﻿1
00:00:05,666 --> 00:00:16,893
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:16,917 --> 00:00:23,917
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

3
00:00:24,149 --> 00:00:25,400
‫عصر همگی بخیر.

4
00:00:25,483 --> 00:00:26,609
‫من جسیکا هولمز هستم.

5
00:00:26,693 --> 00:00:28,611
‫و من دن تننباوم هستم.

6
00:00:28,695 --> 00:00:31,364
‫امشب رو با داستان جذابی

7
00:00:31,448 --> 00:00:32,991
‫درباره‌ی اسکله‌ی کنسینگتون شروع می‌کنیم.

8
00:00:33,074 --> 00:00:36,244
‫بیلی استون از شبکه‌ی اکشن 9 به صورت زنده همراه ماست.

9
00:00:36,911 --> 00:00:38,705
‫درسته، جسیکا.

10
00:00:38,788 --> 00:00:41,458
‫اینجا در کنار دوتا صیاد محلی هستم

11
00:00:41,541 --> 00:00:42,709
‫که به نظرمی‌رسه

12
00:00:42,792 --> 00:00:47,756
‫بزرگ‌ترین ماهی مرکب تاریخ بشریت رو گرفتن.

13
00:00:47,839 --> 00:00:51,801
‫می‌تونید به بیننده‌هامون بگید که دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟

14
00:00:52,302 --> 00:00:53,302
‫البته. آره.

15
00:00:53,344 --> 00:00:57,098
‫ما اون بیرون مشغول بودیم. می‌دونید، یه روز عادی بود.

16
00:00:57,182 --> 00:00:58,767
‫داشتیم سعی می‌کردیم که چندتا خرچنگ صید کنیم

17
00:00:58,850 --> 00:01:02,604
‫که رالف برگشت گفت یه چیز واقعاً بزرگ به تورش افتاده.

18
00:01:02,687 --> 00:01:03,688
‫آره، واقعاً بزرگ بود.

19
00:01:03,772 --> 00:01:05,356
‫آره، خیلی.

20
00:01:05,440 --> 00:01:07,692
‫آره. فکرکردم یه وال گنده‌ست.

21
00:01:07,776 --> 00:01:09,944
‫منم گفتم که "بجنب، بکشش داخل!"

22
00:01:10,028 --> 00:01:13,323
‫آره، و داشتم می‌کشیدم، و می‌کشیدم و می‌کشیدم.

23
00:01:13,406 --> 00:01:15,992
‫درسته، و یه لحظه بعد، بنگ!

24
00:01:16,076 --> 00:01:18,369
‫- آره
‫- نگاه‌ش کنید. یه ماهی‌مرکب گنده.

25
00:01:18,453 --> 00:01:19,621
‫واقعاً بزرگه. آره.

26
00:01:19,704 --> 00:01:24,918
‫وقتی که اونو دیدین، چی تو سرتون می‌گذشت؟

27
00:01:25,001 --> 00:01:27,754
‫اه، سوال عالی‌ایه.
‫راستش... گرسنه بودم.

28
00:01:27,837 --> 00:01:31,007
‫- باید بگم که وقت ناهار بود.
‫- آره، می‌خواستیم هات‌داگ بخوریم.

29
00:01:31,091 --> 00:01:33,843
‫خب، حالا برگردیم سراغ ماهی‌مرکب.

30
00:01:36,679 --> 00:01:39,682
‫دن، جسیکا، نمی‌دونم اینجا الان چه خبره.

31
00:01:39,766 --> 00:01:42,811
‫یه چیزی داره داخل ماهی‌مرکب تکون می‌خوره.

32
00:01:42,894 --> 00:01:45,105
‫نمی‌دونم این رو از توی استودیو می‌بینید یا نه،

33
00:01:45,188 --> 00:01:46,815
‫اما به نظرمی‌رسه که...

34
00:01:46,898 --> 00:01:48,691
‫خب، این فوق‌العاده‌ست،

35
00:01:48,775 --> 00:01:51,778
‫اما فکرمی‌کنم دارم... یه صورت می‌بینم.

36
00:01:51,861 --> 00:01:53,071
‫- بیا.
‫- آره، آره.

37
00:01:53,154 --> 00:01:57,367
‫اه، دارن پوست ماهی‌مرکب رو پاره می‌کنن
‫تا بفهمن چی داخلشه.

38
00:01:59,244 --> 00:02:00,453
‫خیلی‌خب.

39
00:02:05,583 --> 00:02:07,001
‫این چه کوفتیه؟

40
00:02:08,878 --> 00:02:10,713
‫می‌تونی بهمون بگی که چه اتفاقی افتاده؟

41
00:02:16,010 --> 00:02:17,010
‫پاکسازی.

42
00:02:17,887 --> 00:02:21,599
‫همون‌طور که می‌بینید، سوالات زیادی وجود داره.

43
00:02:21,683 --> 00:02:23,643
‫پاکسازی چیه؟

44
00:02:23,726 --> 00:02:25,520
‫این دختر کوچولو کیه؟

45
00:02:25,603 --> 00:02:29,816
‫از کجا اومده، و از اینجا کجا میره؟

46
00:02:30,567 --> 00:02:32,247
‫بابت گزارش ممنون، بیلی.

47
00:02:32,277 --> 00:02:35,488
‫حالا، بریم سراغ لیزا کینگ در هلیکوپتر شبکه‌ی 9...

48
00:02:51,504 --> 00:02:55,049
‫وقتی کار رو می‌سپری به یه خونواده‌ی احمق
‫معلومه یه جستجو و نجات ساده رو خراب می‌کنن.

49
00:02:55,133 --> 00:02:56,551
‫تقریباً گرفته بودیمش.

50
00:02:56,634 --> 00:02:58,928
‫اون آدمای عجیب که کیف کمری داشتن کی بودن؟

51
00:02:59,012 --> 00:03:01,764
‫من این‌طور حس می‌کردم یا واقعاً بوی گوسفند خیس می‌دادن؟

52
00:03:01,848 --> 00:03:03,266
‫من به نظرم بوی بز بود.

53
00:03:03,349 --> 00:03:05,226
‫- اومم.
‫- شاید لاما بود.

54
00:03:05,310 --> 00:03:06,436
‫چه اهمیتی داره؟

55
00:03:07,020 --> 00:03:09,022
‫و چرا ننسی صدات کردن؟

56
00:03:13,610 --> 00:03:15,445
‫اسمشون جین و جین بود.

57
00:03:15,987 --> 00:03:19,157
‫اونا یه سازمان زیرزمینی به اسم محافظان رو اداره می‌کنن.

58
00:03:19,991 --> 00:03:20,991
‫فرقه‌ی جنسی؟

59
00:03:21,492 --> 00:03:22,619
‫نه، فرقه‌ی جنسی نیست...

60
00:03:22,702 --> 00:03:25,163
‫وقتی به بالای سازمان برسی، می‌بینی که همیشه فرقه‌ی جنسیه.

61
00:03:25,246 --> 00:03:26,539
‫آره. نکته‌ی خوبی رو گفت.

62
00:03:26,623 --> 00:03:29,876
‫اونا یه گروه تندرو هستن که معتقدن خاطرات

63
00:03:29,959 --> 00:03:31,502
‫یک خط زمانی موازی رو دارن.

64
00:03:31,586 --> 00:03:34,088
‫- بعضی از خاطراتشون کاملاً درستن.
‫- آره.

65
00:03:35,256 --> 00:03:38,384
‫اسم این پدیده رو "اثر آمبرلا" گذاشتن.

66
00:03:39,928 --> 00:03:41,888
‫اه. اصلاً چطور ممکنه؟

67
00:03:41,971 --> 00:03:44,182
‫خب، می‌دونی، هنوز داریم روش کار می‌کنیم.

68
00:03:45,433 --> 00:03:46,935
‫از جنیفر چی می‌خوان؟

69
00:03:49,312 --> 00:03:50,939
‫عالیه. اونم نمی‌دونید.

70
00:03:51,022 --> 00:03:52,398
‫هی، هی، هی.

71
00:03:53,441 --> 00:03:54,275
‫حالت خوبه؟

72
00:03:54,359 --> 00:03:56,986
‫به لطف تو، کاملاً خوبم.

73
00:03:59,280 --> 00:04:02,659
‫ببین. به خاطر این‌که جونت رو نجات دادم ازم عصبانی‌ای؟

74
00:04:02,742 --> 00:04:04,535
‫خیلی واضح گفتم، نه؟

75
00:04:04,619 --> 00:04:07,205
‫مریگولد نه.

76
00:04:07,288 --> 00:04:09,791
‫می‌دونم، کلاوس.
‫قرار بود چیکار کنم؟ ولت کنم بمیری؟

77
00:04:09,874 --> 00:04:13,086
‫می‌دونم. فقط این‌که سه سال کامل هدر رفته.

78
00:04:13,670 --> 00:04:17,006
‫سه سال پاک و هوشیار.
‫اما این چیزیه که می‌خواستی، درسته؟

79
00:04:20,051 --> 00:04:21,302
‫درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

80
00:04:21,386 --> 00:04:24,847
‫دارم درباره‌ی خودمون حرف می‌زنم.
‫این رابطه‌ی انگلی کوچولومون.

81
00:04:24,931 --> 00:04:28,601
‫خراب‌کار ابدی و ناجی مقدسش.

82
00:04:29,227 --> 00:04:30,228
‫تا وقتی من هستم،

83
00:04:30,311 --> 00:04:33,398
‫لازم نیست مستقیم به بخش خالی زندگیت نگاه کنی.

84
00:04:33,481 --> 00:04:36,526
‫خب! می‌دونی چیه؟ شاید بهتر باشه یکم خودتو آروم کنی.

85
00:04:36,609 --> 00:04:39,362
‫نه، فکرنمی‌کنم بخوام آروم باشه، فهمیدی؟

86
00:04:39,445 --> 00:04:42,907
‫خب، بالاخره اختلال بهترین ویژگی توی این خونواده‌ست.

87
00:04:42,991 --> 00:04:45,576
‫ما مشکلات بابایی رو داریم!
‫مشکل با بابایی!

88
00:04:45,660 --> 00:04:46,995
‫معتاد آشوب،

89
00:04:48,538 --> 00:04:49,706
‫مشکلات با مامانی!

90
00:04:49,789 --> 00:04:51,124
‫مشکلات با بابایی بیشتر.

91
00:04:51,874 --> 00:04:53,960
‫مسائل احمقانه‌ی نفرت‌انگیز.

92
00:04:55,211 --> 00:04:56,587
‫و بعد تو...

93
00:04:58,506 --> 00:05:02,302
‫می‌تونم بگم که انگار به طرز عجیبی خودشکوفایی داری.

94
00:05:02,385 --> 00:05:06,055
‫به‌هرحال، خیلی از زندگی و

95
00:05:06,139 --> 00:05:10,560
‫مچاله شدن توی حباب کوچیک برتری‌تون خسته شدم.

96
00:05:11,350 --> 00:05:15,253
‫پس این تشکریه که بابت پنج سال مراقبت از تو گیرم میاد؟

97
00:05:15,356 --> 00:05:18,151
‫- فکرکنم برعکس گفتی عزیزم.
‫- اوه!

98
00:05:18,234 --> 00:05:20,570
‫از وقتی که ری رفت کی از تو مراقبت کرده؟

99
00:05:20,653 --> 00:05:22,280
‫هیچ‌کدوم از اینا به هیچ جاشون نبود.

100
00:05:22,363 --> 00:05:23,781
‫کی از کلر کوچولو مراقبت می‌کرد

101
00:05:23,865 --> 00:05:27,327
‫وقتی داشتی توی تمام آزمون‌های کوفتی شهر رد می‌شدی؟

102
00:05:27,410 --> 00:05:30,747
‫خب فکرمی‌کنی من خوشم میاد یه مرد بالغ توی زیرزمینم زندگی کنه،

103
00:05:30,830 --> 00:05:33,875
‫و کل خونه‌م رو توی ضربه‌گیر بپوشونه؟

104
00:05:33,958 --> 00:05:37,670
‫فکرمی‌کنی خوشم میاد هربار که کفگیرت به ته دیگ می‌خوره
‫بیام توی بیچاره رو جمع و جور کنم؟

105
00:05:38,296 --> 00:05:40,340
‫ته؟ من؟

106
00:05:42,050 --> 00:05:45,720
‫اینجا هیچ تهی وجود نداره، خانم جان.
‫اصلاً.

107
00:05:45,803 --> 00:05:48,222
‫من عمقم مثل درازگودال ماریاناست!

108
00:05:49,098 --> 00:05:51,309
‫- وایسا خودت می‌فهمی.
‫- می‌دونی چیه؟ باشه.

109
00:05:52,143 --> 00:05:54,395
‫- خیلی‌خب. برو خودتو پرت کن پایین
‫- حتماً.

110
00:05:54,479 --> 00:05:56,356
‫کاملاً مشخصه این کاریه که می‌خوای انجام بدی.

111
00:05:56,439 --> 00:05:58,900
‫خوش بگذره، و ببین به هیچ جام هست یا نه!

112
00:05:59,650 --> 00:06:00,650
‫ممنون.

113
00:06:00,985 --> 00:06:02,487
‫واقعاً ممنون.

114
00:06:02,570 --> 00:06:05,114
‫بالاخره یه ذره صداقت.

115
00:06:05,198 --> 00:06:07,742
‫حس خوبی داره.
‫حس دلچسبی داره!

116
00:06:08,242 --> 00:06:11,329
‫کلاوس قدیم رو می‌خواستی. تحویل بگیر.

117
00:06:13,498 --> 00:06:15,458
‫- کلاوس، بیخیال.
‫- کلاوس داری چیکار می‌کنی؟

118
00:06:15,541 --> 00:06:18,544
‫مراقب باش، کلاوس!

119
00:06:18,628 --> 00:06:20,797
‫می‌دونید چیه؟ خب، تا اینجایی،

120
00:06:20,880 --> 00:06:23,549
‫کس دیگه‌ای هست که بخواد چیزی رو بیرون بریزه؟

121
00:06:23,633 --> 00:06:24,801
‫چون الان وقتشه.

122
00:06:27,929 --> 00:06:29,055
‫نه؟

123
00:06:30,848 --> 00:06:31,848
‫هیچ‌کس؟

124
00:06:33,226 --> 00:06:35,603
‫خوبه. چون از آدم بد این خونواده بودن خسته شدم.

125
00:06:38,898 --> 00:06:42,527
‫حالا که نمایش تموم شد، باید راجع به جنیفر چیکار کنیم؟

126
00:06:42,610 --> 00:06:43,820
‫باید پیداش کنیم.

127
00:06:46,197 --> 00:06:48,908
‫با این آشغال جایی نمیریم.

128
00:06:48,991 --> 00:06:51,285
‫اون گفت من بهترین بودم، پس...

129
00:06:51,369 --> 00:06:52,286
‫همین‌طوری گفتم.

130
00:07:00,086 --> 00:07:01,086
‫مراقب باش.

131
00:07:01,504 --> 00:07:02,422
‫اوهوم.

132
00:07:02,505 --> 00:07:03,965
‫- مراقب باش.
‫- آره، باشه.

133
00:07:09,053 --> 00:07:10,179
‫هی، بن؟

134
00:07:10,263 --> 00:07:11,722
‫چیه؟ چی می‌خوای؟

135
00:07:13,099 --> 00:07:14,475
‫اه، ساعت سه شده.

136
00:07:15,184 --> 00:07:17,061
‫وقتشه یه سر به افسر عفو مشروطت بزنی.

137
00:07:17,145 --> 00:07:20,773
‫اه، درسته. بی‌صبرانه منتظرم تا بهش بگم مشغول چه کاری بودم.

138
00:07:20,857 --> 00:07:23,234
‫عبور از مرز ایالتی، شلیک به کل شهر،

139
00:07:23,317 --> 00:07:24,735
‫کش رفتن یه فولکس‌واگن.

140
00:07:25,445 --> 00:07:26,779
‫فکر خوبیه.

141
00:07:26,863 --> 00:07:27,863
‫اسکل.

142
00:07:30,074 --> 00:07:31,074
‫خیلی‌خب.

143
00:07:31,742 --> 00:07:34,162
‫یه بررسی از یه کرایسلر لبارون می‌خوام،

144
00:07:34,871 --> 00:07:36,330
‫80، 81

145
00:07:37,039 --> 00:07:41,127
‫قهوه‌ای، کناره‌های چوبی شبیه‌سازی شده، پلاک نیومکزیکو.

146
00:07:41,210 --> 00:07:44,297
‫دنبال مواردی هستم که اسم کوچیک صاحبشون جینه.

147
00:07:44,380 --> 00:07:47,508
‫می‌شه ج-ی-ن.

148
00:07:47,592 --> 00:07:51,137
‫یا ج-ی-ی-ن.

149
00:07:51,220 --> 00:07:52,722
‫می‌دونید چی عجیبه؟

150
00:07:54,140 --> 00:07:56,309
‫همه‌ی اون آدمای توی نیوگرامپسون.

151
00:07:57,059 --> 00:08:00,688
‫اونا لباس نظامی با مارک هارگریوز پوشیده بودن.

152
00:08:01,189 --> 00:08:04,275
‫لوثر، کل اون مکان شهر هارگریوز بود.

153
00:08:04,358 --> 00:08:07,195
‫انگار طراحی شده بود تا جنیفر رو گروگان نگه داره.

154
00:08:07,278 --> 00:08:09,030
‫به هرحال چه چیزی راجع بهش انقدر مهمه؟

155
00:08:10,239 --> 00:08:11,407
‫معلوم نیست؟

156
00:08:11,491 --> 00:08:12,742
‫یکی از ماست.

157
00:08:12,825 --> 00:08:15,328
‫- نه، امکان نداره.
‫- خب، این منطقیه.

158
00:08:15,411 --> 00:08:17,580
‫وگرنه چرا پدر یه نمایش ترومن حول محور اون ساخته؟

159
00:08:17,663 --> 00:08:19,332
‫اون یارو مارو بازی داد، خب؟

160
00:08:19,415 --> 00:08:21,542
‫هیچ‌کدوم از حرفای جنیفر با داستان سای جور درنمیاد.

161
00:08:21,626 --> 00:08:24,921
‫حالا دیگه هردوشون رفتن، بنابراین دوتا گزینه‌ی مسخره برامون می‌مونه.

162
00:08:25,004 --> 00:08:28,841
‫یا باید بریم دنبال محافظان، یا بدتر، با پدر صحبت کنیم.

163
00:08:30,301 --> 00:08:31,552
‫بیخیال، پسر.

164
00:08:31,636 --> 00:08:34,764
‫فکرکنم باید تقسیم شیم. من و لایلا میریم دنبال محافظان.

165
00:08:34,847 --> 00:08:36,432
‫باقی شما برید با پدر صحبت کنید.

166
00:08:38,309 --> 00:08:39,310
‫من با شما میام.

167
00:08:41,103 --> 00:08:42,772
‫و من میرم دنبال جنیفر.

168
00:08:42,855 --> 00:08:44,649
‫اگه باهم بمونیم بهتره.

169
00:08:44,732 --> 00:08:45,775
‫نه، نیست.

170
00:08:45,858 --> 00:08:48,361
‫و این سفر کوچولو ثابتش کرد.

171
00:08:49,195 --> 00:08:52,365
‫برای کسی که از اول نمی‌خواست بره
‫زیادی مشتاقی.

172
00:08:52,448 --> 00:08:55,201
‫شما همه‌تون یه مشت دلقکید.
‫خودم تنها میرم.

173
00:08:56,536 --> 00:08:57,537
‫بن.

174
00:08:58,162 --> 00:08:59,830
‫همین‌طوری راه نیفت برو.

175
00:09:01,499 --> 00:09:03,000
‫و بعد شیش نفر موند.

176
00:09:16,514 --> 00:09:17,557
‫ببین.

177
00:09:18,266 --> 00:09:20,476
‫علت این‌که من رو ننسی صدا زدن...

178
00:09:20,560 --> 00:09:21,686
‫خودم می‌دونم.

179
00:09:21,769 --> 00:09:22,769
‫چی رو می‌دونی؟

180
00:09:24,438 --> 00:09:25,523
‫تورو دنبال کردم.

181
00:09:26,732 --> 00:09:27,900
‫اون شب.

182
00:09:27,984 --> 00:09:30,695
‫تو چی؟
‫چی، پس حالا داری جاسوسیم رو می‌کنی؟

183
00:09:31,612 --> 00:09:32,822
‫دیدمت.

184
00:09:34,782 --> 00:09:37,159
‫با اون... توی کافه بودی.

185
00:09:37,243 --> 00:09:38,243
‫با کی؟

186
00:09:38,661 --> 00:09:40,121
‫خنگ بازی درنیار.

187
00:09:41,497 --> 00:09:44,959
‫همون پسر کوچولوی یونانی که سیبیل داشت.

188
00:09:52,675 --> 00:09:54,010
‫این برای تو خنده‌داره؟

189
00:09:54,927 --> 00:09:59,098
‫آره، باور کن.
‫واقعاً خنده داره.

190
00:09:59,181 --> 00:10:02,226
‫بچه‌هامون قراره توی یه خونواده‌ی از هم پاشیده بزرگ بشن، و تو می‌خندی.

191
00:10:03,477 --> 00:10:06,772
‫دیگو، اون پسر کوچولو،

192
00:10:06,856 --> 00:10:08,149
‫پسر کوچولوی یونانی،

193
00:10:08,774 --> 00:10:09,900
‫پنجه.

194
00:10:12,403 --> 00:10:15,531
‫آره. داشتیم به طور مخفیانه درباره‌ی محافظان تحقیق می‌کردیم.

195
00:10:16,407 --> 00:10:17,491
‫دروغ گفتی؟

196
00:10:17,575 --> 00:10:20,077
‫و داری مخفیانه با سی‌آی‌ای کار می‌کنی؟

197
00:10:20,161 --> 00:10:23,581
‫برای همینه که بهت نگفتم.
‫همین واکنش عجیبتو می‌دادی.

198
00:10:23,664 --> 00:10:25,207
‫من واکنش عجیب ندارم.

199
00:10:25,291 --> 00:10:28,169
‫- یه جوری رفتار می‌کنی انگار با یکی دیگه خوابیدم.
‫- بدتره.

200
00:10:28,252 --> 00:10:31,547
‫خب، ببین، خیلی دوست دارم بیشتر این مسئله رو باز کنم،

201
00:10:31,631 --> 00:10:34,467
‫اما کلی چیزای مهم‌تر داریم که بهشون فکرکنیم.

202
00:10:36,218 --> 00:10:38,220
‫به خاطر اینکه توی سی‌آی ایه، ها؟

203
00:10:39,013 --> 00:10:40,931
‫من فقط یه راننده‌ی پیک احمقم.

204
00:10:41,015 --> 00:10:42,475
‫نه، دیگو.

205
00:10:42,558 --> 00:10:43,893
‫پس چرا؟

206
00:10:44,685 --> 00:10:46,854
‫چون یه چیزی برای خودم لازم داشتم، خب؟

207
00:10:48,481 --> 00:10:52,318
‫یه چیزی به غیر از پوشک عوض کردن و شراب‌خوری مامان‌ها و کلاس باله.

208
00:10:52,902 --> 00:10:55,613
‫حداقل می‌تونی هرروز از خونه بیرون بری.

209
00:10:56,530 --> 00:11:01,077
‫من توی این منظره‌ی جهنمی بی‌پایان حومه‌ِ شهر گیر کردم.

210
00:11:02,453 --> 00:11:06,248
‫خب، دونستنش خوبه.
‫این‌که زندگی‌ای که ساختیم انقدر بده.

211
00:11:08,000 --> 00:11:09,627
‫منظورم این نبود.

212
00:11:09,710 --> 00:11:14,674
‫فکرمی‌کنی من خوشم میاد هرروز صبح تا شب برم بسته تحویل بدم؟

213
00:11:15,216 --> 00:11:16,926
‫مثل سگ کار کنم؟

214
00:11:17,009 --> 00:11:18,094
‫اه، باور کن.

215
00:11:18,177 --> 00:11:20,221
‫ترجیح میدم اون بیرون کله بشکونم،

216
00:11:20,304 --> 00:11:24,016
‫اما خب، یکی باید برای این ازدواج پا پیش بذاره، چون...

217
00:11:25,601 --> 00:11:26,977
‫مطمئناً این شخص تو نیستی.

218
00:12:04,682 --> 00:12:05,933
‫کمکم کن!

219
00:12:06,517 --> 00:12:07,517
‫بن!

220
00:12:55,107 --> 00:12:56,317
‫تق تق!

221
00:12:57,985 --> 00:13:00,988
‫چندتا لباس تازه که مستقیم از خشک‌کن دراومده چطوره؟

222
00:13:02,406 --> 00:13:04,366
‫شما... شما کی هستین؟

223
00:13:05,701 --> 00:13:07,787
‫من دکتر جین هستم، که با ج شروع می‌شه
‫(Jean)

224
00:13:07,870 --> 00:13:10,206
‫و من دکتر جین هستم، که با ج شروع می‌شه.
‫(Gean)

225
00:13:10,790 --> 00:13:14,627
‫بهت اجازه میدیم تصمیم بگیری که کدوم جین غالبه...

226
00:13:14,710 --> 00:13:16,337
‫و کدوم مغلوب.

227
00:13:24,261 --> 00:13:25,721
‫اینجا چه خبره؟

228
00:13:26,430 --> 00:13:27,473
‫من زندونی‌ام؟

229
00:13:27,556 --> 00:13:31,060
‫- نه!
‫- نه، البته که نه. تو مهمون مایی.

230
00:13:31,560 --> 00:13:36,440
‫ما خیلی وقته که دنبالت می‌گردیم.

231
00:13:36,524 --> 00:13:39,652
‫کلی سوال درباره‌ی پاکسازی داریم.

232
00:13:41,362 --> 00:13:43,072
‫درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

233
00:13:43,155 --> 00:13:44,573
‫پاک... اه...

234
00:13:45,074 --> 00:13:46,075
‫اوه.

235
00:13:46,659 --> 00:13:48,828
‫فهمیدم، فهمیدم. مشکلی نیست.

236
00:13:48,911 --> 00:13:53,916
‫تو به تازگی یه تجربه‌ی خیلی دردناک رو پشت سر گذاشتی.

237
00:13:53,999 --> 00:13:58,087
‫اون دسته‌ی اشرار، سعی کردن تورو بدزدن.

238
00:13:58,170 --> 00:13:59,672
‫نه، نه.

239
00:13:59,755 --> 00:14:01,715
‫اونا... اونا داشتن...

240
00:14:02,550 --> 00:14:03,550
‫اونا...

241
00:14:04,176 --> 00:14:05,928
‫اونا چی، عزیزم؟

242
00:14:07,972 --> 00:14:11,350
‫خب، خداروشکر که به موقع بهت رسیدیم.

243
00:14:11,433 --> 00:14:13,269
‫کی می‌دونه ممکن بود چه بلایی سرت بیاد.

244
00:14:14,270 --> 00:14:16,897
‫کسی هست که بخوای بهش زنگ بزنی؟

245
00:14:16,981 --> 00:14:18,858
‫مامان؟ بابا؟

246
00:14:19,441 --> 00:14:20,441
‫شاید یه دوست؟

247
00:14:26,949 --> 00:14:28,033
‫همه‌شون رفتن.

248
00:14:29,243 --> 00:14:30,327
‫کل زندگیم.

249
00:14:30,828 --> 00:14:31,954
‫همه‌ش یه دروغ بوده.

250
00:14:32,454 --> 00:14:34,999
‫من بخشی از شوخی مریض کسیم؟

251
00:14:35,082 --> 00:14:36,542
‫چیزی نیست، عسل.

252
00:14:37,084 --> 00:14:38,711
‫دیگه جات امنه.

253
00:14:38,794 --> 00:14:40,713
‫نه، اه، باید برم.

254
00:14:46,051 --> 00:14:47,970
‫آروم باش، عزیزم.

255
00:14:48,053 --> 00:14:52,224
‫فقط بذار جین و جین مراقبت باشن، همم؟

256
00:14:52,308 --> 00:14:53,309
‫درسته.

257
00:14:53,392 --> 00:14:55,769
‫بیا.
‫این حالت رو بهتر می‌کنه.

258
00:14:59,064 --> 00:15:00,064
‫زودباش.

259
00:15:10,451 --> 00:15:12,202
‫بد نیست، درسته؟

260
00:15:14,705 --> 00:15:18,167
‫می‌دونی، همه از شیر آلپاکا خوششون نمیاد.

261
00:15:18,751 --> 00:15:21,295
‫به شدت دوشیدن شیرش سخته.

262
00:15:21,378 --> 00:15:22,755
‫پستون‌های کوچیکی داره.

263
00:15:24,131 --> 00:15:25,132
‫این‌طوری می‌شه...

264
00:15:33,307 --> 00:15:35,726
‫پس این انجمن کتابه، ها؟ ننسی؟

265
00:15:35,809 --> 00:15:37,311
‫اه، خفه شو، دیگو.

266
00:15:39,146 --> 00:15:41,065
‫اه خدایا!

267
00:15:46,528 --> 00:15:47,529
‫تو رانندگی کن.

268
00:15:47,613 --> 00:15:48,781
‫مطمئنی؟ واندا؟

269
00:15:48,864 --> 00:15:50,866
‫آره. دیگه اهمیتی نمیدم.

270
00:15:57,331 --> 00:15:59,166
‫یکم فرمونش به راست می‌کشه.

271
00:15:59,249 --> 00:16:01,919
‫و بیشتر از 40تا نرو، وگرنه اگزوزش میفته.

272
00:16:03,545 --> 00:16:04,545
‫فهمیدم.

273
00:16:05,923 --> 00:16:09,718
‫به مقرفرماندهی محافظان خوش‌اومدین، از طرف جین و جین.

274
00:16:17,726 --> 00:16:20,020
‫جین و جین اونقدری بهمون اطلاعات ندادن که کارمون راه بیفته.

275
00:16:20,104 --> 00:16:22,064
‫برای یکبار هم که شده متمرکز بمون، عزیزم.

276
00:16:28,988 --> 00:16:30,489
‫همه‌ی پرونده‌ها رو بردن.

277
00:16:31,281 --> 00:16:33,117
‫آره، قطعاً اون‌طوری به نظرمی‌رسه.

278
00:16:33,200 --> 00:16:36,870
‫تا شما دوتا دارین باهم بحث می‌کنین، من شناسایی لازم رو انجام میدم.

279
00:16:36,954 --> 00:16:38,580
‫هیچی اینجا نیست، دیگو.

280
00:16:39,081 --> 00:16:41,500
‫- هدف‌هامون با عجله رفتن، درسته؟
‫- آره

281
00:16:41,583 --> 00:16:42,583
‫خب؟

282
00:16:42,626 --> 00:16:46,296
‫خب... عجله کار رو خرابب می‌کنه، مامانی.

283
00:16:49,591 --> 00:16:51,552
‫بگو ببینم. چرا نمی‌تونی چشمک بزنی؟

284
00:16:52,219 --> 00:16:53,303
‫می‌تونم چشمک بزنم.

285
00:16:54,013 --> 00:16:55,180
‫می‌دونی، فقط...

286
00:16:56,181 --> 00:16:57,181
‫نمی‌خوام.

287
00:16:58,350 --> 00:17:00,728
‫خب باید برگردی تو کارش، رفیق.

288
00:17:00,811 --> 00:17:01,811
‫نکن!

289
00:17:03,230 --> 00:17:04,230
‫نکن!

290
00:17:04,565 --> 00:17:06,608
‫وای! کجاییم؟

291
00:17:08,068 --> 00:17:09,319
‫یه ایستگاه مترو.

292
00:17:09,403 --> 00:17:12,406
‫می‌تونم ببینم، اسکل، اما چرا آوردیمون اینجا؟

293
00:17:13,157 --> 00:17:15,409
‫باور کن لایلا، عمدی نبود.

294
00:17:16,201 --> 00:17:19,371
‫از زمانی که بن با اون مریگلد عتیقه مسموممون کرد.

295
00:17:19,455 --> 00:17:21,415
‫وقتی چشمک می‌زنم، به اینجا می‌رسم.

296
00:17:23,125 --> 00:17:24,501
‫- جالبه.
‫- نه واقعاً.

297
00:17:25,377 --> 00:17:26,377
‫این پایین چه خبره؟

298
00:17:27,296 --> 00:17:28,297
‫اوه!

299
00:17:30,299 --> 00:17:32,634
‫خب، نه باجه‌ای هست. نه قطاری.

300
00:17:32,718 --> 00:17:35,262
‫ببین این با هرمترویی که تاحالا رفتی فرق داره.

301
00:17:35,345 --> 00:17:37,097
‫خب، قطارها کجا میرن؟

302
00:17:37,181 --> 00:17:38,307
‫همینش عجیبه.

303
00:17:38,390 --> 00:17:41,226
‫من سوار قطار غربی شدم.
‫یه ایستگاه رفتم.

304
00:17:41,310 --> 00:17:44,229
‫وقتی اومدم بالا، دقیقاً همین روز و همین ساعت بود،

305
00:17:44,313 --> 00:17:46,148
‫اما یه خط زمانی کاملاً متفاوت.

306
00:17:47,649 --> 00:17:49,068
‫خب حالا اینه که جالبه.

307
00:17:50,027 --> 00:17:51,028
‫آره.

308
00:17:52,112 --> 00:17:53,112
‫یه نقشه.

309
00:17:53,697 --> 00:17:55,032
‫اون کمک می‌کنه، نه؟

310
00:17:55,616 --> 00:17:57,117
‫اگه می‌تونستم بفهممش.

311
00:17:57,743 --> 00:17:59,495
‫یه بار کل متروی توکیو رو جهت یابی کردم

312
00:17:59,578 --> 00:18:02,039
‫درحالی که یه زخم گلوله روی رونم بود و پریود بودم،

313
00:18:02,122 --> 00:18:03,957
‫پس چقدر می‌تونه سخت باشه؟

314
00:18:05,751 --> 00:18:07,294
‫خب، پس...

315
00:18:08,003 --> 00:18:11,298
‫شمال به جنوب. اینجا متصل می‌شن.

316
00:18:11,799 --> 00:18:14,176
‫لعنت بهش، واقعاً گیج کننده‌ست.

317
00:18:16,428 --> 00:18:18,263
‫قطار شرقی. بریم؟

318
00:18:18,347 --> 00:18:19,848
‫باید برگردیم پیش دیگو.

319
00:18:19,932 --> 00:18:22,893
‫کسل کننده. زودباش، بیا سوار شیم.

320
00:18:22,976 --> 00:18:25,687
‫نمی‌خوام تا زمانی که می‌فهمیم چه خبره سوار بشم.

321
00:18:25,771 --> 00:18:27,356
‫باید تکون بخوری.

322
00:18:39,159 --> 00:18:41,537
‫گمشو، گمشو! بیرون بمون!

323
00:18:59,972 --> 00:19:01,390
‫اه، عالیه.

324
00:19:16,864 --> 00:19:18,073
‫دایی کلاوس؟

325
00:19:18,157 --> 00:19:19,908
‫کلر بر!

326
00:19:19,992 --> 00:19:20,993
‫اینجایی!

327
00:19:21,952 --> 00:19:23,912
‫اه، داری چیکار می‌کنی؟

328
00:19:24,830 --> 00:19:27,875
‫می‌دونی، این تلویزیون...

329
00:19:28,876 --> 00:19:30,502
‫یه مدتیه خراب شده.

330
00:19:30,586 --> 00:19:31,795
‫متوجه نشدی؟

331
00:19:32,296 --> 00:19:35,424
‫فکرکردم ببرمش به تعمیرگاه

332
00:19:35,507 --> 00:19:37,634
‫و بذارم از جادوشون استفاده کنن.

333
00:19:37,718 --> 00:19:39,970
‫هی، مراقب باش! مراقب پاهات باش!

334
00:19:40,053 --> 00:19:42,973
‫رفتی رو شیشه.
‫مراقب شیشه باش.

335
00:19:44,558 --> 00:19:46,727
‫اون یه حادثه بود.

336
00:19:50,772 --> 00:19:52,274
‫و پولشو بهت پس میدم.

337
00:19:53,984 --> 00:19:55,068
‫دایی کلاوس،

338
00:19:56,236 --> 00:19:59,948
‫هر اتفاقی که افتاده، چرا نمیای بشینیم و دربارش حرف بزنیم؟

339
00:20:00,532 --> 00:20:02,242
‫ازت ممنونم، کلر بِر.

340
00:20:02,326 --> 00:20:05,078
‫و خوشحال می‌شم که یه تاریخ دیگه درباره‌ش بحث کنم، اما...

341
00:20:05,162 --> 00:20:10,834
‫دایی کلاوست روز واقعاً... وحشتناکی داشته،

342
00:20:10,918 --> 00:20:12,586
‫و نمی‌تونه...

343
00:20:16,006 --> 00:20:19,384
‫الان نمی‌تونه این مکالمه رو داشته باشه. متاسفم.

344
00:20:21,261 --> 00:20:22,554
‫بیخیال، دایی کلاوس.

345
00:20:22,638 --> 00:20:25,182
‫نوشیدنی این اوضاع بد رو بدتر نمی‌کنه؟

346
00:20:33,941 --> 00:20:35,317
‫نه، خیلی دیر شده.

347
00:20:37,569 --> 00:20:38,987
‫- نه.
‫- خیلی دیره.

348
00:20:39,780 --> 00:20:40,864
‫نه، نیست.

349
00:20:40,948 --> 00:20:42,783
‫آره، هست. من میرم.

350
00:20:42,866 --> 00:20:44,952
‫لطفاً، فقط یه لحظه باهام حرف بزن.

351
00:20:45,035 --> 00:20:46,161
‫می‌شه لطفاً بری کنار؟

352
00:20:46,245 --> 00:20:49,873
‫- می‌تونیم اینو پشت سر بذاریم...
‫- می‌شه لطفاً تکون بخوری لعنتی؟

353
00:20:49,957 --> 00:20:51,166
‫همین حالا!

354
00:21:02,844 --> 00:21:07,474
‫بهت گفتم که خیلی... دیره.

355
00:21:26,368 --> 00:21:27,953
‫لعنتی، بوی کثافت میده.

356
00:21:31,707 --> 00:21:33,041
‫خدایا!

357
00:21:50,309 --> 00:21:51,852
‫دکتر جین تیبدو.

358
00:22:11,371 --> 00:22:12,581
‫پاکسازی؟

359
00:22:15,083 --> 00:22:16,668
‫بیا پیش بابایی.

360
00:22:22,966 --> 00:22:23,967
‫بفرمایید.

361
00:22:27,054 --> 00:22:28,054
‫چندشه.

362
00:22:31,266 --> 00:22:32,266
‫نفرت انگیزه.

363
00:22:40,734 --> 00:22:42,027
‫دفتر خاطرات عزیزم،

364
00:22:42,819 --> 00:22:44,988
‫چرا من همیشه کت‌وشلوار می‌پوشم؟

365
00:22:46,406 --> 00:22:47,407
‫همم.

366
00:22:48,658 --> 00:22:50,035
‫داری چیکار می‌کنی؟

367
00:22:50,118 --> 00:22:53,038
‫خرده‌های نون.
‫یه دستگاه خودکار خراب.

368
00:22:53,121 --> 00:22:55,123
‫یه لکه روی زمین که شبیه نقشه‌ی استرالیاست.

369
00:22:55,207 --> 00:22:57,626
‫- سه تا لامپ سوخته.
‫- همم. شاعرانه‌ست.

370
00:23:01,588 --> 00:23:02,506
‫آره.

371
00:23:02,589 --> 00:23:04,299
‫به نظرت به کجا می‌رسیم؟

372
00:23:04,383 --> 00:23:06,843
‫حدسم اینه که به آپارتمان جین و جین برمی‌گردیم.

373
00:23:06,927 --> 00:23:10,847
‫- همون روز، همون مکان، خط زمانی متفاوت.
‫- خط زمانی متفاوت. می‌دونستم.

374
00:23:17,187 --> 00:23:18,397
‫نشون میده که چقدر می‌دونی.

375
00:23:18,897 --> 00:23:21,983
‫حتماً توی زمان به جلو رفتی، به آخر دنیا.

376
00:23:22,067 --> 00:23:24,611
‫نه، نه، نه. ما جایی نپریدیم.

377
00:23:24,694 --> 00:23:27,531
‫ما توی زمان عقب یا جلو نمیریم.

378
00:23:28,031 --> 00:23:30,409
‫فقط به نسخه‌های متفاوتی از زمان حال میریم.

379
00:23:30,492 --> 00:23:32,285
‫این آپارتمان جین و جینه.

380
00:23:35,956 --> 00:23:37,290
‫قبلاً اینجا بودم.

381
00:23:37,374 --> 00:23:38,834
‫این آخرالزمان منه.

382
00:23:38,917 --> 00:23:40,001
‫آخرالزمانت؟

383
00:23:40,627 --> 00:23:42,337
‫آره، خط‌زمانی اصلی.

384
00:23:42,838 --> 00:23:44,631
‫چهل سال اینجا گیر افتاده بودم.

385
00:23:44,714 --> 00:23:48,093
‫این خط‌زمانی‌ایه که ویکتور ماه رو منفجر کرد و ما جلوشو نگرفتیم.

386
00:23:48,176 --> 00:23:51,304
‫خب، این خط‌زمانی خیلی مزخرفیه.

387
00:23:53,265 --> 00:23:54,558
‫یه لحظه صبرکن.

388
00:23:55,642 --> 00:23:56,642
‫دوربین؟

389
00:23:58,437 --> 00:23:59,438
‫چیه؟

390
00:24:03,900 --> 00:24:04,985
‫الان گوزیدی؟

391
00:24:05,068 --> 00:24:06,069
‫بخواب رو زمین!

392
00:24:10,657 --> 00:24:12,909
‫- کدوم خری داره بهمون شلیک می‌کنه؟
‫- من .

393
00:24:19,416 --> 00:24:22,043
‫خب. باید از اینجا بریم. برو!

394
00:24:22,836 --> 00:24:23,962
‫وایسا بیام!

395
00:24:30,719 --> 00:24:32,262
‫باید تمرین هوازیم رو بیشتر کنم.

396
00:24:42,022 --> 00:24:42,856
‫لعنتی.

397
00:24:44,232 --> 00:24:45,232
‫دارین چیکار می‌کنین؟

398
00:24:46,401 --> 00:24:47,903
‫چیزی پیدا کردی، عشقم؟

399
00:24:47,986 --> 00:24:49,404
‫اه، یه چیزی پیدا کردم.

400
00:24:50,155 --> 00:24:52,449
‫یه چیزی که این پرونده رو به شدت باز می‌کنه.

401
00:24:54,951 --> 00:24:55,994
‫خیلی‌خب.

402
00:24:57,621 --> 00:24:58,997
‫بده ببینم.

403
00:25:02,250 --> 00:25:03,835
‫آکادمی آمبرلا.

404
00:25:03,919 --> 00:25:07,047
‫غیرممکنه.
‫توی 2006 هیچ آکادمی آمبرلایی وجود نداشته.

405
00:25:07,130 --> 00:25:08,507
‫نه توی این خط‌زمانی.

406
00:25:08,590 --> 00:25:11,259
‫باید یکی از وسایل جین و جین باشه.

407
00:25:11,343 --> 00:25:12,594
‫ادامه بده.

408
00:25:12,677 --> 00:25:15,347
‫14ام اکتبر، 2006.

409
00:25:15,430 --> 00:25:18,975
‫وایسا، چه چیزی درباره‌ی 14ام اکتبر، 2006 خاصه؟

410
00:25:19,559 --> 00:25:20,685
‫اون روزیه که بن مرد.

411
00:25:21,728 --> 00:25:22,562
‫بن ما.

412
00:25:22,646 --> 00:25:24,189
‫این تصادفیه.

413
00:25:24,689 --> 00:25:26,149
‫بذار برات توضیح بدم.

414
00:25:26,775 --> 00:25:29,444
‫یه خشک‌شویی خیلی اتفاقی ظاهر می‌شه

415
00:25:30,070 --> 00:25:34,449
‫و مارو استخدام می‌کنه که به مین، نیوگرامپسون بریم
‫تا دختری به اسم جنیفر رو نجات بدیم.

416
00:25:34,533 --> 00:25:36,326
‫کل شهر دیوونه می‌شن،

417
00:25:36,409 --> 00:25:37,410
‫از بغل تصادف می‌کنیم،

418
00:25:37,494 --> 00:25:40,872
‫و اون دختر توسط دوتا آدم مسلح توی ایستگاه واگن دزدیده می‌شن.

419
00:25:40,956 --> 00:25:43,250
‫حالا توی آشغالاشون،

420
00:25:43,333 --> 00:25:47,087
‫یه سند خارجی پیدا می‌کنیم که
‫یه ربطی به مرگ بن داره.

421
00:25:48,088 --> 00:25:49,256
‫بنابراین...

422
00:25:52,717 --> 00:25:54,970
‫هرجریانی که درباره‌ی جنیفر هست،

423
00:25:55,053 --> 00:25:56,805
‫یه ربطی به بن داره.

424
00:25:57,305 --> 00:25:59,391
‫کار دراومد، افراد.

425
00:25:59,975 --> 00:26:02,310
‫شرط می‌بندم پشیمونی که اون رزومه رو نفرستادی، ها؟

426
00:26:04,354 --> 00:26:06,856
‫حادثه‌ی جنیفر" چه کوفتیه؟"

427
00:26:08,066 --> 00:26:09,776
‫اون یه حادثه‌ی غم‌انگیز بوده.

428
00:26:11,800 --> 00:26:18,800


429
00:26:25,917 --> 00:26:27,335
‫سلام، بنجامین.

430
00:26:29,337 --> 00:26:31,965
‫سای، کدوم گوری بودی؟

431
00:26:32,591 --> 00:26:34,718
‫دخترم کجاست؟ پیداش کردین؟

432
00:26:34,801 --> 00:26:36,428
‫اه، سالم پیداش کردیم.

433
00:26:36,511 --> 00:26:40,640
‫یه دسته از افراد دوست‌داشتنی شهر با یوزی بهمون حمله کردن.

434
00:26:40,724 --> 00:26:42,434
‫گفتم که کار خطرناکیه.

435
00:26:42,517 --> 00:26:45,854
‫همچنین گفتی که دخترته، که کاملاً مزخرفه.

436
00:26:45,937 --> 00:26:47,689
‫اون اصلاً نمی‌دونست تو کی هستی.

437
00:26:47,772 --> 00:26:49,232
‫اصلاً چرا اینجایی؟

438
00:26:50,859 --> 00:26:52,944
‫- پس باهاش حرف زدی؟
‫- آره.

439
00:26:53,945 --> 00:26:55,238
‫کلی باهم وقت گذروندیم.

440
00:26:55,905 --> 00:26:57,073
‫واقعاً دختر خوبیه.

441
00:26:58,074 --> 00:26:59,618
‫پس حالا متوجه می‌شی.

442
00:27:01,161 --> 00:27:02,161
‫چی رو ؟

443
00:27:02,621 --> 00:27:04,331
‫این‌که چقدر خاصه.

444
00:27:05,248 --> 00:27:07,042
‫خب، آره، باحال به نظرمی‌رسید.

445
00:27:09,586 --> 00:27:12,088
‫راستش، نمی‌تونم بهش فکرنکنم.

446
00:27:16,676 --> 00:27:17,802
‫الان کجاست؟

447
00:27:18,511 --> 00:27:22,766
‫دوتا آدم عجیب با... کیف کمری بردنش.

448
00:27:24,434 --> 00:27:27,812
‫جین و جین، این چیزا.

449
00:27:28,813 --> 00:27:30,815
‫خب، با دقت به حرفم گوش بده.

450
00:27:31,316 --> 00:27:35,654
‫این وضعیت به شدت بدیه، خب؟

451
00:27:35,737 --> 00:27:38,615
‫می‌تونی حرفمو باور کنی یا نکنی.
‫اهمیتی نداره.

452
00:27:38,698 --> 00:27:42,994
‫به‌هرحال، در خطر بزرگیه. باید فوراً اون رو برگردونیم.

453
00:27:43,078 --> 00:27:46,206
‫- فکرمی‌کنی اینجا چیکار می‌کنم؟
‫- خواهر و برادرات کجان؟

454
00:27:46,289 --> 00:27:48,708
‫اون بدبختا رو بیخیال.
‫الان منم.

455
00:27:48,792 --> 00:27:50,502
‫بذارید از اینجا برم!

456
00:27:50,585 --> 00:27:53,004
‫هی، هی، هی، هی.

457
00:27:53,088 --> 00:27:54,589
‫چه...

458
00:27:54,673 --> 00:27:56,466
‫چه اتفاقی داره برام میفته؟

459
00:27:56,549 --> 00:27:59,219
‫کار اونه. داره صدات می‌کنه.

460
00:27:59,302 --> 00:28:01,805
‫چی؟ درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

461
00:28:01,888 --> 00:28:03,014
‫بهت که گفتم.

462
00:28:03,640 --> 00:28:05,058
‫اون خاصه.

463
00:28:06,643 --> 00:28:08,353
‫و تو هم خاصی، بن.

464
00:28:09,771 --> 00:28:12,148
‫فقط به بدنت گوش کن.

465
00:28:12,232 --> 00:28:15,026
‫باشه؟ بهت نیاز داره، بن.
‫نمی‌تونه اون بیرون تنها بمونه.

466
00:28:15,110 --> 00:28:16,903
‫باید این ماجرا رو حل کنی.

467
00:28:16,986 --> 00:28:21,116
‫هرچی که برای پیدا کردنش لازم داری رو... درونت داری.

468
00:28:21,950 --> 00:28:25,328
‫باشه؟ فقط چشمات رو ببند.

469
00:28:26,287 --> 00:28:27,789
‫چشمات رو ببند.

470
00:28:28,832 --> 00:28:30,667
‫به بدنت گوش کن.

471
00:28:32,627 --> 00:28:35,338
‫از غرایزت استفاده کن.

472
00:28:49,394 --> 00:28:51,312
‫همه‌چی خوبه، عزیزم؟

473
00:28:52,814 --> 00:28:54,357
‫آره، چیزی نیست.

474
00:28:55,650 --> 00:28:56,650
‫بیا.

475
00:28:57,068 --> 00:28:59,320
‫- می‌خوایم یه چیزی نشونت بدیم.
‫- آره.

476
00:29:22,343 --> 00:29:23,887
‫این وسایل دیگه چین؟

477
00:29:24,596 --> 00:29:25,596
‫مدرک.

478
00:29:26,806 --> 00:29:27,806
‫مدرک چی؟

479
00:29:28,266 --> 00:29:32,395
‫مدرک این‌که دنیایی که توش زندگی می‌کنیم
‫یه دروغ بزرگ و مسخره‌ست.

480
00:29:33,188 --> 00:29:34,731
‫اول، شبیه...

481
00:29:34,814 --> 00:29:35,982
‫شبیه یه رویا بود.

482
00:29:36,608 --> 00:29:40,820
‫یکی از اون خواب و رویاها که نمی‌دونی
‫داری خواب می‌بینی یا نه.

483
00:29:40,904 --> 00:29:42,405
‫اما بعدش،

484
00:29:43,364 --> 00:29:46,785
‫این وسایل پیداشون شد.

485
00:29:48,703 --> 00:29:53,750
‫نشانه‌های کوچیکی برای اثبات، که توی زمان و فضا جابه‌جا شدن.

486
00:29:54,667 --> 00:29:58,546
‫اثبات تئوری جهان‌های متعدد مکانیک کوانتومی و این چیزا.

487
00:29:58,630 --> 00:30:03,134
‫باید ببینی که اونا مارو با هراسمی که تونستن صدا زدن. درسته، جین؟

488
00:30:03,218 --> 00:30:06,221
‫کلاهبردار، فریب‌کار، شارلاتان.

489
00:30:06,304 --> 00:30:10,183
‫ما رو به عدم صداقت فکری متهم کردن.

490
00:30:10,892 --> 00:30:11,892
‫اونا" کی هستن؟"

491
00:30:12,352 --> 00:30:13,645
‫"اونا کین؟"

492
00:30:13,728 --> 00:30:17,106
‫برای شروع، دانشکده‌ی کالج اجتماعی گلدن مسا.

493
00:30:17,857 --> 00:30:20,652
‫شهرت ما به گل کشیده شد.

494
00:30:20,735 --> 00:30:22,445
‫حق تصدی، لغو شد.

495
00:30:22,529 --> 00:30:24,572
‫و همه‌ش به خاطر این‌که

496
00:30:24,656 --> 00:30:27,700
‫جرات کردیم حقیقت رو

497
00:30:27,784 --> 00:30:30,245
‫درباره‌ی این خاطرات بگیم.

498
00:30:30,829 --> 00:30:34,082
‫خاطرات یک خط‌زمانی دیگه.

499
00:30:34,666 --> 00:30:38,962
‫خط‌زمانی‌ای که خیلی حس...

500
00:30:40,713 --> 00:30:41,713
‫واقعی‌تری داره.

501
00:30:42,257 --> 00:30:46,803
‫جایی که... داشتم توی هاروارد تدریس می‌کردم،

502
00:30:46,886 --> 00:30:50,223
‫و جین همکار مک‌آرتور بود.

503
00:30:52,183 --> 00:30:53,184
‫خیلی‌خب.

504
00:30:53,810 --> 00:30:57,480
‫اما، کل این چیزا چه ربطی به من دارن؟

505
00:30:59,399 --> 00:31:00,399
‫جنیفر.

506
00:31:01,985 --> 00:31:03,111
‫تو کلید ماجرایی.

507
00:31:04,320 --> 00:31:08,616
‫راهی برای از بین بردن تمام خطوط‌ زمانی اشتباه و بازیابی خط‌زمانی واقعی.

508
00:31:08,700 --> 00:31:10,660
‫ما آماده‌ایم، عزیزم.

509
00:31:12,120 --> 00:31:13,872
‫باید چیکار کنیم، ها؟

510
00:31:13,955 --> 00:31:17,792
‫چطور می‌تونیم کمکت کنیم که پاکسازی رو عملی کنی؟

511
00:31:22,755 --> 00:31:24,424
‫شما آدما...

512
00:31:24,924 --> 00:31:26,718
‫شما‌ها واقعاً دیوونه‌اید.

513
00:31:26,801 --> 00:31:27,635
‫امم!

514
00:31:27,719 --> 00:31:29,220
‫با ادب باش، عزیزم.

515
00:31:29,304 --> 00:31:32,223
‫هی، کمکم کنید! یکی کمکم کنه!

516
00:31:36,436 --> 00:31:38,271
‫ما خیلی باهات خوب بودیم.

517
00:31:38,354 --> 00:31:40,356
‫تورو به خونه‌مون آوردیم.

518
00:31:40,440 --> 00:31:42,358
‫شیر آلپاکا بهت دادیم.

519
00:31:43,401 --> 00:31:47,739
‫شاید دیدن یه دوست قدیمی، به تقویت حافظه‌ت کمک کنه.

520
00:31:52,410 --> 00:31:55,038
‫فکرمی‌کنم شما از قبل باهم آشنا شدین.

521
00:32:05,465 --> 00:32:06,466
‫نه.

522
00:32:10,970 --> 00:32:12,555
‫بهش فکرکن، بچه‌جون.

523
00:32:15,516 --> 00:32:16,935
‫اونو ببند، رودی.

524
00:32:20,438 --> 00:32:22,065
‫نه، نه، نه! نه!

525
00:32:23,650 --> 00:32:24,692
‫وایسید! وایسید!

526
00:32:24,776 --> 00:32:27,654
‫منو باهاش تنها نذارید!

527
00:32:27,737 --> 00:32:31,574
‫بذارید بیام بیرون! لطفاً! نه! بذارید بیام بیرون!

528
00:32:31,658 --> 00:32:33,076
‫بذارید بیام بیرون!

529
00:32:39,499 --> 00:32:40,859
‫واقعاً داریم انجامش میدیم؟

530
00:32:42,168 --> 00:32:43,168
‫آره.

531
00:32:43,795 --> 00:32:44,796
‫آره، همین‌طوره.

532
00:32:46,214 --> 00:32:47,214
‫صبرکن.

533
00:32:49,092 --> 00:32:52,053
‫تو گردهمایی‌های خونوادگی رو نیومدی.
‫به ندرت زنگ می‌زنی.

534
00:32:52,136 --> 00:32:54,764
‫هیچ‌وقت توی خبرنامه‌ی خونوادگی چیزی ثبت نمی‌کنی.

535
00:32:55,640 --> 00:32:59,060
‫و الان، تو اول صف ملاقات با پدری؟

536
00:33:00,687 --> 00:33:01,688
‫جریان چیه؟

537
00:33:04,190 --> 00:33:05,858
‫گیر افتادم، باشه؟

538
00:33:07,527 --> 00:33:11,322
‫توی سرم، توی یه بحث بی‌پایان با اون گیر افتادم.

539
00:33:11,406 --> 00:33:13,074
‫و حس می‌کنم...

540
00:33:14,283 --> 00:33:16,327
‫تنها راهی که می‌تونم به جلو حرکت کنم

541
00:33:16,411 --> 00:33:18,579
‫اینه که بالاخره حرفمو بهش بزنم.

542
00:33:20,289 --> 00:33:22,917
‫- می‌دونی منظورم چیه؟
‫- آره.

543
00:33:23,001 --> 00:33:26,212
‫فقط یه یادآوری دوستانه برای گروه

544
00:33:26,295 --> 00:33:28,756
‫آخرین باری که حرفتو به پدر زدی،

545
00:33:28,840 --> 00:33:29,841
‫تورو به قتل رسوند.

546
00:33:31,342 --> 00:33:33,094
‫مطمئنم که دوباره اتفاق نمیفته.

547
00:33:33,177 --> 00:33:34,554
‫درسته؟

548
00:33:35,430 --> 00:33:38,266
‫احتمالاً اصلاً از در اصلی رد نمیشیم.

549
00:33:39,475 --> 00:33:40,893
‫اگه نزاکت جواب نده،

550
00:33:40,977 --> 00:33:43,104
‫مغزشون رو پخش دیوار می‌کنم.

551
00:33:44,022 --> 00:33:45,023
‫بیاید بریم.

552
00:33:51,946 --> 00:33:53,666
‫سه نفر درحال نزدیک شدن.

553
00:33:54,240 --> 00:33:55,742
‫دریافت شد. باید وارد عمل شیم.

554
00:34:00,079 --> 00:34:01,080
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

555
00:34:01,789 --> 00:34:04,834
‫آره، می‌تونی بری داخل و به رجی بگی که داریم میایم داخل

556
00:34:04,917 --> 00:34:06,044
‫چه خوشش بیاد چه نیاد.

557
00:34:09,839 --> 00:34:12,133
‫البته، خانم هارگریوز. خوش‌اومدین.

558
00:34:12,216 --> 00:34:13,509
‫منتظرتون بودیم.

559
00:34:14,177 --> 00:34:15,845
‫لوثر. ویکتور.

560
00:34:15,928 --> 00:34:18,431
‫شما رو به داخل خونه همراهی می‌کنم.
‫از این طرف، لطفاً.

561
00:34:20,558 --> 00:34:22,393
‫این دیگه چه کوفتیه؟

562
00:34:22,894 --> 00:34:25,563
‫بهتره که یکی از کمین‌های پدردختری نباشه.

563
00:34:25,646 --> 00:34:26,981
‫بهش گفتی که داریم میایم؟

564
00:34:27,065 --> 00:34:28,066
‫نه.

565
00:34:28,149 --> 00:34:30,526
‫پنج ساله که با اون مرد حرف نزدم.

566
00:35:10,316 --> 00:35:14,153
‫چه لذتی که بالاخره چهره‌ها رو می‌بینم.

567
00:35:21,911 --> 00:35:23,162
‫تو باید آلیسون باشی.

568
00:35:24,997 --> 00:35:27,166
‫خیلی درباره‌ت شنیدم.

569
00:35:28,126 --> 00:35:29,126
‫واقعاً؟

570
00:35:29,168 --> 00:35:30,169
‫آره.

571
00:35:32,296 --> 00:35:35,424
‫و لوثر... پسرکوچولوی فضایی خودم.

572
00:35:37,176 --> 00:35:39,595
‫بالاخره فرصتشو دارم که به خاطر

573
00:35:39,679 --> 00:35:41,389
‫مراقبت از ماه ازت تشکر کنم.

574
00:35:41,472 --> 00:35:42,473
‫اوه!

575
00:35:43,474 --> 00:35:44,474
‫کاری نکردم.

576
00:35:50,189 --> 00:35:51,315
‫ویکتور عزیزم.

577
00:35:54,527 --> 00:35:56,863
‫می‌دونم که علاقه‌ی مشترکی نسبت به ویالون داریم.

578
00:35:57,697 --> 00:36:00,867
‫برای من بیشتر یه رابطه‌ی عشق و نفرتیه، اما...

579
00:36:04,120 --> 00:36:05,120
‫بیاید.

580
00:36:05,872 --> 00:36:06,873
‫بیاید بشینید.

581
00:36:12,503 --> 00:36:14,297
‫باشه.

582
00:36:26,267 --> 00:36:28,352
‫رجی خونه‌ست؟

583
00:36:28,978 --> 00:36:31,272
‫مطمئنم یه جایی داره می‌چرخه.

584
00:36:31,355 --> 00:36:33,900
‫بیاید اول یکم همدیگه رو بشناسیم.

585
00:36:36,485 --> 00:36:39,864
‫شروع کنید. خجالت نکشید.
‫آشپز ناراحت می شه.

586
00:36:43,367 --> 00:36:44,367
‫چای؟

587
00:37:16,609 --> 00:37:17,902
‫خب، لعنت به این شانس.

588
00:37:25,952 --> 00:37:26,952
‫Yo.

589
00:37:27,995 --> 00:37:29,789
‫- کویین.
‫- کلاوس.

590
00:37:29,872 --> 00:37:32,291
‫چه سوپرایز لذت‌بخشی.

591
00:37:32,375 --> 00:37:36,754
‫فکرمی‌کردم مردی، اما انگار می‌تونی شناور شی.

592
00:37:36,837 --> 00:37:40,675
‫می‌دونی، همه‌ش مرگ، تولد دوباره، مرگ، تولد دوباره، مرگ...

593
00:37:40,758 --> 00:37:43,010
‫یه چرخه‌ی معیوبه. خوب به نظرمی‌رسی.

594
00:37:43,094 --> 00:37:44,136
‫ریش.

595
00:37:44,220 --> 00:37:47,598
‫خیلی... جالبه.

596
00:37:47,682 --> 00:37:48,516
‫ممنون.

597
00:37:48,599 --> 00:37:51,644
‫تو همون کله‌خراب، معتاد داغونی

598
00:37:51,727 --> 00:37:52,979
‫که به من پول بدهکاره.

599
00:37:53,062 --> 00:37:54,438
‫- اه، واقعاً؟
‫- آره.

600
00:37:55,314 --> 00:37:57,441
‫چقدر بود؟ پنج هزار؟

601
00:37:58,401 --> 00:38:01,737
‫واقعاً... الان پول نقد باهام نیست.

602
00:38:04,282 --> 00:38:05,866
‫- 40تا چی.
‫- چهل تا؟

603
00:38:05,950 --> 00:38:08,661
‫نه، پسر، حتماً من رو با یکی دیگه اشتباه گرفتی.

604
00:38:08,744 --> 00:38:11,706
‫این ماجرا پنج ساله که درجریانه، کلاوس.

605
00:38:13,582 --> 00:38:15,793
‫دست... اه!

606
00:38:15,876 --> 00:38:17,295
‫ریاضی خوبه.

607
00:38:18,379 --> 00:38:21,257
‫ببین، کویین، می‌دونی،

608
00:38:21,340 --> 00:38:24,969
‫می‌تونیم کل روز اینجا وایسیم و
‫درباره‌ی دلار و سنت حرف بزنیم،

609
00:38:25,052 --> 00:38:27,054
‫اما فکرمی‌کنم هردومون می‌دونیم که

610
00:38:28,139 --> 00:38:29,515
‫من پولت رو ندارم.

611
00:38:29,598 --> 00:38:32,393
‫و حتی اگه بهم وقت بدی،

612
00:38:32,476 --> 00:38:33,978
‫نمی‌تونم جورش کنم.

613
00:38:34,061 --> 00:38:39,650
‫پس اگه توی اون قلب سیاه و تاریکت می‌تونی راهی پیدا کنی

614
00:38:39,734 --> 00:38:40,860
‫که بدهی رو ببخشی...

615
00:38:40,943 --> 00:38:43,988
‫نظرت چیه که یکی از اون چشم‌های خوشگل رو از سرت بیرون بکشم

616
00:38:44,071 --> 00:38:45,323
‫و دور گردنم بندازمش.

617
00:38:45,406 --> 00:38:46,866
‫خب، می‌تونی اون‌کار رو کنی.

618
00:38:46,949 --> 00:38:49,910
‫یا می‌تونی بیخیال استرس و انرژی

619
00:38:49,994 --> 00:38:53,414
‫و سردرد و وقتی که صرفش می‌کنی بشی
‫و همین حالا من رو بکشی.

620
00:38:56,042 --> 00:38:58,085
‫اون اسلحه‌ت کجاست؟
‫کجا نگهش داشتی؟

621
00:38:58,169 --> 00:38:59,837
‫دستات رو بکش، مرتیکه‌ی عجیب.

622
00:38:59,920 --> 00:39:01,922
‫- پشت کمرته؟
‫- تمومش کن!

623
00:39:13,517 --> 00:39:15,728
‫همیشه یه توله‌سگ مریض بودی.

624
00:39:16,854 --> 00:39:18,272
‫توی صورت نه، لطفاً.

625
00:39:24,862 --> 00:39:26,530
‫عوضی آشغال.

626
00:39:29,033 --> 00:39:30,033
‫خدایا.

627
00:39:50,763 --> 00:39:52,890
‫حرومزاده.

628
00:39:58,854 --> 00:40:00,940
‫کانادا واقعاً باید سرد باشه.

629
00:40:02,358 --> 00:40:03,984
‫خب، آره.

630
00:40:04,068 --> 00:40:05,653
‫یعنی می‌تونه باشه.

631
00:40:06,654 --> 00:40:08,531
‫تابستون‌ها کاملاً دلپذیره.

632
00:40:10,616 --> 00:40:14,578
‫و لوثر، تو چی؟ تو چیکار می‌کنی؟

633
00:40:14,662 --> 00:40:15,871
‫اه! ام...

634
00:40:16,455 --> 00:40:18,040
‫من یه رقاص حرفه‌ایم.

635
00:40:19,542 --> 00:40:21,127
‫- رقاص؟
‫- آره.

636
00:40:21,210 --> 00:40:22,378
‫چه فوق‌العاده!

637
00:40:24,130 --> 00:40:28,634
‫شما واقعاً خوب عمل کردین.
‫البته باید بگم، نه به خاطر پدرتون.

638
00:40:28,717 --> 00:40:30,010
‫اونو شنیدم.

639
00:40:30,928 --> 00:40:33,431
‫رئیس حراستم بهم خر میده که

640
00:40:33,514 --> 00:40:36,016
‫که دهکده‌ی کوچیک نیوگرامپسون،

641
00:40:36,100 --> 00:40:40,271
‫هنوز به خاطر گندکاری بزرگ شما داغونه.

642
00:40:40,354 --> 00:40:42,064
‫رجی، عزیزم، لطفاً.

643
00:40:42,148 --> 00:40:45,526
‫هرچی که می‌خوام بدونم رو بهم بگید وگرنه از عواقبش زجر می‌کشید.

644
00:40:45,609 --> 00:40:47,194
‫اول تو.

645
00:40:47,903 --> 00:40:49,864
‫- هی، هی.

646
00:40:50,614 --> 00:40:51,614
‫آه!

647
00:40:52,074 --> 00:40:53,242
‫پس حقیقت داره.

648
00:40:53,868 --> 00:40:58,080
‫حدس می‌زدم که نمی‌تونستین اون همه آسیب رو به صورت طبیعی انجام بدین.

649
00:40:58,164 --> 00:40:59,039
‫اما چطور؟

650
00:40:59,123 --> 00:41:00,791
‫رجی، کافیه.

651
00:41:00,875 --> 00:41:03,210
‫واقعاً این‌طوری می‌خوای با مهمونات رفتار کنی؟

652
00:41:03,294 --> 00:41:05,379
‫تهدید و بازجویی؟

653
00:41:05,880 --> 00:41:07,256
‫حالا، بشین،

654
00:41:07,339 --> 00:41:10,176
‫و مثل انسان‌های متمدن باهم مکالمه می‌کنیم.

655
00:41:11,343 --> 00:41:14,221
‫فکرکنم حالا می‌دونیم که توی رابطه حرف حرف کیه.

656
00:41:15,973 --> 00:41:17,308
‫چای، عزیزم؟

657
00:41:18,100 --> 00:41:19,935
‫نه، ممنونم، عزیزم.

658
00:41:21,645 --> 00:41:24,690
‫اگه اجازه هست می‌خوام بپرسم،

659
00:41:24,773 --> 00:41:27,776
‫چطور قدرت‌هات رو به دست آوردی؟

660
00:41:27,860 --> 00:41:31,113
‫چرا شهر نیوگرامپسون رو نابود کردین؟

661
00:41:31,197 --> 00:41:32,197
‫و...

662
00:41:33,115 --> 00:41:35,367
‫با اون دختر چیکار کردین؟

663
00:41:36,660 --> 00:41:39,747
‫خب، یه جورایی داستانش طولانیه،

664
00:41:39,830 --> 00:41:42,082
‫اما همه‌ش از اونجایی شروع شد

665
00:41:42,166 --> 00:41:45,878
‫که سای گروسمن اومد سراغمون.

666
00:41:47,338 --> 00:41:48,506
‫این اسم رو نمی‌شناسم.

667
00:41:49,089 --> 00:41:50,883
‫- اوه.
‫- می‌دونی چیه، رج؟

668
00:41:50,966 --> 00:41:52,426
‫فکرمی‌کنم سوال واقعی اینه که

669
00:41:52,510 --> 00:41:55,262
‫چرا یه شهر کامل ساختی
‫تا یه دختر رو زندونی نگه داری؟

670
00:41:55,346 --> 00:41:57,389
‫اسمش جنیفره.

671
00:41:58,349 --> 00:42:00,351
‫و زندانیش نکرده بودم.

672
00:42:01,185 --> 00:42:02,520
‫داشتم ازش محافظت می‌کردم.

673
00:42:03,103 --> 00:42:04,605
‫محافظت دربرابر چی؟

674
00:42:05,231 --> 00:42:07,316
‫طبیعتاً، شما.

675
00:42:07,399 --> 00:42:09,944
‫پس اون یکی از ماست.

676
00:42:10,027 --> 00:42:11,403
‫متاسفانه نه.

677
00:42:12,071 --> 00:42:14,031
‫اون اصلاً شبیه شما نیست.

678
00:42:14,114 --> 00:42:18,494
‫درحقیقت، به هرنحوی که فکرشو کنید برخلاف شماست.

679
00:42:19,411 --> 00:42:23,207
‫و از همه‌ی شما روی همدیگه قدرت بیشتری داره.

680
00:42:23,290 --> 00:42:24,625
‫هی!

681
00:42:27,378 --> 00:42:28,837
‫باید درباره‌ی بن حرف بزنیم.

682
00:42:47,648 --> 00:42:49,692
‫واقعاً موهبت جالبی داری.

683
00:42:49,775 --> 00:42:51,026
‫خب،

684
00:42:52,236 --> 00:42:54,738
‫راستش موهبت و نفرین.

685
00:43:00,452 --> 00:43:03,664
‫فکرکنم بدونم چطوری قراره اون بدهی رو پرداخت کنی.

686
00:43:04,999 --> 00:43:08,085
‫اه، بیخیال. منو معلق نگه ندار.

687
00:43:11,964 --> 00:43:13,924
‫عوضی.

688
00:43:14,008 --> 00:43:15,926
‫توی مولداوی.

689
00:43:16,635 --> 00:43:17,886
‫از مولداوی.

690
00:43:18,554 --> 00:43:20,264
‫و بیشترش ویرایش شده.

691
00:43:20,347 --> 00:43:22,224
‫عالیه. پس نمی‌تونیم بخونیم یا ببینیمش.

692
00:43:22,308 --> 00:43:25,603
‫می‌تونم بگم که، این سند مال خط‌زمانی اصلی ماست.

693
00:43:25,686 --> 00:43:27,313
‫توضیح میده که بن چطور مرده.

694
00:43:27,396 --> 00:43:29,523
‫به عنوان "حادثه‌ی جنیفر" بهش اشاره می‌کنه.

695
00:43:29,607 --> 00:43:31,483
‫ما که می‌دونیم بن چطور مرده.

696
00:43:31,567 --> 00:43:33,444
‫خیلی خب، پس بهمون بگو.

697
00:43:35,237 --> 00:43:38,073
‫خب، یه حادثه‌ی غم‌انگیز بود.

698
00:43:38,741 --> 00:43:42,453
‫بن، بن ما، به خاطر شکست ما به عنوان یک تیم مرد.

699
00:43:43,704 --> 00:43:46,040
‫هیچ‌کس مسئول نبود، و...

700
00:43:48,542 --> 00:43:49,542
‫و چی؟

701
00:43:53,255 --> 00:43:54,673
‫آلیسون، بن چطور مرد؟

702
00:43:56,425 --> 00:43:57,843
‫یه حادثه‌ی غم‌انگیز بود.

703
00:43:58,344 --> 00:44:00,888
‫- بن مرد چون ما به عنوان یک تیم شکست خوردیم.

704
00:44:01,513 --> 00:44:04,933
‫هیچ‌کس مسئول نبود، با این وجود همه‌مون مسئول بودیم.

705
00:44:05,726 --> 00:44:08,687
‫بن هارگریوز بهترین ما رو به نمایش گذاشت.

706
00:44:09,605 --> 00:44:11,857
‫بن آکادمی آمبرلا بود.

707
00:44:14,276 --> 00:44:16,111
‫این دیگه چه ترفند مریضیه؟

708
00:44:16,195 --> 00:44:19,907
‫خب، هیچ‌کدوم از می‌تونه به یاد بیاره
‫که بن واقعاً چطور مرده؟

709
00:44:22,660 --> 00:44:23,660
‫هیچی؟

710
00:44:25,829 --> 00:44:27,039
‫من... من اونجا نبودم.

711
00:44:27,122 --> 00:44:29,625
‫خب، منم نبودم، اما باقی شما بودین.

712
00:44:29,708 --> 00:44:33,253
‫فکرمی‌کنید یه چیزی درباره‌ی مرگ برادر عزیزتون رو به یاد میارید،

713
00:44:33,337 --> 00:44:34,630
‫اما این‌طور نیست.

714
00:44:34,713 --> 00:44:37,925
‫- اینجا چه خبره؟
‫- مشخص نیست؟

715
00:44:38,008 --> 00:44:40,678
‫یکی داشته با مغز شما بازی می‌کرده.

716
00:44:40,761 --> 00:44:42,221
‫خاطراتمون رو دستکاری کرده.

717
00:44:44,223 --> 00:44:46,809
‫با اینکه می‌تونه خیلی جذاب باشه،

718
00:44:46,892 --> 00:44:50,062
‫بهتون اطمینان میدم که من اصلاً نمی‌دونم جریان چیه.

719
00:44:51,105 --> 00:44:52,564
‫تو یه چیزی می‌دونی، پیرمرد.

720
00:44:52,648 --> 00:44:56,694
‫شما دارید براساس رفتارهای یک نسخه‌ی کاملاً متفاوت از من

721
00:44:56,777 --> 00:44:58,821
‫از یک خط‌زمانی کاملاً متفاوت حرف می‌زنید.

722
00:44:58,904 --> 00:45:00,030
‫باید بگم که،

723
00:45:01,115 --> 00:45:02,950
‫کاملاً شبیه کاراییه که من ممکنه انجام بدم.

724
00:45:03,534 --> 00:45:04,868
‫اه، اینم از این.

725
00:45:04,950 --> 00:45:10,280
‫ممکنه یه پروژه‌ی مخفی خاص با یک سازمان اطلاعاتی مخفی خاص

726
00:45:10,833 --> 00:45:14,253
‫وجود داشته باشه، یا شایدم نداشته باشه.

727
00:45:14,336 --> 00:45:16,672
‫آزمایشات انسانی روی مغز.

728
00:45:16,755 --> 00:45:18,006
‫باید می‌دونستم.

729
00:45:18,090 --> 00:45:21,343
‫جنگ روانی توی دهه‌ی 60 کاملاً رایج بود،

730
00:45:21,427 --> 00:45:23,178
‫اما فقط یه قرارداد کوتاه بود.

731
00:45:23,262 --> 00:45:24,471
‫بی‌نهایت سودآور.

732
00:45:24,555 --> 00:45:26,765
‫پس می‌تونی خاطرات رو پاک کنی؟

733
00:45:26,849 --> 00:45:29,810
‫دررابطه با مغز انسان، هرچیزی ممکنه، مرد جوان.

734
00:45:29,893 --> 00:45:31,979
‫اگه می‌تونی پاکشون کنی، می‌تونی بازیابیشون هم کنی، درسته؟

735
00:45:32,062 --> 00:45:34,314
‫- با تکنولوژی مناسب، آره.
‫- که داری درسته؟

736
00:45:35,441 --> 00:45:36,441
‫طبیعتاً.

737
00:45:36,817 --> 00:45:38,694
‫مطمئنم یه جایی توی همین ساختمونه.

738
00:45:38,777 --> 00:45:41,363
‫خیلی‌خب، پیرمرد، قراره همه‌شون رو برگردونی،

739
00:45:41,447 --> 00:45:44,032
‫تک تک خاطراتی که به مرگ بن ربط دارن.

740
00:45:44,116 --> 00:45:47,536
‫چون اگه حادثه‌ی جنیفر رو پاک کردی،

741
00:45:47,619 --> 00:45:49,705
‫یعنی یه چیز خیلی مهمی وجود داشته

742
00:45:49,788 --> 00:45:51,707
‫که وقت گذاشتی تا از شرش خلاص شی.

743
00:45:51,790 --> 00:45:53,208
‫من همچین کاری نمی‌کنم!

744
00:45:53,292 --> 00:45:55,753
‫درحال حاضر ما باید بریم دنبال اون دختر قبل از این‌که خیلی دیر بشه.

745
00:45:55,836 --> 00:45:57,463
‫رجی، لطفاً.

746
00:45:57,546 --> 00:46:00,382
‫عزیزم، این کار وقت‌گیریه.
‫می‌تونه ساعت‌ها، یا حتی روز‌ها وقت بگیره.

747
00:46:00,466 --> 00:46:02,926
‫هرزنجیره‌ای از اتفاقات که درجریان افتاده

748
00:46:03,010 --> 00:46:05,763
‫درنهایت نتیجه‌ی کار توئه.

749
00:46:05,846 --> 00:46:10,434
‫هر خط‌زمانی‌ای که این اتفاق افتاده، کمکشون کن.

750
00:46:10,517 --> 00:46:11,769
‫لطفاً.

751
00:48:02,754 --> 00:48:03,630
‫این چه کوفتیه؟

752
00:48:18,228 --> 00:48:19,313
‫اون چی بود؟

753
00:48:19,396 --> 00:48:20,939
‫چیزی نیست که از پسش برنیایم.

754
00:48:21,648 --> 00:48:22,649
‫البته که نه.

755
00:48:36,872 --> 00:48:38,192
‫- می‌بینمشون!
‫- بخواب رو زمین!

756
00:48:57,267 --> 00:48:58,644
‫عجله کن!

757
00:48:58,727 --> 00:49:00,020
‫حیف شد.

758
00:49:01,229 --> 00:49:03,273
‫واقعاً کارمندهای خوبی بودن.

759
00:49:03,774 --> 00:49:06,443
‫آره، اما اگه تیرشون می‌خورد، همه‌چی خراب می‌شد.

760
00:49:06,944 --> 00:49:08,654
‫کاری رو کردیم که مجبور بودیم.

761
00:49:08,737 --> 00:49:10,572
‫البته که همین‌طوره، عزیزم.

762
00:49:12,658 --> 00:49:14,660
‫احتمالاً وقت قایم‌باشک بازیه.

763
00:49:15,577 --> 00:49:16,912
‫واگن رو میارم.

764
00:49:25,128 --> 00:49:27,214
‫فقط تکیه بده و آروم باش، لوثر.

765
00:49:29,758 --> 00:49:30,926
‫آره، باشه.

766
00:49:33,845 --> 00:49:36,974
‫همه‌مون باید این‌کار رو انجام بدیم؟
‫نمی‌تونی فقط با یکی از ما انجامش بدی؟

767
00:49:37,057 --> 00:49:40,769
‫تکه‌هایی از خاطرات اصلی شما
‫هنوز توی مغزتون هستن.

768
00:49:41,436 --> 00:49:43,939
‫اونا قطعاتی جدایی‌ناپذیر از یه پازل بزرگ‌تر هستن.

769
00:49:47,442 --> 00:49:49,069
‫منم می‌خوام وصل بشم.

770
00:49:49,152 --> 00:49:51,238
‫اما تو که توی مأموریت نبودی.

771
00:49:51,321 --> 00:49:54,408
‫اون موقع توی تیم نبودم، اما الان هستم،

772
00:49:54,491 --> 00:49:57,119
‫و منم به اندازه‌ی شما می‌خوام حقیقت رو بدونم.

773
00:49:58,286 --> 00:50:00,247
‫عالیه. لطفاً بشین.

774
00:50:03,542 --> 00:50:06,670
‫- شما چی؟
‫- آره، فکرکنم می‌خوام تماشا کنم.

775
00:50:07,254 --> 00:50:10,716
‫منم همین‌طور. توهین نباشه، اما نمیذارم به ماده‌ی خاکستریم نزدیک شی.

776
00:50:10,799 --> 00:50:13,260
‫خیلی‌خب. شاید بتونید کمک کنید.

777
00:50:21,685 --> 00:50:24,813
‫قبل از این‌که پدر مغزم رو مایع کنه، حرفی نداری؟

778
00:50:28,608 --> 00:50:30,569
‫ببخشید درباره‌ی انجمن کتاب دروغ گفتم.

779
00:50:33,363 --> 00:50:34,363
‫خوبه.

780
00:50:35,323 --> 00:50:38,410
‫می‌دونی، زن و شوهر نباید هیچ رازی داشته باشن، لایلا.

781
00:50:38,910 --> 00:50:39,911
‫این یه قانونه.

782
00:50:40,579 --> 00:50:41,663
‫حق با توئه.

783
00:50:42,748 --> 00:50:43,874
‫دیگه راز کافیه.

784
00:50:47,419 --> 00:50:49,671
‫فکرمی‌کنم که نیاز داریم از هم جدا شیم.

785
00:50:49,755 --> 00:50:52,257
‫- وقتشه که دوباره ازدواجمون رو ارزیابی کنیم.
‫- چی؟

786
00:51:14,738 --> 00:51:17,074
‫وایسا! قراره درد داشته باشه؟

787
00:51:17,157 --> 00:51:18,617
‫بدون شک.

788
00:51:25,707 --> 00:51:27,459
‫یک حادثه‌ی غم‌انگیز بود.

789
00:51:27,542 --> 00:51:30,670
‫- بن مرد چون ما به عنوان یک تیم شکست خوردیم.

790
00:51:31,296 --> 00:51:35,092
‫هیچ‌کس مسئول نبود، با این وجود همه‌مون مسئول بودیم.

791
00:51:35,842 --> 00:51:38,428
‫بن هارگریوز بهترین ما رو به نمایش گذاشت.

792
00:51:39,930 --> 00:51:41,848
‫بن آکادمی آمبرلا بود.

793
00:51:51,372 --> 00:52:11,372
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

