﻿1
00:00:47,170 --> 00:00:50,260
<i>‫کاترین.
‫اسمت چه لطافتی داره.</i>

2
00:00:51,090 --> 00:00:53,300
<i>‫شاید اونقدرا هم تو دردسر نیفتی.</i>

3
00:00:53,300 --> 00:00:55,840
<i>‫می‌تونی با حرف زدن
‫به داد خودت برسی.</i>

4
00:00:56,850 --> 00:00:57,890
‫اگه هم نزنی...

5
00:01:01,310 --> 00:01:02,350
‫بهت آسیب می‌زنم.

6
00:01:03,440 --> 00:01:05,270
<i>‫تا وقتی هم که همه‌چی رو نگفتی</i>

7
00:01:05,270 --> 00:01:07,310
<i>‫دست برنمی‌دارم.</i>

8
00:01:08,440 --> 00:01:13,780
<i>‫هفتاد و دو ساعته که استراحت نکردی.
‫نمی‌خوای بخوابی؟</i>

9
00:01:15,070 --> 00:01:18,620
<i>‫اگه زبون باز نکنی،
‫هیچوقت تموم نمیشه‌ها.</i>

10
00:01:26,750 --> 00:01:28,840
‫یه دانشجوی ششمی هم بود.

11
00:01:29,540 --> 00:01:33,340
‫اسم‌شون رو بگو،
‫وگرنه برمی‌گردی تو یخ‌ها.

12
00:01:44,940 --> 00:01:48,020
‫- هیچی ندارم بهت بگم!
‫- نه...

13
00:01:48,020 --> 00:01:49,400
‫نه، نه.
‫جات امنه.

14
00:01:49,400 --> 00:01:51,020
‫جات امنه.
‫اینجا خونه‌اس.

15
00:01:51,860 --> 00:01:53,360
‫نه، منم.

16
00:01:53,360 --> 00:01:57,030
‫- منم. کریستین.
‫- خواهش می‌کنم!

17
00:02:05,078 --> 00:02:20,078
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

18
00:03:11,060 --> 00:03:14,650
‫گفتی ازشون شکایت می‌کنم،
‫اونا هم هیچی نگفتن؟

19
00:03:14,650 --> 00:03:16,860
‫اما باید متوجه جریاناتی که
‫ شروع کردی باشی.

20
00:03:16,860 --> 00:03:17,990
<i>‫شروع کردم؟</i>

21
00:03:17,990 --> 00:03:21,280
‫من چیزی رو شروع نکردم.
‫می‌خوام نابودشون کنم.

22
00:03:21,280 --> 00:03:24,330
‫- کوکو...
‫- <i>پیِر و پاول با آوردن شنل شماره ۵ </i>

23
00:03:24,330 --> 00:03:28,500
‫به آمریکا و بدون رضایت من،
‫قراردادم رو نقض کردن.

24
00:03:28,500 --> 00:03:29,660
‫دور از چشم من.

25
00:03:29,660 --> 00:03:31,210
‫این رو دادگاه باید تصمیم بگیره.

26
00:03:31,210 --> 00:03:33,340
‫چندین حمله و ضدحمله
‫ در پیش داریم و...

27
00:03:33,340 --> 00:03:35,840
‫لعنت بهش رنه.
‫کارت رو می‌کنی

28
00:03:35,840 --> 00:03:38,130
‫یا باید برگردم خونه
‫و خودم انجامش بدم؟

29
00:03:38,130 --> 00:03:39,510
‫پول لازمم.

30
00:03:40,590 --> 00:03:44,010
‫با ثروتمندترین زنای سوئیس
‫یه قرار ناهار ترتیب دادم.

31
00:03:44,010 --> 00:03:47,140
‫اگه ازت خوش‌شون بیاد،
‫کلی پول بهت میدن تا واسه‌شون لباس بدوزی.

32
00:03:48,140 --> 00:03:49,770
‫سلام.

33
00:03:49,770 --> 00:03:50,940
‫- سلام.
‫- خوشوقتم.

34
00:03:50,940 --> 00:03:52,060
‫همچنین.

35
00:03:52,060 --> 00:03:54,980
‫- سلام. خوشوقتم.
‫- سلام. حال‌تون چطوره؟

36
00:03:54,980 --> 00:03:57,570
‫- هنوز بهتون جا ندادن؟
‫- نه هنوز.

37
00:03:59,150 --> 00:04:02,160
‫شرمنده.
‫لطفاً همین حالا بهمون جا بدین.

38
00:04:02,160 --> 00:04:06,740
‫حتماً دوشیزه.
‫فقط میشه یه صحبتی بکنیم؟

39
00:04:06,740 --> 00:04:07,830
‫بله؟

40
00:04:08,410 --> 00:04:10,830
‫دوشیزه،
‫حساب‌تون...

41
00:04:10,830 --> 00:04:15,460
‫الان وقت ندارم چیزی بگم.
‫اما قول میدم. پولش رو میدم.

42
00:04:17,960 --> 00:04:21,170
‫خواهش می‌کنم.
‫قرار ناهار مهمیه. برین کنار.

43
00:04:38,230 --> 00:04:41,070
‫خب،
چه‌خبر از آندره؟

44
00:04:41,070 --> 00:04:45,370
‫چندروز پیش با گابریل رفتن پاریس.
‫درمانش شروع شده.

45
00:04:45,990 --> 00:04:47,200
‫امید به خدا.

46
00:04:49,740 --> 00:04:51,450
‫فقط همون دونفر برام موندن.

47
00:04:52,580 --> 00:04:54,540
‫از خود دنیا بیشتر دوست‌شون دارم.

48
00:04:55,330 --> 00:04:56,670
‫عکس ازشون دارین؟

49
00:04:58,040 --> 00:04:59,710
‫این‌ها نوه‌هامن.

50
00:04:59,710 --> 00:05:01,170
‫چقدر خوشگل.

51
00:05:01,170 --> 00:05:04,970
‫بله، حتماً.
‫عکس‌هاشون رو دادم قاب کنن.

52
00:05:06,430 --> 00:05:09,600
‫یه سوال،
‫اون خانم کی‌ هستن؟

53
00:05:09,600 --> 00:05:10,770
‫کدوم خانم؟

54
00:05:10,770 --> 00:05:14,900
‫خانمی که اون گوشه نشستن
‫و از وقتی اومدیم، به شما زل زدن.

55
00:05:16,730 --> 00:05:19,940
‫کوکو، عزیزم.
‫سلام.

56
00:05:19,940 --> 00:05:22,380
‫- دارن واسه‌تون دست تکون میدن.
‫- خیلی وقته ندیدمت.

57
00:05:22,380 --> 00:05:23,320
‫اون؟

58
00:05:23,320 --> 00:05:26,700
‫کوکوی عزیزم.
‫باورم نمیشه.

59
00:05:27,780 --> 00:05:30,950
‫- کوکو! کوکو!
‫- انگار ول‌کن نیستن.

60
00:05:30,950 --> 00:05:33,040
‫آره واقعاً.

61
00:05:33,040 --> 00:05:37,380
‫همه دارن نگاه می‌کنن.
‫بهتره برین یه سلامی بکنین.

62
00:05:45,050 --> 00:05:47,260
‫بدن کاترین خیلی خسته
‫و کم‌آب شده.

63
00:05:47,260 --> 00:05:49,890
‫باید غذاهای ساده بهش بدین،
‫چون احتمالاً زخم معده داره.

64
00:05:49,890 --> 00:05:51,600
‫بله ولی...
‫ولی یه موردی هست.

65
00:05:51,600 --> 00:05:54,600
‫اکثراً من رو نمی‌شناسه
‫یا نمی‌دونه کجاس...

66
00:05:54,600 --> 00:05:57,810
‫بله ولی گرسنگی و سوءتغذیه
‫تاثیرات پیچیده‌ای داره.

67
00:05:57,810 --> 00:06:00,980
‫کسایی که از اردوگاه‌ها برگشتن
‫علائم مختلفی نشون دادن

68
00:06:00,980 --> 00:06:04,110
‫و تو بعضی موارد،
‫به‌خاطر ضربه‌های روحی، دچار فراموشی شدن.

69
00:06:04,690 --> 00:06:06,150
‫اما حافظه‌اش برمی‌گرده دیگه؟

70
00:06:06,150 --> 00:06:07,320
‫به احتمال زیاد.

71
00:06:07,950 --> 00:06:10,830
‫این رو هم باید بدونین
‫که نباید بهش فشاری وارد شه.

72
00:06:11,370 --> 00:06:12,660
‫حتماً باید استراحت کنه.

73
00:06:14,450 --> 00:06:15,460
‫آقای دیور،

74
00:06:16,370 --> 00:06:18,460
‫کاترین درد زیادی کشیده.

75
00:06:19,080 --> 00:06:22,130
‫گرسنگی می‌تونه آدم‌ها رو دیوونه کنه.

76
00:06:22,960 --> 00:06:24,710
‫درد طاقت‌فرسائیه.

77
00:06:25,420 --> 00:06:31,180
‫نه تنها به بدن،
‫بلکه به ذهن و روح هم آسیب می‌زنه.

78
00:06:31,180 --> 00:06:32,560
‫چه کاری از دستم برمیاد؟

79
00:06:33,310 --> 00:06:34,680
‫فقط بهش زمان بدین.

80
00:06:34,680 --> 00:06:38,270
‫لطفاً اصلاً هم عجله نکنین.

81
00:06:39,060 --> 00:06:41,230
‫هرچند روز یک‌بار
‫بهش سر می‌زنم.

82
00:06:42,230 --> 00:06:45,320
‫نباید ملاقات‌کنندۀ زیادی داشته باشه.
‫کلاً کسی هم نیاد که بهتر.

83
00:06:49,320 --> 00:06:51,700
‫نباید نگرانیم رو ببینه.

84
00:06:52,870 --> 00:06:54,410
‫فعلاً با ویگوروکس ملاقات داری.

85
00:06:54,410 --> 00:06:56,790
‫نمی‌تونم برم.
.به هیچ‌وجه

86
00:06:57,830 --> 00:06:58,830
‫من حواسم بهش هست.

87
00:06:59,620 --> 00:07:04,880
‫نه. اگه می‌دونستم
‫این کار رو نمی‌‌کردم.

88
00:07:04,880 --> 00:07:06,910
‫اگه می‌دونستم که برمی‌گرده.
‫واقعاً‌ معجزه بود.

89
00:07:06,910 --> 00:07:08,430
‫آره.

90
00:07:09,180 --> 00:07:12,180
‫این که آقای بوساک هم
‫ این فرصت رو بهت داده یه معجزه‌اس.

91
00:07:12,970 --> 00:07:14,430
‫کریستین،
‫حرومش نکن.

92
00:07:15,220 --> 00:07:16,890
‫کاترین که خونه‌اس..

93
00:07:17,640 --> 00:07:18,940
‫فقط همینه که مهمه.

94
00:07:24,400 --> 00:07:26,280
‫باید به خودت افتخار کنی.

95
00:07:27,990 --> 00:07:29,070
‫پس لطفاً برو.

96
00:07:32,660 --> 00:07:35,240
‫- باید کاری که به صلاحته رو بکنی.
‫- آره.

97
00:07:35,240 --> 00:07:36,330
‫برو.

98
00:07:39,000 --> 00:07:40,170
‫- سلام.
‫- <i>اینجا منزلِ...</i>

99
00:07:40,170 --> 00:07:41,210
<i>‫کریستین دیوره؟</i>

100
00:07:41,210 --> 00:07:44,840
‫- بله. منزل دیوره.
‫- <i>کاترین برگشته؟</i>

101
00:07:46,090 --> 00:07:47,260
‫- جانم؟ کاترین؟
‫- <i>بله،</i>

102
00:07:47,260 --> 00:07:50,180
‫- <i>می‌خواستم اگه میشه باهاش حرف بزنم.</i>
‫- نه، نمیشه.

103
00:07:50,180 --> 00:07:52,430
‫- <i>مطمئنین؟</i>
‫- بله، شرمنده.

104
00:07:54,510 --> 00:07:57,600
‫باورت نمیشه با چه بدبختی‌ای
‫ از مادرید زدم بیرون.

105
00:07:58,890 --> 00:08:01,140
‫اینایی که تو سفارت‌خونۀ انگلیسی‌ها بودن

106
00:08:01,140 --> 00:08:07,190
‫فقط براشون مهم بودن که
‫ کجا بودم و از چیا خبر داشتم.

107
00:08:07,190 --> 00:08:10,700
‫کلی سوال کردن.
‫واقعاً خسته‌کننده بود.

108
00:08:11,820 --> 00:08:13,660
‫چه حوصله‌سربر.

109
00:08:13,660 --> 00:08:18,080
‫حوصله‌سربر؟
‫نه، عذاب واقعی بود.

110
00:08:18,620 --> 00:08:21,410
‫آره خب،
‫حالا خداروشکر تنت سالمه.

111
00:08:21,410 --> 00:08:22,750
‫فقط همینه که مهمه.

112
00:08:24,710 --> 00:08:26,210
‫بگو ببینم،
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

113
00:08:28,170 --> 00:08:29,340
‫خب وقت ناهاره.

114
00:08:29,340 --> 00:08:30,340
‫با خودم گفتم

115
00:08:30,340 --> 00:08:33,640
‫حقته که سری هم به لندن بزنی.

116
00:08:33,640 --> 00:08:38,810
‫آخه بعد از رقص تانگوی کوتاهی که
‫ توی مادرید داشتیم، انگ خیانت  بهم زدن.

117
00:08:38,810 --> 00:08:40,980
‫خونوادم‌ هم توی انگلیس
‫طردم کردن.

118
00:08:40,980 --> 00:08:42,890
‫حالا هم که در خدمت جنابعالی‌ام.

119
00:08:42,890 --> 00:08:43,940
‫خوش به حال من.

120
00:08:47,020 --> 00:08:48,780
‫اینجا چطوریه؟

121
00:08:48,780 --> 00:08:50,990
‫این سوئیسی‌ها بهشون می‌خوره خیلی...

122
00:08:53,030 --> 00:08:54,070
‫پول‌دار باشن.

123
00:08:54,070 --> 00:08:56,490
‫فکرش هم نکن السا.

124
00:08:57,830 --> 00:08:59,040
‫چه فکری؟

125
00:08:59,040 --> 00:09:01,620
‫نمی‌خوام جلب توجه کنم.
‫تو هم نباید بکنی.

126
00:09:01,620 --> 00:09:03,000
‫فعلاً خطرناکه.

127
00:09:03,000 --> 00:09:05,290
‫حکومت فرانسه دنبالته؟

128
00:09:06,540 --> 00:09:07,670
‫آروم حرف بزن.

129
00:09:07,670 --> 00:09:10,510
‫شرمنده.

130
00:09:13,380 --> 00:09:14,630
‫کوکو.

131
00:09:16,090 --> 00:09:21,180
‫اگه خیلی دلت می‌خواد
‫صدام رو بلند نکنم،

132
00:09:22,680 --> 00:09:25,600
‫نظرت چیه که
‫به قولی که بهم دادی عمل کنی؟

133
00:09:27,190 --> 00:09:29,940
‫شروع شد.
‫همش به‌خاطر پوله.

134
00:09:29,940 --> 00:09:33,740
‫عزیزم، خودت تو مادرید گفتی
‫که همش به‌خاطر پوله.

135
00:09:35,030 --> 00:09:37,700
‫وقتی اشپاتز داشت
‫ پول خرج می‌کرد گفتی.

136
00:09:37,700 --> 00:09:40,910
‫گفتی که، «باز هم می‌تونم در بیارم.»
‫بعدش هم...

137
00:09:41,450 --> 00:09:45,330
‫بعدش هم قلب و روحم رو
‫با یه رومیزی مقایسه کردی.

138
00:09:48,420 --> 00:09:49,420
‫منظوری نداشتم.

139
00:09:52,630 --> 00:09:55,880
‫فقط مراقبم باش، خب؟

140
00:10:00,560 --> 00:10:03,020
‫می‌تونی با یه بوس
‫به در دهنم چفت و قفل بزنی.

141
00:10:07,520 --> 00:10:10,070
‫اول از همه باید بهت تبریک بگم.

142
00:10:10,730 --> 00:10:13,240
‫به‌خاطر این سرمایه‌گذاری
‫و شرکتت...

143
00:10:13,240 --> 00:10:16,110
‫نمی‌دونم که دقیقاً
‫چی به آقای بوساک گفتی،

144
00:10:16,110 --> 00:10:20,120
‫اما دفعه اوله که روی یه نفر
‫همچین پولی رو سرمایه‌گذاری می‌کنه.

145
00:10:20,120 --> 00:10:21,580
‫باعث افتخاره.

146
00:10:21,580 --> 00:10:22,830
‫به له‌لانگ گفتی؟

147
00:10:23,410 --> 00:10:26,080
‫حتماً بابت رفتنت خیلی ناراحت میشه.

148
00:10:26,080 --> 00:10:27,540
‫هنوز نگفتم.
‫اما میگم.

149
00:10:27,540 --> 00:10:29,040
‫باید زودتر بگی.

150
00:10:29,040 --> 00:10:31,380
‫کریستین،
‫باید کاغذکاری‌ها رو هم بکنیم.

151
00:10:32,050 --> 00:10:35,470
‫باید خیاط و مدل و دستیار استخدام کنیم.

152
00:10:35,470 --> 00:10:37,840
‫یه مکان پیدا کنیم.
‫مکان خیلی مهمه.

153
00:10:37,840 --> 00:10:40,430
‫بوساک یه چیز معمولی نمی‌خواد.

154
00:10:41,140 --> 00:10:44,100
‫بیشتر دنبال یه چیز خودمونی‌تر
‫و شخصی‌ترم،

155
00:10:44,100 --> 00:10:48,900
‫چیزی که بتونه تمایلم به طراحی
‫ لباس‌های ظریف زنانه رو توصیف کنه.

156
00:10:48,900 --> 00:10:52,150
‫البته. اما با این‌حال
‫ باید مقیاس بزرگی داشته باشه.

157
00:10:52,900 --> 00:10:55,280
‫بوساک هم فقط دنبال لباس
‫واسه یکی دوتا زن نیست.

158
00:10:55,280 --> 00:10:56,360
‫مطمئنم که خبر داری.

159
00:10:58,820 --> 00:11:01,070
‫اما یکم دیگه وقت می‌خوام.

160
00:11:01,070 --> 00:11:04,160
‫- نمی‌دونم خبر داری یا نه ولی...
‫- خواهرت برگشته.

161
00:11:04,160 --> 00:11:07,620
‫آره، خبر معرکه‌ایه کریستین.
‫حالش چطوره؟

162
00:11:08,960 --> 00:11:11,330
‫داره با شرایط کنار میاد
‫ولی یکم طول می‌کشه.

163
00:11:12,090 --> 00:11:13,800
‫خبر خیلی خوبیه.

164
00:11:14,460 --> 00:11:16,970
‫برو خونه و هرچقدر که می‌تونی
‫مراقب کاترین باش.

165
00:11:17,670 --> 00:11:18,760
‫ممنون ژرژ.

166
00:11:18,760 --> 00:11:20,720
‫اما به‌عنوان شریک تجاریت میگم،

167
00:11:20,720 --> 00:11:23,310
‫باید بدونی که بوساک
‫مرد خیلی صبوری نیست.

168
00:11:24,060 --> 00:11:25,830
‫اون هم جدول زمانی خودش رو داره.

169
00:11:26,730 --> 00:11:28,850
‫متوجهم،
‫واقعاً قدردانش هم هستم.

170
00:11:29,640 --> 00:11:31,230
‫نگران نباش.

171
00:11:31,230 --> 00:11:32,730
‫خب نگران رو که نمیشه نباشم.

172
00:11:45,700 --> 00:11:48,080
‫راسته؟
‫اینجاس؟

173
00:11:48,910 --> 00:11:50,420
‫آره،
‫اینجاس.

174
00:11:52,920 --> 00:11:53,920
‫ممنون.

175
00:11:56,550 --> 00:11:57,550
‫ممنون.

176
00:12:00,900 --> 00:12:02,290
‫باید ببینمش.

177
00:12:02,290 --> 00:12:07,220
‫اروه، خیلی ضعیف شده.
‫بهتری منتظر بمونی.

178
00:12:07,220 --> 00:12:08,930
‫نه.
‫باید باهاش حرف بزنم.

179
00:12:08,930 --> 00:12:10,140
‫به‌زودی می‌زنی.

180
00:12:11,230 --> 00:12:13,400
‫اما نه امروز.
‫خیلی سردرگمه.

181
00:12:13,400 --> 00:12:14,730
سراغ من رو نگرفته؟

182
00:12:17,860 --> 00:12:19,110
سراغ من رو نگرفته؟

183
00:12:19,990 --> 00:12:21,780
‫فراموشی گرفته.

184
00:12:22,280 --> 00:12:25,530
‫ببخشید.
‫باید ببینمش.

185
00:12:37,300 --> 00:12:38,300
‫کاترین.

186
00:12:41,970 --> 00:12:43,280
‫فکر می‌کردم از دستت دادم.

187
00:12:47,930 --> 00:12:49,020
‫خیلی...

188
00:12:51,850 --> 00:12:53,900
‫خیلی احمقانه‌اس که چیزی بگم.

189
00:12:54,480 --> 00:12:57,230
‫خب دیگه،
‫بهتره بذاریم استراحت کنه.

190
00:12:57,230 --> 00:12:58,320
‫خواهش می‌کنم.

191
00:13:00,070 --> 00:13:01,070
‫فقط یه لحظه

192
00:13:04,910 --> 00:13:05,910
‫باید بدونه اینجام.

193
00:13:07,740 --> 00:13:09,040
‫فکر می‌کردم از دستت دادم.

194
00:13:12,290 --> 00:13:15,080
‫ببین، تا ۷۲ ساعت آینده
‫نباید آفتابی شیم.

195
00:13:15,080 --> 00:13:17,250
‫نگران هم نباش.
‫بعدش زودی میریم.

196
00:13:18,750 --> 00:13:21,400
‫بعد این که هوا تاریک شد
‫ژان رو می‌بریم بیرون،

197
00:13:22,050 --> 00:13:23,220
‫بعدش هم همه‌مون میریم.

198
00:13:27,800 --> 00:13:29,100
‫فردا برمی‌گردم.

199
00:13:30,310 --> 00:13:31,310
‫خب؟

200
00:13:36,810 --> 00:13:38,940
‫دستم رو بگیر کاترین.

201
00:13:40,280 --> 00:13:43,780
‫اسم اون یکی دانشجو هم بگو،

202
00:13:43,780 --> 00:13:46,870
‫تا همش تموم شه.

203
00:13:49,280 --> 00:13:50,620
‫دستم رو بگیر.

204
00:13:59,790 --> 00:14:03,010
‫- الو؟ بله؟
‫- <i>خبرای خوبی دارم آقای دیور.</i>

205
00:14:04,420 --> 00:14:06,050
‫ببخشید.
‫شما؟

206
00:14:06,050 --> 00:14:08,140
‫سرنوشتت باهات تماس گرفته.

207
00:14:08,720 --> 00:14:11,350
‫یه جای بی‌نقص واسه آتلیه‌ات درنظر گرفتم.

208
00:14:11,930 --> 00:14:14,770
‫ژرژ ویگوروکس بعداً بهت زنگ می‌زنه
‫و یه قرار می‌ذاره

209
00:14:14,770 --> 00:14:16,600
<i>‫تا جای آتلیه رو ببینی.</i>

210
00:14:16,600 --> 00:14:22,940
‫سلام آقای بوساک.
‫به ژرژ گفتم که یکی دو روز دیگه درگیرم.

211
00:14:22,940 --> 00:14:23,990
<i>‫آقای دیور،</i>

212
00:14:23,990 --> 00:14:28,450
‫مصمم شدم تا
‫ رویات رو به واقعیت تبدیل کنم،

213
00:14:29,160 --> 00:14:31,120
‫اما شما هم باید یه گوشۀ کار رو بگیرین.

214
00:14:31,120 --> 00:14:33,200
<i>‫بالاخره همش کسب و کاره دیگه.</i>

215
00:14:33,200 --> 00:14:37,080
‫بله می‌دونم.
‫باور کنین واقعاً سپاسگزارم.

216
00:14:37,080 --> 00:14:39,710
<i>‫خوبه.
‫پس همه گفتنی‌ها رو گفتیم.</i>

217
00:14:41,170 --> 00:14:42,840
‫جنگ داره تموم میشه آقای دیور.

218
00:14:42,840 --> 00:14:44,970
<i>‫وقتش رسیده تا زندگی
‫از نو شروع شه.</i>

219
00:14:45,760 --> 00:14:48,510
‫راستش، برای من عجیبه
‫که حس امیدواری داشته باشم،

220
00:14:50,260 --> 00:14:53,390
‫با این حال تو ممکنش کردی.

221
00:14:59,190 --> 00:15:00,900
‫خبری از خونوادۀ ورتایمر نشد؟

222
00:15:00,900 --> 00:15:02,940
‫- <i>نه هنوز.</i>
‫- مسخره‌اس.

223
00:15:02,940 --> 00:15:04,030
‫نابودشون می‌کنم.

224
00:15:04,030 --> 00:15:05,820
<i>‫باید یه چیزی رو بدونی.</i>

225
00:15:05,820 --> 00:15:09,200
‫- نباید بذاریم اتفاقات گذشته آزارمون بدن.
‫- منظورت چیه؟

226
00:15:09,200 --> 00:15:11,480
<i>‫اگه قرار باشه با خونوادۀ ورتایمر
‫وارد جنگ بشی،</i>

227
00:15:11,480 --> 00:15:14,270
‫همه رازها برملا میشن.

228
00:15:15,660 --> 00:15:18,670
‫حالا چیزی هست
‫که هنوز بهم نگفته باشی؟

229
00:15:22,340 --> 00:15:26,970
‫نه. نه.
‫چیزی نیست.

230
00:15:28,590 --> 00:15:30,510
‫رازی هست که ازش خبر نداشته باشم؟

231
00:15:30,510 --> 00:15:32,140
‫اینقدر سوال تکراری نپرس.

232
00:15:32,140 --> 00:15:35,140
‫اگه امروز بهشون زنگ نزنی
‫و نفهمی جواب‌شون چیه، خودم می‌زنم.

233
00:15:35,140 --> 00:15:38,770
‫وای عزیزم.
‫انگار تو بد دردسری افتادی.

234
00:15:38,770 --> 00:15:40,230
‫شروع نکن السا.

235
00:15:40,230 --> 00:15:42,650
‫هرچیزی که تو زندگیم دارم،
‫خودم به دست‌شون آوردم.

236
00:15:44,110 --> 00:15:46,110
‫شرکت شنل رو از هیچی ساختم.

237
00:15:46,940 --> 00:15:49,240
‫شنل شمارۀ ۵ هم خودم ساختم.
‫خودم بهشون دادم.

238
00:15:49,240 --> 00:15:51,870
‫فکر کردن می‌تونن ازم بدزدنش
‫و قسر در برن.

239
00:15:51,870 --> 00:15:53,740
‫کی می‌خواد ازت بدزدتش؟

240
00:15:53,740 --> 00:15:57,040
‫پیِر ورتایمر و برادر احمقش پاول.

241
00:15:57,040 --> 00:16:00,080
‫نمی‌تونن قسر در برن.
‫حقم رو پس می‌گیرم.

242
00:16:00,080 --> 00:16:03,630
‫خوبه. من هم همیشه سمت کساییم
‫که می‌خوان به حق‌شون برسن.

243
00:16:03,630 --> 00:16:05,550
‫از جمله خودم.

244
00:16:07,170 --> 00:16:09,510
‫انگار امشب قراره
‫مهمونی بزرگی برگزار شه.

245
00:16:09,510 --> 00:16:11,130
‫بهت دعوتنامه دادن؟

246
00:16:11,890 --> 00:16:13,600
‫دعوتنامه؟
‫نه. واسه چی؟

247
00:16:13,600 --> 00:16:18,390
‫تموم مهمون‌های هتل دعوتن.
‫دم پذیرش بهم دادن.

248
00:16:18,390 --> 00:16:20,140
‫قرار نیست بریم مهمونی.

249
00:16:20,140 --> 00:16:22,810
‫واسه چی؟
‫اصلاً بذار ببینیم چی توش نوشته، خب؟

250
00:16:23,860 --> 00:16:26,690
‫«میهمانان گرامی
‫و دوستان جدید...»

251
00:16:26,690 --> 00:16:29,690
‫چه قشنگ.
‫چه چاپلوسی‌ای کردن.

252
00:16:29,690 --> 00:16:32,700
‫«بعد از گذر چندین سال
‫که چیزی برای جشن گرفتن وجود نداشت...»

253
00:16:32,700 --> 00:16:33,620
‫راست میگه.

254
00:16:33,620 --> 00:16:38,620
‫«صمیمانه از شما دعوت می‌کنیم
‫که از ۴ عصر امروز تا پاسی از شب

255
00:16:38,620 --> 00:16:41,830
‫به سلامتی زندگی بنوشیم.»

256
00:16:41,830 --> 00:16:43,380
‫ما که اینا رو نمی‌شناسیم.

257
00:16:43,380 --> 00:16:44,960
‫راستش فکر کنم تو بشناسی.

258
00:16:44,965 --> 00:16:46,091
‫چی؟

259
00:16:46,091 --> 00:16:48,176
‫«مشتاقِ دیدار با شما،

260
00:16:48,176 --> 00:16:50,303
‫آقا و خانم پیر ورث‌هایمر»

261
00:16:53,473 --> 00:16:54,891
‫خیلی خنده‌دار بود.

262
00:16:54,891 --> 00:16:56,768
‫این‌جا که این‌طوری نوشته!

263
00:16:56,768 --> 00:16:58,395
‫تصادفی نیست کـه.

264
00:17:03,066 --> 00:17:04,651
‫واسه همینه که جواب نداده.

265
00:17:04,651 --> 00:17:08,697
‫می‌دونی، می‌خواد بازی‌مون بده
‫ولی ما الان وسط جنگیم!

266
00:17:41,938 --> 00:17:43,607
‫راهنمایی نیاز دارم.

267
00:17:46,026 --> 00:17:47,527
‫یه‌چیزی این وسط درست نیست.

268
00:17:48,820 --> 00:17:53,408
‫یعنی خب...کاترین به‌کل عوض شده.

269
00:17:55,201 --> 00:18:00,582
‫می‌دونستم بلاخره یه‌تغییرهایی می‌کنه،
‫اما نکنه اصلاٌ نشه بشناسیش!

270
00:18:05,462 --> 00:18:07,589
‫- برای کی؟
‫- برای من.

271
00:18:09,758 --> 00:18:11,635
‫واقعاً نمی‌دونم چیکار کنم.

272
00:18:12,802 --> 00:18:19,684
‫همه‌ش به بلاهایی که اون‌جا
‫سرش آوردن فکر می‌کنم؛

273
00:18:20,185 --> 00:18:21,186
‫و...

274
00:18:23,605 --> 00:18:28,360
‫توی ذهـنم برای خودم
‫داستان می‌سازم...

275
00:18:29,152 --> 00:18:35,617
‫اون‌ها واقعاً بی‌رحم و عوضی‌ان.

276
00:18:38,078 --> 00:18:39,579
‫به‌نظرت اون تو رو مقصر می‌دونه؟

277
00:18:40,622 --> 00:18:41,623
‫خودم، خودم
‫رو مقصر می‌دونم

278
00:18:42,207 --> 00:18:45,252
‫نبود من به نفع شماست.

279
00:18:45,794 --> 00:18:48,380
‫می‌تونم پیش بقیه دانش‌آموزها بمونم.

280
00:18:48,380 --> 00:18:49,839
‫اینطوری به نفع همه‌همونه.

281
00:18:50,632 --> 00:18:52,926
‫گزارشات ما تائید کردن که...

282
00:18:52,926 --> 00:18:56,054
‫تمامی 5 دانش آموزش در میدان تیر بالارد
‫اعدام خواهند شد.

283
00:18:57,472 --> 00:18:59,908
‫کاترین؛ ازت می‌خوام یه پیغامی
‫رو به گوش‌شون برسونی؛ باشه؟

284
00:19:04,145 --> 00:19:05,272
‫توروخدا اون رو نفرست!

285
00:19:09,401 --> 00:19:10,485
‫باید سعی‌مون رو بکنیم.

286
00:19:12,821 --> 00:19:13,863
‫درکت می‌کنم...

287
00:19:16,366 --> 00:19:17,367
‫من رو ببر پیش کاترین.

288
00:19:19,953 --> 00:19:20,954
‫ممنونم.

289
00:19:29,129 --> 00:19:31,548
‫وقتی وارد مهمونی شدیم
‫کنترل اوضاع رو بسپر به خودم.

290
00:19:32,799 --> 00:19:34,009
‫برام مهم نیست.

291
00:19:34,009 --> 00:19:37,304
‫هرچقدر دلت می‌خواد با پیر حرف بزن؛
‫اون متاهله.

292
00:19:37,304 --> 00:19:39,097
‫من دنبال یکی بهترـم.

293
00:19:39,097 --> 00:19:40,265
‫سلام.

294
00:19:44,352 --> 00:19:45,562
‫نوشیدنی می‌خوای؟

295
00:19:46,062 --> 00:19:47,230
‫نـه؟

296
00:19:47,230 --> 00:19:48,315
‫خیلی ممنونم.

297
00:19:53,945 --> 00:19:57,490
‫اگه کسی پرسید من و تو
‫چطور هم رو می‌شناسیم

298
00:19:57,490 --> 00:19:59,451
‫بگو دوست‌های قدیمی هستیم.

299
00:20:01,369 --> 00:20:02,370
‫قبلِ جنگ با هم آشنا شدیم.

300
00:20:03,121 --> 00:20:06,541
‫هر کاری می‌کنی فقط از اون
‫ماجراهای پردردسری که داشتیم چیزی نگو.

301
00:20:06,541 --> 00:20:09,002
‫منظورم مادرید این‌هاست.

302
00:20:09,002 --> 00:20:11,671
‫- می‌گیری که چی می‌گم دیگه؟
‫- آره فهمیدم.

303
00:20:11,671 --> 00:20:14,716
‫فقط اومدم این‌جا تا دوستِ
‫عزیزم رو ملاقات کنم.

304
00:20:14,716 --> 00:20:16,551
‫جز این که چیزی نیست.

305
00:20:16,551 --> 00:20:17,636
‫اسم‌تون؟

306
00:20:17,636 --> 00:20:19,221
‫من‌که مشخصه کی‌ام،
‫برو کنار.

307
00:20:19,221 --> 00:20:24,100
‫عذرخواهی می‌کنم خانم اما باید
‫اسامی تمام مهمان‌ها رو بررسی کنیم.

308
00:20:25,518 --> 00:20:27,604
‫کوکو شنل.

309
00:20:30,232 --> 00:20:34,361
‫متاسفم خانم اما اسم‌تون توی لیست نیست.

310
00:20:36,613 --> 00:20:37,739
‫من دعوت‌نامه‌ام باهامه.

311
00:20:42,452 --> 00:20:44,537
‫خانم السا لوم‌باردی.

312
00:20:44,537 --> 00:20:46,873
‫بله. اسم‌تون اینجاست.

313
00:20:47,916 --> 00:20:50,210
‫- خوشحالم می‌بینم‌تون.
‫- همچنین.

314
00:20:50,210 --> 00:20:53,088
‫- لطفاً از این سمت.
‫- ممنونم.

315
00:20:53,088 --> 00:20:56,800
‫خب ایشون چی؟ مگه همه مهمانان هتل دعوت نیستن؟

316
00:20:56,800 --> 00:20:57,842
‫تقریباً همه دعوت هستن.

317
00:20:58,343 --> 00:21:01,221
‫آقای ورث‌هایمر خودشون شخصاً
‫لیست رو تائید کردن.

318
00:21:02,764 --> 00:21:06,685
‫خب حتماً اشتباهی چیزی شده.

319
00:21:06,685 --> 00:21:08,270
‫می‌بینمت عزیزم.

320
00:21:08,270 --> 00:21:10,438
‫اصلاً قابل‌قبول نیست؛
‫می‌رم داخل.

321
00:21:10,438 --> 00:21:11,690
‫نـه!

322
00:21:11,690 --> 00:21:14,651
‫شما نمی‌تونید. دعوت‌نامه ندارین.

323
00:21:14,651 --> 00:21:17,028
‫ببین چی می‌گم...

324
00:21:19,990 --> 00:21:21,157
‫خانم ازتون خواهش می‌کنم!

325
00:21:21,157 --> 00:21:23,660
‫دلم نمی‌خواد نگهبان‌ها رو صدا کنم.

326
00:21:23,660 --> 00:21:26,830
‫به من دست نزن مرتیکه‌ی
‫بی‌شخصیتِ بی‌شعور.

327
00:21:26,830 --> 00:21:29,124
‫خانم؛ این یه مهمونی خصوصیه!

328
00:21:29,124 --> 00:21:32,419
‫می‌تونین همراه بقیه مهمانانی که دعوت
‫نشدن توی سالن غذاخوری شام میل کنید.

329
00:21:32,419 --> 00:21:34,462
‫به‌خاطر این کارت اخراج می‌شی!

330
00:21:38,300 --> 00:21:39,301
‫ارزشش رو داره.

331
00:21:48,059 --> 00:21:49,102
‫اینم از این.

332
00:21:52,606 --> 00:21:55,734
‫بگیر.
‫تلاش‌ام رو می‌کنم.

333
00:21:57,027 --> 00:21:58,153
‫تاسف‌بارـه!

334
00:21:58,153 --> 00:22:01,406
‫همگی خوش اومدین! من پیر ورث‌هایمر هستم.

335
00:22:01,406 --> 00:22:03,700
‫خیلی خوشحالم همه
‫این‌جا در کنار هم جمع شدیم

336
00:22:03,700 --> 00:22:08,663
‫تا آغازِ فصلِ جدید صلح و آزادی‌مون
‫رو جشن بگیریم.

337
00:22:08,663 --> 00:22:12,876
‫همگی می‌نوشیم به افتخار
‫کسی که ما رو این‌جا دور هم جمع کرده.

338
00:22:12,876 --> 00:22:13,960
‫به‌سلامتی!

339
00:22:24,804 --> 00:22:25,805
‫پیر!

340
00:22:26,556 --> 00:22:28,642
‫چه حیف که نتونستی به مهمونی‌ام بیای.

341
00:22:28,642 --> 00:22:30,310
‫راه‌ت ندادن؟

342
00:22:31,561 --> 00:22:34,231
‫منظورت همین مهمونی باشکوهـته که

343
00:22:34,231 --> 00:22:36,066
‫رهاش کردی تا بیای با من حرف بزنی؟

344
00:22:36,566 --> 00:22:40,237
‫آره؛ همون.
‫ببخشید که تو رو دعوت نکردیم.

345
00:22:41,696 --> 00:22:44,741
‫خب راستش اون نامه‌ی کوچیکت
‫به دست من و برادرم رسید.

346
00:22:44,741 --> 00:22:47,244
‫همونی که گفته بودی
‫ازتون شکایت می‌کنم!

347
00:22:47,244 --> 00:22:50,205
‫کاملاً حرفه‌ای و واضح نوشته شده بود.

348
00:22:51,957 --> 00:22:54,501
‫مطمئن باش چیزی که
‫بهم بدهکاری رو ازت می‌گیرم!

349
00:22:54,501 --> 00:22:56,419
‫خب بعید می‌دونم.

350
00:22:58,171 --> 00:23:01,967
‫اون شیرین‌کاری کوچیکی که برای
‫بیرون کردن ما راه انداختی رو یادته؟

351
00:23:02,717 --> 00:23:04,219
‫هرموقع که دل‌مون بخواد می‌تونیم

352
00:23:04,219 --> 00:23:05,971
‫قضیه‌ش رو کامل برای بقیه تعریف کنیم

353
00:23:05,971 --> 00:23:09,349
‫اون شب‌هایی که توی هتل ریـتز مشغولِ

354
00:23:09,349 --> 00:23:12,811
‫عیاشی با اون دلقک‌ها بودی
‫هم که بمـانـد.

355
00:23:12,811 --> 00:23:13,895
‫چقدر ترسیدم.

356
00:23:21,653 --> 00:23:24,072
‫وقتی دارم باهات صحبت می‌کنم
‫بشین سر جات!

357
00:23:24,781 --> 00:23:26,032
‫پس صحبت نکن!

358
00:23:31,830 --> 00:23:32,831
‫ازت شکایت می‌کنم.

359
00:23:33,999 --> 00:23:36,710
‫با استفاده از اسم و عطر من
‫کُلی پول واسه خودت درآوردی!

360
00:23:36,710 --> 00:23:38,962
‫بیست سال با هم شریک بودیم،

361
00:23:38,962 --> 00:23:41,172
‫فکرکردی اینقدر راحت
‫می‌تونی ازم دزدی کنی؟

362
00:23:43,133 --> 00:23:44,509
‫توی دادگاه می‌بینمتون.

363
00:23:44,509 --> 00:23:46,469
‫تو و اون داداش روانی‌ت رو!

364
00:23:46,469 --> 00:23:49,472
‫دادگاهی درکار نیست؛
‫نمی‌ذاریم به اون‌جا بکشه!

365
00:23:49,472 --> 00:23:52,517
‫تو بهم بدهکاری مرتیکه عوضی!

366
00:23:54,561 --> 00:23:57,689
‫ما یه قراری داشتیم. من و تو و داداشم.
‫قرار خوبی هم بود.

367
00:23:57,689 --> 00:24:01,192
‫خودت می‌دونستی قراره چی بشه
‫ما هم معامله رو جوش دادیم.

368
00:24:01,192 --> 00:24:03,737
‫تو هم سهم 10 درصدت رو گرفتی.
‫دیگه نمی‌دونم چرا اینقدر غر می‌زنی؟

369
00:24:03,737 --> 00:24:06,823
‫- چون من رو گول زدی!
‫- منظورت با حمایت و اعتماد کردن بهتـه؟

370
00:24:06,823 --> 00:24:08,742
‫توروخدا یکم جدی باش.

371
00:24:08,742 --> 00:24:12,287
‫حقیقت اینه که تو نمی‌تونستی
‫پتانسیلِ کسب و کارـت رو ببینی!

372
00:24:12,287 --> 00:24:14,581
‫البته که الان واسه‌ش سینه سپر می‌کنی؛

373
00:24:14,581 --> 00:24:17,167
‫ولی اون موقع دائماً کارها رو
‫از سر خودت وا می‌کردی

374
00:24:17,167 --> 00:24:19,336
‫تا بری با دوست‌های احمقت
‫مهمونی بگیری!

375
00:24:19,336 --> 00:24:22,130
‫دروغ‌گو! مرتیکه‌ی عوضیِ دروغ‌گو.

376
00:24:22,130 --> 00:24:23,798
‫اعتراف کن که همینطور بوده.
‫اعتراف کن.

377
00:24:23,798 --> 00:24:28,637
‫کس و کارـت رو سپردی به دوتا یهودی،
‫چون می‌دونستی ما پول‌دارت می‌کنیم.

378
00:24:28,637 --> 00:24:30,722
‫شما یهودی‌ها فقط تو همین مورد خوبیـن!

379
00:24:33,558 --> 00:24:35,101
‫چی گفتی؟

380
00:24:35,101 --> 00:24:36,770
‫واضح بود!

381
00:24:36,770 --> 00:24:40,607
‫پول؛ پول؛ پول.
‫فقط پول براتون مهمه.

382
00:24:43,902 --> 00:24:45,278
‫ببخشید!

383
00:24:45,946 --> 00:24:48,073
‫صحبت‌مون هنوز تموم نشده.

384
00:24:49,366 --> 00:24:53,995
‫تو هیچوقت حرف من رو متوجه نشدی پیر!
‫هیچوقت هم متوجه نخواهی شد.

385
00:24:54,788 --> 00:24:56,206
‫از مهمونی‌ت لذت ببر.

386
00:25:03,588 --> 00:25:04,756
‫تو برگشتی!

387
00:25:07,717 --> 00:25:08,885
‫برگشتی خونه.

388
00:25:11,096 --> 00:25:12,931
‫الان این‌جایی...

389
00:25:16,768 --> 00:25:19,813
‫ولی روح‌ت یه‌جای دیگه‌ست.

390
00:25:21,231 --> 00:25:25,569
‫- دلم نمی‌خواد ادامه بدم...
‫- منم همچین حسی داشتم. برای منم اتفاق افتاد.

391
00:25:25,569 --> 00:25:27,821
‫خانم دلایـه تو رو توی خواب‌ش دیده بود.

392
00:25:27,821 --> 00:25:29,072
‫- من رو دیده بود؟
‫- آره.

393
00:25:29,072 --> 00:25:31,241
‫اون می‌دونست برمی‌گردی!

394
00:25:31,241 --> 00:25:32,784
‫ممکن نیست.

395
00:25:33,451 --> 00:25:35,537
‫همچین چیزی غیرمنطقیه! ممکن نیست.

396
00:25:35,537 --> 00:25:36,997
‫هنوز هم اونجایی!

397
00:25:39,874 --> 00:25:41,626
‫داری درد می‌کشی.

398
00:25:43,086 --> 00:25:44,671
‫همه اون‌جا درد می‌کشیدن.

399
00:25:46,631 --> 00:25:48,258
‫اما مال تو فرق می‌کنه.

400
00:25:48,258 --> 00:25:49,759
‫جدا، جدا شکنجه‌مون می‌دادن.

401
00:25:50,302 --> 00:25:52,304
‫اما این چیزی نیست که
‫من دارم توی حمام می‌بینم!

402
00:25:52,304 --> 00:25:54,139
‫تو از کجا قضیه حمام رو می‌دونی؟

403
00:25:55,557 --> 00:25:56,975
‫دست‌ش رو گرفتی!

404
00:25:56,975 --> 00:25:58,351
‫دستم رو بگیر.

405
00:25:58,351 --> 00:26:00,228
‫کمکت کردن زنده بمونی!

406
00:26:04,232 --> 00:26:05,775
‫تنهایی...

407
00:26:05,775 --> 00:26:07,944
‫- اما اون‌جا...
‫- کافیه!

408
00:26:12,657 --> 00:26:14,618
‫برادرت تو رو آورده پیش من

409
00:26:15,410 --> 00:26:18,580
‫تا به قلب آسیب دیده‌ت کمک کنم خوب بشه!

410
00:26:19,623 --> 00:26:22,918
‫یکی اون‌جا پیشت بوده؛
‫کمکت کرده!

411
00:26:24,044 --> 00:26:25,253
‫کریستین!

412
00:26:25,253 --> 00:26:26,963
‫از این‌جا ببرش!

413
00:26:27,547 --> 00:26:29,758
‫- واقعاً بابت چیزهایی که پشت سر گذاشتی متاسفم
‫- خانم دلایه بیاین بریم.

414
00:26:29,758 --> 00:26:32,385
‫- عزیزم...
‫- یه وقت دیگه دوباره ملاقات می‌کنیم.

415
00:26:33,511 --> 00:26:35,639
‫کریستین از این‌جا ببرش!

416
00:26:36,890 --> 00:26:38,183
‫واقعاً ببخشید.

417
00:26:55,116 --> 00:26:56,117
‫سوفی!

418
00:26:59,537 --> 00:27:00,580
‫سوفی؟

419
00:27:02,207 --> 00:27:03,166
‫جانم؟

420
00:27:03,166 --> 00:27:06,086
‫آقای دیور امروز نمیان؟
‫قرار بود با هم بریم خونه بازدید کنیم!

421
00:27:06,086 --> 00:27:07,420
‫بعید می‌دونم بیان.

422
00:27:07,963 --> 00:27:10,799
‫- قرارمون رو لغو کن.
‫- چشم قربان.

423
00:27:13,385 --> 00:27:15,562
‫آقای بوساک اصلاً از این
‫قضیه خوشحال نمی‌شه.

424
00:27:19,641 --> 00:27:20,976
‫کاترین.

425
00:27:20,976 --> 00:27:24,271
‫اون فقط می‌خواست بهت کمک کنه؛
‫ما می‌خوایم بهت کمک کنیم.

426
00:27:25,146 --> 00:27:26,314
‫به من کمک کنین؟

427
00:27:27,315 --> 00:27:29,109
‫شماها نمی‌تونین به من کمک کنین.

428
00:27:30,235 --> 00:27:31,987
‫اما تو الان دیگه خونه‌ای.

429
00:27:31,987 --> 00:27:34,906
‫پیش مایی؛ باید این رو
‫حس کنی که این‌جایی.

430
00:27:35,699 --> 00:27:37,200
‫لطفاً بذار کمکت کنیم.

431
00:27:43,331 --> 00:27:46,251
‫اتفاقی که برای ژان افتاد تقصیر منه.

432
00:27:46,251 --> 00:27:49,129
‫نباید بهش می‌گفتم از این‌جا برـه!

433
00:27:49,129 --> 00:27:50,714
‫این‌جا جاش امن بود.

434
00:27:51,298 --> 00:27:54,551
‫باید خودت رو ببخشی!
‫کاری از دستت برنمی‌اومد.

435
00:27:55,760 --> 00:27:59,055
‫آقا؟ خانم؟

436
00:27:59,055 --> 00:28:02,392
‫گفتم یه‌سر بیام ببینم‌تون.
‫شنیده بودم حال‌تون زیاد خوب نیست.

437
00:28:02,392 --> 00:28:03,602
‫- یکم پیش تماس گرفتم.
‫- نه

438
00:28:03,602 --> 00:28:05,604
‫- می‌خواستم باهاتون حرف بزنم.
‫- نه. فعلاً نمی‌خوایم کسی رو ببینیم.

439
00:28:05,604 --> 00:28:08,440
‫الان وقت‌ش نیست مرد جوان. خواهش می‌کنم!

440
00:28:08,440 --> 00:28:10,567
‫قبلاً تو رو یه‌جایی دیدم!

441
00:28:10,567 --> 00:28:11,943
‫چرا چهره‌ت اینقدر آشناست؟

442
00:28:12,527 --> 00:28:15,989
‫من دوستِ ژانم.
‫شنیدم که برگشتین.

443
00:28:18,033 --> 00:28:20,619
‫می‌شه لطفاً با من بیاین؟

444
00:28:21,202 --> 00:28:22,787
‫باید یه‌چیزی رو به‌تون نشون بدم.

445
00:28:22,787 --> 00:28:25,206
‫کاترین؛ الان شرایط مناسبی نیست.

446
00:28:26,207 --> 00:28:28,168
‫قربان خیلی مهمه!

447
00:28:29,628 --> 00:28:30,629
‫باشه.

448
00:28:34,174 --> 00:28:35,342
‫این‌جاست.

449
00:28:39,054 --> 00:28:40,347
‫اون‌ها همین‌جـان.

450
00:28:40,972 --> 00:28:41,973
‫اون‌ها؟

451
00:28:41,973 --> 00:28:43,767
‫آره. ژان و بقیه.

452
00:28:45,310 --> 00:28:46,686
‫جمعاً شش نفر بودیم.

453
00:28:48,271 --> 00:28:51,900
‫اول با راه‌اندازی یه چاپ‌خانه کوچیک
‫تو خونه‌ی مادربزرگم شروع کردیم

454
00:28:51,900 --> 00:28:54,694
‫و اعلامیه‌های ضد نازی پخش می‌کردیم.

455
00:28:55,737 --> 00:28:57,881
‫اون اوایل زیاد این چیزها به چشم نمی‌اومد.

456
00:28:59,032 --> 00:29:01,743
‫اما یهو رشد کرد. نهضت بزرگ‌تر شد.

457
00:29:02,827 --> 00:29:06,248
‫توجه همتایان نازی رو حسابی
‫به خودش جلب کرد.

458
00:29:08,917 --> 00:29:11,753
‫وقتی که نازی پنج‌تاشون رو دستگیر کردن؛

459
00:29:12,546 --> 00:29:14,339
‫همه‌ش می‌گفتم بزودی
‫سراغ منم میان.

460
00:29:19,386 --> 00:29:22,180
‫اما هیچ خبری نشد.

461
00:29:24,140 --> 00:29:27,936
‫هیچ اتفاقی برام نیفتاد.

462
00:29:29,521 --> 00:29:31,247
‫هیچ اتفاقی برای خانواده‌ام نیفتاد.

463
00:29:32,107 --> 00:29:33,525
‫تا الان هیچ اتفاقی برامون نیفتاد.

464
00:29:33,525 --> 00:29:37,404
‫این‌جا بود که فهمیدم دوست‌هـام
‫هیچ اسمی از من نبردن!

465
00:29:38,446 --> 00:29:42,701
‫دوست‌های من هیچکس رو لو ندادن؛
‫شما هم کسی رو لو ندادین!

466
00:29:44,035 --> 00:29:47,289
‫نمی‌دونم چطور می‌شه با
‫وجود اون همه شکنجه، همچنان سکوت کرد.

467
00:29:49,541 --> 00:29:50,875
‫می‌خوام ازتون تشکر کنم.

468
00:29:53,712 --> 00:29:55,438
‫من زندگی‌ام رو مدیون شما هستم.

469
00:30:03,013 --> 00:30:05,390
‫شما به من یه شانس دوباره
‫برای زندگی بخشیدین.

470
00:30:12,939 --> 00:30:14,983
‫هرموقع خواستی برمی‌گردیم خونه.

471
00:30:33,752 --> 00:30:35,045
‫یادم اومد.

472
00:30:37,047 --> 00:30:38,048
‫الان یادم اومد.

473
00:30:42,344 --> 00:30:46,681
‫توی کمپ، مردم می‌گفتن این دختره چقدر شجاعه
‫که از این همه شکنجه جون سالم به‌در برده.

474
00:30:48,099 --> 00:30:52,437
‫اما شجاعت چیزی نبود که
‫من رو زنده نگه داشت.

475
00:30:52,437 --> 00:30:54,189
‫شهامت من رو نجات نداد.

476
00:30:58,401 --> 00:30:59,653
‫اما الان یادم میاد.

477
00:31:06,409 --> 00:31:09,162
‫به‌خاطر تو تحمل کردم کریستین!

478
00:31:21,132 --> 00:31:22,133
‫چیزی نیست.

479
00:31:24,970 --> 00:31:26,388
‫خیلی خستمه...

480
00:31:27,681 --> 00:31:29,474
‫ای کاش من رو می‌کشتن.

481
00:31:31,017 --> 00:31:32,310
‫مُردن که کاری نداره!

482
00:31:34,521 --> 00:31:36,439
‫فقط خودت می‌دونی که
‫باید چیکار کنی.

483
00:31:41,987 --> 00:31:45,699
‫صدام رو می‌شنوی؟
‫داری با کدوم خری حرف می‌زنی؟

484
00:31:47,784 --> 00:31:51,913
‫من هیچی نمی‌گم!

485
00:31:52,497 --> 00:31:55,542
‫ببریدش! ببریدش!

486
00:31:56,209 --> 00:31:57,043
‫نـه!

487
00:31:59,379 --> 00:32:00,714
‫نـه!

488
00:32:22,485 --> 00:32:23,862
‫ببخشید که مزاحم شدم.

489
00:32:25,864 --> 00:32:27,198
‫مراحمی کریستین.

490
00:32:27,198 --> 00:32:32,495
‫اومدم بابت بابت این‌که
‫دیروز نتونستم بیام عذرخواهی کنم

491
00:32:33,038 --> 00:32:36,750
‫اما فردا حتماً هستم؛
‫و روزهای بعدش.

492
00:32:38,376 --> 00:32:41,838
‫- می‌خوام با خیال راحت روت حساب باز کنم.
‫- نا اُمیدت نمی‌کنم.

493
00:32:42,631 --> 00:32:46,218
‫با هم یه‌چیز باشکوه خلق می‌کنیم؛
‫من و بوساک.

494
00:32:48,136 --> 00:32:49,721
‫همچین چیزی واقعاً کم‌ پیش میاد

495
00:32:49,721 --> 00:32:50,805
‫چی کم‌ پیش میاد؟

496
00:32:53,016 --> 00:32:55,201
‫این‌که شانس دیگه‌ای
‫برای زندگی بهت داده بشه.

497
00:32:56,603 --> 00:32:57,604
‫شانس دیگه؟

498
00:32:58,146 --> 00:33:01,191
‫آره. شانس دیگه‌ای
‫برای زندگی کردن بهم داده شده.

499
00:33:02,901 --> 00:33:03,985
‫یعنی به همه‌مون...

500
00:33:20,627 --> 00:33:22,379
‫برو تو اتاق خودت الیسا.

501
00:33:24,089 --> 00:33:26,007
‫حوصله‌ی چرت و پرت ندارم.

502
00:33:29,177 --> 00:33:31,221
‫محض رضای خدا!

503
00:33:42,816 --> 00:33:46,903
‫- چی می‌خوای؟
‫- کاملاً حق با توئـه

504
00:33:46,903 --> 00:33:48,738
‫من هیچوقت درکت نکردم.

505
00:33:56,871 --> 00:33:59,958
‫- پیر...
‫- اما می‌خوام درکت کنم

506
00:34:02,335 --> 00:34:03,336
‫امشب...

507
00:34:20,936 --> 00:34:23,231
‫زانـو بزن.

508
00:34:26,358 --> 00:34:28,153
‫کوکو خواهش می‌کنم

509
00:34:29,153 --> 00:34:31,655
‫تقصیر من نیست؛ تقصیر اونه.

510
00:34:44,878 --> 00:34:46,880
‫پس پسر خوبی باش.

511
00:34:49,715 --> 00:34:52,093
‫و پولم رو بهم بده!

512
00:34:52,549 --> 00:35:19,573
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

