﻿1
00:00:05,658 --> 00:00:15,758
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:19,382 --> 00:00:21,582
‫فکر میکنم ازدواج لیندا

3
00:00:21,607 --> 00:00:22,483
.‫از همان آغاز کار، ناموفق بود

4
00:00:23,287 --> 00:00:25,727
‫او و تونی کروسیگ در ماه فوریه با همدیگر ازدواج کردند

5
00:00:25,847 --> 00:00:28,186
‫ماه عسل را در شکارگاه گذراندند

6
00:00:28,211 --> 00:00:31,887
‫و تا عید پاک، در میدان برنستون ساکن شده بودند

7
00:00:32,007 --> 00:00:32,997
‫صبح بخیر

8
00:00:34,254 --> 00:00:36,927
‫تونی شروع به کار در بانک قدیمی پدرش کرد

9
00:00:36,952 --> 00:00:38,952
‫و آماده میشد تا عضوی از حزب محافظه کار

10
00:00:38,977 --> 00:00:40,287
‫در مجلس عوام گردد

11
00:00:42,237 --> 00:00:44,437
.‫جاه طلبی که خیلی زود محقق شد

12
00:00:51,127 --> 00:00:54,487
‫خیلی مهربون هستید که
!‫همچین هدیه بی نظیری بهم دادین

13
00:00:54,892 --> 00:00:57,142
‫کروسیگ ها فکر میکردند که لیندا ردلتس

14
00:00:57,167 --> 00:00:59,407
.‫آدمی متظاهر، غیرعادی و ولخرج است

15
00:01:02,247 --> 00:01:03,887
‫ردلتس ها تونی کروسیگ را

16
00:01:04,007 --> 00:01:05,647
‫آدمی مغرور و پول دوست در نظر میگرفتند

17
00:01:05,767 --> 00:01:08,607
‫سرمایه گذاری های پرسودی رو

18
00:01:08,632 --> 00:01:09,429
.‫در آمریکا در نظر بگیر

19
00:01:10,127 --> 00:01:13,247
.‫شاید از رفتن به اونجا هم خوشحال بشید

20
00:01:13,367 --> 00:01:14,685
‫دیگه جنگی نیست

21
00:01:15,767 --> 00:01:16,887
‫شاید پیر باشم

22
00:01:16,912 --> 00:01:18,472
!‫ولی بازم میتونم بهت شلیک کنم، لعنتی

23
00:01:18,687 --> 00:01:21,047
!‫من از خارج از کشور متنفرم

24
00:01:21,072 --> 00:01:23,272
‫هیچ چیزی نمیتونه منو وادار کنه که اونجا زندگی کنم

25
00:01:23,487 --> 00:01:24,847
‫و خارجی ها، همشون مثل هم هستن

26
00:01:24,872 --> 00:01:26,312
!‫همشون باعث میشن حالم بهم بخوره

27
00:01:26,425 --> 00:01:27,865
‫و هزینه گردنبند

28
00:01:28,087 --> 00:01:30,647
‫به اندازه تمام اون هزار پوندی بود که براتون فرستادم؟

29
00:01:31,061 --> 00:01:31,967
...‫خب

30
00:01:32,459 --> 00:01:34,687
‫فکر کردم که میخواین باهاش یه چیزی بخرم

31
00:01:34,807 --> 00:01:36,287
.‫و همیشه یادم باشه که کی اینو بهم هدیه داده

32
00:01:37,527 --> 00:01:38,727
!‫نه، عزیزم

33
00:01:39,160 --> 00:01:41,007
‫باید از تونی میخواستی که برات سرمایه گذاریش کنه

34
00:01:41,127 --> 00:01:44,007
‫یا برای سرگرم کردن آدم های مهمی ازش استفاده کنه

35
00:01:44,032 --> 00:01:45,872
‫که توی حرفه کاریش به دردش میخوردن

36
00:01:46,644 --> 00:01:48,807
!‫چیزی بنام فقر وجود نداره

37
00:01:48,927 --> 00:01:52,807
‫فقط آدم ها یا بیکارن، یا کارشون رو مزخرف انجام میدن

38
00:01:52,927 --> 00:01:56,647
‫تنها ویژگی های ذهنی لازم برای بقا

39
00:01:56,672 --> 00:01:58,352
‫اونایی هستند که پول تولید میکنند

40
00:01:58,567 --> 00:02:01,927
‫چرا فکر میکنین آدم هایی که همین الان هم خیلی پول دارن

41
00:02:02,047 --> 00:02:03,967
‫میخوان که خودشون رو از

42
00:02:03,992 --> 00:02:05,072
‫از هوای تازه و آسمون آبی خدا محروم کنن

43
00:02:05,097 --> 00:02:06,807
‫تا پول بیشتری دربیارن؟

44
00:02:07,620 --> 00:02:09,659
‫سعی کن مثل آدم بزرگ ها رفتار کنی

45
00:02:11,776 --> 00:02:16,004
،‫ولی لیندا، حالا هر چی که بود
‫ظاهر خودش رو به خوبی حفظ کرد

46
00:02:16,029 --> 00:02:18,207
.‫و منم زیاد از این اوضاع خبری نداشتم

47
00:02:19,199 --> 00:02:22,007
!‫اوه، نه، خیلی وقته که لیندا ردلتس رو ندیدم

48
00:02:22,127 --> 00:02:24,287
‫به نوعی، دور بودن از او

49
00:02:24,407 --> 00:02:27,609
‫و صحنه های خشمگین آلکنلی
‫در کریسمس، خیلی هم عالی بود

50
00:02:27,927 --> 00:02:30,167
!‫بی نظیره
‫-ازش خوشتون اومد؟

51
00:02:30,287 --> 00:02:31,156
!‫اوه، نخوندمش

52
00:02:32,367 --> 00:02:33,647
‫و بفهمم که قلبم تند تند نمیزنه

53
00:02:33,672 --> 00:02:35,847
‫و شکمم همیشه داره صدا میکنه

54
00:02:37,801 --> 00:02:39,207
‫لیندا!؟

55
00:02:40,963 --> 00:02:50,112
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

56
00:02:56,687 --> 00:03:01,054
.‫اوه، درسته، دبلیو بعد از وی میاد

57
00:03:02,007 --> 00:03:03,007
.‫اینطوره

58
00:03:04,709 --> 00:03:06,687
‫شما همون کسی هستین که یک ساقدوش زیبا نبودین؟

59
00:03:09,447 --> 00:03:11,047
.‫اینطور فکر میکنم

60
00:03:16,047 --> 00:03:18,167
‫از کتاب فروشی خوشتون میاد؟

61
00:03:18,828 --> 00:03:19,967
.‫بله

62
00:03:20,476 --> 00:03:21,727
‫زمان شادی بودی

63
00:03:21,847 --> 00:03:24,407
‫و من شادمانه با آلفرد وینچمن ازدواج کردم

64
00:03:24,527 --> 00:03:27,255
‫بجای یک نجیب زاده در کالج سنت پیتر آکسفورد

65
00:03:27,280 --> 00:03:29,080
!‫اوه، آلفرد

66
00:03:35,127 --> 00:03:38,127
‫من از آن موقع با این مرد محقق و مهربان بودم

67
00:03:38,152 --> 00:03:41,792
!‫هیچ وقت اینقدر سکسی نبودی

68
00:03:42,007 --> 00:03:43,807
!‫از اون طرف درش بیار

69
00:03:43,927 --> 00:03:45,770
!‫-آلفرد
!‫اوه، ببخشید عزیزم

70
00:03:45,795 --> 00:03:47,847
‫پیدا کردن خونه مون تو آکسفورد که سرپناه مون

71
00:03:47,872 --> 00:03:49,407
...‫توی معماها و طوفان های زندگی باشه

72
00:03:49,432 --> 00:03:50,832
‫که فکر میکنم همیشه آن را میخواستم

73
00:03:51,047 --> 00:03:52,607
!‫یه دیقه... یه دیقه

74
00:03:58,446 --> 00:04:00,727
...‫شلوارم رو تازه گرفتم

75
00:04:01,697 --> 00:04:02,859
!‫از دست این چین و چورک ها

76
00:04:13,007 --> 00:04:16,247
‫بیسکویت غیر رژیمی
‫خوراکی مورد علاقه منه

77
00:04:22,847 --> 00:04:24,487
‫اینجا خیلی قشنگه

78
00:04:24,607 --> 00:04:26,042
.‫ممنون

79
00:04:26,067 --> 00:04:27,547
‫کاغذ دیواری ها
!‫و این پرده ها

80
00:04:27,572 --> 00:04:28,967
‫از کجا پیداشون کردی؟

81
00:04:29,087 --> 00:04:30,745
!‫خدای من، فنی

82
00:04:30,770 --> 00:04:33,610
.‫-خیلی خوش شانسی
...‫-خب، شبیه

83
00:04:33,635 --> 00:04:35,352
.‫-خونه اعیونی میدان برینستون نیست
.‫-اوه، نه

84
00:04:35,377 --> 00:04:36,977
!‫اونجا بزرگ و سوت و کورـه

85
00:04:38,447 --> 00:04:40,508
‫دلم واسه شلوغی ها

86
00:04:40,633 --> 00:04:44,407
‫و جر و بحث های بی فایده آلکنلی تنگ شده

87
00:04:44,527 --> 00:04:46,247
.‫آره، ولی وقتی اونجا بودی، دلت میخواست فرار کنی

88
00:04:46,367 --> 00:04:48,447
!‫آره، میدونم

89
00:04:51,295 --> 00:04:53,967
.‫من حامله ام
‫نظرت راجع به این چیه؟

90
00:04:54,087 --> 00:04:56,767
!‫خیلی هم عالی
!‫منم حامله ام

91
00:04:56,792 --> 00:04:58,386
!‫نه

92
00:04:59,007 --> 00:05:01,550
!‫فنی! خدای من
!‫منو ببین چقدر چاقم

93
00:05:01,575 --> 00:05:03,567
!‫منم خیلی چاقم

94
00:05:06,767 --> 00:05:08,007
!‫فنی

95
00:05:08,127 --> 00:05:13,127
.‫بدون تو خیلی خلوته

96
00:05:13,720 --> 00:05:16,287
!‫اوه، فنی، وحشت حضور افراد مهم

97
00:05:16,869 --> 00:05:19,007
.‫خیلی خوش شانسی که هیچ کدوم رو نمیشناسی

98
00:05:22,407 --> 00:05:23,407
‫خانم ها

99
00:05:29,447 --> 00:05:31,657
!‫اوه، از اون آقا آلفردتون خوشم میاد

100
00:05:31,768 --> 00:05:32,302
‫آره؟

101
00:05:32,327 --> 00:05:35,447
.‫نگاه زیرکانه و جدی داره

102
00:05:37,647 --> 00:05:41,527
!‫عجب بچه های خوشگلی داری

103
00:05:41,647 --> 00:05:45,047
!‫اوه، خدایا! خیلی احساس مریضی میکنم

104
00:05:52,051 --> 00:05:55,127
.‫فرزند لیندا، یک دختر، در اکتبر به دنیا آمد

105
00:05:56,687 --> 00:05:59,607
.‫بعد از زایمان، به سختی مریض احوال بود

106
00:06:01,727 --> 00:06:03,567
!‫اوه، عزیزم

107
00:06:06,167 --> 00:06:07,207
.‫سلام

108
00:06:08,596 --> 00:06:09,727
‫نمیخوام بترسونمت

109
00:06:09,847 --> 00:06:11,527
‫ولی بدترین چیزی بود

110
00:06:11,647 --> 00:06:12,967
.‫که واسم اتفاق افتاده

111
00:06:14,847 --> 00:06:18,007
‫آخه مامان چطوری شش بار بچه به دنیا آورده؟

112
00:06:18,127 --> 00:06:20,687
.‫میدونم
.‫منم خیلی میترسم

113
00:06:20,807 --> 00:06:21,807
‫دیوی مدام بهم میگه

114
00:06:21,927 --> 00:06:23,247
‫یه بار سنگین از دوشم برداشته میشه

115
00:06:24,672 --> 00:06:26,030
‫خب، اسمش رو چی میخوای بذاری؟

116
00:06:26,055 --> 00:06:27,367
‫اصلا بچه کجاست؟

117
00:06:27,487 --> 00:06:28,847
‫اتاق خواهر ها

118
00:06:28,967 --> 00:06:30,887
!‫خیلی گریه میکنه

119
00:06:30,912 --> 00:06:32,232
.‫فکر کنم، مویرا

120
00:06:32,447 --> 00:06:35,087
!‫مویرا، نه عزیزم، نمیتونی این اسم رو بذاری

121
00:06:35,112 --> 00:06:36,272
.‫تونی ازش خوشش میاد

122
00:06:36,487 --> 00:06:39,327
.‫یه خواهر دیگه به اسم مویرا داشته که مرده

123
00:06:39,447 --> 00:06:40,767
.‫دایه قدیمی شون بهم گفت

124
00:06:40,887 --> 00:06:42,327
‫همش به این خاطر که خواهرش مارجری

125
00:06:42,447 --> 00:06:43,727
‫با چکش زده به سر بچه

126
00:06:43,847 --> 00:06:45,167
!‫وقتی که چهار ماه اش بوده

127
00:06:45,287 --> 00:06:46,527
‫-میتونی باور کنی؟
!‫-اوه، عزیزم

128
00:06:46,647 --> 00:06:49,087
!‫بعدش به ما میگن خانواده غیرقابل کنترل

129
00:06:49,207 --> 00:06:51,439
‫آخه چرا، حتی بابا هم تا حالا سعی
!‫نکرده یکی رو به قتل برسونه

130
00:06:51,464 --> 00:06:54,007
‫خب، با همه اینها، بازم نمیتونم تصور کنم که

131
00:06:54,127 --> 00:06:56,367
!‫چطوری راضی شدی که اسم بچه بیچاره رو مویرا بزاری

132
00:06:56,392 --> 00:06:57,312
.‫خیلی غیرمتداوله

133
00:06:57,527 --> 00:06:58,447
‫باید مثل یه مویرا بزرگ بشه

134
00:06:58,567 --> 00:07:00,847
‫اگه قراره که کورسیگ ها دوست اش داشته باشن

135
00:07:00,967 --> 00:07:04,727
‫و شاید اونا ازش خوششون بیاد چون که راستش
‫خودم ازش خوشم نمیاد

136
00:07:04,847 --> 00:07:06,527
‫لیندا، چطوری این حرف رو به زبون میاری؟

137
00:07:06,552 --> 00:07:07,672
‫اصلا نمیتونی بگی که

138
00:07:07,697 --> 00:07:09,217
.‫آیا اونو دوست داری یا نه

139
00:07:09,527 --> 00:07:11,687
.‫صبر کن تا ببینیش

140
00:07:11,807 --> 00:07:14,447
‫شما باید همون دخترخاله ای
‫باشین که زیاد تعریفتون رو شنیدم

141
00:07:14,567 --> 00:07:16,647
‫-میخواین بچه رو ببینین؟
.‫-بله

142
00:07:16,767 --> 00:07:18,487
.‫بچه بیچاره، خیلی بهتره که بهش نگاه نکنی

143
00:07:18,607 --> 00:07:20,247
.‫بهش توجه نکن

144
00:07:20,367 --> 00:07:22,767
‫وانمود میکنه یه زن بدجنسه

145
00:07:22,887 --> 00:07:23,807
.‫ولی همیش وانمود کردنه

146
00:07:23,927 --> 00:07:24,967
!‫بچه بیچاره

147
00:07:25,087 --> 00:07:28,087
.‫احتمالا قیافه خودش رو توی شیشه لیوانی، چیزی دیده

148
00:07:36,567 --> 00:07:40,127
!‫ولی لیندا خیلی جوونه، هر دوتون جوون هستین

149
00:07:40,247 --> 00:07:41,927
‫باورم نمیشه که مادر های خیلی جوون

150
00:07:41,952 --> 00:07:43,712
.‫توجه زیادی به بچه هاشون کرده باشن

151
00:07:43,927 --> 00:07:45,807
.‫مثل اسب چموش

152
00:07:45,927 --> 00:07:47,487
‫اون واسه دوست داشتن خیلی جوون بود

153
00:07:47,607 --> 00:07:49,687
‫من خیلی هم بچه ام رو دوست دارم

154
00:07:49,807 --> 00:07:52,767
.‫و لیندا هم به نظر واقعا از مویرا متنفره

155
00:07:52,887 --> 00:07:54,393
.‫لیندا است دیگه

156
00:07:54,418 --> 00:07:56,418
.‫همیشه افراط و تفریط میکنه

157
00:07:57,167 --> 00:07:59,463
.‫واسه من چای نریز، فنی

158
00:07:59,847 --> 00:08:01,487
!‫یه رژیم جدید گرفتم

159
00:08:01,607 --> 00:08:04,807
‫یه وعده غذای قرمز، یه وعده غذای سفید

160
00:08:04,927 --> 00:08:07,047
.‫واسم خیلی خوب بوده

161
00:08:07,167 --> 00:08:09,087
‫پس، کیک شکلاتی نمیخوای؟

162
00:08:09,207 --> 00:08:11,447
‫خب... شکلات قرمز در نظر گرفته میشه

163
00:08:11,567 --> 00:08:13,567
‫تابلو نیست؟

164
00:08:14,320 --> 00:08:16,527
.‫-خب، باشه
.‫-ممنون

165
00:08:16,647 --> 00:08:19,647
.‫خیلی مریض بود
.‫سیدی درمونده شده بود

166
00:08:19,767 --> 00:08:21,727
.‫دوبار، فکر کردن که میمیره

167
00:08:21,847 --> 00:08:24,327
.‫دکتر گفت که دیگه هرگز بچه دار نشه

168
00:08:24,600 --> 00:08:25,727
.‫بارداری مجدد قطعا اون رو میکشه

169
00:08:25,847 --> 00:08:27,767
.‫اینجور حرف ها رو به زبون نیار

170
00:08:27,887 --> 00:08:29,934
.‫نمیتونم دنیا رو بدون لیندا تصور کنم

171
00:08:31,253 --> 00:08:33,958
‫حق با او بود
.‫این یک مفهوم غیرممکن بود

172
00:08:41,247 --> 00:08:44,607
.‫یه نفر دیگه کنار اونها توی انبار بود

173
00:08:44,852 --> 00:08:47,212
‫ببریمش پارک؟

174
00:08:48,247 --> 00:08:49,082
‫ببخشید؟

175
00:08:49,832 --> 00:08:52,447
‫مویرا رو میگم. ببریمش پارک؟

176
00:08:52,778 --> 00:08:54,138
.‫نه، ممنون

177
00:08:54,407 --> 00:08:56,127
.‫من قبلا دیدمش

178
00:09:01,541 --> 00:09:03,367
‫فکر میکنی داری چیکار میکنی؟

179
00:09:03,487 --> 00:09:04,847
.‫دارم واسه بچه هام کتاب میخونم

180
00:09:05,201 --> 00:09:06,921
!‫اوه، مزخرف نگو

181
00:09:08,127 --> 00:09:11,167
!‫بلند شو! محض رضای خدا

182
00:09:11,287 --> 00:09:12,887
!‫میبرمت بیرون

183
00:09:30,767 --> 00:09:35,415
‫پس لیندا شروع کرد به تلف کردن
‫عمرش با خودنمایی میان اون آدم ها

184
00:09:46,687 --> 00:09:49,887
‫او تبدیل شد به خوشگل انجمن

185
00:09:52,732 --> 00:09:56,326
*‫*آهنگ The In Crowed اثر Bryan Ferry

186
00:10:01,527 --> 00:10:03,767
‫مردان جوان با کلاسی دور او جمع شدند

187
00:10:03,792 --> 00:10:04,925
.‫مثل زنبورهایی که دور عسل جمع میشوند

188
00:10:18,655 --> 00:10:21,255
‫توی سینما، تئاتر، اپرا، باله

189
00:10:21,280 --> 00:10:23,447
‫شام، گردهمایی شبانه، کلوپ شبانه

190
00:10:23,567 --> 00:10:25,807
‫پارتی ها، رقص ها
‫همه روز، همه شب

191
00:10:25,927 --> 00:10:27,567
...‫گفتگوهای بی انتها

192
00:10:58,742 --> 00:11:00,022
!‫سلام، فنی عزیز

193
00:11:00,447 --> 00:11:02,117
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

194
00:11:02,647 --> 00:11:04,247
‫تو منو دعوت کردی

195
00:11:04,367 --> 00:11:06,647
...‫آره، من دعوتت کردم ولی

196
00:11:07,003 --> 00:11:08,047
‫خیلی ممنون

197
00:11:08,167 --> 00:11:09,927
‫ولی اون دعوت برای ناهار ظهر بود

198
00:11:11,078 --> 00:11:13,007
‫الان هم ده دیقه مونده به دوازده ظهر

199
00:11:14,287 --> 00:11:15,767
‫خب، یکم ترسیدم

200
00:11:15,792 --> 00:11:17,392
!‫وقتی صدای جیک جیک پرنده ها رو شنیدم

201
00:11:17,607 --> 00:11:19,447
‫اوه، عزیزم، کل شب بیدار بودم داشتم گپ میزدم

202
00:11:19,567 --> 00:11:23,687
!‫اوه، فنی عزیز، بیا بریم توی تخت خواب ناهار بخوریم

203
00:11:25,207 --> 00:11:29,127
‫احساس میکنم که لیندا داره عذاب میکشه

204
00:11:29,247 --> 00:11:31,567
‫و اون فقط داره با مهمونی های بی شمار، اون رو مخفی میکنه

205
00:11:31,687 --> 00:11:33,407
‫اگه سواد آکادمیک داشت

206
00:11:33,527 --> 00:11:36,902
‫شاید مسائل مهم تری مثل هنر یا خوندن کتاب

207
00:11:36,927 --> 00:11:38,007
‫جای این گپ و گفت های بیهوده

208
00:11:38,127 --> 00:11:39,607
.‫-عروسکم رو پس بده
‫-دیوید

209
00:11:39,632 --> 00:11:40,912
.‫-مال منه
!‫-الان مال منه

210
00:11:40,937 --> 00:11:43,297
!‫عروسک رو پس بده! دیوید

211
00:11:43,607 --> 00:11:45,047
‫فکر کنم که تا حالا

212
00:11:45,167 --> 00:11:47,167
‫باید به یه آدم کسل کننده تبدیل میشد

213
00:11:47,287 --> 00:11:48,527
‫ولی هنوز دقیقا کسل کننده محض نشده

214
00:11:48,552 --> 00:11:51,952
.‫البته که کسل کننده نیست
.‫لیندا خارق العاده است

215
00:11:52,167 --> 00:11:54,807
.‫بهترین دوستته که داری در موردش حرف میزنی، فنی

216
00:11:54,927 --> 00:11:56,647
.‫ازم متنفر نباش، دیوی

217
00:11:56,767 --> 00:11:58,087
‫ولی طوری که با اون بچه بیچاره رفتار میکنه

218
00:11:58,207 --> 00:11:59,127
.‫خیلی وحشتناکه، عزیزم

219
00:11:59,270 --> 00:12:01,367
‫اونو کاملا به حال خودش رها کرده

220
00:12:01,487 --> 00:12:02,927
‫تا کروسیگ ها بزرگش کنن

221
00:12:03,047 --> 00:12:03,967
!‫ولی معشوقه ای هم نداره

222
00:12:04,087 --> 00:12:05,127
-‫نمیفهمم چی از زندگی عایدش میشه

223
00:12:05,247 --> 00:12:06,167
!‫باید بطور وحشتناکی پوچ و توخالی باشه

224
00:12:06,729 --> 00:12:08,567
.‫همش حماقت لینداست

225
00:12:08,687 --> 00:12:11,087
!‫لیندا به عشق معتقدـه

226
00:12:11,112 --> 00:12:13,512
!‫اون شدیدا رمانتیکه

227
00:12:15,127 --> 00:12:16,607
‫معشوقه های زودگذر

228
00:12:16,727 --> 00:12:18,079
‫اصلا براش اهمیتی ندارن

229
00:12:18,104 --> 00:12:21,007
‫چون که وقتی وسوسه زودگذر بعدی پدیدار میشه

230
00:12:21,127 --> 00:12:23,527
.‫فقط اثبات میکنه که اینم یه چیز سطح پایین دیگه است

231
00:12:23,647 --> 00:12:25,639
.‫فر کنم که اون دقیقا شبیه مادرته، فنی

232
00:12:26,087 --> 00:12:28,007
‫و همه معشوقه های اون، سطح پایین هستن

233
00:12:28,127 --> 00:12:29,087
!‫اسب چموش بیچاره

234
00:12:29,207 --> 00:12:30,753
‫اگرچه الان خوشحاله، مگه نه؟

235
00:12:31,579 --> 00:12:33,259
‫با اون کنت ایتالیایی اش؟

236
00:12:43,515 --> 00:12:44,789
‫لیندا شبیه مادر من نیست

237
00:12:44,867 --> 00:12:46,827
‫تونی یه ضد هان ترسناک ـه

238
00:12:46,852 --> 00:12:48,007
‫و کسایی که لیندا رو دوست دارن

239
00:12:48,127 --> 00:12:50,007
.‫باید خیلی دلسوزتر باشن

240
00:12:52,847 --> 00:12:56,247
‫لیندا از من خواست که باهاش به به دیدار مویرا برم

241
00:12:56,367 --> 00:12:58,527
‫که الان هفت ساله شده و بطور دائمی

242
00:12:58,647 --> 00:12:59,887
‫در شهرستان ساری کنار پدربزرگ
.‫و مادربزرگ اش زندکی میکنه

243
00:13:00,007 --> 00:13:01,247
!‫اینجایین

244
00:13:02,327 --> 00:13:03,247
.‫سلام

245
00:13:03,367 --> 00:13:06,567
‫تونی و مویرا رفتن اسب سواری

246
00:13:07,043 --> 00:13:08,887
.‫فکر کردم شاید ببینی شون

247
00:13:09,703 --> 00:13:11,847
.‫-نه
‫-خب، باید هشدار بدم

248
00:13:11,872 --> 00:13:15,792
‫یه چیزی مثل الماس تراش نخورده برای ناهار داریم

249
00:13:16,007 --> 00:13:17,847
‫اون یجورایی کمونیست به حساب میاد

250
00:13:17,872 --> 00:13:19,428
.‫باهوشه ولی راه رو اشتباه رفته

251
00:13:20,567 --> 00:13:22,847
.‫پسر پروفسور محترمی که توی روستا زندگی میکنه

252
00:13:22,967 --> 00:13:25,767
‫همیشه فکر میکردم که خوبه که

253
00:13:25,887 --> 00:13:27,434
.‫چیزی از این جماعت چپ گرا ببینیم

254
00:13:27,459 --> 00:13:29,259
‫اگه آدم هایی مثل ما باهاشون مهربون باشن

255
00:13:29,530 --> 00:13:31,330
.‫میتونن خیلی عالی رام بشن

256
00:13:37,607 --> 00:13:39,287
‫سلام

257
00:13:39,407 --> 00:13:43,647
!‫خوش اومدی
.‫چقدر عالی که بالاخره اومدی

258
00:13:46,927 --> 00:13:48,887
.‫مویرا نه
‫قبل از میوه، کیک ممنوعه

259
00:13:49,007 --> 00:13:50,967
‫اوه، تونی، بذار یه تیکه کیک بخوره

260
00:13:50,992 --> 00:13:52,792
!‫نه تا وقتی که میوه نخورده باشه

261
00:13:53,007 --> 00:13:54,287
‫مشکلی نیست مویرا، میتونی کیک بخوری

262
00:13:54,407 --> 00:13:56,687
.‫-نه، نمیتونه لیندا
.‫-یکم کیک بخور، مویرا

263
00:13:57,887 --> 00:13:59,287
‫پدرتون در مورد چی مطلب نوشته؟

264
00:13:59,407 --> 00:14:01,567
‫فلاکت کارگران

265
00:14:01,687 --> 00:14:03,891
!‫خب، من از افراد رده پایین متنفرم

266
00:14:04,423 --> 00:14:06,430
‫هیولاهای غارت گر که میخوان پول منو بگیرن

267
00:14:07,485 --> 00:14:08,807
!‫خب، اگه میتونن، بیان بگیرن

268
00:14:08,927 --> 00:14:10,167
.‫اوه، خفه شو، تونی

269
00:14:10,192 --> 00:14:11,112
‫این حرف رو نمیزدی

270
00:14:11,137 --> 00:14:12,577
.‫اگه توی روستا بزرگ شده بودی

271
00:14:12,887 --> 00:14:15,087
‫کسی که تا حالا تو مجلس نبوده، قرار نیست که بره اونجا

272
00:14:15,207 --> 00:14:17,087
‫همه مون توی روستا زندگی کردیم

273
00:14:17,191 --> 00:14:18,391
!‫اون موش زمستان خواب رو بذار کنار، لیندا

274
00:14:18,416 --> 00:14:19,856
!‫ساری روستا به حساب نمیاد

275
00:14:22,161 --> 00:14:23,022
‫پدرت زیاد آدم

276
00:14:23,047 --> 00:14:24,287
.‫مردم داری به حساب نمیاد، لیندا

277
00:14:24,407 --> 00:14:26,247
‫محض رضای خدا، اون مخالفه که

278
00:14:26,272 --> 00:14:27,382
‫زن ها به مجلس راه پیدا کنن

279
00:14:27,407 --> 00:14:28,890
!‫اونم به این خاطر که شاید از توالت مردانه استفاده کنن

280
00:14:29,283 --> 00:14:30,411
‫یجورایی

281
00:14:30,436 --> 00:14:32,087
‫به افراد عادی همچین حسی رو میده که

282
00:14:32,207 --> 00:14:33,407
‫انگار داریم توسط یه مشت دیوونه اداره میشیم

283
00:14:33,432 --> 00:14:35,352
!‫البته که داریم توسط یه مشت دیوونه اداره میشیم

284
00:14:38,114 --> 00:14:40,979
‫شوروی، نروژ، مکزیک

285
00:14:41,004 --> 00:14:43,567
‫تنها جاهایی هستن که ارزش زندگی کردن دارن

286
00:14:43,687 --> 00:14:45,127
.‫بقیه جاها وحشتناک ان

287
00:14:46,256 --> 00:14:47,272
‫فاشیسم توی ایتالیا

288
00:14:47,319 --> 00:14:50,105
‫نازی ها توی آلمان، جنگ داخلی توی اسپانیا

289
00:14:50,130 --> 00:14:53,010
‫سوسیالیسم نامتناسب توی فرانسه
‫دیکتاتوری توی آفریقا

290
00:14:53,148 --> 00:14:56,548
‫گرسنگی توی آسیا
‫واکنش پذیری توی آمریکا

291
00:14:56,887 --> 00:15:00,327
‫و راست گرا های فرسوده اینجا، توی انگلستان

292
00:15:00,447 --> 00:15:02,767
.‫آره. تونی وحشتناک راست گراست

293
00:15:02,887 --> 00:15:04,287
.‫اون خیلی از هیتلر خوشش میاد

294
00:15:04,407 --> 00:15:06,847
‫روابط اقتصادی و مراوده های زیادی توی آلمان داریم

295
00:15:06,967 --> 00:15:09,847
‫-واقعا؟
.‫-هیتلر، عجب مرد پر جذبه ای هستش

296
00:15:09,967 --> 00:15:12,607
‫رفتم توی برلین ببینمش

297
00:15:12,727 --> 00:15:16,327
‫و توی یک ماشین مرسدس بنز

298
00:15:16,447 --> 00:15:18,647
.‫با هاینریش هیملر بودم

299
00:15:19,508 --> 00:15:22,428
.‫تنها راه علاج، کمونیسم ـه

300
00:15:29,967 --> 00:15:32,487
‫برای چای بیا پیش من، میشه؟

301
00:15:32,607 --> 00:15:34,407
‫و با پدرم ملاقات کن

302
00:15:35,927 --> 00:15:37,047
.‫ازش خوشت میاد

303
00:15:41,407 --> 00:15:43,967
...‫و لیندا دقیقا این کار رو کرد

304
00:15:45,247 --> 00:15:46,567
‫و باعث شد کروسیگ ها

305
00:15:46,592 --> 00:15:47,767
‫بقیه بعد از ظهر را

306
00:15:47,792 --> 00:15:50,047
.‫مثل یک مشت مرغ باشند که روباه دیده اند

307
00:15:50,072 --> 00:15:52,912
.‫خیلی واسه لیندا بد شد

308
00:15:53,127 --> 00:15:55,847
.‫مویرا خیلی مشتاق بود که اسب های کوچیک رو بهش نشون بده

309
00:15:58,767 --> 00:15:59,807
‫اوه، اون کیه؟

310
00:16:02,168 --> 00:16:03,447
‫-کی؟
.‫-اون

311
00:16:24,372 --> 00:16:26,526
‫لیندا درست موقع شام برگشت

312
00:16:26,551 --> 00:16:28,207
.‫خیلی هم زیبا به نظر میرسید

313
00:16:33,927 --> 00:16:36,687
!‫بابای کریستین یه مرد خیلی محترم ـه

314
00:16:38,887 --> 00:16:40,847
‫توی یه خونه کوچیک زندگی میکنه

315
00:16:40,967 --> 00:16:43,327
!‫ولی توش پر از کتاب ـه

316
00:16:43,447 --> 00:16:46,127
‫اوه، خدایا درست مثل بهشت ـه

317
00:16:46,152 --> 00:16:47,872
‫فکر کنم منظورت اینه که کریستین درست مثل بهشت ـه

318
00:16:48,087 --> 00:16:49,647
...‫نه

319
00:16:49,767 --> 00:16:52,967
...‫خیلی خوب بود که در مورد

320
00:16:53,087 --> 00:16:55,167
‫بهبود دنیا حرف بزنیم

321
00:16:55,192 --> 00:16:56,312
‫به جای اینکه تونی چطوری صحبت میکنه

322
00:16:56,337 --> 00:16:58,577
‫که همه اش در مورد اینکه دوست
‫هاش چه شغل هایی رو صاحب شدن

323
00:16:58,887 --> 00:17:00,087
!‫و من میخوام بگیرم بخوابم

324
00:17:02,207 --> 00:17:05,527
...‫فنی
‫اینقدر نگران نباش

325
00:17:05,647 --> 00:17:09,087
‫چیز جنسی نیست
‫فقط دیدار ذهن هاست

326
00:17:13,927 --> 00:17:16,007
‫فقط پنجره رو باز کن، میشه؟

327
00:17:16,127 --> 00:17:17,247
!‫البته که این کارو نمیکنم

328
00:17:17,272 --> 00:17:19,152
‫باید این کارو بکنی
!‫وگرنه میوفته و میمیره

329
00:17:19,367 --> 00:17:22,567
.‫لیندا، اگه بزارم بیاد تو، اون دلشکستگی و خطر درست میکنه

330
00:17:22,687 --> 00:17:24,847
!‫-هیچ وقت از مخت کار نمیکشی، لیندا
.‫-خب تو هم زیاد ازش کار میکشی

331
00:17:24,967 --> 00:17:26,100
!‫اوه، خدای من

332
00:17:26,897 --> 00:17:27,727
‫ببین، بزار بیاد تو

333
00:17:27,752 --> 00:17:28,934
‫یا اینکه خودم از توی وان بلند میشم

334
00:17:28,959 --> 00:17:30,167
!‫و میزارم بیاد تو

335
00:17:30,192 --> 00:17:31,232
!‫جرئت اش رو نداری

336
00:17:31,257 --> 00:17:32,487
.‫-میدونی که این کارو میکنم
‫-لیندا، اگه تو نمیتونی

337
00:17:32,512 --> 00:17:34,447
‫یه خط قرمز واسه خودت
‫بکشی، هیچ چیزی کافی نخواهد بود

338
00:17:34,567 --> 00:17:35,487
!‫من فقط به اندازه کفایت نمیخوام

339
00:17:35,607 --> 00:17:38,247
‫تو باید به یه چیزی به جز عشق باور داشته باشی

340
00:17:38,367 --> 00:17:40,287
‫چه چیز دیگه ای هست؟

341
00:17:54,327 --> 00:17:56,807
.‫لیندا، بیا باهام با فاشیست ها بجنگ

342
00:18:06,723 --> 00:18:08,007
...‫خب

343
00:18:09,847 --> 00:18:11,687
‫بهتره که اول لباس بپوشم

344
00:18:12,385 --> 00:18:15,487
.‫لیندا مانند آلوی سیاه رسیده ای بود که آماده چیده شدن بود

345
00:18:16,567 --> 00:18:18,207
...‫درخت به لرزه درآمده بود

346
00:18:20,087 --> 00:18:21,007
‫برای هم رزم ها

347
00:18:21,127 --> 00:18:22,407
...‫مقدار زیادی شیر کنسرو شده فرستاده شده

348
00:18:22,527 --> 00:18:26,316
‫احتیاط و اندک دانشی هم که به دست آورده بود رو بر باد داد

349
00:18:26,447 --> 00:18:27,927
.‫مثال بارزی از کارگران جاهیر شوروی

350
00:18:28,047 --> 00:18:28,967
‫لطفا دست و دلبازانه اهدا کنید

351
00:18:29,087 --> 00:18:30,782
‫اون به یک کمونیست دو آتشه تبدیل شد

352
00:18:30,807 --> 00:18:33,167
‫همه رو سر میز شام خسته کرد

353
00:18:33,323 --> 00:18:34,287
‫بالاخره

354
00:18:34,407 --> 00:18:37,047
‫خیال کروسیگ ها راحت شد

355
00:18:37,167 --> 00:18:38,727
‫اون رفت تا با کریستین زندگی کند

356
00:18:38,847 --> 00:18:41,345
.‫و تونی مراحل طلاق را شروع کرد

357
00:18:41,370 --> 00:18:42,527
!‫طلاق؟

358
00:18:42,647 --> 00:18:45,407
.‫این یک مسئله بزرگ برای خاله و عموی من بود

359
00:18:54,087 --> 00:18:56,207
.‫تو از خونه محروم میشی

360
00:18:56,327 --> 00:18:59,127
!‫خواهرات دیگه نمیتونن تو رو ببینن

361
00:18:59,247 --> 00:19:00,887
!‫هیچ مرد محترمی دیگه باهاشون ازدواج نمیکنه

362
00:19:00,912 --> 00:19:02,632
‫یک زن زناکار

363
00:19:02,657 --> 00:19:05,598
!‫منزجرکننده ترین چیزیه که وجود داره

364
00:19:08,167 --> 00:19:09,456
‫از اینکه با خونسردی تمام

365
00:19:09,481 --> 00:19:11,521
.‫مویرای کوچولو رو ول کردی، خوشم نمیاد، لیندا

366
00:19:11,789 --> 00:19:13,581
!‫خب، چموشی توی خونش عه

367
00:19:17,447 --> 00:19:20,327
‫در همین حال، بچه کوچولوی ما، به کودکستان رفت

368
00:19:20,447 --> 00:19:23,967
‫و من توی باغ برای آلفرد صبحانه
.‫درست کردم تا این اتفاق رو جشن بگیرم

369
00:19:26,847 --> 00:19:28,727
.‫هیشکی تا ساعت چهار مزاحممون نمیشه

370
00:19:28,847 --> 00:19:31,127
!‫عجب آرامشی

371
00:19:31,820 --> 00:19:34,927
!‫اوه، رز ها رو ببین

372
00:19:35,047 --> 00:19:36,927
‫زندگی مون مثل بهشت نیست؟

373
00:19:37,047 --> 00:19:38,087
.‫آره

374
00:19:40,568 --> 00:19:41,607
‫یا شاید هم نیست؟

375
00:19:41,727 --> 00:19:45,167
‫آره، ولی اون قاشق مارمالاده

376
00:19:45,287 --> 00:19:46,727
.‫توی مربا نزارش

377
00:19:49,407 --> 00:19:50,687
!‫فنی عزیزم

378
00:19:50,807 --> 00:19:52,887
‫میدونم که هنوز از دستم عصبانی هستی

379
00:19:53,007 --> 00:19:54,087
‫ولی خواهش میکنم، میشه عصبانی نباشی؟

380
00:19:56,007 --> 00:19:57,047
‫اومدم اینجا

381
00:19:57,167 --> 00:19:58,887
!‫چون که شدیدا به یه نوشیدنی نیاز دارم

382
00:20:02,931 --> 00:20:04,729
‫اوه، خدای من

383
00:20:05,927 --> 00:20:08,727
‫اونجا توی اون خونه بزرگ و عظیم، خیلی پوچ و بیهوده بود

384
00:20:08,847 --> 00:20:10,767
‫و خیلی بی انصافی بود که به زندگی ادامه بدم

385
00:20:10,887 --> 00:20:13,188
.‫در حالی که به شکل وحشتناکی غمگین بودم

386
00:20:13,767 --> 00:20:15,127
‫البته که نباید برای بقیه زندگیت

387
00:20:15,152 --> 00:20:16,110
.‫غمگین باشی

388
00:20:17,967 --> 00:20:19,435
‫خب، زندگی چگونه است؟

389
00:20:20,007 --> 00:20:23,007
.‫خب من یه کمونیست ام، هر دومون کمونیستیم

390
00:20:23,127 --> 00:20:25,007
‫و با کریستین توی آپارتمانش زندگی میکنم

391
00:20:25,127 --> 00:20:26,647
‫خیلی کوچیکه

392
00:20:26,767 --> 00:20:29,247
‫که خیلی هم خوبه چون که من دارم
!‫همه کارهای خونه رو انجام میدم

393
00:20:31,087 --> 00:20:33,676
.‫همم. زیاد هم توی این کارها خوب نیستم

394
00:20:34,759 --> 00:20:36,159
!‫فر رو بگو

395
00:20:36,287 --> 00:20:38,607
‫تعجب نمیکنم که بعضی ها کله شون رو بذارن توش

396
00:20:38,727 --> 00:20:41,213
!‫و از بدبختی محض نجات پیدا کنن

397
00:20:41,838 --> 00:20:43,687
‫عزیزم، میشه یه لیوان دیگه بخورم؟

398
00:20:43,807 --> 00:20:46,087
‫خب، تونی چطوری این مسئله رو قبول کرده؟

399
00:20:48,007 --> 00:20:49,807
.‫راستش، خیلی هم راضیه

400
00:20:49,927 --> 00:20:50,729
‫آره

401
00:20:50,754 --> 00:20:52,672
‫چون که الان میتونه با معشوقه اش ازدواج کنه

402
00:20:52,697 --> 00:20:53,697
‫بدون اینکه رسوایی به بار بیاد

403
00:20:53,819 --> 00:20:56,379
.‫یا انجمن محافظه کاران رو ناراحت کرده باشه

404
00:20:56,404 --> 00:20:58,844
‫-اون کیه؟
.‫-اسمش پیکسی تاوزند ـه

405
00:20:58,922 --> 00:21:00,274
...‫میدونی از اون زن هایی که

406
00:21:00,527 --> 00:21:01,687
‫صورت جوون دارن

407
00:21:01,807 --> 00:21:03,412
!‫که موهای سفیدشون رو آبی رنگ کردن

408
00:21:04,127 --> 00:21:07,727
‫یه ضد هان عالیه ولی نزدیک عمارت زندگی میکنه

409
00:21:07,847 --> 00:21:08,887
.‫و عاشق مویراست

410
00:21:09,279 --> 00:21:10,807
.‫و تو همه چیز هایی عالیه که من نبودم

411
00:21:10,927 --> 00:21:12,767
!‫مثلا محافظه کاری و گلف

412
00:21:12,887 --> 00:21:15,567
.‫آره، فکر کنم اونجا دیدمش

413
00:21:17,767 --> 00:21:18,885
.‫آره

414
00:21:22,687 --> 00:21:25,647
‫خب، خیلی خوشحالم که فهمیدم وجود خارجی داره

415
00:21:25,767 --> 00:21:28,847
.‫چون که الان دیگه لازم نیست زیاد احساس گناه بکنم

416
00:21:31,844 --> 00:21:34,527
‫فکر میکنم که خیلی بی انصافی
‫باشه وقتی که من خیانت کار هستم

417
00:21:34,552 --> 00:21:35,630
‫منزجر کننده است

418
00:21:35,727 --> 00:21:38,447
،‫ولی وقتی تونی خیانت کارـه
!‫هیشکی اون رو از چیزی محروم نمیکنه

419
00:21:41,155 --> 00:21:43,035
‫خواهش میکنم یه چیزی بگو

420
00:21:45,847 --> 00:21:47,687
‫هیشکی خوشحال نمیشه اگه تو خوشحال نباشی

421
00:21:47,712 --> 00:21:49,312
.‫و بخصوص مویرا

422
00:21:50,607 --> 00:21:52,607
‫و در نهایت، سعادت بچه هامون

423
00:21:52,727 --> 00:21:54,607
.‫چیزی که در انتها اهمیت داره

424
00:21:56,767 --> 00:21:58,687
‫الان میتونی با کریستین زندگی تشکیل بدی

425
00:21:58,712 --> 00:22:01,152
‫و یه زندگی زناشویی عالی و بی نظیر باهاش داشته باشی

426
00:22:01,367 --> 00:22:02,727
.‫چیزی که هیچ وقت نمیتونستی با تونی داشته باشیش

427
00:22:02,847 --> 00:22:06,807
‫آره، آره، آره، آره
‫اون مثل بهشت ـه

428
00:22:08,167 --> 00:22:09,060
‫خب، چطوری ـه؟

429
00:22:09,094 --> 00:22:10,083
!‫اوه

430
00:22:10,208 --> 00:22:11,727
‫اصلا نمیتونی فکرش رو هم بکنی که

431
00:22:11,847 --> 00:22:13,487
!‫اون چه مرد فوق العاده ای هستش

432
00:22:13,607 --> 00:22:15,661
...‫اوه، اون خیلی

433
00:22:16,087 --> 00:22:18,647
...‫از ادم های دیگه جداست

434
00:22:18,767 --> 00:22:21,347
...‫اون فقط
‫اون فقط به ایده ها و افکار اهمیت میده

435
00:22:22,052 --> 00:22:25,327
!‫اوه، فنی
!‫خیلی خوبه که داریم حرف میزنیم

436
00:22:26,761 --> 00:22:27,662
...‫من واقعا

437
00:22:27,695 --> 00:22:29,615
!‫دلم واسه حرف زدن تنگ شده بود
...‫میدونی، با همرزم ها

438
00:22:29,640 --> 00:22:31,167
...‫اونا هیچ وقت گپ نمیزنن

439
00:22:31,287 --> 00:22:33,447
‫همیشه دارن سخنرانی میکنن

440
00:22:36,759 --> 00:22:39,127
‫فقط نیم ساعت لازم بود تا کنارش باشم

441
00:22:39,152 --> 00:22:42,405
‫تا اینکه اون رو دوباره ببخشم

442
00:22:43,247 --> 00:22:46,767
.‫هر اتفاقی که بیوفته، من همیشه طرف توئم

443
00:22:46,792 --> 00:22:48,712
!‫اوه، همین مهم ـه

444
00:22:50,327 --> 00:22:54,887
!‫اوه، خدا رو شکر که تو ازم رو برنگردوندی

445
00:22:57,807 --> 00:22:59,807
!‫بدون تو انگار گم شدم

446
00:23:04,287 --> 00:23:05,927
‫البته که نه

447
00:23:15,287 --> 00:23:16,967
.‫عزیزم، باید برم

448
00:23:17,990 --> 00:23:19,510
...‫ولی

449
00:23:22,167 --> 00:23:24,527
‫دیدن تو خیلی من رو خوشحال کرد

450
00:23:28,361 --> 00:23:35,212
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

451
00:23:54,727 --> 00:23:55,807
‫سلام

452
00:23:55,927 --> 00:23:58,167
!‫لیندا و کریستین تالبوت؟

453
00:23:58,287 --> 00:24:01,007
‫نمیتونم پام رو از انگلستان بیرون بذارم بدون اینکه

454
00:24:01,127 --> 00:24:02,887
!‫اون خودش رو با یه آدم نچسب و ناخوشایند درگیر نکنه

455
00:24:02,912 --> 00:24:04,232
!‫بدجوری مشروب لازمم

456
00:24:04,447 --> 00:24:05,807
!‫سگ هام هم همینطور

457
00:24:12,967 --> 00:24:15,407
‫فکر میکنم... فکر میکنم که ازدواجش با تونی

458
00:24:15,527 --> 00:24:16,567
‫ازدواج عذاب آوری بود

459
00:24:16,687 --> 00:24:18,767
‫خب، طبیعتا هیشکی انتظار نداشت که اون با تونی بمونه

460
00:24:18,887 --> 00:24:20,367
‫ولی نکته این که اون از چاله دراومده

461
00:24:20,392 --> 00:24:21,352
!‫و پریده توی چاه

462
00:24:21,377 --> 00:24:22,697
!‫نه! نه! نه

463
00:24:22,722 --> 00:24:25,442
.‫آب نمیخوام، فنی
!‫ویسکی

464
00:24:25,847 --> 00:24:28,007
!‫اوه

465
00:24:29,548 --> 00:24:31,127
‫فکر میکنم که تا حدی کمونیسم

466
00:24:31,247 --> 00:24:32,807
‫اون رو به خودش جذب کرده چرا که اون نیاز به یه هدف داشت

467
00:24:32,927 --> 00:24:34,767
‫کریستین یه آدم جذاب بود

468
00:24:34,887 --> 00:24:37,591
‫و میبینم که کاملا در تضاد با تونی بود
!‫ولی این یه فاجعه ـست

469
00:24:37,616 --> 00:24:38,896
...‫اگه عاشق اون ـه

470
00:24:38,921 --> 00:24:40,001
!‫اون قراره که لیندا رو بدبخت بکنه

471
00:24:40,141 --> 00:24:41,341
‫اون عاشق کریستین ـه؟

472
00:24:46,487 --> 00:24:47,401
‫خب، اگه نباشه

473
00:24:48,007 --> 00:24:50,167
.‫داره قدم در مسیر مادرت میذاره

474
00:24:51,687 --> 00:24:53,927
‫که برای لیندا، خیلی بد خواهد بود

475
00:24:54,047 --> 00:24:55,767
‫خب، لیندا مثل مادر من نیست

476
00:24:56,097 --> 00:24:59,567
!‫فقط میخواد که پنج دقیقه واسه خودش وقت بذاره

477
00:25:09,847 --> 00:25:12,287
‫کریستین رو از زمان بچگی میشناسم

478
00:25:12,312 --> 00:25:15,948
‫اون کسی ـه که توی دنیا سفر میکنه، به هیچ کس وابسته نمیشه

479
00:25:17,447 --> 00:25:19,567
‫تصور میکنم که حتی به سختی متوجه
!‫باشه که لیندا رفته پیشش زندگی بکنه

480
00:25:19,782 --> 00:25:21,758
.‫لیندا هم داشت همین رو میگفت

481
00:25:21,914 --> 00:25:23,767
‫اوه، پس همین الانش هم متوجه این قضیه شده؟

482
00:25:23,887 --> 00:25:25,087
‫خب اون احمق نیست

483
00:25:27,508 --> 00:25:28,860
‫چطوری دارن زندگی میکنن؟

484
00:25:29,243 --> 00:25:31,523
‫با امکانات خیلی کم توی آپارتمان کوچیک کریستین

485
00:25:32,147 --> 00:25:34,367
‫متیو هم کاملا ارتباطش رو با اون قطع کرده

486
00:25:34,487 --> 00:25:36,127
‫شنیدم که کروسیگ ها میگن که

487
00:25:36,247 --> 00:25:38,167
‫همون بهتر که اون از گشنگی بمیره

488
00:25:38,192 --> 00:25:39,280
‫اوه، اونا اینطور میگن؟

489
00:25:41,567 --> 00:25:44,007
.‫لطفا آدرس لیندا رو بنویس

490
00:25:56,287 --> 00:25:58,127
‫احیانا نمیدونی که مصرف روزانه شیر

491
00:25:58,247 --> 00:26:00,327
‫توی واتیکان چقدره؟

492
00:26:00,447 --> 00:26:01,607
‫نه

493
00:26:01,727 --> 00:26:04,207
.‫نه، شرمنده، نمیدونم

494
00:26:06,247 --> 00:26:08,007
‫خداحافظ، فنی

495
00:26:08,127 --> 00:26:09,567
‫باید ببینم که چیکار میتونم بکنم

496
00:26:10,120 --> 00:26:11,687
!‫-یالا
.‫-درسته

497
00:26:11,807 --> 00:26:12,565
!‫یالا

498
00:26:21,087 --> 00:26:21,993
‫کاری که اون کرد این بود که

499
00:26:22,018 --> 00:26:25,219
...‫مالکیت قشنگ ترین خونه عروسکی رو بهش هدیه کرد

500
00:26:26,687 --> 00:26:28,087
‫خیلی پایین توی چینی والک

501
00:26:28,207 --> 00:26:30,287
‫توی اون پیچ بزرگ رودخونه که ویستلر اونجا زندگی میکردند

502
00:26:31,487 --> 00:26:32,767
‫خونه میدون برینستون

503
00:26:32,792 --> 00:26:34,862
‫تاریک، سرد و باشکوه بود

504
00:26:35,441 --> 00:26:37,407
‫تنها چیز زیبایی که اونجا بود

505
00:26:37,527 --> 00:26:39,327
‫یه نقاشی از یه زن چاق و گوجه ای بود که داشت حمام میکرد

506
00:26:39,447 --> 00:26:43,167
‫که لرد مرلین اون رو به لیندا
‫داده بود تا کروسیگ ها رو اذیت بکنه

507
00:26:43,287 --> 00:26:46,207
‫اون نقاشی توی چینی والک خیلی عالی به نظر میرسید

508
00:26:46,327 --> 00:26:47,247
‫به سختی میتونستید تشخیص بدید

509
00:26:47,367 --> 00:26:48,887
‫کجا بازتاب طبیعی آب تموم میشد

510
00:26:49,007 --> 00:26:50,807
.‫و کجا بازتاب نقاشی رنوار شروع میشد

511
00:26:52,207 --> 00:26:53,727
‫خب، کرستین هم اینجا اسباب کشی میکنه؟

512
00:26:54,244 --> 00:26:56,244
!‫اوه، بله، البته

513
00:26:58,207 --> 00:26:59,533
‫ولی الان

514
00:27:00,212 --> 00:27:04,287
!‫من مثل یه پرنده، آزادـم

515
00:27:06,966 --> 00:27:08,966
!‫بالاخره

516
00:27:13,999 --> 00:27:18,130
.‫در راه هالیوود. نگران نباشین
‫جسی

517
00:27:18,155 --> 00:27:19,447
‫خاله سیدی و عمو متیو

518
00:27:19,567 --> 00:27:21,407
‫با بحران هایی

519
00:27:21,432 --> 00:27:23,574
.‫در زندگی دوتا بچه دیگه شون مواجه شدند

520
00:27:23,599 --> 00:27:24,636
‫هالیوود؟

521
00:27:25,607 --> 00:27:27,847
‫-چی؟
‫-خب، این خیلی عجیب ـه

522
00:27:27,967 --> 00:27:28,887
...‫منظورم این که

523
00:27:29,007 --> 00:27:30,247
‫اون تا حالا کمترین علاقه ای
‫هم به سینما از خودش نشون نداده

524
00:27:30,367 --> 00:27:33,727
...‫اوه، بله، جسی عاشق یه ستاره سینما شده

525
00:27:33,847 --> 00:27:35,447
...‫اسمش

526
00:27:35,567 --> 00:27:36,647
...‫لری بوون

527
00:27:36,767 --> 00:27:38,287
.‫یا... بری لوون. درست یادم نیست که کدومش ـه

528
00:27:38,407 --> 00:27:41,087
.‫اون توی اون فیلم دزد دریایی بود

529
00:27:42,247 --> 00:27:44,607
‫اون به هالیوود نامه نوشت تا ببینه که اون ازدواج کرده یا نه

530
00:27:44,727 --> 00:27:46,167
‫گفت که اگه اون ازدواج نکرده باشه

531
00:27:46,287 --> 00:27:48,017
‫خودش مستقیم میره و باهاش ازدواج میکنه

532
00:27:48,887 --> 00:27:51,927
‫پس فکر کنم که الان نامه گرفته که میگه اون ازدواج نکرده

533
00:27:51,952 --> 00:27:54,032
‫و به همین خاطر گذاشته رفته

534
00:27:55,104 --> 00:27:57,064
‫شانس آورد که پول داشت تا فرار بکنه

535
00:27:59,727 --> 00:28:01,127
‫مامان، بازم سوسیس مونده؟

536
00:28:05,738 --> 00:28:08,338
‫کاسف به عمل اومد که لری بوون حتی قهرمان هم نبوده

537
00:28:08,607 --> 00:28:10,967
‫اون فقط یه دزد دریایی معمولی بوده

538
00:28:11,087 --> 00:28:13,376
!‫تا حالا که چیزی برای عرضه نداشته

539
00:28:13,401 --> 00:28:16,201
‫خیلی توی بالا و پایین رفتن از طناب ماهرـه

540
00:28:16,226 --> 00:28:17,146
‫نگاه کن، متیو

541
00:28:17,375 --> 00:28:19,175
!‫اون هم یه ابزار حفر خندق مثل تو داره

542
00:28:19,647 --> 00:28:21,647
‫شاید همین باعث بیدار شدن

543
00:28:21,672 --> 00:28:23,712
.‫احساسات مادرزادی توی قلب جسی شده

544
00:28:23,927 --> 00:28:26,607
!‫همچین ادمی میخواد با اون ابزار لعنتی چیکار بکنه؟

545
00:28:26,727 --> 00:28:28,405
!‫اون باید میدونست که اونجا کمین کردن

546
00:28:28,767 --> 00:28:30,607
.‫زیاد به اون یارو اهمیتی نمیدم

547
00:28:30,727 --> 00:28:32,207
!‫اوه، به نظر من که عالیه

548
00:28:32,327 --> 00:28:34,647
‫بدون نظم، باید بره آرایشگاه

549
00:28:34,767 --> 00:28:36,367
!‫فکر کنم که اصلا چیزی نمیخوره

550
00:28:36,487 --> 00:28:37,687
!‫هیسسس

551
00:28:38,447 --> 00:28:41,947
‫عمو متیو بخاطر سیاه بختی و بالا
‫رفتن سن، کم کم داشت مهربان میشد

552
00:28:42,247 --> 00:28:43,927
‫و داشت با لرد مرلین کنار می اومد

553
00:28:44,047 --> 00:28:46,007
‫و دیگه بهش فاسد نمیگفت

554
00:28:46,032 --> 00:28:49,343
‫دیگه محالفتی با رفتن به خونه راحت اون نداشت

555
00:28:51,767 --> 00:28:53,607
!‫اوه خدایا
...‫این دیگه

556
00:28:53,727 --> 00:28:55,530
‫متیو عزیز، نترس

557
00:28:55,555 --> 00:28:58,116
‫موتی تقریبا اهلی ـه

558
00:28:58,407 --> 00:29:00,007
!‫درست مثل خودت

559
00:29:00,127 --> 00:29:03,560
‫چطوری برش گردونیم؟
.‫نمیتونیم لیندا رو بفرستیم دنبالش

560
00:29:03,585 --> 00:29:06,127
‫نمیشه که یه اسب چموش رو
!‫فرستاد دنبال یه اسب چموش دیگه

561
00:29:39,807 --> 00:29:44,367
!‫جسی، نمیتونی با مردی که فقط یه بار دیدیش، ازدواج بکنی

562
00:29:44,392 --> 00:29:46,032
!‫ولی بدجوری عاشقشم

563
00:29:46,247 --> 00:29:47,767
‫آره، ولی نمیتونی زندگی رو با کسی شروع بکنی که

564
00:29:47,887 --> 00:29:49,407
.‫فقط بر پایه رمانتیک بازی و هیجان باشه

565
00:29:49,527 --> 00:29:51,487
‫وگرنه با یکی دیگه که تو رو به هیجان بیاره، فرار میکنی

566
00:29:51,607 --> 00:29:53,407
!‫و باعث دردسر بقیه میشی

567
00:29:53,527 --> 00:29:55,927
!‫ازدواج مثل نون سبوس دار ـه

568
00:29:56,047 --> 00:29:58,047
.‫مثل عسل و غذای بهشتی نیست

569
00:30:01,645 --> 00:30:04,007
‫این غم انگیز ترین چیزی بود که تا حالا شنیدم

570
00:30:04,127 --> 00:30:06,487
‫خدایا، فنی
!‫امیدوارم که به یه آدم کسل کننده تبدیل نشده باشی

571
00:30:06,607 --> 00:30:09,007
‫فقط به این خاطر اومدم چون گفتی
‫که قراره سیب زمینی کبابی باشه

572
00:30:09,222 --> 00:30:10,742
‫اصلا سیب زمینی در کار هست؟

573
00:30:10,767 --> 00:30:12,007
!‫اوه، اونا بهشتی به نظر میرسن

574
00:30:12,127 --> 00:30:13,047
!‫خوبه

575
00:30:13,167 --> 00:30:14,927
‫-ممنون
‫-فکر کنم که این

576
00:30:14,952 --> 00:30:16,018
‫وعده غذای قرمز رنگت باشه، دیوی؟

577
00:30:16,043 --> 00:30:17,534
‫خب، واضحه که سیب زمینی ها قرمزـن

578
00:30:17,687 --> 00:30:18,939
.‫-ممنون
.‫-هر کسی میتونه متوجه این موضوع بشیه

579
00:30:18,964 --> 00:30:20,967
.‫اونایی که ترد هستن رو بدین، خواهشا
.‫ممنون

580
00:30:22,167 --> 00:30:24,687
!‫اون خز شترمرغت عالیه

581
00:30:25,927 --> 00:30:28,367
.‫-خیلی قشنگه
!‫-عاشقشم

582
00:30:28,487 --> 00:30:32,287
!‫-خیلی بهت میاد
.‫-میدونم، میدونم

583
00:30:33,647 --> 00:30:36,607
‫دو روز بعد از اینکه ما به اونجا
.‫رسیدیم، جسی به همسر لری بوون شد

584
00:30:38,847 --> 00:30:42,087
‫راستی لری یه هان فوق العاده ـست

585
00:30:42,207 --> 00:30:44,562
‫مرد دلنشینی ـه

586
00:30:44,687 --> 00:30:47,414
‫و مطمئنیم که جسی کنارش خوشبخت خواهد بود

587
00:30:48,734 --> 00:30:50,122
‫به نظر بدشانسی میاد

588
00:30:50,247 --> 00:30:51,767
‫که یک دختر عاشق پیشه رو بزرگ بکنی

589
00:30:51,887 --> 00:30:53,607
‫تا فرار بکنه و بره

590
00:30:53,727 --> 00:30:55,367
‫با یه مردک مثلا دلنشین

591
00:30:55,487 --> 00:30:57,207
.‫هزاران مایل دورتر زندگی بکنه

592
00:30:59,424 --> 00:31:00,767
‫نامه از طرف مت بود

593
00:31:00,887 --> 00:31:03,127
‫که توش نوشته بود که به همراه ایتون فرار کرده

594
00:31:03,247 --> 00:31:05,119
.‫تا در جنگ اسپانیا شرکت بکنه

595
00:31:09,007 --> 00:31:11,367
‫خاله سیدی خیلی شوکه شد

596
00:31:11,827 --> 00:31:13,804
‫به نظرم عمو متیو هم کاملا شوکه شد

597
00:31:14,207 --> 00:31:16,207
‫میل به جنگیدن کاملا طبیعی ـه

598
00:31:16,968 --> 00:31:18,421
.‫ولی تظاهر کرد که شوکه نشده

599
00:31:18,446 --> 00:31:21,287
‫ولی به نظرم رقت انگیزه که
‫توی یه جنگ دسته دوم مبارزه بکنی

600
00:31:21,407 --> 00:31:24,407
!‫چون که قراره خیلی زود یه جنگ دست اول اتفاق بیوفته

601
00:31:28,685 --> 00:31:31,007
‫کریسمس آن سال، یه کریسمس غم انگیز توی آلکنلی بود

602
00:31:31,127 --> 00:31:33,447
‫میدونستی که یه رئیس بندر

603
00:31:33,567 --> 00:31:35,127
‫حق داره که پرچم رو برافراشته بکنه؟

604
00:31:39,659 --> 00:31:42,927
‫الان امیدواری که چی هدیه بگیری؟

605
00:31:44,247 --> 00:31:46,847
‫داشتم به اون خز های کوچیک فکر میکردم

606
00:31:46,967 --> 00:31:49,527
‫یکی از اون کلاه های کوچیک از جنس پر شترمرغ

607
00:31:49,647 --> 00:31:51,687
.‫لازم نیست نگران لباس جدید باشی، عزیزم

608
00:31:51,807 --> 00:31:53,607
...‫تو مثل خانواده سلطنتی هستی

609
00:31:53,727 --> 00:31:57,327
.‫هر چی که بپوشی، دقیقا مثل اونا میشی

610
00:32:22,047 --> 00:32:23,927
‫چرا آخه بهترین ها اسب چموش شدن؟

611
00:32:24,047 --> 00:32:25,807
‫یه نتیجه اجتناب ناپذیرـه

612
00:32:25,927 --> 00:32:29,647
‫یه پدر وحشتناک که بهشون گفته همه غریبه ها، خطرناک ـن

613
00:32:29,767 --> 00:32:32,327
.‫و از آموزش اونا سر باز زده

614
00:32:32,447 --> 00:32:34,567
‫ماجراجوها کنجکاو میشن

615
00:32:35,927 --> 00:32:39,167
!‫چرا پیش غیرماجراجوها، عقب بمونم؟

616
00:32:40,727 --> 00:32:42,727
‫یعنی به خاطر اسب چموش اصلی ـه؟
(‫(همون مادر فنی

617
00:32:44,567 --> 00:32:45,767
.‫قطعا

618
00:32:52,967 --> 00:32:55,007
...‫اوه، فرد، نکنه من یکم

619
00:32:55,127 --> 00:32:56,607
‫خودنما شدم؟

620
00:33:02,807 --> 00:33:04,407
‫چی گفتی؟

621
00:33:05,447 --> 00:33:06,687
‫تو یه اسب چموشی؟

622
00:33:08,127 --> 00:33:09,167
!‫نه

623
00:33:10,417 --> 00:33:11,417
.‫یکی که میچسبه

624
00:33:16,767 --> 00:33:18,727
!‫من یه چسبونک درست و حسابی ـم

625
00:33:20,727 --> 00:33:22,474
.‫چه عجب

626
00:33:24,527 --> 00:33:26,207
‫لیندا با کریستین ازدواج کرد

627
00:33:26,327 --> 00:33:28,087
‫و از ما دعوت کرد تا توی مهمونی سال نو

628
00:33:28,207 --> 00:33:29,607
.‫توی چاین والک شرکت بکنیم

629
00:33:34,005 --> 00:33:35,005
!‫آره

630
00:33:37,933 --> 00:33:38,982
!‫اوه، سلام

631
00:33:39,007 --> 00:33:42,030
.‫خیلی متاسفم
.‫اینجا زیاد مرتب نیست

632
00:33:43,527 --> 00:33:45,167
‫میخواستم که یه ماهی خوب بگیرم

633
00:33:45,737 --> 00:33:46,912
!‫ولی کاملا ورشکسته ایم

634
00:33:47,127 --> 00:33:49,727
... ‫پس آبجو هست و

635
00:33:50,862 --> 00:33:52,127
...‫بیسکویت های خوشمزه

636
00:33:52,152 --> 00:33:53,472
.‫سعی کردم زنگ بزنم تا ببینم که باید چی بیارم

637
00:33:53,687 --> 00:33:54,767
!‫به خاطر شامپاین ازت ممنونم

638
00:33:54,887 --> 00:33:56,447
.‫اوه، تلفن قطع شده
!‫خدا رو شکر

639
00:33:56,567 --> 00:33:58,127
‫سرگرمی مورد علاقه کریستین این که

640
00:33:58,247 --> 00:34:00,007
‫به رهبران نازی توی برلین زنگ بزنه

641
00:34:00,032 --> 00:34:01,272
‫و سر به سرشون بذاره

642
00:34:01,297 --> 00:34:03,137
.‫-بذار یه لیوان واست پیدا بکنم
.‫-انگار که هر دقیقه اش یه میلیون پونده

643
00:34:09,727 --> 00:34:10,807
!‫اوه، خدای من

644
00:34:10,927 --> 00:34:13,247
!‫محافظه کار بودن خیلی راحت تر بود

645
00:34:13,367 --> 00:34:15,287
.‫کمونیست ها زیاد باملاحظه نیستن

646
00:34:15,407 --> 00:34:16,847
.‫وقتی که قرار باشه چیزها رو تمیز نگه دارن

647
00:34:16,967 --> 00:34:18,207
!‫اوه، نه

648
00:34:18,327 --> 00:34:20,087
!‫ولی کریسمس دلم واست تنگ شده بود

649
00:34:21,567 --> 00:34:23,087
!‫عزیزم
.‫منم همینطور

650
00:34:24,807 --> 00:34:26,167
.‫بدون تو من کلا گم میشم

651
00:34:27,407 --> 00:34:29,207
.‫و حس میکنم که یه گوسفند سیاه پیر شدم

652
00:34:29,327 --> 00:34:30,927
!‫اوه

653
00:34:36,150 --> 00:34:37,470
‫لوه، بهت گفتم که

654
00:34:38,927 --> 00:34:41,567
‫-یه کار گیر آوردم؟
!‫-چجور کاری؟

655
00:34:41,687 --> 00:34:44,007
.‫توی کتاب فروشی

656
00:34:44,127 --> 00:34:45,163
!‫چی؟

657
00:34:46,444 --> 00:34:47,859
‫میدونم که اصلا کتاب خون نیستم

658
00:34:48,038 --> 00:34:49,687
‫ولی عاشق اونایی هستم که خوندمشون

659
00:34:49,807 --> 00:34:52,007
.‫و انگار که بقیه هم همین حس رو دارن

660
00:34:52,916 --> 00:34:53,916
‫اوه، ولی فنی عزیزم

661
00:34:53,941 --> 00:34:56,181
‫ولی باید تو توی کتاب فروشی کار میکردی
‫نه من

662
00:34:56,206 --> 00:35:00,486
‫تو تحصیل کرده و فرهیخته هستی

663
00:35:01,007 --> 00:35:03,527
‫ولی البته که تو کارهای خیلی مهم تری داری

664
00:35:04,214 --> 00:35:05,567
!‫اوه، عزیزم

665
00:35:07,523 --> 00:35:09,363
!‫خیلی هیجان زده ام

666
00:35:10,093 --> 00:35:12,362
!‫-نمیتونم تحملش بکنم
!‫-فاجعه میشه

667
00:35:13,229 --> 00:35:15,299
!‫کسی که بدترین بینش تجاری رو داره که تا حالا دیدم

668
00:35:15,324 --> 00:35:16,607
‫میدونم که خیلی شلوغ پلوغ بود

669
00:35:16,632 --> 00:35:19,352
!‫ولی نمیتونی بگی که زندگیش هیجان انگیز نبود

670
00:35:19,567 --> 00:35:21,407
‫حداقل اونا توی خط مقدم

671
00:35:21,432 --> 00:35:22,672
!‫چیزهایی هستن که توی دنیا داره اتفاق می افته

672
00:35:22,887 --> 00:35:25,075
.‫میدونی، قحطی و اینجور چیزها

673
00:35:25,762 --> 00:35:27,367
!‫و مبارزه علیه فاشیسم

674
00:35:27,487 --> 00:35:29,927
‫آدم هایی مثل تونی و لستر کروسیگ

675
00:35:30,047 --> 00:35:31,447
‫اگه سخنرانی های لیندا رو بشنون

676
00:35:31,567 --> 00:35:34,287
‫و اون همه اسپانیایی و کمونیست رو توی چاین والک ببینن

677
00:35:34,407 --> 00:35:35,727
‫انتظار دارم که کاملا قانع بشن که

678
00:35:35,847 --> 00:35:37,087
.‫فاشیسم تنها جواب کار ـه

679
00:35:37,112 --> 00:35:39,047
!‫میدونم، ولی قضیه کتاب فروشی واقعا مثل خار تو گلو بود

680
00:35:41,894 --> 00:35:45,199
‫معلوم شد که آلفرد در مورد عدم وجود
.‫بینش تجاری لیندا، کاملا در اشتباه بود

681
00:35:45,967 --> 00:35:48,527
‫جمعه ها و شنبه ها توی کتاب فروشی کار میکرد

682
00:35:48,647 --> 00:35:49,607
‫در این مدت

683
00:35:49,632 --> 00:35:51,512
‫یک دگرگونی فوق العاده رخ داد

684
00:36:01,746 --> 00:36:04,207
‫خیلی زود حرف و حدیث کتاب
‫فروشی توسط مرلین پراکنده شد

685
00:36:04,232 --> 00:36:05,712
‫و مشتری ها با قدرت هر چه تمام تر به کتاب فروشی اومدند

686
00:36:06,604 --> 00:36:08,084
!‫مچ ام رو گرفتی

687
00:36:12,902 --> 00:36:15,653
‫فکر کنم این یکی کاملا مناسب شمایی باشه که اونجا هستین

688
00:36:29,911 --> 00:36:31,687
‫لیندا تنها آدمی که موفق شده

689
00:36:31,712 --> 00:36:33,152
‫کتاب برادر کوچولو قورباغه رو واسم پیدا بکنه

690
00:36:33,367 --> 00:36:35,918
‫برادر کوچولوی قورباغه دیگه چیه؟

691
00:36:36,024 --> 00:36:37,664
‫اوه، خب یه داستان خیلی دلنشین

692
00:36:37,760 --> 00:36:39,040
‫از یه قورباغه هفت ساله ـست

693
00:36:39,785 --> 00:36:42,145
‫که تلاش میکنه بعد از مرگ پدر و مادرش

694
00:36:42,367 --> 00:36:44,607
.‫ از برادر کوچیک ترش، بنی، مراقبت بکنه

695
00:36:52,207 --> 00:36:53,447
‫خب میدونی

696
00:36:53,567 --> 00:36:55,127
.‫همه اش در مورد برادری و رفاقت ـه

697
00:36:55,247 --> 00:36:56,927
!‫راستش عاشقش میشی

698
00:36:58,367 --> 00:37:00,127
‫از بچگی خیلی به کتاب خونی علاقه داشتم

699
00:37:00,487 --> 00:37:03,869
*‫*آهنگ Fooba Wooba John اثر Burl Ives

700
00:37:04,247 --> 00:37:05,948
!‫ممنونم
!‫هر روز

701
00:37:05,973 --> 00:37:07,933
‫حضور لیندا باعث شد که

702
00:37:07,958 --> 00:37:09,318
‫اون کتاب فروشی، تنها کتاب فروشی
...‫توی انگلستان باشه که سوددهی داره

703
00:37:10,049 --> 00:37:11,622
.‫و برنده یک مدال هم شد

704
00:37:11,647 --> 00:37:13,967
!‫تبریک میگم، همرزم لیندا

705
00:37:14,087 --> 00:37:17,127
!‫ووه

706
00:37:23,527 --> 00:37:27,487
‫با وجود آبسه سگ، خشک شویی که ملافه هام رو خراب میکنه

707
00:37:27,607 --> 00:37:29,847
‫و کتی که از کمد فروشگاه دزدی میکنه

708
00:37:29,967 --> 00:37:31,702
!‫این هفته خیلی وحشتناک بوده

709
00:37:32,921 --> 00:37:35,167
‫تا حالا احساس کردی که نیمه
‫بدنت توی چمدون چپونده شده باشه

710
00:37:35,287 --> 00:37:37,487
‫و آروم آروم داری خفه میشی؟

711
00:37:39,607 --> 00:37:41,087
‫ببخشید؟

712
00:37:41,207 --> 00:37:42,527
.‫مشکلی نیست

713
00:37:45,767 --> 00:37:49,207
.‫-آقایون
.‫-از شرابتون لذت ببرید

714
00:38:03,247 --> 00:38:04,367
...‫صلیب و سپر نقاشی بکن

715
00:38:04,487 --> 00:38:05,847
.‫و البته اونا برنده جنگ شدند

716
00:38:05,967 --> 00:38:06,950
!‫برنده شدند

717
00:38:06,975 --> 00:38:08,415
‫خیلی خوب، خیلی خوب

718
00:38:09,047 --> 00:38:10,767
!‫-اوه، خدایا! مادرت ـه
!‫-سلام عزیزم

719
00:38:10,887 --> 00:38:13,927
‫به خاطر این اینجاـم که سوار قطار
!‫اشتباهی برای رفتن به مهمونی شدم

720
00:38:15,182 --> 00:38:16,182
!‫اوه، عزیزم

721
00:38:16,674 --> 00:38:18,549
‫نکنه فقیر و تهی دستی؟

722
00:38:22,847 --> 00:38:25,767
.‫امیدوارم که به خاطر عشق ازدواج نکرده باشی، عزیزم

723
00:38:27,567 --> 00:38:30,327
.‫هر کسی که عشق رو اختراع کرده، باید با گلوله کشته بشه

724
00:38:32,847 --> 00:38:34,527
‫ببین من رو به کجا رسونده

725
00:38:35,887 --> 00:38:39,327
‫یه شکارچی سفیدپوست مرده، یه کنت ایتالیایی

726
00:38:39,447 --> 00:38:44,087
‫دوتا وایکانت، یه شاعر یونانی و هنوز این لیست ادامه داره

727
00:38:44,527 --> 00:38:46,207
‫دون ها زیاد شبیه

728
00:38:46,327 --> 00:38:47,767
.‫شکارچی های سفیدپوست یا کنت های ایتالیایی نیستن

729
00:38:47,887 --> 00:38:50,035
.‫توصیه من انتخاب یه کت خز خوب ـه

730
00:38:51,167 --> 00:38:52,407
‫واسه بقیه چیزهای دیگه خیلی به خودت زحمت نده

731
00:38:52,527 --> 00:38:53,767
‫خیلی کم کت رو از تنت درمیاری

732
00:38:54,496 --> 00:38:57,927
‫و پولت رو برای لباس زیر هدر نده

733
00:38:58,047 --> 00:38:59,447
.‫هیچی از خرید لباس زیر احمقانه تر نیست

734
00:39:01,259 --> 00:39:02,807
‫اصلا دوست خوب و به درد بخوری داری، عزیزم

735
00:39:02,927 --> 00:39:04,713
‫تا عوض خونه کوچولوت رو دربیاری؟

736
00:39:05,007 --> 00:39:06,687
.‫-راستش نه
.‫-نه

737
00:39:06,807 --> 00:39:10,207
‫آکسفورد انگار مشخصا برای مردهای مجرد طراحی شده

738
00:39:10,327 --> 00:39:13,304
.‫معلوم شد که انگار همسرها چیزهای زائدی ـن

739
00:39:14,087 --> 00:39:15,007
‫چه فایده داره که

740
00:39:15,127 --> 00:39:16,407
‫تحصیلکرده و فرهیخته باشی

741
00:39:16,527 --> 00:39:18,527
‫اگه که باز هم مجبوری میز شام مهمونی خودت رو ترک بکنی

742
00:39:18,552 --> 00:39:20,179
‫تا مردها بتونن گپ بزنن

743
00:39:20,204 --> 00:39:21,404
‫و همه شراب های خوب رو بخورن؟

744
00:39:21,967 --> 00:39:24,167
‫از لیندا چه خبر؟
‫کجاست؟

745
00:39:24,192 --> 00:39:25,752
.‫اون با کریستین تابلوت فرار کرد

746
00:39:25,967 --> 00:39:28,091
‫اون توی یه کتاب فروشی کمونیستی کار میکنه

747
00:39:28,281 --> 00:39:30,721
.‫خب، امیدوارم که اون از تونی کروسیگ بهتر باشه

748
00:39:30,967 --> 00:39:33,026
.‫اگرچه خیلی بعیده که اینطوری باشن

749
00:39:36,444 --> 00:39:38,524
‫کتاب فروشی بیشتر به درد تو نمیخوره؟

750
00:39:40,847 --> 00:39:42,087
.‫بله، درسته

751
00:39:43,407 --> 00:39:44,845
...‫اگه که این همه بچه رو نداشتم

752
00:39:45,127 --> 00:39:47,207
.‫که یهویی باید به دنیا بیارمشون

753
00:39:47,327 --> 00:39:48,845
‫خب، نمیتونی اونا رو بذاری پیش امیلی؟

754
00:39:49,847 --> 00:39:51,367
‫میدونم که تو فکر میکنی که همه بچه های دنیا

755
00:39:51,392 --> 00:39:52,493
!‫رو باید پیش خاله امیلی گذاشت

756
00:39:52,518 --> 00:39:55,490
.‫نذار بچه هات جلوی زندگیت رو بگیرن، عزیزم

757
00:39:56,623 --> 00:39:57,658
‫منظورت من ـه؟

758
00:39:57,683 --> 00:39:59,748
!‫نه! نه

759
00:39:59,773 --> 00:40:01,053
.‫-منظورت من ـه
.‫-نه

760
00:40:01,078 --> 00:40:02,918
!‫تو سر راه من نبودی

761
00:40:03,647 --> 00:40:07,767
!‫البته که نبودی
!‫من یه زندگی فوق العاده داشتم

762
00:40:20,047 --> 00:40:22,527
.‫-سلام
‫-سلام فنی عزیزم

763
00:40:22,647 --> 00:40:23,567
‫زود حرف میزنم

764
00:40:23,687 --> 00:40:25,767
‫چون که هر لحظه امکان داره تلفن قطع بشه

765
00:40:25,887 --> 00:40:26,807
‫ولی میتونی فردا بیای

766
00:40:26,927 --> 00:40:27,967
‫و توی ایستگاه ویکتوریا همدیگه رو ببینیم؟

767
00:40:28,087 --> 00:40:29,487
‫نیروهای وحشی فاشیست فرانکو

768
00:40:29,607 --> 00:40:31,087
‫نیم میلیون نفر رو بیرون از کاتالونیا دنبال کردند

769
00:40:31,207 --> 00:40:32,247
‫و من میخوام به کریستین

770
00:40:32,367 --> 00:40:33,367
!‫در مرز فرانسه با اسپانیا ملحق بشم

771
00:40:38,416 --> 00:40:40,776
!‫اوه، خب خیلی ترسیدم

772
00:40:41,027 --> 00:40:42,947
!‫توی زندگیم هیچ وقت خارج از کشور نبودم

773
00:40:42,972 --> 00:40:44,372
‫امیدوارم که جواهراتت رو بذاری توی بانک

774
00:40:44,767 --> 00:40:46,167
.‫عزیزم، زخم زبون نزن

775
00:40:46,287 --> 00:40:47,967
.‫میدونی که دیگه جواهری ندارم

776
00:40:49,047 --> 00:40:51,207
‫فکر کن که تک و تنها توی قطار میخوابم

777
00:40:51,327 --> 00:40:52,887
‫مطمئنم که تنها نمی مونی

778
00:40:53,007 --> 00:40:53,967
‫فکر کنم خارجی ها توی موضوع

779
00:40:54,087 --> 00:40:55,447
!‫سکس با غریبه ها خیلی دست و دلبازـن

780
00:40:55,567 --> 00:40:57,847
!‫آره، ایجوری خیلی خوب میشه

781
00:40:57,967 --> 00:41:02,167
!‫اوه، خدایا، آرزو میکنم که کاش تو هم باهام می اومدی

782
00:41:05,341 --> 00:41:07,927
‫شاید واسه تو راحت باشه که همه چی رو ول کنی

783
00:41:07,952 --> 00:41:09,312
...‫و بیخیال زندگیت بشی و آزاد باشی

784
00:41:09,409 --> 00:41:10,329
!‫بلیط، لطفا

785
00:41:10,354 --> 00:41:11,274
...‫و هیچ وقت با هیچ تبعاتی مواجه نشی

786
00:41:11,607 --> 00:41:12,727
‫ولی بعضی هامون باید همینجا بمونن

787
00:41:12,752 --> 00:41:14,712
.‫تا از شوهرامون حمایت بکنیم و مراقب بچه هامون باشیم

788
00:41:14,927 --> 00:41:16,567
.‫-ممنونم، خانم
.‫-من می مونم

789
00:41:18,167 --> 00:41:19,807
‫چرا اینقدر باهام بدرفتاری میکنی؟

790
00:41:19,927 --> 00:41:21,887
‫از مویرا خداحافظی کردی؟

791
00:41:22,428 --> 00:41:23,588
!‫آره

792
00:41:24,767 --> 00:41:25,829
.‫راستش این کار رو کردم

793
00:41:26,915 --> 00:41:29,447
‫اون... اون فقط پیکسی تاوزند رو میخواد

794
00:41:29,472 --> 00:41:30,632
‫از من خوشش نمیاد

795
00:41:30,752 --> 00:41:31,927
‫خب، تو از من خوشت میاد؟

796
00:41:31,956 --> 00:41:33,687
‫من و مویرا خیلی بهم شبیه هستیم، نه؟

797
00:41:33,807 --> 00:41:35,487
.‫البته که نه

798
00:41:35,607 --> 00:41:38,047
!‫-داریم راه می افتیم
.‫-فنی

799
00:41:38,167 --> 00:41:40,967
‫عزیزم، تو جالب توجه و باهوشی و
!‫فنی

800
00:41:41,087 --> 00:41:44,527
!‫فکر کنم هر کسی حق داره که از بچه اش خوشش نیاد

801
00:41:44,647 --> 00:41:46,687
.‫اوه، خواهش میکنم
.‫این حرف ها در مورد مویرا رو تموم کن

802
00:41:46,807 --> 00:41:48,007
!‫داری من رو میترسونی

803
00:41:48,032 --> 00:41:50,112
‫من همیشه دارم به همه میگم که تو مثل مادر من نیستی

804
00:41:50,137 --> 00:41:51,297
!‫ولی تو دقیقا شبیه اونی

805
00:41:52,653 --> 00:41:54,047
!‫فنی، بس کن

806
00:41:54,167 --> 00:41:56,567
!‫خواهش میکنم! قراره که به یه دردی بخورم

807
00:41:56,687 --> 00:41:58,407
!‫داره به یه ماجراجویی باشکوه میرم

808
00:41:58,527 --> 00:41:59,607
!‫مثل ماجراجویی اودیسه

809
00:41:59,632 --> 00:42:01,072
‫تو اودیسه نیستی، لیندا

810
00:42:01,287 --> 00:42:04,567
!‫فنی، خواهش میکنم
!‫خواهش میکنم ازم قطع امید نکن

811
00:42:04,687 --> 00:42:06,567
!‫من بدون تو گم میشم

812
00:42:06,687 --> 00:42:08,807
‫همیشه همین رو میگی ولی همیشه من رو ترک میکنی

813
00:42:09,673 --> 00:42:15,657
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

814
00:42:25,925 --> 00:42:27,925
‫یک سال دیگه هم لیندا رو ندیدم

815
00:42:36,687 --> 00:42:39,207
‫بعدا بهم گفت که اینقدر ناراحتش کرده بودم

816
00:42:39,327 --> 00:42:41,101
.‫که تا خود اروپا توی راه خوابیده بود

817
00:43:18,256 --> 00:43:19,376
!‫سلام

818
00:43:24,310 --> 00:43:28,047
‫یه کشتی اجاره شده تا 6 هزارتا کاتالونیایی رو

819
00:43:28,159 --> 00:43:31,165
‫دولت فرانسه اونها رو پشت سیم
‫خاردار مثل حیوون گرفتار کرده

820
00:43:31,190 --> 00:43:32,192
‫و همه رو فراموش کرده

821
00:43:32,217 --> 00:43:34,097
.‫به کمپی توی مکزیکو ببره

822
00:43:34,407 --> 00:43:35,807
‫خونواده ها دوباره کنار همدیگه جمع میشن

823
00:43:35,927 --> 00:43:38,298
.‫از کمپ های مردانه و زنانه تا سوار کشتی بشن

824
00:43:38,323 --> 00:43:39,527
‫این یه کار خیلی بزرگ ـه

825
00:43:47,127 --> 00:43:50,367
!‫لیندا؟ لیندا
.‫این لوندرـه

826
00:43:50,487 --> 00:43:52,487
‫لوندر یه کارگر خیلی عالی ـه

827
00:43:52,607 --> 00:43:54,087
.‫خیلی ممنونم، خانم

828
00:43:54,207 --> 00:43:55,647
!‫لیندا

829
00:43:55,672 --> 00:43:56,632
‫لوندر

830
00:43:56,657 --> 00:44:00,577
!‫عجب تصادفی
!‫اوه، خیلی خوشحالم که اینجایی

831
00:44:01,188 --> 00:44:02,487
!‫اوه! لوندر

832
00:44:02,607 --> 00:44:04,127
‫لیندا، با رندالف پاین آشنا شو

833
00:44:04,152 --> 00:44:05,592
‫که توی اداره خیلی بهمون کمک میکنه

834
00:44:05,807 --> 00:44:07,889
!‫-اوه، سلام
.‫-سلام

835
00:44:08,974 --> 00:44:12,246
‫خیلی وقت پیش شما... شما روی تخت من ننشسته بودین؟

836
00:44:12,271 --> 00:44:13,732
‫با چندتا جوون دیگه گپ میزدین؟

837
00:44:13,757 --> 00:44:16,037
.‫آره، من همون هستم
.‫رفیق، خوش اومدین

838
00:44:17,184 --> 00:44:17,902
!‫خدای من

839
00:44:18,793 --> 00:44:20,767
‫یهویی همه جدی شدند

840
00:44:20,792 --> 00:44:23,032
‫خب، دنیا هم یهویی خیلی جدی شده

841
00:44:23,247 --> 00:44:25,047
‫همم، بله
‫چه کمکی میتونم بکنم، کریستین؟

842
00:44:25,167 --> 00:44:26,407
!‫میخوام به یه دردی بخورم

843
00:44:26,432 --> 00:44:28,272
‫اصلا نترس، خیلی کار هست

844
00:44:28,487 --> 00:44:30,607
‫-میتونی اسپانیایی حرف بزنی؟
.‫-نه

845
00:44:30,632 --> 00:44:32,192
.‫اوه! خب خیلی زود یاد میگیری

846
00:44:32,312 --> 00:44:34,927
!‫اوه! اینطوری فکر نمیکنم

847
00:44:35,047 --> 00:44:36,767
‫شاید... بتونی از بچه ها نگهداری بکنی؟

848
00:44:36,887 --> 00:44:39,273
.‫یه لحظه، خواهش میکنم
‫چیزی از امور خیریه میدونی؟

849
00:44:39,429 --> 00:44:41,647
‫اوه، عزیزم
.‫متاسفانه هیچی

850
00:44:41,767 --> 00:44:42,927
‫-لوندر؟
.‫-ببخشید

851
00:44:43,047 --> 00:44:44,807
.‫من توی نگه داشتن بچه خودم هم مونده بودم

852
00:44:44,927 --> 00:44:47,767
‫میدونم، اون میتونه توی مرتب‌سازی
.‫محل اقامت توی کشتی کمک بکنه

853
00:44:47,887 --> 00:44:50,007
.‫آره، میتونم این کار رو بکنم
.‫میتونم این کار رو بکنم

854
00:44:50,443 --> 00:44:51,277
.‫اینجا نقشه ها هستن

855
00:44:51,302 --> 00:44:53,902
‫عرشه اول، عرشه دوم، عرشه سوم و درجه یک

856
00:44:53,927 --> 00:44:57,007
‫خب، چطوری باید تصمیم بگیرم
‫که کی باید توی کدوم کابین بره؟

857
00:44:57,127 --> 00:45:00,087
‫این یک کشتی کاملاً دموکراتیک است که
‫بر اساس اصول جمهوریت اداره می شود

858
00:45:00,112 --> 00:45:01,293
‫پس کابین های بهتر رو میدم به خانواده هایی

859
00:45:01,318 --> 00:45:03,863
‫که بچه کوچیک و نوزاد دارن

860
00:45:03,888 --> 00:45:05,408
.‫-لوندر؟ تلفن
.‫-ببخشید

861
00:45:05,433 --> 00:45:07,193
.‫به جز این، هر طور که خودت دوست داری، عمل کن

862
00:45:38,287 --> 00:45:39,701
‫چند هفته آتی

863
00:45:39,849 --> 00:45:41,863
‫لیندا یه کامیون کوچولوی فورد رو

864
00:45:41,888 --> 00:45:42,847
‫بین کمپ مردان و زنان جابجا میکرد

865
00:45:42,872 --> 00:45:44,552
‫همونطور که انها منتظر رسیدن کشتی بودند

866
00:45:44,577 --> 00:45:47,217
.‫تا اونها رو به یه آینده بهتر و مطمئن تر ببره

867
00:45:48,146 --> 00:45:51,294
‫و اون کم کم از طبیعیت وحشی
‫روستایی اروپا خوشش اومد

868
00:45:51,607 --> 00:45:55,114
‫جایی که عمو متیو در زمان بچگی
‫لیندا، خیلی ازش بدگویی کرده بود

869
00:46:11,486 --> 00:46:13,222
‫از اونجایی برخلاف دوستش لوندر

870
00:46:13,247 --> 00:46:16,682
‫زیاد اسپانیایی بلد نبود یا از کالری
‫و بچه ها چیزی سر در نمیاورد

871
00:46:16,847 --> 00:46:19,127
‫بعضی وقت ها منتظر می موند تا به یه دردی بخوره

872
00:46:32,687 --> 00:46:33,927
.‫سلام، خانم

873
00:46:35,327 --> 00:46:38,047
.‫-سلام
‫-منتظر چی هستین؟

874
00:46:42,767 --> 00:46:44,767
.‫من... فکر کنم که منتظرم به یه دردی بخورم

875
00:46:47,959 --> 00:46:49,673
‫تنهایین؟

876
00:46:56,887 --> 00:46:58,066
.‫شاید

877
00:46:58,660 --> 00:47:00,167
‫دوست پسرتون رو جا گذاشتین؟

878
00:47:04,044 --> 00:47:06,324
....‫من خیلی

879
00:47:06,647 --> 00:47:08,407
!‫از دوست پسرهام رو جا گذاشتم

880
00:47:09,487 --> 00:47:13,876
.‫ولی بیشتر از همه، دلم... برای دوستم... تنگ میشه

881
00:47:14,247 --> 00:47:15,618
.‫بهترین دوستم

882
00:47:17,807 --> 00:47:20,727
.‫اون هنوز توی بارسلونا گیر افتاده

883
00:47:23,287 --> 00:47:24,847
.‫تو رو ببین، با اون تفنگ هات

884
00:47:27,628 --> 00:47:29,228
...‫باهمدیگه، ما

885
00:47:29,607 --> 00:47:31,607
...‫-خیلی شجاع بودیم
.‫-آه

886
00:47:34,921 --> 00:47:37,521
.‫همه وقتت رو تلف نکن تا به یه دردی بخوری

887
00:47:38,474 --> 00:47:39,927
‫زمان خیلی ارزشمندـه

888
00:47:40,767 --> 00:47:42,967
‫و شاید زمان زیادی نداشته باشیم

889
00:47:44,407 --> 00:47:45,807
‫میدونی چی میگم؟

890
00:47:47,820 --> 00:47:49,925
‫پایان داره شروع میشه

891
00:48:02,615 --> 00:48:03,887
‫این بهترین دوست من ـه

892
00:48:04,007 --> 00:48:05,527
...‫آه

893
00:48:07,050 --> 00:48:08,690
!‫خوشگله

894
00:48:09,567 --> 00:48:11,767
!‫آره

895
00:48:13,607 --> 00:48:15,647
.‫دوست ها
.‫دوست ها

896
00:48:17,408 --> 00:48:20,968
...‫نام واتیکان از کلمه اتروسکان نشات میگیره

897
00:48:21,767 --> 00:48:24,207
...‫واتیکا یا واتیکیوم به معنی

898
00:48:26,680 --> 00:48:29,207
.‫عزیزم، فنجونت رو اونجا نذار، رد میندازه

899
00:48:29,327 --> 00:48:30,327
.‫اوه

900
00:48:35,607 --> 00:48:37,807
‫واتیکا یا واتیکیوم به معنی باغ

901
00:48:40,127 --> 00:48:41,847
‫این باغ پژمرده بود

902
00:48:41,967 --> 00:48:43,167
...‫برای دهه های متوالی

903
00:48:45,444 --> 00:48:48,020
‫روز بزرگ برای خانواده ها فرا رسید

904
00:48:48,045 --> 00:48:51,607
‫تا از کمپ ها دوباره به همدیگه ملحق
.‫و سواری کشتی عازم مکزیکو شوند

905
00:48:56,447 --> 00:48:57,487
‫زنان و کودکان

906
00:48:57,607 --> 00:48:59,424
‫کنار اسکله بودند وقتی که مردها رسیدند

907
00:48:59,525 --> 00:49:02,007
‫آنها از زمان عقب نشینی از اسپانیا، همدیگر را ندیده بودند

908
00:49:02,032 --> 00:49:04,502
‫و شک داشتند که دوباره همدیگر را میبینند یا نه

909
00:49:06,407 --> 00:49:08,847
‫تا حالا احساس تنهایی کردی، کریستین؟

910
00:49:09,437 --> 00:49:11,304
‫تنهایی یه چیز باکلاس ـه

911
00:49:13,007 --> 00:49:16,567
‫اگه سه وعده غذا و یه سقف بالا سرت باشه

912
00:49:16,687 --> 00:49:18,210
‫دیگه چیزی نیست که در موردش شکایت بکنی

913
00:49:28,640 --> 00:49:29,800
!‫مت

914
00:49:31,447 --> 00:49:33,847
!‫ببخشی
!‫متاسفم

915
00:49:33,967 --> 00:49:36,007
!‫ببخشید، مت
!‫خیلی ببخشید

916
00:49:37,287 --> 00:49:39,327
!‫مت

917
00:49:39,352 --> 00:49:40,432
!‫مت

918
00:49:41,149 --> 00:49:42,487
!‫سلام، لیندا

919
00:49:42,512 --> 00:49:45,832
...‫اوه، چی
!‫دیوونه شدی؟

920
00:49:47,567 --> 00:49:49,407
!‫اون توی اسپانیا میجنگه

921
00:49:49,527 --> 00:49:51,607
!‫خدای من، انگار ده سال بزرگ تر شدی

922
00:49:51,632 --> 00:49:54,472
!‫واقعا بزرگ شدی

923
00:49:54,687 --> 00:49:55,927
!‫اصلا خبر نداشتم که تو اینجایی

924
00:49:55,952 --> 00:49:58,112
‫چند دفعه تو رو دیدم

925
00:49:58,137 --> 00:50:01,137
‫ولی فکر کردم که شاید من
‫رو بفرستی خونه پس در رفتم

926
00:50:01,447 --> 00:50:03,327
!‫خیلیی لاغر شدی
‫چیزی میخوای؟

927
00:50:03,447 --> 00:50:06,207
!‫بله، لطفا
.‫چندبسته سیگار و چندتا هم کتاب هیجان انگیز

928
00:50:06,327 --> 00:50:08,567
‫وقتی جنگ واقعی شروع بشه، باید برگردی خونه

929
00:50:09,389 --> 00:50:11,350
‫این رو میدونی دیگه، مت؟

930
00:50:11,991 --> 00:50:14,271
.‫آخه چرا باید این کار رو بکنم
‫هیچ وقت توی زندگیم اینقدر خوشحال نبودم

931
00:50:14,807 --> 00:50:17,807
‫مبارزه با فاشیسم تنها کاری که منطقی به نظر میاد

932
00:50:18,967 --> 00:50:21,127
.‫و خارج تنها جایی توی کره زمین ـه که ارزش داره که بری

933
00:50:34,967 --> 00:50:35,967
!‫زنده باد اسپانیا

934
00:50:36,087 --> 00:50:37,927
!‫زنده باد اسپانیا

935
00:50:38,047 --> 00:50:40,607
!‫زنده باد اسپانیا

936
00:50:41,336 --> 00:50:43,820
.‫اونا هرگز دوباره اسپانیا رو نمیبینن

937
00:50:53,567 --> 00:50:54,607
!‫خداحافظ

938
00:51:08,807 --> 00:51:11,047
‫برنامه ویژه ای داشتی

939
00:51:11,072 --> 00:51:12,792
‫وقتی که کابین ها رو تقسیم میکردی

940
00:51:12,817 --> 00:51:13,577
‫یا کلا چطوری این کار رو کردی؟

941
00:51:13,887 --> 00:51:15,487
‫خب، خیلی ساده کابین های عالی رو

942
00:51:15,607 --> 00:51:17,727
‫به کسایی دادم که روی کارتشون
‫کلمه لابرادور (نوعی سگ شکاری) نوشته شده بود

943
00:51:17,847 --> 00:51:20,140
‫چون که منم وقتی بچه بودم یکی از این سگ ها رو داشتم

944
00:51:20,315 --> 00:51:22,635
!‫و عجب هان عالی بود

945
00:51:22,927 --> 00:51:24,127
!‫خیلی جالبه
‫میدونی

946
00:51:26,847 --> 00:51:27,874
!‫پس به همین خاطر بوده

947
00:51:28,148 --> 00:51:32,348
‫کلمه لابرادور توی اسپانیایی به معنی کارگر هستش

948
00:51:32,649 --> 00:51:34,809
‫پس طبق نقشه تو، همه کشاورزها

949
00:51:34,866 --> 00:51:35,786
‫کابین های لوکس رو صاحب شدن

950
00:51:35,811 --> 00:51:37,491
!‫در حالی که سر فرهیخته ها کلاه رفته

951
00:51:38,927 --> 00:51:40,487
!‫احسنت، لیندا

952
00:51:40,607 --> 00:51:41,687
.‫این بهشون یاد میده که زیاد باهوش نباشن

953
00:51:41,807 --> 00:51:43,767
‫این هم از کریستین
.‫میرم قضیه رو بهش بگم

954
00:51:46,367 --> 00:51:50,287
‫سگ خیلی گوگولی بود، مگه نه مت؟

955
00:51:50,407 --> 00:51:53,487
‫آره ولی اگه حیوون خونگی میخوای

956
00:51:53,607 --> 00:51:55,647
‫چرا زالو نگه نمیداری؟

957
00:51:57,327 --> 00:51:59,647
‫همم. نمیتونم تصورش رو هم بکنم که

958
00:51:59,767 --> 00:52:01,767
‫زالوها از همدیگه خوششون بیاد

959
00:52:01,887 --> 00:52:03,687
.‫طول روز بیشتر مشغول سر و صدا کردن در مورد آب و هواـن

960
00:52:03,807 --> 00:52:05,567
‫وقتی برای روابط انسانی ندارن

961
00:52:10,328 --> 00:52:11,677
‫لیندا هرگز به خاطر نداشت که

962
00:52:11,702 --> 00:52:12,862
‫چقدر ناراحت بود

963
00:52:12,887 --> 00:52:15,609
‫وقتی که فهمید کریستین
.‫عاشق لوندر دیویس شده است

964
00:52:15,927 --> 00:52:19,447
.‫عاشق عطرت ـم، لیندا
‫آپغره لانده ـست؟

965
00:52:20,527 --> 00:52:21,607
.‫بله

966
00:52:21,727 --> 00:52:23,967
‫قطعا غرور او جریحه دار شده بود

967
00:52:26,458 --> 00:52:28,767
.‫کریستین، برای همیشه تو رو ترک میکنم و میرم خونه

968
00:52:28,887 --> 00:52:30,647
‫چرا که متوجه شدم ازدواج ما تقلبی و مصنوعی بوده

969
00:52:30,767 --> 00:52:32,007
.‫خواهش میکنم مواظب مت باش

970
00:52:34,298 --> 00:52:35,634
:‫پی نوشت

971
00:52:35,791 --> 00:52:38,806
...‫میدونم... که... زنان

972
00:52:38,881 --> 00:52:40,201
...‫جدی

973
00:52:41,370 --> 00:52:42,850
‫تحصیل کرده رو ترجیح میدی

974
00:52:44,367 --> 00:52:47,607
!‫به خصوص... لوندر رو

975
00:53:03,266 --> 00:53:05,287
!‫سلام؟ سلام؟ سلام؟
‫فنی؟ اونجایی؟

976
00:53:05,312 --> 00:53:07,432
.‫سلام، سلام
‫لیندا

977
00:53:07,457 --> 00:53:10,257
!‫اوه! فنی

978
00:53:12,367 --> 00:53:15,554
‫زندگیم تا به اینجا زیاد موفقیت آمیز نبوده

979
00:53:15,804 --> 00:53:18,287
‫میدونم که آدم نیمتونه همیشه به درد بخور باشه

980
00:53:18,407 --> 00:53:19,967
!‫ولی من یه به دردنخور واقعی ـم

981
00:53:21,167 --> 00:53:23,727
‫اصلا آخه چرا تونی رو ترک کردم؟

982
00:53:23,847 --> 00:53:24,620
‫و مویرا رو؟

983
00:53:24,860 --> 00:53:26,580
‫وظیفه ام بود که پیششون می موندم

984
00:53:27,007 --> 00:53:28,756
‫چرا من نمیتونم قابل اعتماد باشم

985
00:53:29,248 --> 00:53:30,162
‫مثل لوندر

986
00:53:30,271 --> 00:53:33,120
‫... و پیکسی تاوزند و تو؟

987
00:53:37,607 --> 00:53:39,327
‫مدام دارم در مورد مادرت فکر میکنم

988
00:53:39,447 --> 00:53:41,567
‫یعنی منم اسب چموش ـم؟

989
00:53:43,687 --> 00:53:45,487
!‫اوه، میخوام بمیرم

990
00:53:45,607 --> 00:53:48,207
‫-لیندا، کجایی؟
‫-نه، میدونی

991
00:53:48,327 --> 00:53:49,647
...‫من فقط
.‫من دارم از مردها چشم پوشی میکنم

992
00:53:49,767 --> 00:53:53,767
!‫اونا جواب نیستن و حفره قلب من رو پر نمیکنن

993
00:53:55,221 --> 00:53:57,687
!‫اوه، نه، نه
!‫اون صدای قطار من به پاریس ـه

994
00:53:57,807 --> 00:53:59,927
!‫پولم داره میره
!‫دوست دارم! دوست دارم

995
00:54:00,059 --> 00:54:02,182
...‫و من نمیتونم
‫من بدون تو فنی، گم میشم

996
00:54:02,207 --> 00:54:04,327
!‫و تو تنها چیزی هستی که من به درستی پیداش کردم

997
00:54:05,121 --> 00:54:07,676
!‫دوتا قطار دیگه عوض بکنم، میرسم خونه
.‫خیلی دلم واست تنگ شده

998
00:54:08,007 --> 00:54:09,447
!‫خیلییی

999
00:54:23,924 --> 00:54:25,404
!‫کیفت کوک ـه

1000
00:54:25,429 --> 00:54:27,389
!‫لیندا داره برمیگرده

1001
00:54:29,847 --> 00:54:32,367
!‫-اوه، آلفرد
.‫-چه عالی

1002
00:54:33,407 --> 00:54:34,487
‫سلام

1003
00:54:34,607 --> 00:54:35,607
!‫-سلام
‫-بلیطم

1004
00:54:35,727 --> 00:54:37,167
‫ببخشید

1005
00:54:37,287 --> 00:54:38,327
!‫اینجا

1006
00:54:41,851 --> 00:54:43,271
‫تاریخش رد شده

1007
00:54:43,407 --> 00:54:46,487
.‫واسه... واسه دیروزـه نه امروز

1008
00:54:46,607 --> 00:54:48,551
!‫آه! آه
‫نه، من متاسفم

1009
00:54:48,576 --> 00:54:49,927
!‫ولی پول کافی برای خرید یه بلیط دیگه رو ندارم

1010
00:54:49,952 --> 00:54:51,432
!‫خواهش میکنم، میشه استثنا قائل بشین؟ خواهش میکنم

1011
00:54:51,647 --> 00:54:52,862
!‫ببخشید، قربان

1012
00:54:52,887 --> 00:54:54,327
‫من فقط... من باید برسم خونه

1013
00:54:54,447 --> 00:54:56,167
!‫دوست هام خیلی نگرانم میشن

1014
00:54:56,287 --> 00:54:57,918
.‫کاری از دستم برنمیاد، خانم

1015
00:55:25,487 --> 00:55:26,767
!‫-اوه
.‫-ببخشید

1016
00:55:31,287 --> 00:55:34,407
‫چرا به حرف بابام گوش نکردم؟

1017
00:55:36,289 --> 00:55:43,247
‫آخه چرا به این خارج خراب شده اومدم؟

1018
00:56:05,100 --> 00:56:07,007
‫مایلم اشاره بکنم که من دختر

1019
00:56:07,032 --> 00:56:09,553
‫یک مرد متشخص و بسیار مهم انگلیسی هستم

1020
00:56:09,772 --> 00:56:11,942
‫پس اگه نقشه ریختین که من رو بیهوش بکنین

1021
00:56:11,967 --> 00:56:14,687
‫و بذارین ـم توی یه هواپیما و بفرستین ـم به بوئینس آیریس
!‫بهترـه که تجدید نظر بکنین

1022
00:56:17,082 --> 00:56:19,887
‫نباید شرلوک هولمز باشی تا حدس بزنی که

1023
00:56:20,007 --> 00:56:21,607
.‫تو یه خانم انگلیسی هستی

1024
00:56:22,887 --> 00:56:26,651
‫خانم های فرانسوی هیچ وقت رو
‫چمدونشون نمیشینن و گریه نمیکنن

1025
00:56:26,676 --> 00:56:28,994
.‫اونم اول صبح توی ایستگاه گارده نورد

1026
00:56:29,843 --> 00:56:31,806
‫ازتون دعوت میکنم که ناهار رو با من میل بکنین

1027
00:56:32,477 --> 00:56:33,797
‫ولی اول، باید برین حموم

1028
00:56:33,822 --> 00:56:36,087
.‫و استراحت بکنین و یه کمپرس سرد روی صورتتون بذارین

1029
00:56:41,287 --> 00:56:42,767
.‫مرسی

1030
00:56:45,727 --> 00:56:47,487
.‫خواهش میکنم، سوار شین

1031
00:56:56,004 --> 00:56:58,487
‫ازتون معذرت میخوام که شما رو به هتل ریتز نمیبرم

1032
00:56:59,090 --> 00:57:01,327
‫ولی احساسم بهم میگه که هتل منتالمبرت

1033
00:57:01,352 --> 00:57:03,192
.‫امروز صبح برای حال شما مناسب باشه

1034
00:57:18,570 --> 00:57:20,687
‫یکم مونده به ساعت یک، میام پیشتون

1035
00:57:20,807 --> 00:57:23,527
.‫و میریم بیرون تا ناهار بخوریم
.‫مرسی

1036
00:57:23,647 --> 00:57:25,287
.‫الان، خداحافظ

1037
00:57:31,778 --> 00:57:32,818
‫خانم؟

1038
00:57:54,367 --> 00:57:55,242
‫الو، الو

1039
00:57:55,992 --> 00:57:59,127
‫-سلام؟
.‫-آه، من رو منتظر میزارین

1040
00:57:59,247 --> 00:58:01,327
.‫این یه نشونه خیلی خوبه

1041
00:58:01,447 --> 00:58:02,847
‫نشونه چی؟

1042
00:58:02,967 --> 00:58:05,647
‫یه فال خوب برای رابطه مون

1043
00:58:05,767 --> 00:58:07,727
‫که برای مدت طولانی و همراه با شادی دووم خواهد آورد

1044
00:58:07,847 --> 00:58:08,927
!‫هاه

1045
00:58:10,247 --> 00:58:12,207
‫قرار نیست که رابطه ای داشته باشیم

1046
00:58:13,833 --> 00:58:16,233
‫و اگه به این فکر میکنین
!‫من ناهار نمیخوام

1047
00:58:17,287 --> 00:58:18,887
‫این هتل رو ترک میکنم

1048
00:58:18,912 --> 00:58:20,675
‫و مستقیم میرم به ایستگاه قطار

1049
00:58:21,287 --> 00:58:23,813
‫خانم، لطفا مثل انگلیسی ها نباشین

1050
00:58:24,807 --> 00:58:26,501
‫میتونم بپرسم، اسمتون چیه؟

1051
00:58:28,802 --> 00:58:29,782
‫لیندا

1052
00:58:30,376 --> 00:58:31,384
‫لیندا؟

1053
00:58:31,907 --> 00:58:33,086
.‫اسم قشنگی ـه

1054
00:58:33,847 --> 00:58:35,641
.‫لیندا، طبقه پایین منتظرت هستم

1055
00:58:35,665 --> 00:58:48,965
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

1056
00:59:06,245 --> 00:59:09,612
*‫*آهنگ Paris 1919  اثر John Cale

