﻿1
00:00:01,150 --> 00:00:08,782
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:02:44,800 --> 00:02:47,560
‫مطمئنی خیلی برات سخت نیست، اگنس؟

3
00:02:48,400 --> 00:02:49,800
‫باید کالسکه خبر می‌کردیم

4
00:02:49,800 --> 00:02:51,800
‫تمام عمرم، صبح روز عید پاک
‫پیاده می‌‌رفتم کلیسا

5
00:02:51,800 --> 00:02:53,400
‫چرا الان نرم؟

6
00:02:53,400 --> 00:02:55,440
‫چون داریم پیرتر میشیم

7
00:02:55,440 --> 00:02:57,440
‫شاید تو داری پیرتر میشی
‫ولی من نه

8
00:02:59,680 --> 00:03:01,040
‫قراره چند مدت توی "نیوپورت" باشی؟

9
00:03:01,040 --> 00:03:02,560
‫این‌دفعه فقط چند روز

10
00:03:02,560 --> 00:03:05,880
‫لری میگه خونه آماده شده
‫و می‌خوام مطمئن بشم همینطوره

11
00:03:05,880 --> 00:03:08,400
‫خب، امیدوارم حواست رو
‫از اون یکی جریان پرت کنه

12
00:03:08,400 --> 00:03:09,960
‫دلم نمی‌خواد ناراحتیت رو ببینم

13
00:03:09,960 --> 00:03:11,960
‫هیچی حواسم رو از
‫به قول تو " از اون یکی جریان"

14
00:03:11,960 --> 00:03:13,040
‫ پرت نمی‌کنه

15
00:03:13,040 --> 00:03:14,920
‫تا وقتی توی آکادمی جایگاهی نداشته باشیم

16
00:03:14,920 --> 00:03:16,640
‫یعنی نتونستیم جزو افراد سرشناس جامعه بشیم

17
00:03:16,640 --> 00:03:17,920
‫حالا هرچقدر هم تظاهر کنیم

18
00:03:17,920 --> 00:03:20,200
‫- "کری اَستور" هم همینو میگه
‫- خب، اون خوب می‌دونه

19
00:03:20,200 --> 00:03:21,520
‫مطمئناً با مادرش مشورت کردن

20
00:03:21,520 --> 00:03:23,160
‫و حتماً تصمیم گرفته
‫اجازه‌ی ورود ما رو نده

21
00:03:23,160 --> 00:03:25,960
‫مطمئناً آکادمی یه لیست بلندبالا
‫از متقاضی‌ها داره

22
00:03:25,960 --> 00:03:27,560
‫و مطمئنم خانم آستور سعی کرده کمک کنه

23
00:03:27,560 --> 00:03:29,670
‫مطمئنی؟ من که نیستم

24
00:03:33,320 --> 00:03:35,520
‫چی می‌بینی؟

25
00:03:35,520 --> 00:03:38,120
‫یادم رفته بود
‫فیلادلفیا چقدر قشنگه

26
00:03:39,560 --> 00:03:41,280
‫امیدوارم دیر نکنیم

27
00:03:41,280 --> 00:03:42,720
‫کلیسا چندان دور نیست

28
00:03:42,720 --> 00:03:44,280
‫پس می‌دونی کجاست؟

29
00:03:44,280 --> 00:03:46,440
‫وقتی مدرسه می‌رفتم
‫برای برخی مراسم‌ها می‌رفتیم اونجا

30
00:03:48,480 --> 00:03:50,560
‫آقای اسپرینگ خیلی لطف کرده دعوت‌مون کرده

31
00:03:50,560 --> 00:03:52,800
‫گمونم هیچکدوم این جریانات براشون ساده نیست

32
00:03:52,800 --> 00:03:54,920
‫معلومه که نیست

33
00:03:54,920 --> 00:03:56,480
‫ولی خانواده‌ی اسپرینگ ازمون خواسته

34
00:03:56,480 --> 00:03:58,960
‫که توی عید پاک
‫همراهشون عزاداری کنیم

35
00:03:58,960 --> 00:04:01,070
‫پس همین‌کارو می‌کنیم

36
00:04:10,360 --> 00:04:12,480
‫<i>اول شما بفرمایید، جناب</i>

37
00:04:12,480 --> 00:04:15,680
‫یا بهتره بگم
‫"اول شما بفرمایید، جناب"؟

38
00:04:16,600 --> 00:04:19,000
‫بهم برنمی‌خوره که مایه‌ی خنده‌تون هستم

39
00:04:19,000 --> 00:04:22,000
‫فقط می‌خوام بدونم
‫قراره تا کی ادامه داشته باشه

40
00:04:22,000 --> 00:04:23,840
‫تا اینکه دیگه لبخند
‫به لب‌مون نیاره

41
00:04:23,840 --> 00:04:26,360
‫آقای بوردن تظاهر کرد فرانسویه
‫که به یک شغلی برسه

42
00:04:26,360 --> 00:04:27,680
‫مگه جرمه؟

43
00:04:27,680 --> 00:04:29,920
‫جرم نیست، ولی جک خیلی خوبیه

44
00:04:30,440 --> 00:04:32,840
‫اگر بانو می‌تونه قبول کنه
‫که سرآشپزش اهل کانزاسه

45
00:04:32,840 --> 00:04:33,920
‫مطمئناً ما هم می‌تونیم

46
00:04:33,920 --> 00:04:36,600
‫حتی اگرم بخواد بهش اعتراف کنه
‫مطمئنم با دندان قروچه‌ست

47
00:04:37,040 --> 00:04:40,160
‫یا بهتره بگیم "با دندان قروچه"؟

48
00:04:48,160 --> 00:04:50,040
‫سلام

49
00:04:50,040 --> 00:04:51,640
‫خانم "وبر" هستین، درست میگم؟

50
00:04:51,640 --> 00:04:52,920
‫اسم منو از کجا می‌دونین؟

51
00:04:52,920 --> 00:04:54,920
‫از یکی از خدمتکارها پرسیدم

52
00:04:54,920 --> 00:04:56,160
‫من "جک تراتر" هستم

53
00:04:56,160 --> 00:04:58,200
‫برای خانم "ون راین" که
‫ اون سمت خیابونه کار می‌کنم

54
00:04:58,800 --> 00:05:00,910
‫پس عید پاک رو تبریک میگم، آقای تراتر

55
00:05:02,480 --> 00:05:04,880
‫گفتم شاید بخواین
‫یک‌روزی قرار بذاریم

56
00:05:04,880 --> 00:05:06,720
‫شاید یک لیوان قهوه با هم بخوریم؟

57
00:05:06,720 --> 00:05:09,560
‫- قراره فردا بریم نیوپورت
‫- خیلی اونجا می‌مونین؟

58
00:05:09,560 --> 00:05:10,960
‫فقط تا دوشنبه‌ی هفته‌ی آینده

59
00:05:10,960 --> 00:05:12,800
‫ولی فصل آینده رو برمی‌گردیم

60
00:05:12,800 --> 00:05:14,080
‫خب، وقتی برگشتین خونه

61
00:05:14,080 --> 00:05:16,672
‫شاید بتونیم قبل از اینکه دوباره برین
‫یه برنامه‌ای بریزیم

62
00:05:16,720 --> 00:05:18,830
‫خوشحال میشم

63
00:05:20,400 --> 00:05:22,800
‫چه قشنگش کردن

64
00:05:22,800 --> 00:05:24,360
‫خانم "راسل" اونجاست

65
00:05:24,360 --> 00:05:26,440
‫اوه، عید پاک مبارک

66
00:05:26,440 --> 00:05:28,550
‫- عید همه‌تون مبارک
‫- ایدا بیا بگیر بشین

67
00:05:38,120 --> 00:05:40,230
‫- اگنس، ایدا
‫- لینا

68
00:05:47,680 --> 00:05:49,040
‫راستی، می‌خواستم بهتون بگم

69
00:05:49,040 --> 00:05:51,160
‫نامه‌ای از "دشل مونتگومری" به دستم رسیده

70
00:05:51,160 --> 00:05:53,000
‫- اوه، حالش چطوره؟
‫- کیه؟

71
00:05:53,000 --> 00:05:55,240
‫- برادرزاده‌ی شوهر مرحومم
‫- آرنولد

72
00:05:55,240 --> 00:05:56,800
‫همدیگه رو به اسم کوچیک صدا می‌کردین؟

73
00:05:56,800 --> 00:05:58,520
‫من که صداش نمی‌کردم
‫با اینکه زنش بودم

74
00:05:58,520 --> 00:05:59,760
‫"دشل" چه می‌کنه؟

75
00:05:59,760 --> 00:06:02,800
‫خب، ظاهراً از واشینگتن خسته شده
‫و برگشته نیویورک

76
00:06:02,800 --> 00:06:04,320
‫با دخترش

77
00:06:04,320 --> 00:06:06,000
‫دختر بی‌مادر بیچاره

78
00:06:06,000 --> 00:06:07,120
‫بی‌مادر؟

79
00:06:07,120 --> 00:06:09,440
‫زن دشل در سن جوانی مرد

80
00:06:09,440 --> 00:06:11,600
‫فرانسس الان باید 14 سالش شده باشه

81
00:06:11,600 --> 00:06:14,360
‫برای عصرانه دعوتشون می‌کنم بیان
‫شاید پنجشنبه‌ی هفته‌ی آینده

82
00:06:14,360 --> 00:06:15,720
‫پنجشنبه نه

83
00:06:15,720 --> 00:06:17,830
‫چرا؟

84
00:06:18,040 --> 00:06:19,660
‫دلیل خاصی نداره

85
00:06:19,779 --> 00:06:22,680
‫ولی من معمولاً پنجشنبه‌ها سرم شلوغه

86
00:06:25,400 --> 00:06:29,600
‫اکنون که رستاخیز ناجی‌مون رو جشن می‌گیریم

87
00:06:29,600 --> 00:06:33,640
‫می‌دونیم که خداوند
‫به افراد دل‌شکسته نزدیکه

88
00:06:33,640 --> 00:06:36,800
‫و برای افراد در جمع‌مون

89
00:06:36,800 --> 00:06:40,520
‫که مریض، تنها و داغ‌دیده هستند دعا می‌کنیم

90
00:06:40,520 --> 00:06:44,080
‫و از همه می‌خوایم
‫باز هم برای ساموئل اسپرینگ دعا کنن

91
00:06:44,880 --> 00:06:46,800
‫به‌خاطر مرگ همسر و پسرش

92
00:06:46,800 --> 00:06:51,663
‫که نعمت داشتن دو مادر نصیبش شده بود
‫که یکی‌شون امروز اینجا همراه ماست

93
00:06:52,200 --> 00:06:54,310
‫همگی دعاتون می‌کنیم

94
00:06:55,680 --> 00:06:58,680
‫عید پاک، زمان احیاست

95
00:06:59,760 --> 00:07:04,080
‫از طریق معجزه‌ی عید پاکه
‫که ناجی‌مون به ما زندگی دوباره میده

96
00:07:04,080 --> 00:07:07,840
‫امروز ایمان بی حد و حصر
‫ خودمون رو اعلام می‌کنیم

97
00:07:07,840 --> 00:07:11,160
‫به اینکه عیسی مسیح
‫واقعاً پس از مرگ بازگشت

98
00:07:11,160 --> 00:07:14,240
‫و خداوند، که او را احیا کرد

99
00:07:14,240 --> 00:07:17,400
‫ما را هم همراهش احیا خواهد کرد

100
00:07:17,400 --> 00:07:19,510
‫لطفاً برخیزید

101
00:07:22,280 --> 00:07:26,760
‫بیاید از خدا طلب کنیم
‫که قلب‌هایمان با امید الهی سبک گردد

102
00:07:28,120 --> 00:07:30,240
‫شاید در این دنیا اتفاق نیفتد

103
00:07:30,240 --> 00:07:33,480
‫ولی در بهشت برین اتفاق خواهد افتاد

104
00:07:33,480 --> 00:07:36,622
‫جایی که ما هم همانند عیسی مسیح

105
00:07:36,645 --> 00:07:38,840
‫دوباره برخواهیم خواست

106
00:07:38,840 --> 00:07:41,880
‫و در قلمروی ابدی و شکوهمندش
‫ سکنی می‌گزینیم

107
00:07:43,040 --> 00:07:45,480
‫- آمین
‫- آمین

108
00:07:52,320 --> 00:07:54,320
‫خوشحال شدم تشریف آوردین

109
00:07:54,320 --> 00:07:56,240
‫- ممنونم. عید پاک مبارک
‫- عید پاک شما هم مبارک

110
00:07:57,120 --> 00:07:59,320
‫به‌نظر من که کشیش جدید
‫خوب صحبت کرد

111
00:07:59,320 --> 00:08:01,200
‫خطبه‌ش کوتاه بود
‫همینم جای شکر داره

112
00:08:01,200 --> 00:08:03,480
‫اوه، ببین. اونجاست
‫بریم بهش سلام کنیم؟

113
00:08:03,480 --> 00:08:04,800
‫بذارش برای یه‌وقت دیگه

114
00:08:04,800 --> 00:08:06,910
‫عذر می‌خوام

115
00:08:07,680 --> 00:08:09,200
‫دقیقاً می‌دونم کی هستین

116
00:08:09,200 --> 00:08:11,200
‫خانم "ون ‌راین" و خانم "بروک"

117
00:08:11,200 --> 00:08:12,400
‫خیلی چیزا در موردتون بهم گفتن

118
00:08:12,400 --> 00:08:14,560
‫نباید هرچیزی که می‌شنوی رو باور کنی

119
00:08:14,560 --> 00:08:15,840
‫و این برادرزاده‌ی ماست

120
00:08:15,840 --> 00:08:18,680
‫خانم ماریان بروک
‫و پسر خانم ون راین، اسکار

121
00:08:18,680 --> 00:08:19,920
‫خوشبختم

122
00:08:19,920 --> 00:08:21,480
‫خطبه‌ی زیبایی بود

123
00:08:21,480 --> 00:08:22,560
‫امیدوارم همینطور بوده باشه

124
00:08:22,560 --> 00:08:25,496
‫نصف زحمتش اینه که
‫حرفات حاضرین رو خواب‌آلود نکنه

125
00:08:26,440 --> 00:08:28,524
‫آقای راسل

126
00:08:28,643 --> 00:08:30,480
‫حدس می‌زدم ممکنه اینجا ببینمت

127
00:08:30,480 --> 00:08:31,800
‫عید پاکتون مبارک، آقای تریتون

128
00:08:31,800 --> 00:08:34,840
‫شنیدم توی پیتسبرگ
‫با اتحادیه‌ها به مشکل برخوردی

129
00:08:34,840 --> 00:08:35,920
‫میشه اینطور گفت

130
00:08:35,920 --> 00:08:39,160
‫بخاطر این می‌پرسم چون ما هم
‫توی "کلیولند" به مشکل مشابهی برخوردیم

131
00:08:39,160 --> 00:08:41,960
‫و طبیعتاً، "جی گولد" هم به مشکل برخورده

132
00:08:41,960 --> 00:08:44,640
‫میگن اعضای گروه "شوالیه‌های کارگری"

133
00:08:44,640 --> 00:08:46,440
‫الان به صدها هزار نفر رسیده

134
00:08:46,440 --> 00:08:48,200
‫شوالیه‌های کارگری مهم نیست

135
00:08:48,200 --> 00:08:50,080
‫باید یه فکری به حال
‫کارگران فولادسازی بکنیم

136
00:08:50,080 --> 00:08:52,360
‫رهبر جدیدی انتخاب کردن
‫مردی به اسم "هندرسون"

137
00:08:52,360 --> 00:08:54,480
‫و متاسفانه ظاهراً
‫کارش رو خوب بلده

138
00:08:54,480 --> 00:08:58,240
‫تنها چیزی که از یک عضو اتحادیه بدتره
‫یک عضو اتحادیه‌ی باهوشه

139
00:08:58,240 --> 00:09:01,080
‫باید تعدادی از صاحبان صنایع رو
‫ دور هم جمع کنیم، گولد، مورگن...

140
00:09:01,080 --> 00:09:03,190
‫بیلی وندربیلت، اگر بیاد

141
00:09:03,400 --> 00:09:05,510
‫- بریم؟
‫- البته

142
00:09:05,800 --> 00:09:07,960
‫در تماس خواهیم بود

143
00:09:07,960 --> 00:09:09,920
‫اقامت‌تون در اینجا چطور بوده؟

144
00:09:09,920 --> 00:09:12,280
‫خب، نیویورک خیلی با بوستون فرق می‌کنه

145
00:09:12,280 --> 00:09:13,520
‫دلم برای چیزهای کوچیکش تنگ میشه

146
00:09:13,520 --> 00:09:15,320
‫پاتوق‌هاش، غذاهای آشناش

147
00:09:15,320 --> 00:09:17,160
‫غذای نیویورک به مذاق‌تون خوش نمیاد؟

148
00:09:17,160 --> 00:09:19,960
‫دقیقاً برعکس
‫البته هنوزم دارم دنبال

149
00:09:19,960 --> 00:09:23,007
‫یک کاسه سوپ صدف
‫نیو انگلندی اصیل می‌گردیم

150
00:09:23,120 --> 00:09:24,720
‫خب، امیدوارم پیداش کنید

151
00:09:24,720 --> 00:09:25,960
‫ولی تا الان مشکلی نداشتین؟

152
00:09:25,960 --> 00:09:28,444
‫از مراسم عید پاک امروز
‫جون سالم به‌در بردم

153
00:09:28,467 --> 00:09:30,120
‫و اولین عروسیم همین هفته‌ست

154
00:09:30,120 --> 00:09:31,560
‫حس می‌کنم کم‌کم دارم وفق پیدا می‌کنم

155
00:09:31,560 --> 00:09:33,670
‫میشه بگین کی قراره ازدواج کنه؟

156
00:09:34,120 --> 00:09:37,120
‫خانم بینگم و آقای ریکس

157
00:09:37,120 --> 00:09:38,440
‫- احیاناً نمی‌شناسین‌شون؟
‫- نه

158
00:09:38,440 --> 00:09:40,550
‫- یخورده
‫- نه چندان
‫- آره می‌شناسیم

159
00:09:42,160 --> 00:09:45,040
‫اوه، دیگه بهتره بریم
‫نباید تمام وقت جناب کشیش رو بگیریم

160
00:09:45,040 --> 00:09:47,150
‫- عید پاک مبارک
‫- عید پاک مبارک

161
00:09:51,320 --> 00:09:53,280
‫اگنس، آروم‌تر راه برو

162
00:09:53,280 --> 00:09:54,400
‫عجله که نداریم

163
00:09:54,400 --> 00:09:57,400
‫شاید تو اینطور باشی
‫من که همه‌ش منتظر بودم برم

164
00:09:57,400 --> 00:09:59,360
‫مامان، فکر کنم همین‌جا ازتون خداحافظی کنم

165
00:10:00,000 --> 00:10:01,080
‫باید کالسکه بگیرم

166
00:10:01,080 --> 00:10:02,920
‫ولی برای شام برمی‌گردی؟

167
00:10:02,920 --> 00:10:05,030
‫بله

168
00:10:14,040 --> 00:10:15,800
‫قراره بری جشن خانم راترفورد؟

169
00:10:15,800 --> 00:10:17,840
‫واقعاً تعجب کردم که منم دعوت شدم

170
00:10:17,840 --> 00:10:19,120
‫با سه پسر مجردش؟

171
00:10:19,120 --> 00:10:22,000
‫مادرم میگه قراره تمام دخترهای پولدار
‫نیویورک رو توی صحن رقص جمع کنه

172
00:10:23,800 --> 00:10:25,681
‫می‌خواستم در مورد کلاهت ازت بپرسم

173
00:10:25,681 --> 00:10:26,880
‫قشنگ نیست؟

174
00:10:26,880 --> 00:10:28,640
‫نظر شما در مورد مراسم چی بود؟

175
00:10:28,640 --> 00:10:30,750
‫به‌نظرم بی‌نقص بود

176
00:10:33,600 --> 00:10:35,710
‫بله، منم همینطور

177
00:10:53,560 --> 00:10:55,670
‫شش ماه گذشته

178
00:10:57,120 --> 00:10:59,320
‫باید زودتر نامه می‌نوشتم

179
00:10:59,320 --> 00:11:00,920
‫به محض اینکه شنیدم
‫داری دنبالم می‌گردی

180
00:11:00,920 --> 00:11:04,520
‫ولی تا اون‌موقع، مرده بودن
‫و من فکرم درست کار نمی‌کرد

181
00:11:05,400 --> 00:11:07,510
‫خیلی لطف کردی که امروز اومدی

182
00:11:08,000 --> 00:11:10,120
‫خودمون می‌خواستیم بیایم

183
00:11:10,120 --> 00:11:12,230
‫که بهتر بشناسیمش

184
00:11:15,080 --> 00:11:17,800
‫"پسربچه‌ای دوست‌داشتنی و مهربان"

185
00:11:17,800 --> 00:11:19,910
‫واقعاً هم همینطور بود

186
00:11:20,760 --> 00:11:22,870
‫ای‌کاش می‌شناختمش

187
00:11:23,640 --> 00:11:25,560
بیا بریم خونه

188
00:11:25,560 --> 00:11:28,200
‫تا بتونم اتاق و اسباب‌بازی‌هاش رو نشونت بدم

189
00:11:28,200 --> 00:11:30,951
‫شاید اینطوری بتونی حس کنی
‫که تاحدودی می‌شناختیش

190
00:11:31,000 --> 00:11:33,398
‫امیدوارم بتونی

191
00:11:40,640 --> 00:11:42,750
‫مادر

192
00:11:48,360 --> 00:11:50,200
‫کار درستی کردیم
‫که آوردیمش اینجا؟

193
00:11:50,200 --> 00:11:53,623
‫حق اینو داره که تمام جزئیات
‫عمر کوتاه و نازنینش رو بشنوه

194
00:11:55,160 --> 00:11:57,680
‫دوروتی، خواهش می‌کنم

195
00:11:58,200 --> 00:12:00,840
‫نمی‌تونی بخاطر مخملک
‫منو سرزنش کنی

196
00:12:00,840 --> 00:12:04,479
‫می‌تونم بخاطر این سرزنشت کنم
‫که قبل از سررسیدن مخملک نیومدیم اینجا

197
00:12:04,880 --> 00:12:07,480
‫اگر زودتر با خانم "وید" تماس می‌گرفتی

198
00:12:07,480 --> 00:12:09,880
‫شاید پسرمون الان زنده بود

199
00:12:33,280 --> 00:12:35,000
‫هی

200
00:12:35,000 --> 00:12:36,680
‫یکی دیگه بهم بده

201
00:12:36,680 --> 00:12:38,790
‫داریم جشن می‌گیریم!

202
00:12:39,560 --> 00:12:41,670
‫مهمون اونی

203
00:13:15,440 --> 00:13:17,550
‫از اتاقش خوشش میومد؟

204
00:13:24,880 --> 00:13:26,600
‫از زندگیش لذت برد؟

205
00:13:26,600 --> 00:13:30,680
‫بچه‌ی شادی بود
‫همیشه می‌خندید، همیشه سرزنده بود

206
00:13:31,640 --> 00:13:33,480
‫اگر می‌خواستی ببینیش
‫جلوت رو نمی‌گرفتیم

207
00:13:33,480 --> 00:13:35,280
‫امیدوارم اینو بدونی

208
00:13:35,280 --> 00:13:37,390
‫اینقدر باهام مهربون نباشین

209
00:13:38,440 --> 00:13:40,550
‫اگر میومدم اونو از اینجا می‌بردم

210
00:13:41,120 --> 00:13:42,240
‫جلوی روند فرزندخواندگی رو می‌گرفتم

211
00:13:42,240 --> 00:13:44,240
‫و با خودم می‌بردمش، اگر می‌تونستم

212
00:13:44,240 --> 00:13:46,960
‫ای‌کاش می‌بردیش
‫شاید زنده می‌موند

213
00:13:46,960 --> 00:13:49,360
‫اگر قبل از سر رسیدن مخملک
‫از شهر می‌بردیش بیرون

214
00:13:49,360 --> 00:13:52,400
‫این حرفو نزن
‫وگرنه همه‌مون دیوونه میشیم

215
00:14:01,480 --> 00:14:03,280
‫نگهش دار

216
00:14:03,280 --> 00:14:05,360
‫جدی میگم

217
00:14:05,360 --> 00:14:07,360
‫عاشق خرسش بود

218
00:14:08,680 --> 00:14:11,200
‫عروسک موردعلاقه‌ش
‫باید پیش مادرش باشه

219
00:14:13,480 --> 00:14:15,720
‫مادر دیگه‌ش

220
00:14:15,720 --> 00:14:18,600
‫اونم عاشقش بود، می‌دونی
‫کارلاتای عزیزم

221
00:14:18,600 --> 00:14:21,400
‫عاشقش بود، و ازش پرستاری کرد

222
00:14:21,400 --> 00:14:24,111
‫و ازش مخملک گرفت
‫و همراهش مرد

223
00:14:24,800 --> 00:14:28,000
‫برای شام عید پاک بریم طبقه‌ی پایین؟

224
00:14:28,000 --> 00:14:30,110
‫یه هدیه برات دارم

225
00:14:31,480 --> 00:14:34,856
‫این عکسشه
‫اگر دیدنش برات خیلی دردناک نیست

226
00:14:35,280 --> 00:14:37,360
‫نمی‌خواین نگهش دارین؟

227
00:14:37,360 --> 00:14:40,000
‫یکی دیگه ازش دارم
‫که بعدتر همراه زنم ازش گرفتم

228
00:14:40,000 --> 00:14:42,400
‫کمی قبل از فوتشون
‫همونطور که در یادم هستن

229
00:14:43,480 --> 00:14:45,590
‫ممنونم که اینقدر مهربونید

230
00:14:45,960 --> 00:14:47,640
‫منم همینطور

231
00:14:47,640 --> 00:14:49,480
‫جدی میگم

232
00:14:49,480 --> 00:14:51,590
‫همه باهم یک بچه داشتیم

233
00:14:51,960 --> 00:14:55,839
‫پیوندی بین‌مون هست
‫که هیچکس به‌ هیچ‌عنوان نمی‌تونه درکش کنه

234
00:14:55,840 --> 00:14:57,950
‫برای همین اومدیم

235
00:14:58,600 --> 00:15:00,710
‫لطفاً تشریف بیارید سر میز

236
00:15:06,880 --> 00:15:08,990
‫دارم میام!

237
00:15:12,200 --> 00:15:13,280
‫خانم اسکات

238
00:15:13,280 --> 00:15:15,960
‫آروم، دخترا
‫غذا جایی نمیره

239
00:15:19,240 --> 00:15:21,350
‫همگی دست‌های همدیگه رو بگیرید

240
00:15:21,840 --> 00:15:23,950
‫مادر، می‌خوای دعا کنی؟

241
00:15:28,320 --> 00:15:30,160
‫گردهمایی شما چطور بود، بریجت؟

242
00:15:30,160 --> 00:15:31,560
‫یا بهتره بگم مراسم‌تون؟

243
00:15:31,560 --> 00:15:33,240
‫خوب بود
‫از کلیسای سنت‌پاتریک خوشم میاد

244
00:15:33,240 --> 00:15:35,080
‫کلیسای جامع جدید
‫باعث افتخار این شهره

245
00:15:35,080 --> 00:15:36,720
‫- در این شکی نیست
‫- مراسم شما چطور بود؟

246
00:15:36,720 --> 00:15:37,800
‫ازش لذت بردم

247
00:15:37,800 --> 00:15:40,160
‫با تمام زن‌هایی که لباس‌های مد روز رو
‫ به رخ دیگران می‌کشیدن

248
00:15:40,160 --> 00:15:42,360
‫نمی‌‌فهمم این چیزا
‫چه ربطی به عبادت خدا داره

249
00:15:43,280 --> 00:15:45,390
‫داشتی به خانم "وبر" چی می‌گفتی؟

250
00:15:45,960 --> 00:15:47,120
‫کی دیدیش؟

251
00:15:47,120 --> 00:15:49,240
‫همراه خدمتکارهای دیگه‌ی راسل
‫توی کلیسا بود

252
00:15:57,320 --> 00:15:59,560
‫از اون گل‌دوزی لعنتی خسته نمیشی؟

253
00:15:59,920 --> 00:16:02,960
‫مثل پنلوپه شدی
‫که منتظره "ادیسه" برگرده خونه

254
00:16:02,960 --> 00:16:04,561
‫عمه "ایدا" از سوزن‌دوزیش لذت می‌بره

255
00:16:04,561 --> 00:16:05,680
‫منم از بستنی لذت می‌برم

256
00:16:05,680 --> 00:16:08,120
‫دلیل نمیشه شبانه‌روزی بستنی بخورم

257
00:16:09,640 --> 00:16:10,760
‫- کارم داشتین، خانم؟
‫- بله

258
00:16:10,760 --> 00:16:12,640
‫نمی‌تونیم بیشتر از این
‫منتظر آقای اسکار بمونیم

259
00:16:12,640 --> 00:16:15,680
‫نمی‌دونم کجا مونده
‫ولی اگر میشه به خانم "باور" بگو

260
00:16:15,680 --> 00:16:17,480
‫که به محض اینکه آماده شد شام می‌خوریم

261
00:16:17,480 --> 00:16:19,590
‫چشم حتماً، خانم

262
00:16:21,240 --> 00:16:24,480
‫اوه، فکر کنم خودش باشه

263
00:16:28,160 --> 00:16:29,920
‫اسکار!

264
00:16:29,920 --> 00:16:31,240
‫- خدای من!
‫- اسکار، چی شده؟

265
00:16:31,240 --> 00:16:32,440
‫کی این‌کارو کرده؟

266
00:16:32,440 --> 00:16:34,400
‫معذرت می‌خوام
‫لبا‌س‌هامو عوض نکردم، میرم...

267
00:16:35,240 --> 00:16:36,320
‫اسکار!

268
00:16:36,320 --> 00:16:38,400
‫بنیستر، کمک کن آقای اسکار رو
‫ببریم بالا توی اتاق آبی

269
00:16:38,400 --> 00:16:39,600
‫- و یه لباس راحتی پیدا کن
‫- چشم، خانم

270
00:16:39,600 --> 00:16:41,760
‫ماریان، جان رو بفرست
‫دکتر لوییس رو بیاره

271
00:16:41,760 --> 00:16:43,240
‫ایدا، پانسمان یا ضماد داریم؟

272
00:16:43,240 --> 00:16:45,680
‫اوه، آره
‫فکر کنم توی آشپزخونه‌‌ن

273
00:16:45,680 --> 00:16:47,320
‫خودم میرم میارمشون

274
00:16:47,320 --> 00:16:49,430
‫جلوی پات رو می‌بینی؟

275
00:16:51,400 --> 00:16:52,760
‫جان!

276
00:16:52,760 --> 00:16:54,480
‫- بله؟
‫- برو دکتر لوییس رو بیار

277
00:16:54,480 --> 00:16:56,440
‫و وقتی این‌کارو کردی
‫برو خونه‌ی آقای اسکار

278
00:16:56,440 --> 00:16:58,160
‫و به خدمتکارش بگو
‫هرچی برای امشب لازم داره بهت بده

279
00:16:58,160 --> 00:17:00,280
‫- چرا؟ چی شده؟
‫- به آقای اسکار حمله شده

280
00:17:00,280 --> 00:17:01,600
‫- چی؟
‫- هر پانسمان و پمادی

281
00:17:01,600 --> 00:17:03,720
‫- که داریم رو لازم دارم
‫- می‌دونم کجان

282
00:17:03,720 --> 00:17:05,240
‫- منظورت چیه بهش حمله کردن؟
‫- یعنی همین دیگه

283
00:17:05,240 --> 00:17:07,350
‫کتک خورده
‫و حتی شاید ازش دزدی کرده باشن

284
00:17:07,840 --> 00:17:09,950
‫بفرما

285
00:17:14,440 --> 00:17:15,880
‫حالت چطوره؟

286
00:17:15,880 --> 00:17:17,640
‫خیلی بهترم. ممنون

287
00:17:17,640 --> 00:17:19,120
‫پس باید پلیس خبر کنیم

288
00:17:19,120 --> 00:17:21,200
‫نه! نه، پلیس نه

289
00:17:21,200 --> 00:17:24,240
‫چرا؟ اونم وقتی توی خیابون بهت حمله شده؟

290
00:17:24,240 --> 00:17:25,441
‫چیزی ندارم بهشون بگم

291
00:17:25,441 --> 00:17:27,800
‫صورتش رو ندیدم
‫خیلی سریع اتفاق افتاد

292
00:17:27,800 --> 00:17:29,760
‫و نمی‌خوام خبرش توی روزنامه‌ها پخش بشه

293
00:17:29,760 --> 00:17:31,438
‫خب، اینو درک می‌کنم

294
00:17:31,461 --> 00:17:33,760
‫اگر واقعاً هیچ مدرکی نداری

295
00:17:33,760 --> 00:17:35,960
‫هیچی به ذهنم نمیاد

296
00:17:35,960 --> 00:17:38,040
‫و هیچ‌کاری نکردی که تحریکش کنی؟

297
00:17:38,040 --> 00:17:39,160
‫چرا همچین حرفی می‌زنی؟

298
00:17:39,160 --> 00:17:40,240
‫چون می‌شناسمت

299
00:17:40,240 --> 00:17:42,400
‫قبلاً بی‌ملاحظه و بی‌ادب بودنت رو دیدم

300
00:17:42,400 --> 00:17:44,120
‫اصلاً چرا داشتی
‫توی خیابون‌ها می‌گشتی؟

301
00:17:44,120 --> 00:17:46,230
‫چرا کالسکه خبر نکردی؟

302
00:17:46,560 --> 00:17:48,280
‫حتماً دکتر لوییسه

303
00:17:48,280 --> 00:17:50,390
‫من میرم پایین

304
00:17:51,960 --> 00:17:54,070
‫فقط ناراحته همین

305
00:17:58,680 --> 00:18:00,640
‫چیزی که نیاز داری استراحته

306
00:18:00,640 --> 00:18:02,560
‫وقتی دکتر لوییس رفت
‫سعی کن بخوابی

307
00:18:03,400 --> 00:18:06,712
‫شب اگر چیزی لازم داشتی زنگ بزن
‫ صداشو می‌شنوم

308
00:18:07,360 --> 00:18:09,950
‫استعدادت هدر رفته

309
00:18:16,320 --> 00:18:18,430
‫- حالش چطوره؟
‫- بهتره

310
00:18:18,880 --> 00:18:20,880
‫ولی درست گفتی
‫که نیاز داره بخوابه

311
00:18:20,880 --> 00:18:23,040
‫صبح حالش بهتر میشه

312
00:18:23,040 --> 00:18:24,320
‫عجب اوضاعی

313
00:18:24,320 --> 00:18:28,520
‫آره، ولی دراصل اومدم بپرسم
‫تو حالت چطوره

314
00:18:29,560 --> 00:18:32,240
‫- منظورت چیه؟
‫- وقتی کشیش جدید بهمون گفت

315
00:18:32,240 --> 00:18:34,160
‫که آقای ریکس داره ازدواج می‌کنه...

316
00:18:34,160 --> 00:18:36,560
‫آها، اونو میگی

317
00:18:40,120 --> 00:18:41,640
‫یخورده شوکه شدم

318
00:18:41,640 --> 00:18:43,750
‫ولی حالم خوبه

319
00:18:44,800 --> 00:18:46,600
‫- یا به‌زودی خوب میشم
‫- خوبه

320
00:18:46,600 --> 00:18:48,880
‫چون آینده‌ی خوبی پیش‌رو داری

321
00:18:48,880 --> 00:18:50,990
‫مطمئنم

322
00:18:56,760 --> 00:18:58,870
‫عاشقش بودم

323
00:19:00,680 --> 00:19:02,880
‫خوشحالم از فعل ماضی استفاده می‌کنی

324
00:19:03,200 --> 00:19:06,080
‫به آدم کمک می‌کنه بپذیره
‫که چیزی تمام شده و رفته

325
00:19:08,560 --> 00:19:10,670
‫سوال اینجاست که...

326
00:19:12,080 --> 00:19:13,400
‫بعدش چی میشه؟

327
00:19:13,400 --> 00:19:14,880
‫مرد درستی از راه می‌رسه

328
00:19:14,880 --> 00:19:17,240
‫ولی من دلم هر شوهری نمی‌خواد
‫عمه ایدا

329
00:19:18,160 --> 00:19:19,800
‫و اصلاً کی گفته از راه می‌رسه؟

330
00:19:19,800 --> 00:19:21,920
‫همیشه که از راه نمی‌رسه

331
00:19:21,920 --> 00:19:23,200
‫آره درسته

332
00:19:23,200 --> 00:19:25,310
‫برای من از راه نرسید

333
00:19:25,680 --> 00:19:28,480
‫ولی وقتی هم‌سن تو بودم
‫خیلی خجالتی بودم

334
00:19:28,480 --> 00:19:31,447
‫و ویژگی‌های خوب خیلی کمتری داشتم

335
00:19:31,640 --> 00:19:35,472
‫آدم خیلی خاصی نیاز بود
‫که نگاهی به درون لاکم بندازه

336
00:19:35,520 --> 00:19:37,631
‫اگر نگاه ننداخته، خودش ضرر کرده

337
00:19:39,400 --> 00:19:41,320
‫- شب به‌خیر
‫- شب به‌خیر

338
00:19:42,560 --> 00:19:44,760
‫خوب بخوابی...

339
00:19:44,760 --> 00:19:48,280
‫و رویای تمام اتفاقات فوق العاده‌ای
‫که قراره بیفتن رو ببین

340
00:20:17,080 --> 00:20:18,880
‫چطوری اندازه‌م رو می‌دونستی؟

341
00:20:18,880 --> 00:20:20,400
‫آقای وایت پیداش کرد

342
00:20:20,400 --> 00:20:21,720
‫با این خونه آشنایی؟

343
00:20:21,720 --> 00:20:24,920
‫نه چندان
‫حدوداً 30 سال پیش ساخته شده

344
00:20:24,920 --> 00:20:28,160
‫و به‌نظرم اون سال‌های اولش
‫پر رفت‌وآمد بوده

345
00:20:28,160 --> 00:20:31,560
‫ولی در این یک دهه‌ی اخیر
‫یک پیرزن گوشه‌گیر اهل میلواکی

346
00:20:31,560 --> 00:20:33,920
‫صاحبش بوده
‫که حوصله‌ی کسی رو نداشته

347
00:20:33,920 --> 00:20:35,000
‫پس، برای اکثر آدمای اینجا

348
00:20:35,000 --> 00:20:36,720
‫اولین باری میشه که میان اینجا؟

349
00:20:36,720 --> 00:20:38,830
‫دقیقاً

350
00:20:39,240 --> 00:20:40,960
‫امیدوارم فکر نکنی دارم عجله می‌کنم

351
00:20:40,960 --> 00:20:43,240
‫نه اینطور فکر نمی‌کنم
‫نیویورک رو فتح کردی

352
00:20:43,240 --> 00:20:45,320
‫حالا وقتشه نیوپورت رو فتح کنی

353
00:20:45,320 --> 00:20:47,080
‫ولی من که نیویورک رو فتح نکردم

354
00:20:47,080 --> 00:20:49,400
‫چی؟ تو که همه‌جا میری

355
00:20:49,400 --> 00:20:51,600
‫برای ضیافت به بهترین خونه‌ها میری

356
00:20:51,600 --> 00:20:54,680
توی کلیسای "سنت تامس" نیمکتت
روبه‌روی نیمکت اَستورهاست

357
00:20:54,680 --> 00:20:55,960
‫ولی توی اپرا
‫جایگاه مخصوص ندارم

358
00:20:55,960 --> 00:20:58,070
‫آکادمی بازم درخواست‌مون رو رد کرده

359
00:20:58,280 --> 00:21:00,160
‫گاهی اوقات خیلی بدقلق هستن

360
00:21:00,160 --> 00:21:02,400
‫خانم استور خیلی بدقلقه
‫قطعاً می‌دونسته درخواست دادیم

361
00:21:02,400 --> 00:21:05,181
‫بهت گفت که قراره درخواست‌مون رو رد کنن؟

362
00:21:07,720 --> 00:21:09,960
‫به‌نظرت تالار اپرای متروپولیتن جدید
‫موفق میشه؟

363
00:21:10,360 --> 00:21:12,529
‫اعضای آکادمی خیلی مصمم هستن

364
00:21:12,552 --> 00:21:14,720
‫که اجازه ندن به موفقیت برسه

365
00:21:14,720 --> 00:21:16,360
‫و اگر همچین مسیری رو در پیش بگیری

366
00:21:16,360 --> 00:21:18,760
‫هرگز نمی‌تونی خانم اَستور رو با خودت ببری

367
00:21:18,800 --> 00:21:21,281
‫توصیه‌ی من اینه که
 کنار خانم اَستور بمونی

368
00:21:21,281 --> 00:21:23,640
‫بالاخره یک جا توی آکادمی برات جور می‌کنه

369
00:21:23,640 --> 00:21:25,760
‫من چندان اهل "بالاخره" و این‌ها نیستم

370
00:21:25,760 --> 00:21:27,360
‫به‌علاوه، هیچی تا ابد یکسان نمی‌مونه

371
00:21:27,360 --> 00:21:29,920
‫و همیشه نمی‌تونم
‫غلام حلقه به‌گوش خانم استور باشم

372
00:21:29,920 --> 00:21:32,240
‫چرا نمی‌تونی؟ من که تونستم

373
00:21:32,240 --> 00:21:34,350
‫نمیاین داخل؟

374
00:21:39,800 --> 00:21:42,040
‫همونطور که می‌بینید
‫فضای اینجا رو افزایش دادیم

375
00:21:42,040 --> 00:21:43,520
‫و زاویه‌ی ورود نور رو تغییر دادیم

376
00:21:43,520 --> 00:21:45,440
‫فوق العاده‌ست

377
00:21:45,440 --> 00:21:47,550
‫پسرم نابغه‌ست

378
00:21:48,840 --> 00:21:50,760
‫می‌تونیم از این اتاق
‫برای تفریح استفاده کنیم

379
00:21:51,800 --> 00:21:54,120
‫حالا بیاین یه نگاهی
‫به کتابخونه‌ی سابق بندازین

380
00:21:54,120 --> 00:21:56,230
‫بهتر از چیزی که فکر می‌کردم از آب دراومد

381
00:21:58,200 --> 00:22:00,320
‫کارت عالی بوده، لری

382
00:22:00,320 --> 00:22:01,521
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

383
00:22:01,521 --> 00:22:03,840
‫به‌نظرم برم نیویورک
‫و دنبال کار بگردم

384
00:22:03,840 --> 00:22:07,040
‫ممکنه یه پیشنهادی در این مورد داشته باشم

385
00:22:07,040 --> 00:22:09,245
‫یه بیوه اینجا در نیوپورت هست

386
00:22:09,268 --> 00:22:10,920
‫که قصد داره خونه‌ش رو

387
00:22:10,920 --> 00:22:14,080
‫تغییر و گسترش بده
‫خانم ریچارد بلین

388
00:22:14,520 --> 00:22:15,600
‫اینجاست؟

389
00:22:15,600 --> 00:22:17,080
‫خارج از فصل؟ چرا؟

390
00:22:17,080 --> 00:22:21,361
‫بعد از فوت شوهرش
‫تصمیم گرفت توی نیوپورت زندگی کنه

391
00:22:21,361 --> 00:22:23,520
‫سال‌های زیادیه که تنهاست؟

392
00:22:23,520 --> 00:22:26,200
‫شوهرش حدوداً 18 ماه پیش فوت کرد

393
00:22:26,200 --> 00:22:28,040
‫به‌نظر برای بازسازی خیلی زود میاد

394
00:22:28,040 --> 00:22:29,400
‫هنوز عزادار نیست؟

395
00:22:29,400 --> 00:22:30,720
‫نه چندان

396
00:22:30,720 --> 00:22:34,281
‫ولی خب جناب بلین مرحوم
‫خیلی مسن‌تر بود

397
00:22:34,281 --> 00:22:36,321
‫یعنی خوشحاله که از شرش خلاص شده؟

398
00:22:37,200 --> 00:22:42,479
‫خب، خوشحاله که می‌تونه پولی رو خرج کنه
‫که شوهرش مثل کفتار توی چنگش گرفته بود

399
00:22:43,000 --> 00:22:44,800
‫خیلی ممنونم، آقای مک‌آلیستر

400
00:22:44,800 --> 00:22:47,920
‫هنوز که ندیدیش
‫ولی فکر کنم شدنی باشه

401
00:22:47,920 --> 00:22:50,120
‫- و اینطوری تمام تابستون اینجایی
‫- آقای راسل

402
00:22:50,120 --> 00:22:53,359
‫قبل از اینکه ببینین‌شون
‫میرم یه نگاهی به اتاق خواب‌ها بندازم

403
00:22:56,040 --> 00:22:58,150
‫در مورد خانم بلین بیشتر برام بگو

404
00:22:58,760 --> 00:23:00,120
‫هرچی شما بگی

405
00:23:00,120 --> 00:23:02,680
‫وقتی با آقای بلین آشنا شد

406
00:23:02,680 --> 00:23:04,560
‫بی‌پول و در شرایط ناجوری بود

407
00:23:04,560 --> 00:23:08,040
‫به‌نظرم فکر نمی‌کرد
‫آقای بلین 20 سال زنده بمونه

408
00:23:08,040 --> 00:23:10,440
‫خب، چرا برنگشت نیویورک؟

409
00:23:10,440 --> 00:23:13,400
‫توی نیوپورت آزادی بیشتری داره

410
00:23:21,960 --> 00:23:24,640
‫اوه، گرسنه‌ای؟

411
00:23:24,640 --> 00:23:26,720
‫شام به‌زودی آماده میشه

412
00:23:26,720 --> 00:23:28,960
‫بازم گریه می‌کردی؟

413
00:23:28,960 --> 00:23:30,520
‫داشتم به پدرت فکر می‌کردم

414
00:23:30,520 --> 00:23:32,200
‫نمی‌تونیم مدام خودمون رو شکنجه کنیم

415
00:23:32,200 --> 00:23:34,440
‫داشتم به اولین باری که دیدمش فکر می‌کردم

416
00:23:36,640 --> 00:23:38,800
‫جونم رو نجات داد

417
00:23:38,800 --> 00:23:40,881
‫تابه‌حال اینو بهت گفته بودم؟

418
00:23:40,881 --> 00:23:42,991
‫نه

419
00:23:43,400 --> 00:23:45,040
‫داشتم از کلیسا برمی‌گشتم خونه

420
00:23:45,040 --> 00:23:49,440
‫دو تا مرد شروع کردن به تعقیب و مسخره کردنم

421
00:23:49,440 --> 00:23:51,551
‫- مردهای سفیدپوست؟
‫- آره

422
00:23:52,520 --> 00:23:56,080
‫یک‌جایی پیچیدم و امیدوار بودم
‫یه جایی برای پنهان شدن پیدا کنم

423
00:23:56,080 --> 00:23:58,680
‫و عملاً با کله رفتم توی بغل پدرت

424
00:23:58,680 --> 00:24:00,790
‫خداروشکر

425
00:24:01,200 --> 00:24:03,763
‫وقتی اون دو مرد بهم رسیدن

426
00:24:03,786 --> 00:24:06,040
‫آرتور خیره نگاهشون کرد

427
00:24:07,600 --> 00:24:10,200
‫نیازی نبود حرفی بزنه
‫و فرار کردن رفتن

428
00:24:12,360 --> 00:24:16,080
‫پدرت بعداً بهم گفت
‫که دیده دارن چیکار می‌کنن

429
00:24:16,080 --> 00:24:19,240
‫و می‌خواسته مطمئن بشه
‫صحیح و سالم می‌رسم خونه

430
00:24:20,680 --> 00:24:22,790
‫هیچوقت اینو نمی‌دونستم

431
00:24:25,280 --> 00:24:28,616
‫همیشه پیش آرتور خیلی احساس امنیت می‌کردم

432
00:24:31,600 --> 00:24:34,229
‫وقتی سال‌های توی بغل مردی می‌خوابی

433
00:24:34,252 --> 00:24:36,415
‫فکر می‌کنی می‌شناسیش، ولی...

434
00:24:40,240 --> 00:24:42,350
‫اومدی

435
00:24:47,360 --> 00:24:49,470
‫شام باید آماده شده باشه

436
00:24:53,120 --> 00:24:55,600
‫چطوری از اوضاع ناجورم باخبر شدی؟

437
00:24:55,600 --> 00:24:57,710
‫آرورا فین بهم گفت

438
00:24:59,321 --> 00:25:02,207
‫اینجا بودنت یعنی
‫بازم باهمدیگه دوستیم؟

439
00:25:02,400 --> 00:25:04,440
‫اسکار، من و تو
‫خیلی بیشتر و بهتر از اونی

440
00:25:04,440 --> 00:25:06,521
‫همدیگه رو می‌شناسیم
‫که دوست نباشیم

441
00:25:06,521 --> 00:25:08,760
‫اگر اینطوره، خوشحالم اومدی

442
00:25:10,760 --> 00:25:12,870
‫خوبه

443
00:25:13,041 --> 00:25:15,081
‫حالا میشه بهم بگی
‫واقعاً چه اتفاقی افتاده؟

444
00:25:16,041 --> 00:25:18,151
‫اتفاق خاصی نبوده

445
00:25:23,200 --> 00:25:26,160
‫درضمن، اون روز صبح توی کلیسا دیدمت

446
00:25:26,160 --> 00:25:29,320
‫کنار یک نفر قدبلند و مومشکی و خوشتیپ

447
00:25:29,320 --> 00:25:31,430
‫بهم بگو

448
00:25:32,761 --> 00:25:36,400
‫توی کافه با یکی آشنا شدم
‫و گفت یه جایی سراغ داره که می‌تونیم بریم

449
00:25:36,400 --> 00:25:38,080
‫بعدش بردت توی یه کوچه‌ی تاریک

450
00:25:38,080 --> 00:25:39,200
‫و سیاه و کبودت کرد

451
00:25:39,200 --> 00:25:40,600
‫و کیف پول و ساعتت رو دزدید

452
00:25:40,600 --> 00:25:42,681
‫ساعتم رو ندزدید

453
00:25:42,681 --> 00:25:43,960
‫نمی‌دونم چرا

454
00:25:43,960 --> 00:25:45,040
‫تا کی می‌خوای اینطوری ادامه بدی؟

455
00:25:45,040 --> 00:25:47,120
‫نمی‌تونی همه‌ش خودتو به‌خطر بندازی

456
00:25:48,080 --> 00:25:51,320
‫کم‌کم دارم فکر می‌کنم
‫شاید درست میگی‌

457
00:25:51,320 --> 00:25:52,680
‫یعنی چی؟

458
00:25:52,680 --> 00:25:56,560
‫به‌نظرم شاید وقتش باشه
‫که زندگی بزرگسالانه‌تری رو در پیش بگیرم

459
00:25:56,560 --> 00:25:59,200
‫نگو که قراره شاهد
‫ظهور "اسکار ون راین"

460
00:25:59,200 --> 00:26:01,600
‫مرد خانواده و ستون جامعه باشیم؟

461
00:26:01,600 --> 00:26:04,080
‫خیلی وقت پیش باید سروکله‌ش پیدا می‌شد

462
00:26:04,080 --> 00:26:07,384
‫می‌دونی که اینطوری
‫خیلی به‌خودت فشار میاری؟

463
00:26:08,641 --> 00:26:12,080
‫هزاران مرد دیگه قبل از من
‫همین‌کارو کردن

464
00:26:12,080 --> 00:26:14,680
‫توام یه‌روزی همین‌کارو می‌کنی

465
00:26:14,680 --> 00:26:16,560
‫من نه

466
00:26:16,560 --> 00:26:20,601
‫قصد ندارم خود واقعیم رو
‫تا ابد مخفی نگه دارم

467
00:26:20,601 --> 00:26:22,200
‫فکر هم نکنم بتونم

468
00:26:22,200 --> 00:26:23,760
‫پس قراره چطوری زندگی کنی؟

469
00:26:23,760 --> 00:26:26,240
‫با یک دوست، یا همدم
‫یا شاید چیزی فراتر از اون

470
00:26:26,240 --> 00:26:28,960
‫اگر یاد بگیرم
‫کمی بااحتیاط زندگی کنم

471
00:26:28,960 --> 00:26:30,480
‫همینم یک زندگی سراسر دروغه

472
00:26:30,480 --> 00:26:32,561
‫ولی اینطوری به خودم دروغ نمیگم

473
00:26:33,800 --> 00:26:36,280
‫برای تو فرق می‌کنه
‫برادر داری

474
00:26:36,280 --> 00:26:39,944
‫ادامه‌ی نسل
‫خاندان "ون راین" به من بستگی داره

475
00:26:42,761 --> 00:26:44,871
‫ازم متنفر نشو

476
00:26:45,760 --> 00:26:47,870
‫هرگز ازت متنفر نمیشم

477
00:26:54,080 --> 00:26:56,680
‫خانم باور گفت
‫شاید یکم قهوه بخواین، جناب

478
00:26:56,680 --> 00:26:58,640
‫اوه، لطفاً ازش تشکر کن

479
00:27:02,640 --> 00:27:04,750
‫خودمون می‌تونیم بریزیم

480
00:27:09,760 --> 00:27:11,400
‫چیزی دید؟

481
00:27:11,400 --> 00:27:13,510
‫چیز چندانی برای دیدن نبود

482
00:27:24,280 --> 00:27:25,760
‫چیز دیگه‌ای میل داری؟

483
00:27:25,760 --> 00:27:27,360
‫قهوه کافیه، ممنون

484
00:27:27,360 --> 00:27:29,240
‫لطف کردی که برام وقت گذاشتی

485
00:27:29,240 --> 00:27:31,720
‫نه بابا این چه حرفیه، ولی به‌نظرم
‫با هدف خاصی به اینجا اومدی

486
00:27:31,720 --> 00:27:33,640
‫حق با توئه

487
00:27:33,640 --> 00:27:35,960
‫امیدوارم دهن‌لقی نکرده باشه

488
00:27:35,960 --> 00:27:39,280
‫ولی دوست‌مون، آقای مک‌آلیستر
‫فکر می‌کنه ناراضی هستی

489
00:27:39,280 --> 00:27:41,800
‫که آکادمی نتونسته
‫جایگاهی برات پیدا کنه

490
00:27:41,800 --> 00:27:43,910
وقتی جایگاهی خالی شده بود

491
00:27:44,240 --> 00:27:47,240
‫ولی افرادی توی لیست هستن
‫که مدت‌هاست منتظرن

492
00:27:48,400 --> 00:27:50,360
‫روز توام بالاخره سر می‌رسه، عزیزم

493
00:27:50,360 --> 00:27:55,040
‫و آکادمی موسیقی 30 ساله
‫که داره به جامعه‌ی نیویورک خدمت می‌کنه

494
00:27:55,040 --> 00:27:56,960
‫با این اوصاف، لایق وفاداری ما نیستن؟

495
00:27:56,960 --> 00:27:59,960
‫شاید لایق وفاداری تو باشن، ولی من نه
‫نه وقتی بهم اجازه‌ی عضویت نمیدن

496
00:27:59,960 --> 00:28:01,040
‫چرا پیش‌بینی این وضعیت رو نکردن

497
00:28:01,040 --> 00:28:03,280
‫و وقتی فرصتش رو داشتن
‫جایگاه‌های بیشتری نساختن؟

498
00:28:03,280 --> 00:28:05,200
‫آکادمی کوته‌بین بوده

499
00:28:05,200 --> 00:28:07,080
‫بهم گفتن توی تالار اپرای متروپولیتن جدید

500
00:28:07,080 --> 00:28:09,190
‫ صد و بیست جایگاه وجود داره

501
00:28:10,080 --> 00:28:12,040
‫ولی نمی‌تونن تالارشون رو اختصاصی کنن

502
00:28:12,040 --> 00:28:15,463
‫ولی با این همه آدمایی جدیدی که
‫اومدن به شهر، جایگاه‌ها پر می‌شن

503
00:28:16,360 --> 00:28:20,200
‫خانم راسل، اینو بدون
‫که خیلی به موفقیتت

504
00:28:20,200 --> 00:28:22,000
‫در نیویورک افتخار می‌کنم

505
00:28:22,000 --> 00:28:23,481
‫- لطف داری
‫- نه، جدی میگم

506
00:28:23,481 --> 00:28:27,520
‫تلاش کردی که پذیرفته بشی
‫و امیدوارم بهت کمکی کرده باشم

507
00:28:28,640 --> 00:28:30,920
‫دلت که نمی‌خواد
‫تمام این‌ها رو دور بریزی

508
00:28:30,920 --> 00:28:33,720
‫و ببینی برگشتی به خونه‌ی اول
‫و باید جمع کنی بری؟

509
00:28:33,720 --> 00:28:36,880
‫به‌نظرم دلم می‌خواد جایی برم
‫که قدرمو بدونن

510
00:28:36,880 --> 00:28:38,080
‫جایی که رفتار مردمش دوستانه‌ست

511
00:28:38,080 --> 00:28:41,120
‫خب، آشنایی با حاضرین
‫تالار اپرای جدید آسونه

512
00:28:41,760 --> 00:28:44,696
‫ولی بعداً می‌بینی که
‫به‌سختی میشه از شرشون خلاص شد

513
00:28:46,601 --> 00:28:49,080
‫نظرت چیه ضیافت شامی
‫برای علاقه‌مندان به اپرا برگزار کنم

514
00:28:49,080 --> 00:28:50,360
‫که در مورد کل این موضوع صحبت کنیم؟

515
00:28:50,360 --> 00:28:52,720
‫- توام میای؟
‫- میشه لیست مهمان‌ها رو ببینم؟

516
00:28:52,720 --> 00:28:53,880
‫وقتی لیستی تهیه کردم آره

517
00:28:53,880 --> 00:28:55,561
‫ولی قبلش تاریخی
‫که می‌تونی بیای رو بهم بگو

518
00:28:55,561 --> 00:28:57,671
‫می‌خوام باشی تا راهنماییم کنی

519
00:28:58,160 --> 00:29:00,520
این مسئله رو جدی می‌گیرم

520
00:29:00,520 --> 00:29:02,760
‫نمی‌خوام ببینم بخاطر گرفتن طرف بازنده

521
00:29:02,760 --> 00:29:04,440
‫بهای سنگینی بپردازی

522
00:29:04,440 --> 00:29:06,600
‫خب، یک نکته رو درست گفتی، خانم استور

523
00:29:06,600 --> 00:29:09,480
‫قطعاً قصد دارم
‫طرف برنده رو بگیرم

524
00:29:12,961 --> 00:29:16,320
‫قایم کردن عکسش
‫باعث از بین رفتن درد نمیشه

525
00:29:16,320 --> 00:29:19,440
‫معلومه که نمیشه
‫ولی می‌خوای هر روز بهت یادآوری بشه؟

526
00:29:19,440 --> 00:29:22,320
‫آرتور، ما یه نوه داشتیم

527
00:29:22,880 --> 00:29:25,080
‫جای عکسش کنار عکس

528
00:29:25,080 --> 00:29:28,200
‫والدین تو و من و بقیه‌ی خانواده‌ست

529
00:29:28,200 --> 00:29:30,160
‫همه‌شون مردن
‫ولی هنوزم خانواده‌مون هستن!

530
00:29:30,160 --> 00:29:33,040
‫باشه! می‌خوای به‌زبون بیارم؟
‫اشتباه می‌کردم!

531
00:29:33,040 --> 00:29:35,360
‫فکر می‌کردم تصمیم درستی گرفتم
‫ولی اشتباه می‌کردم!

532
00:29:35,360 --> 00:29:37,470
‫باید پسره رو نگه می‌داشتیم!

533
00:29:41,960 --> 00:29:44,361
‫بیا! راضی شدی؟

534
00:29:44,361 --> 00:29:47,720
‫چطور می‌تونم راضی باشم؟

535
00:29:47,720 --> 00:29:49,680
‫نوه‌م مرده

536
00:29:56,360 --> 00:29:58,470
‫برات شام نگه داشتیم

537
00:30:00,080 --> 00:30:02,190
‫گرسنه نیستم

538
00:30:04,000 --> 00:30:06,680
‫توی این سن خیلی شبیه توئه

539
00:30:09,480 --> 00:30:11,760
‫اینجا بذاریمش؟

540
00:30:16,600 --> 00:30:18,640
‫فکر نکنم

541
00:30:18,640 --> 00:30:20,750
‫می‌خوام بذارمش توی اتاقم

542
00:30:22,720 --> 00:30:25,320
‫نمی‌خواد توی دید باشه، دوروتی

543
00:30:25,320 --> 00:30:27,430
‫اون نمی‌خواد، یا تو نمی‌خوای؟

544
00:30:28,920 --> 00:30:31,000
‫شب‌ها بیدار می‌مونم

545
00:30:31,000 --> 00:30:35,408
‫و به این فکر می‌کنم
‫که باید به‌جای اون‌کارهام، چیکار می‌کردم

546
00:30:35,920 --> 00:30:38,030
‫متاسفم

547
00:30:38,800 --> 00:30:40,880
‫فقط می‌تونم همینو بگم

548
00:30:40,880 --> 00:30:42,040
‫خب، باید اونقدر تکرارش کنی

549
00:30:42,040 --> 00:30:44,640
‫که پگی بتونه ببخشتت

550
00:30:44,640 --> 00:30:46,240
‫یا من بتونم

551
00:30:46,240 --> 00:30:48,480
‫ولی متوجه نیستی؟

552
00:30:48,480 --> 00:30:50,161
‫حتی اگرم متاسف باشی

553
00:30:50,161 --> 00:30:52,271
‫و باور دارم هستی...

554
00:30:53,360 --> 00:30:55,470
‫چیزی رو عوض نمی‌کنه

555
00:30:58,560 --> 00:31:00,920
‫پس قراره تا آخر عمرت ازم متنفر باشی؟

556
00:31:00,920 --> 00:31:03,030
‫ازت متنفر نیستم

557
00:31:03,840 --> 00:31:06,959
‫ولی باید یک‌مدت از همدیگه دور باشیم

558
00:31:07,520 --> 00:31:10,919
‫خیلی وقته که
‫توی این مثلث پشیمونی گیر افتادیم

559
00:31:12,000 --> 00:31:14,110
‫میرم بخوابم

560
00:31:24,360 --> 00:31:28,160
‫ای‌کاش می‌موندی
‫خیلی زود داری میری

561
00:31:28,160 --> 00:31:29,721
‫خیلی نگرانتم

562
00:31:29,721 --> 00:31:31,640
‫قرار که نیست
‫امروز بری بانک؟

563
00:31:31,640 --> 00:31:33,921
‫بهشون گفتم هفته‌ی بعد میام

564
00:31:34,720 --> 00:31:36,641
‫ماریان، مراقبش باش

565
00:31:36,641 --> 00:31:38,751
‫چشم

566
00:31:45,960 --> 00:31:48,560
‫حالت چطوره؟ جداً؟

567
00:31:48,560 --> 00:31:51,120
‫به قول معروف، دارم قدم‌ به قدم جلو میرم

568
00:31:51,120 --> 00:31:52,760
‫می‌تونست خیلی بدتر از اینا باشه

569
00:31:52,760 --> 00:31:54,760
‫آره واقعاً. ممکن بود کشته بشم

570
00:31:54,760 --> 00:31:56,960
‫اونوقت اصلاً زنده بودنم چه فایده‌ای داشت؟

571
00:31:56,960 --> 00:31:59,070
‫این حرفو نزن

572
00:31:59,520 --> 00:32:04,400
‫اوه، ببین. مهمانی ناهار
‫که قطعاً دعوت نیستم

573
00:32:04,400 --> 00:32:06,760
‫نگو که هنوزم به فکر گلادیس راسل هستی

574
00:32:06,760 --> 00:32:08,760
‫گمونم الان توی کانون توجه همه‌ست؟

575
00:32:08,760 --> 00:32:10,720
‫معلومه. خوشگله. پولداره

576
00:32:10,720 --> 00:32:12,640
‫توی جامعه رفت‌وآمد داره
‫و اینجا نیویورکه

577
00:32:12,640 --> 00:32:14,680
‫ولی تو هنوزم خاطرخواهشی؟

578
00:32:14,680 --> 00:32:16,440
‫تسلیم نشدی؟

579
00:32:16,440 --> 00:32:18,040
‫باید تسلیم بشم

580
00:32:18,040 --> 00:32:22,041
‫هیچوقت جواب نامه‌هام رو نمیده
‫و وقتی همدیگه رو می‌بینیم، رفتارش خیلی خشکه

581
00:32:22,041 --> 00:32:24,120
‫مطمئنم خانم راسل بهش گفته
‫باهام صحبت نکنه

582
00:32:24,120 --> 00:32:26,160
‫خب، اگر واقعاً عاشقشی

583
00:32:26,160 --> 00:32:27,600
‫باید یک‌بار دیگه تلاش بکنی

584
00:32:27,600 --> 00:32:30,520
‫ولی این‌دفعه، یک نقشه‌ی درست‌و‌حسابی بریز

585
00:32:30,920 --> 00:32:33,030
‫وجودمو از اراده پر می‌کنی

586
00:32:35,680 --> 00:32:39,320
‫خب، هنوز رازت رو به عمه‌هات نگفتی؟

587
00:32:39,320 --> 00:32:41,280
‫نه، ولی میگم

588
00:32:41,640 --> 00:32:42,720
‫کی؟

589
00:32:42,720 --> 00:32:44,720
‫وقتی دیگه نتونستم مخفیش کنم

590
00:32:45,800 --> 00:32:47,910
‫تو چی؟

591
00:32:50,160 --> 00:32:53,080
‫نمی‌دونم دیگه چقدر می‌تونم
‫پیش والدینم بمونم

592
00:32:53,880 --> 00:32:55,990
‫راه چاره چیه؟

593
00:32:56,520 --> 00:32:59,960
‫احیاناً نمیشه برگردم عمارت خیابان شصت و یکم؟

594
00:32:59,960 --> 00:33:01,800
‫اگر خانم ون راین
‫جایگزینی برام پیدا نکرده...

595
00:33:01,800 --> 00:33:03,840
‫بهت اطمینان میدم که پیدا نکرده

596
00:33:03,840 --> 00:33:05,400
‫پس میشه ازش بپرسی
‫حاضره باهام ملاقات کنه یا نه؟

597
00:33:05,400 --> 00:33:07,480
‫عمه اَگنس با آغوش باز می‌پذیرتت

598
00:33:07,480 --> 00:33:09,720
‫منم همینطور

599
00:33:09,720 --> 00:33:12,080
‫تمام افراد اون خونه
‫اینقدر خون‌گرم نیستن

600
00:33:13,280 --> 00:33:17,199
‫به‌نظرم عمه اگنس پشیمونه که
‫ آرمسترانگ رو نگه داشته و اجازه داده تو بری

601
00:33:17,480 --> 00:33:20,880
‫اگر حس می‌کنی تحمل اون رو داری
‫لطفاً برگرد

602
00:33:20,880 --> 00:33:24,161
‫خوشحال میشم، علیرغم خانم آرمسترانگ

603
00:33:24,161 --> 00:33:26,160
‫با عمه اگنس صحبت می‌کنم
‫و برات نامه می‌نویسم

604
00:33:26,160 --> 00:33:28,270
‫ممنونم

605
00:33:29,320 --> 00:33:31,120
‫ولی چه نیازی به کمک من داری؟

606
00:33:31,120 --> 00:33:32,400
‫خودت گلادیس راسل رو می‌شناسی

607
00:33:32,400 --> 00:33:34,160
‫چرا نمی‌تونی خودت
‫باهاش قرار ملاقات بذاری؟

608
00:33:34,160 --> 00:33:36,360
‫چون مادرش نمی‌خواد
‫من خواستگارش باشم

609
00:33:37,040 --> 00:33:40,081
‫خانم راسل از مردهایی
‫که خودش انتخاب نکرده خوشش نمیاد

610
00:33:40,081 --> 00:33:42,280
‫ولی نمی‌فهمم چه کمکی از دست من برمیاد

611
00:33:42,280 --> 00:33:43,601
‫بازم قهوه میل داری؟

612
00:33:43,601 --> 00:33:45,440
‫یا برات ساندویچ بیارم؟

613
00:33:45,440 --> 00:33:47,550
‫خودم برمی‌دارم

614
00:33:47,800 --> 00:33:49,480
‫خوشحالم می‌بینم حالت بهتره

615
00:33:49,480 --> 00:33:51,590
‫خیلی وحشتناک بود؟

616
00:33:53,040 --> 00:33:55,280
‫واقعاً باعث شد به‌فکر فرو برم

617
00:33:55,280 --> 00:33:57,240
‫چرا الکی اطراف نیویورک ول می‌چرخیدم

618
00:33:57,240 --> 00:34:00,080
‫درحالی‌که باید خونه
‫سر میز شام و پیش خانواده‌م می‌بودم؟

619
00:34:00,080 --> 00:34:02,480
‫خدای من. یعنی می‌خوای ازدواج کنی؟

620
00:34:03,880 --> 00:34:05,990
‫گمونم آره

621
00:34:06,320 --> 00:34:08,623
‫و اینجاست که بازم می‌رسیم
‫به موضوع خانم راسل

622
00:34:08,680 --> 00:34:09,760
‫لطفاً کمکم کن

623
00:34:09,760 --> 00:34:12,161
‫قبلاً بهت کمک کردم
‫ولی نتیجه‌ای نداشت

624
00:34:12,161 --> 00:34:13,241
‫این‌دفعه می‌دونم چیکار کنم

625
00:34:13,241 --> 00:34:15,351
‫فقط کافیه چند دقیقه
‫باهاش تنها باشم

626
00:34:16,040 --> 00:34:17,321
‫از جفتمون برای ناهار دعوت کن

627
00:34:17,321 --> 00:34:19,560
‫نه، این خیلی ضایع‌ست...

628
00:34:20,800 --> 00:34:24,320
‫ولی می‌خواستم جشنی برای بازگشت
‫پسرعمو "دشل" بگیرم

629
00:34:24,320 --> 00:34:26,000
‫می‌تونی به اون جشن بیای

630
00:34:26,000 --> 00:34:28,560
‫چه دلیلی می‌تونی داشته باشی
‫که گلادیس رو دعوت کنی ولی مادرشو نه؟

631
00:34:28,560 --> 00:34:30,520
‫بسپارش به خودم

632
00:34:30,520 --> 00:34:32,520
‫یه فکری دارم

633
00:34:32,520 --> 00:34:34,441
‫خانم فین قراره یک جشن
‫برای پسرعموش بگیره

634
00:34:34,441 --> 00:34:37,000
‫- چه ایرادی داره؟
‫- همون روزیه که مراسم شام دارم

635
00:34:37,000 --> 00:34:38,240
‫چطور می‌تونه همچین کاری بکنه؟

636
00:34:38,240 --> 00:34:40,841
‫شاید آقای مونتگومری
‫روز دیگه‌ای وقت نداشته

637
00:34:40,841 --> 00:34:42,280
‫ساعت 3 و نیم شروع میشه

638
00:34:42,280 --> 00:34:44,200
‫قبل از ساعت 6 برمی‌گردیم
‫و یه عالمه وقت داریم آماده بشیم

639
00:34:44,200 --> 00:34:45,360
‫من نمی‌تونم بیام

640
00:34:45,360 --> 00:34:46,920
‫اون روز نمی‌تونم از خونه برم بیرون

641
00:34:46,920 --> 00:34:49,680
‫پس گلادیس می‌تونه همراه خانم بروک بره
‫قطعاً ایشونم دعوت شده

642
00:34:49,680 --> 00:34:52,263
‫ولی خانم بروک در مقابل مرد‌هایی که
‫مورد تاییدم نیستن ازش محافظت می‌کنه؟

643
00:34:52,263 --> 00:34:52,960
‫واقعاً، مادر

644
00:34:52,960 --> 00:34:54,920
‫میگی نباید با مردهایی
‫که مورد تاییدت نیستن حرف بزنم

645
00:34:54,920 --> 00:34:56,840
‫ولی هیچکس مورد تاییدت نیست

646
00:34:56,840 --> 00:34:59,041
‫باید بهش اجازه بدیم بره بیرون

647
00:34:59,041 --> 00:35:01,151
‫نمی‌تونی توی جعبه حبسش کنی

648
00:35:01,520 --> 00:35:03,560
‫اوه، خیلی‌خب. تسلیمم

649
00:35:04,960 --> 00:35:06,040
‫ممنون

650
00:35:06,040 --> 00:35:07,720
‫لازمه من برای مراسم شام بیام؟

651
00:35:07,720 --> 00:35:10,280
‫چون توی پیتسبرگ مشکلاتی پیش اومده
‫که باید بهشون رسیدگی کنم

652
00:35:10,280 --> 00:35:12,120
‫نیاز دارم باشی

653
00:35:12,120 --> 00:35:14,230
‫ای‌کاش می‌تونستم
‫این قضیه رو درک کنم

654
00:35:14,720 --> 00:35:17,840
‫تو که اصلاً از اپرا خوشت نمیاد
‫تا جایی که متوجه شدم

655
00:35:18,320 --> 00:35:21,360
‫جورج، اپرا جاییه که طبقه‌ی اعیان
‫خودش رو به نمایش می‌ذاره

656
00:35:21,360 --> 00:35:23,480
‫نه تنها توی نیویورک
‫بلکه در سراسر اروپا

657
00:35:23,480 --> 00:35:24,680
‫و افراد سرشناس جایگاه‌هایی دارن

658
00:35:24,680 --> 00:35:26,960
‫که توش همدیگه رو می‌بینن
‫و بچه‌هاشون با هم آشنا میشن

659
00:35:26,960 --> 00:35:29,480
‫و چرخ‌های طبقه‌ی اعیان اینطوری می‌چرخه

660
00:35:29,480 --> 00:35:32,560
‫آکادمی سعی کرد
‫ جلوی ساخته شدن متروپولیتن رو بگیره

661
00:35:32,560 --> 00:35:33,841
‫و فکر کردن می‌تونن

662
00:35:33,841 --> 00:35:35,680
‫ولی تا آخر اکتبر ساختش تمام میشه

663
00:35:35,680 --> 00:35:36,920
‫اگر تصمیم گرفتی
‫طرف متروپولیتن رو بگیری

664
00:35:36,920 --> 00:35:38,840
‫می‌دونی که با خانم استور سرشاخ میشی؟

665
00:35:38,840 --> 00:35:39,920
‫خب؟

666
00:35:39,920 --> 00:35:41,440
‫البته عاشق اینم که ازش نمی‌ترسی

667
00:35:41,440 --> 00:35:44,041
‫خوشحال میشم دوستش باشم، جورج
‫ولی نوکرش نه

668
00:35:48,160 --> 00:35:49,960
‫آرورا نامه فرستاده

669
00:35:49,960 --> 00:35:51,880
‫قراره برای پسرعموش دشل
‫مراسم چای‌خوری بگیره

670
00:35:52,800 --> 00:35:54,600
‫قرار نبود تو بگیری؟

671
00:35:54,600 --> 00:35:56,880
‫آرورا می‌تونه این‌کارو بکنه
‫ناسلامتی دخترعموشه

672
00:35:56,880 --> 00:36:00,000
‫همه‌مون میریم، و ماریان می‌تونه
‫با جوون‌های مناسب بیشتری آشنا بشه

673
00:36:00,000 --> 00:36:02,040
‫البته مطمئن نیستم
‫تعریف شما از مناسب

674
00:36:02,040 --> 00:36:03,120
‫مثل من باشه

675
00:36:03,120 --> 00:36:05,230
‫اگر نیست، باید باشه

676
00:36:06,360 --> 00:36:09,920
‫امیدوارم هنوزم بخاطر اون
‫آقای ریکس خسته‌کننده غم‌باد نگرفته باشی

677
00:36:09,920 --> 00:36:11,520
‫اوه، اگنس

678
00:36:11,520 --> 00:36:13,720
‫نیازی نیست حرف اینو پیش بکشی

679
00:36:13,720 --> 00:36:15,041
‫نه چندان، عمه اگنس

680
00:36:15,041 --> 00:36:17,040
‫بالاخره قرار بود ازدواج کنن

681
00:36:17,040 --> 00:36:19,121
‫و امیدوارم دفعه‌ی بعد
‫به حرفمون گوش کنی

682
00:36:19,121 --> 00:36:20,800
‫و فرض نکنی
‫که هیچی حالی‌مون نیست

683
00:36:20,800 --> 00:36:22,910
‫بیشتر دقت می‌کنم...

684
00:36:23,240 --> 00:36:24,400
‫اگر دفعه‌ی بعدی وجود داشت

685
00:36:24,400 --> 00:36:26,160
‫فقط همینو می‌خوایم
‫مگه نه، ایدا؟

686
00:36:26,160 --> 00:36:27,920
‫که به توصیه‌مون احترام بذاری

687
00:36:27,920 --> 00:36:29,880
‫من فقط می‌خوام ماریان شاد باشه

688
00:36:40,520 --> 00:36:43,560
‫برو تایید کن
‫این آخرین لیست سفارش‌هاست

689
00:36:43,560 --> 00:36:45,481
‫بده به من

690
00:36:45,481 --> 00:36:47,040
‫چطور پیش میره؟

691
00:36:47,040 --> 00:36:48,120
‫به‌موقع آماده میشیم؟

692
00:36:48,120 --> 00:36:50,400
‫فکر کنم، ولی مهم‌ترین چیز برنامه‌ریزیه

693
00:36:50,400 --> 00:36:51,720
‫ازت می‌خوام
‫یه لطفی بهم بکنی

694
00:36:51,720 --> 00:36:54,440
‫همونطور که می‌دونین، خانم راسل امیدواره
‫سنگ تموم بذاره

695
00:36:54,440 --> 00:36:56,960
‫پس قراره یک‌سری کارگر
‫از خونه‌های دیگه قرض بگیریم

696
00:36:56,960 --> 00:36:58,720
‫و ازم می‌خوای
‫تعدادشون رو بیشتر کنم

697
00:36:58,720 --> 00:37:00,880
‫- راستش، نه
‫- مشکلی نیست. بخشی از وظیفمه

698
00:37:00,880 --> 00:37:03,640
‫نه، ازت می‌خوام
‫نقش دستیار رو ایفا کنی

699
00:37:03,640 --> 00:37:05,321
‫و حواست به شراب‌ها باشه

700
00:37:05,321 --> 00:37:06,800
‫البته با همدیگه بررسی‌شون می‌کنیم

701
00:37:06,800 --> 00:37:09,480
‫ولی میشه لطفاً
‫حواست به باز کردن، ریختن، خنک کردن

702
00:37:09,480 --> 00:37:10,920
‫و پخش توی مراسم باشه؟

703
00:37:10,920 --> 00:37:12,960
‫خوشحال میشم

704
00:37:12,960 --> 00:37:14,120
‫ولی واقعاً فکر می‌کنین

705
00:37:14,120 --> 00:37:16,000
‫طرف متروپولیتن جدید رو بگیره؟

706
00:37:16,000 --> 00:37:17,720
‫کم‌کم داره اینطور به‌نظر میاد

707
00:37:17,720 --> 00:37:19,201
‫اینطوری خانم استور کینه به‌دل نمی‌گیره؟

708
00:37:19,201 --> 00:37:22,023
‫خانم راسل شجاع‌تر از این حرفاست

709
00:37:33,320 --> 00:37:34,561
‫باهامون بیا!

710
00:37:34,561 --> 00:37:36,671
‫- بابا؟
‫- برو

711
00:37:41,960 --> 00:37:45,920
‫دشل، چقدر خوشحالم می‌بینمت

712
00:37:45,920 --> 00:37:49,080
‫ولی باید به محض رسیدن به نیویورک
‫باهامون تماس می‌گرفتی

713
00:37:49,080 --> 00:37:51,001
‫بله واقعاً باید همین‌کارو می‌کردم
‫زن‌عمو اگنس

714
00:37:51,001 --> 00:37:52,280
‫امیدوارم بتونین منو ببخشید

715
00:37:52,280 --> 00:37:54,390
‫اوه، معلومه که می‌تونیم

716
00:37:55,120 --> 00:37:56,360
‫اسکار رو که می‌شناسی

717
00:37:56,360 --> 00:37:57,640
‫اسکار. خدای من

718
00:37:57,640 --> 00:38:00,080
‫از آخرین باری که همدیگه رو دیدیم
‫خیلی پیرتر شدیم

719
00:38:00,080 --> 00:38:01,201
‫بهم یادآوری نکن

720
00:38:01,201 --> 00:38:04,480
‫و این برادرزادمونه، ماریان بروک
‫که الان پیش ما زندگی می‌کنه

721
00:38:04,480 --> 00:38:06,320
‫این یعنی با هم فامیلیم؟

722
00:38:06,320 --> 00:38:07,880
‫تقریباً، ولی نه چندان

723
00:38:07,880 --> 00:38:09,920
‫فرانسس کجاست؟ اینجاست؟

724
00:38:09,920 --> 00:38:12,481
‫آره. ولی گروهی از بچه‌ها رو پیدا کرد

725
00:38:12,481 --> 00:38:14,591
‫و از دستم فرار کرد

726
00:38:14,921 --> 00:38:16,920
‫پسرعمو دشل، خوش اومدی

727
00:38:18,000 --> 00:38:19,720
‫بیا، بریم چایی بخوریم؟

728
00:38:19,720 --> 00:38:21,830
‫دشل، خوشحالم می‌بینمت

729
00:38:25,240 --> 00:38:29,120
‫اسکار، چرا کتابخونه‌ی جدید چارلز رو
‫به خانم راسل نشون نمیدی؟

730
00:38:29,120 --> 00:38:31,480
‫اون کتابخونه مایه‌ی افتخارمه

731
00:38:31,480 --> 00:38:32,640
‫بریم؟

732
00:38:32,640 --> 00:38:34,750
‫اگر مایل باشین

733
00:38:37,280 --> 00:38:38,920
‫خیلی خوشحالم حالت بهتر شده

734
00:38:38,920 --> 00:38:40,120
‫هنوز نمی‌تونم برقصم

735
00:38:40,120 --> 00:38:43,360
‫ولی وقتی تونستم
‫شریک رقصم خودتی

736
00:38:43,360 --> 00:38:45,120
‫- مادرت اینجاست؟
‫- نه

737
00:38:45,120 --> 00:38:47,040
‫وگرنه جرات نمی‌کردم
‫باهات صحبت کنم

738
00:38:47,040 --> 00:38:49,150
‫پس خوشحالم نیومده

739
00:38:50,401 --> 00:38:53,320
‫خب، حداقل الان می‌دونم
‫چرا هیچوقت جواب نامه‌هام رو ندادی

740
00:38:53,320 --> 00:38:56,568
‫از نظر مامان ندادن نامه‌هات به من
‫کار اشتباهی نیست

741
00:38:56,600 --> 00:38:59,328
‫گمونم فکر می‌کنه
‫چیز چندانی برای ارائه دادن ندارم

742
00:38:59,440 --> 00:39:02,880
‫و برای همین از آرورا خواستم
‫این مهمونی رو راه بندازه

743
00:39:03,640 --> 00:39:05,640
‫تا بتونم شخصاً بهت پیشنهاد بدم

744
00:39:05,640 --> 00:39:07,801
‫- چی؟
‫- می‌دونم مردهایی هستن

745
00:39:07,801 --> 00:39:09,702
‫که جوون‌تر و پولدارتر از من هستن

746
00:39:09,725 --> 00:39:11,448
‫ولی کنار هم خوب زندگی می‌کنیم

747
00:39:11,481 --> 00:39:12,561
‫می‌تونی خودت دوستانت رو انتخاب کنی

748
00:39:12,561 --> 00:39:14,280
‫خودت خونه‌ت رو بگردونی
‫مسئول زندگی خودت باشی

749
00:39:14,280 --> 00:39:16,480
‫- مگه همین رو نمی‌خوای؟
‫- بله کاملاً

750
00:39:16,480 --> 00:39:17,760
‫و من اهل زور گفتن نیستم

751
00:39:17,760 --> 00:39:21,200
‫هرگز مجبورت نمی‌کنم
‫ نظرات و تفکرات من رو تکرار کنی

752
00:39:21,200 --> 00:39:22,680
‫معلومه که نه

753
00:39:22,680 --> 00:39:24,280
‫اکثر مردها این‌کارو می‌کنن

754
00:39:24,280 --> 00:39:26,040
‫گمونم درست میگی

755
00:39:26,040 --> 00:39:29,479
‫خوشحال میشم مدام سرم نق زده بشه...

756
00:39:29,961 --> 00:39:32,742
‫به شرط اینکه اونی که نق می‌زنه تو باشی

757
00:39:32,760 --> 00:39:35,080
‫زندگی‌مون لذت‌بخش میشه، گلادیس
‫مطمئنم میشه

758
00:39:35,080 --> 00:39:37,120
‫می‌خوام خوشبخت باشیم...

759
00:39:38,640 --> 00:39:41,040
‫خیلی خوشبخت
‫و به‌نظرم می‌تونیم باشیم

760
00:39:45,520 --> 00:39:46,760
‫- اوه، من...
‫- الان جواب نده

761
00:39:46,760 --> 00:39:50,361
‫فقط بدون که عشق و تحسینم نسبت به تو
‫ فراتر از چیزیه که می‌تونم بگم

762
00:39:50,361 --> 00:39:52,640
‫فراتر از چیزی که
‫تابه‌حال نسبت به زن دیگه‌ای حس کردم

763
00:39:52,640 --> 00:39:54,640
‫ولی تو که منو نمی‌شناسی
‫نه درست‌و‌حسابی

764
00:39:54,640 --> 00:39:58,040
‫می‌دونم باهوش و خوبی

765
00:39:58,040 --> 00:40:00,919
‫و وقتی بهت اجازه بدن
‫مستقل و شوخ‌طبعی

766
00:40:01,320 --> 00:40:03,960
‫هر خصلتی که تحسین می‌کنم رو داری
‫جدی میگم

767
00:40:03,960 --> 00:40:06,080
‫نباید این حرف‌ها رو به پدرم بزنی؟

768
00:40:06,080 --> 00:40:07,160
‫براش نامه می‌نویسم

769
00:40:07,160 --> 00:40:09,080
‫اسکار؟ گلادیس؟

770
00:40:10,240 --> 00:40:11,880
‫نباید چای رو از دست بدین

771
00:40:11,880 --> 00:40:13,990
‫البته که نه

772
00:40:17,080 --> 00:40:20,801
‫گولد، اوضاع شوالیه‌های کارگری
‫چطور پیش میره؟

773
00:40:20,801 --> 00:40:22,240
‫بیشتر به نفع منه تا اونا

774
00:40:22,240 --> 00:40:23,560
‫انتظار کمتر از اینو هم ندارم

775
00:40:23,560 --> 00:40:25,161
‫خواسته‌های عجیب و غریبی دارن

776
00:40:25,161 --> 00:40:27,240
‫رهبرشون، پاودرلی
‫میگه می‌خواد تمام کارگرها

777
00:40:27,240 --> 00:40:29,720
‫با کارفرماهاشون شریک باشن

778
00:40:29,720 --> 00:40:32,240
‫می‌تونه هرچیزی بخواد
‫آقای گولد، ولی قرار نیست به‌ دستشون بیاره

779
00:40:32,240 --> 00:40:33,520
‫خسارتی بهت وارد شده؟

780
00:40:33,520 --> 00:40:34,720
‫به تو وارد شده؟

781
00:40:34,720 --> 00:40:36,480
‫اینجا جای رقابت نیست، آقایون

782
00:40:36,480 --> 00:40:38,840
‫آقای گولد بازار طلا رو قبضه نکرده

783
00:40:38,840 --> 00:40:41,400
‫آقای راسل هم
‫مشغول ورشکسته کردن خط راه‌آهن نیست

784
00:40:41,400 --> 00:40:44,280
‫برای یک‌بارم که شده
‫در یک جبهه‌ایم

785
00:40:44,280 --> 00:40:45,440
‫درست میگه

786
00:40:45,440 --> 00:40:47,550
‫بیاین از حسش لذت ببریم

787
00:40:48,480 --> 00:40:50,520
‫خب، سعی کردن روند حمل‌و‌نقل
‫محموله‌هام رو هدف بگیرن

788
00:40:50,520 --> 00:40:51,720
‫و بعضی‌هاشون رو تعطیل کردن

789
00:40:51,720 --> 00:40:54,160
‫- ولی تسلیم نشدی؟
‫- نمی‌تونیم تسلیم بشیم!

790
00:40:54,160 --> 00:40:56,480
‫هر بار کوتاه بیایم
‫لیست خواسته‌هاشون بلندبالاتر میشه

791
00:40:56,480 --> 00:40:59,960
‫خونه، بیمه‌ی درمانی
‫کار کمتر، حقوق بیشتر

792
00:40:59,960 --> 00:41:02,280
‫محضی رضای خدا
‫میگن ساعات کار روزانه 8 ساعت باشه!

793
00:41:02,280 --> 00:41:05,760
‫تدابیر ایمنی‌ای می‌خوان که باعث میشه
‫یه شیرخوارگاه در مقابلش ناامن به‌نظر بیاد

794
00:41:05,760 --> 00:41:07,680
‫اصل موضوع اینه که
‫نمی‌تونیم عقب‌نشینی کنیم

795
00:41:07,680 --> 00:41:10,760
‫وگرنه کنترل تمام چیزهایی رو از دست میدیم
‫ که عمرمون رو صرف ساختنشون کردیم

796
00:41:10,760 --> 00:41:13,280
‫برای یک‌بارم که شده
‫باید متحد باقی بمونیم

797
00:41:13,281 --> 00:41:16,200
‫و هرموقع خودمون خواستیم
‫تغییری ایجاد کنیم، نه وقتی اونا می‌خوان

798
00:41:16,200 --> 00:41:18,400
‫یه مشت اوباشن
‫پس مثل اوباش‌ها باهاشون رفتار می‌کنیم

799
00:41:19,121 --> 00:41:21,200
‫اگر پاش برسه
‫نصف طبقه‌ی کارگر رو استخدام می‌کنم

800
00:41:21,200 --> 00:41:23,310
‫که نصف دیگه رو بکشن

801
00:41:25,120 --> 00:41:26,520
‫- ممنونم
‫- خداحافظ، آرورا

802
00:41:26,520 --> 00:41:28,761
‫و از جفتتون ممنونم
‫مهمانی لذت‌بخشی بود

803
00:41:28,761 --> 00:41:30,280
‫همه‌چیز فوق العاده‌ بود

804
00:41:30,280 --> 00:41:32,240
‫اوه، خواهش می‌کنم
‫خیلی خوشحال شدیم تونستین بیاین

805
00:41:32,240 --> 00:41:35,200
‫زن‌عمو اگنس
‫میشه یک دقیقه بیشتر وقتت رو بگیرم؟

806
00:41:35,200 --> 00:41:38,281
‫فرانسس رو پیدا کردم
‫و می‌خواد سلام کنه

807
00:41:38,281 --> 00:41:40,321
‫خیلی خوشحالم می‌بینمت، عزیزدلم

808
00:41:40,321 --> 00:41:42,480
‫زن‌عمو اگنس
‫زن‌عمو ایدا، چطورین؟

809
00:41:42,480 --> 00:41:44,401
‫معلومه که حافظه‌ی خوبی داری

810
00:41:45,880 --> 00:41:48,120
‫خانم بروک؟
‫شما اینجا چیکار می‌کنی؟

811
00:41:48,120 --> 00:41:49,200
‫خانم بروک رو از کجا می‌شناسی؟

812
00:41:49,200 --> 00:41:51,310
‫توی سنت‌مری معلممه

813
00:41:51,840 --> 00:41:53,400
‫چی؟

814
00:41:53,400 --> 00:41:55,681
‫توی سنت‌مری
‫نقاشی با آب‌رنگ درس میدم

815
00:41:59,000 --> 00:42:00,680
‫پنجشنبه‌ها

816
00:42:00,680 --> 00:42:02,790
‫روزش اهمیتی نداره

817
00:42:03,360 --> 00:42:06,120
‫می‌دونستی داری به دختر دشل درس میدی؟

818
00:42:06,120 --> 00:42:08,200
‫چطور می‌تونست بدونه؟
‫تازه با هم آشنا شدیم

819
00:42:08,200 --> 00:42:09,640
‫بله

820
00:42:09,640 --> 00:42:12,600
‫باید بریم، ولی از دیدن همه‌تون خوشحال شدم

821
00:42:13,040 --> 00:42:15,150
‫بهمون سر بزنین

822
00:42:16,560 --> 00:42:20,281
‫یعنی شما و خانم "باور" توی جنگ 1866
‫توی دو جبهه‌ی مخالف بودین؟

823
00:42:20,281 --> 00:42:23,840
‫آره، من اهل هانوور آلمانم
‫که با اتریش جنگید

824
00:42:23,840 --> 00:42:26,960
‫و خانم وبر اهل برلینه
‫پایتخت "پروس"

825
00:42:26,960 --> 00:42:28,441
‫چرا اروپا نمی‌تونه مثل آمریکا باشه؟

826
00:42:28,441 --> 00:42:30,560
‫چون اروپا هیچیش شبیه آمریکا نیست

827
00:42:30,960 --> 00:42:32,400
‫امیدوارم از این حرفم ناراحت نشین

828
00:42:32,400 --> 00:42:34,961
‫ولی جوون‌تر از چیزی به‌نظر میای
‫که خدمتکار خانم راسل باشی

829
00:42:34,961 --> 00:42:37,120
‫موقتاً اومدم
‫تا یک نفر دیگه رو پیدا کنه

830
00:42:37,120 --> 00:42:38,600
‫خدمتکار خانم گلادیس هستم

831
00:42:38,600 --> 00:42:39,880
‫حالا که مشغول تفریحه

832
00:42:39,880 --> 00:42:42,272
‫حتماً هر شب لباس‌های جشن باشکوه تنش می‌کنی

833
00:42:42,360 --> 00:42:44,761
‫خانم راسل اجازه نمیده
‫دخترش از کنارش جم بخوره

834
00:42:44,761 --> 00:42:47,080
‫گمونم از مردهایی
‫که چشم‌شون دنبال پوله می‌ترسه

835
00:42:47,080 --> 00:42:49,080
‫که توی نیویورک تا دلت بخواد داریم

836
00:42:49,080 --> 00:42:51,190
‫البته اسم از کسی نمی‌بریم

837
00:42:51,961 --> 00:42:54,040
‫- برگشتن
‫- بهتره برم

838
00:42:54,040 --> 00:42:55,361
‫بابت قهوه ممنونم، خانم باور

839
00:42:55,361 --> 00:42:57,480
‫خواهش می‌کنم

840
00:42:57,480 --> 00:42:58,840
‫امیدوارم بازم همدیگه رو ببینیم

841
00:42:58,840 --> 00:43:00,950
‫خوشحال میشم

842
00:43:01,601 --> 00:43:05,561
‫سنت‌مری مدرسه‌ی باسابقه و آبروداریه

843
00:43:05,561 --> 00:43:08,120
‫حتی اگر جورج واشنگتن هم اونجا
‫خوندن و نوشتن یاد گرفته، برام مهم نیست!

844
00:43:08,120 --> 00:43:10,080
‫به دخترهای نازنین نقاشی کردن یاد میدم

845
00:43:10,080 --> 00:43:11,280
‫چی می‌تونه از این آبرومندتر باشه؟

846
00:43:11,280 --> 00:43:13,280
‫اگر اینطور فکر می‌کردی
‫چرا مخفیش کردی؟

847
00:43:13,280 --> 00:43:14,840
‫چون می‌دونستم عصبانی میشی

848
00:43:14,840 --> 00:43:16,240
‫ایدا، تو چرا جلوش رو نگرفتی؟

849
00:43:16,240 --> 00:43:17,840
‫من؟ چه کاری از من برمیومد؟

850
00:43:17,840 --> 00:43:19,120
‫کی ازش باخبر شدی؟

851
00:43:19,120 --> 00:43:20,880
‫امروز بعدازظهر. درست مثل خودت

852
00:43:20,880 --> 00:43:23,680
‫پس حداقل به جفتمون
‫به یک‌ اندازه بی‌احترامی کردی

853
00:43:23,680 --> 00:43:26,120
‫به هیچکس بی‌احترامی نکردم

854
00:43:26,120 --> 00:43:28,121
‫و به‌نظر نمیاد چندان اهمیتی
‫برای جناب دشل داشته باشه

855
00:43:28,121 --> 00:43:30,600
‫که توی مدرسه‌ی دخترش درس میدم
‫یا آرورا

856
00:43:30,600 --> 00:43:33,479
‫دلشون به‌حالت می‌سوزه. فقط همین

857
00:43:35,680 --> 00:43:37,160
‫اشتباه می‌کنی

858
00:43:37,160 --> 00:43:39,720
‫همه به‌ اندازه‌ی تو
‫سنگ‌دل و بی‌عاطفه نیستن

859
00:43:40,320 --> 00:43:42,241
‫- ماریان...
‫- اینکه ناراحت میشم

860
00:43:42,241 --> 00:43:44,720
‫که پا روی اسممون می‌ذاری
‫و اونو به لجن می‌کشی، یعنی سنگ‌دلم؟

861
00:43:44,720 --> 00:43:46,830
‫از سر راهم برو کنار!

862
00:43:52,120 --> 00:43:54,880
‫گمونم دیگه بهتره بذاریش کنار

863
00:43:55,161 --> 00:43:56,600
‫نه، نمی‌ذارم

864
00:43:56,600 --> 00:43:57,881
‫به مدیر قول دادم

865
00:43:57,881 --> 00:43:59,200
‫و قولمو زیر پا نمی‌ذارم!

866
00:43:59,200 --> 00:44:01,160
‫ممکنه اوضاع ناجور بشه

867
00:44:01,160 --> 00:44:03,080
‫خب که چی؟

868
00:44:03,080 --> 00:44:06,040
‫اجازه نمیدم کسی منو توی قفس حبس کنه!

869
00:44:10,360 --> 00:44:12,320
‫همه‌چی مرتبه، خانم ایدا؟

870
00:44:12,320 --> 00:44:13,560
‫آره، بنیستر

871
00:44:13,560 --> 00:44:16,080
‫آخه صدای داد و فریاد شنیدم
‫که توی این خونه غیرعادیه

872
00:44:16,080 --> 00:44:19,160
‫آره، غیرعادی بود

873
00:44:19,160 --> 00:44:20,760
‫ولی هرازگاهی

874
00:44:20,760 --> 00:44:22,535
‫میگم شاید بد نباشه

875
00:44:22,558 --> 00:44:24,131
‫یخورده داد بزنیم

876
00:44:24,154 --> 00:44:26,320
‫و خودمون رو خالی کنیم

877
00:44:33,600 --> 00:44:35,840
‫- منو صدا کردین، خانم؟
‫- دیگه باید لباسمو عوض کنم

878
00:44:35,840 --> 00:44:37,841
‫ولی می‌خوام بهم بگی
‫که ترتیب همه‌چیز داده شده

879
00:44:37,841 --> 00:44:39,840
‫ترتیب همه‌چیز داده شده، خانم

880
00:44:39,840 --> 00:44:42,360
‫شبی که با خانم کوشینگ شام خوردین
‫یک دور امتحان کردیم

881
00:44:42,360 --> 00:44:44,880
‫و سفارش‌ها، خدمتکارهای اضافه
‫همه‌شون رسیدن؟

882
00:44:44,880 --> 00:44:48,879
‫خانم، لطفاً برید بالا و لباستون رو عوض کنید
‫و این چیزا رو بسپارین به من

883
00:44:50,880 --> 00:44:53,280
‫چقدر احمقم که قبول کردم سوفله بپزم

884
00:44:53,280 --> 00:44:56,240
‫باید هر 10 دقیقه یک‌بار
‫یه مشت بپزیم

885
00:44:56,240 --> 00:44:58,241
‫و فقط هرموقع کسی می‌خواد براش ببریم

886
00:44:58,241 --> 00:44:59,640
‫و بقیه رو بریزیم دور

887
00:44:59,640 --> 00:45:01,361
‫آقای واتسون، آماده‌ای؟

888
00:45:01,361 --> 00:45:04,120
‫فکر کنم. شاید یخورده
‫زیادی "کلارت" ریخته باشم

889
00:45:04,120 --> 00:45:05,480
‫ولی بیشتر بودنش بهتر از کمتر بودنشه

890
00:45:05,480 --> 00:45:07,590
‫آقای چورچ، دارم
‫بررسی‌های نهایی رو انجام میدم

891
00:45:12,320 --> 00:45:14,430
‫چه خوشگل شدی

892
00:45:15,160 --> 00:45:18,600
‫دلم می‌خواد بگم شاید دیده شدن
‫توی همچین جمعی برات ضرر داشته باشه

893
00:45:18,600 --> 00:45:21,761
‫ولی می‌دونم باعث میشه فکر کنی
‫سنگدل و بی‌عاطفه‌م

894
00:45:23,801 --> 00:45:25,760
‫ماریا اون حرف رو از ته دلش نزد

895
00:45:25,760 --> 00:45:27,870
‫واقعاً؟

896
00:45:28,561 --> 00:45:31,880
‫خیلی تند صحبت کردم
‫اعتراف می‌کنم

897
00:45:33,360 --> 00:45:35,470
‫اگنس هم متاسفه

898
00:45:35,761 --> 00:45:37,400
‫نیستی؟

899
00:45:37,400 --> 00:45:40,277
‫بنیستر تا اون سمت خیابون همراهت میاد

900
00:45:59,480 --> 00:46:01,590
‫خانم ماریان بروک

901
00:46:02,880 --> 00:46:04,120
‫خیلی خوشگل شده، مگه نه؟

902
00:46:04,120 --> 00:46:05,401
‫آرورا، سلام

903
00:46:05,401 --> 00:46:06,640
‫- آقای مونتگومری
‫- خانم بروک

904
00:46:06,640 --> 00:46:08,521
‫نگفته بودین قراره به این مراسم بیاین

905
00:46:08,521 --> 00:46:11,480
‫خبر نداشت، ولی چارلز
‫ به‌طور ناگهانی برای جلسه‌ای

906
00:46:11,480 --> 00:46:13,120
‫به واشینگتن فراخونده شد

907
00:46:13,120 --> 00:46:14,600
‫از دشل خواستم جاش رو پر کنه

908
00:46:14,600 --> 00:46:17,600
‫این ارتباط خانوادگی ون راین
‫جمع جالب توجهی رو دور هم جمع کرده

909
00:46:17,600 --> 00:46:19,401
‫که تو هم جزو همین جمعی

910
00:46:19,401 --> 00:46:21,480
‫از طریق وصلت، نه نسب

911
00:46:21,480 --> 00:46:23,040
‫خب، این که ایرادی نداره

912
00:46:23,040 --> 00:46:25,120
‫- شبتون خوش، خانم بروک
‫- خانم راسل

913
00:46:25,120 --> 00:46:26,960
‫گلادیس از مهمونی چای‌خوریش لذت برد

914
00:46:26,960 --> 00:46:30,080
‫متاسفم که نتونستی بیای
‫ولی کاملاً درک می‌کنم

915
00:46:30,320 --> 00:46:32,568
‫خب، درهرحال الان با پسرعموت آشنا شدم

916
00:46:32,640 --> 00:46:33,920
‫ممنون که اجازه دادین بیارمش

917
00:46:33,920 --> 00:46:37,351
‫این چه حرفیه. از اینکه بخوام لحظه‌ی آخری
‫دنبال یه مرد دیگه بگردم نجاتم داد

918
00:46:37,440 --> 00:46:38,561
‫چارلز خیلی ناراحت بود نتونست بیاد

919
00:46:38,561 --> 00:46:40,721
‫میگه بهترین سرآشپز فرانسوی نیویورک رو دارین

920
00:46:40,721 --> 00:46:43,408
‫اوه، قضیه‌ش بامزه‌تر از چیزیه که فکرشو می‌کنی

921
00:46:43,640 --> 00:46:46,240
‫این مراسم شام
‫برای کمک به تالار اپرای جدیده؟

922
00:46:46,240 --> 00:46:47,360
‫چرا همچین حرفی می‌زنی؟

923
00:46:47,360 --> 00:46:49,240
‫فکر می‌کردم برای تمام علاقه‌مندان به اپراست

924
00:46:49,240 --> 00:46:51,040
‫ولی می‌بینم که جناب گیلبرت اینجاست

925
00:46:51,040 --> 00:46:53,864
‫و ایشون مسئول تبلیغ متروپولیتن نیست؟

926
00:46:53,921 --> 00:46:55,760
‫گمونم همینطوره

927
00:46:55,760 --> 00:46:58,424
‫می‌دونین که من با خانم استور سرشاخ نمیشم؟

928
00:46:58,760 --> 00:47:00,680
‫می‌دونم فکر می‌کنی نمیشی

929
00:47:00,680 --> 00:47:03,064
‫ولی نگران نباش
‫رابطه‌مون خراب نمیشه

930
00:47:03,080 --> 00:47:05,760
‫آقا و خانم رابرت مک‌نیل

931
00:47:06,640 --> 00:47:09,120
‫- آقای راسل، شبتون بخیر
‫- آقای مک‌نیل

932
00:47:09,120 --> 00:47:11,160
‫خانم مک‌نیل
‫لطف کردین تشریف آوردین

933
00:47:11,160 --> 00:47:12,320
‫دکترم، گلادیس

934
00:47:12,320 --> 00:47:13,560
‫- حالتون چطوره؟
‫- حالتون چطوره؟

935
00:47:13,560 --> 00:47:15,670
‫- گلادیس؟
‫- اوه، عذر می‌خوام

936
00:47:15,840 --> 00:47:17,280
‫گمونم حضور آقای گیلبرت

937
00:47:17,280 --> 00:47:20,191
‫یعنی مراسم شام
‫برای حمایت از متروپولیتنه؟

938
00:47:20,320 --> 00:47:22,664
‫اگر اینطوره
‫روی ما حساب کنین

939
00:47:23,681 --> 00:47:25,080
‫هنوز برای پدرت نامه ننوشته؟

940
00:47:25,080 --> 00:47:26,760
‫قضیه مال امروز بعدازظهر بوده

941
00:47:26,760 --> 00:47:28,120
‫وقتی نامه نوشت چی میگی؟

942
00:47:28,120 --> 00:47:31,441
‫بستگی داره. معلومه که می‌خوام
‫از دست مادرم فرار کنم، ولی...

943
00:47:31,441 --> 00:47:33,560
‫واقعاً دلت می‌خواد خانم
‫اسکار ون راین باشی؟

944
00:47:35,800 --> 00:47:38,000
‫می‌دونین که خانم استور

945
00:47:38,000 --> 00:47:41,040
‫دلش می‌خواد متروپولیتن
‫از صحنه‌ی روزگار محو بشه؟

946
00:47:41,040 --> 00:47:43,001
‫نگران نباش
‫یه نقشه دارم

947
00:47:43,001 --> 00:47:44,761
‫و با امشب، فقط می‌خوام بفهمه

948
00:47:44,761 --> 00:47:47,447
‫که آکادمی قراره
‫با چه رقیبی روبه‌رو بشه

949
00:47:47,481 --> 00:47:49,120
‫اومد

950
00:47:49,120 --> 00:47:52,000
‫خانم استور، ممنونم که تشریف آوردی
‫خوشحالم می‌بینمت

951
00:47:52,000 --> 00:47:54,920
‫مهمان‌هایی داری
‫که انتظارشون رو نداشتم

952
00:47:54,920 --> 00:47:57,920
‫نگفته بودی مک‌نیل‌ها رو دعوت کردی

953
00:47:57,920 --> 00:48:01,280
‫متاسفانه مدت‌هاست
‫ که توی لیست انتظار ما هستن

954
00:48:01,280 --> 00:48:02,400
‫خیلی بیشتر از تو

955
00:48:02,400 --> 00:48:04,400
‫مهمان‌های متعددی داریم
‫که توی لیست شما بودن

956
00:48:04,400 --> 00:48:06,880
‫کل شهر رو دنبال پولدارهای ناراضی گشتی

957
00:48:06,880 --> 00:48:08,800
‫که نتونستن توی آکادمی
‫جایگاهی به‌دست بیارن؟

958
00:48:08,800 --> 00:48:10,800
‫خانم استور
‫ شاید هیئت مدیره‌ی آکادمی فکر کنه

959
00:48:10,800 --> 00:48:12,560
‫که می‌تونه بدون هیچ عواقبی
‫اجاز‌ه‌ی ورود به افراد جدید رو نده

960
00:48:12,560 --> 00:48:14,440
‫ولی شما اونقدر باهوش هستی
‫که بدونی اشتباه می‌کنن

961
00:48:14,440 --> 00:48:17,560
‫درحالی‌که متروپولیتن حاضره سابقه‌دارهای
‫ آکادمی رو با آغوش باز بپذیره، اگر بخوان بیان

962
00:48:17,560 --> 00:48:20,872
‫چرا توی هر دو تالار یک جایگاه نمی‌گیری
‫تا ببینی نتیجه چی میشه؟

963
00:48:21,080 --> 00:48:24,960
‫شاید ارزشی برای وفاداری قائل نباشی
‫ولی من فرق می‌کنم

964
00:48:24,960 --> 00:48:26,800
‫باید شما رو توبیخ کنم، خانم فیش

965
00:48:26,800 --> 00:48:30,480
‫ولی می‌دونم فقط داری
‫با آتیش بازی می‌کنی، کارت همیشه همینه

966
00:48:30,520 --> 00:48:32,720
‫می‌تونم آقای گیلبرت رو بهتون معرفی کنم؟
‫یا ایشون رو می‌شناسین؟

967
00:48:32,720 --> 00:48:34,080
‫اسمشون رو شنیدم

968
00:48:34,080 --> 00:48:36,720
‫مسئول چاپیدن پول برای تالار جدیده

969
00:48:37,200 --> 00:48:40,680
‫زیبا بیانش نکردین، ولی درسته

970
00:48:40,680 --> 00:48:44,240
‫امیدوار بودم حضورتون در اینجا
‫یعنی حاضر به صحبت هستین

971
00:48:44,240 --> 00:48:46,601
‫حاضرم برم کتم رو بردارم

972
00:48:47,161 --> 00:48:49,271
‫کری کجاست؟

973
00:48:50,120 --> 00:48:51,600
‫لطفاً نرو

974
00:48:51,600 --> 00:48:55,512
‫نباید بین‌مون مشاجره‌ای دربگیره
‫و فردا داستان تمام روزنامه‌ها بشیم

975
00:48:55,920 --> 00:48:59,080
‫اگر بمونم، فقط از سر اجبار

976
00:48:59,080 --> 00:49:01,120
‫و برای اجتناب از آبروریزیه

977
00:49:01,400 --> 00:49:03,510
‫خیلی ممنونم

978
00:49:05,120 --> 00:49:07,200
‫اوه، ببین. قراره بریم داخل

979
00:49:07,200 --> 00:49:09,310
‫خانم استور

980
00:49:13,801 --> 00:49:16,880
‫نباید شام‌ بی‌شک
‫فوق العاده‌مون رو به تاخیر بندازم

981
00:49:16,880 --> 00:49:20,000
‫ولی به عنوان هدیه‌ی آخرم
‫بذارین خواننده‌هایی که قراره

982
00:49:20,000 --> 00:49:23,360
‫در فصل اول‌مون مهمان ما باشن رو نام ببرم

983
00:49:23,360 --> 00:49:27,680
‫سوفیا اسکالکی، مارچلا سمبریچ
‫جوزپه دل‌پوئنته

984
00:49:27,680 --> 00:49:31,840
‫آندریا رومانو، ایتالو کامپانینی
‫روبرتو استانیو

985
00:49:31,840 --> 00:49:34,520
‫و البته، کریستینا نیلسون کبیر

986
00:49:34,520 --> 00:49:36,720
‫که قراره در شب افتتاحیه اجرا کنه

987
00:49:37,520 --> 00:49:41,160
‫اگر هرکدوم‌تون
‫می‌تونین بعد از شنیدن این اسم‌ها بخوابید

988
00:49:41,160 --> 00:49:44,271
‫پس امیدوارم رویای موسیقی ببینید

989
00:49:48,120 --> 00:49:51,120
‫ولی نیلسون همیشه توی آکادمی اجرا می‌کنه

990
00:49:51,960 --> 00:49:54,400
‫توی نیویورک، آکادمی مثل خونه‌ش می‌مونه

991
00:49:54,400 --> 00:49:55,760
‫امکان نداره اونجا آواز بخونه

992
00:49:55,760 --> 00:49:56,840
‫خب، قراره بخونه

993
00:49:56,840 --> 00:50:00,760
‫و مطمئناً، حتی اگر تمام
‫صندلی‌های سالن هم فروش بره

994
00:50:00,760 --> 00:50:03,512
‫برای همچین خواننده‌هایی
‫به‌قدر کافی پول ندارن

995
00:50:03,600 --> 00:50:06,840
‫انتظار ندارن تا چند سال اول سودی کسب کنن

996
00:50:06,840 --> 00:50:08,080
‫متوجه نمیشم

997
00:50:08,080 --> 00:50:09,200
‫یعنی چی؟

998
00:50:09,200 --> 00:50:12,400
‫گمونم یعنی یه‌عالمه پول برای خرج کردن دارن

999
00:50:12,800 --> 00:50:15,720
‫ولی امکان نداره قصد داشته باشن
‫با ضرر تالار رو باز نگه دارن

1000
00:50:15,720 --> 00:50:16,800
‫این‌که عادلانه نیست

1001
00:50:16,800 --> 00:50:18,240
‫خب، حاضرین این فرصت رو پیدا می‌کنن

1002
00:50:18,240 --> 00:50:20,521
‫که صدای تمام خواننده‌های بزرگ دنیا رو بشنون

1003
00:50:20,521 --> 00:50:22,631
‫این عادلانه نیست؟

1004
00:50:36,080 --> 00:50:38,190
‫چیکار داری می‌کنی؟

1005
00:50:39,520 --> 00:50:41,481
‫دارم فکر می‌کنم

1006
00:50:41,481 --> 00:50:43,241
‫در مورد خانم "وبر"؟

1007
00:50:43,241 --> 00:50:44,920
‫منظورت چیه؟

1008
00:50:44,920 --> 00:50:47,030
‫ازش خوشت میاد

1009
00:50:47,360 --> 00:50:49,120
‫داری برنامه می‌ریزی؟

1010
00:50:49,120 --> 00:50:51,230
‫نه

1011
00:50:51,921 --> 00:50:53,841
‫ولی قرار نیست تا آخر عمرم خدمتکار بمونم

1012
00:50:55,040 --> 00:50:56,400
‫خب می‌خوای چیکاره بشی؟

1013
00:50:56,400 --> 00:50:57,921
‫به خیلی چیزا علاقه‌مندم

1014
00:50:57,921 --> 00:51:01,800
‫ولی مطمئن نیستم چطوری
‫ازشون پول دربیارم

1015
00:51:02,600 --> 00:51:04,710
‫شاید خانم وبر بتونه بهت کمک کنه

1016
00:51:05,440 --> 00:51:07,550
‫میرم داخل. هوا سرده

1017
00:51:18,880 --> 00:51:21,400
‫پس حس می‌کنین کار آکادمی تمومه؟

1018
00:51:21,400 --> 00:51:24,240
‫به‌نظر من که آکادمی
‫هم خدا رو می‌خواد هم خرما

1019
00:51:24,240 --> 00:51:26,041
‫حاضر نیستن جایگاه‌‌های بیشتری بسازن

1020
00:51:26,041 --> 00:51:28,880
‫و برای جذب کردن
‫ بهترین خواننده‌ها پول خرج نمی‌کنن

1021
00:51:28,880 --> 00:51:31,200
‫ولی دلشون نمی‌خواد
‫کس دیگه‌ای هم این‌کارو بکنه

1022
00:51:33,560 --> 00:51:35,670
‫خانم مک‌نیل، حالت خوبه؟

1023
00:51:36,801 --> 00:51:38,640
‫فلورا؟

1024
00:51:38,640 --> 00:51:39,880
‫چی شده؟

1025
00:51:39,880 --> 00:51:41,440
‫هیچی

1026
00:51:41,440 --> 00:51:44,080
‫حتماً زبونم رو گاز گرفتم

1027
00:51:44,080 --> 00:51:45,240
‫یا همچین چیزی

1028
00:51:45,240 --> 00:51:47,040
‫یا همچین چیزی؟

1029
00:51:47,040 --> 00:51:49,150
‫زبونم رو گاز گرفتم

1030
00:51:53,680 --> 00:51:55,920
‫خانم براون، می‌خواین تشریف بیارین...

1031
00:51:59,120 --> 00:52:02,481
‫بله، خانم مک‌نیل هم از طرفدارهاشه

1032
00:52:02,481 --> 00:52:04,360
‫مگه نه، عزیزدلم؟

1033
00:52:04,360 --> 00:52:05,520
‫مگه نه چی؟

1034
00:52:05,520 --> 00:52:07,641
‫از طرفداران روبرتو استانیو نیستی؟

1035
00:52:07,641 --> 00:52:09,120
‫چی؟

1036
00:52:09,120 --> 00:52:10,880
‫خواننده‌ی تنور؟

1037
00:52:10,880 --> 00:52:12,990
‫تحسینش می‌کنی

1038
00:52:15,360 --> 00:52:17,320
‫گمونم همینطوره، آره

1039
00:52:29,240 --> 00:52:30,640
‫امیدوارم مایه‌ی ناامیدی نباشه

1040
00:52:30,640 --> 00:52:32,921
‫که آقایون رو تنها نمی‌ذاریم

1041
00:52:32,921 --> 00:52:35,800
‫به‌جاش، تشریف میارید بریم توی سالن؟

1042
00:52:52,921 --> 00:52:54,800
‫طرف کی بود؟
‫چرا داشتی بهش نگاه می‌کردی؟

1043
00:52:54,800 --> 00:52:56,911
‫اون مرد پدرمه

1044
00:52:57,960 --> 00:52:59,800
‫می‌دونستی خدمتکاره؟

1045
00:52:59,800 --> 00:53:01,560
‫مامانم گفته بود که وضعیت زندگیش بد شده

1046
00:53:01,560 --> 00:53:03,320
‫ولی مطمئن نبودم حرفاش راست باشه

1047
00:53:03,320 --> 00:53:06,200
‫چطوری شناختیش؟
‫بعد از این همه مدت؟

1048
00:53:06,200 --> 00:53:08,640
‫قدیما میومد دم خونه‌مون
‫و از اون سمت خیابون نگاهم می‌کرد

1049
00:53:08,640 --> 00:53:11,360
‫وقتی بالاخره دلیلش رو ازش پرسیدم، بهم گفت

1050
00:53:11,360 --> 00:53:13,320
‫چیکار می‌تونیم بکنیم؟

1051
00:53:13,320 --> 00:53:15,881
‫جز اینکه آرزو کنیم کسی خبردار نشه، گمونم

1052
00:53:16,441 --> 00:53:19,318
‫اوه، به‌نظرم می‌تونیم
‫ کاری فراتر از این انجام بدیم

1053
00:53:26,880 --> 00:53:30,441
‫اوه، خدای من، چطوری؟

1054
00:53:38,400 --> 00:53:40,240
‫کی این‌کارا رو انجام دادین؟

1055
00:53:40,240 --> 00:53:41,880
‫موقع شام
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

1056
00:53:41,880 --> 00:53:44,400
‫ولی این که غیرممکنه

1057
00:53:50,001 --> 00:53:51,680
‫حالا می‌دونین
‫که تالار اپرای جدید

1058
00:53:51,680 --> 00:53:54,864
‫در اکتبر و با اجرای "فاوست"
‫"شارل گونو" افتتاح میشه

1059
00:53:54,920 --> 00:53:56,401
‫و همونطور که شنیدین
‫به‌اندازه‌ی کافی خوش‌شانس هستیم

1060
00:53:56,401 --> 00:53:59,560
‫که خانم کریستینا نیلسون
‫نقش "مارگریت" رو اجرا می‌کنه

1061
00:53:59,640 --> 00:54:02,120
‫ولی امشب شاید
‫از این هم خوش‌شانس‌تر باشیم

1062
00:54:02,120 --> 00:54:04,520
‫چون خانم نیلسون به نیویورک سفر کرده

1063
00:54:04,520 --> 00:54:06,721
‫تا بتونید ذره‌ای از
‫چیزهایی که در راهه رو تجربه کنید

1064
00:54:06,721 --> 00:54:09,560
‫- اوه، خدا!
‫- اوه، باورم نمیشه!

1065
00:54:09,560 --> 00:54:12,360
‫این شما و این هم باغ مارگریت

1066
00:54:36,481 --> 00:54:41,040
‫<i>با دیدن زیبایی خودم
‫در این آینه به خنده می‌افتم</i>

1067
00:54:41,040 --> 00:54:44,360
‫<i>با دیدن زیبایی خودم
‫در این آینه به خنده می‌افتم</i>

1068
00:54:45,080 --> 00:54:49,320
‫<i>این تویی، مارگریت؟</i>

1069
00:54:49,320 --> 00:54:53,600
‫<i>این تویی؟ جواب بده. جواب بده</i>

1070
00:54:53,600 --> 00:54:57,000
‫<i>جواب بده، جوابمو بده، زود جواب بده</i>

1071
00:54:57,000 --> 00:55:01,120
‫<i>نه، نه، این دیگر صورت تو نیست</i>

1072
00:55:01,120 --> 00:55:06,280
‫<i>این صورت، صورت دختر یک پادشاه است</i>

1073
00:55:06,280 --> 00:55:10,240
‫<i>این صورت، صورت دختر یک پادشاه است</i>

1074
00:55:10,240 --> 00:55:12,829
‫<i>دیگر تو نیستی</i>

1075
00:55:12,852 --> 00:55:15,440
‫<i>دیگر تو نیستی</i>

1076
00:55:15,440 --> 00:55:19,129
‫<i>صورت کسی‌ست که وقتی رد می‌شود</i>

1077
00:55:19,152 --> 00:55:22,841
‫<i>مردم به او احترام می‌گذارند</i>

1078
00:55:22,841 --> 00:55:24,761
‫کم‌کم دارم متوجه نقشه‌ت میشم

1079
00:55:24,761 --> 00:55:26,600
‫و ظاهراً توی نبرد اول پیروز شدی

1080
00:55:26,600 --> 00:55:28,400
‫قصد دارم در کل جنگ پیروز بشم

1081
00:55:28,400 --> 00:55:29,560
‫حالا ساکت

1082
00:55:29,560 --> 00:55:34,801
‫<i>اگر من را اینطور می‌دید</i>

1083
00:55:35,481 --> 00:55:38,120
‫<i>به شکل همچین دختر جوانی</i>

1084
00:55:38,120 --> 00:55:44,920
‫<i>زیباییم چشم او را می‌گرفت</i>

1085
00:55:45,280 --> 00:56:20,076
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

