﻿1
00:00:12,706 --> 00:00:27,706
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:29,166 --> 00:00:32,000
‫عالی‌جناب، می‌خواین با من اسلوجین بنوشین؟

3
00:00:32,083 --> 00:00:33,083
‫ممنون، جف.

4
00:00:37,166 --> 00:00:40,958
‫می‌تونی میلیگان رو اونجا بذاری.
‫از وقت خوابش گذشته.

5
00:00:42,250 --> 00:00:43,250
‫درسته.

6
00:00:50,250 --> 00:00:51,583
‫آره، هر جایی بذاری خوبه.

7
00:00:56,875 --> 00:00:58,916
‫- همه چیز رو به راهه، عالی‌جناب؟
‫- آره.

8
00:01:01,500 --> 00:01:05,625
‫در مورد سوزی و خانواده‌ی گلس حق با تو بود.

9
00:01:09,166 --> 00:01:13,666
‫اطلاعاتی افشا شده که نشون میده
‫سوزی و خانواده‌ی گلس...

10
00:01:13,750 --> 00:01:16,500
‫اگه من سعی کنم خودمونو
‫از این وضعیت در بیارم...

11
00:01:16,583 --> 00:01:17,958
‫اونا حاضرن منو بکشن.

12
00:01:20,083 --> 00:01:21,833
‫فکر می‌کردم شما دو تا خوب با هم کنار میاین.

13
00:01:23,208 --> 00:01:24,208
‫خوب کنار میومدیم.

14
00:01:25,750 --> 00:01:28,583
‫- اما دیگه نه.
‫- بهتره اونو بو کنی.

15
00:01:34,750 --> 00:01:35,750
‫چه بویی حس می‌کنی؟

16
00:01:38,416 --> 00:01:39,416
‫بادوم.

17
00:01:42,041 --> 00:01:44,541
‫وقتی اسلوجین درست می‌کنی
‫باید خوب وقت بذاری.

18
00:01:46,250 --> 00:01:49,458
‫بعد از دو هفته اون رنگ غنی
‫سرخابی خودش رو نشون میده.

19
00:01:51,416 --> 00:01:52,875
‫بیشتر مردم همون موقع فکر می‌کنن
‫کار تموم شده.

20
00:01:54,958 --> 00:01:56,500
‫اما برای آزاد کردن طعم کاملش...

21
00:01:59,083 --> 00:02:00,683
‫باید ۲ سال بذاری بمونه.

22
00:02:02,125 --> 00:02:04,458
‫این خصلت این روزها نادیده گرفته میشه...

23
00:02:06,333 --> 00:02:07,333
‫صبوری.

24
00:02:12,125 --> 00:02:13,208
‫بذار ببین چی میشه.

25
00:02:16,833 --> 00:02:20,583
‫تو سر قرارت بمون و ببین
‫اونا چطور واکنش نشون میدن.

26
00:02:22,916 --> 00:02:24,833
‫نذار بدونن چه فکری داری.

27
00:02:28,333 --> 00:02:29,333
‫و در همین حین...

28
00:02:30,500 --> 00:02:32,333
‫برای همه‌ی پیشامدها آماده باش.

29
00:02:38,250 --> 00:02:41,250
‫[قسمت ششم]
‫[تمامی پیشامدهای ممکن]

30
00:03:10,083 --> 00:03:12,583
‫صبح بخیر، قربان.
‫یه قوری قهوه‌ی تازه میل دارین؟

31
00:03:14,875 --> 00:03:15,875
‫چرا که نه؟

32
00:03:16,916 --> 00:03:18,500
‫توی اتاق مطالعه‌ام اونو
‫می‌خورم، آقای لارنس.

33
00:03:19,083 --> 00:03:20,833
‫و دو فنجون بیار.

34
00:03:34,458 --> 00:03:38,166
‫وای خدا، من خیلی استرس دارم. از وقتی
‫اتلو رو اجرا کرده بودم اینقدر استرس نداشتم.

35
00:03:38,250 --> 00:03:39,916
‫نپرس، اون موقع دوران متفاوتی بود.

36
00:03:40,500 --> 00:03:41,833
‫وای خدا، دارم به گا میرم.

37
00:03:41,916 --> 00:03:43,476
‫صبح بخیر، خانم،‌ گلس.

38
00:03:43,541 --> 00:03:45,301
‫دوک آماده‌ست که مهمون قبول کنه؟

39
00:03:45,375 --> 00:03:47,041
‫- کاملا.
‫- بسیار عالی.

40
00:03:52,166 --> 00:03:54,208
‫- فردی.
‫- سوزان، سلام. هی، سوزان.

41
00:03:54,291 --> 00:03:55,583
‫شرمنده، یه چیزی توی گلوم گیر کرده بود.

42
00:03:55,666 --> 00:03:58,458
‫سوزی، می‌دونم درگیر این قضیه‌ی
‫گنگستری هستی.

43
00:03:58,541 --> 00:04:01,500
‫- اما امیدوار بودم بتونیم حرف بزنیم.
‫- چرا سر کارت نیستی؟

44
00:04:01,583 --> 00:04:02,583
‫چی؟

45
00:04:02,666 --> 00:04:03,958
‫من سر کارم، رئیس.

46
00:04:04,041 --> 00:04:06,041
‫- مسئله همینه.
‫- مسئله اینه.

47
00:04:06,125 --> 00:04:07,583
‫مسئله اینه که...

48
00:04:07,666 --> 00:04:12,000
‫فکر می‌کنم من به... یه چیزی رسیدم.

49
00:04:12,708 --> 00:04:15,125
‫واقعا فکر می‌کنم این چیزیه که تو باید...

50
00:04:15,208 --> 00:04:18,000
‫احتمالا... اونو جدی بگیری.

51
00:04:18,500 --> 00:04:20,458
‫بعدا بهش رسیدگی می‌کنیم، باشه؟
‫آقایون.

52
00:04:21,041 --> 00:04:22,041
‫آ...

53
00:04:25,500 --> 00:04:26,500
‫تو گه زدی توش.

54
00:04:28,083 --> 00:04:29,250
‫ممنون که اومدی.

55
00:04:30,000 --> 00:04:31,083
‫لطفا بشین.

56
00:04:31,166 --> 00:04:32,500
‫من همین نزدیکی بودم.

57
00:04:35,666 --> 00:04:36,750
‫قهوه میل داری؟

58
00:04:38,083 --> 00:04:39,375
‫لطف می‌کنی. ممنون.

59
00:04:49,041 --> 00:04:50,416
‫همه چیز در قلمروی دوکی رو به راهه؟

60
00:04:51,541 --> 00:04:52,541
‫این‌طور به نظر میاد.

61
00:04:54,958 --> 00:04:58,416
‫سود بالاست، توزیع خوب پیش میره،

62
00:04:58,500 --> 00:05:01,541
‫و تولید هم رو به افزایشه.

63
00:05:02,458 --> 00:05:03,458
‫کاسبی خوبه.

64
00:05:04,291 --> 00:05:05,971
‫این یعنی ما از حد نصابی عبور کردیم...

65
00:05:06,000 --> 00:05:07,720
‫که باعث خروج من از سازمان میشه؟

66
00:05:10,250 --> 00:05:11,250
‫درسته.

67
00:05:12,583 --> 00:05:14,458
‫با این‌حال، ما در مورد یک تمدید صحبت کردیم.

68
00:05:15,250 --> 00:05:17,833
‫و همون‌طور که تو میگی، پول خوبی در میاد.

69
00:05:17,916 --> 00:05:19,125
‫و این منجر به افزایش پرداختی به تو...

70
00:05:19,208 --> 00:05:21,916
‫از سهم سود میشه.

71
00:05:24,166 --> 00:05:25,750
‫مطمئنی نمی‌خوای اینو در نظر بگیری؟

72
00:05:25,833 --> 00:05:26,833
‫اه.

73
00:05:27,583 --> 00:05:30,208
‫با این‌که پیشنهاد
‫وسوسه‌برانگیزیه، من نیستم.

74
00:05:34,541 --> 00:05:37,958
‫خب، علیرغم اینکه تو به
‫حد نصاب توافقی رسیدی...

75
00:05:38,041 --> 00:05:40,750
‫اون پول تا وقتی که کاملا شسته نشده
‫سود به حساب نمیاد.

76
00:05:42,958 --> 00:05:44,375
‫خب، این مشکل من نیست.

77
00:05:50,750 --> 00:05:51,750
‫چقدر طول می‌کشه؟

78
00:05:53,083 --> 00:05:54,625
‫ما باید ۱۵ تای دیگه به دست بیاریم.

79
00:05:55,375 --> 00:05:58,541
‫به نظرم در طی... ۳ ماه میشه به این رسید.

80
00:06:01,000 --> 00:06:02,000
‫سه ماه.

81
00:06:12,708 --> 00:06:14,750
‫ببین، من متوجهم چی میگی،

82
00:06:14,833 --> 00:06:17,208
‫و آشفتگی واضح تو رو می‌بینم.

83
00:06:18,916 --> 00:06:20,791
‫چطوره که من یه جلسه...

84
00:06:20,875 --> 00:06:23,708
‫بین خودمون و آقایی که پول منو می‌شوره
‫رو تسریع کنم؟

85
00:06:25,333 --> 00:06:26,333
‫کی؟

86
00:06:37,250 --> 00:06:38,291
‫عالی بود!

87
00:06:38,375 --> 00:06:39,458
‫زیبا بود!

88
00:06:40,458 --> 00:06:42,000
‫کی قراره با آدمت ملاقات کنیم؟

89
00:06:42,083 --> 00:06:44,625
‫وقت برای این زیاده.
‫چاکی جایی نمیره.

90
00:06:44,708 --> 00:06:46,625
‫- اون از جمعیت زیاد خوشش میاد.
‫- چاکی کیه؟

91
00:06:49,875 --> 00:06:51,250
‫بجنب، جکی!

92
00:06:51,333 --> 00:06:52,333
‫اون چاکیه.

93
00:06:53,958 --> 00:06:56,166
‫- کارشو تموم کن!
‫- زود باش!

94
00:06:58,000 --> 00:06:59,375
‫زود باش.

95
00:07:00,125 --> 00:07:01,375
‫زود باش!

96
00:07:02,375 --> 00:07:03,458
‫زود باش، جک!

97
00:07:15,833 --> 00:07:18,000
‫ایول!

98
00:07:29,625 --> 00:07:32,166
‫بهت گفتم راند سوم ناک‌اوتش می‌کنم،
‫نگفتم، سوز؟

99
00:07:32,250 --> 00:07:33,500
‫خداوکیلی گفتی.

100
00:07:33,583 --> 00:07:34,875
‫بهش گفتم راند سوم.

101
00:07:35,458 --> 00:07:36,750
‫کارت عالی بود، جک. بیا اینجا.

102
00:07:38,416 --> 00:07:40,791
‫این در سطح استادی بود.

103
00:07:40,875 --> 00:07:43,041
‫وقتی توی اون رینگی
‫هیچ لحظه‌ای کسل‌کننده نیست.

104
00:07:43,125 --> 00:07:44,500
‫تو یه سلاح درست‌حسابی هستی، پسر.

105
00:07:44,583 --> 00:07:47,791
‫فکر می‌کنم وقتش رسیده در مورد این صحبت
‫کنیم که بهت یه مبارزه بر سر کمربند بدیم.

106
00:07:49,000 --> 00:07:50,583
‫این فوق‌العاده به نظر میاد.

107
00:07:50,666 --> 00:07:51,666
‫مگه نه، سوز؟

108
00:07:51,708 --> 00:07:55,333
‫هم باهوشی، هم قوی هم خوشگل.
‫تو همه چی تمومی، جک.

109
00:07:55,416 --> 00:07:57,500
‫سوز، امشب به ما ملحق میشی؟

110
00:07:57,583 --> 00:07:59,916
‫می‌خوایم به افتخار آینده‌ی درخشان
‫برادرت بنوشیم.

111
00:08:00,000 --> 00:08:01,333
‫البته که میام.

112
00:08:01,416 --> 00:08:04,416
‫اما من و ادی قبلش باید
‫به یه کاری رسیدگی کنیم.

113
00:08:04,500 --> 00:08:05,500
‫اوه، اون دوکه، آره؟

114
00:08:05,583 --> 00:08:06,666
‫سلام. از ملاقات با شما خوشوقتم.

115
00:08:06,750 --> 00:08:09,833
‫همچنین، هنری کالینز.
‫فکر می‌کنی عملکرد این پسر چطور بود؟

116
00:08:09,916 --> 00:08:11,250
‫بهترین مبارزه‌ای بود که ازش دیدم.

117
00:08:12,250 --> 00:08:15,125
‫خودتو تر و تمیز کن، جک.
‫شما رو بعدا می‌بینم.

118
00:08:15,208 --> 00:08:16,833
‫- فعلا.
‫- بیا.

119
00:08:18,541 --> 00:08:20,583
‫بیا با چاکی ملاقات کنیم.

120
00:08:21,333 --> 00:08:23,250
‫خیلی خب، قبل این‌که تو رو معرفی کنم...

121
00:08:23,333 --> 00:08:26,166
‫باید بهت هشدار بدم که اون
‫یکم اخلاق رو مخی داره.

122
00:08:26,250 --> 00:08:29,375
‫این کورن‌داگ‌ها خوب فروش میرن.
‫الان پول تو ایناست.

123
00:08:29,458 --> 00:08:30,333
‫کورن‌داگ؟

124
00:08:30,416 --> 00:08:33,500
‫نه. این به اندازه‌ی کافی خوب نیست.
‫بهتره بگم مسخره‌ست.

125
00:08:33,583 --> 00:08:37,125
‫سوز، عاشقتم، بهت احترام میذارم،
‫من بهت دروغ نمیگم، اینو می‌دونی.

126
00:08:37,208 --> 00:08:39,333
‫این یه کورن‌داگ معمولی نیست.

127
00:08:39,416 --> 00:08:41,916
‫این کورن‌داگ کره‌ای تنده.

128
00:08:42,000 --> 00:08:44,000
‫آینده‌ مال اینه.
‫استلا اینو بهم معرفی کرد.

129
00:08:44,083 --> 00:08:46,833
‫اون خیلی به کی‌پاپ و این چرت و
‫پرتا علاقه داره. یه نوشیدنی میاری؟

130
00:08:46,916 --> 00:08:48,500
‫- البته.
‫- ممنون.

131
00:08:48,583 --> 00:08:50,416
‫- من تشنمه. دیابت دارم.
‫- ودکا خوبه؟

132
00:08:50,500 --> 00:08:54,166
‫ادی، ببین. درک می‌کنم که یکمی
‫تردید داری.

133
00:08:54,250 --> 00:08:57,166
‫و من باهات روراست هستم.
‫تو فاز عجیبی داری.

134
00:08:57,791 --> 00:08:58,958
‫اما این مهم نیست.

135
00:08:59,458 --> 00:09:01,291
‫برای اینکه حس بهتری پیدا کنی میگم،
‫فقط کافیه بدونی...

136
00:09:01,375 --> 00:09:03,916
‫در مورد شستن پیسا...
‫[واحد پولی یک صدم روپیه]

137
00:09:04,000 --> 00:09:05,458
‫ما بهترینیم.

138
00:09:05,541 --> 00:09:08,291
‫- من در موارد زیادی از بقیه جلوترم.
‫- درست میگه.

139
00:09:08,375 --> 00:09:10,750
‫آره. آبمیوه‌فروشی‌ها رو من آوردم.

140
00:09:10,833 --> 00:09:13,750
‫کاسه‌ی سوشی. من نمی‌دونم
‫کاسه‌ی سوشی چیه. تو می‌دونی؟

141
00:09:13,833 --> 00:09:16,166
‫کی براش مهمه؟ من از اونا میلیونی فروختم.

142
00:09:16,750 --> 00:09:17,750
‫آوکادو.

143
00:09:17,833 --> 00:09:21,583
‫مردم پول زیادی میدن بابت چیزی که
‫مزه‌ی آجر ساختمون میده.

144
00:09:21,666 --> 00:09:22,833
‫تو عصبانی هستی؟ من اونا رو فروختم.

145
00:09:22,916 --> 00:09:26,375
‫خیلی خب. فهمیدم، ممنون.
‫بحث زمانیش چطور پیش میره؟

146
00:09:26,958 --> 00:09:28,291
‫- چقدره؟
‫- ۱۵.

147
00:09:28,375 --> 00:09:29,791
‫همون‌طور که گفته بودیم.

148
00:09:33,708 --> 00:09:35,291
‫۴ تا ۵ ماه چطوره؟

149
00:09:35,375 --> 00:09:37,541
‫نه، نه. بهت گفتم.
‫این برام خوب نیست.

150
00:09:37,625 --> 00:09:38,625
‫برادر ادی.

151
00:09:39,333 --> 00:09:40,458
‫تو چته؟

152
00:09:40,541 --> 00:09:42,000
‫آروم بگیر.

153
00:09:42,083 --> 00:09:43,541
‫برو ماساژ. جق بزن.

154
00:09:43,625 --> 00:09:46,083
‫یا از اون بهتر، یه زن خوب بیار توی زندگیت.
‫اونو بده من.

155
00:09:48,125 --> 00:09:49,125
‫ایناهاش.

156
00:09:49,750 --> 00:09:50,958
‫استلای من. خوبه؟

157
00:09:51,791 --> 00:09:54,125
‫من الکی عاشق نمیشم. هول کس نیستم.

158
00:09:54,208 --> 00:09:56,375
‫اما این زنی که می‌بینی منو جادو کرده.

159
00:09:56,458 --> 00:09:58,208
‫من واقعا عاشق شدم.

160
00:09:58,833 --> 00:10:02,500
‫و اون قشنگ‌ترین حرومزاده‌ایه
‫که من از نزدیک دیدم.

161
00:10:02,583 --> 00:10:05,708
‫- نظرت چیه؟
‫- تو مرد خوش‌شانسی هستی، چاکی.

162
00:10:05,791 --> 00:10:06,791
‫ممنون.

163
00:10:07,958 --> 00:10:09,583
‫راستی اون کجاست؟

164
00:10:10,500 --> 00:10:11,791
‫من میرم دنبالش، چاکی.

165
00:10:11,875 --> 00:10:13,333
‫ممنون، آبجی سوز.

166
00:10:13,416 --> 00:10:14,416
‫شماها اینجا صبر کنین.

167
00:10:15,750 --> 00:10:16,750
‫ادی.

168
00:10:32,791 --> 00:10:36,166
‫جک. بهتره در حال انجام کاری نباشی
‫که من فکر می‌کنم.

169
00:10:36,250 --> 00:10:37,750
‫دو دقیقه به ما وقت بده، سوز.

170
00:10:37,833 --> 00:10:40,226
‫- داری می‌شاشی؟
‫- سوز، کجایی؟

171
00:10:40,250 --> 00:10:42,210
‫این کارا زمان و مکانی داره. چه مرگته؟

172
00:10:42,250 --> 00:10:43,291
‫سوز!

173
00:10:46,500 --> 00:10:47,500
‫صبر کن ببینم.

174
00:10:49,625 --> 00:10:51,708
‫اینجا دارین چه گهی می‌خورین؟

175
00:10:51,791 --> 00:10:52,875
‫ایشی!

176
00:10:52,958 --> 00:10:54,291
‫چاکی.

177
00:10:55,791 --> 00:10:58,591
‫- این‌طور که به نظر میاد نیست.
‫- چطور به نظر میاد؟

178
00:10:59,708 --> 00:11:02,833
‫ای مادرخراب! تو از دوست‌دخترم
‫سوءاستفاده کردی؟

179
00:11:02,916 --> 00:11:03,833
‫نه راستش...

180
00:11:03,916 --> 00:11:07,500
‫تو نمی‌دونی من کیم!
‫فکر کردی از تو می‌ترسم، خارکسده؟

181
00:11:07,583 --> 00:11:09,125
‫چاکی، آروم بگیر.

182
00:11:09,208 --> 00:11:10,541
‫من آروم نمی‌گیرم!

183
00:11:10,625 --> 00:11:11,875
‫من از تو نمی‌ترسم.

184
00:11:11,958 --> 00:11:13,708
‫بیا جلو! بیا جلو ببینم.

185
00:11:13,791 --> 00:11:16,250
‫من چاکی کبرا هستم. نه...

186
00:11:31,166 --> 00:11:32,666
‫چه گهی خوردی، داداش؟

187
00:11:32,750 --> 00:11:34,500
‫اینجا چه گهی می‌خورین؟

188
00:11:34,583 --> 00:11:36,416
‫میشه یه نفر به من بگه چه خبره؟

189
00:11:36,500 --> 00:11:38,750
‫می‌دونی با کی در افتادی؟

190
00:11:38,833 --> 00:11:40,708
‫این چاکی کبراست!

191
00:11:43,500 --> 00:11:47,083
‫من داشتم به زخمش نگاه می‌کردم.
‫می‌دونی که من گواهی کمک‌های اولیه دارم.

192
00:11:47,166 --> 00:11:49,583
‫- سرت رو عقب بگیر.
‫- فکر کردی دارم چکار می‌کنم؟

193
00:11:50,083 --> 00:11:52,375
‫ببین، چاکی، من در این مورد واقعا متاسفم.

194
00:11:52,916 --> 00:11:55,958
‫سوزی گلاس. تو می‌تونی بری تو کونم.

195
00:11:56,041 --> 00:11:59,291
‫من هیچ چیزی رو برای تو نمی‌شورم.
‫ما کارمون تمومه، جاکشا!

196
00:12:03,000 --> 00:12:04,291
‫این خوب پیش رفت.

197
00:12:04,375 --> 00:12:07,583
‫میذارم یکم آروم شه و صبح
‫این بگایی رو درست می‌کنم.

198
00:12:08,083 --> 00:12:11,833
‫ما از دو ماه رسیدیم به ۴ ماه و حالا به نظر
‫میاد که کل قضیه منتفیه.

199
00:12:12,666 --> 00:12:13,750
‫من درستش می‌کنم.

200
00:12:15,958 --> 00:12:18,791
‫شرمنده بابت این. اون مخمو زد.

201
00:12:19,416 --> 00:12:21,708
‫خب. بریم نوشیدنی بخوریم؟

202
00:13:05,791 --> 00:13:09,125
[یه چیزی می‌خوام. امشب هستی؟]

203
00:13:09,250 --> 00:13:11,083
‫- ادی، خوشحالم که اومدی.
‫- هنری.

204
00:13:13,583 --> 00:13:14,625
‫ببینش.

205
00:13:14,708 --> 00:13:16,458
‫موجود باشکوهیه.

206
00:13:17,166 --> 00:13:18,458
‫بستگی داره تعریفت از موجود چی باشه.

207
00:13:18,541 --> 00:13:21,666
‫اگه دنبال یه سگ با شیش تا کیری،‌
‫اون شخص مورد نظرته.

208
00:13:22,916 --> 00:13:25,083
‫خب، تا حدودی حرفت درسته.

209
00:13:26,000 --> 00:13:28,458
‫بزرگترین مشکل جک خودشه.

210
00:13:28,541 --> 00:13:30,916
‫من در طی این سال‌ها با
‫پسرهای زیادی کار کردم.

211
00:13:31,000 --> 00:13:32,333
‫شیش تاشون قهرمان شدن.

212
00:13:33,000 --> 00:13:36,333
‫فرقشون با بقیه این بود که تک‌ تکشون
‫خودشونو ۱۰۰ درصد وقف این کار کرده بودن.

213
00:13:36,416 --> 00:13:39,208
‫اون ۱۰۰ درصد خودشو وقف این سبک زندگی کرده.

214
00:13:39,291 --> 00:13:42,041
‫سوال اینه که اون بلندپروازی
‫خانواده‌اش رو داره یا نه.

215
00:13:42,125 --> 00:13:43,458
‫یه میز خوب برای خودمون گرفتم.

216
00:13:46,250 --> 00:13:49,875
‫ادی، کنجکاوم بدونم. چطور تو با
‫سوزی گلس شریک شدی؟

217
00:13:49,958 --> 00:13:52,083
‫من توی هنگ گارد سواره‌نظام ملکه سروان بودم.

218
00:13:52,166 --> 00:13:53,583
‫پدرم مرد، من برگشتم...

219
00:13:53,666 --> 00:13:57,416
‫و بعضی از... روابط کاریش رو به ارث بردم.

220
00:13:57,500 --> 00:13:58,500
‫واقعا؟

221
00:14:00,166 --> 00:14:01,166
‫هنگ دوی چتربازان.

222
00:14:01,500 --> 00:14:02,833
‫چند بار اعزام شدی؟

223
00:14:02,916 --> 00:14:04,500
‫سه بار به سنگین اعزام شدم.
‫[شهری در هلمند افغانستان]

224
00:14:04,583 --> 00:14:08,166
‫جنگ فلسفه و اولویت‌های
‫یه مرد رو تغییر میده.

225
00:14:08,250 --> 00:14:09,750
‫همین‌طوره. ممنون.

226
00:14:09,833 --> 00:14:10,875
‫نوش.

227
00:14:11,375 --> 00:14:12,375
‫به سلامتی.

228
00:14:15,791 --> 00:14:17,958
‫تو و سوزی به اون قضیه‌ی کاری رسیدگی کردین؟

229
00:14:19,333 --> 00:14:21,541
‫این یه مشکل داخلی کوچیک بود.

230
00:14:21,625 --> 00:14:23,345
‫چیزی نیست که نشه درستش کرد.

231
00:14:24,500 --> 00:14:25,833
‫قبلا با چاکی کار کرده بودی؟

232
00:14:25,916 --> 00:14:27,208
‫من هیچ وقت به چاکی اشاره نکردم.

233
00:14:28,625 --> 00:14:31,500
‫خب، اون انتخاب اولم نیست،
‫اگه منظورمو متوجه بشی.

234
00:14:32,708 --> 00:14:34,666
‫انتخاب دومم هم نیست.

235
00:14:37,083 --> 00:14:38,916
‫آدم مناسب‌تری رو سراغ داری؟

236
00:14:40,291 --> 00:14:41,875
‫من آدمای زیادی رو می‌شناسم، ادی.

237
00:15:08,041 --> 00:15:09,541
‫من الان برمی‌گردم.

238
00:15:10,958 --> 00:15:11,958
‫ممنون.

239
00:15:12,916 --> 00:15:13,958
‫رزی.

240
00:15:14,041 --> 00:15:15,541
‫ببین کی اینجاست.

241
00:15:16,416 --> 00:15:17,816
‫چطوری؟ ممنون که اومدی به ملاقات من.

242
00:15:17,875 --> 00:15:21,583
‫برای چی این افتخار نصیبم شده؟
‫کار یا تفریح؟

243
00:15:21,666 --> 00:15:22,666
‫یکمی از هر دو.

244
00:15:23,416 --> 00:15:25,250
‫من توی وضعیتی گیر افتادم...

245
00:15:25,333 --> 00:15:29,208
‫که فکر نکنم بتونم ازش بیرون بیام.
‫شاید به کمکت نیاز داشته باشم.

246
00:15:29,875 --> 00:15:31,250
‫حتما قضیه جدیه.

247
00:15:31,916 --> 00:15:33,416
‫حتی یه لحظه هم یادم نمیاد...

248
00:15:33,500 --> 00:15:35,791
‫که دیده باشم تو از کسی در مورد هر چیزی
‫کمک بخوای.

249
00:15:37,375 --> 00:15:39,166
‫این در مورد دوستمون استنلی جانستونه.

250
00:15:40,750 --> 00:15:41,750
‫با «ت».

251
00:15:43,125 --> 00:15:44,708
‫برای این می‌خواستی منو ببینی؟

252
00:15:46,666 --> 00:15:47,706
‫هنوز باهاش در ارتباطی؟

253
00:15:49,500 --> 00:15:51,958
‫- آره، هنوز هرازگاهی می‌بینمش.
‫- خوبه.

254
00:15:52,625 --> 00:15:54,625
‫اگه بخوای می‌تونم کمکت کنم.

255
00:15:55,833 --> 00:15:57,166
‫ولی باید بهت هشدار بدم.

256
00:15:57,875 --> 00:15:59,208
‫اون آدم خوبی نیست.

257
00:16:00,291 --> 00:16:01,416
‫من مشکلی ندارم.

258
00:16:10,125 --> 00:16:10,958
‫صبح بخیر.

259
00:16:11,041 --> 00:16:12,801
‫- سلام، عزیزم.
‫- ادوینا.

260
00:16:14,250 --> 00:16:16,250
‫آقای لارنس، میشه لطفا اینو برداری؟

261
00:16:16,333 --> 00:16:19,041
‫البته. توسط برادرتون اونجا گذاشته شده.

262
00:16:19,750 --> 00:16:20,750
‫بله. می‌دونم.

263
00:16:21,708 --> 00:16:24,375
‫- تخم مرغ بندیکت؟
‫- بله، لطفا. و یه مقدار چای. ممنون.

264
00:16:24,958 --> 00:16:27,166
‫عزیزم، تو باید با فردی حرف بزنی.

265
00:16:27,250 --> 00:16:30,500
‫علاقه‌ی اخیرش به تولید ماریجوانا...

266
00:16:30,583 --> 00:16:32,166
‫واقعا از حد خارج شده.

267
00:16:32,250 --> 00:16:35,375
‫- درسته.
‫- اون دیگه شروع کرده با گیاه‌ها حرف میزنه.

268
00:16:35,458 --> 00:16:38,166
‫و وقتی با اونا حرف نمیزنه،
‫در موردشون حرف میزنه.

269
00:16:38,250 --> 00:16:40,208
‫و این خیلی حوصله‌سربره.

270
00:16:40,833 --> 00:16:42,458
‫خیلی خب.

271
00:16:42,541 --> 00:16:45,500
‫خیلی خب. قول میدم که باهاش حرف بزنم.

272
00:16:45,583 --> 00:16:46,416
‫ببخشید.

273
00:16:46,500 --> 00:16:49,166
‫- عزیزم، سر میز نه.
‫- ببخشید.

274
00:16:49,833 --> 00:16:50,666
‫الو؟

275
00:16:50,750 --> 00:16:52,958
‫دیشب یکمی زود جیم شدی.

276
00:16:53,041 --> 00:16:54,708
‫باید می‌رفتم تا یه دوست قدیمی رو ببینم.

277
00:16:55,791 --> 00:16:56,958
‫قضیه‌ی چاکی به کجا رسید؟

278
00:16:57,041 --> 00:17:01,083
‫وضعیت چاکی از چیزی که
‫پیش‌بینی می‌کردیم پیچیده‌تر شده.

279
00:17:01,166 --> 00:17:04,208
‫این یه پیام ویژه به همه‌ی
‫رفقای خودم در سراسر دنیاست.

280
00:17:04,291 --> 00:17:05,125
‫بچه‌های بیرمنگام.

281
00:17:05,208 --> 00:17:07,750
‫وقتی شما این حرومزاده‌ی
‫خوش‌تیپ لاغر رو دیدین...

282
00:17:07,833 --> 00:17:10,958
‫از گردن بگیریدش و مثل یه سوسک لهش کنین.

283
00:17:11,041 --> 00:17:13,625
‫دیشب چاکی توی دنیای شبکه‌های اجتماعی
‫سرش شلوغ بوده.

284
00:17:13,708 --> 00:17:17,416
‫پنجره‌ی خونه‌ی مادرشو خورد کنین،
‫خودشو جر بدین. کون باباشو پاره کنین.

285
00:17:17,500 --> 00:17:19,500
‫هر کاری که دوست دارین بکنین.
‫بهش تجاوز کنین.

286
00:17:19,583 --> 00:17:23,166
‫نتیجه‌اش این شد که برادرم باید
‫برای چند روز آفتابی نشه.

287
00:17:23,750 --> 00:17:26,500
‫ما می‌خوایم اون روی تمریناتش تمرکز کنه.
‫بدون حواس‌پرتی.

288
00:17:27,875 --> 00:17:29,791
‫- تا دیدینش.
‫- بنگ بنگ.

289
00:17:29,875 --> 00:17:32,541
‫با توجه به اینکه خیلی مشتاقی
‫همه چیز سریع حل بشه،‌

290
00:17:32,625 --> 00:17:35,666
‫گفتم شاید حاضر باشی اون بیاد و
‫پیشت بمونه.

291
00:17:35,750 --> 00:17:37,791
‫کیر تو این وضع. تو قرار بود درستش کنی.

292
00:17:37,875 --> 00:17:40,333
‫و من دقیقا در فرایند انجام این کار هستم.

293
00:17:40,416 --> 00:17:42,708
‫بالاخره جک خانم چاکی رو کرده.

294
00:17:42,791 --> 00:17:45,958
‫کار محترمانه اینه که اجازه بدیم
‫اون به خودش بیاد.

295
00:17:46,625 --> 00:17:48,666
‫و بعد بهش یادآوری می‌کنم
‫که سلسله‌ مراتب به چه صورته.

296
00:17:48,750 --> 00:17:50,000
‫- باشه.
‫- خوبه.

297
00:17:55,083 --> 00:17:56,875
‫مهمون قراره برامون بیاد؟

298
00:17:57,458 --> 00:17:58,666
‫این‌طور به نظر میاد.

299
00:18:10,625 --> 00:18:12,291
‫بفرمایید، قربان. از این طرف.

300
00:18:14,791 --> 00:18:16,041
‫برادر سوزی گلس هستی؟

301
00:18:16,125 --> 00:18:17,541
‫خود خودمم.

302
00:18:18,458 --> 00:18:21,708
‫خیلی خب، خود خودت، بیا اینجا
‫و کمکم کن این کیسه رو وصل کنم.

303
00:18:24,625 --> 00:18:26,625
‫عالی‌جناب گفت که مبارزه‌ی بزرگی رو
‫پیش رو داری.

304
00:18:26,708 --> 00:18:27,708
‫آره.

305
00:18:28,625 --> 00:18:30,958
‫مسابقات حذفی میان وزن.

306
00:18:31,041 --> 00:18:32,291
‫خب، آقای کله‌گنده.

307
00:18:32,791 --> 00:18:34,511
‫بیا سراغ کیسه و نشونمون بده چی بلدی.

308
00:18:39,250 --> 00:18:40,250
‫خیلی خب.

309
00:18:44,125 --> 00:18:47,458
‫- فردی، پیامت رو گرفتم.
‫- ادوارد، همون کسی بودی که می‌خواستم ببینم.

310
00:18:47,958 --> 00:18:50,208
‫به پاتیل خلاقیت خوش اومدی، برادر.

311
00:18:50,291 --> 00:18:52,125
‫جیمز، میشه لطفا ما رو تنها بذاری؟

312
00:18:52,208 --> 00:18:53,458
‫آره، البته.

313
00:18:56,416 --> 00:18:57,416
‫آروم باش.

314
00:18:57,500 --> 00:18:58,583
‫تو از پسش بر میای، رفیق.

315
00:18:58,666 --> 00:19:00,250
‫حله. دمت گرم.

316
00:19:01,333 --> 00:19:04,416
‫خب، این پروژه‌ی کوچیکی که با جیمی
‫داری چیه؟

317
00:19:06,083 --> 00:19:08,916
‫خیلی خب، اولا این فقط یه پروژه‌ی کوچیک...

318
00:19:11,375 --> 00:19:12,791
‫حرفم اینه که این بار...

319
00:19:13,625 --> 00:19:15,208
‫من یه کار خارق‌العاده کردم.

320
00:19:15,291 --> 00:19:17,750
‫و روئسای تو قراره
‫در موردش بشنون.

321
00:19:17,833 --> 00:19:19,625
‫خیلی خب، فردی. من در این مورد شکی ندارم.

322
00:19:20,416 --> 00:19:24,333
‫- فقط می‌خوام انتظاراتت رو کنترل کنم.
‫- باشه، مشکلی نیست. کنترل کن.

323
00:19:24,416 --> 00:19:26,375
‫بیا این انتظارات رو کنترل کن.

324
00:19:27,125 --> 00:19:28,500
‫چون من قراره فراتر از انتظاراتت ظاهر بشم.

325
00:19:29,958 --> 00:19:31,416
‫و این دقیقا چیه، فردی؟

326
00:19:32,041 --> 00:19:33,958
‫من یه یارویی رو دیدم.

327
00:19:34,041 --> 00:19:36,208
‫یه مرد پیر، ریش بلند. شبیه مسیح.

328
00:19:36,291 --> 00:19:38,572
‫اون به من در مورد پروژه‌ای که
‫روش کار می‌کرد گفت.

329
00:19:39,250 --> 00:19:43,083
‫کاشت دانه‌ی ماریجوانای ساتیوا
‫توی خاک گیاه کوکا.

330
00:19:43,708 --> 00:19:46,541
‫اتفاقی که میفته اینه که در
‫طی گذشت زمان، دانه‌ها...

331
00:19:46,625 --> 00:19:49,000
‫خاصیت گیاهان کوکا رو جذب می‌کنن
‫و تمام!

332
00:19:49,500 --> 00:19:52,458
‫کراک علف. یا علف کراک.
‫یادم نمیاد کدوم بود...

333
00:19:52,541 --> 00:19:55,041
‫- فردی، نمی‌خوام ادامه بدی.
‫- نه، بذار حرفمو تموم کنم، باشه؟

334
00:19:55,125 --> 00:19:57,125
‫ببین، من می‌دونم این عجیب به نظر میاد...

335
00:19:57,208 --> 00:19:59,416
‫و از نظر علمی غیرممکنه. ببین...

336
00:20:00,208 --> 00:20:03,291
‫این چیز کسب و کار رو عوض می‌کنه.

337
00:20:03,375 --> 00:20:04,375
‫حرفم اینه...

338
00:20:04,416 --> 00:20:08,083
‫من فقط می‌خوام یه جلسه
‫رو با سوزی برام ترتیب بدی، باشه؟

339
00:20:08,166 --> 00:20:11,000
‫- چی؟
‫- و اگه میشه پدرش هم حضور داشته باشه.

340
00:20:11,083 --> 00:20:13,041
‫- نه.
‫- خواهش.

341
00:20:13,125 --> 00:20:15,958
‫شرایط تغییر کرده، خب؟

342
00:20:18,041 --> 00:20:20,541
‫به خانواده‌ی گلس نمیشه اعتماد کرد.
‫اونا دارن از ما سوء استفاده می‌کنن.

343
00:20:20,625 --> 00:20:23,061
‫کون لقش. بذار ما هم
‫ازشون سوءاستفاده کنیم.

344
00:20:23,085 --> 00:20:24,625
‫اونا خطرناکن. فهمیدی؟

345
00:20:26,750 --> 00:20:28,083
‫سوزی دستور داد جترو رو بکشن.

346
00:20:29,916 --> 00:20:30,958
‫جترو کدوم خریه؟

347
00:20:31,041 --> 00:20:32,125
‫کی...

348
00:20:32,208 --> 00:20:33,791
‫اوه... اونی که...

349
00:20:35,375 --> 00:20:36,458
‫آره، آره.

350
00:20:36,541 --> 00:20:38,375
‫خیلی خب، باشه.

351
00:20:39,291 --> 00:20:42,041
‫باشه. خب مشخصه که این خیلی بده.

352
00:20:42,125 --> 00:20:44,125
‫حرفم اینه، فردی،

353
00:20:45,333 --> 00:20:46,333
‫اونا به ما دروغ گفتن.

354
00:20:46,375 --> 00:20:47,458
‫سوزی به ما دروغ گفت.

355
00:20:47,541 --> 00:20:49,708
‫و اونا قصد ندارن زمین ما رو ترک کنن.

356
00:20:49,791 --> 00:20:51,500
‫شاید ما نخوایم اونا اینجا رو ترک کنن.

357
00:20:51,583 --> 00:20:55,791
‫گوش کن، ادی. می‌دونم که من
‫می‌تونم بعضی وقتا غیرقابل اعتماد باشم،

358
00:20:55,875 --> 00:20:57,791
‫اما واقعا فکر می‌کنم به چیز خاصی رسیدم.

359
00:20:57,875 --> 00:20:59,250
‫می‌دونی من چی فکر می‌کنم، فردی؟

360
00:20:59,333 --> 00:21:01,875
‫فکر می‌کنم تو یه معتادی.

361
00:21:02,541 --> 00:21:03,541
‫این چه ربطی...

362
00:21:03,583 --> 00:21:08,375
‫و این یکی از زیاده‌روی‌های بی‌شماری هست
‫که من باید تو رو ازش نجات بدم.

363
00:21:08,458 --> 00:21:10,416
‫این یه بازی نیست، فردی.

364
00:21:10,500 --> 00:21:12,375
‫اونا تو رو می‌کشن. اونا منو می‌کشن.

365
00:21:12,458 --> 00:21:15,708
‫اونا کل خانواده‌ی ما رو می‌کشن
‫اگه کمکشون کنه به چیزی که می‌خوان برسن.

366
00:21:15,791 --> 00:21:17,500
‫من قرار نیست نظرمو عوض کنم.

367
00:21:44,333 --> 00:21:46,958
‫نه، نه، نه. زمان‌بندی اشتباهه.

368
00:21:47,041 --> 00:21:50,416
‫بهتون گفتم. شعله‌ها موقع
‫صدای شیپور فعال میشن، خب؟

369
00:21:50,500 --> 00:21:52,666
‫باید بی‌نقص باشه. کاملا دقیق.

370
00:21:52,750 --> 00:21:54,708
‫- بله، رئیس.
‫- درستش کن.

371
00:21:55,416 --> 00:21:56,816
‫- خوبی، ادی؟
‫- سلام.

372
00:21:56,875 --> 00:22:00,333
‫ببخشید. من در مورد این چیزها
‫یکم کمال‌گرا می‌شم.

373
00:22:00,416 --> 00:22:03,333
‫فن نمایش چیزیه که مشتری‌ها
‫رو به اینجا می‌کشونه.

374
00:22:03,416 --> 00:22:05,458
‫مطمئنم همین‌طوره. حیفِ این منظره

375
00:22:05,541 --> 00:22:07,458
‫آهان بله، شگفت‌انگیزه نه؟

376
00:22:07,541 --> 00:22:09,041
‫اینجا رو وسط بحران اقتصادی خریدم

377
00:22:09,125 --> 00:22:11,625
‫نیمه‌تمام. سازنده‌ش ورشکست شد

378
00:22:11,708 --> 00:22:14,791
‫تا دبی پیاده رفت.
‫راستشو بخوای مفت خریدمش

379
00:22:15,416 --> 00:22:16,666
‫- می‌دونی چرا؟
‫- چرا؟

380
00:22:17,166 --> 00:22:19,666
‫چون می‌دونستم...
‫ته دلم می‌دونستم که

381
00:22:19,750 --> 00:22:22,291
‫هرچقدر طول بکشه،
‫و اوضاع هرچقدرم خیت بشه،

382
00:22:22,375 --> 00:22:24,958
‫می‌دونستم که ملت برای تماشای فایت برمی‌گردن

383
00:22:25,041 --> 00:22:27,875
‫آخه ما همه‌مون یه مشت انسان اولیه بیشتر نیستیم

384
00:22:27,958 --> 00:22:29,625
‫خب، از جانب خودت حرف بزن هنری

385
00:22:29,708 --> 00:22:32,416
‫خب، وقتی خودمونو لخت کنیم و به اصل‌مون
‫برگردیم، فقط همین می‌مونه

386
00:22:32,916 --> 00:22:36,250
‫خو، غریزه، بقاء

387
00:22:36,333 --> 00:22:37,708
‫باشه شاید حق با تو باشه

388
00:22:38,958 --> 00:22:41,958
‫می‌خواستم صحبتی که اون شب
‫شروع کردیم رو تموم کنیم

389
00:22:42,041 --> 00:22:44,250
‫جدی؟ کدوم بخشش رو میگی دقیقاً؟

390
00:22:46,250 --> 00:22:47,250
‫خجالت نکش، هنری

391
00:22:48,375 --> 00:22:50,708
‫- چقدر پول می‌خوای بشوری؟
‫- پونزده میلیون پوند

392
00:22:51,958 --> 00:22:52,958
‫هوم...

393
00:22:53,583 --> 00:22:55,458
‫تأیید سوزی رو هم برای این کار گرفتی؟

394
00:22:55,958 --> 00:22:58,291
‫آخه قبلاً وقتی نظرش رو پرسیدم،

395
00:22:58,375 --> 00:23:00,541
‫دوست نداشت قیمه‌ها رو بریزه تو ماستا

396
00:23:00,625 --> 00:23:02,458
‫تو نگران سوزی نباش. یا حتی بابی

397
00:23:04,083 --> 00:23:05,958
‫- چند روزه می‌خوایش؟
‫- دو هفته‌ای

398
00:23:06,708 --> 00:23:08,500
‫خب، تو توی کارت جدی هستی، نه؟

399
00:23:08,583 --> 00:23:12,750
‫همون‌طور که خودت گفتی،
‫خو، غریزه، بقاء

400
00:23:13,750 --> 00:23:15,875
‫می‌خوام با یکی از شرکام آشنات کنم

401
00:23:16,625 --> 00:23:19,750
‫ولی قبلش باید بهت هشدار بدم،
‫اون کسل‌کننده‌ترین آدمیـه که دیدی

402
00:23:20,791 --> 00:23:22,916
‫ادی، با «ریک کلفت» آشنا شو

403
00:23:27,500 --> 00:23:29,291
‫- خیلی خوش‌وقتم
‫- همچنین

404
00:23:29,375 --> 00:23:31,055
‫ریک کارشو از حسابداری شروع کرد،

405
00:23:31,083 --> 00:23:33,166
‫اما عاشق شرط‌بندی بود

406
00:23:33,250 --> 00:23:34,333
‫چنان بدهی‌ای بالا آورد که

407
00:23:34,416 --> 00:23:37,208
‫لازم شد به‌صورت پاره‌وقت
‫مشغول کارِ حسابداری خلاقانه بشه

408
00:23:37,291 --> 00:23:39,708
‫می‌شه گفت محیط‌بان
‫خودش شکارچی غیرقانونی شد

409
00:23:39,791 --> 00:23:42,375
‫ریک، نحوۀ کار رو برای ادی توضیح بده

410
00:23:42,458 --> 00:23:45,416
‫همه‌چیز از سالن شرط‌بندی
‫در پایان هر مبارزه شروع می‌شه

411
00:23:47,166 --> 00:23:50,125
‫وقتی که بازنده مشخص می‌شه،
‫هرکی که باشه،

412
00:23:50,208 --> 00:23:51,375
‫یهو متوجه میشه که

413
00:23:51,458 --> 00:23:54,791
‫افراد زیادی روی این مبارز نگون‌بخت
‫شرط بسته بودن...

414
00:23:54,875 --> 00:23:57,875
‫نکتۀ جالب دربارۀ ریک اینه که
‫این‌چیزا واقعاً براش جالب هستن

415
00:23:57,958 --> 00:24:00,375
‫فعالیت‌های خارجی، داخلی، کنترل ریسک،

416
00:24:00,458 --> 00:24:03,375
‫بازپرداخت دوره‌ای... حرف‌زدن درموردش هم
‫باعث میشه خوابم بگیره

417
00:24:03,458 --> 00:24:05,416
‫تنها چیزی که لازمه بدونی
‫اینه که طرف قابل‌اعتماده

418
00:24:05,500 --> 00:24:08,208
‫- کمیسیونی که برمی‌داره هم منطقیه
‫- چرت و پرت، چرت و پرت

419
00:24:08,291 --> 00:24:10,166
‫و اگه کسی یه‌وقت حساب‌وکتاباش رو زیر سؤال برد

420
00:24:10,250 --> 00:24:11,666
‫با خوردن مغزشون تسلیم‌شون می‌کنه

421
00:24:11,750 --> 00:24:14,708
‫با همین اطلاعات خسته‌کننده و مسخره و تکراری

422
00:24:14,791 --> 00:24:17,000
‫طوری که طرف مقابل زودتر تسلیم می‌شه،

423
00:24:17,625 --> 00:24:19,666
‫چرا که این بشر بهترین علاج برای بی‌خوابیـه

424
00:24:19,750 --> 00:24:22,125
‫چرت و پرت، چرت و پرت

425
00:24:22,208 --> 00:24:25,208
‫کسل‌کننده نشون دادن پول کار سختیه،
‫ولی نه برای ریک

426
00:24:25,291 --> 00:24:26,916
‫در عین حال یعنی تو می‌تونی
‫پات رو بذاری روی پات

427
00:24:27,000 --> 00:24:28,851
‫درحالی‌که اون کارا رو می‌کنه
‫و میاره تقدیمت می‌کنه...

428
00:24:28,875 --> 00:24:30,166
‫پونزده میلیون پوند

429
00:24:30,916 --> 00:24:33,208
‫منهای یه پنج درصد که منطقی هم هست

430
00:24:33,363 --> 00:24:35,183
‫[باقی‌مانده: ۱۴ میلیون و ۲۵۰ هزار پوند]

431
00:24:35,291 --> 00:24:38,375
‫واسطه‌هایی مثل ریک
‫جزئی از کسب و کار من هستن،

432
00:24:38,458 --> 00:24:40,333
‫ولی نباید زیاد باهاشون صمیمی بشم

433
00:24:40,416 --> 00:24:42,583
‫چون این مرد خیلی خیلی خسته‌کننده‌س

434
00:24:43,083 --> 00:24:45,708
‫ولی همون‌طور که گفتم
‫فقط بوکس برای من اهمیت داره

435
00:24:46,750 --> 00:24:49,166
‫نظرت چیه، ادی؟
‫چطور بود؟

436
00:24:49,250 --> 00:24:51,291
‫راستش.. به‌نظرم حرف نداره

437
00:24:58,083 --> 00:24:59,791
‫همه تو حیات جلویی هستن

438
00:24:59,875 --> 00:25:02,625
‫- یه گیلاس جین فریز میل دارید؟
‫- وای. آره، الان می‌میرم براش

439
00:25:16,958 --> 00:25:19,291
‫- یه اردک اسباب‌بازی هم می‌خوای؟
‫- نه داداش

440
00:25:28,375 --> 00:25:31,166
‫مطمئنم خوشحال میشی که بشنوی
‫معامله‌مون با چاکی جوش خورد

441
00:25:31,666 --> 00:25:33,750
‫- جین فریز، خانم
‫- ممنونم

442
00:25:34,791 --> 00:25:35,791
‫

443
00:25:38,041 --> 00:25:39,500
‫فکر می‌کردم اون پُل رو خراب کردی

444
00:25:40,083 --> 00:25:41,603
‫می‌دونی که این آدم خلاق‌ها چجوری‌ان

445
00:25:41,666 --> 00:25:44,166
‫زود جوگیر می‌شن،
‫ولی زودم یادشون میره

446
00:25:44,250 --> 00:25:48,166
‫سوزی گلس، خب؟
‫من دوستت دارم. برام محترمی، خب؟

447
00:25:48,250 --> 00:25:51,416
‫تمام اون ویدئوها رو پاک می‌کنم.
‫همه‌ی اکانتام هم دیلیت می‌کنم

448
00:25:51,500 --> 00:25:53,100
‫اصلاً نمی‌خواستم کار به اینجا بکشه

449
00:25:53,166 --> 00:25:55,708
‫همه رو هم مجانی انجام میده، مثل یه پسر خوب

450
00:25:56,208 --> 00:25:58,500
‫من تو کل عمرم انقدر شرمنده نشده بودم

451
00:25:58,583 --> 00:26:01,458
‫پونزده میلیون پوند پشت ماشینه،
‫و آماده‌ست که ببری تحویلش بدی

452
00:26:01,541 --> 00:26:03,166
‫چاکی گفت چقدر طول کشید؟

453
00:26:03,250 --> 00:26:06,125
‫همه‌ی پولا رو هم براتون می‌شورم
‫با سرعت دو برابر

454
00:26:06,328 --> 00:26:07,328
‫دو ماهه

455
00:26:07,791 --> 00:26:10,291
‫نهایتاً چهار ماه، که زیاد ایده‌آل نیست

456
00:26:10,375 --> 00:26:12,958
‫یا یواش کار می‌کنم، هرچی شما بگی
‫رئیس شمایی

457
00:26:13,341 --> 00:26:14,675
‫ولی کاریش نمی‌شه کرد

458
00:26:16,958 --> 00:26:19,333
‫و این یارو تنها گزینۀ درست‌حسابی‌مونه، ها؟

459
00:26:22,041 --> 00:26:23,041
‫معلومه

460
00:26:29,291 --> 00:26:30,291
‫سلام

461
00:26:30,916 --> 00:26:33,184
‫ببخشید که با خط شخصی‌تون
‫تماس گرفتم، عالی‌جناب

462
00:26:33,208 --> 00:26:37,041
‫شاه‌دخت اطلاعات تماس‌تون رو
‫در اختیار بنده قرار دادن

463
00:26:37,125 --> 00:26:39,958
‫- پیغام من رو رسوندن دیگه
‫- بله، رسوندن

464
00:26:40,041 --> 00:26:42,666
‫جناب جانستون ازم خواستن
‫خیلی واضح به شما بگم که

465
00:26:42,750 --> 00:26:47,041
‫بدون هیچ شک و تردیدی،
‫ایشون همچنان مایل به خرید هستن

466
00:26:47,625 --> 00:26:50,458
‫ایشون می‌دونه که نظر من
‫دربارۀ املاکم هنوز تغییری نکرده؟

467
00:26:50,958 --> 00:26:54,291
‫قطعاً این رو می‌دونن و برای نظرتون
‫احترام قائل هستن، عالی‌جناب

468
00:26:54,375 --> 00:26:58,125
‫اتفاقاً ایشون گفتن که حاضرن
‫پیشنهاد دیگه‌ای به شما ارائه شدن

469
00:26:58,666 --> 00:27:02,416
‫می‌تونم بگم که بسیار هم هیجان داشتن

470
00:27:03,458 --> 00:27:05,333
‫ایشون فردا می‌رسن لندن

471
00:27:05,416 --> 00:27:08,166
‫اجازه دارم یه جلسه ترتیب بدم؟

472
00:27:09,500 --> 00:27:10,500
‫بچینید

473
00:27:15,250 --> 00:27:17,541
‫- برادر ادی. حال‌تون چطوره؟
‫- بله. خوبم

474
00:27:17,625 --> 00:27:19,833
‫- می‌شه کمکم کنی؟ یه دستی برسونی؟
‫- بله

475
00:27:23,208 --> 00:27:25,375
‫ایشی، صبرکن، صبرکن. وایسا

476
00:27:25,458 --> 00:27:28,375
‫می‌شه یه دقیقه بیای اینجا، ادی؟
‫بیا

477
00:27:33,333 --> 00:27:35,083
‫انگار نظرت عوض شده، نه؟

478
00:27:35,750 --> 00:27:36,750
‫جانم؟

479
00:27:37,250 --> 00:27:39,583
‫برادر، دفعه قبل که همدیگه رو دیدیم،

480
00:27:39,666 --> 00:27:41,875
‫یه‌جوری به من نگاه می‌کردی
‫انگار اسکلی چیزی بودم

481
00:27:41,958 --> 00:27:43,541
‫- درست نمی‌گم؟
‫- درسته

482
00:27:43,625 --> 00:27:45,375
‫تا جایی که یادم میاد،

483
00:27:45,458 --> 00:27:47,208
‫به این کسب و کار خیلی بدبین بودی

484
00:27:47,291 --> 00:27:48,875
‫- درست نمی‌گم؟
‫- درسته

485
00:27:49,458 --> 00:27:50,916
‫آره، خب دست من که نیست

486
00:27:52,125 --> 00:27:54,083
‫این پسره داره کجا میره؟

487
00:27:54,750 --> 00:27:56,208
‫تازه یه چیز دیگه رو هم می‌دونی؟

488
00:27:56,833 --> 00:27:58,833
‫وقتی داشتم مقیاس‌های زمانی
‫رو برات توضیح می‌دادم،

489
00:27:58,916 --> 00:28:01,916
‫یه قیافۀ حق‌به‌جانبی گرفته بودی که
‫انگار من گوزیده بودم تو دهن ننه‌ات

490
00:28:02,000 --> 00:28:05,125
‫ببین چاکی، من حوصلۀ بحث ندارم.
‫فقط می‌خوام این کار تموم بشه بره

491
00:28:05,208 --> 00:28:06,916
‫خب، گوش کن ببین چی میگم

492
00:28:07,500 --> 00:28:09,460
‫ما این کار رو تموم می‌کنیم،
‫و بذار اینم بهت بگم

493
00:28:09,541 --> 00:28:10,458
‫چیه؟

494
00:28:10,541 --> 00:28:12,750
‫روح و قلب تو توش خالیـه، داداش

495
00:28:12,833 --> 00:28:14,500
‫خب؟ توش تاریکه

496
00:28:14,583 --> 00:28:17,041
‫اون موقع که نشسته بودم تو دفتر سوزی
‫و داشتم بهت نگاه می‌کردم،

497
00:28:17,125 --> 00:28:21,125
‫و فکر می‌کردم: «این پدرسوختۀ خوشتیپ
‫اعتقادی به کورن‌داگ‌های من نداره»

498
00:28:21,208 --> 00:28:23,333
‫اگر تو به این پروژه اعتقاد نداشته باشی،

499
00:28:23,416 --> 00:28:25,541
‫هیچکسی نمی‌تونه
‫به این پروژه ایمان بیاره

500
00:28:25,625 --> 00:28:27,666
‫تو باید به این پروژۀ لعنتی ایمان بیاری

501
00:28:27,750 --> 00:28:28,666
‫برو برام کورن‌داگ بیار

502
00:28:28,750 --> 00:28:30,430
‫- چه طعمی؟
‫- هر عنی که بود!

503
00:28:30,458 --> 00:28:31,458
‫من...

504
00:28:32,416 --> 00:28:33,625
‫من کورن‌داگ نیاز ندارم

505
00:28:34,500 --> 00:28:35,833
‫نمی‌خوام قانعم کنی

506
00:28:35,916 --> 00:28:38,625
‫ببخشید، باشه؟
‫فقط بیا این کارو تمومش کنیم لطفاً

507
00:28:38,708 --> 00:28:40,375
‫انرژیت خیلی تخمیه

508
00:28:40,458 --> 00:28:44,083
‫یه نگاه به دور و برت بنداز. ما زنده‌ایم، نه؟
‫نفس بکش. انرژی‌های مثبت رو بده داخل

509
00:28:44,166 --> 00:28:45,375
‫انرژی‌های بد رو پس بزن

510
00:28:45,458 --> 00:28:48,894
‫اصلاً نمی‌دونم چرا انقدر عجله داری
‫سوزی که گفت عجله نکنیم

511
00:28:49,375 --> 00:28:50,208
‫اون چی گفت؟

512
00:28:50,291 --> 00:28:53,000
‫بله گفت: «چهار، پنج یا شش ماه. فرقی نداره»

513
00:28:53,083 --> 00:28:55,479
‫منم عجله نمی‌کنم، پس انقدر هولم نکن

514
00:28:58,958 --> 00:29:01,166
‫خودم می‌برمشون داخل خونه‌ات

515
00:29:01,250 --> 00:29:04,250
‫هی هی هی. آروم باش، برادر

516
00:29:04,333 --> 00:29:05,625
‫داری کجا میری؟

517
00:29:05,708 --> 00:29:06,625
‫من اونو نمی‌خورم

518
00:29:06,708 --> 00:29:11,625
‫ده ثانیۀ دیگه، این کورن‌داگ حلال
‫رفته توی معده‌ات

519
00:29:11,708 --> 00:29:14,958
‫اینو می‌خوریش چون که چاکی دستور داده

520
00:29:17,291 --> 00:29:19,166
‫پنج تا ساک. توی هر ساک سه میلیون

521
00:29:20,166 --> 00:29:21,291
‫تو چی فکر می‌کنی؟

522
00:29:22,000 --> 00:29:24,375
‫بنظرم حال‌بهم‌زنه. بدجور کثیفـه

523
00:29:25,708 --> 00:29:26,875
‫بریم سر کارمون

524
00:29:26,958 --> 00:29:28,291
‫یه تصمیم مدیریتی گرفتم

525
00:29:31,125 --> 00:29:32,125
‫بگو کجایی؟

526
00:29:33,475 --> 00:29:36,100
‫ساک‌های عنـو بذار توی ماشین

527
00:29:36,125 --> 00:29:37,666
‫باشه. چشم

528
00:29:38,958 --> 00:29:39,958
‫دارم میام

529
00:29:52,250 --> 00:29:54,125
‫چقدر رسمی.

530
00:29:54,916 --> 00:29:57,583
‫من تصمیم گرفتم که هنری کالینز
‫برامون پول‌شویی کنه

531
00:29:59,041 --> 00:30:01,041
‫فکر می‌کردم روش کاری‌مون رو واضح گفتم

532
00:30:01,125 --> 00:30:02,125
‫آره خب

533
00:30:03,375 --> 00:30:05,291
‫منم یه روش پربازده‌تر رو انتخاب کردم

534
00:30:05,875 --> 00:30:07,541
‫کالینز سریع‌تر کارو جمع می‌کنه

535
00:30:07,625 --> 00:30:10,125
‫من می‌خوام هنری
‫روی حرفۀ برادرم تمرکز داشته باشه

536
00:30:10,208 --> 00:30:11,250
‫خب، جفتشو می‌تونه انجام بده

537
00:30:11,833 --> 00:30:12,833
‫بله شاید

538
00:30:13,500 --> 00:30:16,583
‫ولی تو این آزادیِ عمل رو نداری که
‫هرموقع خواستی پشت سر من تصمیم بگیری

539
00:30:17,083 --> 00:30:18,375
‫این کارها یه سلسله‌مراتبی داره

540
00:30:18,458 --> 00:30:22,875
‫ببین من به جایگاهی که توی این تشکیلات
‫دارم کاملاً واقف هستم، سوزی

541
00:30:26,208 --> 00:30:29,416
‫خب متأسفانه ما قبلاً با چاکی توافق کردیم

542
00:30:29,500 --> 00:30:30,625
‫اون مال قبله

543
00:30:32,708 --> 00:30:34,125
‫چی کار کردی، جناب سروان؟

544
00:30:35,416 --> 00:30:37,250
‫تو به چاکی گفتی کارها رو آروم پیش ببره

545
00:30:38,041 --> 00:30:39,041
‫نه که سرعت بده به کار

546
00:30:39,791 --> 00:30:41,291
‫چرا باید این‌کارو بکنم؟

547
00:30:41,875 --> 00:30:45,500
‫چون‌که تو و پدرت اصلاً قصد نداشتید
‫دست از سر من بردارید

548
00:30:47,750 --> 00:30:49,791
‫اتهام خیلی بزرگیـه

549
00:30:50,875 --> 00:30:52,541
‫پس چرا انکارش نمی‌کنی؟

550
00:30:53,791 --> 00:30:54,875
‫چرا بهم نمیگی که

551
00:30:54,958 --> 00:30:58,541
‫بالأخره تو و بابات کِی می‌خواین
‫از زمین من خارج بشید؟

552
00:30:59,333 --> 00:31:01,333
‫بعد از شستن اون ۱۵ میلیون

553
00:31:06,458 --> 00:31:07,833
‫بذار یه سؤال دیگه ازت بپرسم

554
00:31:11,708 --> 00:31:12,708
‫جترو کجاست؟

555
00:31:17,875 --> 00:31:19,625
‫علت کُشتن جترو این بود

556
00:31:20,333 --> 00:31:22,041
‫که از تو و اون

557
00:31:22,125 --> 00:31:24,791
‫داداش نشئه و کوکائینی‌ات محافظت کنیم

558
00:31:25,458 --> 00:31:27,625
‫دربرابر بگایی عظیمی که در انتظارتون بود

559
00:31:29,539 --> 00:31:32,373
‫جترو یه‌روزی برامون مشکل‌ساز می‌شد

560
00:31:32,666 --> 00:31:33,966
‫واسه همین من ترتیبش رو دادم

561
00:31:37,000 --> 00:31:38,625
‫یک بار دیگه ازت می‌پرسم

562
00:31:39,875 --> 00:31:43,458
‫شما کِی می‌خواین
‫دست از سر من و خانواده‌م بردارید؟

563
00:31:45,208 --> 00:31:46,208
‫هیچ‌وقت

564
00:31:50,000 --> 00:31:51,500
‫تو منو دست کم گرفتی، سوزی

565
00:31:57,250 --> 00:32:00,375
‫من برای محافظت از خانواده‌ام
‫از هیچ کاری دریغ نمی‌کنم

566
00:32:02,000 --> 00:32:03,375
‫مراقب باش، سرباز

567
00:32:04,916 --> 00:32:07,500
‫من می‌تونم مهربون باشم،
‫می‌تونمم زیاد مهربون نباشم

568
00:32:12,458 --> 00:32:14,458
‫تو فقط منو تحت شرایط خوب دیدی

569
00:32:30,083 --> 00:32:31,083
‫موفق باشی

570
00:32:40,916 --> 00:32:42,333
‫خوشحالم که می‌بینمت، سوزی

571
00:32:43,333 --> 00:32:45,750
‫- مایک، سوزی رو ببر پیش جک
‫- حتماً

572
00:32:53,125 --> 00:32:56,416
‫دیدن دوباره‌ی شما
‫باعث افتخار بنده‌ست، عالی‌جناب

573
00:32:56,916 --> 00:32:58,208
‫ارادت، آقای جانستون

574
00:32:59,333 --> 00:33:00,333
‫خواهش می‌کنم

575
00:33:06,250 --> 00:33:08,416
‫- خوبی عزیزم؟
‫- راستش خیلی عجیبه

576
00:33:08,500 --> 00:33:10,041
‫جدی‌جدی استرس گرفتم

577
00:33:11,166 --> 00:33:12,541
‫من هیچ‌وقت استرس نمی‌گیرم

578
00:33:12,625 --> 00:33:14,500
‫نمی‌خواد نگران چیزی باشی، جک

579
00:33:15,375 --> 00:33:17,416
‫ببین، اون سال کریسمس رو یادته

580
00:33:17,500 --> 00:33:19,583
‫که بابا اولین جفت دستکس بوکس‌ات
‫رو برات خرید؟

581
00:33:19,666 --> 00:33:21,208
‫چند سالت بود؟ چهار؟

582
00:33:21,708 --> 00:33:24,708
‫آره. بعد بهم گفت با تمام زورم بهش مشت بزنم

583
00:33:24,791 --> 00:33:27,125
‫این‌کارم کردی. صاف زدی تو تخماش

584
00:33:27,916 --> 00:33:29,250
‫تا هفته نمی‌تونست راه بره

585
00:33:32,083 --> 00:33:34,166
‫جثه‌ی اون پنج‌برابر تو بود، جک

586
00:33:35,250 --> 00:33:36,958
‫اون موقع هیچ ترسی نداشتی،

587
00:33:37,041 --> 00:33:39,166
‫و الانم نیازی نیست از چیزی بترسی

588
00:33:45,791 --> 00:33:48,954
‫می‌دونی چیِ «آریستوکراسی» بریتانیا رو
‫بیشتر از همه دوست دارم؟
‫[حکومت نخبگان]

589
00:33:49,833 --> 00:33:51,666
‫اونا اولین گانگسترها بودن

590
00:33:53,375 --> 00:33:57,416
‫اونا از راه دزدی الان صاحب ۷۵ درصد
‫زمین‌های این کشورن

591
00:33:59,083 --> 00:34:02,041
‫ویلیام فاتح از اِل‌کاپون هم بدتر بود

592
00:34:02,541 --> 00:34:04,583
‫زمانی که از فرانسه به اینجا اومد،

593
00:34:04,666 --> 00:34:07,916
‫هرچی که تونست رو مال خودش کرد،

594
00:34:08,000 --> 00:34:10,833
‫و بعد یه نظامی درست کرد

595
00:34:10,916 --> 00:34:16,000
‫که این دارایی‌ها تا ابد
‫دست خودش و دوستاش بمونه

596
00:34:16,083 --> 00:34:18,833
‫نظام مالیاتی، آموزشی، و قضایی

597
00:34:18,916 --> 00:34:20,208
‫همه‌شون طوری طراحی شدن که

598
00:34:20,291 --> 00:34:25,583
‫به آریستوکرات‌ها کمک کنن
‫زمین‌ها و ثروت‌شون رو حفظ کنن

599
00:34:27,000 --> 00:34:29,041
‫خب، فکر کنم با هم هم‌نظریم

600
00:34:30,958 --> 00:34:34,041
‫ولی ترجیح میدم اجدادم
‫برای این جنایات قضاوت بشن

601
00:34:36,416 --> 00:34:39,500
‫البته، مالکیتم روی املاکم به خطر افتاده

602
00:34:40,083 --> 00:34:41,291
‫و به این نتیجه رسیدم که

603
00:34:41,375 --> 00:34:45,166
‫شاید برای حل‌کردن وضعیت
‫به کمک احتیاج داشته باشم

604
00:34:45,875 --> 00:34:47,875
‫خب، سراغ خوب کسی اومدید

605
00:34:48,916 --> 00:34:53,250
‫البته باید یه‌جور بده‌بستونی
‫با هم داشته باشیم

606
00:34:53,875 --> 00:34:55,958
‫به‌نظرتون مشکلی وجود نداره؟

607
00:34:57,375 --> 00:35:00,263
‫من حاضرم هرکاری لازمه انجام بدم، آقای جانستون

608
00:35:07,041 --> 00:35:08,041
‫داداش...

609
00:35:08,500 --> 00:35:10,291
‫خودت می‌دونی باید چی‌کار کنی

610
00:35:14,750 --> 00:35:15,750
‫سوزی

611
00:35:16,500 --> 00:35:19,291
‫به‌نظر بدجوری به خودت مطمئنی.
‫باید این‌جور باشه

612
00:35:19,875 --> 00:35:22,500
‫- شبت بخیر، فردی
‫- خوشحالم که دیدمت

613
00:35:22,583 --> 00:35:26,458
‫درواقع می‌خواستم اگه میشه
‫یه صحبت خصوصی داشته باشیم

614
00:35:26,541 --> 00:35:29,750
‫راجع‌به برادرمـه. نگرانشم

615
00:35:29,833 --> 00:35:32,791
‫خیلی افراط‌گرایانه داره عمل می‌کنه

616
00:35:32,875 --> 00:35:35,791
‫فکر می‌کنم بزودی یه اشتباه خیلی بزرگ بکنه

617
00:35:35,875 --> 00:35:38,625
‫برادرت نظرش رو رُک به من اعلام کرد، فردی

618
00:35:39,125 --> 00:35:43,000
‫چیزی که من نمی‌فهمم اینه که
‫تو کجای این پازل قرار می‌گیری

619
00:35:43,083 --> 00:35:44,958
‫خب ببین، قضیه همینه

620
00:35:46,916 --> 00:35:48,041
‫یه فکری دارم

621
00:35:48,125 --> 00:35:50,875
‫- اون کاسبی کوچیکی که با جیمی راه انداختی؟
‫- کوچیک نیست...

622
00:35:52,458 --> 00:35:55,916
‫بله، جیمز داره بهم کمک می‌کنه،
‫ولی کار خودمه، خب؟

623
00:35:56,541 --> 00:36:00,833
‫یه نوع جدیدِ گل‌ـه، سوزی
‫جدیده و خیلی قویـه

624
00:36:00,916 --> 00:36:04,041
‫می‌دونم نه الان وقتشه
‫و نه اینجا جاشه درموردش صحبت کنیم،

625
00:36:04,125 --> 00:36:06,125
‫ولی از اونجایی که ادی می‌خواد کنار بکشه
‫و زمانی نمونده،

626
00:36:06,166 --> 00:36:10,541
‫با خودم گفتم شاید خب...
‫بشه یه حرکت دیگه‌ای زد

627
00:36:11,125 --> 00:36:12,365
‫- هوم
‫- بیا واقع‌بین باشیم

628
00:36:12,416 --> 00:36:15,250
‫جفت‌مون خوب می‌دونیم که
‫این بیزینس خشنی‌ـه

629
00:36:15,333 --> 00:36:17,166
‫اگه یه وقت بلایی سر ادی بیاد،

630
00:36:17,250 --> 00:36:21,208
‫نه که... نه که من چنین چیزی بخوام،
‫یا اصلاً فکر کنم اتفاقی قراره بیفته،

631
00:36:21,291 --> 00:36:25,747
‫ولی اگه چیزی بشه،
‫خب درواقع کل املاک...

632
00:36:27,125 --> 00:36:28,125
‫به من می‌رسه

633
00:36:34,458 --> 00:36:37,541
‫ببین، این شاه‌دونه چیز بزرگی می‌شه، سوزی

634
00:36:42,958 --> 00:36:44,375
‫اون پسر رو می‌شناسی، فردی؟

635
00:36:46,791 --> 00:36:48,125
‫اون داداشمـه

636
00:36:53,458 --> 00:36:55,083
‫و من برای اون هرکاری می‌کنم

637
00:36:56,708 --> 00:36:58,166
‫به این بیشتر فکر کن

638
00:37:15,916 --> 00:37:17,416
‫خیلی خوشحال شدم

639
00:37:17,500 --> 00:37:20,458
‫باعث تأسفه که مذاکرات‌مون انقدر کِش پیدا کرده

640
00:37:21,416 --> 00:37:22,333
‫یک مورد دیگه

641
00:37:22,416 --> 00:37:26,416
‫اگر ممکن باشه که این انتقال
‫با کمترین اصطکاک ممکن صورت بگیره،

642
00:37:26,500 --> 00:37:27,916
‫من خیلی ممنون‌تون می‌شم

643
00:37:28,416 --> 00:37:30,875
‫بااین‌که خانوادۀ گلس خیلی کلافه‌ام کردن،

644
00:37:30,958 --> 00:37:34,041
‫نمی‌خوام صدمه‌ای بهشون وارد بشه

645
00:37:34,125 --> 00:37:36,958
‫به شما قول میدم. قولِ جنتلمنانه

646
00:37:39,500 --> 00:37:40,583
‫شب‌تون بخیر

647
00:37:45,916 --> 00:37:47,196
‫قطعات چیده شدن

648
00:37:47,250 --> 00:37:50,458
‫فقط کافیه لب تر کنید
‫تا به دومینوی اول یه هُل ریز بدم

649
00:37:51,291 --> 00:37:52,125
‫عالی

650
00:38:22,666 --> 00:38:23,666
‫جک

651
00:38:24,916 --> 00:38:28,708
‫- راجع‌به این یارو چقدر اطلاعات داری؟
‫- فایت‌هاشو آنالیز کردم و سابقه‌شـو می‌دونم

652
00:38:29,208 --> 00:38:30,416
‫ظاهرش می‌تونه گول‌زننده باشه

653
00:38:31,000 --> 00:38:33,541
‫راحت زمین‌گیرش می‌کنم سوزی. بهم اعتماد کن

654
00:38:37,875 --> 00:38:40,375
‫آقای کالینز می‌خوان باهاتون صحبت کنن.
‫گفتن که مهمه

655
00:38:48,958 --> 00:38:50,791
‫بنظر چیز خوبی نمیاد

656
00:38:51,333 --> 00:38:53,067
‫بهتره که پولم به مشکل نخورده باشه

657
00:38:53,958 --> 00:38:57,333
‫نه، مسئله پول نیست. برادرتـه

658
00:38:58,458 --> 00:38:59,658
‫داداشم چی شده؟

659
00:38:59,708 --> 00:39:02,500
‫چند دقیقه دیگه که قراره
‫یه اُزبک رو آش و لاش تحویل بده

660
00:39:04,583 --> 00:39:05,583
‫آره

661
00:39:06,083 --> 00:39:09,750
‫خب، متأسفانه قرار نیست همچین اتفاقی بیفته

662
00:39:10,958 --> 00:39:14,125
‫واقعاً باعث تأسفـه.
‫خودم خیلی این بچه رو دوست دارم

663
00:39:15,791 --> 00:39:18,875
‫ولی متأسفانه اون جزئی از
‫یک تصویر کلی‌تر شده

664
00:39:19,750 --> 00:39:21,458
‫برو جک! یالا پسر!

665
00:39:21,541 --> 00:39:22,541
‫آماده هستی؟

666
00:39:24,083 --> 00:39:25,083
‫آماده‌ای؟

667
00:39:26,916 --> 00:39:27,916
‫برو پسر!

668
00:39:35,166 --> 00:39:38,250
‫هرموقع فرصتی برای گسترش
‫کسب و کارم می‌بینم،

669
00:39:38,916 --> 00:39:40,083
‫نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم

670
00:39:41,889 --> 00:39:43,222
‫فرصت رو غنیمت می‌شمرم

671
00:39:43,833 --> 00:39:46,791
‫مبارزه شروع شده.
‫می‌خوای زودتر بری سر اصل مطلب

672
00:39:47,833 --> 00:39:49,458
‫۱۵ میلیون

673
00:39:50,791 --> 00:39:51,916
‫پول خیلی زیادیـه

674
00:39:52,916 --> 00:39:55,958
‫طبق چیزی که من فهمیدم
‫این برای یه مزرعه‌ست

675
00:39:56,041 --> 00:39:57,916
‫فقط توی یک ماه گذشته

676
00:39:58,916 --> 00:40:00,958
‫خب، وقتی این رقم رو در ۱۴ ضرب کنی

677
00:40:01,041 --> 00:40:02,208
‫عدد نهایی می‌شه

678
00:40:03,083 --> 00:40:04,958
‫سالانه دو و نیم میلیارد پوند

679
00:40:08,750 --> 00:40:09,750
‫

680
00:40:11,125 --> 00:40:12,958
‫خب، ببخشید که ناامیدت می‌کنم

681
00:40:13,041 --> 00:40:15,166
‫ما الان دنبال شریک یا سرمایه‌گذار نمی‌گردیم

682
00:40:15,666 --> 00:40:18,166
‫وقتی پونزده میلیون رو برامون شستی،
‫کارمون تمومه

683
00:40:18,916 --> 00:40:20,958
‫خب من دنبال سرمایه‌گذاری نبودم

684
00:40:21,666 --> 00:40:22,833
‫قراره تصاحبش کنم

685
00:40:28,375 --> 00:40:29,625
‫تو یه مدیر مسابقات بوکسی

686
00:40:30,416 --> 00:40:31,541
‫و یه پول‌شو

687
00:40:32,291 --> 00:40:34,125
‫بهتره که حد و اندازۀ خودتو بدونی

688
00:40:40,500 --> 00:40:41,916
‫تو دختر باهوشی هستی، سوزی

689
00:40:42,625 --> 00:40:43,625
‫زیرکی

690
00:40:44,791 --> 00:40:47,208
‫ولی مشخصه که درمورد من
‫تحقیقات کافی انجام ندادی

691
00:40:48,416 --> 00:40:51,625
‫من می‌تونستم همین رفتاری که
‫دارم با برادرت می‌کنم رو باهات بکنم،

692
00:40:51,708 --> 00:40:54,500
‫اما از سر احترام،
‫دارم این پیشنهاد رو بهت میدم

693
00:40:56,666 --> 00:40:58,500
‫دوتا گزینه پیش روت هست

694
00:40:59,583 --> 00:41:01,458
‫گزینۀ مقاومت حداقلی...

695
00:41:02,125 --> 00:41:05,125
‫یعنی همین‌الان و همین‌جا
‫کسب و کارت رو به من واگذار می‌کنی

696
00:41:05,208 --> 00:41:08,166
‫و با هوشمندی و ادب
‫پیشنهاد من رو قبول می‌کنی

697
00:41:08,666 --> 00:41:10,041
‫یا گزینۀ دومی هم هست

698
00:41:10,750 --> 00:41:12,708
‫اون به جنگ ختم می‌شه

699
00:41:14,125 --> 00:41:17,083
‫که قدم اولش پودر شدنِ داداش عزیزتـه

700
00:41:17,750 --> 00:41:20,875
‫به‌خاطر احترامی که برای تو قائلم
‫نمی‌کُشمش

701
00:41:20,958 --> 00:41:24,291
‫ولی زخمیش می‌کنم
‫که بفهمی شوخی ندارم

702
00:41:31,125 --> 00:41:34,458
‫اگه برادرم الان اینجا بود
‫اونم همین رو بهت می‌گفت

703
00:41:35,666 --> 00:41:36,791
‫ترجیح میدم ریسک کنم

704
00:41:38,666 --> 00:41:40,708
‫آره، فکرشو می‌کردم همین رو بگی

705
00:41:42,541 --> 00:41:45,625
‫فایت برگزار کردن یه نکتۀ خیلی جالبی داره

706
00:41:46,750 --> 00:41:49,416
‫به یه مبارز منحصربه‌فرد نیاز داری

707
00:41:49,500 --> 00:41:50,500
‫یه بازیگر خوب

708
00:41:51,125 --> 00:41:52,575
‫این بوچر (قصاب) که می‌بینی،

709
00:41:52,600 --> 00:41:55,225
‫جنگجوی خیلی کم‌یابیـه

710
00:41:55,541 --> 00:41:58,458
‫خیلی متواضعـه. حاضره برای پول بد جلوه کنه

711
00:41:59,416 --> 00:42:02,583
‫شاید رکوردش ۳ برد از ۳۰ فایت باشه،

712
00:42:02,666 --> 00:42:05,875
‫ولی تک‌تک اون ۲۷ تا باخت
‫مبارزه‌هایی بودن از قصد واگذار کرده

713
00:42:06,541 --> 00:42:07,458
‫که وقتی برنده می‌شه،

714
00:42:07,541 --> 00:42:11,125
‫پولی که جمع کرده انقدر زیاد باشه
‫که ارزش وقتش رو داشته باشه

715
00:42:11,208 --> 00:42:13,125
‫ولی حقیقت ماجرا اینه که

716
00:42:13,208 --> 00:42:14,958
‫اون یه هیولای توقف‌ناپذیره

717
00:42:17,291 --> 00:42:18,458
‫هی هی هی!

718
00:42:18,541 --> 00:42:19,541
‫داور!

719
00:42:20,875 --> 00:42:22,708
‫داور هم کمکی بهتون نمی‌کنه

720
00:42:24,750 --> 00:42:27,666
‫اون بااین‌که یه مرد متأهل خوشبخته
‫که سه تا بچه داره،

721
00:42:27,750 --> 00:42:29,458
‫عشقی که به مواد و جنده‌ها داره

722
00:42:29,541 --> 00:42:31,625
‫باعث می‌شه هر دستوری بهش بدیم رو اجرا کنه

723
00:42:32,208 --> 00:42:35,625
‫پس وقتی من اشاره کنم
‫و وقت لِه‌شدن جک فرا برسه،

724
00:42:35,708 --> 00:42:37,625
‫و شک نکن که له می‌شه

725
00:42:39,000 --> 00:42:41,833
‫به احتمال خیلی زیاد دیگه بلند نمی‌شه

726
00:42:43,625 --> 00:42:45,583
‫دست کم گرفتن ما برات گرون تموم می‌شه

727
00:43:02,208 --> 00:43:05,708
‫زمانی که ژولیوس سزار با ارتشش
‫از رود روبیکن عبور کرد،

728
00:43:05,791 --> 00:43:08,500
‫از قصد با امپراتوری روم جنگ راه انداخت

729
00:43:09,000 --> 00:43:10,666
‫به نقطۀ غیر قابل بازگشتی رسیده بود

730
00:43:10,750 --> 00:43:13,250
‫مشکل پیشنهاد تو هم اینه که
‫خیلی دیر جنبیدی

731
00:43:14,125 --> 00:43:16,250
‫ارتش از رود روبیکن رد شده، هنری

732
00:43:18,000 --> 00:43:19,916
‫اشتباه فکر می‌کنی که من نمی‌شناسمت

733
00:43:20,750 --> 00:43:22,875
‫اینو می‌دونم که تو ژولیوس سزار نیستی،

734
00:43:23,541 --> 00:43:27,500
‫و عمراً اگه بدونی چه رودخونه‌ای رو
‫برای شنا انتخاب کردی

735
00:43:28,125 --> 00:43:29,125
‫این رود، تاریک

736
00:43:29,958 --> 00:43:31,250
‫و پر از وحشتـه

737
00:43:36,833 --> 00:43:38,375
‫تو شاید یه ارتش کوچولو داشته باشی،

738
00:43:40,083 --> 00:43:41,541
‫ولی من اون امپراتوری‌ام

739
00:43:43,125 --> 00:43:44,375
‫من اون حکومت‌ام

740
00:43:44,458 --> 00:43:46,416
‫من اون تشکیلات‌ام

741
00:43:46,916 --> 00:43:49,875
‫و تو کمبود داری، چه از نظر فیزیکی،

742
00:43:49,958 --> 00:43:52,750
‫چه مهارت جنگی و چه هوش،

743
00:43:52,833 --> 00:43:55,500
‫برای این جنگی که به اشتباه شروعش کردی

744
00:43:56,000 --> 00:43:59,291
‫بابات الان داره آب‌خنک می‌خوره،
‫و تو کمبود نیرو داری و زورت نمی‌رسه

745
00:43:59,375 --> 00:44:01,791
‫اگه پیشنهادم رو قبول کنی
‫ما از جفت‌تون محافظت می‌کنیم

746
00:44:04,125 --> 00:44:05,750
‫باز فردا نظرت رو می‌پرسم

747
00:44:25,083 --> 00:44:26,541
‫مراقبت کن

748
00:44:31,290 --> 00:44:46,520
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

749
00:45:15,345 --> 00:45:22,345
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

