﻿1
00:00:00,035 --> 00:00:07,335
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:07,359 --> 00:00:08,624
!!!‫کویی

3
00:00:08,649 --> 00:00:09,984
!‫لیندا

4
00:00:52,919 --> 00:00:53,919
!‫اوه

5
00:01:12,113 --> 00:01:13,193
!‫خانم

6
00:01:13,719 --> 00:01:14,679
.‫آقا

7
00:01:14,799 --> 00:01:16,439
‫اگه اصرار دارین که برگردین به گاره دو نورد

8
00:01:16,559 --> 00:01:17,719
.‫حداقل اجازه بدین که برسونمتون

9
00:01:17,839 --> 00:01:19,879
.‫فکر میکنم که از راه رفتن سریع تر باشه

10
00:01:27,338 --> 00:01:28,283
!‫لیندا

11
00:01:36,682 --> 00:01:37,650
‫لیندا؟

12
00:01:43,039 --> 00:01:44,479
!‫هیس

13
00:01:46,359 --> 00:01:47,390
‫مایه تاسفه ـه

14
00:01:48,640 --> 00:01:49,839
‫-چی مایه تاسف ـه؟
.‫-هممم

15
00:01:50,491 --> 00:01:51,991
‫که قبل از ناهار تشریف میبری

16
00:01:52,609 --> 00:01:54,399
‫رستوران مورد علاقم توی خیابون کناری ـه

17
00:01:59,439 --> 00:02:02,679
.‫فکر کنم اگه سر راه باشه، میتونیم بریم واسه ناهار

18
00:02:08,239 --> 00:02:10,959
.‫ولش کن. کلاه مسخره ای بود

19
00:02:15,495 --> 00:02:16,417
!‫هیس

20
00:02:17,031 --> 00:02:19,424
.‫خواهش میکنم جیغ نکش
.‫داری آبروم رو میبری

21
00:02:19,730 --> 00:02:23,987
*‫*آهنگ Plus Je T'embrasse اثر Blossom Dearie

22
00:02:29,126 --> 00:02:30,361
.‫بیا اینجا

23
00:02:30,601 --> 00:02:32,561
‫جریان چیه؟

24
00:02:33,079 --> 00:02:33,626
!‫هیس

25
00:02:36,959 --> 00:02:40,319
‫خب، خانم، قبل از اینکه دیگه هرگز نبینمتون

26
00:02:40,439 --> 00:02:42,632
.‫-داستان رو واسم تعریف کنین
‫-کدوم داستان؟

27
00:02:42,657 --> 00:02:44,944
‫کی شما رو ول کرد تا روی اون
‫چمدون کوچولوتون گریه بکنین؟

28
00:02:46,519 --> 00:02:47,879
...‫من ترکش کردم

29
00:02:49,239 --> 00:02:50,799
...‫شوهر دوم رو... و من

30
00:02:51,879 --> 00:02:52,799
.‫برای همیشه ترک کردم

31
00:02:52,919 --> 00:02:55,005
.‫چون که اون عاشق یک زن دیگه شده بود

32
00:02:55,676 --> 00:02:57,159
‫خدای من، چه دلیل عجیبی

33
00:02:57,184 --> 00:02:59,224
.‫برای ترک کردن شوهر دومتون

34
00:03:00,679 --> 00:03:03,079
‫خب خیلی بدتر شد
.‫به دلیل اینکه او یک کارمند امور عام المنفعه بود

35
00:03:03,432 --> 00:03:04,519
‫چرا بدتر شد؟

36
00:03:04,639 --> 00:03:07,079
‫چونکه آدم خیلی خوبی ـه

37
00:03:09,458 --> 00:03:10,112
‫ممنون

38
00:03:12,159 --> 00:03:15,719
‫خب، مطمئنا با تجربه ای که از شوهرانتون دارین

39
00:03:15,744 --> 00:03:17,944
‫باید متوجه شده باشین که عاشق بقیه شدن

40
00:03:18,159 --> 00:03:20,214
‫یک از کارهایی هست که اونا انجام میدن، درسته؟

41
00:03:20,239 --> 00:03:22,890
‫خانم ها هم عاشق آدم های دیگه میشن

42
00:03:25,919 --> 00:03:26,656
.‫بله

43
00:03:28,219 --> 00:03:29,959
‫چندتا شوهر داشتید؟

44
00:03:30,539 --> 00:03:31,359
!‫فقط دوتا

45
00:03:31,742 --> 00:03:32,336
‫چندتا؟

46
00:03:32,799 --> 00:03:35,119
‫توی انگلستان، من خانم
‫خوشگل محسوب میشم

47
00:03:35,780 --> 00:03:36,399
‫بله

48
00:03:40,584 --> 00:03:41,974
‫لیندا در حال تجربه

49
00:03:41,999 --> 00:03:43,919
‫یک احساس فیزیکی شدید بود

50
00:03:43,944 --> 00:03:45,466
.‫که قبلا مثلش رو تجربه نکرده بود

51
00:03:45,491 --> 00:03:47,839
‫تا حالا کسی رو به این زیبایی ندیدم

52
00:03:47,959 --> 00:03:49,239
.‫که از ناودون پایین بیاد

53
00:03:49,997 --> 00:03:51,719
‫او از خودش پرسید چگونه ممکن ـست

54
00:03:51,744 --> 00:03:53,224
‫که فقط بعد از 5 دقیقه آشنایی

55
00:03:53,439 --> 00:03:56,439
.‫این گونه مشتاق هم آغوشی با این مرد باشد

56
00:03:59,799 --> 00:04:02,555
.‫غیرممکن ـه که اینجا خیلی ناراحت باشین

57
00:04:03,159 --> 00:04:04,799
.‫بیاین و آپارتمان من رو ببینین

58
00:04:06,180 --> 00:04:07,740
!‫اوه، آقا

59
00:04:09,879 --> 00:04:14,639
‫بله، خب... قبول دارم که
‫اشتباهات بزرگی مرتکب شدم

60
00:04:14,664 --> 00:04:17,344
.‫ولی دلیلی نمیبینم که با شما بپرم تو تخت خواب

61
00:04:17,559 --> 00:04:19,439
‫میشه لطفا من رو به ایستگاه قطار ببرید؟

62
00:04:19,559 --> 00:04:20,519
.‫بله، البته

63
00:04:20,544 --> 00:04:22,534
‫ولی میترسم که شما آخرین قطار
‫به لندن رو از دست داده باشید

64
00:04:23,439 --> 00:04:24,679
...‫خب، پس، میشه

65
00:04:25,612 --> 00:04:27,759
‫میشه من رو به هتل برگردونید

66
00:04:27,784 --> 00:04:30,344
‫و من فردا سوار اولین قطار لندن میشم

67
00:04:30,559 --> 00:04:32,239
‫-به هتل؟
.‫-بله

68
00:04:32,359 --> 00:04:33,999
.‫-خیلی خوب
.‫-ممنون

69
00:04:34,024 --> 00:04:35,082
.‫با کمال افتخار

70
00:04:38,919 --> 00:04:41,399
‫او میتوانست ببیند که این مرد از نتیجه کار مطمئن بود

71
00:04:41,745 --> 00:04:42,919
.‫و همچنین خود لیندا

72
00:04:44,199 --> 00:04:45,799
.‫کاملا مطمئن بود

73
00:05:02,974 --> 00:05:04,203
‫میخواین که برقصین؟

74
00:05:04,296 --> 00:05:07,001
.‫نه، میخوام که فقط گپ بزنم و گپ بزنم و گپ بزنم

75
00:05:07,026 --> 00:05:08,266
‫-گپ بزنین؟
.‫-بله

76
00:05:10,519 --> 00:05:12,679
.‫من عاشق گپ زدن هستم
.‫یکی از کارهای مورد علاقه من ـه

77
00:05:12,799 --> 00:05:13,951
‫یه داستان بهم بگین

78
00:05:16,951 --> 00:05:18,763
‫یه بار یه داستانی خوندم

79
00:05:19,287 --> 00:05:20,879
‫در مورد دوتا خانم انگلیسی

80
00:05:21,584 --> 00:05:24,439
‫که روح ماری آنتوانت رو میبینن

81
00:05:24,559 --> 00:05:26,279
.‫که تویی پارک روی نیمکت نشسته

82
00:05:28,020 --> 00:05:30,119
‫-نه؟
!‫-بله، اونا دیدنش

83
00:05:30,239 --> 00:05:33,439
...‫یه داستان ارواح که توسط

84
00:05:33,559 --> 00:05:35,735
...‫باکره های مسن انگلیسی سرهم شده

85
00:05:35,760 --> 00:05:36,519
‫نه، این جالب نیست

86
00:05:36,639 --> 00:05:38,559
!‫خیلی خوب، خیلی ازتون ممنونم

87
00:05:38,584 --> 00:05:39,963
.‫-پس شما یه داستان بهم بگین
.‫-خیلی خوب

88
00:05:39,988 --> 00:05:42,279
.‫-و این یه داستان واقعی ـه
.‫-خیلی خوب

89
00:05:42,304 --> 00:05:44,584
‫مادربزرگم، خیلی زیبا بود

90
00:05:44,609 --> 00:05:47,687
‫و توی زندگیش، معشوقه های زیادی داشت

91
00:05:47,759 --> 00:05:50,180
‫درست قبل از اینکه بمیره، توی ونیز بود

92
00:05:50,726 --> 00:05:51,795
‫همراه مادرم

93
00:05:51,820 --> 00:05:54,279
‫توی کانال آبی در گوندولا توی قایق بودند

94
00:05:54,304 --> 00:05:59,344
‫و قصر کوچیک استثنایی از سنگ مرمر صورتی رنگ رو دیدند

95
00:06:00,232 --> 00:06:03,439
‫خدمتکار قدیمی سالنی رو بهشون
‫نشون داد که سه تا پنجره داشت

96
00:06:03,559 --> 00:06:04,879
‫که به کانال دید داشتند

97
00:06:04,999 --> 00:06:07,599
‫ولی مادربزرگ من به طرز عجیبی متاثر شد

98
00:06:08,738 --> 00:06:10,679
‫بالاخره، گفت

99
00:06:10,799 --> 00:06:13,159
...‫اگه توی سومین کشو

100
00:06:13,279 --> 00:06:16,079
...‫اون میز، یک جعبه جواهر باشه

101
00:06:16,199 --> 00:06:17,279
‫درسته

102
00:06:17,399 --> 00:06:19,347
...‫که توش یک کلید طلایی باشه

103
00:06:20,190 --> 00:06:22,480
!‫در اینصورت این خونه متعلق به من ـه

104
00:06:22,698 --> 00:06:25,800
!‫همون لحظه نگاه کردند و کلید اونجا بود

105
00:06:25,825 --> 00:06:28,494
‫یکی از معشوقه های مادربزرگم اوجا رو بهش داده بود

106
00:06:28,519 --> 00:06:31,199
‫سال ها قبل، و اون به طور کل فراموشش کرده بود

107
00:06:31,224 --> 00:06:33,944
!‫آه، شما خارجی ها چه زندگی جذابی دارید

108
00:06:38,759 --> 00:06:40,839
‫موهات چقدر زشت مرتب شده

109
00:06:44,079 --> 00:06:47,159
‫-از لباس هام خوشت نمیاد
‫-نه

110
00:06:52,559 --> 00:06:54,519
.‫یا موهام
.‫-نه

111
00:06:55,051 --> 00:06:56,719
‫و فکر میکنی که داستان گوی بدی ـم

112
00:06:58,426 --> 00:06:59,079
.‫بله

113
00:06:59,199 --> 00:07:00,559
.‫بله، خانم

114
00:07:04,319 --> 00:07:05,279
‫خب خیلی خوبه که

115
00:07:05,304 --> 00:07:06,744
.‫دارم فردا برمیگردم به لندن

116
00:07:08,159 --> 00:07:11,839
.‫اوه، بله، یادم رفته بود
.‫مایه تاسف ـه

117
00:08:28,068 --> 00:08:29,974
‫اون بارها به خودش گوشزد کرد

118
00:08:30,294 --> 00:08:31,654
‫که فردا، پس از این رابطه

119
00:08:31,838 --> 00:08:33,678
.‫به لندن بازخواهد گشت

120
00:08:36,294 --> 00:08:40,974
*‫*آهنگ Be My Husbend اثر Nina Simone

121
00:08:59,770 --> 00:09:02,570
‫ولی هیچ قصدی برای برگشت
.‫نداشت، و خودش هم این را میدانست

122
00:09:05,079 --> 00:09:07,719
.‫آه، فکر کردم که منم با یه زن یاغی ازدواج کردم

123
00:09:07,839 --> 00:09:09,519
‫آلفرد، نه
‫خیلی اضطراری ـه

124
00:09:09,639 --> 00:09:11,639
‫لیندا به خونه برنگشته

125
00:09:11,759 --> 00:09:13,319
‫و منم خیلی وقته که ندیدمش

126
00:09:13,439 --> 00:09:15,759
،‫و وقتی داشتیم بحث میکردیم
...‫خیلی باهاش بدجنسی کردم و

127
00:09:15,974 --> 00:09:18,534
.‫راستش اصلا در مورد اون نبود، در مورد من بود

128
00:09:18,559 --> 00:09:20,359
‫و الان یه اتفاق خیلی بد براش افتاده

129
00:09:20,479 --> 00:09:21,365
‫و من شاید هیچ وقت دوباره نبینمش

130
00:09:21,390 --> 00:09:22,490
!‫-اوه، خدایا

131
00:09:22,515 --> 00:09:24,439
‫عادتش نیست که شانس بیاره؟

132
00:09:24,464 --> 00:09:26,184
‫نه، ما بهترین دوست همدیگه هستیم آلفرد

133
00:09:26,304 --> 00:09:29,239
‫اگه حالش خوب بود، حتما بهم زنگ میزد

134
00:09:29,359 --> 00:09:31,519
‫اوه، لیندا بیچاره
‫خیلی بی گناه و مظلوم ـه

135
00:09:32,678 --> 00:09:33,682
‫همیشه میخندی؟

136
00:09:33,707 --> 00:09:34,833
‫وقتی که عشق بازی میکنی؟

137
00:09:37,747 --> 00:09:38,799
‫بیشتر زن ها این کار رو نمیکنن؟

138
00:09:38,919 --> 00:09:41,399
‫آه، نه، این کار رو نمیکنن

139
00:09:41,424 --> 00:09:42,704
‫معمولا گریه میکنن

140
00:09:44,773 --> 00:09:46,312
!‫چقدر عجیب

141
00:09:47,519 --> 00:09:49,079
‫ازش لذت نمیبرن؟

142
00:09:50,404 --> 00:09:52,604
...‫حالا که داریم از زندگی شخصیت حرف میزنیم

143
00:09:54,617 --> 00:09:56,020
‫میتونم اسمت رو بدونم؟

144
00:09:56,045 --> 00:09:57,605
‫هنوز کشفش نکردی؟

145
00:09:58,359 --> 00:09:59,559
!‫فوق العاده ـست

146
00:10:02,873 --> 00:10:05,719
‫خب، اسم من فابریس سووتغ هست

147
00:10:06,496 --> 00:10:09,318
‫و خوشحالم میشم بهت بگم
‫که من یک دوک ثروت مند هستم

148
00:10:09,959 --> 00:10:12,479
.‫خوشایندترین چیز برای بودن، حتی در این روزها

149
00:10:14,176 --> 00:10:15,296
‫و ازدواج کردی؟

150
00:10:15,720 --> 00:10:16,439
.‫نه

151
00:10:16,559 --> 00:10:17,486
‫چرا نه؟

152
00:10:17,549 --> 00:10:18,909
.‫نامزدم مرد

153
00:10:19,319 --> 00:10:21,559
.‫چقدر بد

154
00:10:23,079 --> 00:10:24,479
‫چطوری بود؟

155
00:10:24,599 --> 00:10:25,879
‫خیلی مهربون

156
00:10:27,557 --> 00:10:28,963
‫مهربون تر از من؟

157
00:10:29,204 --> 00:10:30,724
‫خیلی مهربون تر

158
00:10:31,416 --> 00:10:32,580
‫خیلی منظم

159
00:10:33,838 --> 00:10:35,279
‫منظم تر از من؟

160
00:10:36,041 --> 00:10:38,559
.‫شما خان، اصلا منظم نیستید

161
00:10:42,479 --> 00:10:44,519
.‫زن بسیار پاکدامنی بود

162
00:10:46,057 --> 00:10:48,439
‫داری میگی که هرگز باهاش همبستر نشده بودی؟

163
00:10:48,866 --> 00:10:49,999
.‫هرگز

164
00:10:50,119 --> 00:10:52,608
‫برای هزاران سال هم به این مسئله به ذهنم خطور نمیکرد

165
00:10:52,633 --> 00:10:53,833
!‫خدایا

166
00:10:54,319 --> 00:10:56,439
.‫توی انگلستان، ما همیشه رابطه داریم

167
00:10:56,559 --> 00:10:59,479
‫عزیز من، جنبه حیوانی انگلستان به خوبی شناخته شده

168
00:11:00,184 --> 00:11:02,772
.‫آنها یک نژاد مست و بی اختیار هستند

169
00:11:02,797 --> 00:11:05,293
.‫-خب اونا میگن که خارجی ها این کارها رو میکنن
‫-اونا میگن؟

170
00:11:05,557 --> 00:11:07,799
‫زنان فرانسوی پاکدامن
‫ترین زنان در کل دنیا هستند

171
00:11:08,434 --> 00:11:09,133
.‫-نمیدونم

172
00:11:09,158 --> 00:11:13,368
‫باید بهت بگم که مادرم و یکی از خاله هام

173
00:11:13,393 --> 00:11:14,889
‫و یکی از خواهرهام

174
00:11:14,914 --> 00:11:16,914
‫و دختر خاله ام پاکدامن هستند

175
00:11:17,194 --> 00:11:19,174
.‫پاکدامنی توی خانواده ما چیز شناخته نشده ای نیست

176
00:11:19,407 --> 00:11:21,406
‫و به هر حال، فابریس

177
00:11:21,477 --> 00:11:24,919
‫مادربزرگت و همه اون معشوقه هاش پس چی؟

178
00:11:25,383 --> 00:11:27,743
‫اوه، بله، قبول دارم که اون گناهکار بزرگی بود

179
00:11:33,359 --> 00:11:35,759
‫ولی همچنین بانوی بزرگی هم بود

180
00:11:44,853 --> 00:11:47,306
‫میترسم که همزمان نمیتونی پاکدامن و گناهکار باشی

181
00:11:47,400 --> 00:11:50,048
!‫آلفرد، همیشه چیزها واسه تو سیاه یا سفید مطلق ـن

182
00:11:52,999 --> 00:11:54,199
‫پیداش کردی؟
‫کجا؟

183
00:11:54,946 --> 00:11:56,079
‫کی؟
‫چه وقت؟

184
00:11:56,199 --> 00:11:58,039
‫نه، نه، نه. آلفرد میتونه بمونه پیش بچه

185
00:11:58,159 --> 00:11:59,490
‫نه، واسش زحمتی نداره

186
00:11:59,515 --> 00:12:02,079
!‫اوه، خدای من، دیوید
‫فکر میکنی که حالش خوب باشه؟

187
00:12:07,599 --> 00:12:09,263
.‫خیلی شیک ـه

188
00:12:13,328 --> 00:12:18,210
*‫*آهنگ Déshabillez-moi اثر Juliette Gréco

189
00:12:24,599 --> 00:12:26,239
!‫فوق العاده ـست

190
00:12:27,911 --> 00:12:29,317
!‫همش رو برمیداریم

191
00:12:30,279 --> 00:12:32,159
!‫نمیتونی این کار رو بکنی

192
00:12:32,279 --> 00:12:34,839
.‫-بله
‫-مادرم چی میگه اخه

193
00:12:34,959 --> 00:12:37,369
‫اوه، نه، وایسا، عالیه حتی لباس شنا

194
00:12:37,394 --> 00:12:38,719
.‫که البته نمیتونی بپوشیش

195
00:12:38,839 --> 00:12:41,559
‫چرا که ساحل ها قراره به میدان
‫نبرد تبدیل بشن، ولی ما برشون میداریم

196
00:12:41,679 --> 00:12:43,959
.‫به هر حال ترجیح میدم لخت حموم آفتاب بگیرم

197
00:12:46,119 --> 00:12:50,361
‫لیندا به این فکر کرد که آیا او در آستانه
...‫تبدیل شدن به یک زن زندگی ـست

198
00:12:51,790 --> 00:12:54,938
‫و تصمیم گرفت که حداقل با وجود تمامی
!‫رنج و زحمت ها، اندکی از زندگی ببرد

199
00:12:57,296 --> 00:13:01,119
.‫او توسط یک سرنوشت گرایی آرام و شاد تسخیر شده بود

200
00:13:04,599 --> 00:13:07,059
‫همه دنیا منتظر بود تا جنگ شروع بشه

201
00:13:07,084 --> 00:13:10,239
.‫ولی این احساس عجیب، لیندا را اذیت نمیکرد

202
00:13:13,119 --> 00:13:16,188
‫به آپارتمانی نقل مکان کرد که
‫فابریس برای او تهیه کرده بود

203
00:13:16,258 --> 00:13:18,203
‫و چندین هفته از زمانی که او را موقع
‫خرید دیده بود، خودش را مشغول کرد

204
00:13:18,274 --> 00:13:19,639
‫با دراز کشیدن زیر آفتاب

205
00:13:19,759 --> 00:13:21,399
‫و منتظر ماندن تا او به ملاقاتش بیاید

206
00:13:21,519 --> 00:13:23,359
‫-خانم، ماسک ضد گاز؟
‫-سلام

207
00:13:23,471 --> 00:13:24,631
.‫خانم، به زودی جنگ در پیش خواهیم داشت

208
00:13:26,255 --> 00:13:27,159
‫سلام

209
00:13:27,279 --> 00:13:30,999
‫...که او هر روز ساعت هفت به ملاقات لیندا می آمد

210
00:13:40,199 --> 00:13:42,599
!‫-خب، خوشگل شدی

211
00:13:44,207 --> 00:13:45,309
!‫خدایا

212
00:13:45,746 --> 00:13:46,946
...‫مرلین
...‫دیوی

213
00:13:48,919 --> 00:13:50,239
!‫فنی

214
00:13:50,359 --> 00:13:52,439
‫خدایا، لیندای عزیزم
!‫خدا رو شکر که هنوز زنده ای

215
00:13:52,559 --> 00:13:55,686
!‫خب، البته که زنده ام

216
00:13:55,711 --> 00:13:58,079
!‫کسی رو تا حالا به این سرزندگی ندیده بودم

217
00:13:59,229 --> 00:14:00,709
.‫-سلام، عزیزم
.‫-سلام

218
00:14:03,479 --> 00:14:05,079
‫لباس مبدل پوشیدی؟

219
00:14:05,199 --> 00:14:06,439
‫اوه، عینک رو میگی؟

220
00:14:06,559 --> 00:14:08,119
،‫هر موقع که خارج از کشورمیرم
.‫باید بزنمشون به چشم هام

221
00:14:08,239 --> 00:14:09,799
‫میدونی که چشم های مهربونی دارم

222
00:14:09,919 --> 00:14:14,119
‫گداها و اینجور چیزا دور و برم میپلکن و اذیتم میکنن

223
00:14:22,854 --> 00:14:24,456
‫زیاد از دیدن ما خوشحال به نظر نمیای

224
00:14:24,692 --> 00:14:26,172
‫از کجا فهمیدین؟

225
00:14:26,559 --> 00:14:28,039
‫مامان و بابا هم میدونن؟

226
00:14:28,064 --> 00:14:30,199
.‫نه، نه. هنوز فکر میکنن که با کریستین هستی

227
00:14:30,319 --> 00:14:31,149
.‫اوه، خوبه

228
00:14:32,375 --> 00:14:33,919
‫همه مون رو ترسوندی

229
00:14:34,039 --> 00:14:36,079
.‫یه موقع دیگه، برامون کارت پستال بفرست

230
00:14:36,524 --> 00:14:39,359
-‫خیلی قدیمی و فوق العاده ـست

231
00:14:39,479 --> 00:14:41,311
‫بسته ها، خریدها، گل ها

232
00:14:41,336 --> 00:14:43,879
!‫چه علاقه ای به زندگی داری

233
00:14:43,999 --> 00:14:47,319
.‫-دیوی، اذیت نکن
.‫-آپارتمان مثل یه جوک میمونه

234
00:14:47,439 --> 00:14:49,439
‫شرط میبندم وان شیشه ای داره

235
00:14:50,522 --> 00:14:51,399
.‫آره

236
00:14:52,479 --> 00:14:53,479
‫اصلا تعجب نمیکنم

237
00:14:53,599 --> 00:14:55,839
‫اگه گلدفیش هایی داشته
‫باشه که کنار وان شنا میکنن

238
00:14:55,959 --> 00:14:57,039
!‫دقیقا

239
00:14:59,559 --> 00:15:01,839
‫راه و روشی که مردان فرانسوی معشوقه هاشون رو نگه میدارن

240
00:15:01,959 --> 00:15:04,442
.‫همیشه از چنین طرح کلیشه ای پیروی میکنه

241
00:15:04,536 --> 00:15:07,278
‫اگرچه چندتا چیز هستن که سطح رو یکم بالا میبرن

242
00:15:07,474 --> 00:15:09,599
‫گوگن، یک جفت سزان

243
00:15:09,719 --> 00:15:11,079
...‫یکم ارزون ـه ولی

244
00:15:11,199 --> 00:15:14,057
‫تصور میکنم که محافظت یه آدم پولدارـه، درسته؟

245
00:15:14,409 --> 00:15:15,487
‫بله، همینطورـه

246
00:15:15,635 --> 00:15:18,279
‫پس میشه ازش بخوای یه فنجون چای بیاره؟

247
00:15:24,199 --> 00:15:26,269
.‫خب، یالا، روشن مون کن

248
00:15:26,294 --> 00:15:28,239
‫این مرد فرانسوی مبتذل کیه؟

249
00:15:28,847 --> 00:15:31,519
.‫اسمش دو ده سوتغ هستش

250
00:15:35,962 --> 00:15:37,954
‫فاریس ده سوتغ؟

251
00:15:39,110 --> 00:15:40,079
.‫بله

252
00:15:40,571 --> 00:15:41,639
‫میشناسیش؟

253
00:15:42,079 --> 00:15:44,894
‫آدم یادش میره که زیر اون نگاه پیچیده ات

254
00:15:44,919 --> 00:15:47,279
!‫واقعا که چقدر کوته بین هستی

255
00:15:47,399 --> 00:15:49,933
‫البته که اون رو میشناسیم

256
00:15:50,439 --> 00:15:53,152
!‫و البته که بقیه هم اون رو میشناسن به جز تو

257
00:15:53,214 --> 00:15:55,719
‫فابریس ده سوتغ بدون شک

258
00:15:55,744 --> 00:15:59,784
!‫یکی از شرورترین مردان اروپاـست

259
00:15:59,999 --> 00:16:02,039
‫یادته توی ونیز

260
00:16:02,064 --> 00:16:04,614
‫عادت داشتیم که روی اون گوندولا ببینیمش

261
00:16:05,000 --> 00:16:07,999
‫یکی پس از دیگری مثل خرگوش خانم ها رو پرت میکرد؟

262
00:16:10,467 --> 00:16:12,947
!‫فابریس ده سوتغ

263
00:16:14,279 --> 00:16:15,399
!‫واو

264
00:16:15,519 --> 00:16:18,079
‫خواهش میکنم یادت باشه که
‫الان داری چای اون رو مینوشی

265
00:16:18,199 --> 00:16:19,999
‫میدونم که پانکراسم تقاص این رو پس میده

266
00:16:20,119 --> 00:16:21,359
‫ولی آدم هر روز که پاریس نمیاد

267
00:16:22,230 --> 00:16:23,639
‫فکر میکنم که بیشتر از هر مجرد زنده ای

268
00:16:23,664 --> 00:16:25,424
!‫سمت فابریس شلیک شده

269
00:16:25,639 --> 00:16:27,119
!‫اوه، خفه شین

270
00:16:27,239 --> 00:16:28,480
‫یالا مرلین

271
00:16:28,505 --> 00:16:31,446
.‫وقتش که خانم کوچولو تقاص قصورش رو پس بده

272
00:16:32,959 --> 00:16:33,931
.‫خداحافظ، لیندا

273
00:16:33,956 --> 00:16:36,759
.‫ما میریم تا دوست های فرهیخته مون رو ببینیم

274
00:16:36,879 --> 00:16:38,919
‫به فابریس سلام مون رو برسون

275
00:16:40,359 --> 00:16:42,013
‫فنی عزیز، بعدا میبینمت

276
00:16:43,519 --> 00:16:44,679
!‫فابریس

277
00:16:48,439 --> 00:16:49,919
!‫اوه، عزیزم

278
00:16:53,213 --> 00:16:54,643
...‫اوه، نه، خدایا

279
00:16:55,799 --> 00:16:57,774
‫اوه، نه، یادم رفت که زنگ
‫بزنم و بهت بگم که حالم خوبه

280
00:16:57,799 --> 00:16:58,944
‫خیلی متاسفم

281
00:16:59,159 --> 00:17:01,679
...‫عزیزم، من روزها چشم روی هم نذاشتم

282
00:17:01,799 --> 00:17:03,479
‫این الان اهمیتی نداره

283
00:17:03,599 --> 00:17:06,088
‫بذار سالم و سلامت تو رو برسونیم به خونه

284
00:17:06,244 --> 00:17:07,159
.‫وخواهش میکنم که نترس

285
00:17:07,279 --> 00:17:09,687
‫فنی، نه، بیا بشن تا بهت توضیح بدم

286
00:17:12,460 --> 00:17:15,399
.‫من... من نمیخوام که نجات داده بشم

287
00:17:16,559 --> 00:17:18,039
...‫من

288
00:17:18,159 --> 00:17:19,119
‫

289
00:17:19,239 --> 00:17:22,279
‫اوه، فنی، ناچارا به این نتیجه رسیدم

290
00:17:22,399 --> 00:17:24,559
...‫که تمام مردان انگلیسی

291
00:17:26,839 --> 00:17:28,399
...‫معشوقه های به دردنخوری هستند

292
00:17:28,519 --> 00:17:31,128
.‫به هیچ وجه. آلفرد عالیه

293
00:17:31,222 --> 00:17:32,759
.‫بله، البته

294
00:17:32,879 --> 00:17:34,439
‫دوبار در زندگیم

295
00:17:34,559 --> 00:17:36,679
‫یه چیز دیگه رو با عشق اشتباه گرفتم

296
00:17:36,799 --> 00:17:38,559
‫انگار که یه نفر رو توی خیابون میبینی

297
00:17:38,679 --> 00:17:40,039
‫فکر میکنی که یه دوست ـه

298
00:17:40,159 --> 00:17:42,879
‫و لبخند میزنی و براش دست تکون میدی و دنبالش میدویی

299
00:17:42,999 --> 00:17:44,599
‫ولی اون دوستت نیست

300
00:17:44,719 --> 00:17:46,479
.‫حتی شبیه دوستات هم نیست

301
00:17:46,599 --> 00:17:48,639
‫و بعدش، چند دقیقه بعد

302
00:17:48,759 --> 00:17:50,875
... ‫دوست واقعی ظاهر میشه و

303
00:17:53,199 --> 00:17:54,999
‫نجات دنیا چی شد، لیندا؟

304
00:17:55,119 --> 00:17:57,079
.‫چون که باید بگم، خیلی راحت حواست پرت شده

305
00:17:58,319 --> 00:18:01,199
‫فکر میکردم که برای همیشه بیخیال مردها شدی

306
00:18:01,319 --> 00:18:04,359
‫میدونم، ولی قبلا هرگز همچین احساسی نداشتم

307
00:18:04,479 --> 00:18:06,959
.‫بله، تو قبلا همچین احساسی داشتی

308
00:18:10,518 --> 00:18:12,358
‫لیندا میتونستی زنگ بزنی

309
00:18:19,214 --> 00:18:21,319
‫از دیدنت خیلی خوشحالم عزیزم ولی

310
00:18:21,439 --> 00:18:24,039
‫فابریس خیلی زود قراره که بیاد اینجا

311
00:18:25,199 --> 00:18:28,079
‫میشه فردا موقع ناهار حرف بزنیم؟

312
00:18:33,367 --> 00:18:34,742
.‫بله، البته

313
00:18:36,453 --> 00:18:37,719
.‫عزیزم، خیلی متاسفم

314
00:18:38,719 --> 00:18:40,079
.‫نه، نه

315
00:18:42,719 --> 00:18:44,959
.‫دوست دارم، فنی

316
00:18:51,079 --> 00:18:54,119
‫مرلین... اون همراه فنی

317
00:18:54,144 --> 00:18:56,744
.‫و عمو دیوی اینجا بودن. میگفتن که میشناسنت

318
00:18:56,959 --> 00:18:58,159
.‫مرلین؟ البته

319
00:18:59,639 --> 00:19:01,559
!‫هرگز نذار که پیش اونا برگردم

320
00:19:01,679 --> 00:19:04,799
.‫ولی عزیزم، تو اونا رو دوست داری

321
00:19:06,359 --> 00:19:09,428
‫فن... فنی، جسی، مت

322
00:19:09,975 --> 00:19:12,004
.‫تو بچه محبوب بابات هستی

323
00:19:12,029 --> 00:19:15,079
.‫بابا دقیقا همون دلیلی که همه مون داریم فرار میکنیم

324
00:19:15,972 --> 00:19:18,439
‫اون خیلی از خارج از کشور متنفر بود

325
00:19:18,559 --> 00:19:21,119
‫من و مت و جسی، همگی دوست داشتیم به آنجا بریم

326
00:19:21,239 --> 00:19:23,839
!‫و بعدش البته که مسحور کننده بود

327
00:19:23,959 --> 00:19:26,719
‫و پر از ادم هایی که مثل ما نبودند و فکر نمیکردند

328
00:19:26,839 --> 00:19:28,319
.‫پر از امثال تو

329
00:19:30,239 --> 00:19:33,599
‫خواهش میکنم نذار تا وقتی
‫زنده ام تو یا پاریس رو ترک کنم

330
00:19:33,719 --> 00:19:36,039
.‫جنگ در راه ـه و به زودی مجبوری که اینجا رو ترک کنی

331
00:19:39,446 --> 00:19:41,246
‫نمیشه بمونم؟

332
00:19:41,359 --> 00:19:42,519
‫میتونی برای مدتی اینجا بمونی

333
00:19:42,639 --> 00:19:44,639
‫ولی هر وقت که ازت خواستم
.‫که بری، باید اینجا رو ترک کنی

334
00:19:45,089 --> 00:19:47,399
.‫حتی اگه دلیلی ندیدی که این کار رو بکنی

335
00:19:47,738 --> 00:19:49,679
.‫-خیلی خب
.‫-خوبه

336
00:19:49,799 --> 00:19:50,839
‫خوبه

337
00:19:50,959 --> 00:19:52,839
.‫خب
‫کجا میری؟

338
00:19:52,959 --> 00:19:57,542
‫خونه پیش لرد انگلیسی که از از خارج از کشور متنفرـه؟

339
00:19:57,567 --> 00:19:59,081
.‫نه، نه

340
00:20:00,119 --> 00:20:02,639
...‫نه، میرم به خونه کوچیکم توی چلسی

341
00:20:04,159 --> 00:20:05,359
...‫و منتظر تو میمونم

342
00:20:05,813 --> 00:20:06,743
.‫آه، که اینطور

343
00:20:07,119 --> 00:20:09,079
.‫شاید ماه ها یا سال ها طول بکشه

344
00:20:12,359 --> 00:20:13,919
.‫منتظر میمونم

345
00:20:15,319 --> 00:20:16,428
.‫منتظر میمونم

346
00:20:26,439 --> 00:20:27,559
‫ببخشید

347
00:20:28,110 --> 00:20:30,119
‫دیوی و مرلین تا دیر وقت بیدار بودن

348
00:20:30,239 --> 00:20:32,839
‫کم کم دارم متوجه

349
00:20:32,959 --> 00:20:35,519
.‫دردهای بی رحمانه سوء هاضمه میشم

350
00:20:35,639 --> 00:20:39,719
‫من از یک خماری معمولی و ساده رنج می برم

351
00:20:39,839 --> 00:20:41,397
.‫و دیوی هم همینطور

352
00:20:42,199 --> 00:20:44,479
‫امروز چشم هاش اصلا مهربون نیست

353
00:20:47,839 --> 00:20:50,359
‫فابریس رو اصلا دیدین؟

354
00:20:53,599 --> 00:20:55,199
.‫خب. زیاد دیدمش

355
00:20:55,319 --> 00:20:58,319
.‫-توی هتل مادام ده سورواتس
...‫-و جاکلین خوشگل

356
00:20:58,439 --> 00:21:01,079
‫-کی برمیگرده؟
.‫-اوه، اون هنوز توی انگلستان ـه

357
00:21:01,159 --> 00:21:04,345
‫خیلی دلش واسه اون تنگ میشه ولی هر روز تلفنی حرف میزننن

358
00:21:04,370 --> 00:21:05,519
‫کی فکرش رو میکرد که

359
00:21:05,639 --> 00:21:06,999
‫از بین همه مردم، فابریس

360
00:21:07,119 --> 00:21:10,719
!‫-اینقدر وفادار باشه؟
.‫-میدونم چی میگی

361
00:21:10,839 --> 00:21:13,239
‫عزیزم، خدا رو شکر که من اومدم

362
00:21:13,359 --> 00:21:14,639
‫الان، بهم بگو که کجا زندگی میکنه

363
00:21:14,759 --> 00:21:18,399
.‫یه جایی... با مادرش، نمیدونم

364
00:21:22,279 --> 00:21:23,254
‫-ببخشید، قربان؟
.‫-خانم

365
00:21:23,279 --> 00:21:24,199
‫من دنبال

366
00:21:24,224 --> 00:21:25,344
‫آپارتمان مادر آقای سوتغ میگردم

367
00:21:25,369 --> 00:21:26,289
‫میتونین بهم کمک کنین؟

368
00:21:26,314 --> 00:21:28,234
.‫-خیلی ضروری ـه
.‫-البته

369
00:21:31,879 --> 00:21:34,439
‫بهترـه که بریم مرلین و دیوی رو هم پیدا بکنیم

370
00:21:34,559 --> 00:21:35,799
!‫-چی؟ نه
‫-نمیشه که فقط فراموش کنیم

371
00:21:35,919 --> 00:21:36,959
‫که این حرف ها رو شنیدیم؟

372
00:21:37,079 --> 00:21:39,079
.‫احمق نباش
.‫باید با این مرد بهم بزنی

373
00:21:39,104 --> 00:21:41,184
‫ولی من هیچ وقت توی زندگیم اینقدر خوشحال نبودم

374
00:21:42,164 --> 00:21:43,679
‫به هر حال همه مون قراره که به زودی بمیریم

375
00:21:48,279 --> 00:21:50,618
‫مرلین بیچاره از نوع اشتباهیش رو داره

376
00:21:50,999 --> 00:21:52,399
‫نوع اشتباهی چی رو؟

377
00:21:53,679 --> 00:21:55,799
‫قرص برای وقتی که آلمان ها میان

378
00:21:55,919 --> 00:21:57,559
‫از اون قرص هایی داره که به سگ
(‫ها میدن (برای خلاص کردنشون

379
00:22:00,335 --> 00:22:01,991
.‫باید بری پیش دکتر من

380
00:22:02,439 --> 00:22:05,359
‫اول قرص سفید رو میخور و بعدش سیاه رو

381
00:22:06,704 --> 00:22:08,599
‫باید بگم که لیندا بالاخره

382
00:22:08,624 --> 00:22:10,024
‫تونست به قول دوران جوانیش جامه عمل بپوشونه

383
00:22:10,239 --> 00:22:13,956
‫پاداشش برای بزرگ شدن، یک حس
‫ناراحتی تسخیر کننده و جادویی ـه

384
00:22:13,981 --> 00:22:15,999
‫که البته خودش ازش خبر نداره

385
00:22:16,119 --> 00:22:18,079
‫ولی مستقیم از عمق وجودش حرف میزنه

386
00:22:18,104 --> 00:22:20,010
.‫و تکمیل کننده زیبایی اون هستش

387
00:22:21,604 --> 00:22:23,959
‫داره مثل یه تن فروش کلاس بالا زندگی میکنه

388
00:22:24,079 --> 00:22:25,479
.‫و امان از عواقب این کار

389
00:22:25,880 --> 00:22:28,839
‫خب، مدت کمی ـه که پیش اون ـه
‫خیلی غرق شده

390
00:22:28,864 --> 00:22:30,384
‫فکر میکنه الان خوشبخت ـه

391
00:22:30,409 --> 00:22:31,809
‫ولی قرارـه که بدبخت بشه

392
00:22:32,119 --> 00:22:33,559
‫بدبخترین آدمی که توی این دنیا زیسته

393
00:22:33,671 --> 00:22:35,151
‫چون که جامعه از کاه، کوه میسازه

394
00:22:35,176 --> 00:22:36,922
‫برای اون دسته افرادی که از قوانین پیروی نمیکنن

395
00:22:37,250 --> 00:22:39,879
‫فنی، تو خیلی آدم معمولی و سنتی هستی

396
00:22:39,999 --> 00:22:41,359
‫همه مون نمیتونیم

397
00:22:41,479 --> 00:22:43,359
.... ‫زندگی آروم و خونگی که تو و

398
00:22:45,359 --> 00:22:46,451
‫تو و ...؟

399
00:22:46,779 --> 00:22:48,399
‫آلفرد

400
00:22:48,519 --> 00:22:50,278
...‫آلفرد بهش رسیدین

401
00:22:50,879 --> 00:22:56,246
‫بعضی از ماها باید فراتر بریم، حرمت ها رو بشکنیم

402
00:22:56,359 --> 00:22:57,599
.‫خوش به حالش

403
00:23:06,199 --> 00:23:07,879
‫بچه خیلی دلتنگت شده بود

404
00:23:13,119 --> 00:23:15,799
‫-تو چی؟
‫-منظورت چیه؟

405
00:23:15,919 --> 00:23:16,962
‫میری سر کار

406
00:23:17,319 --> 00:23:19,439
‫بعضی وقت ها بچه واسه چند روز تو رو نمیبینه

407
00:23:19,559 --> 00:23:21,999
‫نگران نیستی که دلش واست
‫تنگ بشه وقتی میری سر کار؟

408
00:23:22,119 --> 00:23:24,319
‫بله کار میکنم تا خانواده ام رو تامین بکنم

409
00:23:24,439 --> 00:23:26,199
‫اوه، تا افرادی رو تامین بکنی

410
00:23:26,319 --> 00:23:28,079
‫تا هر روز بری، کتاب بخونی، در موردشون بنویسی

411
00:23:28,199 --> 00:23:30,108
‫و بعدش با بقیه آدم های
‫باهوش در موردشون حرف بزنی

412
00:23:30,133 --> 00:23:31,936
‫-حرفات اصلا منطقی نیست
...‫-منم باید

413
00:23:31,961 --> 00:23:33,839
‫زحمت کارهای خونه بی انتها رو به دوش بکشم

414
00:23:33,959 --> 00:23:35,959
‫و توی مهمونی ها، نگاه های سنگین
‫دوستان فرهیخته ات رو تحمل بکنم

415
00:23:36,079 --> 00:23:38,839
‫مکالمه های تکراری و خسته کننده بچه های کوچیک رو

416
00:23:38,864 --> 00:23:41,039
‫که اصلا نمیتونن خودشون رو سرگرم بکنن

417
00:23:41,159 --> 00:23:43,871
‫بیماری های وحشتناک یهویی رو

418
00:23:44,138 --> 00:23:45,807
(‫بدخلقی های نسبتا زیادت رو (باید تحمل بکنم

419
00:23:45,832 --> 00:23:47,753
‫شکایت های همیشگیت در مورد پودینگ حین شام خوردن

420
00:23:47,778 --> 00:23:50,479
‫-این حرف ها از کجا میاد؟
‫-تو خوشبختی؟

421
00:23:50,504 --> 00:23:51,231
‫-منظورت چیه؟

422
00:23:51,256 --> 00:23:52,988
‫خب هدف تشکیل زندگی، خوشبخت بودن نیست؟

423
00:23:53,159 --> 00:23:55,359
‫تا عاشق باشی و بهترین خودت باشی

424
00:23:55,479 --> 00:23:57,485
‫و بعدش واقعا و از ته دل شاد باشی؟

425
00:23:57,524 --> 00:23:59,959
‫وقتی باهات ازدواج کردم، به نظر میرسید
‫که این همون زندگی هستش که تو میخوای

426
00:24:00,079 --> 00:24:01,719
‫خب این تنها گزینه بود

427
00:24:01,839 --> 00:24:03,599
‫-چی؟
‫-ازدواج با خوشحالی

428
00:24:03,719 --> 00:24:05,239
.‫یا ازدواج با ناراحتی

429
00:24:05,359 --> 00:24:06,999
‫اگه زن باشی، همین ـه، فقط همین انتخاب ها رو داری

430
00:24:07,119 --> 00:24:08,199
‫البته میتونی یاغی هم بشی

431
00:24:08,319 --> 00:24:09,679
‫حداقل اونطوری میتونی دنیا رو ببینی

432
00:24:09,704 --> 00:24:11,144
‫-داری دیوونه میشی؟
!‫-آره

433
00:24:11,359 --> 00:24:12,919
!‫آره، آلفرد! آره

434
00:24:13,787 --> 00:24:14,787
‫آره

435
00:24:16,967 --> 00:24:19,693
.‫تولدت مبارک، خانمی

436
00:24:19,834 --> 00:24:20,479
!‫اوه

437
00:24:21,670 --> 00:24:22,559
!‫نه

438
00:24:22,679 --> 00:24:26,519
!‫یه سگ بولداگ فرانسوی

439
00:24:27,315 --> 00:24:29,079
‫سلام

440
00:24:30,319 --> 00:24:31,999
‫پلون-پلون

441
00:24:32,119 --> 00:24:33,399
‫پلون-پلون

442
00:24:33,519 --> 00:24:35,639
...‫آره، پلون

443
00:24:43,140 --> 00:24:43,814
‫کلاهم

444
00:24:43,839 --> 00:24:45,519
‫و سگ بولداگ فرانسویم

445
00:24:47,799 --> 00:24:50,879
‫خب، چیزی که میترسیدم اتفاق بیوفته
‫بالاخره اتفاق افتاد

446
00:24:50,999 --> 00:24:53,039
‫باید خیلی سریع حرکت کنیم

447
00:25:00,879 --> 00:25:03,159
‫لیندا به درستی درک نمیکرد که

448
00:25:03,279 --> 00:25:06,239
‫دارد برای همیشه زندگی سعادتمند خویش را ترک میکند

449
00:25:09,652 --> 00:25:12,239
.‫هیچ کدام از ما به درستی درک نمیکردیم

450
00:25:19,045 --> 00:25:22,039
‫حداقل از گله و شکایت های
‫من در مورد پودینگ زجر نمیکشی

451
00:25:23,704 --> 00:25:25,944
‫شاید پودینگ ها توی فرانسه بهتر باشن

452
00:25:36,100 --> 00:25:37,919
‫لیندا به چاینی والک برگشت

453
00:25:38,039 --> 00:25:39,919
‫تا منتظر بمونه همان طور که قول داده بود

454
00:25:39,944 --> 00:25:41,944
.‫تا نشانه ای از فابریس برسد

455
00:25:48,240 --> 00:25:50,320
‫ماه های طولانی منتظر ماند

456
00:25:54,427 --> 00:25:56,177
.‫ولی هیچ نشانه ای نیامد

457
00:26:00,057 --> 00:26:02,679
‫آن موقع، ارتباط چندانی با لیندا نداشتم

458
00:26:03,214 --> 00:26:04,639
‫اغلب اوقات میخواستم به او زنگ بزنم

459
00:26:04,759 --> 00:26:06,639
‫ولی دقیقا نمیدانستم که میخواهم به او چه بگویم

460
00:26:27,479 --> 00:26:31,199
‫اوه، عزیزم، انتظار یه نشونه
‫از اون واقعا عذاب آورـه

461
00:26:31,319 --> 00:26:33,359
‫بالاخره از من خواست تا به دیدنش بروم

462
00:26:33,479 --> 00:26:34,919
‫در مورد فابریس ناامید بود

463
00:26:35,039 --> 00:26:37,839
‫او نه زنگ زده بود نه نامه ای فرستاده بود

464
00:26:50,559 --> 00:26:51,719
‫فنی عزیزم

465
00:26:56,199 --> 00:26:58,799
‫خیلی وقت ـه که منتظرتم

466
00:26:58,919 --> 00:27:01,479
‫چقدر خوب، پس میتونم بیام و ببینمت؟

467
00:27:01,599 --> 00:27:04,879
.‫یه تاکسی بیرون منتظرـه. دو دقیقه دیگه میبینمت

468
00:27:20,167 --> 00:27:22,559
‫اومدی به ژنرال دوگول ملحق بشی؟

469
00:27:25,461 --> 00:27:26,621
‫بله

470
00:27:27,839 --> 00:27:29,649
‫البته که میبینمش

471
00:27:31,227 --> 00:27:33,027
‫ولی برای یه ماموریت شخصی اومدم

472
00:27:36,999 --> 00:27:39,439
‫اومدم تا بهت بگم که دوست دارم

473
00:27:45,999 --> 00:27:46,999
...‫تو

474
00:27:48,551 --> 00:27:50,501
‫هرگز توی پاریس این رو بهم نگفتی

475
00:27:52,319 --> 00:27:54,577
‫بارها توی زندگیم این جمله رو گفتم

476
00:27:57,702 --> 00:27:59,719
...‫به این خاطر به تو نگفته بودم

477
00:28:00,959 --> 00:28:03,599
‫چون که از همون لحظه اول

478
00:28:03,719 --> 00:28:07,199
‫میدونستم که این احساسم هرچقدر که واقعی ـه
‫بقیه احساس ها اشتباه و تقلبی بودند

479
00:28:10,119 --> 00:28:12,639
‫مثل این بود که یه نفر رو بشناسی

480
00:28:16,599 --> 00:28:17,679
...‫فقط

481
00:28:18,709 --> 00:28:20,749
‫نمیتونم توضیحش بدم، متاسفم

482
00:28:28,919 --> 00:28:32,399
‫فکر میکنم که آدم های مذهبی
‫بعضی مواقع همچین احساسی دارن

483
00:28:38,839 --> 00:28:40,279
‫لیندای عزیزم

484
00:28:40,399 --> 00:28:42,682
‫همه چیز قرارـه که درست بشه

485
00:28:43,268 --> 00:28:44,374
‫قول میدم

486
00:28:44,399 --> 00:28:46,439
‫توی قطار از همه چی سر در آوردم

487
00:28:46,559 --> 00:28:48,159
‫واضحه که مردان یکم به درد نخور هستن

488
00:28:48,279 --> 00:28:49,839
‫اونا هرگز ما رو درک نمیکنن

489
00:28:49,959 --> 00:28:51,319
‫و هرگز فکر نمیکنن که لازم ـه که ما رو درک بکنن

490
00:28:51,439 --> 00:28:52,639
‫خوشبختانه، به احتمال زیاد قراره تو جنگ تیر بخورن

491
00:28:52,759 --> 00:28:53,759
‫یا منفجر بشن یا همچین چیزی

492
00:28:53,879 --> 00:28:55,719
‫و بعدش تو میتونی بیای و با من زندگی بکنی

493
00:28:55,839 --> 00:28:58,399
‫و ما حرف میزنیم و با هم میریم حموم

494
00:28:58,519 --> 00:29:00,279
‫و مثل قدیم ها، بهترین رفیق همدیگه میشیم

495
00:29:00,399 --> 00:29:02,239
‫کم کم دارم به این فکر میکنم که این
‫جنگ چقدر چیز فوق العاده ای بوده

496
00:29:02,359 --> 00:29:03,990
‫یه فرصت برای زنانی مثل ما

497
00:29:04,015 --> 00:29:04,670
‫سلام، خانم

498
00:29:07,489 --> 00:29:10,569
‫بالاخره فنی باهوش که اون همه
‫تعریفش رو شنیدم رو ملاقات کردم

499
00:29:14,759 --> 00:29:16,159
‫سلام

500
00:29:16,279 --> 00:29:18,119
‫همه چی رو در مورد زندگیت بهم بگو

501
00:29:18,334 --> 00:29:19,414
‫بهتر نیست که در مورد

502
00:29:19,439 --> 00:29:20,719
‫کمد دیواری هون ها حرف بزنی؟

503
00:29:20,854 --> 00:29:21,894
‫کمد دیواری هان ها

504
00:29:21,999 --> 00:29:23,399
‫کمد دیواری هان ها

505
00:29:24,879 --> 00:29:26,199
‫لطفا؟

506
00:29:27,919 --> 00:29:29,839
!‫اون فوق العاده ـست

507
00:29:29,864 --> 00:29:32,024
‫-اینطور نیست؟
.‫-فوق العاده ـست

508
00:29:32,239 --> 00:29:35,039
!‫و اون عاشق حرف زدن ـه

509
00:29:35,159 --> 00:29:36,719
‫و اون واقعا به حرف آدم گوش میده

510
00:29:36,839 --> 00:29:40,999
‫و حرف های خسته کننده در
‫مورد پول یا سیاست هم نمیزنه

511
00:29:41,119 --> 00:29:44,879
‫توی کتاب ها، دختراهایی مثل
‫تو همیشه آخرش میمیرن، لیندا

512
00:29:44,999 --> 00:29:47,428
‫خیلی نگران بودم

513
00:29:49,079 --> 00:29:49,826
‫سلام

514
00:29:49,851 --> 00:29:53,479
‫ول تو مادام بووری یا آنا کارنینا نیستی

515
00:29:53,599 --> 00:29:54,519
‫نه

516
00:29:54,639 --> 00:29:55,839
‫زندگی مثل کتاب ها نیست

517
00:29:57,079 --> 00:30:01,719
‫راستش تو سرزنده ترین آدمی هستی

518
00:30:01,744 --> 00:30:03,464
‫که من تا حالا دیدم

519
00:30:03,679 --> 00:30:07,039
‫اوه، خب فنی، میدونی... منظورم این که

520
00:30:07,830 --> 00:30:10,150
‫یه نفر باید یه کتاب در مورد من بنویسه

521
00:30:10,839 --> 00:30:15,639
‫و یه پایان خیلی خوش واسش درنظر بگیره

522
00:30:18,576 --> 00:30:19,776
‫فکر خوبیه

523
00:30:32,119 --> 00:30:33,719
.‫نباید این کار رو بکنی

524
00:30:37,839 --> 00:30:40,319
‫عاشق پاریس ـم

525
00:30:46,279 --> 00:30:47,959
‫-حالت خوبه؟
‫-باید بریم بیرون؟

526
00:30:48,079 --> 00:30:49,679
‫فکر کنم آژیر خطر بود

527
00:30:49,799 --> 00:30:51,119
!‫اوه، نه

528
00:30:51,239 --> 00:30:52,519
‫آلمانی های لعنتی

529
00:30:52,905 --> 00:30:55,639
‫ابرهای جنگ ابتدا خیلی کوچک به نظر میرسید

530
00:30:55,759 --> 00:30:58,925
‫تا اینکه بزرگ و بزرگ تر شد و به
‫یک لایه ضخیم خاکستری تبدیل شد

531
00:30:58,950 --> 00:31:00,692
.‫که افق را خفه میکرد

532
00:31:05,679 --> 00:31:08,429
‫چقدر قیافه ات موقع بستن کراوات بامزه میشه

533
00:31:14,300 --> 00:31:16,371
‫فکر میکنی که دوباره بتونیم
‫پیش همدیگه زندگی بکنیم؟

534
00:31:16,799 --> 00:31:17,933
‫البته که میتونیم

535
00:31:18,925 --> 00:31:21,239
‫برای سالهای متمادی تا
‫وقتی که من 90 سالم بشه

536
00:31:22,679 --> 00:31:24,839
‫من خیلی وفادار هستم

537
00:31:30,079 --> 00:31:32,751
‫ولی زیاد به ژاکلین وفادار نبودی

538
00:31:35,801 --> 00:31:37,293
‫آه، در موردش میدونی؟

539
00:31:42,277 --> 00:31:43,434
‫اون دوست داشتنی بود

540
00:31:44,383 --> 00:31:47,663
‫من شدیدا بهش وفادار بودم و این تعهد 5 سال دووم آورد

541
00:31:48,799 --> 00:31:50,639
‫همیشه همینجوری بودم

542
00:31:51,456 --> 00:31:53,616
...‫ولی تو رو ده برابر بیشتر از بقیه دوست دارم

543
00:31:54,354 --> 00:31:56,612
‫که باعث میشه تا 90 سالگی باهات بمونم

544
00:31:56,752 --> 00:32:00,864
،‫و تا اون موقع، خدای من
‫واسم به یه عادت تبدیل خواهد شد

545
00:32:02,319 --> 00:32:04,820
‫و کی قرارـه دوباره تو رو ببینم؟

546
00:32:05,775 --> 00:32:06,975
‫من میام و میرم

547
00:32:09,854 --> 00:32:11,318
‫فکر کنم صدای ماشین شنیدم

548
00:32:16,270 --> 00:32:17,318
‫باید برم

549
00:32:19,872 --> 00:32:20,848
...‫خانم

550
00:32:25,590 --> 00:32:26,473
.‫به درود

551
00:32:53,039 --> 00:32:54,919
.‫خبرهای بد، بدتر هم شد

552
00:32:55,039 --> 00:32:57,319
‫ابر جنگ تبدیل به یک شمشیر وحشت آفرین شده بود

553
00:32:57,344 --> 00:33:00,304
‫که از فرانسه گذشته و به سمت انگلستان می آمد

554
00:33:01,719 --> 00:33:04,719
‫همه ما پناهنده آلکنلی شدیم به جز لیندا

555
00:33:04,839 --> 00:33:07,399
‫که دو سالی بود که به آنجا بازنگشته بود

556
00:33:07,424 --> 00:33:09,674
.‫و بازگشت او آرزو اهالی آنجا شده بود

557
00:33:13,119 --> 00:33:15,559
‫آماده تهاجمی؟
‫آماده نفله کردن هان ها شدی؟

558
00:33:15,679 --> 00:33:17,307
...‫بچه های لوئیزا
‫درست مثل ایام قدیم ـه

559
00:33:25,159 --> 00:33:28,445
‫لندن شدیدا تحت بمباران بود

560
00:33:28,470 --> 00:33:30,759
‫و خاله سیدی التماسم میکرد تا بروم و خبری از لیندا بگیرم

561
00:33:30,879 --> 00:33:34,000
‫زیرا که او همه ما را نگران کرده بود و
‫هنوز نمیخواست که چاینی والک را ترک کند

562
00:33:34,110 --> 00:33:37,759
.‫حتی برای یک لحظه، چون که امید داشت فابریس زنگ بزند

563
00:33:38,123 --> 00:33:39,799
‫خدای من، سلام مویرا

564
00:33:39,919 --> 00:33:41,139
‫خدای من، بزرگ شدی

565
00:33:41,732 --> 00:33:43,310
‫اون تو حموم ـه و داره بالا میاره

566
00:33:43,639 --> 00:33:44,919
‫اوه خدای من

567
00:33:51,079 --> 00:33:54,159
‫-اسم سگ ـه چیه؟
.‫-پلون-پلون، فکر کنم

568
00:33:54,279 --> 00:33:57,336
‫فرانسویه؟
‫بابایی میگه آدم های فرانسوی افتضاح ـن

569
00:33:59,008 --> 00:34:00,750
‫همین انتظار رو ازش دارم

570
00:34:01,999 --> 00:34:04,759
‫مویرا قرار که امروز عصر بره آمریکا

571
00:34:06,239 --> 00:34:08,039
‫اون اومده تا خداحافظی بکنه

572
00:34:09,149 --> 00:34:10,919
‫-بالاخره من مادرش هستم
‫-بابایی میگه

573
00:34:10,944 --> 00:34:13,538
‫ما باید همراه آلمانی ها
‫بجنگیم نه اینکه باهاشون بجنگیم

574
00:34:14,825 --> 00:34:17,114
‫ولی به نظر نمیرسه که بابایی
‫خودش زیاد اهل جنگ باشه

575
00:34:17,254 --> 00:34:19,279
.‫با هر کسی یا علیه کسی

576
00:34:19,399 --> 00:34:21,119
.‫تا اونجایی که من میدونم

577
00:34:21,239 --> 00:34:23,622
‫میشه یه لحظه با اون سگ بازی نکنی

578
00:34:23,647 --> 00:34:25,927
‫و به حرف هام گوش بکنی؟

579
00:34:30,614 --> 00:34:32,190
‫میخوام بدونی

580
00:34:32,706 --> 00:34:34,159
‫من موافق تصمیم تو نیستم

581
00:34:34,279 --> 00:34:35,519
‫که اینجوری میخوای از انگلستان فرار بکنی

582
00:34:35,956 --> 00:34:37,799
‫همین که کشور به دردسر افتاده

583
00:34:37,919 --> 00:34:40,439
‫فکر میکنم که اشتباه محض ـه

584
00:34:40,885 --> 00:34:42,955
‫باید به حرف بزرگ تر ها گوش بکنم، مگه نه؟

585
00:34:43,119 --> 00:34:46,479
‫ولی ترجیح میدی که بمونی، مگه نه؟

586
00:34:48,119 --> 00:34:49,439
‫اوه، اینطور فکر نمیکنم

587
00:34:49,464 --> 00:34:50,904
‫بمبارون هوایی هست

588
00:34:54,067 --> 00:34:58,707
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

589
00:35:13,008 --> 00:35:14,959
‫خیلی عصبانی ـم

590
00:35:15,422 --> 00:35:17,279
‫بچه های تو در مورد بمبارون
‫هوایی چی فکر میکنن، فنی؟

591
00:35:17,883 --> 00:35:20,239
!‫راستش باید بگم که منتظر بمبارون هستن

592
00:35:20,359 --> 00:35:21,519
‫اوه، خیال آدم راحت میشه

593
00:35:21,639 --> 00:35:23,857
‫فکر کردم شاید همه این نسل اینطوری باشن

594
00:35:24,693 --> 00:35:26,459
‫البته، همش تقصیر خود مویرا نیست

595
00:35:26,755 --> 00:35:28,479
‫پیکسی و تونی هم تا حد مرگ ترسیدن

596
00:35:28,504 --> 00:35:29,704
‫اونا دارن ازش سواستفاده میکنن تا فرار بکنن

597
00:35:30,873 --> 00:35:32,777
‫فقط در صورتی اجازه سوار
‫شدن به کشتی ها آمریکا رو داری

598
00:35:32,802 --> 00:35:33,964
‫که یه بچه هراهت باشه، میدونستی؟

599
00:35:36,199 --> 00:35:37,599
‫فابریس این رو واسم خریده

600
00:35:38,691 --> 00:35:40,159
‫میخواستم بدمش به مویرا

601
00:35:40,605 --> 00:35:42,239
‫اوه، ولی نمیتونم همچین چیز خوشگلی رو هدر بدم

602
00:35:42,264 --> 00:35:44,066
!‫اون واسه همچین بچه بزدلی

603
00:35:44,512 --> 00:35:45,374
‫فکر کنم که

604
00:35:45,399 --> 00:35:47,959
‫اون ساعت ورزشی خیلی زشت رو بهش بدم

605
00:35:47,984 --> 00:35:49,384
!‫وقتی که با تونی ازدواج کردم، از باباش هدیه گرفته بودم

606
00:35:49,599 --> 00:35:52,279
‫چرا همیشه اینقدر با مویرا بدرفتاری میکنی؟

607
00:36:04,399 --> 00:36:07,119
‫این بچه حداقل مثل مویرا نمیشه

608
00:36:08,070 --> 00:36:08,879
‫خودت میبینی

609
00:36:12,484 --> 00:36:14,959
‫فکر میکردم که دیگه نباید حامله بشی

610
00:36:14,984 --> 00:36:17,404
!‫دکترها؟ اونا آخه چی میدونن
‫البته که میتونم حامله بشم

611
00:36:17,999 --> 00:36:20,839
!‫بدجوری مشتاق این بچه ام

612
00:36:22,066 --> 00:36:23,106
!‫اوه، خدای من

613
00:36:26,027 --> 00:36:29,361
‫این مسخره ـست. خاله سیدی و عمو
‫متیو میخوان که تو به خونه برگردی

614
00:36:29,386 --> 00:36:31,079
‫به آلکنلی برگرد
‫تو مریضی

615
00:36:31,199 --> 00:36:32,559
‫نه

616
00:36:32,679 --> 00:36:35,919
‫منم یه بچه دیگه تو راه دارم و لویئیزا هم همینطور

617
00:36:35,944 --> 00:36:37,424
.‫اوه، چقدر خوب

618
00:36:38,999 --> 00:36:40,559
.‫اونا میتونن کنار همدیگه هان باشن

619
00:36:41,172 --> 00:36:41,805
...‫آه، ولی

620
00:36:44,159 --> 00:36:47,799
...‫-اون میدونه که اینجا میتونه من رو پیدا بکنه
!‫-اینجا کشته میشی، لیندا

621
00:36:47,824 --> 00:36:49,224
!‫و بعدش ما نمیدونیم که کجا باید تو رو پیدا بکنیم

622
00:36:49,439 --> 00:36:51,119
‫یا واقعا میخوای که برای عشق بمیری؟

623
00:36:51,144 --> 00:36:53,163
‫شاید فکر میکنی که این یه چیز رمانتیک ـه

624
00:36:53,188 --> 00:36:56,038
‫توی لندن 7 میلیون آدم هست، فنی

625
00:36:56,444 --> 00:36:58,999
‫واقعا فکر میکنی که همه اونا شب ها کشته میشن؟

626
00:37:02,759 --> 00:37:04,799
‫لطفا یه لیوان آب بهم بده

627
00:37:12,807 --> 00:37:14,999
‫میشه در رو باز کنی، لیندا؟

628
00:37:15,024 --> 00:37:16,807
.‫اگه که میخوای من رو راضی به رفتن بکنی، نه

629
00:37:17,299 --> 00:37:19,759
‫چرا همه عمرم رو صرف نگران بودن در مورد تو کردم؟

630
00:37:19,879 --> 00:37:21,758
!‫تو خیلی خودخواهی

631
00:37:33,731 --> 00:37:35,879
‫میدونم که با مویرا بدرفتاری کردم

632
00:37:38,645 --> 00:37:40,079
‫فکر میکنم که همیشه این موضوع پس ذهنم بوده که

633
00:37:40,104 --> 00:37:42,304
‫دیر یا زود تونی رو ترک میکنم

634
00:37:43,719 --> 00:37:46,439
‫نمیخواستم که زیاد وابسته مویرا بشم

635
00:37:47,539 --> 00:37:49,219
.‫یا باعث بشم اون وابسته من بشه

636
00:37:50,536 --> 00:37:52,317
‫اون شاید به یه لنگر تبدیل میشد

637
00:37:53,519 --> 00:37:58,999
‫و من هرگز به خودم اجازه
‫نمیدادم که به کورسیگ ها بچسبم

638
00:38:00,392 --> 00:38:01,432
...‫فنی

639
00:38:04,279 --> 00:38:07,879
...‫بعضی وقت ها فکر میکنم که ما اصلا زن به دنیا نیومدیم

640
00:38:11,621 --> 00:38:12,693
...‫مثل این که

641
00:38:15,013 --> 00:38:16,999
...‫بال هات چیده شدن

642
00:38:19,675 --> 00:38:21,239
‫و بعدش همه متعجب شدن

643
00:38:21,359 --> 00:38:23,079
‫وقتی که نمیدونی چطوری باید پرواز بکنی

644
00:38:29,319 --> 00:38:30,438
...‫فنی

645
00:38:41,239 --> 00:38:43,864
‫پس من به تنهایی به آلکنلی رفتم

646
00:38:43,889 --> 00:38:46,731
‫تا ماه های متمادی را در هوای سرد حومه شهر، منتظر بمانم

647
00:38:47,602 --> 00:38:49,759
‫زمانه ای بود که خیلی سخت و دشوار میگذشت

648
00:38:49,784 --> 00:38:52,163
‫چون که مادرم ناگهانی و بی خبر به آلکنلی بازگشته بود

649
00:38:52,525 --> 00:38:53,679
‫ماجراجویی فوق العاده ای بود

650
00:38:53,704 --> 00:38:55,304
‫که از ریوریا فرار کردیم

651
00:38:55,931 --> 00:38:58,650
‫خدا رو شکر که خوان بود

652
00:38:58,900 --> 00:39:02,639
‫رفیق اسپانیایی من که بدون اون
‫هرگز نمیتونستم

653
00:39:02,759 --> 00:39:04,439
‫از اون کمپ وحشتناک توی اسپانیا فرار بکنم

654
00:39:04,559 --> 00:39:07,519
‫اون احمق ـه ولی شیفته است، اینطور فکر نمیکنی؟

655
00:39:08,578 --> 00:39:09,946
‫اون درست کنارت نشسته

656
00:39:10,219 --> 00:39:10,919
‫نگران این نباش، عزیزم

657
00:39:10,944 --> 00:39:12,584
‫یه کلمه هم انگلیسی نمیفهمه

658
00:39:12,799 --> 00:39:14,119
‫اوه، این خوبه، چون که باید بهت بگم، ای زن یاغی

659
00:39:14,144 --> 00:39:16,664
‫نمیتونم اجازه بدم این یارو توی خونه ام بمونه

660
00:39:16,879 --> 00:39:18,559
‫البته خودت تا هر وقت که بخوای میتونی بمونی

661
00:39:18,679 --> 00:39:22,039
(‫ولی موندن خوان خط قرمز ـه (و باید اون بره

662
00:39:22,444 --> 00:39:24,959
‫نمیتونم بذارم که از گرسنگی بمیره، عزیزم

663
00:39:25,079 --> 00:39:26,879
‫آدم باید احساسات انسانی داشته باشه

664
00:39:26,904 --> 00:39:28,104
!‫نه واسه این یارو

665
00:39:28,319 --> 00:39:30,079
‫مطمئنی که حرف ما رو نمیفهمه؟
‫خیلی ناراحت به نظر میرسه

666
00:39:30,199 --> 00:39:32,519
‫اوه، مطمئنم و منم اسپانیایی بلد نیستم

667
00:39:32,544 --> 00:39:34,784
‫ما قادر به تبادل کلامی نیستیم

668
00:39:34,999 --> 00:39:37,616
‫-پس چرا باهاشی؟
‫-چون که ما نامزد کردیم

669
00:39:38,199 --> 00:39:40,159
‫فکر میکردم که هنوز با اون سرگرد ـه هستی

670
00:39:40,279 --> 00:39:42,119
‫میدونی، راستش یادم نیست

671
00:39:44,487 --> 00:39:45,599
‫خوبی، عزیزم؟

672
00:39:45,719 --> 00:39:47,239
‫فقط زیاد موافق نامزد کردن آدم هایی نیستم که

673
00:39:47,359 --> 00:39:49,319
.‫-قبلش هنوز متاهل هستن
‫-نه، میدونم

674
00:39:49,439 --> 00:39:51,399
‫همیشه خوبه که خودت رو با نفر بعدی هماهنگ بکنی

675
00:39:51,519 --> 00:39:53,999
‫قبل از اینکه از دست نفر قبلی
‫خلاص بشی، اینطور فکر نمیکنی؟

676
00:39:54,821 --> 00:39:56,559
‫این بیشتر فلسفه لینداـه

677
00:39:59,222 --> 00:40:00,098
‫حالش خوبه؟

678
00:40:00,123 --> 00:40:02,801
‫این غذا، سیدی، این غذا مسموم کننده است

679
00:40:02,826 --> 00:40:04,530
‫این حرف خیلی اهانت آمیز ـه با در
‫نظر گرفتن این که همین الان رسیدی

680
00:40:04,555 --> 00:40:06,844
‫یه نفر باید این رو بگه
‫میدونم که جنگ در جریان ـه، سیدی

681
00:40:06,869 --> 00:40:08,599
‫ولی دیشب ساعت ها حالم بد بود

682
00:40:08,719 --> 00:40:11,119
‫شب قبلش، امیلی اسهال شده بود

683
00:40:11,239 --> 00:40:13,129
‫روی بینی فنی هم یه لکه بزرگ دراومده

684
00:40:13,154 --> 00:40:15,599
‫حق با یاغی ـه، همه مون داریم مسموم میشیم

685
00:40:15,999 --> 00:40:18,162
!‫یاغی! لطفا بیشتر مراقب جیره غذایی باش

686
00:40:18,187 --> 00:40:20,159
‫عزیزم، هفته بعد میرم لندن

687
00:40:20,279 --> 00:40:21,279
‫تا بدم موهام رو بشورن

688
00:40:21,304 --> 00:40:24,064
‫و یه عالمه جیره غذایی میارم

689
00:40:24,089 --> 00:40:24,980
‫قسم میخورم

690
00:40:25,799 --> 00:40:27,199
‫ممنون، عزیزم

691
00:41:00,559 --> 00:41:02,359
‫بهم ترحم نکن، فنی

692
00:41:06,116 --> 00:41:10,599
‫من 5 ماه شادی و خوشبختی بی آلایش رو تجربه کردم

693
00:41:12,639 --> 00:41:14,239
‫فکر میکنم آدم های کمی میتونن این حرف رو بزنن

694
00:41:14,264 --> 00:41:16,744
‫اونم توی کل عمرشون

695
00:41:25,319 --> 00:41:26,999
!‫دوش فنگ

696
00:41:29,039 --> 00:41:30,519
!‫به راست، راست

697
00:41:30,639 --> 00:41:31,999
!‫به پیش

698
00:41:37,599 --> 00:41:39,159
‫آزاد باش

699
00:41:39,279 --> 00:41:42,699
‫فکر میکنم که بتونیم آلمانی ها رو برای دو

700
00:41:42,724 --> 00:41:45,039
‫شاید هم سه ساعت معطل نگه
‫دایرم قبل از اینکه همه مون کشته بشیم

701
00:41:45,159 --> 00:41:46,959
‫واسه همچنین جوخه کوچیکی، بد نیست

702
00:41:48,948 --> 00:41:50,519
‫مثل آسیابان ها شدی

703
00:41:50,639 --> 00:41:53,323
‫چرا سر تا پات رو گرد و خاک گرفته؟

704
00:41:53,799 --> 00:41:56,448
‫-بمب کنارت منفجر شده؟
.‫-آره، بابا

705
00:41:57,237 --> 00:41:59,119
‫و واسم در نهایت هیچ ثمری واسم نداشته

706
00:42:03,164 --> 00:42:05,319
‫دیوی همراه خوان به اتاق تجارت رفت

707
00:42:05,439 --> 00:42:06,519
‫و دیکشنری اسپانیایی رو هم با خودشون بردن

708
00:42:06,639 --> 00:42:08,199
‫و زندگی همه مون برای همیشه تغییر کرد

709
00:42:11,287 --> 00:42:13,438
‫کاشف به عمل اومد که خوان
‫برای چندتا کاردینال ها آشپزی میکرده

710
00:42:13,463 --> 00:42:15,543
‫قبل از اینکه جنگ داخلی بشه و
‫بعد اون توی جنگ ها سرگردون بوده

711
00:42:15,568 --> 00:42:17,608
‫با یه منجنیق، ترشی و غذاهای کنسروی

712
00:42:17,633 --> 00:42:19,974
‫و همین الانش هم کمد دیواری مثل غار علاالدین شده

713
00:42:19,999 --> 00:42:23,159
‫اگه من جای یاغی بودم، حتما باهاش ازدواج میکردم

714
00:42:23,279 --> 00:42:26,629
،‫خب، با شناختی که از یاغی دارم
‫شک ندارم که باهاش ازدواج میکنه

715
00:42:26,669 --> 00:42:27,559
‫پس میتونی حرف بزنی

716
00:42:28,676 --> 00:42:31,479
‫حداقل لیندا سهم خودش رو برای جنگ توی پاریس ادا کرده

717
00:42:31,599 --> 00:42:35,519
،‫تنها کاری که تو کردی فنی
‫دلداری دادن به بچه های گریون بوده

718
00:42:36,393 --> 00:42:38,039
‫اون پالتوهای خز دوست داشتنی رو

719
00:42:38,064 --> 00:42:39,704
‫وقتی داشتی توی پاریس سهمت رو
‫به جنگ ادا میکردی، گرفتی، لیندا؟

720
00:42:39,919 --> 00:42:41,439
‫فوق العاده نیست که میتونی

721
00:42:41,559 --> 00:42:43,399
‫اونجا بدون پول به هر چیزی برسی اگه که باهوش باشی؟

722
00:42:44,118 --> 00:42:46,519
‫چه جور پشتیبانی بود که برای جنگ انجام میدادی، لیندا؟

723
00:42:46,639 --> 00:42:49,519
‫به ارتش فرانسه دلداری میدادی

724
00:42:49,544 --> 00:42:51,144
.‫-بعضی وقت ها کل شب این کار رو میکرد
‫-اوه، باید خسته کننده باشه

725
00:42:51,359 --> 00:42:53,085
!‫بس کنین

726
00:42:53,719 --> 00:42:54,679
‫اوه، دختر بیچاره

727
00:42:54,799 --> 00:42:57,159
‫میتونین ببینین که دلش
‫واسه کریستین خیلی تنگ شده

728
00:42:57,279 --> 00:42:59,399
‫اون کجاست؟ تو قاهره؟

729
00:43:03,959 --> 00:43:05,279
‫ناعادلانه به نظر میرسه

730
00:43:05,399 --> 00:43:07,479
‫لیندا دوران شکوهمندش رو توی پاریس داشته

731
00:43:07,599 --> 00:43:09,279
‫و با همه اون پالتو های خز برگشته

732
00:43:10,466 --> 00:43:12,439
‫من و تو که تمام عمرمون رو

733
00:43:12,464 --> 00:43:14,039
‫به شوهرهای خسته کننده مون
‫چسبیدیم، چی گیرمون میاد؟

734
00:43:14,159 --> 00:43:16,759
‫پالتو 75 سانتی از پوست بره

735
00:43:16,879 --> 00:43:18,359
‫در مورد شوهرها بدجنسی نکن

736
00:43:18,879 --> 00:43:20,879
‫من به شدت در مورد شوهر خودم احساس گناه میکنم

737
00:43:20,999 --> 00:43:23,439
‫کی قراره مراقب اون بچه باشه، فنی؟

738
00:43:23,559 --> 00:43:25,759
‫تابلوئه که باز می افته رو دوش من و تو

739
00:43:25,879 --> 00:43:27,799
‫همون لحظه ای که بچه به
‫دنیا بیاد، لیندا فراموشش میکنه

740
00:43:31,204 --> 00:43:32,212
‫عزیزم، فنی

741
00:43:40,879 --> 00:43:42,264
‫داری چیکار میکنی؟

742
00:43:43,300 --> 00:43:45,843
‫قایم میشم. البته که بقیه زن ها
‫یاغی وقتی که کنار همدیگه جمع میشیم

743
00:43:45,867 --> 00:43:48,474
‫من رو مجبور نمیکنن که به سیدی
‫در مورد لیندا و سوتغ چیزی بگم

744
00:43:48,599 --> 00:43:50,119
‫ولی فکر میکنم که وقتی کنار همدیگه هستیم

745
00:43:50,239 --> 00:43:52,599
‫لیندا ممکن ـه کمی شاد باشه
.‫و دیگه به فرار کردن ادامه نده

746
00:43:53,376 --> 00:43:55,359
‫من و اون میتونستیم دوست های خیلی خوبی باشیم

747
00:43:56,882 --> 00:43:58,915
‫خب، توی ذات اون خودخواهی وجود داره

748
00:44:01,999 --> 00:44:05,519
‫بعضی وقت ها فکر میکنم که من
‫برای یه سیاره دیگه ساخته شدم

749
00:44:05,991 --> 00:44:07,399
‫و راه رو اشتباه اومدم

750
00:44:08,077 --> 00:44:10,174
‫عزیزم، البته که من و لیندا طماع هستیم

751
00:44:10,877 --> 00:44:11,659
‫ولی خیلی بدـه

752
00:44:11,705 --> 00:44:13,199
‫که تا آخر عمر کنار یه آدم دیگه بمونی

753
00:44:13,224 --> 00:44:15,401
‫فقط به این خاطر که اون فرد همون
‫مرد آرزوهات توی سن 19 سالگی بوده

754
00:44:15,588 --> 00:44:17,679
‫بله، ولی اگه از اون مرد بچه داشته باشی

755
00:44:17,704 --> 00:44:20,098
‫مسئولیت خاصی نسبت به اون بچه نداری؟

756
00:44:20,387 --> 00:44:23,279
‫نمیتونی یاغی گری بکنی و یه بچه هم توی بغلت باشه

757
00:44:24,192 --> 00:44:26,065
‫خب، نباید بمونی؟

758
00:44:26,959 --> 00:44:28,359
‫اوه، فنی عزیزم

759
00:44:31,096 --> 00:44:33,079
.‫خواهش میکنم هرگز طماع نباش

760
00:44:33,199 --> 00:44:35,599
‫هرگز فکر نکن که باید همیشه بهترین باشی

761
00:44:35,719 --> 00:44:38,079
‫بعضی وقت ها بهترین بودن تو رو نابود میکنه

762
00:44:38,914 --> 00:44:41,479
‫همونطور که بد بودن هم به آرومی تو رو نابود میکنه

763
00:44:42,520 --> 00:44:45,333
!‫اوه، خدای من، اونا من رو پیدا کردن

764
00:44:45,358 --> 00:44:46,958
!‫شما منو پیدا کردین

765
00:44:47,229 --> 00:44:50,469
.‫-از اونجا تو رو دیدم
!‫-نه، ندیدین

766
00:44:50,839 --> 00:44:52,759
.‫-آره
!‫-من خیلی خوب قایم شده بودم

767
00:44:52,879 --> 00:44:54,639
...‫اوه، خدای من

768
00:45:32,792 --> 00:45:34,232
‫اوه، عزیزم

769
00:45:35,495 --> 00:45:38,127
‫فکر کنم این نامه از طرف فابریس اومده

770
00:45:43,719 --> 00:45:44,999
‫مدام دارم بهش نگاه میکنم

771
00:45:45,119 --> 00:45:46,679
‫و نمیتونم حتی یه کلمه اش رو بفهمم

772
00:45:47,226 --> 00:45:49,279
‫زجرآور نیست؟

773
00:45:55,399 --> 00:45:56,999
‫بیخیال

774
00:46:02,516 --> 00:46:04,719
...‫یه روز تلفن زنگ میزنه

775
00:46:05,495 --> 00:46:07,495
‫و اون پشت خط ـه

776
00:46:08,279 --> 00:46:10,079
.‫من مطمئنم

777
00:46:15,279 --> 00:46:17,999
‫چرا مامانت مدام داره بهم چشمک میزنه؟

778
00:46:20,185 --> 00:46:21,494
:‫و همچین چیزهایی میگه

779
00:46:21,519 --> 00:46:25,471
‫بذار روراست باشیم، عزیزم
‫ما فقط دوتا زن سقوط کرده هستیم

780
00:46:26,079 --> 00:46:28,759
‫متاسفم، فنی ولی نمیتونم تحملش بکنم

781
00:46:29,094 --> 00:46:30,319
‫خب، آره ولی از بین همه

782
00:46:30,344 --> 00:46:32,188
‫اون شادترین نفر نیست؟

783
00:46:32,479 --> 00:46:33,999
‫شاید اونقدرها هم مزخرف نباشه

784
00:46:34,024 --> 00:46:35,464
.‫که در نهایت یه زن یاغی باشی

785
00:46:36,535 --> 00:46:38,599
‫نه، ولی، فنی
.‫اون ترسناک و مضحک ـه

786
00:46:39,003 --> 00:46:40,620
!‫و منم یه زن یاغی نیستم

787
00:46:40,769 --> 00:46:41,761
.‫نه، البته که نه

788
00:46:42,722 --> 00:46:45,479
‫در حقیقت من همیشه فکر میکردم که تو بی گناهی

789
00:46:47,798 --> 00:46:48,478
‫واقعا؟

790
00:46:52,679 --> 00:46:54,199
.‫ازت ممنونم

791
00:46:56,879 --> 00:47:01,439
‫و من همیشه تو رو جسورترین آدم میدونستم

792
00:47:03,602 --> 00:47:04,134
.‫آره

793
00:47:04,159 --> 00:47:06,479
‫بله، بله

794
00:47:06,599 --> 00:47:10,359
‫چون که من همیشه... فرار کردم و تو این کار رو نکردی

795
00:47:10,479 --> 00:47:14,999
‫فرار نکردن جسورانه ترین چیز توی دنیاـست

796
00:47:16,378 --> 00:47:17,698
...‫اوه، و

797
00:47:19,319 --> 00:47:22,599
.‫من بدون تو گم میشم

798
00:47:24,039 --> 00:47:25,559
.‫واقعا گم میشم

799
00:47:26,759 --> 00:47:28,059
.‫اوه

800
00:47:28,584 --> 00:47:31,504
‫فنی، اینجا... ایجا هرگز خونه نبوده

801
00:47:32,631 --> 00:47:34,817
‫همیشه تو بودی که (واسم مفهوم) خونه رو داشتی

802
00:47:36,733 --> 00:47:38,520
!‫اوه باز باید برم و بالا بیارم

803
00:47:38,637 --> 00:47:39,464
‫متاسفم عزیزم

804
00:47:39,489 --> 00:47:41,559
‫عاشق اینم که اینجا بشینم و باهات حرف بزنم

805
00:47:41,679 --> 00:47:44,039
!‫قول بده تا وقتی که برگردم همینجا بمونی

806
00:49:02,599 --> 00:49:04,239
!‫آلفرد

807
00:49:06,559 --> 00:49:08,759
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

808
00:49:08,784 --> 00:49:11,520
‫یه روز مرخصی داشتم و اومدم زنم رو ببینم

809
00:49:12,224 --> 00:49:14,463
‫خب بهم گفتن که توی کمد دیواری پیداش میکنم

810
00:49:16,159 --> 00:49:18,799
‫آره، همینجام

811
00:49:22,073 --> 00:49:23,919
.‫-میرم بیرون
‫-نه

812
00:49:24,039 --> 00:49:25,149
‫من میام پیشت

813
00:49:29,048 --> 00:49:29,950
‫این چیه؟

814
00:49:30,556 --> 00:49:34,399
‫دفتر خاطرات ـه که دوران جوونی داشتمش

815
00:49:34,519 --> 00:49:35,690
‫میشه ببینمش؟

816
00:49:49,799 --> 00:49:51,519
‫همه وقتت رو صرف کردی
‫زندگی لیندا رو با حسرت ببینی

817
00:49:53,879 --> 00:49:55,363
‫آرزو میکنی که جای لیندا بودی؟

818
00:49:56,759 --> 00:49:58,668
‫چون که من خیلی راضی ام که تو مثل اون نیستی

819
00:49:59,970 --> 00:50:01,879
‫میدونی، این موثر نیست

820
00:50:03,477 --> 00:50:05,239
‫من این نیاز بزرگ رو دارم که

821
00:50:05,264 --> 00:50:07,586
‫به عنوان یه آدم دلسوز و خوشایند در نظر گرفته بشم

822
00:50:07,962 --> 00:50:10,788
‫همچنین من یه آدم خودخواه هم هستم

823
00:50:10,813 --> 00:50:13,708
...‫با افکار و خواسته های خودخواهانه

824
00:50:13,733 --> 00:50:15,839
‫داری میگی که میخوای یه رابطه مخفیانه داشته باشی؟

825
00:50:16,982 --> 00:50:18,759
‫میدونم که بعضی وقت ها خیلی درگیری فکری دارم

826
00:50:18,879 --> 00:50:20,039
...‫حقیقت این که

827
00:50:20,764 --> 00:50:23,493
‫بعضی وقت ها احساس میکنم... باید به سختی کار کنم

828
00:50:23,518 --> 00:50:24,614
.‫-تا ارزشم رو ثابت بکنم
‫-نه

829
00:50:24,639 --> 00:50:26,039
‫نمیخوام که یه رابطه مخفیانه داشته باشم

830
00:50:26,064 --> 00:50:28,679
‫میخوام که یه همسر خوب برای تو و یه مادر

831
00:50:28,799 --> 00:50:29,759
‫ و یه دوست خوب باشم

832
00:50:29,879 --> 00:50:33,338
‫خیلی سخت ـه که وقتی همیشه
،‫احساس می‌کنی کج‌رو هستی

833
00:50:33,494 --> 00:50:37,307
،‫ حسادت می‌کنی
.‫می‌ترسی و عصبانی هستی

834
00:50:38,759 --> 00:50:40,719
‫چون که خودم میدونم آدم خجالتی هستم

835
00:50:40,839 --> 00:50:43,199
‫ولی من این شیر غرّان رو توی وجودم دارم

836
00:50:43,829 --> 00:50:45,199
‫میفهمی چی میگم؟

837
00:50:45,319 --> 00:50:47,079
.‫دارم خیلی تلاش میکنم تا بفهمم

838
00:50:48,795 --> 00:50:50,186
‫خدایا، نمیدونم

839
00:50:54,928 --> 00:50:58,144
‫خیلی خوشحالم که تو نمردی

840
00:50:58,582 --> 00:50:59,660
‫ببخشید

841
00:51:11,599 --> 00:51:13,519
...‫آلفرد، تو خیلی

842
00:51:15,199 --> 00:51:17,239
...‫آلفرد نمیتونی این کار رو قبل از این که

843
00:51:18,439 --> 00:51:20,639
.‫-عینکت بخار گرفته
‫-مهم نیست

844
00:51:30,979 --> 00:51:33,079
‫بهار با زیبایی بی نظیری سر رسید

845
00:51:33,214 --> 00:51:36,137
‫و ما بی صبرانه منتظر بودیم تا بچه هایمان به دنیا بیایند

846
00:51:36,737 --> 00:51:39,159
‫روزها و ساعت ها دوباره طولانی شدند

847
00:51:39,279 --> 00:51:41,319
‫درست مثل دورانی که هنوز دخترانی جوان بودیم

848
00:51:41,344 --> 00:51:42,864
‫و منتظر بودیم تا زندگی مان شروع شود

849
00:51:43,250 --> 00:51:44,999
‫ساعت چنده، عزیزم؟

850
00:51:46,211 --> 00:51:47,192
‫حدس بزن

851
00:51:49,039 --> 00:51:50,479
‫12:30

852
00:51:50,599 --> 00:51:52,498
.‫بهتر از اون
‫12:45

853
00:51:55,519 --> 00:51:58,239
‫فکر میکنی که اگه بابا بهمون
‫اجازه میداد تا به مدرسه بریم

854
00:51:58,546 --> 00:52:00,334
‫و باهوش بشیم و مثل فنی فرهیخته بشیم

855
00:52:00,359 --> 00:52:01,849
‫بازم اینقدر مشتاق بودیم

856
00:52:01,874 --> 00:52:03,424
‫-تا از چنگش فرار کنیم؟
.‫-نه

857
00:52:03,639 --> 00:52:06,309
‫همون طور که هست، ما به هیچ دردی نمیخوریم

858
00:52:06,387 --> 00:52:08,279
...‫و اگه من به اون دور دورها فرار نمیکردم

859
00:52:10,514 --> 00:52:12,350
...‫هیچ وقت با فابریس آشنا نمیشدم

860
00:52:12,949 --> 00:52:14,293
.‫و پایان خوش ـم رو نداشتم

861
00:52:18,066 --> 00:52:20,277
‫تو کسی هستی که باید
‫داستان عاشقانه بنویسی، فنی

862
00:52:20,589 --> 00:52:22,359
‫از اون داستان هایی که پایان خوش دارن

863
00:52:22,479 --> 00:52:24,642
‫و اون داستان میلیون نسخه میفروشه

864
00:52:24,667 --> 00:52:25,679
‫و منم بدجوری مایه دار میشم

865
00:52:25,799 --> 00:52:29,836
‫و آلفرد باید حقارت این که من پول غذاش
‫رو توی رستوران پرداخت بکنم رو تحمل بکنه

866
00:52:30,461 --> 00:52:31,679
‫اگه اتفاقی واسم افتاد

867
00:52:31,704 --> 00:52:33,247
‫مراقب پلون-پلون هستی دیگه؟

868
00:52:33,663 --> 00:52:35,772
‫تمام این مدت همدم من بوده

869
00:52:39,286 --> 00:52:40,839
‫ولی او با بیخیالی حرف میزد

870
00:52:41,317 --> 00:52:43,887
‫درست مثل کسی که میداند برای همیشه زنده می ماند

871
00:52:46,090 --> 00:52:48,756
‫بچه لوئیزا، فرزند ششم او

872
00:52:48,781 --> 00:52:49,897
‫در ماه می متولد شد

873
00:52:49,922 --> 00:52:53,304
‫و برای اینکه بالاخره از شر حاملگی خلاص
.‫شده بود، از ته قلبمان به او حسادت کردیم

874
00:52:54,879 --> 00:52:56,399
‫یه خبر دارم که باید بگم

875
00:52:56,519 --> 00:52:59,800
‫فارغ از اینکه چگونه میخوایم
‫به حمله آلمان ها جواب بدیم

876
00:53:01,229 --> 00:53:05,454
...‫در صورت مرگ اجتناب ناپذیر من

877
00:53:06,305 --> 00:53:09,396
‫یک کار خیلی خیلی مهم هست که باید انجام بشه

878
00:53:10,037 --> 00:53:12,639
‫دیوی، ازت میخوام

879
00:53:12,759 --> 00:53:16,224
‫که کمد دیواری خوان، علاالدین رو منفجر
(‫بکنی (همونی کمدی که توش غذا میذاره

880
00:53:17,679 --> 00:53:20,119
‫از خود خوان میخواستم که این کار رو بکنه

881
00:53:20,811 --> 00:53:23,759
‫ولی حقیقت این که درست از خوان خوشم میاد

882
00:53:24,533 --> 00:53:26,635
‫ولی اگه اجنبی باشی، برای همیشه یه اجنبی هستی

883
00:53:26,822 --> 00:53:30,178
‫واقعا داری از من میخوای که علاالدین رو منفجر بکنم؟

884
00:53:30,203 --> 00:53:31,919
‫متیو، حتما زده به سرت

885
00:53:31,944 --> 00:53:35,079
‫نمیتونیم با غذا دادن از
!‫علاالدین، به آلمان ها پاداش بدیم

886
00:53:35,104 --> 00:53:36,414
...‫خب، نظر من این که

887
00:53:36,875 --> 00:53:39,664
‫و دارم از طرف خواهر و برادرهای غایبم حرف میزنم

888
00:53:40,656 --> 00:53:42,593
‫خوشبختی درست از همون روزی شروع میشه

889
00:53:42,618 --> 00:53:44,319
‫که این کشور تاریک و یخ زده رو ترک بکنی

890
00:53:44,439 --> 00:53:45,726
‫و پا به خاک کشورهای خارجی بذاری

891
00:53:46,046 --> 00:53:48,239
!‫و اجنبی ها خیلی هم قابل نحسین هستند

892
00:53:51,439 --> 00:53:54,759
‫اگرچه در این مورد، با بابا موافقم

893
00:53:55,259 --> 00:53:57,679
‫برای شکست آلمان ها باید هر کاری بکنیم

894
00:54:00,579 --> 00:54:02,163
...‫بابا

895
00:54:02,839 --> 00:54:04,519
...‫بهم نشون بده چطوری باید علاالدین رو بترکونم

896
00:54:04,639 --> 00:54:07,159
!‫این دختر من ـه، لیندا
!‫این دختر من ـه

897
00:54:07,279 --> 00:54:08,519
‫و وقتی که علاالدین رو منفجر کردی

898
00:54:08,639 --> 00:54:10,679
‫ازت میخوام که ابزار حفر خندق رو برداری

899
00:54:10,704 --> 00:54:12,144
‫اینطوری، بهت نشون میدم

900
00:54:12,359 --> 00:54:13,719
‫به خوبی ازت مراقبت میشه، لیندا

901
00:54:13,839 --> 00:54:15,719
‫همیشه از زنان باردار مراقبت میشه

902
00:54:16,325 --> 00:54:19,567
‫هرگز نتونستم اونها رو متوجه احساس درونیم بکنم

903
00:54:19,592 --> 00:54:20,719
‫من آلمان ها رو میشناسم

904
00:54:20,744 --> 00:54:22,784
‫میشه باری یه بار هم که شده از درون خودت حرف نزنی، دیوی؟

905
00:54:22,999 --> 00:54:24,639
‫میخوام که سال ها از این استفاده بکنم

906
00:54:24,664 --> 00:54:25,784
‫درون من یهویی احساس عجیبی داره

907
00:54:25,809 --> 00:54:26,807
‫مال منم همینطور

908
00:54:27,494 --> 00:54:29,679
!‫خوان ما رو مسموم کرده
‫همیشه میدونستم که اون ما رو مسموم میکنه

909
00:54:29,704 --> 00:54:32,279
!‫اون علیه ما شده

910
00:54:32,314 --> 00:54:34,385
‫به غذا دست نزنین
‫اون بیشتر ما رو مسموم کرده

911
00:54:34,674 --> 00:54:36,359
!‫نگاه نکن! زیرپوش ـم

912
00:54:38,212 --> 00:54:40,359
‫جالبه، دقیقا همین حس رو داشتم

913
00:54:40,384 --> 00:54:42,864
‫وقتی که داشت بچه به دنیا می اومد

914
00:54:55,359 --> 00:54:58,839
‫روز 28 می، بچه هر دوی ما متولد شد

915
00:54:59,427 --> 00:55:00,741
‫هر دو پسر بودند

916
00:55:04,079 --> 00:55:05,279
‫دکترهایی که گفته بودند

917
00:55:05,399 --> 00:55:07,119
‫لیندا نباید دوباره حامله شود

918
00:55:07,144 --> 00:55:08,794
‫انگار که چندان هم احمق نبودند

919
00:55:10,439 --> 00:55:11,384
.‫او موقع وضع حمل، مرد

920
00:55:12,333 --> 00:55:15,212
‫فکر میکنم که کاملا خوشحال از دنیا رفت

921
00:55:15,344 --> 00:55:17,424
‫و بدون اینکه زیاد عذاب کشیده باشد

922
00:55:25,319 --> 00:55:27,439
‫ولی برای ما در آلکنلی

923
00:55:27,953 --> 00:55:30,599
‫برای پدر و مادرش، برای خواهرها و برادرانش

924
00:55:31,039 --> 00:55:33,359
‫برای دیوی و لرد مرلین

925
00:55:33,479 --> 00:55:35,063
‫درست مثل خاموش شدن یک چراغ بود

926
00:55:35,578 --> 00:55:38,479
‫شادکامی بس بزرگ که هرگز قابل جبران نبود

927
00:57:15,599 --> 00:57:17,552
‫همزمان با مرگ لیندا

928
00:57:17,799 --> 00:57:21,559
‫فابریس توسط گشتاپو دستگیر و اعدام شد

929
00:57:21,864 --> 00:57:23,441
‫او قهرمانی برای مقاومت فرانسه بود

930
00:57:23,466 --> 00:57:25,799
‫و نام او به افسانه ای در فرانسه بدل گشت

931
00:57:27,869 --> 00:57:32,795
‫با اجازه کریستین، پدر قانونی
‫نوزاد، اسم پسرک را فابریس گذاشتم

932
00:57:33,660 --> 00:57:35,679
‫چشمان او درست مانند لینداـست

933
00:57:35,799 --> 00:57:38,479
‫و او بچه بسیار زیبا و مسحور کننده ای ـست

934
00:57:39,799 --> 00:57:40,879
‫او را خیلی دوست دارم

935
00:57:40,999 --> 00:57:43,599
‫و شاید بیشتر از بچه خودم، او را دوست داشته باشم

936
00:57:48,278 --> 00:57:50,199
‫میخواین که یه جادوگر ببینین؟

937
00:57:50,319 --> 00:57:51,959
‫یه جادوگر رو توی کیفم از لندن آوردم

938
00:57:59,439 --> 00:58:00,719
‫اصلا نترسید

939
00:58:00,839 --> 00:58:03,439
‫لازم نیست که اینجا وایسی و من رو دست بندازی

940
00:58:04,381 --> 00:58:06,061
‫بچه خوشگل

941
00:58:08,119 --> 00:58:09,559
‫لیندای بیچاره

942
00:58:09,679 --> 00:58:11,319
‫دخترک بیچاره

943
00:58:11,879 --> 00:58:13,850
‫خیلی ناراحت کننده ـست

944
00:58:14,655 --> 00:58:17,069
‫ولی فنی، عزیزم فکر نمیکنی که این اتفاق به صلاح بود؟

945
00:58:19,039 --> 00:58:24,347
‫زندگی زنانی مثل من یا لیندا
‫وقتی که پیر میشیم، زیاد جالب نیست

946
00:58:25,045 --> 00:58:27,109
‫بیا امیدوار باشیم که در سال های پیش رو

947
00:58:27,171 --> 00:58:28,679
‫نوه های دختری این پسرها

948
00:58:28,799 --> 00:58:31,199
‫چیزی بیشتر از یاغی یا زن
‫چسبیده به شوهر و زندگی باشن

949
00:58:31,319 --> 00:58:32,919
‫یا لیندا یا فنی

950
00:58:33,039 --> 00:58:37,846
‫و تصمیم بگیرند که کی هستند
‫صرف نظر از اینکه با چه کسی ازدواج می کنند

951
00:58:37,932 --> 00:58:40,979
‫فکر میکنم که لیندا با فابریس خوشبخت میشد

952
00:58:41,961 --> 00:58:43,919
‫میدونی، اون عشق زندگیش بود

953
00:58:45,890 --> 00:58:47,734
‫اوه عزیزم، آدم همیشه همین فکر رو میکنه

954
00:58:49,559 --> 00:58:51,839
...‫همیشه و هر دفعه

955
00:58:56,359 --> 00:58:57,799
.‫آدم همین فکر رو میکنه

956
00:58:58,226 --> 00:59:03,319
‫*منظورش این که هر بار که با یه آدم جدیدـه
*‫فکر میکنه که اون عشق زندگیش ـه

957
00:59:05,942 --> 00:59:20,002
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

