﻿1
00:00:01,114 --> 00:00:08,114
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:01:35,840 --> 00:01:42,840
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

3
00:01:44,109 --> 00:01:45,644
‫صبح به‌خیر، چورچ

4
00:01:45,644 --> 00:01:47,479
‫معذرت می‌خوام که گفتم
به‌ این زودی بیای

5
00:01:47,479 --> 00:01:49,114
‫ولی وقت چندانی تا شام نمونده

6
00:01:49,114 --> 00:01:50,549
‫وظیفه‌ست

7
00:01:50,549 --> 00:01:52,552
‫هرچیزی که خانم بروس
‫در مورد خونه لازم داشت

8
00:01:52,552 --> 00:01:53,520
‫بهش نشون دادین؟

9
00:01:53,520 --> 00:01:54,453
‫بله، خانم

10
00:01:54,453 --> 00:01:56,122
‫خانم هریک خیلی لطف کرد

11
00:01:56,122 --> 00:01:58,190
‫و ایشون روز مهمونی برای کمک میاد

12
00:01:58,190 --> 00:02:00,559
‫اوه. و به‌قدر کافی
‫خدمتکار استخدام کردیم؟

13
00:02:00,559 --> 00:02:02,795
‫خانم "فیش" و خانم "دپیو"
‫لطف کردن برامون فرستادن

14
00:02:02,795 --> 00:02:04,797
‫و همه‌ی خدمتکارها از خیابون شصت و یکم اومدن

15
00:02:04,797 --> 00:02:06,997
‫باید در مورد پذیرایی تصمیم بگیرم

16
00:02:10,972 --> 00:02:13,005
‫قضیه چیه؟

17
00:02:13,005 --> 00:02:14,406
‫تمام شب اینجا بودین؟

18
00:02:14,406 --> 00:02:15,874
‫تمام شب نه

19
00:02:15,874 --> 00:02:19,445
‫بیشتر شب بیرون بودیم
‫و تازه برگشتیم

20
00:02:19,445 --> 00:02:21,380
‫چورچ، یک کالسکه خبر کن

21
00:02:21,380 --> 00:02:24,216
‫تا آقای "لری" و آقای "کین" رو
‫ببره به ایستگاه "پراویدنس"

22
00:02:24,216 --> 00:02:25,418
‫- به‌ روی چشم، خانم
‫- همم

23
00:02:25,418 --> 00:02:27,353
‫یعنی داری تبعیدمون می‌کنی؟

24
00:02:27,353 --> 00:02:28,821
‫این چیزیه که توی هاروارد یادت دادن؟

25
00:02:28,821 --> 00:02:30,156
‫که چطور مست کنی؟

26
00:02:30,156 --> 00:02:31,690
‫کمابیش آره

27
00:02:31,690 --> 00:02:33,392
‫مگه نه، مالکوم؟

28
00:02:33,392 --> 00:02:35,895
‫به نظر من که چندان بامزه نیست

29
00:02:35,895 --> 00:02:38,464
‫ولش کن

30
00:02:38,464 --> 00:02:40,166
‫آقای "کین"، میشه چند لحظه‌ای

31
00:02:40,166 --> 00:02:41,667
‫من و "لری" رو تنها بذاری؟

32
00:02:41,667 --> 00:02:42,836
‫البته

33
00:02:42,836 --> 00:02:45,905
‫میرم لباسمو عوض کنم
‫و وسایلم رو جمع کنم، خانم راسل

34
00:02:45,905 --> 00:02:48,172
‫و بابت لیوان هم عذر می‌خوام

35
00:02:52,280 --> 00:02:54,613
‫وقتی رسیدی نیویورک
‫می‌تونی با کالسکه بری خونه

36
00:02:54,613 --> 00:02:56,983
‫مهمانی شام دوک چی؟

37
00:02:56,983 --> 00:02:58,851
‫فکر می‌کردم نیازه حضور داشته باشم

38
00:02:58,851 --> 00:03:00,352
‫نه اگر قراره اینطوری رفتار کنی

39
00:03:00,352 --> 00:03:03,556
‫یه لیوان که بیشتر نبود، مادر

40
00:03:03,556 --> 00:03:05,858
‫قصد داری تا کی مسخره‌بازی دربیاری؟

41
00:03:05,858 --> 00:03:07,259
‫نمی‌دونم

42
00:03:07,259 --> 00:03:09,628
‫گمونم تا وقتی که دیگه لذت‌بخش نباشه

43
00:03:09,628 --> 00:03:12,466
‫بهت اطمینان میدم
‫برای من یکی که لذت‌بخش نیست

44
00:03:12,466 --> 00:03:15,068
‫می‌دونم ازش بدت میومد

45
00:03:15,068 --> 00:03:17,103
‫خانم "بلین" به دردت نمی‌خورد

46
00:03:17,103 --> 00:03:18,903
این آخرین چیزیه
که در این مورد میگم

47
00:03:18,903 --> 00:03:21,440
‫مشخصه خوشحالی که قلبم رو شکسته

48
00:03:21,440 --> 00:03:23,509
‫به هیچ عنوان اینطور نیست

49
00:03:23,509 --> 00:03:26,313
‫من فقط صلاح بچه‌هام رو می‌خوام

50
00:03:28,514 --> 00:03:31,417
‫اگر یه مدت از نیوپورت دور باشی برات خوبه

51
00:03:31,417 --> 00:03:34,220
‫توی نیویورک چیزی
‫تو رو یاد اون نمی‌اندازه

52
00:03:34,220 --> 00:03:36,856
‫حالا برو آماده شو

53
00:03:42,094 --> 00:03:44,931
‫لطف کردین که قبل از رفتن به نیوپورت
‫برای دیدنم وقت گذاشتین

54
00:03:44,931 --> 00:03:46,565
‫حتماً یه عالمه کار دارین

55
00:03:46,565 --> 00:03:48,968
‫عمدتاً داریم به‌خاطر
‫مراسم شام پرآوازه‌ی خانم راسل میریم

56
00:03:48,968 --> 00:03:52,505
‫داره با این دوکش حسابی سروصدا می‌کنه

57
00:03:52,505 --> 00:03:54,140
‫متاسفم که قرار نیست بیای

58
00:03:54,140 --> 00:03:56,142
‫چندان خانم راسل رو نمی‌شناسم

59
00:03:56,142 --> 00:03:58,143
‫ولی از نظر اسکار
‫باید اون رو دعوت می‌کردن

60
00:03:58,143 --> 00:04:01,413
‫به‌نظرم خانم راسل
‫دلایل خودش رو داشته

61
00:04:01,413 --> 00:04:03,716
‫می‌دونم قبل از آشنایی با من

62
00:04:03,716 --> 00:04:05,567
‫دنبال دختر خانم راسل بوده

63
00:04:05,591 --> 00:04:07,219
‫پس شاید دلیلش این بوده

64
00:04:07,219 --> 00:04:09,088
‫اسکار ازش خوشش میومد

65
00:04:09,088 --> 00:04:10,456
‫ولی مطمئناً مردی رو نمی‌خوای

66
00:04:10,456 --> 00:04:13,092
‫که تابه‌حال به دختری علاقه‌مند نبوده

67
00:04:13,092 --> 00:04:14,994
‫نه، البته که نه

68
00:04:14,994 --> 00:04:17,124
‫ولی در مورد انگیزه‌هاش نگرانم

69
00:04:17,124 --> 00:04:20,432
‫هرچی نباشه، گلادیس راسل
‫در آینده خیلی پول گیرش میاد

70
00:04:20,432 --> 00:04:24,036
‫و البته توام همینطور

71
00:04:24,036 --> 00:04:26,571
‫فقط دنبال ثروته؟

72
00:04:26,571 --> 00:04:29,174
‫اگر اینطور باشه
‫اولین نفری نیست که برای پول دنبالمه

73
00:04:29,174 --> 00:04:33,078
‫ولی نمی‌خوام دوباره دل‌شکسته بشم

74
00:04:33,078 --> 00:04:35,114
‫خیلی از اسکار خوشم میاد

75
00:04:35,114 --> 00:04:37,383
‫باهوش و بامزه‌ست

76
00:04:37,383 --> 00:04:39,318
‫و مطمئنم شوهر خوبی میشه

77
00:04:39,318 --> 00:04:40,720
‫ولی عجله‌ای نیست

78
00:04:40,720 --> 00:04:42,989
‫عجله نکن و خوب بشناسش

79
00:04:42,989 --> 00:04:45,392
‫بعدش خودت تصمیم بگیر

80
00:04:45,392 --> 00:04:47,126
‫حق با شماست

81
00:04:47,126 --> 00:04:49,729
‫عجله‌ای نیست
‫و ازش خوشم میاد

82
00:04:50,696 --> 00:04:52,398
‫و دیگه وقتشه برم

83
00:04:52,398 --> 00:04:54,300
‫عه، خانم بیتون

84
00:04:54,300 --> 00:04:55,835
‫داشتم بدرقه‌ش می‌کردم

85
00:04:55,835 --> 00:04:58,971
‫نیازی نیست. راه خروج رو بلدم

86
00:04:58,971 --> 00:05:00,974
‫ممنونم، آرورا

87
00:05:00,974 --> 00:05:02,709
‫آقای "فین"

88
00:05:07,714 --> 00:05:09,549
‫ای‌کاش زودتر میومدی

89
00:05:09,549 --> 00:05:10,682
‫چرا؟

90
00:05:10,682 --> 00:05:13,586
‫چون دقایق خیلی ناخوشایندی رو تجربه کردم

91
00:05:13,586 --> 00:05:15,054
‫عه؟

92
00:05:15,054 --> 00:05:18,591
‫به انگیزه‌ی اسکار
‫برای ابراز علاقه‌ش شک داره

93
00:05:18,591 --> 00:05:20,526
‫بهت هشدار داده بودم
‫که قاطی این ماجرا نشی

94
00:05:20,526 --> 00:05:23,763
‫پسرعمومه، و باید هرجور که می‌تونم کمکش کنم

95
00:05:23,763 --> 00:05:26,299
‫و فکر می‌کنم
‫واقعاً ازش خوشش میاد

96
00:05:26,299 --> 00:05:29,199
‫منظورت اینه که امیدواری اینطور باشه

97
00:05:30,773 --> 00:05:32,504
‫دیر کردم؟

98
00:05:32,504 --> 00:05:34,640
‫داشتیم کتابخونه رو مرتب می‌کردیم

99
00:05:34,640 --> 00:05:36,542
‫به‌زودی میگن فرش‌ها رو هم بتکونی

100
00:05:36,542 --> 00:05:40,480
‫جان، لطفاً یکم چایی
‫برای خانم ماریان بیار

101
00:05:40,480 --> 00:05:42,081
‫و بعد میشه تنهامون بذاری؟

102
00:05:42,081 --> 00:05:43,315
‫چرا باید تنهامون بذاره؟

103
00:05:43,315 --> 00:05:44,784
‫چون می‌خوام یه چیزی بگم

104
00:05:44,784 --> 00:05:46,986
‫خدای من. نیازه منم برم؟

105
00:05:46,986 --> 00:05:48,253
‫نه

106
00:05:48,253 --> 00:05:51,156
‫می‌خوام تو و ماریان بمونین

107
00:05:51,156 --> 00:05:53,392
‫به عنوان خواهرزاده و برادرزاده‌م

108
00:05:53,392 --> 00:05:56,062
شما بیش از هر چیز دیگه‌ای
 برام حکم بچه‌ام رو داشتین

109
00:05:56,062 --> 00:05:57,630
‫چقدر داری پیاز داغشو زیاد می‌کنی

110
00:05:57,630 --> 00:05:59,665
‫قراره شاهد وصیت‌نامه‌ت باشیم؟

111
00:05:59,665 --> 00:06:01,233
‫برام سواله مگه قراره چی به ارث بذاری

112
00:06:01,233 --> 00:06:03,169
‫که نیاز به 3 شاهد داره

113
00:06:03,169 --> 00:06:05,369
‫مامان، بذار صحبت کنه

114
00:06:07,675 --> 00:06:10,409
‫همه‌تون آقای فورته کشیش رو می‌شناسین

115
00:06:10,409 --> 00:06:12,645
‫آره معلومه. مگه چی شده؟

116
00:06:12,645 --> 00:06:16,248
‫خب، آخه...

117
00:06:16,248 --> 00:06:18,652
‫مثل دندون کشیدن می‌مونه

118
00:06:18,652 --> 00:06:21,520
‫ازم خواسته باهاش ازدواج کنم

119
00:06:21,520 --> 00:06:23,389
‫- و منم قبول کردم
‫- چی...؟

120
00:06:23,389 --> 00:06:25,458
‫چی؟

121
00:06:25,458 --> 00:06:26,960
‫شنیدی چی گفتم

122
00:06:26,960 --> 00:06:28,294
‫چه عالی

123
00:06:28,294 --> 00:06:29,961
‫عمه "ایدا"، خبر فوق العاده‌ایه

124
00:06:29,961 --> 00:06:32,665
‫آره، خدمتکار رو خبر می‌کنم
‫باید یه بطری شامپاین باز کنیم

125
00:06:32,665 --> 00:06:34,400
‫خدمتکار رو خبر نمی‌کنی

126
00:06:34,400 --> 00:06:36,168
‫قرار نیست بطری شامپاین باز کنیم

127
00:06:36,168 --> 00:06:37,504
‫کی همچین تصمیمی گرفتی؟

128
00:06:37,504 --> 00:06:38,738
‫چند روز پیش

129
00:06:38,738 --> 00:06:40,673
‫قراره کی عروسی بگیرین؟

130
00:06:40,673 --> 00:06:43,375
‫- هفته‌ی آینده
‫- هفته‌ی آینده؟

131
00:06:43,375 --> 00:06:45,544
‫خدایا، چرا با این عجله؟

132
00:06:45,544 --> 00:06:48,114
‫تمام عمرم منتظر این اتفاق بودم

133
00:06:48,114 --> 00:06:50,483
‫نیازی به یه نامزدی طولانی ندارم

134
00:06:50,483 --> 00:06:53,519
‫دستیار "لوک" مراسم رو اجرا می‌کنه

135
00:06:53,519 --> 00:06:55,488
‫بعد برمی‌گردیم به خیابون شصت و یکم

136
00:06:55,488 --> 00:06:57,156
‫تا یک صبحانه‌ی عروسی مختصر بخوریم

137
00:06:57,156 --> 00:06:58,357
‫به‌نظر دلنشین میاد

138
00:06:58,357 --> 00:07:01,594
‫از دوستان و آشناها می‌پرسم
‫وقت دارن بیان یا نه

139
00:07:01,594 --> 00:07:03,963
‫از "بنیستر" و خانم "باور" هم می‌خوام بیان

140
00:07:03,963 --> 00:07:05,965
‫چون سال‌ها همراه ما بودن

141
00:07:05,965 --> 00:07:08,735
‫و "بریجت" هم میاد
‫تا حواسش به سر و وضعم باشه

142
00:07:08,735 --> 00:07:10,503
‫به‌نظرت خانم اسکات بیاد؟

143
00:07:10,503 --> 00:07:11,971
‫مطمئنم دلش می‌‌خواد بیاد

144
00:07:11,971 --> 00:07:14,040
‫ولی هنوزم برای نوشتن مقاله‌ش توی تاسکیگیه

145
00:07:14,040 --> 00:07:17,109
‫خانم اسکات تنها کسی نیست که نمیاد

146
00:07:21,613 --> 00:07:23,216
‫برای عروسیش نمیای؟

147
00:07:23,216 --> 00:07:25,117
‫نه

148
00:07:25,117 --> 00:07:27,386
‫و برای اینکه سوءتفاهمی پیش نیاد باید بگم

149
00:07:27,386 --> 00:07:28,988
‫اسکار هم نمیاد

150
00:07:28,988 --> 00:07:30,789
‫- مامان
‫- ولی آخه...

151
00:07:30,789 --> 00:07:33,860
‫امیدوار بودم اسکار من رو تا محراب ببره

152
00:07:33,860 --> 00:07:34,927
‫باعث افتخارمه

153
00:07:34,927 --> 00:07:37,764
‫پسرم توی مسخره‌ بازی‌هات شرکت نمی‌کنه

154
00:07:37,764 --> 00:07:40,299
‫مامان، داری بیشتر از همیشه تند میری

155
00:07:40,299 --> 00:07:41,833
‫خب، من ساقدوشت میشم

156
00:07:41,833 --> 00:07:44,804
‫واقعاً؟ رفتارت خیلی آروم و خونسرده

157
00:07:44,804 --> 00:07:46,773
‫می‌دونستی "ایدا" قراره چی بگه؟

158
00:07:46,773 --> 00:07:49,743
‫ماریان ترغیبم کرد بهت بگم

159
00:07:49,743 --> 00:07:51,676
‫امیدوار بودیم برام خوشحال بشی

160
00:07:51,676 --> 00:07:53,845
‫چرا، وقتی داری یه اشتباه وحشتناک می‌کنی؟

161
00:07:53,845 --> 00:07:57,149
‫در مورد ازدواج
‫یا وظایف یک همسر چی می‌دونی؟

162
00:07:57,149 --> 00:07:58,517
‫تو یه دختر ترشیده‌ای

163
00:07:58,517 --> 00:08:00,587
‫و همیشه یه دختر ترشیده بودی

164
00:08:00,587 --> 00:08:02,555
‫چرا اینقدر نامهربونی؟

165
00:08:02,555 --> 00:08:04,690
‫حق با توئه

166
00:08:04,690 --> 00:08:09,595
‫باید خیلی چیزها رو یاد بگیرم
‫که مشتاقانه منتظرشم

167
00:08:09,595 --> 00:08:13,999
‫لطفاً توی دهنم زهرش نکن

168
00:08:13,999 --> 00:08:17,070
‫یک کالسکه بیرون منتظر آقای اسکاره

169
00:08:17,070 --> 00:08:19,338
‫- ممنونم
‫- تو چی، بنیستر؟

170
00:08:19,338 --> 00:08:21,540
‫می‌دونستی ایدا خانم نامزد کرده

171
00:08:21,540 --> 00:08:23,477
‫و قراره با آقای فورته‌ی کشیش ازدواج کنه؟

172
00:08:23,477 --> 00:08:24,744
‫اوه

173
00:08:24,744 --> 00:08:26,480
‫تبریک میگم، ایدا خانم

174
00:08:26,480 --> 00:08:27,913
‫بهش تبریک نگو

175
00:08:27,913 --> 00:08:30,249
‫- جانم؟
‫- تبریکت رو پس بگیر

176
00:08:30,249 --> 00:08:31,883
‫عمه اگنس، این بچه‌بازی‌ها چیه

177
00:08:31,883 --> 00:08:34,754
‫لطفاً بهم نگو
‫چطوری با سرخدمتکار خودم صحبت کنم!

178
00:08:34,754 --> 00:08:36,622
‫عذر می‌خوام، ایدا خانم

179
00:08:36,622 --> 00:08:39,759
‫ولی به دلیل درخواست خانم ون‌راین

180
00:08:39,759 --> 00:08:41,661
‫مجبورم تبریکم رو پس بگیرم

181
00:08:41,661 --> 00:08:43,930
‫کاملاً درک می‌کنم، بنیستر

182
00:08:43,930 --> 00:08:45,564
‫میرم بالا

183
00:08:45,564 --> 00:08:49,035
‫سرم داره مثل طبل می‌کوبه

184
00:08:51,638 --> 00:08:53,673
‫واقعاً متاسفم، خاله ایدا

185
00:08:53,673 --> 00:08:57,109
‫شاید بعداً کوتاه بیاد

186
00:09:03,518 --> 00:09:06,585
‫- اوه، عزیزم
‫- دلسرد نشو

187
00:09:06,585 --> 00:09:09,923
‫اونم وقتی که اینقدر به خوشبخت شدن نزدیکی

188
00:09:09,923 --> 00:09:11,190
‫ولی آخه اگنس...

189
00:09:11,190 --> 00:09:14,660
‫عمه اگنس سرسخته
‫بهش عادت می‌کنه

190
00:09:14,660 --> 00:09:17,229
‫می‌تونه با ناخن‌هاش
‫بکوبه دیوار رو هم سوراخ کنه

191
00:09:17,229 --> 00:09:18,697
‫و متوجه نشه

192
00:09:18,697 --> 00:09:22,001
‫قطعاً می‌تونه جوری بزنه
‫که یکی از خودش بخورم یکی از دیوار

193
00:09:22,001 --> 00:09:25,141
‫و به‌نظر میاد قصد داره همین‌کارم بکنه

194
00:09:31,477 --> 00:09:33,579
‫هدفت اینه که توی هتل کار کنی؟

195
00:09:33,579 --> 00:09:35,180
‫امیدوارم

196
00:09:35,180 --> 00:09:37,684
‫وقتی توی آزمون ورودی تاسکیگی قبول شدم

197
00:09:37,684 --> 00:09:39,785
‫با خودم گفتم
‫الان می‌تونم یه حرفه رو یاد بگیرم

198
00:09:39,785 --> 00:09:41,821
‫تا مجبور نباشم تا آخر عمرم

199
00:09:41,821 --> 00:09:43,756
‫از بچه‌های سفیدپوست‌ها پرستاری کنم

200
00:09:43,756 --> 00:09:45,658
‫ولی برای این‌کار
‫باید به شهر نقل‌مکان کنی

201
00:09:45,658 --> 00:09:47,159
‫مشکلی ندارم

202
00:09:47,159 --> 00:09:49,829
‫عه، خب نظر دیوید چیه؟

203
00:09:49,829 --> 00:09:52,432
‫- ما که هنوز ازدواج نکردیم
‫- اوهوم

204
00:09:53,833 --> 00:09:57,371
‫می‌خوام یه مدت خودم تنها باشم

205
00:09:57,371 --> 00:09:59,338
‫مثل خانم اسکات

206
00:09:59,338 --> 00:10:02,575
‫تونسته به‌خاطر کارش
‫از نیویورک تا اینجا سفر کنه

207
00:10:02,575 --> 00:10:04,677
‫چطوری شغلت رو گیر آوردی؟

208
00:10:04,677 --> 00:10:08,308
‫خب، رفتم دانشگاه
‫درس خوندم، سخت تلاش کردم

209
00:10:08,308 --> 00:10:10,850
‫یه عالمه نامه برای انتشارات مختلف فرستادم

210
00:10:10,850 --> 00:10:13,619
‫آقای فورچن بهم پیشنهاد داد
‫و حالا جلوی شما نشستم

211
00:10:13,619 --> 00:10:15,722
‫شانس آوردی که اهل شمالی

212
00:10:15,722 --> 00:10:16,688
‫باید برگردی

213
00:10:16,688 --> 00:10:18,524
‫و اینجا یه کلاس روزنامه‌نگاری درس بدی

214
00:10:18,524 --> 00:10:19,592
‫آره

215
00:10:19,592 --> 00:10:21,027
‫اوه، آره

216
00:10:21,027 --> 00:10:22,361
‫اوه، خب در مورد نیویورک برامون بگو

217
00:10:22,361 --> 00:10:23,863
‫بگو

218
00:10:23,863 --> 00:10:24,998
‫بگو دیگه

219
00:10:24,998 --> 00:10:27,366
‫خب، خیلی بزرگ و شلوغه

220
00:10:27,366 --> 00:10:29,068
‫از لیست غذات خوشم میاد، بوردن

221
00:10:29,068 --> 00:10:31,704
‫ولی مطمئن نیستم غذای تند فکر خوبی باشه

222
00:10:31,704 --> 00:10:32,939
‫دوک انگلیسیه

223
00:10:32,939 --> 00:10:34,339
‫فکر کردم از قلوه‌ی تند خوشش بیاد

224
00:10:34,339 --> 00:10:37,176
‫آره احتمالاً، ولی بعید می‌دونم
‫مهمان‌های آمریکایی‌مون خوششون بیاد

225
00:10:37,176 --> 00:10:39,044
‫تمام آشپزهایی که نیاز داری رو جمع کردی؟

226
00:10:39,044 --> 00:10:42,114
‫پنج نفر رو پیدا کردم
‫و دستپخت همه‌شون رو امتحان کردم

227
00:10:42,114 --> 00:10:44,616
‫ممنون

228
00:10:44,616 --> 00:10:45,885
‫به‌نظرم از ظروف "برناردو"

229
00:10:45,885 --> 00:10:47,354
‫و لیوان‌های "سنت‌لویی" استفاده کنیم

230
00:10:47,354 --> 00:10:49,355
‫به روی چشم، خانم

231
00:10:49,355 --> 00:10:50,924
‫اتاق دوک آماده‌ست

232
00:10:50,924 --> 00:10:52,525
‫اگر می‌خواین می‌تونین
‫یه نگاهی بهش بندازین

233
00:10:52,525 --> 00:10:54,060
‫اتاق ملازمش هم همینطور

234
00:10:54,060 --> 00:10:55,862
‫و گل‌ها یادت نره

235
00:10:55,862 --> 00:10:58,931
‫خانم بروس، تنها نگرانی باقیمانده‌م ادلهایده

236
00:10:58,931 --> 00:11:01,400
‫تمام تلاشش رو می‌کنه
‫ولی چندان کار با نیم‌تاج رو بلد نیست

237
00:11:01,400 --> 00:11:04,037
‫کاملاً صلاحیت اینو داره
‫که خدمتکار شخصی خانم گلادیس باشه

238
00:11:04,037 --> 00:11:05,071
‫ولی من نیاز به شخص بهتری دارم

239
00:11:05,071 --> 00:11:06,839
‫قرار بود موقتی باشه

240
00:11:06,839 --> 00:11:08,642
‫تا جایگزینی برای خانم تورنر پیدا کنیم

241
00:11:08,642 --> 00:11:09,876
‫ولی ماه‌ها گذشته

242
00:11:09,876 --> 00:11:11,611
‫و هیچ‌کاری برای پیدا کردن
‫خدمتکار جدید نکردم

243
00:11:11,611 --> 00:11:12,846
‫کاملاً تقصیر خودمه

244
00:11:12,846 --> 00:11:15,181
‫می‌تونم توی شهر پرس‌و‌جو کنم

245
00:11:15,181 --> 00:11:17,383
‫این‌کارو بکن
‫چند روزی زمان داریم

246
00:11:17,383 --> 00:11:18,785
‫ولی نباید هیچ مشکلی پیش بیاد

247
00:11:18,785 --> 00:11:20,985
‫چشم، خانم

248
00:11:25,291 --> 00:11:28,560
‫حالت خوبه؟ انگار ذهنت جای دیگه‌ایه

249
00:11:28,560 --> 00:11:31,130
‫خیلی خوب منو می‌شناسی، خانم بیتون

250
00:11:31,130 --> 00:11:33,667
‫وسط یک بحث خانوادگی گیر کردم

251
00:11:33,667 --> 00:11:36,263
‫- کمکی ازم برمیاد؟
‫- نه چندان

252
00:11:36,263 --> 00:11:37,770
‫خاله‌م داره ازدواج می‌کنه

253
00:11:37,770 --> 00:11:40,240
‫ولی مادرم بهم گفته
‫حق ندارم برم مراسم عروسیش

254
00:11:40,240 --> 00:11:41,841
‫چرا؟

255
00:11:41,841 --> 00:11:43,743
‫گمونم با شوهرش مخالفه

256
00:11:43,743 --> 00:11:46,612
‫اوه، چه غم‌انگیز
‫بیچاره خاله‌ت

257
00:11:46,612 --> 00:11:48,848
‫خانم بیتون، شما اهل عشق و عاشقی هستی؟

258
00:11:48,848 --> 00:11:50,216
‫کدوم زنی نیست؟

259
00:11:50,216 --> 00:11:51,784
‫بهم انگیزه دادی

260
00:11:51,784 --> 00:11:54,120
‫از دستور مادرم سرپیچی می‌کنم و میرم عروسی

261
00:11:54,120 --> 00:11:55,888
‫ولی فقط به شرطی
‫که تو همراهم بیای

262
00:11:55,888 --> 00:11:58,090
‫خوشحال میشم

263
00:11:58,090 --> 00:12:01,897
‫به‌خصوص چون امروز داری
‫اینقدر بهم لطف می‌کنی

264
00:12:05,333 --> 00:12:06,732
‫آقای پیتر بارنز

265
00:12:06,732 --> 00:12:08,334
‫از دیدن دوباره‌ت خوشحالم، آقای بارنز

266
00:12:08,334 --> 00:12:09,802
‫و ممنون که اجازه دادی

267
00:12:09,802 --> 00:12:11,170
‫وقت باارزشت رو بگیرم

268
00:12:11,170 --> 00:12:14,040
‫گمونم خانم راسل مثل همیشه
‫حسابی بهت کار داده؟

269
00:12:14,040 --> 00:12:15,942
‫منم از دیدنت خوشحالم، خانم تورنر...

270
00:12:15,942 --> 00:12:19,178
‫یا بهتره دیگه بگم خانم وینترتون

271
00:12:19,178 --> 00:12:20,813
‫ولی در مورد خانم راسل درست میگی

272
00:12:20,813 --> 00:12:24,287
‫و متاسفانه نمی‌تونم بیشتر از یک دقیقه بمونم

273
00:12:28,056 --> 00:12:29,556
‫آماده‌سازی مراسم شام هفته‌ی آینده

274
00:12:29,556 --> 00:12:31,056
‫چطور پیش میره؟

275
00:12:31,056 --> 00:12:33,926
‫همه بابت میزبانی دوک هیجان زده‌ن...

276
00:12:33,926 --> 00:12:36,629
‫آقای چورچ بیشتر از همه
‫خودت می‌تونی تصور کنی

277
00:12:36,629 --> 00:12:38,064
‫آقای چورچ نازنین...

278
00:12:38,064 --> 00:12:40,264
‫همیشه اهمیت خودش رو دست‌بالا می‌گیره

279
00:12:41,133 --> 00:12:43,002
‫ولی ازت می‌خوام یه لطفی بهم بکنی...

280
00:12:43,002 --> 00:12:44,837
‫البته در ازای پول

281
00:12:44,837 --> 00:12:46,606
‫پس دوستان قدیمی به چه دردی می‌خورن؟

282
00:12:46,606 --> 00:12:48,207
‫قرار نیست تنهایی کار کنی

283
00:12:48,207 --> 00:12:51,444
‫آقای بوردن یک سری آشپز
‫ استخدام کرده که بهش کمک کنن

284
00:12:51,444 --> 00:12:54,814
‫و یکی‌شون، به اسم آقای اشنایدر

285
00:12:54,814 --> 00:12:57,083
‫برای من کار می‌کنه

286
00:12:57,083 --> 00:13:01,588
‫قضیه هر لحظه داره جالب‌تر میشه

287
00:13:05,091 --> 00:13:07,359
‫- سلام، آقای کراودر
‫- عه، خانم بیتون

288
00:13:07,359 --> 00:13:08,994
‫همیشه از دیدن دوباره‌تون خوشحال میشم

289
00:13:08,994 --> 00:13:10,329
‫ای‌کاش می‌تونستم باور کنم

290
00:13:10,329 --> 00:13:12,031
‫حتماً حسابی کلافه میشی که مجبوری

291
00:13:12,031 --> 00:13:13,700
‫هردفعه همه‌چیز رو توضیح بدی

292
00:13:13,700 --> 00:13:15,201
‫برای همین آقای ون‌راین رو آوردم

293
00:13:15,201 --> 00:13:16,301
‫حالتون چطوره؟

294
00:13:16,301 --> 00:13:18,771
‫تشریف آورده که احساس خنگ بودن نکنم

295
00:13:18,771 --> 00:13:20,873
‫فکر نکنم بودن ایشون
‫کار درستی باشه

296
00:13:20,873 --> 00:13:23,579
‫- می‌تونین کاملاً بهم اعتماد کنین
‫- لطفاً اجازه بدین بمونه

297
00:13:29,412 --> 00:13:31,551
‫این‌کار خیلی غیرمعموله

298
00:13:31,551 --> 00:13:35,121
‫بفرمایید بشینید

299
00:13:35,121 --> 00:13:36,856
‫نوشیدنی میل دارید؟

300
00:13:36,856 --> 00:13:38,257
‫نه، ممنونم

301
00:13:38,257 --> 00:13:40,392
‫ولی دوست دارم
‫چیزهای بیشتری در مورد شرکت یاد بگیرم

302
00:13:40,392 --> 00:13:43,630
‫این کتابچه خدمت شما
‫اگر می‌خواید می‌تونید بخونید

303
00:13:43,630 --> 00:13:45,064
‫بله می‌خوام

304
00:13:45,064 --> 00:13:46,899
‫خانم بیتون بهم گفته که قصد دارین

305
00:13:46,899 --> 00:13:49,363
‫راه‌آهن شیکاگو و آتلانتیک رو بخرید

306
00:13:49,363 --> 00:13:51,271
‫عه، بهتون گفتن؟

307
00:13:51,271 --> 00:13:52,472
‫اشتباه کردم؟

308
00:13:52,472 --> 00:13:54,373
‫نمیشه گفت اشتباه کردین

309
00:13:54,373 --> 00:13:55,441
‫ولی معامله داره نهایی میشه؟

310
00:13:55,441 --> 00:13:57,076
‫اوه، بله، قطعاً

311
00:13:57,076 --> 00:13:58,644
‫پول کافی برای این‌کار دارین؟

312
00:13:58,644 --> 00:14:00,212
‫تقریباً پول کافی داریم

313
00:14:00,212 --> 00:14:02,982
‫باید تا دو هفته‌ی آینده
‫پول کافی رو به‌دست بیاریم

314
00:14:02,982 --> 00:14:05,751
‫و آقای گولد کاملاً راضیه؟

315
00:14:05,751 --> 00:14:08,487
‫خدایا، از همه‌چیز باخبرید

316
00:14:08,487 --> 00:14:11,451
‫ این روزها همه‌چیو به ایشون میگم

317
00:14:11,451 --> 00:14:14,227
‫لطفاً از دستم عصبانی نشین

318
00:14:14,227 --> 00:14:17,162
‫فقط از آقای ون‌راین می‌خوام
‫اطلاعاتی که بهش میگین رو

319
00:14:17,162 --> 00:14:19,598
‫برای کسی بازگو نکنه

320
00:14:19,598 --> 00:14:23,730
‫نمی‌تونیم خطر اینو به‌جون بخریم
‫که معامله لحظه‌ی آخری خراب بشه

321
00:14:23,730 --> 00:14:28,007
‫یک کلام ازم درنمیاد، قول میدم

322
00:14:28,007 --> 00:14:31,678
‫ایدا خانم خواستن در اتاقشون غذا بخورن

323
00:14:31,678 --> 00:14:34,241
‫دلیلشو متوجه نمیشم
‫مریض که نیست

324
00:14:34,241 --> 00:14:35,582
‫دلیلش رو نگفت

325
00:14:35,582 --> 00:14:37,149
‫حالش اونقدر خوب هست که بیاد غذا بخوره

326
00:14:37,149 --> 00:14:40,019
‫به خانم "باور" بگم
‫یک سینی غذا آماده کنه؟

327
00:14:40,019 --> 00:14:44,556
‫آره، ممنون

328
00:14:44,556 --> 00:14:47,927
‫می‌دونی قضیه چیه؟

329
00:14:47,927 --> 00:14:49,428
‫تو خیلی چیزا هستی، عمه اگنس

330
00:14:49,428 --> 00:14:51,598
‫ولی هرگز نمیشه گفت کندذهنی

331
00:14:51,598 --> 00:14:53,266
‫همم. توضیح بده منظورت چیه

332
00:14:53,266 --> 00:14:54,867
‫به‌خاطر طرز صحبتت با عمه ایدا

333
00:14:54,867 --> 00:14:56,568
‫توی اتاقش مونده

334
00:14:56,568 --> 00:14:59,739
‫بالاخره مردی رو پیدا کرده
‫که می‌خواد باهاش ازدواج کنه

335
00:14:59,739 --> 00:15:01,740
‫نمی‌تونی قبولش کنی؟

336
00:15:01,740 --> 00:15:04,310
‫یادت که نرفته
‫من اجازه دادم اینجا زندگی کنی؟

337
00:15:04,310 --> 00:15:06,011
‫واقعاً می‌خوای میونه‌ت رو با

338
00:15:06,011 --> 00:15:08,247
‫ تنها خواهر برادر زنده‌ت بهم بزنی؟

339
00:15:08,247 --> 00:15:11,718
‫این ازدواج باعث بی‌آبرویی میشه

340
00:15:11,718 --> 00:15:14,086
‫اگر چیزی نگم و بذارم این اتفاق بیفته

341
00:15:14,086 --> 00:15:16,188
‫والدینمون چه فکری می‌کنن؟

342
00:15:16,188 --> 00:15:18,824
‫پس با زور گفتن به زنده‌ها
‫سعی می‌کنی دل مرده‌ها رو خوش کنی؟

343
00:15:18,824 --> 00:15:19,958
‫اوه

344
00:15:19,958 --> 00:15:23,963
‫شاید به نظر من یا احساسات عمه ایدا اهمیت ندی

345
00:15:23,963 --> 00:15:26,265
‫ولی مطمئنم به حرف بقیه اهمیت میدی

346
00:15:26,265 --> 00:15:28,267
‫و برای مردم اینطور به‌نظر میاد

347
00:15:28,267 --> 00:15:29,869
‫که بدخلق و عصبانی هستی

348
00:15:29,869 --> 00:15:33,476
‫چون ایدا دیگه
‫غلام حلقه به گوشت نیست

349
00:15:40,949 --> 00:15:43,082
‫خانم ماریان هم غذاش رو

350
00:15:43,082 --> 00:15:44,751
‫توی اتاقش می‌خوره، خانم؟

351
00:15:49,650 --> 00:15:51,624
‫اینجا اکنون بزرگ‌ترین ساختمان

352
00:15:51,624 --> 00:15:53,558
‫در شهر تاسکیگی است

353
00:15:53,558 --> 00:15:57,163
‫متاسفانه، آقای پورتر نتونست تشریف بیاره

354
00:15:57,163 --> 00:16:01,233
‫ولی بابت خیرخواهی
‫و سخاوتمندیش ازش تشکر می‌کنیم

355
00:16:01,233 --> 00:16:04,203
‫پس بدون مقدمه‌ی بیشتر، این شما

356
00:16:04,203 --> 00:16:07,840
‫و این هم خوابگاه "اِی.اچ پورتر"

357
00:16:13,378 --> 00:16:15,148
‫میرم با آقای واشینگتن صحبت کنم

358
00:16:15,148 --> 00:16:17,951
‫باشه
‫منم میرم چند تا نقل‌قول از بقیه بگیرم

359
00:16:20,415 --> 00:16:22,054
‫اوه، دیوید. سلام

360
00:16:22,054 --> 00:16:23,823
‫اشکال نداره ازت چند تا نقل‌قول
‫برای روزنامه بگیرم؟

361
00:16:23,823 --> 00:16:25,057
‫نه اصلاً. این چه حرفیه

362
00:16:25,057 --> 00:16:27,994
‫خب چه حسی داره که می‌تونی در ساختمانی

363
00:16:27,994 --> 00:16:29,796
‫در کلاس شرکت و زندگی کنی

364
00:16:29,796 --> 00:16:32,098
‫که با دستان خودت در ساختنش کمک کردی؟

365
00:16:32,098 --> 00:16:34,000
‫همم. خیلی تاثیرگذاره

366
00:16:34,000 --> 00:16:37,236
‫درواقع، انتظار نداشتم اینقدر احساساتی بشم

367
00:16:37,236 --> 00:16:39,439
‫اشکت داره درمیاد، دیوید؟

368
00:16:41,340 --> 00:16:44,676
‫برام باعث افتخاره که می‌دونم
‫تونستیم همچین چیزی بسازیم

369
00:16:44,676 --> 00:16:46,811
‫باعث میشه حس کنم
‫هرکاری ازمون برمیاد

370
00:16:46,811 --> 00:16:50,249
‫و قصد داری با مدرک تاسکیگیت چیکار کنی؟

371
00:16:50,249 --> 00:16:53,853
‫دوست دارم یه مزرعه برای خودم داشته باشم
‫که بتونم خرج خانواده‌ی آینده‌م رو دربیارم

372
00:16:53,853 --> 00:16:55,955
‫دوست‌دخترت رو دیدم

373
00:16:55,955 --> 00:16:57,456
‫همچنین دوست دارم با مزرعه‌م

374
00:16:57,456 --> 00:16:59,258
‫به کسب‌و‌کار خانوادگی‌مون کمک کنم

375
00:16:59,258 --> 00:17:01,894
‫- چه کسب‌و‌کاری؟
‫- مادرم یک رستوران افتتاح کرده

376
00:17:01,894 --> 00:17:03,295
‫می‌خوام با محصولات زمینم

377
00:17:03,295 --> 00:17:04,792
‫بهشون کمک کنم

378
00:17:04,792 --> 00:17:06,732
‫خب، بهترین‌ها رو برات آرزو می‌کنم

379
00:17:06,732 --> 00:17:07,801
‫ممنون

380
00:17:07,801 --> 00:17:09,035
‫یه سر بیاین رستوران مادرم

381
00:17:09,035 --> 00:17:10,503
‫اوه، آره، شاید یه سر اومدیم

382
00:17:10,503 --> 00:17:12,371
‫ولی قبلش، آقای واشینگتن
‫می‌خواد ساختمون رو نشونمون بده

383
00:17:12,371 --> 00:17:14,440
‫البته. بازم ممنون، دیوید

384
00:17:14,440 --> 00:17:15,975
‫- از دیدنتون خوشحال شدم
‫- مراقب خودت باش

385
00:17:15,975 --> 00:17:17,610
‫به مامانم میگم منتظرتون باشه

386
00:17:17,610 --> 00:17:19,810
‫باشه، آقا

387
00:17:20,115 --> 00:17:22,385
‫میشه اینا رو برام ببری؟

388
00:17:24,987 --> 00:17:25,985
‫سلام

389
00:17:25,985 --> 00:17:28,185
‫خانم بروک

390
00:17:30,487 --> 00:17:32,592
‫آقای راسل

391
00:17:32,592 --> 00:17:33,658
‫چه سورپرایزی

392
00:17:33,658 --> 00:17:35,294
‫فکر کردم قراره تابستون توی نیوپورت باشی

393
00:17:35,294 --> 00:17:37,697
‫متاسفانه، برنامه‌هام عوض شد

394
00:17:37,697 --> 00:17:38,964
‫متاسفانه؟

395
00:17:38,964 --> 00:17:40,500
‫دلت نمی‌خواد جریانش رو بشنوی

396
00:17:40,500 --> 00:17:42,268
‫چرا می‌خوام

397
00:17:42,268 --> 00:17:44,103
‫از همون داستان‌های همیشگی...

398
00:17:44,103 --> 00:17:46,939
‫عشاق با هم آشنا می‌شن
‫عشاق از هم جدا می‌شن، چه میشه کرد

399
00:17:46,939 --> 00:17:48,708
‫خیلی خوب می‌دونم چه حسی داره

400
00:17:48,708 --> 00:17:50,076
‫البته

401
00:17:50,076 --> 00:17:51,878
‫توی جشن گلادیس بهم گفتی

402
00:17:51,878 --> 00:17:53,612
‫و حالا با هم برابر شدیم

403
00:17:53,612 --> 00:17:56,682
‫دو زجرکشیده در چرخ بی‌رحم روزگار

404
00:17:56,682 --> 00:17:59,585
‫بیا به‌جاش هم‌رزم باشیم

405
00:17:59,585 --> 00:18:02,121
‫کجا داری میری؟

406
00:18:02,121 --> 00:18:04,356
‫میرم پارک که برای
‫کلاس نقاشی امروز بعدازظهرم

407
00:18:04,356 --> 00:18:05,524
‫یکم گل بگیرم

408
00:18:05,524 --> 00:18:08,297
‫منم می‌تونم بیام، اگر ایرادی نداره

409
00:18:10,232 --> 00:18:13,066
‫خب حالا که برگشتی نیویورک
‫می‌خوای چیکار کنی؟

410
00:18:13,066 --> 00:18:15,735
‫خب، شک ندارم که پدرم
‫یک فکرهایی در سر داره

411
00:18:15,735 --> 00:18:17,571
‫ولی تا ببینیم چی میشه

412
00:18:23,042 --> 00:18:24,443
‫کمکی از دستم برمیاد، خانم؟

413
00:18:24,443 --> 00:18:26,245
‫می‌خوام ببینم همه‌چیز تحت کنترله یا نه

414
00:18:26,245 --> 00:18:28,580
‫قطعاً، خانم

415
00:18:28,580 --> 00:18:30,782
‫اوه، خانم بروس، توی پیدا کردن
‫ خدمتکار شخصی به جایی رسیدی؟

416
00:18:30,782 --> 00:18:33,419
‫یک آرایشگر پیدا کردیم
‫که نیم‌تاجتون رو روی سرتون قرار میده

417
00:18:33,419 --> 00:18:35,120
‫و بقیه‌ی بعدازظهر رو هم می‌مونه

418
00:18:35,120 --> 00:18:36,888
‫که به هر خانمی که
‫موهاش به مشکل برمی‌خوره کمک کنه

419
00:18:36,888 --> 00:18:39,125
‫حس می‌کنم یه اسب مسابقه‌ایم
‫که دارم به خط شروع نزدیک میشم

420
00:18:39,125 --> 00:18:40,325
‫و قراره پیروز بشین، خانم

421
00:18:40,325 --> 00:18:42,525
‫دیگه هیچی جلودارتون نیست

422
00:18:49,969 --> 00:18:52,238
‫اشنایدر! سس آماده نشد؟

423
00:18:52,238 --> 00:18:54,438
‫منتظرم بیای طعمش رو بچشی، آقای بوردن

424
00:18:58,747 --> 00:18:59,644
‫همم

425
00:18:59,644 --> 00:19:01,480
‫زود ببر بذارشون توی اتاق

426
00:19:01,480 --> 00:19:04,283
‫خانم بروس، حقیقت داره
‫که یه خدمتکار شخصی جدید استخدام کردین؟

427
00:19:04,283 --> 00:19:06,252
‫می‌خواستم بهت بگم

428
00:19:06,252 --> 00:19:08,154
‫فقط قراره موهای بانو رو درست کنه

429
00:19:08,154 --> 00:19:09,454
‫و نیم‌تاجش رو بذاره

430
00:19:09,454 --> 00:19:11,190
‫خودمم می‌تونستم انجامش بدم
‫معمولاً کار خودمه

431
00:19:11,190 --> 00:19:13,625
‫می‌دونم، ولی این مراسم خاصیه

432
00:19:13,625 --> 00:19:15,825
‫اگر حواست باشه می‌تونی یه چیزایی یاد بگیری

433
00:19:25,706 --> 00:19:28,245
‫بهم گفتن یکی اینجاست

434
00:19:28,269 --> 00:19:30,043
‫ولی نگفتن شمایین

435
00:19:30,043 --> 00:19:31,610
‫خانم نلسون آشپز خیلی خوبیه

436
00:19:31,610 --> 00:19:34,775
‫و اصرار داره
‫ خوراکی‌هاش رو برام بیاره تا بچشم

437
00:19:34,775 --> 00:19:36,415
‫- شما هم می‌خورین؟
‫- نه

438
00:19:36,415 --> 00:19:37,751
‫همه‌چی مرتبه؟

439
00:19:37,751 --> 00:19:39,719
‫نه، نیست

440
00:19:39,719 --> 00:19:41,919
‫متاسفم که اینو می‌شنوم

441
00:19:45,927 --> 00:19:48,697
‫بفرمایید بشینید

442
00:19:56,170 --> 00:19:58,570
‫چه کمکی ازم برمیاد؟

443
00:19:58,570 --> 00:20:00,740
‫شنیدم تو و ایدا قصد دارین ازدواج کنین

444
00:20:00,740 --> 00:20:03,642
‫خیالم راحت شد که بهتون گفته

445
00:20:03,642 --> 00:20:06,378
‫خبر داری که هیچ پولی نداره

446
00:20:06,378 --> 00:20:09,615
‫خانم ون‌راین، من عاشقشم

447
00:20:09,615 --> 00:20:11,779
‫هیچوقت انتظار نداشتم
‫که توی این سن عاشق بشم

448
00:20:11,779 --> 00:20:13,619
‫ولی با ایدا آشنا نشده بودم

449
00:20:13,619 --> 00:20:16,221
‫کم پیش میاد که
‫بعد از ازدواج عشق دووم بیاره

450
00:20:16,221 --> 00:20:18,491
‫اگر همچین تجربه‌ای داشتین متاسفم

451
00:20:18,491 --> 00:20:20,859
‫ولی چرا باید به این سرعت ازدواج کنین؟

452
00:20:20,859 --> 00:20:23,663
‫این یعنی شما با این کار مخالفی؟

453
00:20:23,663 --> 00:20:26,499
‫چه خوب فهمیدی

454
00:20:26,499 --> 00:20:28,601
‫قصد ندارم اونو از شما بگیرم

455
00:20:28,601 --> 00:20:30,369
‫ایدا شبانه‌روزی پیش منه

456
00:20:30,369 --> 00:20:31,971
‫یعنی میگی این شرایط تغییر نمی‌کنه؟

457
00:20:31,971 --> 00:20:33,973
‫تغییراتی پیش میاد، درسته

458
00:20:33,973 --> 00:20:35,607
‫ولی قصد دارم توی نیویورک ساکن بشم

459
00:20:35,607 --> 00:20:37,476
‫هرگز ازش نمی‌خوام از این شهر بره

460
00:20:37,476 --> 00:20:39,779
‫شاید، ولی از خونه‌ی من میره

461
00:20:39,779 --> 00:20:41,314
‫و منو تنها می‌ذاره

462
00:20:41,314 --> 00:20:42,915
‫چون بعدش همین میشم

463
00:20:42,915 --> 00:20:45,384
‫تنها

464
00:20:45,384 --> 00:20:47,319
‫پسر و برادرزاده‌ت پیش شماست

465
00:20:47,319 --> 00:20:50,490
‫بچه‌ها ازدواج می‌کنن و میرن

466
00:20:50,490 --> 00:20:52,690
‫ایدا...

467
00:20:54,863 --> 00:20:59,564
‫اون تنها خانواده‌ایه
‫که می‌تونم روش حساب کنم

468
00:20:59,564 --> 00:21:03,570
‫موقع تولد اسکار، ایدا کنارم بود

469
00:21:03,570 --> 00:21:07,974
‫با همدیگه والدینمون رو خاک کردیم

470
00:21:07,974 --> 00:21:10,174
‫اون تنها دوست واقعی منه

471
00:21:12,108 --> 00:21:14,479
‫جفتمون ایدا رو دوست داریم
‫این مشخصه

472
00:21:14,479 --> 00:21:17,483
‫پس اینقدر خودخواه نباش

473
00:21:17,483 --> 00:21:19,385
‫اونی که خودخواهه من نیستم

474
00:21:19,385 --> 00:21:21,454
‫و حقیقت اینه که
‫یک حق انتخاب دارین

475
00:21:21,454 --> 00:21:25,725
‫می‌خواین بخشی از زندگی ما باشین یا نه؟

476
00:21:25,725 --> 00:21:27,527
‫چون قرار نیست من جایی برم

477
00:21:27,527 --> 00:21:29,829
‫اولویت با ازدواجه

478
00:21:29,829 --> 00:21:31,430
‫فرمان خدا واضحه

479
00:21:31,430 --> 00:21:33,665
‫"مرد پدر و مادر خویش را ترک نموده"

480
00:21:33,665 --> 00:21:37,840
‫"به نزد همسرش رفته و با هم یکی خواهند شد"

481
00:21:41,243 --> 00:21:43,876
‫حرف دیگه‌ای ندارین؟

482
00:21:43,876 --> 00:21:47,046
‫نه وقتی گذاشتی خدا حرف آخر رو بزنه

483
00:21:47,046 --> 00:21:49,246
‫چه جوابی برای حرف خدا دارم؟

484
00:21:52,018 --> 00:21:53,820
‫اوضاع توی پیتسبرگ چطوره؟

485
00:21:53,820 --> 00:21:54,987
‫در لبه‌ی پرتگاهه

486
00:21:54,987 --> 00:21:56,289
‫باید برم اونجا

487
00:21:56,289 --> 00:21:57,691
‫چرا می‌خواستی منو ببینی؟

488
00:21:57,691 --> 00:22:00,492
‫به کمکت احتیاج دارم

489
00:22:00,492 --> 00:22:02,161
‫می‌دونی که من از متولیان
‫ساخت پل جدید بروکلین هستم؟

490
00:22:02,161 --> 00:22:03,762
‫که ساختش تقریباً به اتمام رسیده

491
00:22:03,762 --> 00:22:06,165
‫آره، ولی ظاهراً جلسات از همیشه بیشتر شده

492
00:22:06,165 --> 00:22:08,667
‫و با توجه به اینکه
‫پیتسبرگ آماده‌ی انفجاره

493
00:22:08,667 --> 00:22:10,436
‫می‌خواستم ببینم می‌تونی نماینده‌ی من باشی؟

494
00:22:10,436 --> 00:22:12,038
‫حالا که برگشتی نیویورک

495
00:22:12,038 --> 00:22:15,074
‫هنوز از معمار شدنم دست نکشیدم، می‌دونی که

496
00:22:15,074 --> 00:22:16,542
‫این چندان طول نمی‌کشه

497
00:22:16,542 --> 00:22:20,546
‫و توام مهندسی خوندی
‫می‌تونی اونجا حرف‌های معقول بزنی

498
00:22:20,546 --> 00:22:22,549
‫جلسات در مورد چی هستن؟

499
00:22:22,549 --> 00:22:24,616
‫جزئیات طرح نهایی

500
00:22:24,616 --> 00:22:26,752
‫و یک سری مرگ و جراحت داشتیم...

501
00:22:26,752 --> 00:22:29,288
‫که متاسفانه همیشه
‫توی این کارها پیش میاد...

502
00:22:29,288 --> 00:22:32,124
‫و مهندس ارشد، آقای روبلینگ

503
00:22:32,124 --> 00:22:33,760
‫تا الان کارش رضایت‌بخش نبوده

504
00:22:33,760 --> 00:22:36,461
‫- منظورت چیه؟
‫- هیچوقت سر ساخت‌و‌ساز نیست

505
00:22:36,461 --> 00:22:39,332
‫بهم گفتن خونه‌ش شده کانون فعالیت

506
00:22:39,332 --> 00:22:41,200
‫ولی اگر داره به‌سختی کار می‌کنه...

507
00:22:41,200 --> 00:22:43,369
‫که گمونم همینطوره...

508
00:22:43,369 --> 00:22:45,572
‫چرا اجازه نداریم ازش سوالی بپرسیم؟

509
00:22:45,572 --> 00:22:46,839
‫دلیلی هم آورده؟

510
00:22:46,839 --> 00:22:48,908
‫نورمن تیت، که مدیر هیئت متولیان پله

511
00:22:48,908 --> 00:22:50,575
‫میگه به‌خاطر وضعیت سلامتشه

512
00:22:50,575 --> 00:22:52,511
‫کمی بعد از شروع ساخت‌و‌ساز مریض شد

513
00:22:52,511 --> 00:22:54,380
‫خب، کارش تا الان معرکه بوده

514
00:22:54,380 --> 00:22:56,649
‫در این شکی نیست

515
00:22:56,649 --> 00:22:59,485
‫همین الانشم یکی از
‫نقاط دیدنی اصلی شهره

516
00:22:59,485 --> 00:23:02,421
‫برای "تیت" نامه می‌نویسم
‫و بهش میگم قراره چیکار کنیم

517
00:23:02,421 --> 00:23:04,924
‫ولی ببین چیا می‌تونی بفهمی

518
00:23:04,924 --> 00:23:06,593
‫برو خونه‌ی روبلینگ

519
00:23:06,593 --> 00:23:09,162
‫برو توی غار‌ش ملاقاتش کن

520
00:23:13,565 --> 00:23:15,034
‫ای‌کاش اجازه می‌دادی آبی بپوشم

521
00:23:15,034 --> 00:23:16,201
‫نه

522
00:23:16,201 --> 00:23:18,237
‫این چیزیه که سفارش دادم
‫و باید همینو بپوشی

523
00:23:18,237 --> 00:23:19,706
‫مگه لباس آبی چشه؟

524
00:23:19,706 --> 00:23:21,574
‫نمی‌خوام اون شکلی به‌نظر بیای

525
00:23:21,574 --> 00:23:22,942
‫رنگش جیغ و دخترونه‌ست

526
00:23:22,942 --> 00:23:24,443
‫درحالی‌که باید ساده و باوقار باشه

527
00:23:24,443 --> 00:23:25,845
‫یعنی اجازه ندارم
‫خودم لباسمو انتخاب کنم؟

528
00:23:25,845 --> 00:23:27,446
‫می‌خوای خوشگل بشی، نمی‌خوای؟

529
00:23:27,446 --> 00:23:28,847
‫هفته‌ی قبل، روزنامه‌ی "تریبیون"

530
00:23:28,847 --> 00:23:30,883
‫تو رو به عنوان یکی از خوش لباس‌ترین
‫دختران دم‌بخت سال انتخاب کرد

531
00:23:30,883 --> 00:23:32,852
‫فکر می‌کنی این چیزها
‫اتفاقی پیش میان؟

532
00:23:32,852 --> 00:23:34,720
‫درهرحال دلم می‌خواد
‫خودم لباسام رو انتخاب کنم

533
00:23:34,720 --> 00:23:37,323
‫ولی انتخابت اشتباهه، عزیزم

534
00:23:37,323 --> 00:23:39,159
‫خوشبختانه، من هستم که راهنماییت کنم

535
00:23:39,159 --> 00:23:41,228
‫بهم اعتماد کن

536
00:23:47,534 --> 00:23:49,535
‫معذرت می‌خوام...

537
00:23:49,535 --> 00:23:52,938
‫که کنترل احساساتم رو از دست دادم

538
00:23:52,938 --> 00:23:56,642
‫اگر قرار باشه آدم زمانی کنترل احساساتش رو
‫ از دست بده، به‌نظرم توی همچین اوضاعیه

539
00:23:56,642 --> 00:24:00,846
‫ولی حالا اگنس رو چیکار کنیم؟

540
00:24:00,846 --> 00:24:03,315
‫این سخت‌ترین انتخابیه
‫که توی زندگیت باهاش روبه‌رو میشی

541
00:24:03,315 --> 00:24:05,719
‫ولی تنها نیستی

542
00:24:05,719 --> 00:24:07,786
‫لوک

543
00:24:07,786 --> 00:24:12,224
‫مطمئن نیستم الان وقت مناسبی
‫برای این‌کار باشه

544
00:24:12,224 --> 00:24:14,927
‫ولی همچنین مطمئن نیستم

545
00:24:14,927 --> 00:24:17,630
‫فرصت دیگه‌ای پیش بیاد یا نه

546
00:24:17,630 --> 00:24:20,166
‫اینجاست که باید ایمان داشته باشی

547
00:24:20,166 --> 00:24:23,403
‫بهت گفته بودم که نمی‌خواستم بیام نیویورک؟

548
00:24:23,403 --> 00:24:24,737
‫چرا نمی‌خواستی؟

549
00:24:24,737 --> 00:24:26,706
‫چون عاشق اعضای کلیسام توی بوستون بودم

550
00:24:26,706 --> 00:24:29,441
‫ازشون خواستم بذارن بمونم

551
00:24:29,441 --> 00:24:31,077
‫حتی برای اسقف هم نامه نوشتم

552
00:24:31,077 --> 00:24:32,712
‫اسقف چی گفت؟

553
00:24:32,712 --> 00:24:34,881
‫بهم یادآوری کرد
‫که عیسی مسیح هم از خدا خواست

554
00:24:34,881 --> 00:24:37,884
‫که درد و رنجش تسکین پیدا کنه

555
00:24:37,884 --> 00:24:40,320
‫خب، می‌دونیم که عاقبت چی شد

556
00:24:40,320 --> 00:24:41,721
‫همم. آره

557
00:24:41,721 --> 00:24:44,023
‫برای همین از دستور پیروی کردم

558
00:24:44,023 --> 00:24:48,060
‫و ایمان داشتم

559
00:24:48,060 --> 00:24:50,496
‫و پاداشم برای این ایمان

560
00:24:50,496 --> 00:24:52,899
‫فراتر از چیزی بوده
‫که می‌تونستم تصور کنم

561
00:24:54,066 --> 00:24:56,460
‫هیچوقت تصور نمی‌کردم

562
00:24:56,484 --> 00:24:59,239
‫که هنوزم بتونم عاشق بشم

563
00:24:59,239 --> 00:25:02,875
‫نه توی این سن

564
00:25:02,875 --> 00:25:04,238
‫ولی...

565
00:25:04,238 --> 00:25:07,747
‫ایدا، لطفاً قبل از صحبت با ماریان

566
00:25:07,747 --> 00:25:10,450
‫هیچ تصمیمی نگیر

567
00:25:10,450 --> 00:25:12,652
‫خیلی‌خب، باشه

568
00:25:25,599 --> 00:25:27,433
‫آقای راسل

569
00:25:27,433 --> 00:25:30,237
‫عه، آقای راسل

570
00:25:30,237 --> 00:25:31,638
‫چه سورپرایزی

571
00:25:31,638 --> 00:25:33,106
‫ولی نامه‌ی پدرم به دستتون رسیده، مگه نه؟

572
00:25:33,106 --> 00:25:35,040
‫و خوشحالیم که شما نماینده‌ی ایشون هستین

573
00:25:35,040 --> 00:25:36,876
‫ولی نمی‌دونستم قراره بیاین اینجا

574
00:25:36,876 --> 00:25:39,946
‫من نورمن تیت هستم
‫و ایشون خانم روبلینگه

575
00:25:39,946 --> 00:25:42,676
‫اومدم به آقای روبلینگ ادای احترام کنم

576
00:25:42,676 --> 00:25:45,417
‫شنیدم کم پیش میاد
‫که به پل یا دفترتون سر بزنه

577
00:25:45,417 --> 00:25:47,281
‫متاسفم که مایوستون می‌کنم

578
00:25:47,281 --> 00:25:49,689
‫ولی متاسفانه شوهرم تشریف نداره

579
00:25:49,689 --> 00:25:50,890
‫رفته دنبال کارهای پل؟

580
00:25:50,890 --> 00:25:54,026
‫نه. رفته نیوپورت

581
00:25:54,026 --> 00:25:56,895
‫آقای برندون اومده، خانم
‫میگه...

582
00:25:56,895 --> 00:25:59,868
‫باشه، خودم می‌دونم بابت چیه
‫میشه منو ببخشید، آقایون؟

583
00:26:01,502 --> 00:26:03,702
‫آقای برندون، بریم ببینیم چی آوردین

584
00:26:06,140 --> 00:26:08,640
‫آقای روبلینگ وقت زیادی رو
‫توی نیوپورت می‌گذرونه؟

585
00:26:08,640 --> 00:26:10,775
‫به‌نظرم از اونجا خوشش میاد

586
00:26:10,775 --> 00:26:13,345
‫حتی الان، که پل قراره به‌زودی افتتاح بشه؟

587
00:26:13,345 --> 00:26:15,247
‫وقتی نیست چطوری
‫ساخت‌و‌ساز رو مدیریت می‌کنه؟

588
00:26:15,247 --> 00:26:16,682
‫کارهاش رو به دیگران محول می‌کنه

589
00:26:16,682 --> 00:26:19,318
‫دستیارها و شاگردها و همسرش رو داره

590
00:26:19,318 --> 00:26:21,688
‫توی ساماندهی اوضاع مهارت داره

591
00:26:21,688 --> 00:26:23,355
‫با این وضع بایدم باشه

592
00:26:23,355 --> 00:26:25,657
‫طرز فکر شوهرش رو می‌دونه

593
00:26:25,657 --> 00:26:27,694
‫فرض رو بر این می‌ذارم
‫که آقای روبلینگ

594
00:26:27,694 --> 00:26:29,194
‫قراره برای مراسم افتتاحیه بیاد؟

595
00:26:29,194 --> 00:26:31,565
‫قراره با مراسمی توی این خونه

596
00:26:31,565 --> 00:26:33,933
‫این مناسبت رو جشن بگیریم

597
00:26:33,933 --> 00:26:35,834
‫امیدوارم شما و پدرتون هم بیاین

598
00:26:35,834 --> 00:26:38,271
‫ولی قبلش سر پل حاضر میشه؟

599
00:26:38,271 --> 00:26:39,538
‫بعید می‌دونم

600
00:26:39,538 --> 00:26:42,069
‫و حالا، واقعاً متاسفم
‫ولی باید برم

601
00:26:42,069 --> 00:26:44,043
‫مطمئنم درک می‌کنین

602
00:26:44,043 --> 00:26:46,546
‫زمان جلساتمون رو بهتون اطلاع میدم

603
00:26:57,992 --> 00:26:59,692
‫و یک خیمه در ایستگاه قطار

604
00:26:59,692 --> 00:27:02,628
‫برای مراسم افتتاحیه برپا می‌کنیم

605
00:27:02,628 --> 00:27:04,964
‫این نقشه‌ها رو ببر و به آقای هریس بگو

606
00:27:04,964 --> 00:27:07,399
‫که ساعت 3 برای بازبینی میام

607
00:27:07,399 --> 00:27:08,935
‫فعلاً همین‌ها باید کافی باشه

608
00:27:08,935 --> 00:27:11,403
‫ولی اسناد نهایی رو
‫تا دوشنبه به دستتون می‌رسونم

609
00:27:11,403 --> 00:27:13,605
‫اوه، آقای راسل

610
00:27:13,605 --> 00:27:17,176
‫آقای روبلینگ اینجا کار می‌کنه؟

611
00:27:17,176 --> 00:27:20,546
‫کار اینجا انجام میشه، بله

612
00:27:20,546 --> 00:27:23,082
‫ولی متاسفانه یک‌سری کارها مونده
‫که باید انجام بدم

613
00:27:23,082 --> 00:27:25,118
‫آقای تیت رفته؟

614
00:27:25,118 --> 00:27:26,485
‫بله

615
00:27:26,485 --> 00:27:28,520
‫و نگران نباشین، منم میرم

616
00:27:28,520 --> 00:27:30,759
‫ممنونم که باهام دیدار کردین، خانم روبلینگ

617
00:27:39,134 --> 00:27:41,334
‫بیا تو

618
00:27:42,605 --> 00:27:45,204
‫اوه! خداروشکر که تویی

619
00:27:45,204 --> 00:27:47,606
‫اینو انتخاب کردم

620
00:27:47,606 --> 00:27:50,776
‫و بریجت هم می‌خواد یکم خوشگل‌ترش کنه

621
00:27:50,776 --> 00:27:53,279
‫تور و یک سری وسایل
‫برای آرایش مو آوردیم

622
00:27:53,279 --> 00:27:54,613
‫دلنشین میشه

623
00:27:54,613 --> 00:27:56,416
‫بریجت، میشه لطفاً
‫یک دقیقه ما رو تنها بذاری؟

624
00:27:56,416 --> 00:27:58,616
‫بله، خانم

625
00:27:59,688 --> 00:28:01,888
‫ممنون

626
00:28:05,692 --> 00:28:07,627
‫می‌ترسم با این همه سوزن بشینم

627
00:28:07,627 --> 00:28:09,827
‫اوه

628
00:28:11,099 --> 00:28:13,467
‫اصلاً از کجا معلوم که بپوشمش

629
00:28:14,868 --> 00:28:16,769
‫منظورت چیه؟

630
00:28:16,769 --> 00:28:19,166
‫شاید وقتشه که با حقایق روبه‌رو بشم

631
00:28:19,166 --> 00:28:21,507
‫منظورت چیه؟

632
00:28:21,507 --> 00:28:24,043
‫نمی‌تونم به خواهرم پشت کنم

633
00:28:24,043 --> 00:28:26,813
‫یعنی می‌خوای از لوک فورته دست بکشی

634
00:28:26,813 --> 00:28:28,682
‫فقط برای اینکه عمه اگنس رو راضی کنی؟

635
00:28:28,682 --> 00:28:32,618
‫نه، نه که ازش دست بکشم

636
00:28:32,618 --> 00:28:35,288
‫ولی شاید اگر مراسم رو عقب بندازیم

637
00:28:35,288 --> 00:28:36,590
‫تا اگنس باهاش کنار بیاد...

638
00:28:36,590 --> 00:28:37,757
‫نمی‌تونی بشینی

639
00:28:37,757 --> 00:28:39,425
‫و منتظر موافقت عمه اگنس بمونی

640
00:28:39,425 --> 00:28:41,160
‫- ولی آخه خیلی...
‫- نه

641
00:28:41,160 --> 00:28:44,898
‫این نزاع رو خودش راه انداخته
‫تو هیچ اشتباهی نکردی

642
00:28:44,898 --> 00:28:47,132
‫اجازه نمیدم آینده‌ت رو خراب کنی

643
00:28:47,132 --> 00:28:50,569
‫ولی حتی حاضر نیست بیاد عروسیم

644
00:28:50,569 --> 00:28:53,206
‫هیچکسو ندارم که منو تا محراب ببره

645
00:28:53,206 --> 00:28:55,875
‫دشل منو برای ناهار
‫به پیک‌نیک دعوت کرده

646
00:28:55,875 --> 00:28:57,810
‫از اون می‌خوام همراهیت کنه

647
00:28:57,810 --> 00:29:00,246
‫به‌نظرت این‌کارو می‌کنه؟

648
00:29:00,246 --> 00:29:01,447
‫اوه

649
00:29:01,447 --> 00:29:02,849
‫به‌نظر آبرومندانه میاد

650
00:29:02,849 --> 00:29:04,650
‫میرم بریجت رو خبر کنم

651
00:29:04,650 --> 00:29:09,121
‫باید این لباس به‌موقع آماده بشه

652
00:29:09,121 --> 00:29:11,625
‫لوک بهم گفته بود قبل از تصمیم نهاییم

653
00:29:11,625 --> 00:29:14,294
‫با تو صحبت کنم

654
00:29:14,294 --> 00:29:15,728
‫حالا می‌فهمم چرا

655
00:29:15,728 --> 00:29:18,564
‫پس خیلی خوشحالم که اومدم

656
00:29:29,208 --> 00:29:32,745
‫به‌به، می‌بینم که همگی
‫سرشون حسابی شلوغه

657
00:29:32,745 --> 00:29:35,682
‫جک، هنوزم داری با اون ور میری؟

658
00:29:35,682 --> 00:29:37,083
‫به‌نظرم مشکل رو حل کردم

659
00:29:37,083 --> 00:29:38,818
‫- می‌خوای امتحانش کنی؟
‫- نخیر اصلاً

660
00:29:38,818 --> 00:29:40,519
‫من به وقت‌شناسیم مشهورم

661
00:29:40,519 --> 00:29:43,690
‫نمی‌خوام با یه کاردستی خطر کنم

662
00:29:43,690 --> 00:29:46,553
‫من امتحانش می‌کنم
‫اگر اجازه بدی؟

663
00:29:46,553 --> 00:29:48,661
‫همم، شاید حق با خانم آرمسترانگ باشه

664
00:29:48,661 --> 00:29:50,263
‫وقتی آماده بودم بهت میگم

665
00:29:50,263 --> 00:29:51,465
‫آخ

666
00:29:51,465 --> 00:29:52,932
‫چی شده؟

667
00:29:52,932 --> 00:29:54,133
‫هیچی سوزن خورد به انگشتم

668
00:29:54,133 --> 00:29:55,802
‫خون روی تور نریزیا

669
00:29:55,802 --> 00:29:57,069
‫داری وقتتو تلف می‌کنی

670
00:29:57,069 --> 00:29:58,971
‫ ایدا خانم جرات نداره

671
00:29:58,971 --> 00:30:01,240
‫با کسی ازدواج کنه
‫که خانم ون‌راین ازش خوشش نمیاد

672
00:30:01,240 --> 00:30:03,475
‫- ولی اگر ازدواج کردن چی؟
‫- که نمی‌کنن

673
00:30:03,475 --> 00:30:05,078
‫شاید وقتی خواهرش رفت، خانم ون‌راین

674
00:30:05,078 --> 00:30:06,712
‫دیگه اینقدر خدمتکار لازم نداشته باشه

675
00:30:06,712 --> 00:30:08,381
‫خانم ماریان که اینجا می‌مونه

676
00:30:08,381 --> 00:30:10,382
‫مگه اونم به‌زودی ازدواج نمی‌کنه؟

677
00:30:10,382 --> 00:30:11,717
‫پس ما چی می‌شیم

678
00:30:11,717 --> 00:30:14,420
‫وقتی فقط یک نفر توی خونه بمونه؟

679
00:30:14,420 --> 00:30:17,089
‫شاید جناب اسکار عروسی پیدا کنه
‫و توی این خونه زندگی کنن

680
00:30:17,089 --> 00:30:20,163
‫بعید می‌دونم

681
00:30:38,313 --> 00:30:40,413
‫<i>گمونم اسم "یوهان موست" رو شنیده باشی؟</i>

682
00:30:40,413 --> 00:30:41,541
‫<i>همون آنارشیست آلمانی؟</i>

683
00:30:41,541 --> 00:30:43,482
‫ آنارشیست و اهل خشونت

684
00:30:43,482 --> 00:30:45,985
‫قتل امپراتور روسیه رو جشن گرفته

685
00:30:45,985 --> 00:30:48,254
‫میگه باید با وحشی‌گری و خشونت

686
00:30:48,254 --> 00:30:50,490
‫سیاست‌ها رو تغییر داد

687
00:30:50,490 --> 00:30:51,558
‫خب مگه چی شده؟

688
00:30:51,558 --> 00:30:53,092
‫رفته بوده پیتسبرگ

689
00:30:53,092 --> 00:30:55,294
‫افرادش هنوزم اونجان

690
00:30:55,294 --> 00:30:56,896
‫و دارن ذهن کارگرهات رو مسموم می‌کنن

691
00:30:56,896 --> 00:30:59,232
‫گمونم نباید تعجب کنیم

692
00:30:59,232 --> 00:31:00,967
‫اونم بعد از تظاهرات روز کارگر پارسال

693
00:31:00,967 --> 00:31:04,069
‫و پیامشون ساده‌ست... اگر انقلاب می‌خواین

694
00:31:04,069 --> 00:31:06,566
‫باید سلاح‌هاتون رو به‌دست بگیرین
‫و ازشون استفاده کنین

695
00:31:06,566 --> 00:31:08,473
‫به‌نظرت هندرسون هم قانع شده؟

696
00:31:08,473 --> 00:31:10,776
‫هر طرف کارگرها برن
‫رهبرانشون هم می‌رن

697
00:31:10,776 --> 00:31:12,344
‫و درخواست‌هاشون
‫مدام داره گوش‌خراش‌تر میشه...

698
00:31:12,344 --> 00:31:13,913
‫مدام فریاد می‌زنن
‫"هشت، هشت، هشت"

699
00:31:13,913 --> 00:31:15,280
‫یعنی چی؟

700
00:31:15,280 --> 00:31:16,749
‫هشت ساعت کار
‫هشت ساعت خواب

701
00:31:16,749 --> 00:31:19,118
‫و هشت ساعت "هرکاری دلت بخواد"

702
00:31:19,118 --> 00:31:22,288
‫مشکل هم سر همین
‫"هرکاری دلت بخواد"ـه

703
00:31:22,288 --> 00:31:23,456
‫مگه اینقدر بد میشه

704
00:31:23,456 --> 00:31:25,291
‫که بتونن کمی کنار خانواده‌هاشون باشن؟

705
00:31:25,291 --> 00:31:27,259
‫آره، خیلی بد میشه
‫چون اولاً منجر به

706
00:31:27,259 --> 00:31:28,995
‫کاهش سود میشه، و بعد منجر به نابودی

707
00:31:28,995 --> 00:31:30,897
‫خشونت، خونریزی و مرگ میشه

708
00:31:30,897 --> 00:31:32,532
‫رودرواسی نکن راحت نظرتو بگو

709
00:31:32,532 --> 00:31:33,833
‫جدی میگم

710
00:31:33,833 --> 00:31:35,734
‫اگر هرجوری کوتاه بیایم
‫نشون دهنده‌ی ضعف‌مونه

711
00:31:35,734 --> 00:31:38,303
‫با ضعفه که هرج‌و‌مرج به‌راه میفته

712
00:31:38,303 --> 00:31:41,510
‫یک لحظه غفلت کنی، جنگ رو باختی

713
00:31:47,215 --> 00:31:49,415
‫آقای ون‌راین، مطمئن نیستم فکر خوبی باشه

714
00:31:49,415 --> 00:31:51,450
‫چرا؟

715
00:31:51,450 --> 00:31:54,019
‫دنبال پولی هستین
‫که بتونین خرید رو نهایی کنین

716
00:31:54,019 --> 00:31:55,622
‫منم پول برای سرمایه‌گذاری دارم

717
00:31:55,622 --> 00:31:56,823
‫مشکلش کجاست؟

718
00:31:56,823 --> 00:31:58,925
‫ولی این یک شراکت خصوصی

719
00:31:58,925 --> 00:32:00,693
‫بین تعداد محدودی از سرمایه‌گذارهاست

720
00:32:00,693 --> 00:32:03,358
‫که همشون همدیگه رو خوب می‌شناسن

721
00:32:03,358 --> 00:32:05,464
‫خب، منم تو رو می‌شناسم

722
00:32:05,464 --> 00:32:08,667
‫توام منو می‌شناسی
‫و جفتمون خانم بیتون رو می‌شناسیم

723
00:32:08,667 --> 00:32:12,605
‫بذار سرمایه‌گذاری کنم
‫تا همه‌مون حسابی پول دربیاریم

724
00:32:17,711 --> 00:32:20,046
‫خب، پیک‌نیکتون حرف نداشت...

725
00:32:20,046 --> 00:32:23,082
‫البته نمیشه گفت پیک‌نیک بود
‫بیشتر یک ضیافت در فضای باز بود

726
00:32:23,082 --> 00:32:26,251
‫اونقدرهام نبود

727
00:32:26,251 --> 00:32:27,721
‫و حالا هم منو رسوندین خونه

728
00:32:27,721 --> 00:32:29,321
‫خیلی به‌زحمت افتادی

729
00:32:29,321 --> 00:32:32,391
‫دوست داره برات به‌زحمت بیفته

730
00:32:32,391 --> 00:32:36,095
‫که باعث میشه حس کنم
‫دارم خیلی ناشکری می‌کنم

731
00:32:36,095 --> 00:32:38,798
‫متاسفانه باید ازت بخوام
‫یک لطفی در حقم بکنی

732
00:32:38,798 --> 00:32:40,266
‫هرچی باشه

733
00:32:40,266 --> 00:32:42,869
‫میشه عمه ایدا رو تا محراب ببری؟

734
00:32:42,869 --> 00:32:44,770
‫عمه اگنس گفته
‫اسکار حق نداره این‌کارو بکنه

735
00:32:44,770 --> 00:32:46,005
‫و حالا شک به دلش افتاده

736
00:32:46,005 --> 00:32:47,073
‫ولی اگر بگم تو کنارشی

737
00:32:47,073 --> 00:32:48,141
‫بهش قوت قلب میده

738
00:32:48,141 --> 00:32:50,109
‫معلومه که این‌کارو می‌کنم

739
00:32:50,109 --> 00:32:52,645
‫و فرانسس هم می‌تونه مسئول گل‌ باشه

740
00:32:52,645 --> 00:32:53,913
‫واقعاً می‌تونم؟

741
00:32:53,913 --> 00:32:55,547
‫ایده‌ی فوق العاده‌ایه

742
00:32:55,547 --> 00:32:58,752
‫تعجب می‌کنم که می‌شنوم
‫عمه اگنس با ازدواج مخالفه

743
00:32:58,752 --> 00:33:02,955
‫نه برای همه. فقط برای عمه ایدا

744
00:33:02,955 --> 00:33:05,394
‫خیالم راحت شد

745
00:33:10,766 --> 00:33:12,231
‫<i>خانم روبلینگ اینجاست؟</i>

746
00:33:12,231 --> 00:33:14,834
‫- بهشون اطلاع میدم، جناب
‫- نیازی نیست، فیلیپ

747
00:33:14,834 --> 00:33:17,637
‫خودم اومدم

748
00:33:17,637 --> 00:33:19,271
‫آقای راسل

749
00:33:19,271 --> 00:33:21,240
‫انتظار نداشتم بیاین

750
00:33:21,240 --> 00:33:23,440
‫انتظار نداشتین بیام؟ واقعاً؟

751
00:33:24,778 --> 00:33:26,646
‫نه به این زودی

752
00:33:26,646 --> 00:33:27,847
‫نه بدون خبر

753
00:33:27,847 --> 00:33:30,783
‫ولی می‌دونستین متوجه میشم

754
00:33:30,783 --> 00:33:32,185
‫فکر می‌کردم ممکنه بشین

755
00:33:32,185 --> 00:33:34,249
‫میشه دوباره دفتر کار رو ببینم؟

756
00:33:41,094 --> 00:33:42,627
‫از کجا فهمیدین؟

757
00:33:42,627 --> 00:33:46,198
‫چون هیچی با عقل جور درنمیومد

758
00:33:46,198 --> 00:33:48,701
‫دستیار‌هایی که طرز فکر
‫نظرها و ایده‌های

759
00:33:48,701 --> 00:33:50,602
‫شوهرتون رو می‌دونستن...

760
00:33:50,602 --> 00:33:54,239
‫کسی که بهتر از همه
‫این‌ها رو می‌دونست شمایین، و فقط شما

761
00:33:54,239 --> 00:33:56,541
‫از سال‌ها پیش که کار رو شروع کردیم

762
00:33:56,541 --> 00:33:58,844
‫هیچکدوم از متولی‌ها
‫پا به این خونه نذاشتن...

763
00:33:58,844 --> 00:34:00,241
‫حتی یکی‌شون

764
00:34:00,241 --> 00:34:01,714
‫همم

765
00:34:01,714 --> 00:34:03,917
‫خب، حالا من اومدم

766
00:34:03,917 --> 00:34:07,887
‫پس بهم بگین، لطفاً

767
00:34:07,887 --> 00:34:09,689
‫کجا مهندسی خوندین؟

768
00:34:09,689 --> 00:34:11,690
‫چطور ممکنه؟

769
00:34:11,690 --> 00:34:14,293
‫اوایل که پدرشوهرم استخدام شد

770
00:34:14,293 --> 00:34:16,213
‫تا پل رو طراحی کنه

771
00:34:16,237 --> 00:34:18,693
‫من و شوهرم رفتیم اروپا

772
00:34:18,693 --> 00:34:20,967
‫تا هرچی نیازه رو یاد بگیریم...

773
00:34:20,967 --> 00:34:24,270
‫تحلیل تنش، نحوه‌ی ساخت کابل

774
00:34:24,270 --> 00:34:26,667
‫محاسبه‌ی منحنی زنجیری و باقی چیزها

775
00:34:26,667 --> 00:34:28,673
‫شما هم این چیزها رو یاد گرفتی؟

776
00:34:28,673 --> 00:34:30,677
‫می‌دونم فکر می‌کنن یه زن عادی

777
00:34:30,677 --> 00:34:33,212
‫توان درک این چیزها رو نداره، ولی آره

778
00:34:33,212 --> 00:34:35,348
‫بعد پدرشوهرم فوت کرد

779
00:34:35,348 --> 00:34:38,317
‫و شوهرم مهندس ارشد شد

780
00:34:38,317 --> 00:34:40,519
‫ولی اون هم کمی بعد مریض شد

781
00:34:40,519 --> 00:34:42,989
‫- و بعد شما پروژه رو دست گرفتی
‫- اولش نه

782
00:34:42,989 --> 00:34:45,224
‫باهمدیگه کار می‌کردیم

783
00:34:45,224 --> 00:34:48,762
‫دستورات و طرح‌هاش رو به دست بقیه می‌رسوندم

784
00:34:48,762 --> 00:34:50,096
‫ولی حالش بدتر شد...

785
00:34:50,096 --> 00:34:53,199
‫و بعد شما تنها شدی

786
00:34:53,199 --> 00:34:56,302
‫پارسال، بعضی از اعضای هیئت متولیان
‫می‌خواستن جایگزینش کنن

787
00:34:56,302 --> 00:34:59,072
‫ولی من و آقای تیت
‫راضیشون کردیم این‌کارو نکنن

788
00:34:59,072 --> 00:35:02,608
‫تا شما بقیه‌ی کار رو ادامه بدین

789
00:35:02,608 --> 00:35:03,843
‫و آقای "تیت" هم خبر داشت؟

790
00:35:03,843 --> 00:35:05,211
‫اوه، چندتاشون می‌دونستن

791
00:35:05,211 --> 00:35:06,880
‫ولی نمی‌تونستن علنیش کنن؟

792
00:35:06,880 --> 00:35:09,182
‫معلومه که نه

793
00:35:11,417 --> 00:35:13,787
‫این پل یکی از بهترین پل‌های کشور

794
00:35:13,787 --> 00:35:15,887
‫و حتی جهان میشه

795
00:35:15,887 --> 00:35:18,691
‫باید بهش افتخار کنین
‫ولی گمونم نمی‌تونین

796
00:35:18,691 --> 00:35:21,660
‫نباید هیچکس بفهمه
‫مهندس سازنده‌ی این پل

797
00:35:21,660 --> 00:35:23,295
‫یک زن بوده

798
00:35:23,295 --> 00:35:26,566
‫حتی ممکنه بعدش نخوان
‫از روش رد بشن

799
00:35:26,566 --> 00:35:28,062
‫تاسف برانگیزه

800
00:35:28,086 --> 00:35:31,207
‫تاسف برانگیز و ناعادلانه‌ست

801
00:35:35,741 --> 00:35:39,045
‫پیشنهاد داده که بری سن‌فرانسیسکو

802
00:35:39,045 --> 00:35:41,313
‫و دیگه هرگز دخترت رو نبینی؟

803
00:35:41,313 --> 00:35:44,483
‫بله، قربان
‫خلاصه‌ش همین میشه

804
00:35:44,483 --> 00:35:46,352
‫خب، اگر از دستت بدم
‫خیلی ناراحت میشم

805
00:35:46,352 --> 00:35:48,353
‫ولی مطمئنم خودت اینو می‌دونی

806
00:35:48,353 --> 00:35:50,923
‫هنوز تصمیم نگرفتم

807
00:35:50,923 --> 00:35:54,160
‫بهش گفتم قبل از اینکه تصمیمی بگیرم

808
00:35:54,160 --> 00:35:57,196
‫ باید در مورد پیشنهادش
‫با فلورا صحبت کنم، ولی میگه

809
00:35:57,196 --> 00:35:58,965
‫علاقه‌ای نداره باهام صحبت کنه

810
00:35:58,965 --> 00:36:00,466
‫حرفشو باور می‌کنی؟

811
00:36:00,466 --> 00:36:01,733
‫نمی‌دونم چیو باور کنم

812
00:36:01,733 --> 00:36:04,736
‫برای همین حس می‌کنم
‫باید از زبون خودش بشنوم

813
00:36:04,736 --> 00:36:07,106
‫پس به‌نظرم اصلاً غیرمنطقی نیست

814
00:36:09,008 --> 00:36:11,110
‫اینجایی

815
00:36:11,110 --> 00:36:13,416
‫خیلی خوشحالم اینجایی

816
00:36:15,750 --> 00:36:17,216
‫نباید باشم

817
00:36:17,216 --> 00:36:18,917
‫پیتسبرگ به‌زودی منفجر میشه

818
00:36:18,917 --> 00:36:22,422
‫فعلاً به این چیزا فکر نکن
فردا بهش فکر کن

819
00:36:22,422 --> 00:36:23,856
‫خیلی‌خب

820
00:36:23,856 --> 00:36:26,125
‫آماده‌ای بریم پایین؟

821
00:36:27,393 --> 00:36:29,328
‫مهمان‌ها دارن از راه می‌رسن

822
00:36:29,328 --> 00:36:31,063
‫صدف‌ها چیده شدن؟

823
00:36:31,063 --> 00:36:32,965
‫آره

824
00:36:32,965 --> 00:36:34,433
‫اینا آماده‌ست

825
00:36:34,433 --> 00:36:35,835
‫اوه، خوش برگشتی، آقای واتسون

826
00:36:35,835 --> 00:36:37,236
‫پیتر

827
00:36:37,236 --> 00:36:38,805
‫خوراک اول به کجا رسید؟

828
00:36:38,805 --> 00:36:40,072
‫آخراشه، قربان

829
00:36:40,072 --> 00:36:42,241
‫سفرت چطور بود، آقای واتسون؟

830
00:36:42,241 --> 00:36:44,477
‫خیلی خوشایند بود
‫ممنونم، خانم بروس

831
00:36:44,477 --> 00:36:47,012
‫همیشه از سفر
‫با واگن اختصاصی ارباب لذت می‌برم

832
00:36:47,012 --> 00:36:49,285
‫آره مطمئنم همینطوره

833
00:36:51,587 --> 00:36:52,852
‫اشنایدر!

834
00:36:52,852 --> 00:36:55,187
‫دارم میام، قربان

835
00:37:07,669 --> 00:37:10,673
‫آقا و خانم فردریک برانسون

836
00:37:15,577 --> 00:37:17,977
‫آقا و خانم دانکن الیوت

837
00:37:19,511 --> 00:37:21,613
‫آقای مک‌آلیستر
‫خیلی خوشحالم تشریف آوردی

838
00:37:21,613 --> 00:37:24,016
‫هرگز یک فرش قرمز رو از دست نمیدم

839
00:37:24,016 --> 00:37:27,319
‫به‌خصوص فرش قرمزی که جلوی
‫یک دوک انگلیسی انداخته شده باشه

840
00:37:27,319 --> 00:37:28,854
‫آره، دوک‌تون کجاست؟

841
00:37:28,854 --> 00:37:30,622
‫بعید می‌دونم بشه گفت دوک ماست

842
00:37:30,622 --> 00:37:32,958
‫- به‌نظر من که میشه
‫- به‌زودی میاد پایین

843
00:37:32,958 --> 00:37:34,727
‫خانم استور هم میاد؟

844
00:37:34,727 --> 00:37:36,462
‫اومده عمارت "بیچ‌وود"ـش
‫برای همین ازش خواستم بیاد

845
00:37:36,462 --> 00:37:38,197
‫ولی یه بهونه‌ای آورد

846
00:37:38,197 --> 00:37:39,632
‫الان یخورده از دستم دلخوره

847
00:37:39,632 --> 00:37:42,268
‫خب، می‌تونم درک کنم چرا دلخوره

848
00:37:42,268 --> 00:37:44,271
‫ولی داره چیزی رو از دست میده

849
00:37:44,271 --> 00:37:46,972
‫که ممکنه مهم‌ترین مهمانی
‫این فصل نیوپورت باشه

850
00:37:46,972 --> 00:37:48,708
‫همه دارن در موردش صحبت می‌کنن

851
00:37:48,708 --> 00:37:50,742
‫به‌خصوص اون‌هایی که دعوت نشدن

852
00:37:50,742 --> 00:37:53,479
‫طبیعتاً، خانم استور
‫خودش رو به بی‌تفاوتی می‌زنه

853
00:37:53,479 --> 00:37:56,916
‫ولی بعدش تمام جزئیات رو
‫از زیر زبون من می‌کشه بیرون

854
00:38:01,388 --> 00:38:03,122
‫به‌نظر بی‌نقص میاد

855
00:38:03,122 --> 00:38:05,157
‫و تمام افراد مناسب اینجا جمعن

856
00:38:05,157 --> 00:38:08,060
‫حتی برخی از کسایی که
‫توی جنگ اپرا توی جبهه‌ی مقابل بودن

857
00:38:08,060 --> 00:38:10,429
‫عزیزم، روش برنده شدن در جنگ

858
00:38:10,429 --> 00:38:13,132
‫اینه که بزرگ‌ترین سلاحتو رو کنی

859
00:38:13,132 --> 00:38:15,568
‫و بزرگ‌ترین سلاح تو، دوکه

860
00:38:15,568 --> 00:38:18,037
‫امیدوارم از محل نشستنم راضی باشم

861
00:38:18,037 --> 00:38:20,372
‫به‌نظرم برات رضایت‌بخش باشه

862
00:38:20,372 --> 00:38:23,809
‫عالی‌جناب، دوک باکینگهام

863
00:38:23,809 --> 00:38:26,846
‫ببخشید

864
00:38:26,846 --> 00:38:29,481
‫خانم راسل، اتاق من
‫ مثل اثر هنری می‌مونه

865
00:38:29,481 --> 00:38:32,018
‫و می‌بینم که اینجا هم
‫همه‌چیز فوق العاده‌ست

866
00:38:32,018 --> 00:38:33,386
‫تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم

867
00:38:33,386 --> 00:38:35,454
‫ولی امیدوارم تعداد مهمان‌هامون
‫براتون زیاد نباشه؟

868
00:38:35,454 --> 00:38:36,723
‫البته که نه

869
00:38:36,723 --> 00:38:38,424
‫می‌خوام آقا و خانم "فین" رو بهتون معرفی کنم

870
00:38:38,424 --> 00:38:40,659
‫- حالتون چطوره؟
‫- آقای فین. خانم فین

871
00:38:40,659 --> 00:38:42,161
‫به‌نظرتون نیوپورت در سطح انتظاراتتون

872
00:38:42,161 --> 00:38:43,662
‫خواهد بود، جناب دوک؟

873
00:38:43,662 --> 00:38:45,732
‫مطمئنم نیوپورت خانم راسل خواهد بود

874
00:38:45,732 --> 00:38:48,401
‫- گل گفتین
‫- ولی نیوپورت ما نیست؟

875
00:38:50,603 --> 00:38:52,800
‫آقا و خانم وینترتون

876
00:38:52,800 --> 00:38:54,234
‫وینترتون‌ها رو می‌شناسم

877
00:38:54,234 --> 00:38:56,209
‫امیدوارم این مدت که اینجام
‫بازم شما رو ببینم

878
00:38:56,209 --> 00:38:59,211
‫خب، تا هرچقدر که اجازه بدن ما رو می‌بینین

879
00:38:59,211 --> 00:39:00,947
‫منظور خانم وینترتون اینه که...

880
00:39:00,947 --> 00:39:03,986
‫فکر نکنم با دخترمون گلادیس آشنا شده باشین

881
00:39:06,220 --> 00:39:07,254
‫خانم راسل

882
00:39:07,254 --> 00:39:08,722
‫حالتون چطوره؟

883
00:39:08,722 --> 00:39:10,857
‫گلادیس!

884
00:39:10,857 --> 00:39:12,224
‫محشر شدی

885
00:39:12,224 --> 00:39:13,826
‫- اوه
‫- نگران نباشین

886
00:39:13,826 --> 00:39:16,565
‫قراره سر شام کنارش بشینین

887
00:39:18,895 --> 00:39:21,095
‫دارن وارد سالن میشن

888
00:39:28,936 --> 00:39:30,876
‫یه اتفاق عجیبی داره میفته

889
00:39:30,876 --> 00:39:33,312
‫می‌تونم قسم بخورم که دیدم
‫ اون مرد یه چیزی

890
00:39:33,312 --> 00:39:35,551
‫ توی سس‌ خوراک اول ریخت

891
00:39:37,420 --> 00:39:39,018
‫اشنایدر!

892
00:39:39,018 --> 00:39:40,385
‫چی داره میگه؟

893
00:39:40,385 --> 00:39:43,222
‫- نمی‌دونم، آقای بوردن
‫- بیا طعمش رو بچشیم

894
00:39:44,790 --> 00:39:46,425
‫تهوع آوره!

895
00:39:46,425 --> 00:39:49,829
‫همگی، خوراک اول رو لغو کنید

896
00:39:49,829 --> 00:39:51,597
‫اشنایدر، از غذا دور شو

897
00:39:51,597 --> 00:39:54,133
‫- بعداً به حسابت می‌رسم
‫- به خدمتکارها میگم

898
00:40:10,218 --> 00:40:12,451
‫گلادیس، جات اینجاست

899
00:40:12,451 --> 00:40:14,187
‫فکر می‌کردم قراره
‫کنار جوون‌ترها بشینم

900
00:40:14,187 --> 00:40:16,387
‫نه، جات اینجاست

901
00:40:38,646 --> 00:40:40,780
‫همه نشستن، آقای بوردن

902
00:40:40,780 --> 00:40:42,748
‫خیلی‌خب، باید...
‫باید سرو غذا رو شروع کنیم

903
00:40:42,748 --> 00:40:45,117
‫- طعمش که خوبه
‫- با سوپ شروع می‌کنیم

904
00:40:45,117 --> 00:40:46,485
‫ولی به‌قدر کافی داغ هست؟

905
00:40:46,485 --> 00:40:48,187
‫دلم نمی‌خواد جای اون باشم

906
00:40:48,187 --> 00:40:50,526
‫پیتر، بیا اینو ببر بالا

907
00:40:54,028 --> 00:40:56,628
‫فکر کنم پیتر و اون یارو اشنایدر
‫یک نقشه‌ای در سر دارن

908
00:40:56,628 --> 00:40:58,497
‫قبل از اینکه پیتر سوپ رو ببره
‫داشتن پچ‌پچ می‌کردن

909
00:40:58,497 --> 00:41:00,032
‫سوپ رو چشیدم. خوب بود

910
00:41:00,032 --> 00:41:02,101
‫نمی‌دونم. یه جای کار می‌لنگه

911
00:41:02,101 --> 00:41:04,301
‫قراره پیتر برای کی غذا ببره؟

912
00:42:01,963 --> 00:42:04,697
‫خانم وینترتون، حالتون خوبه؟

913
00:42:04,697 --> 00:42:06,232
‫چرا نباید خوب باشم؟

914
00:42:06,232 --> 00:42:07,901
‫به‌نظر آشفته میاین

915
00:42:07,901 --> 00:42:10,101
‫خب، نیستم

916
00:42:12,908 --> 00:42:14,807
‫سیب‌زمینی ترش و ترافل؟

917
00:42:14,807 --> 00:42:15,708
‫اوه

918
00:42:15,708 --> 00:42:17,042
‫چه شروع فوق العاده‌ای

919
00:42:17,042 --> 00:42:20,646
‫یادم رفته بود این خوراک اوله
‫ولی خوبه

920
00:42:20,646 --> 00:42:22,882
‫نباید من تمام وقتتون رو بگیرم

921
00:42:22,882 --> 00:42:25,579
‫گلادیس

922
00:42:25,579 --> 00:42:27,687
‫وقت زیادی رو در نیوپورت
‫سپری می‌کنی، خانم راسل؟

923
00:42:27,687 --> 00:42:29,055
‫مادرم که از اینجا خوشش میاد

924
00:42:29,055 --> 00:42:30,724
‫پس گمونم قراره زیادی اینجا باشم

925
00:42:30,724 --> 00:42:33,126
‫تا اینکه زندگی خودت رو تشکیل بدی

926
00:42:33,126 --> 00:42:36,028
‫مگه هیچکدوممون می‌تونیم واقعاً
‫زندگی خودمون رو تشکیل بدیم؟

927
00:42:36,028 --> 00:42:38,798
‫عجب سوال عمیقی
‫اون هم قبل از شروع غذا

928
00:42:39,764 --> 00:42:41,568
‫ظاهراً خانم و دخترت

929
00:42:41,568 --> 00:42:43,169
‫دوک رو بین خودشون ساندویچ کردن

930
00:42:43,169 --> 00:42:45,438
‫به‌نظرم بسیاری از خانم‌های مهمانی
‫از این قضیه دلخورن

931
00:42:45,438 --> 00:42:47,006
‫همم

932
00:42:47,006 --> 00:42:48,975
‫ولی گمونم "برتا" می‌دونه داره چیکار می‌کنه

933
00:42:48,975 --> 00:42:50,609
‫به‌نظرم در این شکی نیست

934
00:42:50,609 --> 00:42:52,540
‫مطمئنی می‌خوای وقتت رو

935
00:42:52,540 --> 00:42:54,313
‫ با من پیرمرد هدر بدی؟

936
00:42:54,313 --> 00:42:56,781
‫ترجیح نمیدی
‫با اون یکی بغل دستیت صحبت کنی؟

937
00:42:56,781 --> 00:42:59,851
‫نه. بذار برای یک‌بارم که شده
‫گلادیس باهاش صحبت کنه

938
00:42:59,851 --> 00:43:02,989
‫پس بیا امیدوار باشیم گلادیس براش جالب باشه

939
00:43:10,062 --> 00:43:12,532
‫اوه، همه‌چیز خیلی خوشمزه بود، خانم استورت

940
00:43:12,532 --> 00:43:13,999
‫اوه، خوبه

941
00:43:13,999 --> 00:43:16,102
‫امیدوارم برای دسر جا گذاشته باشین

942
00:43:16,102 --> 00:43:18,170
‫چون قراره امروز حسابی بهتون برسیم

943
00:43:18,170 --> 00:43:20,370
‫- اوه
‫- اوه

944
00:43:20,372 --> 00:43:22,341
‫یک روزنامه‌نگار زن رنگین‌پوست

945
00:43:22,341 --> 00:43:23,542
‫به حق چیزای ندیده

946
00:43:23,542 --> 00:43:26,645
‫خب، با پسرتون توی تاسکیگی هم
‫حسابی تحت‌تاثیر قرار گرفتیم

947
00:43:26,645 --> 00:43:29,248
‫- درسته
‫- دیوید قلب منه

948
00:43:29,248 --> 00:43:31,350
‫قراره کارهایی توی زندگیش بکنه
‫که من تصورشم نمی‌تونم بکنم

949
00:43:31,350 --> 00:43:32,818
‫خانم استورت!

950
00:43:32,818 --> 00:43:35,489
‫با یکم دسر برمی‌گردم

951
00:43:35,489 --> 00:43:37,089
‫دارم می‌ترکم

952
00:43:37,089 --> 00:43:39,492
‫اوه، فکر کنم اگر بخوایم از اینجا بریم

953
00:43:39,492 --> 00:43:41,460
‫مجبوریم هرچی میاره تا ته بخوریم

954
00:43:41,460 --> 00:43:43,190
‫کاش می‌شد بهت بگم کمربندت رو شل کن

955
00:43:43,190 --> 00:43:45,390
‫ای‌کاش همچین گزینه‌ای داشتم

956
00:43:47,066 --> 00:43:49,363
‫کسی تابه‌حال شبی رو تجربه کرده

957
00:43:49,363 --> 00:43:52,504
‫که به این زیبایی مدیریت شده باشه؟

958
00:43:52,504 --> 00:43:54,873
‫مردم نیوپورت چقدر خوش‌شانسین

959
00:43:54,873 --> 00:43:58,878
‫که خانم راسل از اعضای سرشناس شماست؟

960
00:43:58,878 --> 00:44:00,379
‫- واقعاً که خیلی خوش‌شانسیم
‫- احسنت، احسنت

961
00:44:00,379 --> 00:44:03,219
‫- خانم راسل
‫- احسنت، احسنت

962
00:44:09,124 --> 00:44:10,256
‫با تشکر از همگی

963
00:44:10,256 --> 00:44:13,126
‫و با تشکر از مهمان افتخاری
‫دلنشین و سخاوتمندمون

964
00:44:13,126 --> 00:44:15,762
‫خانم‌ها، نظرتون چیه اجازه بدیم
‫مردها از خلوتشون لذت ببرن؟

965
00:44:23,766 --> 00:44:26,400
‫خب، شام خوبی بود
‫باید این مورد رو اعتراف کنی

966
00:44:26,400 --> 00:44:27,707
‫حتی اگر ناخن‌هامم بکشن

967
00:44:27,707 --> 00:44:31,177
‫به همچین چیزی اعتراف نمی‌کنم

968
00:44:31,177 --> 00:44:33,377
‫همم

969
00:44:35,650 --> 00:44:37,951
‫خب، سفرمون برات لذت‌بخش بوده؟

970
00:44:37,951 --> 00:44:40,554
‫فراتر از لذت‌بخش

971
00:44:40,554 --> 00:44:42,789
‫برام الهام‌بخش بوده

972
00:44:42,789 --> 00:44:45,158
‫به‌خصوص به‌خاطر دانشجوهای دختر

973
00:44:45,158 --> 00:44:48,761
‫با وجود شرایطشون
‫بلندپروازی‌های فوق العاده‌ای دارن

974
00:44:48,761 --> 00:44:50,330
‫نترس هستن

975
00:44:50,330 --> 00:44:51,665
‫توام هستی

976
00:44:51,665 --> 00:44:53,933
‫اوه، واقعاً هستم؟

977
00:44:53,933 --> 00:44:55,600
‫خب، خوشحالم اینطور فکر می‌کنی

978
00:44:55,600 --> 00:44:58,737
‫ولی کارهای زیاد دیگه‌ای هست
‫که دلم می‌خواد انجام بدم

979
00:44:58,737 --> 00:45:01,140
‫ولی شجاعت نداشتنم
‫مدام مانعم میشه

980
00:45:01,140 --> 00:45:02,842
‫خب، به‌نظر من که می‌تونی

981
00:45:02,842 --> 00:45:05,110
‫به هرچی می‌خوای دست پیدا کنی

982
00:45:07,213 --> 00:45:09,485
‫بی!

983
00:45:12,321 --> 00:45:14,521
‫هی، بی!

984
00:45:16,790 --> 00:45:22,662
‫بی، با این مرغت سنگ تموم گذاشتی

985
00:45:22,662 --> 00:45:24,764
‫چه کمکی ازم برمیاد؟

986
00:45:24,764 --> 00:45:28,133
‫چرا اینقدر رسمی حرف می‌زنی، بی؟

987
00:45:28,133 --> 00:45:30,737
‫ما که تمام عمرمون همدیگه رو می‌شناختیم

988
00:45:30,737 --> 00:45:33,673
‫مشغول کارم

989
00:45:33,673 --> 00:45:36,809
‫چی می‌تونم برات بیارم، آقای میسون؟

990
00:45:36,809 --> 00:45:39,011
‫خودت می‌دونی چی دوست دارم

991
00:45:39,011 --> 00:45:42,747
‫نظرت چیه بری اون پشت
‫یه چیز خیلی خوشمزه واسم آماده کنی؟

992
00:45:46,020 --> 00:45:47,454
‫به چی نگاه می‌کنی؟

993
00:45:47,454 --> 00:45:49,488
‫هیچی

994
00:45:49,488 --> 00:45:51,957
‫- به من میگی "هیچی"؟
‫- آقای میسون، شروع نکن

995
00:45:51,957 --> 00:45:54,794
‫بذار یکم مرغ برات آماده کنم ببری خونه

996
00:45:54,794 --> 00:45:56,994
‫اگر بخوام بمونم و همینجا بخورم چی؟

997
00:45:58,297 --> 00:45:59,766
‫داری بهم امر و نهی می‌کنی؟

998
00:45:59,766 --> 00:46:01,133
‫نه، جناب

999
00:46:01,133 --> 00:46:03,502
‫فکر می‌کنین الان اوضاع عوض شده

1000
00:46:03,502 --> 00:46:05,239
‫ولی چندان نشده

1001
00:46:06,139 --> 00:46:07,540
‫می‌شنوی دارم باهات حرف می‌زنم، دختر؟

1002
00:46:07,540 --> 00:46:09,542
‫آقای میسون، بیخیال...

1003
00:46:09,542 --> 00:46:11,478
‫بس کن!

1004
00:46:11,478 --> 00:46:13,950
‫چی گفتی؟

1005
00:46:16,618 --> 00:46:19,419
‫نه

1006
00:46:19,419 --> 00:46:21,455
‫ولش کن

1007
00:46:21,455 --> 00:46:23,723
‫واسه من پررو بازی درنیار

1008
00:46:23,723 --> 00:46:25,057
‫می‌دونی من کی هستم؟

1009
00:46:25,057 --> 00:46:26,492
‫از خارج از شهر اومدن

1010
00:46:26,492 --> 00:46:29,261
‫- دهنتو ببند
‫- بهتره بگیری بشینی، پسر

1011
00:46:29,261 --> 00:46:31,992
‫این "میسون استورت"ـه
‫عضو شورای شهرستانه

1012
00:46:31,992 --> 00:46:33,199
‫استورت؟

1013
00:46:33,199 --> 00:46:34,800
‫باید یه درسی بهت بدم

1014
00:46:34,800 --> 00:46:37,637
‫تا حد و حدود خودتو بفهمی

1015
00:46:49,215 --> 00:46:51,415
‫بهتره بزنین به چاک!

1016
00:46:53,589 --> 00:46:54,587
‫بجنب، بیا بریم

1017
00:46:54,587 --> 00:46:57,691
‫می‌تونین فرار کنین
‫ولی پیداتون می‌کنیم!

1018
00:47:00,960 --> 00:47:02,462
‫میرم بقیه‌ی وسایلم رو بیارم

1019
00:47:02,462 --> 00:47:04,030
‫زود باش

1020
00:47:04,030 --> 00:47:06,064
‫یکی از دوستان می‌برتتون یه جایی
‫که بتونین پناه بگیرین

1021
00:47:06,064 --> 00:47:08,769
‫و فردا صبح، شما رو سوار اولین قطار می‌کنه

1022
00:47:09,769 --> 00:47:11,565
‫واقعاً معذرت می‌خوام
‫که در همچین موقعیتی قرارت دادم

1023
00:47:11,565 --> 00:47:13,139
‫برای عذرخواهی وقت نداریم

1024
00:47:13,139 --> 00:47:16,275
‫باید راه بیفتین برین

1025
00:47:16,275 --> 00:47:18,245
‫از جاده‌ی خاکی پشت کلیسا برید

1026
00:47:34,027 --> 00:47:36,329
‫موفقیت‌آمیز بود. تبریک میگم

1027
00:47:36,329 --> 00:47:39,398
‫ممنون

1028
00:47:39,398 --> 00:47:42,067
‫و گمونم دیگه وقتشه دوباره

1029
00:47:42,067 --> 00:47:44,671
‫روی پیتسبرگ تمرکز کنم

1030
00:47:46,105 --> 00:47:48,508
‫چه کمکی از من برمیاد؟

1031
00:47:48,508 --> 00:47:49,976
‫هیچی

1032
00:47:49,976 --> 00:47:51,945
‫ولی ممنون

1033
00:47:51,945 --> 00:47:54,145
‫میشه بازش کنی؟

1034
00:47:57,352 --> 00:48:02,755
‫خب، این بعدازظهر به هرچی می‌خواستی رسیدی؟

1035
00:48:02,755 --> 00:48:06,996
‫در این حد بگم
‫که به هدف نزدیک‌تر شدیم

1036
00:48:10,899 --> 00:48:12,231
‫میرم بخوابم

1037
00:48:12,231 --> 00:48:14,568
‫بهت گفتم امشب چقدر خوشگل شدی؟

1038
00:48:14,568 --> 00:48:16,803
‫چندین بار

1039
00:48:21,808 --> 00:48:24,844
‫جورج

1040
00:48:39,626 --> 00:48:41,227
‫من استخدامش کردم، پس تقصیر منه

1041
00:48:41,227 --> 00:48:43,797
‫ولی از یک فاجعه‌ی جدی اجتناب کردیم

1042
00:48:43,797 --> 00:48:46,265
‫با تشکر از چشمان تیزبین آقای واتسون

1043
00:48:46,265 --> 00:48:49,168
‫و واقعاً فکر می‌کنی
‫خانم وینترتون پشت این قضیه بوده؟

1044
00:48:49,168 --> 00:48:51,037
‫اشنایدر به‌صورت نیمه‌وقت
‫برای اون کار می‌کنه

1045
00:48:51,037 --> 00:48:53,472
‫و همه‌مون می‌دونیم
‫ با پیتر بارنز در تماس بوده

1046
00:48:53,472 --> 00:48:58,277
‫پس، ما نقشه‌ی انتقام
‫خانم تورنر رو نقش برآب کردیم

1047
00:48:58,277 --> 00:49:01,480
‫گمونم می‌خوای پیتر بارنز رو
‫ اخراج کنی، آقای چورچ؟

1048
00:49:01,480 --> 00:49:04,083
‫به زبون تو چی میشه؟
‫<i>!با کمال میل</i>

1049
00:49:16,563 --> 00:49:18,632
‫بیا بیرون، پسرجون!

1050
00:49:18,632 --> 00:49:20,834
‫کجا رفتی؟

1051
00:49:20,834 --> 00:49:22,769
‫دخلتو میاریم

1052
00:49:22,769 --> 00:49:24,303
‫طناب دار رو بیارین

1053
00:49:24,303 --> 00:49:26,503
‫بیا بیرون ببینم، پسر

1054
00:49:28,074 --> 00:49:30,274
‫کجایی؟ بیا بیرون

1055
00:49:48,592 --> 00:49:51,063
‫رفتن. جامون امنه

1056
00:49:56,104 --> 00:49:59,706
‫تا برنگشتم به شهر
‫احساس امنیت نمی‌کنم

1057
00:49:59,706 --> 00:50:01,173
‫مادرم بهم هشدار داد

1058
00:50:01,173 --> 00:50:03,009
‫ولی هرگز نمی‌تونستم تصورش کنم

1059
00:50:03,009 --> 00:50:05,745
‫همه‌ش تقصیر منه

1060
00:50:05,745 --> 00:50:07,179
‫با این آدما بزرگ شدم

1061
00:50:07,179 --> 00:50:10,716
‫باید جلوی زبونم رو می‌گرفتم
‫و ازت محافظت می‌کردم

1062
00:50:10,716 --> 00:50:12,916
‫ولی تو همچین آدمی نیستی

1063
00:50:16,189 --> 00:50:18,494
‫و توام همچین آدمی نیستی

1064
00:50:21,229 --> 00:50:23,429
‫برای همین استخدامت کردم

1065
00:50:28,103 --> 00:50:31,104
‫ممکنه اوضاع واقعاً عوض بشه؟

1066
00:51:21,887 --> 00:51:24,087
‫همین‌جا منتظر بمون، عزیزم

1067
00:51:31,696 --> 00:51:34,300
‫- دشل
‫- ایدا خانم، فوق العاده شدی

1068
00:51:34,300 --> 00:51:36,100
‫آره، مگه نه؟

1069
00:51:37,036 --> 00:51:38,738
‫راننده‌م داره یه کالسکه
‫برای خدمتکارهاتون می‌گیره

1070
00:51:38,738 --> 00:51:40,938
‫اوه، خوبه

1071
00:51:46,748 --> 00:51:48,214
‫نظرت عوض شد؟

1072
00:51:48,214 --> 00:51:50,416
‫به هیچ عنوان

1073
00:51:50,416 --> 00:51:53,486
‫فقط اومدم پایین خداحافظی کنم

1074
00:51:53,486 --> 00:51:55,555
‫دشل، می‌بینم که تو رو هم

1075
00:51:55,555 --> 00:51:57,456
‫توی خیانت‌شون دخیل کردن

1076
00:51:57,456 --> 00:52:00,225
‫خب، باید یک مردی باشه
‫که اون رو تا محراب ببره، زن‌عمو اگنس

1077
00:52:00,225 --> 00:52:03,229
‫قطعاً اینو درک می‌کنی

1078
00:52:03,229 --> 00:52:06,666
‫نه، نمی‌کنه

1079
00:52:09,168 --> 00:52:11,938
‫بیا بریم. نباید دیر کنیم

1080
00:52:29,357 --> 00:52:33,425
‫حتی توام، بنیستر؟

1081
00:52:33,425 --> 00:52:35,528
‫میرم از ایدا خانم حمایت کنم، خانم

1082
00:52:35,528 --> 00:52:37,596
‫و ازتون می‌خوام شما هم همین‌کارو بکنین

1083
00:52:37,596 --> 00:52:40,700
‫وگرنه ممکنه تا آخر عمرتون
‫بابتش پشیمون بشین

1084
00:52:45,206 --> 00:52:47,572
‫خیلی خوشگل شدی

1085
00:52:47,572 --> 00:52:50,843
‫- توام همینطور، خاله ایدا
‫- اوه، ممنون عزیزدلم

1086
00:53:06,594 --> 00:53:09,495
‫- اون بیرون پرنده پر نمی‌زنه؟
‫- کاملاً برعکس

1087
00:53:09,495 --> 00:53:12,098
‫آرورا و چارلز با بقیه‌ی فامیل اومدن

1088
00:53:12,098 --> 00:53:14,100
‫و همچنین دوستان داماد...

1089
00:53:14,100 --> 00:53:15,535
‫اوهوم

1090
00:53:15,535 --> 00:53:18,237
‫و اسکار

1091
00:53:18,237 --> 00:53:19,872
‫اسکار؟

1092
00:53:19,872 --> 00:53:21,273
‫کلیسا پر از گله

1093
00:53:21,273 --> 00:53:23,876
‫و پر از افرادی که اومدن
‫خوشبختیت رو به چشم ببینن

1094
00:53:23,876 --> 00:53:26,679
‫بهتره بریم بشینیم

1095
00:53:26,679 --> 00:53:28,747
‫اوه

1096
00:53:28,747 --> 00:53:31,751
‫ممنونم، خانم باور
‫ممنونم، بریجت

1097
00:53:31,751 --> 00:53:33,386
‫خواهش می‌کنم، ایدا خانم

1098
00:53:33,386 --> 00:53:35,488
‫لیاقت اینو داری، ایدا خانم

1099
00:53:35,488 --> 00:53:39,362
‫و برات آرزوی خوشبختی می‌کنم
‫خوشبختی واقعی

1100
00:53:44,599 --> 00:53:48,101
‫چقدر مهربونن

1101
00:53:50,970 --> 00:53:52,905
‫- اضطراب داری؟
‫- باید داشته باشم؟

1102
00:53:52,905 --> 00:53:55,608
‫نمی‌دونم والا

1103
00:53:55,608 --> 00:53:57,543
‫چون تابه‌حال جای تو نبودم

1104
00:53:57,543 --> 00:53:59,613
‫فکر می‌کردم به‌خاطر اگنس هیچکس نمیاد

1105
00:53:59,613 --> 00:54:01,346
‫ولی اومدن

1106
00:54:01,346 --> 00:54:03,582
‫حالا فقط هیجان‌زده و خوشحالم

1107
00:54:03,582 --> 00:54:06,119
‫خیلی از ازدواج با لوک مطمئنی

1108
00:54:06,119 --> 00:54:08,154
‫هیچ شکی نداری؟

1109
00:54:08,154 --> 00:54:10,189
‫نه

1110
00:54:10,189 --> 00:54:12,925
‫هیچ شکی

1111
00:54:12,925 --> 00:54:15,228
‫امیدوارم وقتی نوبت من شد
‫منم همینطور باشم

1112
00:54:15,228 --> 00:54:17,963
‫مطمئن باش همینطوره

1113
00:54:17,963 --> 00:54:21,167
‫توی ازدواج هرگز نباید
‫به کمتر از چیزی که می‌خوای راضی بشی

1114
00:54:21,167 --> 00:54:22,935
‫یا الکی خودتو راضی کنی

1115
00:54:22,935 --> 00:54:25,104
‫باشه؟

1116
00:54:25,104 --> 00:54:27,173
‫ممنونم، عمه ایدا

1117
00:54:27,173 --> 00:54:29,074
‫دیگه وقتشه بریم

1118
00:54:29,074 --> 00:54:31,311
‫آره

1119
00:54:37,082 --> 00:54:39,151
‫اسکار

1120
00:54:39,151 --> 00:54:40,352
‫اومدم، خاله ایدا

1121
00:54:40,352 --> 00:54:42,755
‫اوه!

1122
00:54:42,755 --> 00:54:45,291
‫آماده‌م که تا محراب همراهت بیام
‫ اگر اجازه بدی

1123
00:54:45,291 --> 00:54:48,127
‫منم می‌خواستم همینو بگم

1124
00:54:48,127 --> 00:54:51,496
‫هیچکس رو نداشتم همراهم بیاد
‫ولی حالا بین دو انتخاب موندم

1125
00:54:51,496 --> 00:54:54,700
‫به‌نظرم بهتره اسکار این‌کارو بکنه

1126
00:54:54,700 --> 00:54:58,603
‫حداقل به‌عنوان پاداش
‫برای خشم اگنس رو به جون خریدن

1127
00:54:59,205 --> 00:55:00,640
‫ناراحت که نمی‌شید؟

1128
00:55:00,640 --> 00:55:03,310
‫معلومه که نه

1129
00:55:33,341 --> 00:55:35,708
‫ممنونم، عزیزم

1130
00:55:48,789 --> 00:55:51,057
‫حضار گرامی، اینجا جمع شده‌ایم...

1131
00:56:31,166 --> 00:56:33,233
‫اینجا در منظر خداوند

1132
00:56:33,233 --> 00:56:36,068
‫و در مقابل این حضار جمع شده‌ایم

1133
00:56:36,068 --> 00:56:41,608
‫که بین این زن و این مرد
‫پیوند مقدس زناشویی ببندیم

1134
00:56:41,608 --> 00:56:43,609
‫در این مکان مقدس

1135
00:56:43,609 --> 00:56:46,715
‫این دو فرد با هم وصلت می‌نمایند...

1136
00:56:47,239 --> 00:56:51,239
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

1137
00:56:52,263 --> 00:57:19,263
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

