﻿1
00:00:01,260 --> 00:00:09,260
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:01:34,465 --> 00:01:40,490
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

3
00:01:40,490 --> 00:01:43,820
‫همونطور که می‌بینید
‫داریم وارد مرحله‌ی آخر

4
00:01:43,820 --> 00:01:45,320
‫از ساخت سالن باشکوه‌مون میشیم

5
00:01:45,320 --> 00:01:46,660
‫و مشتاقیم که همه‌تون

6
00:01:46,660 --> 00:01:48,450
‫سرمایه‌گذارهای اصلی و پشتیبان‌های مالی‌مون

7
00:01:48,450 --> 00:01:49,830
‫اولین کسانی باشین که می‌بینن

8
00:01:49,830 --> 00:01:52,170
‫اپرای متروپولیتن جدید قراره چه چیزی رو

9
00:01:52,170 --> 00:01:53,750
‫برای شهر بزرگ نیویورک به ارمغان بیاره

10
00:01:53,750 --> 00:01:56,340
‫و حالا، شما رو به دستان
‫آقای گیلبرت می‌سپارم

11
00:01:56,340 --> 00:01:58,340
‫تا بتونه هر سوالی که دارین رو پاسخ بده

12
00:01:58,340 --> 00:02:00,920
‫خانم‌ها و آقایون
‫اگر میشه تشریف بیارید با همدیگه

13
00:02:00,920 --> 00:02:03,120
‫بریم به سالن نمایش

14
00:02:12,230 --> 00:02:14,690
‫از این طرف

15
00:02:14,690 --> 00:02:19,480
‫شاید ساختش به پایان نرسیده باشه
‫ولی به‌زودی تمام میشه

16
00:02:19,480 --> 00:02:23,320
‫و ساخت ردیف اول
‫ که اکثرتون اونجا جایگاه گرفتید

17
00:02:23,320 --> 00:02:26,320
‫در مراحل آخره

18
00:02:28,660 --> 00:02:31,750
‫و حالا، این شما و این هم
‫باشکوه‌ترین سالن اپرای دنیا

19
00:02:31,750 --> 00:02:33,950
‫متروپولیتن جدید!

20
00:02:37,880 --> 00:02:40,080
‫خدای من

21
00:02:45,220 --> 00:02:48,350
‫همونطور که می‌بینید
‫صحنه‌ی نمایش بسیار عظیمه

22
00:02:48,350 --> 00:02:50,560
‫خانم وینترتون، تشریف آوردی

23
00:02:50,560 --> 00:02:52,480
‫نامه‌ت کنجکاوم کرد

24
00:02:52,480 --> 00:02:55,060
‫و حق با توئه
‫خیلی باشکوهه

25
00:02:55,060 --> 00:02:57,400
‫به فکر افتادی
‫که بیای سمت ما؟

26
00:02:57,400 --> 00:02:59,070
‫نه، متاسفانه نه

27
00:02:59,070 --> 00:03:01,900
‫آقای وینترتون به جایگاهش
‫توی آکادمی خیلی اهمیت میده

28
00:03:01,900 --> 00:03:04,030
‫مطمئنم خودت بیشتر از همه درک می‌کنی

29
00:03:04,030 --> 00:03:05,740
‫خانم راسل، خانم وینترتون
‫میشه لطفاً

30
00:03:05,740 --> 00:03:07,450
‫یک ثانیه در همین حالت بمونید

31
00:03:07,450 --> 00:03:10,120
‫تا هنرمندمون یک طراحی
‫برای "دیلی گرافیک" بکشه؟

32
00:03:10,120 --> 00:03:12,660
‫نمی‌تونم. من از آکادمی حمایت می‌کنم

33
00:03:12,660 --> 00:03:16,290
‫- پس فقط شما، خانم راسل
‫- البته

34
00:03:16,290 --> 00:03:17,630
‫کدوم جایگاه مال توئه؟

35
00:03:17,630 --> 00:03:19,880
‫اوه، هنوز چیزی نهایی نشده

36
00:03:19,880 --> 00:03:22,420
‫و باید همچین چیزی رو باور کنم؟

37
00:03:24,760 --> 00:03:26,470
‫لطف کردی که اجازه دادی امروز بیام

38
00:03:26,470 --> 00:03:28,390
‫اونم وقتی می‌دونستی
‫که پیشنهادت رو قبول نمی‌کنم

39
00:03:28,390 --> 00:03:30,810
‫ولی دلیل نمیشه
‫که نخوام وسوسه‌ت کنم

40
00:03:30,810 --> 00:03:32,390
‫همه‌چیز داره بی‌دردسر پیش میره؟

41
00:03:32,390 --> 00:03:33,770
‫هیچ کارگری نمی‌بینم

42
00:03:33,770 --> 00:03:34,900
‫اوه، حتماً به‌خاطر

43
00:03:34,900 --> 00:03:36,270
‫بازدید سرمایه‌گذارها اینجا رو خالی کردن

44
00:03:36,270 --> 00:03:38,100
‫خانم راسل، مقاله‌ای که به تازگی

45
00:03:38,100 --> 00:03:39,810
‫توی روزنامه‌ی نیوپورت چاپ شد رو دیدین؟

46
00:03:39,810 --> 00:03:41,650
‫اسمی نیاورده بود، ولی مردم میگن

47
00:03:41,650 --> 00:03:44,650
‫در مورد پسر شما و خانم بلین بوده

48
00:03:44,650 --> 00:03:46,400
‫به‌نظر میاد خیلی از خانم بلین خوشش میاد

49
00:03:46,400 --> 00:03:48,110
‫همه‌مون از خانم بلین خوشمون میاد

50
00:03:48,110 --> 00:03:49,780
‫داره حرفه‌ی معماریش رو شروع می‌کنه

51
00:03:49,780 --> 00:03:52,160
‫و خانم بلین استخدامش کرده
‫تا خونه‌ش رو اونجا براش نوسازی کنه

52
00:03:52,160 --> 00:03:54,790
‫پس گمونم تونستن همدیگه رو حسابی بشناسن

53
00:03:54,790 --> 00:03:57,500
‫بله، همه‌مون خانم بلین رو می‌شناسیم
‫و ازش خوشمون میاد

54
00:03:57,500 --> 00:04:00,790
‫و دیگه باید برم

55
00:04:00,790 --> 00:04:01,670
‫اوه

56
00:04:01,670 --> 00:04:03,550
‫این آدما عجب رویی دارن

57
00:04:03,550 --> 00:04:05,760
‫نمی‌دونم این مزخرفات رو از کجا میارن

58
00:04:05,760 --> 00:04:07,800
‫مطمئنم بی‌پایه و اساسه، ولی...

59
00:04:07,800 --> 00:04:09,470
‫ولی چی؟

60
00:04:09,470 --> 00:04:11,600
‫هیچی. جدی میگم
‫نمی‌خواستم بهت بگم

61
00:04:11,600 --> 00:04:13,520
‫ولی وقتی همه‌مون رفتیم دیدن تئاتر

62
00:04:13,520 --> 00:04:14,970
‫ماد بیتون یه چیزی گفت

63
00:04:14,970 --> 00:04:17,390
‫ظاهراً فکر می‌کرد
‫بینشون یه خبرایی هست

64
00:04:17,390 --> 00:04:18,480
‫ولی شوخی بود

65
00:04:18,480 --> 00:04:19,600
‫معلومه که شوخی بوده

66
00:04:19,600 --> 00:04:22,360
‫میشه باهاتون صحبت کنم، خانم راسل؟

67
00:04:25,150 --> 00:04:27,030
‫متاسفانه خبرهای بدی دارم

68
00:04:27,030 --> 00:04:27,860
‫ارتباطی با

69
00:04:27,860 --> 00:04:29,160
‫نبود کارگرها داره؟

70
00:04:29,160 --> 00:04:30,200
‫دقیقاً

71
00:04:30,200 --> 00:04:31,990
‫پول تمام شده

72
00:04:31,990 --> 00:04:34,120
‫توی برنامه‌مون برای فروش جایگاه‌ها

73
00:04:34,120 --> 00:04:35,660
‫بدجوری عقب افتادیم

74
00:04:35,660 --> 00:04:36,830
‫توی این مورد کمک می‌کنم

75
00:04:36,830 --> 00:04:39,250
‫اگر می‌تونی کمک کنی، خانم راسل
‫لطفاً کمک کن

76
00:04:39,250 --> 00:04:41,450
‫و هرچه سریع‌تر این‌کارو بکن

77
00:04:46,170 --> 00:04:47,550
‫امیدوارم خانم ایدا متوجه باشه

78
00:04:47,550 --> 00:04:49,220
‫که مهمونی گرفتن خیلی زحمت داره

79
00:04:49,220 --> 00:04:51,220
‫برای هدف خوبیه

80
00:04:51,220 --> 00:04:52,600
‫فکر کنم از کشیش خوشش میاد

81
00:04:52,600 --> 00:04:54,350
‫اوه، حسابی ازش خوشش میاد

82
00:04:54,350 --> 00:04:56,560
‫و لیاقت داره شاد باشه

83
00:04:56,560 --> 00:04:57,850
‫تعمیر ساعت به کجا رسیده؟

84
00:04:57,850 --> 00:04:59,350
‫به جاهای خوبی رسیده، فکر کنم

85
00:04:59,350 --> 00:05:01,230
‫می‌خوام همین هفته امتحانش کنم

86
00:05:01,230 --> 00:05:03,650
‫لازمه همه‌مون کلاه ایمنی بپوشیم؟

87
00:05:05,860 --> 00:05:07,190
‫اوه

88
00:05:07,190 --> 00:05:09,200
‫جناب اسقف "رایلی" سال‌هاست

89
00:05:09,200 --> 00:05:11,030
‫که در مکزیکوسیتی مبلغ مذهبی بوده

90
00:05:11,030 --> 00:05:14,030
‫و مشغول نجات جون آدما
‫و تبلیغ کلام خدا بوده

91
00:05:14,030 --> 00:05:16,500
‫پس امیدوارم قانع‌تون کرده باشم

92
00:05:16,500 --> 00:05:19,090
‫که در این راه شرافتمندانه ازش حمایت کنید

93
00:05:22,000 --> 00:05:22,920
‫آروم باش

94
00:05:22,920 --> 00:05:24,790
‫نطق گتیسبورگ که نبود
‫(از مشهورترین سخنرانی‌های آبراهام لینکلن)

95
00:05:24,790 --> 00:05:26,990
‫حرف‌هاش خیلی تاثیرگذار بود

96
00:05:29,420 --> 00:05:32,090
‫کتابچه‌های روش کمک به این کار خیر

97
00:05:32,090 --> 00:05:35,140
‫وقتی دارین به سمت اتاق غذاخوری میرین
‫روی میز هستن

98
00:05:35,140 --> 00:05:37,810
‫جایی که دعوتتون می‌کنیم
‫برای صرف چایی به ما ملحق بشید

99
00:05:37,810 --> 00:05:40,010
‫ممنونم

100
00:05:44,110 --> 00:05:45,650
‫فکر نمی‌کردم علاقه‌ی چندانی

101
00:05:45,650 --> 00:05:47,230
‫به این قضایا داشته باشی

102
00:05:47,230 --> 00:05:49,110
‫اومدم از خواهر زن‌عمو ایدا حمایت کنم

103
00:05:49,110 --> 00:05:50,950
‫به‌علاوه، خانم بیتن می‌خواد

104
00:05:50,950 --> 00:05:52,700
‫به گسترش مسیحیت کمک کنه

105
00:05:52,700 --> 00:05:54,740
‫و نظر تو در این مورد چیه؟

106
00:05:54,740 --> 00:05:56,580
‫از خونه‌م در خیابان پنجم
‫در کمال آسودگی

107
00:05:56,580 --> 00:05:58,700
‫ خوشحال میشم
‫از کارهای خیر حمایت می‌کنم

108
00:05:58,700 --> 00:06:01,370
‫اون اسقف به‌نظر خیلی شجاع میاد

109
00:06:01,370 --> 00:06:02,620
‫ای‌کاش منم اونقدر شجاع بودم

110
00:06:02,620 --> 00:06:04,880
‫که بتونم یک کاری
‫برای کمک انجام بدم

111
00:06:04,880 --> 00:06:07,880
‫نظرت چیه از طرف تو
‫مبلغی رو اهدا کنم؟

112
00:06:07,880 --> 00:06:08,960
‫واقعاً؟

113
00:06:08,960 --> 00:06:11,220
‫مدام من رو غافلگیر می‌کنی، آقای ون‌راین

114
00:06:11,220 --> 00:06:14,220
‫و توام همیشه الهام‌بخش منی، خانم بیتون

115
00:06:17,890 --> 00:06:20,850
‫ای‌کاش می‌دونستم
‫چه قضاوتی در مورد پسرعمه‌ت بکنم

116
00:06:20,850 --> 00:06:23,650
‫خب، تابه‌حال ندیدم با کسی
‫اینطوری رفتار کنه

117
00:06:23,650 --> 00:06:25,520
‫باعث میشی بهترین شخصیت رو پیدا کنه

118
00:06:25,520 --> 00:06:28,440
‫و خوشحالم

119
00:06:28,440 --> 00:06:29,480
‫باید بریم

120
00:06:29,480 --> 00:06:30,820
‫به‌ این زودی میرین؟

121
00:06:30,820 --> 00:06:32,700
‫متاسفانه قراره خانم بروک بره

122
00:06:32,700 --> 00:06:34,280
‫به مراسم چای‌خوری مدرسه‌ی دخترم

123
00:06:34,280 --> 00:06:35,370
‫اوه

124
00:06:35,370 --> 00:06:36,570
‫از طرفم از اسکار خداحافظی کن

125
00:06:36,570 --> 00:06:38,120
‫حتماً

126
00:06:38,120 --> 00:06:39,120
‫بریم؟

127
00:06:39,120 --> 00:06:40,580
‫خب، نیازی نیست همراهم بیای

128
00:06:40,580 --> 00:06:41,790
‫راه مدرسه رو بلدم

129
00:06:41,790 --> 00:06:44,290
‫کمترین کاریه که ازم برمیاد

130
00:06:44,290 --> 00:06:47,500
‫اوه، توی سفرهام به عنوان مبلغ
‫یونان رو بیشتر از همه دوست داشتم

131
00:06:47,500 --> 00:06:50,340
‫ولی اون مال خیلی وقت پیشه

132
00:06:50,340 --> 00:06:52,130
‫همم

133
00:06:52,130 --> 00:06:54,130
‫چرا ادامه ندادی؟

134
00:06:54,130 --> 00:06:57,300
‫وقتی پدرم مرد، مادرم تنها بود

135
00:06:57,300 --> 00:06:59,810
‫تا زمان مرگش ازش مراقبت می‌کردم

136
00:06:59,810 --> 00:07:02,600
‫ولی حتماً دلت برای مبلغ بودن تنگ شده

137
00:07:02,600 --> 00:07:05,150
‫اگر من می‌خواستم
‫پشیمانی‌هام رو نام ببرم

138
00:07:05,150 --> 00:07:07,810
‫سفر نکردن رو می‌ذاشتم شماره‌ی یک

139
00:07:07,810 --> 00:07:10,340
‫برای سفر کردنت
‫هنوز خیلی دیر نشده

140
00:07:10,650 --> 00:07:12,213
‫مخالفت نمی‌کنم

141
00:07:12,213 --> 00:07:14,950
‫چون امیدوارم اینطور باشه

142
00:07:14,950 --> 00:07:20,160
‫خانم بروک، هنوز خیلی کارها مونده
‫که می‌تونی انجام بدی

143
00:07:30,750 --> 00:07:34,340
‫اوه، اینجایین

144
00:07:34,340 --> 00:07:35,800
‫می‌خوام از جفتتون تشکر کنم

145
00:07:35,800 --> 00:07:37,970
‫که این دورهمی رو برام ترتیب دادین

146
00:07:37,970 --> 00:07:40,310
‫- با کمال میل انجامش دادیم
‫- خب، ایدا رو که می‌شناسی

147
00:07:40,310 --> 00:07:44,850
‫وقتی کارهای خیر می‌کنه
‫از همیشه شادتره

148
00:07:44,850 --> 00:07:47,310
‫مطمئنی چیز دیگه‌ای برای خوردن نمی‌خوای؟

149
00:07:47,310 --> 00:07:49,810
‫چای بیشتر می‌خوای؟

150
00:07:49,810 --> 00:07:51,520
‫باشه، یک فنجون چایی دیگه می‌خورم

151
00:07:51,520 --> 00:07:53,440
‫خانم مونتگومری رو دیدم. ببخشید

152
00:07:53,440 --> 00:07:55,150
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

153
00:07:55,150 --> 00:07:58,030
‫دخترتون خیلی نازنینه
‫و نسبت به سنش خیلی عاقله

154
00:07:58,030 --> 00:07:58,910
‫نه دخترم...

155
00:07:58,910 --> 00:08:00,240
‫و درست مثل پدرشه

156
00:08:00,240 --> 00:08:02,200
‫وقتی میاد دنبالش دیدمش

157
00:08:02,200 --> 00:08:04,830
‫باید بگم، آداب رو خیلی خوب یادش دادی

158
00:08:04,830 --> 00:08:06,210
‫مثل پدرشه، درسته

159
00:08:06,210 --> 00:08:07,960
‫فکر نکنم تابه‌حال همدیگه رو
‫دیده باشیم، خانم مونتگوری

160
00:08:07,960 --> 00:08:10,670
‫- من خانم "گلنی" هستم
‫- من خانم مونتگومری نیستم

161
00:08:10,670 --> 00:08:15,470
‫من خانم "بروک"ـم
‫و از اقوام فرانسس هستم

162
00:08:15,470 --> 00:08:16,720
‫- من اینجا درس میدم
‫- صحیح

163
00:08:16,720 --> 00:08:18,510
‫عذر می‌خوام

164
00:08:18,510 --> 00:08:20,600
‫اوه، پس دخترم رو می‌شناسی
‫سارا گلنی

165
00:08:20,600 --> 00:08:21,720
‫البته

166
00:08:21,720 --> 00:08:23,350
‫- مایه‌ی سرافرازیتونه
‫- بله

167
00:08:23,350 --> 00:08:25,680
‫خب... خوبه

168
00:08:25,680 --> 00:08:27,880
‫بهتره برم ببینم
‫حالش خوبه یا نه

169
00:08:30,110 --> 00:08:31,020
‫اوناهاش

170
00:08:31,020 --> 00:08:32,570
‫داشتی به خانم گلنی چی می‌گفتی؟

171
00:08:32,570 --> 00:08:33,730
‫چیز خاصی نمی‌گفتم

172
00:08:33,730 --> 00:08:35,530
‫خانم بروک
‫خیلی خوشحالیم می‌بینیمتون

173
00:08:35,530 --> 00:08:36,900
‫شما معلم مورد علاقه‌ی مایی

174
00:08:36,900 --> 00:08:39,360
‫ممنون، ولی این بین خودمون بمونه

175
00:08:42,370 --> 00:08:43,740
‫پدرت اومد

176
00:08:43,740 --> 00:08:45,580
‫خیلی زود اومدم؟

177
00:08:45,580 --> 00:08:48,410
‫نه، فکر کنم دیگه داره تمام میشه

178
00:08:48,410 --> 00:08:51,630
‫خیلی لطف کردی
‫که بعدازظهرت رو وقف فرانسس کردی

179
00:08:51,630 --> 00:08:53,040
‫اوه، ازش لذت بردم

180
00:08:53,040 --> 00:08:55,090
‫از دیدن دخترها و خانواده‌هاشون خوشحال شدم

181
00:08:55,090 --> 00:08:58,880
‫و حالا، اینجا ایستادیم
‫هر سه تاییمون

182
00:08:58,880 --> 00:09:01,430
‫چون ما هم الان
‫یه خانواده‌ی درست و حسابی هستیم

183
00:09:01,430 --> 00:09:02,550
‫مگه نه؟

184
00:09:02,550 --> 00:09:03,890
‫اوه

185
00:09:03,890 --> 00:09:06,100
‫نباید خانم بروک رو بترسونی

186
00:09:06,100 --> 00:09:08,230
‫شما که نترسیدی، مگه نه؟

187
00:09:08,230 --> 00:09:09,350
‫دارم میام!

188
00:09:09,350 --> 00:09:11,020
‫معلومه که نه

189
00:09:11,020 --> 00:09:13,860
‫خیلی بهم خوش گذشت
‫ولی دیگه بهتره برگردم

190
00:09:13,860 --> 00:09:15,530
‫- کالسکه بیرونه
‫- نه، پیاده میرم

191
00:09:15,530 --> 00:09:17,440
‫- معمولاً پیاده میرم
‫- این چه حرفیه

192
00:09:17,440 --> 00:09:18,950
‫هیچکس از اعضای خانواده‌مون راه نمیره

193
00:09:18,950 --> 00:09:21,030
‫نه وقتی یک کالسکه‌ی خوب بیرون منتظره

194
00:09:21,030 --> 00:09:23,891
‫خیلی ازتون قدردانه

195
00:09:23,891 --> 00:09:26,091
‫منم همینطور

196
00:09:30,460 --> 00:09:33,170
‫نگو که هنوزم نگران اون مقاله‌ی مسخره‌ای

197
00:09:33,170 --> 00:09:36,590
‫مسخره باشه یا نباشه
‫باید مراقب باشیم

198
00:09:36,590 --> 00:09:39,510
‫یه سری مزخرفات
‫برای ستون شایعات بیشتر نبود

199
00:09:39,510 --> 00:09:41,220
‫چه اهمیتی داره؟ نادیده‌ش بگیر

200
00:09:41,220 --> 00:09:43,970
‫تو یه جوان مجردی
‫که در اوج عیش و عشرته

201
00:09:43,970 --> 00:09:46,220
‫چیزی برای از دست دادن نداری

202
00:09:46,220 --> 00:09:50,270
‫زیادی نگرانی می‌کنی

203
00:09:50,270 --> 00:09:53,310
‫هیچکس اهمیتی نمیده

204
00:09:53,310 --> 00:09:55,510
‫مردم اهمیت میدن

205
00:09:58,320 --> 00:10:00,860
‫چی شده؟

206
00:10:00,860 --> 00:10:03,660
‫مادرت برام نامه نوشته

207
00:10:03,660 --> 00:10:08,580
‫ازم خواسته دفعه‌ی بعد
‫که رفتم نیویورک برم پیشش

208
00:10:08,580 --> 00:10:09,830
‫و گفته چرا؟

209
00:10:09,830 --> 00:10:11,370
‫خب، به‌نظر میاد
‫در مورد راضی کردنم

210
00:10:11,370 --> 00:10:13,330
‫برای گرفتن یک جایگاه توی متروپولیتنه

211
00:10:13,330 --> 00:10:15,460
‫اوه، که اینطور

212
00:10:15,460 --> 00:10:16,630
‫آره، باید همین باشه

213
00:10:16,630 --> 00:10:19,380
‫ولی چرا نتونسته تا دفعه‌ی بعد
‫که میاد نیوپورت صبر کنه؟

214
00:10:19,380 --> 00:10:21,340
‫نمی‌خواد صبر کنه

215
00:10:21,340 --> 00:10:25,100
‫فعلاً هیچ‌چیز دیگه‌ای توی ذهنش نیست

216
00:10:25,100 --> 00:10:28,350
‫وقتی اونجایی میری دیدنش؟

217
00:10:28,350 --> 00:10:31,890
‫چه دلیلی دارم که دعوتش رو رد کنم؟

218
00:10:31,890 --> 00:10:34,520
‫فقط اجازه نده نگرانت کنه

219
00:10:36,520 --> 00:10:38,860
‫کی برمی‌گردی نیوپورت؟

220
00:10:38,860 --> 00:10:43,490
‫پنج‌شنبه، به‌موقع
برای مهمانی شام خانم فیش برمی‌گردم

221
00:10:43,490 --> 00:10:45,700
‫ساعت 8 میام دنبالت

222
00:10:45,700 --> 00:10:48,120
‫با همدیگه برسیم اونجا؟

223
00:10:48,120 --> 00:10:50,540
‫دم در پیاده‌ت می‌کنم
‫یه دور می‌زنم

224
00:10:50,540 --> 00:10:52,740
‫و یکم بعدتر برمی‌گردم

225
00:10:55,460 --> 00:10:59,000
‫و محض اطلاعت
‫من در حال عیش و عشرت نیستم

226
00:11:01,420 --> 00:11:03,620
‫چون عاشقتم

227
00:11:05,550 --> 00:11:10,010
‫و منم حس می‌کنم عاشقت شدم، آقای راسل

228
00:11:10,010 --> 00:11:14,730
‫که بخشی از برنامه‌ی اصلیم نبود

229
00:11:28,030 --> 00:11:29,580
‫امشب با هم غذا می‌خوریم؟

230
00:11:29,580 --> 00:11:31,410
‫فکر نکنم

231
00:11:31,410 --> 00:11:34,710
‫حیف شد
‫چون خبرهای خوبی دارم

232
00:11:34,710 --> 00:11:37,500
‫در مورد دوک باکینگهامه

233
00:11:37,500 --> 00:11:40,920
‫برای جان بورنز نامه نوشتم
‫رئیس انگلیسی کونارد

234
00:11:40,920 --> 00:11:43,090
‫ظاهراً دوک رو خیلی خوب می‌شناسه

235
00:11:43,090 --> 00:11:44,920
‫به یک مهمانی دعوت شدیم

236
00:11:44,920 --> 00:11:46,550
‫همراه دوک؟

237
00:11:46,550 --> 00:11:49,010
‫معلومه که همراه دوک

238
00:11:49,010 --> 00:11:51,260
‫گفته بودم اگر روش تمرکز کنی
‫می‌تونی اوضاع رو درست کنی

239
00:11:51,260 --> 00:11:54,270
‫گردش سرمایه‌گذارهای سالن اپرا چطور بود؟

240
00:11:54,270 --> 00:11:55,640
‫خوب پیش رفت؟

241
00:11:55,640 --> 00:11:56,810
‫نه چندان

242
00:11:56,810 --> 00:11:58,440
‫یه مشکل داریم

243
00:11:58,440 --> 00:11:59,730
‫کار متوقف شده

244
00:11:59,730 --> 00:12:01,190
‫- حلش نمی‌کنن؟
‫- شاید

245
00:12:01,190 --> 00:12:02,570
‫ولی ممکنه تا بخواد درست بشه

246
00:12:02,570 --> 00:12:03,860
‫ افتتاحیه عقب بیفته

247
00:12:03,860 --> 00:12:05,610
‫حتی ممکنه خواننده‌هامون رو از دست بدیم

248
00:12:05,610 --> 00:12:07,780
‫می‌خوای یه نگاهی به اوضاع بندازم؟

249
00:12:07,780 --> 00:12:09,950
‫اگر بکنی که ممنونت میشم

250
00:12:09,950 --> 00:12:12,410
‫به‌جز این، حس کردی خوب پیش رفت؟

251
00:12:12,410 --> 00:12:13,500
‫فکر کنم

252
00:12:13,500 --> 00:12:15,370
‫گرچه خانم وینترتون از فرصت استفاده کرد

253
00:12:15,370 --> 00:12:17,250
‫تا عضویتش توی آکادمی رو به رخم بکشه

254
00:12:17,250 --> 00:12:20,130
‫و یه خبرنگار در مورد
‫شایعات روزنامه‌ی نیوپورت ازم پرسید

255
00:12:20,130 --> 00:12:22,050
‫که ظاهراً بعضی‌ها فکر می‌کنن

256
00:12:22,050 --> 00:12:24,090
‫در مورد لری و خانم "بلین"ـه

257
00:12:24,090 --> 00:12:25,970
‫- تو چی گفتی؟
‫- چی می‌تونستم بگم؟

258
00:12:25,970 --> 00:12:27,970
‫که داره به عنوان معمارش براش کار می‌کنه؟

259
00:12:27,970 --> 00:12:29,930
‫- خب، این که حقیقت داره
‫- خبرش داره پخش میشه، جورج

260
00:12:29,930 --> 00:12:31,640
‫به‌زودی توی تمام نیویورک پخش میشه

261
00:12:31,640 --> 00:12:34,270
‫- کنترلش می‌کنی
‫- فقط به درد همین کار می‌خورم؟

262
00:12:34,270 --> 00:12:36,890
‫که با یه پتو بدوم اینور اونور
‫ آتیش‌ها رو خاموش کنم؟

263
00:12:36,890 --> 00:12:38,980
‫که حواسم باشه لری توی دردسر نیفته

264
00:12:38,980 --> 00:12:40,650
‫که مطمئن بشم گلادیس
‫با آدم‌های درستی آشنا میشه

265
00:12:40,650 --> 00:12:43,320
‫من هوای همه‌تون رو دارم
‫ولی کی هوای منو داره؟

266
00:12:43,320 --> 00:12:45,070
‫امیدوارم من داشته باشم

267
00:12:45,070 --> 00:12:47,650
‫قصدم همینه

268
00:12:47,650 --> 00:12:51,320
‫برای من، هیچ آدم زنده‌ای
‫مهم‌تر از تو نیست

269
00:12:51,320 --> 00:12:53,520
‫می‌دونم

270
00:12:55,330 --> 00:12:57,250
‫پیشنهاد میدی در مورد لری چیکار کنیم؟

271
00:12:57,250 --> 00:12:59,500
‫می‌خوام با خانم بلین صحبت کنم

272
00:12:59,500 --> 00:13:00,830
‫می‌خوای چی بگی؟

273
00:13:00,830 --> 00:13:02,790
‫حقیقت رو میگم

274
00:13:02,790 --> 00:13:04,990
‫معمولاً بهترین کاره

275
00:13:09,510 --> 00:13:11,930
‫هنوز نامه‌ی خانم مک‌نیل رو پاسخ ندادی؟

276
00:13:11,930 --> 00:13:14,680
‫نه... و قبل از اینکه بپرسی

277
00:13:14,680 --> 00:13:18,140
‫به‌خاطر اینه که نمی‌دونم
‫قراره چه جوابی بدم

278
00:13:18,140 --> 00:13:20,190
‫حتماً خیلی برات سخته

279
00:13:20,190 --> 00:13:23,520
‫چون باید مطمئن بشم
‫که تصمیمم به نفع دخترمه

280
00:13:23,520 --> 00:13:26,030
‫فکر می‌کنی شوهرش
‫ زیر قول و قرارش می‌زنه؟

281
00:13:26,030 --> 00:13:28,110
‫نه، میگه زندگی راحتی برام می‌سازه

282
00:13:28,110 --> 00:13:29,400
‫مطمئنم همین‌کارو می‌کنه

283
00:13:29,400 --> 00:13:32,490
‫ولی باید مطمئن بشم
‫که اونم همینو می‌خواد

284
00:13:32,490 --> 00:13:34,030
‫پس به شوهرش بگو

285
00:13:34,030 --> 00:13:35,990
‫به شوهرش نامه بنویس و توضیح بده

286
00:13:35,990 --> 00:13:38,620
‫که باید از دهن خودش بشنوی

287
00:13:38,620 --> 00:13:40,960
‫حق با توئه

288
00:13:40,960 --> 00:13:43,160
‫همین‌کارو می‌کنم

289
00:13:44,710 --> 00:13:46,840
‫دیدنتون باعث افتخارمه، آقای واشینگتون

290
00:13:46,840 --> 00:13:48,050
‫افتخارش مال منه

291
00:13:48,050 --> 00:13:49,840
‫از نیویورک تا اینجا سفری طولانی داشتین

292
00:13:49,840 --> 00:13:51,380
‫سفری مهم

293
00:13:51,380 --> 00:13:53,010
‫خانمم خوشحال میشه
‫که یک خانم دیگه

294
00:13:53,010 --> 00:13:54,220
‫ توی خونه کنارش باشه

295
00:13:54,220 --> 00:13:55,720
‫مشتاقانه منتظرم ملاقاتشون کنم

296
00:13:55,720 --> 00:13:57,850
‫و بی‌صبرانه منتظرم
‫که محل خوابگاه رو ببینم

297
00:13:57,850 --> 00:13:59,060
‫- بله
‫- خب، ازتون ممنونم

298
00:13:59,060 --> 00:14:00,730
‫که برای پوشش این خبر تا اینجا اومدین

299
00:14:00,730 --> 00:14:02,270
‫تا خبرمون رو به گوش مردم برسونید

300
00:14:02,270 --> 00:14:03,770
‫لیاقت یک مقاله‌ی خوب رو دارین

301
00:14:03,770 --> 00:14:05,320
‫اوه، وقتی داری مقاله رو می‌نویسی

302
00:14:05,320 --> 00:14:07,400
‫اینو بهت یادآوری می‌کنم

303
00:14:07,400 --> 00:14:09,030
‫چطوری آقای پورتر رو راضی کردین

304
00:14:09,030 --> 00:14:12,070
‫که کمک مالی به این بزرگی بکنه؟

305
00:14:12,070 --> 00:14:14,240
‫تازه از قطار پیاده شدی
‫و همین الانشم کارتو شروع کردی

306
00:14:14,240 --> 00:14:17,790
‫خیلی خوبه

307
00:14:17,790 --> 00:14:19,160
‫آقای تامسون

308
00:14:19,160 --> 00:14:21,710
‫آقای واشینگتون، خبرهای فوق العاده‌ای

309
00:14:21,710 --> 00:14:23,170
‫در مورد خوابگاه جدیدتون شنیدم

310
00:14:23,170 --> 00:14:25,420
بهتون تبریک میگم

311
00:14:25,420 --> 00:14:27,620
‫خیلی لطف دارین. ممنون

312
00:14:30,220 --> 00:14:32,010
‫اوضاع توی جنوب اینقدر عوض شده

313
00:14:32,010 --> 00:14:33,590
‫یا فقط با شما اینطورن؟

314
00:14:33,590 --> 00:14:36,100
‫داریم قدم به قدم
‫رابطه‌مون رو با سفیدپوست‌ها تغییر میدیم

315
00:14:36,100 --> 00:14:38,430
‫ولی تغییر شرایط خودمون از اون هم فراتره

316
00:14:38,430 --> 00:14:41,140
‫وقتی به دانشگاه رسیدیم خودتون می‌بینید

317
00:14:43,140 --> 00:14:45,440
‫می‌خواید باهام بیاید بیرون
‫و پدرم رو ببینید؟

318
00:14:45,440 --> 00:14:46,520
‫نمی‌تونم

319
00:14:46,520 --> 00:14:48,190
‫قراره بعد از مدرسه
‫برم پارک دیدن عمه‌م

320
00:14:48,190 --> 00:14:52,030
‫قراره تا خونه پیاده بریم

321
00:14:52,030 --> 00:14:53,610
‫خانم بروک

322
00:14:53,610 --> 00:14:54,780
‫سلام، خانم بارنز

323
00:14:54,780 --> 00:14:56,780
‫میشه باهاتون صحبت کنم؟

324
00:14:56,780 --> 00:14:58,240
‫البته

325
00:14:58,240 --> 00:15:00,330
‫جین آدامز رو می‌شناسین؟

326
00:15:00,330 --> 00:15:02,580
‫زندگیش رو وقف اصلاحات اجتماعی کرده

327
00:15:02,580 --> 00:15:05,330
‫قراره باهاش همراه بشیم
‫و یک سری کلاس‌های خیریه تشکیل بدیم

328
00:15:05,330 --> 00:15:07,460
‫که براشون نیاز به معلم داریم

329
00:15:07,460 --> 00:15:09,670
‫می‌خوام در این راه کمک کنی

330
00:15:09,670 --> 00:15:12,130
‫قراره توی کلاس‌های خانم آدامز
‫نقاشی درس بدم؟

331
00:15:12,130 --> 00:15:15,260
‫نه، به توانایی‌هایی نیاز دارن
‫که توی زندگیشون فرصت‌ساز باشه

332
00:15:15,260 --> 00:15:17,390
‫خوندن، نوشتن
‫حساب و کتاب ساده

333
00:15:17,390 --> 00:15:20,140
‫- از اینجور چیزها
‫- صحیح

334
00:15:20,140 --> 00:15:21,640
‫ممنون که به فکر من افتادین

335
00:15:21,640 --> 00:15:23,840
‫معلومه

336
00:15:31,730 --> 00:15:34,240
‫از گل صدتومانی متنفری

337
00:15:34,240 --> 00:15:36,780
‫نه. چرا باید همچین حرفی بزنی؟

338
00:15:38,070 --> 00:15:40,620
‫به زن‌های زیادی گل ندادم

339
00:15:40,620 --> 00:15:45,040
‫ولی فکر نکنم
‫نگرانی موقع گل گرفتن عادی باشه

340
00:15:45,040 --> 00:15:46,920
‫خیلی خوشگلن

341
00:15:46,920 --> 00:15:50,300
‫ولی اعتراف می‌کنم، برام سواله

342
00:15:50,300 --> 00:15:52,590
‫که اگر اگنس بفهمه چه فکری می‌کنه

343
00:15:52,590 --> 00:15:56,470
‫این گل‌ها برای توئه، ایدا بروک

344
00:15:56,470 --> 00:15:58,180
‫نه هیچکس دیگه‌ای

345
00:15:58,180 --> 00:16:00,680
‫خیلی زیبان

346
00:16:00,680 --> 00:16:03,730
‫ممنونم

347
00:16:06,100 --> 00:16:08,350
‫اوه

348
00:16:08,350 --> 00:16:10,550
‫آره

349
00:16:13,280 --> 00:16:14,780
‫از این طرف، جناب
‫از این طرف

350
00:16:14,780 --> 00:16:16,980
‫اوه، ممنونم

351
00:16:18,620 --> 00:16:20,820
‫اوه خدای من

352
00:16:22,040 --> 00:16:23,370
‫ماریان چی؟

353
00:16:23,370 --> 00:16:25,210
‫نمی‌تونیم بدون اون بریم

354
00:16:25,210 --> 00:16:28,040
‫خب، توی این بارون نمیاد اینجا

355
00:16:28,040 --> 00:16:30,750
‫نظرت چیه بریم دم مدرسه
‫و ببینیم اونجاست یا نه؟

356
00:16:30,750 --> 00:16:33,250
‫اوه، آره
‫بیا همین‌کارو بکنیم

357
00:16:38,300 --> 00:16:39,590
‫شایعاتی به گوشم رسیده

358
00:16:39,590 --> 00:16:41,970
‫که حقیقتاً برام نگران کننده‌ست

359
00:16:41,970 --> 00:16:44,930
‫فکر می‌کردم برای صحبت
‫در مورد سالن اپرای جدید دعوتم کردی

360
00:16:44,930 --> 00:16:46,350
‫اون قضیه بمونه برای بعد

361
00:16:46,350 --> 00:16:48,940
‫مقاله رو دیدی؟

362
00:16:48,940 --> 00:16:51,730
‫در مورد تو و لری؟

363
00:16:51,730 --> 00:16:54,190
‫از کجا اینقدر مطمئنی؟
‫توش اسمی نبرده بودن

364
00:16:54,190 --> 00:16:56,360
‫فکر نکن برام مهمه
‫که در مورد تو چی می‌نویسن

365
00:16:56,360 --> 00:16:58,910
‫ولی نمی‌خوام فکر کنن
‫بین تو و پسرم خبریه

366
00:16:58,910 --> 00:17:00,740
‫لری داره برام کار می‌کنه

367
00:17:00,740 --> 00:17:02,910
‫کیف و حالت رو کردی
‫وقتش نیست تمومش کنی؟

368
00:17:02,910 --> 00:17:04,290
‫منظورت چیه؟

369
00:17:04,290 --> 00:17:07,000
‫چی از جونش می‌خوای؟

370
00:17:07,000 --> 00:17:09,460
‫نمی‌تونی براش پسری بیاری

371
00:17:09,460 --> 00:17:11,580
‫تا 20 سال دیگه
‫وقتی به دوران اوج زندگیش رسید

372
00:17:11,580 --> 00:17:13,590
‫تو با عصا راه میری

373
00:17:13,590 --> 00:17:15,380
‫حتی اگر از عذاب وجدان نتونه ولت کنه

374
00:17:15,380 --> 00:17:17,260
‫بخشی از وجودش منتظر مرگت می‌مونه

375
00:17:17,260 --> 00:17:18,630
‫حتماً از دوران زندگی با شوهرت

376
00:17:18,630 --> 00:17:20,050
‫یادته که این چه حسی داشت

377
00:17:20,050 --> 00:17:22,010
‫چطور جرات می‌کنی
‫همچین چیزهایی رو بگی؟

378
00:17:22,010 --> 00:17:23,140
‫جرات می‌کنم چون حقیقت دارن

379
00:17:23,140 --> 00:17:24,430
‫- دیگه اینجا نمی‌مونم
‫- خیلی‌خب

380
00:17:24,430 --> 00:17:26,220
‫- و در مورد سالن اپرا...
‫- اپرا برام مهم نیست

381
00:17:26,220 --> 00:17:27,890
‫خب، خوبه
‫چون از زمانی که نامه نوشتم

382
00:17:27,890 --> 00:17:30,190
‫جایگاه‌ها همه پر شدن

383
00:17:30,190 --> 00:17:31,440
‫پس بی‌دلیل به‌ اینجا اومدم

384
00:17:31,440 --> 00:17:33,640
‫متاسفانه اینطور به‌نظر میاد

385
00:17:45,290 --> 00:17:46,410
‫ممنونم

386
00:17:46,410 --> 00:17:50,120
‫با وجود بارون، واقعاً لذت بردم

387
00:17:50,120 --> 00:17:52,130
‫بی‌صبرانه منتظر ملاقات بعدیمون هستم

388
00:17:52,130 --> 00:17:54,380
‫گمونم یکشنبه همو ببینیم

389
00:17:54,380 --> 00:17:56,590
‫میشه زودتر ببینمت؟

390
00:17:56,590 --> 00:17:59,010
‫چطوری؟

391
00:17:59,010 --> 00:18:00,510
‫می‌تونی بیای کلیسا

392
00:18:00,510 --> 00:18:03,680
‫تا در مورد خیریه‌های مبلغان صحبت کنی

393
00:18:03,680 --> 00:18:07,100
‫یا برای تمرین گروه سرود کنارم باشی

394
00:18:07,100 --> 00:18:10,100
‫می‌تونی فردا بعدازظهر از خونه بیای بیرون؟

395
00:18:10,100 --> 00:18:12,060
‫زندانی اگنس که نیستم

396
00:18:12,060 --> 00:18:13,150
‫خوبه

397
00:18:13,150 --> 00:18:14,310
‫فکر نکنم تحمل داشته باشم

398
00:18:14,310 --> 00:18:17,230
‫که تا یکشنبه صبر کنم

399
00:18:17,230 --> 00:18:19,430
‫تا اون‌موقع خداحافظ

400
00:18:31,920 --> 00:18:34,330
‫اوه

401
00:18:34,330 --> 00:18:36,170
‫چی شد؟

402
00:18:36,170 --> 00:18:37,630
‫نیومدی پارک

403
00:18:37,630 --> 00:18:39,550
‫مدیر مدرسه ازم خواست
‫که بعد از کلاس‌ها باهام صحبت کنه

404
00:18:39,550 --> 00:18:41,550
‫و تا اون‌موقع بارون شروع شده بود
‫برای همین کالسکه گرفتم

405
00:18:41,550 --> 00:18:43,890
‫- اوه
‫- کشیش تا اینجا رسوندت؟

406
00:18:43,890 --> 00:18:45,350
‫آره

407
00:18:45,350 --> 00:18:46,890
‫اون اینا رو بهت داد؟

408
00:18:46,890 --> 00:18:49,770
‫آره

409
00:18:49,770 --> 00:18:52,270
‫میشه دست تو باشن؟

410
00:18:52,270 --> 00:18:54,980
‫قدرت اینو ندارم
‫که برای اگنس توضیح بدم از کجا اومدن

411
00:18:57,270 --> 00:18:59,470
‫بهتره لباسمو عوض کنم

412
00:19:03,610 --> 00:19:05,810
‫به‌نظرم ارزشش رو داره

413
00:19:06,700 --> 00:19:08,450
‫حتماً خیلی افتخار می‌کنی

414
00:19:08,450 --> 00:19:11,540
‫این یعنی مدیر مدرسه
‫ارزش زیادی برات قائله

415
00:19:11,540 --> 00:19:14,460
‫کی شروع میشه؟
‫کلاس‌هات برای این گداها؟

416
00:19:14,460 --> 00:19:17,040
‫لطفاً بهشون نگو گدا

417
00:19:17,040 --> 00:19:20,050
‫تو فکر بودم که فردا شب
‫اون روش پخت بره رو امتحان کنیم

418
00:19:20,050 --> 00:19:21,380
‫که توی "مجله‌ی خانگی زنان" نوشته بود

419
00:19:21,380 --> 00:19:22,840
‫دادمش به خانم باور

420
00:19:22,840 --> 00:19:25,180
‫اوه، خانم ویلسون
‫برای شام دعوتم کرده

421
00:19:25,180 --> 00:19:26,590
‫و فین‌ها هم قراره برن

422
00:19:26,590 --> 00:19:28,560
‫قبول کردم چون فکر می‌کردم بیرون باشین

423
00:19:28,560 --> 00:19:29,810
‫قرار شامم لغو شد

424
00:19:29,810 --> 00:19:31,180
‫خانم تمپل مریض شده

425
00:19:31,180 --> 00:19:33,770
‫به خانم باور میگم
‫قراره خودمون دو تا باشیم

426
00:19:36,020 --> 00:19:41,110
‫راستش، برای فردا شب برنامه دارم

427
00:19:41,110 --> 00:19:42,780
‫برنامه داری؟

428
00:19:42,780 --> 00:19:43,650
‫منظورت چیه؟

429
00:19:43,650 --> 00:19:44,950
‫چجور برنامه‌ای؟

430
00:19:44,950 --> 00:19:48,580
‫توی کلیسا کار دارم

431
00:19:48,580 --> 00:19:51,490
‫حدس می‌زنم بازم مربوط به
‫کشیش‌مون آقای "فورته" باشه؟

432
00:19:51,490 --> 00:19:54,580
‫می‌خواد در مورد
‫خیریه‌های مبلغان باهام صحبت کنه

433
00:19:54,580 --> 00:19:56,330
‫تمام روز مشغول کاره

434
00:19:56,330 --> 00:19:58,170
‫برای همین ازم خواسته بعدازظهر برم

435
00:19:58,170 --> 00:19:59,750
‫قراره تمرین گروه سرود بکنن

436
00:19:59,750 --> 00:20:01,670
‫شام رو چیکار می‌‌کنی؟

437
00:20:01,670 --> 00:20:04,010
‫مطمئنم حواسش هست که گرسنه نمونم

438
00:20:05,090 --> 00:20:06,432
‫اوه!

439
00:20:06,432 --> 00:20:08,600
‫اوه

440
00:20:08,600 --> 00:20:12,180
‫از نظر ماریان که
‫مشغول یه معاشقه‌ی تمام و کمالی

441
00:20:12,180 --> 00:20:13,310
‫چی؟

442
00:20:13,310 --> 00:20:14,930
‫منظورت با کشیش آقای فورته‌ست؟

443
00:20:14,930 --> 00:20:17,100
‫- مگه کس دیگه‌ای هم هست؟
‫- معلومه که نه

444
00:20:17,100 --> 00:20:18,900
‫من هرگز همچین حرفی نزدم، عمه اگنس

445
00:20:18,900 --> 00:20:20,150
‫فکر کنم گفتی

446
00:20:20,150 --> 00:20:22,070
‫ماریان عادت داره غلو کنه

447
00:20:22,070 --> 00:20:24,110
‫که سربه‌سر من بذاره
‫که سربه‌سر جفتمون بذاره

448
00:20:24,110 --> 00:20:26,780
‫چون بعد از این همه سال
‫واقعاً ناشکریه

449
00:20:26,780 --> 00:20:28,410
‫اگر قرار باشه الان ولم کنی بری

450
00:20:28,410 --> 00:20:31,280
‫اگنس، چت شده؟

451
00:20:31,280 --> 00:20:35,250
‫پس، بین تو و آقای فورته خبری نیست؟

452
00:20:35,250 --> 00:20:39,920
‫مرد به‌شدت نازنینیه
‫و خیلی ازش خوشم میاد

453
00:20:39,920 --> 00:20:42,500
‫احساسم بهش در همین حده
‫و کاملاً مطمئنم

454
00:20:42,500 --> 00:20:43,920
‫که احساس اونم نسبت به من همینه

455
00:20:43,920 --> 00:20:45,800
‫ولی اگر بیشتر بود چی؟

456
00:20:45,800 --> 00:20:47,510
‫اگر اما و اگر ظرف و ظروف بود

457
00:20:47,510 --> 00:20:48,800
‫دیگه نیازی به بندزن نبود

458
00:20:48,800 --> 00:20:49,760
‫جدی میگم

459
00:20:49,760 --> 00:20:51,970
‫حاضر نیستم در مورد این موضوع
‫جدی صحبت کنم

460
00:20:51,970 --> 00:20:53,350
‫اوه!

461
00:20:53,350 --> 00:20:55,140
‫بنیستر، گل‌ها

462
00:20:55,140 --> 00:20:57,980
‫و زنبوری که توشه رو ببر

463
00:20:57,980 --> 00:21:00,180
‫گل‌ها از کجا اومدن؟

464
00:21:04,400 --> 00:21:07,030
‫مال من هستن

465
00:21:07,030 --> 00:21:08,150
‫هدیه بودن

466
00:21:08,150 --> 00:21:11,120
‫از طرف دشل؟

467
00:21:11,120 --> 00:21:14,580
‫از طرف والدین یکی از شاگردهام

468
00:21:14,580 --> 00:21:17,410
‫بنیستر، غذامون تمام شده

469
00:21:21,170 --> 00:21:24,460
‫این دیگه چه صداییه؟

470
00:21:24,460 --> 00:21:28,170
‫فکر کنم شاید ساعت من باشه

471
00:21:28,170 --> 00:21:29,300
‫داره چی میگه؟

472
00:21:29,300 --> 00:21:30,470
‫که وقتشه بشقاب‌ها رو ببری آشپزخونه؟

473
00:21:30,470 --> 00:21:34,060
‫زود باش برو قطعش کن

474
00:21:34,060 --> 00:21:35,390
‫میرم دسر رو بیارم

475
00:21:35,390 --> 00:21:36,560
‫بهتره نیاری

476
00:21:36,560 --> 00:21:38,760
‫ممکنه زنبورهای بیشتری بیان

477
00:21:41,690 --> 00:21:43,520
‫معذرت می‌خوام که گفتم بیای اینجا

478
00:21:43,520 --> 00:21:44,650
‫دارم لذت می‌برم

479
00:21:44,650 --> 00:21:47,070
‫از آخرین باری که
‫توی دفتر بانک‌دارها بودم مدت‌‌ها گذشته

480
00:21:47,070 --> 00:21:49,070
‫ولی منم زمانی دفتر خودمو داشتم

481
00:21:49,070 --> 00:21:50,780
‫بفرما

482
00:21:50,780 --> 00:21:52,700
‫چند نفر از همکاران خدمتکارت خبر دارن

483
00:21:52,700 --> 00:21:55,370
‫که چرا اومدی اینجا؟

484
00:21:55,370 --> 00:21:56,870
‫فقط تعدادی از خدمتکارهای ارشد

485
00:21:56,870 --> 00:21:59,210
‫سرخدمتکار، سرآشپز
‫و خانم خانه‌دار

486
00:21:59,210 --> 00:22:00,580
‫همین

487
00:22:00,580 --> 00:22:02,210
‫می‌خواستم دقیقاً همین اتفاق نیفته

488
00:22:02,210 --> 00:22:03,790
‫که خبر ملازم بودن پدرزنت

489
00:22:03,790 --> 00:22:05,800
‫توی نیویورک بپیچه؟

490
00:22:05,800 --> 00:22:08,130
‫انتظار ندارم درک کنی

491
00:22:08,130 --> 00:22:10,720
‫ولی کاملاً درک می‌کنم

492
00:22:10,720 --> 00:22:12,390
‫متاسفانه امکان نداره

493
00:22:12,390 --> 00:22:14,140
‫که با خانم مک‌نیل ملاقات کنی

494
00:22:14,140 --> 00:22:17,020
‫ازم خواسته از طرفش صحبت کنم
‫و ازت تشکر کنم

495
00:22:17,020 --> 00:22:18,480
‫اگر تصمیم بگیری پیشنهادمون رو قبول کنی

496
00:22:18,480 --> 00:22:20,440
‫و به سواحل غربی نقل‌مکان کنی

497
00:22:20,440 --> 00:22:23,400
‫امیدوارم همین کافی باشه

498
00:22:23,400 --> 00:22:25,110
‫نه، نیست

499
00:22:25,110 --> 00:22:26,230
‫چرا نیست؟

500
00:22:26,230 --> 00:22:28,400
‫چون باید از دهن خودش بشنوم

501
00:22:28,400 --> 00:22:29,530
‫متاسفم

502
00:22:29,530 --> 00:22:31,400
‫منظورت اینه که دارم دروغ میگم؟

503
00:22:31,400 --> 00:22:33,240
‫نه

504
00:22:33,240 --> 00:22:34,700
‫پس دلیلش چی می‌تونه باشه؟

505
00:22:34,700 --> 00:22:36,990
‫خواسته‌ش رو بهت گفتم
‫تصمیمش رو به اطلاعت رسوندم

506
00:22:36,990 --> 00:22:39,290
‫چه دلیل دیگه‌ای
‫ ممکنه وجود داشته باشه که باور نکنی؟

507
00:22:39,290 --> 00:22:40,660
‫هیچ منظوری ندارم

508
00:22:40,660 --> 00:22:42,080
‫قضیه این نیست که باور نمی‌کنم

509
00:22:42,080 --> 00:22:44,130
‫دارم تا جای ممکن
‫باادبانه و مستقیم بهت میگم

510
00:22:44,130 --> 00:22:46,540
‫که تا با دخترم صحبت نکردم

511
00:22:46,540 --> 00:22:48,380
‫از شغلم دست نمی‌کشم

512
00:22:48,380 --> 00:22:51,170
‫و از این شهر نمیرم

513
00:22:51,170 --> 00:22:52,760
‫مرد خیلی کله‌شقی هستی

514
00:22:52,760 --> 00:22:54,930
‫توام همینطور

515
00:22:54,930 --> 00:22:56,640
‫خیلی‌خب

516
00:22:56,640 --> 00:22:59,100
‫فلورا خیلی مایوس میشه که شادیش

517
00:22:59,100 --> 00:23:01,300
‫هیچ اهمیتی برات نداره

518
00:23:03,600 --> 00:23:05,440
‫جواب این حرفت رو نمیدم

519
00:23:05,440 --> 00:23:07,610
‫چون خودت می‌دونی که دقیقاً برعکسه

520
00:23:07,610 --> 00:23:10,610
‫پس نه تنها کله‌شقی، گستاخ هم هستی

521
00:23:10,610 --> 00:23:12,360
‫با اجازه‌ت، آقای مک‌نیل

522
00:23:12,360 --> 00:23:15,620
‫دیگه باید برگردم

523
00:23:50,320 --> 00:23:52,990
‫خانم بروس؟

524
00:23:52,990 --> 00:23:55,200
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

525
00:23:55,200 --> 00:23:57,160
‫اوه، اومدم منوهای غذا رو بذارم

526
00:23:57,160 --> 00:24:00,410
‫چه دلیل دیگه‌ای...

527
00:24:00,410 --> 00:24:04,460
‫کمی قبل‌تر که بیرون بودم، پوستری رو دیدم

528
00:24:04,460 --> 00:24:07,210
‫که در مورد کنسرتی در سنترال پارک بود

529
00:24:07,210 --> 00:24:08,380
‫اوه

530
00:24:08,380 --> 00:24:09,840
‫چجور کنسرتی؟

531
00:24:09,840 --> 00:24:11,420
‫ترکیبی از چند آهنگ بود

532
00:24:11,420 --> 00:24:13,380
‫یه سری اپرا... "وردی"، "برامس"

533
00:24:13,380 --> 00:24:15,840
‫مقدمه‌ی مندلسون
‫بر نمایشنامه‌ی "رویای شب نیمه تابستان"

534
00:24:15,840 --> 00:24:18,040
‫از اینجور چیزها

535
00:24:20,180 --> 00:24:22,310
‫دوست دارید بریم؟

536
00:24:22,310 --> 00:24:23,560
‫چی؟

537
00:24:23,560 --> 00:24:25,020
‫باهمدیگه؟

538
00:24:25,020 --> 00:24:29,440
‫منظورم... خب، منظورم همین بود

539
00:24:29,440 --> 00:24:31,650
‫آره، خوشحال میشم

540
00:24:34,820 --> 00:24:37,020
‫خوشحالم کردین

541
00:24:45,870 --> 00:24:48,120
‫آقای جاشوآ وینترتون؟

542
00:24:51,170 --> 00:24:53,000
‫لطف کردی اومدی

543
00:24:53,000 --> 00:24:56,630
‫وقتی خانم استور منو فرا می‌خونه
‫می‌دونم باید چیکار کنم

544
00:24:57,220 --> 00:24:59,840
‫ولی چرا نباید به خانم وینترتون می‌گفتم؟

545
00:24:59,840 --> 00:25:01,600
‫چون می‌خواستم وقتی فهمیدی قضیه چیه

546
00:25:01,600 --> 00:25:02,930
‫خودت بهش بگی

547
00:25:02,930 --> 00:25:06,020
‫بفرما

548
00:25:09,560 --> 00:25:12,820
‫گفتنش خیلی سخته

549
00:25:12,820 --> 00:25:16,690
‫وقتی این اواخر چیزهای بیشتری
‫در مورد زندگی خانم وینترتون فهمیدم

550
00:25:16,690 --> 00:25:18,990
‫که باعث شده فکر کنم
‫که شاید کاملاً

551
00:25:18,990 --> 00:25:21,030
‫از حضورش در آکادمی راضی نباشه

552
00:25:21,030 --> 00:25:23,080
‫اوه، کاملاً از حضورش در آکادمی لذت می‌بره

553
00:25:23,080 --> 00:25:25,910
‫اوه، مطمئنم اینطور فکر می‌کنه

554
00:25:25,910 --> 00:25:27,790
‫ولی فکر نکنم وقتی

555
00:25:27,790 --> 00:25:30,000
‫بقیه‌ی اعضا رو بهتر شناخت

556
00:25:30,000 --> 00:25:32,380
‫باهاشون احساس سازگاری کنه

557
00:25:32,380 --> 00:25:34,170
‫چرا؟

558
00:25:34,170 --> 00:25:38,550
‫زندگیش فراز و نشیب‌های خیلی زیادی داشته

559
00:25:38,550 --> 00:25:40,430
‫منظورت چیه؟

560
00:25:40,430 --> 00:25:44,260
‫که خانم وینترتون به دلایلی
‫لیاقت عضویت رو نداره؟

561
00:25:44,260 --> 00:25:46,680
‫یعنی میگی در گذشته‌ی همسرم

562
00:25:46,680 --> 00:25:47,930
‫دلیلی برای رسوایی وجود داره؟

563
00:25:47,930 --> 00:25:49,190
‫چون اگر اینطوره...

564
00:25:49,190 --> 00:25:52,060
‫اصلاً همچین منظوری ندارم

565
00:25:52,060 --> 00:25:55,360
‫ولی گذشته‌ش با بقیه‌ی خانم‌هایی
‫که اونجا ملاقات می‌کنه

566
00:25:55,360 --> 00:25:57,280
‫بسیار فرق می‌کنه

567
00:25:57,280 --> 00:25:59,820
‫نمی‌دونم منظورت چیه

568
00:25:59,820 --> 00:26:01,780
‫میشه واضح‌تر بگی؟

569
00:26:01,780 --> 00:26:04,240
‫این رو باید خود خانم وینترتون بهتون بگه

570
00:26:04,240 --> 00:26:07,910
‫ولی درهرحال، باید جایگاهمون رو تحویل بدیم

571
00:26:07,910 --> 00:26:09,120
‫اگر ایرادی نداره

572
00:26:09,120 --> 00:26:12,130
‫چرا ایراد داره
‫خیلیم ایراد داره

573
00:26:12,130 --> 00:26:14,590
‫می‌دونی، اگر بریم
‫مجبور میشیم

574
00:26:14,590 --> 00:26:16,090
‫بریم به متروپولیتن جدید

575
00:26:16,090 --> 00:26:20,470
‫و هرچند تا از دوستان قدیمی‌مون رو
‫ که می‌تونیم با خودمون می‌بریم

576
00:26:20,470 --> 00:26:24,800
‫با این‌حال، شاید اینطوری بهتر باشه

577
00:26:24,800 --> 00:26:27,470
‫و این تصمیم همه‌ست؟

578
00:26:27,470 --> 00:26:30,980
‫هیئت مدیره در موردش تصمیم گرفته، بله

579
00:26:32,730 --> 00:26:35,270
‫خیلی‌خب

580
00:26:35,270 --> 00:26:39,030
‫وقتی تصمیم‌تون رو گرفتین
‫نمی‌تونم مخالفتی کنم

581
00:26:39,030 --> 00:26:41,320
‫ولی بذار یه هشداری بهت بدم

582
00:26:41,320 --> 00:26:44,820
‫این قضیه رو فراموش نمی‌کنم

583
00:26:44,820 --> 00:26:47,020
‫شما هم نمی‌کنین

584
00:26:59,760 --> 00:27:01,050
‫هنوز نرسیده

585
00:27:01,050 --> 00:27:03,220
‫- از کجا اینقدر مطمئنی؟
‫- اگر بیاد متوجه میشیم

586
00:27:03,220 --> 00:27:05,220
‫وقتی دیدیمش چی صداش کنیم؟

587
00:27:05,220 --> 00:27:07,640
‫عالیجناب؟ قربان؟

588
00:27:07,640 --> 00:27:09,720
‫عنوان اصلیش اعلی حضرته

589
00:27:09,720 --> 00:27:11,520
‫و باید بهش بگیم اعلی حضرت؟

590
00:27:11,520 --> 00:27:12,640
‫حتماً شوخیت گرفته

591
00:27:12,640 --> 00:27:14,850
‫آقای مک‌آلیستر میگه
‫وقتی شخصاً باهاش ملاقات می‌کنیم

592
00:27:14,850 --> 00:27:17,270
‫دوک صداش کنیم کافیه

593
00:27:17,270 --> 00:27:19,010
‫اگر تنها فایده‌ی جنگ استقلال‌مون

594
00:27:19,010 --> 00:27:21,110
‫خلاص شدن از شر القاب انگلیسی بوده باشه

595
00:27:21,110 --> 00:27:22,860
‫مطمئناً ارزشش رو داشته

596
00:27:22,860 --> 00:27:25,660
‫خانم راسل، اینجا چیکار می‌کنی؟

597
00:27:25,660 --> 00:27:27,870
‫اوه، نیاز بود از شما اجازه بگیریم؟

598
00:27:27,870 --> 00:27:30,910
‫منظورم این بود که اطلاع نداشتم
‫دوک رو می‌شناسین

599
00:27:30,910 --> 00:27:32,750
‫شنیدم روند ساخت متروپولیتن

600
00:27:32,750 --> 00:27:34,870
‫مدتی متوقف شده؟

601
00:27:34,870 --> 00:27:36,210
‫خب، حلش کردیم

602
00:27:36,210 --> 00:27:38,420
‫یک مشکل جزئی بود، همین

603
00:27:38,420 --> 00:27:39,680
‫پس توی برنامه‌تون برای

604
00:27:39,680 --> 00:27:41,710
‫افتتاح همزمان با آکادمی
‫مشکلی ایجاد نمی‌کنه؟

605
00:27:41,710 --> 00:27:43,880
‫خوبه. مشتاقانه منتظرشم

606
00:27:43,880 --> 00:27:46,220
‫همچنین. از رقابت لذت می‌برم

607
00:27:50,600 --> 00:27:52,270
‫حقیقت داره؟

608
00:27:52,270 --> 00:27:54,640
‫که ساخت‌وساز متروپولیتن دوباره راه افتاده؟

609
00:27:54,640 --> 00:27:55,940
‫مشکل حل شد

610
00:27:55,940 --> 00:27:57,560
‫فردا صبح ساخت‌و‌ساز دوباره شروع میشه

611
00:27:57,560 --> 00:27:59,320
‫چی؟ چطوری؟

612
00:27:59,320 --> 00:28:01,110
‫امیدوارم از پول خودت استفاده نکرده باشی

613
00:28:01,110 --> 00:28:02,570
‫چون قول داده بودم
‫مجبور نشی همچین کاری بکنی

614
00:28:02,570 --> 00:28:04,450
‫نه، مشکل از حساب‌داری اشتباه بود

615
00:28:04,450 --> 00:28:06,910
‫به "کلی" گفتم یه نگاهی بهش بندازه
‫و مشکل حل شد

616
00:28:06,910 --> 00:28:08,700
‫فوق العاده‌ست

617
00:28:08,700 --> 00:28:10,900
‫ممنونم

618
00:28:12,910 --> 00:28:15,420
‫همین‌جا بمون

619
00:28:36,560 --> 00:28:38,690
‫کمکی از دستم برمیاد، خانم؟

620
00:28:38,690 --> 00:28:42,610
‫نه، ممنون

621
00:28:42,610 --> 00:28:44,030
‫بعداً می‌بینمت

622
00:28:44,030 --> 00:28:45,280
‫خانم‌ها و آقایون

623
00:28:45,280 --> 00:28:47,490
‫اعلی حضرت، دوک باکینگهام

624
00:28:59,960 --> 00:29:01,590
‫اعلی حضرت

625
00:29:01,590 --> 00:29:04,010
‫اوه، خیلی جوون‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم

626
00:29:04,010 --> 00:29:05,340
‫انتظار داشتی چند سالش باشه؟

627
00:29:05,340 --> 00:29:08,090
‫خب، مگه اکثر دوک‌ها
‫در اواخر میان‌سالی این لقب رو به ارث نمی‌برن؟

628
00:29:08,090 --> 00:29:09,340
‫دوک‌های زیادی رو نمی‌شناسم

629
00:29:09,340 --> 00:29:10,760
‫که بخوام مقایسه‌ی درستی بکنم

630
00:29:10,760 --> 00:29:12,220
‫بله حتماً

631
00:29:12,220 --> 00:29:15,350
‫می‌دونستین...

632
00:29:21,610 --> 00:29:22,730
‫سر میز می‌بینمت

633
00:29:22,730 --> 00:29:24,930
‫بیا بریم

634
00:29:29,450 --> 00:29:31,650
‫آخه...

635
00:29:42,250 --> 00:29:44,590
‫ببخشید، جناب
‫فکر کنم همسرتون

636
00:29:44,590 --> 00:29:46,800
‫صندلیش رو اشتباه گرفته

637
00:29:46,800 --> 00:29:48,220
‫اشتباه می‌کنی

638
00:29:48,220 --> 00:29:52,050
‫خانم راسل دقیقاً همون‌جاییه که باید باشه

639
00:29:54,890 --> 00:29:56,720
‫خانم راسل

640
00:29:56,720 --> 00:29:58,100
‫خوشحالم می‌بینمتون

641
00:29:58,100 --> 00:30:00,490
‫آقای بورنز چیزهای زیادی
‫در موردتون بهم گفته

642
00:30:04,520 --> 00:30:06,730
‫امکان نداره اینجا بشینم

643
00:30:06,730 --> 00:30:09,070
‫ظاهراً جاتون همین‌جاست، خانم وینترتون

644
00:30:09,070 --> 00:30:12,530
‫نشستن اینجا اینقدر وحشتناکه؟

645
00:30:12,530 --> 00:30:14,370
‫خدای من، تویی

646
00:30:14,370 --> 00:30:16,910
‫شبتون به‌خیر، آقای ون‌راین

647
00:30:16,910 --> 00:30:18,040
‫امیدوار بودم بازم همدیگه رو ببینیم

648
00:30:18,040 --> 00:30:20,250
‫ولی هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫در همچین حالتی باشه

649
00:30:20,250 --> 00:30:22,250
‫زندگی پر از غافلگیریه

650
00:30:22,250 --> 00:30:23,710
‫اگر مایوس شدی

651
00:30:23,710 --> 00:30:25,340
‫که قراره کنار من بشینی متاسفم

652
00:30:25,340 --> 00:30:28,340
‫موضوع این نیست
‫آخه بهم گفته بودن قراره...

653
00:30:31,430 --> 00:30:33,510
‫اوه، فراموشش کن
‫کاریه که شده

654
00:30:33,510 --> 00:30:34,760
‫آره

655
00:30:34,760 --> 00:30:36,140
‫و تا آوردن غذای بعدی فرصت داری

656
00:30:36,140 --> 00:30:38,520
‫که توصیف کنی چطور به اینجا رسیدی

657
00:30:38,520 --> 00:30:42,400
‫چطور این‌کارو کردی؟ مشتاقم بشنوم

658
00:30:42,400 --> 00:30:44,230
‫یجورایی، باعث آسایش خاطرمه
‫که کنار کسی نشستم

659
00:30:44,230 --> 00:30:45,980
‫که تمام داستانم رو می‌دونه

660
00:30:45,980 --> 00:30:47,900
‫ولی قبلش، بذار ببینم شوهرم حالش خوبه؟

661
00:30:47,900 --> 00:30:49,240
‫دنبال کی می‌گردی؟

662
00:30:49,240 --> 00:30:50,990
‫شوهرم، آقای وینترتون

663
00:30:50,990 --> 00:30:53,360
‫ایشون خانم "ماد بیتون"ـه

664
00:30:53,360 --> 00:30:57,950
‫خانم وینترتون، آقای وینترتون اونجا نشسته

665
00:30:57,950 --> 00:31:00,080
‫کنار "لیلی لنگتری" که بازیگره

666
00:31:00,080 --> 00:31:01,710
‫وقتی توی لندن بودم دیدمش

667
00:31:01,710 --> 00:31:03,580
‫حتماً دوک رو می‌شناسه

668
00:31:03,580 --> 00:31:06,630
‫یک رابطه‌ی عاشقانه‌ی طولانی
‫با شاهزاده‌ی "ولز" داشته
‫(عنوانی که به شاه آینده‌ی بریتانیا میدن)

669
00:31:06,630 --> 00:31:08,460
‫وقتی توی قلعه‌ی سیدموث مهمان دوک بودیم

670
00:31:08,460 --> 00:31:10,170
‫این خانم رو دیدم

671
00:31:10,170 --> 00:31:12,430
‫شما دو تا همدیگه رو از کجا می‌شناسین؟

672
00:31:12,430 --> 00:31:15,260
‫قدیما یجورایی همسایه بودیم

673
00:31:18,810 --> 00:31:21,770
‫اوهوم...

674
00:31:21,770 --> 00:31:23,970
‫چیزی شده؟

675
00:31:24,600 --> 00:31:26,270
‫جوری که آمریکایی‌ها میز رو می‌چینن

676
00:31:26,270 --> 00:31:28,190
‫نمی‌تونم بهش عادت کنم

677
00:31:28,190 --> 00:31:30,720
‫این باعث میشه کوته‌فکر به‌نظر بیام؟

678
00:31:30,940 --> 00:31:32,650
‫متاسفم که درست نچیدن

679
00:31:32,650 --> 00:31:35,240
‫اگر من میزبان شام بودم
‫قول میدم دقت می‌کردم

680
00:31:35,240 --> 00:31:37,240
‫دارین دعوتم می‌کنی، خانم راسل؟

681
00:31:37,240 --> 00:31:39,440
‫اوه، ببینیم امشب چطور پیش میره

682
00:31:40,910 --> 00:31:43,210
‫توی نیوپورت خونه داری، درسته؟

683
00:31:43,210 --> 00:31:44,710
‫قراره بیام اونجا...

684
00:31:44,710 --> 00:31:48,340
‫ و خونه‌ی... وینترتون‌ها بمونم

685
00:31:48,340 --> 00:31:49,670
‫چندان مشتاق به‌نظر نمیای

686
00:31:49,670 --> 00:31:52,300
‫حقیقتشو بخوای
‫نمی‌دونم چطوری توی این مخمصه افتادم

687
00:31:52,300 --> 00:31:53,760
‫ولی دلم می‌خواد شهر رو ببینم

688
00:31:53,760 --> 00:31:56,010
‫چیزهای زیادی در مورد اونجا شنیدم

689
00:31:56,010 --> 00:31:59,140
‫پس چرا به‌جاش نمیای پیش ما بمونی؟

690
00:31:59,140 --> 00:32:01,180
‫دو تا بچه داریم
‫که فقط کمی از شما جوون‌ترن

691
00:32:01,180 --> 00:32:02,600
‫ای‌کاش می‌تونستم

692
00:32:02,600 --> 00:32:03,940
‫معلومه که می‌تونی

693
00:32:03,940 --> 00:32:05,940
‫وینترتون‌ها ناراحت نمیشن

694
00:32:05,940 --> 00:32:07,690
‫مهمانی شامی ترتیب میدم و ازشون می‌پرسم

695
00:32:07,690 --> 00:32:08,820
‫مطمئنم بهشون برنمی‌خوره

696
00:32:08,820 --> 00:32:10,480
‫احتمالاً باری از روی دوششون برداشته میشه

697
00:32:10,480 --> 00:32:13,280
‫- واقعاً اینطور فکر می‌کنی؟
‫- کاملاً

698
00:32:13,280 --> 00:32:15,480
‫همم

699
00:32:22,540 --> 00:32:24,750
‫محوطه‌ی دانشگاه خیلی انرژی‌بخش بود

700
00:32:24,750 --> 00:32:27,960
‫من رو یاد دوران تحصیلم
‫توی موسسه‌ی فیلادلفیا می‌اندازه

701
00:32:27,960 --> 00:32:29,710
‫تمام این دانشجوهای رنگین‌پوست جوون

702
00:32:29,710 --> 00:32:32,510
‫که دارن برای رسیدن به اهدافشون
‫تلاش می‌کنن، چه بهش برسن چه نرسن

703
00:32:32,510 --> 00:32:34,840
‫درهرحال خیلی امیدبخشه

704
00:32:34,840 --> 00:32:37,390
‫باید توی روزنامه‌تون
‫ دقیقاً همینطوری توصیفش کنین

705
00:32:38,140 --> 00:32:41,100
‫تحسین برانگیزه، قبول دارم
‫ولی باید بی‌طرف باقی بمونیم

706
00:32:41,100 --> 00:32:43,350
‫و بی‌جهت توسط شما یا این شام خوشمزه

707
00:32:43,350 --> 00:32:45,020
‫تحت تاثیر قرار نگیریم

708
00:32:45,020 --> 00:32:46,060
‫ممنون

709
00:32:46,060 --> 00:32:48,190
‫می‌خوام "فنی" رو راضی کنم
‫که یک کلاس آشپزی

710
00:32:48,190 --> 00:32:49,230
‫به درس‌هامون اضافه کنه

711
00:32:49,230 --> 00:32:51,190
‫به‌قدر کافی کلاس‌های مفید درس میدم

712
00:32:51,190 --> 00:32:52,530
‫مثلاً چی؟

713
00:32:52,530 --> 00:32:54,280
‫الان یک بخش خیاطی داریم

714
00:32:54,280 --> 00:32:56,030
‫دانشجوهای دختر لباس‌ فرم‌هایی می‌دوزن

715
00:32:56,030 --> 00:32:57,450
‫که ما می‌فروشیم

716
00:32:57,450 --> 00:32:59,620
‫راه درآمدی برای دانشگاه شده

717
00:32:59,620 --> 00:33:02,120
‫و دانشجوها رو برای کارهای خونگی
‫ با درآمد بالاتر آموزش میده

718
00:33:02,120 --> 00:33:04,370
‫اگر نتونن یک شغل معلمی پیدا کنن

719
00:33:04,370 --> 00:33:05,910
‫وقتی اینجایی بهت نشون میدم

720
00:33:05,910 --> 00:33:09,210
‫البته دخترها با دیدن شغل تو
‫انگشت به دهن می‌مونن

721
00:33:09,210 --> 00:33:10,630
‫چرا انگشت به دهن می‌مونن؟

722
00:33:10,630 --> 00:33:12,750
‫چیزیه که هرگز نمی‌تونن
‫برای خودشون تصور کنن

723
00:33:12,750 --> 00:33:14,380
‫خب، از تصور اینکه

724
00:33:14,380 --> 00:33:16,750
‫کسی بخواد جای من باشه شرمنده میشم

725
00:33:18,180 --> 00:33:20,390
‫زمانی در مراسم شام رسمی
‫بیگ مصر شرکت داشتم

726
00:33:20,390 --> 00:33:22,310
‫و درست بعد از خوردن پودینگ
‫کودتای مسلحانه شد

727
00:33:22,310 --> 00:33:23,810
‫جدی نمیگی

728
00:33:23,810 --> 00:33:25,100
‫البته که جدی میگم

729
00:33:25,100 --> 00:33:26,640
‫تمام خدمتکارها ناپدید شدن، و در آخر

730
00:33:26,640 --> 00:33:28,190
‫با همسر سفیر مصر

731
00:33:28,190 --> 00:33:30,060
‫رفتم دنبال پنیر بگردم

732
00:33:30,060 --> 00:33:32,070
‫و به‌جاش، با سرنیزه روبرو شدیم

733
00:33:32,070 --> 00:33:33,150
‫اوه، خدای من

734
00:33:33,150 --> 00:33:34,320
‫خب، به‌نظرم میشه با قطعیت گفت

735
00:33:34,320 --> 00:33:35,650
‫که از شام امشب زنده درمیای

736
00:33:35,650 --> 00:33:37,570
‫حاضری قول بدی؟

737
00:33:37,570 --> 00:33:39,240
‫قول میدم حداقل تا بعد از پنیر دووم میاریم

738
00:33:39,240 --> 00:33:40,740
‫بله قطعاً همینطوره

739
00:33:40,740 --> 00:33:44,080
‫پس میشه با اطمینان ‌خاطر پودینگ خورد؟

740
00:33:44,080 --> 00:33:46,250
‫خب آرورا در مورد من چی بهت گفته؟

741
00:33:46,250 --> 00:33:48,540
‫فقط گفت وضعیت خانواده‌ت پیچیده‌ست

742
00:33:48,540 --> 00:33:51,420
‫مثل تمام خانواده‌هایی که می‌شناسم

743
00:33:51,420 --> 00:33:53,460
‫داره از من برای کسب‌و‌کار

744
00:33:53,460 --> 00:33:55,380
‫بدون استفاده از اسم خودش استفاده می‌کنه

745
00:33:55,380 --> 00:33:57,300
‫نمی‌تونی بهش بگی نه؟

746
00:33:57,300 --> 00:34:00,890
‫تو وقتی پدرت زنده بود
‫می‌تونستی بهش نه بگی؟

747
00:34:00,890 --> 00:34:03,090
‫ای‌کاش می‌تونستم کمکت کنم

748
00:34:06,930 --> 00:34:08,610
‫کاری که دارین می‌کنین رو تحسین می‌کنم

749
00:34:08,610 --> 00:34:10,770
‫ولی نمی‌تونین بهشون جنگیدن یاد بدین؟

750
00:34:10,770 --> 00:34:13,270
‫شاید اینجا مدرکی کسب کنن
‫ولی توی دنیای سفیدپوست‌ها

751
00:34:13,270 --> 00:34:15,940
‫این دانشجوهای پرغرور
‫باید یاد بگیرن که سینه‌خیز جلو برن

752
00:34:15,940 --> 00:34:17,280
‫قبل از اینکه حق زندگی کردن رو پیدا کنن

753
00:34:17,280 --> 00:34:19,360
‫زندگی ما هم چندان فرقی با اونا نداره

754
00:34:19,360 --> 00:34:20,950
‫شاید توی جنوب اوضاع بدتر باشه

755
00:34:20,950 --> 00:34:23,370
‫ولی حتی توی نیویورک هم
‫از در پشتی وارد میشیم

756
00:34:23,370 --> 00:34:25,080
‫حق نداریم وارد مغازه‌ها یا رستوران‌ها

757
00:34:25,080 --> 00:34:26,490
‫یا هرجای دیگه‌ی سفیدپوست‌ها بشیم

758
00:34:26,490 --> 00:34:28,290
‫از من خواستن
‫شخصیت‌های داستان‌هام رو

759
00:34:28,290 --> 00:34:30,460
‫سفیدپوست کنم تا بتونم چاپشون کنم

760
00:34:30,460 --> 00:34:33,290
‫شاید، ولی درهرحال می‌تونی
‫از نویسندگی درآمد کسب کنی

761
00:34:33,290 --> 00:34:35,270
‫یک دام‌دار رنگین‌پوست
‫که توی تاسکیگی تعلیم دیده

762
00:34:35,270 --> 00:34:37,500
‫وقتی سفیدپوست‌ها
‫بهش حقوق عادلانه نمیدن چیکار می‌کنه؟

763
00:34:37,500 --> 00:34:39,470
‫چرا به یک رنگین‌پوست دیگه نفروشه؟

764
00:34:39,470 --> 00:34:41,260
‫چون اون نفر احتمالاً
‫کشاورز زمین دیگرانه

765
00:34:41,260 --> 00:34:42,180
‫و پولی نداره

766
00:34:42,180 --> 00:34:44,720
‫تا وقتی نخوایم حق و حقوق‌مون
‫به عنوان یک شهروند کامل رو بگیریم

767
00:34:44,720 --> 00:34:45,810
‫به هیچ‌جایی نمی‌رسیم

768
00:34:45,810 --> 00:34:49,140
‫کاملاً عصبانیتتون رو درک می‌کنم، آقای فورچن

769
00:34:49,140 --> 00:34:52,150
‫فکر می‌کنی خودم خشمگین نیستم؟

770
00:34:52,150 --> 00:34:54,560
‫ولی توی جنوب فایده‌ای نداره

771
00:34:54,560 --> 00:34:56,820
‫برای رسوندن تاسکیگی
‫به اینجایی که هست

772
00:34:56,820 --> 00:34:59,490
‫مجبور شدم با سفیدپوست‌ها کنار بیام

773
00:34:59,490 --> 00:35:01,860
‫سفیدپوست‌ها توی این مناطق
‫رنگین‌پوست‌ها رو عذاب میدن

774
00:35:01,860 --> 00:35:02,990
‫و هیچکس کاری نمی‌کنه

775
00:35:02,990 --> 00:35:04,410
‫من با سفیدپوست‌هایی

776
00:35:04,410 --> 00:35:06,490
‫که ما رو عذاب میدن کار نمی‌کنم

777
00:35:06,490 --> 00:35:08,690
‫چطوری تفاوتشون رو تشخیص میدی؟

778
00:35:11,660 --> 00:35:14,750
‫تو هم مثل من برده بودی

779
00:35:14,750 --> 00:35:17,880
‫چطوری با کسایی که ما رو
‫خرید و فروش می‌کردن کنار میای؟

780
00:35:17,880 --> 00:35:20,670
‫کسایی که مثل دام روی بدنمون داغ می‌ذاشتن
‫شنبه‌ها ما رو شلاق می‌زدن

781
00:35:20,670 --> 00:35:23,550
‫و یکشنبه بدون ذره‌ای شرمساری
‫می‌رفتن توی کلیسا می‌نشستن؟

782
00:35:23,550 --> 00:35:25,430
‫شاید بعضی‌ها سکوت اختیار کنن، آقای فورچن

783
00:35:25,430 --> 00:35:26,810
‫چون روش شما رو امتحان کردن

784
00:35:26,810 --> 00:35:29,350
‫و به‌خاطرش کشته شدن

785
00:35:30,850 --> 00:35:32,310
‫نمی‌خوام بترسونمت، خانم اسکات

786
00:35:32,310 --> 00:35:33,690
‫فقط داری حقیقت رو میگی

787
00:35:33,690 --> 00:35:35,980
‫ولی اگر زمانی دیگه باهاشون راه نیای چی؟

788
00:35:35,980 --> 00:35:39,480
‫اگر دیگه آروم نبودی
‫و آرامش اوضاع رو حفظ نکردی؟

789
00:35:39,480 --> 00:35:42,700
‫داریم بزرگ‌ترین
‫ساختمون تاسکیگی رو افتتاح می‌کنیم

790
00:35:42,700 --> 00:35:45,530
‫قراره توش چندین دفتر، یک آشپزخونه

791
00:35:45,530 --> 00:35:48,620
‫و خوابگاه برای دانشجوها و کارکنان باشه

792
00:35:48,620 --> 00:35:50,370
‫آدم با سرشاخ شدن با دیگران
‫به همچین چیزی نمی‌رسه

793
00:35:50,370 --> 00:35:52,410
‫خب، به‌نظر من که دانشگاه تاسکیگی

794
00:35:52,410 --> 00:35:54,540
‫به ‌نوبه‌ی خودش یک‌جور پیام سیاسیه

795
00:35:54,540 --> 00:35:57,170
‫نمی‌بینین که خواسته‌ی جفتتون یکیه؟

796
00:35:57,170 --> 00:35:59,880
‫فقط روش‌هاتون فرق می‌کنه

797
00:35:59,880 --> 00:36:02,420
‫فقط می‌دونم که حاضر نیستم
‫با کسایی کنار بیام

798
00:36:02,420 --> 00:36:05,640
‫که هرموقع خواستن آدم رو لینچ می‌کنن
‫(ضرب‌وشتم و اعدام غیرقانونی در ملأ عام)

799
00:36:06,430 --> 00:36:08,140
‫خانم واشینگتن، غذاتون واقعاً خوشمزه‌ست

800
00:36:08,140 --> 00:36:09,310
‫واقعاً سنگ‌تمام گذاشتین

801
00:36:09,310 --> 00:36:11,510
‫ممنونم

802
00:36:33,870 --> 00:36:35,750
‫اوه

803
00:36:35,750 --> 00:36:37,380
‫ببخشید که اینقدر زود بیدارت کردم

804
00:36:37,380 --> 00:36:38,380
‫چیزی شده؟

805
00:36:38,380 --> 00:36:39,670
‫نه، نه

806
00:36:39,670 --> 00:36:41,300
‫فقط دیشب یه فکری به ذهنم رسید

807
00:36:41,300 --> 00:36:43,550
‫می‌خوام از دیدگاه دیگه‌ای
‫مقاله‌مون رو بنویسیم

808
00:36:43,550 --> 00:36:44,510
‫خب، چه دیدگاهی؟

809
00:36:44,510 --> 00:36:46,680
‫می‌دونی، با هرکس تابه‌حال صحبت کردیم

810
00:36:46,680 --> 00:36:49,100
‫مجبور بوده جلوی آقای واشینگتن صحبت کنه

811
00:36:49,100 --> 00:36:49,970
‫- اوهوم
‫- نظرت چیه بریم

812
00:36:49,970 --> 00:36:51,430
‫بدون حضورش
‫با بعضی از دانشجوها صحبت کنیم

813
00:36:51,430 --> 00:36:52,810
‫تا بتونن حرف دلشون رو بزنن

814
00:36:52,810 --> 00:36:54,890
‫که حضور در تاسکیگی
‫چه ارزشی براشون داره

815
00:36:54,890 --> 00:36:57,560
‫و اینکه تحصیلشون
‫چه تاثیری روی آینده‌شون داره

816
00:36:57,560 --> 00:36:59,610
‫می‌بینی، خانم اسکات
‫می‌دونستم یه دلیلی هست

817
00:36:59,610 --> 00:37:02,650
‫که با خودم آوردمت اینجا

818
00:37:02,650 --> 00:37:05,420
‫خب، روز یک دانشجو توی تاسکیگی
‫از همین ساعت شروع میشه

819
00:37:17,920 --> 00:37:20,080
‫یعنی هر روز صبح این‌کارها رو انجام میدین؟

820
00:37:20,080 --> 00:37:22,560
‫فقط صبح‌هایی که می‌خوایم غذا بخوریم، قربان

821
00:37:23,210 --> 00:37:25,470
‫دام‌داری رشته‌ی اصلیته؟

822
00:37:25,470 --> 00:37:27,470
‫می‌تونم همه‌جور کاری رو انجام بدیم

823
00:37:27,470 --> 00:37:29,760
‫تازه برگشتم سراغ دام‌داری

824
00:37:29,760 --> 00:37:32,220
‫قبلش داشتم خوابگاهی
‫که برای دیدنش اومدین رو می‌ساختم

825
00:37:32,220 --> 00:37:33,560
‫خودتون ساختینش؟

826
00:37:33,560 --> 00:37:35,230
‫من و بقیه‌ی دانشجوها

827
00:37:35,230 --> 00:37:36,810
‫بخشی از کلاس بنایی‌مونه

828
00:37:36,810 --> 00:37:38,770
‫پس یک تکلیف واقعی بوده

829
00:37:38,770 --> 00:37:40,980
‫آره، توی این دانشگاه
‫روش کار همینطوریه

830
00:37:40,980 --> 00:37:43,020
‫مثلاً، صبح‌ها غلات رو می‌کاریم

831
00:37:43,020 --> 00:37:45,280
‫و بعدازظهر خاک رو بررسی می‌کنیم

832
00:37:45,280 --> 00:37:46,740
‫اوه!

833
00:37:46,740 --> 00:37:48,740
‫تابه‌حال گاو ندیدی؟

834
00:37:48,740 --> 00:37:50,700
‫نه از این نزدیکی

835
00:37:50,700 --> 00:37:52,330
‫نیویورکی‌ها دوست دارن حیوانات رو ببینن

836
00:37:52,330 --> 00:37:53,910
‫ولی چندان بهشون دست نمی‌زنن

837
00:37:53,910 --> 00:37:55,540
‫می‌خوای دوشیدنش رو بهت یاد بدم؟

838
00:37:55,540 --> 00:37:57,210
‫اوه، فکر نکنم

839
00:37:57,210 --> 00:37:58,920
‫فقط برای نوشتن مقاله اومدیم

840
00:37:58,920 --> 00:38:00,500
‫یه امتحانی بکن، خانم اسکات

841
00:38:00,500 --> 00:38:02,090
‫کی فرصت دیگه‌ای نصیبت میشه؟

842
00:38:02,090 --> 00:38:04,650
‫توی خیابون شصت و یکم
‫که قطعاً فرصتش پیش نمیاد

843
00:38:08,380 --> 00:38:11,590
‫باشه

844
00:38:11,590 --> 00:38:13,850
‫باید خیلی محکم بکشی

845
00:38:13,850 --> 00:38:16,140
‫نگران نباش، دردش نمی‌گیره

846
00:38:20,020 --> 00:38:21,520
‫تونستم!

847
00:38:21,520 --> 00:38:23,110
‫آره تونستی

848
00:38:23,110 --> 00:38:25,070
‫ممنون! اسمت چیه؟

849
00:38:25,070 --> 00:38:26,730
‫دیوید استورت، خانم

850
00:38:26,730 --> 00:38:28,930
‫خب، ممنونم دیوید

851
00:38:37,120 --> 00:38:39,370
‫آدم اصلاً فکرشو نمی‌کنه
‫ساعت این همه قطعات داشته باشه

852
00:38:39,370 --> 00:38:40,670
‫من که می‌دونستم

853
00:38:40,670 --> 00:38:42,580
‫بهتر نیست بیخیالش بشی
‫و یدونه نو بخری؟

854
00:38:42,580 --> 00:38:44,250
‫اوه، وایسا و تماشا کن

855
00:38:44,250 --> 00:38:46,420
‫شاید موقع شام زنگ زده باشه

856
00:38:46,420 --> 00:38:49,260
‫ولی حالا دلیلشو می‌دونه
‫مگه نه، جک؟

857
00:38:49,260 --> 00:38:50,760
‫راست میگه، جان؟

858
00:38:50,760 --> 00:38:52,890
‫داری دلیلش رو پیدا می‌کنی؟

859
00:38:52,890 --> 00:38:54,720
‫فکر کنم

860
00:38:54,720 --> 00:38:57,560
‫فکر کنم مشکل از چرخونه‌ی ثانیه‌شماره

861
00:38:57,560 --> 00:38:59,230
‫که بهش میگن چرخ‌دنگ

862
00:38:59,230 --> 00:39:00,440
‫اگر روغن زیادی روشه

863
00:39:00,440 --> 00:39:01,900
‫شاید داره سرعتش رو کند می‌کنه

864
00:39:01,900 --> 00:39:03,400
‫مثل دانشمندها حرف می‌زنی

865
00:39:03,400 --> 00:39:05,400
‫داره مثل ساعت‌سازها حرف می‌زنه

866
00:39:05,400 --> 00:39:06,900
‫که مهم‌تره

867
00:39:06,900 --> 00:39:08,230
‫ولی چه کاری ازت برمیاد؟

868
00:39:08,230 --> 00:39:09,740
‫دارم سعی می‌کنم
‫چرخ‌دنگ رو اصلاح کنم

869
00:39:09,740 --> 00:39:11,740
‫تا بتونه بدون روغن حرکت کنه

870
00:39:11,740 --> 00:39:14,160
‫موفق باشی، من که فکر نمی‌کنم بتونی

871
00:39:14,160 --> 00:39:15,910
‫اینقدر تند نرو

872
00:39:15,910 --> 00:39:18,830
‫بیاین صبور باشیم
‫و ببینیم به کجا می‌رسه

873
00:39:20,410 --> 00:39:22,610
‫دارم میرم، عزیزم

874
00:39:25,460 --> 00:39:27,170
‫کجا داری میری؟

875
00:39:27,170 --> 00:39:30,420
‫قراره ساعت 11 لباسی رو پرو کنم
‫پس موقع ناهار می‌بینمت

876
00:39:30,420 --> 00:39:31,800
‫قبل از اینکه بری، موضوعی هست

877
00:39:31,800 --> 00:39:33,890
‫که می‌خواستم بهت بگم

878
00:39:33,890 --> 00:39:37,100
‫می‌خواستم زودتر بگم
‫ولی نمی‌خواستم شام دوک رو

879
00:39:37,100 --> 00:39:38,930
‫توی دهنت زهر کنه

880
00:39:38,930 --> 00:39:39,770
‫سراپا گوشم

881
00:39:39,770 --> 00:39:41,430
‫خانم استور ازمون خواسته

882
00:39:41,430 --> 00:39:44,100
‫که جایگاه‌مون توی آکادمی رو تحویل بدیم

883
00:39:44,100 --> 00:39:45,770
‫چی؟ چرا؟

884
00:39:45,770 --> 00:39:47,860
‫گفت مربوط به تفاوت زیاد گذشته‌ت

885
00:39:47,860 --> 00:39:49,480
‫با زن‌های بقیه‌ی

886
00:39:49,480 --> 00:39:51,280
‫صاحبان جایگاه‌هاست

887
00:39:51,280 --> 00:39:52,780
‫ولی از کجا می‌دونست که...؟

888
00:39:52,780 --> 00:39:54,980
‫از کجا چیو می‌دونست؟

889
00:39:56,280 --> 00:40:00,450
‫که زمانی به عنوان نوعی هم‌نشین
‫برای خانم راسل

890
00:40:00,450 --> 00:40:02,460
‫کار می‌کردم

891
00:40:02,460 --> 00:40:04,500
‫خانم جورج راسل؟

892
00:40:04,500 --> 00:40:06,130
‫پولی نداشتم

893
00:40:06,130 --> 00:40:08,420
‫باید یه‌جوری زندگی می‌کردم

894
00:40:08,420 --> 00:40:10,130
‫فکر می‌کردم بهت گفتم

895
00:40:10,130 --> 00:40:11,840
‫شاید گفتی

896
00:40:11,840 --> 00:40:14,970
‫ولی مگه هم‌نشین بودن
‫چه ایرادی داره؟

897
00:40:14,970 --> 00:40:18,100
‫خیلی از زن‌هایی که راه دیگه‌ای ندارن
‫دقیقاً همین‌کارو می‌کنن

898
00:40:18,100 --> 00:40:20,640
‫دقیقاً

899
00:40:20,640 --> 00:40:22,930
‫ولی خانم راسل چه نیازی به هم‌نشین داشته

900
00:40:22,930 --> 00:40:26,940
‫وقتی شوهرش کنارش بوده؟

901
00:40:26,940 --> 00:40:30,650
‫خب، برای همین رفتم

902
00:40:30,650 --> 00:40:34,320
‫گمونم خودش این مسئله رو بازگو کرده

903
00:40:34,320 --> 00:40:35,490
‫ولی امکان نداشته بدونه

904
00:40:35,490 --> 00:40:37,740
‫که خانم استور
‫به این بدی واکنش نشون میده

905
00:40:37,740 --> 00:40:42,410
‫نه، نمی‌تونسته انتظار
‫همچین چیزیو داشته باشه

906
00:40:44,750 --> 00:40:46,580
‫رویای بچگیم بود

907
00:40:46,580 --> 00:40:47,790
‫که دوک باشی؟

908
00:40:47,790 --> 00:40:49,630
‫ترجیح می‌دادم دوک باشم تا پادشاه

909
00:40:49,630 --> 00:40:51,670
‫توی کشور خاصی؟

910
00:40:51,670 --> 00:40:54,170
‫به جزئیاتش فکر نکرده بودم

911
00:40:54,170 --> 00:40:56,370
‫هشت سالم بود

912
00:40:56,760 --> 00:40:59,220
‫بلدی منو بخندونی، آقای ون‌راین

913
00:40:59,220 --> 00:41:01,470
‫بعد از یک روز
‫سروکله زدن با قراردادها

914
00:41:01,470 --> 00:41:03,310
‫و گواهی‌های سهام
‫خیلی نیاز دارم بخندم

915
00:41:03,310 --> 00:41:05,640
‫سرم داره گیج میره

916
00:41:05,640 --> 00:41:08,060
‫خیلی بدم میاد
‫که درگیر این مسائلم

917
00:41:08,060 --> 00:41:10,730
‫حتی به انجام کاری که گفتی هم فکر کردم

918
00:41:10,730 --> 00:41:13,610
‫یادم بنداز توصیه‌ی خردمندانه‌م چی بوده

919
00:41:13,610 --> 00:41:16,030
‫که بهش بگم نه

920
00:41:16,030 --> 00:41:19,660
‫فقط باید جراتشو پیدا کنم

921
00:41:24,660 --> 00:41:27,460
‫اگر کمکی از من بربیاد چی؟

922
00:41:27,460 --> 00:41:28,500
‫چطوری؟

923
00:41:28,500 --> 00:41:29,750
‫من یه بانک‌دارم

924
00:41:29,750 --> 00:41:31,960
‫شاید کاری از دستم بربیاد

925
00:41:36,050 --> 00:41:38,250
‫قاتل!

926
00:41:42,970 --> 00:41:47,020
‫توی پیتسبرگ درگیر اعتصابی، آقای راسل؟

927
00:41:47,020 --> 00:41:49,400
‫می‌خوای همینطوری
‫ خواسته‌های کارگرانت رو نادیده بگیری؟

928
00:41:49,400 --> 00:41:50,980
‫قاتل!

929
00:41:50,980 --> 00:41:53,270
‫دستات به خون آلوده‌ست، آقای راسل!

930
00:41:59,110 --> 00:42:01,910
‫چرا باید توی هر داستان
‫من آدم بده باشم؟

931
00:42:01,910 --> 00:42:03,950
‫هزاران نفر زیر دستم کار می‌کنن

932
00:42:03,950 --> 00:42:06,750
‫باعث شدم چندین و چند شهر
‫از فقر و فلاکت بیرون بیان

933
00:42:06,750 --> 00:42:08,080
‫بعد میگن من ظالمی هستم

934
00:42:08,080 --> 00:42:10,290
‫که پا روی صورت فقرا می‌ذاره

935
00:42:13,000 --> 00:42:15,420
‫شنیدم تاریخی رو برای اعتصاب انتخاب کردن

936
00:42:15,420 --> 00:42:17,420
‫مردان "پینکرتون" هم همینو میگن
‫(آژانس کارآگاهی مشهور)

937
00:42:17,420 --> 00:42:18,590
‫و تاریخش به‌زودی می‌رسه

938
00:42:18,590 --> 00:42:19,880
‫هرموقع شروع شد براش آماده‌ایم

939
00:42:19,880 --> 00:42:22,300
‫اون سمت رودخونه
‫و اطراف کارگاه‌ها خطوط دفاعی تشکیل دادیم

940
00:42:22,300 --> 00:42:24,430
‫و اونقدر کارگر برامون مونده
‫که تولید رو ادامه بدیم

941
00:42:24,430 --> 00:42:25,890
‫بذار واضح بگم، آقای راسل

942
00:42:25,890 --> 00:42:27,600
‫اعتصاب کننده‌ها هرکاری لازم باشه انجام میدن

943
00:42:27,600 --> 00:42:29,020
‫که اجازه ندن بقیه‌ی کارگرها وارد بشن

944
00:42:29,020 --> 00:42:31,350
‫فرماندار بهم قول داده

945
00:42:31,350 --> 00:42:34,070
‫مردان مسلحش کارگران رو وارد کارگاه‌ها می‌کنن

946
00:42:34,070 --> 00:42:35,110
‫امیدواریم

947
00:42:35,110 --> 00:42:38,110
‫جلوی مردان مسلح مقاومت نمی‌کنن

948
00:42:38,110 --> 00:42:40,360
‫اگر خودشون هم مسلح باشن می‌کنن

949
00:42:46,240 --> 00:42:48,290
‫سلام. خانم بلین منتظرمه

950
00:42:48,290 --> 00:42:50,620
‫ممنون. خودم با آقای راسل صحبت می‌کنم

951
00:42:50,620 --> 00:42:52,790
‫ببخشید دیر کردم
‫ولی کالسکه آماده‌ست

952
00:42:52,790 --> 00:42:55,840
‫و خانم "فیش" هم ناراحت نمیشه

953
00:42:55,840 --> 00:42:56,960
‫لباستو عوض نکردی

954
00:42:56,960 --> 00:42:59,510
‫برای شام نمیام

955
00:42:59,510 --> 00:43:01,260
‫چی شده؟

956
00:43:01,260 --> 00:43:03,010
‫مریض شدی؟

957
00:43:03,010 --> 00:43:04,720
‫و چرا دم در وایسادیم؟

958
00:43:04,720 --> 00:43:07,640
‫- میشه بیام داخل؟
‫- ترجیح میدم نیای

959
00:43:09,930 --> 00:43:12,150
‫پس میشه دلیلشو بهم بگی؟

960
00:43:12,150 --> 00:43:14,980
‫فکر کنم بهتره رابطه‌مون رو متوقف کنیم

961
00:43:14,980 --> 00:43:16,150
‫متوجه نمیشم

962
00:43:16,150 --> 00:43:18,530
‫بهتره دیگه همدیگه رو نبینیم

963
00:43:18,530 --> 00:43:20,240
‫هیچ آسیبی پیش نیومده

964
00:43:20,240 --> 00:43:22,360
‫چیزی نیست که بعد از یک هفته فراموش نشه

965
00:43:22,360 --> 00:43:25,990
‫ولی اگر همینطور ادامه بدیم
‫ممکنه اوضاع پیچیده بشه

966
00:43:25,990 --> 00:43:27,620
‫آره

967
00:43:27,620 --> 00:43:28,910
‫اوضاع پیچیده میشه

968
00:43:28,910 --> 00:43:30,870
‫چون قراره ازدواج کنیم

969
00:43:30,870 --> 00:43:32,080
‫و تا زمان مرگ با هم زندگی کنیم

970
00:43:32,080 --> 00:43:33,630
‫خواهش می‌کنم، لری، داری اوضاع رو

971
00:43:33,630 --> 00:43:35,080
‫خیلی از اونی که باید سخت‌تر می‌کنی

972
00:43:35,080 --> 00:43:37,590
‫به‌نظر من که باید حسابی سخت باشه

973
00:43:37,590 --> 00:43:39,010
‫چی باعث شد همچین تصمیمی بگیری؟

974
00:43:39,010 --> 00:43:41,210
‫بگو!

975
00:43:42,590 --> 00:43:44,930
‫به‌خاطر مادرم بود؟

976
00:43:44,930 --> 00:43:46,720
‫می‌خوای جلوش دربیام؟ چون حاضرم دربیام!

977
00:43:46,720 --> 00:43:48,640
‫این‌کارو نکن

978
00:43:48,640 --> 00:43:50,560
‫فایده‌ای نداره

979
00:43:50,560 --> 00:43:53,480
‫- پس چیکار می‌تونم بکنم؟
‫- هیچ‌کار

980
00:43:53,480 --> 00:43:55,610
‫کاری نمیشه کرد

981
00:43:55,610 --> 00:43:58,570
‫یه رابطه‌ی موقت داشتیم

982
00:43:58,570 --> 00:44:01,070
‫و ازش لذت بردیم
‫حداقل من که لذت بردم

983
00:44:01,070 --> 00:44:04,490
‫حالا وقتشه بریم سراغ زندگیمون

984
00:44:04,490 --> 00:44:07,870
‫منو باش فکر می‌کردم
‫با همدیگه آینده‌ای داریم، ولی نه

985
00:44:07,870 --> 00:44:10,040
‫خداحافظ، لری

986
00:44:10,040 --> 00:44:13,540
‫مراقب خودت باش
‫و لطفاً سعی کن وقتی بهم فکر می‌کنی

987
00:44:13,540 --> 00:44:16,380
‫در موردم قضاوت بد نکنی

988
00:44:16,380 --> 00:44:18,580
‫صبر کن!

989
00:44:35,900 --> 00:44:41,230
‫♪ به‌خاطر زیبایی زمین ♪

990
00:44:41,230 --> 00:44:46,820
‫♪ به‌خاطر شکوه آسمان‌ها ♪

991
00:44:46,820 --> 00:44:49,030
‫ببخشید

992
00:44:49,030 --> 00:44:52,040
‫- بابت چی؟
‫- بابت خندیدن توی کلیسا

993
00:44:52,040 --> 00:44:54,370
‫خدا دوست داره خنده‌ت رو ببینه

994
00:44:54,370 --> 00:44:55,580
‫من که می‌خوام

995
00:44:55,580 --> 00:44:58,670
‫به‌نظر توهین‌آمیز میاد

996
00:44:58,670 --> 00:45:02,420
‫بهت قول میدم، خدا ناراحت نمیشه

997
00:45:02,420 --> 00:45:05,970
‫آقا و خانم دانکن رو می‌شناسی؟

998
00:45:05,970 --> 00:45:10,510
‫حدوداً سه نیمکت
‫پشت تو و خواهرت می‌شینن

999
00:45:10,510 --> 00:45:14,560
‫جای نشستن تمام اعضای کلیسات رو می‌دونی؟

1000
00:45:14,560 --> 00:45:16,270
‫اکثراً

1001
00:45:16,270 --> 00:45:18,980
‫آره

1002
00:45:18,980 --> 00:45:21,020
‫داشتی در مورد دانکن‌ها چی می‌گفتی؟

1003
00:45:21,020 --> 00:45:24,150
‫اوه، برای سه‌شنبه‌ی آینده

1004
00:45:24,150 --> 00:45:26,400
‫جایگاه‌شون توی آکادمی موسیقی رو
‫ بهم پیشنهاد دادن

1005
00:45:26,400 --> 00:45:28,410
‫چه پیشنهاد سخاوتمدانه‌ای!

1006
00:45:28,410 --> 00:45:30,370
‫آره سخاوتمندانه‌ست

1007
00:45:30,370 --> 00:45:32,450
‫و باعث میشه حس کنم
‫یه نیویورکی واقعیم

1008
00:45:32,450 --> 00:45:35,960
‫همم

1009
00:45:35,960 --> 00:45:40,880
‫می‌خواستم ببینم می‌خوای
‫همراهم بیای یا نه

1010
00:45:42,300 --> 00:45:45,800
‫خدای من

1011
00:45:45,800 --> 00:45:48,130
‫خیلی لطف داری

1012
00:45:48,130 --> 00:45:49,640
‫قراره اپرای "آیدا" باشه

1013
00:45:49,640 --> 00:45:51,140
‫شنیدیش؟

1014
00:45:51,140 --> 00:45:54,470
‫می‌دونم خیلی تاثیرگذاره

1015
00:45:54,470 --> 00:45:56,940
‫یک داستان عاشقانه‌ست

1016
00:45:56,940 --> 00:46:00,810
‫خب، البته یک داستان عاشقانه‌ی غم‌انگیزه

1017
00:46:00,810 --> 00:46:03,010
‫اوهوم

1018
00:46:04,980 --> 00:46:06,360
‫نظرت چیه؟

1019
00:46:06,360 --> 00:46:11,620
‫خب، قبلش باید از اگنس بپرسم

1020
00:46:11,620 --> 00:46:13,820
‫ولی...

1021
00:46:17,790 --> 00:46:21,840
‫خوشحال میشم بیام

1022
00:46:21,840 --> 00:46:24,090
‫خیلی ممنون

1023
00:46:26,670 --> 00:46:27,760
‫خوبه

1024
00:46:27,760 --> 00:46:30,720
‫پس ساعت 6 میام دنبالت

1025
00:46:30,720 --> 00:46:32,920
‫اوهوم

1026
00:46:35,850 --> 00:46:38,230
‫عذر می‌خوام

1027
00:46:38,230 --> 00:46:41,980
‫یک سوال دیگه هم دارم

1028
00:46:41,980 --> 00:46:44,440
‫چیه؟

1029
00:46:44,440 --> 00:46:47,530
‫می‌خواستم قبل از اپرا ازت بپرسم

1030
00:46:47,530 --> 00:46:51,070
‫ولی نمی‌تونم صبر کنم

1031
00:46:53,490 --> 00:46:55,910
‫چیکار داری...؟

1032
00:46:55,910 --> 00:46:59,460
‫با من ازدواج می‌کنی، خانم ایدا بروک؟

1033
00:47:04,540 --> 00:47:07,460
‫آره

1034
00:47:07,460 --> 00:47:11,680
‫آره، آقای لوک فورته

1035
00:47:11,680 --> 00:47:13,880
‫آره، ازدواج می‌کنم

1036
00:47:46,590 --> 00:47:50,090
‫لطفاً از طرف من
‫از خانم باور تشکر کن

1037
00:47:50,090 --> 00:47:53,050
‫چشم، خانم

1038
00:47:53,050 --> 00:47:55,560
‫ممنونم، بنیستر

1039
00:48:12,110 --> 00:48:13,660
‫خبری از دوک به دستم رسیده

1040
00:48:13,660 --> 00:48:16,280
‫میگه وقتی اومد نیوپورت میاد خونه‌ی ما

1041
00:48:16,280 --> 00:48:17,780
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً

1042
00:48:17,780 --> 00:48:19,540
‫و می‌دونی این یعنی چی؟

1043
00:48:19,540 --> 00:48:21,910
‫اولین مهمانیم در اونجا
‫نقل تمام محافل شهر میشه

1044
00:48:21,910 --> 00:48:23,330
‫حتی یک نفر هم نیست که نیاد

1045
00:48:23,330 --> 00:48:25,420
‫مگر اینکه در بستر مرگ باشه

1046
00:48:25,420 --> 00:48:27,880
‫و حتی اون‌موقع هم
‫ شاید همراه تخت‌هاشون بیان

1047
00:48:27,880 --> 00:48:29,710
‫هیچوقت نگفتی ازش خوشت میاد یا نه

1048
00:48:29,710 --> 00:48:33,170
‫حقیقتش، برای دلنشین بودن یک دوک
‫ چیز چندانی لازم نیست

1049
00:48:33,170 --> 00:48:34,800
‫ولی آره، ازش خوشم میاد

1050
00:48:34,800 --> 00:48:36,180
‫جوونه، صمیمیه

1051
00:48:36,180 --> 00:48:38,180
‫و باادب‌تر از چیزیه که انتظار داشتم

1052
00:48:38,180 --> 00:48:41,850
‫و خانم وینترتون چه برداشتی
‫ از این قضیه پیدا می‌کنه؟

1053
00:48:41,850 --> 00:48:43,230
‫یا برات مهم نیست؟

1054
00:48:43,230 --> 00:48:44,600
‫باید احساسات خدمتکار سابقم

1055
00:48:44,600 --> 00:48:46,020
‫که سعی کرد

1056
00:48:46,020 --> 00:48:49,730
‫شوهرم رو اغوا کنه برام مهم باشه؟

1057
00:48:49,730 --> 00:48:52,490
‫میشه به اینکه گفتی "سعی کرد" امیدوار بشم؟

1058
00:48:52,490 --> 00:48:54,820
‫چیزی که قلبم رو شکست ادعای اون نبود

1059
00:48:54,820 --> 00:48:57,120
‫سکوت تو بود

1060
00:48:57,120 --> 00:48:58,990
‫حالا منو می‌بخشی؟

1061
00:48:58,990 --> 00:49:02,290
‫اگر بخشیدم، ازش لذت ببر

1062
00:49:02,290 --> 00:49:04,000
‫اگر بازم همچین چیزهایی رو

1063
00:49:04,000 --> 00:49:06,800
‫ازم مخفی کنی
‫دیگه خبری از بخشش نیست

1064
00:49:18,800 --> 00:49:21,850
‫دلم برات تنگ شده بود، عزیزدلم

1065
00:49:21,850 --> 00:49:24,680
‫نمی‌دونی چقدر

1066
00:49:24,680 --> 00:49:26,880
‫جایی نرفته بودم

1067
00:49:30,110 --> 00:49:32,310
‫چرا رفته بودی

1068
00:50:00,890 --> 00:50:04,850
‫آرورا، عزیزم. اینو ببین

1069
00:50:06,730 --> 00:50:09,150
‫بهتره خودمون رو آماده کنیم، آقای بوردن

1070
00:50:09,150 --> 00:50:12,730
‫اگر قراره میزبان دوک باکینگهام باشیم

1071
00:50:12,730 --> 00:50:15,070
‫اوه، خدای من

1072
00:50:15,070 --> 00:50:16,360
‫چی شده؟

1073
00:50:16,360 --> 00:50:18,740
‫ظاهراً، قراره خانم راسل

1074
00:50:18,740 --> 00:50:21,570
‫توی خونه‌ش در نیوپورت
‫میزبان یک دوک انگلیسی باشه

1075
00:50:21,570 --> 00:50:22,830
‫امکان نداره

1076
00:50:22,830 --> 00:50:26,620
‫قراره مهمان آقا و خانم جورج راسل

1077
00:50:26,620 --> 00:50:28,160
‫در نیوپورت باشه

1078
00:50:28,160 --> 00:50:31,000
‫قراره به افتخارش
‫مهمانی شامی ترتیب بده

1079
00:50:31,000 --> 00:50:33,250
‫شاید ما رو هم دعوت کنن

1080
00:50:33,250 --> 00:50:36,590
‫اول من رو از آکادمی می‌اندازه بیرون

1081
00:50:36,590 --> 00:50:37,760
‫و حالا هم این؟

1082
00:50:37,760 --> 00:50:39,800
‫عزیزم، خواهش می‌کنم
‫خودتو ناراحت نکن

1083
00:50:39,800 --> 00:50:41,260
‫خودمو ناراحت می‌کنم

1084
00:50:41,260 --> 00:50:43,300
‫و بعد هم خانم جورج راسل رو ناراحت می‌کنم

1085
00:50:43,300 --> 00:50:45,220
‫حتی اگر آخرین کار عمرم باشه

1086
00:50:45,220 --> 00:50:48,230
‫"ایند"، بعداً دوک‌های دیگه‌ای هم میان

1087
00:50:48,230 --> 00:50:50,810
‫دوک‌های دیگه رو‌ نمی‌خوام!
‫همین دوک رو می‌خوام!

1088
00:50:50,810 --> 00:50:53,730
‫ما پیداش کردیم، و مال خودمه!

1089
00:50:53,730 --> 00:50:57,610
‫ولی اون ساحره اونو ازم دزدید!

1090
00:50:59,150 --> 00:51:07,214
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

1091
00:51:09,238 --> 00:51:29,262
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

