﻿1
00:00:05,458 --> 00:00:16,458
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:16,482 --> 00:00:23,482
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

3
00:01:19,467 --> 00:01:23,287
‫«دکامرون»

4
00:01:42,458 --> 00:01:44,208
‫ما نمی‌تونیم همینجوری
‫این بیرون بمونیم.

5
00:01:45,583 --> 00:01:47,500
‫باید وحشت کنیم!

6
00:01:47,583 --> 00:01:50,083
‫- سیریسکو! ما رو برگدون داخل اون ویلا.
‫- خدایا!

7
00:01:50,166 --> 00:01:52,041
‫اون مرد تبر به‌دست دیوونه
‫سر از تنمون جدا می‌کنه.

8
00:01:52,125 --> 00:01:54,205
‫می‌خوای چی کار کنم برات؟
‫دست‌هامو تبدیل به شمشیر کنم؟

9
00:01:54,250 --> 00:01:55,375
‫- بس کن!
‫- نمی‌دونم!

10
00:01:56,625 --> 00:01:58,708
‫اگه ما رو برنگردونی داخل جیغ می‌زنم.

11
00:01:58,791 --> 00:02:02,408
‫خب، دنبال راه حل از من نباشید،
‫چون واضحه که هیچ راه حلی ندارم!

12
00:02:03,500 --> 00:02:04,708
‫- ول کن.
‫- نمازخونه.

13
00:02:04,791 --> 00:02:05,791
‫کلیدهاش داخلن.

14
00:02:05,833 --> 00:02:08,726
‫- احمق.
‫- باشه، لطفا اذیتم نکنید.

15
00:02:08,750 --> 00:02:10,750
‫- پس احمق نباش.
‫- بیاید بریم اصطبل.

16
00:02:10,833 --> 00:02:12,083
‫اون اصطبل‌های بدبو؟

17
00:02:12,107 --> 00:02:14,125
‫مـ... مـ... مـ... من
‫به اسب حساسیت دارم.

18
00:02:14,208 --> 00:02:15,791
‫و... و به چوب.

19
00:02:15,875 --> 00:02:17,541
‫و به بوی گند!

20
00:02:17,625 --> 00:02:19,250
‫به خاطر زنم باید برگردم.

21
00:02:21,000 --> 00:02:22,166
‫من زنم رو نجات میدم.

22
00:02:22,250 --> 00:02:23,250
‫وایسا ببینم...

23
00:02:23,958 --> 00:02:25,541
‫زنش رو اونجا ول کرده؟

24
00:02:25,625 --> 00:02:27,500
‫کدوم مردی همچین کاری می‌کنه؟

25
00:02:28,083 --> 00:02:30,000
‫پانفیلو! رفیق، تو نمی‌تونی...

26
00:02:30,083 --> 00:02:32,241
‫تو... نمی‌تونی این کار رو بکنی، میفتی.

27
00:02:32,325 --> 00:02:34,041
‫بیفت، پانفیلو. بیفت!

28
00:03:11,250 --> 00:03:12,375
‫ترسیدی؟

29
00:03:14,291 --> 00:03:15,291
‫نه واقعاً.

30
00:03:23,333 --> 00:03:25,958
‫به محض اینکه چشمم بهت خورد می‌دونستم.

31
00:03:27,250 --> 00:03:28,958
‫که می‌تونستی منو داشته باشی؟

32
00:03:29,541 --> 00:03:31,958
‫که دلت می‌خواد خیانت کنی.

33
00:03:42,666 --> 00:03:45,041
‫ادامه بده پانفیلو.

34
00:03:45,125 --> 00:03:47,791
‫وقتی مغزت ریخت رو زمین،

35
00:03:47,875 --> 00:03:49,525
‫ذره‌ای دلم برات نمی‌سوزه.

36
00:03:49,549 --> 00:03:51,125
‫ساکت! توجه‌شون رو جلب می‌کنی!

37
00:03:51,149 --> 00:03:52,884
‫به من نگو ​​ساکت باشم!
‫تو نمی‌تونی بهم بگی چی کار کنم!

38
00:03:52,908 --> 00:03:54,833
‫باشه، یه جیغ بلند برامون بکش.
‫بذار ببینیم چی...

39
00:03:56,833 --> 00:03:58,666
‫هی!

40
00:03:59,333 --> 00:04:02,250
‫ما اینجا داریم زحمت می‌کشیم.

41
00:05:20,916 --> 00:05:23,708
‫بایست! مزاحم! متجاوز!

42
00:05:23,791 --> 00:05:24,666
‫پانفیلو ام.

43
00:05:24,750 --> 00:05:27,541
‫خب پس، اون طور که امیدوار بودیم
‫نیفتادی بمیری؟

44
00:05:27,625 --> 00:05:30,166
‫اون حیوان‌صفت رو دیدی؟
‫تو رو تیکه تیکه کرد؟

45
00:05:30,250 --> 00:05:32,875
‫- دیدم دوباره وارد ویلا شد.
‫- زنت رو پیدا کردی؟

46
00:05:34,208 --> 00:05:35,791
‫اون می‌تونه از پس خودش بربیاد.

47
00:05:39,750 --> 00:05:41,333
‫عجب شوهری.

48
00:05:41,416 --> 00:05:45,375
‫اوه، بحث شوهر شد، چه خوب
‫که امشب شوهر شما رو دیدم.

49
00:05:45,458 --> 00:05:47,583
‫به گمونم اولین باری بود
‫که خودت هم دیدیش.

50
00:05:47,666 --> 00:05:49,642
‫چجوری پیداش کردی؟ کاملاً... مُرده؟

51
00:05:49,666 --> 00:05:51,226
‫- دکتر رو دیدی؟
‫- نه.

52
00:05:51,250 --> 00:05:54,125
‫و بانو فیلومنا چطور، نامزد من؟

53
00:05:54,208 --> 00:05:58,000
‫من چیزی برای فاش کردن دارم که
‫احساساتش رو کاملاً جریحه‌دار می‌کنه.

54
00:05:58,700 --> 00:06:00,533
‫- اوه.
‫- اون اصلا بانو نبود، ارباب.

55
00:06:01,833 --> 00:06:03,809
‫- چی؟
‫- فیلومنا هیچوقت فیلومنا نبود.

56
00:06:03,833 --> 00:06:05,125
‫خب پس کی فیلومنا بود؟

57
00:06:05,208 --> 00:06:06,568
‫- لیچیسکا.
‫- خدمتکار ـه.

58
00:06:07,025 --> 00:06:08,067
‫کجا سیر می‌کنی؟

59
00:06:08,091 --> 00:06:10,517
‫لیسیسکا خدمتکار بود،
‫فیلومنا بانو بود.

60
00:06:10,541 --> 00:06:12,958
‫اون‌ها جاهاشون رو عوض
‫کردن و هر دو رونده شدن.

61
00:06:14,916 --> 00:06:19,316
‫یعنی میگی من قربانی
‫یک تغییر مکارانه هستم؟

62
00:06:19,340 --> 00:06:23,601
‫ما همه قربانی هستیم.
‫خود من بیشتر از همه!

63
00:06:23,625 --> 00:06:24,916
‫ما رو چرا بیرون کردن؟

64
00:06:26,125 --> 00:06:27,125
‫خب...

65
00:06:28,291 --> 00:06:32,726
‫پانفیلو فکر کرد که اتفاق عالی
‫و مشعوف کننده‌ایه

66
00:06:32,750 --> 00:06:35,476
‫که یه گروه قاتل شیطان پرست رو
‫به خونه‌مون دعوت کنه.

67
00:06:35,500 --> 00:06:39,041
‫همه چیز از زمانی شروع شد که
‫پامپینه‌آ تظاهر به ازدواج

68
00:06:39,125 --> 00:06:41,826
‫و باردار شدن به طرزی جادویی توسط
‫میزبان هفت کفن پوسونده‌ی ما کرد!

69
00:06:41,850 --> 00:06:44,666
‫نکته اینه که ما الان
‫به خاطر پانفیلو اینجاییم!

70
00:06:44,690 --> 00:06:49,083
‫بانو استراتیلیا پرسیدند چرا
‫<i>ما</i> همه رو بیرون کردن.

71
00:06:49,666 --> 00:06:51,958
‫خب، ما همه اینجاییم.

72
00:06:52,041 --> 00:06:56,250
‫چون سیریسکو جسد لئوناردو
‫رو هتک حرمت کرد.

73
00:06:57,750 --> 00:06:59,816
‫پس لئوناردو توی ونتزیا نبود؟

74
00:07:01,916 --> 00:07:03,059
‫تو اصلاً بارداری؟

75
00:07:03,083 --> 00:07:07,075
‫آره! البته که من باردارم هیولا!

76
00:07:07,458 --> 00:07:09,041
‫پس پدرش کیه؟

77
00:07:15,650 --> 00:07:18,275
‫باید هر لحظه از تاریخ رو بازخوانی کنیم؟

78
00:07:19,166 --> 00:07:20,166
‫کاری که شده، شده.

79
00:07:28,250 --> 00:07:30,791
‫این اوضاع همش تقصیر منه!

80
00:07:30,875 --> 00:07:32,208
‫من آوردمشون اینجا!

81
00:07:33,125 --> 00:07:35,208
‫نکته‌ی خوبیه که همش تقصیر توئه.

82
00:07:37,250 --> 00:07:39,083
‫فکر کردم بالاخره یه فرصتی دارم.

83
00:07:39,666 --> 00:07:42,666
‫اما من فقط یه ابله‌ام.
‫من فقط یه ابله‌ام.

84
00:07:42,750 --> 00:07:46,250
‫- تو ابله نیستی، فقط احمقی.
‫- آره احمقم.

85
00:07:47,833 --> 00:07:48,833
‫موافقم.

86
00:07:49,375 --> 00:07:51,083
‫من احمقم.

87
00:07:59,291 --> 00:08:00,666
‫خداوندا، به ما نظر کن...

88
00:08:02,791 --> 00:08:04,208
‫اینجا در این سرما...

89
00:08:06,500 --> 00:08:07,583
‫بدون بالش.

90
00:08:07,666 --> 00:08:09,333
‫پاهای من بالش شما خواهند بود.

91
00:08:11,166 --> 00:08:13,833
‫پاهای تو بالش نیست.
‫پاهای تو پائن.

92
00:08:13,916 --> 00:08:15,833
‫متاسفم که پاهام بالش نیستن.

93
00:08:16,333 --> 00:08:18,041
‫کاش می‌تونستن بالش باشن.

94
00:08:22,333 --> 00:08:23,458
‫امتحانش می‌کنیم.

95
00:08:24,250 --> 00:08:26,708
‫من حتی میان وعده‌ی عصرم رو هم نخوردم.

96
00:08:27,750 --> 00:08:29,166
‫آه، ببند بابا.

97
00:08:39,500 --> 00:08:41,625
‫تو باید بیشتر از همه گریه کنی.

98
00:08:42,425 --> 00:08:45,333
‫زنت توی اون خونه‌ی
‫پر از قاتل گیر افتاده...

99
00:08:47,333 --> 00:08:48,875
‫و تو نتونستی نجاتش بدی.

100
00:08:54,833 --> 00:08:56,958
‫تاریک، تاریکه. خیلی تاریـ...

101
00:08:56,982 --> 00:09:00,125
‫- اوه!
‫- خدای من، برو! برو واینسا!

102
00:09:00,208 --> 00:09:04,250
‫باورم نمیشه باز این بیرونم.
‫روحت هم خبر نداره که چجوریه.

103
00:09:04,333 --> 00:09:06,666
‫سرمای منجمد کننده،
‫گدایان در حال مرگ،

104
00:09:06,750 --> 00:09:09,017
‫کسایی که عاشق خفه کردن زنان زیبان.

105
00:09:09,041 --> 00:09:12,166
‫- ما تو جهنمیم لیچیسکا. این جهنمه!
‫- تو خودت جهنمی.

106
00:09:12,250 --> 00:09:14,458
‫- اوه.
‫- اون تونل ما رو کجا انداخته؟

107
00:09:14,541 --> 00:09:17,809
‫من باید الان جلوی آتیش بشینم و
‫انگشت‌های پام اونقدر داغ بشن که دود کنن.

108
00:09:17,833 --> 00:09:20,708
‫تو باید هر چیزی که می‌خوای رو همون
‫لحظه که به ذهنت خطور می‌کنه داشته باشی.

109
00:09:20,791 --> 00:09:23,833
‫تفکراتت در مورد اینکه چی <i>باید</i>
‫باشه، همیشه خیلی کمک می‌کنه.

110
00:09:23,916 --> 00:09:26,625
‫- اصلا کجا داریم می‌ریم؟
‫- فکر می‌کنی کجا داریم می‌ریم؟

111
00:09:26,708 --> 00:09:28,333
‫داریم برمی‌گردیم فلورانس.

112
00:09:28,416 --> 00:09:29,416
‫الان؟

113
00:09:30,250 --> 00:09:31,826
‫نه، گفتم همین اطراف یه دوری بزنیم

114
00:09:31,850 --> 00:09:35,000
‫تا ببینیم چه نوع موجوداتی
‫این وقت شب سراغمون میان.

115
00:09:39,341 --> 00:09:41,991
‫- بس کن. هیس.
‫- نه، من نمی‌تونم تو تاریکی هی راه برم!

116
00:09:42,015 --> 00:09:44,166
‫- مجبورم نکن این کارو بکنم!
‫- باشه، باشه. باشه.

117
00:09:44,190 --> 00:09:46,070
‫یه جایی برای موندن پیدا می‌کنیم
‫تا هوا روشن بشه.

118
00:09:46,100 --> 00:09:48,291
‫- این بیرون؟
‫- معلومه که نمی‌تونیم برگردیم.

119
00:09:48,375 --> 00:09:50,583
‫تو می‌تونی. تنها.

120
00:09:52,875 --> 00:09:55,125
‫- چجوری انقدر آرومی؟
‫- من آروم نیستم.

121
00:09:55,208 --> 00:09:56,625
‫من وحشت کردم.

122
00:09:56,708 --> 00:09:59,458
‫اما طبق معمول،
‫احساسات تو اولویت داره.

123
00:09:59,541 --> 00:10:02,791
‫در حال حاضر، داری همه‌ی ترس‌ها رو
‫مصرف می‌کنی. چیزی برای من نمونده.

124
00:10:04,791 --> 00:10:07,583
‫عالیه. تاریک‌ترین جا توی جنگل.

125
00:10:08,458 --> 00:10:10,617
‫نمی‌خوای راه بری،
‫نمی‌خوای دست برداری.

126
00:10:10,641 --> 00:10:11,783
‫از این وضع متنفرم.

127
00:10:12,083 --> 00:10:13,758
‫از این وضع متنفرم،
‫و از تو متنفرم.

128
00:10:13,782 --> 00:10:15,726
‫اوه. عصبانیت بچگانه، عالی شد.

129
00:10:15,750 --> 00:10:18,583
‫اگه پدرت اینجا بود، از این رفتار
‫مخش سوت می‌کشید.

130
00:10:19,708 --> 00:10:23,017
‫می‌دونی، تقصیر تو و بازی کوچیک تغییر
‫لباست بود که ما رو به این وضع انداخت.

131
00:10:23,041 --> 00:10:26,541
‫- من تو ویلا جونت رو نجات دادم.
‫- میسیا جونم رو نجات داد.

132
00:10:26,625 --> 00:10:29,242
‫اگه اون حرف نمی‌زد،
‫تو ساکت می‌موندی.

133
00:10:29,266 --> 00:10:31,875
‫منم حرف می‌زدم... زودتر.

134
00:10:31,899 --> 00:10:34,500
‫مـ... مـ... من فقط...
‫داشتم یکم صبر می‌کردم.

135
00:10:38,416 --> 00:10:41,666
‫این سمت غار مال منه.
‫اینجا نیای.

136
00:10:43,541 --> 00:10:44,541
‫باشه.

137
00:10:45,750 --> 00:10:51,083
‫چرا باید بیام وقتی این سمتِ
‫خیلی بهتر غار رو دارم؟

138
00:10:51,166 --> 00:10:52,000
‫اوه، نگاه.

139
00:10:52,083 --> 00:10:55,625
‫یه جای دوست داشتنی، راحت و صاف.

140
00:10:56,250 --> 00:10:59,250
‫چقدر دوست داشتنی.
‫ممنون که هموارش کردی، غول غارنشین.

141
00:10:59,333 --> 00:11:01,375
‫این غار امن و بدون غوله.

142
00:11:02,416 --> 00:11:03,625
‫امیدوارم اینطور باشه.

143
00:11:13,883 --> 00:11:15,505
‫و می‌دونم که فکر می‌کنی
‫من به‌دردنخورم،

144
00:11:15,530 --> 00:11:16,909
‫همونطور که پدرم
‫این فکر رو می‌کرد،

145
00:11:16,933 --> 00:11:18,341
‫اما من به‌دردنخور نیستم!

146
00:11:22,125 --> 00:11:23,491
‫من هیچوقت همچین حرفی نزدم،

147
00:11:24,541 --> 00:11:25,541
‫پدرت هم همینطور.

148
00:11:35,500 --> 00:11:37,375
‫اوه، غوله برگشت.

149
00:11:37,875 --> 00:11:38,958
‫من می‌کشمت.

150
00:13:02,291 --> 00:13:04,458
‫خانوم، این طاعونه؟

151
00:13:04,958 --> 00:13:07,791
‫هیچوقت ندیده بودم انقدر سریع
‫عمل کنه، ولی... باید همین باشه.

152
00:13:07,875 --> 00:13:09,958
‫شاید بیماری داره قوی‌تر میشه.

153
00:13:14,333 --> 00:13:19,366
‫مهمه که ما همه‌مون آروم بمونیم.

154
00:13:20,041 --> 00:13:21,976
‫- پیازها رو بیارید!
‫- نه نه!

155
00:13:22,000 --> 00:13:24,333
‫دیونئو کجایی؟

156
00:13:24,357 --> 00:13:25,666
‫- اوه خدای من!
‫- خیلی نزدیکی!

157
00:13:25,690 --> 00:13:27,708
‫پرنده کجاست؟ ما یه پرنده لازم داریم!

158
00:13:27,732 --> 00:13:30,041
‫یه پیاز بده به من! پیاز!

159
00:13:30,625 --> 00:13:31,791
‫پیازها رو بیارید.

160
00:13:31,875 --> 00:13:33,916
‫- دستت رو بده، نیفیلی.
‫- خدایا!

161
00:13:36,008 --> 00:13:38,333
‫- اوه.
‫- خدایا.

162
00:13:38,416 --> 00:13:41,125
‫- بذار کمکت کنم.
‫- نه، نه، نه، نه. دارمش. نه. دارمش.

163
00:13:41,208 --> 00:13:42,908
‫همشو جمع می‌کنم. دارمش.

164
00:13:42,991 --> 00:13:44,583
‫باشه. هرجور راحتی.

165
00:13:44,666 --> 00:13:48,291
‫بیا بریم باغ نیفیلی.
‫نمی‌خوام تو این خونه‌ی آلوده باشی.

166
00:13:48,375 --> 00:13:51,333
‫- من کل شب اینجا بودم.
‫- آره، می‌دونم.

167
00:13:52,116 --> 00:13:54,083
‫برگشتی! کجا بودی؟

168
00:13:54,166 --> 00:13:55,333
‫بندازشون رو این.

169
00:13:55,416 --> 00:13:59,708
‫نیفیلی، دعای شکر بخون
‫برای خداوند نجات‌بخش ما،

170
00:13:59,791 --> 00:14:01,166
‫که دشمنان‌مون رو شکست داده

171
00:14:01,250 --> 00:14:04,458
‫و از همه‌ی ما در زمان
‫نیاز شدید محافظت کرده.

172
00:14:04,541 --> 00:14:05,541
‫نه...

173
00:14:06,750 --> 00:14:07,750
‫نمی‌خونم.

174
00:14:07,791 --> 00:14:11,250
‫نمی‌تونی به زن من بگی چی کار کنه.
‫تو وارث ویلا نیستی.

175
00:14:11,333 --> 00:14:12,583
‫تو هم نیستی.

176
00:14:12,607 --> 00:14:13,808
‫هیچ وارثی نیست!

177
00:14:13,832 --> 00:14:15,333
‫چرا، هست.

178
00:14:16,300 --> 00:14:17,350
‫چی؟

179
00:14:26,333 --> 00:14:27,916
‫- با شمارش من.
‫- موفق نمی‌شیم.

180
00:14:27,940 --> 00:14:29,000
‫- هیش!
‫- ساکت!

181
00:14:29,708 --> 00:14:31,666
‫- هیش.
‫- خدای من.

182
00:14:32,791 --> 00:14:33,791
‫سه،

183
00:14:34,916 --> 00:14:35,916
‫دو،

184
00:14:36,583 --> 00:14:37,750
‫یکی

185
00:14:37,774 --> 00:14:39,193
‫چه گوهی دارید می‌خورید؟

186
00:14:39,250 --> 00:14:40,083
‫اوه خدای من.

187
00:14:42,291 --> 00:14:43,916
‫هی! کور خوندی!

188
00:14:44,000 --> 00:14:45,166
‫وای نه! خدایا!

189
00:14:46,625 --> 00:14:47,791
‫محکم‌تر بزنش!

190
00:14:49,916 --> 00:14:51,166
‫عقب‌نشینی! عقب‌نشینی!

191
00:14:51,250 --> 00:14:53,875
‫- دکتر رو ندیدی؟
‫- ازت ناامید شدم دوست قدیمی.

192
00:14:59,375 --> 00:15:00,250
‫ایول.

193
00:15:00,333 --> 00:15:01,250
‫حالش خوبه؟

194
00:15:01,333 --> 00:15:03,875
‫چیزیش نمیشه. بیاید سریع ببندیمش.

195
00:15:04,341 --> 00:15:06,375
‫- میسیا، کمک کن.
‫- نه، کار دارم.

196
00:15:06,458 --> 00:15:07,625
‫وای خدایا.

197
00:15:07,649 --> 00:15:09,041
‫- چه کاری؟
‫- محافظت از شما.

198
00:15:10,875 --> 00:15:12,833
‫باید از اول با خشونت شروع می‌کردیم.

199
00:15:12,857 --> 00:15:14,541
‫اون هنورم وارث ویلاست.

200
00:15:16,875 --> 00:15:17,875
‫آره...

201
00:15:20,625 --> 00:15:21,625
‫هست.

202
00:15:22,416 --> 00:15:24,166
‫و سزاوار احترامه.

203
00:15:25,791 --> 00:15:27,083
‫نهایت احترام.

204
00:15:27,166 --> 00:15:29,000
‫میسیا، پیراهنش رو بیار.

205
00:15:29,833 --> 00:15:31,708
‫پیرهن، پیرهن، پیرهن...

206
00:15:31,791 --> 00:15:33,541
‫باید بری اونور. برو.

207
00:15:37,541 --> 00:15:38,625
‫آقای تیندارو.

208
00:16:26,666 --> 00:16:28,833
‫می‌تونم تکون خوردنش رو
‫این تو حس کنم.

209
00:16:30,458 --> 00:16:33,375
‫بیا با یکم دیگه قدم زدن آرومش کنیم.

210
00:16:33,458 --> 00:16:35,291
‫سوگ، تاثیر خودش رو می‌ذاره.

211
00:16:38,250 --> 00:16:40,141
‫اونقدر رئوفید که سوگوارش هستید؟

212
00:16:42,916 --> 00:16:46,291
‫چه جور آدمی باید می‌بودم
‫که سوگوار شوهرم نباشم؟

213
00:16:48,541 --> 00:16:52,000
‫به نظر می‌رسه داستان کوچک
‫عاشقانه‌ی من در شرف پایانه.

214
00:16:53,708 --> 00:16:54,750
‫دلم براش تنگ میشه.

215
00:16:56,958 --> 00:16:58,125
‫منظورم دیونئو بود.

216
00:17:00,000 --> 00:17:01,000
‫اوه.

217
00:17:01,875 --> 00:17:04,375
‫آره، البته که سوگوار اون هم هستم.

218
00:17:05,208 --> 00:17:07,000
‫هر چند که یه آدم رذل بود.

219
00:17:10,416 --> 00:17:11,833
‫تاثیر خوبی روی پسرتون می‌ذاره،

220
00:17:13,875 --> 00:17:15,166
‫این پیاده روی‌های دوست داشتنی.

221
00:17:16,666 --> 00:17:19,166
‫من مطمئنم که می‌تونه
‫فداکاری شما رو به طور کامل...

222
00:17:20,416 --> 00:17:21,500
‫حس کنه.

223
00:17:21,583 --> 00:17:23,708
‫و نه ناراحتی من رو،
‫اینطور دعا می‌کنم.

224
00:17:24,291 --> 00:17:27,375
‫من از اون مرد بدجنس متنفرم،
‫از پانفیلو.

225
00:17:29,041 --> 00:17:32,058
‫سعی می‌کنه همه به جز خودش رو
‫برای این وضعیتی که توشیم مقصر کنه.

226
00:17:32,625 --> 00:17:34,166
‫بارها به من حمله کرد.

227
00:17:34,666 --> 00:17:36,541
‫واقعاً رقت‌انگیز بود، مگه نه؟

228
00:17:36,625 --> 00:17:37,833
‫اون رقت‌انگیزه، موافقم.

229
00:17:37,916 --> 00:17:42,375
‫انگار که تقصیر اون نبوده که
‫اون قاتل به خونه‌ی من حمله کرد.

230
00:17:43,541 --> 00:17:45,375
‫یعنی من هیچ متحدی به دست نیاوردم؟

231
00:17:45,458 --> 00:17:47,958
‫من یه بیوه‌ی عزادار نیستم؟

232
00:17:48,916 --> 00:17:51,000
‫هیچ کس درک نمی‌کنه.

233
00:17:57,916 --> 00:17:59,875
‫به گمونم تو درک می‌کنی،

234
00:17:59,958 --> 00:18:01,041
‫تا یه حدی.

235
00:18:05,666 --> 00:18:06,833
‫خانوم خوبی بود؟

236
00:18:09,958 --> 00:18:12,541
‫اوه بله، اون... خوب بود.

237
00:18:13,875 --> 00:18:17,541
‫و اون خیلی مهربون بود، و اون...

238
00:18:17,941 --> 00:18:19,041
‫ویکنتس؟

239
00:18:20,216 --> 00:18:22,333
‫لطفا اجازه بدید از اینجا بریم.

240
00:18:23,125 --> 00:18:26,958
‫اجازه بدید به فلورانس برگردیم.
‫اینجا چیزی برای ما نیست.

241
00:18:33,750 --> 00:18:35,541
‫شاید به عنوان آخرین راه حل.

242
00:18:37,416 --> 00:18:38,625
‫اما نترس،

243
00:18:40,333 --> 00:18:42,333
‫هنوز یه حرکت دیگه
‫برای انجام دادن هست.

244
00:18:44,291 --> 00:18:46,666
‫فعلا دست از این ویلا نمی‌کشیم.

245
00:18:47,625 --> 00:18:48,625
‫هوم.

246
00:18:50,375 --> 00:18:52,375
‫چند روز بود فقط ریواس می‌خوردم.

247
00:18:52,458 --> 00:18:53,541
‫آره یادمه.

248
00:18:55,666 --> 00:18:57,416
‫اینجا خیلی به‌هم‌ریختست، نه؟

249
00:19:04,166 --> 00:19:05,541
‫آه. آشپزخونه.

250
00:19:06,333 --> 00:19:08,291
‫مکانی فوق‌العاده برای فکر کردن.

251
00:19:11,666 --> 00:19:13,291
‫اوه، سلام، استرتیلیا.

252
00:19:14,583 --> 00:19:16,041
‫تو هم اومدی اینجا که فکر کنی؟

253
00:19:22,466 --> 00:19:23,666
‫سلام!

254
00:19:24,000 --> 00:19:25,041
‫سلام.

255
00:19:30,666 --> 00:19:33,375
‫به پزشکم دیونئو، که زمانی
‫زنده بود، فکر می‌کردم.

256
00:19:35,566 --> 00:19:37,416
‫و فراز و نشیب‌های بی‌رحمانه‌ی زندگی.

257
00:19:44,541 --> 00:19:47,083
‫و بگذریم استرتیلیا،
‫اتاق من کاملاً کثیفه،

258
00:19:47,107 --> 00:19:50,750
‫و برام سوال بود استرتیلیا،
‫ممکنه بخوای فوراً تمیزش کنی؟

259
00:19:50,774 --> 00:19:52,500
‫بلافاصله، اگه متوجه منظورم هستی.

260
00:19:56,041 --> 00:19:57,309
‫من الان بهت نیاز دارم.

261
00:19:57,333 --> 00:19:59,583
‫که دوباره منو
‫خوک کوچولوی بدبخت صدا کنی.

262
00:19:59,866 --> 00:20:00,891
‫در خفا.

263
00:20:01,500 --> 00:20:03,291
‫من واقعا خیلی ناراحتم.

264
00:20:10,041 --> 00:20:13,250
‫- نه. تموم شد دیگه.
‫- چرا؟

265
00:20:13,274 --> 00:20:15,833
‫چون اشراف باید با اشراف باشن،
‫نه خدمتکارها.

266
00:20:17,500 --> 00:20:18,500
‫چرا؟

267
00:20:19,791 --> 00:20:22,666
‫من رو ارباب خونه استخدام کرده،
‫و ارباب خونه مُرده.

268
00:20:22,750 --> 00:20:24,000
‫می‌فهمی؟

269
00:20:27,291 --> 00:20:29,916
‫من هیچوقت نباید این،
‫یا تو رو سرگرم می‌کردم.

270
00:20:33,208 --> 00:20:34,291
‫باید عاقل‌تر باشم.

271
00:20:34,875 --> 00:20:37,750
‫- خب پس در این صورت عزل شدی.
‫- دارم نظافت می‌کنم.

272
00:20:38,458 --> 00:20:40,083
‫پس من خودم رو عزل می‌کنم.

273
00:20:41,066 --> 00:20:42,125
‫من میرم.

274
00:20:43,000 --> 00:20:45,642
‫و هرگز نخواهی شنید که
‫فکر دیگه‌ای رو شروع کنم،

275
00:20:45,666 --> 00:20:46,875
‫یا تموم کنم.

276
00:20:47,458 --> 00:20:51,041
‫و این واقعاً ضایعه‌ی بزرگیه.

277
00:20:55,666 --> 00:20:56,958
‫به من نگاه نکن!

278
00:21:07,233 --> 00:21:09,976
‫چیزی لازم داری؟
‫چون هر چی هست من ندارمش.

279
00:21:10,000 --> 00:21:11,500
‫من به هیچ چیزی نیاز ندارم.

280
00:21:12,000 --> 00:21:13,575
‫من از پس خودم برمیام.

281
00:21:14,558 --> 00:21:16,291
‫میشه ما رو اینجا تنها بذاری؟

282
00:21:16,375 --> 00:21:17,750
‫میشه شما رو اینجا تنها بذارم؟

283
00:21:17,833 --> 00:21:19,625
‫- می‌تونه بمونه.
‫- نه نمی‌تونه.

284
00:21:19,708 --> 00:21:21,416
‫نه! نمی‌تونه.

285
00:21:26,541 --> 00:21:28,750
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

286
00:21:29,250 --> 00:21:31,308
‫خب، من یه نقشه‌ای برای روجیرو دارم.

287
00:21:32,083 --> 00:21:37,208
‫آخرین نقشه‌ات، آوردن اون مردها
‫به اینجا، پایان خوشی نداشت.

288
00:21:39,500 --> 00:21:40,958
‫تو که غمگین به نظر نمیای.

289
00:21:42,375 --> 00:21:45,625
‫ببین، بیا در مورد گذشته
‫بحث نکنیم، خب؟

290
00:21:46,541 --> 00:21:49,750
‫- الان به کمکت نیاز دارم.
‫- تو چه کاری؟ نقشه‌ی کوچیکت چیه؟

291
00:21:49,833 --> 00:21:53,208
‫مهم نیست روجیرو چه فکری می‌کنه،
‫طاعون نمی‌تونه تا ابد دووم بیاره.

292
00:21:54,166 --> 00:21:56,791
‫وقتی تموم شد، این ویلا
‫می‌تونه مال ما باشه.

293
00:21:56,875 --> 00:21:58,166
‫اما مال روجیرو ـه.

294
00:21:58,250 --> 00:22:00,666
‫اون اهمیتی نمی‌ده.
‫فکر می‌کنه دنیا داره به آخر می‌رسه.

295
00:22:02,000 --> 00:22:04,125
‫من می‌خوام متقاعدش کنم
‫که بدتش به ما.

296
00:22:05,875 --> 00:22:08,041
‫- اون از تو خوشش نمیاد.
‫- ولی از تو خوشش میاد.

297
00:22:09,833 --> 00:22:10,833
‫مگه نه؟

298
00:22:14,416 --> 00:22:16,333
‫ما باید جاده رو پیدا کنیم.

299
00:22:16,416 --> 00:22:18,458
‫ما جاده رو نمی‌خوایم.

300
00:22:18,541 --> 00:22:20,916
‫پر از چیزهای وحشتناکه.

301
00:22:21,000 --> 00:22:23,541
‫ما رد قدم‌های من رو
‫در این مسیر دنبال می‌کنیم.

302
00:22:23,625 --> 00:22:26,708
‫این سفر در روح من حک شده.

303
00:22:26,791 --> 00:22:29,458
‫یادم میره که تو اونی بودی که
‫حکاکی‌های روحت رو دنبال می‌کنی.

304
00:22:32,500 --> 00:22:35,250
‫باش. یه بار هم تو راه رو نشون بده.

305
00:22:37,166 --> 00:22:38,875
‫تو نمی‌دونی چطور بود.

306
00:22:46,125 --> 00:22:48,125
‫می‌دونی دیشب یاد چی افتادم؟

307
00:22:48,166 --> 00:22:49,916
‫اصول اخلاقی‌ای که ترک کردی؟

308
00:22:49,940 --> 00:22:51,208
‫ویتروکیای خبیث.

309
00:22:52,250 --> 00:22:54,226
‫- من هیچوقت باور نکردم.
‫- چرا کردی.

310
00:22:54,250 --> 00:22:55,291
‫نه، نکردم.

311
00:22:55,375 --> 00:22:58,666
‫«ویتروکیا، ویتروکیا، شیطان
‫اسم تو رو نفرین کرده.»

312
00:22:58,750 --> 00:23:01,208
‫و بعد شمع‌ها رو فوت می‌کردیم
‫و منتظر می‌موندیم.

313
00:23:02,208 --> 00:23:05,875
‫هوم، اون هیچوقت دندون‌هامون رو
‫در نیاورد پودر کنه بریزه تو سوپش.

314
00:23:05,958 --> 00:23:09,041
‫مهم نبود. همیشه همچین
‫ترسی به ما می‌داد.

315
00:23:10,083 --> 00:23:13,125
‫تو دیشب با حرف زدن از غول‌ها،
‫منو زهره ترک کردی.

316
00:23:13,208 --> 00:23:16,041
‫آره، می‌دونم. یه جورایی
‫خودم رو هم ترسوندم.

317
00:23:16,125 --> 00:23:18,583
‫نزدیک بود واسه تنها نبودن بیدارت کنم.

318
00:23:19,458 --> 00:23:20,291
‫ولی نکردم.

319
00:23:20,375 --> 00:23:23,017
‫انتخاب درستی کردی چون من اینجا
‫نیستم که تو رو از تنهایی در بیارم.

320
00:23:23,041 --> 00:23:25,500
‫ما دوست نیستیم احمق.

321
00:23:26,250 --> 00:23:27,291
‫می‌دونم اینو.

322
00:23:31,958 --> 00:23:34,500
‫آه! نگاه! یه درخت لیمو.

323
00:23:34,583 --> 00:23:36,791
‫من یه نابغم.

324
00:23:37,375 --> 00:23:38,625
‫خراب شده.

325
00:23:38,708 --> 00:23:39,916
‫اوه...

326
00:23:42,291 --> 00:23:43,291
‫هوم؟

327
00:23:43,708 --> 00:23:45,125
‫اوه... خدایا.

328
00:24:04,875 --> 00:24:05,875
‫اوه، سلام.

329
00:24:09,541 --> 00:24:12,458
‫در ضمن، پزشک من باید
‫تدفین درخوری داشته باشه،

330
00:24:12,541 --> 00:24:14,666
‫جدا از اراذل و فاحشه‌ها.

331
00:24:15,708 --> 00:24:16,541
‫واقعاً؟

332
00:24:16,625 --> 00:24:18,708
‫دیونئو دوست یک نجیب‌زاده‌ی بزرگ بود.

333
00:24:19,091 --> 00:24:20,625
‫و مسموم کننده‌ی یکیشون.

334
00:24:23,625 --> 00:24:25,208
‫مسموم کننده، دوست،

335
00:24:25,708 --> 00:24:27,375
‫همش یکیه.

336
00:24:28,375 --> 00:24:29,375
‫یکیه؟

337
00:24:31,458 --> 00:24:32,750
‫بیل رو بده من.

338
00:24:49,208 --> 00:24:52,750
‫من واقعا یه خوک کوچولوی بدبختم.

339
00:24:53,916 --> 00:24:54,916
‫منم همینطور.

340
00:25:21,650 --> 00:25:22,558
‫تویی.

341
00:25:25,333 --> 00:25:27,083
‫داشتم ورزشم رو می‌کردم.

342
00:25:27,666 --> 00:25:28,500
‫خفه شو...

343
00:25:39,666 --> 00:25:41,250
‫...خوک کوچولوی بدبخت.

344
00:25:48,833 --> 00:25:52,392
‫- فوق‌العادست.
‫- رقت انگیزی، ضعیف، احمق.

345
00:25:52,416 --> 00:25:53,783
‫لب‌هات...

346
00:25:54,833 --> 00:25:55,916
‫... فوق‌العادست.

347
00:25:58,958 --> 00:25:59,958
‫بزن تو گوشم.

348
00:26:02,750 --> 00:26:03,750
‫محکم‌تر.

349
00:26:08,541 --> 00:26:10,291
‫خوک کثیف.

350
00:26:29,625 --> 00:26:30,666
‫زیبایی.

351
00:26:32,625 --> 00:26:33,725
‫ازت بدم میاد.

352
00:26:39,541 --> 00:26:41,958
‫اشراف‌زاده کوچولو‌ی احمق حریص.

353
00:27:11,666 --> 00:27:13,291
‫مردان شما مُردند.

354
00:27:14,666 --> 00:27:15,666
‫مُردن؟

355
00:27:18,125 --> 00:27:19,125
‫اوم...

356
00:27:22,291 --> 00:27:25,541
‫خب گمونم یه چندتا از اون فاحشه‌ها
‫یکم ناخوش احوال بودن.

357
00:27:27,291 --> 00:27:28,500
‫کالاندرینو بودی، درسته؟

358
00:27:29,083 --> 00:27:32,125
‫میشه دست‌هامو باز کنی
‫و برام شراب بیاری؟

359
00:27:41,236 --> 00:27:42,431
‫[اقبال به جسوران رو می‌کند]

360
00:27:46,166 --> 00:27:49,708
‫دنیا بوی یه دروازه‌ی جهنمی می‌داد.
‫دنیا بوی یه دروازه‌ی جهنمی می‌داد.

361
00:27:55,750 --> 00:27:57,430
‫ضیافت در قحطی،
‫قحطی در خشکسالی.

362
00:28:04,208 --> 00:28:05,583
‫اوه، اینجا...

363
00:28:06,083 --> 00:28:07,291
‫بنونتو ـه.

364
00:28:08,375 --> 00:28:09,375
‫سینه‌ها؟

365
00:28:10,250 --> 00:28:11,666
‫مثل هلوی پیچیده شده در ابریشم.

366
00:28:13,083 --> 00:28:13,916
‫خب پس.

367
00:28:14,000 --> 00:28:15,080
‫از بنـ...

368
00:28:16,500 --> 00:28:18,041
‫بارباتوس از بنونتو.

369
00:28:18,125 --> 00:28:19,125
‫جواهرات لطفا.

370
00:28:19,625 --> 00:28:20,958
‫بارباتوس.

371
00:28:24,166 --> 00:28:25,250
‫بنونتو.

372
00:28:40,166 --> 00:28:41,166
‫بنونتو.

373
00:28:41,666 --> 00:28:42,666
‫سلام.

374
00:28:43,150 --> 00:28:44,250
‫سلام.

375
00:28:45,458 --> 00:28:46,583
‫بارباتوس...

376
00:28:47,291 --> 00:28:49,034
‫- هی! هی!
‫- كالاندرينو، بذار برم داخل.

377
00:28:49,058 --> 00:28:50,184
‫نه. نه، نه نذار بره داخل.

378
00:28:50,208 --> 00:28:53,583
‫- من رئیس خونه هستم، کالاندرینو.
‫- نه، اون رئیس خونه نیست.

379
00:28:53,666 --> 00:28:55,958
‫- اون هم نیست.
‫- اون کمتر از من رئیسه.

380
00:28:56,041 --> 00:28:58,625
‫رو چه حسابی؟
‫خواهش می‌کنم توضیح بدی.

381
00:28:58,708 --> 00:29:01,958
‫از جنبه‌ی شخصیت، روحیات،
‫صداقت، دروغ نگفتن.

382
00:29:02,041 --> 00:29:04,000
‫خیلی خوب نیستی.
‫كالاندرينو، بايد اصرار كنم.

383
00:29:04,083 --> 00:29:06,666
‫- می‌شنوی چی داری میگی؟
‫«باید اصرار کنم»؟
‫- خودت می‌شنوی چی میگی؟

384
00:29:06,690 --> 00:29:08,434
‫ای کرکس خون‌خوار.

385
00:29:08,458 --> 00:29:10,684
‫کلاهت رو دیدی خروس جنگی؟

386
00:29:10,708 --> 00:29:13,059
‫- اوه، تو...
‫- ای زن احمق.

387
00:29:13,083 --> 00:29:15,166
‫بگیر... لباسه رو بگیر، نیفیلی.

388
00:29:15,250 --> 00:29:16,976
‫- نکن...
‫- موفق باشی.

389
00:29:17,000 --> 00:29:19,958
‫- موفق باشی.
‫- این ابریشم ونیزیه، هیولا!

390
00:29:20,041 --> 00:29:21,875
‫بلافاصله از این قسمت ویلا برو.

391
00:29:21,958 --> 00:29:23,041
‫- نه.
‫- آره!

392
00:29:33,500 --> 00:29:35,180
‫اون رئیس خونه نیست!

393
00:29:37,458 --> 00:29:38,583
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

394
00:29:39,866 --> 00:29:40,466
‫هوم

395
00:29:46,208 --> 00:29:48,458
‫لازمه بگم تو مود حرف‌های خصوصی نیستم.

396
00:29:48,541 --> 00:29:50,541
‫اوه.

397
00:29:51,500 --> 00:29:54,500
‫آره. خب، پس...

398
00:29:56,500 --> 00:29:57,500
‫یه پیشنهاد چطور؟

399
00:29:58,708 --> 00:29:59,875
‫یه پیشنهاد؟

400
00:29:59,958 --> 00:30:02,541
‫ازدواج با من در ازای آزاد شدنت.

401
00:30:02,625 --> 00:30:06,000
‫می‌تونی به عنوان مالک واقعی ویلا رو پس بگیری
‫و من رو به عنوان عروست داشته باشی.

402
00:30:06,833 --> 00:30:07,833
‫و منم...

403
00:30:08,666 --> 00:30:11,791
‫با یه جهیزیه‌ی سنگین میام.

404
00:30:21,833 --> 00:30:24,791
‫جدا از زمان عقدمون، هیچوقت
‫لازم نیست با هم حرف بزنیم.

405
00:30:25,416 --> 00:30:27,416
‫راستش ترجیح میدم حرف نزنیم.

406
00:30:28,958 --> 00:30:32,041
‫بیا ویلا رو از وسط تقسیم کنیم.
‫تو یه طرف، من یه طرف.

407
00:30:32,125 --> 00:30:33,925
‫- اون بچه‌ی کیه؟
‫- می‌تونیم بگیم مال توئه.

408
00:30:33,949 --> 00:30:35,500
‫و تو قبول می‌کنی صحبت نکنیم؟

409
00:30:35,583 --> 00:30:36,583
‫اصرار می‌کنم.

410
00:30:36,666 --> 00:30:37,966
‫پس چرا سرخاب مالیدی؟

411
00:30:39,750 --> 00:30:41,791
‫ممکنه بهتون یادآوری کنم
‫که سرنوشت شما در دست منه؟

412
00:30:41,815 --> 00:30:44,375
‫سرنوشت من مثل سرنوشت توئه.

413
00:30:44,399 --> 00:30:47,601
‫که همون سرنوشت استکی،
‫برونو، لورنزوه،

414
00:30:47,625 --> 00:30:49,833
‫همه‌ی دوستان و همه‌ی دشمنان منه.

415
00:30:49,916 --> 00:30:53,291
‫- به خیالم حتی اون فاحشه‌ها.
‫- اون‌ها به چیزی که حقشون بود رسیدن.

416
00:30:56,125 --> 00:30:58,083
‫من اصلاً علاقه‌ای به تو ندارم.

417
00:31:05,041 --> 00:31:06,250
‫تو یه زبون‌بازی.

418
00:31:10,208 --> 00:31:11,291
‫من زبون‌بازی نمی‌کنم.

419
00:31:12,458 --> 00:31:13,791
‫من به اندازه‌ی یه کشیش صادقم.

420
00:31:13,875 --> 00:31:17,059
‫تو توخالی هستی. پیری.

421
00:31:17,383 --> 00:31:20,141
‫حرومزاده‌ی یه مرد
‫بیچاره‌ای رو حامله ای.

422
00:31:24,500 --> 00:31:25,500
‫مال سیریسکو ـه؟

423
00:31:33,916 --> 00:31:37,208
‫اما بیشتر از همه، شخصیتت بده.

424
00:31:38,166 --> 00:31:40,226
‫لئوناردو هیچوقت با تو ازدواج نمی‌کرد.

425
00:31:40,250 --> 00:31:41,476
‫البته که می‌کرد.

426
00:31:41,500 --> 00:31:44,166
‫چه گستاخی احمقانه‌ای
‫که همچین ادعایی کنی.

427
00:31:45,333 --> 00:31:48,750
‫هرچند واقعاً می‌بینم که چرا
‫تنها چیزی که می‌خوای عشقه.

428
00:31:48,833 --> 00:31:52,083
‫اما هیچوقت به دست نیاوردیش
‫و هیچوقت هم به دست نخواهی آورد.

429
00:31:52,666 --> 00:31:56,833
‫نه به خاطر اینکه خوشگل نیستی،
‫خب، نه فقط به این خاطر که خوشگل نیستی.

430
00:31:56,916 --> 00:31:59,875
‫بلکه به این خاطر که تو یه مغرور
‫رقت انگیز و خود محوری.

431
00:32:00,750 --> 00:32:03,916
‫ببین چطور همه توی ویلا
‫ازت نفرت دارن.

432
00:32:04,000 --> 00:32:06,083
‫و من کاملاً مطمئنم که
‫توی فلورانس هم همین بوده.

433
00:32:06,166 --> 00:32:08,750
‫هر مردی که تو رو دیده
‫بلافاصله متوجه شده

434
00:32:08,833 --> 00:32:12,833
‫چه سلیطه کوچولوی‌ی کون‌باریک
‫و غرغرویی هستی و فرار کرده.

435
00:32:12,916 --> 00:32:16,458
‫پس در جواب به... پیشنهادت،

436
00:32:16,958 --> 00:32:20,833
‫ترجیح می‌دم یه بوته‌ی خار رو بکنم
‫تا یه بدن خشک و درمونده رو.

437
00:32:20,916 --> 00:32:24,083
‫ترجیح میدم تا وقتی که طاعون سراغ
‫همه‌مون میاد تو این اتاق بپوسم

438
00:32:24,107 --> 00:32:26,208
‫تا اینکه یک سانت به تو نزدیک‌تر بشم.

439
00:32:28,041 --> 00:32:29,125
‫جواب من «نه»ـه.

440
00:32:35,333 --> 00:32:37,750
‫- تو داری...
‫- جوابت رو گرفتی. حالا برو

441
00:32:38,833 --> 00:32:42,125
‫از دیدن قیافه‌ی آویزونت خسته‌تر از
‫اونم که بخوام بحث رو بیشتر باز کنم.

442
00:32:55,791 --> 00:32:56,791
‫چی شد؟

443
00:32:58,500 --> 00:32:59,750
‫بهش چی گفتی؟

444
00:33:21,708 --> 00:33:23,708
‫پانفیلو. نیفیلی.

445
00:33:24,583 --> 00:33:25,708
‫چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

446
00:33:25,791 --> 00:33:27,583
‫پامپینه‌آ بهت چی گفت؟

447
00:33:28,166 --> 00:33:31,000
‫پامپینه‌آ بهم پیشنهاد
‫آزادی در ازای ازدواج داد.

448
00:33:32,166 --> 00:33:33,166
‫اوه...

449
00:33:34,541 --> 00:33:35,583
‫و جواب شما چی بود؟

450
00:33:35,666 --> 00:33:39,041
‫خب، صد البته گفتم بهش فکر می‌کنم.

451
00:33:41,000 --> 00:33:42,476
‫مگه اینکه پیشنهاد بهتری داشته باشید؟

452
00:33:42,500 --> 00:33:44,000
‫داریم در واقع.

453
00:33:44,083 --> 00:33:45,750
‫ما رو مباشر خودتون قرار بدید.

454
00:33:46,250 --> 00:33:47,958
‫شما دو تا رو؟ تو و زنت؟

455
00:33:48,041 --> 00:33:49,926
‫آره. تا ویلا مال شماست.

456
00:33:49,950 --> 00:33:53,184
‫اما مطمئناً، هیچوقت نمی‌خواید زمان
‫کمی که باقی مونده رو

457
00:33:53,208 --> 00:33:54,750
‫تو این سوراخ بدون دوستاتون صرف کنید.

458
00:33:54,833 --> 00:33:56,791
‫ما در غیاب شما
‫اینجا رو مدیریت می‌کنیم.

459
00:33:56,875 --> 00:34:00,000
‫اگر روزی برگشتید، ما همه چیز رو
‫براتون آماده می‌کنیم.

460
00:34:01,375 --> 00:34:02,375
‫هوم.

461
00:34:05,833 --> 00:34:07,458
‫می‌دونی من باهاش ​سکس داشتم، درسته؟

462
00:34:07,541 --> 00:34:09,166
‫این تو رو اذیت نمی‌کنه؟

463
00:34:09,250 --> 00:34:12,083
‫همین‌جا اتفاق افتاد. احتمالا
‫هنوز هم می‌تونی بوش کنی.

464
00:34:13,666 --> 00:34:15,875
‫اذیتش نمی‌کنه که ما عشق بازی کردیم؟

465
00:34:17,375 --> 00:34:18,750
‫اذیتت نمی‌کنه؟

466
00:34:22,000 --> 00:34:23,291
‫اذیتم می‌کنه.

467
00:34:26,041 --> 00:34:27,791
‫اما به این دلیل اینجا نیومدم.

468
00:34:28,375 --> 00:34:31,333
‫- من زن خوبی برات بودم.
‫- مگه من شوهر خوبی برات نبودم؟

469
00:34:31,416 --> 00:34:35,083
‫- چیزهایی هست که الان بحث نمی‌کنیم.
‫- اوه، بحث کنید، خواهش می‌کنم.

470
00:34:35,166 --> 00:34:37,208
‫تو بهم گفتی که خدا
‫برام دیونئو رو فرستاده.

471
00:34:37,291 --> 00:34:38,683
‫تو در مورد خدا بهم دروغ گفتی.

472
00:34:38,707 --> 00:34:40,634
‫نیفیلی خواهش می‌کنم.
‫تو با این قاتل خوابیدی

473
00:34:40,658 --> 00:34:42,041
‫و تو وفادار بودی؟

474
00:34:42,125 --> 00:34:43,458
‫چکمه‌ساز چطور؟

475
00:34:43,541 --> 00:34:45,458
‫تو و لرد پتی چطور؟

476
00:34:47,875 --> 00:34:51,208
‫اون‌ها... فعالیت‌های برادرانه بودن.

477
00:34:51,291 --> 00:34:54,208
‫- فکر می‌کنی من بچم.
‫-  چرا فکر می‌کنی اینجوریه؟

478
00:34:54,291 --> 00:34:57,458
‫تو انگشت پای کاردینال رو دزدیدی
‫نیفیلی. تو افتادی توی یه چاه.

479
00:34:57,541 --> 00:34:59,166
‫منو همینطور که هستم دوست نداری؟

480
00:35:06,625 --> 00:35:07,750
‫البته که دوستت دارم.

481
00:35:09,750 --> 00:35:10,833
‫تو شریک زندگی منی.

482
00:35:13,166 --> 00:35:14,166
‫و دوست من.

483
00:35:16,625 --> 00:35:17,625
‫و همسرم.

484
00:35:20,833 --> 00:35:23,125
‫یه سری عیب‌هایی در من هست.

485
00:35:24,458 --> 00:35:26,458
‫یا نگم عیب، بلکه تفاوت.

486
00:35:27,666 --> 00:35:29,416
‫که جبرانشون می‌کنم، نمی‌کنم؟

487
00:35:32,916 --> 00:35:36,250
‫پیشبینی نمی‌کردم در حضور
‫یکی دیگه در موردش صحبت کنیم.

488
00:35:37,416 --> 00:35:39,500
‫قصد نداشتی هیچوقت
‫در موردش صحبت کنی.

489
00:35:41,000 --> 00:35:42,625
‫فقط می‌خواستی دروغ بگی.

490
00:35:46,916 --> 00:35:48,833
‫وقتی تو رو با روجیرو دیدم...

491
00:35:48,916 --> 00:35:50,726
‫چی؟ ما رو دیدی؟ کجاشو؟

492
00:35:50,750 --> 00:35:51,833
‫ساکت!

493
00:35:59,041 --> 00:36:00,333
‫وقتی تو رو دیدم...

494
00:36:02,666 --> 00:36:05,166
‫دیدن خوشحالیت باعث خوشحالیم بود.

495
00:36:09,916 --> 00:36:11,958
‫متاسفم که خودم نتونستم
‫این رو بهت بدم.

496
00:36:30,916 --> 00:36:32,750
‫باشه، قبوله.

497
00:36:33,750 --> 00:36:35,450
‫شما دو تا می‌تونید اینجا رو اداره کنید.

498
00:36:36,666 --> 00:36:39,833
‫در واقع، می‌تونید داشته باشیدش.
‫هر چی بخواید رو امضا می‌کنم.

499
00:36:39,916 --> 00:36:41,291
‫- چی؟
‫- آره.

500
00:36:41,375 --> 00:36:42,958
‫یه دفتر اسناد رسمی
‫یا هر چی لازمه گیر بیارید.

501
00:36:43,041 --> 00:36:44,041
‫می‌دونی،

502
00:36:44,750 --> 00:36:48,333
‫این چیزی که داری
‫عشق واقعیه، یه جورایی.

503
00:36:48,416 --> 00:36:49,875
‫تو و این مرد شیک‌پوش.

504
00:36:50,750 --> 00:36:52,625
‫تا وقت هست ازش لذت ببرید.

505
00:36:53,708 --> 00:36:54,708
‫درسته.

506
00:36:57,500 --> 00:36:59,550
‫می‌خوای دست منو باز کنی
‫و دوباره سکس کنیم؟

507
00:37:00,666 --> 00:37:03,208
‫یا دست منو باز نکنی و...

508
00:37:04,375 --> 00:37:05,375
‫نه.

509
00:37:06,208 --> 00:37:07,208
‫ممنون.

510
00:37:08,666 --> 00:37:10,583
‫حالت خوبه نیفیلی؟

511
00:37:10,666 --> 00:37:12,250
‫یکم رنگ پریده به نظر میای.

512
00:37:12,750 --> 00:37:13,875
‫من خوبم.

513
00:37:21,791 --> 00:37:22,833
‫جای تأسفه.

514
00:37:39,375 --> 00:37:41,083
‫چه آزادی‌ای بود،

515
00:37:42,333 --> 00:37:44,250
‫گفتن چیزهایی که ناگفته گذاشته بودیم.

516
00:37:46,250 --> 00:37:47,250
‫آره.

517
00:37:48,541 --> 00:37:49,541
‫احساس...

518
00:37:51,708 --> 00:37:52,808
‫سبکی می‌کنم.

519
00:38:04,291 --> 00:38:05,791
‫- موافقت کرد!
‫- چی؟

520
00:38:05,875 --> 00:38:06,875
‫واقعاً؟

521
00:38:11,958 --> 00:38:13,278
‫بهت قول میدم عشقم،

522
00:38:13,333 --> 00:38:15,833
‫در این فصل بعدی از
‫زندگی مشترکمون...

523
00:38:17,541 --> 00:38:19,083
‫چیزی رو ناگفته نمی‌ذارم.

524
00:38:20,791 --> 00:38:21,958
‫تو بهترین دوست منی.

525
00:38:22,041 --> 00:38:24,416
‫- و تو مال منی.
‫- و تو سزاوار صداقت منی.

526
00:38:24,500 --> 00:38:25,666
‫تو مال منی.

527
00:39:03,250 --> 00:39:04,250
‫شروع کنیم.

528
00:39:07,166 --> 00:39:08,875
‫اون مُرد و من زنده موندم.

529
00:39:11,000 --> 00:39:14,666
‫حس می‌کنم درست نیست، اما یاد
‫گرفتم که به احساساتم اعتماد نکنم.

530
00:39:17,541 --> 00:39:21,083
‫سیریسکو، لطفا یک مجسمه‌ی بزرگ
‫از دیونئو بتراش و اون رو اینجا بگذار.

531
00:39:24,541 --> 00:39:26,625
‫بگذار در پایین آن نوشته شود...

532
00:39:28,291 --> 00:39:29,791
‫«دیونئو از جنوا.»

533
00:39:31,625 --> 00:39:34,791
‫«او به هزاران زن حال داد،
‫از نظر جنسی.»

534
00:39:36,291 --> 00:39:37,500
‫فکر کنم از این خوشش بیاد.

535
00:39:39,625 --> 00:39:40,625
‫و بعد اضافه کن،

536
00:39:42,041 --> 00:39:43,625
‫«با این حال هرگز عشق را نیافت.»

537
00:39:45,166 --> 00:39:46,416
‫زیادی بی‌رحمانست؟

538
00:39:46,500 --> 00:39:48,666
‫همون با «به هزاران زن حال داد،
‫از نظر جنسی» تموم کن.

539
00:39:52,708 --> 00:39:55,500
‫مردی با روح عیب‌دار در بدنی جایزالخطا.

540
00:40:15,750 --> 00:40:18,166
‫من هیچی نیستم.

541
00:40:18,666 --> 00:40:19,791
‫اینطور نیست.

542
00:40:22,291 --> 00:40:23,458
‫شما خیلی باارزشید.

543
00:40:25,125 --> 00:40:27,125
‫من هیچی ندارم.

544
00:40:31,250 --> 00:40:33,083
‫من کسی رو ندارم.

545
00:40:34,083 --> 00:40:35,083
‫شما منو دارید.

546
00:40:40,958 --> 00:40:41,958
‫تو.

547
00:40:43,125 --> 00:40:45,291
‫تو همیشه دوست من بودی.

548
00:40:57,458 --> 00:40:59,083
‫تو منو دوست داری؟

549
00:41:03,583 --> 00:41:04,750
‫البته که دوستتون دارم.

550
00:41:07,291 --> 00:41:08,666
‫دوستت دارم میسیا.

551
00:41:09,958 --> 00:41:10,958
‫اوه...

552
00:41:16,791 --> 00:41:19,458
‫من هم دوستتون دارم، ویکنتس.
‫من هم شما رو دوست دارم.

553
00:41:19,541 --> 00:41:20,750
‫البته که دوستتون دارم.

554
00:41:28,125 --> 00:41:29,583
‫تو معشوقه‌ات رو از دست دادی،

555
00:41:30,833 --> 00:41:32,250
‫و ما براش سوگواری نکردیم.

556
00:41:33,250 --> 00:41:35,541
‫- نه.
‫- ما برای پارمنای تو سوگواری نکردیم.

557
00:41:35,625 --> 00:41:37,083
‫خیلی متاسفم.

558
00:41:38,000 --> 00:41:39,500
‫خیلی متاسفم.

559
00:41:39,583 --> 00:41:41,291
‫- اوه، اشکالی نداره.
‫- نه.

560
00:41:41,375 --> 00:41:43,125
‫اوه، اشکالی نداره، ویکنتس.

561
00:41:43,208 --> 00:41:45,583
‫- اشکالی نداره.
‫- نه. خیلی متاسفم.

562
00:41:45,607 --> 00:41:47,791
‫می‌تونیم الان این کارو کنیم.
‫می‌تونیم الان این کارو کنیم.

563
00:41:48,908 --> 00:41:49,541
‫چی؟

564
00:41:51,416 --> 00:41:54,750
‫درست از اینجا.
‫این شاخه آشنا به نظر میاد.

565
00:41:55,500 --> 00:41:58,875
‫مدام اینو میگی. چرا وقتی
‫می‌تونستیم جاده رو پیدا نکردیم؟

566
00:41:58,958 --> 00:42:01,375
‫تو واقعا فکر می‌کنی
‫من از پس کاری بر نمیام. درسته؟

567
00:42:01,458 --> 00:42:02,458
‫آره.

568
00:42:10,500 --> 00:42:11,500
‫دیدی؟

569
00:42:13,666 --> 00:42:16,125
‫تو این رو توی راه ویلا پیدا کردی؟

570
00:42:16,208 --> 00:42:19,458
‫نه، اما بازم اعتبار
‫الان پیدا کردنش رو می‌گیرم.

571
00:42:19,541 --> 00:42:20,541
‫اوه،

572
00:42:21,041 --> 00:42:22,041
‫سلام؟

573
00:42:22,458 --> 00:42:23,458
‫- سلام.
‫- سلام.

574
00:42:23,958 --> 00:42:26,291
‫سلام مسافران عزیز. حالتون چطوره؟

575
00:42:26,315 --> 00:42:29,500
‫اوه خیلی گرسنه‌ایم.
‫معدم تقریباً خودش رو خورد تموم شد.

576
00:42:29,583 --> 00:42:32,333
‫چرا نمیاید داخل؟ تازه می‌خواستیم
‫غذا بخوریم. شمام بیاید.

577
00:42:33,875 --> 00:42:36,666
‫- خیلی لطفتون رو می‌رسونه.
‫- نه بابا.

578
00:42:36,750 --> 00:42:38,500
‫خوبه چند نفر دورمون باشن.

579
00:42:38,583 --> 00:42:40,250
‫ماریو، مهمون داریم!

580
00:42:40,333 --> 00:42:42,625
‫چه کلبه‌ی کوچولوی زیبایی دارید.

581
00:42:42,708 --> 00:42:44,833
‫شگفت انگیزه که چطور
‫تنهایی سرپا مونده.

582
00:42:44,916 --> 00:42:47,250
‫خیلی لطف کردید.

583
00:42:47,333 --> 00:42:49,750
‫یه چیز معمولیه، ولی گرمتون می‌کنه.

584
00:42:49,774 --> 00:42:52,541
‫- عالیه.
‫- من تا آخرین قطره ازش لذت می‌برم.

585
00:42:52,625 --> 00:42:53,625
‫بیاید داخل و بشینید.

586
00:42:53,649 --> 00:42:55,083
‫- بقیه منتظرن.
‫- اوه.

587
00:42:59,083 --> 00:43:00,750
‫بوی خیلی خوبی میده.

588
00:43:03,166 --> 00:43:05,541
‫ماریو، بی ادب نباش. سلام کن.

589
00:43:05,625 --> 00:43:06,625
‫اوه خدای من.

590
00:43:07,983 --> 00:43:09,625
‫- چی شده؟ چه خبره؟
‫- نه.

591
00:43:09,708 --> 00:43:10,791
‫چـ...

592
00:43:10,875 --> 00:43:12,750
‫- اوه خدای من.
‫- نه نه!

593
00:43:12,833 --> 00:43:15,000
‫- یه لحظه صبر کنید. اوه خدای من.
‫- اوه خدای من.

594
00:43:15,083 --> 00:43:16,083
‫- اونا مُردن!
‫- برگرد.

595
00:43:16,125 --> 00:43:17,958
‫- برگرد. برگرد!
‫- اوه خدای من.

596
00:43:18,041 --> 00:43:20,125
‫- همشون مُردن!
‫- برگرد!

597
00:43:20,208 --> 00:43:23,916
‫- ماریو!
‫- این چه بلایی بود؟

598
00:43:24,000 --> 00:43:26,625
‫سوپه خوبه! سوپه خوبه!

599
00:43:26,708 --> 00:43:28,125
‫از آشنایی باهاتون خوشحال شدم!

600
00:43:29,458 --> 00:43:33,041
‫می‌خوام چشمام رو ببندم و دیگه
‫هیچی نبینم، اما زنده باشم.

601
00:43:33,125 --> 00:43:36,333
‫وحشتناک بود اما حداقل
‫تونستیم یه چیزی بخوریم.

602
00:43:37,458 --> 00:43:38,458
‫«حداقل تونستیم یه چیزی بخوریم؟»

603
00:43:38,541 --> 00:43:41,375
‫فیلومنا، با اون نقشه‌ی پربرکتت
‫برای دور موندن از جاده،

604
00:43:41,458 --> 00:43:44,166
‫ما اینجا بین دیوونه‌ها
‫و مرده‌ها گیر افتادیم.

605
00:43:44,750 --> 00:43:46,583
‫جاده، به خاطر طبیعتش،
‫امکان موفق نشدن نداره.

606
00:43:46,666 --> 00:43:50,041
‫خطیه که تو رو به همون جایی
‫که می‌خوای بری هدایت می‌کنه.

607
00:43:50,125 --> 00:43:51,125
‫این تقصیر توئه.

608
00:43:51,875 --> 00:43:52,875
‫تو شکست خوردی.

609
00:43:55,133 --> 00:43:56,791
‫چطور جرات می‌کنی؟

610
00:43:57,375 --> 00:44:00,083
‫اگه تو منو از اون پل هل نمی‌دادی...

611
00:44:00,166 --> 00:44:02,791
‫- و اگه تو می‌ذاشتی نونم رو تقسیم کنم!
‫- اوه، باز شروع شد...

612
00:44:02,815 --> 00:44:05,267
‫اما نه، ظاهراً تو تا ابد رئیسی.

613
00:44:05,291 --> 00:44:07,791
‫پادشاه نان، پادشاه من!

614
00:44:11,666 --> 00:44:13,250
‫من برمی‌گردم ویلای سانتا.

615
00:44:13,333 --> 00:44:15,541
‫برگرد پیش اون مرد تبر به‌دست
‫و همه‌ی اوندوست‌های فرضی

616
00:44:15,625 --> 00:44:18,208
‫که بهمون گفتن
‫یا بریم یا بمیریم؟ هوشمندانست.

617
00:44:18,291 --> 00:44:21,916
‫من یه دوست واقعی اون‌جا دارم، میسیا.

618
00:44:22,000 --> 00:44:26,125
‫اون یدونه دوستم که بالاخره پیداش کردم.
‫همون اولین دوستم.

619
00:44:26,208 --> 00:44:28,916
‫اولین دوستت؟ اوه، چه دستاوردی.

620
00:44:29,000 --> 00:44:32,416
‫یعنی چی؟ من تا حالا
‫دوست واقعی نداشتم.

621
00:44:32,500 --> 00:44:34,250
‫- پناه بر خدا.
‫- چیه؟

622
00:44:34,333 --> 00:44:36,375
‫من! تو من رو داشتی!

623
00:44:36,458 --> 00:44:40,250
‫ما تا دوازده سالگی با هم دوست
‫بودیم که به دلایلی نامشخصی

624
00:44:40,333 --> 00:44:42,458
‫تو توی سومین عید فرشته‌ی میکائیل
‫موهام رو بریدی.

625
00:44:42,541 --> 00:44:44,333
‫- من این کارو نکردم.
‫- چرا کردی.

626
00:44:44,416 --> 00:44:45,250
‫بریدیش،

627
00:44:45,333 --> 00:44:48,666
‫بعدش به لورتا و ویولتا نشونش دادی و
‫دیگه هیچوقت به عنوان دوست با من حرف نزدی.

628
00:44:48,750 --> 00:44:50,708
‫- خب، این اتفاق باید یه جایی می‌افتاد.
‫- چرا؟

629
00:44:52,708 --> 00:44:54,958
‫چون من متوجه شدم
‫که تو خدمتکار منی.

630
00:45:06,750 --> 00:45:08,666
‫پدرت اینجوری نبود.

631
00:45:10,000 --> 00:45:11,083
‫اون مهربون بود.

632
00:45:27,333 --> 00:45:29,916
‫تو همیشه بیشتر از من
‫شبیه اون بودی.

633
00:45:33,000 --> 00:45:34,000
‫تو هم اینطور فکر می‌کنی؟

634
00:45:36,125 --> 00:45:37,125
‫آره.

635
00:45:42,375 --> 00:45:43,375
‫پس...

636
00:45:46,041 --> 00:45:47,916
‫تو هیچوقت نمی‌تونی با من دوست بشی،

637
00:45:48,666 --> 00:45:50,833
‫اما می‌تونی با میسیا دوست باشی.

638
00:45:52,041 --> 00:45:53,625
‫فرقش چیه؟

639
00:45:54,500 --> 00:45:55,500
‫نمی‌دونم.

640
00:45:58,291 --> 00:46:00,791
‫اما می‌دونم که خورشید
‫داره غروب می‌کنه،

641
00:46:00,875 --> 00:46:03,250
‫و نمی‌خوام دوباره
‫این بیرون تو تاریکی باشم.

642
00:46:06,583 --> 00:46:08,333
‫این بار تنها نیستی.

643
00:46:11,791 --> 00:46:12,791
‫با منی.

644
00:46:23,958 --> 00:46:25,291
‫و ویتروکیا.

645
00:46:26,750 --> 00:46:28,910
‫- اونی که دیدیمش بود.
‫- اینو نگو.

646
00:46:43,750 --> 00:46:46,916
‫<i>♪ ما از درون ریشه‌هایی عبور می‌کنیم ♪</i>

647
00:46:47,000 --> 00:46:50,958
‫<i>♪ که از خاک‌ریز نقشه برداری کرده‌اند ♪</i>

648
00:46:51,791 --> 00:46:55,875
‫<i>♪ تا زمانی که ما فقط بریده‌های کوچکی ♪</i>

649
00:46:55,958 --> 00:46:58,875
‫<i>♪ از زمین باشیم ♪</i>

650
00:46:59,791 --> 00:47:02,750
‫<i>♪ باد بدن ما رو از بین می‌برد ♪</i>

651
00:47:02,833 --> 00:47:07,458
‫<i>♪ و در ارتفاعات پراکنده می‌کند♪</i>

652
00:47:08,000 --> 00:47:12,000
‫<i>♪ و با احتیاط فراوان آن‌ها را برمی گرداند ♪</i>

653
00:47:12,083 --> 00:47:15,250
‫<i>♪ به خاک ♪</i>

654
00:47:32,125 --> 00:47:33,833
‫ممنون که اجازه دادید
‫بهش ادای احترام کنم.

655
00:47:35,041 --> 00:47:37,125
‫ممنون که به من اجازه دادی
‫بخشی ازش باشم.

656
00:47:40,041 --> 00:47:41,041
‫دوست؟

657
00:47:43,666 --> 00:47:44,666
‫دوست.

658
00:47:45,208 --> 00:47:47,041
‫دوست‌ها حال همدیگه رو خوب می‌کنن.

659
00:47:47,541 --> 00:47:48,916
‫چی حال تو رو خوب می‌کنه؟

660
00:47:49,583 --> 00:47:52,208
‫دوست دارم از اینجا برم
‫و هیچوقت برنگردم.

661
00:47:54,375 --> 00:47:55,791
‫شاید این بهترین کار باشه.

662
00:47:58,500 --> 00:48:00,525
‫روجیرو رو ببوس بذارش کنار.

663
00:48:13,416 --> 00:48:14,583
‫عزیزترین دوست من،

664
00:48:15,333 --> 00:48:16,708
‫دوست واقعی من...

665
00:48:19,375 --> 00:48:21,125
‫با من در هر لحظه.

666
00:48:24,000 --> 00:48:25,000
‫بله.

667
00:48:27,791 --> 00:48:28,791
‫اوه، چی شده؟

668
00:48:32,750 --> 00:48:34,458
‫تو یه چیزی بهم کمک می‌کنی؟

669
00:48:42,291 --> 00:48:45,250
‫خب، من میرم به خوک‌ها برسم.
‫من رفتم.

670
00:48:45,750 --> 00:48:46,750
‫دنبالم نیا.

671
00:48:47,333 --> 00:48:48,666
‫- می‌تونم کمکت کنم؟
‫- نه.

672
00:48:48,750 --> 00:48:51,875
‫چرا نه؟ از چیزی که به نظر میاد
‫قوی‌ترم. انگار که خودت ندونی.

673
00:48:51,899 --> 00:48:52,791
‫خیر

674
00:48:52,875 --> 00:48:53,875
‫ما همو دیدیم.

675
00:48:54,791 --> 00:48:56,844
‫من زندگی خودم رو دارم
‫و تو زندگی خودت رو.

676
00:48:56,869 --> 00:48:58,232
‫به این فاصله احترام بذار.

677
00:50:26,166 --> 00:50:27,666
‫بانوی غمگینت چطوره؟

678
00:50:31,125 --> 00:50:32,833
‫اوم، اون...

679
00:50:34,500 --> 00:50:35,958
‫می‌خواد من شما رو بکشم...

680
00:50:38,666 --> 00:50:41,083
‫تا هیچی بین اون و ویلا قرار نگیره.

681
00:50:42,541 --> 00:50:44,375
‫خب، این مایه‌ی تاسفه.

682
00:50:47,333 --> 00:50:48,416
‫من نمی‌خوام.

683
00:50:51,083 --> 00:50:53,791
‫به هر حال هیچ خیری
‫از ما به اینجا نمی‌رسه.

684
00:50:55,625 --> 00:50:56,833
‫درحالی که کشتن شما...

685
00:50:58,416 --> 00:50:59,416
‫چی؟

686
00:51:03,708 --> 00:51:05,166
‫من ازش جون سالم به در نمی‌برم.

687
00:51:08,791 --> 00:51:10,166
‫پس این کار رو نکن.

688
00:51:13,333 --> 00:51:14,583
‫اون بانوی منه.

689
00:51:18,833 --> 00:51:20,166
‫می‌خوای چی کار کنم برات؟

690
00:51:21,083 --> 00:51:22,166
‫دعای خیر کنم؟

691
00:51:24,458 --> 00:51:25,875
‫مـ... می‌کنید؟

692
00:51:33,166 --> 00:51:36,708
‫اوه. بیا حالا داری ازم
‫اجازه می‌گیری منو بکشی،

693
00:51:37,708 --> 00:51:40,166
‫و من حتی وارث ویلا نیستم.

694
00:51:40,250 --> 00:51:41,333
‫آفرین.

695
00:51:45,833 --> 00:51:47,833
‫- شنیدی چی گفتم؟ من وارث نیستم.
‫- فقط بخوریدش.

696
00:51:47,916 --> 00:51:50,083
‫- یکم بخورید.
‫- من وارث نیستم. من وا...

697
00:51:59,541 --> 00:52:00,875
‫خوب برنامه‌ریزی کردی.

698
00:52:02,958 --> 00:52:04,458
‫تو ذهنم سم بود.

699
00:52:05,041 --> 00:52:06,541
‫گفتم شاید شما...

700
00:52:06,625 --> 00:52:08,250
‫من وارث نیستم.

701
00:52:10,833 --> 00:52:12,000
‫چی؟ چی؟

702
00:52:12,083 --> 00:52:13,000
‫از روم بلند شو.

703
00:52:13,083 --> 00:52:14,382
‫من وارث نیستم.

704
00:52:14,906 --> 00:52:23,906
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

705
00:52:24,000 --> 00:52:26,750
‫<i>♪ و اون برگشت و دستم رو گرفت ♪</i>

706
00:52:26,833 --> 00:52:29,458
‫<i>♪ و گفت من دوباره کنترلم رو از دست دادم ♪</i>

707
00:52:30,916 --> 00:52:33,458
‫<i>♪ و خشکم زد، فکر کردم که مُرده ♪</i>

708
00:52:33,541 --> 00:52:35,791
‫<i>♪ اون گفت کنترلمو از دست دادم ♪</i>

709
00:52:37,500 --> 00:52:39,500
‫<i>♪ اون دوباره کنترلش رو از دست داده ♪</i>

710
00:52:40,708 --> 00:52:42,666
‫<i>♪ اون کنترلش رو از دست داده ♪</i>

711
00:52:43,958 --> 00:52:46,291
‫<i>♪ اون دوباره کنترلش رو از دست داده ♪</i>

712
00:52:47,125 --> 00:52:49,500
‫<i>♪ اون کنترلش رو از دست داده ♪</i>

