﻿1
00:00:10,375 --> 00:00:14,108
‫اون تا حدی از صمیمِ قلب
برای تک تکِ شما ارزش قائله

2
00:00:14,291 --> 00:00:17,042
‫که دوست داره بدونید

3
00:00:17,066 --> 00:00:23,333
‫زندگیِ مشترک ما به طور عمیق،
‫اساسی و لاعلاجی به گا رفته.

4
00:00:24,208 --> 00:00:25,708
‫بله، همینطوره

5
00:00:25,791 --> 00:00:27,333
‫کاملاً درسته

6
00:00:27,416 --> 00:00:30,083
پس دیگه شما همه می‌تونید
‫دست از مقایسه‌ی خودتون با ما بردارید

7
00:00:30,166 --> 00:00:32,046
‫و می‌دونید چیه؟ می‌تونید...

8
00:00:33,083 --> 00:00:35,833
‫الان در دسترس نیستم،
‫لطفاً پیام بذارید.

9
00:00:35,916 --> 00:00:37,791
‫سلام، اینید. عه...

10
00:00:37,875 --> 00:00:40,791
‫من سعی داشتم باهات تماس بگیرم،
‫و الان بازم باهات تماس گرفتم.

11
00:00:40,875 --> 00:00:41,875
‫عه...

12
00:00:43,541 --> 00:00:46,208
‫احتمالاً هنوز سعی داری
‫با اتفاقاتِ دیروز کنار بیای

13
00:00:46,291 --> 00:00:48,416
‫مثل همه‌مون، پس...

14
00:00:49,041 --> 00:00:50,750
‫یعنی، چندتا زن رو می‌شناسید

15
00:00:50,833 --> 00:00:53,417
‫که برای شوهرشون پاپوش بدوزن
و به قتل متهمش کنن؟

16
00:00:54,208 --> 00:00:55,291
‫تگ وحشت کرده

17
00:00:56,333 --> 00:00:59,583
اون متعهد به فضاسازی مطبوعاتیـه

18
00:01:00,500 --> 00:01:04,333
‫و می‌خوام امروز بعد از ظهر
‫یه جلسه باهم داشته باشیم

19
00:01:04,416 --> 00:01:08,208
‫تا یه جور نقشه بکشیم

20
00:01:09,125 --> 00:01:11,333
‫پس بهم زنگ بزن، باشه اینید؟

21
00:01:12,416 --> 00:01:13,333
‫ممنون

22
00:01:18,125 --> 00:01:20,458
‫همه‌تون به 30اُمین سالگردمون دعوتید.
‫خیلی ممنون...

23
00:01:20,541 --> 00:01:22,208
‫خدایا! وای نه!

24
00:01:27,666 --> 00:01:28,750
‫سلام

25
00:01:29,291 --> 00:01:30,291
‫سلام

26
00:01:34,375 --> 00:01:35,375
‫زود بیدار شدی

27
00:01:35,875 --> 00:01:36,875
‫سرت چطوره؟

28
00:01:40,541 --> 00:01:41,875
‫اونقدرم مست نبودم

29
00:01:50,125 --> 00:01:55,333
‫[مؤسسه‌ی ملی اختلالات اعتیاد]

30
00:01:56,000 --> 00:02:04,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

31
00:02:04,024 --> 00:02:09,524
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

32
00:02:10,000 --> 00:02:11,000
‫سلام

33
00:02:12,166 --> 00:02:13,958
‫زوده. بگیر بخواب

34
00:02:16,750 --> 00:02:18,250
‫من فقط میرم یکم بدوم

35
00:02:21,916 --> 00:02:22,916
‫خوش بگذره

36
00:02:32,541 --> 00:02:33,541
به‌به

37
00:02:34,333 --> 00:02:35,333
‫چه عجب!

38
00:02:36,458 --> 00:02:37,583
انتظارش رو نداشتم

39
00:02:38,458 --> 00:02:39,708
‫شما دوتا باهم

40
00:02:39,791 --> 00:02:40,791
‫عه...

41
00:02:41,541 --> 00:02:44,083
‫میشه لطفاً یه لحظه بری بیرون، بنجی؟

42
00:02:44,166 --> 00:02:45,166
‫آره. حتماً

43
00:02:53,583 --> 00:02:57,958
‫گوش کن، رُک بودنم رو ببخش،

44
00:02:58,041 --> 00:02:59,541
‫ولی راستش، تو تا حالا...

45
00:02:59,625 --> 00:03:02,125
‫مریت مواد مصرف می‌کرد؟

46
00:03:05,416 --> 00:03:07,541
‫نه. چطور؟

47
00:03:07,625 --> 00:03:11,083
‫ظاهراً میزان خیلی زیادی
‫باربیتوریت توی بدنش بوده

48
00:03:16,333 --> 00:03:17,333
‫باربیتوریت؟

49
00:03:17,375 --> 00:03:19,375
‫اون تفننی همچین دارویی مصرف نمی‌کرد؟

50
00:03:21,250 --> 00:03:23,416
‫نه. نه، اون اصلاً...

51
00:03:26,291 --> 00:03:29,125
‫نه. به هیچ وجه. امکان نداره...

52
00:03:30,750 --> 00:03:31,750
‫نه

53
00:03:39,541 --> 00:03:40,666
‫مامان؟

54
00:03:44,291 --> 00:03:45,291
‫مامان!

55
00:03:48,333 --> 00:03:49,750
‫پلیس‌ها اومدن

56
00:03:59,666 --> 00:04:01,291
‫صبح بخیر، خانم وینبری

57
00:04:01,375 --> 00:04:04,541
‫می‌خوایم تشریف بیارید اداره
‫و به چندتا سؤال جواب بدید

58
00:04:05,958 --> 00:04:06,958
‫چشم، حتماً

59
00:04:07,041 --> 00:04:08,708
‫بذارید کیفم رو بردارم

60
00:04:45,833 --> 00:04:48,000
‫لطفاً درو باز کن. ممنون

61
00:04:49,541 --> 00:04:50,458
‫برو

62
00:04:50,541 --> 00:04:51,583
‫پشت سرتم

63
00:04:52,583 --> 00:04:53,916
‫یالا. آره

64
00:04:55,458 --> 00:04:57,666
‫- بابا؟
‫- بله، من اینجام، ویل

65
00:04:57,750 --> 00:05:00,708
‫دارن تمام وسایل مامان رو می‌برن.
‫نمی‌خوای کاری بکنی؟

66
00:05:00,791 --> 00:05:02,791
‫- نمی‌تونیم کاری بکنیم، ویل
‫- چرا نمی‌تونیم؟

67
00:05:02,875 --> 00:05:04,916
‫خب، اولاً اونا پلیس هستن

68
00:05:05,000 --> 00:05:06,960
‫ولی دارن کامپیوترش رو می‌برن.
‫همه چی روشه...

69
00:05:07,041 --> 00:05:08,916
‫ویل، میشه لطفاً دیگه سؤال نپرسی؟

70
00:05:09,000 --> 00:05:12,875
‫- باید به تیمِ روابط عمومیش زنگ بزنیم
‫- باید به یه وکیل زنگ بزنیم

71
00:05:12,958 --> 00:05:15,291
‫اگه گناهکار نیست
‫چرا باید به وکیل زنگ بزنیم؟

72
00:05:15,375 --> 00:05:19,541
‫چطوره بری واسه اون چیزِ دریانوردیت
‫آماده شی، باشه، پسرم؟

73
00:05:23,000 --> 00:05:24,875
‫- مسابقه‌ست!
‫- باشه

74
00:05:45,166 --> 00:05:47,375
‫بابام پوله رو بهم قرض نمیده

75
00:05:47,458 --> 00:05:51,666
‫عه، من تازه یه خونه
‫توی اکس-ان-پرووانس خریدم

76
00:05:51,750 --> 00:05:54,041
‫پس باید شروع به پس دادنِ پولم کنی

77
00:05:54,125 --> 00:05:56,125
‫می‌دونم. پولت رو پس میدم، قول میدم

78
00:05:57,083 --> 00:05:59,458
‫به زودی می‌تونم پول صندوقِ امانی‌ام رو بگیرم

79
00:06:02,291 --> 00:06:06,083
‫این یعنی خیلی خوش شانسی

80
00:06:06,166 --> 00:06:07,166
‫اینطور نیست؟

81
00:06:15,666 --> 00:06:18,416
‫سلام عزیزم. آره، الان دارم برمی‌گردم خونه

82
00:06:21,125 --> 00:06:22,125
‫صبر کن، چی؟

83
00:06:24,583 --> 00:06:27,791
‫و کامپیوتر و وسایلش رو هم بردن؟ چرا؟

84
00:06:30,291 --> 00:06:31,416
‫دوستِ شماست؟

85
00:06:31,500 --> 00:06:33,333
‫نه

86
00:06:33,958 --> 00:06:35,875
‫- ولی می‌شناسیدش
‫- به سختی

87
00:06:37,583 --> 00:06:39,708
‫خب، اسمش برادریک گراهامه،

88
00:06:39,791 --> 00:06:42,583
‫و سابقه‌ی خیلی پرباری داره

89
00:06:43,375 --> 00:06:45,041
‫سرقت، ضرب و جرح، حمل مواد،

90
00:06:45,125 --> 00:06:49,041
‫و اخیراً هم با باندی کار می‌کنه
‫که با مافیای ترکیه در ارتباطه

91
00:06:49,125 --> 00:06:53,125
‫و کارشون قاچاق هروئین
‫و قتل در ازای پوله

92
00:06:54,750 --> 00:06:55,958
‫«قتل در ازای پول؟»

93
00:06:56,625 --> 00:07:01,791
‫خانم وینبری، ما فکر می‌کنیم شما برادریک گراهام رو
‫برای به قتل رسوندن مریت موناکو استخدام کردید

94
00:07:01,875 --> 00:07:04,208
‫و شوتر دیوال رو قانع کردید پولش رو بده

95
00:07:04,291 --> 00:07:08,125
‫تا مانع مقصر شناخته شدن شما بشه
‫و ادعای مصونیتِ دیپلماتیک کنه

96
00:07:08,208 --> 00:07:09,583
‫

97
00:07:09,666 --> 00:07:11,833
‫پس بهمون نمی‌گید چه اتفاقی افتاده؟

98
00:07:11,916 --> 00:07:13,250
‫چون ما از قبل همه چی رو می‌دونیم

99
00:07:13,333 --> 00:07:16,166
‫آره، ما برای آقای گراهام
‫قرار بازداشت صادر کردیم

100
00:07:16,250 --> 00:07:18,541
‫و همونطور که می‌دونید جزیره‌ی بزرگی نیست

101
00:07:18,625 --> 00:07:22,583
‫و سعی داریم مصونیتِ آقای دیوال رو دور بزنیم
‫و این کارو هم می‌کنیم

102
00:07:23,291 --> 00:07:26,083
‫آقای دیوال هیچ ربطی به این قضیه نداره،
‫منم همینطور.

103
00:07:26,916 --> 00:07:29,208
‫پس دارید وقتتون رو تلف می‌کنید

104
00:07:29,291 --> 00:07:30,291
‫عجب

105
00:07:33,750 --> 00:07:34,750
‫بسیار خب...

106
00:07:34,791 --> 00:07:37,166
‫فقط یه لحظه ما رو ببخشید

107
00:07:37,250 --> 00:07:39,000
‫- الان برمی‌گردیم
‫- آره

108
00:07:39,958 --> 00:07:42,041
‫آره

109
00:07:54,166 --> 00:07:55,375
‫- تام هنوز برنگشته؟
‫- چی؟

110
00:07:55,458 --> 00:07:57,250
‫- تام هنوز برنگشته؟
‫- نمی‌دونم

111
00:07:57,333 --> 00:07:59,041
‫آره، فقط شماره‌اش رو برام بفرست

112
00:07:59,125 --> 00:08:02,041
‫- کلی خبرنگار اون بیرونه
‫- یه لحظه صبر کن

113
00:08:03,666 --> 00:08:05,916
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- نمی‌تونم برم بیرون

114
00:08:06,000 --> 00:08:08,750
‫انقدر خبرنگار اون بیرونه که
‫حتی نمی‌تونم از دروازه برم بیرون

115
00:08:08,833 --> 00:08:11,041
‫عزیز دلم، مسابقه‌ات رو از دست میدی

116
00:08:11,875 --> 00:08:13,333
‫میشه بعداً بهت زنگ بزنم؟ آره

117
00:08:13,416 --> 00:08:16,041
‫چرا هیچ نظری برای خبرنگارها ندارید؟

118
00:08:16,125 --> 00:08:18,666
‫وقتی قتل اتفاق افتاد کجا بودید؟

119
00:08:18,750 --> 00:08:21,083
‫خانم وینبری، شما چه احساسی
‫در مورد این اتفاقات دارید؟

120
00:08:21,166 --> 00:08:23,583
‫در مورد جسدی که توی ملکتون
‫پیدا شده نظری ندارید؟

121
00:08:26,125 --> 00:08:27,833
‫همسرتون مظنونه؟

122
00:08:27,916 --> 00:08:28,916
‫سلام به همه!

123
00:08:29,000 --> 00:08:32,625
‫سلام. شرمنده، ولی در واقع
‫وارد ملکِ شخصی شدید

124
00:08:32,708 --> 00:08:35,083
‫حقیقت داره که شما مخفیانه
‫با مریت موناکو رابطه داشتید؟

125
00:08:35,166 --> 00:08:36,625
‫تا وسط خیابون برید عقب

126
00:08:36,708 --> 00:08:38,958
‫لطفاً فقط برید عقب. ممنون!

127
00:08:39,041 --> 00:08:40,916
‫خانم وینبری تحتِ بازجویی پلیسه؟

128
00:08:41,000 --> 00:08:43,583
‫آقای وینبری، چرا همسرتون تحتِ بازجویی پلیسه؟

129
00:08:43,666 --> 00:08:44,708
‫گُم شید عقب!

130
00:08:44,791 --> 00:08:46,500
‫توماس، از کجا میای؟

131
00:08:46,583 --> 00:08:49,291
‫از سرِ راهم برید کنار. برید کنار! خب؟

132
00:08:49,375 --> 00:08:52,083
‫برید عقب! از دروازه‌ی کوفتی فاصله بگیرید!

133
00:08:52,166 --> 00:08:54,750
‫خدایا! شغال‌های لعنتی

134
00:08:54,833 --> 00:08:57,291
‫خواهش می‌کنم،
‫فقط از دروازه‌ی لعنتی فاصله بگیرید.

135
00:08:59,166 --> 00:09:00,875
‫سعی کن یادت بیاد جلوی دوربینی

136
00:09:01,583 --> 00:09:03,750
‫باید به این یاروها سخت بگیری، مرد

137
00:09:03,833 --> 00:09:05,000
‫حتماً

138
00:09:06,000 --> 00:09:07,625
‫گُم شید عقب عوضی‌ها!

139
00:09:07,708 --> 00:09:09,500
‫دارید از گریر وینبری محافظت می‌کنید؟

140
00:09:09,583 --> 00:09:10,875
‫شنیدید چی گفت، گُم شید!

141
00:09:11,916 --> 00:09:13,583
‫- ممنون، عزیزم
‫- نکن!

142
00:09:15,666 --> 00:09:18,625
‫- مردم اومدن بفهمن چه خبره!
‫- کسِ دیگه‌ای توی خانواده‌تون دست داره؟

143
00:09:19,875 --> 00:09:22,541
‫خانواده‌ی وینبری اصلاً همکاری نمی‌کنن...

144
00:09:22,625 --> 00:09:23,708
‫که رفتی بدوی؟

145
00:09:24,666 --> 00:09:25,541
‫واقعاً؟

146
00:09:25,625 --> 00:09:28,250
‫میشه انقدر شکّاک نباشی؟

147
00:09:28,333 --> 00:09:30,041
‫پلیس داره مامانت رو بازجویی می‌کنه،

148
00:09:30,125 --> 00:09:31,767
‫خبرنگارها دمِ در دنبال خبرِ جنجالی‌ان،

149
00:09:31,791 --> 00:09:33,791
‫اون وقت تو رفتی یه جنده‌ی فرانسوی رو بکنی؟

150
00:09:33,875 --> 00:09:35,416
‫اَبی، آروم باش

151
00:09:35,500 --> 00:09:39,125
‫من آروم نمیشم! تو آروم باش!
‫اون کیرت رو آروم کن!

152
00:09:39,208 --> 00:09:40,208
‫واو! عزیزم!

153
00:09:41,125 --> 00:09:43,666
‫من با تو همچین کاری نمی‌کنم. بیخیال

154
00:09:43,750 --> 00:09:47,625
‫من با یه زنِ دیوونه‌ی فرانسوی
‫که بابام می‌شناسه نمی‌خوابم

155
00:09:48,958 --> 00:09:50,500
‫عزیزم! بیخیال!

156
00:09:51,708 --> 00:09:52,875
‫من دوستت دارم!

157
00:09:54,125 --> 00:09:56,583
‫اَبی، من احمق نیستم

158
00:09:57,375 --> 00:09:58,500
‫من دوستت دارم!

159
00:09:59,583 --> 00:10:00,583
‫اَبی

160
00:10:03,333 --> 00:10:04,333
‫بیا اینجا

161
00:10:06,666 --> 00:10:09,875
‫- اصلاً باورم نمیشه
‫- یعنی،

162
00:10:10,750 --> 00:10:13,625
‫اون زن اولین کسی نیست که
‫بخوام باهاش آبجو بخورم،

163
00:10:13,708 --> 00:10:16,083
‫ولی فکر نکنم همچین کاری ازش بربیاد

164
00:10:17,708 --> 00:10:19,250
‫خب، منم اینطور فکر نمی‌کنم،

165
00:10:19,333 --> 00:10:22,541
‫ولی الان نمی‌دونم چه اتفاقِ دیگه‌ای
‫ممکنه افتاده باشه

166
00:10:22,625 --> 00:10:25,708
‫یعنی، چطور ممکنه توی بدنش
‫باربیتوریت بوده باشه؟

167
00:10:25,791 --> 00:10:28,291
‫عزیزم، فعلاً هیچکدوم
‫از ما چیزی نمی‌دونیم

168
00:10:28,833 --> 00:10:33,000
‫فکر کنم مهمه که زود قضاوت نکنیم. باشه؟

169
00:10:49,458 --> 00:10:51,458
‫اگه آقای گراهام رو خوب نمی‌شناسید،

170
00:10:51,541 --> 00:10:56,458
‫چرا در طول چهار روز گذشته
‫9 بار به خونه‌تون زنگ زده؟

171
00:10:59,666 --> 00:11:01,708
‫شاید دنبال شوتر دیوال می‌گشته؟

172
00:11:01,791 --> 00:11:04,041
‫یعنی، آقای دیوال اون رو خوب می‌شناسه

173
00:11:04,125 --> 00:11:06,916
‫انقدر خوب که 300 هزار دلار براش واریز کنه

174
00:11:07,000 --> 00:11:11,250
‫ولی برای چی؟ برای این که بهش پول بده
‫تا از طرفِ شما مریت موناکو رو بکشه؟

175
00:11:11,333 --> 00:11:13,583
‫عه...

176
00:11:18,166 --> 00:11:20,625
‫برودریک همکارِ سابق منه

177
00:11:20,708 --> 00:11:22,541
‫من خیلی وقته که می‌شناسمش

178
00:11:22,625 --> 00:11:25,250
‫اون بهم زنگ زد. درمونده بود.
‫در به در دنبال پول بود.

179
00:11:26,000 --> 00:11:30,041
‫و من اون موقع به پول دسترسی نداشتم،

180
00:11:30,125 --> 00:11:31,875
‫واسه همین از شوتر قرض گرفتم

181
00:11:31,958 --> 00:11:34,000
‫چه سخاوتمند

182
00:11:34,083 --> 00:11:36,208
‫اون روز که ازتون بازجویی کردیم،

183
00:11:36,291 --> 00:11:39,833
‫گفتید شبِ مرگ خانم موناکو
‫ساعت 1:30 خوابیدید

184
00:11:40,583 --> 00:11:43,666
‫ولی طبق این سوابق ساعت 3:08

185
00:11:43,750 --> 00:11:49,458
‫از خط ثابت دفترتون
‫با اتاق هتل آقای گراهام تماس گرفته شده

186
00:11:49,541 --> 00:11:54,583
‫حالا، شما اغلب اون وقتِ شب
‫به همکارهاتون زنگ می‌زنید؟

187
00:11:55,583 --> 00:11:56,583
‫عه...

188
00:12:24,875 --> 00:12:28,041
‫میشه فقط به پلیس‌ها بگم
‫که نمی‌دونستم پوله واسه چی بود؟

189
00:12:28,125 --> 00:12:30,791
‫هنوزم نمی‌دونم. اون یه لطفی ازم خواست.
‫منم علتش رو نپرسیدم.

190
00:12:30,875 --> 00:12:33,125
‫پس بذار ببینیم پلیس‌ها واقعاً چی می‌دونن

191
00:12:33,208 --> 00:12:36,458
‫این آدم‌ها برام مثل خانواده بودن

192
00:12:38,583 --> 00:12:40,625
‫مثل خانواده

193
00:12:42,500 --> 00:12:46,458
‫300 هزار دلار برای خیلی‌ها پول زیادیه

194
00:12:46,541 --> 00:12:48,166
‫درسته

195
00:12:48,250 --> 00:12:51,458
‫حالا چرا می‌خواستید این پول رو
‫به آقای گراهام بدید؟

196
00:12:57,208 --> 00:12:59,541
‫من خیلی وقته که می‌شناسمش

197
00:12:59,625 --> 00:13:01,875
‫و آقای دیوال هم برای همین
‫پوله رو به شما قرض داد؟

198
00:13:01,958 --> 00:13:04,375
‫چون اونم خیلی وقته
‫که شما رو می‌شناسه؟

199
00:13:04,458 --> 00:13:05,458
‫اون...

200
00:13:07,166 --> 00:13:08,375
‫راستش اون...

201
00:13:10,208 --> 00:13:11,125
‫ما خیلی نزدیکیم

202
00:13:11,208 --> 00:13:13,958
‫اون بهم قرض داد
‫چون می‌دونه پسش میدم

203
00:13:15,250 --> 00:13:16,250
‫چقدر نزدیک؟

204
00:13:17,625 --> 00:13:19,125
‫اون مثل پسرمه

205
00:13:19,208 --> 00:13:21,958
‫آره. یعنی، من یه پسر دارم

206
00:13:23,041 --> 00:13:26,333
‫ولی فکر نکنم توی تمام عمرش
‫فقط چون ازش خواستم کاری برام کرده باشه

207
00:13:26,416 --> 00:13:27,416
‫همم

208
00:13:38,750 --> 00:13:40,792
‫[شوتر]

209
00:13:52,208 --> 00:13:53,208
‫ممنون

210
00:13:59,083 --> 00:14:00,625
‫- سلام
‫- سلام

211
00:14:00,708 --> 00:14:01,833
‫عه...

212
00:14:04,583 --> 00:14:09,375
‫واقعاً بابتِ سردرگمی این مدتم متأسفم

213
00:14:09,458 --> 00:14:11,708
‫رفتارم با تو یا بنجی منصفانه نبود

214
00:14:13,500 --> 00:14:14,791
‫فقط احساس می‌کنم...

215
00:14:17,375 --> 00:14:20,458
‫همه چی تقصیرِ منه
‫و همه چی داره خراب میشه و فقط...

216
00:14:25,208 --> 00:14:27,250
‫دیگه نمی‌خوام این کارو بکنم

217
00:14:30,125 --> 00:14:31,583
‫متأسفم. من...

218
00:14:35,416 --> 00:14:38,166
‫الان دیگه اصلاً نمی‌دونم کی هستم

219
00:14:42,583 --> 00:14:45,083
‫ولی می‌دونم قبلاً کی بودم، می‌دونی؟ من...

220
00:14:46,208 --> 00:14:48,333
‫- باید دوباره همون آدم بشم
‫- باشه

221
00:14:50,166 --> 00:14:53,708
‫باید دوباره همون دخترِ توی قطار بی بشم

222
00:14:56,833 --> 00:14:57,833
‫تو رو یادمه

223
00:15:01,958 --> 00:15:03,791
‫حق با تو بود. اون من بودم

224
00:15:07,208 --> 00:15:08,208
‫می‌دونم

225
00:15:13,625 --> 00:15:14,625
‫باشه

226
00:15:19,416 --> 00:15:20,416
‫خدافظ

227
00:15:21,666 --> 00:15:22,666
‫خدافظ

228
00:15:51,875 --> 00:15:53,000
‫خدای من

229
00:15:57,625 --> 00:15:58,625
‫بروس؟

230
00:16:02,750 --> 00:16:03,750
‫بروس!

231
00:16:18,500 --> 00:16:23,000
‫آقای تگ، ببخشید مزاحم شدم،
‫ولی خانم کالینز، سعی کردم بهش بگم...

232
00:16:23,083 --> 00:16:24,333
‫گوشیا، عزیزم

233
00:16:24,416 --> 00:16:26,833
‫- تگ!
‫- اینید، حالت چطوره؟

234
00:16:26,916 --> 00:16:29,000
‫- نیروی کمکی آوردم
‫- سلام

235
00:16:29,083 --> 00:16:31,541
‫آره، می‌بینم. منتظرت بودیم

236
00:16:31,625 --> 00:16:32,625
‫گریرِ من کجاست؟

237
00:16:33,291 --> 00:16:36,083
‫اون توی شهر یه کارهایی داشت

238
00:16:37,041 --> 00:16:39,958
‫توی شهر یه کارهایی داشت

239
00:16:40,041 --> 00:16:41,375
‫«نویسنده گریسون وینبری،

240
00:16:41,458 --> 00:16:43,541
‫مظنونِ پرونده‌ی قتل مریت موناکو،

241
00:16:43,625 --> 00:16:44,833
‫عجیب‌تر از داستان»

242
00:16:44,916 --> 00:16:47,083
‫- خدایا، کی این نسخه رو می‌نویسه؟
‫- این حقیقت داره؟

243
00:16:47,166 --> 00:16:48,583
‫اونا فقط دارن باهاش حرف می‌زنن

244
00:16:48,666 --> 00:16:51,458
‫امروز صبح اومدن و بردنش

245
00:16:51,541 --> 00:16:55,333
‫کامپیوتر و لپ تاپش رو بردن.
‫کاملاً غافلگیرمون کردن.

246
00:16:55,416 --> 00:16:59,125
‫رئیس پلیس شهرِ کوچیک سعی داره
‫واسه خودش اسم و رسمی بهم بزنه

247
00:16:59,208 --> 00:17:02,125
‫همه‌ی این اتفاقات مسخره‌ست

248
00:17:02,208 --> 00:17:06,250
‫البته اگه از قبل بهمون خبر می‌دادن
‫به تو زنگ می‌زدیم

249
00:17:06,333 --> 00:17:07,666
‫البته که این کارو می‌کردید

250
00:17:08,500 --> 00:17:10,625
‫فقط باید از جایی که هستیم شروع کنیم

251
00:17:10,708 --> 00:17:12,017
‫- بیاید شروع کنیم
‫- چشم

252
00:17:12,041 --> 00:17:12,958
‫جوابِ اشتباه نمی‌خوام

253
00:17:13,041 --> 00:17:16,041
‫شمّت اول از همه بهت چی میگه؟

254
00:17:16,125 --> 00:17:20,291
‫می‌دونید، راستش، فکر کنم می‌تونیم قضیه‌ی
‫مظنون قتل رو بپیچونیم. خیلی ساده‌ست

255
00:17:20,375 --> 00:17:25,625
‫می‌دونی، راستش بیشتر نگرانِ افشاگری‌های
‫دیروزت هستیم

256
00:17:25,708 --> 00:17:27,125
‫«افشاگری‌ها»؟

257
00:17:28,708 --> 00:17:29,708
‫چی گفتم؟

258
00:17:30,375 --> 00:17:32,750
‫مثلاً این که تو و گریر تریسام می‌زنید؟

259
00:17:32,833 --> 00:17:36,666
‫- اوه، خب...
‫- ما شما رو زوج بی‌نقص معرفی کردیم

260
00:17:37,250 --> 00:17:39,833
‫که برای مخاطب‌های
‫دگرجنس‌گرای تک‌همسرتون جذابه

261
00:17:39,916 --> 00:17:43,500
‫ولی رابطه‌ی سه‌نفره‌ی بی‌نقص نبودید
‫که برای مخاطب‌های برد جذابه

262
00:17:43,583 --> 00:17:44,583
‫ممنون

263
00:17:46,541 --> 00:17:47,541
‫رابطه‌ی سه‌نفره؟

264
00:17:48,375 --> 00:17:49,375
‫آره

265
00:17:52,041 --> 00:17:55,708
‫اوه، اون خسته به نظر نمیاد؟
‫تگ، باید استراحت کنی

266
00:17:55,791 --> 00:17:57,083
‫

267
00:17:59,750 --> 00:18:00,875
‫آره

268
00:18:02,208 --> 00:18:03,208
‫ببخشید که مزاحم شدم

269
00:18:03,291 --> 00:18:07,208
‫مزاحم نشدی. من از بچه‌هام بعد اردوی مدرسه
‫جواب‌های درست‌تری گرفتم

270
00:18:07,291 --> 00:18:09,791
‫مأمورها این یارو رو از هواپیمای ملخی پیاده کردن

271
00:18:09,875 --> 00:18:11,875
‫اینجا رو ببین. آقای گراهام

272
00:18:13,291 --> 00:18:14,291
‫خوش اومدی

273
00:18:14,833 --> 00:18:17,833
‫نمی‌دونم اون چی بهتون گفته،
‫ولی من هیچ کاری نکردم.

274
00:18:17,916 --> 00:18:20,333
‫کارل، میشه لطفاً یه صندلی
‫برای آقای گراهام بیاری؟

275
00:18:20,416 --> 00:18:21,583
‫حتماً

276
00:18:21,666 --> 00:18:26,166
‫و می‌تونی بذاریش همین‌جا کنارِ خانم وینبری

277
00:18:29,125 --> 00:18:30,208
‫لطفاً بفرما بشین

278
00:18:31,000 --> 00:18:32,000
‫بفرمایید

279
00:18:32,666 --> 00:18:33,666
‫ممنون

280
00:18:34,291 --> 00:18:35,458
‫ممنون، کارل. می‌تونی بری

281
00:18:41,958 --> 00:18:45,583
‫من خیلی کنجکاوم بدونم...

282
00:18:47,666 --> 00:18:49,250
‫شما دوتا چطور همدیگه رو می‌شناسید

283
00:18:51,083 --> 00:18:52,083
‫ما همدیگه رو نمی‌شناسیم

284
00:18:53,166 --> 00:18:54,291
‫درسته؟

285
00:18:55,041 --> 00:19:01,958
‫پس چرا خانم وینبری به شوتر دیوال گفته
‫300 هزار دلار واسه شما واریز کنه؟

286
00:19:04,875 --> 00:19:07,333
‫خب، اون یه هدیه بود

287
00:19:08,916 --> 00:19:11,916
‫خیلی خب، چرا باید کسی
‫300 هزار دلار بهت هدیه بده؟

288
00:19:13,958 --> 00:19:16,125
‫چون خیلی محترمانه ازش خواستم

289
00:19:18,166 --> 00:19:20,000
‫تو نمی‌دونی توی چه هچلی افتادی، برودریک

290
00:19:20,083 --> 00:19:22,083
‫اوه، اینجا رو ببین.
‫ما همدیگه رو می‌شناسیم.

291
00:19:23,041 --> 00:19:24,916
‫می‌خوام یه چیزی رو خیلی واضح بگم

292
00:19:25,666 --> 00:19:26,791
‫من از هیچکس اخاذی نکردم

293
00:19:26,875 --> 00:19:28,333
‫- خیلی خب
‫- بالأخره زبون باز کرد

294
00:19:28,416 --> 00:19:31,216
‫- خیلی خوشحالم که این رو بلند گفتی
‫- ممنون که روشنش کردی

295
00:19:31,250 --> 00:19:34,375
‫- من این رو یادداشت می‌کنم
‫- شنیدی؟ آره، یادداشت کن

296
00:19:34,458 --> 00:19:37,333
‫«از هیچکس اخاذی نکردم»

297
00:19:38,791 --> 00:19:40,125
‫- متوجه شدم
‫- خوب شد گفتی

298
00:19:40,916 --> 00:19:43,416
‫- اونا سرِ کارت گذاشتن
‫- اینطور فکر می‌کنی؟

299
00:19:46,791 --> 00:19:50,041
‫ما همه تحتِ استرس و فشار قابل توجهی بودیم

300
00:19:50,125 --> 00:19:53,625
‫به خاطر اون حادثه

301
00:19:53,708 --> 00:19:55,458
‫و عقب انداختن عروسی

302
00:19:55,541 --> 00:19:58,833
‫و به خاطر اون فشار،

303
00:19:58,916 --> 00:20:05,750
‫من تسلیم ضعفِ کاملاً انسانی
‫سوءمصرف الکل شدم

304
00:20:05,833 --> 00:20:06,666
‫و ماریجوانا

305
00:20:06,750 --> 00:20:09,458
‫- نه. اون...
‫- خیلی ساده نگهش می‌داریم

306
00:20:09,541 --> 00:20:10,750
‫الکل

307
00:20:10,833 --> 00:20:11,958
‫و؟

308
00:20:12,041 --> 00:20:13,208
‫و خانواده‌ام رو دوست دارم

309
00:20:13,291 --> 00:20:16,583
‫خانواده‌ام رو دوست دارم.
‫همسرم رو دوست دارم. زندگی‌مون رو دوست دارم.

310
00:20:16,666 --> 00:20:19,416
‫به همین خاطر تصمیمِ خیلی سختی گرفتم

311
00:20:19,500 --> 00:20:24,333
‫که چند هفته برای تفکر و بهبود پیدا کردن
‫به مرکزِ ترک اعتیاد پرامیسز مالیبو برم

312
00:20:24,416 --> 00:20:27,541
‫نه. اونجا ملموس نیست. مرکز نیو اِرا

313
00:20:27,625 --> 00:20:29,265
‫- همونی که توی نیو هیونـه؟
‫- آره

314
00:20:29,291 --> 00:20:30,791
‫نه، به هیچ وجه.
‫اونجا گُه‌دونیه!

315
00:20:30,875 --> 00:20:33,791
‫- باید قشنگ باشه
‫- نه، نه، نه. توماس

316
00:20:33,875 --> 00:20:36,666
‫گُه‌دونیه. من رفتم اونجا. آدم‌هاش بدن

317
00:20:36,750 --> 00:20:38,750
‫- مرکزِ ترک اعتیاده دیگه
‫- آره

318
00:20:38,833 --> 00:20:41,500
‫می‌تونم بهشون بگم میرم نیو هیون
‫و بعدش برم اونی که توی مالیبوئه؟

319
00:20:41,583 --> 00:20:43,166
‫- نه
‫- خیلی خب

320
00:20:45,875 --> 00:20:49,625
‫خب، فکر کنم شاید بهتره بدونِ نوشیدنی
‫توی دستت امتحانش کنی

321
00:20:49,708 --> 00:20:51,625
‫- فکرِ خوبیه
‫- این فکرِ خوبیه

322
00:20:51,708 --> 00:20:54,583
‫نمی‌خواستم وقتی انجامش میدم
‫نوشیدنی رو دستم بگیرم...

323
00:20:54,666 --> 00:20:57,041
‫- نه، می‌دونم، ولی وابستگی رو نشون میده
‫- باشه

324
00:20:58,416 --> 00:20:59,916
‫یه انتقاد سازنده‌ست

325
00:21:00,000 --> 00:21:04,791
‫ما همه به خاطر حادثه تحتِ استرس عاطفی
‫قابل توجهی بودیم

326
00:21:04,875 --> 00:21:06,125
‫به خاطر اون فشار،

327
00:21:06,208 --> 00:21:12,208
‫من تسلیم ضعفِ کاملاً انسانی
‫اعتیاد به الکل شدم

328
00:21:12,291 --> 00:21:15,208
‫و به خاطر اون، تصمیمِ خیلی سختی گرفتم

329
00:21:15,291 --> 00:21:19,166
‫که چند هفته‌ی آینده رو برای تفکر
‫و بهبود پیدا کردن در...

330
00:21:20,458 --> 00:21:22,666
‫مرکز نیو اِرا در نیو هیون بگذرونم

331
00:21:23,666 --> 00:21:25,833
‫- چند دفعه قراره...
‫- خیلی سخته

332
00:21:25,916 --> 00:21:27,375
‫عالیه. واقعاً خوبه

333
00:21:29,041 --> 00:21:30,041
‫هورا!

334
00:21:35,416 --> 00:21:36,416
‫صحیح

335
00:21:41,833 --> 00:21:43,291
‫می‌دونید می‌خوام چی رو بدونم؟

336
00:21:44,500 --> 00:21:47,000
‫اون چه آتویی از شما داره، خانم وینبری؟

337
00:21:47,083 --> 00:21:49,500
‫یعنی، اون می‌دونه که شما
‫مریت موناکو رو کشتید؟

338
00:21:49,583 --> 00:21:51,000
‫یا به اون پول دادید که انجامش بده؟

339
00:21:54,625 --> 00:21:56,833
‫- تو دختره رو کشتی؟
‫- خفه شو!

340
00:21:56,916 --> 00:21:59,166
‫نه، لطفاً خفه نشو، حرف بزن

341
00:21:59,958 --> 00:22:00,958
‫آره

342
00:22:02,166 --> 00:22:04,250
‫این یعنی من مصونیت می‌گیرم؟

343
00:22:07,000 --> 00:22:08,208
‫هان؟

344
00:22:08,291 --> 00:22:09,708
‫مصونیت لازم دارید؟

345
00:22:14,083 --> 00:22:15,083
‫لازم دارم؟

346
00:22:15,958 --> 00:22:16,833
‫هی، رئیس

347
00:22:16,916 --> 00:22:19,500
‫- شوتر دیوال و وکیلش بیرون هستن
‫- خیلی خب

348
00:22:19,583 --> 00:22:20,750
‫پای اون رو وسط نکشید

349
00:22:20,875 --> 00:22:22,555
‫- این قضیه ربطی به اون نداره
‫- مرسی

350
00:22:22,625 --> 00:22:23,875
‫واقعاً، فقط بذارید بره

351
00:22:23,958 --> 00:22:26,291
‫یکی باید بهمون بگه پوله واسه چیه

352
00:22:26,375 --> 00:22:28,875
‫اون نمی‌دونه واسه چیه.
‫من ازش قرض گرفتم.

353
00:22:28,958 --> 00:22:33,041
‫باید یه بدهی رو تسویه می‌کردم!
‫یه بدهیِ 300 هزار دلاری!

354
00:22:33,125 --> 00:22:36,625
‫چون این احمقِ بی‌شعور برادرِ منه

355
00:22:36,708 --> 00:22:38,125
‫اون معتاد به قماره

356
00:22:38,208 --> 00:22:42,208
‫من سال‌هاست که بدهی‌هاش رو میدم.
‫دلیلش اینه.

357
00:22:42,291 --> 00:22:44,458
‫به همین سادگی. تموم شد رفت

358
00:22:48,958 --> 00:22:50,125
‫اون برادرته؟

359
00:22:52,000 --> 00:22:54,708
‫چیه؟ شباهت رو نمی‌بینید؟

360
00:23:07,958 --> 00:23:09,833
‫خیلی خب، پس...

361
00:23:12,125 --> 00:23:15,791
‫ارتباطت با این باند ترکیه‌ای چیه؟

362
00:23:15,875 --> 00:23:18,041
‫- خدا می‌دونه
‫- من براشون یه چیزهایی جور می‌کنم

363
00:23:18,125 --> 00:23:20,541
‫چیه، پادوشون هستی؟
‫براشون قهوه‌ای چیزی می‌گیری؟

364
00:23:20,625 --> 00:23:22,333
‫- من پادوی هیچکس نیستم
‫- نه؟

365
00:23:22,416 --> 00:23:23,416
‫کارهای دیگه‌ای می‌کنم

366
00:23:23,500 --> 00:23:26,041
‫- نه، خواهش می‌کنم بهمون بگو
‫- خیلی خب

367
00:23:26,125 --> 00:23:29,958
‫خب، باند که نیست.
‫نمیشه بهشون گفت باند.

368
00:23:30,041 --> 00:23:32,458
‫به هر دلیلی،
‫اون بهشون 300 هزار دلار بدهکار بود،

369
00:23:32,541 --> 00:23:35,916
‫الان پرداخت شده،
‫پس امیدوارم قدردان باشه.

370
00:23:36,458 --> 00:23:40,583
‫و غیر از این سفرِ کوتاه
‫دیگه قرار نیست بیاد

371
00:23:40,666 --> 00:23:42,916
‫آره. بابتش خیلی ممنونم

372
00:23:43,583 --> 00:23:46,083
‫خب، اگه باند نیست، پس چیه؟

373
00:23:48,208 --> 00:23:52,208
‫یه جور گروهه، خب؟
‫یه جور سازمانه.

374
00:23:52,291 --> 00:23:54,208
‫از تبهکارها؟

375
00:23:54,291 --> 00:23:55,750
‫صحیح. خب، چی...

376
00:23:55,774 --> 00:24:01,083
‫شما به گروهی از افراد سازمان یافته
‫که تبهکاری می‌کنن چی می‌گید؟

377
00:24:05,416 --> 00:24:06,833
‫من هیچ حرفی ندارم

378
00:24:08,166 --> 00:24:10,708
‫- چی گفتی؟
‫- من هیچ حرفی ندارم

379
00:24:11,666 --> 00:24:12,708
‫چه عجب!

380
00:24:15,208 --> 00:24:16,291
‫خیلی خب. عه...

381
00:24:17,625 --> 00:24:19,750
‫گمونم این جمع و جورش می‌کنه

382
00:24:20,791 --> 00:24:23,031
‫- پس بلیتِ هواپیمای من چی میشه؟
‫- گوش کن...

383
00:24:23,875 --> 00:24:26,166
‫شانس آوردی که با دستبند
‫از اینجا بیرون نمیری

384
00:24:26,250 --> 00:24:27,416
‫خانم وینبری

385
00:24:28,333 --> 00:24:30,541
‫شما الان می‌تونید برید

386
00:24:30,625 --> 00:24:31,958
‫- ممنون
‫- من چی؟

387
00:24:32,041 --> 00:24:34,916
‫- می‌خواید اونم با خودم ببرم؟
‫- بله، لطفاً

388
00:24:40,166 --> 00:24:41,833
‫- ممنون که تشریف آوردید
‫- ممنون

389
00:24:44,291 --> 00:24:46,583
‫لعنتی!

390
00:24:50,166 --> 00:24:52,625
‫- من که انتظارش رو نداشتم. نه
‫- منم همینطور

391
00:24:52,708 --> 00:24:54,958
‫- برگشتیم سرِ خونه‌ی اول
‫- بخشکی شانس!

392
00:24:57,625 --> 00:25:02,083
‫- من میرم با شوتر دیوال حرف می‌زنم
‫- آره. آره

393
00:25:04,708 --> 00:25:07,958
‫از همکاری‌تون ممنونم، آقای دیوال

394
00:25:08,041 --> 00:25:12,541
‫خوشبختانه الان می‌تونید برید
‫و از امکاناتِ خوبِ جزیره‌مون لذت ببرید

395
00:25:12,625 --> 00:25:14,875
‫مرسی، ولی من قبلاً بارها به اینجا اومدم

396
00:25:14,958 --> 00:25:17,791
‫اوه، واقعاً؟
‫راه خیلی دوری به نظر میاد.

397
00:25:18,500 --> 00:25:19,500
‫از منهتن؟

398
00:25:20,250 --> 00:25:21,250
‫راستش نه

399
00:25:22,208 --> 00:25:25,125
‫- موفق باشی، کارل
‫- آره، تو هم همینطور

400
00:25:31,958 --> 00:25:35,166
‫این کلیپیه که الان بیشتر از همه
‫بازدید می‌گیره،

401
00:25:35,250 --> 00:25:37,375
‫که می‌خوام همه‌تون براش آماده باشید

402
00:25:37,458 --> 00:25:39,166
‫این زیاد بد نیست

403
00:25:42,000 --> 00:25:44,291
‫- عالی هم نیست
‫- می‌خواید یکم آواز خوندنش رو بشنوید؟

404
00:25:47,458 --> 00:25:48,698
‫- سلام؟
‫- گریر!

405
00:25:48,750 --> 00:25:50,291
‫- مامان!
‫- ما برگشتیم

406
00:25:50,375 --> 00:25:52,333
‫سلام

407
00:25:52,416 --> 00:25:53,250
‫همه چی روبراهه

408
00:25:53,333 --> 00:25:56,583
‫ایشون برودریک گراهام هستن

409
00:25:56,666 --> 00:25:59,291
‫برودریک، به همه سلام کن

410
00:25:59,375 --> 00:26:00,375
‫آره؟

411
00:26:01,291 --> 00:26:03,625
‫- سلام
‫- خب، این همون کسیه که زنگ زده بود

412
00:26:03,708 --> 00:26:05,083
‫آره

413
00:26:06,208 --> 00:26:07,666
‫این برادرمه

414
00:26:11,541 --> 00:26:13,541
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟

415
00:26:13,625 --> 00:26:15,500
‫- برادرت؟
‫- خدایا!

416
00:26:17,500 --> 00:26:21,333
‫- ببخشید، این یارو برادرته؟
‫- من اصلاً نمی‌دونستم برادر داری

417
00:26:21,416 --> 00:26:23,125
‫خب، نمی‌دونستید چون...

418
00:26:23,833 --> 00:26:25,791
‫من هیچوقت بهتون نگفتم

419
00:26:25,875 --> 00:26:27,375
‫البته. چرا باید بهشون می‌گفتی؟

420
00:26:27,458 --> 00:26:29,958
‫برودریک، خواهشاً زحمت نکش
‫و به تابلوی مونه نگاه نکن. فِیکه

421
00:26:30,583 --> 00:26:31,583
‫واقعاً؟

422
00:26:33,041 --> 00:26:34,791
‫دوست دارید ما بریم؟

423
00:26:34,875 --> 00:26:38,333
‫- به نظر میاد قضیه خانوادگیه...
‫- نه، نه، خواهش می‌کنم، اینید

424
00:26:38,416 --> 00:26:39,541
‫من برم طبقه‌ی بالا؟

425
00:26:39,625 --> 00:26:43,291
‫نه، نه، نه. نه، می‌خوام همه‌تون بمونید.
‫میشه لطفاً بشینید؟

426
00:26:43,375 --> 00:26:44,750
‫چیکار می‌کنی؟

427
00:26:44,833 --> 00:26:46,333
‫نوشیدنی بیارم؟

428
00:26:46,416 --> 00:26:48,041
‫عه، الان نه. شاید بعداً

429
00:26:49,541 --> 00:26:53,583
‫خب، قراره از پلیس‌ها شکایت کنیم؟
‫چون اونا نمی‌تونن همینجوری...

430
00:26:53,666 --> 00:26:55,083
‫میگن کارِ تو بوده؟

431
00:26:55,166 --> 00:26:57,166
‫اونا فکر نمی‌کردن من مریت رو کشتم

432
00:26:57,250 --> 00:27:03,000
‫فکر می‌کردن من یه آدمکش استخدام کردم
‫که مریت رو بکشه

433
00:27:07,916 --> 00:27:08,916
‫که این کارو نکرده بودم

434
00:27:09,000 --> 00:27:10,400
‫- البته
‫- البته که همچین کاری نکردی

435
00:27:10,458 --> 00:27:13,250
‫- عزیزم، من فقط...
‫- البته که همچین کاری نکردی. فقط...

436
00:27:13,333 --> 00:27:15,875
‫عزیزم، من... یه نقشه‌ای هست

437
00:27:15,958 --> 00:27:18,500
‫عه... بری و سینتیا یه بیانیه نوشتن...

438
00:27:18,583 --> 00:27:20,833
‫- هایسینت و برد
‫- «بری» خوبه

439
00:27:21,958 --> 00:27:24,500
‫یه بیانیه نوشتن که می‌خوام بخونم

440
00:27:24,583 --> 00:27:26,625
‫من میرم بازپروری و
‫همه چی درست میشه...

441
00:27:26,708 --> 00:27:30,166
‫اون میره بازپروری و بعدش ما
‫این قضیه‌ی پلیس رو پیگیری می‌کنیم

442
00:27:30,250 --> 00:27:32,000
‫شهر کوچیک، پلیس هم که
‫عشق شهرت. ردیفه

443
00:27:32,083 --> 00:27:36,958
‫همه چی درست میشه.
‫همه چی دوباره مثل قبل میشه.

444
00:27:37,041 --> 00:27:38,083
‫هممم!

445
00:27:38,166 --> 00:27:40,958
‫نه، همه چی مثل قبل نمیشه

446
00:27:41,041 --> 00:27:43,708
‫من مثل قبل نمیشم

447
00:27:43,791 --> 00:27:47,000
‫چون واقعاً، زندگیم
‫سراسر دروغ بوده، مگه نه؟

448
00:27:47,083 --> 00:27:49,208
‫من خیلی بهتر و جالب‌تر از این حرفام، مگه نه؟

449
00:27:49,291 --> 00:27:51,166
‫داری پیاز داغش رو زیاد می‌کنی

450
00:27:51,250 --> 00:27:53,500
‫نه، تهدید بود، تگ.
‫تهدید بود.

451
00:27:53,583 --> 00:27:55,750
‫خیلی‌خب بچه‌ها، الان شمشیر رو از رو بستم

452
00:27:55,833 --> 00:27:59,541
‫من و پدرتون توی افتتاحیه‌ی گالری
‫با هم آشنا نشدیم

453
00:27:59,625 --> 00:28:02,416
‫- توی یه بار آشنا شدیم
‫- چیکار داری می‌کنی؟

454
00:28:02,500 --> 00:28:05,041
‫چیکار می‌کنم؟ دارم کار دردناک،
‫در عین حال لازم رو انجام میدم

455
00:28:05,125 --> 00:28:07,583
‫خب، من و تام هم توی بار آشنا شدیم

456
00:28:07,666 --> 00:28:10,083
‫من توی یه بار کار می‌کردم

457
00:28:10,166 --> 00:28:14,000
‫- من، هر از گاهی توی یه هتل کار می‌کردم
‫- مطمئنی می‌خوای این قصه رو جلوی...

458
00:28:14,083 --> 00:28:16,708
‫- آره. می‌خوام بگم
‫- مادرتون اهل جایی بود که

459
00:28:16,791 --> 00:28:18,875
‫فرصت‌های زیادی نبود

460
00:28:18,958 --> 00:28:20,625
‫پس مجبور بود کار کنه

461
00:28:20,708 --> 00:28:23,708
‫خیلی سخت کار می‌کرد تا
‫از پس هزینه‌های خودش بر بیاد

462
00:28:23,791 --> 00:28:29,083
‫هزینه‌های کل خانواده‌ام، همیشه
‫همینطور بوده و هنوزم هست

463
00:28:29,166 --> 00:28:32,791
‫ولی بگذریم، برگردیم سر بحث.
‫من بیزنسی بودم. (معنی دوم: همراه)

464
00:28:32,875 --> 00:28:36,708
‫- یه همراهِ درجه یک...
‫- در ازای پول با مردها سکس می‌کردم

465
00:28:36,791 --> 00:28:41,000
‫برادرم مشتری‌ها رو مدیریت می‌کرد و
‫پدرتون یکی از اون مردها بود

466
00:28:41,083 --> 00:28:44,083
‫- حالم به هم خورد لامصب
‫- وای خدا

467
00:28:51,125 --> 00:28:52,250
‫من پول ندادم

468
00:28:53,458 --> 00:28:56,166
‫- بیخیال، تگ
‫- خب، اصولاً دفعه‌ی اول...

469
00:28:56,250 --> 00:28:57,750
‫- آره. پول داد؟
‫- داد

470
00:28:57,833 --> 00:28:59,916
‫- آره. پول دادی. سه بار
‫- پول دادی، رفیق

471
00:29:00,000 --> 00:29:01,000
‫سه دفعه!

472
00:29:01,083 --> 00:29:04,083
‫خب؟ و حالا خرج همه چی رو من میدم

473
00:29:04,166 --> 00:29:06,766
‫- چه غلطی داری می‌کنی؟!
‫- چه اهمیتی داره؟ چون...

474
00:29:06,791 --> 00:29:09,375
‫- اینجا خونه‌مونـه!
‫- نه، می‌خوام فیلم بگیرن

475
00:29:09,458 --> 00:29:13,208
‫خواهش می‌کنم، پیامک بده، بنویس، هر کاری
‫می‌خوای بکن، چون دیگه اینطوری زندگی نمی‌کنم

476
00:29:13,291 --> 00:29:16,208
‫دیگه با ترس لو رفتن زندگی نمی‌کنم.
‫حالی‌تونـه؟

477
00:29:16,291 --> 00:29:20,166
‫دیگه با گندکاری تو زندگی نمی‌کنم.
‫دیگه برات لاپوشونی نمی‌کنم.

478
00:29:20,250 --> 00:29:23,583
‫دیگه با غرور و کسشعرات کاری ندارم.
‫وسلام.

479
00:29:23,666 --> 00:29:25,083
‫شنیدی؟ تموم

480
00:29:25,166 --> 00:29:30,958
‫دیگه قرار نیست مشکلات همه رو حل کنم!

481
00:29:31,708 --> 00:29:32,916
‫من دیگه نیستم!

482
00:29:33,916 --> 00:29:38,291
‫دیگه از زندگی با دروغ خسته شدم.
‫پس، همین و بس.

483
00:29:39,458 --> 00:29:40,458
‫آخی!

484
00:29:41,333 --> 00:29:42,583
‫حالا بهتر شد

485
00:29:50,875 --> 00:29:53,875
‫و به هر سؤالی که شما پسرها داشته باشید

486
00:29:53,958 --> 00:29:57,208
‫توی آشپزخونه و حین خوردن چایی جواب میدم

487
00:30:00,541 --> 00:30:02,458
‫و یه کتاب از این قصه نوشتم، اینید

488
00:30:02,541 --> 00:30:05,625
‫این مدت داشتم روش کار می‌کردم و
‫قراره بی‌نظیر بشه

489
00:30:07,875 --> 00:30:10,416
‫البته که کتابش هست.
‫همیشه یه کتاب کوفتی هست.

490
00:30:10,500 --> 00:30:12,375
‫- یا خدا!
‫- خیلی‌خب

491
00:30:14,083 --> 00:30:15,375
‫میشه موبایلم رو پس بدی؟

492
00:30:16,625 --> 00:30:18,291
‫باید باهات حرف بزنم

493
00:30:20,041 --> 00:30:21,250
‫چیه؟

494
00:30:21,333 --> 00:30:23,625
‫ببخشید. گفتی می‌خوای خوراکی بیاری؟

495
00:30:31,750 --> 00:30:33,750
‫باید یه لحظه باهات حرف بزنم، خب؟

496
00:30:33,833 --> 00:30:34,833
‫باشه

497
00:30:36,833 --> 00:30:40,750
‫خب، همین امروز مامانت بهم گفت که
‫سه تا قرص با خودش آورده بوده اینجا

498
00:30:41,958 --> 00:30:42,958
‫چه قرصی؟

499
00:30:44,416 --> 00:30:45,416
‫اونا...

500
00:30:46,083 --> 00:30:47,375
‫واسه مرگِ خود خواسته و راحت هستن

501
00:30:48,625 --> 00:30:51,458
‫- پدر، چه غلطا؟
‫- می‌دونم. می‌دونم. می‌دونم

502
00:30:52,125 --> 00:30:53,875
‫نه، باور کن، می‌دونم

503
00:30:55,291 --> 00:30:57,250
‫عزیزم، عزیزم، به من گوش کن، خب؟

504
00:30:57,833 --> 00:30:59,333
‫یکی از قرص‌ها گم شده

505
00:31:00,333 --> 00:31:03,583
‫مامان همه جا رو گشت و
‫گفت نتونسته پیداش کنه

506
00:31:06,875 --> 00:31:08,625
‫فقط همونی که به من گفتی رو بهشون بگو

507
00:31:10,958 --> 00:31:17,875
‫من...تا همین امروز خبر نداشتم که
‫مریت قرص باربیتورات مصرف کرده

508
00:31:17,958 --> 00:31:22,583
‫من...این سه تا قرص رو توی
‫کیف آرایشم با خودم آوردم

509
00:31:22,666 --> 00:31:26,708
‫یجورایی برام سوپاپ اطمینان روانی
‫بودن، محض احتیاط اگه...

510
00:31:28,208 --> 00:31:29,666
‫یهویی اوضاع بی‌ریخت شد

511
00:31:29,750 --> 00:31:31,958
‫خیلی حواسش به قرص‌ها بوده، سرکار

512
00:31:32,041 --> 00:31:34,666
‫از بقیه‌ی داروها جدا گذاشته بودش

513
00:31:34,750 --> 00:31:36,666
‫گذاشته بودم‌شون توی این جیب کوچیکه

514
00:31:36,750 --> 00:31:38,590
‫- و سه تا بودن
‫- جیب کوچیکه

515
00:31:38,625 --> 00:31:40,041
‫ولی وقتی نگاه کردم...

516
00:31:43,250 --> 00:31:44,416
‫فقط دو تا بودن

517
00:31:45,708 --> 00:31:48,541
‫اون‌وقت دیگه چه کسی به
‫داروهاتون دسترسی داشته؟

518
00:31:48,625 --> 00:31:50,500
‫- هیچکس
‫- همه

519
00:31:50,583 --> 00:31:52,250
‫همه‌ی افراد داخل خونه

520
00:31:52,333 --> 00:31:53,458
‫همه؟

521
00:31:57,375 --> 00:31:58,375
‫چیه؟

522
00:31:58,958 --> 00:31:59,958
‫رولت

523
00:32:01,791 --> 00:32:02,916
‫رولتِ؟ قرص

524
00:32:03,958 --> 00:32:05,666
‫رولت؟ یعنی چی؟

525
00:32:05,750 --> 00:32:08,916
‫- برادرش، توماس...
‫- برادرم توماس...

526
00:32:09,000 --> 00:32:11,375
‫- قرص می‌دزده
‫- همیشه‌ی خدا قرص کش میره

527
00:32:11,458 --> 00:32:14,166
‫خب، این قرص‌ها دقیقاً چی هستن، خانم ساکس؟

528
00:32:16,791 --> 00:32:18,208
‫پنتوباربیتال هستن

529
00:32:19,250 --> 00:32:20,916
‫ولی فقط یه قرص اونو نمی‌کُشت

530
00:32:21,500 --> 00:32:23,083
‫ولی کله‌پاش می‌کرد

531
00:32:23,166 --> 00:32:25,000
‫این قرص‌ها رو از کجا گیر آوردید؟

532
00:32:29,375 --> 00:32:32,250
‫یه مرد جوان توی گروه
‫حمایتی سرطان برام جورشون کرد

533
00:32:32,875 --> 00:32:34,250
‫هر سه تا رو که با هم بندازی...

534
00:32:40,458 --> 00:32:42,125
‫- که اینطور
‫- خیلی‌خب، ممنون

535
00:32:42,208 --> 00:32:44,750
‫- بله، خیلی ممنون که وقت گذاشتید
‫- خیلی ممنون

536
00:32:49,291 --> 00:32:52,333
‫طوری نیست، مامان.
‫تقصیر تو نیست.

537
00:32:54,083 --> 00:32:55,083
‫تقصیر تو نیست

538
00:32:56,791 --> 00:32:57,958
‫ای عوضی

539
00:32:59,125 --> 00:33:02,958
‫از مامانِ رو به موتم قرص می‌دزدی و
‫میدی به بهترین دوستم و

540
00:33:03,041 --> 00:33:04,750
‫- اون میفته می‌میره؟
‫- چـی؟!

541
00:33:04,833 --> 00:33:07,708
‫اصلاً می‌دونی چه لاشی آشغالی هستی؟

542
00:33:07,791 --> 00:33:09,375
‫- چی کار کرده؟
‫- نزن

543
00:33:09,458 --> 00:33:13,583
‫منظورم بازی رولتِ قرصـه،
‫معتاد قرص‌دزد مُفنگی!

544
00:33:13,666 --> 00:33:15,250
‫- کافیه
‫- خیلی‌خب، بسه!

545
00:33:15,333 --> 00:33:18,416
‫توماس، می‌خوایم باهات حرف بزنیم.
‫باهامون بیا پاسگاه.

546
00:33:18,500 --> 00:33:19,833
‫البته. با کمال میل. بریم

547
00:33:19,916 --> 00:33:22,208
‫فقط این عفریته‌ی روانی رو ازم دور کنید

548
00:33:25,333 --> 00:33:26,750
‫- تو خوبی؟
‫- دارمش

549
00:33:28,333 --> 00:33:31,041
‫- چیکار کرده؟
‫- شوهرت یه عوضی لاشیـه!

550
00:33:40,875 --> 00:33:43,125
‫حالت چطوره؟

551
00:33:44,333 --> 00:33:46,166
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم ببینمش

552
00:33:49,916 --> 00:33:51,666
‫دیگه نمی‌تونم باهاش حرف بزنم

553
00:33:56,083 --> 00:33:58,250
‫دیگه نمی‌تونم بهش بگم چه آشغالی‌ام

554
00:33:58,333 --> 00:34:03,333
‫آهای، درمورد خودت اینطوری حرف نزن

555
00:34:06,125 --> 00:34:11,208
‫این فکر از سرم نمیره که
‫یجورایی مقصر این قضایا منم

556
00:34:13,583 --> 00:34:17,000
‫می‌دونی، من می‌دونستم بیماری مادرت وخیمـه

557
00:34:17,750 --> 00:34:21,666
‫می‌دونستم چقدر دودل هستی،
‫ولی بازم ازت خواستگاری کردم

558
00:34:26,083 --> 00:34:28,958
‫و بعدش، می‌دونی، بعد اینکه تو و...

559
00:34:30,791 --> 00:34:35,875
‫واقعاً می‌خواستم روت این برچسب رو بزنم:
‫«زنی که بهم دروغ گفت»

560
00:34:37,750 --> 00:34:41,000
‫ولی حقیقت اینـه که، تو بُعد مثبت هم خیلی داری

561
00:34:42,333 --> 00:34:45,166
‫تو «زنی که الهام‌بخشم بود،

562
00:34:45,833 --> 00:34:48,750
‫زنی که طوری منو خندوند که کم مونده بود
‫آبجو بپره توی گلوم و خفه بشم»

563
00:34:50,750 --> 00:34:51,916
‫«زنی که واقعاً...

564
00:34:54,041 --> 00:34:55,833
‫از ته دل دوستش داشتم»

565
00:35:02,291 --> 00:35:07,166
‫تو که...گمونم اینو نمی‌خوای؟
‫بهتره بذاریم همینجا بمونه

566
00:35:10,375 --> 00:35:11,375
‫باشه

567
00:35:14,958 --> 00:35:16,458
‫تنهات می‌ذارم که خلوت کنی

568
00:36:05,125 --> 00:36:06,250
‫اووه!

569
00:36:11,083 --> 00:36:12,083
‫عالی

570
00:36:16,291 --> 00:36:18,250
‫آره، من قرصش رو برداشتم

571
00:36:18,333 --> 00:36:21,041
‫من از همه قرص کش میرم.
‫این جرمـه؟

572
00:36:21,125 --> 00:36:22,291
‫آره!

573
00:36:23,083 --> 00:36:26,125
‫اوه!

574
00:36:28,958 --> 00:36:30,750
‫خب من هیچ کاری باهاش نکردم، پس...

575
00:36:30,833 --> 00:36:32,875
‫خب شاید مریت کرده،
‫بعد اینکه تو بهش دادی

576
00:36:32,958 --> 00:36:36,000
‫چرا باید بدمش به مریت؟
‫فکر می‌کردم اکسی‌کدون‌ـه

577
00:36:38,250 --> 00:36:39,791
‫نگهش داشتم واسه خودم

578
00:36:39,875 --> 00:36:42,125
‫خیلی‌خب، باهاش چیکار کردی؟
‫کجا گذاشتیش؟

579
00:36:42,208 --> 00:36:43,208
‫نمی‌دونم

580
00:36:45,958 --> 00:36:50,375
‫ببین، اون توی منزل والدینت مُرده

581
00:36:50,458 --> 00:36:53,000
‫و اگه بتونیم اثبات کنیم که
‫به خاطر سهل‌انگاری تو

582
00:36:53,001 --> 00:36:55,791
‫پنتوباربیتال وارد جریان خونش شده،

583
00:36:55,875 --> 00:36:59,708
‫اون‌وقت نه تنها پای خودت،
‫بلکه پای والدینت هم گیره

584
00:36:59,791 --> 00:37:02,750
‫و بعید می‌دونم ازتون شکایت نشه،

585
00:37:02,833 --> 00:37:06,333
‫مخصوصاً اگه قوم و خویشی داشته باشه که
‫چشمشون دنبال چند قرون پول باشه

586
00:37:06,416 --> 00:37:10,833
‫غافلگیر میشی که بفهمی
‫ملت چقدر سریع از مرگِ

587
00:37:11,458 --> 00:37:15,291
‫یه پسرعمو یا خواهرزاده‌ای که
‫باهاش ارتباط نداشتن ناراحت میشن

588
00:37:15,375 --> 00:37:17,750
‫وقتی می‌فهمن پای چند میلیون دلار پول وسطـه

589
00:37:19,625 --> 00:37:20,625
‫همممم

590
00:37:24,083 --> 00:37:25,083
‫ایزابل

591
00:37:26,583 --> 00:37:28,625
‫- چیه؟
‫- وای، کیر توش!

592
00:37:29,916 --> 00:37:30,916
‫چیه؟

593
00:37:31,541 --> 00:37:34,375
‫- ایزابل چی؟
‫- وای، کیر توش

594
00:37:34,458 --> 00:37:36,708
‫آره، همه‌اش تقصیر منـه

595
00:37:37,708 --> 00:37:41,833
‫خب، پدرم مریت رو یه مقدار...

596
00:37:42,833 --> 00:37:43,666
‫حامله کرده بود

597
00:37:43,750 --> 00:37:46,958
‫و می‌خواست بچه رو نگه داره. خب؟

598
00:37:47,041 --> 00:37:52,708
‫پس من هم کاری رو کردم که
‫هر پسر خوبی می‌کنه و سعی کردم

599
00:37:54,458 --> 00:37:57,000
‫ماجرا رو حل و فصل کنم

600
00:38:00,083 --> 00:38:02,500
‫پس... کاری که کردم این بود

601
00:38:07,875 --> 00:38:09,291
‫اسلحه‌ی پدربزرگم رو برداشتم

602
00:38:09,375 --> 00:38:10,416
‫چی؟

603
00:38:10,500 --> 00:38:13,166
‫و بعدش مریت رو توی ساحل پیدا کردم

604
00:38:13,250 --> 00:38:14,250
‫فقط گوش کنید

605
00:38:15,666 --> 00:38:16,666
‫وای خدا

606
00:38:19,125 --> 00:38:23,041
‫خلاصه، قرار بود فقط یه‌کم بترسونمش

607
00:38:23,125 --> 00:38:26,250
‫فقط بهش بگم «از شر اون بچه خلاص شو»

608
00:38:27,958 --> 00:38:28,958
‫ولی بعدش،

609
00:38:30,125 --> 00:38:31,416
‫عذاب وجدان گرفتم، پس...

610
00:38:32,833 --> 00:38:34,166
‫- توماس؟
‫- وای، کیر توش

611
00:38:35,291 --> 00:38:37,375
‫دیوونه شدی؟

612
00:38:38,125 --> 00:38:39,833
‫اسلحه دستتـه

613
00:38:39,916 --> 00:38:44,208
‫اون قراره کیر بزنه به همه چی

614
00:38:45,041 --> 00:38:47,833
‫اون فقط یه دختر عاشق‌پیشه‌ست

615
00:38:47,916 --> 00:38:49,208
‫طفلکی

616
00:38:49,791 --> 00:38:52,166
‫اون آخر و عاقبت خوشی نداره

617
00:38:53,583 --> 00:38:55,375
‫از این بابت مطمئن باش

618
00:38:57,166 --> 00:39:00,125
‫تصمیم گرفتم برم خونه و بخوابم

619
00:39:04,125 --> 00:39:06,041
‫دارم بهتون میگم، کار اون بوده

620
00:39:06,958 --> 00:39:08,500
‫همیشه از جاساز قرص‌هام کش میره

621
00:39:08,583 --> 00:39:10,500
‫و تازه با مریت یه نوشیدنی خورده بود

622
00:39:10,583 --> 00:39:13,916
‫آره، ولی چرا باید ایزابل بخواد
‫مریت رو به قتل برسونه؟

623
00:39:14,000 --> 00:39:15,000
‫پول

624
00:39:16,083 --> 00:39:17,666
‫پول دیگه!

625
00:39:17,750 --> 00:39:18,791
‫آ...

626
00:39:18,875 --> 00:39:23,000
‫ببینید، من بهش حدوداً دو،
‫دو و نیم میلیون دلاری بدهکارم

627
00:39:23,583 --> 00:39:29,416
‫اون می‌دونه وقتی کوچیک‌ترین برادرم 18 سالش
‫بشه، سپرده بانکی و سهم ارثم بهم می‌رسه

628
00:39:29,500 --> 00:39:30,541
‫طبق وصیت‌نامه

629
00:39:30,625 --> 00:39:33,958
‫حالا، اگه پدرم و مریت بچه‌دار می‌شدن،

630
00:39:35,125 --> 00:39:37,541
‫زمان دسترسی به میراث به طور خودکار
‫از اول شروع میشه

631
00:39:38,250 --> 00:39:42,125
‫و هیچکس تا 18 سال آینده
‫نمی‌تونه به اون پول دست بزنه

632
00:39:42,875 --> 00:39:45,625
‫بعلاوه، باید به جای سه قسمت
‫به چهار قسمت تقسیمش کنیم

633
00:39:45,708 --> 00:39:47,625
‫پس خودتون حساب‌کتاب کنید، نابغه‌ها

634
00:39:50,250 --> 00:39:52,333
‫دو و نیم میلیون دلار

635
00:39:53,833 --> 00:39:56,041
‫من هم شاید واسه همچین پولی آدم بکُشم

636
00:40:00,750 --> 00:40:04,000
‫اگه تونستید موبایلم و یه نوشابه بهم بدید

637
00:40:12,000 --> 00:40:14,583
‫نکنه کسخل شدید؟

638
00:40:16,625 --> 00:40:18,666
‫مدرک‌تون اینـه؟

639
00:40:19,958 --> 00:40:22,458
‫مثل خلافکارها منو کِشوندید اینجا

640
00:40:22,541 --> 00:40:26,875
‫چون با شرابم قرص زاناکس قاطی کردم؟

641
00:40:32,333 --> 00:40:35,125
‫شما توی هر گوشه‌ای سرک می‌کشید

642
00:40:37,791 --> 00:40:39,791
‫جز اون گوشه‌ای که باید بررسیش کنید

643
00:40:40,375 --> 00:40:45,916
‫در حالی که بقیه‌مون نشستیم و
‫کتاب‌های فرودگاه رو می‌خونیم

644
00:40:47,500 --> 00:40:49,166
‫گوشه‌ای که باید بررسی کنیم؟

645
00:40:49,250 --> 00:40:53,500
‫گفتی توی هر گوشه‌ای سرک می‌کشیم
‫جز اونجایی که لازمه؟

646
00:40:53,583 --> 00:40:55,541
‫منظورم اینـه که...

647
00:40:55,625 --> 00:40:57,625
‫چرا من باید به خاطر پول کسی رو بکُشم؟

648
00:40:59,333 --> 00:41:00,333
‫نگاهم کنید

649
00:41:01,875 --> 00:41:02,875
‫خدایی

650
00:41:06,000 --> 00:41:09,083
‫من یه مقدار پول به توماس دادم

651
00:41:09,666 --> 00:41:12,125
‫پول خیلی زیادی بهش دادم

652
00:41:12,208 --> 00:41:19,208
‫ولی هر خری که خیال کنه یکی مثل توماس
‫قراره پولش رو پس بده، احمقـه

653
00:41:20,000 --> 00:41:21,666
‫نه؟ هان؟

654
00:41:22,750 --> 00:41:26,208
‫زن‌های زیبا برای پول و سکس آدم نمی‌کُشن

655
00:41:26,916 --> 00:41:29,791
‫لب تر کنن این چیزها در اختیارشونـه

656
00:41:29,875 --> 00:41:33,083
‫زن‌ها برای قدرت و موقعیت آدم می‌کُشن

657
00:41:33,166 --> 00:41:36,125
‫واسه ادب کردن یه مرد آدم می‌کُشن

658
00:41:37,125 --> 00:41:40,833
‫تو هم هدفت همین بود؟
‫تگ رو ادب می‌کردی؟

659
00:41:41,833 --> 00:41:42,708
‫من؟

660
00:41:42,791 --> 00:41:45,208
‫وقتی اون مُرد، حتی من اونجا نبودم

661
00:41:46,500 --> 00:41:47,791
‫خب کجا بودی؟

662
00:41:55,541 --> 00:41:58,166
‫راننده گفت جفت‌شون مست و پاره بودن

663
00:41:58,250 --> 00:42:00,291
‫و از خونه‌ی وینبری سوارشون کرده بوده؟

664
00:42:00,375 --> 00:42:01,375
‫آره

665
00:42:01,916 --> 00:42:04,083
‫اونا رو برده هتل «سند دالر»

666
00:42:06,625 --> 00:42:08,125
‫انگار خیلی عجله داشتن

667
00:42:23,250 --> 00:42:27,375
‫میشه این گفتگو با خدمتکار رو
‫با من نگاه کنید؟

668
00:42:32,583 --> 00:42:33,583
‫خانم اَبی؟

669
00:42:34,250 --> 00:42:37,583
‫من برای اون کار نمی‌کنم،
‫ولی همچنان بهم امر و نهی می‌کنه

670
00:42:38,208 --> 00:42:41,166
‫دیشب آقای توماس حتی
‫توی تخت‌خوابش نخوابید

671
00:42:42,291 --> 00:42:46,875
‫خیلی‌خب. اَبی بهم گفته بود که
‫تامی توی تخت‌خوابش خوابیده

672
00:42:46,958 --> 00:42:51,208
‫و الان تأیید کردیم که ایزابل و توماس
‫توی هتل «سند دالر» بودن

673
00:42:51,291 --> 00:42:53,166
‫به نظر هم نمی‌اومد که قراره بره خونه پیش زنش

674
00:42:53,250 --> 00:42:56,166
‫آره، ولی اَبی مشخصاً دروغ گفته

675
00:42:56,833 --> 00:43:00,291
‫شاید خجالت می‌کشیده که شوهرش
‫رابطه‌ی خارج از ازدواج داره

676
00:43:00,375 --> 00:43:01,375
‫نه

677
00:43:02,125 --> 00:43:03,750
‫نه، بزرگ‌تر از این حرفاست

678
00:43:03,833 --> 00:43:05,458
‫خیلی‌خب، صبر کنید. بازم هست

679
00:43:05,541 --> 00:43:06,625
‫ولی بازم،

680
00:43:08,000 --> 00:43:09,541
‫«ملافه‌هام رو بشور، گوشیا»

681
00:43:09,625 --> 00:43:11,500
‫«شلوارم رو بشور، گوشیا»

682
00:43:11,583 --> 00:43:13,625
‫«لیوان آبم رو بشور، گوشیا»

683
00:43:14,458 --> 00:43:19,583
‫«لیوان آبم رو با آب داغ بشور، گوشیا»

684
00:43:22,875 --> 00:43:25,083
‫بهش گفتم لیوان رو شستم

685
00:43:28,958 --> 00:43:30,666
‫ولی نشسته بودمش

686
00:43:32,791 --> 00:43:36,125
‫خب، صبح روزی که جسد رو پیدا کردن،

687
00:43:36,875 --> 00:43:40,291
‫داشتم توی آشپزخونه با اَبی حرف می‌زدم و
‫اون داشت یه لیوان می‌شست

688
00:43:41,083 --> 00:43:43,208
‫و به نظر خیلی مضطرب بود

689
00:43:52,875 --> 00:43:54,833
‫ممکنه همون لیوانی باشه که
‫پنتوباربیتال توش بوده؟

690
00:43:57,291 --> 00:44:00,791
‫انگیزه‌ای که توماس شرح داد،
‫از همه بیشتر با عقل جور در میاد

691
00:44:00,875 --> 00:44:01,791
‫- پول
‫- پول

692
00:44:01,875 --> 00:44:04,166
‫چون وقتی پای امثال اینا وسط باشه،
‫همیشه مسئله پولـه

693
00:44:04,250 --> 00:44:05,083
‫صحیح

694
00:44:05,166 --> 00:44:08,416
‫پس پزشکی قانونی چیزی از اون لیوان در نمیاره

695
00:44:08,500 --> 00:44:11,958
‫اون ماده که روی ساقه‌ی موهاش بوده چی؟
‫گلیسرین بوده؟

696
00:44:18,249 --> 00:44:21,249
‫« گزارش پزشکی قانونی: م.موناکو »

697
00:44:21,250 --> 00:44:22,458
‫لعنت به من

698
00:44:25,083 --> 00:44:26,458
‫الان من بازداشتم؟

699
00:44:28,375 --> 00:44:31,791
‫آهای، من الان واقعاً بازداشت شدم؟

700
00:44:31,875 --> 00:44:34,916
‫من بازداشت شدم یا
‫می‌تونم برم یه چیزی بخورم؟

701
00:44:35,000 --> 00:44:36,541
‫میشه یکی به زنم زنگ بزنه؟

702
00:44:39,250 --> 00:44:40,416
‫آ...

703
00:44:42,083 --> 00:44:46,541
‫مادرشوهر دوستم غول لوازم آرایشی کُره‌ایـه

704
00:44:46,625 --> 00:44:49,416
‫پوستش محشره

705
00:44:49,500 --> 00:44:53,750
‫چون اونجا، اجازه‌ی استفاده از پوستِ
‫ختنه‌گاه نوزاد و جفتِ جنین گاو رو دارن

706
00:44:54,416 --> 00:44:55,583
‫خیلی نامردیـه

707
00:44:56,607 --> 00:45:03,607


708
00:45:04,625 --> 00:45:06,458
‫- سلام
‫- سلام

709
00:45:07,500 --> 00:45:11,375
‫دیگه از کارش چیزی نمونده،
‫فقط یه سری کاغذ بازی

710
00:45:11,458 --> 00:45:15,291
‫خوبه. گمونم به قدر کافی بوی
‫اسپری خوش‌بو کننده رفت توی دماغ‌مون

711
00:45:15,375 --> 00:45:17,875
‫آره. من هم به ماست ویار داشتم

712
00:45:17,958 --> 00:45:19,041
‫پیف پیف!

713
00:45:20,041 --> 00:45:23,125
‫کسی توی پنجاه متریم ماست
‫باز می‌کرد، حالم بد می‌شد...

714
00:45:27,875 --> 00:45:29,875
‫خب...

715
00:45:32,125 --> 00:45:36,666
‫می‌دونستی ایزابل نالی
‫به توماس وام داده؟

716
00:45:38,208 --> 00:45:40,791
‫می‌دونستم اون سرمایه‌گذاریش رو مدیریت می‌کنه

717
00:45:40,875 --> 00:45:43,458
‫ولی اگه ایزابل اسمش رو می‌ذاره وام، اوکیه

718
00:45:43,541 --> 00:45:47,000
‫نه، نه، راستش توماس خودش گفت وام، ولی آره

719
00:45:47,583 --> 00:45:50,250
‫گمونم بالای دو میلیون دلار بهش بدهکاره

720
00:45:51,125 --> 00:45:53,500
‫من زیاد درگیر مسائل مالی نمیشم

721
00:45:53,583 --> 00:45:54,583
‫صحیح

722
00:45:54,666 --> 00:45:58,708
‫قرص‌هاش رو برمی‌داره، همیشه
‫می‌زنه به جاسازش. یا خدا!

723
00:45:58,791 --> 00:46:00,333
‫همیشه سرش توی همه‌چیزه

724
00:46:01,166 --> 00:46:04,458
‫قرص‌های تام، ویسکی تگ،
‫ازدواج گریر

725
00:46:05,416 --> 00:46:07,750
‫به نظرت ایزابل داشته سر تگ کِرم می‌ریخته؟

726
00:46:07,833 --> 00:46:10,416
‫گمونم به هر دری می‌زنه که
‫یه چیزی دستش رو بگیره

727
00:46:10,500 --> 00:46:13,666
‫حتی اگه احیاناً اون کیر
‫مال شوهر یکی دیگه هم باشه...

728
00:46:14,708 --> 00:46:15,791
‫حیف شد

729
00:46:15,875 --> 00:46:16,958
‫آره

730
00:46:17,625 --> 00:46:18,958
‫آره، اون...

731
00:46:19,750 --> 00:46:22,458
‫اگه مادرم بود، از کلمه‌ی
‫«بی‌بند و بار» استفاده می‌کرد

732
00:46:22,541 --> 00:46:25,791
‫خب، از نظر من فاحشگی خجالت نداره

733
00:46:26,416 --> 00:46:27,416
‫ولی...

734
00:46:28,166 --> 00:46:29,541
‫محاله کُسش تنگ باشه

735
00:46:32,291 --> 00:46:35,666
‫آره، آره. خانم‌ها، مواظب باشید
‫شلوار شوهرتون دو تا نشه...!

736
00:46:35,750 --> 00:46:37,916
‫چه خوب که اون شب
‫شوهرت اومد پیشت خوابید

737
00:46:38,875 --> 00:46:40,000
‫- توماس؟
‫- آره

738
00:46:41,000 --> 00:46:43,208
‫- سلام عزیزم
‫- عه! اومد

739
00:46:44,000 --> 00:46:45,625
‫آره، آره

740
00:46:45,708 --> 00:46:48,458
‫اون روز گفتی ساعت 10:30 رفتی توی تخت

741
00:46:48,541 --> 00:46:50,000
‫چند باری بیدار شدی و

742
00:46:50,083 --> 00:46:52,458
‫یه بارش موقعی بود که توماس اومد روی تخت

743
00:46:52,541 --> 00:46:54,916
‫- اوهوم. آره
‫- درسته. باشه

744
00:46:55,000 --> 00:46:57,208
‫- خیلی‌خب
‫- از دیدنت خوشحال شدم

745
00:46:57,291 --> 00:46:59,708
‫- حاضری؟
‫- آره. بیا گورمون رو از اینجا گم کنیم

746
00:46:59,791 --> 00:47:01,375
‫بوی گند بیکن میاد

747
00:47:02,125 --> 00:47:03,291
‫باشه

748
00:47:03,833 --> 00:47:06,625
‫کلِ روز هیچ بهم ندادن بخورم

749
00:47:06,708 --> 00:47:08,250
‫باورت میشه لعنتی؟

750
00:47:17,916 --> 00:47:21,250
‫جلوی اون دو تا پلیس نشسته بودم

751
00:47:21,333 --> 00:47:22,833
‫داشتن دست و پا می‌زدن

752
00:47:22,916 --> 00:47:25,500
‫رسماً فلج مغزی هستن.
‫هیچ خبری نیست.

753
00:47:25,583 --> 00:47:30,666
‫و برای من خیلی تابلوئـه که
‫کار ایزابل بوده،

754
00:47:31,500 --> 00:47:33,875
‫- به خاطر پول ارث و میراث
‫- درسته

755
00:47:33,958 --> 00:47:37,416
‫- و تو به زودی 18 سالت میشه
‫- چی داره میگه؟ کار ایزابل بوده؟

756
00:47:37,500 --> 00:47:40,708
‫توماس روی پول ارث حساب کرده بود

757
00:47:40,791 --> 00:47:43,791
‫تا پولی که ایزابل بهش وام داده بود رو پس بده

758
00:47:44,583 --> 00:47:48,500
‫ولی این اتفاق فقط وقتی میفته که
‫ویل 18 سالش بشه

759
00:47:48,583 --> 00:47:50,666
‫که همین چند هفته‌ی دیگه‌ست

760
00:47:50,750 --> 00:47:53,166
‫- خب، تولدت کِیه؟
‫- نهم آگوست

761
00:47:53,250 --> 00:47:55,666
‫- آره. خب...
‫- چرا تولدم رو نمی‌دونه؟

762
00:47:55,750 --> 00:47:58,166
‫با وضعیتِ مریت...

763
00:47:58,250 --> 00:48:00,375
‫- چون حامله شده بوده؟
‫- آره

764
00:48:01,250 --> 00:48:03,291
‫این دسترسی به حساب بانکی رو عقب می‌نداخت؟

765
00:48:03,375 --> 00:48:04,833
‫18 سال!

766
00:48:04,916 --> 00:48:08,333
‫و اون بچه می‌شد جوون‌ترین وینبری، پس...

767
00:48:11,958 --> 00:48:14,333
‫پس همه‌اش به خاطر پول بوده

768
00:48:18,125 --> 00:48:20,625
‫ببخشید سرزده اومدیم، خانم وینبری

769
00:48:20,708 --> 00:48:23,833
‫باید یه بار دیگه منزل‌تون رو بگردیم

770
00:48:23,916 --> 00:48:25,333
‫اَبی استکوس وینبری؟

771
00:48:26,083 --> 00:48:28,958
‫شما به خاطر قتل مریت موناکو بازداشت هستید

772
00:48:29,041 --> 00:48:31,250
‫- چی؟
‫- حق دارید سکوت اختیار کنید

773
00:48:31,333 --> 00:48:33,916
‫- هر حرفی که بزنید می‌تونه در دادگاه...
‫- شوخی‌تون گرفته؟

774
00:48:34,000 --> 00:48:35,875
‫- اشتباه شده
‫- نه، اشتباهی در کار نیست

775
00:48:35,958 --> 00:48:38,878
‫- دستات رو ببر پشت سرت
‫- حق داری با وکیل مشورت کنی

776
00:48:38,958 --> 00:48:40,558
‫- آره. زنگ بزن وکیل، تام
‫- برگرد عقب

777
00:48:40,583 --> 00:48:44,291
‫و موقع بازجویی وکیلت
‫می‌تونه کنارت حاضر باشه

778
00:48:44,375 --> 00:48:46,000
‫من نمی‌تونم برم زندان، حامله‌ام

779
00:48:47,333 --> 00:48:49,083
‫آره، این که قانون نیست

780
00:48:49,166 --> 00:48:51,208
‫اگه پول وکیل گرفتن نداشته باشید

781
00:48:51,291 --> 00:48:55,041
‫قبل از هرگونه بازجویی یه وکیل
‫تسخیری براتون معین میشه. اگه...

782
00:48:55,125 --> 00:48:57,583
‫تام، واسه یه بارم که شده
‫توی زندگیت یه غلطی بکن!

783
00:48:57,666 --> 00:49:00,250
‫هر موقع بخواید می‌تونید
‫از این حقوق استفاده کنید...

784
00:49:00,333 --> 00:49:03,041
‫و هیچ سؤالی رو جواب ندید و...

785
00:49:21,708 --> 00:49:22,708
‫وای، کیر توش!

786
00:49:38,958 --> 00:49:39,958
‫سلام

787
00:49:41,125 --> 00:49:42,791
‫اوه!

788
00:49:42,875 --> 00:49:45,250
‫- سلام
‫- برات نوشیدنی خنک آوردم

789
00:49:45,333 --> 00:49:47,250
‫ممنون

790
00:49:56,541 --> 00:49:58,333
‫- پام رو بُریدم
‫- ای وای

791
00:50:06,791 --> 00:50:10,208
‫- مردها خیلی لاشی هستن
‫- آره، گل گفتی

792
00:50:11,750 --> 00:50:15,833
‫نمیشه بهشون اعتماد کنی که
‫بهت خیانت نکنن و دروغ نگن

793
00:50:19,083 --> 00:50:21,833
‫واقعاً واسه هیچ کار مهمی
‫نمیشه بهشون اعتماد کرد

794
00:50:23,291 --> 00:50:24,291
‫می‌دونی؟

795
00:50:27,041 --> 00:50:28,958
‫درسته، اگه بخوای یه کاری
‫درست انجام بشه،

796
00:50:29,041 --> 00:50:30,958
‫باید خودت انجامش بدی

797
00:50:35,583 --> 00:50:38,333
‫شرط می‌بندم اولین بار یه زن این جمله رو گفته

798
00:50:39,333 --> 00:50:42,583
‫کمکم می‌کنه قبل خواب
‫شنای خوبی داشته باشم

799
00:50:44,916 --> 00:50:45,916
‫می‌خوای؟

800
00:50:47,416 --> 00:50:48,416
‫آره

801
00:50:52,208 --> 00:50:53,208
‫چرا که نه؟

802
00:52:00,458 --> 00:52:02,791
‫حقوقی که الان برات توضیح دادم رو متوجه شدی؟

803
00:52:02,875 --> 00:52:03,875
‫نه، نشدم!

804
00:52:06,416 --> 00:52:09,541
‫حق داری سکوت اختیار کنی...

805
00:52:09,625 --> 00:52:11,541
‫حق داری سکوت اختیار کنی

806
00:52:12,541 --> 00:52:15,041
‫هر حرفی که بزنی می‌تونه
‫علیه‌ات توی دادگاه...

807
00:52:15,125 --> 00:52:17,250
‫اوه! لامصب!

808
00:52:18,916 --> 00:52:19,916
‫گریر!

809
00:52:31,958 --> 00:52:33,041
‫چه غلطا؟

810
00:52:34,625 --> 00:52:37,333
‫خانم وینبری، میشه به سمت راست بچرخید؟

811
00:52:40,625 --> 00:52:41,958
‫و چپ‌تون

812
00:52:46,250 --> 00:52:47,333
‫دوباره رو به جلو

813
00:52:52,166 --> 00:52:54,625
‫- تموم شد
‫- بله. می‌تونید بیاید بیرون

814
00:53:13,250 --> 00:53:14,666
‫می‌دونی چیش خنده‌داره؟

815
00:53:16,583 --> 00:53:18,250
‫اصلاً به ذهن من نرسید

816
00:53:18,916 --> 00:53:20,541
‫حتی یه بارم

817
00:53:24,000 --> 00:53:25,958
‫که شاید واقعاً ترکم کنی

818
00:53:45,791 --> 00:53:46,958
‫تو همینجا بمون

819
00:53:48,666 --> 00:53:51,250
‫به هر حال قرار بود بعدی رو
‫از داخل شهر بنویسم

820
00:54:00,916 --> 00:54:02,125
‫قراره بترکونی

821
00:54:11,625 --> 00:54:12,625
‫می‌دونم

822
00:54:57,875 --> 00:54:58,958
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

823
00:55:11,375 --> 00:55:13,791
‫- توماس کجاست؟
‫- گمونم توی خونه‌ست

824
00:55:16,541 --> 00:55:17,958
‫اووه!

825
00:55:23,666 --> 00:55:26,500
‫کلوئی، یالا، گوشی‌مو پس بده.
‫پسش بده.

826
00:55:26,583 --> 00:55:27,583
‫- وایسا
‫- چیه؟

827
00:55:27,666 --> 00:55:29,125
‫واقعاً فیلتر اینستاگرامی خفنیـه

828
00:55:29,208 --> 00:55:31,583
‫وای خدا، فیلتر اینستاگرام؟
‫زده به سرت؟

829
00:55:31,666 --> 00:55:34,083
‫درست مثل همه‌ی هم‌نسلی‌هامون هستی

830
00:55:34,166 --> 00:55:36,166
‫- وای خدا. خیلی باحالی
‫- فقط می‌خوای...

831
00:55:36,250 --> 00:55:39,250
‫می‌دونی چیه، اتفاقاً من خیلی خفنم.
‫بین ما دو تا،

832
00:55:39,333 --> 00:55:41,875
‫مقایسه کنیم من خفن‌ترم...

833
00:55:43,375 --> 00:55:44,458
‫آقای تگ

834
00:55:55,916 --> 00:55:57,875
‫توماس! توماس!

835
00:56:04,166 --> 00:56:06,291
‫- ایزابل، من فرانسوی بلد نیستم عزیزم
‫- آره

836
00:56:06,375 --> 00:56:08,851
‫- ولی قضیه اونی نیست که فکر می‌کنی
‫- بهتره یاد بگیری

837
00:56:08,875 --> 00:56:11,291
‫- نه، درسته. بی‌خایه!
‫- لعنتی!

838
00:56:11,375 --> 00:56:13,416
‫- کار پلیس‌‌ها بود!
‫- عجب دروغگویی هستی!

839
00:56:13,500 --> 00:56:15,583
‫- اونا حرف توی دهنم گذاشتن!
‫- وای خدا!

840
00:56:36,002 --> 00:56:39,002
‫« لندن، شش ماه بعد »

841
00:56:39,375 --> 00:56:42,166
‫نگاه کن. خیلی دوستش داره

842
00:56:43,291 --> 00:56:44,458
‫باریکلا، پسر

843
00:56:45,291 --> 00:56:46,375
‫باریکلا، الیزابت

844
00:56:47,208 --> 00:56:48,333
‫ممنون

845
00:56:48,416 --> 00:56:49,541
‫اووه!

846
00:56:50,083 --> 00:56:52,500
‫نترس. هوات رو دارم.
‫قول میدم، خب؟

847
00:56:52,583 --> 00:56:53,791
‫باشه

848
00:56:53,875 --> 00:56:57,541
‫حیوانات ترس رو حس می‌کنن،
‫پس باید از خودت اعتماد به نفس نشون بدی. خب؟

849
00:56:57,625 --> 00:56:59,125
‫- آره
‫- خب؟

850
00:56:59,208 --> 00:57:01,916
‫نترس. بفرما. آفرین!

851
00:57:02,000 --> 00:57:04,208
‫نمیشه به این راحتی‌ها پیدات کرد

852
00:57:08,166 --> 00:57:09,166
‫سلام

853
00:57:10,166 --> 00:57:11,166
‫سلام

854
00:57:15,791 --> 00:57:17,250
‫به اون سختی‌ها هم نیست انگار

855
00:57:18,916 --> 00:57:20,208
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

856
00:57:20,291 --> 00:57:21,625
‫اومدم پیدات کنم

857
00:57:22,458 --> 00:57:26,916
‫توی لندن بودم و با ناشرهام ملاقات کردم و
‫یه چیز جدید نوشتم

858
00:57:27,958 --> 00:57:30,541
‫ولی بدون موافقت تو اینو بهشون نمیدم

859
00:57:34,500 --> 00:57:36,791
‫می‌خوای کتاب جدیدت رو بخونم؟

860
00:57:36,875 --> 00:57:38,458
‫گمونم عاشقش میشی

861
00:57:39,125 --> 00:57:40,125
‫راجع به توئـه

862
00:57:44,250 --> 00:57:46,541
‫- راجع به من؟
‫- آره

863
00:57:50,500 --> 00:57:52,791
‫بدجور ترسیدی. لازم نیست بترسی

864
00:57:58,790 --> 00:58:01,790
‫« تقدیم به دوستانی که نیستن.
‫و ایشالا، دوستانِ جدید »

865
00:58:01,791 --> 00:58:02,791
‫آه...

866
00:58:04,750 --> 00:58:06,291
‫شرمنده. من...

867
00:58:07,750 --> 00:58:10,166
‫فکر کردم خوشحالی که
‫از شر من خلاص شدی

868
00:58:10,250 --> 00:58:14,166
‫اوه! بودم.
‫بدجور از دستت عصبانی بودم

869
00:58:15,583 --> 00:58:18,958
‫ولی بعدش به اتفاقات فکر کردم و
‫فهمیدم...

870
00:58:20,250 --> 00:58:21,250
‫آه...

871
00:58:24,541 --> 00:58:25,708
‫حسودیم شده بود

872
00:58:27,166 --> 00:58:29,958
‫بگذریم، همه چی رو مثل
‫یه نویسنده‌ی خوب نوشتم،

873
00:58:30,041 --> 00:58:33,708
‫پس بخونش و اگه بدت نیومد،
‫یه زنگ بهم بزن

874
00:58:33,791 --> 00:58:35,375
‫می‌تونیم با هم یه شامی بخوریم

875
00:58:37,750 --> 00:58:40,541
‫امیدوارم زنگ بزنی.
‫دلم می‌خواد ببینمت.

876
00:59:00,583 --> 00:59:02,583
‫- سافی چطوره؟
‫- خوبه

877
00:59:02,666 --> 00:59:03,666
‫جدی؟

878
00:59:03,750 --> 00:59:04,583
‫آره

879
00:59:04,666 --> 00:59:06,916
‫- می‌خواید بهش غذا بدید؟
‫- آره!

880
00:59:07,000 --> 00:59:08,000
‫آره، خیلی‌خب

881
00:59:09,001 --> 00:59:29,001
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

