﻿1
00:00:11,926 --> 00:00:21,926
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

3
00:00:24,041 --> 00:00:26,625
‫جلسه یه چند ساعتی طول کشید.

4
00:00:26,708 --> 00:00:29,625
‫رستوران مجبور شد چند نفر رو
‫بفرسته غذای بیشتری تدارک ببینن،

5
00:00:29,708 --> 00:00:32,125
‫ولی پدرت لب به غذا نزد.

6
00:00:32,208 --> 00:00:34,969
‫بابا فکر می‌کنه غذا خوردن
‫جلوی رقبا نشونۀ ضعفه.

7
00:00:35,041 --> 00:00:37,708
‫و بالاخره به توافق رسیدن،
‫و همه‌مون یه نفس راحتی کشیدیم.

8
00:00:37,791 --> 00:00:39,416
‫لازم نبود خون کسی ریخته شه.

9
00:00:41,541 --> 00:00:45,083
‫ولی، بعدش گارسون صورت‌حساب رو میاره.

10
00:00:45,166 --> 00:00:46,833
‫- اوه اوه.
‫- چرا؟

11
00:00:46,916 --> 00:00:49,625
‫توهینه اگه اجازه ندی بقیه حساب کنن.

12
00:00:49,708 --> 00:00:52,748
‫سان بزرگ و رئیسِ «شان‌شن هوی»
‫هر دو صورت‌حساب رو برداشتن.

13
00:00:52,791 --> 00:00:53,958
‫هیچ کدوم ول‌کن نبودن.

14
00:00:54,041 --> 00:00:56,500
‫سان بزرگ یکی می‌خوابونه تو گوش طرف،
‫همه اسلحه‌هاشون رو می‌کشن.

15
00:00:56,583 --> 00:00:59,291
‫سمت هم نشونه میرن، داد می‌زنن،
‫فحش میدن، من گفتم: «پشمام!»

16
00:00:59,375 --> 00:01:02,166
‫- «قراره سرِ حساب کردنِ میز تلف شیم.»
‫- چی شدش؟

17
00:01:03,250 --> 00:01:04,734
‫خانم سان.

18
00:01:05,570 --> 00:01:07,574
‫با ابروهای گِره خورده اومد.

19
00:01:07,599 --> 00:01:10,016
‫هرچی از دهنش در اومد
‫به باند شان‌شی هوی گفت.

20
00:01:10,041 --> 00:01:12,833
‫«من مادرت رو می‌شناسم. اگه تو رو توی
‫این وضع ببینه، چه فکری می‌کنه؟»

21
00:01:12,858 --> 00:01:14,949
‫یا می‌گفت: «هیچ احترامی قائل نیستی.»

22
00:01:14,974 --> 00:01:19,183
‫دهن همه رو بست تا کنار بکشن
‫و بذارن سان بزرگ حساب کنه.

23
00:01:19,208 --> 00:01:21,125
‫برام مهم نیست چقدر اسلحه‌ت بزرگ باشه.

24
00:01:21,208 --> 00:01:24,458
‫کسی جلوی مادر تایوانی شانسی نداره.

25
00:01:24,541 --> 00:01:25,750
‫اومم.

26
00:01:26,541 --> 00:01:28,708
‫بابا سرِ رئیس شان‌شن هوی رو قطع نکرد؟

27
00:01:28,791 --> 00:01:31,000
‫اوهوم. یکی دو ماه بعدش.

28
00:01:31,083 --> 00:01:34,416
‫اون قرار کلاً یه پاپوش بود
‫تا رؤسا همدیگه رو بشناسن.

29
00:01:34,500 --> 00:01:37,583
‫ولی وقتی که گذشتن سان بزرگ میز رو حساب کنه،
‫سان بزرگ فهمید که اون‌ها ضعیفن.

30
00:01:38,791 --> 00:01:40,541
‫هرگز این داستان رو نشنیده بودم.

31
00:01:40,625 --> 00:01:42,625
‫اون زمان پدر و مادرت تیم خوبی بودن.

32
00:01:42,650 --> 00:01:45,875
‫- اژدهای یشمی رو باهم خلق کردن.
‫- اون واسه خیلی وقت پیش بود.

33
00:01:46,875 --> 00:01:49,521
‫اون موقع انقدر چاق نبودی.

34
00:01:50,791 --> 00:01:51,833
‫خدایا.

35
00:01:53,958 --> 00:01:54,958
‫لعنتی.

36
00:01:56,750 --> 00:01:58,166
‫چقدر دلم برات تنگ شده بود.

37
00:02:01,178 --> 00:02:02,771
‫دیگه وقتشه راجع‌به
‫کسب‌وکار صحبت کنیم.

38
00:02:02,796 --> 00:02:05,337
‫بروس، بشقابت رو بردار
‫برو جلوی تلویزیون بخور.

39
00:02:07,750 --> 00:02:09,541
‫به‌نظرم بروس هم باید باشه.

40
00:02:09,916 --> 00:02:12,625
‫بروس توی این ماجراها دخالت نمی‌کنه.
‫نه الان، نه هرگز!

41
00:02:12,650 --> 00:02:16,916
‫بروس ثابت کرده که بدرد می‌خوره.
‫دیگه عادی نیست، بدردبخوره!

42
00:02:20,125 --> 00:02:24,333
‫اگه با شنیدن این حرف‌ها احتمال
‫شکنجه، تیکه‌تیکه یا کُشته شدنم زیاد می‌شه،

43
00:02:24,416 --> 00:02:27,210
‫پس، نه. اتفاقاً به هیچ دردی نمی‌خورم.

44
00:02:28,041 --> 00:02:29,041
‫دیدی؟

45
00:02:30,125 --> 00:02:32,581
‫و تی‌کی، توام برو.

46
00:02:32,791 --> 00:02:35,354
‫به حرف‌هامون گوش نده.

47
00:02:48,000 --> 00:02:51,291
‫یه تیکه درخت بید رو توی یه
‫پارچۀ زرد پیچیدن و به «یوان» فرستادن.

48
00:02:51,791 --> 00:02:54,791
‫این یعنی اسلیپی چان
‫قرار ملاقات رو قبول می‌کنه.

49
00:02:55,416 --> 00:02:58,541
‫و قراره پسرش، دراوزی لی
‫و آدم‌هاش هم با خودش بیاره.

50
00:02:58,566 --> 00:03:01,618
‫اسلیپی یکی از قدرتمندترین
‫ارواح خانوادۀ سه‌گانه‌ست.

51
00:03:02,208 --> 00:03:06,750
‫چنین قرار ملاقاتی به‌یاد موندنی خواهد بود.
‫یه ۲۰ سالی می‌شه این اتفاقی نیفتاده بود.

52
00:03:06,833 --> 00:03:10,291
‫وقتی که ترتیب آدمش توی رستورن دریایی
‫لس آنجلس رو دادی بدجوری عصبیش کردی.

53
00:03:10,375 --> 00:03:12,666
‫حالا انگشت‌نمای همه شده.

54
00:03:12,691 --> 00:03:14,351
‫مجبوره اسکوئر رو قبول کنه.
‫(اسکوئر: مربع)

55
00:03:14,750 --> 00:03:16,541
‫ببخشید، اسکوئر چیه؟

56
00:03:16,625 --> 00:03:18,375
‫- گفتم فالگوش واینستین.
‫- ببخشید.

57
00:03:18,458 --> 00:03:21,416
‫- ما فقط یه متر از هم فاصله داریم!
‫- اسکوئر یعنی ملاقات خانوادۀ سه‌گانه.

58
00:03:23,458 --> 00:03:26,041
‫مثل دوتا مثلثی که یه مربع تشکیل میدن.

59
00:03:26,750 --> 00:03:29,083
‫هندسه بد سَمیه، رفیق.

60
00:03:29,625 --> 00:03:30,625
‫آخ.

61
00:03:31,041 --> 00:03:32,916
‫از کجا بدونیم سر قرار دخل‌مون رو نمیاره؟

62
00:03:32,941 --> 00:03:36,316
‫- توی اسکوئر حق این کارها رو نداری.
‫- ولی بی‌سابقه هم نیست.

63
00:03:36,958 --> 00:03:40,791
‫با احترام، احتمالاً ایدۀ خوبی نیست
‫سان تای‌تای اونجا باشه.

64
00:03:41,291 --> 00:03:44,375
‫اگه اسلیپی تمام مدت
‫دنبال همین کار بوده باشه چی؟

65
00:03:44,458 --> 00:03:47,125
‫اینکه اونو از لونه‌ش
‫بیرون بکشه و کارش رو تموم کنه.

66
00:03:47,708 --> 00:03:51,041
‫- چرا باید مامان رو بکشن؟
‫- مهم نیست.

67
00:03:51,125 --> 00:03:53,125
‫من میرم.

68
00:03:53,150 --> 00:03:56,458
‫هرکی بخواد سراغ مادرم بره،
‫اول باید از رو جنازۀ من رد شه.

69
00:03:56,483 --> 00:03:57,889
‫خودش میره.

70
00:03:58,958 --> 00:04:02,458
‫باید ترتیب همه‌چی رو بدیم.
‫مو به مو!

71
00:04:03,041 --> 00:04:04,941
‫مکان بی‌طرف، فضای بسته،

72
00:04:04,966 --> 00:04:07,503
‫توی ساختمونی که با بقیۀ ساختمون‌ها
‫حداقل ۹۰ متر فاصله داشته باشه.

73
00:04:07,528 --> 00:04:09,986
‫با چندین خروجی،
‫و یه پشت‌بوم باز.

74
00:04:10,333 --> 00:04:12,579
‫تجربه ثابت کرده که اون عاشق انفجاره.

75
00:04:20,791 --> 00:04:22,833
‫امم... سالن کاسپا هم خوبه.

76
00:04:24,166 --> 00:04:26,541
‫یه سالن زیبایی شبانه‌روزیِ کره‌ایه.

77
00:04:26,566 --> 00:04:29,784
‫مجبورین با شلوارک و دمپایی‌های
‫مسخرۀ سالن توی قرار شرکت کنین،

78
00:04:29,809 --> 00:04:31,475
‫این‌جوری کسی نمی‌تونه
‫سلاحی با خودش داخل بیاره.

79
00:04:31,500 --> 00:04:34,375
‫و مبارزه با دمپایی هم غیرممکنه.

80
00:04:34,458 --> 00:04:36,166
‫یه‌بار دمپایی لاانگشتی پوشیدم.

81
00:04:36,250 --> 00:04:38,250
‫- کافیه.
‫- پام داغون شد.

82
00:04:38,750 --> 00:04:40,208
‫- برو توی اتاقت.
‫- باشه.

83
00:04:40,291 --> 00:04:42,250
‫راستش جای خیلی خوبیه.

84
00:04:42,750 --> 00:04:46,625
‫توش کُلی آدم غیرنظامیه، روشنه.
‫و به‌نظر غذای خوبی داره.

85
00:04:48,666 --> 00:04:49,958
‫تازه...

86
00:04:51,833 --> 00:04:53,872
‫خداروشکر که ترنس کنگ هم هست.

87
00:04:56,541 --> 00:04:57,801
‫ترنس کنگ.

88
00:04:58,166 --> 00:05:00,041
‫تی‌کی. اسم واقعی من!

89
00:05:01,166 --> 00:05:02,166
‫هان.

90
00:05:03,541 --> 00:05:06,958
‫این سالن درست وسط محلۀ کره‌ای‌هاست.

91
00:05:07,875 --> 00:05:12,416
‫که یعنی شما چینی‌ها
‫انقدر خوش‌شانس هستین که...

92
00:05:12,500 --> 00:05:16,000
‫یه رفیق از سرزمین آرامش سپیده‌دم دارین.

93
00:05:17,916 --> 00:05:20,558
‫آدم‌هایی که اون محل رو می‌چرخونن
‫رفیق‌های من‌ان.

94
00:05:20,583 --> 00:05:23,875
‫می‌تونم ترتیب یه قرار رو بدم
‫تا خاطرجمع شم همه‌چی خوب پیش میره.

95
00:05:24,375 --> 00:05:27,291
‫اگه مطمئن شم اون‌ها پشت‌مون هستن،
‫خیالم خیلی راحت‌تره.

96
00:05:32,500 --> 00:05:35,041
‫حله، من و بروس فردا باهاشون صحبت می‌کنیم.

97
00:05:35,066 --> 00:05:36,967
‫نه، تو خودت میری باهاشون صحبت می‌کنی.

98
00:05:37,291 --> 00:05:39,181
‫بروس باید دانشگاه بره.

99
00:05:39,206 --> 00:05:40,435
‫هان.

100
00:05:44,125 --> 00:05:46,458
‫پسر اسلیپیه، دراوزی لی.

101
00:05:47,541 --> 00:05:49,795
‫اسلیپی چان الان لس آنجلسه.

102
00:05:52,113 --> 00:06:09,508
‫ترجمه از « امیر فرحناک »

103
00:06:10,001 --> 00:06:13,600
‫می‌دونم مامان گفته اینجا بیای،
‫ولی خودم می‌تونم مراقب خودم باشم.

104
00:06:13,625 --> 00:06:14,708
‫حق با توئه.

105
00:06:14,791 --> 00:06:17,708
‫ولی وقتی مامانت می‌گه مراقبت باشم،
‫نمی‌تونم بهش نه بگم.

106
00:06:19,791 --> 00:06:21,750
‫تو هرچی مامانم بگه چشم می‌گی؟

107
00:06:21,833 --> 00:06:25,291
‫خب، بین خودمون بمونه،
‫اون مغز متفکر اژدهای یشمی بود.

108
00:06:25,375 --> 00:06:27,125
‫ولی من خودم حوصله فکر کردن ندارم.

109
00:06:27,194 --> 00:06:31,152
‫خیلی خوبه که یه آدم باهوش بهم می‌گه
‫چیکار کنم، چون همیشه حق با اونه.

110
00:06:31,177 --> 00:06:32,544
‫بعدی.

111
00:06:35,041 --> 00:06:37,291
‫- هی...
‫- نه، به هیچ وجه!

112
00:06:37,316 --> 00:06:38,524
‫بیخیال.

113
00:06:38,549 --> 00:06:41,500
‫خواهش می‌کنم! من پول کل ترم رو میدم.

114
00:06:41,583 --> 00:06:44,375
‫تو از اون‌هایی هستی که
‫اصطلاحاً «قسط معوقه» داره.

115
00:06:44,458 --> 00:06:46,125
‫می‌دونی یعنی چی؟

116
00:06:46,958 --> 00:06:49,567
‫- نه!
‫- یعنی برو بیرون. بعدی.

117
00:06:49,699 --> 00:06:51,449
‫داری بیرونم می‌کنی؟

118
00:06:52,416 --> 00:06:54,833
‫این کارت...

119
00:06:56,291 --> 00:06:57,541
‫نژادپرستیه.

120
00:06:58,833 --> 00:07:00,380
‫من کُره‌ای‌ام.

121
00:07:00,875 --> 00:07:03,583
‫دقیقاً! حتماً داری منو واسه...

122
00:07:03,666 --> 00:07:06,791
‫جرایم جنگی اجدادم
‫علیه اجداد خودت تنبیه می‌کنی.

123
00:07:06,875 --> 00:07:08,416
‫و اگه این‌جوریه...

124
00:07:09,125 --> 00:07:11,333
‫محض اطلاع، باید بگم که ما متأسفیم.

125
00:07:11,358 --> 00:07:13,525
‫بروس، تو توی پرداخت
‫تمام اقساط تأخیر داشتی.

126
00:07:14,166 --> 00:07:17,208
‫احتمالاً ترم بعد هم دیر می‌کنی.
‫و همچنین ترم بعدیش.

127
00:07:17,233 --> 00:07:20,666
‫- و ترم بعدترش...
‫- ما پول سه ترم بعدی رو پیش‌پیش می‌دیم.

128
00:07:25,310 --> 00:07:26,600
‫بقیه‌ش هم واسه خودت.

129
00:07:26,625 --> 00:07:29,541
‫و... واقعاً متأسفیم.

130
00:07:32,663 --> 00:07:34,058
‫گذشته‌ها گذشته.

131
00:07:34,083 --> 00:07:35,500
‫متأسفیم.

132
00:07:37,500 --> 00:07:38,500
‫اوه.

133
00:07:38,583 --> 00:07:41,250
‫رفیق، معرکه بود.

134
00:07:41,333 --> 00:07:43,000
‫پسر، اینجا رو باش!

135
00:07:43,025 --> 00:07:46,021
‫هوای تازه، همه در حال تحصیل.

136
00:07:46,333 --> 00:07:47,876
‫این بوی چیه؟

137
00:07:48,041 --> 00:07:50,676
‫بامیه، همون یاروییه
‫که گاری بامیه‌فروشی داره.

138
00:07:51,875 --> 00:07:53,500
‫هی...

139
00:07:54,250 --> 00:07:57,041
‫می‌شه توی یه مسئله‌ای ازت مشورت بخوام؟

140
00:07:58,875 --> 00:08:01,500
‫فکر کنم چارلز می‌خواد
‫توی جلسۀ «کسپا» باشم.

141
00:08:02,083 --> 00:08:04,208
‫مطمئنم همین‌طوره. بالاخره برادرشی.

142
00:08:05,541 --> 00:08:06,791
‫خانواده بهت نیاز داره.

143
00:08:08,375 --> 00:08:10,375
‫آره، متوجه‌ام، ولی...

144
00:08:11,416 --> 00:08:13,875
‫ولی نمی‌خوام زندگیم به سمت خلاف بره.

145
00:08:13,958 --> 00:08:16,333
‫غیر از وقت‌هایی که
‫باهاش شهریۀ دانشگاه‌تو میدی.

146
00:08:17,291 --> 00:08:18,791
‫باشه، منصفانه‌ست.

147
00:08:19,542 --> 00:08:23,917
‫ولی... مامانم اصرار داره
‫که درگیر این ماجراها نشم.

148
00:08:23,942 --> 00:08:25,616
‫بین بد و بدتر باید یکی رو انتخاب کنی.

149
00:08:25,641 --> 00:08:28,808
‫ولی تو گفتی همیشه به حرف مامانم
‫گوش بدم چون همیشه حق با اونه.

150
00:08:28,833 --> 00:08:30,589
‫آره، ولی چارلز هم همیشه حرف درستی می‌زنه.

151
00:08:30,958 --> 00:08:34,333
‫خیلی‌خب، اگه بخوام کاری
‫که دوست دارم رو بکنم چی؟

152
00:08:34,416 --> 00:08:36,208
‫ما یه معادل واسه این توی تایوان داریم.

153
00:08:36,682 --> 00:08:38,138
‫«راه و رسم آمریکایی»

154
00:08:38,163 --> 00:08:40,705
‫در هر صورت
‫خودت باید تصمیم بگیری، داداش.

155
00:08:41,057 --> 00:08:42,891
‫من خیلی توی این چیزها خوب نیستم.

156
00:08:42,916 --> 00:08:44,922
‫کدوم چیزها؟
‫اینکه واسه خودت مَردی باشی؟

157
00:08:46,916 --> 00:08:48,205
‫سلام، بروس!

158
00:08:52,708 --> 00:08:53,980
‫ازت خوشش میاد.

159
00:08:55,000 --> 00:08:57,680
‫- ازش خواستی باهات سر قرار بیاد؟
‫- اوه، لعنتی. داره اینجا میاد.

160
00:08:57,708 --> 00:09:00,083
‫- توروخدا آبروریزی نکن.
‫- خودت گند نزنی!

161
00:09:01,833 --> 00:09:03,458
‫- سلام، بروس.
‫- سلام.

162
00:09:03,541 --> 00:09:05,083
‫سلام. دوستت رو معرفی نمی‌کنی؟

163
00:09:05,166 --> 00:09:07,583
‫امم... اون عموی... منه.

164
00:09:08,083 --> 00:09:09,910
‫عمو چکمه خونی.

165
00:09:10,939 --> 00:09:12,140
‫گریس!

166
00:09:12,165 --> 00:09:13,765
‫بدو، بنداز!

167
00:09:13,790 --> 00:09:14,988
‫چیکار می‌کنی؟

168
00:09:15,333 --> 00:09:17,833
‫چون همیشه می‌بازه ازم عصبانیه.

169
00:09:17,858 --> 00:09:19,457
‫می‌خوای توی زمین قدم بزنیم؟

170
00:09:19,875 --> 00:09:21,875
‫شما دوتا برید، من پشت سرتون میام.

171
00:09:21,958 --> 00:09:24,500
‫باشه. یه‌کم عجیبه ولی باشه.

172
00:09:24,583 --> 00:09:27,000
‫- بذار برم فریزبی رو بردارم.
‫- خیلی‌خب.

173
00:09:27,083 --> 00:09:28,083
‫ام... خب.

174
00:09:30,041 --> 00:09:34,041
‫مامان و داداشت گفتن اون روز توی
‫دانشگاه دیدم‌شون؟ آدم‌های خوبی بودن.

175
00:09:34,066 --> 00:09:35,774
‫- واقعاً؟
‫- نه.

176
00:09:35,799 --> 00:09:38,125
‫ولی من که نمیام بهت بگم
‫خانوادۀ عوضی‌ای داری.

177
00:09:38,208 --> 00:09:39,500
‫اوه!

178
00:09:45,442 --> 00:09:46,375
‫واو.

179
00:09:46,458 --> 00:09:48,958
‫تو خیلی توی این بازی کارِت خوبه.

180
00:09:49,041 --> 00:09:51,416
‫همه‌ش به مُچت بستگی داره.

181
00:09:54,266 --> 00:09:55,766
‫آه...

182
00:09:55,791 --> 00:09:59,375
‫گمونم فکر ‌می‌کنه الان
‫زمان خوبی واسه حرکات کششیه.

183
00:10:00,000 --> 00:10:02,125
‫والدینم همیشه از این کارها می‌کنن.

184
00:10:02,208 --> 00:10:06,083
‫توی سوپرمارکت لانچ میرن،
‫یا توی پارکینگ هیپ تراست میرن.

185
00:10:06,166 --> 00:10:09,583
‫- راستش، بهترین کار واسه اوقات فراغته.
‫- اون حساب کاربری میم رو دیدی...

186
00:10:09,666 --> 00:10:12,125
‫- ورزش آسیایی‌ها در مکان‌های عمومی! آره!
‫- اوه، توی مکان‌های عمومی.

187
00:10:12,208 --> 00:10:13,083
‫آره.

188
00:10:15,953 --> 00:10:18,783
‫- می‌خوای بعداً همدیگه رو ببینیم؟
‫- می‌خوای همدیگه رو توی اینستا...

189
00:10:18,808 --> 00:10:20,982
‫نه! نه، نه، همونی که تو گفتی.
‫بیا یه قرار باهم بذاریم.

190
00:10:21,007 --> 00:10:22,558
‫باشه.

191
00:10:22,583 --> 00:10:26,635
‫امشب توی گراندلینگز
‫نمایش بداهه دارم اگه خواستی بیا.

192
00:10:27,333 --> 00:10:30,708
‫هنوز عضو تیم نشدم،
‫امشب یه‌جورایی نمایش انتخابیه.

193
00:10:30,791 --> 00:10:31,916
‫آره.

194
00:10:32,000 --> 00:10:35,958
‫از ایدۀ خلق یه چیز جدید
‫توسط آدم‌های مستعدی که...

195
00:10:35,983 --> 00:10:39,989
‫همه‌چیزشون رو پای عوض کردن دنیا
‫به یه جای شادتر می‌ذارن خوشم میاد.

196
00:10:42,166 --> 00:10:47,343
‫این فکر کنم خالصانه‌ترین تعریف نمایش
‫بداهه‌ای بود که تابحال شنیده بودم.

197
00:10:47,368 --> 00:10:49,512
‫در ضمن نمی‌خوام
‫این فرصتی که توش...

198
00:10:49,543 --> 00:10:52,305
‫ممکنه به‌طرز سرنوشت‌سازی
‫آبروت روی صحنه بره رو از دست بدم.

199
00:10:54,208 --> 00:10:56,955
‫- شب می‌بینمت.
‫- آره. درها ساعت ۸ باز می‌شن.

201
00:11:09,041 --> 00:11:11,625
‫این‌ها توی جشن تولد اون بچه پیدا شدن.

202
00:11:11,708 --> 00:11:14,083
‫روی بعضی از جسدهای
‫توی کلاب شورشور هم بودن.

203
00:11:14,583 --> 00:11:18,083
‫وقتی اوضاع بی‌ریخت شد،
‫این روبان دوست‌ها و دشمن‌ها رو جدا می‌کنه.

204
00:11:21,916 --> 00:11:24,250
‫لعنتی، روش کیوآر کد داره.

205
00:11:25,250 --> 00:11:27,166
‫شاید مسیر ورود به یه شبکه‌ست.

206
00:11:30,166 --> 00:11:31,500
‫زودباش.

207
00:11:33,625 --> 00:11:34,971
‫خبری نشد.

208
00:11:35,958 --> 00:11:39,750
‫وایسا، یه گوشی هواوِی توی صحنۀ جرم
‫کلاب شورشور بود. بیار ببینمش.

209
00:11:41,250 --> 00:11:43,416
‫خیلی مراقبم، قول میدم.

210
00:11:53,884 --> 00:11:56,197
‫اگه خوراکی رو کنار بذاری
‫گوشی رو بهت میدم.

211
00:11:56,222 --> 00:11:58,833
‫خیلی‌خب، حالا دارم حس می‌کنم
‫یکی داره هم اذیتم می‌کنه هم قضاوت.

212
00:11:58,916 --> 00:12:02,291
‫آخرین باری که اینجا اومدی و داشتی
‫از اون‌ها می‌خوردی، کل میزم رو کثیف کردی.

213
00:12:02,375 --> 00:12:05,000
‫و بعدش هم خُرده‌هاش به دستم چسبید،
‫و وقتی رفته بودم بشاشم...

214
00:12:05,083 --> 00:12:07,250
‫انگار رو کیرم کاندوم فلفلی کشیده بودم.

215
00:12:07,333 --> 00:12:08,416
‫عُق.

216
00:12:08,500 --> 00:12:13,958
‫تازه، اگه کسی اینجا بیاد و ببینه
‫همه‌جا خوراکی کره‌ای ریخته،

217
00:12:14,041 --> 00:12:17,833
‫می‌فهمه که من تو رو اینجا راه دادم تا
‫مدرک رو ببینی و نباید این کارو می‌کردم.

218
00:12:22,625 --> 00:12:24,208
‫هوف، این آشغاله...

219
00:12:25,375 --> 00:12:28,250
‫با این کارهات هیچکس باهات
‫دوست نمی‌شه، می‌دونستی؟

220
00:12:29,500 --> 00:12:31,448
‫به گوشم رسیده که همکارهات...

221
00:12:31,473 --> 00:12:33,445
‫چون تو پروندۀ خانواده‌های
‫سه‌گانه رو قبول کردی،

222
00:12:33,465 --> 00:12:35,861
‫مجبور شدن پرونده‌های معمولیت رو بردارن.

223
00:12:35,886 --> 00:12:39,106
‫ببین، این پرونده رو خودمون
‫دوتایی تشکیل دادیم، درسته؟

224
00:12:39,331 --> 00:12:43,706
‫ما فقط سر شروع ماجرا
‫باهم اختلاف داریم. بیا.

225
00:12:52,730 --> 00:12:54,142
‫[عدم شناسایی اثر انگشت]

226
00:12:54,166 --> 00:12:56,041
‫لعنتی، قفله.

227
00:13:01,916 --> 00:13:02,916
‫نه.

228
00:13:03,375 --> 00:13:04,791
‫فکرش هم نکن.

229
00:13:05,541 --> 00:13:07,101
‫یادداشت کن که اینو با خودم بردم.

230
00:13:26,583 --> 00:13:27,912
‫بسته‌ست.

231
00:13:28,125 --> 00:13:30,750
‫سلام. رئیس منتظرمونه.

232
00:13:31,500 --> 00:13:32,708
‫بیا.

233
00:13:40,708 --> 00:13:41,833
‫خیلی‌خب، بیاین.

234
00:13:42,875 --> 00:13:44,645
‫خیالم راحت باشه؟

235
00:13:44,916 --> 00:13:46,708
‫شاید توی سن گابریل تو شاه باشی،

236
00:13:47,416 --> 00:13:49,291
‫ولی این عوضی‌ها رفیق‌های خودم‌ان.

237
00:13:49,791 --> 00:13:50,791
‫بریم.

238
00:13:58,708 --> 00:14:00,708
‫سلام، رئیس.

239
00:14:01,208 --> 00:14:02,541
‫من ترنس کنگم.

240
00:14:03,041 --> 00:14:06,000
‫برادرم قبلاً برات جنس می‌آورد.

241
00:14:06,083 --> 00:14:07,333
‫جاناتان رو می‌شناسی؟

242
00:14:07,358 --> 00:14:08,683
‫تا وقتی که دستگیر بشه،

243
00:14:08,708 --> 00:14:11,833
‫به مأمورهای مخفی کولر دزدی می‌فروخت.

244
00:14:12,375 --> 00:14:15,166
‫لامصب، عجب برادر احمقی داشتی.

245
00:14:15,791 --> 00:14:17,583
‫شنیدم توام مثل اونی.

246
00:14:19,750 --> 00:14:21,583
‫فکر کردم گفتی خیالم راحت باشه!

247
00:14:22,333 --> 00:14:23,833
‫آره... گفتم.

248
00:14:34,500 --> 00:14:35,750
‫نه، منظورم اینه که...

249
00:14:35,833 --> 00:14:39,166
‫من فقط خواستم بگم من
‫و شما باهم مشکلی نداریم.

250
00:14:39,250 --> 00:14:41,750
‫تخمی، اتفاقاً خیلی هم مشکل داریم.

251
00:14:42,541 --> 00:14:46,041
‫من واسه ادای احترام به
‫اژدهای یشمی این قرار رو قبول کردم.

252
00:14:47,125 --> 00:14:49,125
‫حرکت هوشمندانه‌ای بود، رئیس.

253
00:14:52,208 --> 00:14:54,877
‫پارسال دوست امسال آشنا، دراوزی لی.

254
00:14:55,208 --> 00:15:00,625
‫ما که دلمون نمی‌خواد بی‌احترامی‌ای شه،
‫و سربه‌سر یکی مثل چیرلگ بذاریم!

255
00:15:03,250 --> 00:15:05,333
‫نمی‌دونستم کره‌ای هم بلدی، دراوزی.

256
00:15:05,416 --> 00:15:07,291
‫توی آکسفورد که بودم دو سال کره‌ای خوندم.

257
00:15:07,375 --> 00:15:10,291
‫ماندارین، انگلیسی، فرانسوی
‫و روسی همه‌جا جواب نیست.

258
00:15:10,375 --> 00:15:11,375
‫واو.

259
00:15:12,750 --> 00:15:17,375
‫موهات عالی شدن، دراوزی.
‫مثل اکین چنگ شده توی سریال «جوان و جاهل»

260
00:15:18,333 --> 00:15:19,684
‫خجالتم میدی.

261
00:15:20,666 --> 00:15:22,750
‫می‌خواین واسه‌تون یه اتاق اجاره کنم،

262
00:15:22,833 --> 00:15:24,666
‫یا همین‌جا می‌خواین لواط کنین؟

263
00:15:24,750 --> 00:15:26,163
‫تو انگلیسی هم بلدی؟

264
00:15:26,833 --> 00:15:29,000
‫من تو پامونا بدنیا اومدم، تخمی.

265
00:15:30,166 --> 00:15:33,666
‫داداش این احمق‌خان،
‫که خوش هم یه احمقه،

266
00:15:33,750 --> 00:15:36,541
‫گفت اجازه می‌خواین تا
‫توی کاسپا قرار ملاقات بذارین.

267
00:15:36,566 --> 00:15:38,231
‫به یه محل بی‌طرف نیاز داریم.

268
00:15:38,625 --> 00:15:40,333
‫- کسی سلاحی نیاره.
‫- توجه‌ها جلب نشه.

269
00:16:08,666 --> 00:16:10,666
‫حوصلۀ درگیری شما چینی‌ها رو ندارم.

270
00:16:11,333 --> 00:16:13,333
‫می‌ذارم توی منطقۀ من
‫اسکوئرتون رو بذارین،

271
00:16:13,416 --> 00:16:16,375
‫ولی محض احتیاط می‌خوام
‫یه ضمانتی به من بدین.

272
00:16:16,458 --> 00:16:20,458
‫می‌تونیم تا نیم ساعت دیگه ۲۰۰ هزارتا
‫توی حساب‌تون بزنیم.

273
00:16:20,958 --> 00:16:23,547
‫واسه تو ۲۰۰ هزارتا چندرغازه.

274
00:16:23,572 --> 00:16:24,989
‫اگه بخواین همدیگه رو بکشین،

275
00:16:25,014 --> 00:16:28,080
‫راحت از خیر اون پول می‌گذری.

276
00:16:28,379 --> 00:16:30,367
‫من تضمین انسانی می‌خوام.

277
00:16:34,750 --> 00:16:36,750
‫- می‌تونی اینو داشته باشی.
‫- چی؟

278
00:16:40,875 --> 00:16:42,453
‫آره، عالیه.

279
00:16:43,083 --> 00:16:45,041
‫این احمقه با ما می‌مونه.

280
00:16:46,916 --> 00:16:49,250
‫ببین، نمی‌خوام رو اعصابت برم،

281
00:16:49,275 --> 00:16:52,386
‫ولی حس می‌کنم اگه منو گروگان بگیرن،
‫مهارت‌هام هدر میره.

282
00:16:52,624 --> 00:16:54,768
‫آدمایی مثل تو، تی‌کی،

283
00:16:55,291 --> 00:16:59,250
‫باعث می‌شن خیال همه راحت باشه.
‫این‌جوری منم توی قرار نگران‌شون نیستم.

284
00:16:59,750 --> 00:17:01,708
‫توی این قضیه من فقط به تو اعتماد دارم.

285
00:17:04,875 --> 00:17:06,726
‫- اطاعت می‌شه، قربان.
‫- این احترام نظامی‌هاتو تمومش کن.

286
00:17:06,750 --> 00:17:08,540
‫آره، شرمنده. باشه، باشه.

287
00:17:16,041 --> 00:17:17,041
‫هی.

288
00:17:23,125 --> 00:17:25,096
‫بابت پدرت متأسفم.

289
00:17:30,416 --> 00:17:32,746
‫توی قرار، سُنت سیگار کشیدن یادت نره!

290
00:17:36,666 --> 00:17:37,880
‫یه چیز دیگه.

291
00:17:40,875 --> 00:17:42,791
‫اسلیپی با تمامی شرایط موافقت کرد.

292
00:17:44,500 --> 00:17:45,500
‫غیر از یه مورد.

293
00:18:11,333 --> 00:18:12,833
‫موافقت کردن؟

294
00:18:13,958 --> 00:18:14,958
‫آره.

295
00:18:15,541 --> 00:18:18,958
‫پس باید جزئیات رو چندین بار مرور کنیم.

296
00:18:19,458 --> 00:18:22,333
‫اسلیپی بیشتر از چیزی که
‫لایقشه درخواست می‌کنه.

297
00:18:22,358 --> 00:18:24,433
‫اون همیشه آدم حریصی بوده.

298
00:18:24,458 --> 00:18:26,000
‫اون‌ها با تمام شرایط موافقت کردن...

299
00:18:27,500 --> 00:18:28,946
‫به غیر از یه مورد.

300
00:18:36,291 --> 00:18:39,208
‫اون می‌گه که بی‌احترامیه اگه توی...

301
00:18:39,291 --> 00:18:42,333
‫چنین قرار تاریخی‌ای
‫یه زن به اتاق دعوت بشه.

302
00:18:47,791 --> 00:18:49,414
‫شاید حق با زینگ بود.

303
00:18:50,041 --> 00:18:51,750
‫اونجا اومدنت خطریه.

304
00:18:52,625 --> 00:18:54,583
‫اگه بلایی سر تو بیاد،

305
00:18:54,666 --> 00:18:56,958
‫خانواده‌های سه‌گانه
‫متحد می‌شن تا نابودمون کنن.

306
00:19:08,250 --> 00:19:09,901
‫من میرم شام درست کنم.

307
00:19:14,616 --> 00:19:16,459
‫لحظه رو دریاب.

308
00:19:16,833 --> 00:19:18,146
‫مسیرت رو مشخص کن.

309
00:19:19,291 --> 00:19:20,583
‫در لحظه زندگی کن.

310
00:19:21,833 --> 00:19:23,833
‫- سـلامـتی!
‫- سـلامـتی!

311
00:19:23,858 --> 00:19:25,014
‫سـلامـتی!

312
00:19:25,321 --> 00:19:26,376
‫آره!

313
00:19:26,401 --> 00:19:27,859
‫امشب رو خوش می‌گذرونیم.

314
00:19:28,166 --> 00:19:31,449
‫- توی کلاب «لئو» یه جا واسه‌مون جور کردم.
‫- چی؟ لئو؟

315
00:19:31,474 --> 00:19:35,141
‫فضانورد شدن از
‫داخل کلاب لئو رفتن آسون‌تره.

316
00:19:35,166 --> 00:19:39,041
‫شنیدم بعضی شب‌ها کلاً خالیه،
‫چون هیچکس اون‌قدر خفن نبوده که اونجا بره.

317
00:19:39,125 --> 00:19:40,958
‫- من که میام.
‫- به هیچ وجه.

318
00:19:41,041 --> 00:19:42,458
‫تو باید به فکر نمایشت باشی.

319
00:19:42,541 --> 00:19:46,166
‫به من قول دادی که فقط حواست
‫به مدرسه و بداهه باشه.

320
00:19:46,191 --> 00:19:47,558
‫بداهه‌ست مامان، چیز خاصی نیست.

321
00:19:47,583 --> 00:19:51,125
‫آره، نمایش مزخرفت خیلی
‫از کاسبی خانوادگی‌مون مهم‌تره.

322
00:19:51,150 --> 00:19:52,350
‫برو دیالوگ‌هاتو حفظ کن.

323
00:19:52,375 --> 00:19:55,750
‫- دیالوگی وجود نداره!
‫- چه نمایشیه که دیالوگ نداره؟ لال‌بازیه؟

324
00:19:55,833 --> 00:19:59,166
‫دیالوگی نداره، چون در لحظه دیالوگ می‌کنن.

325
00:19:59,250 --> 00:20:01,625
‫احمقانه‌ست، ولی اون دوستش داره.

326
00:20:01,650 --> 00:20:03,392
‫خب، من عاشق کارهای احمقانه‌ام،

327
00:20:03,417 --> 00:20:04,495
‫و اگه اونم دوستش داره،

328
00:20:04,520 --> 00:20:06,649
‫پس منم واسه حمایتش میام.

329
00:20:06,674 --> 00:20:08,641
‫- جدی؟
‫- منم می‌خوام نمایشت رو ببینم.

330
00:20:08,666 --> 00:20:10,833
‫- مثل تئاتر همیلتونه؟
‫- اون عاشق همیلتونه.

331
00:20:10,916 --> 00:20:12,000
‫نه، مثل اون نیست.

332
00:20:12,083 --> 00:20:14,958
‫♪ هی، من عین کشورم‌ام، ♪
‫♪ جَوون و مصمم و گشنه، ♪

333
00:20:15,041 --> 00:20:17,125
‫♪ و فرصتی که بدست آوردم رو از دست نمیدم، ♪

334
00:20:17,208 --> 00:20:20,000
‫♪ بورسیه می‌شم واسه دانشگاه کینگز... ♪

335
00:20:20,025 --> 00:20:20,964
‫این چه‌ش شد؟

336
00:20:21,009 --> 00:20:23,342
‫♪ ولی کاری می‌کنم ♪
‫♪ همه انگشت‌به‌دهن بمونن. ♪

337
00:20:25,125 --> 00:20:26,466
‫ما رو باش!

338
00:20:27,083 --> 00:20:28,687
‫همه‌مون پشت بروس دراومدیم.

339
00:20:33,291 --> 00:20:34,750
‫خانم سان، آماده شو.

340
00:20:34,833 --> 00:20:36,791
‫نه، نمایش بداهه جای من نیست.

341
00:20:36,875 --> 00:20:39,541
‫من هیچ کار برنامه‌ریزی
‫نشده‌ای رو دوست ندارم.

342
00:20:40,375 --> 00:20:42,166
‫من میرم ماژونگ بازی کنم،

343
00:20:42,250 --> 00:20:45,458
‫ببینم آدم‌های اسلیپی چقدر دهن‌شون لقه.

344
00:20:47,166 --> 00:20:48,916
‫خانم سان...

345
00:20:49,416 --> 00:20:51,666
‫همیشه دنبال برگ برنده‌این.

346
00:20:54,478 --> 00:20:55,478
‫اومم.

347
00:21:01,000 --> 00:21:02,687
‫این تنها راهش بود.

348
00:21:06,583 --> 00:21:08,833
‫به تئاتر گراندلینگز خوش آمدید.

349
00:21:08,916 --> 00:21:11,833
‫لطفاً تلفن‌های همراه‌تون رو
‫روی بی‌صدا بذارید.

350
00:21:11,916 --> 00:21:15,000
‫همگی به تئاتر گراندلینگز خوش اومدین.

351
00:21:15,500 --> 00:21:17,583
‫- مرسی!
‫- یـوهـو!

352
00:21:17,608 --> 00:21:19,074
‫خیلی ممنونم که تشریف آوردین.

353
00:21:19,099 --> 00:21:22,058
‫واسه شروع می‌تونم یه
‫کلمۀ تصادفی از تماشاچی‌ها بخوام؟

354
00:21:22,083 --> 00:21:23,083
‫- بنفش!
‫- بیانسه!

355
00:21:23,125 --> 00:21:25,339
‫میمون! راکون!

356
00:21:25,364 --> 00:21:27,614
‫راکون! خوشم اومد.
‫بذار ببینیم به کجا می‌رسه.

357
00:21:31,958 --> 00:21:35,058
‫مامان، می‌شه این حیوونی که توی
‫جنگل پیدا کردم رو داخل خونه نگه دارم؟

358
00:21:35,083 --> 00:21:38,875
‫نه، نمی‌شه یه راکون دیگه بیاری،
‫الان ده‌تا سنجاب داریم که...

359
00:22:09,583 --> 00:22:10,666
‫آه...

360
00:22:22,875 --> 00:22:24,343
‫هفتصد روز گذشت!

361
00:22:25,284 --> 00:22:27,990
‫ما یه معجون راکون ساختیم.

362
00:22:28,583 --> 00:22:32,666
‫ما انسان‌ها رو منقرض کردیم!
‫زنده‌باد راکون‌ها!

363
00:22:36,500 --> 00:22:39,458
‫زنده‌باد راکون‌ها!

364
00:22:41,416 --> 00:22:42,416
‫بنفش!

365
00:22:51,208 --> 00:22:53,333
‫- کارِت معرکه بود، داداش.
‫- واقعاً؟

366
00:22:53,416 --> 00:22:55,083
‫- داداشمی.
‫- اوه، مرسی.

367
00:22:56,158 --> 00:22:57,772
‫خیلی رپ نکردی.

368
00:22:58,375 --> 00:22:59,666
‫چشم، یادم می‌مونه.

369
00:22:59,750 --> 00:23:01,875
‫هی! ببخشید، می‌شه یه لحظه با خودم ببرمش؟

370
00:23:05,166 --> 00:23:06,958
‫- خب، بروس.
‫- اوه.

371
00:23:07,458 --> 00:23:08,458
‫هی...

372
00:23:08,541 --> 00:23:09,666
‫- هوم؟
‫- من...

373
00:23:09,750 --> 00:23:12,291
‫نمی‌دونم چطور این موضوع رو
‫بهت بگم، ولی...

374
00:23:12,316 --> 00:23:14,081
‫ما می‌خوایم عضو تیم‌مون باشی.

375
00:23:14,340 --> 00:23:16,007
‫- جدی می‌گی؟
‫- آره.

376
00:23:16,083 --> 00:23:17,583
‫- ایول!
‫- تو خودت مطمئنی؟

377
00:23:17,666 --> 00:23:20,916
‫چون بداهه سرگرمی نیست.
‫یه سبک زندگیه. هرروز همدیگه رو می‌بینیم.

378
00:23:21,416 --> 00:23:24,166
‫راستش، فردا صبح یه نمایش داریم.
‫وقت داری بیای؟

379
00:23:27,958 --> 00:23:30,666
‫امم... آره! چرا که نه!

380
00:23:30,750 --> 00:23:34,048
‫مثل پرنده وقتم آزاده.
‫- باشه، جواب درستی دادی.

381
00:23:34,875 --> 00:23:36,791
‫ساعت پنج صبح راه میفتیم.
‫سه ساعت فاصله‌ست.

382
00:23:37,291 --> 00:23:38,791
‫- باشه.
‫- هی، سلام.

383
00:23:38,816 --> 00:23:39,808
‫- سلام!
‫- ببخشید.

384
00:23:39,833 --> 00:23:41,267
‫- خیلی بامزه بودی.
‫- اوه، مرسی.

385
00:23:41,291 --> 00:23:44,583
‫یادم رفت برات گل بیارم،
‫واسه همون به‌جاش نوشیدنی آوردم.

386
00:23:46,125 --> 00:23:49,458
‫از کجا می‌دونستی من عاشق نوشیدنیم؟

387
00:23:51,250 --> 00:23:55,041
‫حالا که بحث نوشیدنی شد،
‫ما داریم یه سر کلاب لئو می‌ریم.

388
00:23:55,125 --> 00:23:56,416
‫توام با ما بیا.

389
00:23:57,166 --> 00:23:58,458
‫- میام.
‫- واقعاً؟

390
00:23:58,541 --> 00:23:59,833
‫- آره.
‫- خدای من.

391
00:23:59,916 --> 00:24:00,791
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

392
00:24:00,875 --> 00:24:02,583
‫- عالی شد.
‫- خوبه.

393
00:24:02,666 --> 00:24:04,466
‫- الان؟ باشه.
‫- آره، ماشین رو بیرون پارک کردم.

394
00:24:04,541 --> 00:24:05,791
‫خیلی‌خب.

395
00:24:10,625 --> 00:24:12,625
‫جَوونی هم دورانی داشت، برادر.

396
00:24:12,708 --> 00:24:13,958
‫اون روزها رو یادت میاد؟

397
00:24:20,759 --> 00:24:23,259
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

398
00:24:37,951 --> 00:24:39,177
‫یــوهــو!

399
00:24:40,333 --> 00:24:42,333
‫آره! خودشه. بریم برقصیم.

400
00:24:43,583 --> 00:24:44,791
‫آره! ایول.

401
00:24:47,916 --> 00:24:48,958
‫آه...

402
00:24:53,583 --> 00:24:56,375
‫هی، ماجرای مامان چیه؟

403
00:24:56,458 --> 00:25:00,791
‫همین که همه جوری می‌خوان
‫مراقبش باشن که انگار وزیر شطرنجه.

404
00:25:02,833 --> 00:25:04,982
‫تو باید تکلیفت رو مشخص کنی.

405
00:25:06,208 --> 00:25:09,416
‫اگه نمی‌خوای نقشی توی خانواده داشته باشی،
‫نمی‌تونی مفت و مجانی مشروب بخوری و...

406
00:25:09,500 --> 00:25:11,166
‫انتظار داشته باشی شهریه‌ت هم بدن.

407
00:25:11,191 --> 00:25:13,251
‫اگه باهات سر قرار بیام مامان منو می‌کشه.

408
00:25:13,276 --> 00:25:16,235
‫وقتی داشتی واسه بداهه به مامان
‫دروغ می‌گفتی که مشکلی نداشتی!

409
00:25:16,260 --> 00:25:17,955
‫چون اون به‌خاطر خودت بود.

410
00:25:19,916 --> 00:25:22,591
‫اصلاً توی اسکوئر بیام چیکار کنم؟

411
00:25:24,041 --> 00:25:26,250
‫شاید بابا هرگز حالش خوب نشه!

412
00:25:27,125 --> 00:25:29,958
‫اون‌وقت تمام زحمت‌ها
‫ممکنه رو دوش من بیفته.

413
00:25:30,958 --> 00:25:33,166
‫می‌خوام آدم‌های مطمئنی دورم باشن.

414
00:25:33,958 --> 00:25:35,840
‫حالا دیگه چشم و گوشِت بازه.

415
00:25:36,291 --> 00:25:38,208
‫ولی باید بیشتر از این‌ها
‫حواست جمع باشه.

416
00:25:39,500 --> 00:25:42,166
‫محافظت از خانواده یعنی همه‌چی!

417
00:25:45,833 --> 00:25:46,833
‫باشه.

418
00:25:51,500 --> 00:25:52,833
‫چطور منی که...

419
00:25:53,875 --> 00:25:56,083
‫یه دانشجوی پزشکی ساده‌ام،

420
00:25:56,583 --> 00:26:00,041
‫باید توی یه قرار تاریخیِ خطرناک
‫کنار خلافکارهای گردن کلفت...

421
00:26:00,541 --> 00:26:01,979
‫از خودم مراقبت کنم؟

422
00:26:02,041 --> 00:26:06,583
‫خودم هم عضوی از همون خانواده‌ام دیگه!

423
00:26:06,666 --> 00:26:08,916
‫من نمی‌ذارم اتفاقی واسه تو بیفته.

424
00:26:13,416 --> 00:26:15,166
‫من نمی‌خوام خلافکار باشم.

425
00:26:18,041 --> 00:26:20,291
‫فقط می‌خوام برادرم باشی.

426
00:26:23,791 --> 00:26:27,083
‫هی! خیلی وقته اینجا نشستی، بیا اینجا.

427
00:26:36,583 --> 00:26:37,583
‫آره!

428
00:26:54,666 --> 00:26:56,510
‫پلک‌هاتو...
‫(اشاره به عمل پلک)

429
00:26:56,833 --> 00:26:58,416
‫خیلی خطش عمیقه.

430
00:26:58,500 --> 00:27:00,583
‫واقعیه یا جراحی کردی؟

431
00:27:00,666 --> 00:27:05,208
‫- این پلک‌ها صد درصد طبیعی‌ان، عشقم.
‫- اوه، پسر.

432
00:27:05,291 --> 00:27:07,833
‫خیلی خوش‌شانسی.
‫من از چسب پلک استفاده می‌کنم.

433
00:27:11,083 --> 00:27:12,083
‫جانم؟

434
00:27:12,583 --> 00:27:14,250
‫باورم نمی‌شه.

435
00:27:16,583 --> 00:27:17,855
‫می‌خوای ببینی؟

436
00:27:18,083 --> 00:27:19,416
‫واو.

437
00:27:19,500 --> 00:27:21,625
‫کدوم مدلم رو بیشتر دوست داری؟

438
00:27:23,750 --> 00:27:25,431
‫جفتش رو دوست دارم.

439
00:27:30,750 --> 00:27:32,708
‫داستان خانواده‌ت چیه؟

440
00:27:34,458 --> 00:27:37,958
‫عمو چکمه خونی،
‫مشروب‌های درجه‌یک توی لئو.

441
00:27:38,041 --> 00:27:41,916
‫انگار تو و برادرت توی
‫دوتا خونۀ کاملاً جدا بزرگ شدین.

442
00:27:44,333 --> 00:27:47,916
‫پیچیده‌ست.
‫اشکالی نداره راجع‌بهش حرف نزنم؟

443
00:27:47,941 --> 00:27:49,166
‫البته مشکلی نیست.

444
00:27:49,666 --> 00:27:51,958
‫فقط خواستم بگم تو با اون‌ها فرق داری.

445
00:27:52,781 --> 00:27:54,810
‫تو انگار آدم متفاوتی نسبت‌به اون‌هایی.

446
00:27:55,083 --> 00:27:56,125
‫از لحاظ مثبتش.

447
00:28:11,041 --> 00:28:12,041
‫امم...

448
00:28:12,916 --> 00:28:13,750
‫- چسب...
‫- چی؟

449
00:28:13,833 --> 00:28:15,750
‫چسب پلکم روی چونه‌ت بود.

450
00:28:16,875 --> 00:28:18,375
‫- اوه، لعنتی.
‫- ببخشید.

451
00:28:18,458 --> 00:28:19,458
‫- اوه.
‫- آره.

452
00:28:31,458 --> 00:28:33,666
‫الکسیس کانگ هستم.
‫پیام بذارید.

453
00:28:33,750 --> 00:28:35,000
‫الکسیس.

454
00:28:36,833 --> 00:28:38,041
‫زنگ زدم یه سلامی کنم.

455
00:28:39,708 --> 00:28:40,708
‫سلام.

456
00:28:43,583 --> 00:28:45,708
<i>‫...یه سلامی کنم.</i>

457
00:28:47,166 --> 00:28:48,166
<i>‫سلام.</i>

458
00:28:53,178 --> 00:28:59,959
‫[الکسیس]
‫[صدا خیلی بلنده. کجایی؟]

459
00:29:00,513 --> 00:29:06,428
‫[توی کلابم، تو کجایی؟]

460
00:29:08,287 --> 00:29:13,817
‫[الکسیس]
‫[این‌جور که به‌نظر میاد، توی ذهنتم.]

461
00:29:13,912 --> 00:29:17,174
‫[چارلز]
‫[نه، منظورم این بود که...]

462
00:29:31,307 --> 00:29:36,966
‫[منم توی ذهن تو هستم؟]

463
00:29:37,250 --> 00:29:40,294
‫خانم کانگ، آماده‌ایم.

464
00:30:00,791 --> 00:30:04,708
‫آه، چه بوی خوبی میده.

465
00:30:05,333 --> 00:30:10,000
‫پسر، امشب معرکه بود.
‫باید همیشه از این برنامه‌ها بذاریم.

466
00:30:10,025 --> 00:30:11,353
‫نه، برادر.

467
00:30:11,378 --> 00:30:14,100
‫ما فقط قبل از یه قرار مهم با خانوادۀ سه‌گانه
‫این‌جوری خوش می‌گذرونیم...

468
00:30:14,125 --> 00:30:16,413
‫تا شاید فردا یکی‌مون عمرش به این دنیا نبود.

469
00:30:16,750 --> 00:30:20,500
‫ولی اگه فردا میای،
‫حتماً صاف بمون.

470
00:30:20,525 --> 00:30:23,192
‫جوری شونه‌هاتو صاف نگهدار که
‫انگار هیچی به تخمت هم نیست.

471
00:30:27,583 --> 00:30:28,583
‫هی.

472
00:30:29,750 --> 00:30:32,632
‫به‌نظرت بابام از من خوشش میاد؟

473
00:30:33,708 --> 00:30:35,117
‫تو پسرشی.

474
00:30:35,458 --> 00:30:37,041
‫سان بزرگ از تو خاطره‌ای نداره.

475
00:30:37,125 --> 00:30:38,625
‫ازت انتظاری هم نداره.

476
00:30:38,708 --> 00:30:41,500
‫اون از آدم‌هایی که سراغ کاری میرن
‫که براش ساخته شدن خوش میاد.

477
00:30:41,583 --> 00:30:44,291
‫و از اون‌هایی که سد راهش می‌شن متنفره.

478
00:30:51,916 --> 00:30:52,833
‫آه.

479
00:30:52,916 --> 00:30:54,000
‫ممنون.

480
00:31:00,791 --> 00:31:02,831
‫از بچگیت دوست داشتی قبل از خواب...

481
00:31:02,875 --> 00:31:04,791
‫همه‌چیز رو مرتب کنی.

482
00:31:20,791 --> 00:31:22,333
‫اگه فهمیدی که...

483
00:31:22,416 --> 00:31:25,833
‫اسلیپی چان پشت تمام این ماجراها بوده،

484
00:31:27,333 --> 00:31:30,416
‫اگه اون بوده که به پدرت شلیک کرده،
‫آدم فرستاده تو رو بکشن،

485
00:31:30,500 --> 00:31:32,791
‫و به اسم تو اعلام جنگ کرده،

486
00:31:33,375 --> 00:31:36,106
‫می‌دونم که پایه‌های
‫این قرار رو با صلح بنا کردین،

487
00:31:36,541 --> 00:31:39,000
‫ولی خودت بهتر می‌دونی
‫که فردا قراره چیکار کنی.

488
00:31:40,958 --> 00:31:42,322
‫پا پیش بذار.

489
00:31:42,666 --> 00:31:43,750
‫و تمومش کن.

490
00:31:45,458 --> 00:31:47,865
‫اگه اسلیپی چان مسئول این کارها بوده باشه،

491
00:31:48,500 --> 00:31:50,378
‫زنده از قرار بیرون نمیره.

492
00:32:00,666 --> 00:32:04,083
‫- همۀ این‌ها واسه این هفته‌ست؟
‫- یه اتاقِ پر از جسد دیگه هم هست.

493
00:32:04,958 --> 00:32:06,166
‫خدایا.

494
00:32:06,833 --> 00:32:10,916
‫حالا... این کار قانونیه؟ اینکه بخوای
‫گوشی یکی رو بعد از مرگش باز کنی؟

495
00:32:11,000 --> 00:32:13,541
‫مُرده چه می‌دونه حریم شخصی چیه؟

496
00:32:14,250 --> 00:32:16,250
‫فقط یکی‌شون هم‌خوانی داشته باشه.

497
00:32:16,333 --> 00:32:19,083
‫دست رو دلم نذار. کل روز رو
‫توی نرم‌افزار «هینج» بودم.

498
00:32:19,166 --> 00:32:21,291
‫و «تیندر»، و البته «کافی میتس بیگل»

499
00:32:21,791 --> 00:32:26,125
‫منو فقط با کسایی جور می‌کنه
‫که یا عاشق زن‌های هندی‌ان یا پزشکی قانونی.

500
00:32:27,833 --> 00:32:30,640
‫سرت رو درد آوردم. اینجا خیلی آدم
‫واسه صحبت کردن پیدا نمی‌شه.

501
00:32:30,833 --> 00:32:32,853
‫اوه، بذار انگشت‌هاشو برات بیارم.

502
00:32:35,541 --> 00:32:39,541
‫تمام اون فِتیشی‌ها اینو یادم میارن که
‫اگه روزی هم نیمۀ گمشده‌م رو پیدا کردم،

503
00:32:39,625 --> 00:32:41,875
‫هرگز نمی‌فهمم که
‫واقعاً منو واسه خودم می‌خواد یا نه.

504
00:32:41,958 --> 00:32:43,631
‫خیلی غیرانسانیه.

505
00:32:45,416 --> 00:32:46,708
‫درسته.

506
00:32:47,419 --> 00:32:49,825
‫می‌دونی، وقتی که منو با اون‌هایی که فتیش
‫دخترهای آسیایی دارن جور می‌کنه،

507
00:32:49,850 --> 00:32:51,225
‫درجا قبول می‌کنم؟

508
00:32:51,250 --> 00:32:54,000
‫انقدر باهاشون چت می‌کنم
‫تا کثیف‌ترین افکارشون هم بیرون بریزن.

509
00:32:54,025 --> 00:32:55,745
‫بعدش هم حرف‌هاشون رو پست می‌کنم.

510
00:32:56,625 --> 00:32:57,625
‫خدای من.

511
00:33:09,875 --> 00:33:10,875
‫چی؟

512
00:33:14,198 --> 00:33:16,484
‫[پیام‌های شبکۀ محرمانه]

513
00:33:18,041 --> 00:33:20,335
‫این همه توی زحمت افتادی
‫واسه یه چت‌روم؟

514
00:33:23,541 --> 00:33:25,583
‫چی؟ لعنتی. نه...

515
00:33:28,618 --> 00:33:30,368
‫مارک، به شبکه‌شون وصل شدم.

516
00:33:30,393 --> 00:33:32,476
‫- ساعت شیش یه اتفاقی توی سالن «کاسپا» قراره بیفته.
‫- آروم باش ببینم!

517
00:33:32,500 --> 00:33:36,491
‫- تمام واحدها رو اونجا بفرست.
‫- نمی‌شه با حدس یه معاون دادستان نیرو بفرستم.

518
00:33:36,529 --> 00:33:38,586
‫- حدس نیست! خودم دیدم.
‫- حرفت رو باور می‌کنم.

519
00:33:38,611 --> 00:33:40,595
‫ولی اجازه‌ش دست من نیست.
‫من خودم می‌تونم بیام...

520
00:33:40,620 --> 00:33:42,606
‫به جهنم، خودم میرم.

521
00:34:39,916 --> 00:34:44,527
‫نمی‌دونم با ارادۀ خودم اینجا اومدم
‫یا واسه اینکه تو ازم خواستی اومدم.

522
00:34:45,250 --> 00:34:46,693
‫مهم نیست.

523
00:34:47,500 --> 00:34:49,320
‫ولی نمی‌خوام بمیرم.

524
00:34:49,500 --> 00:34:51,208
‫امروز نمی‌میری.

525
00:35:02,813 --> 00:35:03,958
‫برادر.

526
00:35:05,589 --> 00:35:07,543
‫اگه امروز اوضاع بی‌ریخت شد،

527
00:35:07,568 --> 00:35:09,433
‫اول از همه حواست به برادر و مادرم باشه.

528
00:35:09,458 --> 00:35:11,916
‫نگران من یا چیزهای دیگه نباش، فهمیدی؟

529
00:35:12,916 --> 00:35:15,841
‫خانوادۀ سان تا ابد خانوادۀ من می‌مونه.

530
00:35:35,083 --> 00:35:36,416
‫فقط چارلز.

531
00:35:40,500 --> 00:35:41,875
‫بقیه گورشون رو گم کنن.

532
00:35:45,500 --> 00:35:47,213
‫این‌ها قوانین جدیده.

533
00:35:58,541 --> 00:36:00,101
‫برادرم کجاست؟

534
00:36:00,833 --> 00:36:01,833
‫اون چیزیش نمی‌شه.

535
00:36:03,000 --> 00:36:04,250
‫البته اگه کار که می‌گم رو بکنی.

536
00:36:06,916 --> 00:36:08,986
‫اگه خواستن کاری کنن،

537
00:36:09,333 --> 00:36:10,883
‫همه‌شونو بکشین.

538
00:36:12,958 --> 00:36:14,583
‫ولی این یکی رو بذارین واسه خودم.

539
00:36:22,541 --> 00:36:23,583
‫هومم.

540
00:36:48,500 --> 00:36:49,608
‫کی پشت خطه؟

541
00:36:50,416 --> 00:36:52,000
‫این دیگه چی بود؟

542
00:36:52,083 --> 00:36:54,125
‫چی؟ کی... تو کی هستی؟

543
00:36:54,208 --> 00:36:55,791
‫تو کی...

544
00:36:57,500 --> 00:36:59,083
‫الو؟ کیه؟

545
00:36:59,166 --> 00:37:01,000
‫چارلز؟ تویی؟

546
00:37:01,750 --> 00:37:03,495
‫من اینجام. فقط...

547
00:37:03,708 --> 00:37:04,916
‫حالت خوبه؟

548
00:37:05,000 --> 00:37:06,458
‫چه‌خبر شده؟

549
00:37:06,483 --> 00:37:08,600
‫اگه خودش سرنوشتش رو عوض نکنه،

550
00:37:08,625 --> 00:37:13,208
‫خدایِ گوان یو پشت و پناهش خواهد بود.

551
00:37:16,708 --> 00:37:19,416
‫هی... فکر کنم اسلیپی اینجاست.

552
00:37:20,708 --> 00:37:22,857
‫آره، واقعاً هم به‌نظر
‫اسلیپی (خواب‌آلود) میاد.

553
00:37:22,882 --> 00:37:24,549
‫منو آوردن توی یه اتاقی...

554
00:37:24,574 --> 00:37:27,491
‫با چندتا گودی،
‫که توش گلولۀ رُس ریختن.

555
00:37:28,250 --> 00:37:31,146
‫اوه، نه ممنون.
‫من سیگاری نیستم.

556
00:37:31,171 --> 00:37:35,463
‫نه، نه. یه سُنت قدیمیه.
‫می‌خوان تو مذاکره‌کننده‌مون باشی.

557
00:37:35,750 --> 00:37:39,208
‫فقط با انگشت اشاره
‫و انگشت وسط دست راستت بگیرش.

558
00:37:43,750 --> 00:37:45,250
‫باشه، امم...

559
00:37:46,118 --> 00:37:48,406
‫بعدش بندهای انگشتت رو به شستش فشار بده.

560
00:37:48,431 --> 00:37:50,712
‫بعدش سیگار رو توی جیب بذار.

561
00:37:52,208 --> 00:37:53,666
‫خیلی‌خب.

562
00:37:54,333 --> 00:37:55,333
‫خب، خب...

563
00:37:56,166 --> 00:37:57,166
‫لعنتی.

564
00:38:00,041 --> 00:38:01,083
‫خب...

565
00:38:01,875 --> 00:38:04,041
‫تونستی؟ سرش رو تکون داد؟

566
00:38:04,666 --> 00:38:07,500
‫آره. آره، عجب عضلات گردنی داره.

567
00:38:08,791 --> 00:38:10,551
‫فرد رو بشناست، نه سیرت رو.

568
00:38:10,625 --> 00:38:13,029
‫چی می‌گه؟ نمی‌شنوم.

569
00:38:13,054 --> 00:38:15,266
‫این احمق به‌زور یه واسطه باشه،
‫پس خوب به حرف‌هام گوش کن.

570
00:38:15,291 --> 00:38:17,916
‫یه چیزهایی راجع‌به «احمق» می‌گه.
‫می‌گه به حرف... بابا گوش بده...

571
00:38:18,000 --> 00:38:20,458
‫اتفاقی که واسه پدرت افتاد تقصیر من نبود.

572
00:38:20,483 --> 00:38:22,958
‫مگس‌ها هرگز به تخم‌مرغی
‫که سالمه حمله نمی‌کنن.

573
00:38:23,041 --> 00:38:24,125
‫تخم‌مرغ!

574
00:38:24,208 --> 00:38:25,351
‫بابا... به بابا...

575
00:38:25,375 --> 00:38:26,708
‫تخم‌مرغ‌های بابا!!

576
00:38:26,791 --> 00:38:29,875
‫خدا لعنتت کنه، بروس.
‫چرا باید راجع به...

577
00:38:29,958 --> 00:38:32,078
‫وقتی که افقی به کوه لو نگاه کنی
‫شبیه یه رشته‌کوهه.

578
00:38:32,125 --> 00:38:33,325
‫در امتداد رشته‌کوه، قله رو می‌بینی.

579
00:38:33,375 --> 00:38:35,386
‫وقتی از جهات مختلف به کوه لو نگاه کنی،
‫نماهای مختلفی می‌بینی.

580
00:38:35,411 --> 00:38:38,309
‫کسی که داخل کوه باشه
‫نمی‌تونه چهرۀ حقیقی کوه لو رو ببینه.

581
00:38:38,333 --> 00:38:41,208
‫کوه!
‫خب، داره راجع‌به کوه حرف می‌زنه.

582
00:38:41,233 --> 00:38:42,850
‫ولی من داخل کوه نیستم.

583
00:38:42,875 --> 00:38:45,166
‫ - خیلی از کلمۀ «کوه» استفاده می‌کنه.
‫- بروس دقت کن!

584
00:38:45,250 --> 00:38:47,875
‫برای اینکه دشمن حقیقی‌مون رو بشناسیم،

585
00:38:47,958 --> 00:38:51,401
‫دشمن حقیقی‌مون متوجۀ این موضوع هست که...

586
00:38:51,426 --> 00:38:52,885
‫لو لو.

587
00:38:54,000 --> 00:38:57,833
‫امم... ببخشید، آخرش چی گفتین؟ لـول؟

588
00:38:57,916 --> 00:38:59,541
‫- لـول؟
‫- بروس!

589
00:39:01,666 --> 00:39:03,666
‫من این همه راه رو اومدم که بگم...

590
00:39:03,750 --> 00:39:05,875
‫ما یه دشمن مشترک بیشتر نداریم
‫و اون هم «سان کوچیک»ـه.

591
00:39:05,958 --> 00:39:07,625
‫همونی که هم قدیمیه، هم جدید،

592
00:39:07,708 --> 00:39:09,892
‫و اگه باهم متحد نشیدم،
‫جون همه‌مون درخطره.

593
00:39:09,916 --> 00:39:11,958
‫باید بجنگیم با...

594
00:39:25,125 --> 00:39:26,541
‫آه!!

595
00:39:28,125 --> 00:39:29,000
‫اوه، کمک!

596
00:39:31,333 --> 00:39:33,333
‫- بروس! بروس!
‫- کمک، کمک! کمک!

597
00:39:34,059 --> 00:39:35,059
‫[اتاق یخ]

598
00:39:46,234 --> 00:39:47,234
‫[اتاق سونای کره‌ای گلولۀ رُس]

599
00:39:47,375 --> 00:39:48,375
‫بروس!

600
00:39:48,958 --> 00:39:49,958
‫بروس!

601
00:39:52,333 --> 00:39:53,916
‫خدای من! آه!

602
00:39:54,625 --> 00:39:55,791
‫لعنتی، لعنتی.

603
00:40:00,291 --> 00:40:01,291
‫خدای من.

604
00:40:03,958 --> 00:40:05,291
‫چارلز، بپا!

605
00:40:09,500 --> 00:40:11,375
‫- بروس، از اینجا برو!
‫- پس تو چی؟

606
00:40:11,400 --> 00:40:13,093
‫برو پیش چکمه خونی، حالا!

607
00:40:15,291 --> 00:40:16,375
‫برو دیگه!

608
00:40:37,208 --> 00:40:38,208
‫لعنتی.

609
00:40:52,833 --> 00:40:54,166
‫دخل همه‌مون اومده‌ست.

610
00:40:54,916 --> 00:40:57,957
‫- چارلز کجاست؟
‫- گفت پیدات کنم و از اینجا بریم.

611
00:41:23,333 --> 00:41:25,291
‫این‌ها آدم‌های من نیستن.

612
00:41:25,375 --> 00:41:26,583
‫پس بیا دخل‌شون رو بیاریم.

613
00:41:33,541 --> 00:41:34,916
‫ریدم توش!

614
00:41:51,250 --> 00:41:52,375
‫موهام چطوره؟

615
00:41:52,458 --> 00:41:53,541
‫کِر اکین چنگ.

616
00:41:53,625 --> 00:41:54,625
‫خوبه.

617
00:42:08,666 --> 00:42:09,666
‫بیا جلو!

618
00:42:54,791 --> 00:42:56,458
‫یکی رو زنده بذار بازجویی کنیم.

619
00:43:05,958 --> 00:43:07,875
‫ها! بیا ببینم.

620
00:43:22,360 --> 00:43:23,873
‫[خروجی]

621
00:43:24,541 --> 00:43:27,208
‫- چارلز!
‫- نگران من نباش، برو!

622
00:43:49,125 --> 00:43:50,625
‫واسه کی کار می‌کنی؟

623
00:43:52,375 --> 00:43:54,166
‫معنی ربان قرمز چیه؟

624
00:44:01,083 --> 00:44:03,333
‫باید به صورت کامل از دست شرارت خلاص شد.

625
00:44:22,250 --> 00:44:23,250
‫تـف!

626
00:44:30,721 --> 00:44:50,721
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

