,791 --> 00:08:32,541
‫وقتشه که دیگه فقط به خودت فکر نکنی،

128
00:08:32,625 --> 00:08:33,791
‫و حرفی که زدم رو یاد بگیری.

129
00:08:33,875 --> 00:08:35,875
‫من می‌تونم از خونواده محافظت کنم!

130
00:08:36,708 --> 00:08:38,134
‫ولی به عنوان یه دکتر.

131
00:08:39,125 --> 00:08:44,083
‫بالاخره سفارش عمدۀ آنتی‌بیوتیک...

132
00:08:44,166 --> 00:08:46,583
‫و مسکن به کارتون میاد دیگه؟

133
00:08:46,666 --> 00:08:50,500
‫مثل اینکه با دلالی توی کلاب
‫یه چیزهایی یاد گرفتی.

134
00:08:52,041 --> 00:08:55,625
‫- من اون پول رو واسه دانشگاه می‌خواستم.
‫- مگه مامان پول دانشگاه رو نمی‌ده؟

135
00:08:57,000 --> 00:08:58,583
‫چرا، میده. من...

136
00:08:59,416 --> 00:09:02,875
‫من پول شهریه رو خرج یه جای دیگه کردم.

137
00:09:05,573 --> 00:09:07,183
‫کلاس بداهه.

138
00:09:07,208 --> 00:09:08,083
‫همم.

139
00:09:08,166 --> 00:09:12,166
‫یه چیزی تو مایه‌های بازیگریه،
‫ولی بداهه دیالوگ می‌کنی.

140
00:09:13,791 --> 00:09:15,291
‫مامان در جریانه؟

141
00:09:16,250 --> 00:09:17,250
‫نه.

142
00:09:18,250 --> 00:09:19,458
‫گفت نرم،

143
00:09:19,958 --> 00:09:22,625
‫ولی یواشکی می‌رفتم.

144
00:09:24,375 --> 00:09:28,375
‫چون برعکسِ تو، من به حرف‌هایی
‫که ننه بابام بهم می‌زنن اعتماد ندارم.

145
00:09:28,875 --> 00:09:30,287
‫من آدم سرکشی‌ام.

146
00:09:34,250 --> 00:09:36,250
‫اگه بهش بگی سرکشی.

147
00:09:37,083 --> 00:09:38,492
‫اگه ندونه،

148
00:09:39,073 --> 00:09:40,666
‫یه دروغگو بیشتر نیستی.

149
00:09:53,666 --> 00:09:55,250
‫چمدون رو ببر داخل.

150
00:09:57,417 --> 00:09:59,427
‫می‌ترسم.

151
00:10:01,786 --> 00:10:04,566
‫فقط داری یه بسته رو تحویل میدی.

152
00:10:04,791 --> 00:10:05,791
‫همین.

153
00:10:06,375 --> 00:10:07,833
‫عملاً انگار کارمند فِدِکسی.
‫(شرکت پستی)

154
00:10:09,541 --> 00:10:11,541
‫فِدکس جسد به ملت تحویل نمیده.

155
00:10:15,541 --> 00:10:17,000
‫سرش رو نَبر.

156
00:10:17,083 --> 00:10:18,750
‫فقط چمدون رو ببر.

157
00:11:11,083 --> 00:11:12,916
‫امم... سلام.

158
00:11:13,500 --> 00:11:14,935
‫مامانم منو فرستاده.

159
00:11:18,910 --> 00:11:22,262
‫[دستور پخت بامیه]

160
00:11:35,375 --> 00:11:36,375
‫گه توش!

161
00:11:37,089 --> 00:11:38,506
‫این دیگه چیه؟

162
00:11:39,000 --> 00:11:44,333
‫گفت یه مینوتور آبی از آسیاست.
‫سند یا شناسنامه‌ای هم نداشت.

163
00:11:44,435 --> 00:11:47,352
‫گفت باید به یه خونه
‫توی آرکادیا تحویل بدیمش...

164
00:11:47,377 --> 00:11:49,334
‫وگرنه جسد رو تحویل نمی‌گیره.

165
00:11:49,666 --> 00:11:51,125
‫گفت تو متوجه منظورش می‌شی.

166
00:11:53,291 --> 00:11:54,862
‫حالا می‌شی؟

167
00:12:07,000 --> 00:12:08,750
‫من به مادرت گفتم...

168
00:12:11,250 --> 00:12:13,041
‫فکر کردی از طرف شرکت پست یو‌پی‌اس اومدم؟

169
00:12:14,666 --> 00:12:16,458
‫من شبیه کسی‌ام که شلوار قهوه‌ای پاشه؟

170
00:12:17,811 --> 00:12:19,491
‫تو به من یه لطف کن، من به تو!

171
00:12:19,516 --> 00:12:21,683
‫حرف حساب سرِت نمی‌شه؟
‫پس رسم و رسوم گوانگ‌شی چی می‌شه؟

172
00:12:21,708 --> 00:12:23,874
‫واسه من از رسم و رسوم حرف نزن!

173
00:12:24,083 --> 00:12:26,958
‫ما از شر جسد خلاص می‌شیم،
‫توام واسه حیوونت گوشت گیرت میاد.

174
00:12:27,041 --> 00:12:28,916
‫تا همین‌جا هم لطفت رو جبران کردیم.

175
00:12:29,000 --> 00:12:30,000
‫نه!

176
00:12:30,041 --> 00:12:33,500
‫گوشت رو که هرجایی می‌تونم گیر بیارم.
‫ولی جسد ریسکیه.

177
00:12:34,958 --> 00:12:38,708
‫تو از طریق گوانگ‌شی پیشم اومدی.
‫باید احترام قائل باشی.

178
00:12:38,733 --> 00:12:40,468
‫تو که رسم و رسوم رو می‌دونی.

179
00:12:40,958 --> 00:12:43,583
‫باید بهشون پای‌بند باشی.

180
00:12:44,375 --> 00:12:47,208
‫شرافت خانوادگی‌تون بهش وابسته‌ست.

181
00:12:53,083 --> 00:12:54,263
‫این کیه؟

182
00:12:55,750 --> 00:12:57,001
‫من نمی‌دونم.

183
00:12:58,500 --> 00:13:01,833
‫ولی مشتری‌ای که قراره
‫مینوتور آبی رو تحویلش بدی...

184
00:13:02,541 --> 00:13:06,000
‫یه دلال اطلاعات به اسم اسپایدره.

185
00:13:06,083 --> 00:13:09,625
‫اگه یکی بتونه شناساییش کنه، اون اسپایدره.

186
00:13:12,791 --> 00:13:14,000
‫باید حرفم رو باور کنی.

187
00:13:43,416 --> 00:13:44,500
‫همین الان اینجا بود.

188
00:13:44,583 --> 00:13:45,791
‫هنوز هم اونجاست؟

189
00:13:45,875 --> 00:13:46,875
‫نه.

190
00:13:47,208 --> 00:13:48,208
‫تازه رفت.

191
00:13:49,041 --> 00:13:52,250
‫ولی... می‌دونم کجا داره میره.

192
00:13:54,791 --> 00:13:55,875
‫خدای من.

193
00:14:00,500 --> 00:14:02,000
‫بذارش توی صندوق عقب.

194
00:14:02,083 --> 00:14:04,541
‫وایسا، جدی؟ جدی گفتین
‫قراره لطف همدیگه رو جبران کنین؟

195
00:14:04,625 --> 00:14:08,583
‫گوانگ‌شی یه راه و رسم شرافتمندانه
‫توی روابط کاری و کاسبیه.

196
00:14:08,666 --> 00:14:11,125
‫اگه براش احترام قائل نباشی،
‫یعنی فرد قابل اعتمادی نیستی.

197
00:14:11,625 --> 00:14:13,659
‫اون هم از من خواست به این رسم احترام بذارم.

198
00:14:13,958 --> 00:14:15,206
‫منم ناچارم.

199
00:14:15,666 --> 00:14:17,666
‫فقط چون چینی‌ای؟

200
00:14:19,208 --> 00:14:22,791
‫چون توی حیطۀ کاری من،
‫رسم و رسوم اهمیت بالایی داره.

201
00:14:22,875 --> 00:14:25,254
‫یه مشت قاتل و دزد ما رو محاصره کردن،

202
00:14:25,279 --> 00:14:27,725
‫اگه به اصولی پای‌بند نباشیم،
‫هرج و مرج می‌شه.

203
00:14:27,750 --> 00:14:29,708
‫هرج و مرج هم واسه کاسبی‌مون بده.

204
00:14:30,328 --> 00:14:32,287
‫- اوه.
‫- حال بذارش صندوق.

205
00:14:56,109 --> 00:14:58,776
‫- خانم کانگ.
‫- الکسیس صدام کن.

206
00:14:58,819 --> 00:15:01,819
‫وقتی خانم کانگ صدام می‌کنی،
‫حس می‌کنم دختر دانکی کانگ‌ام.

207
00:15:02,666 --> 00:15:05,000
‫خب الکسیس، نظرت چیه
‫قبل از اینکه بیای و پاچه بگیری،

208
00:15:05,083 --> 00:15:07,333
‫یه ساعت منو با صحنۀ جرمم تنها بذاری؟

209
00:15:07,740 --> 00:15:09,240
‫مارک.

210
00:15:09,265 --> 00:15:12,182
‫تو اینجا دنبال سند و مدرکی،
‫من دنبال تشکیل پرونده‌ام.

211
00:15:12,833 --> 00:15:15,958
‫منطقی نیست اگه باهم همکاری نکنیم.

212
00:15:16,583 --> 00:15:18,977
‫از تولید به مصرفه.
‫فقط توی مبارزه با جرم و جنایت.

213
00:15:19,002 --> 00:15:20,963
‫فقط فرقش اینه که تو
‫تنها زمانی پیدات می‌شه که...

214
00:15:20,988 --> 00:15:22,757
‫یه پروندۀ جنجالی گیرت بیاد.

215
00:15:23,208 --> 00:15:24,652
‫توی دنیای من...

216
00:15:25,625 --> 00:15:28,458
‫کل حرفه‌ت به یه پرونده بستگی داره.

217
00:15:31,416 --> 00:15:34,208
‫پس فکر می‌کنی با این پرونده می‌تونی
‫کاندید انتخابات ریاست‌جمهوری شی؟

218
00:15:35,000 --> 00:15:36,455
‫با دادستانی شروع می‌کنم.

219
00:15:36,708 --> 00:15:39,125
‫ببین، تمام دستاوردهای خوبی که
‫توی این دنیا بدست اومده،

220
00:15:39,208 --> 00:15:42,125
‫به این خاطر بوده که یه
‫آدم جاه‌طلب پشت قضیه بوده.

221
00:15:42,208 --> 00:15:45,583
‫فقط... جوری نشون بده که انگار
‫بیشتر زحمت‌ها روی دوش منه، خب؟

222
00:15:45,608 --> 00:15:49,055
‫وقتی بقیه می‌بینن دوتایی داریم علیه
‫جرم و جنایت می‌جنگیم دستم میندازن.

223
00:15:49,458 --> 00:15:51,333
‫از دست مردها و غرورشون.

224
00:15:52,166 --> 00:15:54,125
‫خب، چی توی دوربین‌ها دیدی؟

225
00:15:54,208 --> 00:15:55,958
‫این کلاب دوربینی نداره.

226
00:15:56,625 --> 00:16:00,458
‫نه، ولی سمساریِ بغلیش...

227
00:16:02,291 --> 00:16:04,375
‫دوربین داره.

228
00:16:05,000 --> 00:16:06,000
‫آره.

229
00:16:14,666 --> 00:16:16,317
‫می‌شه پشت در بذاریش؟

230
00:16:17,791 --> 00:16:20,333
‫گفتم پشت در بذار.

231
00:16:21,916 --> 00:16:23,416
‫گیرمون آوردی!

232
00:16:24,458 --> 00:16:26,041
‫هی، مگه نمی‌شنوین می‌گم...

233
00:17:59,250 --> 00:18:00,500
‫تا حالا شده...

234
00:18:00,583 --> 00:18:04,152
‫واسه یخ در بهشت ماشین مامان رو بدزدی؟

235
00:18:05,875 --> 00:18:10,083
‫داشتم به آخرین باری که
‫همدیگه رو دیدیم فکر می‌کردم، و...

236
00:18:10,166 --> 00:18:14,375
‫یه روز خونه اومدی
‫و سوییچ ماشین مامانو برداشتی.

237
00:18:15,066 --> 00:18:16,553
‫آره، یادمه.

238
00:18:17,250 --> 00:18:20,194
‫دستت رو گرفته بودم.
‫توی صف منتظر بودم.

239
00:18:20,219 --> 00:18:24,511
‫و حس می‌کردم قراره از ماجرا قسر در بریم.

240
00:18:26,166 --> 00:18:27,416
‫یادته؟

241
00:18:28,708 --> 00:18:29,708
‫نه.

242
00:18:34,541 --> 00:18:36,208
‫خب...

243
00:18:36,291 --> 00:18:38,000
‫بابا باندمون رو تأسیس کرد...

244
00:18:38,103 --> 00:18:41,770
‫یا کار پدربزرگ و مادربزرگ‌مون بود؟

245
00:18:42,625 --> 00:18:44,125
‫بابا این کارو شروع نکرد.

246
00:18:44,208 --> 00:18:46,166
‫ولی اون باندمون رو به
‫اینی که امروز می‌بینی تبدیل کرد.

247
00:18:47,166 --> 00:18:48,500
‫اون مرد بزرگیه.

248
00:18:51,250 --> 00:18:53,416
‫اژدهای یشمی یه اجتماعه.

249
00:18:53,752 --> 00:18:55,186
‫یا یه تثلیث.
‫(خانوادۀ سه‌گانه)

250
00:18:55,211 --> 00:18:58,211
‫می‌تونیم توی سلسلۀ چینگ
‫دنبال میراث‌مون باشیم.

251
00:18:59,000 --> 00:19:00,583
‫این روزها ادغام شدیم.

252
00:19:00,666 --> 00:19:02,416
‫بعضی‌هامون توی کار موادیم،

253
00:19:02,513 --> 00:19:04,862
‫توی قمار، فحشا، قاچاق،

254
00:19:04,887 --> 00:19:06,765
‫هر چیزی که مردم نیاز داشته باشن.

255
00:19:07,125 --> 00:19:08,538
‫اگه توش پولی باشه.

256
00:19:09,291 --> 00:19:13,375
‫ولی اگه یه چیز مثل سابق مونده باشه،
‫اینه که رازداری نقطۀ قوّت ماست.

257
00:19:14,125 --> 00:19:16,291
‫می‌تونی از کنار یکی مثل پدر رد شی،

258
00:19:16,375 --> 00:19:17,708
‫یه قطب قرمز،

259
00:19:17,791 --> 00:19:20,750
‫و هیچ‌وقت متوجه نشی که
‫می‌تونه با یه کلمه ناپدیدت کنه.

260
00:19:20,833 --> 00:19:24,666
‫حتی قطب‌های قرمز دیگه هم
‫از اسم و ظاهر رقیب‌هاشون خبری ندارن.

261
00:19:24,750 --> 00:19:26,291
‫ولی مِی تو رو می‌شناخت.

262
00:19:27,291 --> 00:19:28,339
‫چِیرلگ.

263
00:19:28,364 --> 00:19:31,350
‫بابا فکر می‌کرد اگه مرگبارترین سلاح دنیا
‫دستش باشه و به کسی چیزی ازش نگه،

264
00:19:31,375 --> 00:19:33,101
‫داره وقتش رو الکی تلف می‌کنه.

265
00:19:34,666 --> 00:19:37,375
‫شُهرت من جلوی خشونت رو می‌گیره.

266
00:19:38,250 --> 00:19:41,208
‫گمونم فراموش کردی شُهرتت رو
‫توی این سفر با خودت بیاری.

267
00:19:47,583 --> 00:19:49,250
‫تو اسم اسلیپی چان رو می‌دونی.

268
00:19:50,000 --> 00:19:51,666
‫اسم واقعیش این نیست.

269
00:19:52,666 --> 00:19:56,041
‫اعضای خانواده‌های سه‌گانه
‫مثل لونۀ زنبود می‌مونه.

270
00:19:56,666 --> 00:20:00,458
‫شاید بتونی یکی رو از بین ببری،
‫ولی اگه ندونی لونه‌شون کجاست،

271
00:20:01,083 --> 00:20:03,083
‫باز هم سراغت میان.

272
00:20:05,750 --> 00:20:07,416
‫اگه توی تایوان می‌موندی،

273
00:20:07,500 --> 00:20:10,833
‫بابا همون تمرین‌ها و آموزش‌هایی
‫که به من داد به توام می‌داد.

274
00:20:12,000 --> 00:20:15,125
‫شاید به ظاهر شبیه کسی باشی
‫که همه بهش حرف زور می‌زنن،

275
00:20:16,083 --> 00:20:17,250
‫ولی تو از خانوادۀ «سان» هستی.

276
00:20:18,708 --> 00:20:20,875
‫خون سان توی رگ‌هاته، بروس.

277
00:20:39,291 --> 00:20:41,083
‫[خرسندی]

278
00:20:43,458 --> 00:20:47,625
‫چرا جای اینکه سرش رو همه‌جا
‫با خودت ببری، یه عکس ازش نمی‌گیری؟

279
00:20:48,833 --> 00:20:52,500
‫چون اون‌وقت عکس سرِ
‫یه مشت خلافکار توی گوشیمه.

280
00:20:54,291 --> 00:20:57,125
‫پیش این مارمولکه بمون،
‫یکی رو می‌فرستم بیاد دنبالش.

281
00:21:11,333 --> 00:21:12,500
‫واسه توئه.

282
00:21:18,458 --> 00:21:19,833
‫همه سریع‌تر!

283
00:21:19,916 --> 00:21:22,583
‫مابقی بچه‌ها تا نیم ساعت دیگه می‌رسن.

284
00:21:25,333 --> 00:21:28,500
‫اگه فکر می‌کنی این عالی شده،
‫وایسا تا آخرش رو ببینی.

285
00:21:28,583 --> 00:21:31,000
‫بچه‌هام عاشق دایناسورن.

286
00:21:31,083 --> 00:21:32,833
‫براش یه دایناسور واقعی گرفتم.

287
00:21:33,875 --> 00:21:36,125
‫جدی می‌گم.

288
00:21:50,375 --> 00:21:51,375
‫ایول.

289
00:22:08,958 --> 00:22:10,500
‫اوه، گندش بزنن.

290
00:22:23,914 --> 00:22:25,576
‫[...عصر حاکم بر زمین...]

291
00:22:31,416 --> 00:22:33,625
‫قبل از اینکه دستت به
‫اون اسلحه برسه کارِت تمومه.

292
00:22:34,666 --> 00:22:36,166
‫چیرلگ!

293
00:22:36,250 --> 00:22:39,250
‫شنیده بودم داخل شهری.

294
00:22:39,333 --> 00:22:41,750
‫ما چند سال پیش توی ماکائو
‫همدیگه رو ملاقات کردیم.

295
00:22:41,833 --> 00:22:43,500
‫یادمه یکی رو جلوی خودم کُشتی.

296
00:22:45,166 --> 00:22:48,708
‫هتل گلکسی؟
‫چوب بیلیارد رو کردی توی طرف.

297
00:22:51,083 --> 00:22:52,666
‫من خیلی‌ها رو کشتم.

298
00:22:53,750 --> 00:22:55,463
‫با چوب بیلیارد؟

299
00:22:57,791 --> 00:23:00,458
‫مهم نیست. فقط خواستم بگم
‫تعجب کردم اینجا دیدمت.

300
00:23:00,958 --> 00:23:03,571
‫انتظار داشتم بعد از کشتن
‫مِی و درنای سفید...

301
00:23:03,598 --> 00:23:04,872
‫مخفی شی تا آب‌ها از آسیاب بیفته.

302
00:23:04,897 --> 00:23:06,022
‫کون لقت.

303
00:23:06,416 --> 00:23:09,416
‫- من مِی رو نکشتم.
‫- ولی من چیز دیگه‌ای شنیدم.

304
00:23:10,416 --> 00:23:13,083
‫شنیدم اختلافات بیگ سان و اسلیپی چان...

305
00:23:13,166 --> 00:23:14,750
‫به آمریکا کشیده شده.

306
00:23:14,833 --> 00:23:18,000
‫اگه جنگی هم باشه، جنگ اسلیپی چانه.
‫اون بود که به پدرم شلیک کرد.

307
00:23:22,208 --> 00:23:23,208
‫آه...

308
00:23:26,500 --> 00:23:31,535
‫تا وقتی که اژدهای یشمی ضمانتی نکنه،
‫بیشتر از این نمی‌تونم چیزی...

309
00:23:31,560 --> 00:23:33,375
‫راجع‌به این قضیه بگم.

310
00:23:34,000 --> 00:23:35,491
‫اینو می‌شناسی؟

311
00:23:38,875 --> 00:23:40,360
‫برو بیرون.

312
00:23:42,208 --> 00:23:45,291
‫به چه جرئتی این نفرین رو به خونۀ من میاری؟

313
00:23:45,375 --> 00:23:47,416
‫ممکنه هر لحظه اینجا بیان.
‫اون‌ها دنبالت می‌کنن...

314
00:23:47,500 --> 00:23:49,583
‫اژدهای یشمی ازت محافظت می‌کنه.
‫حالا زبون باز کن.

315
00:23:49,666 --> 00:23:52,208
‫اگه اون‌ها دنبال تو باشن،
‫پس هیچکس نمی‌تونه ازم محافظت کنه.

316
00:23:52,291 --> 00:23:53,416
‫کیه؟

317
00:23:56,875 --> 00:23:59,625
‫- اومدن!
‫- اون؟ نه، اون برادرمه.

318
00:24:05,833 --> 00:24:06,916
‫شیشه‌ها ضدگلوله‌ان.

319
00:24:07,708 --> 00:24:10,625
‫صدات نمیاد.
‫شیشه‌ها ضخیم‌ان.

320
00:24:11,416 --> 00:24:14,083
‫یه‌سری آدم با لباس د...

321
00:24:14,166 --> 00:24:16,448
‫دایناسور... لباس دایناسور اومدن!

322
00:24:16,473 --> 00:24:17,528
‫این‌جوری...

323
00:24:19,791 --> 00:24:20,958
‫این چیه؟

324
00:24:21,916 --> 00:24:24,666
‫اون... عضو نمایش بداهه‌ست.

325
00:24:29,750 --> 00:24:31,392
‫خیلی کارِش خوب نیست.

326
00:24:54,041 --> 00:24:55,041
‫نه!

327
00:24:55,541 --> 00:24:58,041
‫باید به صورت کامل از دست شرارت خلاص شد.

328
00:25:06,708 --> 00:25:08,291
‫لعنتی.

329
00:25:08,375 --> 00:25:10,875
‫بیا، دستت رو بده من.
‫بیا، بجنب.

330
00:25:10,958 --> 00:25:12,708
‫خب، حالت خوبه؟

331
00:25:15,625 --> 00:25:17,166
‫گه توش.

332
00:25:17,250 --> 00:25:18,791
‫فرار کن.

333
00:25:19,375 --> 00:25:20,875
‫برو، برو، برو!

334
00:25:31,500 --> 00:25:32,500
‫اوه، اوه!

335
00:25:37,166 --> 00:25:38,666
‫خدای من.

336
00:26:20,458 --> 00:26:22,333
‫خدا جونم، ما رو می‌کُشن.

337
00:27:05,791 --> 00:27:08,583
‫[عصر دایناسورهای حاکم بر زمین]

338
00:27:14,458 --> 00:27:15,833
‫برو، برو!
‫خدای من.

339
00:27:15,916 --> 00:27:16,916
‫بجنب.

340
00:27:22,416 --> 00:27:25,375
‫نـــه!

341
00:27:25,458 --> 00:27:27,041
‫گه توش، خب...

342
00:27:28,916 --> 00:27:30,958
‫اوع، هی...
‫منو نباید بزنی!

343
00:27:31,041 --> 00:27:32,916
‫من خانواده‌تم. آخ!

344
00:27:33,000 --> 00:27:34,960
‫چیزی نمونده بود بفهمم اون غول کیه،

345
00:27:35,000 --> 00:27:36,416
‫تا تو دلقک پیدات شد.

346
00:27:36,500 --> 00:27:39,750
‫حالا هیچ سرنخی ندارم،
‫یه مارمولک غول‌پیکر هم توی صندوق ماشینه.

347
00:27:39,833 --> 00:27:41,125
‫من جونت رو نجات دادم!

348
00:27:42,166 --> 00:27:45,208
‫من دیگه خسته شدم.
‫فقط منو برسون دانشگاه.

349
00:27:45,291 --> 00:27:48,000
‫باید بریم سراغ اون دلال حیوونه.
‫یارو ما رو فروخته.

350
00:27:49,416 --> 00:27:51,041
‫من آزمون دارم بابا!

351
00:27:51,125 --> 00:27:53,500
‫هشت درصد از معدلم بهش وابسته‌ست.

352
00:27:53,583 --> 00:27:56,000
‫فکر کردی برام مهمه تو
‫توی دانشکدۀ پزشکی قبول شی؟

353
00:27:56,025 --> 00:27:57,525
‫تو که خودت هم علاقه نداری!

354
00:27:57,550 --> 00:27:58,558
‫چی...

355
00:27:58,583 --> 00:28:01,541
‫- معلومه که دارم!
‫- مامان می‌خواد تو دکتر شی.

356
00:28:01,658 --> 00:28:06,658
‫تو می‌خوای یه بازیگر بداهۀ معروف شی
‫که با لامبورگینیش دور دور میره.

357
00:28:06,708 --> 00:28:09,000
‫اگه واقعاً به فکر حرف مامان بودی
‫و وقتت رو صرف درس می‌کردی،

358
00:28:09,025 --> 00:28:10,350
‫برات احترام قائل بودم.

359
00:28:10,375 --> 00:28:12,592
‫ولی تو هیچ درکی از وظایف خانوادگی نداری.

360
00:28:16,705 --> 00:28:17,742
‫لعنتی.

361
00:28:17,767 --> 00:28:19,725
‫نباید موقع رانندگی سرت توی گوشی باشه.

362
00:28:19,750 --> 00:28:20,886
‫ببند دهنتو.

363
00:28:21,416 --> 00:28:22,601
‫- الو؟
‫- کجایی؟

364
00:28:22,625 --> 00:28:24,458
‫- کیه؟ مامانه؟
‫- هیس!

365
00:28:24,958 --> 00:28:28,375
‫مامان، اون رابطی که گفتی زیرآب‌مون رو زد.
‫واسه‌مون پاپوش دوخته بود.

366
00:28:28,458 --> 00:28:30,500
‫چرا باید تو رو جایی بفرسته؟

367
00:28:30,583 --> 00:28:33,375
‫گوانگ‌شی.
‫اون ۱۳۶ کیلو گوشت مُفت گرفت.

368
00:28:33,458 --> 00:28:36,083
‫ما هم از شر جسد خلاص می‌شیم.
‫این به اون در.

369
00:28:36,166 --> 00:28:38,250
‫می‌خواستم بفهمم اون غوله کی بود.

370
00:28:38,333 --> 00:28:41,000
‫- یارو گفت...
‫- بهت گفتم نمی‌خواد نگران غوله باشی.

371
00:28:41,083 --> 00:28:43,416
‫باید نگران کاری که بهت سپردم باشی.

372
00:28:43,500 --> 00:28:45,500
‫- بیخیال.
‫- زود برگرد خونه.

373
00:28:45,583 --> 00:28:49,666
‫واسه همین نمی‌خواستم بروس رو باهات بفرستم.
‫حالا فرض کن اون قاتی این ماجراها بشه.

374
00:28:51,625 --> 00:28:52,750
‫گه توش.

375
00:28:53,458 --> 00:28:54,958
‫اوه، هوهو!

376
00:28:55,708 --> 00:28:58,041
‫یکی بدجوری توی دردسر افتاده.

377
00:28:58,125 --> 00:28:59,291
‫خودت رو می‌گم.

378
00:29:05,000 --> 00:29:06,750
‫ریدم توش، مامانه.

379
00:29:06,833 --> 00:29:09,416
‫بگو صبح جلو دانشگاه پیاده‌ت کردم.

380
00:29:09,916 --> 00:29:12,666
‫از فرعی برو دانشگاه کالیفرنیا تا بگم.

381
00:29:12,750 --> 00:29:13,958
‫زر نزن.

382
00:29:14,041 --> 00:29:15,500
‫جرئت این کارو نداری.

383
00:29:16,000 --> 00:29:19,125
‫خوب گوش‌هاتو باز کن،
‫جوری که مامان پشت تلفن تحقیرت کرد...

384
00:29:19,208 --> 00:29:21,166
‫اگه بفهمه ته‌تغاریش رو
‫به زود با خودت بُردی،

385
00:29:21,250 --> 00:29:24,625
‫در مقایسه با کاری که
‫قراره باهات بکنه هیچی نیست!

386
00:29:25,125 --> 00:29:28,666
‫با اون اخلاق رو مخی که داره،
‫داغونت می‌کنه.

387
00:29:28,750 --> 00:29:31,125
‫بفرما،
‫برام اهمیتی نداره.

388
00:29:34,708 --> 00:29:35,708
‫سلام، مامان.

389
00:29:35,750 --> 00:29:37,000
‫سلام.

390
00:29:39,625 --> 00:29:41,541
‫الو؟

391
00:29:43,083 --> 00:29:44,083
‫الو؟

392
00:29:45,541 --> 00:29:48,458
‫داشتم قبل آزمون مطالعه می‌کردم، چیزی شده؟

393
00:29:50,000 --> 00:29:53,750
‫هیچی، فقط خواستم مطمئن شم حالت خوبه.

394
00:29:54,250 --> 00:29:55,291
‫دوستت دارم.

395
00:29:55,875 --> 00:29:56,958
‫منم دوستت دارم.

396
00:29:58,000 --> 00:29:59,458
‫از دست بچه‌ها.

397
00:30:00,625 --> 00:30:01,458
‫آه...

398
00:30:01,541 --> 00:30:03,041
‫مرسی.

399
00:30:13,083 --> 00:30:14,541
‫من عمراً چیزی بگم.

400
00:30:15,166 --> 00:30:17,791
‫اینی که اینجا می‌بینین
‫یه دژ آهنین از سکوته.

401
00:30:18,291 --> 00:30:20,001
‫تازه گند زدین به امتیازم توی بازی.

402
00:30:43,625 --> 00:30:44,750
‫باشه، باشه.

403
00:30:44,833 --> 00:30:46,791
‫شرمنده مواد فروختم، خب؟

404
00:30:46,875 --> 00:30:48,750
‫فقط به بزرگ‌ترها فروختم.
‫کسی چیزیش نشد.

405
00:30:48,775 --> 00:30:51,400
‫غیر از اونی که زیادی مصرف کرد
‫و روی میز غش کرد.

406
00:30:51,425 --> 00:30:52,725
‫ولی این به من ربطی نداره.

407
00:30:52,750 --> 00:30:54,516
‫ببین، ببین.
‫با منی که کاره‌ای نیستم کاری نداشته باشین.

408
00:30:54,541 --> 00:30:57,666
‫من اینجام تا یه حالی به همه بدم.

409
00:30:59,791 --> 00:31:03,125
‫این دوتا می‌لنگیدن،
‫و لباس‌شون خاکی شده بود.

410
00:31:03,208 --> 00:31:05,489
‫مشخصاً وقتی که انفجار رخ داد،
‫اون‌ها داخل بودن،

411
00:31:05,541 --> 00:31:07,666
‫و بعدش هم سوار ماشین تو شدن!

412
00:31:09,833 --> 00:31:12,375
‫اون‌ها کی‌ان؟ و کجان؟

413
00:31:19,436 --> 00:31:22,492
‫[دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در سن گابریل]

414
00:31:27,916 --> 00:31:30,791
‫هوف، خوبه. درست به موقع رسیدیم.

415
00:31:32,041 --> 00:31:35,125
‫چرا الکی به خودت زحمت میدی؟
‫تو که وقتی واسه درس خوندن نداری.

416
00:31:36,375 --> 00:31:39,541
‫تغییر انرژی آزاد گیبسِ استاندارد
‫برابری می‌کند با تغییر انرژی گیبس...

417
00:31:39,625 --> 00:31:41,416
‫در یک فرآیند استاندارد...

418
00:31:41,500 --> 00:31:44,041
‫از لحاظ دما، فشار و در پی‌اچِ هفت.

419
00:31:44,125 --> 00:31:45,583
‫من حفظی‌جاتم عالیه.

420
00:31:45,666 --> 00:31:49,333
‫- یه دور که متن رو بخونم، تو ذهنم می‌مونه.
‫- خداروشکر، پس.

421
00:31:49,916 --> 00:31:51,317
‫خیلی نگرانت بودم.

422
00:31:52,333 --> 00:31:54,958
‫می‌دونی، من چیز خاصی از تو یادم نمیاد،

423
00:31:55,541 --> 00:31:58,291
‫ولی چیزی که یادم میاد،
‫اینه که ما واقعاً همدیگه رو دوست داشتیم.

424
00:31:58,375 --> 00:32:00,041
‫و توام انقدر دیوث نبودی.

425
00:32:23,000 --> 00:32:26,500
‫باورم نمی‌شه این آزمون
‫هشت درصد روی معدل‌مون تأثیر داره.

426
00:32:26,525 --> 00:32:29,424
‫تو عمرم انقدر موقع ریدن استرس نداشتم.

427
00:32:30,337 --> 00:32:31,411
‫آره.

428
00:32:31,436 --> 00:32:34,353
‫آره، خب. منم قبل از
‫هر نمایش یه‌بار... این کارو می‌کنم.

429
00:32:34,833 --> 00:32:36,458
‫اسمش رو گذاشتم «عقاب»

430
00:32:37,291 --> 00:32:38,583
‫عنِ قبل از بداهه.

431
00:32:44,583 --> 00:32:45,761
‫باحال بود.

432
00:32:46,041 --> 00:32:47,221
‫من گریس‌ام.

433
00:32:47,583 --> 00:32:48,583
‫اوه...

434
00:32:48,958 --> 00:32:49,958
‫من بروس‌ام.

435
00:32:50,375 --> 00:32:53,208
‫صبح بخیر، بچه‌ها.
‫امروز قراره برای ارزیابی...

436
00:32:53,291 --> 00:32:56,208
‫سطح یادگیری‌تون از مطالب تدریس شده،
‫ازتون آزمون بگیریم.

437
00:33:49,291 --> 00:33:50,487
‫تو یه نابغه‌ای!

438
00:33:50,750 --> 00:33:52,083
‫حراست، حراست!

439
00:33:52,166 --> 00:33:54,041
‫برید کنار، حراست.

440
00:33:58,291 --> 00:34:00,083
‫خیلی خوب شده، مخصوصاً با دارچین.

441
00:34:00,666 --> 00:34:02,958
‫توی اداره گفتن اون بچه توی اتاق ۱۶ هستش.

442
00:34:02,983 --> 00:34:04,542
‫دانشجوی دورۀ مقدماتی پزشکیه.

443
00:34:06,500 --> 00:34:09,833
‫وایسا، اینجا یه گاری هست که
‫بهترین بامیه‌های شهر رو می‌فروشه.

444
00:34:10,708 --> 00:34:12,666
‫واسه بامیه نمی‌مونیم.

445
00:34:13,291 --> 00:34:15,750
‫اون بچه دانشجوی دورۀ مقدماتی پزشکیه.
‫فرار که نمی‌کنه.

446
00:34:21,333 --> 00:34:24,708
‫بیلی هستم. من کنار محوطۀ دانشگاه،
‫بغل گاری بامیه‌فروشی‌ام.

447
00:34:25,291 --> 00:34:28,583
‫یه غریبه اینجاست که داره بامیه می‌خوره
‫و روی لباسش خون پاشیده.

448
00:34:28,608 --> 00:34:29,943
‫میرم سراغش.

449
00:34:36,791 --> 00:34:39,291
‫ببخشید، آقا؟
‫شما کارت ورود به محوطه رو دارین؟

450
00:34:42,083 --> 00:34:43,686
‫می‌شه لطفاً یکی دیگه بدین؟

451
00:34:44,083 --> 00:34:46,625
‫آقا، باید محوطه رو ترک کنید،
‫این یه دستوره.

452
00:34:48,939 --> 00:34:50,933
‫چه‌خبر شده؟
‫پلیس سن گابریل هستم، مشکلی پیش اومده؟

453
00:34:50,958 --> 00:34:52,368
‫آره، اون منو هل داد!

454
00:34:53,166 --> 00:34:54,500
‫شرمنده.

455
00:34:54,583 --> 00:34:56,041
‫انگلیسی... بلد نیستم.

456
00:34:56,125 --> 00:34:58,708
‫مارک، بیا این بچه رو بگیریم و بریم.

457
00:35:02,458 --> 00:35:03,831
‫چارلز؟

458
00:35:05,666 --> 00:35:09,632
‫- وایسا، تو می‌شناسیش؟
‫- توی تایپه باهم بزرگ شدیم.

459
00:35:11,833 --> 00:35:13,534
‫چی توی اون کیسه‌ست؟

460
00:35:14,625 --> 00:35:16,180
‫گفتم چی داخلشه؟

461
00:35:19,208 --> 00:35:20,250
‫کلاه‌گیس.

462
00:35:21,083 --> 00:35:23,291
‫به رفیقت بگو اونو بذاره زمین
‫و دست‌هاشو بالا ببره.

463
00:35:23,375 --> 00:35:24,375
‫گور بابات!

464
00:35:40,166 --> 00:35:41,958
‫مارک! وسط دانشگاه‌ایم!

465
00:35:42,541 --> 00:35:43,833
‫بیا شلوغش نکنیم.

466
00:35:49,041 --> 00:35:50,041
‫چارلز؟

467
00:35:51,041 --> 00:35:53,000
‫بیا صحبت کنیم، خب؟

468
00:35:56,708 --> 00:35:58,570
‫خوشگل شدی، الکسیس.

469
00:36:00,500 --> 00:36:04,174
‫می‌شه لطف کنی عقب وایسی؟
‫قراره اوضاع به‌هم بریزه.

470
00:36:15,291 --> 00:36:16,958
‫همه فرار کنید! اوه...

471
00:36:22,458 --> 00:36:23,458
‫لعنتی.

472
00:36:34,458 --> 00:36:36,000
‫بازش کن.

473
00:36:43,875 --> 00:36:45,875
‫فقط گفتم یه جسد رو تحویل بده.

474
00:36:45,900 --> 00:36:49,725
‫اون‌وقت بعد از اینکه گفتم این کارو نکن
‫تو برادرت هم با خودت کشوندی؟

475
00:36:49,750 --> 00:36:51,043
‫تازه منو زد.

476
00:36:51,916 --> 00:36:53,196
‫زدیش؟

477
00:36:53,541 --> 00:36:54,864
‫خانواده رو نمی‌زنن!

478
00:36:55,250 --> 00:36:56,250
‫آخ.

479
00:36:56,958 --> 00:36:58,750
‫آره، درد داره، نه؟

480
00:36:58,775 --> 00:36:59,935
‫و تو!

481
00:37:00,416 --> 00:37:01,666
‫برو استراحت کن.

482
00:37:01,750 --> 00:37:04,375
‫- ولی من که...
‫- قرار بود مدرسه بری!

483
00:37:05,625 --> 00:37:09,583
‫- اون... منو به زور برد.
‫- خب؟ تو مقابله کردی؟

484
00:37:09,666 --> 00:37:11,208
‫یا دست روی دست گذاشتی؟

485
00:37:11,291 --> 00:37:12,625
‫برو استراحت کن.

486
00:37:12,708 --> 00:37:16,291
‫فردا آزمون جبرانی داری.
‫هشت درصد از معدلته.

487
00:37:17,291 --> 00:37:18,291
‫برو.

488
00:37:26,916 --> 00:37:28,875
‫تا ابد که نمی‌تونی سپر بلاش باشی.

489
00:37:29,375 --> 00:37:30,639
‫یعنی چی؟

490
00:37:31,000 --> 00:37:32,791
‫تو مگه چی می‌دونی؟

491
00:37:33,416 --> 00:37:36,958
‫حداقل می‌دونم با کل روز خرید رفتن
‫نمی‌تونی از خانواده محافظت کنی.

492
00:37:37,500 --> 00:37:39,083
‫من میرم پیش دلال حیوون.

493
00:37:39,583 --> 00:37:41,791
‫یکی باید بفهمه اون غوله کیه.

494
00:37:42,458 --> 00:37:44,011
‫اسمش وانگ نین‌جنـه.

495
00:37:51,333 --> 00:37:54,041
‫آدم غول‌پیکر، کفش غول‌پیکر.

496
00:37:56,500 --> 00:37:59,541
‫آدم‌های انگشت‌شماری توی لس آنجلس
‫کفش سفارشی قبول می‌کنن،

497
00:37:59,625 --> 00:38:01,500
‫و فقط یکی دوتاشون چینی بلدن.

498
00:38:01,583 --> 00:38:05,291
‫منم از رفیق‌هام پرسیدم مغازه‌شون کجاست،
‫من میرم و پرس‌وجو می‌کنم.

499
00:38:05,875 --> 00:38:08,250
‫این‌ها مکان‌های سُنتی‌ای‌ان.

500
00:38:08,333 --> 00:38:10,541
‫نه فروش آنلاین دارن، نه نرم‌افزاری.

501
00:38:10,625 --> 00:38:12,708
‫ولی بعضاً ارسال محصول دارن.

502
00:38:21,083 --> 00:38:24,125
‫این اسم و آدرس اون غوله‌ست؟ مطمئنی؟

503
00:38:26,750 --> 00:38:29,041
‫تو الان دیگه توی دنیای منی.

504
00:38:29,583 --> 00:38:33,625
‫و اگه می‌خوای قسر در بری،
‫بهتره به حرف‌هام خوب گوش بدی.

505
00:38:34,208 --> 00:38:35,775
‫چون برخلاف تو،

506
00:38:36,875 --> 00:38:41,750
‫من قبل از اینکه از تایوان برم،
‫واسه این لحظه آماده بودم.

507
00:38:44,375 --> 00:38:46,625
‫می‌دونم تو فداکاری کردی چارلز.

508
00:38:48,000 --> 00:38:49,208
‫از جونت مایه گذاشتی.

509
00:38:50,250 --> 00:38:53,208
‫ما این کارها رو می‌کنیم،
‫چون راهی نداریم.

510
00:38:54,166 --> 00:38:57,000
‫این کارها رو می‌کنیم
‫تا خانواده‌مون زنده بمونه.

511
00:38:59,791 --> 00:39:02,275
‫من خوب بلدم چطور از
‫این خانواده محافظت کنم.

512
00:39:03,875 --> 00:39:05,875
‫همۀ مسئولیت‌ها فقط گردن تو نیست!

513
00:39:16,375 --> 00:39:18,625
‫الکسا، چراغ‌های تخمی رو روشن کن.

514
00:39:18,708 --> 00:39:20,875
‫چراغ‌های تخمی روشن شد.

515
00:39:34,791 --> 00:39:37,125
‫چی شده؟

516
00:39:58,791 --> 00:39:59,791
‫سلام.

517
00:40:00,727 --> 00:40:01,769
‫سلام.

518
00:40:02,625 --> 00:40:04,333
‫خوشحالم امروز دیدمت.

519
00:40:04,916 --> 00:40:07,108
‫تعجب کردم منو شناختی.

520
00:40:08,291 --> 00:40:11,708
‫- الان ۱۵ سالی شده، نه؟
‫- چون بچگی چاق بودی می‌گی؟

521
00:40:13,875 --> 00:40:15,850
‫چی صدات می‌کردن؟

522
00:40:16,666 --> 00:40:17,866
‫یادم نمیاد.

523
00:40:17,891 --> 00:40:19,766
‫- معلومه که یادت میاد.
‫- همم...

524
00:40:19,791 --> 00:40:23,117
‫به این راحتی از خاطر آدم نمیره.
‫راستش، فراموشش یه‌جورایی غیرممکنه.

525
00:40:23,142 --> 00:40:24,225
‫- اممم.
‫- اوهوم.

526
00:40:24,250 --> 00:40:26,288
‫- نه، چیزی یادم نیومد.
‫- هان؟

527
00:40:26,833 --> 00:40:29,366
‫می‌شه داخل بیام؟
‫خیلی دوست دارم با مامانت احوال‌پرسی کنم.

528
00:40:29,391 --> 00:40:31,058
‫- یه عمری می‌گذره.
‫- نه...

529
00:40:32,166 --> 00:40:33,166
‫مامان...

530
00:40:33,583 --> 00:40:35,794
‫بیچاره کار نظافت‌مون رو می‌کنه.

531
00:40:36,208 --> 00:40:37,636
‫خونه خیلی بهم‌ریخته‌ست.

532
00:40:50,791 --> 00:40:52,000
‫چطور پیدام کردی؟

533
00:40:53,176 --> 00:40:54,426
‫نکردم.

534
00:40:54,499 --> 00:40:55,881
‫برادرت رو پیدا کردم.

535
00:40:55,906 --> 00:40:58,739
‫و آدرس اینجا رو از گواهی‌نامه‌ش برداشتم.

536
00:40:59,708 --> 00:41:02,083
‫شما دوتا دیشب توی کلاب شورشور بودین.

537
00:41:03,125 --> 00:41:04,916
‫تصویرت توی دوربین‌های مداربسته بود.

538
00:41:06,666 --> 00:41:07,875
‫نگران نباش.

539
00:41:07,958 --> 00:41:09,791
‫من پلیس نیستم، خب؟

540
00:41:10,291 --> 00:41:11,666
‫معاون دادستانم.

541
00:41:13,000 --> 00:41:14,831
‫فقط اینجا اومدم که به خانواده‌م سر بزنم.

542
00:41:15,500 --> 00:41:18,083
‫من و برادرم رفتیم یه مشروبی بخوریم، و...

543
00:41:18,583 --> 00:41:20,541
‫خودت می‌دونی دیگه،
‫توی زمان و مکان اشتباهی بودیم.

544
00:41:24,833 --> 00:41:26,375
‫بابا چطوره؟

545
00:41:27,708 --> 00:41:30,291
‫می‌دونی که هنوز توی تایپه رفیق دارم!

546
00:41:30,791 --> 00:41:34,000
‫رفیق‌هایی که توی مطبوعاتن
‫و اخبار جرایم سازمان‌یافته رو پوشش میدن.

547
00:41:36,083 --> 00:41:37,750
‫حالا حالش خوب می‌شه؟

548
00:41:40,875 --> 00:41:42,333
‫رئیس خانوادۀ سه‌گانه رو می‌زنن.

549
00:41:42,416 --> 00:41:45,458
‫و وقتی سروکلۀ پسر رئیس توی
‫محل پیدا می‌شه، همه‌چی رو هوا میره.

550
00:41:45,483 --> 00:41:47,192
‫یه‌کم عجیبه، نه؟

551
00:41:47,350 --> 00:41:49,182
‫پدر من یه تاجره.

552
00:41:49,875 --> 00:41:50,875
‫آره.

553
00:41:51,375 --> 00:41:54,208
‫توی تمام دوران بچگیم
‫همه همین رو بهم گفتن.

554
00:41:54,791 --> 00:41:57,750
‫ولی احتمالاً بیشتر از اینکه
‫خونۀ خودم باشم خونۀ شما بودم،

555
00:41:57,833 --> 00:42:00,041
‫و خیلی چیزها توی خونه‌تون دیدم...

556
00:42:00,833 --> 00:42:02,986
‫اسلحه‌هایی که همه‌جای خونه مخفی شده بودن.

557
00:42:03,125 --> 00:42:04,660
‫کلی پول و اسکناس.

558
00:42:09,083 --> 00:42:10,607
‫گوشیت رو بده من.

559
00:42:12,208 --> 00:42:15,708
‫می‌خوام به گوشی خودم زنگ بزنم
‫تا شمارۀ همدیگه رو داشته باشیم، بدو.

560
00:42:18,791 --> 00:42:20,395
‫بده دیگه.

561
00:42:25,083 --> 00:42:26,083
‫واو.

562
00:42:27,083 --> 00:42:28,245
‫عجب گوشی‌ای!

563
00:42:35,125 --> 00:42:37,125
‫خیلی حرف باهم داریم.

564
00:42:40,000 --> 00:42:41,577
‫من حرفی با پلیس جماعت ندارم.

565
00:42:41,875 --> 00:42:42,958
‫و منم گفتم!

566
00:42:43,833 --> 00:42:45,293
‫من «پلیس جماعت» نیستم.

567
00:42:48,875 --> 00:42:50,260
‫می‌بینمت.

568
00:42:51,583 --> 00:42:53,250
‫تپل کوچولو.

569
00:43:10,708 --> 00:43:12,541
‫مامان. مامان، می‌شه حرف بزنیم؟

570
00:43:19,750 --> 00:43:21,892
‫توی دو روزی که گذشت،

571
00:43:21,917 --> 00:43:23,270
‫من...

572
00:43:23,833 --> 00:43:25,399
‫مرگ ده نفر رو به چشم دیدم.

573
00:43:27,000 --> 00:43:30,250
‫قبل از اون، قتل یه نفر هم ندیده بودم.

574
00:43:31,750 --> 00:43:33,819
‫متأسفم که این چیزها رو دیدی.

575
00:43:35,458 --> 00:43:37,333
‫توام این چیزها رو دیده بودی؟

576
00:43:42,750 --> 00:43:44,750
‫چرا بهم نگفتی ما کی هستیم؟

577
00:43:48,375 --> 00:43:51,500
‫یه بچه نیازی نیست
‫همه‌چیزِ پدر و مادرش رو بدونه.

578
00:43:53,041 --> 00:43:56,041
‫هرکار که کردم واسه این بود
‫که از تو و خانواده‌مون محافظت کنم.

579
00:44:00,583 --> 00:44:02,045
‫با دروغ گفتن به من؟

580
00:44:04,208 --> 00:44:06,139
‫با بیرون نگه داشتنت از این داستان‌ها.

581
00:44:09,791 --> 00:44:11,870
‫واسه همین مهاجرت کردیم؟

582
00:44:25,375 --> 00:44:28,916
‫من و پدرت یه تصمیمی برای خانواده گرفتیم.

583
00:44:29,000 --> 00:44:32,583
‫و توافقی که کردیم،
‫این بود که من برم، مخفی شم.

584
00:44:34,875 --> 00:44:37,819
‫آخه چرا؟ فقط راستش رو بگو.

585
00:44:39,500 --> 00:44:43,037
‫فقط این رو بدون که من
‫بهتر می‌دونم چی به صلاحته.

586
00:44:43,416 --> 00:44:46,250
‫تو یه پسر مهربون و نازک‌نارنجی هستی.

587
00:44:48,708 --> 00:44:50,515
‫مثل برادرت نیستی.

588
00:44:51,833 --> 00:44:53,283
‫خب دیگه، کافیه.

589
00:44:53,308 --> 00:44:55,141
‫باید بری واسه آزمونت استراحت کنی.

590
00:44:55,166 --> 00:44:57,500
‫- هشت درصد!
‫- می‌دونم، می‌دونم.

591
00:44:57,583 --> 00:44:58,583
‫هوف.

592
00:45:02,958 --> 00:45:07,958
‫امروز بعد از اینکه اون آدم‌ها
‫با قمه و اسلحه سروکله‌شون پیدا شد،

593
00:45:09,125 --> 00:45:10,566
‫من فرار نکردم.

594
00:45:11,916 --> 00:45:13,916
‫صاف توی دلِ خطر رفتم.

595
00:45:15,875 --> 00:45:17,458
‫اگه نازک‌نارنجی بودم فرار می‌کردم.

596
00:45:18,541 --> 00:45:21,500
‫رفتی به برادرت کمک کنی،
‫چون تو یه پسر خوبی...

597
00:45:21,583 --> 00:45:23,208
‫که خانواده براش مهمه.

598
00:45:23,291 --> 00:45:26,958
‫و این یعنی بعضی وقت‌ها
‫همون کاری رو می‌کنی که یه قاتل می‌کنه،

599
00:45:27,041 --> 00:45:29,000
‫فقط دلیلت فرق می‌کنه.

600
00:45:31,583 --> 00:45:33,375
‫حالا برو بخواب.

601
00:45:52,833 --> 00:45:54,575
‫یوتیائو بود.

602
00:45:55,875 --> 00:45:58,541
‫من ماشین مامان رو دزدیدم،
‫و رفتم یوتیائوی تازه بخرم.

603
00:46:00,375 --> 00:46:02,583
‫فرداش قرار بود آمریکا بری.

604
00:46:03,958 --> 00:46:05,666
‫قدیم‌ها عاشق یوتیائو بودیم.

605
00:46:24,625 --> 00:46:25,625
‫سلام.

606
00:46:26,291 --> 00:46:28,588
د‫یروز اژدهای کومودو رو دیدی؟

607
00:46:29,375 --> 00:46:33,500
‫در واقع، اسمش مینوتار آبیه.

608
00:46:35,041 --> 00:46:37,041
‫آخرسر فهمیدن چطور اونجا پیداش شد؟

609
00:46:37,066 --> 00:46:39,250
‫حتماً از اون شوخی‌های
‫انجمن دانشکده بود، نه؟

610
00:46:39,275 --> 00:46:42,095
‫وگرنه دیگه کی می‌تونه
‫چنین کار احمقانه‌ای کنه؟

611
00:46:42,120 --> 00:46:43,933
‫آره، کار انجمن بود.

612
00:46:43,958 --> 00:46:45,958
‫احمق‌های عوضی.

613
00:46:46,958 --> 00:46:51,000
‫دیروز گفته بودی قبل از
‫هر اجرا دستشویی میری؟

614
00:46:52,958 --> 00:46:55,250
‫اوه... منظورم اجرای بداهه بود.

615
00:46:56,416 --> 00:46:58,916
‫می‌دونستی من دیوونۀ اجراهای بداهه‌ام؟

616
00:46:59,000 --> 00:47:02,000
‫این‌جوریه که هر لحظه
‫ممکنه هر اتفاقی بیفته.

617
00:47:02,025 --> 00:47:04,359
‫بدون هیچ برنامه و نمایشنامه‌ای.

618
00:47:04,442 --> 00:47:06,317
‫فقط لحظه‌ای تصمیم می‌گیرین.

619
00:47:06,833 --> 00:47:08,976
‫آره، آره. خیلی ترسناکه.

620
00:47:09,583 --> 00:47:11,958
‫می‌خوام بیام اجرات رو ببینم.

621
00:47:12,708 --> 00:47:13,708
‫واقعاً؟

622
00:47:14,500 --> 00:47:17,000
‫راستش، چند روز دیگه یه اجرا دارم.

623
00:47:17,083 --> 00:47:19,916
‫یه‌جورایی واسه اینه که
‫شرکت اصلی باهم قرارداد ببنده.

624
00:47:20,000 --> 00:47:22,583
‫باشه، پس قول بده دعوتم کنی.

625
00:47:23,583 --> 00:47:25,583
‫آره... قول میدم.

626
00:47:26,708 --> 00:47:27,833
‫اوه، ممنون.

627
00:48:02,875 --> 00:48:03,830
‫گه توش....

628
00:48:03,885 --> 00:48:23,885
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

