﻿1
00:00:01,226 --> 00:00:12,810
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:15,066 --> 00:00:17,602
‫[تایپه]

3
00:00:17,708 --> 00:00:20,000
‫دیشب بوکسور‌ها ورد عمل شدن

4
00:00:20,500 --> 00:00:24,208
‫طی یه حملۀ برنامه‌ریزی شده،
‫به شش رئیس باقی‌موندۀ...

5
00:00:24,291 --> 00:00:25,833
‫خانواده‌های سه‌گانۀ تایپه حمله کردن

6
00:00:25,916 --> 00:00:27,208
‫خانواده‌های ارواح

7
00:00:27,291 --> 00:00:31,416
‫برو رد کارِت، پیرمرد!
‫تو آخه بازی بلدی!

8
00:00:31,441 --> 00:00:32,524
‫ریدم توش!
‫[نودل لیپس زو]

9
00:00:34,226 --> 00:00:37,226
‫♪ آهنگ Risky Business
‫از Zhu ♪

10
00:00:39,303 --> 00:00:40,932
‫[بیگ اسمایل شو]

11
00:00:47,604 --> 00:00:49,462
‫[فرانک ما]

12
00:00:58,701 --> 00:01:00,568
‫[اورنج لی]

13
00:01:09,344 --> 00:01:11,481
‫[کرلی‌هرد ژو]

14
00:01:14,208 --> 00:01:17,125
‫ولی بوکسور‌ها خودشون غافلگیر شدن

15
00:01:26,416 --> 00:01:28,958
‫باید به صورت کامل از دست شرارت خلاص شد

16
00:01:32,375 --> 00:01:35,375
‫من به اعضای ارواح خبر دادم
‫که بوکسور‌ها دارن حمله می‌کنن

17
00:01:35,458 --> 00:01:40,291
‫و وقتی حمله کردن،
‫گذاشتم رؤسا خودشون ترتیب اون‌ها رو بدن

18
00:01:40,958 --> 00:01:44,291
‫یکی‌شون درخواست کمک کرد،
‫که منم «جون» رو براش فرستادم

19
00:01:44,791 --> 00:01:47,279
‫و بهش گفتم با ملایمت برخورد کنه

20
00:01:54,750 --> 00:01:57,166
‫وایسا، تو تا تایوان رفتی...

21
00:01:57,250 --> 00:01:58,666
‫به این چیزها رسیدگی کردی،

22
00:01:58,750 --> 00:01:59,958
‫بعدش برگشتی؟

23
00:02:00,041 --> 00:02:01,291
‫تازه یه چیز دیگه هم آوردم

24
00:02:02,208 --> 00:02:04,166
‫چایی سبزهای کوه اسپرینگ

25
00:02:04,250 --> 00:02:05,666
‫بدون مالیات

26
00:02:06,500 --> 00:02:08,541
‫بوکسور‌ها از کجا می‌دونستن کی حمله کرده؟

27
00:02:08,625 --> 00:02:12,083
‫مگه فقط تو و بروس
‫اسامی ارواح رو نمی‌دونین؟

28
00:02:12,958 --> 00:02:14,437
‫تو به کسی گفتی؟

29
00:02:22,458 --> 00:02:23,458
‫چی؟

30
00:02:23,791 --> 00:02:26,416
‫نه! چه‌جوری به کسی می‌گفتم؟

31
00:02:26,500 --> 00:02:30,666
‫مگه اینکه یکی توی خونۀ جان چو
‫باهامون بوده باشه، که نبود

32
00:02:30,930 --> 00:02:32,302
‫البته که نبود

33
00:02:38,750 --> 00:02:41,083
‫چطورش اهمیتی نداره

34
00:02:41,375 --> 00:02:44,875
‫مهم اینه که من یه لطفی در حق ارواح کردم

35
00:02:44,958 --> 00:02:48,791
‫و در همین حین،
‫بهترین قاتلین بوکسور‌ها هم کشتم

36
00:02:49,791 --> 00:02:50,958
‫خدای من

37
00:02:51,041 --> 00:02:54,708
‫رئیس بوکسور‌ها حتماً الان بدجوری عصبانیه

38
00:02:55,291 --> 00:02:58,625
‫بیاین واسه این شانسی که
‫باهامون یار بود جشن بگیریم

39
00:02:59,333 --> 00:03:00,541
‫ارواح در امان‌ان

40
00:03:00,625 --> 00:03:03,333
‫و همه‌شون قراره به لس آنجلس بیان

41
00:03:04,333 --> 00:03:05,554
‫جدی می‌گی؟

42
00:03:07,541 --> 00:03:10,250
‫آخرین باری که ارواح
‫دور هم جمع شدن رو یادم نمیاد

43
00:03:10,326 --> 00:03:12,007
‫واسه ۴۱ سال پیش بود،

44
00:03:12,032 --> 00:03:14,308
‫وقتی که می‌خواستن
‫رئیس جدید اژدها رو انتخاب کنن

45
00:03:14,333 --> 00:03:15,649
‫دقیقاً

46
00:03:15,875 --> 00:03:18,333
‫رئیس اژدها دیگه چیه؟

47
00:03:18,416 --> 00:03:20,750
‫رهبر عالی‌رتبۀ خانواده‌های سه‌گانه

48
00:03:20,833 --> 00:03:22,541
‫رئیسِ رؤسا

49
00:03:23,125 --> 00:03:26,708
‫تعیین قلمرو و حل اختلافات...

50
00:03:26,791 --> 00:03:29,291
‫حفظ امنیت یا اعلام جنگ
‫مسئولیتش با اونـه

51
00:03:29,375 --> 00:03:32,708
‫از وقتی که ۲۰ سال پیش
‫رئیس اژدهای قبلی فوت کرد، کسی انتخاب نشد

52
00:03:32,791 --> 00:03:34,458
‫بابا مخالف انتخاب یه رئیس جدید بود

53
00:03:34,541 --> 00:03:36,750
‫چون مطمئن نبود که خودش رو انتخاب کنن

54
00:03:36,775 --> 00:03:39,479
‫من قول میدم که این مسئله
‫مشکل‌ساز نخواهد بود

55
00:03:39,791 --> 00:03:42,103
‫چون من مجبورشون می‌کنم...

56
00:03:42,375 --> 00:03:43,375
‫که منو انتخاب کنن

57
00:03:44,583 --> 00:03:47,791
‫مامان، چی می‌گی؟
‫می‌خوای باز هم درگیر این قضایا شی؟

58
00:03:47,816 --> 00:03:50,154
‫دیگه دوران مخفی شدنم تموم شده

59
00:03:50,541 --> 00:03:52,916
‫پشمام! ادامه بده دختر!

60
00:03:52,941 --> 00:03:54,158
‫برو حقت رو بگیر

61
00:03:54,183 --> 00:03:56,683
‫یا... ادامه نده، دختر!

62
00:03:56,708 --> 00:03:58,241
‫دست نگهدار، دختر

63
00:03:58,266 --> 00:04:02,225
‫یا حداقل صبر کن، دختر،
‫تا حداقل خانوادگی راجع‌بهش صحبت کنیم

64
00:04:03,375 --> 00:04:04,958
‫ارواح هرگز موافقت نمی‌کنن

65
00:04:05,041 --> 00:04:07,791
‫چند نفرشون تا الان موافقت کردن

66
00:04:07,816 --> 00:04:09,479
‫اون‌هایی که منو خوب می‌شناسن

67
00:04:09,504 --> 00:04:12,337
‫و اون‌هایی که از گوش دادن
‫به حرف‌های یه زن ترسی ندارن

68
00:04:12,494 --> 00:04:13,853
‫مابقی چی؟

69
00:04:16,043 --> 00:04:18,793
‫قانع کردن اون‌ها کار سختیه

70
00:04:20,625 --> 00:04:22,000
‫اما...

71
00:04:23,791 --> 00:04:25,250
‫اگه چارلز سان...

72
00:04:25,791 --> 00:04:28,083
‫فرزند ارشد سان بزرگ...

73
00:04:28,166 --> 00:04:31,666
‫منو به عنوان رئیس خانوادۀ سان قبول کنه،

74
00:04:31,750 --> 00:04:33,708
‫و لایق رهبری اژدها بدونه

75
00:04:34,916 --> 00:04:36,791
‫اون‌وقت بقیه هم کنار میان

76
00:04:40,083 --> 00:04:41,208
‫پسرم

77
00:04:42,583 --> 00:04:44,741
‫کُلش به تو بستگی داره

78
00:04:58,250 --> 00:04:59,852
‫من ازت حمایت می کنم

79
00:05:00,012 --> 00:05:05,012
‫ترجمه از « امیر فرحناک »

80
00:05:21,540 --> 00:05:25,874
‫هی، هی! نمی‌تونی کرلی‌هرد ژو
‫رو کنار نودل لیپس زو بذاری

81
00:05:26,666 --> 00:05:28,208
‫این‌ها به خون هم تشنه‌ان

82
00:05:28,291 --> 00:05:30,833
‫چرا؟ نکنه پای زنی وسط بود؟

83
00:05:30,916 --> 00:05:33,375
‫نه، ژو گربۀ نودل لیپس رو گم کرد

84
00:05:33,875 --> 00:05:35,294
‫ببرش پایین،

85
00:05:35,319 --> 00:05:37,434
‫ولی نه اون صندلی‌ای
‫که به طرف شرقه، خب؟

86
00:05:37,458 --> 00:05:39,583
‫اون صندلی واسه
‫«فرانک ما» تدارک دیده شده

87
00:05:40,083 --> 00:05:43,219
‫و یادت باشه که با صافی براش چایی بریزی

88
00:05:43,333 --> 00:05:45,708
‫اگه یه تیکه برق چای
‫توی فنجونش ببینه...

89
00:05:45,791 --> 00:05:48,833
‫اون‌وقت با یه داستان طولانیِ از...

90
00:05:48,858 --> 00:05:51,269
‫از خوردن برگِ چایِ دم کرده
‫حوصله‌تو سر می‌بره

91
00:05:51,499 --> 00:05:52,999
‫رفیق!

92
00:05:55,333 --> 00:05:59,875
‫متوجه‌ای که خانواده‌ت قرار
‫رئیس تمام خانواده‌های ارواح بشه؟

93
00:06:01,125 --> 00:06:05,041
‫وقتی تو پاتو جایی بذاری، می‌شی عین کسپر
‫همون سبزرنگـه توی شکارچیان روح

94
00:06:05,125 --> 00:06:07,875
‫تمام اون حرومی‌های
‫توی فیلم‌های کریسمسی می‌گن:

95
00:06:07,958 --> 00:06:11,166
‫«راه و باز کنید، ارواح سلطنتی وارد شدن»

96
00:06:11,750 --> 00:06:14,208
‫راستش امیدوار بودم کار به اونجاها نکشه

97
00:06:14,750 --> 00:06:16,500
‫ببین بروس، من داشتم فکر می‌کردم

98
00:06:17,000 --> 00:06:20,333
‫شاید بتونی پیش خانواده‌ت از من تعریف کنی

99
00:06:21,000 --> 00:06:23,500
‫بالاخره یه اعتباری پیش شماها دارم

100
00:06:23,583 --> 00:06:27,916
‫و ببین، می‌دونم که چینی نیستم،
‫ولی تو مثل داداشمی

101
00:06:28,806 --> 00:06:30,284
‫ما می‌تونیم باند خودمون رو تشکیل بدیم

102
00:06:30,309 --> 00:06:33,018
‫هروقت رفیقم، جاناتان، از زندون آزاد شد
‫می‌تونم توی باندمون بیارمش

103
00:06:33,043 --> 00:06:36,751
‫می‌شیم مثل چارلز،
‫فقط مدل کُرده‌ای و خوشتیپ‌ترش

104
00:06:40,041 --> 00:06:43,068
‫- اصلاً چرا دنبال این چیزایی؟
‫- کیه که نباشه؟

105
00:06:44,083 --> 00:06:45,625
‫کسی که عُرضۀ این کارها رو نداره

106
00:06:46,547 --> 00:06:47,992
‫مگه همه مثل توئن؟

107
00:06:48,017 --> 00:06:51,350
‫من بین خلافکارها حکم التون جان رو دارم.
‫یه بازموندۀ واقعی‌ام

108
00:06:51,375 --> 00:06:52,708
‫هنوز سرپام

109
00:06:56,291 --> 00:06:57,750
‫توی ده روز اخیر،

110
00:06:58,541 --> 00:07:00,250
‫پیش پلیس‌ها لومون دادی،

111
00:07:01,125 --> 00:07:02,793
‫وقتی شکنجه‌ت کردن دهن باز کردی،

112
00:07:03,416 --> 00:07:05,707
‫انگشت‌هات قطع شدن،

113
00:07:06,250 --> 00:07:09,666
‫و انقدر با توپ گلف زدنت
‫که شلوارتو خیس کردی

114
00:07:10,666 --> 00:07:13,916
‫می‌دونم من زمان زیادی رو
‫توی دنیای خلافکارها نبودم

115
00:07:14,000 --> 00:07:17,750
‫ولی شک ندارم که تو
‫بدترین خلافکاری هستی که...

116
00:07:17,775 --> 00:07:20,410
‫انقدر شانس داشته که زنده بمونه

117
00:07:21,833 --> 00:07:23,551
‫حالا برگشتی می‌گی ازت تعریف کنم؟

118
00:07:24,419 --> 00:07:27,003
‫از چیِ تو تعریف کنم؟ از بزدلیت؟

119
00:07:28,708 --> 00:07:30,244
‫از بی‌کفایتیت؟

120
00:07:30,703 --> 00:07:32,070
‫از بیچارگیت؟

121
00:07:33,625 --> 00:07:36,253
‫آره، فکر کنم خودشه

122
00:07:36,278 --> 00:07:37,403
‫بروس

123
00:07:38,510 --> 00:07:39,869
‫تمومش کن

124
00:07:40,666 --> 00:07:41,750
‫نه!

125
00:07:41,806 --> 00:07:43,987
‫اگه این خانواده قراره که خودی نشون بده،

126
00:07:44,012 --> 00:07:46,575
‫پس دیگه جایی واسه
‫یه مشت مشنگِ بیچارۀ نیست

127
00:07:46,600 --> 00:07:50,309
‫که ول بچرخن و لکۀ ننگی شن
‫و جون‌مون رو به خطر بندازن

128
00:07:53,458 --> 00:07:55,166
‫وقتشه که بری، پسرِ گنده

129
00:07:56,833 --> 00:07:58,102
‫برو بیرون

130
00:07:58,958 --> 00:08:01,884
‫اگه خواستیم جایی گند بزنیم
‫خبرت می‌کنیم بیای

131
00:08:05,708 --> 00:08:08,000
‫گفتم گم شو بیرون

132
00:08:32,083 --> 00:08:33,125
‫هی، بروس

133
00:08:34,166 --> 00:08:35,957
‫تو رفیق خوبی براش هستی

134
00:08:36,833 --> 00:08:38,662
‫ولی واسه این کار ازت متنفر می‌شه

135
00:08:39,583 --> 00:08:41,625
‫حداقل یکی‌مون از این ماجراها
‫جون سالم به‌در می‌بره

136
00:08:43,208 --> 00:08:44,916
‫نمی‌خوام دیگه چیزیش شه

137
00:08:49,291 --> 00:08:50,291
‫خیلی‌خب

138
00:08:51,083 --> 00:08:53,916
‫مهمه که کارمون رو
‫رأس ساعت هشت شروع کنیم

139
00:08:55,000 --> 00:08:56,000
‫اوهوم

140
00:09:00,416 --> 00:09:02,125
‫تو نگران برادرتی

141
00:09:05,416 --> 00:09:08,458
‫نگران اینم که وقتی واسه کنترل اوضاع
‫تایپه بری، و اون اینجا تنها بمونه،

142
00:09:08,541 --> 00:09:10,250
‫چه بلایی سرش میاد

143
00:09:10,833 --> 00:09:12,333
‫اون چیزیش نمی‌شه

144
00:09:19,208 --> 00:09:21,560
‫شاید بهتر باشه من بمونم

145
00:09:23,625 --> 00:09:25,714
‫حواسم به منافع‌مون توی لس آنجلس باشه

146
00:09:26,458 --> 00:09:27,755
‫مراقب بروس باشم

147
00:09:28,875 --> 00:09:29,875
‫راستش...

148
00:09:30,916 --> 00:09:32,166
‫اینجا رو دوست دارم

149
00:09:38,750 --> 00:09:39,791
‫می‌دونی...

150
00:09:40,708 --> 00:09:44,042
‫شیرینی‌پزی بهترین راه پول‌شوییه

151
00:09:55,875 --> 00:09:58,958
‫چی شده؟
‫بوکسور‌هان؟ خدایا

152
00:10:20,916 --> 00:10:23,083
‫اوه، رفیق!

153
00:10:23,166 --> 00:10:25,250
‫چه‌خبره؟

154
00:10:25,333 --> 00:10:26,875
‫هه، آره...

155
00:10:26,958 --> 00:10:28,875
‫رفیق خودمی!

156
00:10:28,958 --> 00:10:31,041
‫چارلز، تو این آدم‌ها رو می‌شناسی؟

157
00:10:31,125 --> 00:10:33,208
‫این‌ها داداشی‌هام‌ان از تایوان

158
00:10:33,233 --> 00:10:34,697
‫برادران وانگ

159
00:10:35,153 --> 00:10:38,320
‫لنس، جاستین و جی‌سی وانگ

160
00:10:38,345 --> 00:10:40,012
‫البته هیچ نسبتی باهم ندارن

161
00:10:40,037 --> 00:10:41,787
‫روحم هم خبر نداشت اینجان

162
00:10:42,208 --> 00:10:44,708
‫- وایسا ببینم چرا واقعاً اینجا اومدین؟
‫- بهمون دستور دادن اینجا بیایم

163
00:10:46,086 --> 00:10:47,460
‫کی این دستور رو داد؟

164
00:10:58,666 --> 00:10:59,791
‫بابا...

165
00:11:00,875 --> 00:11:01,875
‫چطور ممکنه؟

166
00:11:02,791 --> 00:11:06,083
‫گلوله از بدنم رد شد

167
00:11:07,791 --> 00:11:11,625
‫- یه چند روزی رو بستری بودم، چیه مگه؟
‫- فکر می‌کردم کما بودی

168
00:11:13,166 --> 00:11:16,958
‫بعضی وقت‌ها باید ببینی
‫توی ضعفت...

169
00:11:17,041 --> 00:11:19,166
‫دشمن‌هات چه واکنشی نشون میدن

170
00:11:19,916 --> 00:11:22,416
‫و منم خیلی چیزها از دشمن‌هام یاد گرفتم

171
00:11:24,916 --> 00:11:28,632
‫من از همه‌تون خبر دارم.

172
00:11:28,657 --> 00:11:30,690
‫زینگ همه‌چی رو برام تعریف کرد

173
00:11:34,000 --> 00:11:36,142
‫این همه مدت،
‫تو می‌دونستی اون حالش خوب بود؟

174
00:11:36,166 --> 00:11:38,495
‫بهش دستور دادم لام تا کام حرفی نزنه

175
00:11:47,380 --> 00:11:49,551
‫یه هدیه‌ای واسه قدردانی از...

176
00:11:50,708 --> 00:11:52,342
‫یکی از وفادارترین سربازان من

177
00:11:56,125 --> 00:11:57,330
‫ممنون، رئیس

178
00:12:07,625 --> 00:12:09,448
‫و این هم برای همسر عزیزم

179
00:12:20,637 --> 00:12:22,612
‫حسی که الان بهت دارم رو...

180
00:12:22,637 --> 00:12:25,595
‫با هیچ کلمه‌ای نمی‌شه توصیف کرد

181
00:12:34,083 --> 00:12:35,541
‫زیباست

182
00:12:42,203 --> 00:12:44,039
‫چه بزرگ شدی!

183
00:12:44,750 --> 00:12:47,064
‫آخرین باری که دیدمت این اندازه بودی

184
00:12:49,458 --> 00:12:53,333
‫از وقتی که یادمه بزرگ‌تر شدی.
‫واسه این لحظه ۱۵ سال صبر کردم

185
00:12:55,666 --> 00:12:58,727
‫باید راجع‌به خیلی چیزها صحبت کنیم

186
00:13:07,379 --> 00:13:09,833
‫خب، همگی. وسایل‌تون رو جمع کنید

187
00:13:09,916 --> 00:13:11,208
‫قراره یه جای بهتر بریم

188
00:13:12,375 --> 00:13:15,750
‫بروس، می‌شه لطف کنی ما رو برسونی؟

189
00:13:17,041 --> 00:13:19,771
‫امم... البته! آره، آه...

190
00:13:20,000 --> 00:13:22,596
‫توی ماشین من فقط چهار نفر جا می‌شن

191
00:13:24,750 --> 00:13:27,819
‫در واقع، توی ماشینت فقط دو نفر جا می‌شن

192
00:13:31,041 --> 00:13:32,333
‫ناقابلـه

193
00:13:34,125 --> 00:13:36,416
‫این... این... واسه منه؟

194
00:13:38,125 --> 00:13:39,916
‫این همون ماشینه‌ست!

195
00:13:41,166 --> 00:13:42,833
‫همون ماشینیه که آرزوش رو داشتم!

196
00:13:43,750 --> 00:13:45,375
‫نظرت چیه منو ببری یه دوری بزنیم؟

197
00:13:46,666 --> 00:13:48,583
‫باشه! حتماً

198
00:13:50,499 --> 00:13:51,933
‫خیلی‌خب

199
00:13:55,482 --> 00:13:58,499
‫♪ آهنگ Going Off
‫از P-Lo ♪

200
00:14:04,492 --> 00:14:06,125
‫این دیگه چی بود!

201
00:14:08,010 --> 00:14:10,189
‫[الکسیس کنگ]
‫[دستیار بازپرس بخش]

202
00:14:11,375 --> 00:14:13,250
‫اوه، پس اینجایی

203
00:14:14,291 --> 00:14:16,625
‫شک داشتم هنوز دفترت اینجا باشه

204
00:14:16,650 --> 00:14:17,865
‫چطور مگه؟

205
00:14:17,890 --> 00:14:22,765
‫همین الان داشتم با کارآگاه پروندۀ قتل‌های
‫خانواده‌های سه‌گانه صحبت می‌کردم،

206
00:14:23,291 --> 00:14:27,791
‫و بهم گفت که تو بهش دستور دادی
‫چارلز سان رو بازداشت نکنه

207
00:14:28,708 --> 00:14:33,208
‫در صورتی که من به وضوح بهت
‫دستور دستگیری چارلز سان رو دادم

208
00:14:33,291 --> 00:14:37,416
‫پس، گمونم با این کارِت
‫خواستی بهم بگی برم رد کارم!

209
00:14:37,441 --> 00:14:40,705
‫و فکر کردم استعفا میدی و به مکزیک میری

210
00:14:41,038 --> 00:14:43,100
‫الان کار عاقلانه‌ای نیست که دستگیرش کنیم

211
00:14:43,125 --> 00:14:45,083
‫پرونده هنوز آماده نیست، اگه ما...

212
00:14:45,166 --> 00:14:49,708
‫برخلاف حالت چهره‌ت،
‫من آدم ابله‌ای نیستم!

213
00:14:49,791 --> 00:14:52,666
‫می‌دونم وقتی چارلز سان رو
‫زیرنظر داشتی، بهت زنگ زده

214
00:14:53,500 --> 00:14:55,958
‫شما دوتا خیلی به‌هم نزدیک‌این

215
00:14:55,983 --> 00:14:57,293
‫اون‌جوری که تو فکر می‌کنی نیست

216
00:14:57,318 --> 00:14:59,192
‫فقط امیدوارم از کاری
‫که داری می‌کنی آگاه باشی

217
00:14:59,217 --> 00:15:03,096
‫- منم مثل همه دوست دارم دستگیرش کنم
‫- پس این دست روی دست گذاشتن واسه چیه؟

218
00:15:08,958 --> 00:15:11,625
‫یه اتفاق بزرگی داره میفته، اریک

219
00:15:11,708 --> 00:15:14,375
‫بر اساس اطلاعاتی که
‫تو از چارلز سان بدست آوردی،

220
00:15:14,458 --> 00:15:18,083
‫تونستم پرونده‌ای واسه رؤسای
‫خانواده‌های سه‌گانه تشکیل بدم

221
00:15:18,166 --> 00:15:21,125
‫تعدادی مظنون داشتم که
‫به پلیس بین‌الملل ارجاع دادم‌شون

222
00:15:21,208 --> 00:15:24,166
‫و کاشف به عمل اومده که
‫همه‌شون دارن به لس آنجلس میان

223
00:15:25,250 --> 00:15:27,250
‫از حرفم عقب می‌کشم، البته فعلاً

224
00:15:28,375 --> 00:15:31,625
‫ولی بدون که آزاد بودن چارلز سان خطریه

225
00:15:32,125 --> 00:15:33,583
‫- می‌دونم
‫- واقعاً؟

226
00:15:34,291 --> 00:15:37,958
‫چون اگه چیزی شه، یا مردم عادی
‫آسیبی ببینن یا اتفاق بدتری بیفته،

227
00:15:38,041 --> 00:15:41,708
‫و دود این ماجرا توی چشم خودمون بره
‫و بفهمن که از قصد ولش کردیم!

228
00:15:41,791 --> 00:15:44,291
‫من هرکاری که بتونم می‌کنم
‫تا تاوانش رو خودت پس بدی

229
00:15:47,625 --> 00:15:48,625
‫باشه

230
00:16:09,916 --> 00:16:13,708
‫خدای من، این پارچه انقدر نرمه
‫که انگار فرشته‌ها دارن منو می‌بوسن

231
00:16:14,750 --> 00:16:17,291
‫توی کشور خودمون،
‫این‌جوری زندگی می‌کردیم

232
00:16:18,125 --> 00:16:19,255
‫فقط بهترین‌ها

233
00:16:19,875 --> 00:16:21,625
‫از لباس بگیر، غذا...

234
00:16:22,416 --> 00:16:23,557
‫تا ماشین

235
00:16:24,041 --> 00:16:24,916
‫ایول

236
00:16:25,000 --> 00:16:27,526
‫همیشه باید ظاهرِ کار رو حفظ کنی

237
00:16:28,625 --> 00:16:32,000
‫ظاهره که به دنیا نشون میده تو بهترینی،
‫قدرتمندترینی

238
00:16:34,583 --> 00:16:36,375
‫بذار لباسی که تَنتـه، کار خودش رو بکنه

239
00:16:38,125 --> 00:16:39,666
‫آره

240
00:16:39,750 --> 00:16:42,583
‫گرون‌ترین لباسی که من تن کردم،

241
00:16:42,666 --> 00:16:44,875
‫یه بافت از بِرند بنانا رپابلیک بود

242
00:16:45,583 --> 00:16:46,791
‫از فروشگاه خود شرکتش گرفتم

243
00:16:46,875 --> 00:16:49,000
‫تازه... توی تخفیف گرفتمش

244
00:16:49,625 --> 00:16:53,527
‫- بافت قشنگی هم بود
‫- نه، می‌دونم. نگفتم که زشت بود

245
00:16:53,944 --> 00:16:55,977
‫- قشنگ بود، قشنگ بود
‫- تو لایق این لباسی

246
00:16:56,002 --> 00:16:57,961
‫شنیدم اصلاً واسه همین کار زاده شدی

247
00:16:58,625 --> 00:17:03,875
‫من هرکاری واسه محافظت از خانواده‌م می‌کنم

248
00:17:13,750 --> 00:17:16,666
‫ببین مادرت چیکار کرده!

249
00:17:17,208 --> 00:17:18,780
‫سنگ تموم گذاشته

250
00:17:20,458 --> 00:17:23,250
‫اون هیچ‌وقت نوک دماغش رو نمی‌دید

251
00:17:23,750 --> 00:17:27,583
‫من که نمی‌خوام هیچ تغییری کنه،
‫غیر از...

252
00:17:28,916 --> 00:17:31,375
‫ماجرای انتخابش به عنوان رئیس اژدها

253
00:17:34,416 --> 00:17:36,274
‫البته که این اتفاق هرگز نمیفته

254
00:17:36,791 --> 00:17:37,791
‫چرا؟

255
00:17:38,666 --> 00:17:41,000
‫تا تو رو انتخاب کنن؟

256
00:17:41,583 --> 00:17:45,625
‫تو تنها کسی هستی که
‫خانواده‌های سه‌گانه نیازی بهش ندارن

257
00:17:45,708 --> 00:17:48,333
‫تو دیگه منسوخ شدی،
‫با اون افکار سُنتیت

258
00:17:52,250 --> 00:17:53,250
‫حق با توئه

259
00:17:54,458 --> 00:17:56,162
‫مثل همیشه، عزیزم

260
00:17:57,666 --> 00:17:58,958
‫من نباید رئیس اژدها بشم

261
00:18:02,708 --> 00:18:03,916
‫رئیس اژدها باید...

262
00:18:08,034 --> 00:18:09,545
‫چارلز بشه

263
00:18:19,875 --> 00:18:22,625
‫چارلز علاقه‌ای به این کار نداره

264
00:18:23,958 --> 00:18:25,166
‫کسشعر

265
00:18:26,250 --> 00:18:27,910
‫معلومه که دوست داره بشه

266
00:18:28,166 --> 00:18:30,875
‫من فقط واسه همین کار بزرگش کردم

267
00:18:31,641 --> 00:18:35,849
‫و ترسی که از شراط پزشکی اخیرم داشتم،
‫باعث شد بهتر فکر کنم

268
00:18:37,333 --> 00:18:40,416
‫وقتشه یه عضو جدید بیاریم

269
00:18:41,916 --> 00:18:44,916
‫عضوی که خون خانوادۀ سان توی رگ‌هاشه

270
00:18:47,833 --> 00:18:48,916
‫بابا

271
00:18:49,416 --> 00:18:52,583
‫باعث افتخار منه،
‫ولی انتظار این کارو نداشتم

272
00:18:58,708 --> 00:19:03,000
‫تازه به مادرت علاقمند شدی

273
00:19:04,166 --> 00:19:05,500
‫انتظارش هم می‌رفت

274
00:19:07,333 --> 00:19:11,000
‫ولی این چیزیه که خودم می‌خوام

275
00:19:14,835 --> 00:19:16,168
‫می‌فهمی؟

276
00:19:28,500 --> 00:19:29,500
‫بله

277
00:19:35,125 --> 00:19:36,208
‫خوبه

278
00:19:36,498 --> 00:19:37,790
‫پس حله

279
00:19:38,750 --> 00:19:41,041
‫و وقتی که چارلز رو انتخاب کردن،
‫اون به تایوان برمی‌گرده

280
00:19:50,666 --> 00:19:52,791
‫رئیس اژدهای بی‌نظیری می‌شی

281
00:19:56,000 --> 00:19:57,833
‫امم... بابا؟

282
00:19:58,773 --> 00:19:59,856
‫امم...

283
00:19:59,881 --> 00:20:01,906
‫سانِ بـ... آخ!
‫باشه، باشه، ببخشید

284
00:20:04,833 --> 00:20:05,833
‫امم...

285
00:20:06,916 --> 00:20:09,286
‫نمی‌خوام از زبون چارلز چیزی بگم،

286
00:20:09,553 --> 00:20:11,678
‫ولی فکر نکنم اون خیلی...

287
00:20:11,750 --> 00:20:12,666
‫بروس

288
00:20:12,750 --> 00:20:13,750
‫هوم؟

289
00:20:14,541 --> 00:20:17,750
‫شاید تو فرزند دوم خانواده‌ت باشی،
‫ولی منم فرزند دوم بودم

290
00:20:19,083 --> 00:20:21,250
‫تو هم همراه ما به تایپه برمی‌گردی

291
00:20:21,916 --> 00:20:24,291
‫توی تاپیه، اژدهای یشمی...

292
00:20:25,000 --> 00:20:26,833
‫خیلی توی صنعت فیلمسازی دخیله

293
00:20:26,916 --> 00:20:28,000
‫نه

294
00:20:28,500 --> 00:20:31,583
‫بروس توی آمریکا می‌مونه،
‫و فارغ‌التحصیل می‌شه

295
00:20:33,000 --> 00:20:35,066
‫نمی‌تونی هردوتا پسرها رو ببری

296
00:20:38,333 --> 00:20:40,125
‫اینش به تو بستگی داره، بروس

297
00:20:41,375 --> 00:20:42,500
‫نه

298
00:20:42,583 --> 00:20:44,166
‫این به خودم مربوطه

299
00:20:52,664 --> 00:20:54,724
‫حالا اگه اجازه بدی، من خیلی خسته‌ام

300
00:20:54,749 --> 00:20:56,968
‫میرم استراحت کنم

301
00:21:02,083 --> 00:21:04,750
‫هی...

302
00:21:04,833 --> 00:21:06,041
‫چارلز، می‌شه...

303
00:21:06,625 --> 00:21:08,125
‫می‌تونم یه لحظه باهات...

304
00:21:08,208 --> 00:21:09,208
‫هی

305
00:21:09,666 --> 00:21:12,250
‫تو نمی‌خوای از این چیزها فاصله بگیری؟

306
00:21:13,208 --> 00:21:16,625
‫یعنی واقعاً می‌خوای اژدهای بزرگ بشی؟

307
00:21:20,291 --> 00:21:21,860
‫مهم نیست من چی بخوام

308
00:21:29,750 --> 00:21:30,750
‫ لعنتی

309
00:21:31,416 --> 00:21:33,333
‫خفنه، رفیق. این لامصب خیلی خفنه

310
00:21:33,416 --> 00:21:34,541
‫گه توش!

311
00:21:35,958 --> 00:21:37,458
‫خوک‌ها رو ببین!

312
00:21:37,958 --> 00:21:39,708
‫عین خودشه، باهاش مو نمی‌زنه

313
00:21:41,625 --> 00:21:43,454
‫چه فیلمیه؟

314
00:21:43,608 --> 00:21:45,391
‫ژیمکاتائـه

315
00:21:45,416 --> 00:21:47,541
‫بزرگ‌ترین فیلم اکشن تاریخـه

316
00:21:47,625 --> 00:21:49,250
‫اون کَبتـه. یه مأموریه که...

317
00:21:49,275 --> 00:21:52,736
‫وارد یه بازیِ مرگی می‌شه که
‫تابحال کسی ازش جون سالم به‌در نبرده

318
00:21:53,125 --> 00:21:57,166
‫و تو یه قسمت از فیلم، روی خَرک با لگد
‫همزمان یه ۲۰ نفری رو می‌زنه

319
00:21:57,250 --> 00:21:59,450
‫- و خفن‌ترین چیزیه که تابحال دیدم!
‫- آره! اوهوم.

320
00:21:59,500 --> 00:22:01,666
‫- خودشه
‫- از وقتی دیدم، می‌خوام اداشو دربیارم

321
00:22:01,750 --> 00:22:04,166
‫- لعنتی، همین قسمته
‫- لعنتی، آره!

322
00:22:08,916 --> 00:22:10,476
‫معرکه بود!

323
00:22:10,500 --> 00:22:12,583
‫این‌جوری همه‌شونو زد

324
00:22:13,833 --> 00:22:15,666
‫- حرف نداشت!
‫- رفیق!

325
00:22:15,750 --> 00:22:19,583
‫فیلم‌های دهه ۸۰ یه چیز دیگه‌ای بودن،
‫حرف نداشتن

326
00:22:19,608 --> 00:22:22,692
‫چرا دیگه بعدش خبری از این بازیگره نشد؟

327
00:22:23,019 --> 00:22:25,727
‫چون یارو اصلاً بازیگر نیست، پلشت

328
00:22:27,514 --> 00:22:29,558
‫یارو ژیمناست‌کارِ المپیکیه،
‫اسمش کِرت توماسـه

329
00:22:29,583 --> 00:22:33,541
‫یارو اسطوره‌ست،
‫انگار واسه این نقش زاده شده، می‌دونی؟

330
00:22:33,625 --> 00:22:36,416
‫بخش اول اسم فیلم «ژیم» یعنی ژیمناستیک

331
00:22:36,916 --> 00:22:38,984
‫و «کاتا» یعنی...

332
00:22:40,164 --> 00:22:41,738
‫مثل کاراته، آره!

333
00:22:42,885 --> 00:22:47,302
‫اون‌جوری نباید اسمش
‫رو «جیمراته» می‌ذاشتن؟

334
00:22:47,833 --> 00:22:50,118
‫یا «کارنستیک»

335
00:22:50,708 --> 00:22:52,382
‫این‌طوری منطقی‌تره، مگه نه؟

336
00:22:56,875 --> 00:22:58,250
‫کله خوکی!

337
00:22:58,291 --> 00:23:01,250
‫این کارها یعنی چی؟

338
00:23:01,333 --> 00:23:02,583
‫هی ژیمکاتائـه!

339
00:23:04,750 --> 00:23:05,833
‫هوهوهو!

340
00:23:05,916 --> 00:23:08,291
‫آهـا...

341
00:23:10,625 --> 00:23:12,541
‫چه دورانی بود، پسر

342
00:23:16,819 --> 00:23:18,152
‫هی، چارلز

343
00:23:18,541 --> 00:23:20,875
‫دوست داری شبکۀ آشپزی بزنم؟

344
00:23:24,458 --> 00:23:25,625
‫مگه کسخلم؟

345
00:23:25,650 --> 00:23:26,733
‫داریم ژیمکاتا می‌بینم‌ها!

346
00:23:26,758 --> 00:23:28,633
‫هی!

347
00:23:28,833 --> 00:23:30,791
‫- آره، داداش
‫- ایول

348
00:23:30,875 --> 00:23:33,333
‫می‌دونم برادر تنی هستین، ولی...

349
00:23:34,291 --> 00:23:36,583
‫این بروس خیلی سوسولـه

350
00:23:39,117 --> 00:23:40,478
‫اوه!

351
00:23:40,833 --> 00:23:44,500
‫برو بریم پسر

352
00:23:46,083 --> 00:23:48,124
‫می‌دونی چیه، جاستین؟

353
00:23:50,666 --> 00:23:52,519
‫تو هم یه سوسولِ لندهوری

354
00:24:00,000 --> 00:24:01,860
‫چه گهی خوردی الان؟

355
00:24:07,747 --> 00:24:09,198
‫خودت شنیدی چی گفتم

356
00:24:09,619 --> 00:24:11,921
‫- بچه سوسول
‫- اوهوع!

357
00:24:22,041 --> 00:24:25,666
‫می‌دونستی خیلی وقته
‫دخل کسی رو نیاوردم، حرومی؟

358
00:24:26,166 --> 00:24:28,791
‫پس بیا ببینم چند مرده حلاجی،
‫لکۀ ننگ خانواده

359
00:24:29,291 --> 00:24:30,620
‫بزن ببینم

360
00:24:31,517 --> 00:24:32,850
‫نه، نه، نه، نه

361
00:24:32,875 --> 00:24:34,685
‫اینجا رو نگاه کن، بچه سوسول

362
00:24:35,000 --> 00:24:37,833
‫بین خودمونه دیگه، مگه نه؟
‫بزن ببینم

363
00:24:43,791 --> 00:24:45,583
‫- گم شو بیرون
‫- خب دیگه

364
00:24:45,666 --> 00:24:47,500
‫کافیه

365
00:24:47,583 --> 00:24:49,309
‫- بچه سوسولِ خایه‌فنگ
‫- بیخیال!

366
00:24:49,333 --> 00:24:51,309
‫- بیخیال، گریه نکن!
‫- گم شو بیرون، خایه‌فنگ

367
00:24:51,333 --> 00:24:53,958
‫چقدر لاشی‌ان

368
00:24:53,983 --> 00:24:57,858
‫همۀ لاشی‌های تایوانی این‌جورین؟
‫یا این‌ها نوبرهاشن؟

369
00:24:57,883 --> 00:25:00,508
‫اون‌ها انقدر جونم رو نجات دادن
‫که دیگه حسابش از دستم در رفته

370
00:25:01,291 --> 00:25:03,199
‫و همیشه قبل از اتفاق‌های بزرگ،
‫این‌جوری می‌شن

371
00:25:03,224 --> 00:25:06,766
‫- باعث می‌شه تمرکز کنن و حواس‌شون جمع باشه
‫- بیخیال، بیخیال

372
00:25:06,791 --> 00:25:10,583
‫فعلاً تنها چیزی که
‫روش تمرکز کردن لاشی‌بازیه

373
00:25:10,666 --> 00:25:11,583
‫نه! نه!

374
00:25:11,666 --> 00:25:13,958
‫شاید یه مقدار زیاده‌روی کرده باشن

375
00:25:14,583 --> 00:25:17,500
‫یه‌کم زمان بده، خب؟
‫توام کم‌کم ازشون خوشت میاد

376
00:25:19,083 --> 00:25:20,323
‫خیلی تخمی‌ان

377
00:25:21,625 --> 00:25:23,520
‫می‌دونی دیگه چیه که تخمیه؟

378
00:25:23,875 --> 00:25:25,793
‫رفتارت پیش اون‌ها!

379
00:25:32,583 --> 00:25:34,430
‫هی، برگرد اینجا ببینم، کیرِ اژدها

380
00:25:36,083 --> 00:25:38,000
‫- یه بغل بده ببینم
‫- کیر اژدها باشه!

381
00:25:49,271 --> 00:25:50,896
‫واسه بروس غذا بردم

382
00:25:53,958 --> 00:25:55,333
‫گفتم شاید گشنه‌ش باشه

383
00:26:01,250 --> 00:26:02,375
‫تو نمی‌تونی شکستش بدی

384
00:26:07,583 --> 00:26:09,666
‫مطمئنی اینو می‌خوای؟

385
00:26:10,750 --> 00:26:12,182
‫من پسرشم

386
00:26:13,125 --> 00:26:14,727
‫حرف حرفِ اونـه

387
00:26:17,833 --> 00:26:19,500
‫ولی خواستۀ خودت نیست

388
00:26:23,916 --> 00:26:26,172
‫زمان زیادی نیست باهم آشنا شدیم

389
00:26:26,916 --> 00:26:28,700
‫جوری رفتار نکن که انگار منو می‌شناسی

390
00:26:29,583 --> 00:26:33,416
‫اون‌قدری می‌شناسمت که بدونم
‫از وقتی که پاتو اینجا گذاشتی، عوض شدی

391
00:26:34,833 --> 00:26:35,938
‫با چشم‌های خودم دیدم

392
00:26:37,041 --> 00:26:40,333
‫مردم می‌تونن ظرف چند سال
‫یا چند روز عوض بشن

393
00:26:40,833 --> 00:26:42,413
‫توی حالت اول،
‫دیگه آدم سابق نمی‌شن،

394
00:26:42,833 --> 00:26:45,333
‫توی حالت دوم،
‫اون تغییر برات مثل سفر می‌مونه

395
00:26:47,208 --> 00:26:48,208
‫خواهش می‌کنم

396
00:26:49,208 --> 00:26:50,208
‫مامان

397
00:26:51,041 --> 00:26:53,750
‫دارم از جفت‌تون التماس می‌کنم

398
00:26:54,750 --> 00:26:58,125
‫اگه همین مسیر رو ادامه بدیم،
‫همه‌مون می‌میریم

399
00:26:59,791 --> 00:27:02,791
‫لباس و ماشینِ نو می‌خوایم چیکار؟

400
00:27:02,875 --> 00:27:04,500
‫ما که دنبال این چیزها نیستیم

401
00:27:05,083 --> 00:27:06,541
‫- نه واقعاً
‫- ما؟

402
00:27:07,958 --> 00:27:10,375
‫چند وقته توی این کاری؟ یه هفته؟

403
00:27:12,416 --> 00:27:14,312
‫اون‌قدری نبودی که چیزی ازش بدونی

404
00:27:14,625 --> 00:27:18,000
‫مشخصاً اون‌قدری نبودی که
‫بفهمی مهم نیست آدم چی می‌خواد

405
00:27:19,125 --> 00:27:21,527
‫باید کاری رو بکنی که لازمـه

406
00:27:22,000 --> 00:27:23,228
‫واسه خانواده

407
00:27:24,375 --> 00:27:26,166
‫بابا بهمون دستور داده

408
00:27:26,600 --> 00:27:29,516
‫چه خوش‌مون بیاد چه نیاد،
‫باید به دستوراتش گوش کنیم

409
00:27:47,041 --> 00:27:48,500
‫این‌جوری به نفع همه‌ست، مامان

410
00:27:49,458 --> 00:27:50,666
‫حداقل الان شاید...

411
00:27:51,416 --> 00:27:54,958
‫من و تو بتونیم برگردیم سر زندگی عادی‌مون

412
00:27:55,831 --> 00:27:57,789
‫ما توی این دنیا جایی رو نداریم

413
00:28:00,916 --> 00:28:02,570
‫ما شبیه هم نیستیم

414
00:28:03,291 --> 00:28:05,250
‫من مسئول تمام این اتفاقات‌ام

415
00:28:05,333 --> 00:28:09,893
‫از نقشۀ انتخاب رئیس اژدها بگیر
‫تا تک تکِ جزئیاتش

416
00:28:09,918 --> 00:28:14,628
‫حتی حملۀ بوکسورها
‫به ارواح هم کار خودم بودم

417
00:28:15,625 --> 00:28:18,208
‫صبر کن ببینم،
‫تو می‌دونستی بوکسورها قراره حمله کنن؟

418
00:28:18,637 --> 00:28:20,041
‫چطوری؟

419
00:28:20,125 --> 00:28:22,625
‫اصلاً چرا باید اون اسامی رو به تو می‌گفتم؟

420
00:28:22,708 --> 00:28:24,916
‫می‌دونستم بوکسورها پیدات می‌کنن،

421
00:28:25,000 --> 00:28:27,541
‫و تو در نهایت تمام اسامی رو لو می‌دادی

422
00:28:29,708 --> 00:28:30,708
‫تو...

423
00:28:31,833 --> 00:28:32,875
‫فکر کردی...

424
00:28:34,166 --> 00:28:36,333
‫انقدر ضعیفم؟

425
00:28:36,416 --> 00:28:38,791
‫ضعیف نیستی، آدم خوبی هستی

426
00:28:39,666 --> 00:28:41,875
‫و خوب بودنت باعث می‌شه قابل پیش‌بینی باشی

427
00:28:44,041 --> 00:28:45,041
‫مامان

428
00:28:45,541 --> 00:28:46,625
‫خواهش می‌کنم! خب...

429
00:28:48,583 --> 00:28:51,875
‫بیا همین الان از اینجا بریم
‫و برگردیم خونه، خب؟

430
00:28:51,958 --> 00:28:54,375
‫من... من دیگه نمایش بداهه نمیرم

431
00:28:54,458 --> 00:28:56,166
‫تمرکزم رو روی دانشگاه می‌ذارم

432
00:28:56,250 --> 00:28:57,629
‫هرچی که تو بخوای

433
00:28:58,000 --> 00:29:01,041
‫- خواهش می‌کنم
‫- همیشه پسر گُلی بودی، بروس

434
00:29:02,375 --> 00:29:05,208
‫من درکت می‌کنم، ولی شرمنده‌ام

435
00:29:05,291 --> 00:29:06,708
‫دست من نیست

436
00:29:28,125 --> 00:29:29,875
‫یه عقب‌نشینی کوچیکـه

437
00:29:31,541 --> 00:29:33,333
‫دیگه کسی ازش حمایت نمی‌کنه

438
00:29:35,000 --> 00:29:36,125
‫می‌دونم

439
00:29:36,958 --> 00:29:38,291
‫هنوز هم می‌تونیم...

440
00:29:43,375 --> 00:29:44,458
‫اعتراف کن

441
00:29:45,291 --> 00:29:46,500
‫باختی

442
00:29:56,666 --> 00:29:59,041
‫شاید تو دو قدم از دنیا جلوتر باشی،

443
00:30:00,958 --> 00:30:03,166
‫ولی من همیشه یه قدم از تو جلوترم

444
00:30:04,589 --> 00:30:08,464
‫چون تو هرگز نمی‌تونستی
‫درد رو تحمل کنی و حرفی نزنی

445
00:30:10,166 --> 00:30:12,666
‫حتی وقتی سوزن هم بهت می‌زدن صدات درمی‌اومد

446
00:30:15,083 --> 00:30:17,083
‫من این توانایی رو دارم
‫که هیچ چیزی رو حس نکنم

447
00:30:21,416 --> 00:30:23,250
‫من برعکسِ تو...

448
00:30:25,000 --> 00:30:26,750
‫هرگز خانواده‌مو ترک نکرده بودم

449
00:30:27,875 --> 00:30:29,000
‫هرگز خونه‌مو ترک نکرده بودم

450
00:30:32,500 --> 00:30:36,375
‫هرگز خواهرِ یکی یدونه‌مو ول نکردم بمیره

451
00:30:50,291 --> 00:30:55,166
‫تو یه بچۀ نُنرِ پولدار بودی

452
00:30:56,708 --> 00:31:01,875
‫و من قانع شده بودم که داری
‫برای هدفی بزرگ‌تر فداکاری می‌کنی

453
00:31:07,083 --> 00:31:10,916
‫ولی تنها هدف تو... من بودم

454
00:31:23,750 --> 00:31:28,541
‫واسه یه روستایی چیز بدی هم نیست

455
00:31:32,375 --> 00:31:33,416
‫حق با توئه

456
00:31:34,791 --> 00:31:36,394
‫در مورد همه‌چی

457
00:31:37,958 --> 00:31:38,958
‫من باختم

458
00:31:40,625 --> 00:31:41,625
‫و تو بُردی

459
00:31:43,291 --> 00:31:45,041
‫حالا فقط ازت یه چیزی رو می‌خوام

460
00:31:47,416 --> 00:31:49,166
‫می‌خوام برم آرایشگاه

461
00:31:49,250 --> 00:31:50,250
‫البته

462
00:31:50,750 --> 00:31:51,750
‫مشکلی نیست

463
00:31:54,625 --> 00:31:55,625
‫شیائو هان

464
00:32:01,201 --> 00:32:02,743
‫به زیباییت برس

465
00:32:04,958 --> 00:32:09,958
‫اگه درست رفتار کنی،
‫قدمت توی خونه‌مون روی چشمه

466
00:32:19,916 --> 00:32:21,793
‫تو خیلی باهام خوبی

467
00:32:39,166 --> 00:32:40,166
‫آخ...

468
00:32:41,291 --> 00:32:42,820
‫می‌شه بازی کنم؟

469
00:32:43,708 --> 00:32:44,708
‫هی، گریس

470
00:32:45,625 --> 00:32:47,416
‫از... از دیدنت خوشحالم

471
00:32:47,500 --> 00:32:52,333
‫راستش تعجب می‌کنم با چه جرئتی
‫این‌جوری بیرون میای

472
00:32:53,250 --> 00:32:55,250
‫می‌دونی که به خونِت تشنه‌ایم؟

473
00:32:57,000 --> 00:33:00,833
‫واسه همین حواسم بود توی یه
‫مکان عمومی منو ببینی

474
00:33:00,916 --> 00:33:02,916
‫جایی که کلی آدم کنارمون باشه

475
00:33:03,416 --> 00:33:06,625
‫کشتنت توی عموم به هیچ‌جام نیست

476
00:33:15,416 --> 00:33:19,375
‫حالا که بحثش رو پیش کشیدی،
‫به‌نظرم خیلی هم حرکت هوشمندانه‌ای نبود

477
00:33:20,291 --> 00:33:23,416
‫همین هفتۀ پیش بود که از اینجا منو دزدیدن

478
00:33:24,333 --> 00:33:25,458
‫ولی من...

479
00:33:26,083 --> 00:33:28,458
‫می‌خواستم ببینمت

480
00:33:30,500 --> 00:33:32,958
‫من یه راهی واسه از سر راه برداشتن
‫خانواده‌های سه‌گانه بلدم

481
00:33:33,041 --> 00:33:36,250
‫من فقط می‌خوام که تو بمیری

482
00:33:36,333 --> 00:33:38,083
‫ترجیحاً با کلی درد

483
00:33:38,166 --> 00:33:41,000
‫کار... کار مامانم بود

484
00:33:41,609 --> 00:33:43,942
‫اون تو رو دور زد، و... منم دور زد!

485
00:33:44,416 --> 00:33:46,355
‫می‌دونم که بهتر از این حرف‌ها منو می‌شناسی!

486
00:33:46,548 --> 00:33:48,788
‫من جرئتش رو ندارم به کسی خیانت کنم

487
00:33:49,416 --> 00:33:52,000
‫خواهش می‌کنم،
‫ما جفت‌مون دنبال یه چیزیم

488
00:33:52,083 --> 00:33:54,125
‫فقط به حرف‌هام گوش بده

489
00:33:55,375 --> 00:33:56,852
‫بهت ۲۰ ثانیه فرصت میدم

490
00:33:57,666 --> 00:33:58,666
‫بگو

491
00:34:00,791 --> 00:34:05,156
‫تمام اعضای ارواح الان که داریم
‫باهم حرف می‌زنیم توی لس آنجلس‌ان

492
00:34:06,208 --> 00:34:09,250
‫امشب از اون قرارهای که
‫هر نسل یه‌بار شاهدشه دارن،

493
00:34:09,333 --> 00:34:11,041
‫تا شاه جدید اژدها رو انتخاب کنن

494
00:34:11,125 --> 00:34:13,166
‫منظورت رئیس اژدهاست؟

495
00:34:14,041 --> 00:34:16,333
‫آره! رئیس اژدها

496
00:34:18,083 --> 00:34:20,500
‫من می‌تونم موقعیت محل قرار رو بهت بدم

497
00:34:21,526 --> 00:34:23,376
‫تو می‌خوای خانواده‌ها رو از بین ببری،

498
00:34:23,572 --> 00:34:25,350
‫من می‌خوام خانواده‌م قید این کارها رو بزنه

499
00:34:25,541 --> 00:34:28,000
‫بهترین راه حل
‫کشتن آدم‌های توی قراره

500
00:34:28,083 --> 00:34:30,000
‫چرا دوباره باید حرفت رو باور کنم؟

501
00:34:32,375 --> 00:34:35,375
‫یه‌بار برادرم گفت که
‫باید واسه خانواده‌م پا پیش بذارم

502
00:34:36,083 --> 00:34:38,791
‫حالا منم می‌خوام جلوشون رو بگیم
‫تا به خودشون آسیبی نرسونن

503
00:34:40,500 --> 00:34:44,958
‫می‌خوام چشم‌هاشون رو به یه
‫راه دیگه‌ای واسه زندگی کردن باز کنم

504
00:34:45,041 --> 00:34:48,750
‫و ظاهراً فقط منم
‫که فکر می‌کنم این راه درستیه

505
00:34:49,733 --> 00:34:50,816
‫ولی...

506
00:34:51,375 --> 00:34:52,708
‫بالاخره...

507
00:34:53,666 --> 00:34:54,750
‫این ماجرا باید تموم شه

508
00:34:55,750 --> 00:34:56,833
‫همین امشب

509
00:35:05,541 --> 00:35:06,541
‫باشه

510
00:35:08,245 --> 00:35:09,079
‫قبول کردی؟

511
00:35:09,104 --> 00:35:13,058
‫دیگه به مامان سان
‫و برادر چارلز رحم نمی‌کنیم

512
00:35:13,083 --> 00:35:16,708
‫خب؟ قراره بهشون حمله کنیم،
‫با تمام قوا میایم. رحمی در کار نیست

513
00:35:17,458 --> 00:35:19,541
‫واسه کسی استثنا قائل نمی‌شیم،
‫تو مشکلی با این قضایا نداری؟

514
00:35:19,625 --> 00:35:22,458
‫ربطی به مامانم نداره.
‫اون اصلاً اونجا نیست

515
00:35:23,662 --> 00:35:24,960
‫چارلز چی؟

516
00:35:26,791 --> 00:35:28,509
‫اون از پس خودش برمیاد

517
00:35:29,375 --> 00:35:31,750
‫- مطمئنی؟
‫- معلومه که مطمئنم

518
00:35:35,625 --> 00:35:38,208
‫این‌جوری حداقل یه راه فراری داره

519
00:35:38,791 --> 00:35:42,916
‫ولی... اگه این کارو نکنم،
‫شک ندارم که واسه همیشه از دست میدمش

520
00:36:08,291 --> 00:36:09,702
‫عملیات به راهه

521
00:36:11,398 --> 00:36:12,808
‫واو

522
00:36:12,833 --> 00:36:16,910
‫پلیس فدرال، پلیس مبارزه با مواد مخدر،
‫پلیس لس آنجلس و پلیس بین‌الملل اینجان

523
00:36:16,935 --> 00:36:18,326
‫نمی‌دونم کدوم قسمتش تحسین‌برانگیزتره

524
00:36:18,350 --> 00:36:21,600
‫اینکه به این سرعت یه گروه ویژۀ
‫بین‌سازمانی کامل رو اینجا آوردی،

525
00:36:21,625 --> 00:36:23,875
‫یا اینکه کاری کردی به
‫یه نقطه توی صفحۀ نمایش خیره شن

526
00:36:23,958 --> 00:36:27,291
‫و منتظر باشن طبق حدسی که زدی یه ملاقات
‫بین خانواده‌های سه‌گانه شکل بگیره

527
00:36:27,833 --> 00:36:28,958
‫حدس نزدم!

528
00:36:29,041 --> 00:36:32,541
‫اف‌بی‌آی تأیید کرد که
‫چندتا از رؤسای خانواده‌ها توی لس آنجلس‌ان

529
00:36:32,566 --> 00:36:34,206
‫یه دلیلی داره که اینجان

530
00:36:34,500 --> 00:36:36,916
‫این همه تشکیلات اینجا اومده،
‫انتظار دارن که اتفاقی بیفته

531
00:36:37,013 --> 00:36:39,429
‫اگه اوضاع خراب شه،
‫به‌نظرت کی رو مقصر می‌دونن؟

532
00:36:40,208 --> 00:36:42,916
‫حالا از کجا مطمئنی قرارشون امروزه؟

533
00:36:43,000 --> 00:36:46,541
‫چون امروز هشتمـه.
‫عدد شانس فرهنگ چین

534
00:36:48,000 --> 00:36:51,333
‫- یعنی واسه عددشناسیِ تو اینجا جمع شدیم؟
‫- بله، دقیقاً

535
00:36:51,416 --> 00:36:54,750
‫تمام جزئیات این قرار،
‫از روزش بگیر تا زمان و مکان قرار...

536
00:36:54,833 --> 00:36:57,083
‫تمامش طبق اعداد شانس چیده شدن

537
00:36:57,166 --> 00:37:00,250
‫واسه همین مطمئنم که
‫رأس ساعت ۸ هم شروع می‌شه

538
00:37:00,333 --> 00:37:03,041
‫این ملاقات امروز برگزار شده.
‫فقط نمی‌دونیم کجا

539
00:37:03,125 --> 00:37:06,041
‫و چطور بفهمیم؟ کارت‌های فالگیری؟

540
00:37:08,255 --> 00:37:09,920
‫می‌تونم این کارو کنیم،

541
00:37:10,125 --> 00:37:14,250
‫یا می‌تونیم از موقعیت‌یابی که توی
‫گوشی چارلز سان گذاشتم استفاده کنیم

542
00:37:14,875 --> 00:37:16,963
‫فعلاً اون توی هتل لانگهمـه

543
00:37:17,308 --> 00:37:19,954
‫ولی به محض اینکه بره واسه ملاقات،
‫ما ردش رو می‌زنیم

544
00:37:19,979 --> 00:37:23,748
‫گروه ضربت رو به محل موردنظر می‌فرستیم
‫و هرکسی که اونجاست رو دستگیر می‌کنیم

545
00:37:24,291 --> 00:37:26,260
‫ولی تا وقتی اون نقطه تکون نخورده،

546
00:37:27,375 --> 00:37:28,585
‫صبر می‌کنیم

547
00:37:45,708 --> 00:37:47,575
‫متأسفم که امشب نیستی

548
00:37:50,708 --> 00:37:52,745
‫بیا به‌جاش بریم بامیه بگیریم

549
00:37:53,666 --> 00:37:54,666
‫چی؟

550
00:37:56,416 --> 00:38:01,333
‫من و تو، بریم بیرون

551
00:38:01,916 --> 00:38:03,516
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

552
00:38:05,750 --> 00:38:06,750
‫داستان چیه؟

553
00:38:10,250 --> 00:38:11,750
‫چیزی تو دلته؟

554
00:38:21,317 --> 00:38:22,677
‫نباید دیر کنیم

555
00:38:22,702 --> 00:38:24,759
‫مراسم رأس ساعت هشت شروع می‌شه

556
00:38:26,458 --> 00:38:27,458
‫بریم

557
00:38:36,376 --> 00:38:39,252
‫[چارلز سان]

558
00:38:39,333 --> 00:38:40,853
‫امشب موفق باشین

559
00:38:45,041 --> 00:38:47,416
‫دیگه نمی‌ذارم بچه‌های وانگ سربه‌سرت بذارن

560
00:38:47,500 --> 00:38:48,791
‫قول میدم

561
00:38:50,625 --> 00:38:51,625
‫نگران نباش

562
00:38:52,333 --> 00:38:55,041
‫امشب که تموم شه، اوضاع درست می‌شه

563
00:38:56,125 --> 00:38:59,641
‫تو هم می‌تونی دکتر شی،
‫یا به حرفۀ بداهه‌ت برسی

564
00:38:59,666 --> 00:39:02,012
‫یا کل روز گم شی قیافه‌تو نبینم

565
00:39:02,916 --> 00:39:04,705
‫انقدر برات پول می‌فرستم که...

566
00:39:04,730 --> 00:39:08,188
‫زندگیت به راحتی جان چو و جو تای روی هم بشه

567
00:39:09,458 --> 00:39:11,625
‫این همون لحظه‌ست، داداش کوچولو

568
00:39:12,833 --> 00:39:13,833
‫من و تو؟

569
00:39:15,166 --> 00:39:16,375
‫می‌تونیم همه‌چیز رو تصاحب کنیم

570
00:39:40,667 --> 00:39:44,167
‫♪ آهنگ Esther
‫از Tzusing ♪

571
00:40:07,428 --> 00:40:10,240
‫[چارلز سان]

572
00:40:11,762 --> 00:40:15,762
‫♪ آهنگ Hourglass
‫از S U R V I V E ♪

573
00:41:59,541 --> 00:42:00,750
‫چارلز کجاست؟

574
00:42:10,291 --> 00:42:12,958
‫هی، بیا اینجا.
‫دارن شروع می‌کنن

575
00:42:20,177 --> 00:42:21,242
<i>‫و سپس از آن عکس ایکس‌رِی گرفته...</i>

576
00:42:21,267 --> 00:42:24,350
<i>‫...هتل تجربه‌ای بی‌نظیر
‫از کالیفرنیای جنوبیه...</i>

577
00:42:24,375 --> 00:42:27,041
<i>‫...که تحت تأثیر دومین
‫ترک‌خوردگی لوله در دو ماه اخیر شد</i>

578
00:42:27,125 --> 00:42:28,416
<i>‫شاید امتحان کردیم</i>

579
00:42:28,500 --> 00:42:29,791
<i>‫ممنونم ازت، پاول</i>

580
00:42:29,816 --> 00:42:32,766
<i>‫کارِ مارک حرف نداشت،
‫و ماجراجویی بزرگی براش بود</i>

581
00:42:32,791 --> 00:42:34,391
<i>‫در مقایسه با تمام شیرینی‌پزهای
‫توی چادر، طی سالی که گذشت</i>

582
00:42:34,458 --> 00:42:38,583
<i>‫اولش شروع خیلی بدی داشت،
‫اما بعدش، هر هفته‌ای که سپری می‌شد،</i>

583
00:42:38,666 --> 00:42:40,916
<i>‫بهتر و بهتر شد</i>

584
00:42:41,000 --> 00:42:43,333
<i>‫بهتر و بهتر...</i>

585
00:42:43,916 --> 00:42:45,875
<i>‫بهتر... بهتر و... بهتر...</i>

586
00:42:45,958 --> 00:42:48,166
<i>‫و حیفه که داره میره</i>

587
00:42:58,833 --> 00:42:59,833
‫امم، الو؟

588
00:43:00,375 --> 00:43:03,916
‫من... بروس سان‌ام

589
00:43:05,458 --> 00:43:07,416
‫آره، نه. من.. متأسفم. امم...

590
00:43:07,500 --> 00:43:09,750
‫ببین، می‌دونم به‌نظر عجیب میاد،

591
00:43:09,775 --> 00:43:13,409
‫ولی می‌شه همین الان
‫بیای هتل لانگهم پیش من؟

592
00:43:14,791 --> 00:43:17,666
‫و... هر سلاحی هم داری با خودت بیار

593
00:43:20,721 --> 00:43:24,227
‫♪ آهنگ Future Starts Slow
‫از The Kills ♪

594
00:43:28,041 --> 00:43:29,041
‫شروع کنید

595
00:44:09,583 --> 00:44:11,250
‫نقشۀ دومی هم داری؟

596
00:44:26,918 --> 00:44:32,018
‫♪ آهنگ Cost
‫از boler mani ♪

597
00:44:45,000 --> 00:44:46,416
‫- هی!
‫- چی شده؟

598
00:44:46,441 --> 00:44:48,328
‫تازه با هواپیما برگشتم، خوابم میاد

599
00:44:49,208 --> 00:44:51,791
‫قهوه‌ای چیزی می‌خوری؟ خوبی؟

600
00:44:53,791 --> 00:44:56,250
‫خیلی‌خب، یه اتفاق بدی افتاده

601
00:44:56,333 --> 00:44:59,500
‫تقصیر کسی نبوده، ولی باید یه کاری کنیم

602
00:44:59,583 --> 00:45:02,333
‫وگرنه احتمالاً کارِ چارلز تمومه

603
00:45:05,000 --> 00:45:06,958
‫گریس رئیس بوکسورهاست

604
00:45:07,041 --> 00:45:10,541
‫و من یه‌جورایی ماجرای قرار ملاقات
‫اعضای خانواده رو براش تعریف کردم

605
00:45:10,566 --> 00:45:12,982
‫و قراره برن اونجا همه رو بکشن

606
00:45:13,833 --> 00:45:16,208
‫یعنی ما این همه مدت داشتیم
‫دنبال قاتل‌های خواهرم می‌گشتیم،

607
00:45:16,291 --> 00:45:18,666
‫اون‌وقت تو داشتی درِ رئیس‌شون می‌ذاشتی؟

608
00:45:18,750 --> 00:45:21,583
‫خب، هنوز رابطه‌مون به اون مرحله نرسیده،

609
00:45:21,666 --> 00:45:24,041
‫و گمونم هرگز به اون مرحله نرسیم

610
00:45:24,125 --> 00:45:25,542
‫- باشه، بریم
‫- وایسـ...

611
00:45:26,492 --> 00:45:27,802
‫جدی بریم؟

612
00:45:28,306 --> 00:45:29,519
‫به همین سادگی؟

613
00:45:29,544 --> 00:45:32,169
‫آره، اگه قرار باشه دوست‌دخترت رو بکشم

614
00:45:33,666 --> 00:45:37,169
‫حدس می‌زنم که چنین فرصتی هم گیرت میاد

615
00:45:37,750 --> 00:45:38,750
‫اوهوم

616
00:45:39,541 --> 00:45:41,166
‫دلیلش فقط این نیست

617
00:45:42,291 --> 00:45:44,166
‫شماها تنها خانواده‌ای هستین که دارم

618
00:45:50,083 --> 00:45:51,375
‫اوه

619
00:45:51,458 --> 00:45:52,458
‫لعنتی

620
00:45:56,500 --> 00:45:58,208
‫- راه بیفت
‫- وایسا!

621
00:45:58,823 --> 00:45:59,953
‫چه گهی می‌خوری؟

622
00:46:00,151 --> 00:46:03,141
‫برو رد کارِت، تی‌کی!
‫باید جایی برم

623
00:46:03,166 --> 00:46:05,019
‫نه! باید به حرف‌هام گوش بدی

624
00:46:06,416 --> 00:46:09,708
‫بروس، من می‌دونم
‫چرا اون حرف‌ها رو بهم زدی، خب؟

625
00:46:10,291 --> 00:46:12,171
‫همه فکر می‌کنن منم مثل برادرم‌ام

626
00:46:12,250 --> 00:46:14,250
‫اونم واسه اینکه
‫بعضاً می‌ترسم یا گریه می‌کنم

627
00:46:14,333 --> 00:46:17,916
‫ولی یادت نره، من بودم که
‫تو رو با این تشکیلات آشنا کردم

628
00:46:18,000 --> 00:46:21,330
‫اون‌وقت حالا همه رفتن و من موندم و کیر خر؟

629
00:46:22,500 --> 00:46:23,500
‫می‌دونم که می‌تونم کمکت کنم

630
00:46:23,541 --> 00:46:26,541
‫کاری که قراره کنم خیلی خطریه، تی‌کی

631
00:46:27,208 --> 00:46:28,208
‫نمی‌تونم

632
00:46:29,583 --> 00:46:30,625
‫خب...

633
00:46:31,875 --> 00:46:32,875
‫چی؟

634
00:46:35,000 --> 00:46:36,000
‫از جام جُـم نمی‌خورم

635
00:46:36,737 --> 00:46:39,324
‫اگه خودش سرش واسه این چیزها درد می‌کنه،
‫چرا ما جلوش رو بگیریم؟

636
00:46:39,349 --> 00:46:40,891
‫منم دارم همین رو می‌گم

637
00:46:40,916 --> 00:46:42,959
‫تو نمی‌تونی ازم محافظت کنی، داداش

638
00:46:43,291 --> 00:46:45,791
‫من هر روز کلی وید می‌کشم،
‫فقط آت‌وآشغال می‌خورم

639
00:46:45,875 --> 00:46:48,083
‫و همیشه هنگام رانندگی پیام میدم

640
00:46:48,166 --> 00:46:50,251
‫به موقعش جونم رو میدم

641
00:46:51,541 --> 00:46:53,041
‫- عوضی، برو
‫- راه بیفت

642
00:46:54,541 --> 00:46:56,500
‫باشه، قبوله. بیا

643
00:46:57,083 --> 00:46:58,625
‫می‌تونم بیام؟

644
00:46:58,708 --> 00:47:01,916
‫تا وقتی جلوی ماشینم نشستی
‫جایی نمی‌تونم برم!

645
00:47:02,000 --> 00:47:04,500
‫اگه میای پس دست بجنبون!

646
00:47:05,958 --> 00:47:06,958
‫چی؟

647
00:47:08,500 --> 00:47:09,500
‫لعنتی

648
00:47:09,958 --> 00:47:12,166
‫- بیا روی پام بشین، همین‌جوری بشین
‫- بیا

649
00:47:12,250 --> 00:47:14,083
‫خدای... آخ!

650
00:47:15,541 --> 00:47:16,958
‫- بیا بالا
‫- روی من نه!

651
00:47:17,041 --> 00:47:18,625
‫- بریم، برو بریم
‫- خب

652
00:47:24,583 --> 00:47:25,770
‫داره راه میفته

653
00:47:26,010 --> 00:47:29,291
‫- خیلی‌خب، داره راه میفته
‫- برید، برید!

654
00:47:29,375 --> 00:47:30,666
‫راه بیفتید! راه بیفتید!

655
00:47:44,875 --> 00:47:45,875
‫ای ریدم توش

656
00:47:52,833 --> 00:47:53,916
‫خیلی‌خب

657
00:48:02,625 --> 00:48:05,458
‫من اسرار محفل را افشا نخواهم کرد

658
00:48:05,483 --> 00:48:09,358
‫حتی برای والدین، برادران و همسرم

659
00:48:10,125 --> 00:48:12,750
‫هرگز برای ثروت رازی را افشا نخواهم کرد

660
00:48:13,583 --> 00:48:18,375
‫اگر چنین کاری کردم،
‫با هزارن شمشیر من را بکشید

661
00:48:24,333 --> 00:48:28,066
‫من هرگز به برادران قسم‌خوردۀ خود
‫پشت نخواهم کرد

662
00:48:28,091 --> 00:48:31,049
‫و اگر باعث دستگیری یکی از برادرانم شدم،

663
00:48:31,387 --> 00:48:33,470
‫باید فوراً اقدام به آزادیِ اون کنم

664
00:48:36,833 --> 00:48:41,458
‫اگر این سوگند رو زیرپا گذاشتم،
‫با رعدوبرق کشته شوم

665
00:49:01,583 --> 00:49:03,383
‫لعنت بهش، هیچی معلوم نیست

666
00:49:03,416 --> 00:49:04,750
‫بروس!

667
00:49:06,333 --> 00:49:07,750
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- چارلز

668
00:49:07,833 --> 00:49:10,583
‫- خداروشکر که پیدات کردم
‫- نباید اینجا باشی

669
00:49:10,666 --> 00:49:12,875
‫حق با توئه.
‫ولی باید یه چیزی رو بهت بگم

670
00:49:13,666 --> 00:49:16,958
‫- باید از اینجا...
‫- برگرد داخل، نوبت رأی‌گیریه

671
00:49:17,041 --> 00:49:18,708
‫- نه...
‫- هرچی که هست، باشه واسه بعد

672
00:49:18,791 --> 00:49:20,208
‫- برو!
‫- باید از اینجا بری

673
00:49:28,458 --> 00:49:29,619
‫برادرها

674
00:49:35,166 --> 00:49:38,625
‫خیلی وقته که هرکدوم‌مون
‫راه خودمون رو رفتیم،

675
00:49:39,875 --> 00:49:42,416
‫دنبال اهداف خودخواهانۀ خودمون بودیم

676
00:49:43,750 --> 00:49:44,750
‫و نتیجه‌ش شد...

677
00:49:45,464 --> 00:49:48,964
‫این اوضاع آشفته و بلبشوی امروزی
‫که داخلش گیر افتادیم

678
00:49:54,396 --> 00:49:57,507
‫چرا که خوابی که خداوند برای آدم دیده،
‫بالاتره از نقشه‌هایی که خودِ انسان کشیده

679
00:49:57,833 --> 00:50:02,500
‫یاد پدران‌مون افتادم،
‫زمانی که جلوی امپراتوری قد علم کردن

680
00:50:03,301 --> 00:50:06,959
‫با شجاعت و دانش لشکریان دشمن
‫رو وادار به عقب‌نشینی کردن

681
00:50:08,159 --> 00:50:10,366
‫تنها نقطۀ قوت‌شون می‌دونین چی بود؟

682
00:50:13,112 --> 00:50:14,435
‫باهم متحد بودن

683
00:50:15,666 --> 00:50:18,194
‫حالا وقتش رسیده تا
‫از اشتباهات‌مون درس بگیریم،

684
00:50:18,219 --> 00:50:19,850
‫به پدران‌مون احترام بذاریم

685
00:50:19,875 --> 00:50:21,166
‫و باهم متحد شیم

686
00:50:23,625 --> 00:50:26,098
‫باید رئیسِ اژدهایِ جدیدی انتخاب کنیم

687
00:50:27,210 --> 00:50:28,833
‫و خوشبختانه...

688
00:50:29,541 --> 00:50:32,458
‫سرنوشت نامزد بی‌عیب و نقصی
‫رو سر راهمون قرار داده

689
00:50:35,102 --> 00:50:36,251
‫ای‌ژن

690
00:50:42,155 --> 00:50:44,936
‫همه فکر می‌کنن که
‫اون فقط یه مبارز بی‌اعصابه،

691
00:50:46,000 --> 00:50:49,916
‫ولی اون تنها به‌خاطر یه چیز
‫روی به خشونت آورد

692
00:50:50,173 --> 00:50:51,420
‫تا ما رو رهبری کنه،

693
00:50:51,445 --> 00:50:53,100
‫و با افتخار زندگیش رو
‫پای خدمت به ما می‌ذاره

694
00:50:55,375 --> 00:50:56,375
‫ای‌ژن

695
00:50:57,875 --> 00:50:59,912
‫تنها انتخاب ماست

696
00:51:04,731 --> 00:51:06,849
‫اگه مخالفتی وجود نداره،

697
00:51:06,874 --> 00:51:08,042
‫ادامه بدم

698
00:51:09,035 --> 00:51:10,763
‫و برای رسمی‌سازی، رأی‌گیری کنیم

699
00:51:19,333 --> 00:51:20,723
‫من مخالفم

700
00:51:26,049 --> 00:51:29,716
‫چون شما باید منو به‌جای اون انتخاب کنین

701
00:51:46,583 --> 00:51:48,303
‫اون اینجا چه غلطی می‌کنه؟

702
00:51:49,708 --> 00:51:52,108
‫تو اینجا حق اعتراض نداری

703
00:51:52,916 --> 00:51:54,967
‫بهش یه فرصت بده

704
00:51:58,541 --> 00:52:01,029
‫می‌خوام ببینم چه حرفی واسه گفتن داره

705
00:52:10,833 --> 00:52:14,012
‫«فرانک ما» یکی از
‫سرشناس‌ترین مهمانان ما هستش

706
00:52:14,166 --> 00:52:19,041
‫به همین خاطر هم،
‫باید احترام ویژه‌ای براش قائل شد

707
00:52:20,666 --> 00:52:23,159
‫ولی این یه جلسۀ سُنتیه

708
00:52:23,625 --> 00:52:25,806
‫تنها اعضای محفل‌ان که...

709
00:52:28,197 --> 00:52:30,044
‫اجازۀ صحبت کردن دارن

710
00:52:33,319 --> 00:52:34,319
‫هاه

711
00:52:35,791 --> 00:52:37,715
‫چه تصادفی!

712
00:52:39,041 --> 00:52:41,083
‫چه خوش‌شانسم که...

713
00:52:41,166 --> 00:52:43,291
‫درست قبل از قرار،
‫پیش سان تای‌تای رفتم،

714
00:52:44,375 --> 00:52:47,625
‫و درجۀ «بادبزن کاغذی سفید» رو بهش دادم،

715
00:52:48,708 --> 00:52:50,916
‫بهش عضویت افتخاری و...

716
00:52:51,000 --> 00:52:54,250
‫و اجازۀ صحبت با همه‌مون رو دادم

717
00:52:57,958 --> 00:52:59,166
‫خانم سان

718
00:53:17,791 --> 00:53:21,625
‫ای‌ژن انتخاب درست برای رهبریِ ما نیست

719
00:53:38,750 --> 00:53:43,333
‫ای‌ژن سرباز تواناییه،
‫ولی اون فقط همیشه یه سرباز می‌مونه

720
00:53:43,416 --> 00:53:46,458
‫سرباز همیشه پایبند به وظیفه‌شه

721
00:53:49,649 --> 00:53:53,416
‫انتخاب اون، فرقی با انتخاب سان بزرگ نداره

722
00:53:54,416 --> 00:53:58,196
‫و همه‌تون خوب می‌دونین
‫که سانِ بزرگ فقط به حرف یه نفر گوش میده

723
00:53:59,875 --> 00:54:01,196
‫حرف خودش

724
00:54:04,875 --> 00:54:07,375
‫ترجیح می‌دین چه کسی رهبر آینده‌تون باشه؟

725
00:54:07,400 --> 00:54:09,845
‫کسی که جون تک‌تک‌تون رو...

726
00:54:09,870 --> 00:54:11,962
‫از یه حملۀ مرگبار نجات داده،

727
00:54:12,083 --> 00:54:15,708
‫یا یه دایناسور خودشیفته...

728
00:54:15,733 --> 00:54:17,763
‫که وقتی داشت به شما حمله می‌شد،

729
00:54:17,788 --> 00:54:19,557
‫از ترس خودش رو توی سایه مخفی کرده بود

730
00:54:19,582 --> 00:54:21,217
‫و تظاهر می‌کرد که توی کمائـه؟

731
00:54:28,958 --> 00:54:30,208
‫خب

732
00:54:30,361 --> 00:54:32,604
‫فکر کنم باید رأی‌گیری کنیم

733
00:54:32,629 --> 00:54:34,003
‫اومم

734
00:54:41,399 --> 00:54:42,953
‫ولی قبلش...

735
00:54:43,708 --> 00:54:45,750
‫بذارین داستانی براتون تعریف کنم

736
00:54:45,833 --> 00:54:49,083
‫وقتی این برگه‌های چای رو توی
‫فنجونم می‌بینم، یاد دوران کودکیم میفتم

737
00:55:05,416 --> 00:55:07,458
‫اوضاع قراره به‌هم بریزه، حسش می‌کنم

738
00:55:07,541 --> 00:55:10,666
‫باید به مامان و چارلز علامت بدیم
‫و از اینجا بیرون ببریم‌شون

739
00:55:14,416 --> 00:55:15,791
‫آخ!

740
00:55:31,000 --> 00:55:33,333
‫ولی... برگردیم سر داستن خودمون

741
00:55:35,164 --> 00:55:36,502
‫اون زمان‌ها...

742
00:55:37,968 --> 00:55:39,468
‫دوران سختی بود

743
00:55:52,708 --> 00:55:55,197
‫ما خوب معنای کار سخت رو می‌فهمیم

744
00:55:55,958 --> 00:55:57,812
‫پولی واسه غذا نداشتیم

745
00:55:59,000 --> 00:56:01,291
‫واسه همین، بعضی وقت‌ها
‫من و برادران و خواهرانم...

746
00:56:02,791 --> 00:56:04,610
‫برگ‌های دم‌کرده می‌خوردیم

747
00:56:05,291 --> 00:56:07,000
‫برگ‌های دم‌کرده

748
00:56:18,750 --> 00:56:20,041
‫اون بمبـه!

749
00:56:20,750 --> 00:56:21,750
‫اون...

750
00:56:27,210 --> 00:56:28,514
‫بروس؟

751
00:56:53,125 --> 00:56:54,605
‫- از اینجا گورتون رو گم کنین
‫- هی!

752
00:56:57,416 --> 00:56:58,458
‫بروس!

753
00:56:58,534 --> 00:57:00,427
‫- اینجا چه غلطی می‌کنی؟
‫- این چه کاریه؟

754
00:57:00,458 --> 00:57:03,000
‫اونجا یه... بمب بود!

755
00:57:07,416 --> 00:57:08,500
‫برید عقب!

756
00:57:11,791 --> 00:57:13,875
‫بروس! بروس!

757
00:57:29,041 --> 00:57:30,625
‫همه اسلحه‌هاتون رو زمین بذارین!

758
00:57:33,250 --> 00:57:34,405
‫دست‌ها بالا!

759
00:57:35,875 --> 00:57:37,416
‫برید عقب، برید عقب! تکون بخورید

760
00:57:37,500 --> 00:57:38,791
‫برید! برید، برید، برید!

761
00:57:39,375 --> 00:57:40,916
‫گفتم اسلحه‌هاتون رو زمین بذارید!

762
00:57:41,000 --> 00:57:43,625
‫بخوابید زمین! اسلحه‌ها روی زمین!
‫بخوابید! بخوابید روی زمین!

763
00:57:43,708 --> 00:57:44,875
‫کسی تکون نخوره!

764
00:57:44,900 --> 00:57:47,695
‫- بذارش زمین!
‫- خواهش می‌کنم کاری با من نداشته باشین، خب؟

765
00:57:48,166 --> 00:57:50,447
‫- خواهش می‌کنم، من فقط می‌خوام برم!
‫- تکون نخورید!

766
00:57:56,125 --> 00:57:58,166
‫باید به صورت کامل
‫از دست شرارت خلاص شد

767
00:57:58,250 --> 00:58:00,083
‫- هی، تکون نخور!
‫- نـه!

768
00:58:21,875 --> 00:58:24,166
‫- نزنید!
‫- بذارید خودشون همدیگه رو بزنن!

769
00:58:33,958 --> 00:58:34,958
‫بروس!

770
00:58:41,125 --> 00:58:42,125
‫برید پسرها!

771
00:59:05,875 --> 00:59:07,875
‫زینگ! زینگ!

772
00:59:07,900 --> 00:59:09,793
‫اون چکمه خونی رو کشت!

773
01:00:09,166 --> 01:00:10,291
‫بالاخره زدم!

774
01:00:11,083 --> 01:00:12,684
‫اون حرکته رو زدم! من...

775
01:00:24,333 --> 01:00:26,333
‫بدو، زودباش! برو، برو، برو!

776
01:00:26,416 --> 01:00:28,291
‫برو، برو، برو!

777
01:00:28,375 --> 01:00:29,833
‫- بیا!
‫- مراقب باش!

778
01:00:31,875 --> 01:00:32,958
‫برو، برو!

779
01:01:13,208 --> 01:01:14,208
‫بریم!

780
01:01:16,458 --> 01:01:17,541
‫اونجا! اون در خروجیه

781
01:01:31,041 --> 01:01:32,583
‫این انتقام مِیـه

782
01:01:32,666 --> 01:01:33,666
‫هرچی داری رو کن

783
01:02:37,833 --> 01:02:39,338
‫دیگه مهم نیست

784
01:02:40,375 --> 01:02:41,375
‫ما کارمون رو کردیم

785
01:02:42,166 --> 01:02:43,708
‫خانواده‌های سه‌گانه رو شکست دادیم

786
01:02:44,208 --> 01:02:46,541
‫تبریک، حالا مُردی

787
01:02:54,166 --> 01:02:55,375
‫برو، برو، برو

788
01:02:57,000 --> 01:02:58,174
‫خب، اونجا

789
01:02:58,350 --> 01:02:59,433
‫بی‌حرکت!

790
01:03:00,083 --> 01:03:01,932
‫دوتا مظنون اینجان، خروجی غربی

791
01:03:03,083 --> 01:03:04,844
‫با شما دوتام، بخوابید روی زمین

792
01:03:14,208 --> 01:03:16,166
‫برو!

793
01:03:50,875 --> 01:03:52,916
‫همچنان داریم تعداد
‫کشته و زخمی‌ها رو می‌شماریم

794
01:03:53,875 --> 01:03:55,458
‫ولی این بدون شک...

795
01:03:55,483 --> 01:03:58,831
‫بزرگ‌ترین دستگیری باندهای
‫خانواده‌های سه‌گانه توی خارج از آسیاست

796
01:03:59,041 --> 01:04:00,372
‫دستاورد بزرگیه

797
01:04:02,500 --> 01:04:04,405
‫یا بهتره بگم دستاورد بزرگی واسه توئه!

798
01:04:05,541 --> 01:04:08,808
‫فقط حواست به کشته و زخمی‌ها باشه، خب؟

799
01:04:09,791 --> 01:04:11,708
‫به‌نظرت چارلز چی شد؟

800
01:04:12,666 --> 01:04:14,666
‫عمراً زنده مونده باشه، مگه نه؟

801
01:04:40,125 --> 01:04:42,708
‫چه اتفاقی افتاد؟

802
01:04:42,791 --> 01:04:44,875
‫بوکسورها و پلیس‌ها اومده بودن

803
01:04:45,458 --> 01:04:46,841
‫اون‌ها چه‌جوری فهمیدن؟

804
01:04:48,833 --> 01:04:49,833
‫بروس

805
01:04:50,666 --> 01:04:52,453
‫اون خواست بهم هشدار بده

806
01:05:10,893 --> 01:05:13,393
‫مادرت بهمون خیانت کرد

807
01:05:14,291 --> 01:05:15,291
‫کثافت!

808
01:05:17,583 --> 01:05:19,250
‫این کارشون بی‌جواب نمی‌مونه

809
01:05:20,208 --> 01:05:21,983
‫خودت می‌دونی باید چیکار کنی

810
01:05:22,708 --> 01:05:24,740
‫من مادرم رو نمی‌کشم

811
01:05:25,125 --> 01:05:26,633
‫گلیمش رو از پاش درازتر کرد!

812
01:05:28,715 --> 01:05:30,885
‫داریم بهش لطف می‌کنیم!

813
01:05:32,750 --> 01:05:35,000
‫مادرت لایق سرنوشتی بدتر از مرگه!

814
01:05:36,166 --> 01:05:38,333
‫کاری می‌کنم با یه
‫درد فقدان طاقت‌فرسا زندگی کنه

815
01:05:40,666 --> 01:05:41,666
‫می‌خوام...

816
01:05:42,666 --> 01:05:44,125
‫بروس رو بکشی

817
01:05:44,379 --> 01:05:59,116
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

