﻿1
00:00:01,625 --> 00:00:19,625
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:19,649 --> 00:00:29,649
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

3
00:00:32,791 --> 00:00:36,166
‫تالار دورست، در سال 1802
‫توسط لرد بسینگتون چهارم خریداری شد.

4
00:00:36,250 --> 00:00:39,041
‫اون هم به مبلغ گزاف 3000 پوند.

5
00:00:39,583 --> 00:00:42,416
‫لرد بسینگتون هشتم
‫هنوز هم اینجا زندگی می‌کنن.

6
00:00:42,500 --> 00:00:45,458
‫فقط بخاطر اجازه مهربانانه ایشونه
‫که می‌تونیم امروز از اینجا دیدن کنیم.

7
00:00:47,583 --> 00:00:49,791
‫پس... دنبالم بیاین.

8
00:01:04,291 --> 00:01:07,916
‫این خونه بخاطر مجموعه
‫وسیع آثار باستانیش معروفه،

9
00:01:08,000 --> 00:01:10,041
‫که باعث شد لرد بایرن به شوخی بگن

10
00:01:10,125 --> 00:01:12,583
‫که موزه بریتانیا در برابر
‫اینجا مثل مغازه بدلیجات می‌مونه.

11
00:01:12,666 --> 00:01:13,833
‫از موارد مهم میشه به

12
00:01:13,916 --> 00:01:16,166
‫مجموعه نفیس قطعات شطرنج ساخته شده از عاج،

13
00:01:16,250 --> 00:01:18,291
‫که قدمتشون به دوران
‫امپراتوری بیزانس برمی‌گرده،

14
00:01:18,375 --> 00:01:20,708
‫یک تابوت سنگی باستانی از مصر و...

15
00:01:24,958 --> 00:01:26,416
‫و همینطور سرآذین مقدس مربوط به

16
00:01:26,500 --> 00:01:28,916
‫قبیله سرخپوستان استرالیایی
‫به اسم واکا واکا اشاره کرد.

17
00:02:00,208 --> 00:02:01,291
‫بزنید به چاک!

18
00:02:03,083 --> 00:02:07,291
‫من تو خونه‌م مارمولک راه نمیدم!

19
00:02:07,791 --> 00:02:09,416
‫می‌شنوین؟

20
00:02:09,500 --> 00:02:14,458
‫مارمولک بی‌مارمولک...

21
00:02:19,625 --> 00:02:25,072
‫«لرد بسینگتون هشتم»
‫«1994 - 2024»

22
00:02:28,333 --> 00:02:32,090
‫«آقــــایـــان»
‫«اثری از گای ریچی»

23
00:02:34,697 --> 00:02:37,100
‫«قسمت چهارم»
‫«آقای بی‌تفاوت»

24
00:02:37,125 --> 00:02:38,750
‫می‌دونی چیه جیمز؟

25
00:02:39,666 --> 00:02:43,083
‫عصبانی‌ام. بهت هم میگم چیه که
‫داره اعصابم رو به هم می‌ریزه.

26
00:02:43,108 --> 00:02:46,167
‫من باید یکی از مهره‌هاشون باشم.
‫باید من رو کنار خودشون نگه دارن. من باهوشم.

27
00:02:46,708 --> 00:02:48,750
‫من آدم باهوشی‌ام. نمراتم خوبن. این...

28
00:02:49,666 --> 00:02:50,833
‫دارم دیوونه میشم.

29
00:02:51,416 --> 00:02:54,583
‫یه بار گند که می‌زنم...
‫شاید حالا دو سه بار،

30
00:02:54,666 --> 00:02:58,833
‫یهویی میشم «پرسونا نان گراتیس»
‫دیگه نمی‌خوانم، «آن وویاژ».

31
00:02:58,858 --> 00:03:00,016
‫داره... داره دیوونم می‌کنه.

32
00:03:00,041 --> 00:03:04,208
‫- واقعا مسخرست جیمز.
‫- فردی؟

33
00:03:05,416 --> 00:03:06,916
‫فقط آروم باش رفیق.

34
00:03:09,083 --> 00:03:11,541
‫شاید نمی‌خوام آروم باشم جیمز.

35
00:03:11,625 --> 00:03:15,083
‫شاید... شاید باید از اینجا بزنم بیرون.
‫نظرت چیه؟ من و تو.

36
00:03:15,166 --> 00:03:17,666
‫نمی‌تونم داش.
‫باید یکی رو ببینم.

37
00:03:17,750 --> 00:03:20,416
‫یا بیشتر میشه گفت یه چیزی رو. یه چیز خاص.

38
00:03:27,331 --> 00:03:28,333
‫می‌دونی چیه؟

39
00:03:31,666 --> 00:03:35,166
‫- اوه، واو! داری چیکار می‌کنی؟ فردی!
‫- من همینجا می‌مونم.

40
00:03:35,250 --> 00:03:36,250
‫اوراه!

41
00:03:36,333 --> 00:03:37,541
‫فردی!

42
00:03:39,666 --> 00:03:41,666
‫وو-هو-هو-هو!

43
00:03:47,375 --> 00:03:50,541
‫برای افزایش بهره‌وری و سوددهی،

44
00:03:50,625 --> 00:03:53,041
‫تصمیم گرفتیم که کارمون رو
‫تو ملک تو افزایش بدیم.

45
00:03:53,334 --> 00:03:55,101
‫مزرعه جدید ماری‌جوانا زیر زمین ایجاد میشه،

46
00:03:55,125 --> 00:03:57,042
‫اما برای دسترسی بهش
‫از اصطبل‌ها استفاده می‌کنیم

47
00:03:57,066 --> 00:03:58,858
‫و یجایی برای نگه‌داشتن
‫کارگرها نیاز داریم.

48
00:03:58,958 --> 00:04:00,708
‫نه سوزی. از این خبرها نیست.

49
00:04:01,416 --> 00:04:04,256
‫ما به این شرط قبول کردیم از اینجا بریم
‫که تو کمک‌مون کنی بیشتر پول دربیاریم.

50
00:04:04,333 --> 00:04:07,375
‫پس تا وقتی که منتظریم تو از
‫نقشه کاری جدیدت پرده‌برداری کنی،

51
00:04:07,458 --> 00:04:08,791
‫من دارم به کارم سرعت می‌بخشم.

52
00:04:08,875 --> 00:04:12,041
‫یه‌جای دیگه انجامش بده.
‫تو یکی دیگه از ملک‌هات انجامش بده.

53
00:04:12,708 --> 00:04:14,875
‫تو نباید نگران کارهایی که من با

54
00:04:14,958 --> 00:04:16,517
‫بقیه املاکم می‌کنم، باشی.

55
00:04:16,541 --> 00:04:20,000
‫چیزی که من نگرانشم اینه که ما
‫روی زمان خروج شما توافق کردیم،

56
00:04:20,083 --> 00:04:23,416
‫اما تو الان داری راجب گسترش
‫کسب و کارتون توی ملک من صحبت می‌کنی.

57
00:04:26,583 --> 00:04:27,666
‫فردی رفته ماهی‌گیری.

58
00:04:27,750 --> 00:04:30,875
‫وو-هو-هو-هو!

59
00:04:30,958 --> 00:04:32,833
‫عالی. باهامون در تماس باش.

60
00:04:35,958 --> 00:04:37,958
‫اصطبل‌ها نمیشه عزیزم.

61
00:04:38,041 --> 00:04:40,625
‫اهمیت تاریخی زیادی دارن.

62
00:04:40,708 --> 00:04:43,000
‫مادر، آن بولین اسب‌هاش رو
‫توی مسیر دیدن هنری هشتم

63
00:04:43,083 --> 00:04:44,916
‫تو اصطبل‌های ما عوض نکرد.

64
00:04:45,000 --> 00:04:48,125
‫وقتی اصطبل‌های ما ساخته شدن،
‫300 سال از گردن زدن آن بولین می‌گذشت.

65
00:04:48,208 --> 00:04:51,625
‫- خب، اون موقع بازسازیشون کردیم.
‫- مهم نیست.

66
00:04:51,708 --> 00:04:54,583
‫من قرار نیست بهشون اجازه بدم
‫کارشون رو گسترش بدن.

67
00:04:54,666 --> 00:04:57,291
‫می‌خوای من با سوزی گلاس صحبت کنم؟

68
00:04:57,375 --> 00:05:00,416
‫می‌دونی که وقت‌هایی که بخوام،
‫می‌تونم به شدت متقاعد کننده باشم.

69
00:05:00,500 --> 00:05:03,583
‫نه مادر. نمی‌خوام خودت رو
‫قاطی همچین اشخاصی بکنی.

70
00:05:04,083 --> 00:05:05,916
‫دارم تاثیرشون روی فردی رو می‌بینم.

71
00:05:06,000 --> 00:05:08,458
‫درسته، هرچه زودتر از شرشون خلاص بشی، بهتره.

72
00:05:08,541 --> 00:05:11,125
‫فقط باید یه راهی پیدا کنم
‫که با هیاهوی کمتر،

73
00:05:11,208 --> 00:05:12,791
‫پول بیشتری دربیارن.

74
00:05:12,875 --> 00:05:14,375
‫حالا، بیا بریم.

75
00:05:15,291 --> 00:05:18,416
‫هیچی مثل یه خاکسپاری خوب،
‫چشم آدم رو باز نمی‌کنه.

76
00:05:20,625 --> 00:05:23,000
‫به دل خود آشوب راه ندهید.

77
00:05:23,875 --> 00:05:28,208
‫به خداوند ایمان داشته باشید، همینطور به من.

78
00:05:30,791 --> 00:05:34,125
‫در خانه پدر من، اتاق‌های بسیار وجود دارد.

79
00:05:34,208 --> 00:05:37,583
‫اگر اینگونه نبود، به شما چنین نمی‌گفتم.

80
00:05:38,291 --> 00:05:42,000
‫من می‌روم که جایی برای شما فراهم کنم.

81
00:05:43,208 --> 00:05:47,250
‫و اگر بروم و جایی برایتان فراهم کنم...

82
00:05:47,916 --> 00:05:49,291
‫قضیه پنجره چیه؟

83
00:05:51,083 --> 00:05:53,125
‫اوه، توی وصیت‌نامه‌ش نوشته بود.

84
00:05:53,208 --> 00:05:56,375
‫ظاهرا، می‌خواسته ایستاده دفنش کنن،

85
00:05:56,458 --> 00:06:00,000
‫از زمین بزنه بیرون، که بتونه خونه رو ببینه.

86
00:06:01,166 --> 00:06:02,916
‫خب، ناخوشاینده.

87
00:06:04,416 --> 00:06:07,083
‫اوه، اون پسرشه که اونجاست، مکس.

88
00:06:07,166 --> 00:06:08,166
‫هممم.

89
00:06:08,625 --> 00:06:11,875
‫یکی از رفقای بازیگری فردی از دورام بود.
‫«لرد بسینگتون نهم»

90
00:06:14,375 --> 00:06:16,958
‫اگه فکر می‌کنی قبلا دیدیش،

91
00:06:17,041 --> 00:06:20,666
‫یه تبلیغات برای
‫یه شامپو انجام داد که همه‌جا بود.

92
00:06:23,833 --> 00:06:27,916
‫هیچکس نزد پدر نمی‌رود، مگر از طریق من.

93
00:06:29,041 --> 00:06:31,333
‫اگر شما مرا می‌شناختید،

94
00:06:31,833 --> 00:06:34,041
‫باید پدرم را نیز می‌شناختید...

95
00:06:34,125 --> 00:06:36,083
‫قراره کل دارایی‌ها بهش به ارث برسه؟

96
00:06:36,166 --> 00:06:37,041
‫آره.

97
00:06:46,958 --> 00:06:50,125
‫خونه، بدهی‌ها، بار مالی.

98
00:06:50,708 --> 00:06:53,916
‫جفتتون تو این زمینه خیلی به هم شبیهید.

99
00:07:24,041 --> 00:07:25,208
‫سلام رزی.

100
00:07:27,125 --> 00:07:28,166
‫شکمت چطوره؟

101
00:07:29,000 --> 00:07:32,833
‫- شکمم خوبه. ممنون که پرسیدی.
‫- باید بیشتر مراقب باشی.

102
00:07:33,333 --> 00:07:35,541
‫ممکنه دفعه بعد نباشم که کمکت کنم.

103
00:07:36,583 --> 00:07:38,375
‫امیدوارم دفعه بعدی در کار نباشه.

104
00:07:39,375 --> 00:07:40,455
‫دوست آمریکاییت چطوره؟

105
00:07:42,458 --> 00:07:44,041
‫حسودی که نمی‌کنی؟

106
00:07:44,125 --> 00:07:46,041
‫بیشتر میشه گفت حس حفاظته.

107
00:07:46,125 --> 00:07:47,791
‫خب، واقعا نظر لطفته.

108
00:07:48,500 --> 00:07:51,541
‫- اما من می‌تونم از خودم محافظت کنم.
‫- اوه، مطمئنم که می‌تونی.

109
00:07:52,166 --> 00:07:53,791
‫بهتره پیش آقای جانستون محتاط باشی.

110
00:07:54,625 --> 00:07:57,791
‫پشت ظاهر شکوهمندش،
‫مردی وجود داره که نمی‌خوای باهاش دربیفتی.

111
00:07:57,875 --> 00:07:59,541
‫از جانب خودت حرف بزن ادی.

112
00:08:03,541 --> 00:08:04,850
‫پسره رو چقدر می‌شناسی؟

113
00:08:06,291 --> 00:08:07,500
‫اوه، مکس؟

114
00:08:08,416 --> 00:08:11,375
‫شخص دوست‌داشتنی‌ایه.
‫همون داستان قدیمی هنرمند در تقلا.

115
00:08:11,458 --> 00:08:13,541
‫یکم زیادی نیازمند اینه که یکی کشفش کنه.

116
00:08:13,625 --> 00:08:17,041
‫از وقتی که پدرش فوت کرده،
‫عین پرنده‌ایه که بالش کنده شده.

117
00:08:18,541 --> 00:08:19,875
‫من رو بهش معرفی می‌کنی؟

118
00:08:21,083 --> 00:08:22,583
‫یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسته ادی.

119
00:08:24,041 --> 00:08:25,166
‫به هیچ وجه.

120
00:08:25,250 --> 00:08:28,041
‫فردی رو یادمه.
‫تو دورام سال بالاییم بود.

121
00:08:28,541 --> 00:08:30,833
‫دمیتریوس خیلی خوبی بود.

122
00:08:32,150 --> 00:08:34,358
‫نمایشنامه «رویای شب نیمه تابستان».
‫من لایسندر بودم.

123
00:08:34,383 --> 00:08:38,225
‫باید به بازیگری می‌چسبید. جدی می‌تونست به
‫آکادمی سلطنتی هنرهای دراماتیک راه پیدا کنه.

124
00:08:38,250 --> 00:08:41,333
‫اوه، فردی مهارت‌های زیادی داره،
‫ولی چسبیدن یکی از اونا نیست.

125
00:08:42,208 --> 00:08:44,125
‫شنیدم تو اخیرا کارهای زیادی گیر آوردی.

126
00:08:44,208 --> 00:08:45,666
‫اوه، اوضاع بدک نیست.

127
00:08:46,500 --> 00:08:48,625
‫بازیگری عین هر نوع دیگه‌ای از هنر می‌مونه.

128
00:08:48,708 --> 00:08:52,000
‫در واقع آشتی پارادوکسیِ
‫هویت‌های دوقطبی ماست

129
00:08:52,083 --> 00:08:54,958
‫تا زیبایی متناقضی که درون
‫بدتینتی نهفته شده رو تشخیص بدیم.

130
00:08:55,041 --> 00:08:57,541
‫اما خدا شاهده که شغل‌های راحت‌تری هم هست.

131
00:08:58,375 --> 00:09:00,375
‫مکس، عزیزم، واقعا بهت تسلیت میگم.

132
00:09:00,458 --> 00:09:02,250
‫الانم باید برم مادرم رو نجات بدم.

133
00:09:06,041 --> 00:09:09,291
‫می‌خواستم بهت تسلیت بگم.
‫خودم هم اخیرا پدرم رو از دست دادم.

134
00:09:09,375 --> 00:09:11,833
‫- انگار درست زدن تو تخمات، مگه نه؟
‫- دقیقا.

135
00:09:11,916 --> 00:09:14,750
‫بهش مالیت ارث رو اضافه کن که خیلی مسخرست.

136
00:09:14,833 --> 00:09:17,633
‫وقتی هزینه‌های جاری رو بهم گفتن،
‫فکر کردم دارن باهام شوخی می‌کنن.

137
00:09:17,708 --> 00:09:19,291
‫برای منم می‌تونست همینطور باشه.

138
00:09:19,316 --> 00:09:22,191
‫خوشبختانه، پدر من...
‫تدارکات خاصی چیده بود.

139
00:09:23,958 --> 00:09:24,958
‫می‌دونی، آم،

140
00:09:25,708 --> 00:09:28,208
‫به نظرم بهتره من و تو بشینیم و حرف بزنیم.

141
00:09:28,291 --> 00:09:32,708
‫یه فرصت کاری کوچیک هست که...
‫ممکنه بهت کمک کنه.

142
00:09:34,500 --> 00:09:36,500
‫تولید محصولی که به شدت سودآوره،

143
00:09:36,583 --> 00:09:38,500
‫کاملا قانون‌گذاری نشده‌ست،

144
00:09:38,583 --> 00:09:41,416
‫اساسا بی‌خطره و به‌شدت محبوبه.

145
00:09:41,500 --> 00:09:44,750
‫دارم برای قبول کردنش نرم میشم. جدی میگم.

146
00:09:44,833 --> 00:09:48,333
‫رابطه خطر و پاداش این کار
‫چیزیه که می‌تونم قبولش کنم.

147
00:09:48,416 --> 00:09:50,125
‫بازار آزاد، خیلی هم عالی.

148
00:09:50,208 --> 00:09:52,208
‫عدم قانون‌گذاری، تیک.

149
00:09:52,291 --> 00:09:54,458
‫مالیات نمی‌خوره؟ هلو تو گلو.

150
00:09:55,791 --> 00:09:57,000
‫یکم غیرقانونی بودن؟

151
00:09:57,083 --> 00:09:59,458
‫آره، خب، هیچ نقشه کاری‌ای بی‌نقص نیست.

152
00:10:00,125 --> 00:10:02,916
‫اما، یه مانع حیثیتی خیلی کوچیک هست

153
00:10:03,708 --> 00:10:07,458
‫که نیازه قبل از ادامه حرفامون،

154
00:10:07,483 --> 00:10:08,692
‫بهش بپردازیم،

155
00:10:08,717 --> 00:10:11,828
‫و موضوعش... یکم حساسه.

156
00:10:12,500 --> 00:10:15,666
‫خب، می‌تونم در موارد نیاز،
‫به شدت رازدار باشم.

157
00:10:15,750 --> 00:10:20,000
‫باید یادت باشه که پدر من و پدر تو،
‫توی رودخونه اسپٍی ماهی سالمون می‌گرفتن.

158
00:10:20,916 --> 00:10:22,125
‫درسته.

159
00:10:22,208 --> 00:10:23,291
‫و این مهمه،

160
00:10:24,458 --> 00:10:27,458
‫به خصوص چون پدر من دلیل این چالشیه

161
00:10:27,541 --> 00:10:29,708
‫که برامون به وجود اومده.

162
00:10:31,333 --> 00:10:34,250
‫یک سری اسناد در اختیار من هست

163
00:10:34,333 --> 00:10:38,583
‫که با جزئیات خرید یه
‫آرتیفکت شهوانی رو شرح داده.

164
00:10:38,666 --> 00:10:41,291
‫اگه این اسناد برای عموم مردم فاش بشن،

165
00:10:41,375 --> 00:10:43,500
‫رسوایی قابل توجهی به بار میارن.

166
00:10:44,166 --> 00:10:48,625
‫در ازای 500هزار پوند،
‫اونا رو بهت تحویل میدم.

167
00:10:49,125 --> 00:10:53,458
‫اگه پول رو ندی، اونا رو
‫در اختیار خبرگزاری ملی قرار میدم.

168
00:10:53,541 --> 00:10:56,875
‫اشتباه نکن و من رو دست کم نگیر.

169
00:11:01,166 --> 00:11:02,500
‫نمیشه نادیده‌ش بگیری؟

170
00:11:02,525 --> 00:11:05,517
‫پدرت مشخصا وجوه منفی خودش رو داشت.
‫هرکاری که کرده با مرگش، از بین میره.

171
00:11:06,958 --> 00:11:11,041
‫من قراره برای یه نقش خیلی مهم تو یه
‫فیلم هالیوودی برای بار دوم گزینش بشم.

172
00:11:11,489 --> 00:11:12,766
‫اما، همونطور که می‌تونی ببینی،

173
00:11:12,791 --> 00:11:15,791
‫هرگونه جنجالی می‌تونه
‫فرصتم رو به کلی نابود کنه.

174
00:11:16,458 --> 00:11:19,208
‫واضحه که تو کلی... پارتی داری،

175
00:11:19,791 --> 00:11:21,583
‫و تصور می‌کنم که این افراد سرشار از

176
00:11:21,666 --> 00:11:24,000
‫مهارت‌های موردنیاز برای
‫حل کردن این موضوع هستن.

177
00:11:24,625 --> 00:11:26,500
‫به نظر من این کار رو بکنیم.

178
00:11:27,291 --> 00:11:29,166
‫تو با این اخاذ تماس می‌گیری.

179
00:11:29,250 --> 00:11:33,333
‫خودش رو و هر مدرکی که داره رو میاری اینجا،

180
00:11:33,416 --> 00:11:36,250
‫من بهش نگاه می‌اندازم،
‫مطمئن میشم که واقعیه، نابودش می‌کنم،

181
00:11:36,333 --> 00:11:40,583
‫و بعدش... تو می‌تونی کمکم کنی
‫راضیش کنم که دیگه دور و بر من آفتابی نشه.

182
00:11:44,583 --> 00:11:48,333
‫یه چیز دیگه هم هست که
‫می‌خوام ازت درخواست کنم ادی.

183
00:11:48,833 --> 00:11:50,625
‫وقتی دستت به اون پرونده رسید،

184
00:11:50,708 --> 00:11:53,208
‫ممنون میشم که داخلش رو نگاه نکنی.

185
00:11:54,083 --> 00:11:58,500
‫هر رازی که پدرم داشته،
‫ممنون میشم که راز باقی بمونه.

186
00:11:58,583 --> 00:12:01,375
‫بحث احترام به مرده و اینا.

187
00:12:02,708 --> 00:12:04,833
‫هرچی که تو اون پرونده هست به من مربوط نیست.

188
00:12:05,333 --> 00:12:08,250
‫رازهای پدرت راز باقی می‌مونن.
‫بهت قول میدم.

189
00:12:08,971 --> 00:12:10,100
‫اما بیا شکی باقی نمونه.

190
00:12:10,125 --> 00:12:11,450
‫اگه این کار رو برات انجام بدم،

191
00:12:12,625 --> 00:12:13,916
‫بعدش با هم به تفاهم می‌رسیم.

192
00:12:14,401 --> 00:12:16,500
‫اگه بتونی این مشکل رو حل کنی،

193
00:12:17,125 --> 00:12:19,708
‫تو و همدست‌های مجرمت می‌تونین اینجا رو

194
00:12:19,791 --> 00:12:22,708
به ‫باغ‌های معلق بابل تبدیل کنین.

195
00:12:22,791 --> 00:12:23,791
‫اصلا برام مهم نیست.

196
00:12:29,250 --> 00:12:30,750
‫آم...

197
00:12:30,833 --> 00:12:32,458
‫من، آم...

198
00:12:32,541 --> 00:12:35,625
‫من... فکر کردم
‫شاید بخوای یه گلویی تازه کنی.

199
00:12:35,708 --> 00:12:37,416
‫خیلی لطف کردین، والاحضرت.

200
00:12:37,500 --> 00:12:40,541
‫- دوتا قند، اگه درست یادم باشه؟
‫- کاملا درسته.

201
00:12:42,791 --> 00:12:46,333
‫به نظر میاد با اون سگ،
‫کارهای شگفت‌انگیزی انجام دادی.

202
00:12:46,416 --> 00:12:49,125
‫سگ فوق‌العاده‌ایه.
‫اینکه پیشمه مایه خرسندیه.

203
00:12:50,083 --> 00:12:52,000
‫مطمئنم ادی خیلی قدردانه.

204
00:12:52,666 --> 00:12:55,666
‫اینطوری نیست که به اندازه کافی پول
‫نداشته باشه تا از پس مشکلاتش بربیاد.

205
00:12:57,916 --> 00:13:00,375
‫برام سواله که می‌تونیم
‫بهش کمکی بکنیم یا نه.

206
00:13:02,958 --> 00:13:04,041
‫بگو ببینم جف.

207
00:13:04,125 --> 00:13:06,000
‫چی تو آستینت داری؟

208
00:13:06,583 --> 00:13:10,250
‫اگه یه مکان جایگزین برای
‫فعالیت‌هاشون پیدا کنیم چی؟

209
00:13:11,041 --> 00:13:13,375
‫مطمئنم قبلا با آقای روکس آشنا شدین،

210
00:13:13,458 --> 00:13:15,750
‫از مزرعه گرین ریور، همسایه‌مون.

211
00:13:16,291 --> 00:13:18,791
‫همون پرورش‌دهنده گوسفند؟ حرفت چیه؟

212
00:13:20,041 --> 00:13:22,416
‫خب، گوسفندها واسه چریدن کلی زمین نیاز دارن.

213
00:13:22,500 --> 00:13:24,625
‫و گوشت بره هم این روزها خیلی سودآور نیست.

214
00:13:25,625 --> 00:13:27,125
‫ورشکسته شده؟

215
00:13:27,625 --> 00:13:31,791
‫وزارت کشاورزی داره بخاطر کلاهبرداری و
‫فساد مالی روی آقای روکس تحقیقات انجام میده.

216
00:13:31,875 --> 00:13:33,541
‫پس فقط ورشکسته نشده.

217
00:13:36,125 --> 00:13:37,791
‫عین سیم ‌خاردار له و لورده شده.

218
00:13:39,011 --> 00:13:40,510
‫امروز یه مزایده گوسفند برگزار میشه،

219
00:13:40,535 --> 00:13:43,451
‫و کاملا مطمئنم آقای روکس حضور پیدا می‌کنه.

220
00:13:46,541 --> 00:13:48,375
‫ای روباه پیر مکار.

221
00:13:52,041 --> 00:13:55,041
‫راستش گیاه‌ها خیلی بیشتر
‫از اونی که مردم فکر می‌کنن،

222
00:13:55,125 --> 00:13:56,583
‫به انسان‌ها شباهت دارن.

223
00:13:57,541 --> 00:13:58,541
‫نفس می‌کشن.

224
00:13:58,583 --> 00:13:59,958
‫قلمرو خودشون رو دارن.

225
00:14:00,041 --> 00:14:01,791
‫با همدیگه ارتباط برقرار می‌کنن.

226
00:14:02,375 --> 00:14:04,416
‫از کجا انقدر در مورد گیاه‌ها اطلاعات داری؟

227
00:14:04,500 --> 00:14:05,875
‫گمونم کارم همینه.

228
00:14:06,375 --> 00:14:08,255
‫- مثل یه گیاه‌شناسم.
‫- اوه، امکان نداره.

229
00:14:08,833 --> 00:14:11,416
‫پدربزرگم یه پرورشگاه رو مدیریت می‌کرد.

230
00:14:12,708 --> 00:14:13,875
‫گل و گیاه، نه بچه.

231
00:14:14,458 --> 00:14:15,875
‫من گل دوست دارم.

232
00:14:17,291 --> 00:14:18,291
‫هممم.

233
00:14:19,000 --> 00:14:21,541
‫دوست دارم یه روزی گیاه‌های تو رو ببینم.

234
00:14:21,625 --> 00:14:22,625
‫اوه.

235
00:14:23,958 --> 00:14:25,416
‫این یکم سخته.

236
00:14:26,625 --> 00:14:31,958
‫جایی که من کار می‌کنم، یجورایی...
‫دسترسی برای عموم آزاد نیست.

237
00:14:33,666 --> 00:14:34,833
‫بهت اعتماد دارما.

238
00:14:34,916 --> 00:14:38,875
‫منتها... اخیرا ما... تو کار به
‫یه سری مشکلات برخوردیم.

239
00:14:40,291 --> 00:14:41,625
‫بعضی از گیاه‌هامون گم شدن.

240
00:14:43,250 --> 00:14:46,208
‫به طرز عجیبی،
‫همون روزی که همدیگه رو دیدیم اتفاق افتاد.

241
00:14:47,666 --> 00:14:50,541
‫چی؟ فکر نمی‌کنی که کار من بوده باشه؟

242
00:14:50,625 --> 00:14:51,958
‫اوه، نه، معلومه که نه.

243
00:14:52,791 --> 00:14:53,791
‫آره.

244
00:14:55,083 --> 00:14:57,166
‫آخه، چرا باید یه مشت گیاه رو بدزدم؟

245
00:14:58,633 --> 00:15:03,633
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

246
00:15:05,750 --> 00:15:08,958
‫به طور معمول، پروسه
‫انتخاب یه مالک جدید بالقوه

247
00:15:09,041 --> 00:15:10,708
‫چندماهی طول می‌کشه.

248
00:15:10,791 --> 00:15:13,250
‫دوست داریم اول از قصد
‫و نیت شخص سر دربیاریم.

249
00:15:13,333 --> 00:15:16,291
‫همینطوری سر خاکسپاری حاضر نمی‌شیم
‫و دسته چکمون رو تو هوا تکون نمی‌دیم.

250
00:15:16,375 --> 00:15:19,458
‫ببین، این یه فرصت کاری بود
‫که جلوی من قرار گرفته بود.

251
00:15:19,541 --> 00:15:21,250
‫و من دارم جلوی تو قرارش میدم.

252
00:15:21,333 --> 00:15:24,250
‫این باعث میشه یه مکان جایگزین گیرت بیاد،
‫ظرفیتت افزایش پیدا کنه،

253
00:15:25,208 --> 00:15:28,791
‫و کاری که تو ملک من انجام میشه تا
‫پایان سال به جای دیگه‌ای منتقل بشه.

254
00:15:30,625 --> 00:15:33,833
‫من مایلم که که کارم رو به
‫یه مکان دوازدهم گسترش بدم،

255
00:15:33,916 --> 00:15:36,833
‫اما وقتی از یه اخاذی صحبت می‌کنی،

256
00:15:36,916 --> 00:15:39,333
‫باعث میشه قضیه به شدت مشکل‌ساز به نظر بیاد.

257
00:15:39,416 --> 00:15:41,960
‫یه کار ناتمومه که می‌خوام
‫سر و تهش رو هم بیارم.

258
00:15:41,984 --> 00:15:43,250
‫خیلی ساده و خیلی آسون.

259
00:15:45,166 --> 00:15:47,083
‫مایلم که یه ملاقات رو در رو داشته باشم،

260
00:15:47,166 --> 00:15:50,500
‫اما چیزی رو قول نمیدم
‫ولی زرنگ‌بازی در نیاری.

261
00:15:50,583 --> 00:15:51,708
‫زرنگ‌بازی درنمیارم.

262
00:16:19,375 --> 00:16:20,250
‫خیلی خب.

263
00:16:25,666 --> 00:16:26,666
‫تو کی هستی؟

264
00:16:27,083 --> 00:16:28,458
‫برنگرد.

265
00:16:28,541 --> 00:16:29,791
‫خیلی خب. خیلی خب.

266
00:16:31,041 --> 00:16:33,875
‫- من کسیم که پول رو آورده.
‫- کیف رو بذار رو زمین.

267
00:16:34,375 --> 00:16:36,041
‫اینجوری که نمیشه.

268
00:16:36,125 --> 00:16:38,583
‫من میگم چجوری میشه چجوری نمیشه.

269
00:16:39,166 --> 00:16:40,500
‫وگرنه، قیافه رفیقت

270
00:16:40,583 --> 00:16:43,791
‫فردا صبح روی همه مجله‌ها چاپ میشه.

271
00:16:43,875 --> 00:16:49,125
‫تنها راهی که پولت رو می‌گیری
‫اینه که کاری رو بکنی که من... میگم.

272
00:16:49,833 --> 00:16:50,833
‫فرنک تویی؟

273
00:16:52,041 --> 00:16:55,041
‫یالا، ‫اسناد رو بده به من.

274
00:16:55,125 --> 00:16:57,291
‫متوجهم. اسناد رو می‌خوای.

275
00:16:57,375 --> 00:16:58,291
‫آره.

276
00:16:58,375 --> 00:17:00,500
‫خب، اسناد اینجا پیشم نیستن.

277
00:17:00,583 --> 00:17:02,666
‫پیس میشه بریم برشون داریم؟ لطفا.

278
00:17:06,291 --> 00:17:07,375
‫یه 12،

279
00:17:07,458 --> 00:17:08,458
‫یه 20،

280
00:17:09,125 --> 00:17:10,208
‫دو تا 53

281
00:17:11,708 --> 00:17:13,166
‫و یه 69.

282
00:17:28,583 --> 00:17:32,000
‫من خودم رو فرد نسبتا صبوری می‌دونم فرنک.

283
00:17:32,666 --> 00:17:35,791
‫ولی وقتی سمبوسه مرغ سفارش میدی...

284
00:17:35,875 --> 00:17:36,875
‫بذار برات ترجمه کنم،

285
00:17:36,958 --> 00:17:38,916
‫12 پیراشکی سبزیجاته.

286
00:17:40,166 --> 00:17:41,666
‫بیست، گوشت خوک کانفی‌شده‌ست.

287
00:17:42,958 --> 00:17:45,208
‫پنجاه و سه، چیپس نودل ترده،

288
00:17:46,541 --> 00:17:48,621
‫که ازش دوتا سفارش دادم
‫چون خیلی بهش علاقه دارم.

289
00:17:50,083 --> 00:17:52,958
‫و 69 رو هم که توی منو پیدا نمی‌کنی.

290
00:17:54,041 --> 00:17:56,875
‫اونم به این دلیل که 69

291
00:17:57,375 --> 00:17:58,375
‫غذا نیست.

292
00:17:59,541 --> 00:18:00,541
‫پس چیه؟

293
00:18:00,625 --> 00:18:01,625
‫«چی» نیست.

294
00:18:04,916 --> 00:18:06,083
‫«کی»ئه.

295
00:18:07,375 --> 00:18:09,375
‫و ایناهاشش.

296
00:18:11,791 --> 00:18:14,458
‫- خیلی خب، خیلی خب.
‫- همونجاست. تا قرون آخرش.

297
00:18:17,125 --> 00:18:17,958
‫واو!

298
00:18:18,041 --> 00:18:22,000
‫فرنک، چرا به این آقای محترم
‫توضیح نمیدی که این پول مال اون نیست؟

299
00:18:22,083 --> 00:18:24,583
‫پول تو این کیف بدهی به منه.

300
00:18:25,083 --> 00:18:26,958
‫و بدهی من متعلق به توئه.

301
00:18:27,041 --> 00:18:28,750
‫- شرمنده.
‫- کونده...

302
00:18:46,416 --> 00:18:48,875
‫- سلام سوزی.
‫- زنگ زدم ببینم اوضاع چطور پیش میره.

303
00:18:48,958 --> 00:18:51,291
‫خب، دقیقا طبق نقشه پیش نمیره.

304
00:18:54,333 --> 00:18:57,291
‫پس نیم میلیون بهش پول دادی
‫و الان چیزی نداری در ازاش نشون بدی؟

305
00:18:57,375 --> 00:18:59,458
‫اگه بدت نمیاد بگم، یکم بی‌دقتی کردی.

306
00:18:59,541 --> 00:19:01,750
‫اسم مردی که بهش پول قرض داده بوده چیه؟

307
00:19:02,666 --> 00:19:05,458
‫نمی‌دونم.
‫یه آقای محترم بزرگ چینیه.

308
00:19:09,291 --> 00:19:10,291
‫می‌خواد باهات حرف بزنه.

309
00:19:13,083 --> 00:19:14,791
‫می‌تونم کمکتون کنم؟ آره.

310
00:19:15,583 --> 00:19:18,791
‫آره. آره. اوه، که اینطور. آره.

311
00:19:20,375 --> 00:19:22,125
‫آره. خیلی خب.

312
00:19:22,208 --> 00:19:25,458
‫از این زاویه که تو میگی،
‫واقعا رو موقعیت تاثیر می‌ذاره.

313
00:19:25,958 --> 00:19:27,583
‫با نهایت احترام میگم سوزی،

314
00:19:27,666 --> 00:19:30,375
‫اون پول یه بدهی بلندمدته
‫که باید پرداخت بشه.

315
00:19:30,958 --> 00:19:33,041
‫- ولمون کن.
‫- از نجابتته.

316
00:19:33,125 --> 00:19:36,208
‫اگه تضمین کنی پولم رو می‌گیرم،
‫آدرسش رو به آدمت میدم.

317
00:19:36,791 --> 00:19:38,458
‫به پدرت بگو براش چندتا سمبوسه می‌فرستم.

318
00:19:40,458 --> 00:19:44,083
‫باید می‌گفتی از طرف سوزی گلاسی.
‫گفت اونجا می‌بیندت.

319
00:19:59,250 --> 00:20:00,250
‫سلام سوزان.

320
00:20:01,333 --> 00:20:02,500
‫هدیه سرآشپز.

321
00:20:03,291 --> 00:20:06,691
‫از اقامت کوتاهت در دنیای
‫تیره خلافکاری لذت می‌بری؟

322
00:20:07,541 --> 00:20:08,541
‫آم...

323
00:20:09,208 --> 00:20:10,791
‫بی‌شک آموزنده‌ست.

324
00:20:10,875 --> 00:20:12,291
‫- بریم؟
‫- بریم.

325
00:20:24,666 --> 00:20:25,875
‫شما که تاکسی نیستین.

326
00:20:27,000 --> 00:20:30,041
‫نه، ما...
‫ما دنبال بابات می‌گردیم. خونه‌ست؟

327
00:20:30,708 --> 00:20:31,833
‫مشغول جمع کردن وسایله.

328
00:20:31,916 --> 00:20:34,291
‫اشکالی نداره عزیزم.
‫خیلی وقتش رو نمی‌گیریم.

329
00:20:39,000 --> 00:20:41,458
‫سلام فرانسیس. جایی تشریف می‌بردی؟

330
00:20:42,541 --> 00:20:44,916
‫آم... چطوری پیدام کردین؟

331
00:20:45,000 --> 00:20:48,041
‫اوه، اون برمی‌گرده به رفیق چینیت.

332
00:20:48,125 --> 00:20:51,083
‫قرار نبود قبل رفتنت یه چیزی به ما بدی؟

333
00:20:51,750 --> 00:20:54,041
‫اگه بتونی لای اینهمه کیف و
‫چمدون و نایلون پیداش کنی.

334
00:20:54,750 --> 00:20:56,750
‫بابات یه آدم شلخته‌ست، مگه نه؟

335
00:20:57,333 --> 00:21:01,375
‫آره، بابایی خیلی نامرتبه، مگه نه؟

336
00:21:01,458 --> 00:21:03,750
‫مامانی همیشه همین رو میگه.

337
00:21:03,833 --> 00:21:07,583
‫تعجب می‌کنی اگه بفهمی تو ریدمان آدمای دیگه،
‫چه چیزهای سودمندی میشه پیدا کرد.

338
00:21:08,225 --> 00:21:09,458
‫اونی که اونجاست رو می‌بینی؟

339
00:21:09,541 --> 00:21:11,458
‫اون یه وزیر سابق کابینه‌ست.

340
00:21:11,541 --> 00:21:14,250
‫تخم پرنده‌هایی که غیرقانونی
‫قاچاق شدن رو جمع‌آوری می‌کنه.

341
00:21:14,333 --> 00:21:17,083
‫این یکی، یه مجری خاص برنامه کودکه.

342
00:21:17,166 --> 00:21:18,625
‫واسه خودش سلیقه‌ای توی...

343
00:21:19,708 --> 00:21:21,588
‫برنامه صبحگاهی رو دوست داری، مگه نه عزیزم؟

344
00:21:22,743 --> 00:21:26,243
‫بابایی قبلا یکی از
‫بهترین خبرنگارهای کشور بود.

345
00:21:26,333 --> 00:21:28,041
‫بعدش جرگه سالارها قدرت رو به دست گرفتن.

346
00:21:28,125 --> 00:21:32,541
‫آره، خبرگزاری‌ها دیگه آزادی ندارن.
‫باید به قدرت‌هایی که وجود دارن جواب پس بدی.

347
00:21:33,250 --> 00:21:36,833
‫و اگه داستانی که اونا می‌خوان رو نگی،
‫دفنت می‌کنن. ولی من نه.

348
00:21:36,916 --> 00:21:38,500
‫بابای من آدم درستیه.

349
00:21:38,583 --> 00:21:39,703
‫کاملا درسته.

350
00:21:40,166 --> 00:21:42,625
‫کیف کیف راستی و درستی ازش می‌ریزه.

351
00:21:44,416 --> 00:21:46,083
‫ببین چی میگم عزیزم،

352
00:21:46,791 --> 00:21:49,041
‫چرا به مامانی نمیگی یه فنجون چای درست کنه؟

353
00:21:49,125 --> 00:21:51,000
‫اما نمی‌خوایم واسه پروازمون دیرمون بشه.

354
00:21:51,083 --> 00:21:52,708
‫اوه نه، نگران نباش.

355
00:21:52,791 --> 00:21:54,458
‫کلی وقت داریم. بدو.

356
00:21:58,916 --> 00:22:01,250
‫- بگیر بشین فرنک.
‫- واو، آروم باش.

357
00:22:02,775 --> 00:22:05,224
‫ما نمی‌خوام به خودت
‫یا خانواده‌ت آسیب بزنیم.

358
00:22:05,248 --> 00:22:06,609
‫اما پرونده رو می‌خوایم.

359
00:22:12,375 --> 00:22:13,416
‫بیا، اینه.

360
00:22:15,416 --> 00:22:17,458
‫- به نفعته خودش باشه.
‫- نمی‌خوای بهش نگاه بندازی؟

361
00:22:18,958 --> 00:22:21,791
‫می‌بینی، مشکل همینه.
‫هیچکس نمی‌خواد داخل پرونده رو نگاه کنه.

362
00:22:22,291 --> 00:22:23,731
‫واسه همین دنیا به فنا رفته.

363
00:22:23,791 --> 00:22:27,125
‫قرار نیست نگاه کنم چون
‫اولا، علاقه‌ای بهش ندارم.

364
00:22:27,208 --> 00:22:28,333
‫و دوما،

365
00:22:29,666 --> 00:22:30,791
‫توام قراره با ما بیای.

366
00:22:33,708 --> 00:22:35,666
‫کسی راجب جایی رفتن چیزی نگفت.

367
00:22:39,041 --> 00:22:40,500
‫واقعا نمی‌خوای بازش کنی؟

368
00:22:42,333 --> 00:22:43,333
‫نه.

369
00:22:44,500 --> 00:22:47,125
‫- حتی یه ذره هم کنجکاو نیستی؟
‫- نه.

370
00:22:47,625 --> 00:22:50,041
‫بیا این کار رو تموم کنیم
‫و مکس رو بیاریم تو کار.

371
00:22:50,958 --> 00:22:51,958
‫معقوله.

372
00:22:59,416 --> 00:23:03,000
‫صد و ده، 11 پوند. دوازده پوند. خودم
‫13 پوند، 14 پوند. 15 پوند. خودم 16 پوند.

373
00:23:03,083 --> 00:23:08,583
‫شما، نود پوند. شما نود پوند. 100 پوند.
‫102. 102. 102.

374
00:23:08,666 --> 00:23:09,916
‫آره، اوناهاشش.

375
00:23:11,291 --> 00:23:13,458
‫ردیف جلو ایستاده،
‫مردی که سمت چپه.

376
00:23:15,625 --> 00:23:20,208
‫به نظرت بهترین روش گفتنش چیه؟
‫یعنی... نمیشه که همینطوری برم پیشش

377
00:23:20,291 --> 00:23:24,416
‫و ازش بپرسم دوست داره زیر یکی از
‫انبارهاش مزرعه ماری‌جوانا داشته باشه یا نه.

378
00:23:24,500 --> 00:23:26,083
‫مدیر دارایی‌هاش رو می‌شناسم.

379
00:23:26,166 --> 00:23:27,625
‫می‌تونم بهتون معرفیش کنم.

380
00:23:28,166 --> 00:23:32,250
‫اما، به نظر من بهتره که
‫برین و با خودش حرف بزنین.

381
00:23:32,333 --> 00:23:33,916
‫می‌دونه که شما کی هستین.

382
00:23:34,875 --> 00:23:38,458
‫مطمئنم که پذیرای قدرت
‫قانع کردن شما خواهد بود بانو.

383
00:23:38,541 --> 00:23:41,458
‫پیشنهاد 190. 191، 191، 191.

384
00:23:41,541 --> 00:23:43,458
‫واقعا اینطور فکر می‌کنی جف؟

385
00:23:44,333 --> 00:23:46,791
‫خب، می‌دونیم که به پولش نیاز داره.

386
00:23:47,500 --> 00:23:50,583
‫باید بگم کارتون تو حرف زدن با مردم عالیه،
‫اگه از گفتنش ناراحت نمی‌شین.

387
00:23:51,875 --> 00:23:54,250
‫باشه پس. برام آرزوی موفقیت کن.

388
00:23:56,083 --> 00:23:57,000
‫موفق باشید.

389
00:24:12,041 --> 00:24:13,500
‫پیشنهاد 191...

390
00:24:20,875 --> 00:24:21,875
‫کمک نیاز داری؟

391
00:24:22,958 --> 00:24:24,041
‫مشکلی نیست جف.

392
00:24:25,833 --> 00:24:28,333
‫می‌دونی که نباید با چوب درخت کاج،
‫ماهی دودی کنی، مگه نه؟

393
00:24:28,833 --> 00:24:29,666
‫هان؟

394
00:24:29,750 --> 00:24:33,500
‫می‌خوای اون کپور زیبا رو
‫دودی کنی، اما صمغ کاج،

395
00:24:34,625 --> 00:24:35,708
‫گوشت ماهی رو مسموم می‌کنه.

396
00:24:47,583 --> 00:24:48,583
‫تچ!

397
00:24:49,518 --> 00:24:51,484
‫هیچکاری رو نمی‌تونم
‫درست انجام بدم، مگه نه؟

398
00:24:57,000 --> 00:24:59,250
‫ادی داره تو کشور واسه خودش ول می‌چرخه

399
00:24:59,333 --> 00:25:00,453
‫و ادای گانگسترها رو درمیاره.

400
00:25:03,458 --> 00:25:07,500
‫و من تنها اینجا گیر افتادم،
‫با این... ماهی مرده.

401
00:25:14,916 --> 00:25:15,916
‫فردی.

402
00:25:18,333 --> 00:25:20,750
‫فقط یه مرد خوش‌شانس از
‫جایگاهش تو زندگی خوشحاله.

403
00:25:34,250 --> 00:25:35,833
‫مثل یه باغ اسرار آمیزه.

404
00:25:36,333 --> 00:25:37,458
‫دقیقا، مگه نه؟

405
00:25:38,583 --> 00:25:40,000
‫اینطوری دوست دارم بهش نگاه کنم.

406
00:25:41,083 --> 00:25:45,291
‫مثل یه دنیای زیرزمینی
‫پر از گیاهان جادوییه

407
00:25:45,875 --> 00:25:48,750
‫که چیزی جز حقانیت به ارمغان نمیاره

408
00:25:49,541 --> 00:25:53,791
‫و می‌تونه به همه کمک کنه
‫تا احساس خیلی بهتری پیدا کنن

409
00:25:55,583 --> 00:25:59,375
‫و همش توسط بابیلون درحال ممنوع شدنه.

410
00:26:01,250 --> 00:26:02,958
‫این پایین چند تا گیاه داری؟

411
00:26:04,833 --> 00:26:07,791
‫حقیقتا،
‫ترجیح میدم وارد جزئیات نشم.

412
00:26:07,875 --> 00:26:11,166
‫یکم... یکم اطلاعات حساس محسوب میشه.

413
00:26:12,416 --> 00:26:14,458
‫نگرانی یه وقت گزارشت بدم؟

414
00:26:16,166 --> 00:26:17,291
‫نه، البته که نه.

415
00:26:18,041 --> 00:26:22,000
‫فقط دوست دارم
‫تعهداتِ حرفه‌ایم رو

416
00:26:22,791 --> 00:26:23,916
‫خیلی جدی بگیرم.

417
00:26:24,000 --> 00:26:24,916
‫منم همینطور.

418
00:26:25,000 --> 00:26:26,000
‫عه چه جالب.

419
00:26:26,583 --> 00:26:28,250
‫تو چجور کاری انجام میدی؟

420
00:26:30,125 --> 00:26:31,250
‫من یه مشاورم.

421
00:26:31,916 --> 00:26:35,458
‫مردم وقتی به مشکلی برمی‌خورن
‫میان سراغم و منم کمک‌شون می‌کنم حلش کنن.

422
00:26:36,500 --> 00:26:41,250
‫آدم همه فن حریفی که تو هیچی استاد نیست
‫بعضی وقتا بهتر از کسیه که فقط تو یه چیز استاده.

423
00:26:41,333 --> 00:26:43,375
‫وای. تو خیلی باهوشی.

424
00:26:43,458 --> 00:26:45,583
‫می‌خوای یه ماری‌جوانایی چیزی بکشی؟

425
00:26:45,666 --> 00:26:49,000
‫کلی طعم و مدل مختلف دارم.

426
00:26:49,083 --> 00:26:50,333
‫من چیزی نمی‌کِشم.

427
00:26:51,583 --> 00:26:55,625
‫- ولی اگه خودت می‌خوای بکشی مشکلی ندارم.
‫- شاید یه کوچولوی شیطونش رو کشیدم.

428
00:26:56,666 --> 00:26:58,333
‫مطمئنم یدونه تو زیرسیگاری هست.

429
00:26:58,416 --> 00:27:00,166
‫- فقط دو ثانیه بهم وقت بده.
‫- باشه.

430
00:27:00,666 --> 00:27:01,666
‫الان برمی‌گردم.

431
00:27:02,125 --> 00:27:04,458
‫فکر می‌کنی
‫دنیا جای بهتری می‌شد

432
00:27:04,541 --> 00:27:05,791
‫اگه همه ماری‌جوانا می‌کشیدن؟

433
00:27:06,416 --> 00:27:07,416
‫اممم...

434
00:27:07,916 --> 00:27:09,000
‫نه لزوما.

435
00:27:12,333 --> 00:27:14,583
‫اما قطعا
‫دنیا جای آروم‌تری می‌شد.

436
00:27:15,750 --> 00:27:19,041
‫اگه می‌خوای دنیا رو عوض کنی
‫خیلی بیشتر از اینا لازم داری.

437
00:27:19,541 --> 00:27:21,833
‫نه. اینجا، فقط یکی از 12تا مکانه.

438
00:27:23,041 --> 00:27:24,250
‫هرکدوم اندازه‌ی این بزرگن؟

439
00:27:25,250 --> 00:27:26,333
‫چند تایی‌شون حتی بزرگ‌تر هم هستن.

440
00:27:29,958 --> 00:27:31,833
‫عجب شبکه‌ی اساسی‌ای.

441
00:27:32,541 --> 00:27:34,833
‫مطمئنی یه پُک نمی‌خوای؟

442
00:27:34,916 --> 00:27:37,291
‫خب، از اونجایی که
‫با پادشاهِ علف هستم، چرا که نه؟

443
00:27:49,041 --> 00:27:52,125
‫اینجا رو ببین. باورم نمیشه
‫واسه نیم میلیون ولش می‌کنم.

444
00:27:52,625 --> 00:27:53,875
‫حریص نشو.

445
00:27:53,958 --> 00:27:56,458
‫مدارک رو تحویل میدیم.
‫تو پولش رو می‌گیری.

446
00:27:56,541 --> 00:27:58,041
‫بعد پول رفیقت رو برمی‌گردونی.

447
00:28:04,708 --> 00:28:06,500
‫چقدر خوب که شب رسیدین.

448
00:28:06,583 --> 00:28:09,750
‫واقعا میگم، ادوارد، زمان‌بندیت
‫به شدت تماشاییه.

449
00:28:09,833 --> 00:28:12,875
‫فکر کردیم مایلی که
‫این گندکاری رو هرچه سریع‌تر درست کنی.

450
00:28:12,958 --> 00:28:14,500
‫درسته. درسته.

451
00:28:14,583 --> 00:28:16,916
‫ایشون...
‫همکارم هستن، سوزان گلاس.

452
00:28:17,000 --> 00:28:19,208
‫از دیدنتون خوشبختم، خانم گلاس.

453
00:28:20,833 --> 00:28:23,458
‫- ادی همه چیز رو درمورد شما بهم گفته.
‫- هوم. که اینطور؟

454
00:28:24,625 --> 00:28:27,208
‫پس بذارین این مسئله‌ی کثیف کوچیک رو
‫خاتمه بدم،

455
00:28:27,291 --> 00:28:29,572
‫تا بتونیم بریم سراغ ماری‌جواناها
‫و یه معامله‌ای دست و پا کنیم.

456
00:28:29,625 --> 00:28:30,625
‫هوممم.

457
00:28:31,875 --> 00:28:32,875
‫اون مال منه؟

458
00:28:33,458 --> 00:28:36,291
‫همش داخلشه.
‫عکس‌ها، فایل‌ها، مدارک، همش با هم.

459
00:28:36,875 --> 00:28:38,166
‫تو که داخلش رو ندیدی؟

460
00:28:39,333 --> 00:28:40,166
‫نه، ندیدم.

461
00:28:40,250 --> 00:28:42,541
‫پسر خوب. پسر خوب.

462
00:28:44,708 --> 00:28:47,291
‫می‌دونم که می‌تونین
‫یه مدرک اضافه‌ی زاپاس

463
00:28:47,375 --> 00:28:48,583
‫یه جایی ذخیره کرده باشین.

464
00:28:48,666 --> 00:28:51,083
‫واسه همین
‫می‌خوام یه گفت‌وگویی بین‌مون صورت بگیره.

465
00:28:51,666 --> 00:28:54,291
‫این آخرین باریه که منو می‌بینی.
‫بهت قول میدم.

466
00:28:54,375 --> 00:28:56,833
‫مشکل اینه که،

467
00:28:56,916 --> 00:28:58,833
‫قول تو کاملا بی‌معنیه.

468
00:29:00,791 --> 00:29:04,041
‫فرنک، فکر کنم
‫اهمیت موضوع رو درک می‌کنی.

469
00:29:04,666 --> 00:29:08,875
‫دیگه نباید هیچی ازت شنیده بشه،
‫و اگه این مسئله مفهومه، پول مال توئه.

470
00:29:08,958 --> 00:29:10,000
‫همونطور که قول دادیم.

471
00:29:15,333 --> 00:29:17,500
‫فقط چون حالا
‫یکم زور بازو داری

472
00:29:18,333 --> 00:29:19,875
‫اینکه واقعا چه کسی هستی رو تغییر نمیده.

473
00:29:20,375 --> 00:29:23,083
‫و چیزی که توی اون پاکت بود
‫تا جای ممکن برای تو و شغلت

474
00:29:23,166 --> 00:29:24,458
‫شرم‌آور و دردسرسازه.

475
00:29:25,916 --> 00:29:28,375
‫هرکاری که پدرش انجام می‌داد،
‫دیگه تموم شده.

476
00:29:28,458 --> 00:29:32,041
‫چرا درمورد پدرش صحبت می‌کنی؟
‫من که واسه کارای باباش باج نمی‌گرفتم.

477
00:29:32,125 --> 00:29:34,291
‫از اون آشغال روانی داشتم باج می‌گرفتم.

478
00:29:41,833 --> 00:29:42,833
‫خب...

479
00:29:44,125 --> 00:29:46,166
‫به این میگن افشاگری، مکسی.

480
00:29:48,500 --> 00:29:49,500
‫خیلی‌خب.

481
00:29:50,958 --> 00:29:53,666
‫یه توضیح کاملا منطقی
‫برای همه‌ی این حرفا هست،

482
00:29:53,750 --> 00:29:56,208
‫و چیزی نیست که کسی رو ناراحت بکنه

483
00:29:56,291 --> 00:29:59,541
‫مگه اینکه طرف...
‫به شدت زودرنج باشه.

484
00:29:59,625 --> 00:30:00,666
‫دور برندار پسر خوب.

485
00:30:01,750 --> 00:30:04,541
‫فکر کنم باید
‫بیشتر شفاف‌سازی کنی.

486
00:30:05,875 --> 00:30:07,833
‫باید بهمون بگی
‫الان چه خبره.

487
00:30:07,916 --> 00:30:10,333
‫چیزی نیست.
‫فقط یه علاقه‌ی غیرعادی کوچیکه. یه جور سرگرمی.

488
00:30:10,416 --> 00:30:12,083
‫همین... الان.

489
00:30:17,083 --> 00:30:18,125
‫باشه.

490
00:30:20,416 --> 00:30:26,000
‫اگه شفافیت کامل
‫به هموار کردن کارمون کمک می‌کنه، پس...

491
00:30:30,125 --> 00:30:31,125
‫دنبالم بیاین.

492
00:30:40,416 --> 00:30:41,541
‫نظرت چیه؟

493
00:30:42,583 --> 00:30:43,583
‫به نظر...

494
00:30:44,666 --> 00:30:45,875
‫معمولی میان.

495
00:30:45,958 --> 00:30:47,291
‫عمیق‌تر نگاه کن.

496
00:30:54,500 --> 00:30:57,416
‫«آ. هیتلر»

497
00:30:57,500 --> 00:30:58,666
‫آدولف هیتلر.

498
00:31:02,791 --> 00:31:04,625
‫استفادش از نور، رو دست نداره.

499
00:31:05,916 --> 00:31:07,458
‫اگه به خاطر جنگ نبود،

500
00:31:07,541 --> 00:31:10,125
‫همراه امثال مونه* یاد می‌شد.
‫(مونه: نقاش معروف فرانسوی)

501
00:31:12,208 --> 00:31:13,541
‫و من صاحبِ...

502
00:31:13,625 --> 00:31:16,625
‫بزرگ‌ترین مجموعه از کارهاش
‫خارج از سوییس هستم.

503
00:31:18,916 --> 00:31:20,833
‫اون مبتکر بود.

504
00:31:22,833 --> 00:31:24,958
‫این نقاشی‌ها تو بهترین حالت، معمولی‌ان.

505
00:31:25,458 --> 00:31:27,416
‫هرکس جور دیگه فکر کنه متوهمه.

506
00:31:28,041 --> 00:31:30,375
‫فکر می‌کردم تو با اون خاندان خاصت

507
00:31:30,458 --> 00:31:33,250
‫ممکنه بتونی
‫کار یه استاد واقعی رو درک کنی.

508
00:31:35,125 --> 00:31:38,833
‫فراتر از آوازه‌‌ی اون مرد به این نقاشی‌ها نگاه کن
‫تا ارجمندی رو در خباثت پیدا کنی.

509
00:31:38,916 --> 00:31:39,916
‫جناب لرد،

510
00:31:39,958 --> 00:31:43,041
‫شاید بهتره
‫گل سرسبد ماجرا رو نشونشون بدین.

511
00:31:46,666 --> 00:31:47,666
‫شاید حق با توئه.

512
00:31:50,750 --> 00:31:53,291
‫بعد از جراحت
‫داخل جنگ سُم،

513
00:31:53,375 --> 00:31:56,083
‫آدولف هیتلر توسط یه دکتر ارتش معاینه شد.

514
00:31:56,833 --> 00:32:01,083
‫گزارشات نشون میدن که
‫یه قسمت خیلی خاص از بدنش رو از دست داد.

515
00:32:01,166 --> 00:32:03,333
‫وقتی 5 سال پیش برای فروش گذاشته شد،

516
00:32:03,916 --> 00:32:06,208
‫مطمئن شدم که
‫چیزی جلودارم نباشه.

517
00:32:06,916 --> 00:32:10,708
‫تنها بازمانده‌ی فیزیکی
‫از رهبرِ رایش سوم.

518
00:32:10,791 --> 00:32:13,916
‫محفوظ در فرمالدئید
‫به مدت حدود 80 سال.

519
00:32:14,708 --> 00:32:16,916
‫این شما و...

520
00:32:17,708 --> 00:32:18,791
‫تخم آدولف هیتلر.

521
00:32:24,833 --> 00:32:27,000
‫حتما شوخیت گرفته.

522
00:32:27,666 --> 00:32:30,041
‫اگه تخم راستش رو از دست نمی‌داد،

523
00:32:30,125 --> 00:32:33,333
‫تعادل بین منطق و خلاقیت
‫تحت کنترل قرار می‌گرفت،

524
00:32:33,416 --> 00:32:36,333
‫و دنیا
‫با داوینچی بعدی مقدس می‌شد.

525
00:32:36,416 --> 00:32:42,041
‫به جاش، خوبی تبدیل شد به چیزی زننده،
‫اما از خلاقیتش کم نشد.

526
00:32:42,125 --> 00:32:43,875
‫هنوز یه نابغه بود.

527
00:32:44,416 --> 00:32:47,458
‫به اون اجرا و نمایش باشکوهِ رایش سوم فکر کن.

528
00:32:47,541 --> 00:32:50,958
‫یونیفورم‌های بِرند هوگو باس،
‫ظرافت طراحی تفنگ لوگر،

529
00:32:51,041 --> 00:32:53,125
‫پویاییِ خطوط هواپیمای مسرشمیت.

530
00:32:53,208 --> 00:32:56,083
‫نمادگرایی طعنه‌آمیز و ماندگار اون عقاب باشکوه

531
00:32:56,166 --> 00:32:59,458
‫که روی نماد باستانی و هندی صلح نشسته.

532
00:32:59,541 --> 00:33:03,208
‫و همونطور که یک بلوط
‫توانایی تبدیل شدن به یه درخت بلوط کامل رو داره،

533
00:33:03,291 --> 00:33:07,250
‫حالا من صاحب ریشه‌ی نبوغ خلاقیت‌آمیز هیتلرم.

534
00:33:07,333 --> 00:33:08,458
‫در تخمش.

535
00:33:12,541 --> 00:33:14,625
‫مطمئن نیستم این جواب بده، مکس.

536
00:33:14,708 --> 00:33:16,750
‫سوزی، دیگه اینجا کاری نداریم.

537
00:33:16,833 --> 00:33:18,500
‫یالا، ادی، انقدر بزدل نباش.

538
00:33:18,583 --> 00:33:20,208
‫بیا عجول نباشیم، ادوارد.

539
00:33:20,291 --> 00:33:24,166
‫به موقعیتِ عقیدتی و فلسفیش اهمیت نمیدم.

540
00:33:24,250 --> 00:33:26,458
‫اومدم تا یه تجارت احتمالی رو بررسی کنم،

541
00:33:26,541 --> 00:33:28,583
‫و هرچی که تو اون شیشه شناوره

542
00:33:28,666 --> 00:33:30,958
‫قراره روی مذاکرات‌مون تأثیر بذاره.

543
00:33:31,041 --> 00:33:34,000
‫ به این میگن اهرم فشار، ادی.

544
00:33:34,083 --> 00:33:36,625
‫نرخ خاصی برای امثال این آدم داریم.

545
00:33:36,708 --> 00:33:39,166
‫- منظورت از امثال من چیه؟
‫- مکس!

546
00:33:39,250 --> 00:33:40,833
‫نمی‌تونم بذارم این کارو بکنی، فرنک.

547
00:33:40,916 --> 00:33:42,125
‫وای، وای، وای، وای!

548
00:33:43,041 --> 00:33:44,583
‫همه آروم باشین.

549
00:33:45,166 --> 00:33:48,541
‫من نمی‌ذارم کسی حرفه‌مو خراب کنه.
‫تو تصورات‌تون نمی‌گنجه

550
00:33:48,625 --> 00:33:51,625
‫چقدر سخت تلاش کردم
‫تا به این موقعیت برسم.

551
00:33:51,708 --> 00:33:53,666
‫قراره یه ستاره بشم!

552
00:34:03,958 --> 00:34:06,333
‫یه جسد تو این خونه هست
‫که باید بهش رسیدگی بشه

553
00:34:06,416 --> 00:34:10,375
‫و یه آقای تقریبا بی‌تفا‌ت
‫که به توجه‌تون نیاز داره.

554
00:34:10,458 --> 00:34:11,666
‫چی شد، رییس؟

555
00:34:11,750 --> 00:34:13,916
‫بعد از یه کشف تقریبا عجیب...

556
00:34:14,000 --> 00:34:15,166
‫تخم.

557
00:34:15,250 --> 00:34:17,791
‫مسیر مذاکرات به طور غیرقابل پیش‌بینی‌ای عوض شد.

558
00:34:23,166 --> 00:34:26,250
‫مخالفت‌های کوچیکی
‫با ساختار توافق بود.

559
00:34:31,458 --> 00:34:35,500
‫اما اینجا ادی ثابت کرد
‫میانجی‌گرِ خیلی خوبیه.

560
00:34:36,500 --> 00:34:37,583
‫اوه لعنتی.

561
00:34:38,791 --> 00:34:41,041
‫بعد از یه سبک سنگینِ اجتناب‌ناپذیر،

562
00:34:41,750 --> 00:34:44,208
‫تونستیم شرایطی رو حل و فصل کنیم که...

563
00:34:47,166 --> 00:34:48,875
‫برای هر دو گروه قابل قبول بود.

564
00:34:53,166 --> 00:34:54,583
‫می‌خوای چیکار کنیم؟

565
00:34:54,666 --> 00:34:57,583
‫به لرد کله‌کیری
‫جزئیات قراردادمون رو بفهمون.

566
00:34:57,666 --> 00:35:01,458
‫می‌دونم یه دوست خانوادگی بود.
‫مگه اینکه شما اعتراضی داشته باشی اعلی‌حضرت؟

567
00:35:01,541 --> 00:35:04,250
‫- نه، هرکار می‌خواین بکنین.
‫- اون چی؟

568
00:35:06,333 --> 00:35:07,666
‫- رو به راه میشه.
‫- آره.

569
00:35:08,708 --> 00:35:09,708
‫بیا، پس.

570
00:35:10,708 --> 00:35:12,791
‫آروم. آروم. آروم، آروم.

571
00:35:20,791 --> 00:35:24,000
‫خدای من، ادوارد.
‫بوی گند فرمالدئید میدی.

572
00:35:24,791 --> 00:35:26,250
‫دقیقا کجا بودی؟

573
00:35:26,750 --> 00:35:30,500
‫و چرا داری ناشتا ویسکی می‌خوری؟

574
00:35:30,583 --> 00:35:32,458
‫کمتر درموردش بگم، بهتره.

575
00:35:32,541 --> 00:35:36,166
‫اما همین بسه بگم که...
‫شب طولانی‌ای بود.

576
00:35:36,250 --> 00:35:42,500
‫اوه. خب، وقتی داشتی ول می‌چرخیدی
‫و خدا می‌دونه چیکار می‌کردی،

577
00:35:43,125 --> 00:35:46,250
‫من داشتم دنبال راه حل
‫واسه معضل‌ فعلی‌مون می‌گشتم.

578
00:35:47,416 --> 00:35:48,250
‫درسته.

579
00:35:48,333 --> 00:35:51,666
‫یه خونه‌ی جدید
‫واسه کاشت ماری‌جوانات پیدا کردم.

580
00:35:51,750 --> 00:35:52,666
‫چی؟

581
00:35:52,750 --> 00:35:54,750
‫خونه‌ی آقای روکس رو میگم، عزیزم.

582
00:35:56,916 --> 00:35:58,083
‫همسایه بغلی.

583
00:35:58,166 --> 00:36:01,708
‫تو یه زمین ۲ هزار هکتاری نشسته
‫که نمی‌تونه نگهش داره،

584
00:36:01,791 --> 00:36:05,958
‫و دنبال یکیه که
‫درمورد اجاره‌ی بلندمدت باهاش حرف بزنه.

585
00:36:10,333 --> 00:36:11,333
‫خب، خب.

586
00:36:12,541 --> 00:36:16,125
‫باورت نمیشه 48 ساعت گذشته چیکار کردم، مادر.

587
00:36:16,625 --> 00:36:20,541
‫و اومدی و...
‫همشو با یه لیوان شراب قرمز حل کردی.

588
00:36:24,750 --> 00:36:28,041
‫من واسه مامانت احترام زیادی قائلم.
‫از خودش خوب مراقبت می‌کنه.

589
00:36:28,125 --> 00:36:29,041
‫حس شوخ‌طبعی خوبی داره.

590
00:36:29,125 --> 00:36:31,625
‫یه کوچولو عجیبه، ولی خب کی نیست؟

591
00:36:31,708 --> 00:36:34,666
‫فقط یکم. پس با همسایم حرف می‌زنی؟

592
00:36:35,875 --> 00:36:38,208
‫جلسه رو برگزار می‌کنم.
‫ببینم مناسبه یا نه.

593
00:36:39,000 --> 00:36:41,333
‫حداقل یکی بررسی‌های لازمه‌اش رو انجام داده.

594
00:36:42,125 --> 00:36:44,708
‫با وجود یه سری مشکلات کوچیک...

595
00:36:44,791 --> 00:36:47,041
‫که این چند روز اخیر
‫بهشون برخوردیم،

596
00:36:47,875 --> 00:36:49,333
‫پیروز میدان شدی.

597
00:36:51,708 --> 00:36:53,958
‫دوست ندارم بهم شلیک بشه، ادوارد.

598
00:36:54,041 --> 00:36:56,750
‫در واقع،
‫ممکنه تعجب کنی،

599
00:36:56,833 --> 00:36:58,500
‫با توجه به مسیری که برای حرفه‌ام انتخاب کردم،

600
00:36:58,583 --> 00:37:02,291
‫همیشه تلاشمو می‌کنم
‫تا بهم شلیک نشه.

601
00:37:03,416 --> 00:37:04,458
‫با این حرفا،

602
00:37:04,541 --> 00:37:07,375
‫اعتراف می‌کنم، در نهایت ثابت کردی مفیدی.

603
00:37:08,833 --> 00:37:10,125
‫هی، هی، مرغای عشق.

604
00:37:11,541 --> 00:37:12,541
‫به من توجه نکنین.

605
00:37:13,166 --> 00:37:14,375
‫سلام، رفیق.

606
00:37:14,458 --> 00:37:15,916
‫پناه بگیرین.

607
00:37:18,375 --> 00:37:19,833
‫باید درست متوجه بشم،

608
00:37:20,583 --> 00:37:22,666
‫چون حرفای بلانکت با عقل جور درنمیومد.

609
00:37:22,750 --> 00:37:26,083
‫طبق حرفای اون،
‫یه درگیری با استاد سرآشپز داشتی

610
00:37:26,625 --> 00:37:28,583
‫و چند تا نازی رو ترکوندی.

611
00:37:28,666 --> 00:37:30,083
‫با یه نارنجک لعنتی.

612
00:37:30,708 --> 00:37:32,416
‫یدونه نازی. یدونه.

613
00:37:32,500 --> 00:37:35,791
‫حالا یه مجموعه‌ی نقاشی کمیاب
‫و دوتا زمین برای استفاده داریم.

614
00:37:35,875 --> 00:37:37,083
‫همه حرفامو پس می‌گیرم.

615
00:37:37,625 --> 00:37:39,958
‫سوز، اون یه گنگستر واقعیه.

616
00:37:41,333 --> 00:37:42,791
‫تو خیلی احمقی، جک.

617
00:37:45,416 --> 00:37:48,416
‫به سلامتی ادی،
‫دوک بزرگِ حل کردن اوضاع.

618
00:37:48,500 --> 00:37:50,416
‫هممم، نه، نه، نه.
‫من واسه این به سلامتی نمی‌زنم.

619
00:37:50,500 --> 00:37:51,500
‫خیلی‌خب.

620
00:37:51,583 --> 00:37:55,458
‫چرا به سلامتی «دیدن داخل پاکت» نزنیم؟

621
00:37:57,000 --> 00:37:58,250
‫به سلامتی دیدن داخل پاکت.

622
00:37:58,750 --> 00:38:00,875
‫حالا هر عنی که می‌خواد معنی بده.

623
00:38:00,880 --> 00:38:07,880
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

